وقف در آيينه ادب و شعر فارسي
منوچهري:
دادار جهان ملک جهان وقف تو کرده ست
بر وقف خدا هيچ کسي را نبود دست
ادامه دارد ...
منبع :
وقف در آيينه ادب و شعر فارسي
خاقاني:
اي به هزار جان دلم مست وفاي روي تو
خانه جان به چارحد وقف هواي روي تو
کنم دفتر عمر وقف قناعت
نويسم به هر صفحه اي لايباعي
ادامه دارد ...
منبع :
وقف در آيينه ادب و شعر فارسي
از ديرباز وقف به عنوان سنت حسنه در ميان مسلمانان از جايگاه ويژهاي برخوردار بود، از هيمن روي حتي در ضرب المثلها و اشعار از اين واژه بهره بردهاند، که در ادامه به برخي معاني لغوي و اصطلاحي اين واژه درامثله و اشعار فارسي اشاره ميگردد:
حافظ:
بيا که خرقه من گرچه رهن ميکده هاست
زمال وقف نبيني به نام من درمي
ادامه دارد ...
منبع :
حنبلي:
ابن قدامه حنبلي، وقف را «بازداشتن ريشه و استمرار بهره» معرفي کرده است. (ابن قدامه، ج6، ص185)
زيدي:
احمد المرتضي در تعريف وقف گفته: «بازداشتن چيزي مخصوص به صورت ويژه، همراه با نيت قربت».(احمد مرتضي، ج3، ص458)
شافعي:
زکريا انصاري و تعدادي چند از دانشمندان شافعي، وقف را چنين بيان کردهاند: «بازداشتن مالي کهامکان انتفاع از آن با بقاي عين وجود داشته باشد». (زکريا انصاري، 1418ق، ج1، ص440، محمد بن أحمد شربيني، 1377ق، ج2، ص376، مليباري هندي، 1418ق، ج3، ص186)
مالکي:
بزرگان فقيه در مذهب مالکيه، وقف را به معناي «بخشيدن منفعت چيزي تا زمان بقاي آن، که به صورت لازم محقق ميشود» دانستهاند (حطاب رعيني، 1416ق، ج 7، ص626) و نيز برخي آنرا چنين تعريف کردهاند: «بازداشت عين براي بهره مندي ديگران از منفعت آن به صورت دائمي». (همان)
قانون مدني ج.ا.ا:
قانونگذار در قانون مدني جمهوري اسلامي ايران؛ وقف را چنين تعريف کرده است: «وقف عبارت است از اينکه عين مال حبس و منافع آن تسبيل شود». (واحد پژوهش مؤسسه فرهنگي نگاه بينه، 1385ش، ص23)
ادامه دارد ...
منبع :
