عرق، پيشاني پيغمبر را گرفته است و خاندان حياء و وفا همچو پروانه گرد شمع وجودش مي‌چرخند. فاطمه به دور از چشم كودكان در غم از دست دادن پدر خود، سخت در اضطراب است.

زينب به ادب در كنار بستر مي‌نشيند و عرض مي‌كند: «يا جدا! خواب ديدم باد تندي وزيدن گرفت و دنيا را تاريك نمود و من از شدت باد در پناه درختي بزرگي جاي گرفتم، كه ناگهان آن درخت بزرگ هم در اثر فشار باد از جا كنده شد. ناچار خود را به درخت ديگر رسانديم كه شاخة همان درخت بود. باز باد تند و سخت او راهم از جا كند. پس از آن به شاخة‌ ديگر آن درخت پناه بردم كه ديدم آن هم شكست. آنگاه به دو شاخة باقيماندة‌ آن پناه بردم كه آنها يكي پس از ديگري در اثر تندباد حوادث از بين رفتند. ناگهان از شدت ترس و اضطراب از خواب بيدار شدم.»
پيغمبر اكرم (ص) وقتي سخنان دختر خويش را شنيد، گريان شد و فرمود: «دخترم! اما آن درخت بزرگ، من هستم كه از ميان شما مي‌روم. و شاخة اول او، مادرت فاطمه مي‌باشد.
و شاخة‌ دوم او، پدرت علي مي‌باشد.
دو شاخة ‌ديگر او، برادرانت حسن و حسين (ع) هستند كه در اثر شهادت آنها، جهان تيره و تار مي‌گردد.»


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 6:01 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

در سال پنجم جمادی الاول سال ششم هجرت در شهر مدینه ، در خانه حضرت علی (ع) دختری بدنیا آمد که سالها بعد در تغییر مسیر تاریخ بشریت نقشی عظیم ایفا کرد. زینب (س) از مادري چون فاطمه زهرا (س) متولد شد و در دامان  آن بانوی بزرگ اسلام و پيامبر اسلام (ص) و حضرت علي (ع) پرورش يافت. يكي از سيره هاي عملي زندگي اين بانوي الهي، پرستاري و دست گيري از حال بيماران و درماندگان بود. اتفاقات سختي كه در طول حيات سراسر مرارت بار ايشان رخ داد،همچون بيماري مادر بزرگوارشان، ضربت خوردن پدر، مسموميت برادر و بالاخره حادثه بزرگ كربلا، زينب را به عنوان الگوي پرستاران معرفي كرد و سالروز ولادتش، به عنوان روز پرستار برگزيده شد.


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 6:00 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

روایت دردهای زینب (س) – در مجلس شام

ابن زياد درميان اعوان و انصار خود با كمال كبر وغرور بر دنياي خويش تكيه زده و منتظر ورود اسراء مي‌باشد.
به امر او اسراء و سرهاي بريده را وارد و در برابر او قرار دادند و او مستانه قهقهه مي‌زد.
در وقت ورود اسرا، عقيلة هاشم بني هاشم به طور ناشناس وارد مجلس گشت و درگوشه‌اي روي زمين نشست. ابن زياد از اطرافيان سؤال نمود: «اين زن كيست؟» به او گفتند: «او زينب، دختر علي مي‌باشد.» ابن زياد همچو كسي كه منتظر اين لحظات باشد، براي طعنه زدن بر آل رسول الله، با تمسخر گفت: «الحمدالله الذي فضحكم.»؛ خدا را سپاس كه شما را رسوا و مفتضح نمود و دروغ شما در گفتارتان آشكار نمود. عقيلة بني هاشم از اين جسارت ابن زياد بر آشفت و فرمود: «خدا، شخص فاسق را رسوا مي‌كند و بدكار دروغ مي‌گويد و او ديگري است، نه ما.»


 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 5:59 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

زينب كبرى سلام الله عليها،پيامبر خون شهداى كربلا و همراه حسين«ع»در نهضت خونين عاشورا .حضرت زينب،دختر امير المؤمنين و فاطمه زهرا«ع»در سال پنجم هجرى،روز 5 جمادى الأولى در مدينه،پس از امام حسين«ع»به دنيا آمد.از القاب اوست:عقيله بنى هاشم،عقيله طالبيين،موثقه،عارفه،عالمه،محدثه،فاضله،كامله،عابده آل على.زينب را مخفف«زين اب»دانسته‏اند،يعنى زينت پدر.


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 5:57 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

روایت دردهای زینب (س) – در مجلس يزيد

اهل بيت رسول خدا را به ريسمان بسته و برمحفل شرك وعصيان، دربار طاغوت زمان، يزيد، وارد نمودند. امام سجاد (ع) از جسارت دشمن خدا بر اهل بيت بر آشفت و فرمود: اي يزيد! چه فكر مي‌كني؟ اگر جدمان رسول خدا در اين وضع و حال ما را مشاهده نمايد، چه مي‌كني؟
كلام حجت خدا، يزيد را خجلت زده نمود و دستور برداشتن ريسمان ها را داد. آرامش، لحظه‌اي بر اهل حرم بارش گرفت كه زينب متوجة سر بريدة سيدالشهداء گشت. از شدت و درد و مصيبت، دست در گريبان خويش برآورد و با ناله‌اي جگر سوز فرياد برآورد:
"اي حسين جان! اي حبيب رسول خدا! اي فرزند مكّه و مني! اي پسر فاطمه زهرا ، سرور زنان! اي پسر دختر مصطفي (ص)!"


از ناله‌هاي جانسوز زينب، اهل مجلس يكپارچه بر اين مصيبت دردناك و جگر سوز گريستند. انقلابي عليه دربار ظلم صورت گرفت. يزيد از ديدن صحنه، حساب كار خود را كرد كه اندكي دگر همه چيز ويران خواهد گشت، لذا دستور داد چوب خيزران را بياورند و در برابر اهل بيت عصمت و طهارت شروع كرد به هتك حرمت وجسارت بر لب و دندان سيد الشهداء و مي‌گفت:
- اي كاش پيران قبيلة من كه در جنگ بدر كشته گشتند، زاري كردن قبيل خزرج را بر اثر زدن نيزه در جنگ احد مي‌ديدند و پس از شادي فرياد مي‌زدند: «اي يزيد! دستت شل مباد.»

 

تشت اندوه و بلا

دوبار، تشتي را مقابل زينب قرار دادند، كه او را غمگين كرد: يكبار وقتي برادرش حسن، لخته‌هاي جگرش را در ميان تشت مي‌ريخت و چهره‌اش به سبزي مي‌گراييد.
بار دوم وقتي بود كه سر بريده و غرق به خون برادرش را درمجلس يزيد در تشت ديد كه يزيد با چوب خيزران بر لب و دندان مي‌زد و جسارت مي‌كرد. زينب خطاب به سر فرمود: «واحبيباه! يابن مكه و مني! يا بن بنت المصطفي!

 

مجلس يزيد

در مجلس مشغول خواندن خطبه مي‌باشد:
«چگونه سخن بگويم؛ درحالي كه بدن هاي طيب و طاهر و بدون سر، روي خاك هاي گرم كربلا چند شبانه روز است افتاده و كسي جز حيوانات به آن ها سر نمي‌زند.»
يزيد از زينب مي‌خواهد هر چه ميل دارد، طلب نمايد.
زينب فرمود: «بگذاريد براي شهدايمان عزاداري كنيم»
يزيد وقتي موافقت نمود، تمام زنان و كودكان به مدت يك هفته در عزاي عزيز خدا عزاداري نمودند.

 

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 5:54 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

اربعين است. چهل روز است كه گل هاي خوشبوي محمدي از باغستان خويش جدا گشته‌اند و باغبان خود را تنها نهاده‌اند.
اولين زائر، صحابه‌ي خاص رسول الله «جابر بن عبدالله انصاري» است كه با بدني خوشبو و ذكر گويان، بر قبر دردانة پيامبر حاضر گشته و از سوز دل سه بار فرياد مي‌زند: «يا حسين! يا حسين!» و بيهوش روي زمين مي‌افتد. عطيه، دوست جابر، او را به هوش مي‌آورد كه ناگهان جابر صدا مي‌زند: «واحبيب لايحبيب حبيبه؟؛ آيا دوست، جواب دوست خود را نمي‌دهد؟» سپس خودش جواب خودش را مي‌دهد: «چگونه جواب مرا بدهي، درحالي كه خون از رگ هاي گلويت بر سينه و شانه‌ات فرو ريخته و بين سر و بدنت جدايي افكنده است!»

 

 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1 آذر 1393  | 3:01 PM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

ام‏البنين آماده جانبازى و ايثار

اندكى پيش از تحقق اين زمان و پس از اعلان جانشينى يزيد توسط معاويه، شيعيان مترصد به وجود آمدن زمانى مناسب، جهت قيام بر ضد دستگاه خلافت سياه اموى بودند و اين فرصت در همين زمان ـ يعنى مرگ معاويه ـ فراهم گرديد و زمينه قيام شيعيان و مخالفان خلافت اموى بر ضد دستگاه فاسد خلافت در آن زمان آماده گرديد.


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1 آذر 1393  | 3:00 PM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

خواستگارى على(ع) از فاطمه

مراسم خواستگارى از فاطمه، با پيشقدم شدن عقيل انجام شد و او، دختر حزام را براى برادر خواستگارى كرد. حزام كه نسبت به پيشينه خاندان بنى‏هاشم و همچنين شخصيت ممتاز انسانى و مذهبى امام على، آشنايى كاملى داشت، بى‏درنگ به درخواستِ عقيل، با افتخار جواب مثبت داد؛ بدين ترتيب و پس از دعوت شدن آشنايان و خويشاوندان و بيشتر اهالى مدينه به مراسم عروسى، ازدواج زوج خوشبخت برگزار گرديد.


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1 آذر 1393  | 2:59 PM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

بيان و شرح سرگذشت زندگانى ام‏البنين، بنا به ماجراها و پيشامدها و از همه مهم‏تر، امتحان‏هاى او توسط خدا، جهت اثبات خلوص نيت و درجه ولايتمدار بودن اين شيرزن انقلابى (كه به حق اسوه و الگويى ممتاز براى مادران و همسران شهيد ايران اسلامى به حساب مى‏آيد) از همه نظر ارزشمند خواهد بود.

سخن گفتن از برخوردهاى مؤدبانه و معرفت‏آميز او، در برخورد نزديك با خاندان ولايت و احترام شديد او به اين خانواده و آموزش آن به فرزندان خود، نمونه كاملى از تربيت ولايى در عصر حاضر است.


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1 آذر 1393  | 2:58 PM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

روایت دردهای زینب (س) – پاسداری از حجاب

علامه مجلسي مي‌نويسد: در بعض ارباب مقاتل خواندم كه فاطمة‌ صغري، دختر امام حسين (ع) مي‌گفت: «من در روز عاشورا در كنار خيمه ايستاده بودم و به اجساد پاره پاره شهدا نگاه مي‌كردم و پدرم را مي‌ديدم كه در خون و خاك غلتيده و بدنش پر از تير و نيزه و شمشير است و سواران بر آن اجساد با اسبان خويش اسب سواري مي‌نمايند. در اين فكر بودم كه قساوت قلب لشكر با ما چه خواهد نمود؟ آيا ما را هم به قتل مي‌رسانند يا به اسارت خواهند برد؟

 

 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1 آذر 1393  | 2:57 PM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید