
تولد یا مرگ
تولد یا عشق
تولد یعنی تبلور روح خالق در مخلوق تولد یعنی بدست اوردن فرصت برای رسیدن به انچه که می خواستی ولی دنبال فرصتی بودی تا آن خواستن فعلیت بگیرد و مرگ یعنی نقطه متقابل تولد یعنی بطلان هر آنچه که با تولد به دست می آوردی .
ولی از منظر دیگر تولد یعنی ورود به زندانی که هر لحظه آن محل ارتکاب جرم است و زمینه ای برای انجام فعلی که این فعل خود می تواند هم صحیح و هم غلط باشد و این نیز بستگی به جامعه طرز تفکر تو و قانون حاکم برتو و رفتار اجتماعی توست و مرگ یعنی رهدن از این همه مصائب زندگی مرگ یعنی آزادی از زندان نفسانیت و مرگ یعنی تولدی دیگر تولدی که همراه می شود با قطع امید سایرین از باتو بودن در صورتی که روز رهایی تو روز مرگ توست و همان اندازه که برای تو شیرین است برای دیگران سخت است البته شیرینی طمع مرگ بای تو بسته به این است که در دوران اسارت وبندگی تن که همان زمان تولد تا مرگ بوده برده و بنده تن نبوده باشی برده هوسها و نفسانیات خود نبوده باشی در صورتی طمع مرگ برای تو شیرین است که در طول زندگی زندانی ازاده ای باشی یعنی در عین اسارت ازاد زیسته باشی نه وابسته به تمایلات و مادیات و از لحاظ دیگر تولد برابر مرگ است اگر هر لحظه از زندگیت با یاد مرگ زیسته باشی .
