با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید
 
همت و كارمضاعف در حوزه  پيشرفت
دغدغه رهبر معظم انقلاب در پيام سال 89 بخصوص در بهره گيري نامطلوب از امکانات و منابع موجود ضرورت بکارگيري بهينه از منابع و امکانات را که نقش اساسي در افزايش رفاه و رونق زندگي ملت دارد، به تمامي نهادها و دستگاههاي دولتي و خصوصي را گوشزد مي کند. تاکيد رهبر معظم انقلاب در اجرا شدن هرچه سريعتر هدفمند کردن يارانه ها که به فرهنگ سازي بيشتري نياز دارد، تلاش و همت افزون تر مسئولان و فعالان را نسبت به سال گذشته مي طلبد.
ارتقا بهره وري و استفاده مطلوب از منابع و امکانات موجود در کشور از عمده ترين محورهاي پيام مقام معظم رهبري به مناسبت سال 89 بود که دريچه اي بسوي اجراي مناسب تر قانون هدفمندسازي يارانه ها در سال جاري بشمار مي رود.

به گزارش بولتن، ديدار جمعي از فرماندهان افسران خلبانان و کارکنان نيروي هوايي ارتش با مقام معظم رهبري
بهره گيري بهتر از منابع و ظرفيت هاي عظيم موجود در کشور،‌ استفاده از سرمايه و امکانات افراد علاقه مند، پرهيز از اسراف و بيهوده خرجي، افزايش کارآفريني و سرمايه گذاري
و ارتقا فعاليت ها در بخش هاي مختلف اقتصادي ارتقا کيفيت توليدات داخلي تا حدي که قابل رقابت با اجناس خارجي باشد از محورهاي مورد تاکيد در پيام مقام معظم رهبري است.
بديهي است تحقق منويات مقام معظم رهبري در سال جاري به تلاش و همت تمام فعالان
اعم از دولتمردان، نمايندگان مجلس و ديگر دست اندرکاران و همچنين مردم نياز دارد تا ما را در دستيابي به اهداف پيش بيني شده در برنامه هاي بالادستي و پايين دستي ياري کند.
به هر ميزان دامنه تعامل، انسجام و همبستگي فعالان بخش هاي مختلف اقتصادي ارتقا يابد امکان برداشتن گام هاي بلندتر در بخش هاي مختلف اقتصادي،‌ اجتماعي و فرهنگي نيز بيشتر مي شود.
کارشناسان اقتصادي معتقدند:‌ با همت و کار بيشتر بايد در جهت پيشرفت و آباداني کشور تلاش شود به طوري که بايد با مناسب ترين برنامه ريزي هاي عملي و کمترين هزينه ها براحتي امکان دستيابي به اهداف برنامه پنجم توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي و همچنين افق چشم انداز 20 ساله فراهم شود.

دغدغه رهبر معظم انقلاب در پيام سال 89 بخصوص در بهره گيري نامطلوب از امکانات و منابع موجود ضرورت بکارگيري بهينه از منابع و امکانات را که نقش اساسي در افزايش رفاه و رونق زندگي ملت دارد، به تمامي نهادها و دستگاههاي دولتي و خصوصي را گوشزد مي کند.
تاکيد رهبر معظم انقلاب در اجرا شدن هرچه سريعتر هدفمند کردن يارانه ها که به فرهنگ سازي بيشتري نياز دارد، تلاش و همت افزون تر مسئولان و فعالان را نسبت به سال گذشته مي طلبد.
با وجودي که مقام معظم رهبري مسئول اجراي هدفمند کردن يارانه ها را دولت مي دانند اما تاکيد کردند که تمام دستگاهها به خصوص قوه مقننه بايد دولت را در تحقق اين برنامه ياري کنند.
عضو کميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي معتقد است: ‌دستيابي به اهداف سند چشم انداز 20 ساله کشور تنها با همت و کار مضاعف امکان پذير مي شود.
حجت الاسلام سيدناصر موسوي در گفت و گوي اختصاصي با ايرنا، افزود:‌ براي دستيابي به اين سند بايد فرهنگ سازي کرد.
وي با اشاره به منويات رهبري و نامگذاري امسال به نام همت مضاعف و کار مضاعف گفت: ‌با تغيير فرهنگ کار و تلاش، دستيابي به هر پيشرفت و توسعه اي ‌ممکن خواهد شد.
نماينده مردم فلاورجان در مجلس تصريح کرد:‌ دستگاه هاي فرهنگي کشور نقش کليدي در اين خصوص دارند و آنان بايد در زمينه پياده کردن منويات رهبري تلاشي مضاعف نسبت به ديگران داشته باشند.
حجت الاسلام موسوي افزود:‌ بايد منويات رهبري را از شعاري خارج کنيم و به رهنمودهاي ايشان که سرخط توسعه و پيشرفت کشور است،‌ جامه عمل بپوشانيم.
وي گفت:‌ اگر خواهان عمران و آباداني کشور به معناي واقعي و رسيدن به سطح کشور هايي مانند ژاپن هستيم بايد کار را از پايه آغاز و فرهنگ کار و تلاش مان را عوض کنيم.
نماينده مردم فلاورجان در مجلس افزود:‌ با همت و کار مضاعف علاوه بر عدم وابستگي، ‌ديگران را نيز به خودمان وابسته کنيم.
وي همچنين به توصيه رهبري در تعامل مجلس و مجريه در بحث اجراي قانون هدفمندي يارانه ها اشاره کرد و گفت:‌ اجراي اين قانون نيز به تلاش و کار مضاعف قوا و مردم نياز دارد.
حجت الاسلام موسوي در خاتمه تصريح کرد:‌ براي دستيابي به اهداف سند چشم انداز 20 ساله علاوه بر همت و کار مضاعف، بايد به کيفيت کالاهاي توليدي مان نيز توجه کنيم.
نماينده مردم شهرستان هاي نهبندان و سربيشه در مجلس شوراي اسلامي نيز گفت: نامگذاري امسال توسط رهبر معظم انقلاب به سال همت مضاعف و کار مضاعف، وظيفه سنگيني را بر دوش مردم، مسئولين و قواي مقننه، مجريه و قضائيه گذاشته است.
"محمدرضا صابري" گفت: ما از اين نامگذاري استقبال مي کنيم زيرا با راهکارهاي مناسب و کار و همت بيشتر مي توان به پيشرفت و آباداني کشور کمک کرد.
وي گفت: با برنامه ريزي عملي و کمترين هزينه مي توان بهترين نتايج را داشت.
وي همچنين افزود: در کشور ما ظرفيت لازم وجود دارد و دولت و مجلس بايد با برنامه ريزي و همکاري، فرمان رهبر معظم انقلاب در زمينه همت مضاف و کار مضاعف را عملي کنند.
نماينده مردم تهران در مجلس نيز از تمام مسوولان خواست منويات مقام معظم رهبري را در نامگذاري سال جديد(1389) به نام "همت مضاعف و کار مضاعف" سرلوحه فعاليت ها و اقدامات خود قرار دهند.
"زهره الهيان" در گفت وگو با خبرنگار ايرنا افزود: از آنجا که در ابتداي دهه عدالت و پيشرفت
هستيم براي تحقق اين دو اصل قاعدتا تلاش و همت عالي ضرورت دارد از اين رو مسوولان بايد منويات مقام معظم رهبري را در راس تمام برنامه ها و فعاليت هاي خود قرار دهند.
وي گفت:‌ هرچند در دولت اصولگراي نهم و دهم نمونه هاي از همت و کار مضاعف همواره وجود داشته و در جاي جاي کشور ابعاد مختلفي از توسعه را شاهد بوده ايم اما هنوز با ايده آل ها فاصله بسياري وجود دارد و تا تحقق عدالت و رسيدن به ايده آل ها، بايد فعاليت و کوشش بيشتري صورت گيرد.
عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با اشاره به تاکيد مقام معظم رهبري درخصوص تعامل مجلس و دولت در اجراي طرح هدفمندسازي يارانه ها، تصريح کرد: رسيدن به چنين تعاملي در راستاي فرمايش مقام معظم رهبري بويژه در طرح هدفمندسازي يارانه ها، نيازمند کار، تلاش و همکاري دو جانبه قواي مقننه و مجريه است.
الهيان با تاکيد بر اراده مجلس براي همکاري با دولت درخصوص اجراي اين طرح، گفت: اگر دولت طي جلساتي مشترک با مجلس بتواند به راهکارهاي مناسب برسد، مجلس نيز قاعدتا براي اجراي هرچه بهتر طرح هدفمندسازي يارانه ها با دولت همکاري خواهد کرد.
وي افزود: چنين عزمي در ساير کميسيون هاي مجلس بويژه کميسيون هاي تخصصي وجود دارد، از اين رو اگر در سال جاري و در راستاي تاکيد مقام معظم رهبري جلسات مشترک ميان دولت و مجلس استمرار يابد و دولت نيز برنامه هاي خود را براي بحث هدفمند سازي يارانه ها ارائه دهد، بطور قطع مجلس نيز اين انگيزه را دارد که بستر مناسبي براي اجراي اين طرح هموار کند.
عضو کميسيون فرهنگي مجلس هم معتقد است: مجلس بايد با اتخاذ سازوکارهاي مناسب، دولت را در اجراي هدفمندسازي يارانه ها ياري دهد.
"ستار هدايت خواه" در گفت وگو با خبرنگار ايرنا با اشاره به فرمايشات اخير مقام معظم رهبري درخصوص تعامل ميان مجلس و دولت، اظهار داشت: همانگونه که ايشان فرمودند، قوه مقننه وظيفه ريل گذاري و همواره کردن مسير قوه مجريه که بار اصلي اداره کشور را بر دوش مي کشد، برعهده دارد.
وي افزود: يکي از مواردي نيز که مقام معظم رهبري بر آن بعنوان يکي از محورهاي اين تعامل و همکاري تاکيد داشتند موضوع طرح هدفمندسازي يارانه ها است.
نماينده مردم بويراحمد در مجلس گفت:‌ در اين همکاري، قاعدتا قوه مقننه بايد بار سنگيني را که دولت درخصوص اجراي طرح هدفمندسازي يارانه بر دوش مي کشد، ملاحظه کند و دولت را با اتخاذ سازوکارهاي مناسب براي تحقق چنين طرحي ياري دهد.
وي افزود: دولت نيز بايد تلاش کند که اگر ديدگاه ها و نقطه نظرات خاصي دارد، آنها را در چارچوب قانوني پيش ببرد.
نماينده مردم بويراحمد با اشاره به نامگذاري سال جديد(1389) از سوي مقام معظم رهبري با عنوان سال "همت مضاعف و کار مضاعف" اظهار داشت: همانگونه که مقام معظم رهبري تاکيد داشتند اين عنوان يک عنوان تشريفاتي نيست و تمام دستگاه ها و آحاد مردم بايد بدنبال تحقق آن باشند.
هدايت خواه، "همت مضاعف و کار مضاعف" را دو عنصر اصلي فعاليت ها در دهه چهارم انقلاب ناميد و افزود: دهه چهارم انقلاب، دهه "عدالت و پيشرفت" نامگذاري شده و براي رسيدن به چنين هدف و چشم اندازي، "همت مضاعف و کار مضاعف" ضرورت بيشتري پيدا مي کند.
نماينده مردم ملاير در مجلس نيز با اشاره به نامگذاري سال 89 از سوي مقام معظم رهبري
گفت: همت مضاعف و کار مضاعف مسوولان اجرايي و دولتمردان موجب توسعه و آباداني روز افزون کشور مي شود.
"حسن ونايي" در گفت و گو با خبرنگار ايرنا، افزود: يکي از نيازهاي اساسي کشور با ورود به دهه چهارم انقلاب که از سوي مقام معظم رهبري"دهه پيشرفت" نامگذاري شده ايجاد زير ساخت ها و توجه به توسعه و آباداني کشور است.
وي با بيان اينکه ايجاد زيرساخت ها و توسعه همه جانبه کشور در گرو تلاش مضاعف مسوولان اجرايي است، اضافه کرد: نامگذاري امسال از سوي مقام معظم رهبري به سال همت مضاعف و کار مضاعف و همچنين بيانات ايشان در صحن امام رضا(ع) مسوولان را براي ساخت کشوري آباد بيش از گذشته مصمم کرد.
عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس بيان کرد: اجراي هدفمند کردن يارانه ها و توجه به توسعه ميدان پارس جنوبي يکي از بزرگترين ميدان هاي گازي جهان از مهمترين کارهاي دولت
در سال جاري است که بايد براي انجام درست آن مجلس و دولت با هم همگام شوند.
وي اظهار داشت: دولت عدالت محور در حوزه خدمات رساني به مناطق محروم و روستاها در چهار سال گذشته خدمات مطلوبي انجام داده است.
نماينده مردم ملاير در خانه ملت افزود: رييس جمهوري دولت دهم با تمام توان و با عشق خالصانه به ملت ايران براي خدمات رساني و ساختن ايراني آباد قدم به جلو گذاشته و نمايندگان مجلس نيز براي تحقق اهداف دولت عدالت محور با وي همگام شده اند.
ونايي تاکيد کرد: طيف هاي سياسي نيز به تبعيت از رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب و صرف
نظر از سلايق سياسي بايد اختلاف را کنار گذاشته و براي آباداني کشور با هم متحد شوند.
نماينده مردم همدان در مجلس شوراي اسلامي گفت: صداقت در عمل و گفتار مسوولان و مديران در قواي مختلف موجب تحقق رهنمود مقام معظم رهبري مي شود.
"سيدمحمد کاظم حجازي"با اشاره به نامگذاري امسال به نام "همت مضاعف، کار مضاعف"
افزود: براي رسيدن به اين شعار مسوولان بايد از هر گونه مبالغه و اغراق و ارائه برنامه هاي غير واقعي پرهيز کنند.
وي اضافه کرد: نگاه درست و واقعي و تحليل درست علت پيشرفت جامعه، مسير صحيح اعتلاي جامعه اسلامي را ترسيم مي کند.
وي با ذکر اينکه باور به توانايي هاي نيروهاي متعهد در تحقق رهنمود مقام معظم رهبري موثر است، خاطرنشان کرد: توجه دولت به توان و نيروي علمي جوانان اين مرز و بوم موجب کسب توفيقات روزافزون در چهار سال گذشته شده است.
نماينده مردم همدان در خانه ملت اظهار داشت: موفقيت هاي اين نيروها در بخش هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و فن آوري هاي جديد سال گذشته بهت جهانيان را بر انگيخته است.
وي افزود: شناخت اين موفقيت ها دولت را در حرکت جديد و رسيدن به رهنمود مقام معظم
رهبري کمک مي کند.
عضو کميسيون عمران مجلس اضافه کرد: توجه مردم و مسوولان به رهنمودهاي مقام معظم رهبري همواره زمينه کسب توفيقات روز افزون براي جامعه را فراهم کرده است.
نماينده مردم شهرستان هاي کاشان و آران و بيدگل در مجلس شوراي اسلامي نيز گفت:‌ مردم و مسئولان کشور با شرايط مهم و خاصي وارد سال 89 شده اند و بهترين و مناسبترين الگو براي آنها همت مضاعف و کار مضاعف است.
"علي اصغر گرانمايه پور" در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: شايسته است همه اعم از قواي مجريه، مقننه و قضائيه، دست اندرکاران،‌ برنامه ريزان، پژوهشگران، اقتصاددانان، کارگران،‌ کسبه و کشاورزان کشور وارد عرصه شوند و با همتي بلند پيام نوروزي رهبر معظم انقلاب اسلامي را عملياتي کنند.
وي اظهار داشت:‌ با همت مضاعف و کار مضاعف چرخ هاي توليد و اقتصاد کشور به حرکت در مي آيد و کشور از وابستگي بي نياز مي شود.
وي، تبديل رکود به رونق اقتصادي،‌ افزايش صادرات غيرنفتي،‌ کاهش بيکاري، اجراي اصل 44 قانون اساسي و مهار تورم را در پرتو همت و کار مضاعف در کشور دانست و گفت: مسئولان کشور و قشرهاي مختلف مردم بايد با همت، کار و تلاش مضاعف کاري انجام دهند که بحران اقتصادي بطور کلي در کشور ريشه کن شود.
گرانمايه پور ابراز اميدواري کرد: با همت و پشتکار در پايان سال جديد شاهد شکوفائي شگفت انگيز حاصل از همت مضاعف و کارمضاعف دولت و مردم در کشور باشيم.
نماينده مردم اروميه در مجلس نيز گفت: فرمايشات رهبر معظم انقلاب اسلامي مبني بر همت مضاعف و کار مضاعف، سرلوحه تمامي اقدامات در نظام اسلامي است.
حجت الاسلام "سيدسلمان ذاکر" در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: دور انديشي مقام معظم رهبري در نامگذاري سال جاري به نام سال همت مضاعف و کار مضاعف، تکليف انجام وظايف محوله به صورت شبانه روزي را به منظور توفيق روزافزون در تمام کارها بر عموم مردم و مسوولان الزامي کرده است.
وي ادامه داد: ايشان با دور انديشي و در ادامه فعاليت دور دوم دولت اصولگرا در خدمت رساني به مردم با نامگذاري سال جاري نشان دادند که سستي و بي توجهي در ميان مسوولان و خدمتگذاران مردم در نظام اسلامي جايي ندارد.
وي، با يادآوري اينکه يکي از شعارهاي اساسي اسلام، استقامت در کار و مقاومت در خدمت رساني است، يادآور شد: اين دستور صريح اسلام نيز است که نبايد مسوولان حکومت اسلامي به سستي و فراموشکاري دچار شوند و بايد با تلاش و همت و جهاد، در زمينه خدمت رساني به مردم گام بردارند.
نماينده مردم اروميه در مجلس گفت: نامگذاري هوشمندانه سال گذشته به نام سال اصلاح الگوي مصرف از سوي مقام معظم رهبري نيز به عينه در هدفمند کردن يارانه ها ديده شد که فوايد اين امر، صرفه جويي و هدفمنمد شدن ميلياردها ريال از سرمايه هاي ملي در زمينه عدالت گستري و توجه به آحاد مردم و به خصوص قشر آسيب پذير جامعه بود.
وي افزود: در سال هاي پيش رو نيز با ادامه اين امر شاهد شکوفايي هرچه بيشتر و بهتر ايران اسلامي در عرصه هاي جهاني خواهيم بود.
نماينده مردم اروميه در مجلس گفت: مسوولي که تلاش و همت در کار نداشته باشد جايي
در حکومت اسلامي ندارد و متوليان خدمت به مردم بايد تلاش هاي خود را شبانه روزي کنند و از لحظه اي توجه و همت در رفع مسائل مردم دريغ نکنند.
وي ابراز اميدواري کرد: با افزايش توجه عموم مردم و خاصه مسوولان اجرايي، شاهد رونق و ايجاد فرصت هاي بهينه براي تلاش و رشد و نيز اهتمام به امر ولايت فقيه در راستاي اعتلاي ايران اسلامي به عنوان حکومتي ديني و اسلامي در دنيا باشيم.






لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 25 خرداد 1389  ساعت 9:54 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه نهج البلاغه
رویکرد اقتصادی کار، اشتغال و تولید ؛ نويسنده:حسن نظری
نامه امام علی علیه السلام به والی شایسته خود، مالک اشتر را می توان، منشور حکومت و تبیین دیدگاههای آن حضرت نسبت به مسائل گوناگون حیاتی جامعه دانست. در ابتدای این منشور، اهداف کلی و آنگاه راهکارهای تحقق آنها را بیان می فرماید

این اهداف عبارتند از، «جبایة خراجها، و جهاد عدوّها، و استصلاح اهلها، و عمارة بلادها»(نهج، نامه 53) فرایند «عمارت بلاد» بدون «استصلاح» تربیت و تعلیم افراد جامعه ممکن نیست، هم چنان که تربیت و تعلیم در جامعه بدون تأمین امنیت «جهاد عدو» و تأمین مخارج این اهداف «جبایة خراج» امکان ندارد.
به بیان دیگر این اهداف، اهداف منشور یک حکومتند. ارتباط منطقی و واقعی و نظاممند بین هر یک از این اهداف با یکدیگر را از یک طرف، و ارتباط آنها با راهکارهای آنها را از طرف دیگر، باید مورد توجه قرار داد. زیرا در یک ساختار و چینش خاص، این اهداف و راهکارها زمینه پیدایش و تبلور دارند. مثلاً «عمارة البلاد»، «آبادانی شهرها» در هر مرحله تاریخی یک پدیده ای اجتماعی است که در سایه اشتغال تحقق می یابد. اشتغال یعنی تأمین تقاضای کار از طریق نیروی انسانی که در جانب عرضه، جویای کار است.
در صورتی که تولید کالا و خدمت در سطح جامعه پویایی لازم را نداشته باشد، تقاضای مؤثر برای عامل کار شکل نمی گیرد و در نتیجه جامعه مواجه با پدیده بیکاری می شود. همچنین اگر تولید کننده، نیروی کار مورد نیاز خود را نتواند تأمین کند، بطور طبیعی تا آن جا که تولید وابسته به نیروی کار است مواجه با رکود می شود و در نتیجه نه اشتغال تحقق می یابد، نه عمارت و آبادانی. بنابراین «عمارت بلاد» نیاز به اشتغال و اشتغال در سایه تعادل دو عنصر اساسی زیر شکل می گیرد. الف- تولید (تقاضای کار)؛ ب- نیروی انسانی مناسب تولید (عرضه کار)
بی شک هم تولید و هم تأمین نیروی انسانی مناسب دو پدیده اجتماعی است که مناسبات و شرایط اجتماعی هماهنگ را می طلبد، چرخه تولید کالا و خدمت و تأمین نیروی انسانی با مهارت و کار آزموده نه در خلأ اجتماعی شکل می گیرد و نه در سایه روابط نابهنجار اجتماعی، از این رو در این قسمت بحث، سعی بر این است که ساختار کلی و اصول و شرایط ضروری اشتغال و تولید، به عنوان زیر ساخت اجتماعی - اقتصادی «عمارت بلاد» از دیدگاه امام علی علیه السلام به تصویر کشیده شود. طبیعی است که با پیدایش این اصول کلی به عنوان زیر ساخت، مسیر اشتغال - تولید - در جامعه در هر زمانی هموار می گردد.

اصول زیر ساختی و راهبردی

1- عدالت اجتماعی (زمینه ساز مشارکت مردم)
2- تعلیم و تربیت (تربیت نیروی انسانی با مهارت)
3- شکوفایی بخشهای مهم اقتصادی (زراعت، صنعت و تجارت)
4 راهبردها.

1. عدالت اجتماعی

بی شک عدالت اجتماعی بر آیند حاکمیت عدالت در نهادهای مختلف جامعه از قبیل اقتصاد، تعلیم و تربیت، قضاوت و قانونگذاری است. با تحقق عدالت در این شؤون و وجوه اساسی جامعه، عدالت اجتماعی شکل می گیرد. از این رو، امام علی علیه السلام عدالت را شرط ضروری استواری روابط مردم و حاکمیت و آهنگ به پیشرفت جامعه می داند.
فاذا ادّت الرعیه الی الوالی حقه وادی الوالی الیها حقّها، عز الحق بینهم، وقامت مناهج الدین و اعتدلت معامل العدل، و جرت علی أذلالها السنن فصلح بذالک الزمان و طمع فی بقاء الدولة و یئست مطامع الاعداء و اذا غلبت الرعیه و الیها او اجحف الوالی برعیّته، اختلفت هناک الکلمة و ظهرت معالم الجور و کثر الادغال فی الدین.(نهج، خ 216)
«پس چون رعیت حق والی را بگزارد، و والی حق رعیت رابه جای آرد، حق میان آنان بزرگ مقدار بشود، و راههای دین پدیدار و نشانه های عدالت برجا، و سنت چنانکه باید اجرا، پس کار زمانه آراسته گردد و طمع در پایداری دولت پیوسته و چشم آز دشمنان بسته، و اگر رعیت بر والی چیره شود و یا والی بر رعیت ستم کند، اختلاف کلمه پدیدار گردد و نشانه های جور آشکار و تبهکاری در دین بسیار.»
عدالت در این نص، همان رعایت حقوق متقابلی که خداوند برای تنظیم روابط و تعیین حدود و مرزهای حاکمیت و ملت، وضع نموده است. فرض این است که با اجرای این حقوق متقابل طبیعی ترین رابطه بین مسؤولان نهاد حکومت و مردم و در نتیجه زمینه مشارکت مردم در حوزه سیاست، اقتصاد، فرهنگ، دفاع، امنیت، بهداشت، آموزش،... فراهم می گردد. زیرا اعتماد عمومی نسبت به دولت و دلتمردان با زیر پا گذاشتن حقوق مردم از جانب حاکمیت ممکن نیست بارور گردد، و با از بین رفتن این اعتماد، جامعه نسبت به این نهاد، بی تفاوت و احیانا بیگانه می گردد.
منطقی ترین فضای عمومی جامعه این است که ملت نیازمندیهای خود را با سهولت تمام به مسؤولان منتقل و دست اندرکاران و کارگزاران هم بدون ابهام داده های آماری و اطلاع رسانی را از متن جامعه دریافت نمایند، و در نتیجه زمینه سازی مشارکت و فراخوانی مردم جهت رفع این نیازها با موفقیت انجام پذیرد. نفس و دستور زیر را می توان نمونه ای روشن از این روابط شفاف و بی پیرایه دانست.
اما بعد فان قوما من اهل عملک آتونی فذکروا أن لهم نهرا قدعفی ودرس و أنهم لو حفروه و استخرجوه عمرت بلادهم و قووا علی خراجهم وزادفئ المسلمین قبلهم و سألونی الکتاب إلیک لتأخذهم بعَمَلِهِ و تجمعهم لحفره و الانفاق علیه و لست أری أن أجبر احدا علی عمل یکدحه فادعهم ألیک فان کان الأمر فی النهر علی ما وصفوا فمن أحب ان یعمل فمره بالعمل و ان النهرلمن عمله دون من کرهه و لأن یعمروا و یقووا أحبّ الیّ من أن یضعفوا.(محمودی: 5/359)
«گروهی از حوزه مأموریت تو نزد من آمدند و چنین اظهار کردند که اگر نهر متروک و غیر قابل استفاده آنها لایروبی و حفاری شود، شهرهای آنها آباد و بر ادای خراج توانمند و درآمد مسلمین از این جهت افزوده می شود واز من در خواست کردند، برای تو نامه ای بنگارم، که در انجام چنین کاری آنها را جمع کنی و نیروی آنها را در حفر و عمران نهر و تأمین هزینه آن به کارگیری. اما دوست ندارم کسی را به کاری مجبور سازی که از آن کراهت دارد و بدان بی میل است، اگر نهر، آنچنان است که آنها گفتند، من انجام خواست آنها را به شما ارجاع می دهم، هر کس که دوست دارد در انجام این امر کار کند، از او بخواه که تلاش کند و در نتیجه، نهر مال افرادی است که کار کرده اند، نه افرادی که نسبت به انجام این مهم بی میل باشند و اگر دست به عمران نهر شوند و وضعیت مالی آنها تقویت شود، از نظر من بهتر است تا این که در ضعف در آمد مالی باقی بمانند.» نکاتی که از این نص می توان استفاده نمود عبارتند از:
1- امام علی علیه السلام تاکید و اصرار دارند که مشارکت مردم، با خواست و رضایت آنها انجام پذیرد و نه تحمیل و اجبار.
2- عمران و آبادانی مورد خواست امام علی علیه السلام است، او به مسؤول مربوطه دستور می دهد که اگر چنین عمران و تولیدی بدست مردم انجام پذیرد، خواست و مطلوب او نیز انجام پذیرفته است.
3- مسؤولان وظیفه دارند، انجام چنین خواست عمرانی را، تسهیل و زمینه اشتغال مردم را فراهم نمایند.
4- بعد از انجام عمران و آبادانی، عدالت نیز مورد توجه قرار گیرد، آنان که در این امر کار کرده اند در آن سهم دارند، نه آنان که هیچ گونه کار سازنده ای به عهده نگرفته اند.

2.تعلیم و تربیت (استصلاح مردم)

تعلیم و تربیت یکی از وظایف مهم حاکمیت است، همچنان که اشاره شد، امام علی علیه السلام در منشور حکومتش (عهدنامه مالک اشتر) یکی از اهداف حکومت خود را استصلاح مردم (تعلیم و تربیت) می داند و در مورد دیگر یکی از حقوق مردم را تعلیم و تربیت آنها بیان می فرماید.
«و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تأدیبکم کیما تعلموا»(نهج: خ 34) «شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید، و آداب آموزم تا بدانید».
بدیهی است که رویکرد تعلیم و تربیت در عصر امام علی علیه السلام ، آموزه های تربیتی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی است و در آن عصر مبارزه با جهل، کوته بینی، ظاهرنگری، سطحی نگری، ساده لوحی اجتماعی که زمینه آسیب پذیری جامعه را فراهم می آورد، مسأله ای حیاتی و سرنوشت ساز بوده است، واژه «استصلاح» هم ناظر به همین حوزه از آموزش است.
اداره حکیمانه جامعه آن روز هم، در آن سطح از روابط اجتماعی - اقتصادی، بیش از این نوع تعلیم و تربیت را نمی طلبید؛ ولی در عصر حاضر نهاد تعلیم و تربیت باید جهت «استصلاح» و پیشرفت فرهنگی مردم، بعلاوه رشد فرهنگ عمومی و تقویت وفاق اجتماعی، ریشه یابی آسیبهای گوناگون اجتماعی، به کسب مهارت و فن نیز بپردازد. یکی از زیر ساختهای مهم و سرنوشت ساز اشتغال و تولید، تربیت نیروی انسانی کارآفرین است. هر مقدار که نظام تعلیم و تربیت پیشرفته تر باشد، استعدادهای مختلف افراد جامعه شکوفاتر، و در نهایت کار آفرینی و ایجاد شغلهای کیفی و جدید بیشتر خواهد بود، به دیگر تعبیر محرک اساسی توسعه جامع و همه جانبه در جامعه، توسعه نیروی انسانی آن جامعه است و بار سنگین توسعه نیروی انسانی به عهده نظام تعلیم و تربیت است که در جای مناسب خود می باید مورد بحث قرار گیرد. آنچه که در این جا مهم است و باید بدان توجه شود، این است که در منشور حکومت امام علی علیه السلام به این اصل حیاتی و سرنوشت ساز تصریح شده است که هر کاری باید به کسی که متخصص آن است واگذار شود.
و توخّ منهم اهل التجربة و الحیاء من اهل البیوتات الصالحة و القدم فی الاسلام،(نهج: نامه 53) «و عاملانی این چنین را در میان کسانی جستجو کن که تجربه و حیاء دارند، از خانواده هایی پارسا و سابقه دار در اسلام.
در واقع کارگزارانی می توانند، مسؤولیت مدیریت را به عهده گیرند که هم تجربه کاری دارند و هم صداقت و درستکاری.

3 شکوفایی بخشهای مهم اقتصادی

الف- کشاورزی :

بخش کشاورزی از نظر امام علی علیه السلام جایگاه ویژه ای دارد. به گونه ای که صلاح، نفع و خیر مردم به صلاح طبقه کشاورز وابسته است، بر همین اساس نسبت به مدارا کردن با دهقانان هماره توصیه می فرمود، کان علی علیه السلام یوصی بالاکارین و هم الفلاحون.(مجلسی: 103/172)
به فرماندهان نظامی نیز دستور می داد که از جانب آنها به کشاورز ظلم و ستم نشود.
أنشدکم اللّه فی فلاحی الارض ان یظلموا قبلکم،(محمدی: 4/172) «از شما فرماندهان نظامی می خواهم که مبادا فلاحت پیشه گان از جانب شما مورد ظلم واقع شوند.»
بر همین اساس سیاست مالی و جمع آوری «خراج» به گونه ای تعیین می کردند که عدالت و انصاف مورد توجه قرار گیرد.
فأنصفوا الناس من أنفسکم و اصبروا لحوائجهم فانّکم خزّان الرعیّة و وکلاء الأمّة و سفراء الائمّة و لا تحسموا احدا عن حاجیة و لا تحبسوه عن طلبته و لا تبیعنّ للناس فی الخراج کسوة شتاء و لاصیف و لا دابة یعتملون علیها.(نهج، نامه 51)
«پس داد مردم را از خود بدهید و در برآوردن حاجتهای آنان شکیبایی ورزید، که شما خزانه دار رعیت هستید و وکیلان امت و سفیران امامان، حاجت کسی را روا ناکرده مگذارید، و او را از آنچه مطلوب اوست باز مدارید.»
بی شک بخش کشاورزی در آن زمان با در اختیار داشتن زمین و آب و حیوانی که به کمک آن کشت انجام می شد، به شکوفایی و بهره دهی می رسید، ولی در عصر کنونی بر آوردن نیاز و حاجت کشاورزان به این نیست که فقط سه عامل فوق را در اختیار داشته باشند؛ بلکه زنجیره نیازهای متفاوت باید بطور منطقی برآورده شود تا این که زمینه شکوفایی کشاورزی فراهم گردد. زنجیره ای که سر سلسله آن از کشت و داشت و برداشت شروع و به تثبیت قیمت محصولات و بیمه کردن آنها و بازاریابی و صادرات به بازارهای رقابتی جهان پایان می پذیرد؛ این زنجیره اگر یک حلقه مفقوده داشته باشد، مثلاً قیمت محصولات دچار نوسان چشمگیر باشد، برای ناکامی سیاستهای اقتصادی این بخش کافی است. همچنان که تجربه چندین برنامه پنج ساله در مورد این بخش شاهد این ناکامیهاست.

ب- صنعت و تجارت :

در دیدگاه امام علی علیه السلام جامعه از طبقات مختلفی تشکیل شده است. این طبقات عبارتند از: نظامیان، کشاورزان، قضات، کاتبان خاص و عام (هیأت وزیران و معاونان) کارمندان، بازرگانان، صاحبان صنعت و محرومان و ناتوانان. بی شک سرنوشت این طبقات در عینیت جامعه و حیات اجتماعی به یکدیگر وابسته است. و اعلم أن الرعیّه طبقات لایصلح بعضها الا ببعض و لا غنی ببعضها عن بعض.
بدان که ملت طبقاتی هستند که صلاح برخی به برخی دیگر وابسته و بعضی قشرها از بعضی دیگر بی نیاز نمی باشند، به همین جهت قوام و ایستایی گروههایی همچون نظامیان، کشاورزان، قضات، کاتبان خاص و عام، کارمندان، به دو طبقه بازرگان و صاحب صنعت می باشد. منشأ این وابستگی در عبارت زیر بطور فشرده بیان شده است. و لا قوام لهم جمیعا الا بالتجار وذوی الصناعات فیما یجتمعون من مرافقهم و یقیمونه من أسواقهم و یکفونهم من الترفّق بأیدیهم ما لا یبلغه رفق غیرهم.(همان، نامه 53)
«و کار این جمله (سپاهیان، کشاورزان، قضات، عاملان و نویسندگان) استوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران که جمع می شوند و با سودی که بدست می آرند، بازارها را بر پا می دارند، و کار مردم را کفایت می کنند، در آنچه که دیگران مانند آن نتوانند.»
اثر وجودی صنعتگران این است که کفایت می کنند کار مردم را؛ زیرا با کمک گرفتن از فکر و بازوی خود، مصنوعاتی از کالاهای سرمایه ای و مصرفی می سازند که دیگران توان انجام آن را ندارند (یکفونهم من الترفقّ بایدیهم مالا یبلغه رفق غیرهم) و فلسفه وجودی بازرگانان، این است که این مصنوعات را به بازارهای مصرف می رسانند و در نتیجه چرخه تولید را استمرار می بخشند. اگر مصنوعات صاحبان صنعت بواسطه تجارت به بازارهای مصرف روانه نگردد، تولید صنایع ممکن نیست ادامه یابد و در این صورت، طبقاتی مانند کشاورزان و نظامیان و قضات، و کارمندان به این نوع کالاهای ابزاری و مصرفی مورد نیاز خود نمی توانند دسترسی پیدا کنند. و در نتیجه ادامه کار آنها ممکن نخواهد بود؛ بر همین اساس فرمود قوام و استواری دیگر طبقات به دو طبقه بازرگان و صنعتگر است؛ به دیگر سخن در هر دوره، از تاریخ حیات اجتماعی انسان، طبقه کشاورز نیازمند به صنایع و ابزار آلات کشت و نظامیان و سپاهیان نیازمند سلاح و ساز و برگ نظامی، قضات و دیگر کارگزاران دولت وابسته به در آمد مالیات (خراج) می باشند.
اگر صاحبان صنعت نیازهای فوق را تولید نکنند و بازرگانان آنها را به بازارهای مصرف مورد نیاز نرسانند، بی شک روابط اجتماعی دچار اختلال می شود. همچنان که صاحبان صنعت و کشاورزان و قضات از جهت امنیت، وابسته به نظامیان هستند، وابسته، از جهت وفاق، نظم اجتماعی، زمینه سازی قراردادها، و اجرای آنها می باشند.
در فراز دیگری نیز به همین اثر وجودی بازرگانان و صنعتگران تصریح، و با تأکید و توصیه در مورد آنان می فرماید: ثمّ استوص بالتّجار و ذوی الصناعات واوص بهم خیرا؛ المقیم منهم، و المضطرب بماله و المترفّق ببدنه، فانّهم موادّ المنافع و أسباب المرافق، جلاّبها من المباعد و المطارح فی برّک و بحرک و سهلک و جبلک، و حیث لایلتئم النّاس لمواضعها و لایجترئون علیها، فانّهم سلم لانخاف بائقته و صلح لاتخشی غائلته.(همان)
و دیگر این که نیکی به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذیر، و سفارش کردن به نیکویی درباره آنان را به عهده گیر، چه آنان که در شهر و ثابت هستند. و چه آن که با مال خود از این سو بدان سو رود و با دسترنج خود کسب کند؛ آنان مایه منفعتند و پدیدآورندگان وسایل مورد نیاز و آسایش و آورنده آن از جاهای دوردست و دشوار، در بیابان و دریا و دشت و کوهسار، جایی که مردم در آن جا گرد نیایند و در رفتن به آنجا دلیری ننمایند. این بازرگانان مردمی آرامند و نمی ستیزند، و آشتی و فتنه ای نمی انگیزند.»

4 راهبردها

الف- اصل درآمد مردم به منزله در آمد خزانه دولت:

رابطه اقتصادی حاکمیت با مردم را از دو منظر متفاوت می توان، مورد تحلیل قرار داد. در یک نگاه دولت نسبت به انجام وظایفی مسؤولیت دارد. تأمین امنیت، کالاهای عمومی که بخش خصوصی دست به کار تولید آنها نمی شود، و زمینه سازی فرایند توسعه و رشد برعهده دولت و طبعا هزینه این وظایف و اهداف را نیز باید از مردم در قالب مالیاتها دریافت نماید، این نگاه می طلبد که دولت درآمدهای خود را با سیاستهای مختلف اعتباری مالی افزایش دهد تا این که با قدرت هر چه بیشتر بتواند به وظایف خود عمل نماید و در نتیجه درآمد دولت نسبت به درآمد مردم اولویت پیدا می کند. نگاه دیگر این است که دولت یکی از وظایف مهم خود را افزایش درآمد مردم تلقی نماید، باور مسؤولان و مدیران میانی و پایین این است که مردم، هرچه بیشتر در آمد داشته باشند، دولت هم به همان نسبت می تواند بیشتر در آمد داشته باشد و ملت هر مقدار فقیرتر باشد، به همان نسبت بخش عمومی هم دچار فقر خواهد بود. با این نگاه سعی تمام دولتمردان و کارمندان بر این خواهد بود که زمینه کاهش فقر عمومی فراهم شود و در نتیجه مدیران نه تنها موانع حرکت تولید کالا و خدمات را بر می دارند، بلکه خود دست به کار شتاب بخشیدن به این حرکت می شوند.
امام علی علیه السلام بر این مطلب تأکید ویژه ای دارد:
ولا یثقلنّ علیک شی خفّفت له المؤنة عنهم فانّهم ذخر یعودون به علیک فی عمارة بلادک و تزیین و لایتک، مع استجلابک حسن ثنائهم و تبجّحک باستقاضة العدل فیهم معتمدا فضل قوّتهم بما ذخرت عندهم من اجمامک لهم و الثقة منهم بما عوّدتهم من عدلک علیهم و رفقک بهم. فربما حدث من الأمور ما اذا عوّلت فیه علیهم من بعد احتملوه طیبة أنفسهم به.(همان)
«و آنچه بدان بار آنان را سبک گردانی بر تو گران نیاید، چه آن اندوخته ای باشد که به تو بازش دهند، با آبادانی که در شهرهایت کنند و آرایشی که به ولایتها دهند؛ نیز ستایش آنان را به خود کشانده ای و شادمانی که عدالت را میانشان گسترانده ای، حالی که تکیه بر فزونی قوت آنان خواهی داشت بدانچه نزدشان اندوخته ای، از آسایشی که برایشان اندوخته ای و اطمینانشان که با عدالت خود بدست آورده و مدارایی که کرده ای و بسا که در آینده کاری پدید آید که چون آن را به عهده آنان گذاری با خاطر خوش بپذیرند.»
با توجه به مفاد این دستور اوّلاً، در آمد مردم از جهت اقتصادی ذخیره خزانه دولت به حساب می آید، ثانیا، رابطه عدالت گونه مردم با تو مستحکم تر می گردد، و مردم بهتر به تو اعتماد می کنند. این نگاه که در آمد مردم و قدرت تولید آنها را، در آمد خزانه دولت به حساب می آورد، در روابط اقتصادی جامعه ساختار متناسب را می طلبد.

ب- شرایط کلی ساختار متناسب با اصل اولویت در آمد مردم

1- کاهش دخالت دولت در حوزه اقتصاد :
بسیاری از مسؤولیتهای اقتصادی را که بخش خصوصی می تواند انجام دهد، دولت نباید دست به کار آنها شود، بلکه باید نظارت بر انجام آنها داشته باشد و با سیاستهای اقتصادی این بخش را به طرف اهداف مورد نظر هدایت کند. پدیده های ناهنجاری همانند کسر بودجه، تورم، انحصارات، رانت خواری اقتصادی - سیاسی، اتلاف منابع، کاهش بهره وری، از ناتوانی و ناکار آمدی دولت در حوزه اقتصاد نشأت می گیرد. این ضعف کارآمدی تنها در سایه کم کردن حجم دولت و محدودنمودن میدان دخالت و مباشرت مستقیم آن، مرتفع می گردد. نظارت دقیق تر و هدایت وسیع تر دولت با توجه به گستردگی و پیچیدگی روابط اقتصادی امروز کارسازتر است تا دخالت و تصدی دولت در آنها.
2- مدیریت در حوزه زیر ساختها :
مسیر توسعه و رشد تولید واشتغال هموار نمی گردد، مگر این که دولت زیر ساختهای آن را به سامان برساند. بدون داشتن راههای مواصلاتی بهداشت، آموزش، خدمات بانکی، امنیت، دفاع، حرکت توسعه، زمینه عینی ندارد. با کاهش تصدیهای دولت و هزینه های جاری آن، طبعاً توان دولت بر مدیریت و تولید این زیر ساختها متمرکز، و با شکل گیری این زیر ساختها هزینه بالاسری تولید، کاهش و در نتیجه برخی از شرایط عینی و سخت افزاری رشد تولید و اشتغال فراهم می گردد.
3- کاهش موانع فرایند تولید :
موانع آشکار و پنهان قانونی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی بخش کشاورزی، صنعت و تجارت باید برداشته شود و بطور واقع بینانه شرائط نرم افزاری توسعه و اشتغال در بخشهای فوق فراهم گردد. به عنوان مثال ،تجارت داخلی و خارجی در خدمت تولید صنایع و کشاورزی قرار گیرد. تا این که مصرف بازارهای داخلی و خارجی نقش پشتوانه استمرار تولید و سرمایه گذاری را ایفا نماید نه این که تولید در خدمت تجارت داخلی و خارجی باشد که در نتیجه در آمد دلالی و رانت خواری زمینه رشد سرمایه گذاری و تولیدات را از بین ببرد.
البته بحث راهبرد به نکات فوق محدود نمی شود، بلکه مسائل حیاتی دیگری را هم زیر پوشش دارد که در جای مناسب خود باید مورد بررسی قرار گیرد. به امید آن روز که جامعه ما به سطح رفاهی که حدیث زیر آن را بیان می کند، دسترسی پیدا کند: مااصبح بالکوفة احد ناعماً، ان ادناهم منزلة لیأکل البرّ و یجلس فی الظلّ و یشرب من ماء الفرات».(مجلسی: 40/327)

جمع بندی

1- کار، اشتغال و تولید با سه رویکرد فلسفی، جامعه شناختی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت، زیرا بین این سه رویکرد ارتباط منطقی وجود دارد.
2- در نگرش فلسفی تدبیر انسان و جهان انسان در حوزه رابطه با طبیعت فعال و تأثیرگذار و طبیعت مورد تسخیر و استخدام اوست.
3- در بعد جامعه شناختی، کار و تولید به عنوان هنجار، ارزش ابزاری و غائی می باید تا در روابط اجتماعی تجلی یابد و در نتیجه فرهنگ کار و تولید شکل گیرد.
4- با شکوفایی این فرهنگ، راهبردهای سنجیده اقتصادی به ثمر می نشیند و دولت می تواند سیاستهای اقتصادی اشتغال و تولید را در دو بخش عمومی و خصوصی عملی سازد.
منابع تحقیق :
1- نهج البلاغه، قم، مؤسسه النشرالاسلامی، 1363.
2- رفیعی، فرامرز، آناتومی جامعه، شرکت سهامی انتشار،1378.
3- بروس کوئن، درآمدی بر جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، فرهنگ معاصر، 1370.
4- الحکیمی، محمدرضا و دیگران، الحیاة، ج 5، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1367.
5- المحمودی، محمد باقر، نهج السعادة، فی مستدرک نهج البلاغه، الجزء الرابع، مؤسسة المضامین الفکری، بیروت، 1968 میلادی.
6- محمدی الریشهری، موسوعة الامام علی ابن ابیطالب (ع)، ج4، محمد، قم، دارالحدیث، 1421.
7- شیخ مفید، محمد بن محمد النعمان، الارشاد، قم، مکتبة بصیرتی، بی تا.
8- کلینی الرازی، ابن جعفر محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج 5، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1362.
9- حرالعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج 13، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
10- چلپی، مسعود، جامعه شناسی نظم، نشرنی، تهران، 1375.
11- مطالعات آماده سازی تدوین برنامه سوم اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، جلد سوم، نیروی انسانی بازار کار، اشتغال، تهران، سازمان برنامه و بودجه، 1379.
12- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 103، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403 ه ق.
منبع : www.hawzah.net
 
همت و كارمضاعف در حوزه نهج البلاغه




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 25 خرداد 1389  ساعت 9:51 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه نهج البلاغه
هنجار آفرینی (تبدیل پدیده رفتاری به هنجار)
برای تبدیل یک پدیده رفتاری به «هنجار» باید بین آورنده هنجار و مخاطبان و اعضای جامعه و پدیده مورد نظر، رابطه مثبت وجود داشته باشد. فردی که هنجار را می آورد باید اعضای جامعه او را پذیرفته باشند، آنچه که به عنوان هنجار در پیام خود دارد، باید مورد نیاز جامعه باشد تا این که از آن استقبال شود. با فرض مورد قبول بودن هنجار آور در دید اعضای جامعه و مورد نیاز بودن پدیده رفتاری موردنظر این پدیده رفتاری به سرعت تبدیل به هنجار می شود.(رفیعی، 504)

بر این اساس اگر نسبت عملی و گفتاری امام علی علیه السلام در مورد کار و تلاش مفید و منظم به جامعه رسانده شود، بی شک جامعه بطور طبیعی آن را به عنوان «هنجار»، «ارزش» می پذیرد. چون هنجار آوری، مانند او که از نظر جامعه اسوه نجات در تمام ابعاد حیات فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی است، سنن گفتاری و عملی او را الگو و مقیاس رفتاری خود قرار خواهد داد، بشرط این که این سنن گفتاری و عملی، آن طور که از متون اسلامی استفاده می شود، شفاف و بی پیرایه به مخاطبان و اعضای جامعه هماهنگ با نیاز زمان ابلاغ گردد به تعبیر دیگر باور و شناخت اعضای جامعه در هر زمان نسبت به گفتار و رفتار امام علی علیه السلام در مورد اصل کار مفید، انواع کار، بهره وری کار، نظم کاری، و دیگر چالشهای فرهنگ کاری که جامعه با آن دست به گریبان است، بهترین زمینه ای است که این گفتار و رفتار تبدیل به هنجار و ارزش گردد، بشرط این که روح زمان در این سنن کار ساز دمیده شود و حساسیتهای زمانه در ابلاغ این سنن مورد غفلت پیام رسانان قرار نگیرد. اکنون سنت رفتاری و آنگاه سنت گفتاری او در مورد وجوه مختلف کار مورد بررسی قرار می گیرد.

1. سنت رفتاری امام علی علیه السلام

شیوه عملی آن حضرت، اشتغال به اصل کار مفید بوده، و شکل کار برای او مطرح نبوده است، این که برخی تصور می کنند که اگر انسان برای خودش کار را انجام دهد با موقعیت اجتماعی سازگار است و اگر به عنوان دستمزد گرفتن برای دیگران آن را انجام دهد، حفظ جایگاه اجتماعی او نشده است، با سیره عملی او نمی سازد. فرهنگ کار می طلبد که موقعیت اجتماعی افراد، کار و تلاش را این گونه طبقه بندی ننمایند که این نوع تلاش با موقعیت او سازگاری دارد و آن نوع دیگر ناسازگار است؛ بلکه در نگرش جامعه موقعیت اجتماعی نباید نسبت به انواع کار حساسیت منفی داشته باشد. هر کار مفید و سازنده ای عزت و احترام اجتماعی را به دنبال داشته باشد و هیچ نوع کار سازنده ای با موقعیت و جایگاه اجتماعی افراد، ناسازگار تلقی نگردد. امام علی علیه السلام بر طبق نصّ زیر به عنوان، اجیر کار می کرده است.
الامام علی علیه السلام : جُعتُ یوما بالمدینه جوعا شدیدا فخرجت اطلب العمل فی عوالی المدینه فاذانا بامرأة قد جمعت مَدَرا فضننتها ترید بلَّه فاتیتها فقاطعتها علیه: کلّ ذنوب علی تمرةٍ، فمدَدتُ ستة عشر ذنوبا حتی مجلت یدای ثم اتیت الماء فاصبتُ ثم اتیتها فقلت بکفی هذا بین یدیها فعدت لی ستة عشرة تمرة: فاتیت النبی صلی الله علیه و آله فأخبرته فاکل معی منها.(حکیمی: 5/323؛ مجلسی: 41/33)
امام علی علیه السلام می فرماید: روزی در مدینه گرسنگی شدید بر من عارض شد، در اطراف مدینه به دنبال کار بودم، زنی را دیدم که مقداری کلوخ جمع کرده و می خواهد آن را گل کند. با او قرار گذاشتم هر ظرف آب در ازای یک دانه خرما، شانزده ظرف آب آوردم تا این که دستانم تاول زد، پس مقداری آب نوشیدم و از زن در مقابل کار، خرما خواستم، او هم شانزده دانه خرما به من داد، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و جریان را تعریف کردم و با هم خرما خوردیم».
او با دستان خود کار می کرد، هماره زمین را کشت و آبیاری، و هسته خرما را غرس می نمود و در عین حال بعد از آباد کردن این مزارع آنها را برای فقرا، وقف می کرد که به عنوان نمونه به وقف نامه زیر اکتفا می شود.
بسم اللّه الرحمن الرحیم، هذا ما تصدق به عبداللّه علی امیرالمؤمنین تصدّق بالضّیعتین المعروفتین بعین ابی نیذر و البغیبغة علی فقراء اهل المدینة و ابن السبیل.(محمودی: 4/15)
بنابراین سنت عملی او اشتغال به کار مفید و سازنده بوده است. در نظر او مکانت و موقعیت ممتاز اجتماعی او هیچ گاه تنافی با اصل کار کردن و یا کار برای دیگران انجام دادن نبوده است. مهم در رفتار و سیره عملی آن حضرت کار مثبت و سازنده بوده است و از این جهت می تواند، اسوه و الگوی گویای کار مفید برای جامعه اسلامی باشد.

2. سنت گفتاری امام علی علیه السلام

روایاتی که از امام علی علیه السلام درباره کار و تلاش نقل شده است، از جهت هنجاری بودن و ارزشی بودن مفاد آنها، بهره وری کار و نظم کاری، به چند دسته تقسیم می شود.

الف - هنجاری بودن کار ( ناهنجار بودن تنبلی ) :

عن الامام علی علیه السلام : إنی لابعْضُ الرجل کسلان من امر دنیاه لانه اذا کان کسلان من امر دنیاه فهو عن أمر آخرته أکسل.(محمدی: 4/169)
«مبغوض می دارم کسی را که نسبت به کار حیات مادیش تنبل و بی تفاوت است. زیرا کسی که نسبت به زندگی دنیایش چنین است، در مورد آخرتش تنبل تر و بی تفاوت تر است.»
در روایت دیگر فرمود: ان یکن الشغل مجهدة فاتصال الفراغ مفسدة.(مفید: 158) «هر چند کار و تلاش همراه با زحمت و رنج است اما بیکاری پیوسته منشأ فساد و تباهی است.»

ب - ارزشی بودن کار :

هر پدیده اعم از رفتار و کالا که در راستای نیاز انسان قرار گیرد ارزش پیدا می کند. مثلاً گرسنگی یک نیاز است و ماده غذایی که این نیاز اساسی را اشباع می نماید، ارزش و مطلوبیت ابزاری پیدا می کند. کار و اشتغال نیز چون وسیله و طریق تأمین نیازهای گوناگون مادی انسان است، ارزش ابزاری دارد؛ همچنان که بیکاری بطور طبیعی، منشأ فقر و تنگدستی و ناکام ماندن خواسته های انسان می شود و در نتیجه ارزش ابزاری منفی به خود می گیرد.
امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: انّ الأشیاء لما ازدوجت ازدوج الکسل و العجز فنتجا بینهما الفقر.(کلینی: 5/86) «آنگاه که پدیده ها با یکدیگر جفت و جور شدند، تنبلی و ناتوانی نیز در کنار هم قرار گرفتند و فقر و تنگدستی را پدید آوردند.»
در این روایت، فقر پدیده ای منفی و بیکاری به عنوان عامل و منشأ آن، ارزش ابزاری منفی پیدا می کند. در مقابل کار و تلاش، نقش ارزش ابزاری مثبت را ایفا می کند. همچنان که در روایت زیر کارهای مختلف، سبب و طریق معیشت تلقی شده است.
ان معایش الخلق خمسة: الامارة و العمارة و التجارة و الاجارة و الصدقات و اما وجه العمارة فقوله تعالی هو انشأکم من الارض و استعمرکم فیها(هود/ 61) فاعلمنا سبحانه انه قد امرهم بالعمارة لیکون ذلک سببا لمعایشهم لما یخرج من الارض من الحب و الثمرات و مما جعله اللّه معایش للخلق.(حر عاملی: 13/195؛ مجلسی: 93/47)
این روایت صراحت در وسیله بودن کارهای مختلف، جهت تأمین معیشت انسان را دارد. در دیگر نظامهای اجتماعی نیز عنصر کار ابزاری دارد و چون انسان در حیات طبیعی اش به دنبال تأمین نیازهای معیشتی خود می باشد و کار در راستای رفع این نوع نیازها قرار می گیرد و در نتیجه نقش ابزاری را کسب می نماید، بر همین اساس در نظریه های علم اقتصاد در مورد نیروی کار در جانب عرضه، متغیر اصلی را دستمزد به حساب می آورند.
از منظر این نظریه ها انسان اقتصادی، انسان طبیعی است که نگرش، منش و رفتار او تأمین نیازهای طبیعی فردی و اجتماعی است. در واقع این نیازهای طبیعی است که انگیزه های متفاوت را، به عنوان عامل مؤثر در پیدایش پدیده کار، به دنبال دارد. انسان طبیعی بر پایه این انگیزه ها، دست به کار و تلاش می زند و بی شک تا آن جا که این انگیزه ها برد و کشش دارند، عامل کار- نیروی انسانی - تلاش می نماید. این انگیزه ها بطور فشرده، عبارتند از انگیزه های بیرونی مانند نیازهای اقتصادی، میل به پیوستگی به دیگران، کسب عزت و احترام در جامعه و انگیزه های درونی مانند تمایل به تحرک و فعالیت، تجربه و شناسایی موقعیت و خودیابی.(چلپی: 6-265)
این انگیزه های بیرونی و درونی هرچند از این جهت با یکدیگر تفاوت دارند که عامل کار بر اساس انگیزه بیرونی، وسیله برای هدف دیگری قرار می گیرد، و براساس انگیزه درونی خود کار، هدف می شود، نه وسیله؛ ولی در هر دو فرض کار در راستای تأمین نیازهای طبیعی انسان قرار می گیرد. انسان طبیعی خواسته های طبیعی دارد که کار و تلاش یا یکی از این خواسته هاست (ارزش غایی طبیعی) یا وسیله ای است جهت تأمین نیازهای دیگر (ارزش طبیعی ابزاری) و از روایتی هم که عمارت و آبادانی را یکی از عوامل و اسباب، معیشت معرفی نموده است، می توان ارزش طبیعی ابزاری داشتن کار را استفاده کرد.
نکته اساسی که باید بدان توجه داشت، این است که انسان طبیعی نیازهای طبیعی دارد و عنصر کار را وسیله برای تأمین این نیازهای طبیعی قرار می دهد. از این جهت کار دارای ارزش ابزاری می شود؛ ولی اگر همین انگیزه های طبیعی را به گونه ای ارتباط به حیات انسانی - نه طبیعی - بدهیم، کار به نوبه خود ارزش غایی می شود نه ارزش ابزاری. از نوع ارزش ابزاری طبیعی و دقیقا روایاتی که عنصر کار را ارزش تلقی می کند، بواسطه جهت بخشیدن به انگیزه درونی و بیرونی کار است، به گونه ای که مرتبط با حیات انسانی می شود، نه حیات طبیعی. به دیگر سخن اگر کسی به انگیزه دستمزد گرفتن و تأمین معیشت و رفاه خود و خانواده خود کار و تلاش نماید، یک درجه از تقوا را تحصیل نموده است و بر اساس این انگیزه، کار ارزش غایی پیدا می کند نه ارزش ابزاری، زیرا چنین کاری در واقع یک نوع انجام وظیفه دینی است. امام علی علیه السلام در دو روایت زیر همین نوع ارزش را مطرح فرموده است:
ما غدوة احدکم فی سبیل اللّه باعظم من غدوة یطلب لولده و عیاله ما یصلحهم.(محمدی:4/169) «هیچ تلاش صبح هنگامی در راه خدا به فضیلت کار صبح هنگام، در جهت رفاه و آسایش فرزند و خانواده نمی رسد.»
من طلب الدنیا حلالاً تعطّفا علی والد او ولد او زوجة، بعثه اللّه تعالی و وجهه علی صورة القمر لیلة البدر.(همان، 170)
«کسی که از سر دلسوزی بر پدر یا فرزند یا همسر به دنبال امر دنیایش باشد، چهره او در قیامت همانند ماه شب چهارده است.»
در واقع این نوع روایات، قوی ترین انگیزه انسان طبیعی را برای کار و تلاش که همان تحصیل در آمد است، مورد مناقشه قرار نداده است؛ بلکه همین انگیزه طبیعی را جهت جدید داده است، به این صورت که تلاش و تحصیل در آمد برای معیشت خود و خانواده خود، به این عنوان است که یکی از وظایف و مسؤولیتهای دینی او در مقابل خانواده همین است. با این جهت جدید دادن ارتباط انگیزه طبیعی از حوزه حیات طبیعی قطع و وابسته به حیات انسانی می شود و در سایه همین جهت یابی انگیزه، ماهیت کار و تلاش بعلاوه ماهیت فیزیکی، حقوقی، اجتماعی، اقتصادی، جوهره ارزشی نیز پیدا می کند. اگر این جهت یابی انگیزه طبیعی کار نبود، کار، ویژگیهای فیزیکی، حقوقی، اجتماعی و اقتصادی را داشت و ماهیت ارزشی نداشت. همچنان که از روایت زیر همین واقعیت را می توان استفاده نمود. قال رجل لابی عبداللّه علیه السلام و اللّه انا لنطلب الدنیا و نحب ان نؤتاها فقال: تحب ان تصنع بها ماذا؟ قال: اعود بها علی نفسی و عیالی واصل بها و اتصدّق بها و احج و أعتمر، فقال علیه السلام لیس هذا طلب الدنیا، هذا طلب الأخرة.(کلینی: 5/72)
«مردی به امام صادق علیه السلام گفت: دنبال دنیا هستم و رسیدن به آن را دوست دارم. امام سؤال فرمود: برای چه رسیدن به دنیا را دوست داری؟ جواب داد: برای این که نیازهای خود و خانواده ام را برآورده و بواسطه آن صله رحم، صدقه، حج و عمره بجا آورم، امام فرمود: این طلب دنیا نیست بلکه طلب آخرت است.»
انسان طبیعی تلاش می کند که در آمد بدست آورد تا نیازهای مادیش را اشباع نماید؛ اما همین انسان طبیعی می تواند، جهت دیگری به انگیزه طبیعی خود بدهد، به این صورت که در آمد کسب می نماید تا وظایف و مسؤولیتهای مختلف دینی اش را اعم از واجب و مستحب انجام دهد و در این صورت همان انگیزه با این جهت یابی جوهره فعالیت اقتصادی را تغییر می دهد و واقعیت ارزشی بدان می بخشد، بنابراین کار و تلاش می تواند درجه ای از فضیلت تقوایی را کسب نماید و ارزشی غائی - ذاتی داشته باشد.
این بخشی از رویکرد ارزشی کار است. به همین جهت تعبیر می شود که درجه ای از تقوا و ارزش را می تواند داشته باشد. بخش دیگر این رویکرد را می توان، عمیق تر مطرح نمود و در سایه آن باید تلاش و کار علی بن ابی طالب علیه السلام را به مثابه الگو و هنجار اجتماعی جامعه انسانی در هر زمانی تفسیر نمود. این رویکرد که در واقع یکی از چالشهای اجتماعی جامعه ماست، به عنوان تقوای اجتماعی کار، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

بهره وری کار

پدیده بیکاری یکی از مشکلات جدی جوامع امروزی، وبیکاری پنهان که در واقع روی دیگر سکّه کاهش بهره وری کار به حساب می آید، یکی دیگر از مشکلات است. جامعه ما نیز در کنار بیکاری حاد و فراگیر از مشکل کاهش بهره وری نیز رنج می برد. از مقایسه بهره وری نیروی کار طی دوره بیست ساله (1375-1355) کاهشی در حدود 5/27% را می توان بدست آورد؛ یعنی بهره وری نیروی کار در سال 1375 تنها 5/72% بهره وری نیروی کار در سال 1355است، به بیانی با فرض ثبات بهره وری نیروی کار در طی این دوره، باید ارزش افزوده کل بخشها در سال (1375) با 10566 نفر شاغل بدست می آمد. در حالی که به علت کاهش بهره وری نیروی کار، این ارزش افزوده توسط 14572 نفر شاغل بدست آمده است. به دیگر سخن حدود 4006 نفر از شاغلین در سال 1375 نسبت به سال 1355 دچار بیکاری پنهان بوده اند.(مطالعات: 3/32)
این کاهش بهره وری، عوامل گوناگون دارد که در جای خود باید مورد بررسی علمی قرار گیرد. آنچه که در این جا باید بدان توجه شود، این است که امام علی علیه السلام سفارش می کند که هر کاری باید با علم و مهارت لازم انجام گیرد.
العامل بالعلم کالسائر علی الطریق الواضح.(نهج، حکمت 480) «کار با دانش و مهارت مانند گام برداشتن در طریق روشن است. همچنین می فرماید: دقت و درستکاری در کار باید مورد توجه قرار گیرد.»
قیمة کل امرءٍ ما یحسنه.(همان، حکمت 122) «ارزش هر فردی به اندازه حسن و درستکاری اوست.»
طبیعی است که با کاربردی کردن دو عنصر مهارت و درستکاری می توان بهره وری کار را افزایش و در نتیجه از بیکاری پنهان جامعه جلوگیری نمود.

تقوای اجتماعی کار

در نظام های اجتماعی، انگیزه کار در قشرهای متوسط، تحصیل در آمد است و در قشر مرفه، کسب موقعیت اجتماعی است، چون برخی مشاغل می تواند، موقعیت اجتماعی ویژه را بدنبال داشته باشد. معمولاً در نظامهای اجتماعی قدرت سالار هر شغلی که به راس هرم قدرت، بیشترین ارتباط و تعامل را داشته باشد، موقعیت اجتماعی مهمتری را هم فراهم می سازد. بر همین اساس ممکن است، انگیزه کار صرفا تحصیل درآمد نباشد؛ بلکه کسب موقعیت اجتماعی باشد.
در این گونه نظامها ممکن است، فردی توان لازم کاری یا امانت و درستکاری شغلی را نداشته باشد؛ ولی مسؤولیت آن کار را به عهده گیرد و این پدیده معمولی و متعارفی است که نیاز به بحث ندارد، ولی در نظامهای اجتماعی شایسته سالار شایستگی شغلی عامل تعیین کننده است. کسی که شغلی را عهده دار می شود، توان همه جانبه آن کار را طبعا باید داشته باشد. بدون این توان، شایستگی معنا ندارد.
اکنون مفهوم تقوای اجتماعی کار رویکردی به شایستگی کار به معنای غنی آن دارد. ممکن است از واژه «تقوا» و شایستگی کاری چنین برداشتی شود که عبارت است از رعایت حدود شرعی و قانونی کار، هر کس تا آن جا که برای او مقدور است، این حدود را مورد توجه قرار دهد و در میدان کار آنها را زیر پا نگذارد. ولی چنین تفسیری نمی تواند، حدود توان و قدرت کاری را زیر پوشش قرار دهد. مثلاً اگر پزشکی حدود شرعی و قانونی کار پزشکی را رعایت نماید و دست به کار طبابت بشود، هر چند توان متعارف این شغل را نداشته باشد، بر اساس این تعریف می توان گفت که تقوای پزشکی را رعایت نموده است. اما اگر توان و مهارت کاری، هر کار را در مفهوم تقوای کاری آن کار وارد نمودیم، این مفهوم در نهان خود دو عنصر را به یک نسبت شامل می شود. یکی امانت کاری که همان رعایت حدود شرعی و قانونی کار باشد و دیگری توان و مهارت کاری؛ تقوای کاری در روابط اجتماعی می طلبد که نسبت به آن کار هم درست کار و امین باشد و هم توانمند و با مهارت. بطور طبیعی هر مقدار که مهارت بیشتری داشته باشد خدمت بیشتری می تواند به جامعه ارائه دهد و هر مقدار خدمت بیشتر و حساس تری با حفظ امانت و درستکاری به جامعه ارائه دهد، فضیلت و تقوای بیشتری را کسب می نماید.
در این صورت، موقعیت اجتماعی مهمتری در نظام شایسته سالاری تحصیل می نماید. ولی این موقعیت اجتماعی دقیقا در گرو کیفیت بهتر کار، هم از جهت مهارت و هم از جهت درستکاری است. با این رویکرد در مورد مفهوم تقوا و جامعیت آن باید شیوه امام علی علیه السلام را در مورد کار و تلاشش تفسیر نمود، و هم آن را الگو و هنجار کاری جامعه قرار داد. چه این که کار و تلاش آن حضرت نمادی از مهارت کاری و درستکاری و اخلاص است و در نتیجه مصداق روشن «ان اکرمکم عنداللّه اتقیکم» می باشد.
منبع: www.hawzah.net
همت وكارمضاعف در حوزه نهج البلاغه




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 25 خرداد 1389  ساعت 9:47 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه نهج البلاغه
هنجار آفرینی (تبدیل پدیده رفتاری به هنجار)
برای تبدیل یک پدیده رفتاری به «هنجار» باید بین آورنده هنجار و مخاطبان و اعضای جامعه و پدیده مورد نظر، رابطه مثبت وجود داشته باشد. فردی که هنجار را می آورد باید اعضای جامعه او را پذیرفته باشند، آنچه که به عنوان هنجار در پیام خود دارد، باید مورد نیاز جامعه باشد تا این که از آن استقبال شود. با فرض مورد قبول بودن هنجار آور در دید اعضای جامعه و مورد نیاز بودن پدیده رفتاری موردنظر این پدیده رفتاری به سرعت تبدیل به هنجار می شود.(رفیعی، 504)

بر این اساس اگر نسبت عملی و گفتاری امام علی علیه السلام در مورد کار و تلاش مفید و منظم به جامعه رسانده شود، بی شک جامعه بطور طبیعی آن را به عنوان «هنجار»، «ارزش» می پذیرد. چون هنجار آوری، مانند او که از نظر جامعه اسوه نجات در تمام ابعاد حیات فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی است، سنن گفتاری و عملی او را الگو و مقیاس رفتاری خود قرار خواهد داد، بشرط این که این سنن گفتاری و عملی، آن طور که از متون اسلامی استفاده می شود، شفاف و بی پیرایه به مخاطبان و اعضای جامعه هماهنگ با نیاز زمان ابلاغ گردد به تعبیر دیگر باور و شناخت اعضای جامعه در هر زمان نسبت به گفتار و رفتار امام علی علیه السلام در مورد اصل کار مفید، انواع کار، بهره وری کار، نظم کاری، و دیگر چالشهای فرهنگ کاری که جامعه با آن دست به گریبان است، بهترین زمینه ای است که این گفتار و رفتار تبدیل به هنجار و ارزش گردد، بشرط این که روح زمان در این سنن کار ساز دمیده شود و حساسیتهای زمانه در ابلاغ این سنن مورد غفلت پیام رسانان قرار نگیرد. اکنون سنت رفتاری و آنگاه سنت گفتاری او در مورد وجوه مختلف کار مورد بررسی قرار می گیرد.

1. سنت رفتاری امام علی علیه السلام

شیوه عملی آن حضرت، اشتغال به اصل کار مفید بوده، و شکل کار برای او مطرح نبوده است، این که برخی تصور می کنند که اگر انسان برای خودش کار را انجام دهد با موقعیت اجتماعی سازگار است و اگر به عنوان دستمزد گرفتن برای دیگران آن را انجام دهد، حفظ جایگاه اجتماعی او نشده است، با سیره عملی او نمی سازد. فرهنگ کار می طلبد که موقعیت اجتماعی افراد، کار و تلاش را این گونه طبقه بندی ننمایند که این نوع تلاش با موقعیت او سازگاری دارد و آن نوع دیگر ناسازگار است؛ بلکه در نگرش جامعه موقعیت اجتماعی نباید نسبت به انواع کار حساسیت منفی داشته باشد. هر کار مفید و سازنده ای عزت و احترام اجتماعی را به دنبال داشته باشد و هیچ نوع کار سازنده ای با موقعیت و جایگاه اجتماعی افراد، ناسازگار تلقی نگردد. امام علی علیه السلام بر طبق نصّ زیر به عنوان، اجیر کار می کرده است.
الامام علی علیه السلام : جُعتُ یوما بالمدینه جوعا شدیدا فخرجت اطلب العمل فی عوالی المدینه فاذانا بامرأة قد جمعت مَدَرا فضننتها ترید بلَّه فاتیتها فقاطعتها علیه: کلّ ذنوب علی تمرةٍ، فمدَدتُ ستة عشر ذنوبا حتی مجلت یدای ثم اتیت الماء فاصبتُ ثم اتیتها فقلت بکفی هذا بین یدیها فعدت لی ستة عشرة تمرة: فاتیت النبی صلی الله علیه و آله فأخبرته فاکل معی منها.(حکیمی: 5/323؛ مجلسی: 41/33)
امام علی علیه السلام می فرماید: روزی در مدینه گرسنگی شدید بر من عارض شد، در اطراف مدینه به دنبال کار بودم، زنی را دیدم که مقداری کلوخ جمع کرده و می خواهد آن را گل کند. با او قرار گذاشتم هر ظرف آب در ازای یک دانه خرما، شانزده ظرف آب آوردم تا این که دستانم تاول زد، پس مقداری آب نوشیدم و از زن در مقابل کار، خرما خواستم، او هم شانزده دانه خرما به من داد، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و جریان را تعریف کردم و با هم خرما خوردیم».
او با دستان خود کار می کرد، هماره زمین را کشت و آبیاری، و هسته خرما را غرس می نمود و در عین حال بعد از آباد کردن این مزارع آنها را برای فقرا، وقف می کرد که به عنوان نمونه به وقف نامه زیر اکتفا می شود.
بسم اللّه الرحمن الرحیم، هذا ما تصدق به عبداللّه علی امیرالمؤمنین تصدّق بالضّیعتین المعروفتین بعین ابی نیذر و البغیبغة علی فقراء اهل المدینة و ابن السبیل.(محمودی: 4/15)
بنابراین سنت عملی او اشتغال به کار مفید و سازنده بوده است. در نظر او مکانت و موقعیت ممتاز اجتماعی او هیچ گاه تنافی با اصل کار کردن و یا کار برای دیگران انجام دادن نبوده است. مهم در رفتار و سیره عملی آن حضرت کار مثبت و سازنده بوده است و از این جهت می تواند، اسوه و الگوی گویای کار مفید برای جامعه اسلامی باشد.

2. سنت گفتاری امام علی علیه السلام

روایاتی که از امام علی علیه السلام درباره کار و تلاش نقل شده است، از جهت هنجاری بودن و ارزشی بودن مفاد آنها، بهره وری کار و نظم کاری، به چند دسته تقسیم می شود.

الف - هنجاری بودن کار ( ناهنجار بودن تنبلی ) :

عن الامام علی علیه السلام : إنی لابعْضُ الرجل کسلان من امر دنیاه لانه اذا کان کسلان من امر دنیاه فهو عن أمر آخرته أکسل.(محمدی: 4/169)
«مبغوض می دارم کسی را که نسبت به کار حیات مادیش تنبل و بی تفاوت است. زیرا کسی که نسبت به زندگی دنیایش چنین است، در مورد آخرتش تنبل تر و بی تفاوت تر است.»
در روایت دیگر فرمود: ان یکن الشغل مجهدة فاتصال الفراغ مفسدة.(مفید: 158) «هر چند کار و تلاش همراه با زحمت و رنج است اما بیکاری پیوسته منشأ فساد و تباهی است.»

ب - ارزشی بودن کار :

هر پدیده اعم از رفتار و کالا که در راستای نیاز انسان قرار گیرد ارزش پیدا می کند. مثلاً گرسنگی یک نیاز است و ماده غذایی که این نیاز اساسی را اشباع می نماید، ارزش و مطلوبیت ابزاری پیدا می کند. کار و اشتغال نیز چون وسیله و طریق تأمین نیازهای گوناگون مادی انسان است، ارزش ابزاری دارد؛ همچنان که بیکاری بطور طبیعی، منشأ فقر و تنگدستی و ناکام ماندن خواسته های انسان می شود و در نتیجه ارزش ابزاری منفی به خود می گیرد.
امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: انّ الأشیاء لما ازدوجت ازدوج الکسل و العجز فنتجا بینهما الفقر.(کلینی: 5/86) «آنگاه که پدیده ها با یکدیگر جفت و جور شدند، تنبلی و ناتوانی نیز در کنار هم قرار گرفتند و فقر و تنگدستی را پدید آوردند.»
در این روایت، فقر پدیده ای منفی و بیکاری به عنوان عامل و منشأ آن، ارزش ابزاری منفی پیدا می کند. در مقابل کار و تلاش، نقش ارزش ابزاری مثبت را ایفا می کند. همچنان که در روایت زیر کارهای مختلف، سبب و طریق معیشت تلقی شده است.
ان معایش الخلق خمسة: الامارة و العمارة و التجارة و الاجارة و الصدقات و اما وجه العمارة فقوله تعالی هو انشأکم من الارض و استعمرکم فیها(هود/ 61) فاعلمنا سبحانه انه قد امرهم بالعمارة لیکون ذلک سببا لمعایشهم لما یخرج من الارض من الحب و الثمرات و مما جعله اللّه معایش للخلق.(حر عاملی: 13/195؛ مجلسی: 93/47)
این روایت صراحت در وسیله بودن کارهای مختلف، جهت تأمین معیشت انسان را دارد. در دیگر نظامهای اجتماعی نیز عنصر کار ابزاری دارد و چون انسان در حیات طبیعی اش به دنبال تأمین نیازهای معیشتی خود می باشد و کار در راستای رفع این نوع نیازها قرار می گیرد و در نتیجه نقش ابزاری را کسب می نماید، بر همین اساس در نظریه های علم اقتصاد در مورد نیروی کار در جانب عرضه، متغیر اصلی را دستمزد به حساب می آورند.
از منظر این نظریه ها انسان اقتصادی، انسان طبیعی است که نگرش، منش و رفتار او تأمین نیازهای طبیعی فردی و اجتماعی است. در واقع این نیازهای طبیعی است که انگیزه های متفاوت را، به عنوان عامل مؤثر در پیدایش پدیده کار، به دنبال دارد. انسان طبیعی بر پایه این انگیزه ها، دست به کار و تلاش می زند و بی شک تا آن جا که این انگیزه ها برد و کشش دارند، عامل کار- نیروی انسانی - تلاش می نماید. این انگیزه ها بطور فشرده، عبارتند از انگیزه های بیرونی مانند نیازهای اقتصادی، میل به پیوستگی به دیگران، کسب عزت و احترام در جامعه و انگیزه های درونی مانند تمایل به تحرک و فعالیت، تجربه و شناسایی موقعیت و خودیابی.(چلپی: 6-265)
این انگیزه های بیرونی و درونی هرچند از این جهت با یکدیگر تفاوت دارند که عامل کار بر اساس انگیزه بیرونی، وسیله برای هدف دیگری قرار می گیرد، و براساس انگیزه درونی خود کار، هدف می شود، نه وسیله؛ ولی در هر دو فرض کار در راستای تأمین نیازهای طبیعی انسان قرار می گیرد. انسان طبیعی خواسته های طبیعی دارد که کار و تلاش یا یکی از این خواسته هاست (ارزش غایی طبیعی) یا وسیله ای است جهت تأمین نیازهای دیگر (ارزش طبیعی ابزاری) و از روایتی هم که عمارت و آبادانی را یکی از عوامل و اسباب، معیشت معرفی نموده است، می توان ارزش طبیعی ابزاری داشتن کار را استفاده کرد.
نکته اساسی که باید بدان توجه داشت، این است که انسان طبیعی نیازهای طبیعی دارد و عنصر کار را وسیله برای تأمین این نیازهای طبیعی قرار می دهد. از این جهت کار دارای ارزش ابزاری می شود؛ ولی اگر همین انگیزه های طبیعی را به گونه ای ارتباط به حیات انسانی - نه طبیعی - بدهیم، کار به نوبه خود ارزش غایی می شود نه ارزش ابزاری. از نوع ارزش ابزاری طبیعی و دقیقا روایاتی که عنصر کار را ارزش تلقی می کند، بواسطه جهت بخشیدن به انگیزه درونی و بیرونی کار است، به گونه ای که مرتبط با حیات انسانی می شود، نه حیات طبیعی. به دیگر سخن اگر کسی به انگیزه دستمزد گرفتن و تأمین معیشت و رفاه خود و خانواده خود کار و تلاش نماید، یک درجه از تقوا را تحصیل نموده است و بر اساس این انگیزه، کار ارزش غایی پیدا می کند نه ارزش ابزاری، زیرا چنین کاری در واقع یک نوع انجام وظیفه دینی است. امام علی علیه السلام در دو روایت زیر همین نوع ارزش را مطرح فرموده است:
ما غدوة احدکم فی سبیل اللّه باعظم من غدوة یطلب لولده و عیاله ما یصلحهم.(محمدی:4/169) «هیچ تلاش صبح هنگامی در راه خدا به فضیلت کار صبح هنگام، در جهت رفاه و آسایش فرزند و خانواده نمی رسد.»
من طلب الدنیا حلالاً تعطّفا علی والد او ولد او زوجة، بعثه اللّه تعالی و وجهه علی صورة القمر لیلة البدر.(همان، 170)
«کسی که از سر دلسوزی بر پدر یا فرزند یا همسر به دنبال امر دنیایش باشد، چهره او در قیامت همانند ماه شب چهارده است.»
در واقع این نوع روایات، قوی ترین انگیزه انسان طبیعی را برای کار و تلاش که همان تحصیل در آمد است، مورد مناقشه قرار نداده است؛ بلکه همین انگیزه طبیعی را جهت جدید داده است، به این صورت که تلاش و تحصیل در آمد برای معیشت خود و خانواده خود، به این عنوان است که یکی از وظایف و مسؤولیتهای دینی او در مقابل خانواده همین است. با این جهت جدید دادن ارتباط انگیزه طبیعی از حوزه حیات طبیعی قطع و وابسته به حیات انسانی می شود و در سایه همین جهت یابی انگیزه، ماهیت کار و تلاش بعلاوه ماهیت فیزیکی، حقوقی، اجتماعی، اقتصادی، جوهره ارزشی نیز پیدا می کند. اگر این جهت یابی انگیزه طبیعی کار نبود، کار، ویژگیهای فیزیکی، حقوقی، اجتماعی و اقتصادی را داشت و ماهیت ارزشی نداشت. همچنان که از روایت زیر همین واقعیت را می توان استفاده نمود. قال رجل لابی عبداللّه علیه السلام و اللّه انا لنطلب الدنیا و نحب ان نؤتاها فقال: تحب ان تصنع بها ماذا؟ قال: اعود بها علی نفسی و عیالی واصل بها و اتصدّق بها و احج و أعتمر، فقال علیه السلام لیس هذا طلب الدنیا، هذا طلب الأخرة.(کلینی: 5/72)
«مردی به امام صادق علیه السلام گفت: دنبال دنیا هستم و رسیدن به آن را دوست دارم. امام سؤال فرمود: برای چه رسیدن به دنیا را دوست داری؟ جواب داد: برای این که نیازهای خود و خانواده ام را برآورده و بواسطه آن صله رحم، صدقه، حج و عمره بجا آورم، امام فرمود: این طلب دنیا نیست بلکه طلب آخرت است.»
انسان طبیعی تلاش می کند که در آمد بدست آورد تا نیازهای مادیش را اشباع نماید؛ اما همین انسان طبیعی می تواند، جهت دیگری به انگیزه طبیعی خود بدهد، به این صورت که در آمد کسب می نماید تا وظایف و مسؤولیتهای مختلف دینی اش را اعم از واجب و مستحب انجام دهد و در این صورت همان انگیزه با این جهت یابی جوهره فعالیت اقتصادی را تغییر می دهد و واقعیت ارزشی بدان می بخشد، بنابراین کار و تلاش می تواند درجه ای از فضیلت تقوایی را کسب نماید و ارزشی غائی - ذاتی داشته باشد.
این بخشی از رویکرد ارزشی کار است. به همین جهت تعبیر می شود که درجه ای از تقوا و ارزش را می تواند داشته باشد. بخش دیگر این رویکرد را می توان، عمیق تر مطرح نمود و در سایه آن باید تلاش و کار علی بن ابی طالب علیه السلام را به مثابه الگو و هنجار اجتماعی جامعه انسانی در هر زمانی تفسیر نمود. این رویکرد که در واقع یکی از چالشهای اجتماعی جامعه ماست، به عنوان تقوای اجتماعی کار، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

بهره وری کار

پدیده بیکاری یکی از مشکلات جدی جوامع امروزی، وبیکاری پنهان که در واقع روی دیگر سکّه کاهش بهره وری کار به حساب می آید، یکی دیگر از مشکلات است. جامعه ما نیز در کنار بیکاری حاد و فراگیر از مشکل کاهش بهره وری نیز رنج می برد. از مقایسه بهره وری نیروی کار طی دوره بیست ساله (1375-1355) کاهشی در حدود 5/27% را می توان بدست آورد؛ یعنی بهره وری نیروی کار در سال 1375 تنها 5/72% بهره وری نیروی کار در سال 1355است، به بیانی با فرض ثبات بهره وری نیروی کار در طی این دوره، باید ارزش افزوده کل بخشها در سال (1375) با 10566 نفر شاغل بدست می آمد. در حالی که به علت کاهش بهره وری نیروی کار، این ارزش افزوده توسط 14572 نفر شاغل بدست آمده است. به دیگر سخن حدود 4006 نفر از شاغلین در سال 1375 نسبت به سال 1355 دچار بیکاری پنهان بوده اند.(مطالعات: 3/32)
این کاهش بهره وری، عوامل گوناگون دارد که در جای خود باید مورد بررسی علمی قرار گیرد. آنچه که در این جا باید بدان توجه شود، این است که امام علی علیه السلام سفارش می کند که هر کاری باید با علم و مهارت لازم انجام گیرد.
العامل بالعلم کالسائر علی الطریق الواضح.(نهج، حکمت 480) «کار با دانش و مهارت مانند گام برداشتن در طریق روشن است. همچنین می فرماید: دقت و درستکاری در کار باید مورد توجه قرار گیرد.»
قیمة کل امرءٍ ما یحسنه.(همان، حکمت 122) «ارزش هر فردی به اندازه حسن و درستکاری اوست.»
طبیعی است که با کاربردی کردن دو عنصر مهارت و درستکاری می توان بهره وری کار را افزایش و در نتیجه از بیکاری پنهان جامعه جلوگیری نمود.

تقوای اجتماعی کار

در نظام های اجتماعی، انگیزه کار در قشرهای متوسط، تحصیل در آمد است و در قشر مرفه، کسب موقعیت اجتماعی است، چون برخی مشاغل می تواند، موقعیت اجتماعی ویژه را بدنبال داشته باشد. معمولاً در نظامهای اجتماعی قدرت سالار هر شغلی که به راس هرم قدرت، بیشترین ارتباط و تعامل را داشته باشد، موقعیت اجتماعی مهمتری را هم فراهم می سازد. بر همین اساس ممکن است، انگیزه کار صرفا تحصیل درآمد نباشد؛ بلکه کسب موقعیت اجتماعی باشد.
در این گونه نظامها ممکن است، فردی توان لازم کاری یا امانت و درستکاری شغلی را نداشته باشد؛ ولی مسؤولیت آن کار را به عهده گیرد و این پدیده معمولی و متعارفی است که نیاز به بحث ندارد، ولی در نظامهای اجتماعی شایسته سالار شایستگی شغلی عامل تعیین کننده است. کسی که شغلی را عهده دار می شود، توان همه جانبه آن کار را طبعا باید داشته باشد. بدون این توان، شایستگی معنا ندارد.
اکنون مفهوم تقوای اجتماعی کار رویکردی به شایستگی کار به معنای غنی آن دارد. ممکن است از واژه «تقوا» و شایستگی کاری چنین برداشتی شود که عبارت است از رعایت حدود شرعی و قانونی کار، هر کس تا آن جا که برای او مقدور است، این حدود را مورد توجه قرار دهد و در میدان کار آنها را زیر پا نگذارد. ولی چنین تفسیری نمی تواند، حدود توان و قدرت کاری را زیر پوشش قرار دهد. مثلاً اگر پزشکی حدود شرعی و قانونی کار پزشکی را رعایت نماید و دست به کار طبابت بشود، هر چند توان متعارف این شغل را نداشته باشد، بر اساس این تعریف می توان گفت که تقوای پزشکی را رعایت نموده است. اما اگر توان و مهارت کاری، هر کار را در مفهوم تقوای کاری آن کار وارد نمودیم، این مفهوم در نهان خود دو عنصر را به یک نسبت شامل می شود. یکی امانت کاری که همان رعایت حدود شرعی و قانونی کار باشد و دیگری توان و مهارت کاری؛ تقوای کاری در روابط اجتماعی می طلبد که نسبت به آن کار هم درست کار و امین باشد و هم توانمند و با مهارت. بطور طبیعی هر مقدار که مهارت بیشتری داشته باشد خدمت بیشتری می تواند به جامعه ارائه دهد و هر مقدار خدمت بیشتر و حساس تری با حفظ امانت و درستکاری به جامعه ارائه دهد، فضیلت و تقوای بیشتری را کسب می نماید.
در این صورت، موقعیت اجتماعی مهمتری در نظام شایسته سالاری تحصیل می نماید. ولی این موقعیت اجتماعی دقیقا در گرو کیفیت بهتر کار، هم از جهت مهارت و هم از جهت درستکاری است. با این رویکرد در مورد مفهوم تقوا و جامعیت آن باید شیوه امام علی علیه السلام را در مورد کار و تلاشش تفسیر نمود، و هم آن را الگو و هنجار کاری جامعه قرار داد. چه این که کار و تلاش آن حضرت نمادی از مهارت کاری و درستکاری و اخلاص است و در نتیجه مصداق روشن «ان اکرمکم عنداللّه اتقیکم» می باشد.
منبع: www.hawzah.net
همت وكارمضاعف در حوزه نهج البلاغه




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 25 خرداد 1389  ساعت 9:47 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه نهج البلاغه
 
کار، اشتغال و تولید دارای سه بعد فلسفی، جامعه شناختی و اقتصادی می باشد، ترتب بین این ابعاد منطقی است. از این رو بعد فلسفی، زیربنای جامعه شناختی و جامعه شناختی آن زیرساز بحث اقتصادی آن به حساب می آید. آنگاه که فرهنگ کار و تولید در روابط اجتماعی سامان می یابد، زمینه طبیعی تأثیرگذاری دولت و مشارکت بخش خصوصی و سرمایه گذاری فراهم و در نتیجه شرایط راهبردهای اشتغال و تولید تحقق عینی می یابد.

مقدمه

هر نظام اقتصادی که یکی از وظایف مهم خود را، ایجاد زمینه کار، اشتغال و افزایش تولیدات بداند، بطور طبیعی اول باید شرایط مناسب بینشی، رفتاری، ارزشی و فرهنگی کار، اشتغال و تولید را فراهم نماید. آنگاه مکانیزمها و متغیرهای مستقل و تابع اقتصادی را هماهنگ و سازگار با عناصر فرهنگی بکار گیرد. بی شک کاستی باور و بینش در مورد کار مثبت و ضعف ارزشی تلاش و پشتکار در سطح جامعه، رفتارهای متناسب با شکوفایی تولید و اشتغال را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و در نهایت مکانیزم عرضه و تقاضای کار را بی کشش می سازد. در چنین وضعیتی، نه متغیر دستمزد در جانب عرضه، کارساز است و نه متغیر سود و درآمد در جانب تقاضا می تواند نقش چشمگیری داشته باشد.
از این رو ابتدا، جایگاه نیروی انسانی عامل کار از جهت بینشی و فلسفی در تدبیر جهان، و آنگاه بعد جامعه شناختی این عامل و در نهایت اصول و شرایط اقتصادی کار، اشتغال، تولید، از دیدگاه امام علی علیه السلام مورد بررسی قرار می گیرد.

گفتار اول: جایگاه فلسفی نیروی انسانی در رابطه با طبیعت (سلطه انسان بر جهان طبیعت)

در تدبیر تکوینی و اداره واقعی جهان ماده، انسان جایگاه فعال و اثرگذار خود را دارد. به طبیعت، این گونه نباید نگاه کرد که نسبت به نیازهای انسان بیگانه است، همچنان که نسبت به انسان نباید نگرشی این گونه داشته باشیم که طبیعت در مقابل او همانند دژی تسخیر ناپذیر و مقاوم خلق شده است. هم طبیعت آنچنان خلق و تدبیر شده که منافع و نیازهای انسان را در دل خود جای داده و هم انسان آن گونه خلق شده که می تواند بر طبیعت سلطه متناسب خود را پیدا کند. امام علی علیه السلام در فراز زیر به همین قدرت و تدبیر انسان بر استخدام و تسخیر طبیعت و جهان ماده اشاره می فرماید:
و إن الأرض الّتی تحملکم و السماء الّتی تضلکم مطیعتان لربکم و ما أصبحتا تجودان لکم ببرکتها توجُّعا لکم و لا زلفة الیکم و لالخیر ترجو انّه منکم و لکن أمرتا بمنافِعکم فاطاعتا و أقیمتا علی حدود مصالحکم فقامتا.(نهج، خ 143)
«بدانید زمینی که شما را بر پشت خود می برد، و آسمانی که بر شما سایه می گسترد، پروردگار شما را فرمان بردارند و برکت آن دو بر شما نه از راه دلسوزی است و نه به خاطر جستن نزدیکی و نه به امید خیری است که از شما دارند، بلکه به سود شما مأمور شدند و گردن نهادند، و برای مصلحت شما برپایشان داشتند، و ایستادند.»
انسان بدین گونه آفریده نشده است که بر قسمتی از طبیعت تسلط پیدا کند و قسمتی دیگر از تیررس بهره برداری او خارج بماند. و اخرج الیها اهلها علی تمام مرافقها ثم لَم یدَع جُرزَ الارض التی تقصِر میاهُ العُیون عن روابیها و لاتجِد جداول الأنهارِ ذَریعَة الی بُلُوغِها حتی أنشألها ناشِئَة.(نهج، خ 91)
«و اهل زمین را از نهانگاه زمین برآورد و آنان را با همه وسایل زندگی در روی زمین قرار داد. سپس خداوند سبحان سطوح بی آب و علف زمین را که آبهای چشمه سارها به بلندیهای آن سطوح نمی رسید و جویبارهای رودخانه ها وسیله ای برای رسیدن به آن سطوح پیدا نمی کردند رها نفرمود و ابر نمودار برای آن سطوح مرتفع که مرده های آنها را احیاء کند و گیاهش را برویاند خلق کرد.»
این تسخیر بدان جهت انجام می پذیرد که انسان برخی از نیازهای اساسی را می باید از دل این طبیعت استخراج نماید. در تدبیر جهان این رمز و راز مورد توجه مدبّر آن بوده است که آن را عقیم و نازا نسبت به برخی از خواسته های طبیعی انسان در اختیار انسان نگذارد. انسان روی زمین نیازمند آب و غذاست و طبیعت مادی نیز این آب و غذای مورد نیاز را در نهان خود نهفته دارد، و جَعَل ذلکَ بَلاغا للانام و رِزقا للانعام... فَأَهْبَطَه بَعدَ التَوبَةِ لَیَعْمُرَ اَرْضَه بِنَسْلِهِ.(همان)
«خداوند سبحان با این [خلقت عظیم] توشه [مادی و معنوی] برای مردم و روزی برای جانوران عنایت فرمود... او حضرت آدم را پس از توبه بر زمین فرود آورد تا با نسل خود زمین را آباد نماید.»
در این نظام هستی زمین را با همه استعدادهای بی شمارش مهد و گاهواره انسان و با همه گستردگی اش فراش و زیرپای او قرار داد.
فَجعلها لخلْقِه مهادا و بَسَطها لهم فِراشا،(همان، خ 211) «پس آن را برای آفریدگان خویش همچون گاهواره کرد، و چون بستر برایشان بگسترد.»
این جایگاه فلسفی، بینشی انسان در رابطه با طبیعت از آن جهت مورد بحث قرار گرفت که در مباحث آینده اولاً، انسان در چرخه تولید عاملی اساسی است، و حتی در بدست آوردن تکنولوژی و بکارگیری فن تولید می باید بر نیروی انسانی به عنوان عامل سرنوشت ساز توجه در خور به جایگاه فلسفی و واقعی او شود. ثانیا، این طبیعت هرچند مورد سلطه و تسخیر انسان قرار می گیرد، اما طبیعت، همه داده های خود را بدون زحمت و رنج علمی حساب شده در اختیار انسان نمی گذارد و انسان نیز بدون تلاش و آگاهی از راز و رمز گسترده و پیچیده طبیعت نمی تواند آن را مهد پیشرفت خود قرار دهد. ثالثا، در وابستگی عینی طبقات جامعه به یکدیگر و تأثیرگذاری هر طبقه بر سرنوشت دیگر طبقات، موقعیت ممتاز سه طبقه تولیدکننده کالا و خدمت (صاحبان صنعت، کشاورزان و بازرگانان) آن گونه که در عبارات امام علی علیه السلام انعکاس یافته، تبیین شود.(2)

گفتار دوم: ساحت جامعه شناختی کار، اشتغال و تولید

بررسی ابعاد گوناگون جامعه شناختی کار، اشتغال و تولید، می طلبد که مفاهیم هنجار، ارزش، فرهنگ بطور فشرده تبیین شود تا این که هر یک از روایات، گفتمانها و رفتارهای امام علی علیه السلام در رابطه با موضوع در جایگاه متناسب و منطقی خود مورد استشهاد و استدلال قرار گیرد. اگر دستوری به عنوان هنجار یا روایتی در بعد ارزشی کار یا رفتاری به عنوان تجلی فرهنگ کار بما رسیده است، بطور صحیح و منطقی به آنها استناد شود. مدلول هنجاری به جای مفاد ارزشی و برعکس و یا ارزش ابزاری به جای ارزش ذاتی غائی مورد استنباط قرار نگیرد.

الف هنجار

رفتارها در سطح جامعه بدون شیوه «نرم»،(Norm) انجام نمی پذیرند. بنابراین هنجار یعنی مقیاس و قاعده رفتار که نه فقط افراد برای انجام کارها از آن پیروی می کنند، بلکه در عین حال رفتار انسانها نیز با آن سنجیده می شود.(Internalized)
بنابراین هنجارها هم می توانند در مسیر تعالی رفتارهای اجتماعی قرار گیرند و هم در مسیر انحطاط؛ زیرا هنجارها، قاعده ها و شیوه های پذیرفته شده از جانب اکثر افراد جهت رفتارها است و تلازم قطعی ندارد که این رفتارها مثبت و مفید به حال جامعه باشند. این قواعد رفتاری بر اساس مورد پذیرش واقع شدن از جانب اکثریت افراد جامعه، بطور طبیعی و متعارف و یا براساس دستور مافوق، به صورت زیر تقسیم پذیرند.

1- هنجارهای درونی

هنجارهایی که افراد جامعه بدون اجبار بیرونی، خود را موظف به پیروی از آنها می دانند و بر اساس میل یا احساس درونی خود، آنها را رعایت می کنند. درونی نامیده می شوند، زیرا تخلف از آنها هر چند مجازات غیر رسمی دارد مانند منزوی شدن از نظر افراد جامعه اما تأثیر این نوع مجازات بیشتر از مجازات رسمی است.(رفیعی، 1378: 220-219)

2- هنجارهای بیرونی
این نوع هنجارها از جانب مسؤولان رسمی جامعه در قالب قانون، آیین نامه و... تبیین می شوند، بدون آن که افراد جامعه مستقیما در تعیین آن هنجارها، مشارکت جمعی داشته باشند.(همان، 221)

ب- ارزش

 

ارزش یعنی یک نوع درجه بندی و امتیاز بندی پدیده ها (اعم از رفتار و اشیاء) از جهت خوبی و بدی، مثبت و منفی. اهمیت ارزش از آن جهت است که ارزیابی ما نسبت به اشیاء و رفتارهای خود و دیگران مبنا و ملاک قرار می گیرد. از این رو ارزش موجب می شود که جهت رفتارها مشخص شود و در جهت گیری ارزشی شکل گیرد.(3)
بی شک انسان به پدیده هایی امتیاز مثبت می دهد و آنها را خوب تلقی می نماید که می توانند نیازهای او را برآورده سازند.(همان، 270) طبیعی است که نیازهای انسان آن چنان که «مزلو»(4) معتقد است، طیفی گسترده از نیازهای ابتدایی (جسمی) تا نیازهای پیشرفته (غیر جسمی) از قبیل نیاز به احترام و شکوفایی و نیاز به روابط اجتماعی را زیر پوشش قرار می دهد.(رفیعی، 271) بنابراین نیازهای گوناگون انسان منشأ ارزشها می شوند، هر آنچه که بتواند آنها را اشباع نماید و موجب دسترسی انسان به خواسته های خود شود، از نظر او مطلوب و خوب به حساب می آید.
نکته اساسی که باید بدان توجه داشت و در بحث ارزش کار می توان از آن استفاده کرد، این است که نیازهای انسانها بدون وسیله و واسطه ارضاء نمی شود. مثلاً برای تأمین نیاز به همسر، پول و برای تحصیل پول، کار و تلاش ضروری است. از این رو تأمین نیاز به همسر ارزشی است که زنجیره تحصیل پول و کار در راستای آن قرار می گیرند. پس هم دسترسی به همسر ارزش می شود و هم تحصیل پول توسط کار. بر همین اساس می توان ارزش را به صورت زیر تقسیم نمود.
1- ارزش غائی: آنچه که، بصورت ذاتی به خودی خود برای انسان ارزشمند است، ارزش غائی نامیده می شود.
2- ارزش ابزاری: آنچه که خود ارزش ندارد، بلکه برای دستیابی به امر دیگری است، ارزش ابزاری دارد. در واقع چون در جهت رسیدن به مطلوب واقعی قرار گرفته است، ارزشمندشده است. این تقسیم بندی ارزش، بدان جهت است که کلیه رفتارهای ارزشی، ارزش ذاتی ندارند؛ همچنان که همه آنها ارزش ابزاری تلقی نمی گردند.

ج-فرهنگ

مجموع ویژگیهای رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه را می توان فرهنگ آن دانست. (بروس کوئن، 37) عنصر تعیین کننده در این تعریف، «اکتساب» است که از یک طرف فرهنگ را از پدیده ها و رفتارهایی که نتیجه وراثت و زیست شناختی است، متمایز می سازد، و از طرف دیگر موجب می شود که همه بخشهای زندگی که توسط انسانها به وجود آمده است را شامل شود.
بعد از تبیین اجمالی این مفاهیم بطور طبیعی این پرسش مطرح می شود که بین این مفاهیم چه ارتباط واقعی در سطح روابط زندگی اجتماعی وجود دارد؟ آیا بین هنجار و ارزش، ارزش و فرهنگ جامعه، فرهنگ و هنجار، رابطه عینی برقرار است؟ جواب پرسش فوق از آن جهت ضرورت دارد که در زندگی اجتماعی انسانها عنصر کار، بطور عام چگونه می تواند، تبدیل به فرهنگ شود و در نتیجه فرهنگ کار در جامعه از یک طرف زمینه اجتماعی تلاش، پشتکار، خستگی ناپذیری را و از طرف دیگر دقت، ابتکار، خلاقیت، نظم کاری و بهره وری را فراهم نماید.
همچنان که اشاره شد، منشأ و خاستگاه ارزش، نیاز است. هر انسانی احساس نیاز به احترام و عزت نفس می نماید. در واقع احترام اجتماعی یک نیاز مهم و مورد خواست هر فردی است، و بی شک پیروی از «هنجار» منشأ احترام و کسب ارزش است. زیرا «ناهنجاری» در دید افراد جامعه بی هویتی، بی احترامی و تزلزل موقعیت اجتماعی را به دنبال دارد.
بنابراین هر انسانی نیازمند به احترام و عزت نفس و تأمین این نیاز «ارزش» است. و روش و شیوه دستیابی به آن ارزش، وقتی در بین مردم رواج می یابد، به صورت «هنجار» شکل می گیرد. از این رو می توان گفت: روش و شیوه رفتاری که در قالب آن اکثر افراد جامعه نیازهای گوناگون حسی، روانی، فردی اجتماعی را تأمین می نمایند «هنجار است» و به همین جهت هنجار نیز به نوبه خود می تواند، یکی از علل ارزش نیز به حساب آید.(رفیعی، 278)
با توجه به این که ویژگی اساسی و قوام و ماهیت فرهنگ به عنصر «اکتسابی» بودن آن است، می توان چنین نتیجه گرفت که قواعد و نُرمهای اجتماعی که در راستای تأمین نیازها و ارزشهای جامعه قرار می گیرند، بخشی از فرهنگ آن جامعه را به وجود می آوردند.
رفتار کاری، در جامعه قاعده و نرم دارد؛ اگر این قاعده و نرم کار مفید باشد یا کار مفید به عنوان شیوه تأمین نیازهای مختلف جسمی، روحی اجتماعی در سطح جامعه تثبیت شده باشد، فرهنگ کار و تلاش بطور مثبت شکل گرفته است. در مقابل اگر از روش بیکاری یا کار غیر مفید، یا کارهای زیان آور، تأمین نیاز شد، فرهنگ مناسب کار، شکل نگرفته است. به دیگر سخن قاعده و نظم کاری جامعه، هر گاه بر اساس کار سازنده، همراه با دقت و پشتکار انجام پذیرد، به گونه ای که کار با مشخصات فوق جایگاه هنجاری داشته باشد و تخلف از آن، ناهنجاری به حساب آید و یا این که کار با ویژگیهای مثبت آن، تأمین کننده موقعیت، احترام و عزت نفس در سطح روابط اجتماعی تلقی شود، عنوان ارزش اجتماعی به خود می گیرد؛ در این صورت کار مفید و همراه با دقت و ابتکار وارد حوزه «فرهنگ» می شود و طبعا فرهنگ مناسب کار و بهره وری کار، شکل می گیرد.
بنابراین، در صورتی که کار مفید با بهره وری بالا، اولاً، در سطح وسیع در بین اکثر افراد جامعه گسترش یابد و در واقع به «هنجار» تبدیل شود، بطوری که بیشتر افراد جامعه، خود را موظف به پیروی آن بدانند و عدم پیروی به گونه ای غیرمستقیم با روشهای درونی کنترل و سرزنش شود، ثانیا، یک ارزش تلقی شود به گونه ای که فعالیت و تلاش را خوب بدانند نه عار و ننگ و کسر شأن، کار مثبت و سازنده هم «هنجار» می شود و هم «ارزش» و بطور طبیعی فرهنگ مناسب و کار سازِکار تحقق یافته و کارکرد مثبت خود را در زمینه تأمین نیازهای اساسی جامعه از قبیل علم، تکنولوژی آموزش، بهداشت، معماری، کشاورزی، امور دفاعی، ارتباطات، قضاوت، اقتصاد، ورزش و... ایفا می نماید. زیرا «هنجار» و «ارزش» دو عنصر اساسی فرهنگ، به حساب می آیند. اکنون نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که چگونه می توان پدیده رفتاری، همانند کار مفید و سازنده را، در سطح جامعه تبدیل به «ارزش» و «هنجار» نمود، تا این که وارد قلمرو فرهنگ جامعه شود.
ادامه دارد ...

پی نوشت ها :

1- استادیار پژوهشکده حوزه و دانشگاه.
2 تفصیل این بحث در گفتار سوم خواهد آمد.
3 Value _ onientaion
4- Maslow

منبع: www.hawzah.net
همت و كارمضاعف در حوزه نهج البلاغه




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 25 خرداد 1389  ساعت 9:38 PM نظرات 0

 

 

همت و كارمضاعف در حوزه  بزرگان

داود(ع) از جمله پيامبرانى است كه از شيوه‏هاى دعوت او مانند خواندن مردم به توحيد و ترك پرستش خدايان و ... در قرآن و تاريخ ذكرى به ميان نيامده و شايد به همين دليل عده‏اى از جمله يهود در نبوت او ترديد كرده‏اند. اما از آن‏جا كه ما تبليغ را منحصر به دعوت گفتارى نمى‏دانيم، بعد عملى زندگى او را نوعى تبليغ شمرده و شيوه‏هاى عملى دعوت او را استخراج مى‏كنيم.

بر اين اساس، مهم‏ترين شاخصه دعوت داود، از ميان همان شيوه‏هاى غير مستقيم وعملى برداشت مى‏شود. با نظرى به آيات و روايات مربوط به حيات و دعوت داود مى‏توان ‏وى را اسوه كار و تلاش و صنعت دانست، چرا كه زندگى او حتى در زمان حكومت مشحون از فعاليت‏هاى فنى، هنرى و صنعتى به منظور رفع نيازهاى مردم و نيز معاش‏خانواده بوده است.
ستايش از داود در قرآن
داود از شخصيت‏هاى برجسته و جامع الاطراف قرآنى و مورد تمجيد و ستايش آيات متعدد است. علاوه بر آياتى كه غير مستقيم عظمت شخصيت او را مى‏رساند، آيات و جملات زير به صراحت در بيان شأن و منزلت والاى او نازل شده است:
وَاذكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الأَيْدِ إِنَّهُ أَوّابٌ؛(2)
و داود، بنده ما را كه داراى امكانات متعدد بود به ياد آر. آرى او بسيار بازگشت كننده به‏سوى خدا بود.
وَشَدَدْنا مُلْكَهُ وَآتَيْناهُ الحِكْمَةَ وَفَصْلَ الخِطابِ؛(3)
و پادشاهيش را استوار كرديم و او را حكمت و كلام فيصله دهنده عطا كرديم.
وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى‏ وَحُسْنَ مَابٍ؛(4)
و در حقيقت براى او پيش ما تقرب و فرجامى خوش خواهد بود.
يا داوُدُ إِنّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِى الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاسِ بِالحَقِّ؛(5)
اى داود، ما تو را در زمين خليفه و جانشين گردانيديم؛ پس ميان مردم به حق داورى كن.
شيوه‏هاى دعوت حضرت داود(ع)
1. توجه به خدا و سپاسگزارى دائمى
داود(ع) همچون ساير پيامبران همواره در مسير زندگانى و دعوت، خدا محورى را سرلوحه توجه خويش قرار مى‏دهد؛
وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَسُلَيْمانَ عِلْماً وَقالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى فَضَّلَنا عَلى‏ كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ المُؤْمِنِينَ؛(6)
و به راستى به داود و سليمان دانشى عطا كرديم، و آن دو گفتند: ستايش خدايى را كه ما را بر بسيارى از بندگان با ايمانش برترى داده است.
او همواره در حال تسبيح خدا و بازگشت به سوى او بود؛
اِصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَاذكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الأَيْدِ إِنَّهُ أَوّابٌ؛(7)
و بر آنچه مى‏گويند صبر كن و بنده ما داود را به ياد آر كه داراى امكانات بسيار بود و او بسيار بازگشت‏كننده به سوى خدا بود.
در اين آيه، خداوند پيامبر را به صبر و استقامت دربرابر سختى‏ها و آزارهاى مخالفان فرمان مى‏دهد كه در اين زمينه به ياد عبد خدا، داود باشد كه صاحب قدرت در دين بود و دربرابر ظلم سر فرود نمى‏آورد، بلكه با عزم و حزم به مقابله بر مى‏خاست و دلش مستحكم بود.(8)
همچنين آن‏گاه كه در معرض آزمايش الهى قرار گرفت و قضاوتى ناصحيح كرد، بى‏درنگ متذكر شد و به آمرزش خواهى پرداخت؛
وَظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ راكِعاً وَأَنابَ؛(9)
و داود دانست كه ما او را آزمايش كرده‏ايم. پس از پروردگارش آمرزش خواست و به رو در افتاد و توبه كرد.
2. داورى عادلانه و احقاق حق
يكى از مقام‏هايى كه خداى تعالى به داود عطا فرمود، قضاوت و رفع مخاصمات ميان مردم بود و وى در اين زمينه با تلاشى مجدانه در صدد احقاق حقوق مظلومان شد؛
فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاسِ بِالحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الهَوى‏؛(10)
پس ميان مردم به حق داورى كن و زنهار از هوس پيروى مكن.
نمونه‏اى از قضاوتهاى ظريف و قابل توجه داود را امام محمد باقر(ع) از اميرمؤمنان(ع) نقل مى‏كند؛ بدين مضمون كه روزى جوانى گريان به نزد حضرت آمد و از حكم شريح قاضى در خصوص تبرئه همسفران پدرش شكايت داشت، زيرا پدر او از سفر بازنگشته و هيچ ارثى بر جاى نگذاشته بود. على(ع) فرمود: به خدا سوگند در اين واقعه حكمى كنم كه كسى جز حضرت داود، پيش از من نكرده باشد، و با تدبيرى سنجيده همسفران مقتول را فرا خواند و هر يك را چشم بسته در جايى نشاند و بالاى سر هر يك، كسى را شمشير به دست گماشت و از هر كدام، جداگانه بازجويى فرمود و آنان حقيقت باز گفتندو سپس حق مقتول از آنان ستانده شد. آن‏گاه شريح از اميرمؤمنان حكم داود را جويا شد. فرمود: روزى داود بر گروهى از كودكان مى‏گذشت كه سرگرم بازى بودند و يكى از ايشان را <مات الدين» صدا مى‏زدند. بدوفرمود: چه كسى تو را اين نام نهاده؟ گفت: مادرم. داود او را نزد مادرش برد و علت را پرسيد، گفت: پدرش چنين نام نهاده. فرمود: چگونه؟ گفت: پدرش با جماعتى به سفر رفت و من حامله بودم. چون بازگشتند از او خبر نبود. پرسيدم چه شد؟ گفتند: مُرد. گفتم اموالش چه‏شد؟ گفتند: مالى نگذاشت. گفتم: آيا وصيتى كرد؟ گفتند آرى وصيت نمود كه نام فرزندش را <مات‏الدين» بگذارى. داود فرمود: آيا اين جماعت زنده‏اند يا مُرده؟ گفتم: زنده‏اند. فرمود: پس ايشان را به من بنمايان. سرانجام به همان شكل ميان آنها داورى كرد تااقرار به جنايت كردند و مال و خون بر ايشان ثابت كرد. سپس به آن زن فرمود: نام فرزندت را عاش الدين بگذار.(11)
3. جهاد شجاعانه در راه خدا
داود پيامبرى قدرتمند و توانا در تمام عرصه‏هاى زندگى بود و به انسان‏ها مى‏آموخت كه به همراه دانش فراوان چگونه از مهارت‏هاى فنى چشمگير نيز برخوردار شوند كه از جمله آنها مهارت در كارزار و شجاعت در ميدان جهاد فى‏سبيل الله بود. اين صفت و ويژگى را قطعاً مى‏توان يكى از شيوه‏هاى دعوت آن حضرت شمرد.
داود يكى از سربازان سپاه طالوت در نبرد با جالوت، جبار زمان بود كه به‏خوبى جنگيد و سرانجام با درخشش اين سرباز گمنام جالوت به دست او به هلاكت رسيد؛
وَلَمّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَجُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَى القَوْمِ‏الكافِرِينَ * فَهَزَمُوهُمْ بِإِذنِ اللَّهِ وَقَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَآتاهُ اللَّهُ المُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ‏مِمّا يَشاءُ...؛(12)
و هنگامى كه با جالوت و سپاهيانش روبه‏رو شدند، گفتند: پروردگارا بر دل‏هاى ما شكيبايى فرو ريز، و گام‏هاى ما را استوار دار، و ما را بر گروه كافران پيروز فرماى. پس آنان را به اذن خدا شكست دادند و داود، جالوت را كشت و خدا به او پادشاهى و حكمت ارزانى داشت و از آنچه مى‏خواست به او آموخت....
در روايات نيز آمده است كه رسول‏خدا(ص) فرمود:
إنّ الله اختار من الانبياء اربعة للسيف ابراهيم و داود و موسى و انا؛(13)
خداوند از ميان انبيا چهار تن را به شمشير برگزيده است: حضرت ابراهيم، داود، موسى‏ومن.
در قصص الانبياء درباره شجاعت داود چنين مى‏خوانيم:
از ويژگى‏هاى داود(ع) اين بود كه جنگجويى شجاع و با صلابت بود، هرگز از صحنه نبرد نگريخت و با دشمن سازش نكرد.(14)
سيد قطب با اشاره به نبرد طالوت و جالوت مى‏گويد:
داود در آن زمان نوجوانى بيش نبود و جالوت پادشاهى نيرومند و گردنكش. اما خدا خواست كه كار بر مجراى ظواهر قدرت و حشمت دنيوى نچرخد، بلكه حقيقت امور آشكار شود. بر اين اساس، هر كس موظف است به وظيفه خود عمل كند اما آنچه خداى تعالى اراده كند تحقق خواهد يافت.(15)
4. ساده‏زيستى و تأمين معاش از دسترنج خود
داود در حالى كه حكومتى نيرومند بر انسان‏ها تشكيل داده بود و قادر به تصرفاتى خارق‏العاده نيز در طبيعت بود، هرگز حاضر نشد از دسترنج ديگران و يا از اموال عمومى مصرف كند. بلكه در هر حال از در آمد حاصل از كارهاى دستى و صنعتى خود بهره مى‏برد كه بيشتر عبارت بود از ساخت جامه و لوازم جنگى:
وَعَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ؛(16)
و به او ساختن زره (لباس جنگ) را آموختيم تا شما را از تأثير سلاح جنگ نگاه دارد، پس آيا شما سپاسگزاريد؟
وَأَلَنّا لَهُ الحَدِيدَ * أَن اعْمَلْ سابِغاتٍ وَقَدِّرْ فِى السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صالِحاً؛(17)
و آهن را بر او نرم گردانيديم و امر كرديم كه زره‏هاى گشاده بساز و حلقه‏هاى آن را به‏اندازه قرار ده. و كار شايسته انجام دهيد...
علامه مجلسى در بحارالأنوار مى‏گويد:
گفته‏اند اول كسى كه زره ساخت داود(ع) بود و پيش از او صفحه‏هاى آهن را بر خود مى‏بستند كه از گرانى آن جنگ نمى‏توانستند كرد. پس حق‏تعالى آهن را در دست او مانند خمير نرم كرد كه به دست خود زره بسازد.(18)
در كتاب من لا يحضره الفقيه در اين باره روايتى آمده است:
فكان يعمل كل يوم درعا فيبيعها بالف درهم فعمل ثلاثمائة و ستين درعا فباعها بثلاثمائة و ستين الفا فاستغنى عن بيت المال؛
داود روزى يك زره مى‏ساخت و به هزار درهم مى‏فروخت، بدين ترتيب 360زره ساخت و به 360 هزار درهم فروخت و از بيت المال بى نياز شد.(19)
وى وسايل ديگرى نيز مى‏ساخت و از اين راه، ضمن خدمت به جامعه، آثار تبليغى قابل توجهى مى‏گذاشت.
على(ع) در نهج البلاغه به پيروى داود سفارش مى‏كند:
و ان شئت ثلثت بداود(ع) ... فلقد كان يعمل سفائف الخوص بيده و يقول لجلسائه ايكم يكفينى بيعها؟ و يأكل قرصَ الشعير من ثمنها؛
و اگر خواستى به عنوان سومين اسوه به داود نبى تأسى كن، او زنبيل هاى دستباف از ليف خرما مى‏ساخت و به همنشينانش مى‏گفت: چه كسى براى من مى‏فروشد؟ و با بهاى آن نان جو مى‏خريد و مصرف مى‏كرد.(20)
5. التزام به نظم و نظارت و وقت شناسى
در حكومت داود، نظم و انضباط جايگاهى بس مهم داشت و از پيامبرى كه با فرمان صريح الهى مأمور اجراى احكام شده (فَاحْكُمْ بَين النّاسِ بالحقِّ) جز اين انتظار نمى‏رود. نيشابورى در قصص الانبياء مى‏گويد:
داود(ع) روزهاى خود را چهار قسم كرده بود؛ روزى براى خانواده‏اش، روزى براى عبادت، روزى براى رسيدگى به امور مسلمانان و يك روز براى بنى‏اسرائيل اختصاص داده بود كه با آنان (براى حل مسائل آنها) مذاكره و گفتگو مى‏كرد و نشست پرسش و پاسخ داشت.(21)
همچنين براى حفظ نظم و هماهنگى و انسجام امور به نظارت كارها مى‏پرداخت، چنان‏كه طبرسى گويد:
او پيامبر و در عين حال پادشاه بود و به صورت ناشناس در كشور مى‏گشت و بر امور كارگزاران و احوال مردم نظارت مى‏كرد.(22)
همچنين در تفسير جمله قرآنى: اعملوا آل داود شكراً، روايتى بدين مضمون نقل شده‏است:
گفته مى‏شود كه داود(ع) ساعات شبانه روز را بر خانواده‏اش تقسيم كرده بود و در هرساعتى يكى از فرزندان او در حال نماز بود. خداى‏تعالى فرمود: اى خاندان داود، به شكرگزارى بپردازيد.(23)
6. وعظ و اندرز
داود به عنايت خداوندى از حكمت‏هاى فراوانى برخوردار بود و همواره در معاشرت و برخورد با مردم، آن حكمت‏ها را به كار مى‏بست و مخاطبان را به آن توجه مى‏داد؛ گاهى بخش‏هايى از زبور را بر آنان مى‏خواند و گاهى خود به ارشاد و نصيحت سرگرم مى‏شد. نمونه‏هايى از اندرزهاى حكيمانه او را از نظر مى‏گذرانيم:
الف) عن ابى عبدالله(ع) قال فى حكمة آل داود(ع): على العاقل ان يكون عارفاً بزمانه مقبلاً على شانه حافظا للسانه؛
بر عاقل و انديشمند است كه روزگار خويش را نيك بشناسد، با آمادگى به سوى امور خويش رود و نگهبان زبان خود باشد.(24)
ب) در سخنى حكيمانه فرمود: يا زارع السيئات انت تحصد شوكها و حسكها؛(25)
اى كشت كننده گناهان و بدى‏ها، بدان كه تو تنها خار و خاشاك درو خواهى كرد.
نصيحت‏هاى داود به فرزندش سليمان نيز از عالى‏ترين نمونه‏هاى حكمت انسان‏ساز است؛
ج) چون داود فرزندش سليمان را جانشين خود قرار داد فرمود:
اى پسرم، از بيهودگى بر حذر باش كه سودش اندك است و ميان برادران دشمنى مى‏افشاند. از خشم بپرهيز كه آدمى را بى ارزش مى‏سازد و بر تو باد تقواى الهى و طاعت پروردگار، كه اين دو از هر چيزى بالاترند و از غيرت بيش از حد بر خانواده و اهل خود بپرهيز كه بد گمانى به بار آورد. هرچند گناهى در كار نباشد. طمع خويش از مردم قطع كن كه بى نيازى همين است... و هر نماز را به نيّت آخرين نماز به‏جا آر. و با جاهلان منشين و سخن عالم را رد مكن و با او در دين بى‏جهت جدال مكن....(26)
د) امام صادق(ع) از پدرش روايت مى‏كند كه داود به سليمان(ع) فرمود:
اى پسرم، از خنده بسيار بپرهيز، زيرا بنده را در روز قيامت حقير مى‏گرداند. اى‏فرزندم، بر تو باد سكوت طولانى مگر بر گفتار نيكو. چرا كه يك بار پشيمانى بر سكوت طولانى بهتر از بارها پشيمانى بر سخن بسيار است. اى پسرم، اگر سخن گفتن نقره باشد، سكوت از طلاست.(27)
گاهى نيز بيان حكمت‏هاى حضرت داود در قالب سخنرانى و خطابه بوده است، به‏فرزندان يعقوب (بنى اسرائيل) گفت:
اجتماع كنيد كه مى‏خواهم برايتان دو سخن بگويم. پس بر آستان خانه‏اش گردآمدند. داود به نزدشان آمد و ضمن سخنانى گفت: ... لايدخل أجوافكم إلّا طيب و لا يخرج من افواهكم الا طيب؛(28)
(جز پاكيزه وارد دل‏هايتان نشود و جز سخن پاكيزه و طيب از دهانتان خارج نگردد.)
شايان ذكر است كه خطابه و سخنرانى داود را مى‏توان جلوه‏اى از <فصل الخطاب» دانست كه بنا به آيه زير به داود ارزانى شده است:
وَ آتيناهُ الْحِكمَةَ و فَصلَ الْخِطابِ؛(29)
و به او حكمت و فرزانگى و سخن فيصله دهنده عطا كرديم.
7. آواز نيكو
يكى از نعمت‏هاى خداداد داود، صوت زيبا و جذاب و آواز نيكويى بود كه به وسيله آن پيام‏هاى آسمانى زبور، مزامير و حكمت‏ها را بر مخاطبان مى‏خواند. امير مؤمنان(ع) داود را بدين مناسبت <قارى اهل بهشت» شمرده است:
وان شئت ثلّثت بداود صاحب المزامير و قارئ أهل الجنة؛(30)
و اگر خواستى به عنوان سومين اسوه به داود تأسى كن كه صاحب مزامير بود و خواننده بهشتيان است.
همچنين نقل كرده‏اند كه آواز و نواى او چندان گوشنواز و اثر بخش بود كه چون سرگرم خواندن زبور مى‏شد در محراب عبادتش مرغان هوا بر گردش هجوم مى‏آوردند و وحشيان صحرا كه صداى او را مى‏شنيدند بى تابانه از پى آواز او به ميان مردم در مى‏آمدند، به‏گونه‏اى كه گرفتن آنها به دست امكان‏پذير مى‏شد.(31)
پی نوشت:
1 - و آتينا داودَ زبوراً.
2 - ص (38) آيه 17.
3 - همان، آيه 20.
4 - همان، آيه 25.
5 - همان، آيه 26.
6 - نمل (27) آيه 15.
7 - ص (38) آيه 17.
8 - محمد احمد عدوى، دعوة الرسل الى الله، ص 323.
9 - ص (38) آيه 24.
10 - همان، آيه 26.
11 - محمدباقر مجلسى، حياة القلوب، ج 1، ص 335؛ محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 14، ص 12 - 13.
12 - بقره (2) آيات 250 - 251.
13 - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 14، ص 2.
14 - ثعلبى، قصص الانبياء، ص 247.
15 - سيدقطب، فى ظلال القرآن، ج 2، ص 270.
16 - انبياء (21) آيه 80.
17 - سبأ (34) آيات 10 - 11.
18 - محمدباقر مجلسى، حياة القلوب، ج 1، ص 331.
19 - شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ص 355.
20 - سيد رضى، نهج البلاغه، صبحى صالح، خطبه 160، ص 227.
21 - ثعلبى، قصص الانبياء، ص 249.
22 - طبرسى، مجمع البيان، ج 7، ص 58.
23 - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 14، ص 15.
24 - كلينى، اصول كافى، ج 2، ص 116؛ محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 14، ص 39.
25 - ابن كثير، قصص الانبياء، ج 2، ص 260.
26 - ثعلبى، قصص الانبياء، ص 259.
27 - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 14، ص 35.
28 - ورام، مجموعه ورام، ج 1، ص 60.
29 - ص (38) آيه 20.
30 - سيدرضى، نهج البلاغه، ترجمه صبحى صالح، خطبه 160، ص 227.
31 - محمدباقر مجلسى، حياة القلوب، ج 1، ص 332.

 

منبع : سایت بلاغ

همت و كارمضاعف در حوزه  بزرگان




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 24 خرداد 1389  ساعت 10:09 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه بزرگان
 
الف ) صحيفه امام ، ج 1 : مكتوب عرفانى به آقاى ميرزا جواد همدانى ( حجت )
بپرهيز و بر حذر باش از اينكه همت خويش صرف به دست آوردن لذات شهوات حيوانى كنى كه اين شأن چهارپايان است ، يا به چيرگى بر نزديكان و همانندان بپردازى - اگر چه غلبه در علوم و معارف باشد - كه اين منزلت درندگان است ، يا همّ خويش به رياست هاى ظاهرى دنيا صرف كرده تدبير و انديشه را بر آن بگمارى كه مقام شياطين است ؛ بلكه حتى پوسته و ظاهر عبادات را نيز منظر نظر قرار نده ، و نه اخلاق معتدل يا نيكو را ، و نه فلسفه كليه يا مفاهيم مبهم را ، و نه شيوايى گفتار ارباب تصوف و عرفان ظاهرى و نظم كلام ايشان را، و نه غرش رعد اهل خرقه و آذرخش ايشان [ كه ادعاى رگبار معارف دارد ] هيچ كدام را در برابر چشمانت قرار نده ، كه همه آنها حجابى است اندر حجاب و ظلماتى است انباشته بر هم و صِرف كوشش در آنها مرگ و هلاكت است و چنين كارى زيان آشكار و محروميت ابدى و ظلمتى است بى‏پايان.‏

بلكه همت تو بايد در همه حركات و سكنات و انديشه و فكرت در توجه به خداوند متعال و ملكوت او باشد ، چرا كه به سوى خداى متعال مسافرى و ممكن نيست در اين سفر با قدم نفْس راه پيمودن ، پس چاره‏اى نيست جز آنكه با قدم خدا و رسول سفر كنى كه مهاجرت از سراى نفس با گام هاى آن نتوان. پس تا هنگامى كه با قدم نفس ره مى‏سپارى ، هنوز از ديار نفس خارج نشده و به سفر نپرداخته‏اى ، در حالى كه مي دانى كه مسافرى غريبى.
ب ) صحيفه امام ، ج 1 : نامه عرفانى به آقاى سيد ابراهيم خويى ( مقبره‏اى )
و - اى نفس ! - به دستيابى لذت هاى حيوانى و شهوانى و رياست هاى ظاهرى دنيايى ، قانع مباش ؛ و خويش را به عبادات و طاعات خرسند مگردان ؛ و به حسن صورت و زيبايى خداداد بسنده مكن ؛ و به حكمت رسمى و شبهات كلامى خود را راضى مساز ؛ و به خوش سخنى ارباب تصوف و عرفان رسمى خشنود مباش ؛ و به دعاوى و طامات پر سر و صداى اهل خرقه راه مسپار ؛ چرا كه صرف همت در همه اينها و تكيه بر آنها شكست و هلاكت است و [ به فرموده ولىّ خدا : ] الْعِلمُ هُوَ الحِجابُ الأكبَرُ .
نه ؛ بل همت تو در تمامى حركات و سكنات و افكار و انظار و رهپويي ها بايد به سوى اللَّه تعالى - آفريننده و پديدآورنده و بازگرداننده‏ات - باشد.
همت و كارمضاعف در حوزه بزرگان




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 24 خرداد 1389  ساعت 10:05 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :15
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET