با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید
 
همت و كارمضاعف در حوزه مشاغل

تجزيه وتحليل شغل به روشهائي اطلاق مي شودکه اطلاعات و حقايق مربوط به کيفيت وماهيت هريک ازمشاغل سازماني ،  شرايط انجام وظايف ومسئوليتهاي آن رابطورسيستماتيک جمع آوري،مطالعه،تجزيه وتحليل ويادداشت مي شود.بنابراين تجزيه وتحليل شغل ياکارشکافي عبارت ازکشف،مطالعه وثبت جنبه هاي مشخص واساسي هريک از مشاغل سازماني است.در واقع بوسيله تجزيه وتحليل شغل خلاصه اي از وظايف،تقسيم کار ومسئوليتها،رابطه با مشاغل ديگر،دانش ومهارتهاي مورد نيازبراي تصدي شغل وشرايط کاري آن شغل تهيه مي گردد

شغل به مجموع وظايف ومسئوليتهائي که انجام آن درسازمان به عهده  يک فرد محول مي گردد، اطلاق مي گردد.
 
فوايد تجزيه وتحليل شغل :
1- تهيه نمودارسازماني وبرقراري ارتباطات مطلوب
2- تهيه شرح وظايف  و شرايط احراز شغل
3- تهيه خط مشي هاي پرسنلي،برنامه ريزي نيروي انساني وترفيعات
4- ارزابي مشاغل وتهيه نظام عادلانه حقوق ودستمزد
5- ارزيابي عملکردوکارآئي کارکنان
6- بهسازي وآموزش
7- تعيين وتهيه استانداردها وفعاليتهاازطريق مطالعه حرکات وزمان سنجي
8- برقراري سيستم ايمني وبهداشت
9- ارتقاء سطح توليدوافزايش بازدهي کارافراد
 
زمان اجراي تجزيه وتحليل شغل :
• هنگام تاسيس سازمان                                 
• زمان بسط وياايجاد مشاغل جديد وادغام                          
• زماني که تغيير تکنولوژي منجر به تغيير مشاغل شود.
• هنگام کاهش پستهاي سازماني
 
 تجزيه وتحليل شغل از طريق پاسخ گوئي به سه سوال زيرانجام مي گيرد:
• چه کاري انجام مي گيرد؟ (فيزيکي،فکري)
• چطورکار انجام مي گيرد؟
• چرا آنطور کار انجام مي گيرد؟
 

روشهاي تجزيه وتحليل شغل :
• پرسشنامه
• روش مشاهده
• روش مصاحبه
• روش استفاده از سوابق شغلي کارکنان
• روش ترکيبي
 
عواملي که بايد درتجزيه وتحليل شغل مورد مطالعه وبررسي قرارگيرند :
• نوع شغل
• شرح وتوصيف وظايف
• معلومات علمي
• تجربه عملي
• ظرفيت ابتکار
• دشواري وظايف
• مسووليت مالي
• مسووليت سرپرستي مشاغل ديگر
• مسووليت حفظ اطلاعات محرمانه
• ارتباط وتماس با مردم وارباب رجوع
• حدود نظارتي که بر شغل اعمال مي شود
• فعاليتهاي فکري
• فعاليتهاي فيزيکي
•  شرايط کاروخطرات وخستگيهاي ناشي از آن

 

پرسشنامه تجزيه وتحليل شغل :
معمولا سوالات پرسشنامه تجزيه شغل، درپنج قسمت (شرح وظايف- مهارتها- مسئوليتها- فعاليتها- شرايط کار) به شرح زير تنظيم مي گردد :
 
الف- شرح وظايف :
• هدف اساسي کاري که به عهده شما محول شده است چيست؟
• چه وظايفي رادرساعات اداري شخصا انجام مي دهيد؟
• چه وظايفي رادريک دوره معين ،مثلا ،درظرف هفته يا ماه انجام مي دهيد؟
• انجام چه امورفرعي علاوه بروظايف اصلي بعهده شما محمول شده است؟
• سرپرستي چند کارمندرابعهده داريد؟ عناوين مشاغل وتعداد کارمندان رادر هر شغل ذکر کنيد؟
• به چه مقامي در سازمان گزارش مي دهيد؟
• در انجام وظايف از چه مقامي در سازمان دستور مي گيريد؟
 
ب- مهارتها :
• به عقيده شما ،چه درجات تحصيلي(ابتدائي ،متوسطه،عالي)
• براي تصدي شغلي که شما عهد دار انجام تکاليف آن هستيد ضروري است؟
• آياگذراندن دوره تخصصي يا آموزشي خاصي را،براي کسي که بخواهد داوطلب انجام وطايف شغلي که شما تصدي آنرا بعهده داريدبشود،لازم مي دانيد؟
• در نظر گرفتن حداقل معلومات علمي لازم،به عقيده شما،حداقل تجربه عملي(هفته- ماه- سال)براي فردي که وظايف شغل مورد تصدي شما، يا شغلي مشابه را عهده دار گرددچيست؟
• در چه مشاغلي، کارمند تجربه لازم را براي تصدي شغلي که شما مسئول انجام تکاليف آن مي باشند مي تواند کسب کند؟
• انجام وظايف در شغل فعلي، شما رابراي تصدي کداميک ازمشاغل بالاتردرسازمان آماده مي کند؟
• دشوارترين جنبه وظايف شغل کدام است؟واز چه جهت آن را دشوار مي دانيد؟
 
ج- مسئوليتها :
• آيادرانجام وظايف سازماني با دريافت وپرداخت ،نگهداري وجوه واسنادوسايراقلام دارائيهاي موسسه سروکارداريد؟اگر چنين باشد،حدودمسئوليت خودراازحيث مقدار،ارزش وزماني که براي هرمورد مصروف مي داريد بيان کنيد.
• حدودنظارت وسرپرستي که از لحاظ راهنمائي،تقسيم کار،ومنترل افرادي که با شما کارکي کنند اعمال مي داريد چيست؟
• آيامسئوليت ديگري ،جز اداره وجوه ونظارت برافراد،بعهده شما محول شده است؟
• چه نوع اسناد واطلاعات محرمانه در اختيار شما قراردارد؟
• آيادر انجام تکاليف خود با مردم وارباب رجوع يا مشتريان تماس وارتباط برقرار مي سازيد؟کيفيت وهدف اين ارتباط رااز لحاظمسئوليتهاي سازمان بيان داريد.
• کداميک ازوظايف وتکاليف شغل شما مستلزم تجزيه وتحليل واخذ تصميم است؟
• چه تصميماتي را بدون مراجعه به رئيس بلاواسطه شخصا اتخاذ مي کنيد؟
• چه نوع گزارشها وفرمهائي را شخصا تهيه مي کنيد؟ درصورت امکان نمونه اي ازانهارا ضميمه نمائيد.     
• ازچه نوع وسايل وماشين آلات ضمن کار استفاده مي کنيد؟
• چه عواملي را از حيث قواي جسماني ،شرايط سمعي و بصري ومشخصات فيزيکي ديگر در شغل خود ضروري مي دانيد؟
• به طور تقريب ،چند درصد از اوقات کار را صرف ايستادن، نشستن،راه رفتن،حرکت وحالات ديگر مي نماديد؟
• چه شرايط ديگري را به غيرازآنچه که ذکر شد در انجام وظائف شغل خود ضروري مي دانيد؟
 
 
هـ- شرايط کار :
• بطور معمول کار روزانه شما چند ساعت است؟
• ايا وظائف محوله راتحت شرايط نا مساعدچون:گرما، رطوبت،سروصدا،گردوغبارونظائر آن انجام مي دهيد؟اگر چنين است،وضع محيط کار خود رااز حيث شرايط نامساعد زمان ومکان شرح دهيد.
• هرنوع اطلاعات ديگري را براي توصيف شغل خود لازم مي دانيد بيان کنيد.
 

شرح شغل :
شرح شغل عبارتست از فهرست جامعي از کيفيت ، وظايف ، مسئوليتهاي يک شغل شامل :
• نام شغل
• تعريف شغل
• شرح وظايف ومسئوليتهاوشرايط کار
 

مشخصات شغل :
در شرح مشخصات شغل ويژگيها، مهارتها، شرايط احراز وساير عوامل مربوط به اجراي شغل درج مي گردد :
1- حداقل مدرک تحصيلي(دوره هاي آموزشي وتخصصي)
2- حداقل تجربه در شغل قبلي
3- اطلاعات خاص درباره مواد،روش،وسايل،محصول ونظائرآن
4-شرايط رواني وخصوصيات ديگراز حيث هوش،قدرت ابتکار سرعت انتقال وغيره.
5- خصوصيات وصفات شخصي لازم از حيث خلق وخوي، ظرفيت همکاري،اجتماعي بودن ونظائر آن.
6- شرايط فيزيکي ازقبيل نيروي جسماني،قد،وزن،فرزي، جستي وچالاکي وغيره
7- ظرفيت قبول مسئوليت
8- مهارت در کارهاي يدي
9- شرايط لازم براي کاردراوضاع واحوال مساعد
10- شرايط لازم براي کاردرمحيطي که احتمال وقوع حوادث وخطراتي مي رود.
 
مراحل اجراي تجزيه وتحليل شغل :
1- مطالعه مقررات ، آئين نامه ها،خط مشيها ورويه ها،تشکيلات وماهيت مشاغل موجود درسازمان
2- جمع آوري اطلاعات در موردشغل
3- تجزيه وتحليل اطلاعات جمع آوري شده
4- تشخيص عوامل تشکيل دهنده شغل از قبيل:
1-4- اطلاعات شغلي
2-4- شناسايي شغل شامل: عنوان شغل، خلاصه شغل،شرايط شغل
3-4- شرح شغل شامل:شرح وظايف شغل،شرح چگونگي انجام تکاليف، شرح مسئوليتهاي شغل
4-4-
- مختصات شغلي شامل:مختصات فکري(پديده هائي که به هوش،استعدادوشعور افراد مربوط مي شود)
- مختصات روحي ورواني(پديده هائي است مربوط به منش وشخصيت فرد در رابطه با شغل وي)
- مختصات اجتماعي(ايحاد وحفظ ارتباط باديگران)
- مختصات محيط کار(شرايطي که کار تحت آن انجام مي گيرد)
5-شرايط احراز شغل که مشتمل
6- تهيه استانداردعملکرد
 
اثر بخشي تجزيه تحليل شغل :
• تعهد مديران عالي
• فراگيري واحدهاي سازماني
• فراگيري کارکنان سازمان
• ارتباطات موثربااهداف وبرنامه
• استفاده ازکارشناسان ومتخصصان فني
• جمع آوري اطلاعات در طي  ساعات کاري بطورمنظم
• اطمينان ازروائي وپايايي اطلاعات جمع آوري شده
• ايجاد کميته اي براي تداوم وارزيابي تجزيه وتحليل شغل درسازمان
 
طبقه بندي مشاغل :
عبارت است از دسته بندي يا تنظيم مشاغل در گروههائي از مشاغل مشابه و استقرار آن در طبقات و درجات مختلف بطوريکه رابطه صحيح و معقول بين عوامل سه گانه زير برقرار باشد :
1. وظايف، اختيارات و مسؤوليتهاي مشاغل
2. شرايط احراز شغل
3. حقوق و مزايا
يکي از اهداف اصلي طبقه بندي مشاغل اجراي شعار معروف :" پرداخت مزد مساوي در برابر کار مشابه است ."
 
مراحل طبقه بندي مشاغل :
1. تعيين مبناي طبقه بندي مشاغل
2. تشخيص مبناي طبقه بندي مشاغل
3. تشخيص طبقات شغلي
4. تعيين عناوين طبقات شغلي
5. تدوين و شرح طبقات مشاغل
6. تدوين و تنظيم شرح مختصات طبقات مشاغل
7. شماره گذاري يا کدگذاري طبقات مشاغل
8. تهيه فهرست عناوين طبقات مشاغل
9. تهيه شناسنامه طبقات مشاغل
10.  تهيه شرح وظايف طبقات مشاغل
11.  تهيه شرح مختصات طبقات مشاغل
 
اهداف و مقاصد طبقه بندي مشاغل :
1. اهداف فرهنگي :
1-1-  تعيين ارزشهاي علمي- اقتصادي- اجتماعي و سياسي.
2-1- برقراري ارتباط مطلوب و منطقي بين ارزشهاي شغلي و فعاليت شاغلان در توليد و سودبري
3-1- ايجاد معيارهاي لازم براي هماهتگ نمودن و يکسان کردن عناوين شغلي.
4-1- ايجاد استانداردهاي حقوقي و دستمزدي.
5-1- ايجاد زمينه هاي لازم براي جلوگيري از تضييع حق کارمندان براي عزل و نصب ارتقاء و ترفيع و ...
2 .  اهداف سازماني:
1-2- ايجاد ضوابط و معيارهاي منصفانه حقوقي و دستمزدي بر مبناي واقعيات مربوط به مشاغل موجود
2-2- فراهم نمودن زمينه مناسب جهت به کارگيري افراد شايسته براي جلوگيري از پيشرفت فرآيندهاي نابرابر سازماني
3-2- تعيين حدود اختيارات و مسؤوليتهاي مقامهاي ثابت سازماني و جلوگيري از عملکرد احساسي سازمانها
4-2- ايجاد نهادهاي قانوني مستحکم براي جلوگيري از رسيدن افراد نالايق و سفارشي به طبقات شغلي سازماني
5-2- ايجاد سيستمهاي اطلاعاتي لازم براي تجزيه و تحليلهاي پرسنلي و مهندسي شغل در سازمان
 
همت و كارمضاعف در حوزه مشاغل




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 24 خرداد 1389  ساعت 9:59 PM نظرات 0

همت و كارمضاعف در حوزه اخلاق

گوناگون بودن تلاش در نسل‌های بشری در درازای تاریخ،‌ بی‌گمان از اندیشه و همت بلند آنان حکایت دارد. چگونه می‌توان به جاودانه‌های هنری و علمی و فرهنگی ملت‌های زنده نگریست و نشانه‌های کار و کوشش ارزنده‌شان را سراغ نگرفت؟

کار و همت در ادبیات پارسی
از دیرباز در ادبیات پارسی، عالمان و شاعران اخلاق‌گرا، مردمان را به سمت کار و همت بلند فرا خوانده‌اند، زیرا آنان حیات و موفقیت فردی و جمعی انسان را در سایه این دو عامل تأثیرگذار می‌نگریستند. 

آن‌گاه که عنصر کار از زندگی آدمی حذف شود، تمایل به پلیدی و تجاوز و جنایت و یغماگری پدیدار می‌گردد و آن‌گاه که عنصر همت از حیات انسان رخت بر بندد،‌ سستی و تنبلی و دریوزگی بر جامعه چیره می‌شود. 

بدین سان روشن است که زندگی سالم و موفق بدون کار و همت امکان‌پذیر نیست. توصیه‌های اخلاقی و دینی بزرگان ادب و فرهنگ اسلامی، از جایگاه نظرگیر کار و کوشش شایسته حکایت دارد. اینک نمونه‌ای از آموزه‌های اخلاقی سعدی به دست داده می‌شود. 

آموزه‌های سعدی پیرامون کار و همت
سعدی ـ استاد سخن و اندیشه اخلاقی در سده ششم هجری ـ برای پدران سفارش‌هایی چند دارد. او در اندرزهای اخلاقی و معنوی‌اش به پدران می‌گوید که هر پدری پس از ده ساله شدن پسرش می‌باید او را خردمندی آموزد و فرهنگ دوستی را در او پدید آورد، زیرا فقط از رهگذر این کوشش تربیتی پدر است که پسر نام پدر را زنده و جاودانه نگاه می‌دارد. بنابراین، بلندی نام و آوازه پدران را می‌باید حاصل همت و فعالیت فرهنگی و تربیتی آنان نسبت به نسل نو دانست. 

چو خواهی که نامت بماند به جای
پسر را خردمندی آموز و رأی
چو فرهنگ و رایش نباشد بسی
بمیری و از تو نماند کسی 

بر پایه تربیت درست نوجوانان است که می‌توان چشم به راه آینده‌سازان ماند. اگر کار و همت تربیتی و فرهنگی نسل دیروز نباشد، بی‌گمان نمی‌توان از نسل امروز انتظار فرهنگ دوستی و اخلاق‌گرایی و معنویت‌جویی داشت. بدین سان سه عامل انسان و خانواده و آینده را در پیوند با کار و همت می‌نگریم. 

سعدی در سفارش‌های اخلاقی خویش، از پدران می‌خواهد که پسران را در آغاز دوران نوجوانی‌شان با کار و تلاش آشنا و مأنوس سازند. این آموزه تربیتی سعدی از این نکته حکایت دارد که فرهنگ‌سازی برای کار و همت بلند انسانی و اجتماعی می باید در بستر رشد جسمانی و عقلانی نسل نو شکل گیرد. و گرنه چگونه می‌توان یک جوان مغرور و نازپرورده را به سمت کار و کوشش رهبری کرد؟ حال به این پند گران‌مایه شیخ اجل گوش دارید:
بسا روزگارا که سختی برد
پسر چون پدر نازکش پرورد
خردمند و پرهیزگارش برآر
گرش دولت‌داری بنازش مدار 

تردیدی نیست که نسل‌های کارآمد و تأثیرگذار بر سرنوشت یک جامعه، در سایه‌کار و همت ساخته می‌شوند، نه در سایه تنعم و ناز پروردگی ! سعدی در برنامه معنوی‌اش از پدران می‌خواهد که در تربیت فرزندان کوشیده و آنان را با عنصر کار و کوشش آشنایی دهند. مرحله نخست این است. آن‌گاه باید او خردمند و پرهیزکار بار آورد تا تلاش‌ مادی‌اش را همراه با انگیزه‌های انسانی سازد. 

دریغا! که چیرگی اشرافی‌گری با محبت‌های بی‌جا و ناپسند سبب گشته که بسیاری از پدران، پسران خود را در بستر نازپروردگی بزرگ کنند. نسل نازپرورده، چگونه می‌تواند در برابر دشواری‌های طبیعی و غیرطبیعی زندگی و زمانه دوام بیاورد؟ 

این که در صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها، از انتحار و قتل و تجاوز و خیانت و متارکه زوج‌های جوان سخن به میان می‌آید،‌ چه پیام‌هایی می‌رسد؟ آیا این همه نمودار کوتاهی پدران و دیگران در پرورش فکری و روحی نسل نو نیست؟ آیا نازپروردگی و کارگریزی و همت‌ستیزی نسل نو، معلول بی‌اعتنایی نسل کهن نسبت به فرهنگ کار و همت به حساب نمی‌آید؟ 

مقایسه‌ای گذرا میان دختران و پسران خودساخته و فعال در عرصه‌های فرهنگی و علمی و اقتصادی، با دختران و پسران لذت‌جو و خوش‌گذران،‌ نشان می‌دهد که دو گونه خانواده و تربیت وجود دارد.

جوانانی که روی‌کرد معنوی و اخلاقی داشته و در جامعه موفقیت‌هایی کسب کرده‌اند، بی‌گمان پدران و مادران فرهیخته داشته‌اند که زندگی را بر پایه‌های ایمان و تلاش نهاده‌اند و از سویی دیگر جوانان گریزان از فعالیت‌ها و مهارت‌های تحصیلی و شغلی را می‌باید معلول روش ناپسند والدینی دانست که عنصرهای کار و همت را از فرهنگ زندگی و خانواده حذف کرده‌اند. 

بیاموز فرزند را دسترنج
وگردست داری چو قارون به گنج
مکن تکیه بر دستگاهی که هست
که باشد که نعمت نماند به دست
به پایان رسد کیسه سیم و زر
نگردد تهی کیسه پیشه‌ور 

سعدی در آموزه‌های تربیتی ـ خانوادگی‌اش، بر اصل کار و کوشش تکیه بسیار دارد. چه کار و کوشش پدران و مادران در عرصه پرورش شخصیت و رفتار کودکان و نوجوانان و چه کار و کوشش کودکان و نوجوانان در خانه و مدرسه و کوچه و بازار. 

بی‌گمان عرصه‌ی نخست را می‌باید پدیدآورنده عرصه دیگر به حساب آورد. یعنی کانون خانواده را می‌باید زمینه‌ساز گرایش پایدار نسل نو نسبت به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی دانست. 

از این روست که سعدی تعلیم کار و دست‌رنج را ارایه می‌دهد. سعدی بر این باور است که حتی پدران ثروتمند می‌باید فرزندان و به ویژه پسران خود را از نوجوانی به سمت کار و کوشش هدایت کنند. 

همان‌گونه که گردش‌های روزگار نشان داده، بسا عزیزان یا عزیززادگانی بر خاک نشستند و دست‌شان به دهان‌شان نرسیده است. چگونه می‌توان به دوام و بقای دستگاه شکوهمند خود مغرور گشت و نسل نو را بی‌نیاز از کار و همت دانست؟ 

در کتب اخلاقی سعدی، پیشه‌ور وظیفه‌شناس و کوشایی منزلت دارد که نان خویش را از دست‌رنج روزانه خود می‌آورد؛ نه نازپرورده‌ای که دستش را در کیسه سیم و زر پدر فرو برده و شادمانه در کوی و برزن‌ها می‌گردد.

چه دانی که گردیدن روزگار
به غرب بگرداند مثل در دیار
چو بر پیشه‌ای باشدش دسترس
کجا دست حاجت برد پیش کس
ندانی که سعدی مراد از چه یافت
نه هامون نوشت و نه دریا شکافت
به فردی بخورد از بزرگان قفا
خدا دادش اندر بزرگی صفا 

سعدی در بوستان خویش، به منظور آشناسازی خانواده‌های ایران و مسلمان با جایگاه کار و همت بلند، از گردش روزگار و هجرت‌های احتمالی نسل‌ها یاد می‌کند. چه کسی می‌داند که روزی از دیاری به دیاری نیفتد و آوارگی نکشد؟ همان سان که کسی نمی‌داند که در کدام سرزمین جان می‌سپارد! 

درست است که سفرها و هجرت‌ها، زمینه‌های رشد و پیش‌رفت انسان‌ها و استعدادها را فراهم می‌آورند. با این همه، نمی‌توان آسیب‌رسانی پاره‌ای از سفرها و هجرت‌ها را نادیده انگاشت. بسا مسافر و مهاجری که در دیاری ناگزیر از گدایی یا آلودگی به تباه‌کاری گردد. 

از منظر اخلاقی سعدی، تربیت شایسته نسل نو که بر پایه کار و کوشش استوار است، می‌تواند تضمین‌کننده سلامت منش و کنش فرزندان در جوانی و بزرگ‌سالی شود، زیرا آنان در بستر فرهنگ فعالیت پرورده شده‌اند و به هر حال تخصص و مهارتی به دست آورده‌اند که تأمیین‌کننده نیازهای مادی‌شان باشد. 

بدین‌سان، سعدی خواهان جامعه‌ای است که از فقر و دریوزگی به دور مانده و نسل برآمده از آن، نسل متخصص و فعال و کارآمد باشد؛ نه نسل خو گرفته به ناز و هوس و تجاوز به حریم مردم. 

آیا مهاجران سالم و موفق در سرزمین‌های گوناگون،‌ نمودار سلامت خانواده و تربیت در دوران کودکی و نوجوانی‌شان شناخته نمی‌شوند؟ تحلیلی کوتاه و گذرا میان دو دسته مهاجران از دیاری به دیاری دیگر، روشن‌گر تفاوت دو گونه فرهنگ و تربیت خانوادگی است. 

نابسامانی‌ها و آسیب‌زدگی‌های مهاجرت‌ها را می‌باید در فرهنگ و تربیت منفی سراغ گرفت. یعنی همان فرهنگ و تربیتی که هرگز به کار و همت انسانی بها نداده‌اند. جامعه‌شناختیِ پدیده مهاجرت به خوبی نشان‌دهنده این تفاوت و تمایزهای فرهنگی و اخلاقی است. 

اساساً نگرانی‌های پدیدآمده از مهاجرت‌های داخلی یا خارجی را می‌باید در پیوند با کارگریزی و همت‌ستیزی دانست. یک متخصص مهاجر، مایه ننگ و عار جامعه و تمدن خویش است یا سبب افتخار؟ 

این که جامعه‌شناسان و روان‌شناسان نسبت به مهاجرت‌ها و مهاجران بیش‌تر دیدگاه منفی‌شان را مطرح می‌کنند، بدین دلیل است که آنان به گفته سعدی، بدون هنر و پیشه‌ای از جایی به جایی کوچ کرده‌اند. 

پیداست که نداشتن مهارت و تلاش، سبب روی‌کردهای غیراخلاقی گشته و جامعه را در جهت آسیب‌زدگی‌اش تقویت می‌کند. 

پسر را نکو دار و راحت رسان
که چشمش نماند به دست کسان
هر آن کس که فرزند را غم نخورد
دگر کس غمش خورد و بدنام کرد 

سعدی بر این باور است که پدران و مادران می‌باید غم‌گسار دختران و پسران خود باشند، نه آن کسان که نقاب غم‌گساری بر صورت زده و در پی بدنامی جوانانند، پدر یا مادر چگونه می‌تواند غم‌گساری کند و فرزندان خود را در آغوش مهر و محبت نگاه دارد؟ بی‌گمان آنان می‌باید نسل خود را با کار و همت آشنا سازند. جدایی محبت و فعالیت را باید بستر گرایش‌های ناسالم اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه به حساب آورد. 

سعدی اگر خانواده‌ها را با مسؤولیت پرورش فرزندان در عرصه کار و تلاش آشنا می‌سازد، از یک دیگر سو، پدران و مادران را در جهت آسایش روانی و جسمانی نسل نو برمی‌انگیزد. 

به هر حال باید پذیرفت که جامعه سالم و فعال و نمونه در پیوند با خانواده سالم و کاراندیش و همت‌گرا فراهم می‌آید؛ نه در پیوند با خانواده‌های آسیب‌زده‌ای که با کار و همت بلند بیگانه‌اند.
 
همت و كارمضاعف در حوزه اخلاق




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 24 خرداد 1389  ساعت 9:57 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه پيشرفت

رشید جعفرپور؛ دانشجوی دکتری علوم سیاسی

 

منتشر شده در شماره 33 نشريه نامه فرهنگي

سال 1389 از طرف مقام معظم رهبري، سال «همت مضاعف، كار مضاعف» نام‌گذاري شده است.از سويي ديگر در دهه‌ي چهارم انقلاب اسلامی، يعني دهه‌ي «پيشرفت و عدالت» قرار داريم. براي دستيابي به پيشرفت همراه با عدالت لازم است كه يك كار و تلاش جمعي و ملي داشته باشيم و اين حاصل نمي‌شود مگر با يك همت و پشتكار ملي. همت زمينه‌ساز كار و تلاش مضاعف است.

 

برای اجرای این شعار لازم است به سطوح مختلف توجه داشته باشیم. جامعه‌شناسان براي اينكه يك پديده را در سطح يك ملت-کشور بررسي كنند به سه سطح توجه مي‌كنند. اين سه سطح عبارتند از: سطح نظام، سطح فرايند و سطح سياستگذاري. سطح نظام معطوف به اهداف بلند مدت، سطح فرايند معطوف به اهداف ميان مدت و سطح سياستگذاري معطوف به اهداف كوتاه مدت و اجرايي است. در سطح نظام سياست‌هاي كلان و در سطح سياستگذاري اهداف خرد تعيين مي‌شوند. نامگذاري سال 89 به سال «همت مضاعف و كار مضاعف» در واقع مشخص كننده اين است كه در سطح نظام هدف بلند همت و تلاش مضاعف جهت دستیابی به اهداف چشم انداز 20 ساله و رساندن ایران به جایگاه برتر در سطح منطقه خاورمیانه در زمینه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، علمی، امنیتی و.. تعيين شده است. با این شعار، نظام جمهوري اسلامي ايران اراده كرده است كه سياست‌هاي خودش را بر اين استوار كند كه شتاب مضاعفي به برنامه‌ها و دستورالعملهاي خودش بدهد؛ در نتيجه لازم است كه در سطوح پائين‌تر اين برنامه‌ها عملی‌تر و اجرايي‌تر شود و در بدنه اجرايي نظام نيز اين برنامه‌ها و دستورالعمل‌ها به صورت كاربردي و ملموس نمايان شوند. لذا در سطح فرايند دستگاههاي دولتي و غيردولتي بايد به صورت بخشي اما هماهنگ، اهداف میان مدت خود، یعنی برنامه پنج ساله پنجم و راهكارهاي اجرايي آنرا به صورت كاربردي‌تر مشخص نمايند. در سطح سياستگذاري يعني اينكه كليه بخش‌هاي جزئي و خرد نظام و حتي اشخاص بايد يك شتاب مضاعفي به برنامه‌ها و كارهاي خودشان بدهند.

وزارت علوم در راستای رسالت علمی و فرهنگی خود براي دستيابي به اين هدف عالي لازم است برنامه‌ها و دستورالعمل‌هایی در سطوح مختلف سازماني كلان (ستاد)، سازمانی اجرايي (صف) و افراد زیرمجموعه (كارمند، استاد و دانشجو) تدوين و پيگيري نمايد. در سطح سازماني كلان بايد تلاش شود از كليه برنامه‌هايي كه باعث اتلاف در هزينه و زمان مي‌شود جلوگيري كرد و همه اراده‌هاي افراد به سمتي سوق داده شود كه زمينه كار و تلاش بيشتر براي توليد دانش بومي و ارتقاء فرهنگی جامعه فراهم‌تر گردد. در سطح سازماني اجرايي (دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها و پارکهای فناوری) بايد تلاش شود هر چه بيشتر اراده‌ها به سمتي معطوف گردند كه رسالت واقعي دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها يعني آموزش، پژوهش، رشد فرهنگی و جامعه‌پذیری فرهنگی بهتر محقق گردند. يعني از هرگونه پژوهش و آموزش غيرضروري جلوگيري شود و جهت آموزش و پژوهش به سمت دانش‌محوري، آموزش‌محوري، كاربردي كردن دانش، ارتقای سطح فرهنگ دینی دانشجویان و اساتید، مسئله محوري با رويكرد بومي و... سوق داده شود. در سطح افراد زیر مجموعه (كارمند، استاد و دانشجو) بايد تلاش شود كه اين فرهنگ علوي نهادينه شود كه «تفريحي بالاتر از كار نيست»، يعني همه افراد از ظرفيتها و توانائيهاي شخصي، نهادي و سازماني خود و سازمان مرتبط استفاده نمايند تا بتواند توليد، بهره‌وري و كار مضاعف صورت گيرد.

در اين راستا آن‌چه كه بيشتر از هر فعاليت ديگري به چشم مي‌آيد و معطوف به توليد دانش و بهره‌وري و توسعه فرهنگ ایرانی-اسلامی مي‌شود تلاش دانشجو و استاد است. استادان و دانشجويان به عنوان نخبگان فكري، علمي و فرهنگی كشور بايد هم در بخش نظري و هم در بخش عملي تلاش نمايند كه اين شعار را به شعور و فرهنگ عمومي جامعه تبديل نمايند. اگر شعار به شعور و فرهنگ تبديل نشود مقصود آن حاصل نمي‌شود. لذا بايد در بخش نظري از طريق برگزاري همايش‌ها، سخنراني‌ها،‌ تحقيقات و توليد مقالات و... «همت مضاعف» كه بيشتر نظري و ارادي است تبيين و نهادينه شود. در حوزه عملي نيز هر كدام از دانشجويان و استادان بايد تلاش نمايند از ظرفيتها و زمان‌هاي مختلف آموزشي، پژوهشي و فرهنگی دانشگاه‌ها برای «كار مضاعف» استفاده نموده و بر ظرفیتهای علمی، پژوهشی و فرهنگی کشور بیفزایند. البته همت مضاعف و کار مضاعف دو جنبه کمی و کیفی دارد. یعنی علاوه بر افزایش ساعات کار مطلوب باید به کیفیت کار نیز توجه شود و کار به سمتی هدایت شود که حداکثر بهره‌وری و مطلوبیت از کار اخذ گردد. دانشجویان با مطالعه و تحقیق بیشتر و کیفی‌تر و اساتید با آموزش بهتر و دانش گسترده‌تر و نیز هدایت و مشاوره علمی مناسب‌تر در راستای منافع ملی و با انگیزه الهی و مردمی می‌توانند گامهای مؤثری در این زمینه بردارند. این حرکت ملی زمانی به ثمر خواهد رسید که دانشگاه ایرانی-اسلامی بر اساس وظیفه سازمانی، یعنی پرورش استاد و دانشجوی دیندار و به تعبیر حضرت امام(ره)، «کارخانه انسان سازی» خود پیشگام بوده و همت و کار مضاعف را به فرهنگ عمومی مردم به‌خصوص نخبگان علمی و فکری جامعه تبدیل نماید.
 
همت و كارمضاعف در حوزه پيشرفت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 24 خرداد 1389  ساعت 9:52 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف و جنگ نرم

نويسنده : محمد صادق نجفي

منبع : مركز اسناد انقلاب اسلامي

 

روند نام گذاری‌های سال‌های مختلف از سوی رهبر انقلاب نشان می دهد كه این نام گذاری‌ها با اهداف بلند مدت و نگاهی راهبردی صورت می‌گیرد و مهم ترین مسائل و دغدغه‌های روز جامعه را مورد اشاره قرار می دهد. این نام گذاری‌ها را نباید تنها به عنوان نام‌های تزیینی نگاه كرد و آن‌ها را موضوع برگزاری نشست‌ها و تشكیل كارگروه‌های بی ثمر قرار داده و به این وسیله آن‌ها را ذبح كرد، بلكه باید به این نام‌ها به عنوان راهبردهایی كلیدی و گره‌گشا نگریسته شود. آحاد جامعه می‌بایست راهبردهای ارائه شده را با حوزه عمل خود انطباق داده و با یافتن كاركرد مناسب با حوزه خود وارد عرصه عمل شوند.

سال 89 از سوی رهبری با عنوان «همت مضاعف و كار مضاعف» نام گذاری شد. همان‌طور كه اشاره شد این راهبردها با توجه به مهم‌ترین مسائلی كه جامعه با آن درگیر است اتخاذ می‌شود و حوزه‌ها و موضوعات مختلفی را مورد خطاب قرار می‌دهد.

یكی از مهم‌ترین موضوعاتی را كه راهبرد سال جاری به آن اشاره دارد مسلما موضوع «جنگ نرم» است. مقام معظم رهبری در تبیین اولویت جبهه استكبار در مقابله با انقلاب اسلامی می‌فرمایند: «اولویت آن چیزی است كه امروز به آن می‌گویند جنگ نرم؛ یعنی جنگ به وسیله‌ی ابزارهای فرهنگی، به وسیله نفوذ، به وسیله دروغ، به وسیله شایعه‌پراكنی، با ابزارهای پیشرفته‌ای كه امروز موجود است. » [1] و یا در دیدار با خبرگان در مورد جنگ نرم فرمودند: «جنگی كه وجود دارد، از جنگ نظامی اگر خطرش بیشتر نباشد، كمتر نیست؛ اگر احتیاط بیشتری نخواهد، كمتر نمی‌خواهد. » [2]

این سخنان نشان می دهد كه جنگ نرم در دستور كار دشمن برای رویارویی با انقلاب اسلامی قرار دارد و ما نیز باید در این سو اولویت كار خود را برای مواجهه با دشمن بر مبنای جنگ نرم تنظیم كرده و متوجه باشیم جنگ نرم، جنگی سخت است و پیچیدگی‌ها و دشواری های خاص خود را به دنبال دارد؛ در این زمینه رهبری می فرمایند: «در تهاجم نظامی شما طرفتان را می شناسید، دشمنتان را می‌بینید؛ اما در تهاجم معنوی، تهاجم فرهنگی، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمی‌بینید. هوشیاری لازم است. » [3]

همان‌طور كه ملاحظه می شود جنگ نرم ویژگی های خاص خود را دارد، یكی از این ویژگی‌های جنگ نرم «استمرار» است. جنگ نرم ماهیت فرهنگی دارد و به نوعی به تقابل فرهنگ ها اشاره دارد، بدین خاطر تا زمانی كه فرهنگ ها در تقابل با هم قرار دارند، جنگ نرم نیز به قوت خود باقی است، در بازه زمانی خاصی نمی‌گنجد و نمی‌توان ابتدا و انتهای خاصی برای آن قائل شد، ویژگی این نوع از مبارزه استمرار است و اساسا جنگ نرم، جنگی دائمی است و گونه اصلی جنگ هاست كه سایر گونه های جنگ از آن بر می‌آیند. رهبر انقلاب به مناسبت های مختلف با بیان این مسئله كه دشمن به طور مستمر مشغول دشمنی است با گوشزد كردن ضرورت هوشیاری در این رابطه می فرمایند: «نبایستی از دشمنی دشمن غفلت كرد، البته دشمنی او خلاف انتظار نیست، غفلت ما خلاف انتظار است. »[4] و یا در جای دیگری می فرمایند: «ترفند های دشمن را باید شناخت، فهمید. او البته دشمنی‌اش را می‌كند؛ امر طبیعی است، اما اینكه ما نفهمیم دشمنی او را و از این معنا غفلت كنیم، این قابل قبول نیست. » [5]

همچنین در دیدار با نخبگان علمی و دانشجویان در تبیین دشمنی نظام سلطه با انقلاب اسلامی می‌فرمایند: «بنابراین هر چه بتوانند، در مقابله او – انقلاب اسلامی- كار می‌كنند. توی این سی سال هم بیكار نماندند، هرچه بگذرد هم باز بیكار نمی‌مانند. »‌[6] ملاحظه می‌شود كه «استمرار» به عنوان یكی از ویژگی‌های مقابله نظام سلطه با نظام اسلامی با مورد اشاره است. اما راه مقابله با این دشمن ها چیست؟

«همت مضاعف و كار مضاعف» را می توان بهترین راهی دانست كه در صورت حركت در آن راه، نقشه های دشمن به لطف الهی بی اثر شده و در سایه آن نظام اسلامی سربلند‌تر از گذشته به مسیر خود ادامه ‌دهد. آیت الله خامنه‌ای در دیدار با دانشجویان پس از تشریح اینكه دشمن در طول حیات انقلاب اسلامی لحظه‌ای از دشمنی دست بر نداشته می فرمایند: «–دشمن- هرچه بگذرد باز هم بیكار نمی‌ماند مگر وقتی كه شماها همت كنید؛ شما جوان‌ها كشور را از لحاظ علمی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ امنیتی به نقطه‌ای برسانید كه امكان آسیب پذیری‌اش نزدیك به صفر باشد. آن وقت كنار می‌كشند و توطئه‌ها تمام خواهد شد. »‌[7]

بنابر این فرمایشات تولید علم و نهضت نرم افزاری از مهم‌ترین حوزه‌هایی است كه به فرموده رهبری موفقیت در آن می‌تواند دشمنان را از مواجهه نرم نیز دلسرد كند. ایشان می فرمایند: «حالا همت برتر و كار بیشتر، همت مضاعف و كار مضاعف بر این اساس باید انجام بگیرد... عرصه‌های گوناگونی وجود دارد: عرصه علم و تحقیق در درجه اول، دانشگاه‌ها و مراكز تحقیقاتی در همه زمینه‌ها، علوم تجربی، علوم انسانی در همه بخش‌هایی كه برای كشور مورد نیاز است، بایستی همتشان را در تحقیق و علم افزایش بدهند... كار را باید متراكم تر كنند... یكی از مسائل مهم كه همت مضاعف و كار مضاعف می‌طلبد مسئله تولید فكر است. » [8]

مرور فرمایشات آیت الله خامنه‌ای نشان می‌دهد با توجه به اینكه «جنگ نرم» از سوی دشمنان برای مقابله با انقلاب اسلامی در اولویت قرار گرفته است، «همت مضاعف و كار مضاعف» بایسته‌ای است كه در صورت عمل به آن می‌توان در این مصاف نیز دشمن را مغلوب ساخت.

 

پی نوشت ها:

[1]. بیانات در جمع كثیری از بسیجیان كشور 4-9-88

[2]. بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری 2-7-88

[3]. بیانات در دیدار با خانواده های معظم شهدا و ایثارگران كردستان 22-2-88

[4]. بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری 2-7-88

[5]. بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری 2-7-88

[6]. بیانات در دیدار با نخبگان علمی و دانشجویان 4-6-88

[7]. بیانات در دیدار با نخبگان علمی و دانشجویان 4-6-88

[8]. بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی 1-1-89
 
همت وكارمضاعف در حوزه جنگ نرم




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 24 خرداد 1389  ساعت 9:48 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه هنر
به نظر مي رسد از جهت توسعه كمي و كيفي فضاي فعاليت فراواني هست و محصولات و كالاهاي فرهنگي ما مشتاقان بسياري دارد كه بايد از اين فرصت بهره برد و به همه زمينه ها از جمله سينما، تئاتر ، موسيقي ، آثار قرآني و كانون هاي فرهنگي توجه داشت ؛ هر چند که دامنه فعاليت وزارت فرهنگ گسترده است و همكاران ما برنامه هاي خوبي تدارك ديده اند كه از آغاز سال با جديت و تلاش بيشتر شاهد رونق و شكوفايي در اين عرصه خواهيم بود. وي تصريح كرد: با توجه به اقدامات خوبي كه در تمامي عرصه هاي كشور از جمله فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي و مسائل اقتصادي در سطح بين الملل صورت گرفته است ، مردم و دولت بايد در امر سازندگي كشور سهيم باشند كه اين نياز به همت بالا دارد، تا به اهداف بالاي خود در سند چشم انداز 20 ساله دست يابيم و انتظاري كه از جمهوري اسلامي ايران در عرصه بين المللي وجود دارد را برآورده كنيم.

حسيني به رفع موانع و پرهيز از نزاع هاي بي فايده و تلاش بيشتر مردم تاكيد كرد و افزود: به  طور قطع در شوراي فرهنگ عمومي كشور نهادينه كردن و گسترش فرهنگ كار و تلاش را دنبال خواهيم كرد تا باعث نشود برخی افراد از كار خودداري كنند، به ويژه جوانان كه بايد با توجه به آموزه هاي ديني كار را افتخار بدانند تا كشور جايگاه خود را تثبيت كند و در واقع ما بايد نظامي الهي داشته باشيم و نبایدبه آنچه كه داريم بسنده كنيم تا خداوند هم الطاف خود را براي موفقيت هاي روز افزون بيشتر شامل حال ما بكند.
وي در ادامه ياداور شد: در دولت نهم و دهم روحيه پركاري و تلاش گسترده در ميان دولتمردان وجود داشته و تا حدودي هم اين روحيه تعميم يافته است، اما بايد اين روحيه را به كاركنان دولت در سطوح گوناگون سرايت داد تا با عزم و اراده اي قوي و براي خدمت به مردم و آبادي كشور از فرصت ها استفاده شود، همچنان كه در سال هاي اخير در نقاط مختلف اقدامات خوبي انجام شده است كه بايد ادامه يابد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به لزوم هماهنگي و همدلي ميان قواهاي سه گانه تاكيد كرد و افزود: به طور مثال در بحث هدفمندي يارانه ها به عنوان موضوعي جدي كه دولت به تنهايي نمي تواند اين وظيفه سنگين را بر دوش بگيرد، به طور قطع همكاري و مساعدت دستگاه هاي ديگر، به خصوص قوه مقننه و قضاييه موثر است و به جاي اينكه وقت و نيرو صرف بحث هاي بي حاصل شود، بايد براي موفقيت اهداف اصلي را مدنظر داشته باشند.
حسيني با بيان اينكه هنرمندان در تقويت روحيه و ايجاد همت والا در مردم براي رشد و پويايي بيشتر و پرهيز از ايستايي و رخوت در فرهنگ عمومي نقش به سزايي دارند ، گفت: از هنرمندان و فرهيختگان كشور انتظار دارم براي نهادينه كردن فرهنگ همت و كار مضاعف تلاش كنند تا اقشار مختلف جامعه با بهره وري از همت از توان و انرژي خود براي سازندگي كشور استفاده كنند.
وي ادامه داد: به هر حال ما رسالت خطيري برعهده داريم و نگاه بسياري از مردم و آزاديخواهان دنيا به ايران است و اگر ما كشورمان را به خوبي بسازيم، مي توانيم در مقابل همه قدرت هاي جهاني بايستيم، همان طور كه در بحث هسته اي و امور ديگر گام هاي بلندي برداشته ايم.

سايت سينما
همت و كارمضاعف در حوزه هنر




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 24 خرداد 1389  ساعت 9:45 PM نظرات 0
 
همت مضاعف در حوزه بزرگان

امسال که بنا به فرمايش حکيمانه رهبر معظم انقلاب، سال "همت و کار مضاعف" نام نهاده شده است شايسته است که با تامل و غور در قرآن و ميراث روايي بر جاي مانده از اهل بيت عليهم السلام، شناختي جامع و متمايز از ابعاد گوناگون اين مقوله به دست آورده تا ان شاء الله زمينه براي تحقق بخشيدن به اين مهم فراهم آيد

در اخبار و احاديثي كه از معصومين سلام‌ الله عليهم اجمعين رسيده ، از همت عالي مدح و ستايش زيادي شده و فرموده‌اند : همچنان كه مرغ با بال و پر خويش پرواز مي‌كند ، انسان هم با صفت حميده بلند همتي مي‌تواند به مقاصد عاليه خود دست يابد.

در حديثي كه زينت بخش اين بحث شد، امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد :

ارزش هر كس به مقدار نظر بلند و علوّ همت اوست شخصي از حضرت پيغمبر اكرم(ص) سؤال كرد يا رسول الله دو كبوتري كه در هوا در حال پرواز هستند ، كداميك از آنها نزد شما محبوب تر است؟

فرمودند آنكه بالاتر رفته و خود را به اوج زيادتر رسانده است.

سعدالدين تفتازاني از علماء و پايه گذاران فن بلاغت است، از پسرش پرسيد ميل داري به چه مقامي برسي؟گفت به مقام علمي شما، پدر گفت همتت كوتاه است، من تصميم گرفتم به مقام علمي امام صادق عليه السلام برسم ، با تلاش و كوشش به اينجا رسيده‌ام ، تو به كجا خواهي رسيد

در قرآن هم كه كلام خداست به اسبان تندرويي كه از كثرت سرعت از زير سم آنها موقعي كه به سنگ برخورد مي‌كنند برق جستن مي‌كند قسم ياد فرموده :

والعاديات ضجاً فالموريات قدحاً يعني قسم به اسبان تندرويي كه در اثر سرعت و شتاب صداي نفس و شكم هاي آنها از دور شنيده مي‌شود، و هرگاه سم اسبان به سنگي برسد در اثر سرعت از زير سم آنها برق مي‌جهد، و در آيه ديگر مي‌فرمايد:

فالسابقات سبقاً يعني به آن اسباني كه در ميدان مسابقه جلو مي‌روند ، وقتي كه حيواني تندرو و چالاك اينقدر مورد علاقه حضرت احدييت است كه باو قسم مي‌خورد، پس مؤمن متقي كه گل سر سبد عالم وجود است هرگاه داراي جاني گرم و همتي عالي گرديد به چه سرحدي از سعادت قدم خواهد گذاشت و نيز علي عليه‌السلام مي‌فرمايد :

براي حيات شما قيمتي نمي‌شود فرض كرد، پس او را ارزان از دست ندهيد جز با قيمت بهشت .

ابوريجان بيروني در پي‌گيري علم شهرت خاصي دارد، مي‌گويند در لحظات آخر عمرش يكي از فقها به عيادتش آمد با اينكه رشته تخصصي او فلسفه و رياضيات و جامعه شناسي بوده و منجم خوبي هم بود، از فقيه مسئله‌اي در باره ارث پرسيد.

فقيه گفت الآن چه وقت اين مسئله است، گفت اين را هم بدانم و بميرم بهتر است؟

يا ندانم و بميرم ؟ 1

قال علي عليه‌السلام :

الفخر بالهمم العاليه لا بالرممم الباليه يعني سربلندي و افتخار به همت و فكر بلند است نه به استخوان پوسيده گذشتگان .

سعدالدين تفتازاني از علماء و پايه گذاران فن بلاغت است، از پسرش پرسيد ميل داري به چه مقامي برسي؟

گفت به مقام علمي شما، پدر گفت همتت كوتاه است، من تصميم گرفتم به مقام علمي امام صادق عليه السلام برسم ، با تلاش و كوشش به اينجا رسيده‌ام ، تو به كجا خواهي رسيد.2

موقعي كه وزارت فرهنگ و آموزش عالي مي‌رفتم با اينكه شغلم آموزش معارف اسلامي بود كه هر روز در يكي از ساختمانهاي آن وزارتخانه به پرسنل آموزش معارف اسلامي مي‌دادم، ولي همه روزه نماز را در ساختمان مركزي به جماعت مي‌خواندم طرز سلوك و رفتارم با اشخاص بقدري حسنه بود كه از شخص وزير گرفته تا طبقات پايين همه نسبت به من محبت داشتند، زيرا مردم دار بودم.

 

روزي اطلاع حاصل شد كه مادر يكي از كارمندان فوت كرده است به رفقا گفتم بيائيد دسته جمعي به منزلش برويم و اظهار همدردي نمائيم، اتوبوسي از پاركنيگ خواستم دسته جمعي به منزل او كه در جنوب شهر بود رفتيم، من كه در رديف جلو سوار شده بودم زودتر پياده شدم، ديدم اين بنده خدا در خانه محقر و كوچكي زندگي مي‌كند كه ظرفيت سرپا ايستادن ما را هم ندارد، به آن دوستمان گفتم اعلاميه مجلس ترحيم ‌تان را بدهيد ، تا روز معين در مجلس ختم‌تان شركت كنيم، اعلاميه را گرفتيم و برگشتيم و روز معين در مسجد و مجلس ختم شركت كرديم، و بعد از شب هفت چند نفر فرستاديم او را سركار آوردند.

ايشان به اطاق من آمد و گفت شما مرا در محل خيلي سرافراز كرديد، من در محل آدم گمنامي بودم، آمدن شما با آن تشريفات باعث سربلندي من شد، گفتم روز اول كه آمديم من در حقت دعا كردم، از خدا خواستم كه خانه بزرگتري به شما بدهد.

لبخندي زد و گفت آقا خودم مقصرم، چند سال پيش براي اولين بار مشهد رفتم، عرض كردم آقا امام رضا من از مستأجري در تهران خسته شده‌ام، از خدا بخواه به من خانه‌اي كرامت كند ولو اينكه جاي يكدست رختخواب داشته باشد، گفتم بنده خدا چرا همتت كوتاه بوده، حالا كه شخصيتي مانند حضرت امام رضا عليه‌السلام را در خانه خدا واسطه كرده‌اي چرا خانه بزرگتري نخواسته‌اي؟

من خودم هميشه نظر و همت بلندي داشته و دارم هميشه عرض كرده‌ام خدا، ميخواهم خوب بخورم، خوب بپوشم، ماشين خوب داشته باشم، خانه خوب داشته باشم، بچه خوب داشته باشم، همسر خوب داشته باشم، همينطور هم عطا فرموده، من خدا را بد عادت نكرده‌ام ، معتقدم هر طوري بخواهي همانطور مي‌دهد، خوب دقت كنيد، وقتي كه خدا را قادر مطلق مي‌دانم و خدا را بخيل و تنگ نظر نمي‌دانم، من چرا همتم كوتاه باشد؟

بعضي‌ها ميگويند خدا نان زير برفي بدهد، بهار كه شد دستم كار مي‌كند و دهانم مي‌خورد، همانطور هم به او مي‌دهد.

توصيه مي‌كنم كه هميشه همتي بلند داشته باشيد، خداوند هم بلندنظرها را دوست دارد.

بعضي‌ها مي‌گويند خدا آخرتمان را خوب كند، دنيا مي‌گذرد ، من اينطور نمي‌گويم، من مي‌گويم خدا هم اين دنيايم را خوب كن و هم آن دنيايم را، ربنا آتنا في‌الدنيا حسنه و في‌الآخره حسنه خدا كه صفت بد ندارد (بخيل و تنگ نظر نيست) بلكه كرمش حد و حصر ندارد و با ظرف بزرگ درخانه‌اش به گدائي مي‌روم.

همت بلند دار كه مردان روزگار     از همت بلند به جايي رسيده‌اند

سپاهيان اسكندر ، شهري را فتح كردند و پرچم حكومت اسكندر را بر فراز خانه‌هاي آنها برافراشتند پس از مدتي اسكندر وارد آن شهر شد و پرسيد :

 

آيا از شاهزادگان قبلي كسي در اين شهر باقي مانده ؟

جواب دادند تنها يك مرد باقي مانده و او نيز همواره در قبرستان بسر مي‌برد، و كنار قبرها را محل سكونت خود قرار داده است.

در اخبار و احاديثي كه از معصومين سلام‌ الله عليهم اجمعين رسيده ، از همت عالي مدح و ستايش زيادي شده و فرموده‌اند : همچنان كه مرغ با بال و پر خويش پرواز مي‌كند ، انسان هم با صفت حميده بلند همتي مي‌تواند به مقاصد عاليه خود دست يابد.

اسكندر دستور احضارش را داد ، او را مخاطب قرار داد و گفت چرا كنار قبرها را محل سكونت خود قراردادي؟

شاهزاده گفت دوست داشتم بين استخوانهاي شاهان و نوكرانشان را در گورستان مشخص كنم و از همديگر متمايز سازم، ولي به اين كار موفق نشدم، زيرا ديدم استخوانهاي همه (شاه و گدا) يكسانند.

اسكندر گفت اگر از من متابعت و پيروي كني و همتي بلند داشته باشي ، تو را به پادشاهي همين جا منصوب مي‌كنم تا شكوه و عظمت گذشته تان را بازيابي ، شاهزاده گفت همت من بلندتر از اينها است كه گفتي ، من بدنبال زندگي‌اي هستم كه مرگ نداشته باشد، بدنبال جواني‌اي هستم كه پيري نداشته باشد، بدنبال ثروتي هستم كه فقر و نداري از پي او نباشد، من بدنبال شادماني‌اي هستم كه اندوه از پي‌آن نباشد .

اسكندر گفت چنين اموري كه همت تو خواهان آنست در نزد من پيدا نمي‌شود، شاهزاده گفت پس مرا به حال خود بگذار تا بروم سراغ كسي كه (خدائي) كه اين امور (زندگي جاويد) در نزد اوست.

 

نوشته : سيد غلامرضا موسوي بروجردي

فرآوري: شکوري_گروه دين و انديشه تبيان

همت مضاعف در حوزه بزرگان




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 24 خرداد 1389  ساعت 9:42 PM نظرات 0


 همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال

شما از كار خود چه انتظاري داريد؟ هنگام انتخاب شغل به چه عواملي توجه مي‌كنيد؟
بسياري از افراد نمي‌دانند كه چرا يك رشته تحصيلي يا يك حرفه به‌خصوص را انتخاب كرده‌اند. بعضي‌ها فقط به دليل اصرار والدين‌شان درس مي‌خوانند و عده‌اي ديگر هم برداشت‌هايي خاص از شغل‌هايي مانند وكالت، مهندسي يا پزشكي دارند. بسياري از دانشجويان هنوز نمي‌دانند دنبال چه ارزش‌هايي هستند و آيا اگر در رشته‌اي كه انتخاب كرده‌اند درس بخوانند مي‌توانند به اين ارزش‌ها برسند؟ جان‌هلند (روانشناس) معتقد است كه انتخاب شغل به نوعي ابراز شخصيت است. به نظر او انتخاب يك شغل منعكس‌كننده‌ انگيزه، دانش، شخصيت و توانمندي يك شخص است و طرز تلقي ‌شما را از زندگي نشان مي‌دهد. بسياري از افراد تحت فشار زندگي و انتظار ديگران مجبور مي‌شوند بدون اينكه آمادگي لازم را داشته باشند، شغلي انتخاب كنند.

به گزارش همشهري آن‌لاين پژوهشگران به اين نتيجه رسيده‌اند كه اغلب اشخاص هنگام انتخاب شغل مراحلي را پشت‌سر مي‌گذارند. در مواقع متفاوت و در مراحل مختلف زندگي عوامل متعددي مطرح مي‌شوند. از جمله عوامل تأثيرگذار در انتخاب شغل عبارتند از: اعتماد به نفس، نوع شخصيت، ميزان توانمندي‌ها، نفوذ والدين، توجه به علايق و ارزش‌ها، سطح اقتصادي و... در انتخاب شغل بايد ببينيد كدام يك از اين عوامل روي شما بيشتر تأثير مي‌گذارند و برايتان مهم هستند. مثلا توانمندي‌ها و شايستگي‌ها در انتخاب شغل نقش مهمي را ايفا مي‌كنند. در انتخاب شغل دو نكته مهم نقش مؤثري دارند؛ يكي آنكه از توانمندي لازم براي انجام آن برخوردار باشيد و ديگر آنكه آيا مي‌توانيد مطالب و موارد لازم را در اين خصوص بياموزيد.
يكي ديگر از عوامل مهم در انتخاب شغل اين است كه ببينيد آيا اصولا به آن شغل علاقه‌منديد يا نه؟ در برنامه‌ريزي‌هاي شغلي به مسئله علاقه توجه خاصي مي‌شود. ارزش‌هاي شغلي شما نيز مشخص مي‌كند كه مي‌خواهيد با شغلي كه انتخاب مي‌كنيد به كجا برسيد. ارزش‌هاي كاري جنبه مهمي از ارزش‌هاي شما به شمار مي‌آيند. بايد بدانيد كدام ارزش‌هاست كه به زندگي شما معنا مي‌بخشد و بعد در انتخاب شغل خود آنها را در نظر بگيريد.
فرايند انتخاب شغل چيزي بيش از علم و اطلاع درباره دنياي كار و همخواني آنها با نوع شخصيت‌ شماست. با پيروي از مراحل زير و رعايت آنها مي‌توانيد در انتخاب شغل بهتر عمل كنيد.

- با توجه‌كردن و دقيق‌شدن به خود شروع كنيد. علايق، توانمندي‌ها، ارزش‌ها و اولويت‌هاي خود را شناسايي كنيد. اين پرسش‌ها را در ذهن داشته باشيد: من چگونه مي‌خواهم زندگي كنم؟ چه علايقي دارم؟ دوست دارم كجا زندگي كنم و چگونه محيطي را براي انجام كار ترجيح مي‌دهم؟آگاهي از علايق خود مي‌تواند كمك كند تا انتخاب بهتري داشته باشيد.
- به راه‌حل‌هاي متفاوت فكر كنيد. اين مرحله با دو مرحله بعدي ارتباطي نزديك دارد. به جاي اينكه دامنه انتخاب‌هاي خود را محدود كنيد، مشاغل ديگري را در نظر بگيريد كه مي‌توانيد آنها را انجام دهيد. در اين مرحله حتما به علايق و ارزش‌هاي خود توجه كنيد.
- اطلاعاتي درباره مشاغل ديگر جمع‌آوري و آنها را هم ارزيابي كنيد. از خود بپرسيد در چه كاري مي‌توانيد موفق‌تر ظاهر شويد؟ كدام شغل بيشتر با خصوصيات شما همخواني دارد؟ بايد شغلي انتخاب كنيد كه با استعدادها، ارزش‌ها و علايق شما تناسب داشته باشد. هر شغلي كه نظرتان را جلب مي‌كند بررسي كنيد. درباره نيازهاي آموزشي اين مشاغل مطالعه كنيد. جنبه‌هاي مثبت و منفي هر شغل را در نظر بگيريد. تا حدي كه امكانش وجود دارد با كساني كه در اين مشاغل اشتغال دارند گفت‌وگو كنيد. از آنها نظرخواهي كنيد و بپرسيد كه براي آينده در انتظار چه تحولاتي هستيد و از شغل خود چه انتظاراتي داريد. در كار انتخاب شغل به جنبه‌هاي اجتماعي، اقتصادي و محيط جغرافيايي نظر داشته باشيد.
- فرصت‌هاي شغلي مختلف را ارزيابي كنيد. پس از تهيه فهرست راهكارهاي مختلف و انواع مشاغلي كه مي‌توانيد داشته باشيد، وقت كافي براي اولويت‌بندي آنها صرف كنيد. به جنبه‌هاي عملي تصميمات خود بينديشيد؛ كجا را براي زندگي‌كردن بيشتر ترجيح مي‌دهم؟ ارزش‌هايم چيست؟ و براي صرف وقت با افراد خانواده و دوستانم چه بهايي درنظر مي‌گيرم؟ اگر اين شغل را انتخاب كنم ميزان فراغت و ساعات تفريحم چقدر خواهد بود؟ در اطلاعات مربوط به شغل، نظرات خود و ديگران را با هم مقايسه كنيد.
- تصميم بگيريد و برنامه‌اي بريزيد. بهتر است كه به يك مجموعه از تصميمات توجه كنيد. از خود بپرسيد چگونه مي‌توانم به بهترين شكل ممكن به هدفم برسم؟ پاسخ‌دادن به اين سؤال مستلزم اطلاع از مهارت‌ها و داشتن يك برنامه دقيق و روشن است كه شما را در رسيدن به اهدافتان كمك خواهد كرد.
البته توجه داشته باشيد اگر با رعايت همه اين موارد تصميمي گرفتيد و شغلي را انتخاب كرديد كه نتوانست شما را راضي نگه دارد، مجبور نيستيد تمام عمر به آن اشتغال ورزيد.
- تصميم خود را به اجرا بگذاريد. بعد از اتخاذ تصميم با اقدام عملي به آن تحقق بخشيد. به مرحله اجرا گذاشتن تصميم گرفته‌شده به معناي آن نيست كه نگراني و هراسي نداشته باشيد. مهم اين است كه اجازه ندهيد اين نگراني‌ها شما را از حركت باز دارند.

به نتايج انتخاب خود توجه كنيد. بعد از اقدام عملي براي اجراي تصميم گرفته‌شده، بايد ببينيد كه آيا انتخاب درستي كرده‌ايد. هم خود شما و هم دنياي كار به مرور زمان تغيير مي‌كنند. آنچه اكنون به نظر مناسب مي‌رسد، لزوما در سال‌هاي بعد خوشايند نخواهد بود. فرايند رشد و اعتلاي شغلي، موضوعي هميشگي است. بنابرين بايد خود را با تغيير شرايط هماهنگ كنيد.
نارضايتي در كار
اگر از كارتان راضي نباشيد، مطمئنا انتخاب يك شغل جديد راهي براي پايان بخشيدن به اين نارضايتي است اما ممكن است تغيير دادن شغل هم تفاوتي ايجاد نكند.
اين اشتباه است اگر فكر كنيم كه تغيير شغل لزوما نارضايتي را از بين مي‌برد. براي آگاهي از اينكه آيا شغل جديدتان مي‌تواند نارضايتي شما را از بين ببرد يا نه، ابتدا بايد بدانيد چه عواملي سبب ناخشنودي شما از شغل فعلي‌تان شده‌اند. ممكن است كارتان را دوست داشته باشيد؛ اما تحت تأثير بعضي عوامل بيروني ناراحت شويد.
ممكن است به اين نتيجه رسيده‌ايد كه رئيس‌تان تمام آزادي‌ها و اختيارات‌تان را از شما گرفته يا ميان همكاران به اندازه كافي هماهنگي وجود ندارد. شايد هم فكر مي‌كنيد در كارتان جايي براي رشد و شكوفايي وجود ندارد. نگراني از اخراج‌شدن، تقليل‌دادن نيروي كار و... ابعادي دوچندان پيدا مي‌كنند. در اين مواقع اگر مي‌توانيم بايد كارمان را رها كنيم و در غير اين صورت بايد در كار خود معنا و انگيزه به وجود آوريم.
ايجاد معنا در كار
كار مي‌تواند به ايجاد معنا براي شما كمك كند؛ اما همين كار مي‌تواند منبع بي‌معنايي باشد! شما مي‌توانيد از طريق كارتان تفاوت قابل ملاحظه‌اي در كيفيت زندگي‌تان ايجاد كنيد. مي‌توانيد بر زندگي ديگران اثر بگذاريد و اين مي‌تواند باعث رضايت خاطر خود شما هم بشود.
اما همين كار مي‌تواند مسئله‌ساز باشد و حتي انرژي شما را تحليل ببرد. اگر كارتان را بي‌معني ارزيابي مي‌كنيد، براي رفع آن چه مي‌توانيد بكنيد؟
اگر شغل‌تان به جاي اينكه به شما انرژي و نيرو بدهد، توان جسماني و رواني‌تان را بگيرد چه مي‌توانيد بكنيد؟ براي رسيدن به معنا چه زماني بايد شغل‌تان را تغيير دهيد؟ يك راه براي بررسي موضوع بي‌معنا بودن و نارضايتي شغلي، توجه به چگونگي گذران اوقات خويش است. شايد بد نباشد كه يك هفته يا حتي يك ماه به جنبه‌هاي مختلف شغلي خود توجه كنيد. چه عواملي در كار شما باعث اتلاف نيروي‌تان مي‌شود و كدام عوامل به شما نيرو مي‌دهند؟

در حالي كه ممكن است نتوانيد تمام عوامل ناراحت‌كننده شغل‌تان را برطرف كنيد؛ اما كارهاي متعددي هست كه مي‌توانيد انجام دهيد و شايد از نتايج مثبت آن تعجب كنيد. شايد بتوانيد اميدهايي را كه به شغل‌تان داشته‌ايد از نو تعريف كنيد. البته مي‌توانيد ابتدا به انتظاري كه از شغل‌تان داريد توجه كنيد و سپس به اين بينديشيد كه آيا اگر كارتان را عوض كنيد مي‌توانيد به اين خواسته‌هايتان دست يابيد. مي‌توانيد در شغل فعلي‌تان تحولي به وجود آوريد يا شايد بتوانيد مهارت‌هايي كسب كنيد كه سرانجام شما را به خواسته‌تان برساند.
تغيير شغل‌دادن مي‌تواند مفيد واقع شود؛ اما بايد دانست كه تغيير شغل هم اغلب بهايي دارد كه بايد آن را پرداخت كرد. تغيير شغل‌دادن مي‌تواند رضايت شغلي شما را افزايش دهد؛ اما تغيير شغلي كه سال‌ها داشته‌ايد اغلب با احساس خطر و ريسك‌هايي همراه است. در هر صورت توجه به اين نكته ضروري است كه چون ما نيمي از ساعات بيداري خود را صرف كار مي‌كنيم، بهتر است كاري را انتخاب كنيم كه شخصيت‌ ما را به عنوان يك انسان مشخص كند.
اما هرگز از ياد نبريد كه كار به تنهايي نمي‌تواند باعث احساس موفقيت شود. اوقات فراغت و داشتن تفريح زماني است كه مي‌توانيم به خودمان اختصاص دهيم و لحظاتي است كه مي‌توانيم آن را با توجه به خواست و علايق خود سپري كنيم.
منبع:     
www.msnbc.com
ترجمه يكتا فراهاني  
همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 24 خرداد 1389  ساعت 9:39 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :15
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET