با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید
 

عصر به خیر دوستان سرمایه‌گذار! امروز یک درخواست ویژه دارم. لطفا آن را جدی بگیرید. من از حامیان این کنفرانس و همه حضار می‌خواهم که دستگاه‌های ضبط صوت خود را خاموش کنید تا بتوانید آزادانه و بی‌پرده راجع به چند مساله بسیار حساس صحبت کنیم.

امروز می‌خواهم چند توصیه بسیار بدی که این روزها مطرح می‌شود را افشا کنم و مهم‌تر از آن به شما هشدار دهم که از بعضی سرمایه‌گذاری‌های نامناسبی که در حال حاضر انجام آنها تشویق می‌شود، دوری کنید. همچنین می‌خواهم درباره چند فعالیت بسیار دردسرساز که دولت در حال انجام آنها است، به شما هشدار دهم. اما قصد این را ندارم که گفته‌هایم را تعدیل کنم، پس لطفا کسی صحبت‌های من را ضبط نکند!

چند روز پیش که داشتم خودم را برای این کنفرانس آماده می‌کردم. چند هزار پا بالاتر از سطح دریا به یکی از چشمگیرترین و خارق‌العاده‌ترین اعجازهای دنیا یعنی دریاچه آتشفشان کراترلیک (Crater Lake) نگاه می‌کردم. آنجا در منطقه زیبای جنوب اورگون هوا سرد و خشک است، آب زلالی دارد و جمعیت آن پراکنده هستند. در چنین جایی دید بهتری نسبت به زندگی پیدا می‌کنید. کراترلیک این شوق را در من به وجود آورد که از کوه پایین بیایم و این سخنرانی با عنوان آتشفشان مالی را ارائه دهم.

 ● بزرگترین تهدید برای پول شما چیست؟

موضوعی که برای این کنفرانس به من محول شد، «بزرگترین تهدید حال حاضر برای ثروت خصوصی شما» بود. طبیعتا درباره دولت به عنوان بزرگترین تهدید صحبت می‌کنم.

در واقع دولت تهدیدی جدی است، اما متاسفانه امروز یک تهدید بزرگتر وجود دارد. بزرگترین تهدید برای ثروت شما دولت فدرال نیست،‌ بلکه همین کنفرانس است!

دولت می‌تواند تا نصف درآمد شما را مال خود کند، اما ممکن است شما در نتیجه حضور در این کنفرانس همه پول خود، و اگر پولی را برای سرمایه‌گذاری قرض کرده باشید، بیشتر از آن را از دست بدهید. این امر چگونه اتفاق می‌افتد؟ با پیروی از توصیه‌ فروشنده‌ای زبل و سمج که در این جا روی سکو چهره خود را به چهره سخنرانی محترم تغییر داده است! این بهانه را به دست من داده‌اید تا درباره نوعی طرح دیوانه‌وار و غیر معمول سرمایه‌گذاری با شما صحبت کنم که سودهای زیادی را وعده می‌دهد، اما فقط خسارت‌های مالیاتی به همراه می‌آورد. رفقا! فکر نکنید که این اتفاق نمی‌تواند برای شما روی ‌دهد. من درباره یک روند جدید بسیار ناگوار و اسف‌انگیز در کسب و کار سمینارهای سرمایه‌گذاری صحبت می‌کنم. قبلا این گونه بود که سن برای نویسنده‌های مستقل موضوعات سرمایه‌گذاری، تحلیلگران اوراق بهادار یا صاحبان و کارشناسان بانک‌های سرمایه‌گذاری که نفع شخصی در حرف‌های خود نداشتند، رزرو می‌شد. سالن نمایشگاه هم برای فروشنده‌ها یا معامله‌گرهایی رزرو می‌شد که محصولات سرمایه‌گذاری را به فروش می‌رساندند که ممکن بود از سوی سخنرانان به معامله روی آنها توصیه شود یا نشود. اما این روزها شارلاتان‌های زیادی روی سکو می‌آیند و این قیافه را به خود می‌گیرند که اطلاعاتی مستقل و توصیه‌هایی بی‌طرفانه به شما ارائه می‌کنند. در حالی که دارند برنامه‌های سرمایه‌گذاری مورد علاقه خود را به پیش می‌برند.

آقایان و خانم‌ها! شما دارید برای شنیدن بازارگرمی‌های یک فروشنده ۴۹۵ دلار می‌پردازید.

من امروز قبل از ارائه این سخنرانی نگاهی به بروشور کنفرانس و زندگینامه به اصطلاح «سخنران‌ها» کردم. وقتی دیدم شصت‌نفر از هشتاد سخنران این برنامه چیزی بیشتر از تاجر و گر‌گ‌های پوشیده در لباس میش نیستند که اصلا هیچ پیش‌زمینه گسترده‌ای در زمینه عمومی سرمایه‌گذاری ندارند، شوکه شدم. متوجه شدم که سابقه برخی از این سخنران‌ها بسیار سوال برانگیز و مشکوک است و در گذشته معامله‌های فریبکارانه و کلاهبرداری‌هایی را انجام داده‌اند.

حال شاید برای این تغییر ناگهانی دلیلی اقتصادی در دست داشته باشیم. اقتصاد «با نرخ بهره بالا و تورم پایین» برای کسب و کار ارائه سمینار خوب نبوده است و برخی از برگزارکننده‌های سمینارها (یقینا جمز بلانچارد، هواردباف و باب کفارت را جزء این دسته قرار نمی‌دهم) با دعوت از فروشنده‌هایی معلوم‌الحال سعی در جبران این وضع دارند، چرا که این افراد مایلند به طور مجانی صحبت کنند. در واقع من مطمئنم اکثر شما نمی‌دانید که بسیاری از این افراد شرکت‌کننده در این سمینار عملا پولی را به حامیان آن داده‌اند تا فرصتی برای صحبت به آنها داده شود! آنها باید به کسب پول شما بسیار امیدوار باشند.

وقتی متوجه این مساله شدم، این سوال را از خودم پرسیدم که آیا آن دسته از ما که نویسنده‌های مستقلی درباره موضوعات سرمایه‌گذاری هستیم، با سخن گفتن از همین تریبون به تایید و تصدیق ضمنی یک دسته انسان مشکوک در حوزه کسب و کار نمی‌پردازیم.

به برگزار کننده این سمینار پیشنهاد دادم که سخنران‌ها در آینده در سه گروه مشخص باشند:

۱) سخنران‌های معمول و سنتی که دستمزدی برای صحبت به آنها پرداخته شود؛

۲) سخنران‌هایی که خرج خود را درمی‌آورند،

۳) سخنران‌هایی که مبلغی را بابت صحبت می‌پردازند. در این صورت شرکت‌کنندگان می‌توانند بفهمند که هر سخنران واقعا در حال ارائه چه مطلبی است.

در برداشت حرف من اشتباه نکنید. منظور من مخالفت کلی با استفاده از فروشنده‌ها و معامله‌گرها به عنوان سخنران نیست. خود من کنفرانس‌هایی برگزار کرده‌ام و در آنها این قبیل افراد سخنرانی کرده‌اند، چرا که آنها تنها کسانی بوده‌اند که حول یک موضوع خاص تخصص داشته‌اند. نه، درباره صاحبان صادق مشاغلی که کالای خوبی برای فروش دارند حرف نمی‌زنم. من بیشترین احترام را برای بعضی از افراد قائلم و اینها کسانی‌اند که خدمتی را برای سرمایه‌گذار انجام می‌دهند. صحبت من درباره دوره‌گردهایی است که به صورت سخنران‌هایی مشروع تغییر چهره داده‌اند و سیاهه‌ای از کالاها را به شما خواهند فروخت. متاسفانه برخی از حامیان کنفرانس‌ها به خاطر کسب درآمد با تبدیل این افراد به سخنران‌هایی راستین به آنها مشروعیت می‌دهند.

● مراقب منافع شخصی برنامه‌ریزهای مالی باشید

مساله دیگری که من را عمیقا نگران می‌کند، این است که به اصطلاح «برنامه‌ریز‌های مالی» شروع به اخذ کمیسیون یا مشارکت در کار با واسطه‌ها، جهت فروش کالاها کرده‌اند. این امر احتمالا اجتناب‌ناپذیر است. اما بدون اشکال نخواهد بود. وقتی یک مشاور مستقل می‌داند که کارمزدی را بابت توصیه به انجام یک مورد خاص سرمایه‌گذاری دریافت می‌کند، ممکن است حتی بی‌آنکه خودش متوجه شود، دیدگاهش را تغییر داده یا مخفی سازد. این امر باعث می‌شود که او به خاطر کسب سود بی‌طرفی خود را از دست بدهد، برخی اوقات به طور ناخودآگاه قیمت یک محصول را بالاتر ببرد یا حتی توصیه به انجام یک سرمایه‌گذاری اشتباه و نادرست کند. بسیاری از برنامه‌ریز‌های مالی ارتباطات کاری خود را اعلام می‌کنند و این عملی شرافتمندانه است. اما حتی منافع اعلام شده کاری می‌توانند به جهت‌گیری در توصیه‌ها بینجامند.

● سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت در فضای نرخ بهره بالا ریسک زیادی دارند

اما اصلا چرا باید در پروژه‌هایی سرمایه‌گذاری ‌کنیم که حامیان و تبلیغ‌کنندگان آنها طی چند روز آینده مشتری‌هایی را برای خود جور خواهند کرد؟ اغلب فروشنده‌ها و معامله‌گران خواهان آنند که شما تعهدی بلند مدت به آنها بدهید. اما در عصر رونق دلار که در آن نرخ‌های بهره بالا بوده و تورم پایین است، سرمایه‌گذاری بلند مدت در هر چیز – سهام، اوراق قرضه یا طلا – اشتباه خواهد بود. از هرکس که می‌گوید «این یک مورد عالی سرمایه‌گذاری بلندمدت است، اما پیش از آن که سود به دست آید،‌خود را برای چند سال صبر آماده کنید» برحذر باشید. اگر به نکات ناگفته مطلب پی‌ ببرید، این گفته معمولا بدان معنا است که فردی که برای این سرمایه‌گذاری تبلیغ می‌کند، کارمزد زیادی به دست می‌آورد یا اگر بخواهید این اوراق بهادار یا کالاها را سریعا به فروش برسانید، هیچ بازار ثانویه‌ای وجود نخواهد داشت. (و نبود بازار ثانویه یعنی چه بخواهید و چه نه، مجبورید که مدت زیادی صبر کنید.)

در فضای اقتصادی بی‌ثبات و نامطمئن امروزی هیچ مورد مناسبی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت وجود ندارد.

● نه سهام! نه اوراق قرضه!‌ نه طلا! نه نقره! نه فرانک سوئیس و نه ملک!

شاید به استثنای وجوه بازار پول، دیگر هیچ سرمایه‌گذاری دائمی وجود ندارد. سهام، اوراق قرضه و دارایی‌های سخت،‌ ابزارهای معاملاتی و کوتاه مدت هستند.

با این امید که تورم یا بهبود اوضاع اقتصادی به سودآوری برای شما بینجامد،‌ اشتباه سرمایه‌گذاری بلندمدت کورکورانه در سهام، اوراق قرضه، صندوق‌های تعاونی یا سکه طلا را مرتکب نشوید. همه اینها باید دائما زیر نظر قرار گرفته شوند و در صورت تغییر فضای سرمایه‌گذاری به فروش رسند.

فکر می‌کنم بدترین توصیه ارائه شده از سوی مشاوران در این روزها،‌ سرمایه‌گذاری برای «بلند مدت» است، فلان سرمایه‌گذاری را انجام دهید و «آن را فراموش کنید». با پیروی از این اصل نادرست، ضرر حاصل از سرمایه‌گذاری در سکه‌های «فراموش شده»، سهام‌ و حساب‌های بانکی سوئیس از هر کار دیگری بیشتر بوده است. مهم نیست که چه زمانی این کالاها و اوراق بهادار را می‌خرید، اما همواره باید مراقب ارزش سرمایه‌گذاری خود باشید و مهم است که در موقع لزوم آنها را بفروشید.



تنها استثنا ابزارهای کوتاه مدت و دارای قدرت نقدشوندگی بالای بازار پول از قبیل اوراق بهادار خزانه‌داری یا صندوق‌های این بازار است. در این حالت از دسترسی فوری به وجوه خود برخوردار خواهید بود و می‌توانید بی‌هیچ مشکل یا تاخیری آنها را به یک فعالیت بورس بازی کوتاه مدت وارد کرده یا از آن خارج نمایید. در این فضای «با بهره بالا و تورم پایین»، نگه‌داشتن بخش عمده‌ای از پولتان در یک صندوق بازار پول یا حتی اگر قادر به کنترل مخارج خود نیستید، نگهداری آنها در یک گواهی سپرده تضمین شده بانکی شش ماهه یا کمتر هیچ اشکالی ندارد. ممکن است این کار جالب‌ترین و جذاب‌ترین سرمایه‌گذاری در دنیا نباشد، ‌اما سرمایه شما را حفظ خواهد کرد و مانع از آن می‌شود که تا دلار آخر پولتان را در سایر فعالیت‌های بورس بازی از دست بدهید. من در حقیقت این روش را برای بیشتر پس‌انداز‌کننده‌های معمول و سرمایه‌گذارهای محافظه‌کار توصیه می‌کنم.

بورس‌ بازها به دنبال چیزی جذاب‌تر می‌گردند. من این را درک می‌کنم. شخصا وارد بازار سهام شده‌ام و از بازار طلا بیرون آمده‌ام، اما این امر می‌تواند هر آن تغییر کند. من به دقت اوضاع سرمایه‌گذاری‌هایم را دنبال می‌کنم. رک و پوست کنده بگویم، بسیاری از بورس‌ بازها می‌توانند با فراموش کردن تمامی این فرصت‌های مسحور کننده و تنها اضافه کردن هر روزه به ذخیره پولی خود عملکرد بهتری داشته باشند. لاک‌پشت محافظه کار تقریبا همیشه از خرگوش بورس‌باز می‌برد.

تجربه من حاکی از این است که سودآورترین راه برای اکثریت بزرگی از افراد آن است که پولشان را در کسب و کار خود سرمایه‌گذاری کنند و هرگونه سرمایه اضافی را در بانک یا صندوق پولی و شاید بعضا در املاک حفظ نمایند. طلا را عمدتا باید به عنوان بیمه‌ای در برابر روزهای سخت نگه‌داری کرد، نه به عنوان یک سرمایه‌گذاری سودآور، شک دارم که بسیاری از خود شما به این توصیه عمل کنید. صدها دلار پول خرج نکرده‌اید تا در این سمینار حاضر شوید و به شما گفته شود که در صندوق‌های بازار پول سرمایه‌گذاری کنید. با این وجود این سریع‌ترین مسیر است و اگر به خاطر شرکت در این سمینار به سرمایه‌گذاری‌های پرریسک‌تری وارد شوید، نتیجه‌ای بسیار بدتر از سرمایه‌گذاری در صندوق‌های پولی خواهید گرفت.

در این سمینار می‌خواهید به خاطر توصیه من پول درآورید؟ این کار را حداقل برای دو هفته انجام ندهید! این امر باعث خواهد شد که از انجام یک مورد سرمایه‌گذاری نامناسب در بحبوحه این شرایط اجتناب کنید. افراد شرکت‌کننده در این سمینار به این توصیه من علاقه‌ای نخواهند داشت؛ اما به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید گوهر را از صدف جدا کنید. بسیاری از افراد حاضر در کنفرانس‌های بزرگ، نزدیک به پایان کنفرانس نزد من می‌آیند وشکایت می‌کنند که «خیلی گیج شدم، نمی‌دانم باید چه کار کنم.» من می‌گویم، «همین خوبه!». زمانی که گیج شده باشید، فعالیتی انجام نمی‌دهید و تمایل نخواهید داشت که پولی را که به سختی به دست آورده‌اید، در سرمایه‌گذاری بدی مصرف کنید. نمی‌گویم نباید به سالن کنفرانس بیایید. ادامه دهید و همه ادبیات این بحث را جمع کنید (البته اسم واقعی و شماره تلفنم را به آنها نخواهم داد). چند کتاب خوب هم راجع به مسائل مختلف سرمایه‌گذاری بخرید. من به شدت به آموزش و تحصیلات اعتقاد دارم. بهتر است که از علم و دانش بیاموزیم تا از تجربه.

مواظب «سرمایه‌گذاری‌»های نامتعارف باشید

پیش از آن که به سراغ یک موضوع مهم دیگر بروم، می‌خواهم راجع به نکته‌ای دیگر هم به شما هشدار دهم به سرمایه‌گذاری‌های غیرمعمول و ثابت نشده شک کنید. بسیاری از آنها بازارهایی مصنوعی و قلابی هستند. می‌توانم چندین نمونه تازه از این نوع سرمایه‌گذاری‌ها را نام ببرم. الماس، سنگ‌های قیمتی، سکه‌ها و مدال‌های تازه ضرب شده و بسیاری پناهگاه‌های مالیاتی برای سرمایه‌گذاری خصوصی. تمام سهام کوچک و ناچیز غالبا در این دسته جا می‌گیرند.

ویژگی‌های معمول اینها عبارت است از:

۱) دارای قابلیت نقدینگی بسیار پایین، یعنی نبود بازار ثانویه یا وجود بازاری کوچک از این دست.

۲) کار مزدهای بالا یا زیاده از حد برای فروشنده.

۳) برنامه‌ها و قیمت‌ها یا موضوعات جدید «محدود» مصنوعی.

۴) پیش از آن که بتوان سودی به دست آورد، باید برای «بلند مدت» و معمولا برای دوره‌‌ای چهار تا پنج ساله حفظ شوند.

به بازار اصطلاحا «رده‌ سرمایه‌گذاری» الماس در اواخر دهه ۱۹۷۰ به عنوان یک مثال کلاسیک اشاره می‌کنم. تبلیغ کننده‌ها و مشاوران سرمایه‌گذاری دستیابی به سودهای کلانی را نوید می‌دادند؛ چرا که قیمت الماس توسط Debeers کنترل می‌شد و هیچ‌گاه دچار «نوسان نزولی» نگردیده بود. ده‌ها دلال الماس در این گونه سمینارها شرکت می‌کردند.

البته امروز داستان کاملا فرق دارد. من امروزه در همان نوع سمینار‌ها حضور پیدا می‌کنم و حتی یک دلال الماس در آنها نمی‌بینیم. بسیاری از آنها ورشکست شده‌اند. چند روز پیش مقاله‌ای را خواندم که نویسنده آن گفته بود یک قیراط الماس با بهترین کیفیت که در ۱۹۸۰ به قیمت ۶۹ هزار دلار به فروش می‌رسید، امروزه ۱۲ هزار دلار فروخته می‌شود! متاسفانه اغلب افراد در ۱۹۸۰ الماس خریدند و امروز آن سنگ‌ها کجا هستند؟ هنوز در جعبه‌ای پلاستیکی در جعبه‌های امانت دفن شده‌اند! خریداران اولیه هنوز انتظار می‌کشند و بیهوده منتظر بهبود قیمت الماس‌های خود هستند. حتی اگر بخواهند آنها را بفروشند، غالبا یافتن خریدار برای الماس از «رده‌سرمایه‌گذاری» بسیار مشکل است.

این روزها سرمایه‌گذاری «داغی» در سهم‌های کوچک صورت می‌گیرد و داستان باز هم همان داستان قدیمی است. «تعداد زیادی از این سهام را بخرید و آنها را فراموش کنید روزی ثروتمند خواهید شد!» در این میان سهام مورد بحث بی‌پایه خواهند شد. ممکن است خرید هر سهم از آنها تنها یک دلار هزینه داشته باشد؛ اما امروز آنها واقعا سهامی کوچک و بی‌ارزش هستند. اجازه دهید سوالی از شما بپرسم. چند نفر از شما توانسته‌اید پولی را که صرف خرید این نوع سهام کرده‌اید، سه برابر کنید؟ چند نفر از شما واقعا سهمی کوچک را خرید و فروش کرده‌اید و سودی به میزان ۲۰۰ درصد یا بیشتر به دست آورده‌اید؟ (نکته: حتی یک نفر هم دست خود را بلند نکرد؟) دیگر حرفی ندارم.

خب، باید به نکته‌ای اعتراف کنم. من توانستم پولی را که در سهام کوچک سرمایه‌گذاری کرده بودم، سه برابر کنم! سعی نمی‌کنم خود پسندانه حرف بزنم (من هم به سهم خودم سرمایه‌گذاری‌های بدی را انجام داده‌ام)، بلکه سعی می‌کنم به یک نکته اشاره کنم. به این خاطر توانستم پولی را که در این کار سرمایه‌گذاری کرده‌ بودم، سه برابر کنم که:

- اولا در زمان مناسب و در دوره‌ای که ارزش این نوع سهام رو به افزایش بود، خرید کردم.

- ثانیا شرایط آن را به دقت زیر نظر گرفتم.

- ثالثا هدفی در ذهن داشتم. وقتی که قیمت این سهام ۲۰۰ درصد افزایش پیدا کرد متوجه شدم که به اندازه کافی سود کرده‌ام و لذا آنها را فروختم. من حریص نشدم.

دلیل دیگری برای این که من توانستم سود کنم، این بود که به این کار به عنوان یک سرمایه‌گذاری «بلند مدت» نگاه نکردم. این سهام را برای مدتی کمتر از شش‌ماه نگه داشتم. خوشبختانه نیازی نبود که نگران عواقب مالیاتی این کار باشم؛ چرا که برای سرمایه‌گذاری از وجوه مستمری معاف از مالیاتم استفاده کردم!

● مراقب پیشنهادهای خارجی از طریق پست باشید

اجازه دهید به بحث راجع به مساله‌ای دیگر بپردازم. معامله‌های فریبکارانه و کلاهبرداری‌های زیادی وجود دارند که توسط اپراتورهای بی‌ملاحظه‌ و بی‌وجدان از خارج از کشور برای آنها تبلیغ می‌شود و باید مراقب آنها باشید. ممکن است بسیاری از افراد حاضر در این جلسه در یکی از این سرمایه‌گذاری‌های برون مرزی «محرمانه» شرکت کرده باشید؛ اما اصلا ندانید که پولتان را برای همیشه از دست داده‌اید. پس درست سرجایتان بنشینید و توجه کنید!

داستانی غم انگیز دارم که می‌خواهم آن را حکایت کنم. چند هفته پیش ساعت ۷ صبح با یک تماس تلفنی از سوی مشترکی که به خاطر سرمایه‌گذاری در یک صندوق تعاونی خارجی آشفته بود، از خواب بیدام شدم. او شش ماه سعی کرده بود که پول خود را از این صندوق بیرون بکشد؛ اما هیچ دسترسی به آن نداشت. بعد از بارهاتماس تلفنی، ارسال نامه و حتی یک بار سفر به اروپا باز هم نتوانسته بود پولش را پس بگیرد. این صندوق‌ تعاونی‌ نهایتا چکی را برای او فرستاد؛ اما این چک برگشت خورد! او نومید و پریشان به من زنگ زد تا به او

کمک کنم.

من به او گفتم در یکی از شماره‌های اخیر خبرنامه ام راجع به این شرکت به مشترکانم هشدار داده بودم. او تعجب کرد و گفت: «یادم نمی‌آید در خبرنامه‌ات به این مطلب اشاره ای کرده باشی. گفتم اسم این شرکت را نیاورده بودم، چون دلیل قاطعی برای این که کلاهبردار است، نداشتم. به او گفتم که رییس این شرکت به خاطر تشکیل پرونده حقوقی برای مطالبی که اهمیت زیادی برای صندوقش داشته باشند، معروف است و من و ناشر بدون داشتن دلیل در معرض خطر قرار می‌گرفتیم. (فکر می‌کنید ما آزادیم هرچه می‌خواهیم در خبرنامه‌مان بنویسیم؟ وقتی دادگاه‌ها این قدر مایلند آزادی مطبوعات را به چالش بکشند، اصلا این طور نیست.)

پس بهترین کاری که می‌توانستم را انجام دادم. اسم این صندوق تعاونی را نیاوردم؛ اما بر چندین نشانه هشداردهنده برای پرهیز از این نوع سرمایه‌گذاری‌های خارجی تاکید کردم و این شرکت و تبلیغات آن را به طوری که مو نزند، شرح دادم. مخصوصا به مشترکان خبر نامه‌ام گفتم نسبت به درخواست خبرنامه‌های خارجی که «صندوق‌»هایی با پیشینه عملکردی بسیار خوب پیشنهاد می‌کنند، مشکوک باشند. صندوق‌های خارجی قانونی به دنبال فعالیت در آمریکا نخواهند بود، مگر آن که توسط کمیسیون ارز و اوراق بهادار (SEC) به ثبت رسیده باشند.(نیازی به گفتن نیست که صندوق مزبور ثبت نشده بود و در فهرست شرکت‌های خارجی ممنوع‌الکار SEC قرار داشت.)

مشترک مورد اشاره نتوانسته بود این توصیه را که برای این قبیل تبلیغات بود و حتی به آن علاقه و توجه داشت، دریابد. او پس‌انداز تمام عمر خود و نیز کل پس‌اندازهای همسرش را در این صندوق‌ تعاونی کلاهبردار سرمایه‌گذاری کرد! پولی که از دست داد، جمعا ۲۵۰ هزار دلار بود. نمی‌توانستم باور کنم کسی که خبرنامه من را می‌خواند، بتواند این قدر احمق و ساده لوح باشد. حتی اگر این مورد معامله‌ای قانونی بود؛ اما چگونه ممکن است فردی که دیوانه نباشد، همه پس‌اندازهای خود را صرف یک مورد سرمایه‌گذاری تنها کند؟ این یک خودکشی مالی است. نیازی نیست همواره بر اصل بنیادینی مثل متنوع‌سازی تاکید کرد؛ اما ظاهرا جدا باید این کار را انجام داد.

از آن موقع متوجه شده‌ام که صندوق‌ تعاونی مورد بحث به شدت دچار مشکل شده است و شاید هیچ وقت پولی را به هیچ کس برنگرداند. این شتری است که در خانه این مشترک من خوابیده است، اما اگر او از چند قاعده ساده مثل متنوع‌سازی، انجام سرمایه‌گذاری‌های متعارف و نظارت بر وجوه خود پیروی کند، می‌تواند دوباره سر پا بایستد. نمی‌توانم این نکته را بیش از حد تکرار کنم. از سرمایه‌گذاری غیرمعمول و غیرعادی خاصه آنهایی که به حریم خصوصی‌ شما وارد می‌شوند، دوری کنید. این صندوق‌ خارجی خاص، جذابیت بسیار زیادی برای سرمایه‌گذاران ساده‌اندیش داشت. خاصیت محرمانه سرمایه‌گذاری را حفظ کرده و سود زیادی از محل فلزات گرانبها و ارزهای «سخت» به دست می‌داد و هیچ کمیسیونی نمی‌گرفت؛ اما متاسفانه این صندوق‌ «بدون مشکل»، صندوق‌ «سراپا مشکل‌دار» از آب درآمد!

اگر وسوسه سرمایه‌گذاری در خارج را در سر دارید، آن را ساده بگیرید. یک حساب بانکی در سوئیس باز کنید. در دلار آمریکا سرمایه‌گذاری نمایید و نگران بورس بازی از هزاران مایل آن طرف‌تر نباشید در این صورت خواب بهتری خواهید داشت.

● یک سرمایه‌گذار خصوصی آرام و بی‌سر و صدا باشید

در این سخنرانی نکات کلیدی زیاد و مهم و واقعیت‌هایی بسیار آزاردهنده را مطرح کردم. با این حال نمی‌خواهم که بی‌جهت نگران باشید. وحشت نکنید یا عجولانه دست به کاری نزنید؛ اما این نکات را باید به طور جدی و دقیق مدنظر قرار دهید. امروزه بیش از هر زمان دیگری امور شخصی و مالی شما در معرض تهدید قرار گرفته‌اند. بهترین راه آن است که امور خود را به آرامی سرو سامان دهید و خودتان را از فروشنده‌های سمج، کلاهبردارهای حرفه‌ای و مامورهای سرسخت دولتی که زمین‌ را پر کرده‌اند، حفظ کنید.

به قول گری نورث در عصر حسادت زندگی می‌کنیم. باید بجنگید تا ثروت خصوصی‌تان را در مقابل دزدی، مالیات یا اقامه دعوی حفظ کنید؛ اما این کار را به شیوه‌ای بی‌سروصدا و آرام انجام دهید. آزادی شما به این بستگی دارد.
همت و کارمضاعف در حوزه کارآفرینی و سرمایه گذاری




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 8:03 PM نظرات 0
 

تفسير آيات 85 سوره هود و 181- 183 سوره شعراء: « و يا قوم ، اوفوا المكيال و الميزان بالقسط، و لاتبخسوا الناس اشياءهم ، و لاتعثوا في الارض مفسدين. ـ ( شعيب گفت:‌ )اي قوم من، پيمانه كردني و وزن كردني را تمام دهيد و به داد (و انصاف) رفتار كنيد؛ و از بهاي آنچه مردمان دارند (كار و كالاهاي آنان) نكاهيد، و چون انسادگران، در زمين به تبهكاري مپردازيد» ( هود/85 ) .
« اوفوا الكيل و لاتكنوا من المخسيرين، وزنوا بالقسطاس المستقيم، ولاتبخسوا الناس اشياءهم و لاتعثوا في الارض مفسدين. ـ (شعيب به قومش گفت) پيمانه را تمام دهيد و از كم‌كنندگان (خيانت‌كاران در پيمانه) مباشيد، و با ترازوي راست و درست وزن كنيد؛ و چيزها ( كارو كالاي ) مردمان را نكاهيد، و در زمين به تبهكاري مپردازيد» ( شعراء /181-183).

مضمون جمله نخست اين چند آيه، در آيات ديگر نيز آمده است: در سوره « الرحمان »، خداوند پس از آن كه نعمت‌هاي خود را به ياد انسان مي‌آورد و مي‌گويد: خدا قرآن را تعليم داد، انسان را آفريد و به او قدرت بيان ( سخن گفتن، عقل، فهم و درك ) آموخت؛ و جهاني را سامان داد كه در آن خورشيد و ماه به حساب‌اند و ستارگان و درختان براي خدا سجده مي‌كنند؛ و آسمان را بر افراشت و ميزان را نهاد، براي اينكه در ميزان طغيان نكيند. « واقيموا الوزن بالقسط و لا تخسروا الميزان1. و وزن را با داد و انصاف به پا داريد و ميزان را نكاهيد». همچنين درسوره مطففين مي‌خوانيم: « ويل للمطففين، الذين اذا اكتالوا علي الناس يستوفون؛ و اذا كالوهم او وزنوهم يخسرون؛ ألايظن اولئك انهم مبعوثون، ليوم عظيم، يوم يقوم الناس لرب العالمين؛ كلا ان كتاب الفجار لفي سجين2. واي بركم فروشان، كساني كه چون مال مردم را براي خود پيمانه كنند، به طور كامل مي‌ستانند، وچون براي‌ آنان كيل يا وزن كنند، كم مي‌دهند ( و از كيل و وزن مي‌كاهند). آيا اينان زنده شدن پس از مرگ را باور ندارند كه چنين مي‌كنند؟! بايد بدانند كه در روز بس بزرگ و باشكوه، مردمان (براي حسابرسي) در پيشگاه خدا حاضر شوند ( كساني كه چنين فاجران خواهد بود ) و اين چنين نيست كه اينان اهل نجات و آسوده باشند؛ بلكه نامه اعمال تبهكاران در سجين بررسي مي‌شود».
در ادامه اين تعاليم قرآني آمده است كه شيوه كسب اين گونه انسان‌هاي تبهكار چون زنگاري بر قلب آنها رسوب كرده است و از اين رو قيامت از نظر خدا پوشيده مي‌مانند و پس از حسابرسي‌هاي قيامت، آتش دوزخ را مي‌چشند.
و نيز در همين سوره هود، پيش از آيه مورد بحث، آمده است: « و الي مدين اخاهم شعيباً قال: يا قوم اعبدواالله، مالكم من اله غيره، و لاتنقصوا المكيال و الميزان، اني اريكم بخير، و اني اخاف عليكم عذاب يوم محيط3.
و به سوي اهل مدين برادرشان ـ برادر ايماني نوح، هود، صالح، ابراهيم و لوط ـ شعيب را فرستاديم . شعيب به آنان گفت‌: اي قوم من، الله را بپرستيد، خدايي جز او براي شما نيست؛ و پمانه و ترازو را مكاهيد؛ من شما را به خير ( نيكي و رشد) مي‌بينم، و بر شما از عذابي فراگير مي‌ترسم ».

عنصر قسط در نظام اقتصادي
در آيات ياد شده، تعهد وجداني واقدام عملي دركامل و تمام دادن پيمانه و ميزان درست، به عنوان يك مثال و مصداق مطرح است و بدين معنا نيست كه كم فروشي، قيمت كم گذاشتن و به اصطلاح بازاريان، تو سر مال كسي زدن، فقط در كالاهايي ممنوع ومذموم باشد كه با ترازو وزن مي‌شوند يا با پيمانه اندازه‌گيري مي‌شوند و در كالاهاي شمارشي (معدودات، مانند پنج عدد تخم مرغ، پنج دستگاه ماشين، چند دستگاه كامپيوتر و ...) و كالاهايي كه به متر ومعيار طولي فروخته مي‌شود، مانند پارچه و زمين، اشكال نداشته باشد؛ بلكه اين آيه معيار را بيان مي‌كند به اين معنا كه توليد كنند بايد بر اساس كار انجام شده روي كالا ـ از نظركميت و كيفيت ـ قيمت‌گذاري كند و كالاي توليد شده، سالم وبه زبان امروزي استاندارد باشد و در بازار داد و ستد نيز بايد از هرگونه غش و ماركهاي تقلبي و فريب مشتري و مصرف كننده جلوگيري شود.
ارزش كالا از نظر نامرغوبي و مرغوبيت در نزد مردم و كارشناسان، مشخص باشد از اين رو هر گونه غش و فريب مشتري دركيفيت كالا حرام است؛ بسي كار زشت و نابخشودني است كه فرد يا بنگاه اقتصادي، به مردماني كه به آن اعتماد كرده‌اند خيانت كند، درزبان روايات اسلامي، كسي كه به اين روشهاي ناجوانمردانه دست يازد، از مسلمانان به شمار نمي‌رود و اگر با شيوه‌هاي ناسالم اقتصادي ثروت گرد‌ آورد، سود خود و ضرر ديگران را بخواهد و با ترفند و دزدي در توليد كالا و يا فروش آن به غارت اموال و درآمد مردمان بپردازد و در اين راه عمر بگذراند و بميرد، بر آئين اسلام نمرده است. بنابراين، ارزش هركالا بايد مشخص باشد و فريب مشتري از راه توليد كالاي نامرغوب و فروش به قيمت كالاي مرغوب، مخلوط كردن جنس خوب و بد، ظاهرسازي و تبليغات نادرست و غير واقعي براي كالا و اموري مانند آن، در نگرش اقتصادي اسلام بايد از آلودگي به اين شيوه‌ها بپرهيزد.
افزون بر اينها، قيمت‌گذاري بركالا يا فروش آن بايد عادلانه وبه قسط باشد . يعني سود مي‌بايست با مدنظر قرار دادن عنصر قسط باشد. يعني سود مي‌بايست با مدنظر قراردادن عنصر قسط لحاظ شود و اين سود بر اساس ميزان سرمايه به كار گرفته شده در توليد و كار انجام شده و مواد به كار رفته در كالا محاسبه مي‌گردد.
از اين رو، سودهاي گزاف و بادآورده از راه انحصار درتوليد و فروش و يا سوء استفاده از نا‌آگاهي مشتري و فريب آن و نيز سودي كه نيازهاي جامعه اسلامي را به هيچ انگارد و با توجه به اضطرار مردمان در مصرف، آنان را برپرداخت قيمت عادلانه وادارد و مسائلي اين چنين، در اقتصاد اسلامي جايي ندارد.
اين است كه در احاديث مي‌‌خوانيم، سود مؤمن از مؤمن رباست، مگر اينكه براي تجارت و كسب و كار، كالايي را به او بفروشد و در اين صورت سودي اندك از او بگيرد4. امام صادق(ع) سود صددرصدي حاصل از فروش كالا به خاطر كميابي آن در شهر و نيازمردم به آن را نمي‌ستاند5. و يا آن گاه كه فردي مي‌خواهد با انحصار در خريد، ملك ديگري را به قيمت ارزان از دستش درآورد، او را به شدت از اين كار برحذر مي‌دارد6.

اقامه عنصر قسط در تار و پود جامعه اسلامي و به ويژه در نظام اقتصادي آن ، پيام اساسي همه آيينهاي آساني است و دولت مسئولان جامعه و آحاد افراد آن بايد بر پايداري آن بكوشند و كاربردي و ملموس ساختن قسط را در همه زمينه‌ها از نخستين وظايف ايماني خود بدانند؛ و هيچ دستوري در شريعت به اندازه اين فراخوان مهم و بس ارزنده و حياتي، آشكارا و درخشان نيست:«لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط7. ما پيامبران را با دلايل روشن فرو فرستاديم و با آنها كتاب وميزان را همراه كرديم، تا مردمان به وسيله قسط (داد و دادگري نظام زندگي) خود را استوار سازند».
در اين آيه، انگيزه بعثت پيامبران و عنايت خدا نسبت به رهنمود انسانها از طريق حجت ظاهري و تعاليم حيات بخش وحياني، اين مهم دانسته شده است كه مردمان بتوانند در پرتو قوانين آسماني و رهنمودهاي انسانهاي هادي، بر اساس قسط زندگي كنند، تعالي يابند و سرانجام به ابديت بپيوندند. در آموزه‌هاي امامان راستين جامعه انساني، سامان اقتصادي بر اساس عدل و داد زيربناي ايمان به خدا و انجام درست عبادات و فرائض ديني دانسته شده است8. چنان كه امام صادق(ع) مي‌گويد: اگر نان ( يعني وسيله معشيت و زندگي ) فراهم نباشد، نماز و روزه و حج و ديگر اعمال عبادي به درستي و آن گونه كه خدا مي‌خواهد ـ به صورت فراگيرـ از سوي بندگان تحقق نمي‌پذيرد9. درحالي كه به روشني مي‌دانيم نماز ستن دين است .
از مجموعه اين تعاليم در مي‌يابيم كه نماز عمود دين و سامان اقتصادي مردمان، ستون و زيربناي نماز مي‌باشد و با يك واسطه، سامان دنياي مردمان كه بتوانند نيازهاي خويش را برآورند، ستون دين به حساب مي‌آيد؛ و پيداست كه اين ركن اساسي دين بدون قسط در جامعه امكان‌پذير نيست. امام علي (ع) فرمود: « العدل قوام الرعية؛ عدل، قوام ( سامان زندگي ) مردمان است10 » عنصر عدل و داد در سنت اسلامي، مايه حيات احكم الهي و از بالاترين درجات ايمان دانسته شده و به عنوان يك نياز عمومي براي همه مردمان مطرح مي‌باشد و آرامش رواني در جامعه و آباداني و توسعه بدون‌ آن ـ به معناي ديني آن ـ پديد نمي‌آيد و همبستگي اجتماعي بدون همگوني در نيازهاي حياتي پايدار نمي‌ماند.11
اين جمله كه « لا تبخسوا الناس اشياءهم؛ داشتني‌هاي مردمان را ناچيز مي‌نگاريد»، چون خورشيدي در ميان تعاليم انساني قرآن مي‌درخشد . و اگر از شريعت تعليم جز همين جمله باقي نمي‌ماند، براي سامان دنياي آنها كافي بود. اين آموزه اجتماعي قرآن، البته به نوع نگاه قرآن و فرستنده آن به انسان بر مي گردد. جايگاهي كه خداوند براي انسان درآفرينش قائل شده، در اين آيه‌هاي قرآني نمود پيدا كرده است. فراتر از‌ آن نگاه قرآن به اجتماع انساني و زندگي اجتماعي انسان نيز آشكار مي‌شود. اين نگرش، ابعاد و جنبه‌هاي مختلف زندگي آدميان را در زمينه‌هاي زير تبيين مي‌كند:
1. توانمنديهاي مردمان

امام صادق (ع) فرمود:« الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة.12 مردم معدن و كانهايي‌اند؛ همچون معدن‌هاي طلا و نقره».
در اين حديث مردمان معدن‌هايي دانسته شده‌اند كه قيمتي، كمياب و ارزشمندند و مي‌توانند ثروت توليد كنند، بخش‌هاي مختلف اقتصاد را رونق دهند و در توليد، دگرگوني ايجاد كنند و راههاي بهتر استفاده از منابع و معادن را دريابند، كشاورزي و صنعت و بازرگاني و خدمات را متحول سازند، شيوه‌هاي مديريت را سامان بخشند و نقصهاي و كمبودها را از ميان بردارند و آسايش رفاه پديد آورند. بنابراين، مردمان كانون هر نوع توانمندي وپيشرفتند و همچون معدن بايد كشف شوند، تا نيروي بالقوه آنها به فعليت درآيد و باعث شكوفايي اقتصاد مي‌شود .
افزون بر آن كه نخبگان جامعه، نقش معادن و ذخاير گرانبهاي آن را دارند، هر يك از انسانها نيز به نوبه خود شايستگي و توانمنديهاي فراواني دارند كه مي‌بايست مورد توجه قرار گيرند؛ زيرا سامان جامعه به مجموعه‌اي از استعداها نياز دارد و هر نوع از استعداد در گروهي از انسانها نهفته شده است و همه آنها دركنا هم، يكديگر را تكميل مي‌كنند و حركت رشد و توسعه را شتاب مي‌بخشند. در روايتي مي‌خوانيم: « الناس كالشجرة ، شرابه واحد و ثمره مختلف.13 مردمان چون انواع درختان ‌اند كه آبشخور يكسان ولي ميوه‌هاي مختلف دارند». اين روايت نيز به گونه ديگر همين موضوع را تبيين مي‌كند.
آيه بخس با توجه به همين نكته هشدار مي‌دهد كه نبايد دولتمردان و صاحبان قدرت كساني كه به هر نحو مسئوليتي به عهده دارند، و بخش‌هاي مختلف جامعه‌، به ويژه مديران و دلسوزان، توانمند‌ي‌هاي مردمان را در دست كم بگيرند كه اگر چنين كنند زيان مي‌بينند؛ و در راستاي تباهي خويش گام برمي‌دارند و خود را نابود مي‌سازند.

2. مال و سرمايه‌ها

در احاديث مي‌خوانيم كه حرمت مال مؤمن همچون حرمت خون اوست؛ و مال و سرمايه، عامل ديگر توانمندي‌هاست و اگر كسي آن را در فعاليت‌هاي اقتصادي مثبت به كار گيرد، فقير و زمين‌گير مي‌شود.
اموال و سرمايه‌هاي هنگفت و متراكم در دست افرادي خاص مي‌تواند ويرانگر باشد و همچون گردبادي مهيب به هر سو كه روي آورد آسيب‌هاي فراوان ايجاد كند، توازن اقتصادي را از بين ببرد، شكافهاي بزرگ اقتصادي در ميا مردمان پديد آورد، عامل ورشكستگي واز دست رفتن مال و سرمايه مردمان ديگر شود و نظام اقتصادي را آشفته و نابسامان كند .
آيه شريفه، مي‌گويد: اشياي مردمان را ـ كه مي‌تواند همان اموال وسرمايه‌ها و نقدينگي آنان باشد ـ ناچيز مشماريد و از نقش مثبت آنها غافل مشويد و براي سامان درست آنها بكوشيد . به اين ترتيب، آيه بخس، تفسير بسيار گسترده‌اي مي‌يابد و با تكيه بر آن مي‌توان گفت: توجه به آزاداي مردمان، عقايد و باورهاي ديني، نيروي كار و كار‌آفرين و... رسم و سنتهاي ملي و فرهنگ مردمان را نبايد ناچيز انگاشت و كم‌ بها داد و كوتاهي در اين زمينه‌ها خطرساز است و اهميت به آنچه مردمان دارند مي‌تواند نقش مثبت و بسيار سازنده در پي داشته باشد.
همه اين بردشتها از آيه از آنجاست كه واژه «اشياء» در آن آمدهاست كه جمع « شيء » به معناي «چيز» است، و «چيز» همه آنچه را معقول است و از دارايي‌هاي ( مادي و غيرمادي ) مردم به حساب مي‌آيد، شامل مي‌شود.
اين كه آيه مي‌گويد:‌«از بهاي مردمان مكاهيد» يعني از بهاي چيزهايي كه مردمان دارند كم نكنيد و در همه ابعاد، منزلت آنان را نيك بشناسيد و حرمتشان را پاس داريد.

3. نفي بهره‌كشي و اصلاح دستمزدها و حقوقها

آيه بخس، يكي از تعاليم آشكار قرآن در نفي بهره‌كشي و سوء استفاده از موقعيت‌ها و فرصت‌هاست. در احاديث، كار درست و مهارت كاري و كار‌آمدي و تخصص، ستوده شده است و انسانها فرزند مهارتها و تخصصشان دانسته شده‌‌اند؛ يعني انسانها افزون بر ويژگي‌هاي شناسنامه‌اي و اصل و نسب، به وسيله كسب مهارت‌ و تخصص مي‌توانند شخصيت تازه‌اي به دست آورند و عنوانهاي دكتر، مهندس، كارشناس، كاردان و ... نمايانگر همين امر است و درست به همين دليل است كه هر كس بايد به ميزان تخصص و كارايي و كاري كه انجام مي‌دهد و نقشي كه در مجموعه خود ايفا مي‌كند و مسئوليتي كه بر عهده دارد، حقوق دريافت كند و از مزايا بر خوردار شود .
آيه بخس مي‌گويد: كارانسان‌ها را نبايد ناچيز انگاشت و بايد حقوق آنان متناسب با ميزان كاري انجام مي‌دهند، داده شود. بنابراين، سامان حقوقها به شيوه‌ درست نيز از بيش از حد كار و تخصص فرد باشد، خردمندانه نيست، عدم پرداخت حقوق براساس كار و كار آمدي فرد، ظلمي آشكار به اوست كه افزون بر مجازات وكيفر درقيامت، باعث نابساماني دنياي مردمان نيز مي شود.

تباهي در زمين

جمله پاياني آيه « بخس » مسير اقتصاد اسلامي و ملاك و معيار را در هر نوع فعاليت اقتصادي ـ خواه توليدي و خواه خدماتي و بازرگاني ـ مشخص مي‌كند و به عنوان يك قانون در همه عرصه‌هاي اقتصاد بايد مورد توجه قرار گيرد .
بر اساس اين قانون هر نوع فعاليت‌ توليدي و هر كسب و درآمد بايد تهي از فساد و تباهي آفريني در روي زمين باشد؛ يعني اگر توليدي اثرات زيانبار و جبران ناپذير زيست محيطي دارد، توليد درست نيست، و بايد در آن اصلاحات لازم به عمل آمد؛ اگر در نظام عرصه و تقاضاي كالاها و خدمات به توليد كننده يا مصرف كننده ظلم مي‌شود. اين از مصاديق فساد و ايجاد فساد بوده و نيازمند اصلاحات لازم مي‌باشد؛ و اگر داد و ستدهاي داخلي و خارجي فساد آفرين است، در مسير اسلامي ودرست قرار ندارد.
در اين جمله، پيام دين اين است كه «ولاتعثوا في الارض مفسدين. و چون تبهكاران در زمين فساد مكنيد و در ترويج تباهي‌ها نكوشيد»؛ پيداست كه اين خطاب، همه افراد و طبقات جامعه را در بر مي‌گيرد و هر كس مي‌بايست به ميزان مسئوليت و فعاليتي كه دارد به اين قانون الهي عمل كند و از ايجاد فساد و تباهي در هر سرزمين ـ به هر شكل و گونه‌اي كه باشد ـ بپرهيزد.

پي‌نوشت‌ها

 

1ـ سوره الرحمان ، آيه 9.
2ـ سوره مطففين ، آيات 7-1.
3ـ سوره هود ، آيه 84.
4ـ الحياة ( با ترجمه فارسي ) ج 5، ص 563 -562.
5ـ همان ، ص 564.
6ـ همان ، ج 3‌ ،ص520.
7ـ سوره حديد ، آيه 25.
8 ـ الحياة ( با ترجمه فارسي )‌ ، ج 6 ، صص612-605.
9ـ همان ، ج 5 ، ص121.
10ـ الحياة ( با ترجمه فارسي ) ، ج 6 ص 606.
11 ـ همان ، صص 605 ،608 و 611 ، 621.
12ـ ميزان الحكمة ، ج 1 ، ص 240.
13ـ همان ، ج 10 ، ص 240.
سید هادی حسینی
همت و کارمضاعف در حوزه کارآفرینی و اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 7:59 PM نظرات 0
 
 

آيات قرآن را در اين مورد مى توان به چند گروه تقسيم كرد كه به آن ها اشاره مى كنيم:

 

۱- آياتى كه يادآور مى شود كه سعادت اخروى انسان در گرو كار و كوشش در اين جهان است مانند:

«براى انسان جز سعى و كوششى كه انجام داده است چيزى نمى ماند و به زودى نتيجه كار او ديده مى شود.» (نجم/۳۹) باز مى فرمايد:

«روزى كه انسان كوشش هاى خود را به ياد مى آورد.» (نازعات/۳۵)

از ديدگاه قرآن هر كار و كوشش نمى تواند براى انسان سعادت آفرين باشد، كار سعادت آفرين كارى است كه محرك انسان براى كار هوى و هوس او نباشد و انگيزه الهى و انديشه خدمت به نوع محرك او باشد و در غير اين صورت مشمول ايده ياد شده زير خواهد بود.

«آنان كه كوششان دراين جهان گم و نابود شد و مى انديشند كه كار نيك انجام مى دهند.» (كهف/۱۰۴)

۲-آياتى كه ايمان و كار نيك را به هم عطف كرده و ثمربخش بودن هر كدام را منوط وجود ديگرى مى داند، و از اين طريق به مدعيان ايمان پيراسته از عمل نيك، هشدار مى دهد كه درخت ايمان بى ثمر نخواهد بود و ايمان بى عمل گواه بر خشك شدن شجره ايمان است و در قرآن متجاوز از شصت مورد، ايمان و عمل صالح كنار هم آمده و اين پيوند در آيه ياد شده در زير به روشنى به چشم مى خورد:

«آن كس كه به خدا و روز ديگر ايمان آورد، و عمل صالح انجام دهد براى او پاداشى است نزد پروردگار خودش.» (بقره/۶۲)

مجموعه اين آيات مى رساند كه ايمان و شناخت، تكليف آفرين و وظيفه خيز است، در حالى كه عمل بدون شناخت و معرفت، كاملا بى نتيجه مى باشد.

آياتى كه يادآور مى شود نيل به درجات اخروى و طى مراحل ترقى در سراى ديگر در گرو كار و كوشش است، چنانكه مى فرمايد:

«براى هر فردى درجه اى به مقدار كارى است كه انجام داده است.» (انعام/۱۳۲)

در برخى از آيات نيل به درجات بالا را، معلول ايمان و معرفت انسان مى داند چنانكه مى فرمايد:

«خداوند كسانى را از شما كه ايمان آورده اند و افرادى را كه داراى علم و دانش هستند بالا مى برد و درجاتى به آن مى بخشد.» (مجادله/۱۱)

به حكم آيه نخست، ارتفاع درجه در سايه عمل، و به حكم آيه دوم، رفعت منوط بر ايمان و علم است، نتيجه جمع ميان مضمون دو آيه اين است كه انسان در سايه سه عنصرى به نام معرفت و شناخت، ايمان و تسليم و كار و كوشش به درجاتى نايل مى گردد.

در حالى كه اين سه عنصر به هم ارتباط و پيوند كامل دارد، ولى در يكديگر نيز موثر مى باشد، رسوخ ايمان و قرونى آن در سايه تداوم كار و كوشش است كه به ايمان دوام و استحكام و قرونى بيشتر مى بخشد و در قرآن به اين قسمت نيز اشاره شده است آن جا كه مى فرمايد:

«آنان كه ايمان آورده اند و عمل نيك انجام داده اند، خداى آنان آن ها را هدايت مى كند.» (يونس/۹)

۴- آياتى كه محبوبيت اجتماعى افراد را منوط به انجام عمل صالح مى داند كه عمل آنان از روى ايمان به خدا سرچشمه مى گيرد چنانچه مى فرمايد:

««آنان كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند، خداى رحمان براى آنان محبتى در دل مردم قرار مى دهد.» (مريم/۹۶)

گروهى كه مى خواهند، با شعار و سخن پراكنى، علاقه و مهر توده ها را به سوى خود جلب كنند، سخت در اشتباهند اين گروه بايد بدانند كه عامل اصيل محبت ايمان و عمل صالح است.

۵- آياتى كه مى رساند كه كار و كوشش انسان در جهان ديگر، با لباس مناسب آن جهان ظاهر مى گردد و قسمتى از پاداش اخروى جز بازگردانيدن خود عمل به خود انسان چيزى نيست چنانكه مى فرمايد:

«روزى كه هر انسانى آنچه را انجام داده است در برابر خود حاضر و آماده مى بيند.» (آل عمران/۳۰)

تشويق به كار و نكوهش تنبلى

 

اسلام، دين كار و كوشش است و به رغم تبليغاتى كه گاهى از جانب مخالفان اسلام درباره تشويق روحيه دنياگريزى و ترغيب به آخرت گرايى در اين دين مى شود و گريز از كار و كوشش را از نتايج اين نگرش در ميان مسلمانان مى دانند، منابع دينى ما پر از رواياتى است كه بر اين امر تاكيد فراوان كرده و آن را از بهترين و ارزشمندترين عبادت ها شمرده است.

در آيه اى از قرآن مجيد، آفرينش روز و روشنايى آن را براى تامين معاش ذكر كرده است:

(وجعلنا النهار معاشا) (نبا/۱۱)

«روز را براى كسب روزى معيشت قرار داديم.»

در آيه اى ديگر، ضمن بيان پاره اى از نعمت هاى الهى، استفاده از آن ها را در سايه كار دانسته است.

«و در آن زمين باغ هايى از درختان خرما و تاك قرار داديم و چشمه ها در آن روان كرديم تا از ميوه آن و كاركرد دست هاى خودشان بخورند. آيا باز هم سپاس نمى گزارند؟» (يس/۳۵و۳۴)

اهميت دادن به كيفيت كار

 

در دين اسلام، كيفيت كار، همواره اهميت بيشترى از كميت آن دارد، به طورى كه حتى در عبادات و امور معنوى نيز برخلاف تصور بعضى، به فراوانى عبادت دعوت نشده بلكه بر انجام نيكوى آن ها تاكيد شده است، چنانكه در قرآن كريم مى خوانيم:

«آنان كه به خدا ايمان آوردند و عمل شايسته انجام دادند، بى شك ما پاداش نيكوكاران را از بين نخواهيم برد.» (كهف/۳۰)

در آيه ديگرى، هدف از آفرينش زندگانى و مرگ چنين معرفى شده است كه كدام يك از انسان ها اعمال شايسته ترى انجام مى دهد. (ملك/۲)

حضرت امام على (ع) ارزش هر انسانى را متناسب با كارهاى شايسته او مى داند و مى فرمايد:

دقت در كارهاى دنيايى و كوشش براى انجام شايسته آن ها نيز در رفتار و گفتار معصومان به چشم مى خورد.

پيامبر گرامى اسلام در اين باره فرمود:

«كارتان را استوار و محكم انجام دهيد.» (سفينه البحار/ج۲/ص۲۷۸)

آسيب شناسى كار و تلاش

 

انسان دين باور وظيفه دارد به عمران و آبادى زمين بپردازد (هود/۶۱) و به اين وسيله بر بسيارى از خواسته هاى خويش نايل آيد. (اعراف/۱۰)

يكى از مهم ترين اهرم ها در اين راستا كار و تلاش سازنده است (يس۳۵ و۳۴). كار و تلاش در فرهنگ دين ضرورتى است اجتناب ناپذير (الحياه ۱/۳۲۹) كه همه لحظات زندگى را دربرمى گيرد (الحياه۵/۳۱۸) خداوند از انسان بيكار بيزار و روگردان است. (الحياه۵/ ۳۳۴) در رهنمودهاى دينى، فردى كه براى تامين نيازهاى خود تلاش نمى كند، مورد لعن قرار گرفته است. (الحياه۵/۳۳۳)

چنين فردى با دين فروشى به حيات خود ادامه مى دهد (الحياه۵/۳۳۲) و زيست انگل وار دارد. (الحياه ۵/۳۵۵)

سستى، تنبلى و بيكارى جامعه را به شدت آسيب پذير مى سازد (الحياه/۳۷۷) و انواع فسادها در آن رواج مى يابد. (الحياه۴/۷۲)

و از علل مهم واپسگرايى است. (الحياه ۴/۳۱۸) عبادتى كه بنيان آن را بيكارگى تشكيل دهد، نوعى كج انديشى دينى تلقى شده است. (الحياه ۵/۳۲۱) دين اجازه نمى دهد انسان در صورت امكان حتى در سخت ترين شرايط از كار و تلاش سازنده دست بكشد و به سوال و تكدى بپردازد. پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «اگر انسان ريسمانى بگيرد، پشته اى هيزم را بر دوش كشد و آن را بفروشد و از اين رهگذر نيازهاى خود را برآورد، بسى بهتر است از اين كه از ديگران درخواست كمك كند و با تكدى شخصيت خويش را خدشه دار سازد.» (الحياه ۵/۳۱۶).

كار و تلاش در سلامت جسمى و روانى انسان نقش بسزايى دارد. (الحياه ۵/۲۹۱) راه بهره مندى انسان از يافته هاى علمى است (الحياه ۱/۳۲۳) و خود زمينه ساز آگاهى به ناشناخته هاست. امام على (ع) در اين مورد مى فرمايند: «به كار بستن يافته هاى علمى بهترين وسيله براى شكوفايى علم و كشف ناشناخته هاست.» (الحياه۱/۱۰۳) سرمايه اى بس گرانبهاست كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «كار و تلاش، گنج است.» (الحياه ۱/۲۹۱) كه با آن مى توان به اهداف مورد نظر دست يافت. (الحياه ۱/۲۹۳)

منابع:

 

۱- سيماى اقتصاد اسلامى

۲- سياست هاى اقتصادى در اسلام

۳- پديده شناسى فقر و توسعه (۱)
همت و کارمضاعف در زمینه رشد و شکوفایی





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 7:56 PM نظرات 0

مفهوم شناسی اجاره در فقه و قرآن

 

در گذشته کار و کارگری در شكل اجاره و اجير و نوعي از عقود خودنمايي ميكرد و در آيات قرآن و نيز فقه اسلامي كتابي به عنوان اجاره را به خود اختصاص داده است. در كتب فقهي اجاره به معناي عقد تمليك عمل و يا منفعتي معين در برابر عوض معلوم به كار رفته است. [2]

مورد اجاره اگر منفعت عين يا حيواني باشد، به آن اجاره اعيان يا اجاره منافع ميگويند. در اين اجاره، تسليم كننده عين را موجر و پرداخت كننده عوض را مستاجر ميگويند؛ و اگر مورد اجاره، كار انساني باشد، به آن اجاره اعمال و يا اجاره ذمه گويند. [3]

اجير يا همان كارگر بر دو نوع است: 1. اجيرخاص و مقيد كه متعهد ميشود تا عملي را شخصا در مدت معيني انجام دهد و حق ندارد در اين مدت بدون اجازه مستاجر براي فرد ديگري كاري انجام دهد [4] ؛ 2. اجیر مشترك و مطلق كه عملي را بدون تعهد مباشرت و تعيين مدت متعهد ميشود يا در يك زمان اجير اشخاص متعدد ميشود. [5]

در قرآن از مشتقات ماده اجر واژه "تاجرني" به معناي کار با مزد و اجرت، يك بار در آيه 27 سوره قصص "و استاجر و استاجرت " به معناي اجاره گرفتن دوبار در آيه 26 همان سوره و اجر به معناي مزد مادي و يا معنوي و پاداش دنيايي و اخروي فراوان آمده است كه برخي از آنها به بحث كار و كارگري و اجاره ارتباط دارند.

در داستان موسي(ع) و شعيب(ع) مسأله كار و كارگري و حقوق كارگر مطرح شده است. از اين رو از مهمترين آيات مورد توجه در اين حوزه است. موسي (ع) به عنوان فردي نيرومند حاضر ميشود تا در برابر مزد و عوض مالي نيروي كار خويش را در اختيار شعيب(ع) به عنوان كارفرما بگذارد. [6]

همچنین حضرت موسي (ع) در داستان همراهي خود با عالم رباني ( خضر پيامبر) نيز به وی پيشنهاد ميدهد كه در برابر گرفتن مزد به كارگري بپردازند. [7] اين مساله كارگري و مزد خواستن در برابر نيروي انساني و بدني در دو جاي ديگر قرآن مطرح شده است: نخست در مسأله تقاضاي ساحران براي دريافت اجرت از فرعون در آيات 113 و 114 سوره اعراف است كه در آنجا ساحران پيشنهاد ميكنند تا فرعون در برابر هنر جادوگري و سحر ايشان، مزدي را بپردازد و فرعون نيز با پذيرش پيشنهاد براي تشويق ساحران آنان را به قرب منزلت و مقام نيز وعده ميدهد. در مورد ديگر، مردماني به ذوالقرنين پيشنهاد مي كنند تا براي ساختن سد، اجرت و مزدي را دريافت كند. [8]

فلسفه كارگري

 

انسان به عنوان خليفه الهي بر روی زمين مأمور و موظف است تا به عنوان يكي از اهداف ابتدايي و يا مياني اقدام به استعمار و آباداني زمين كند. قرآن در اين باره ميفرمايد: «هو انشاكم من الارض و استعمركم فيها؛ [9] او شما را از زمين ايجاد كرد و خواست تا آن را آبادان و عمران كنيد.»

آبادي و آباداني زمين به عنوان مأموريت انسان در زمين بدون تلاش و كوشش و كار امكان پذير نيست. انسانها با تلاش و كار و كوشش است كه زمين را به شكل كنوني آباد كرده و از امكانات و فرصت هاي پيش روي بشر بهرهمند ميشوند.

از آنجايي كه انسان به جهت ذات استخدامگر خويش گرايش به اجتماع و جامعه دارد، در شكل اجتماعي زندگي خود را سامان ميدهد تا از فرصتها و امكانات ديگري بهرهمند گردد و از آن براي رفع نيازهاي خود و دفع مشكلاتش استفاده كند.

حركت چرخ زندگي بشر در گرو تعاون، خدمت و استفاده متقابل از خدمات يكديگر است كه يكي از راههاي آن اجاره و كارگري است. خداوند در اين باره مي فرمايد: «نحن قسمنا بينهم معيشتهم في الحياة الدنيا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات ليتخذ بعضهم بعضا سخريا؛ [10] ما وسايل معاش آنان را در زندگي دنيا ميانشان تقسيم كرده و برخي را برتر از برخي ديگر قرار دادهايم تا بعضي از آنان بعض ديگر را به خدمت گيرند.»

به نظر طبرسي، علت تفاوت روزي بندگان ، اين است كه انسانها از كار يك ديگر بهره مند گردند. [11] و اگر انسانها در تمام درجات از قوت و ضعف، علم و جهل، زيركي و بلاهت و ديگر مراتب، مساوي بودند، هيچ انساني حاضر به كاركردن براي ديگري نبود و اين امر موجب اختلال نظام عالم و فساد زندگي بشر ميشد.

در روايتي علي(ع) علت تفاوت آفرينش انسانها را بهرهمند شدن آنان از خدمات يكديگر دانسته و فرموده است: «هيچ انساني توانايي اين امر را ندارد كه بنّا، نجار و يا صنعتگر خويش باشد. تمام كارهايش را به تنهايي و بدون استخدام و به كارگيري ديگري انجام دهد.» [12]

حقوق كارگر و آداب كارگري

 

قرآن براي كارگري قوانين، حقوق، شرايط و آدابي بيان داشته تا حق كارفرمايان و كارگران به عنوان جامعه انساني به طور دقيق مراعات گردد و حق گروهي در برابر گروه ديگر ضايع و تباه نگردد. در آيات قرآن براي كارگري شرايطي بيان شده است كه بدون تحقق آن كاركردن و كارگري نادرست است. از جمله اين شرايط آن است كه كارگر بالغ باشد. از اين رو كارگري كودكان غير بالغ نادرست و باطل است؛ زيرا كودك تا پيش از بلوغ و رشد جسماني و عقلاني اختياري ندارد تا بتواند نيروي كار و يا انديشه خود را در برابر مزد و اجرتي واگذار كند. [13]

از ديگر شرايط كارگري رشد است. فقيهان با استناد به آيات 5 و 6 سوره نساء و نيز آيه 282 سوره بقره گفتهاند كه تصرفات مالي سفيه ممنوع است و از اين رو حق اجاره دادن اموال خود را ندارد. اما در اجير شدن و كارگري او دو نظر است و آنان كه كارگري وي را نيز ممنوع دانستهاند، بر اين باورند كه وي نفع و ضرر خويش را نمي شناسد و به همین دلیل نميتواند خود را به كارگري واگذار كند. [14]

عقل (همان آيات)، اختيار و رضايت (نساء آيه 29 و بقره آيه 275)، مباح بودن منفعت ( نساء آيه 29 و نيز مائده آيه 2)، مملوك بودن عوضين (همان) مشخص بودن عمل و مدت آن (قصص آيه 27) از ديگر شرايط كارگري از ديدگاه قرآن است.

همچنین قرآن احکامی را برای کارگري و اجير شدن بيان ميكند كه مهمترين آن مسأله لزوم و وجوب عقد اجاره (مائده آيه 1) است. به اين معنا كه وفاي به آن براي هر دو طرف كارگر و كارفرما لازم و ضروري است و مي بايست پاي بند عقد اجاره باشند.

در آداب اجاره و كار و كارگري نيز مطالب مهمي را قرآن مطرح مي سازد كه مي توان به آسان گيري بر كارگر (قصص آيه 27) رفتار شايسته (همان) قدرت و امانتداري (همان آيه 26) اشاره كرد.

اين دسته از احكام متوجه كارفرمايان و كارگران است؛ اما بخشي از حقوق كارگري هست كه دولت متكفل به انجام آن است. مهمترين امري كه بر عهده دولت اسلامي است توجه به مساله معيشتي كارگران، بازنشستگان و از كار افتادگان است كه در شكل تكافل اجتماعي و تامين اجتماعي خود نمايي ميكند. بر دولت است تا از بيت مال مسلمين زندگي كارگران بازنشسته و از كار افتاده را تأمين كند و وسايل آسايش ايشان را در حد معقول و مقبول فراهم آورد.

پی نوشت ها:

[1] . سوره نجم، آيه 39.

[2] الحدائق الناضره ج 21 ص 532، موسوعة الفقه ج 2 ص 119 و العروة الوثقي ج 2 ص 397

[3] . موسوعه الفقه ج 2 ص 200 .

[4] . جواهر الكلام ، ج 27 ص 263

[5] . همان پيشين ص 268

[6] . قصص آيات 25 تا 29

[7] . سوره كهف آيه 77

[8] . سوره كهف آيه 94

[9] . سوره هود آيه 61

[10] سوره زخرف آيه 32

[11] مجمع البيان ، ج 9 ص 71

[12] وسايل الشيعه ج 19 ص 103

[13] ر. ک: نساء

[14] مستند العروة بحث اجاره ص الوثقي
محورهمت و کارمضاعف در حوزه کارآفرینی و اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 7:47 PM نظرات 0
 
 
همت مضاعف علامه حسن زاده آملي به نقل از شاگردشان استاد صمدي آملي:

بايد اهل همت بود ، استاد عظيم الشأن ما ( علامه حسن زاده آملي ) مي فرمود :

آن زمان كه در تهران بودم ، به دليل مشكلاتي ماهها در انباري كوچكي از پشت بام خانه اي ، با زن و فرزندانم به اجاره نشسته بودم اما در آن مدت حتي يك ساعت از درس هيئتم را تعطيل نكردم ....

در جاي ديگر مي فرمودند :

13 سال ، هر روز بعد از نماز صبح ( بين الطلوعين ) براي درس خدمت علامه شعراني مي رسيدم ، بعد از طلوع آفتاب هم كلاس دوم شروع مي شد ، عده اي مي رفتند و عده اي ديگر مي آمدند ، اما من مي نشستم و تا اذان ظهر ، حدود هفت ساعت خدمتشان بودم و كسب معارف مي كردم ، اما باز دلم آرام نمي گرفت و به همراه ايشان به مسجد مي رفتم و نماز مي خواندم و دوباره تا دم خانه با ايشان مي آمدم تا شايد بتوانم در راه هم كُد و رمزي از ايشان بگيرم.

بعد مي فرمودند :

براي اين كه مبادا از صبح تا ظهر ، نيازي به رفع حاجت پيدا كنم و مبادا ناچار شوم – مثلا – به آقايم بگويم : « دستشويي منزل شما كجاست؟ » در اين 13 سال نه شب شام خوردم و نه صبح صبحانه !
همت وکارمضاعف در حوزه تعالی شخصیت و رفتار




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 7:31 PM نظرات 0
 
 

چرا زن مسلمان هم مانند زن غربی در عرصه زندگی وارد نشود تا صفای شخصیت خود را دریابد و حقوق خود را کسب کند، روی پای خودش بایستد و در ترقی و پیشرفت جامعه خود سهیم گردد ؟

ما می خواهیم حکم و حدود شرعی کار زن مسلمانی را که بدون ضرر و زیان به دین خود ، برای دنیایش کار می کند بدانیم . البته حکمی که ا ز نظریه تند روها و سختگیرانی که می خواهند زن در س نخواند و کار نکند و از خانه خود حتی برای مسجد هم خارج نگردد و همچنین از نظریه کسانی که می خواهند زن را ا زهر قیدی آزاد کرده و او را بی بند و بار بار آورند و چون کالای بی ارزشی در بازار عرضه گردد کاملا" دور باشد . آنچه ما می خواهیم حکم شرعی صحیح و عاری از هر گونه افراط و تفریط است .

▪ جواب: زن همچون مرد ، یک انسان است و همانطور که قرآن بیان می دارد زن از مرد و مرد از زن است .

((بعضکم من بعض )) [ آ ل عمران/ ۱۹۵.]

انسان هم موجود زنده ای است که فکر و عمل جزو سرشت او است و گرنه انسان نیست. خداوند متعال انسان را به خاطر کار کردن آفرید و اصلا" آنها را جز برای اینکه آنان را بیازماید که چه کسی نیکو کار تر است نیا فریده است .

پس زن هم همچون مرد مکلف به کار کردن و به ویژه کارهای نیک است . لذا زن هم مانند مرد بر طبق عمل خودش مستوجب اجر و ثواب از طرف پروردگار است .همانطور که خداوند متعال می فرماید :[ پس خداوند دعاهای ایشان را اجابت کرد و فرمود البته من عمل هیچ کسی از مرد وزن را بی مزد نمی گذارم ] (آ ل عمران / ۱۹۵.)

زیرا همه در نظر خداوند یکسا نند و بعضی بر بعضی دیگر برتری ندارند .

زن در مقابل اعمال نیکش در قیامت جزای نیک ، و در دنیا هم پاداش داده می شود .[هر کسی از مرد وزن کار نیکی به شرط ایمان به خدا به جای آورد ما او را در زندگی خوش و با سعادت ابدی قرار خوا هیم داد ] ( النحل/ ۹۷.)

باز همانطور که همواره گفته می شود ، زن نصف جامعه انسانی است . از اسلا م بعید است که نصف جامعه خود را نادیده بگیرد و او را به جمود و فلج بکشاند . به طوری که این دسته از زندگی دنیا فقط گیرنده باشد نه بخشنده ، مصرف کننده نعمتهای آن باشد ، اما چیزی را برای آن تولید نکند .

البته نباید فراموش کرد که نخستین و مهم ترین کار زن که درآن هیچگونه شک و تردیدی نیست همانا تربیت و پرورش فرزندان است که خداوند او را از لحاظ جسمی ، روانی و عاطفی برای آن مهیا کرده است و لازم است که هیچ نوع فعالیت مادی و دنیوی دیگری او را از این رسالت مهم باز ندارد ؛ زیرا در این کار بزرگ ( تربیت اولاد ) که آینده امت وابسته به آن است و عظیم ترین ذخائر بشری از آن منبعث می گردد هیچ کسی جای زن را نمی گیرد . خداوند شاعر نیل ، حافظ ابراهیم را بیا مرزد که فرموده است :« مادر مدرسه ای است که اگر او را خوب آماده کنی ، ماتی نیک نهاد را آماده ساخته ای .»

مراقبت و سرپرستی خانه ، سعادتمندی همسر ، و ایجاد یک خانواده خوشبخت ، بر پایه آسایش، آرامش، الفت و مهربانی نمونه هایی از کار ساختن آن مدرسه به شمار می آید . روایت است که رفتار و کردار نیک زن ، با شوهر به عنوان جهاد در راه خدا به حساب می آید . و این بدان معنی نیست که کار زن در خارج از منزل خود ،شرعا" حرام باشد . هیچ کس نمی تواند بدون نص شرعی ای ، که صحت و صراحت آن به اثبات رسیده باشد ، چیزی را حرام گرداند . در حالی که اصل در اشیا و رفتارها و کارهای معمولی ( همانطور که معلوم است ) بر اباحه است .

بر این اساس می توان گفت کار زن در حد ذات خود جایز است و گاهی در صورت نیاز به مطلوب استحبابی و یا وجوبی انتقال می یابد . مانند اینکه زن بی سرپرستی و یا مطلقه ای که فاقد هیچ گونه درامدی است به خاطر اجتناب از مذ لت و گدائی و منت دیگران ، در صورت توانا ئی ، کار کند .

گاهی هم خود خانواده نیازمند کار و کوشش است . مانند تعاون همکاری با شوهر خود ، یا تربیت فرزندان ، یا تربیت برادران و خواهران کوچک خود و یا کمک به پدر کهنسال خود (همچون کار دو دختر حضرت شعیب که در قرآن در سوره قصص داستان آنان را بیان می کند که چگونه به چوپانی گوسفندان پدرشان اقدام می نمودند .

((قالتا لانسقی حتی یصدر الرعا ء و ابونا شیخ کبیر )) [ القصص/ ۲۳.]

آمده است که اسماء دختر ابوبکر (مشهور به ذات النطاقین) شوهر خود ، زبیر ابن عوام را در پرورش و رام کردن در اعمال مربوط به اسبها و خرد کردن هسته های خرما برای شتران آبکش ، کمک و یاری می کرد تا جایی که ایشان از باغ بسیار دور شوهرش از مدینه ، هسته های خرما را بر روی سر حمل می نمود و به شهر می آورد .

گاهی جامعه خود نیاز مبرم به کار زن پیدا میکند . مانند طبابت و پرستاری زنان، آموزش دختران و کارهای دیگر که مخصوص زنان هستند . پس بهتر است ( در صورت کار خارج از منزل به هر علتی که باشد ) با زنان رابطه کاری داشته باشد تا مردان .

پذیرش مرد در همکاری با زن در بعضی حالات به خاطر ضرورت است و باید به مقدار آن ضرورت از آن استفاده گردد و نباید به عنوان یک قانون ثابت قلمداد شود . اگر چه کار زن را در خارج از منزل روا و مجاز دانسته ایم ، اما واجب است که آن اجازه مقید به چند شرط باشد از جمله :

۱) باید آن کاری که زن انجام می دهد ، ذاتا" خود مشروع باشد . یعنی فی نفسه حرام و یا منجر به ارتکاب حرام نگردد . مانند خدمت کردن به یک مرد مجرد ، یا کار منشی گری مخصوص ،برای مدیرانی که حرفه اش خلوت با مدیر را اقتضا نماید ، یا رقاصه ای که موجب تحریک شهوات و غرائز دنیوی گردد ، یا گارسون ... رستوران که برای مهمانان ساقی شراب باشد . در حالی که رسول خدا (ص) ساقی ، حامل و فروشنده آن را لعنت کرده است ، یا میهمان دار هواپیما باشد که به حکم وظیفه شغلی مسکرات را به مسافران تقدیم نماید و یا کار در سفرهای طولانی بدون محرم که مجبور شود در شهرها و کشورهای تنها و غریب بماند و امثال این نوع کارها ی دیگر که اسلام آنها را مخصوصا" نسبت به زنان و یا بر زنان و مردان به طور عموم حرام کرده است .

۲) زن باید هنگام خارج شدن از منزل در لباس ، راه رفتن ، سخن گفتن و حرکات دیگر آداب یک زن مسلمان را رعایت کند .(( به زنان با ایمان بگو : دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو ببندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا" ار آن پیداست .))[النور/۳۱.]

(( و پاهای خود را به گونه ای به زمین نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته می دارند معلوم گردد .)) [ النور /۳۱]

۳) کار زن نباید موجب ترک و یا اهمال در وظایف مهم دیگر او گردد مانند وظایف او در قبال همسر و فرزندانش که وظیفه نخستین و کار اصلی او
شمرده می شو
همت و کار مضاعف در حوه زناند.




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 7:24 PM نظرات 0
 

پیامبر خدا(ص) فرموده است:

إنّ الله تعالی یحبّ مِن العاملِ إذا عَمِلَ أن یحسِن.

خداوند، دوست دارد که هر کارگزاری که کار می‌کند، نیکو کار کند
.

 






 




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 7:22 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
POWERED BY RASEKHOON.NET