با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید

همت و کارمضاعف در حوزه پشتکاروهویت

نامگذاري سال 1389 از سوي رهبر فرزانه انقلاب به نام « همت مضاعف و كار مضاعف » بيانگر واقعيتي است كه نشان مي‌دهد آنچه ضرورت امروز است ، تلاش چند برابر براي آباداني ايران است.

سؤال اين است چرا فرهنگ كار و تلاش در ايران جدي گرفته نشد و عليرغم قدمت تمدني ايران و تأثيرگذاري ايرانيان بر غناي سرمايه فرهنگي جهان، آنچنان كه بايد و شايد در عصر حاضر كار و تلاش جدي گرفته نمي‌شود و « راحت طلبي » و به ‌دست آوردن « گنج نابرده رنج » به ‌عنوان يك مطلوب رايج شده است و حتي بسياري از افراد مي‌كوشند تا با به دست آوردن شبه مشاغل راحت اما پرسود ، يكشبه ره صدساله را بپيمايند.

اين موضوع از گذشته به‌عنوان سؤالاتي در اذهان انديشه‌وران ايراني مطرح شده است و برخي از آنها نيز براي شناخت خلق و خويي كه فرهنگ كار و تلاش را جدي نمي‌گيرد، به نوشتن رساله‌هايي در آداب و سنن و خلق و خوي ايرانيان و شاكله هويت آنان پرداخته‌اند؛

اما هيچكدام از اين كتب ( كه چكيده آنها فقط در مذمت افراطي و تخطئه فرهنگ خودمان بوده است )، راهكاري منصفانه براي رسيدن به يك نقطه تعادل ارائه نداده‌اند و فقط دائم تكرار مي‌كنند ما بعد از حمله مغول ديگر روي خوش نديديم.

ذكر اين چند عبارت كه بعد از حمله مغول و يا بعد از جنگ‌هاي ايران و روس ما دچار يك انحطاط شديم دردي را دوا نمي‌كند؛ چراكه بسياري از كشورها نيز به‌مراتب رخدادهايي چون حوادث تأسف‌بار و ويرانگر حمله مغول و... داشته‌اند اما توانسته‌اند خود را در مسير قابل‌قبولي از پيشرفت قرار دهند.

واقعيت اين است تا زماني كه فرهنگ متحول نشود نمي‌توان كاري از پيش برد و تحول فرهنگي از سنين ابتدايي آموزش شروع و در كوچه و خيابان تكميل مي‌شود و از طريق راديو و تلويزيون اين فرهنگ تعالي پيدا مي‌كند. تلاش فرهنگي و فرهنگ‌سازي، كار يكسال و 2سال نمي‌باشد و بايد بر آن مداومت داشت و به‌گونه‌اي عمل كرد كه در رفتار و تفكر افراد تجلي پيدا كند.

در اسلام فرهنگ كار و تلاش نوعي عبادت محسوب مي‌شود و تلاش براي خانواده و آبرومندي نوعي جهاد در راه خدا محسوب مي‌شود و از طرفي از معصومين روايت شده است؛ براي دنيايت چنان كار كن كه گويي مي‌خواهي دائما در دنيا زندگي كني و براي آخرت چنان فعاليت نما كه گويي فردا مي‌خواهي دنيا را ترك كني. اين دستورالعمل متعالي كه نمونه آن در كمتر مكتبي وجود دارد مي‌تواند مهم‌ترين راهبردي باشد كه ما را به مسير بهتري هدايت كند.

بنابراين تمركز تبليغات بايد بر ارزش كار و تلاش در اسلام و تقبيح كسالت و بيكاري باشد و از طرفي ثروتمند شدن بي‌زحمت و پول بادآورده و رانت‌خواري و اقسام مختلف آن مذموم و غيراخلاقي شمرده شود.

همچنين ارائه الگوهاي موفقي از كشورهايي كه با كار و تلاش توانسته‌اند پله‌هاي ترقي را سريع بپيمايند نيز مي‌تواند مطلوب باشد. پرهيز از شعارزدگي و احتراز از تفكرات منفي‌گرايانه كه يكسره بر نفي و دفع تأكيد مي‌كنند و شاكله هويت ايراني را زير سؤال مي‌برند از ضرورت‌هاست.

آنچه كه بايد مورد تأكيد قرار گيرد فرهنگ كار و تلاش است و جدي گرفتن هر كس از جانب خودش، در هر مسئوليتي كه قرار دارد و آن اينكه كاري را كه بر دوش دارد به‌نحو احسن انجام دهد تا فرهنگ كار جزئي از شاكله هويت ما درآيد و از مرحله شعار به رتبه شعور صعود كنيم و بدانيم تا زماني كه كار به‌عنوان يك فرهنگ درنيايد، نمي‌توانيم قله‌هاي پيشرفت را بپيماييم.

بنابراين اگر هر روز و هر ماه و هر سال را به‌نام كار مضاعف و همت مضاعف بناميم باز هم جايز است؛ چراكه تا زماني كه كار و كارآفريني جزء شاكله هويت ايراني نشود، بايد همتي مضاعف به‌خرج داد و فرهنگ سازي كرد.
همت و کارمضاعف در حوزه پشتکاروهویت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 31 فروردین 1389  ساعت 6:42 PM نظرات 0

همت وکارمضاعف در حوزه تلاش
فيزيك دانان ، « نيرو » را عامل انجام كار مي‌دانند و فقط در صورتي كه اعمال نيرو به جابه‌جايي جسم منجر شود ، به آن واژه « كار » اطلاق مي‌كنند بنابراين اگر نيرويي بر يك جسم وارد شود ولي نتواند آن را جابه‌جا كند، كار انجام شده برابر صفر است.

البته همه با اين نظر فيزيكدانان موافق نيستند و بسياري معتقدند، همين كه براي انجام كاري « نيرو » صرف شود ارزشمند است و قابل تقدير ، ضمن اين كه در صورت تناسب بين « نيرو » و « كار » مورد نظر و نبود مانع ، نيروي صرف شده حتما به نتيجه خواهد رسيد. مطابق تعريف عالمان فيزيك، « همت » را مي‌توان نيرويي دانست كه براي انجام كار صرف مي‌شود.

برخي نيز «همت» را عزم جدي همراه با «عشق» براي دستيابي به مقصود دانسته‌اند. جايگاه «همت» هم در ادبيات ملي و هم در فرهنگ اسلامي، جايگاهي رفيع است.

« همت بلند دار كه مردان روزگار

از همت بلند به جايي رسيده‌اند »

يا

« همت اگر سلسله جنبان شود

مور تواند كه سليمان شود »

و يا

« اهل همت را ز ناهمواري گردون چه باك

سير انجم را چه غم كاندر زمين چون و چراست »

اميرمومنان(ع)‌ نيز در حكمت 47 نهج‌البلاغه مي‌فرمايند: « قدر الرجل علي قدر همته » (ارزش انسان به ميزان همت اوست)‌

سال 89 از سوي ولي امر مسلمين، سال « همت مضاعف ، كار مضاعف » نامگذاري شد تا شاهد صرف نيروي بيشتر و عزم جدي‌تر همراه با عشق باشيم و كارهاي بزرگ‌تر و بيشتري به انجام برسد.

جهت اين همت و كار مضاعف نيز روشن است؛ دستيابي به « پيشرفت » و « عدالت » كه شعار محوري دهه چهارم انقلاب اسلامي است.

همت و كار مضاعف اگرچه تمامي عرصه‌ها از سياست تا اقتصاد و از فرهنگ تا علم و دانش را در برمي‌گيرد اما اولويت در «مبارزه با فقر، فساد و بي‌عدالتي» است.

پرسش مهم در اين ميان، شناخت موانع همت و كار است؛ پرسشي كه دستيابي به پاسخ آن، ما را در دستيابي به سرمايه ارزشمند «همت» و ثمربخش بودن آن، يعني انجام «كارهاي بزرگ» مدد مي‌رساند.

براساس مدلي مي‌توان «بي‌اعتمادي»، «عدم تعهد»، «عدم مسووليت‌پذيري» و «عدم توجه به اهداف» را مهم‌ترين موانع دستيابي به «همت مضاعف ، كار مضاعف» در سطوح خرد و كلان دانست. در مدل موردنظر «اعتماد» محور و نقطه ثقل پيشرفت و كارآمدي است، هر‌چند اين چهار عامل هر يك ريشه در ديگري دارد.

بي‌اعتمادي مردم نسبت به يكديگر يا به نظام و مسوولان و برعكس يا بي‌اعتمادي نهادها به يكديگر مثلا دولت و مجلس، موجب از دست رفتن تعهد جمعي مي‌شود و عدم تعهد جمعي روحيه مسووليت‌پذيري را از بين مي‌برد.

ملت و مسوولاني كه مسووليت‌پذير نباشند، به اهداف ملي توجه نمي‌كنند و منافع فردي و حزبي را بر منافع ملي يا مصالح عمومي‌ ترجيح مي‌دهند.لذا هر حركتي كه در جهت كاهش اعتماد در جامعه انجام شود. حركتي است براي آسيب رساندن به سرمايه اجتماعي و عدم دستيابي به اهداف ملي و مردم و مسوولان بايد در برابر چنين حركت‌هايي هوشيار باشند.

تكليف دشمن روشن است؛ اما دوستاني كه از سر غفلت و دوست نماهايي كه همسو با دشمن در مسير بي‌اعتمادي گام برمي‌دارند، نيازمند مراقبت بيشتر هستند.

در پايان، سال 89 همت كنيم شعار كمتر بدهيم و همت مضاعف به كار گيريم سمينار و كنگره و همايش براي «همت مضاعف، كار مضاعف»‌ برگزار نكنيم!
همت وکارمضاعف در حوزه تلاش




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 31 فروردین 1389  ساعت 6:39 PM نظرات 0
 
همت و کارمضاعف در حوزه اشتغال

رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) دست كارگرى را كه بر اثر كار و فعالیت ورم كرده بود، بلند كرد و فرمودند: « این دستى است كه هیچگاه آتش جهنم آن را نمى سوزاند؛ این دستى است كه خدا و رسولش آن را دوست مى دارد. كسى كه از دسترنج خود روزى اش را فراهم كند، خداوند با نظر رحمت به او مى نگرد».
از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده است: « همانا خداوند بنده پیشه ور امین را دوست دارد».
در روایت دیگر است: «كسى كه سربار جامعه باشد، نفرین شده است» .
شخصى نزد رسول خدا از مردى كه زیاد به عبادت پرداخته بود و كار نمى كرد، یاد نمود. حضرت فرمودند: چه كسى مخارج زندگى او را بر عهده دارد، گفتند: یكى از برادرانش. فرمود برادرش از وى عابدتر است.
در هنگامى كه امام باقر (علیه السلام) در زمین مزروعى خود مشغول كار و فعالیت بود، شخص جسورى عبور كرد و دید آن حضرت كار مى كند. رو به حضرت كرد و گفت: در این حال اگر مرگ تو فرا رسد، جواب خداوند را چه مى دهى، امام در پاسخ او فرمودند: اگر در این حال مرگم فرا رسد، در حالى كه در طاعت و عبادت پروردگارم مى باشم، از دنیا مى روم.
در اسلام هرگونه صنعت و ساختن هرگونه وسیله كه مورد نیاز جامعه و به نفع و صلاح اجتماع باشد، نه تنها جایز و مباح است، بلكه به عنوان واجب كفایى باید عده اى به آن اقدام كنند و آن صنعت را فرا گیرند، تا نیاز مردم برآورده شود. صنعت ساختن آلات و ادواتى كه از آنها جز فساد و عمل ناروا نتیجه اى گرفته نشود، همچون ساختن شراب و صنعت بت تراشى و تهیه وسایل قمار، حرام و ممنوع است.
اسلام براى ریشه كن نمودن فقر كه منشأ اغلب مفاسد و تیره روزى ها است و براى تولید ثروت دستورهاى مؤكدى داده است؛ به این قرار:
1- كسى كه زمین مواتى را آباد كند، آن زمین تا هنگامى كه احیا و برقرار باشد، به او اختصاص پیدا مى كند، اما همین كه زمین را رها كند و آن را معطل بگذارد و در آن زمین كار تولیدى نكند، حاكم اسلامى آن را به دیگرى مى دهد، تا تولید ثروت نماید. شهید ثانى در این باره چنین اظهارنظر كرده است: «ملكیت در این گونه زمین ها به وسیله احیا صورت مى گیرد و هنگامى كه آبادى (بر اثر بى توجهى) از بین برود، خود به خود ملكیت نیز زایل مى گردد».
2- كسى كه خانه، مغازه و یا كشتزار و زمینى را اجاره كرده باشد، بدون این كه كارى در آنها صورت داده باشد، نمى تواند آنها را با اجرت زیادتر به دیگرى اجاره دهد.
3- اسلام ربا را اكیداً حرام كرده و با تحریم سود ربوى مردم را به سوى سرمایه گذارى در كارهاى تولیدى سوق داده است.
4- در روایاتى از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است: «بهترین مردم كسى است كه براى مردم و اجتماع سودمندتر است».
همت و کارمضاعف در حوزه اشتغال





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 31 فروردین 1389  ساعت 6:34 PM نظرات 0
 
همت و کارمضاعف در حوزه تعلبی رفتار وشخصیت

در ادامه سلسله بحث های اخلاقی حضرت استاد مصباح یزدی ، در این شماره نیز شرح بخش دیگری از وصایای امام جعفر صادق علیه السلام به عبدالله بن جندب را پی می گیریم :

«یاابن جندب ان احببت ان تجاور الجلیل فی داره و تسکن الفردوس فی جواره فلتهن علیک الدنیا واجعل الموت نصب عینک و لاتدخر شیئا لغد واعلم ان لک ما قدمت و علیک ما اخرت.» (1)

می دانیم که ایمان مراتبی دارد; معرفت افراد نسبت به حقایق دین متفاوت است، همت افراد نیز ذاتا با یکدیگر تفاوت دارد.ما برای نیل به هدف عالی و بلندی که به دنبال آن هستیم باید اولا، آن هدف را درست بشناسیم و به وجود آن ایمان داشته باشیم و ثانیا، همت و تلاش لازم برای رسیدن به آن هدف بلند را نیز داشته باشیم. افرادی که معرفت و ایمانشان ضعیف است، در صورت تقویت معرفت خود، این آمادگی و همت را پیدا خواهند کرد که با تلاش بیش تر به اهداف بلند خود نائل آیند.اما کسانی که همتشان ضعیف است و حتی در امور دنیایی هم همت بلندی ندارند - صرف نظر از این که امور دنیا نسبت به آخرت چه موقعیتی دارد - هر قدر هم که زمینه معرفت و ایمان برایشان فراهم باشد، هیچ گونه ترقی و پیشرفتی نخواهند داشت.به این افراد باید هشدار داد تا با تقویت همت خود، برای رسیدن به اهداف عالیه، راه صحیح را انتخاب کنند.البته، مؤمنان، هم از نظر مرتبه ایمان و هم از نظر همت ، با یکدیگر تفاوت هایی دارند .

در این بخش از روایت، امام صادق علیه السلام در مقام یک مربی می خواهند با ایجاد انگیزه در شیعیان، همت مؤمنان را تعالی بخشند; یعنی آن ها را متوجه این مساله نمایند که فقط به فکر رهایی از عذاب جهنم نباشند، بلکه همتشان بیش از این باشد.کسانی که به معاد ایمان دارند متوجه این نکته هستند که انجام بعضی از کارها موجب عذاب ابدی می گردد، لذا سعی می کنند آن گناهان را مرتکب نشوند تا ایمانشان محفوظ بماند.این افراد اگر عذاب هایی هم در عالم برزخ داشته باشند، نهایتا به واسطه شفاعت هم که شده نجات پیدا می کنند.این پایین ترین مرتبه ایمان است.ولی کسانی که از همت بالاتری برخوردارند سعی می کنند در این دنیا به گونه ای عمل نمایند که هم در موقع جان کندن، هم در شب اول قبر و هم در عالم برزخ مبتلا به عذاب نشوند.کسانی هم هستند که همتشان از این هم بالاتر است; ایشان تنها به رهایی از عذاب و نجات از جهنم اکتفا نمی کنند، بلکه دلشان می خواهد از مقامات عالی تر و درجات بلندتری در بهشت و نیز از نعمت های بیش تری در آخرت بهره مند شوند.درجات بهشت بسیار زیاد است به گونه ای که قابل شمارش نیست.دربرخی از روایات، تعداد درجات بهشت برابر با تعداد آیات قرآن ذکر شده است; یعنی بیش از شش هزار درجه، البته به این بستگی دارد که فاصله درجات را چقدر حساب کنیم.از این رو، مؤمنان بهشتی هم، از نظر مقام و مرتبه تفاوت زیادی با یکدیگر دارند .

دسته آخر کسانی هستند که نه تنها به دنیا، بلکه به لذایذ و نعمت های بهشت هم پشت پا می زنند.آن ها تنها دل به خدا می دهند و رضایت او را می طلبند; آن چنان محبت خدا در دلشان جای گرفته است که جزرضایت اوبه چیزی نمی اندیشند.البته هیچ کس از عذاب خوشش نمی آید، همه مردم نعمت های بهشت را دوست دارند، ولی آن ها آن قدر معرفتشان بلند است و لذت لقای الهی و رضوان الهی را می دانند که هیچ چیز دیگری برایشان ارزش ندارد. تمام هم آن ها این است که بیش تر به خدا نزدیک شوند.تعبیری هم که همسر فرعون در دعای خود به کار می برد و در قرآن نیز آمده است، اشاره به همین مطلب دارد.وقتی فرعون او را تهدید کرد که اگر دست از ایمان به حضرت موسی علیه السلام بر ندارد کشته خواهد شد، خطاب به خداوند عرض می کند: «رب ابن لی عندک بیتا فی الجنة » (تحریم: 11) ; پروردگارا برای من خانه ای در نزدیک خودت در بهشت قرار بده.او انواع شکنجه ها و سختی ها را به جان خرید برای این که ایمانش محفوظ بماند.او نجات از عذاب جهنم و یا بهره مندی از نعمت های بهشت را از خداوند درخواست نمی کند، بلکه به خدا می گوید می خواهم در جوار تو باشم; این همان مقام قرب است.البته خدا جسم نیست که - العیاذ بالله - یک خانه جسمانی داشته باشد، ولی رابطه معنوی بنده عاشق با خدا می تواند آن قدر زیاد باشد که مثل دو همسایه به یکدیگر نزدیک باشند .

همه انسان ها چنین همتی ندارند که از همه چیز چشم بپوشند و وقتی هم دعا می کنند بگویند خدایا من تنها قرب تو را می خواهم و دوست دارم در جوار تو باشم.البته در جوار خدا بودن یعنی داشتن همه چیز، ولی توجه بنده عاشق اصلا به آن ها نیست، بلکه فقط می خواهد فاصله ای با خدا نداشته باشد; مثل عاشقی که برای رسیدن به محبوبش همه مشکلات و سختی ها را تحمل می کند تا همیشه در کنار او باشد، او اصلا متوجه نیست که در آن جا چه به او می گذرد; زیرا همین که به محبوبش نزدیک باشد، همه چیز برایش فراهم است.البته برای رسیدن به این مقام، همتی بلند لازم است تا آدمی به جای این که تمام توجه اش معطوف به رهایی از عذاب الهی و آتش جهنم و رسیدن به نعمت های بهشتی از قبیل حورالعین و قصرهای مجلل و غذاهای لذیذ و مانند آن باشد، توجه اش به این باشد که آیا به خدا نزدیک است یا خیر .

راه رسیدن به مقام قرب خدا  

اگر در میان مؤمنان کسانی به این همت بلند دست یافتند که تنها توجهشان به قرب خدا باشد، باید آن چنان معرفت خدا و محبت او در دلشان ریشه بدواند که رضوان او را بر هر چیزی مقدم بدارند.لازمه رسیدن به چنین مقامی، فراهم نمودن مقدمات آن در همین دنیاست ; زیرا از این دنیا که رفتند دیگر نمی توانند کاری انجام دهند که به خدا نزدیک شوند.به دیگر سخن، همان گونه که باید برای نجات از عذاب جهنم و بهره مندی از نعمت های بهشتی، در همین دنیا تلاش کرد، کسی هم که جوار خدا را می خواهد باید مقدماتش را در همین دنیا فراهم کند.جاذبه های دنیا، هوا و هوس ها و غرایز انسانی ممکن است ما را از آن هدف اصلی دور سازد و موجب شود تا برای رسیدن به آن آرمان بلند کم تر تلاش کنیم.ما بسیاری از اوقات فراموش می کنیم که دنبال چه هستیم و می خواهیم به چه مقامی برسیم، اما کسانی که دارای همت بلندی هستند به وجود چنین مقامی آگاه اند و دلشان می خواهد به آن مقام برسند، اما نمی دانند در این راه چگونه باید با مشکلات مقابله کنند و موانع را از سر راه بردارند.آن ها نمی دانند که چه کارهایی باید انجام دهند تا بهتر و زودتر به این مقام دست یابند .

مخاطبان حضرت در این بخش از روایت، افرادی اند که همتشان ضعیف است و یا در صورت داشتن همت بلند، راه رسیدن به هدف را نمی دانند.حضرت به عبدالله بن جندب می فرمایند: اگر می خواهی با خدای صاحب جلالت مجاورت و همسایگی داشته باشی; یعنی آن قدر اوج بگیری که در میان مخلوقات، نسبتت به خدا از همه بیش تر باشد و از مراتب پست حیوانی و شیطانی دور شوی و در میان مؤمنان هم ترقی و تعالی پیدا کنی و در مقامی قرار بگیری که بعد از آن دیگر مقام مخلوقات نیست، بلکه مقام خداست، باید کاری کنی که دنیا در نظرت خوار باشد: «یا ابن جندب ان احببت ان تجاور الجلیل فی داره و تسکن الفردوس فی جواره فلتهن علیک الدنیا.» حضرت در این فراز از سخنان خود، با بیان یک توصیه کلی اخلاقی می فرمایند آنچه موجب می شود که نتوانی این راه را طی کنی این است که دنیا در نظرت بزرگ است، وقتی توجه ات به دنیا جلب می شود و دل به آن می سپاری، دیگر دلت سراغ خدا نمی رود و نمی توانی آن هدف را در دل خودت زنده نگه داری.هر چه زرق و برق دنیا بیش تر در چشم تو جلوه کند، از آن مقام دورتر می شوی; زیرا توجه ات معطوف به آن می شود.توجه انسان به هر چیزی که معطوف شد، برای همان کار می کند و به مسائل دیگر توجه نمی کند.جاذبه های دنیا مانع از تلاش ما برای رسیدن به مقامات عالی ایمان می شود; چون چشم و گوش ما را به دنبال خود می کشاند و وقتی دل به سراغ دنیا رفت، دیگر جایی برای محبت خدا در آن باقی نمی ماند .

یاد مرگ و ذخیره برای آخرت

شاید خطبه ای از نهج البلاغه را نتوان یافت که در آن اشاره ای به پستی دنیا نشده باشد، اما بعضی جاها تعبیرات بسیار کوبنده ای نسبت به دنیا دارد که برای شنوندگان و دوستان حضرت بسیار ارزنده است.امیرالمؤمنین علیه السلام در یکی از خطبه های خود، بی مقداری و زودگذری دنیا را به رطوبت باقی مانده از ظرف آبی تشبیه می کنند که آب آن را خالی کرده باشند; مگر در چنین ظرفی چقدر آب می ماند که انسان برای رفع تشنگی خود به آن توجه کند؟ در دنیا نیز همین اندازه چیز وجود دارد.حضرت در جایی دیگر، درباره پستی و بی ارزشی دنیا می فرمایند: دنیا در نظر من از آب بینی بز زکامی هم کم اهمیت تر است.از این تعبیر رساتر، کلامی است که در خطبه ای دیگر بیان فرمودند: دنیا مثل استخوان پوسیده خوک مرده است که در ست شخص مبتلا به مرض جذام باشد.اشخاصی که مبتلا به این مرض می گردند آن قدر زشت می شوند که کسی رغبت نمی کند به آن ها نگاه کند.حالا تصور کنید اگر در دست چنین فردی با آن قیافه وحشتناک - که انسان حتی رغبت نمی کند یک شاخه گل هم از او بگیرد - استخوان پوسیده خوک مرده ای - که زنده آن هم زشت و پلید است و گوشتش نیز حرام و نجس - باشد، آیا انسان رغبت می کند برای گرفتن آن به سراغ او برود؟ دنیا باید در نظر مؤمن این گونه باشد; یعنی باید آن قدر معرفت داشته باشد که بداند دلبستگی به دنیا او را از هدفش دور می کند.البته این سخن بدین معنا نیست که انسان از فعالیت ها و انجام وظایف فردی و اجتماعی که در دنیا دارد صرف نظر کند. انجام تکلیف یک بحث دیگری است، صحبت سر بینش و نگرش است.گاهی بر انسان واجب می شود که استخوان خوکی را هم بردارد، اما سخن در این است که انسان باید دنیا را در مقام مقایسه با آخرت، مقامات معنوی و قرب خدا چگونه ببیند.برای این که زیبایی های دنیا و به طور کلی غرایز ما موجب بی توجهی به آخرت و مقامات معنوی نگردد، همیشه باید یاد مرگ باشیم; یاد مرگ ارزش دنیا را در نظر انسان کم می کند و او را از فریب های شیطانی و زرق و برق های دنیا محفوظ نگه می دارد.حضرت می فرمایند: «واجعل الموت نصب عینک » ; همیشه به یاد مرگ باش، طوری که همیشه مرگ جلو چشمت باشد.بینش ما نسبت به دنیا باید به گونه ای باشد که توجه بیش تری به مرگ و عالم آخرت داشته باشیم.ما تنها در صورتی می توانیم خود را از چنگال دنیا نجات دهیم که آرزوهایمان را نسبت به آینده کم کنیم و به فکر لذت های دنیایی نباشیم; تنها به فکر رفع نیاز امروزمان آن هم از راه مشروع باشیم وبرای فردایمان که نمی دانیم زنده هستیم یا نه و نسبت به آن تکلیفی نداریم، بی جهت فکرخودرامشغول نکنیم; زیرا اگر تکلیفی نسبت به آینده داشته باشیم، مربوطبه آخرت است وآخرت خواهی مساله دیگری است.حرص به دنیا و ذخیره کردن برای آینده ای که معلوم نیست آن را درک کنیم، موجب می شود که ما بیش تر دنیا زده شویم. انسان باید با این گرایش مبارزه کند و سعی نماید چیزی را برای فردایش نگه ندارد، اگر هم چیزی از زندگی اش زیاد آمد آن را انفاق کند.البته کسانی هستند که از این مقام گذشته اند و امروز وفردای دنیابرایشان تفاوتی نمی کند.اما برای کسانی که در ابتدای راه هستند، مبارزه با دنیازدگی باید جزو برنامه های زندگی آن ها باشد ; مثلا ما باید تمرین کنیم که اگر پولی از زندگی مان زیاد آمد برای سال آینده و سال های بعد نگه نداریم، بلکه سعی کنیم آن را در همان سال مصرف کنیم و اگرنیازی نداریم، در راه خدا انفاق نماییم .

البته ممکن است برای کسانی که از مراتب ایمان و معرفت بالایی برخوردارند راحت تر باشد که مایحتاج سال خود را یک جا تهیه و ذخیره نمایند.حضرت سلمان رضی الله عنه جزو این دسته از افراد بود و امروز و فردای دنیا برایش تفاوتی نمی کرد.این غیر از حرص بر دنیاست; چون ایمانی که سلمان رضی الله عنه داشت با ایمان ما قابل مقایسه نیست و اصلا شاید انگیزه های الهی برتری از این کار داشته است.ولی ما که می خواهیم تمرین نماییم تا به دنیا دلبستگی پیدا نکنیم، بهتر است که به فکر ذخیره برای آینده نباشیم و این روحیه را از خود دور کنیم.به عکس، ما باید این روحیه را در خودمان تقویت کنیم که اگر چیزی از زندگی مان زیاد آمد، آن را در راه خدا مصرف نماییم.بر خلاف نظر بعضی ها که فکر می کنند بذل و بخشش و انفاق موجب از بین رفتن مال و سرمایه می شود و فقط آنچه ذخیره شود حفظ می گردد، حضرت می فرمایند: آنچه در دنیا بماند برای تو نفعی ندارد، بلکه مال تو چیزی است که برای آخرت خود ذخیره می کنی: «و لاتدخر شیئا لغد واعلم ان لک ما قدمت و علیک ما اخرت .» اموالی که انسان ذخیره می کند و آن را بعد از مرگش، در این جهان باقی می گذارد، نه تنها سودی برایش نخواهد داشت، بلکه اگر آن ها از حقوق مردم باشد، گناهش برای او باقی می ماند .

از خداوند عالم می خواهیم ایمان و معرفت ما را کامل و توفیق عمل به دستور اهل بیت علیهم السلام رابه همه ماعنایت فرماید .

پی نوشت :

• محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 87، باب 24، ص 281

منبع: فصلنامه معرفت ، شماره 38 ، علامه مصباح یزدی

به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني مركز تحقيقات و آموزش معاونت سيما
همت و کارمضاعف در حوزه تعلبی رفتار وشخصیت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 31 فروردین 1389  ساعت 5:18 PM نظرات 0
 
همت و کارمضاعف در حوزه فرهنگ سازی

«کار به مثابه يک ارزش»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد؛سنت نام گذاري سالها توسط رهبر معظم انقلاب در يکي دو دهه گذشته برکات زيادي براي کشور و مردم به همراه داشته و اين عنوان بندي به بخشي از فرهنگ عمومي جامعه در ابتداي سال تبديل شده است.البته هدف از اين نام گذاري ها  گفتمان سازي جهت التفات بيشتر مردم و مسئولان به نيازها و ملزومات حياتي کشور است.

دهه چهارم انقلاب دهه پيشرفت و عدالت توامان است. بديهي است در اين دهه بايد امکانات مساعد در مسير اين دوگانه تعالي را تقويت و اصطکاکات موجود را فروکاهيد و در عين حال براي آينده برنامه ريزي کرد.

رهبر معظم انقلاب دور انديشانه سال1389  را تحت عنوان   ” همت مضاعف، کار مضاعف ”   نام گذاري نمودند و تاکيدفرمودند: “شعارهاي هر سال، نمايشي و تشريفاتي نيست و طبعا همه مشکلات را هم حل نمي کند بلکه انگشت اشاره اي است که راه و روش را نشان مي دهد که امسال نيز با توجه به اهداف بلندتر ملت و کشور، بايد همتي برتر فراهم آورد و کارهاي بيشتر و جدي تر انجام داد.”

مطالعات و پژوهش هاي مختلف درباره علل کندي و صعوبت پيشرفت در    ايران نشان مي دهد که يکي از موانع عمده در کنار ساير عوامل،    اصطکاکات فرهنگي بويژه ضعف فرهنگ و اخلاق کار در ايران است.

اقتصاددانان و متخصصان مديريت معمولا مجموعه  ارزشها، هنجارها، ايستارها و دانشهاي  مشترک  و پذيرفته  شده  يک  گروه  کاري  را فرهنگ  کار مي گويند.

اما فرهنگ کار درايران پديده مبهمي است و هرچند تعريف متقني از آن متناسب با مختصات فرهنگي و مردم شناسي ايراني ها ارائه نشده است  اما نوعا اعتقاد بر اين است با هر تعريفي که در ذهن سيال جامعه بر آن توافق و تقاعد عمومي وجود داشته باشد باز فرهنگ کار در ايران در سطح پاييني قرار دارد.

اگر سنگاپور در هر سال فقط معادل100  ميليارد دلار نرم افزار مي فروشد و اگر مردم ژاپن تنها800  ميليارد دلار در حساب هاي پس انداز خود پول دارند و اگر چيني ها امروز فقط بيش از40  درصد بازار واردات آمريکا را به توليدات خود اختصاص داده اند و اگر برزيلي ها لکوموتيو اقتصاد دنيا در دهه آينده هستند و اگر ... بدون ترديد فرهنگ کار در اين کشورها يکي از دلايل موفقيت هاي عظيم اقتصادي آنها بوده است.

کشور ايران در دهه چهارم انقلاب، نيازمند توليد فزاينده ثروت در عين تحقق عدالت است. توليد ثروت در جرثومه بي عدالتي کاپيتاليسم و نسخه هاي بين المللي توسعه، تجويز نابخرادانه اي براي بهبود بيماري هاي مزمن جامعه ايران است. ما نيازمند توليد ثروت به روش ايراني و اسلامي هستيم. توليد ثروتي که در زير چرخ هاي آن فقرا له نمي شوند و مستضعفين در اموال اغنيا سهم دارند. بديهي است چنين فرايندي مسبوق به تصحيح فرهنگ تلاش و اخلاق کار در جامعه ايران و بازسازي آن متناسب با بايسته هاي ديني و ملي است.

فرهنگي که در آن اوقات آحاد جامعه به سه وقت کار، عبادت و استراحت و رسيدگي به خانواده تقسيم مي شود. کار در ايران بايد به عنوان يک ارزش فردي واجتماعي مورد توجه و عنايت عمومي قرار گيرد. کارآفرينان و صاحبان نبوغ و استعداد بايد از جايگاه در خوري در جامعه برخوردار باشند. تا زماني که کار به عنوان  پديده اي  ارزشمند تلقي  نشود نمي توان به بهسازي و نوسازي فرهنگ کار در يک کشور اميد بست.

در دين مبين اسلام کار از جايگاه ويژه اي برخوردار است. در آيات و روايات مختلف بر اهميت و ارزشمند بودن کار به کرات تاکيد شده است. پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: “عبادت هفتاد پاره است و برترين آن، طلب روزي حلال است.” امام باقر(ع) مي فرمايند:  “هر کس براي بي نيازي از مردم  و تلاش براي رفاه  خانواده  و مهرباني و خيرخواهي به همسايه در طلب مال و امکانات  زندگي بر آيد روز قيامت در حالي که صورتش همچون بدر درخشان است خداوند را ملاقات مي کند.” . امام صادق(ع) مي فرمايد: “خداوند  متعال بيکاري را دشمن انسان مي داند.”

روشن است ترميم فرهنگ کار در ايران پيوندهاي مستمري با افزايش توليد ثروت ملي دارد. البته مديران و برنامه ريزان کشور بايد ارتباط منطقي بين کار وتلاش مضاعف با  توليد بيشتر ثروت برقرار کنند. مردم بايد احساس کنند با کار بيشتر در عرصه هاي مختلف نظير علم و تحقيق، سرمايه گذاري و کارآفريني، توليد فکر، کتابخواني و افزايش معلومات عمومي، سلامت، صنعت، کشاورزي و ... رفاه بيشتري براي خود و خانواده شان مهيا مي کنند.

در اين پارادايم به نظر مي رسد آسيب شناسي فرهنگ کار در جامعه ايران و درمان بيماري هاي مزمن آن يکي از بزرگترين خدماتي است که مي توان به جامعه کارفرمايي، کارگري، کارمندي و ... ارائه داد.

مآلا يکي از اصول توليد ثروت ملي همپوشاني فرهنگ ملي با توليد ثروت است که مي تواند ما را از دور باطل و بي مبناي توزيع عادلانه فقر برهاند. به تعبير مقام معظم رهبري يکي از شاخص هاي دهه چهارم عمر پر برکت انقلاب اسلامي، پيشرفت همراه با عدالت کشور است و پيشرفت محقق نمي شود مگر با تصحيح فرهنگ کار در کشور و افزايش توليد ثروت ملي.

سرمايه عظيم نيروي انساني درايران در دوره اي که ايام جواني خود را سپري مي کند متراکم ترين انرژي و نيرويي است که مي توان با مديريت صحيح وبرنامه ريزي مدبرانه پتانسيل هاي آن را رها کرد و بسترهاي لازم را براي تحقق توامان پيشرفت وعدالت فراهم نمود. نامگذاري داهيانه امسال توسط رهبر معظم انقلاب فرصت و مجال مناسبي براي تصحيح و ترميم فرهنگ بيمار کار در ايران است و بايد ازاين مجال نهايت استفاده را برد.

همت و کارمضاعف در حوزه فرهنگ سازی
 




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 31 فروردین 1389  ساعت 5:06 PM نظرات 0

همت و کارمضاعف در حوزه فرهنگ
«همت و کار مضاعف به مثابه يک گفتمان»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد؛دهه پيشرفت و عدالت با گفتمان پيشرفت و خدمت توسط دولت نهم کليد زده شد. چهره کشور به سرعت تغيير پيدا کرد، سازندگي کشور شتاب گرفت و افق هاي جديدي پيش روي ملت گشوده شد.

دشمنان نظام براي توقف اين روند با بهره گيري از رقابت هاي دهمين دوره رياست جمهوري تخم نفاق و اختلاف را در کشور پاشيدند و با بسترسازي اي که انقلابيون پشيمان و فرسوده مهيا کردند برخي را در لندن و واشنگتن تحريک کردند که جلوي روند گفتمان پيشرفت و خدمت را بگيرند.

مقام معظم رهبري سال89  را سال همت و کار مضاعف ناميدند اين نامگذاري بدون شک گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت را تقويت خواهد کرد وصف کساني را که براي پيشرفت کشور دل مي سوزانند و به دنبال خدمت بيشتر به مردم هستند با کساني که مي خواهند چوب لاي چرخ توسعه و ترقي مملکت بگذارند جدا مي کند.

کشور ايران يک پيشينه تاريخي حداقل سه هزار ساله را دارد. منابع عظيم روي زميني و زيرزميني و نيز جنگل ها، درياها و رودخانه ها و از همه مهمتر نيروي کار ماهر و متخصص در ايران همه زمينه ها براي يک جهش اقتصادي بي نظير را فراهم کرده است. دشمن سعي مي کند ملت را در وادي سياست و فرهنگ مشغول و زمينگير کند و نخبگان را در اتاق جنگ سياسي و فرهنگي نگه دارد.

دشمن سعي مي کند نخبگان اقتصادي از تشکيل اتاق جنگ اقتصادي دوري جويند و دولت از امور حاکميتي دور و به امور تصدي گري مشغول شود عزم ملت و دولت براي توليد ثروت و ايجاد رفاه جدي است.

عزم دشمنان ملت نيز براي عقب نگه داشتن کشور از قافله تمدن و توسعه و اصرار بر ماندن در وادي فقر و فساد و تبعيض براي اثبات ناکارآمدي دين در عرصه اداره کشور هم جدي است. آنها از پديده «فرقه سبز» براي عملياتي کردن عزم خود در سال88  بهره ها برده اند و در سال89  هم بر همين سبيل باقي خواهند ماند.

فرقه سبز در سال88  بنا را بر وطن فروشي و مردم فروشي نهاد و از احساسات پاک و بي شائبه مردم سوء استفاده کرد و با عبور از خط التزام عملي به اسلام و قانون اساسي پاي در وادي براندازي نظام گذاشت اما هوشمندي و بصيرت مردم نقاب از چهره آنها بر گرفت و اين دستاوردي بزرگ و کاري ماندني در تاريخ سياسي ايران شد. قيام مردم در9  دي و راهپيمايي عظيم و بي نظير22  بهمن پاسخي دندان شکن به دشمن بود و نشان داد مردم در طي طريق گفتمان پيشرفت، خدمت و بسط عدالت هيچ ترديدي ندارند.

تصويري که جهان از اتحاد و يکپارچگي ملت ايران در سال88  ملاحظه کرد، يک تصوير حقيقي و خنثي کننده همه تبليغات دروغين آمريکا، انگليس و رژيم صهيونيستي بود اکنون ملت با کوله باري از تجربيات گرانسنگ سياسي در اوج همگرايي، آماده است گام هاي بلندي براي پيشرفت اقتصادي کشور با دولت منتخب خود بردارد.

همت و کارمضاعف در حوزه فرهنگ




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 31 فروردین 1389  ساعت 5:00 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
POWERED BY RASEKHOON.NET