روایت دردهای زینب (س) – امان از غریبی کریم اهل بیت
شب سراسر مدينه را فرا گرفته و چشمان مردم به خواب رفته است. صداي در خانه، زينب را بيدار ميكند. پيغام سبط اكبر را ميشنود كه او را به خانة خويش طلبيده است.
سراسيمه به خانه حسن (ع) راهي ميگردد و در كنار بستر امام خويش، حسين خود را مشاهده ميكند. آنها نشستهاند و منتظر آمدن خواهرشان هستند.
چهره ي حسن(ع) از شدت زهر، زرد گشته است و سيدالشهدا بر اين درد، اشك غم از ديده روان ميكند. زينب براين رخداد سخت، گريان ميگردد؛ به حدّي كه برادرش امام مجتبي (ع) براو حديث آينده را ميخواند. سپس ميفرمايد: «برايم تشت بياور كه جگرم ميسوزد.» زينب به عجله امر امامش را اجرا ميكند كه ناگهان مشاهده ميكند لختههاي جگر حجت خدا درميان تشت قرار ميگيرد . درهمان حال صداي برادرش به گوش ميرسد كه «جگرم از تشنگي مي سوزد!» حسن (ع) برخواهر وبرادرش شروع به خواندن حديث فراق ميكند: «حسينم! گريه را كم كن كه لايوم كيومك يا ابا عبدالله: هيچ روزي سخت تر از روز تو نيست. زينبم! بايد صبر وتحمل نمايي.
توكربلا درپيش داري؛
تومصايب عديدهاي درپيش داري؛
بعداز كربلا، مصايب سخت تري برايت وجوددارد؛
تواسارت رفتن رادرپيش داري؛
توسيلي خوردن...
توتازيانه...»
ناگهان عقيله بني هاشم مشاهده ميكند كه برادرش شروع به سلام دادن نموده است:
السلام عليك يا رسول الله! السلام عليك يا اميرالمومنين!
السلام عليك يا فاطمه الزهرا!
السلام عليك يا امين الله (جبرئيل)!
السلام عليك يا...!
ادامه مطلب
روایت دردهای زینب (س) - لحظات غربت شام
سيد بن طاووس مينويسد:" وقتي اسرا و بازماندگان شهدا را وارد دارالاماره يزيد كردند، درحالي كه همگي به وسيله ريسمان به هم بسته شده و در مقابل يزيد قرار گرفتند، امام سجاد، يزيد را مخاطب قرار داد و فرمود: «اي يزيد! تو را به خدا قسم ميدهم كه در بارة پيامبر چه گماني ميكني، اگر ما را با اين حالت بنگرد.»
يزيد دستور داد ريسمان را از آن ها جدا نمودند. سپس دستور داد سر مقدس امام حسين را در مقابل او قرار دهند و زنان را هم پشت سر خويش جاي داد تا به سر مبارك نظر نيفكنند. اما وقتي چشمان امام سجاد بر آن سر مقدس افتاد ، بعد از آن ديگر از گوشت كلة گوسفند و امثال آن نخورد.
ادامه مطلب
9ـ بانواني كه در كربلا امانتدار امامت بودند
الف) ام سلمه
ام سلمه، يكي از برترين همسران پيامبر پس از حضرت خديجه3 بانوي بزرگوارو والا مقامي بود كه به جهت شخصيت وي، اوّلاً: آية تطهير در شأن اهل بيت: در خانةاو نازل شد. به علاوه رسول خدا(ص) داستان كربلا و مصائب سيدالشهدا: را بر او بازگونموده و خاك كربلا را برايش به وديعه نهاده بود كه به محض وقوع آن حادثه عظيم وهولناك از آن مطلع گردد، كه هم چنين نيز شد. عصر عاشورا، اهل مدينه ديدند كه از خانةامالمؤمنين «ام سلمه» صداي شيون برخاست، چون علت را جويا شدند. فرمود: اكنون درعالم رؤيا پيامبر را ديدم كه غبارآلود و خسته بود. پرسيدم يا رسولا...!كجا رفته بودي كهچنين غبار آلودهاي؟ فرمود: اكنون از كربلا برميگردم و شاهد شهادت فرزندم حسين(ع)بودم. ام سلمه گويد: چون از خواب بيدار شدم، به سوي تربتِ كربلا دويدم، ديدم خونِ تازه،درون شيشه ميجوشد؛ دانستم كه حسين در كربلا به شهادت رسيد.
ادامه مطلب
ـ بانواني كه بر همسرانشان به خاطر يزيدي بودن آنها شوريدند
الف) عيوّف، همسر خولي
عمر سعد پس از واقعة كربلا، سرِ مقدس امام حسين(ع) را به خولي بن يزيداصبحي داد، تا نزد ابن زياد ببرند. منزل خولي در يك فرسخي كوفه بود؛ شب يازدهمخولي سر سيدالشهدا: را به خانه آورد تا صبحگاهان نزد ابن زياد ببرد.
خولي دو همسر به نامهاي «عيوف» و «نوار» داشت. عيوف از مسلمانان مدينه(انصار) بود و سخت دل بستة اهل بيت عترت و طهارت بود. خولي كه از علاقة همسرشبه اهل بيت: مطلع بود، سر را مخفيانه درون تنوري پنهان كرد، ولي عيوف نيمههايشب نوري ديد كه از تنور به آسمان ساطِع بود. او با اندوه فراوان از جاي برخاست و شيونكنان در سوگ سيدالشهدا: لباس ماتم به تن كرد.
ادامه مطلب
4ـ بانواني كه همسر و فرزند خود را تقديم نمودند
از اين قسم ميتوان بانويي به نام «بحرّيه» را نام برد كه وي همسر جنادة بن كعبانصاري خزرجي و مادر عمرو بن جنادة است.
جنادة از ياران سيدالشهدا: بود كه در جريان اولين حملة دشمن به شهادترسيد. پس از شهادت اين صحابي با وفا، فرزند نوجوان او كه يازده سال بيشتر نداشتخدمت امام حسين(ع) رسيد و اجازة ميدان خواست. امام حسين(ع) فرمود: اين نوجوانپدرش در جنگ كشته شده و ممكن است مادرش ناراضي باشد.
امّا عمرو پاسخ داد: مادرم به من دستور داده كه در جنگ شركت نمايم. در نقلديگري چنين آمده كه امام حسين(ع) به او فرمود: پسرم! پدرت به شهادت رسيده و اگر توهم كشته شوي، مادرت در اين بيابان به چه كسي پناه ببرد؟
ادامه مطلب
يكي از شگفتيهايي كه در حادثة كربلا به وضوح مشاهده ميشود، و چهرةحماسي حادثة عاشورا را برجستهتر ميسازد، حضور فعال همة اقشار اجتماع در تولد آنتحوّل عظيم بوده است.
كارواني كه از شهر مكّه و از لابه لاي مناسك حج راه خويش را يافته وراهيسرزمين حماسه و عشق «كربلا» ميشود، كارواني است متشكل از زن، مرد، پير، جوان،نوجوان، خردسال و حتي كودك شيرخوار و غلام و برده.
ادامه مطلب
روایت دردهای زینب (س) - لحظات وصل
آسمان ابر غم گرفته و آرام آرام اشك ميريزد. درّدانه ي رسول خدا در خيمه خويش و در اوج طمأنينه مشغول به ذكر است و درحالي كه اسلحة خود را مرتب مينمايد ابياتي را زمزمه ميكند:
ياد هر، اًفٍ لك من خليلي
كم لك بالاشراق و قد قتيلي
ادامه مطلب
آنچه در روز میلاد حضرت زینب(س) گذشت
سال ششم هجري و سال صلح حديبيه است. سورة فتح كه اعلام ظفر و پيروزي است، نازل گرديده است.
در مدينه، شهرنبوّت، روز پنجم جمادي الاولي، خانة گِلي دختر پيغمبر، جلوههاي نور را از خود بر پيكري خسته جهان ميگستراند. از طلعت ستارة درخشان عصمت و طهارت، مدينه به خود ميبالد و شور و شعف وصف نشدني، به خود گرفته است.
ادامه مطلب
روایت دردهای زینب (س) - رنج راه ،حسینم برخیز
درآن ايام خوش، هرگاه زينبت ميخواست سوار بر محمل گردد، قمربني هاشم وعلي اكبر و سيدالشهدا او را كمك ميكردند تا به راحتي سوار بر محمل گردد. عباس كمك او ميكرد تا سوار گردد. علي اكبر طناب شتر را ميگرفت و سيد الشهداء كمر خواهر و دست هاي او را ميگرفت تا سوار محمل شود.
اما وقتي اسراء را خواستند ازكربلا به كوفه انتقال دهند، زينب تمام زنان و طفلان را سوار نمود و فقط خودش ماند كه سوار گردد. يادش به دوران خوش وصل تلاقي نمود. برگشت و رو به مقتل شهدا صدا زد: «برادرم عباس! علي اكبر! برخيزيد كه وقت سواري آمده، مرا سوار بر محمل نماييد. "حسينم برخيز...."
ادامه مطلب
آمار و اطلاعات دقیق از عملکرد زنان در عاشورا
پيرامون زنان در حادثه كربلا در دو محور سخن مىتوان گفت:يكى آنكه آنان چند نفر و چه كسانى بودند،ديگر آنكه چه نقشى داشتند.
زنانى كه در كربلا حضور داشتند،برخى از اولاد على«ع»بودند،و برخى جز آنان،چه از بنى هاشم يا ديگران.
زينب،ام كلثوم، فاطمه،صفيه،رقيه و ام هانى،از اولاد«ع»بودند،فاطمه و سكينه،دختران سيد الشهدا«ع» بودند،رباب،عاتكه،مادر محسن بن حسن،دختر مسلم بن عقيل،فضه نوبيه،كنيز خاص امام حسين«ع»و مادر وهب بن عبد الله نيز از زنان حاضر در كربلا بودند.(1)

ادامه مطلب



