وقف و عمل صالح
بعضي از مفسران خيرات را به معناي شرايع نبوّت گرفته اند. ولي بيشتر آنان، الخيرات را به معناي اعمال صالحه گرفته اند. (شاه عبدالعظيمي،1380،ج8، ص 416)
با توجّه به اين که کلمه ي الخيرات جمع محلا به الف و لام است، بديهي است که هر نوع عمل صالحي را شامل مي شود. (کاشاني،1346،ج6، ص89)
و هر چند که پس ازاين قسمت آيه، به مواردي چون زکات و نماز اشاره شده، از باب بيان بهترين مصداق خير است نه اين که فقط نماز و زکات را شامل شود و ديگر خوبي ها را در بر نگيرد از اين روي، همان گونه که پيش تر نيز اشاره شد، با توجّه به تشويق هايي که درباره ي وقف صورت گرفته، وقف مي تواند يکي از مصاديق خير يا اعمال صالح باشد.
افزون بر آيات گذشته که در خصوص وقف به آن ها اشاره شد، آياتي که در قرآن به انفاق، احسان، عمل صالح، ايثار و... مي توانند مشوّق وقـف باشند و از سويي در قرآن در آـات بسياري با کنز مال، تکـاثر، تفاخر، استکبار، سرقت طغيان، کسب حرام، حبّ مال، راندن قهر آميز يتيم، پر خاش با سائل، خودبيني و... مبارزه شده که به شکلي مي توانند به مقام و جايگاه وقف در قرآن اشاره داشته باشند. (سليمي فر،1370، ص54)
نتيجه
وقف در لغت داراي معاني متفاوتي است که در قرآن کريم ريشه ي "وقف " در چهار آيه ي قرآن با معاني مختلف به کار برده شده است.
قرآن چون جاوداني و همگاني است براي همه ي مردم و در هر زماني مورد استفاده قرار مي گيرد. پس موضوعات آن براي همه است. وقف نيز که يکي از موضوعات قرآني محسوب مي شود جايز بلکه مستحب است، مردم بدان عمل کند.
چنان چه منظور از " قرضاً حسناً" هر کار خيري باشد، وقف مي تواند يکي از مصاديق آن باشد؛ چنان که از مصاديق خير نيز مي تواند به شمار رود؛به همين دليل در برخي از کتب آيات الاحکام، آيه20 سوره ي مزمل در شمار آيات مربوط به وقف ذکر شده است.
در روايات معصومان (ع) به صور گوناگون تشويق به وقف شده؛ از جمله پيامبر (ص) فرموده است:«اذا مات ابن آدم انقطع عمله الا من ثلاث: صدقه جاريه او علم ينتفع به او ولد صالح يستغفر له؛ وقتي آدم بميرد، پرونده ي ِعمل وي مسدود مي شود، مگر در سه مورد: صدقه جاريه، علمي که از آن نفع برده شود و فرزند صالحي که برايش دعا کند.»؛ (بحار الانوار، ج2، ص22)
وقف يکي از مصاديق برّ و عمل صالح و... است که آيات قرآني به اين امر اشاره دارد و اين جمله را تأييد مي کند.
پایان
منبع :
لینک مطلب :
وقف و مساجد
همچنين پيامبر (ص) فرموده است: «من اسراج في مسجد سراجاً لم تزل الملائکه و حمله العرش يستغفرون له مادام في ذلک المسجد ضوئه»کسي که چراغي در مسجدي برافروزد، فرشتگان و حاملان عرش الهي مادام که نور آن چراغ در مسجد مي تابد، برايش استغفار مي کنند.. (مکارم شيرازي، 1380، ج 7، ص318)
مرحوم فاضل مقداد در خصوص احکام مربوط به مساجد به هفت آيه اشاره کرده است. (مکارم شيرازي، 1380، ج7، ص318)
ادامه دارد ...
منبع :
زيباترين بخشش
در اين آيه از عطا و بخشش سخن به ميان آمده بدون اين که به مورد بخشش اشاره شود؛ چون اصل، بخشندگي و بخشش است هر چه که مي خواهد باشد؛ خواه مالي و خواه آبرويي و خواه بدني باشد. (مکارم شيرازي، 1380، ج27، ص73)
برخي گفته اند: " اعطي " به عبادات مالي، و " اتقي " به ساير عبادات و انجام واجبات و ترک محرمات اشاره دارد؛ امّا بهتر آن است که بگوييم: منظور از " اعطي " همان انفاق در راه خدا و کمک به نيازمندان و تقوا اشاره است به اين که هنگام انفاق و بخشش و تهيّه ي اموال از طريق مشروع و انفاق آن منّت و آزاري در کار نباشد
مرحوم علامه ي طباطبايي در اين باره گفته:«با توجّه به اين که آيات پس از اين آيه بخل را نکوهش مي کنند، منظور ار " اعطي " بخشش مال است براي رضاي خدا و " اتقي " نشان مي دهد که انفاق بايد در راه تقواي ديني باشد.«؛(طباطبايي،1380،ص302)
با توجّه به آن که گفته شد، بهترين معنا همان است که در تفسيرمجمع البيان از امام باقر (ع) در اين باره نقل شده که فرموده است:«اعطي مما آتاه الله»يعني از آن چه که خداوند داده، بدهد و ببخشد. از سويي، لفظ " عطاء " به معناي مطلق دادن است که بخشيدن را شامل مي شود؛ بنابرين، هر کـه حقوق واجب اموالـش را بپردازد و هر که مالي در راه خير بدهـد و کسي که براي خداوند گامي بردارد يا سخني بگويد و از مقـام و آبـرو يا دانش و هنرش به نفـع بندگان خدا استفـاده کند، عموماً مشمول اين آيه و داخل در" من اعطي " است.
اين که مفعول اعطي ذکر نشده؛ يعني آن چه که بخشش مي شود بيان نشده به منظور گسترش مفهوم اعطي است که موارد بسياري را شامل شود؛ بدين جهت در معاني و بيان گفته شده: يکي از انگيزه هاي حذف" مفعول به " تعليم گسترش مفهوم است.
بر اين اساس، بديهي است يکي از عناويني که مي تواند تحت واژه اعطي قرار بگيرد، وقف است؛چون وقف هم يک نوع اعطا و بخشش مال در راه خدا ست و از همين روي در کتاب ميزان الحکمه در مبحث وقف، آيه ي مزبور راجع به وقف دانسته شده و از طريق روايات به تفسير آن اقدام شده. (خزايلي،1379،ص138)
ادامه دارد ...
منبع :
بهترين قرض به خدا
در اين آيه، هم از کلمه ي " خير"مي توان بر مدّعا استدلال کرد و هم مي توان ياري گرفت؛ زيرا همان گونه که پيش تر اشاره شد، خير به معناي هر کار خوبي است، چنان چه مرحوم علامه طباطبايي در تأکيد اين مدّعا گفته:«عبارت" من خير" بيان " ما" است و مقصود از خير، مطلق است اعمّ از واجب و مستحب.»(طباطبايي، 1380، ج20، ص 442)
در مورد" قرضاًًحسناً " مي توان گفت در تفسير اين کلمه، موارد چندي بيان شده؛ از جمله برخي گفته اند: اقرضوا الله قرضاً حسناً، يعني اموال خود را انفاق کنيد، انفاق نيکو که موافق رضاي خدا باشد. در اين صورت، اين جمله امر به ساير خيرات و يافتن جزاي بسيار در آن از سوي خداوند است. بعضي معتقدند که مقصود، انفاق از پاکيزه ترين مال بر اهل استحقاق و مراعات نيّت و طلب رضاي خداوند است.
برخي گفته اند: منظور از " قرضاً حسناً " هر کار خيري است که متعلّق به نفس و مال باشد؛ به همين روي از رسول خدا روايت شده است:«در اموال حقي است غير از زکات مقرر که به وجه احسن بايد اخراج شود از مال طيّب و پاکيزه.»و برخي معتقد هستند که منظور از" قرض الحسنه "، همان انفاق هاي مستحبي است و اين بزرگوارانه ترين تعبيري است که در اين زمينه تصوّر مي شود؛ چرا که مالک تمام ملک ها از کسي که مطلقاً چيزي ندارد، قرض مي طلبد تا از اين طريق وي را به انفاق و ايثار و کسب فضيلت اين عمل خير تشويق کند.
چنان چه منظور از " قرضاً حسناً" هر کار خيري باشد، وقف مي تواند يکي از مصاديق آن باشد؛ چنان که از مصاديق خير نيز مي تواند به شمار رود؛به همين دليل در برخي از کتب آيات الاحکام، اين آيه در شمار آيات مربوط به وقف ذکر شده.
مرحوم فاضل مقداد هر چند که اين آيه را در شمار آيات مربوط به وقف ذکر نکرده، گفته که اطلاق قرض استعاره از اعمال صالحه است.
افزون بر آيه ي ياد شده، آيات ديگري که درباره ي قرض هستند، با همان استدلال مي توانند درباره ي وقف نيز باشند؛ از جمله «من ذالذي يقرض الله قرضاً حسناً«؛ (البقره، 245و الحديد، 11)، «ان تقرضوا الله قرضاً حسناً يضاعفه لکم«؛ (التغابن، 17)، «ان المصدقين و المصدقات و اقرضوا الله قرضاً«؛ (الحديد، 18). (مکارم شيرازي،1380، ج 27، ص146)
ادامه دارد ...
منبع :
