انسان در فعّاليت و تلاش اقتصادى اهداف گوناگونى ميتواند در نظر داشته باشد. انگيزه فرد ممكن است فردى يا اجتماعى باشد؛ مالى يا غيرمالى باشد. انگيزه ممكن است از روى طبع و سرشت انسانى ابتدا در ذهن و فكر انسانشكل بگيرد يا به جهت پذيرش اعتقاد يا هدف خاصّى انگيزه ايجاد شود. آثار كار گاه امرى مقصود است و گاه اثر بهصورت قهرى بر كار مترتّب ميشود. از لابهلاى متون دينى، آنچه را بهصورت هدف، انگيزه و اثر كار است، مطرح ميكنيم. اهداف و آثار، يا دنيايى يا آخرتى و در دنيا، يا فردى يا اجتماعى است.
1-8. اهداف و آثار دنيايى فردي
أ. كسب درآمد و تأمين معيشت زندگى خود و خانواده: شايد نخستين انگيزه هر شخصى در انجام كار اين است كهبهواسطه كار، نيازهاى خود را تأمين كند. انسان، نيازمند آفريده شده است و براى غذا، پوشاك، مسكن، بايد از طبيعت بهره گيرد. محصول طبيعت اغلب آماده مصرف نيست؛ گرچه برخى محصولات اينگونه هستند. در متون دينى، هرگاه كسى به همين قصد سراغ كار رود تا نياز خود را برطرف سازد، كار او عبادت شمرده شده و طبق ديدگاه فقهى، كار براى تأمين معاش واجب است و انسانى كه در راه كسب درآمد براى تأمين زندگى سختى ميبيند، خداوند به او ثواب ميدهد و پيامبر گرامى اسلام بر چنين دستى بوسه ميزند. از امام صادقعليهالسلام نقل شده كه وقتى پيامبرصلّياللهعليهوآلهوسلّم از جنگتبوك مراجعت كرد، سعد انصارى به استقبال وى آمد. حضرت با او مصافحه كرد، دست او را زبر و خشن ديد. فرمود: چه صدمهاى و آسيبى به دستت رسيده است؟ گفت: با طناب و بيل كار و درآمد آنرا صرفمعاش خانوادهام ميكنم. حضرت دست او را بوسيد و فرمود:
هذه يد لاتمسّها النار.
اين دستى است كه آتشجهنّم به آن نميرسد (جزرى، 1370: ج 2، 337).
كسب درآمد فقط براى تأمين ضروريات زندگى نيست؛ بلكه شخص ميتواند براى تأمين وسايل رفاهى خود و خانواده كار كند.
1-8. اهداف و آثار دنيايى فردي
أ. كسب درآمد و تأمين معيشت زندگى خود و خانواده: شايد نخستين انگيزه هر شخصى در انجام كار اين است كهبهواسطه كار، نيازهاى خود را تأمين كند. انسان، نيازمند آفريده شده است و براى غذا، پوشاك، مسكن، بايد از طبيعت بهره گيرد. محصول طبيعت اغلب آماده مصرف نيست؛ گرچه برخى محصولات اينگونه هستند. در متون دينى، هرگاه كسى به همين قصد سراغ كار رود تا نياز خود را برطرف سازد، كار او عبادت شمرده شده و طبق ديدگاه فقهى، كار براى تأمين معاش واجب است و انسانى كه در راه كسب درآمد براى تأمين زندگى سختى ميبيند، خداوند به او ثواب ميدهد و پيامبر گرامى اسلام بر چنين دستى بوسه ميزند. از امام صادقعليهالسلام نقل شده كه وقتى پيامبرصلّياللهعليهوآلهوسلّم از جنگتبوك مراجعت كرد، سعد انصارى به استقبال وى آمد. حضرت با او مصافحه كرد، دست او را زبر و خشن ديد. فرمود: چه صدمهاى و آسيبى به دستت رسيده است؟ گفت: با طناب و بيل كار و درآمد آنرا صرفمعاش خانوادهام ميكنم. حضرت دست او را بوسيد و فرمود:
هذه يد لاتمسّها النار.
اين دستى است كه آتشجهنّم به آن نميرسد (جزرى، 1370: ج 2، 337).
كسب درآمد فقط براى تأمين ضروريات زندگى نيست؛ بلكه شخص ميتواند براى تأمين وسايل رفاهى خود و خانواده كار كند.
پيامبرصلّياللهعليهوآلهوسلّم فرمود:
از سعادتهاى مسلمان، داشتن منزلى گشاده، همسايه صالح و وسيله سوارى مناسب است. (حرّعاملى، 1383: ج 3، 558)،
و امام صادقعليهالسلام فرمود:
هرچه براى خريد عطر بپردازى، اسراف نيست و مخارج مربوط به عطر پيامبر اكرمصلّياللهعليهوآلهوسلّم بيش از مخارج خوراكى او بود (كلينى، 1362: ج 6، 512؛ طبرسى، 1393: 41).
در اين زمينه روايات بسيارى وارد شده و مؤمنان را به لباس زيبا، غذاى مناسب، مركب راهوار، خانه راحت، انگشترهاى عقيق، فيروزه... و غير آنترغيب كرده و همه دلالت دارد كه تأمين موارد پيشين از اهداف كسب درآمد است.
ب. عزّت و شخصيت يافتن: يكى از آثار كار، عزّت يافتن فرد است. شخص با كار كردن نياز خود را برطرف ساخته، نيازمند كار ديگران نميشود؛ از ديگران درخواست نميكند و هزينه او بر عهده ديگرى نيست. امام صادقعليهالسلام به يكى از ياران خود كه دير به بازار رفته بود فرمود: اُغدُ إلى عزِّك.
پگاه صبح در پى عزّت خود [= كار و كسب] برو (عاملى، 1383: ج 12، 3، ر.ك: ج 4، 10، 5). پيامبر گرامى فرمود:
اگركسى هيزم جمع آورد و بر دوش بگيرد، آنرا بفروشد و نياز خود را برطرف سازد از درخواست از ديگران بهتر است(همان، ج 6، 310). مؤمن نبايد چشم اميد به بيتالمال داشته باشد. بايد با كار و تلاش، شخصيت خود را حفظ كند. درخواست كمك از بيتالمال هم، عزّت و شخصيت فرد را از بين ميبرد. يكى از ياران پيامبر كه در سختي بهسر ميبرد، نزد حضرت رفت تا كمك بخواهد. پيامبر وقتى او را ديد، فرمود:
هر كسى از ما چيزى درخواست كند، به او ميدهيم؛ ولى اگر به دنبال ثروت برود، خدا او را بينياز ميكند. مرد برگشت تا سه بار نزد حضرت رفت و همان سخنان را شنيد؛ سپس كلنگى عاريه كرد و از كوه مقدارى هيزم آورد و به مقدارى آرد فروخت و ادامه داد تا امواليفراهم ساخت. جريان را به پيامبر گفت فرمود: به تو گفتم اگر كسى درخواست كند به او عطا ميكنيم؛ ولى اگر بهدنبال ثروت رود، خداوند او را بينياز ميسازد (كلينى، 1362: ج 2، 139).
ج. رشد عقلاني: كار، وسيله تجربه آموختن انسان است و بر رشد عقلانى و اجتماعى او افزوده ميشود. امامصادقعليهالسلام فرمود:
ترك التجاره ينقص العقل (همان: ج5، 148)، رها كردن تجارت، عقل را كاهش ميدهد.
التجاره تزيد فى العقل (همان)، تجارت عقل را رشد ميدهد.
اين روايات گرچه درباره تجارت آمده است، به آن اختصاص ندارد. اصولاً تفكّرات انسان در جريان كار و عمل شكل ميگيرد و بر حسب آنچه انجام داده، درباره آينده تفكّر ميكند. اگر انسان از محيط عمل جدا شود، مسائل جديد براى او رخ نميدهد ونميتواند زمينه رشد علم را فراهم كند. با كار و تلاش، انسان در تعامل با طبيعت قرار ميگيرد؛ قوانين آنرا درك ميكند ورمزهاى آن را كشف ميكند. اين تعامل باعث رشد عقلانى بشر ميشود.
د. كسب آرامش روحي: انسان با كسب درآمد از نظر روحى آرامش مييابد و فرد نيازمند از نظر روحى در اضطراب و نگران است. پيامبرصلّياللهعليهوآلهوسلّم فرمود:
انسان هر گاه نيازمنديهاى خود را تأمين كرد، آرام ميگيرد (همان: 89).
امام رضاعليهالسلام فرمود:
انسان آنگاه كه مواد خوراكى سالانهاش را تأمين كرد، آرامش مييابد (همان).
هـ . سلامت جسم: از آثار كار، برخوردارى شخص از سلامت و نشاط جسمى است. بيكارى و عاطل بودن، باعث استراحت بيش از حدّ و پديد آمدن روحيه خمودى و يأس و افسردگى در شخص ميشود. با كار، اعضاى انسان توان خود را بروز ميدهد. امير مؤمنانعليهالسلام فرمود:
من يعمل يزدد قوة، (حكيمى، 1408: ج 5، 291 ـ 292)، هر كس كار كند، توان او افزوده ميشود.
من يقصّر فى العمل، يزدد فتره (همان)، هر كه در عمل كوتاهي كند، سستى و ناتوانى او افزوده ميشود.
امام صادقعليهالسلام به فضل فرمود:
اگر تمام نيازهاى مردم تأمين شده بود، از زندگى لذّت نميبردند. اگر انسانى مدّتى ساكن مكانى شود و همه نيازهاى او فراهم باشد، از بيكارى خسته ميشود ومايل است خود را مشغول كند. (مجلسى، 1374: ج 3، 87).
و. ارزش ذاتى كار: در بحث مطلوبيت كار گذشت كه از جمله انگيزههاى كار براى افراد مطلوبيت داشتن ذات كار است.
2-8. اهداف و آثار دنيايى، اجتماعي
كار اقتصادى، آثار خاصّى براى اجتماع دارد؛ از جمله:
أ. تأمين نيازهاى اساسى اجتماع: افراد با كار ميتوانند نيازهاى افراد جامعه را برطرف سازند. فرد نميتواند تمام نيازهاى خود را برطرف سازد؛ بنابراين هركس با انجام كار خاصّى ميتواند نياز مردم را برطرف سازد و درمجموع، نيازهاى تمام افراد تأمين شود (عاملى، 1386: ج 13، 244).
ب. رفع فقر و تأمين اجتماعى نيازمندان: با كار و تلاش، فقر اجتماعى از بين ميرود و فرد با كسب درآمد ميتواند به ديگران كمك كند. مسؤوليت اجتماعى، شخص را به كار فراميخواند؛ حتّى اگر به درآمد آن نياز نداشته باشد. فرد بايد در بُعد اجتماعى فرد مفيد و مؤثّرى باشد. در روايات بسيارى آمده است كه حضرت اميرمؤمنان با كار خود باغ احداث، و چاه و قنات حفر ميكرد و آنان را براى مردم و كمك به نيازمندان وقف ميكرد يا آنكه بردگان بسيارى را با كار و درآمد آن رها ساخت. (كلينى، 1362: ج 5، 74 ـ 75؛ طوسى، 1401: ج 9، 148).
روايات متعدّدى درباره حقوق مؤمن بر مؤمن رسيده است. امام صادقعليهالسلام فرمود:
مسلمان برادر مسلمان است. حقّ مسلمان بر برادر مسلمانش آن است كه سير نشود و برادرش گرسنه بماند؛ سيراب نشود و برادرش تشنه باشد، و ازپوشاك بهرهمند نباشد و برادرش بيبهره بماند (كلينى، 1363: ج 5، 72).
مؤمن كه در اجتماع زندگى ميكند، بايد حقوق ديگر افراد را بهجا آورد و از جمله اين حقوق آن است كه در امور مالى به او مواسات داشته باشد و در استفاده از امكانات مالى او را دريابد.
ج. گسترش اخلاق اجتماعى و كاهش مفاسد اجتماعي: يكى از انگيزههاى مهم براى كسب درآمد، توانايى شخص در كمك به دوستان و دعوت از آنها و ارتباط با بستگان و همسايگان است؛ هر چند آنها نيازمند و فقير نباشند. اگر شخصيتوان مالى نداشته باشد، براى او امكان پذيرايى از دوستان نيست و نميتواند با بذل هديه بين آنان كه اختلاف دارند، دوستى برقرار كند و نميتواند از درآمد در جهت گسترش اخلاق اجتماعى بهره ببرد.
از سوى ديگر، بيكارى منشأ بحران اخلاقى فرد و اجتماع است. زمينه تمايل به فساد در فرد بيكار فراهم است. نفسآدمى اگر مشغول كارى نشود، انسان را به خودش مشغول ميكند و در پى افكار و خيالات باطل ميبرد. امروزه درجوامع انسانى، پديده اشتغال فقط از بُعد اقتصادى مورد توجّه نيست؛ بلكه بحران بيكارى زمينه مفاسد گوناگون اجتماعى از قبيل اعتياد، سرقت، اعمال ضدّاخلاقى و تعرّض به زنان، قمار و استفاده از نوشابههاى الكلى است؛ بنابراين از آثار كار و انگيزه روى آوردن به كار، حفظ و سلامت روح انسانى و گسترش اخلاق در اجتماع است. بخش مهمّى از درآمدهاى خانوادهها صرف پر كردن ساعت فراغت فرزندان ميشود. از اميرالمؤمنينعليهالسلام نقل شده است كه فرمود:
سستى و تنبلى، كليد غم و بدبختى است و ناتوانى و تنبلى همراه نيازمندى و فقر است و ثمره آن نابودى و بدبختى است. آنكه طلب و تلاش نكند، چيزى نمييابد و به فساد كشانده ميشود (ولايى، 1378: ج 2، 63).
د. افزايش توان اقتصادى جامعه: هر گاه بخشهاى اساسى مردم به كار اشتغال داشته باشند، اقتصاد جامعه رشدخواهد داشت. توليد و درآمد ملّى افرايش مييابد. درآمد دولت به جهت مالياتها فزونى يافته و امكان ارائه خدماتعمومى به مردم فراهم ميشود. نيروى كار همراه با سرمايه، توليد جامعه را رقم ميزند. هر گاه نيروى كار بيكار باشد، سرمايه بالقوّه يا بالفعل هم معطّل ميماند و توان اقتصادى جامعه ضعيف ميشود. افزايش توان اقتصادى جامعه، بدون شك از آثار كار شمرده ميشود و انگيزه مناسبى براى مسلمان در روى آوردن به كار است؛ به همين جهت هرگاه جامعه بهكارى نياز داشت، شخص بايد اينگونه «واجبات نظاميه» را انجام دهد و از تلاش خود در اين زمينه خوددارى نكند كه گاه تلاش در انجام مشاغل مورد نياز جامعه واجب ميشود (صدر: 108). امروز جايگاه نيروى انسانيو سرمايه انسانى در رشد و توسعه اقتصادى از مباحث مهم و كليدى اقتصاد كلان و توسعه است. يكى از انگيزههاى اصلى شخص، رشد اقتصادى است و تقويت اين انگيزه ميان نيروى كار، آثار پربركتى دارد. فرد از توجّه به خود خارجشود و حتّى اگر به مال احتياج ندارد، براى اعتلاى جامعه بكوشد. در ديدگاه دينى، انسان نهتنها در كار خود بايد بهفكر ديگر انسانها و جامعه باشد، بلكه اگر از ثمره كار او ديگر موجودات هم استفاده كنند، در نزد خداوند مطلوب است و براى او پاداش آخرتى خواهند نوشت. كمك به عمران و حيات طبيعت و محيط زيست ارزش والايي دارد. از پيامبر اكرمصلّياللهعليهوآلهوسلّم نقل شده كه فرمود:
ما من مسلم يغرس غرساً أو يزرع زرعاً فيأكل منه انسان أو طير أو بهيمه الاّ كانت له به صدقه (نورى، 1407: ج 13، 460).
مسلمانى كه نهالى بكارد يا زراعتى بهعمل آرد و ازآن انسان، پرنده، چارپا استفاده كند، در نامه اعمال او ثواب صدقه نوشته ميشود.
در يك حديث بينظير از پيامبر اسلام، مطلبى نقل شده كه بر جايگاه والاى آبادى و عمران و حفظ محيط زيست دلالت دارد. حتّى اگر از ثمره كار انسان، كسى بهره نبرد و حيوانى هم استفاده نكند، زمين آباد ميشود. همينامر انگيزه بسيار خوبى براى مؤمن است كه از كار دست نكشد. فرمود:
ان قامت الساعه و فى ايديكم الفسيلة،فاناستطاع ان لاتقوم الساعه حتى يغرسها فليغرسها» (همان: 460).
هرگاه نهال خرما جهتكاشتن در دستتان بود و قيامت برپا شد، اگر قادر بر كاشت آن تا وقوع قيامت بوديد، آنرا بكاريد. آبادى و عمران زمين براى انسان مطلوبيت دارد، گرچه كسى از آن بهره نبرد (ر.ك: القرضاوى، 1417: 149 ـ 158).
3ـ 8 . اهداف، انگيزهها و آثار آخرتى كار اقتصادي
اعتقاد دينى، عامل بسيار مهم در ايجاد انگيزه است و چنان چه در كلام اولياى دينى، آثارى براى عملى خاص عنوان شده باشد، مؤمن به جهت باورهاى خود در جهت كسب آن ميكوشد و فعّاليت خود را در همان سو قرار ميدهد. انسانهاى معتقد به عالم ماورا، كارهاى بسيارى را براى نتايج آخرتى انجام ميدهند. از بذل جان جهادگران تا صرفمال دارايان در طول تاريخ، بسيار ديده شده است. هماكنون مكانهاى وقف شده بهوسيله نيكمردان و نيك زنان در جهان به حدّى است كه نهادهاى گوناگون در سرپرستى صحيح آن ميكوشند. مطلب پيشين روشن است و ما در اينقسمت آنچه را در متون دينى بهصورت هدف يا اثر كار در آخرت مطرح شده ميآوريم تا نشان دهيم كار اقتصادى چگونه حلقه واسط بين دنيا و آخرت ميشود و شخص با كار اقتصادى بهشت عدن را به چنگ ميآورد و رضوان الاهى را نصيب ميشود.
از سعادتهاى مسلمان، داشتن منزلى گشاده، همسايه صالح و وسيله سوارى مناسب است. (حرّعاملى، 1383: ج 3، 558)،
و امام صادقعليهالسلام فرمود:
هرچه براى خريد عطر بپردازى، اسراف نيست و مخارج مربوط به عطر پيامبر اكرمصلّياللهعليهوآلهوسلّم بيش از مخارج خوراكى او بود (كلينى، 1362: ج 6، 512؛ طبرسى، 1393: 41).
در اين زمينه روايات بسيارى وارد شده و مؤمنان را به لباس زيبا، غذاى مناسب، مركب راهوار، خانه راحت، انگشترهاى عقيق، فيروزه... و غير آنترغيب كرده و همه دلالت دارد كه تأمين موارد پيشين از اهداف كسب درآمد است.
ب. عزّت و شخصيت يافتن: يكى از آثار كار، عزّت يافتن فرد است. شخص با كار كردن نياز خود را برطرف ساخته، نيازمند كار ديگران نميشود؛ از ديگران درخواست نميكند و هزينه او بر عهده ديگرى نيست. امام صادقعليهالسلام به يكى از ياران خود كه دير به بازار رفته بود فرمود: اُغدُ إلى عزِّك.
پگاه صبح در پى عزّت خود [= كار و كسب] برو (عاملى، 1383: ج 12، 3، ر.ك: ج 4، 10، 5). پيامبر گرامى فرمود:
اگركسى هيزم جمع آورد و بر دوش بگيرد، آنرا بفروشد و نياز خود را برطرف سازد از درخواست از ديگران بهتر است(همان، ج 6، 310). مؤمن نبايد چشم اميد به بيتالمال داشته باشد. بايد با كار و تلاش، شخصيت خود را حفظ كند. درخواست كمك از بيتالمال هم، عزّت و شخصيت فرد را از بين ميبرد. يكى از ياران پيامبر كه در سختي بهسر ميبرد، نزد حضرت رفت تا كمك بخواهد. پيامبر وقتى او را ديد، فرمود:
هر كسى از ما چيزى درخواست كند، به او ميدهيم؛ ولى اگر به دنبال ثروت برود، خدا او را بينياز ميكند. مرد برگشت تا سه بار نزد حضرت رفت و همان سخنان را شنيد؛ سپس كلنگى عاريه كرد و از كوه مقدارى هيزم آورد و به مقدارى آرد فروخت و ادامه داد تا امواليفراهم ساخت. جريان را به پيامبر گفت فرمود: به تو گفتم اگر كسى درخواست كند به او عطا ميكنيم؛ ولى اگر بهدنبال ثروت رود، خداوند او را بينياز ميسازد (كلينى، 1362: ج 2، 139).
ج. رشد عقلاني: كار، وسيله تجربه آموختن انسان است و بر رشد عقلانى و اجتماعى او افزوده ميشود. امامصادقعليهالسلام فرمود:
ترك التجاره ينقص العقل (همان: ج5، 148)، رها كردن تجارت، عقل را كاهش ميدهد.
التجاره تزيد فى العقل (همان)، تجارت عقل را رشد ميدهد.
اين روايات گرچه درباره تجارت آمده است، به آن اختصاص ندارد. اصولاً تفكّرات انسان در جريان كار و عمل شكل ميگيرد و بر حسب آنچه انجام داده، درباره آينده تفكّر ميكند. اگر انسان از محيط عمل جدا شود، مسائل جديد براى او رخ نميدهد ونميتواند زمينه رشد علم را فراهم كند. با كار و تلاش، انسان در تعامل با طبيعت قرار ميگيرد؛ قوانين آنرا درك ميكند ورمزهاى آن را كشف ميكند. اين تعامل باعث رشد عقلانى بشر ميشود.
د. كسب آرامش روحي: انسان با كسب درآمد از نظر روحى آرامش مييابد و فرد نيازمند از نظر روحى در اضطراب و نگران است. پيامبرصلّياللهعليهوآلهوسلّم فرمود:
انسان هر گاه نيازمنديهاى خود را تأمين كرد، آرام ميگيرد (همان: 89).
امام رضاعليهالسلام فرمود:
انسان آنگاه كه مواد خوراكى سالانهاش را تأمين كرد، آرامش مييابد (همان).
هـ . سلامت جسم: از آثار كار، برخوردارى شخص از سلامت و نشاط جسمى است. بيكارى و عاطل بودن، باعث استراحت بيش از حدّ و پديد آمدن روحيه خمودى و يأس و افسردگى در شخص ميشود. با كار، اعضاى انسان توان خود را بروز ميدهد. امير مؤمنانعليهالسلام فرمود:
من يعمل يزدد قوة، (حكيمى، 1408: ج 5، 291 ـ 292)، هر كس كار كند، توان او افزوده ميشود.
من يقصّر فى العمل، يزدد فتره (همان)، هر كه در عمل كوتاهي كند، سستى و ناتوانى او افزوده ميشود.
امام صادقعليهالسلام به فضل فرمود:
اگر تمام نيازهاى مردم تأمين شده بود، از زندگى لذّت نميبردند. اگر انسانى مدّتى ساكن مكانى شود و همه نيازهاى او فراهم باشد، از بيكارى خسته ميشود ومايل است خود را مشغول كند. (مجلسى، 1374: ج 3، 87).
و. ارزش ذاتى كار: در بحث مطلوبيت كار گذشت كه از جمله انگيزههاى كار براى افراد مطلوبيت داشتن ذات كار است.
2-8. اهداف و آثار دنيايى، اجتماعي
كار اقتصادى، آثار خاصّى براى اجتماع دارد؛ از جمله:
أ. تأمين نيازهاى اساسى اجتماع: افراد با كار ميتوانند نيازهاى افراد جامعه را برطرف سازند. فرد نميتواند تمام نيازهاى خود را برطرف سازد؛ بنابراين هركس با انجام كار خاصّى ميتواند نياز مردم را برطرف سازد و درمجموع، نيازهاى تمام افراد تأمين شود (عاملى، 1386: ج 13، 244).
ب. رفع فقر و تأمين اجتماعى نيازمندان: با كار و تلاش، فقر اجتماعى از بين ميرود و فرد با كسب درآمد ميتواند به ديگران كمك كند. مسؤوليت اجتماعى، شخص را به كار فراميخواند؛ حتّى اگر به درآمد آن نياز نداشته باشد. فرد بايد در بُعد اجتماعى فرد مفيد و مؤثّرى باشد. در روايات بسيارى آمده است كه حضرت اميرمؤمنان با كار خود باغ احداث، و چاه و قنات حفر ميكرد و آنان را براى مردم و كمك به نيازمندان وقف ميكرد يا آنكه بردگان بسيارى را با كار و درآمد آن رها ساخت. (كلينى، 1362: ج 5، 74 ـ 75؛ طوسى، 1401: ج 9، 148).
روايات متعدّدى درباره حقوق مؤمن بر مؤمن رسيده است. امام صادقعليهالسلام فرمود:
مسلمان برادر مسلمان است. حقّ مسلمان بر برادر مسلمانش آن است كه سير نشود و برادرش گرسنه بماند؛ سيراب نشود و برادرش تشنه باشد، و ازپوشاك بهرهمند نباشد و برادرش بيبهره بماند (كلينى، 1363: ج 5، 72).
مؤمن كه در اجتماع زندگى ميكند، بايد حقوق ديگر افراد را بهجا آورد و از جمله اين حقوق آن است كه در امور مالى به او مواسات داشته باشد و در استفاده از امكانات مالى او را دريابد.
ج. گسترش اخلاق اجتماعى و كاهش مفاسد اجتماعي: يكى از انگيزههاى مهم براى كسب درآمد، توانايى شخص در كمك به دوستان و دعوت از آنها و ارتباط با بستگان و همسايگان است؛ هر چند آنها نيازمند و فقير نباشند. اگر شخصيتوان مالى نداشته باشد، براى او امكان پذيرايى از دوستان نيست و نميتواند با بذل هديه بين آنان كه اختلاف دارند، دوستى برقرار كند و نميتواند از درآمد در جهت گسترش اخلاق اجتماعى بهره ببرد.
از سوى ديگر، بيكارى منشأ بحران اخلاقى فرد و اجتماع است. زمينه تمايل به فساد در فرد بيكار فراهم است. نفسآدمى اگر مشغول كارى نشود، انسان را به خودش مشغول ميكند و در پى افكار و خيالات باطل ميبرد. امروزه درجوامع انسانى، پديده اشتغال فقط از بُعد اقتصادى مورد توجّه نيست؛ بلكه بحران بيكارى زمينه مفاسد گوناگون اجتماعى از قبيل اعتياد، سرقت، اعمال ضدّاخلاقى و تعرّض به زنان، قمار و استفاده از نوشابههاى الكلى است؛ بنابراين از آثار كار و انگيزه روى آوردن به كار، حفظ و سلامت روح انسانى و گسترش اخلاق در اجتماع است. بخش مهمّى از درآمدهاى خانوادهها صرف پر كردن ساعت فراغت فرزندان ميشود. از اميرالمؤمنينعليهالسلام نقل شده است كه فرمود:
سستى و تنبلى، كليد غم و بدبختى است و ناتوانى و تنبلى همراه نيازمندى و فقر است و ثمره آن نابودى و بدبختى است. آنكه طلب و تلاش نكند، چيزى نمييابد و به فساد كشانده ميشود (ولايى، 1378: ج 2، 63).
د. افزايش توان اقتصادى جامعه: هر گاه بخشهاى اساسى مردم به كار اشتغال داشته باشند، اقتصاد جامعه رشدخواهد داشت. توليد و درآمد ملّى افرايش مييابد. درآمد دولت به جهت مالياتها فزونى يافته و امكان ارائه خدماتعمومى به مردم فراهم ميشود. نيروى كار همراه با سرمايه، توليد جامعه را رقم ميزند. هر گاه نيروى كار بيكار باشد، سرمايه بالقوّه يا بالفعل هم معطّل ميماند و توان اقتصادى جامعه ضعيف ميشود. افزايش توان اقتصادى جامعه، بدون شك از آثار كار شمرده ميشود و انگيزه مناسبى براى مسلمان در روى آوردن به كار است؛ به همين جهت هرگاه جامعه بهكارى نياز داشت، شخص بايد اينگونه «واجبات نظاميه» را انجام دهد و از تلاش خود در اين زمينه خوددارى نكند كه گاه تلاش در انجام مشاغل مورد نياز جامعه واجب ميشود (صدر: 108). امروز جايگاه نيروى انسانيو سرمايه انسانى در رشد و توسعه اقتصادى از مباحث مهم و كليدى اقتصاد كلان و توسعه است. يكى از انگيزههاى اصلى شخص، رشد اقتصادى است و تقويت اين انگيزه ميان نيروى كار، آثار پربركتى دارد. فرد از توجّه به خود خارجشود و حتّى اگر به مال احتياج ندارد، براى اعتلاى جامعه بكوشد. در ديدگاه دينى، انسان نهتنها در كار خود بايد بهفكر ديگر انسانها و جامعه باشد، بلكه اگر از ثمره كار او ديگر موجودات هم استفاده كنند، در نزد خداوند مطلوب است و براى او پاداش آخرتى خواهند نوشت. كمك به عمران و حيات طبيعت و محيط زيست ارزش والايي دارد. از پيامبر اكرمصلّياللهعليهوآلهوسلّم نقل شده كه فرمود:
ما من مسلم يغرس غرساً أو يزرع زرعاً فيأكل منه انسان أو طير أو بهيمه الاّ كانت له به صدقه (نورى، 1407: ج 13، 460).
مسلمانى كه نهالى بكارد يا زراعتى بهعمل آرد و ازآن انسان، پرنده، چارپا استفاده كند، در نامه اعمال او ثواب صدقه نوشته ميشود.
در يك حديث بينظير از پيامبر اسلام، مطلبى نقل شده كه بر جايگاه والاى آبادى و عمران و حفظ محيط زيست دلالت دارد. حتّى اگر از ثمره كار انسان، كسى بهره نبرد و حيوانى هم استفاده نكند، زمين آباد ميشود. همينامر انگيزه بسيار خوبى براى مؤمن است كه از كار دست نكشد. فرمود:
ان قامت الساعه و فى ايديكم الفسيلة،فاناستطاع ان لاتقوم الساعه حتى يغرسها فليغرسها» (همان: 460).
هرگاه نهال خرما جهتكاشتن در دستتان بود و قيامت برپا شد، اگر قادر بر كاشت آن تا وقوع قيامت بوديد، آنرا بكاريد. آبادى و عمران زمين براى انسان مطلوبيت دارد، گرچه كسى از آن بهره نبرد (ر.ك: القرضاوى، 1417: 149 ـ 158).
3ـ 8 . اهداف، انگيزهها و آثار آخرتى كار اقتصادي
اعتقاد دينى، عامل بسيار مهم در ايجاد انگيزه است و چنان چه در كلام اولياى دينى، آثارى براى عملى خاص عنوان شده باشد، مؤمن به جهت باورهاى خود در جهت كسب آن ميكوشد و فعّاليت خود را در همان سو قرار ميدهد. انسانهاى معتقد به عالم ماورا، كارهاى بسيارى را براى نتايج آخرتى انجام ميدهند. از بذل جان جهادگران تا صرفمال دارايان در طول تاريخ، بسيار ديده شده است. هماكنون مكانهاى وقف شده بهوسيله نيكمردان و نيك زنان در جهان به حدّى است كه نهادهاى گوناگون در سرپرستى صحيح آن ميكوشند. مطلب پيشين روشن است و ما در اينقسمت آنچه را در متون دينى بهصورت هدف يا اثر كار در آخرت مطرح شده ميآوريم تا نشان دهيم كار اقتصادى چگونه حلقه واسط بين دنيا و آخرت ميشود و شخص با كار اقتصادى بهشت عدن را به چنگ ميآورد و رضوان الاهى را نصيب ميشود.
فصلنامه اقتصاد اسلامي
محورهمت وکارمضاعف در رشد تعالی شخصیت
محورهمت وکارمضاعف در رشد تعالی شخصیت
لينک مطلب
توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 26 فروردین 1389 ساعت 8:57 PM
نظرات 0