با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید
 

همت و کارمضاعف در حوزه بازدهی کار و نیروی انسانی
با نگاهي به وضعيت کار و فرهنگ حاکم بر بازار کار کانادا ، و مقايسه ضمني آن با وضعيت موجود در ايران ، مي توان بخشي از دلايل موفقيت آنان دريافت.

(البته برخي از موارد زير در ايران اجرا مي شود ، اما ممکن است نتايج مشابه کشورهاي توسعه يافته را نداشته باشد.)

 

1- تخصص گرايي: هر گونه استخدام در کانادا بر مبناي تخصص فرد انجام مي شود، به همين منظور شما مي بايست، رزومه محکم و قوي، متناسب با نياز کارفرمايان تهيه و در مصاحبه شغلي مربوطه شرکت کنيد و اگر سوابق و توانمنديهاي شما، مورد تأييد قرار بگيرد، شانس تصاحب پست اعلام شده را خواهيد داشت. به همين دليل شرايط و جايگاه هر شغل ، به دقت تعريف شده و متقاضيان بر مبناي آن ارزيابي مي شوند و چون در اين زمينه نوعي مسابقه و رقايت مطرح مي شود، شايسته ترين فرد نيز انتخاب مي شود.

 

بنابراين، در چنين شرايطي، نيازي به آموزش فرد جديد نيست و وي در سريعترين زمان، به کار خود تسلط پيدا مي کند. چه اين کار، يک پست با تحصيلات عالي و مهارت ويژه باشد و چه شغل عادي.

 

2- تعريف دقيق شرح وظايف: شرح وظايف و مسئوليت هاي مربوط به هر شغل، در ايران نيز تعريف شده و به کارمند ابلاغ مي شود ( گاهي هم نمي شود و شفاهي گفته مي شود!) اما کمتر ديده شده، همه آن مواردي که بطور تئوري براي او معين شده به اجرا دربيايد.

در حاليکه در اينجا، ملاک عملکرد و قضاوت در خصوص نحوه کار کارمند، بر مبناي همان شرح وظايف بوده و علاوه بر اين، در مواقع لزوم، حتي ارزش حقوقي نيز مي يابد. از سوي ديگر، تکليف فرد در مقابل دستمزدي که مي گيرد، روشن است و با ايجاد تغيير در سيستم مديريت و يا هر نوع جابجايي ديگر، همچنان به کار تعريف شده خود ادامه مي دهد.

از سوي ديگر با توجه به اينکه در سازمان هاي کانادايي، پست هايي نظير آبدارچي، نامه رسان، تايپيست و غيره معني ندارد، انجام کارهايي از آن دست، جزو وظايف شخصي هر کارمند محسوب شده و نيازي به تذکر مجدد نيست.

 

3- اعتماد: وقتي فرد متخصصي استخدام شده، و وظايفش نيز مشخص شود، نگراني مدير در خصوص ميزان بازده او کمتر مي شود و با اطمينان، اختيارات لازم را به او مي دهد. اينکار ، سرعت عمل در سيستم اداري را افزايش داده و از ميزان کاغذبازي و بلاتکليفي در مقابل ارباب رجوع نيز مي کاهد.

 

4- نظارت: اگر چه يک کارشناس در اينجا از اختيارات لازم متناسب با جايگاه خود برخوردار است، اما عملکرد تک تک کارمندان ، بطور مداوم، از سوي مقامات بالاتر ارزيابي مي شود و بر مبناي آن در خصوص ادامه کار و يا ارتقاي شغلي او تصميم گيري مي شود.

 

5- عدم تضمين شغلي: هيچکس در کانادا براي يک دوره 30 ساله استخدام نمي شود. قراردادها چه دولتي و چه خصوصي ، يک ساله است و حتي اگر سازمان از يک کارمند راضي نباشد ممکن است قرارداد را بطور يکجانبه لغو کند و او نيز حق اعتراض نخواهد داشت. اما دليل اخراج به وضوح، و با در نظر گرفتن اصول قضايي ، به وي گوشزد مي شود. بنابراين اگر کسي مايل به حفظ شغل و درآمد خود باشد، بايد کيفيت و بازده کاري خود را حفظ کند، در غير اينصورت، براحتي عذر او خواسته مي شود. ( گاهي نيز افراد صرفا بخاطر تعديل نيرو و مشکلات اقتصادي سازمان، اخراج مي شوند که در اين حالت نيز، اعتراضي وارد نيست).

 

6- محيط کار و مقررات مربوطه: ساعت ورود و خروج کارمندان بدقت کنترل مي شود و فرد مي بايست ، طي 8 ساعت حضور در محل کار خود، کاملا مشغول انجام وظيفه باشد و تنها حدود نيم ساعت وقت ناهار يا کشيدن سيگار در بيرون از ساختمان را خواهد داشت. اينطور نيست که يک کارمند ميز خود را بي دليل ترک کرده يا از مهمانان پذيرايي کند. حتي زمان و مکان نوشيدن قهوه نيز تعريف شده و اگر کسي بخواهد به بهانه اي مدام از زير کار در برود، از چشم مديران دور نمي ماند.

 

7- دقت عمل و تمرکز: کارمندان معمولا نسبت به وظيفه اي که به آنها سپرده مي شود حساس بوده و سعي مي کنند با دقت و تمرکز لازم ، آن را بانجام برسانند. حوزه توجه و کنجکاوي آنها، صرفا در اطراف ميز خود و يا با همکاران و مدير مربوطه است. آنان وقتي براي پيگيري اخبار داخلي سازمان، مسئله حقوق و دستمزد و پاداش سايرين، اختلافات بين بخش ها يا مديران و يا ساير اتفاقات روزمره ندارند. چرا که اينگونه موارد، به آنها مربوط نبوده و سرعت عمل و بازده کار او را نيز کاهش مي دهد.

 

8- تعهد کاري: سمبل کاري و سردواندن ارباب رجوع يا سرهم بندي کردن امور، امري عجيب و غير عادي در اينجا تلقي مي شود و حتي به قيمت از دست دادن شغل کارمند تمام مي شود. چون همه افراد، کار خود را تخصصي مي دانند، بنابراين سعي مي کنند ، آن را بنحو احسن انجام دهند. اين موضوع ارتباطي به اعتقادات مذهبي آنها ندارد و بصورت يک فرهنگ شغلي، رعايت مي شود.

 

9- اکتفا به حداقل ها: کارمندان براي پيشبرد کار ، سعي مي کنند کار خود را متناسب با امکانات موجود سامان ببخشند و اينطور نيست که به بهانه آماده نبودن يک وسيله يا درخواست، کارها عقب بيافتد. آنان خود ، جايگزين هاي لازم را پيشنهاد داده و کار را پيش مي برند.

 

10- تأمين بموقع امکانات مورد نياز کارکنان: مديريت سازمان براي بهره برداري هرچه بيشتر از ساعات حضور کارکنان و هدر نرفتن سرمايه شرکت، همواره پيش بيني هاي لازم در خصوص تهيه امکانات مورد نياز اداري و تخصصي بخش هاي مختلف بعمل آورده و نمي گذارد بخاطر نبود يک وسيله يا بودجه مربوطه، کار تشکيلات بخوابد. ضمن اينکه همواره مديران مياني از اختيار لازم براي تصميم گيري در مواقع خاص برخوردار هستند و موقعيت هاي اينچنيني را مديريت مي کنند.

 

11- جايگاه مديريت: يکي از مهمترين اموري که باعث موفقيت سازمان هاي کانادايي مي شود، تعريف دقيق جايگاه مديريت و افراد مربوطه است. به يقين مي توان گفت همه کساني که از جايگاه بالاتري نسبت به شما در يک اداره برخوردار هستند، داراي سواد، تخصص يا سابقه بيشتري هستند و شما براحتي زير نظر آنان مشغول خدمت مي شويد و مي دانيد که امکان ارتقاي شغلي، براي هر فردي که لياقت خود را باثبات برساند، فراهم است.

 

آنچه گفته شد، در واقع يک نماي کلي از سيستم اداري موجود در کانادا است که ممکن است در برخي جاها بطور کامل صادق نباشد و ما منکر وجود پارتي بازي يا بقول معروف داشتن Connection و يا تبعيض نژادي نسبت به مهاجران در مقابل کانادايي ها براي شغل هاي خاص نيستيم.
همت و کارمضاعف در حوزه بازدهی کار و نیروی انسانی




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 7:08 PM نظرات 0
 

همت و کارمضاعف در حوزه خدمت رسانی و کارآفرینی

چند تا ایده و فکر بکر داشته‌اید که به خاطر بی‌حوصلگی‌تان به دست فراموشی سپرده شده‌اند و فرصت نکرده‌اند به عمل تبدیل شوند؟

در دنیای اسرارآمیزی که هر روز همه چیز در حال حرکت و تغییر و تحول است، به نظر می‌رسد ما آدم‌ها شاگرد اول‌های کلاس تنبلی باشیم. هر چقدر هم که بگویید کارتان سخت است و بهتر از نسل‌های قبل کار می‌کنید اما واقعیت این است که تنبلی و میل به سکون در این دوره بیشتر از دوره‌های قبل گریبان آدم‌ها را گرفته است.

در زمان‌های قدیم و قبل از اینکه تکنولوژی به اندازه الان پیشرفت کند، برای بیشتر انسان‌ها منابع محدود و غیرقابل پیش‌بینی بوده است. آنها سعی می‌کردند تا جایی که ممکن است انرژی را ذخیره کنند. محرک‌های بیرونی قوی و اجبارکننده بودند. گرسنگی و تشنگی تهدیدهای اصلی بودند. برای آنها خیلی حیاتی بوده است که انرژی را ذخیره کنند. آنها گاهی با کم تلاش کردن این کار را انجام می‌دادند.

این روزها خیلی چیزها عوض شده است. ما با انرژی بیشتر و انگیزه‌های مستقیم، کمتر سر و کار داریم. بین آرزوها و عمل نیاکان ما فاصله کمی بود؛ تشنه می‌شدند، به دنبال آب می‌رفتند، با گرسنگی دنبال غذا می‌رفتند، برای رفتارهایشان لازم نبود ازماه‌ها قبل برنامه‌ریزی کنند؛ رفتارهایی که باعث بقای آنها می‌شد، نتایج کوتاه‌مدت داشت و در دنیای بدون دارو، بانک و حتی یخچال آن موقع لازم نبوده خیلی به آینده فکر کرد.

تنبلی از کجا شروع می‌شود؟

روان شناسان معتقدند تنبلی وقتی به وجود می‌آید که امکان برنامه‌ریزی برای آینده وجود داشته باشد. آن چیزی که باعث می‌شود بدون اینکه نیازهای آنی‌مان ارضا شود و به انجام کار ادامه دهیم، آینده‌نگری است. بعضی آدم‌ها آینده‌نگرترند. آنها بدون اینکه گرسنه یا تشنه باشند، با انگیزه زیادی کار می‌کنند. این آدم‌ها به بقیه می‌گویند تنبل.

این روزها ما برای رسیدن به اهداف بلند مدت‌مان گاهی مجبور می‌شویم از لذت‌های ساده روزانه‌مان بگذریم؛ آن وقت است که احساس می‌کنیم مورد ظلم واقع شده‌ایم چون ذهن ما به انگیزه‌های آنی پاسخ می‌دهد. خوابیدن، کار نکردن، نشستن و تماشای برنامه‌های تلویزیون برای ما خوشایند‌تر از کارهایی هستند که قرار است چند ماه یا چند سال بعد نتیجه‌شان را ببینیم.

تنبلی آسیب نیست؛ در واقع یک حس عدم تمایل به مصرف انرژی وجود دارد. اما در دوره‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم و لازم است کارایی‌مان بالا باشد، تنبلی باعث آسیب و ناراحتی می‌شود.

چرا از انجام کار طفره می‌رویم؟

طفره رفتن و از زیر کار در رفتن وقتی پیش می‌آید که تصور کنیم کارها خیلی سخت و دشوار است؛ آن وقت است که با خودمان می‌گوییم بهتر است این کار را فردا انجام دهیم. بعضی روان‌شناسان می‌گویند این مشکل بعد از انقلاب صنعتی – که نیاز به برنامه‌ریزی بیشتر شد – به وجود آمده است.

 

کارشناسان علوم رفتاری می‌گویند ما کارهایی را که زودتر جواب می‌دهند ترجیح می‌دهیم. درس خواندن برای امتحانی که ماه‌ها بعد قرار است برگزار شود، به اندازه بازی شطرنج برای ما لذت‌بخش نیست. ما نمی‌توانیم درباره آینده بازخورد آنی داشته باشیم چون ممکن است اطمینان‌مان را نسبت به توانایی انجام کار از دست بدهیم، احساس ‌کنیم تلاش برای رسیدن به اهداف بلندمدت کاری سخت و غیرقابل تحمل است و بعد هم فکر ‌کنیم بد نیست زندگی عادی‌مان را ادامه دهیم.

 

در واقع همین تمایل ما به سکون باعث می‌شود تصور کنیم این کار، کارسخت و دشواری است و نمی‌توانیم از عهده آن بر بیاییم. اما این روزها انجام کار به این معنی است که بر لذت‌ها و پاداش‌های آنی غلبه کنید و بدانید هدفی که شما لحظات‌تان را برای رسیدن به آن صرف می‌کنید، ارزش‌اش را دارد. در دنیای امروز اگر بخواهید طبق الگوی ذهنی منتظر پاداش آنی باشید و تنبلی کنید ضرر زیادی خواهید کرد. نگران نباشید؛ همیشه می‌شود کار را شروع کرد.

چطور تنبلی را از خودمان دور کنیم؟

 

الگوی ذهنی ما طوری شکل گرفته که مغزمان پاداش‌های آنی و نتایج کوتاه‌مدت را ترجیح می‌دهد. اما ما وقتی از عهده کارهای ناخوشایند بربیاییم، بیشتر از خودمان رضایت داریم. برای مقابله با تنبلی توصیه‌های زیر می‌تواند مفید باشد.

 

* از کم شروع کنید: از خودتان بپرسید انجام این کار به مدت ۱۵دقیقه واقعا خیلی سخت و دشوار است؟ با کمی دقت متوجه می‌شوید که این‌طور نیست. با این روش مشاهده خواهید کرد بعد از مدتی از انجام همان کارها لذت خواهید برد.

 

* در برابر افکار منفی و پیش‌فرض‌هایتان مقاومت کنید: حتی تصور نتوانستن را از خودتان دور کنید. ما بیشتر مواقع با آزمون و خطا یاد می‌گیریم. اگر دید وسیع‌تری داشته باشید می‌توانید از عهده کارهای بزرگ بربیایید.

 

* برنامه‌ریزی داشته باشید: هر روز اهداف‌تان را بنویسید و برنامه ریزی کنید.

با این کار احتمال اینکه از هدفتان دور نشوید و طی روز کارهایی انجام دهید که شما را به هدف نزدیک‌تر کند، بیشتر است.

* از دیگران کمک بگیرید: برای انجام کامل یک کار از دیگران کمک بگیرید. موضوع را با آنها در میان بگذارید. انگیزه‌های خارجی حس انجام وظیفه شما را بر می‌انگیزد و شما را به انجام کار تشویق می‌کند.

* قبول کنید که برای پیشرفت باید صبر و تحمل داشت: این تصور را که برای انجام هر کار باید سریع پاداش بگیرید، از خودتان دور کنید. این طرز فکر باعث می‌شود نتوانید به اهداف بلند مدت‌تان برسید.

* به خودتان پاداش بدهید: استراحت با تنبلی فرق دارد. بعد از اینکه یک کار را به طور کامل به اتمام رساندید، به عنوان پاداش به خودتان استراحت بدهید. شما بعد از یک دوره تلاش به استراحت نیاز دارید.

منبع: روزنامه ابتکار
همت و کارمضاعف در حوزه خدمت رسانی و کارآفرینی




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 5:20 PM نظرات 0
 
همت وکارمضاعف در حوزه کارآفرینی

در كتاب‌هاي كارآفريني، كارآفرين بودن به معناي در هم آميختن ويژگي‌هاي شخصي، ابزار مالي و منابع موجود در محيط كاراست. دانشمندان علوم از انساني معتقدند بسياري از ويژگي‌هاي شخصي را مي‌توان پرورش داد و به كمك آن در كسب‌وكار به موفقيت دست يافت. كارآفرين بودن يعني،‌ توانا بودن در كشف و ارزيابي فرصت‌ها، جمع‌آوري منابع لازم و عمل كردن به گونه‌اي كه از فرصت بهره‌برداري شود. كارآفرين هدايت‌كننده است و بايد در اجراي اكثر فعاليت‌هاي خود از صفت رهبري برخوردار باشد. او به طرزي حساب شده ريسك مي‌كند و از دست زدن به كارهاي بزرگ و كم‌خطر لذت مي‌برد ولي هيچ‌گاه بي‌گدار به آب نمي‌زند.

 

اغلب كتاب‌هاي مربوط به كارآفريني، 10مورد زير را از ويژگي‌هاي دروني يك كارآفرين تلقي مي‌كنند: مركز كنترل دروني، استقلال‌طلبي، نياز به كاميابي، مخاطره‌پذيري، آينده‌نگري، خلاقيت و نوآوري، خوش‌بيني، تحمل ابهام، تحمل شكست و توانايي ساخت تيم‌هاي كاري كه در زير به هريك از آنها پرداخته مي‌شود:

 

1 - مركز كنترل دروني: نگراني مهمي كه اكثر مردم هنگام تشكيل يك فعاليت كارآفرينانه نوپا با آن مواجه مي‌شوند اين است كه آيا انگيزه و توان لازم را نه تنها براي شكل دادن اوليه سازمان جديد، بلكه براي اداره و رشد آن دارا هستند يا خير؟ افراد با مركز كنترل بيروني معتقدند كه وقايع بيروني كه خارج از كنترل آنها است سرنوشت ‌شان را تعيين مي‌كند. به عبارت ديگر، كارآفرينان موفق به خود ايمان دارند و موفقيت يا شكست را به سرنوشت، اقبال يا نيروهاي مشابه نسبت نمي‌دهند. به عقيده آنها شكست‌ها و پيشرفت‌ها تحت كنترل و نفوذ آنها بوده و خود را در نتايج عملكرد‌هايشان موثر مي‌دانند.

 

2 - استقلال‌طلبي: رييس خود بودن يكي از قوي‌ترين نيازهاي فرد كارآفرين است. او مي‌خواهد كارها را به شيوه خود و براي خود انجام دهد و كاركردن براي ديگران براي او سخت است. در واقع نياز به استقلال، عاملي است كه سبب مي‌شود تا كارآفرينان به اهداف و روياهاي خود دست يابند. بيزاري آنها از نظام خشك ديوان‌سالاري با تعهد خالصانه در قبال ايجاد تغيير، به شخصيت استقلال‌طلب آنها كه مي‌خواهند همه‌چيز را به شيوه خود انجام دهند، اضافه مي‌شود.

 

3 - نياز به كاميابي: كارآفرينان با انگيزه و مهارت خود دست به رقابت مي‌زنند و سعي مي‌كنند از عهده كاري كه بر روي آن وقت و انرژي خود را متمركز كرده‌اند به درستي برآيند. تمايل به انجام كار در استانداردهاي مالي جهت پيشي گرفتن از رقبا را دارند و حتي مي‌كوشند كه استانداردها را خود تعيين كنند. زيرا افرادي كه استانداردها را در هر حرفه‌اي تعيين مي‌كنند هميشه بر بازار حاكم و مسلط هستند.

 

4 - مخاطره‌پذيري: از ويژگي‌هاي بارز كارآفرين خطر كردن و ريسك‌پذيري است. خطري كه ممكن است مالي، رواني و حتي اجتماعي باشد. البته برخلاف مردم عادي، كارآفرين خطر قمارگونه نمي‌كند، بلكه با ارزيابي دقيق و حساب شده از ميزان مخاطره تصميم مي‌گيرد و پس از آن براي دستيابي به نتيجه مطلوب از هيچ كاري فروگذار نمي‌كند. افراد كارآفرين با اختصاص انرژي و زمان زياد هميشه از موضوع بزرگ بعدي حمايت و پشتيباني مي‌كنند، در صورتي كه افراد ديگر از باقي ماندن در شهرت و افتخار خرسند مي‌شوند. «هاينر» در سال 1990 نشان داد كه كارآفرينان موفق كمتر از مديران از مخاطره پرهيز مي‌كنند، فرق آنها با مديران در اين است كه مديران خانه‌اي مي‌سازند و سعي در نگهداري آن خانه دارند و به همين دليل تهديدگرا و محافظه‌كارند و تلاش مي‌كنند وضعيت موجود را حفظ كنند، اما كارآفرينان همواره در پي ساختن خانه‌اي جديد هستند و به همين جهت فرصت‌گرا، انعطاف‌پذير و اهل ريسك هستند.

 

5 -آينده‌نگري: كارآفرينان مي‌دانند به كجا مي‌خواهند بروند. آنها تصور و ديدگاهي از آينده سازمان خود دارند. البته بسياري اوقات اين تصور از ابتدا وجود ندارد و در طي زمان شكل مي‌گيرد كه شركت چه است و چه مي‌تواند باشد، گرچه كارآفرين ممكن است مجبور به برنامه‌ريزي‌هاي كوتاه‌مدت و مقطعي باشد، ولي داشتن چنين ديدگاهي مي‌تواند اين برنامه‌ هاي كوتاه‌مدت را در يك جهت براي رسيدن به هدف هماهنگ سازد.

 

6 -خلاقيت و نوآوري: بدون شك نوآوري مهم‌ترين ويژگي كارآفرين است. خلاقيت، توانايي گسترش ايده‌هاي جديد و كشف راه‌هاي جديد با نگاه به مسائل و مشكلات و فرصت‌ها است. خلاقيت اغلب قرار دادن چيزهاي قديمي در كنار يكديگر براي راه‌هاي جديد و حذف زوايد نظر و خلق چيزي ساده‌تر و بهتر است. نوآوري توانايي به كار بردن راه‌حل‌هاي خلاق براي مسائل، مشكلات و فرصت‌ها است. به تعبيري ديگر نوآوري، عملي ساختن محصول يا خدمت از ايده‌اي خلاق است. كارآفريني نتيجه فرآيند سازمان يافته و منظمي است كه خلاقيت و نوآوري را به نيازمندي‌ها و فرصت‌ها در بازار پيوند مي‌دهد يا به عبارت ديگر با به‌كارگيري استراتژي متمركز براي يك ايده جديد، سعي مي‌كند كه يك محصول يا يك سري خدمات را خلق كند كه هدفي جز رضايت مشتريان ندارد و درنهايت به سوددهي مي‌رسد.

 

7. خوش‌بيني: كارآفرين اغلب با مشكلاتي روبه‌رو مي‌شود و ممكن است كه در ادامه كار خود دچار ترديد و تزلزل شود، ولي در طول اين دوره آنان با اعتمادي كه به خود دارد در حل اين مشكل تلاش مي‌كند. اين حس باعث مي‌شود كه ديگران نسبت به خلاقيت و نوآوري خوش‌بين باشند و حس اطمينان در گروه پديد آيد.

 

8. تحمل ابهام: قدرت تحمل ابهام يعني پذيرفتن عدم قطعيت به عنوان بخشي از زندگي. كارآفرينان بدون اينكه احساس تهديد يا ناراحتي كنند، قادرند به طور اثربخش با شرايط و اطلاعات مبهم، ناقص و غيرقطعي، سازمان نيافته و غيرشفاف روبه‌رو شوند و ضمن رفع ابهامات، آنها را به نفع خود تغيير دهند.

 

9. تحمل شكست: براي كارآفرين، شكست يك تجربه جديد است. اشتباه و تكرار آزمايش، انسان را به موفقيت‌هاي بزرگ نزديك‌تر مي‌كند. فرد كارآفرين، با واقع‌بيني شكست را تحمل مي‌كند، نااميد، دلسرد و افسرده نمي‌شود. اغلب كارآفرينان معتقدند كه از شكست‌هاي خود بيشتر از موفقيت‌هاي خود درس آموخته‌‌اند.

 

10. توانايي ساخت تيم‌هاي كاري: ميل به استقلال، رغبت كارآفرين را نسبت به ايجاد ساختار كارگروهي مسدود نمي‌كند. بسياري از كارآفرينان توانايي بالايي دارند. آنها مي‌توانند انگيزه تيم را به شدت قوي كرده تا به خوبي رشد كند و افراد تيم بتوانند افكار خود را توسعه دهند. روح يگانگي، ارزش‌ها، باورهاي مشترك و اميدي كه كارآفرين در تيم ايجاد مي‌كند، باعث مي‌شود، تيم توانايي آن را پيدا كند كه بتواند به تنهايي وارد چالش‌هاي كاري شود.

 

راهكارهاي موفقيت در كارآفريني

 

مي‌بينيم كه كارآفرين بودن و افرادي كه در طول تاريخ كارهاي بزرگي آفريده‌‌اند، شخصيت‌هايي شبيه ما داشته‌اند با اين تفاوت كه آنها اين جسارت را داشته‌اند كه تغييرات جدي در وضعيت موجود ايجاد كنند. در زير راهكارهاي موفقيت در كارآفريني مطرح شده است:

 

اهداف خود را تعيين كنيد

 

عادت كنيد كه هدف مشخص داشته باشيد. وقتي بدانيد چه مي‌خواهيد، زودتر به آن چيز مي‌رسيد و به ياد داشته باشيد كه زندگيتان را خود بسازيد. در تعيين اهداف نكات زير را رعايت كنيد: واقع‌بين باشيد، نقاط ضعف و قوت خود را بدانيد و از حمايت‌ها و موانع موجود در محيط آگاه باشيد. متكي به خود باشيد. هدف خود را چيزي قرار ندهيد كه براي دستيابي به آن به افراد بسيار و شرايط خاص وابسته باشيد. اهدافي را كه به نظرتان مهم است و مي‌توانيد به بهترين شكل اجرا كنيد، انتخاب كنيد. بر اهداف مثبت تمركز داشته باشيد و سعي كنيد به فكر اهدافي باشيد كه به جاي توقف و خودداري از انجام كارها، شما را به جايي رسانده و موجب دستيابي به چيزي شوند.

 

پس از تعيين اهداف اين نكات را به ياد داشته باشيد:

 

1- عملكرد خود را همواره بازبيني كنيد و اين كه آيا طبق برنامه‌ زماني به سمت هدف پيش مي‌رويد. 2- از اشتباه‌هاي خود درس بگيريد و سعي كنيد در عرصه‌هاي شكست خورده، وضعيت خود را بهبود بخشيد و چنانچه در اين وضعيت نتايج مطلوبي به دست نياوريد، به آغاز برگرديد و اهداف خود را مورد مطالعه قرار دهيد و سعي كنيد، در عقايد خود واقع‌بين‌تر باشيد. 3- اگر بهره‌وري نداريد، تغييرات را قبول كنيد. از تغييرات نترسيد و از آن براي رسيدن به اهداف مشخص‌تر استفاده كنيد. 4- اگر محيط اطراف را عامل موفق نبودن خود مي‌دانيد، آن را تغيير دهيد و اگر قابل تعويض نيست، سعي كنيد محيطي را انتخاب كنيد كه مطلوب‌تر باشد.

 

به خود ايمان داشته باشيد

 

باور كنيد كه مي‌توانيد به اهداف خود برسيد. براي توانايي در انجام كارها بايد اعتقاد داشته باشيد كه هيچ كس جز شما قادر به انجام آن كار نيست. برخي روش‌ها كه اعتماد به نفس شما را افزايش مي‌دهند، عبارتند از الف- خود را دقيق‌تر بشناسيد و نقاط قوت و ضعف خود را ارزيابي كنيد.

 

ب: به طور واقع‌بينانه ويژگي‌هاي خود را بنگريد. توانايي‌هاي خود را دست كم نگيريد و نظرتان را با ديگران مقايسه كنيد.

 

پ:از دوستان و آشنايان نظرخواهي كنيد و جويا شويد، چرا برخي از افراد تمايل به دوستي و كار با شما ندارند. نقاط قوت خود را مشخص كرده و با انتخاب فعاليت‌ها و اهدافي كه به سود شما باشند نقاط ضعف خود را پنهان كنيد. شما مي‌توانيد پروژه‌هايي را انتخاب كنيد كه براي خلاقيت به شما آزادي عمل مي‌دهند. از ظرفيت خود تا جاي امكان استفاده كنيد.

 

از نظر جسماني مراقب خود باشيد تا در انظار خوب ديده شويد. اگر ظاهر خوبي داشته باشيد درباره خودتان احساس خوبي خواهيد داشت. يكي از لازمه‌هاي اعتماد به نفس در رسيدن به اهداف، همين است.

 

از وقت خود خوب استفاده كنيد

 

عادت كنيد از وقت خود به طور موثر استفاده كنيد. نكات زير براي استفاده بهينه از زمان، بايد مورد توجه قرار گيرد:

 

1 - كار و زمان را تجزيه و تحليل كنيد. به مدت يك هفته چگونگي استفاده از وقت خود را ثبت كنيد. با پركردن يك جدول ساده مي‌توانيد زماني را كه صرف فعاليت‌هاي خود نظير مطالعه، استحمام، گفت‌وگوي تلفني يا تماشاي تلويزيون كنيد.

 

2 - اولويت‌ها را بشناسيد و بدانيد چه كاري مي‌خواهيد انجام دهيد از اين رو، وقتتان صرف فعاليت‌هاي غيرضروري نخواهد شد.

 

3 - كار خود را طبق يك برنامه تنظيم شده روزانه انجام دهيد و برنامه‌هاي هر روز را مشخص كنيد. بهترين زمان براي انجام اين كار، قبل از خواب است.

 

4 - درباره كارهايتان از قبل فكر كنيد تا سر موقع از خواب بيدار شده و كارهاي خود را روي برنامه انجام دهيد.

 

5 - كارهايي كه بايد انجام شود در سررسيد خود يادداشت كنيد. كارها را يكي يكي انجام داده و روي آن تمركز كنيد. وقت خود را تلف نكنيد و سعي كنيد وقفه‌اي در كارتان ايجاد نشود.

 

6 - متكي بر خود باشيد. هيچ كس جز شما براي اتفاقاتي كه در زندگي شما مي‌افتد، مسوول نيست.كار را به خاطر لذت بردن از آن انجام ندهيد، بلكه سعي كنيد لذت بردن از كار را در خود تقويت كنيد هر كاري كه مي‌خواهد باشد انجام دهيد.

 

7 - اول كارهاي مشكل را انجام دهيد. چرا كه توانايي شما در آغاز بيشتر است.

 

8 - اهل عمل باشيد و تا مي‌توانيد به ميزان زيادي از فشار روحي موجود بكاهيد و تمركز خود را بر كارهايي كه در حال انجام است هدايت كنيد. مشاهده نتايجي كه از تلاش خود به دست آورده‌ايد. نيروي مضاعفي براي اتمام كار به شما مي‌دهد.

 

9 - ميز تحرير خود را منظم نگه داريد، همه چيز را در پرونده‌هاي مرتب قرار داده و وسايل اضافه را دور بريزيد.

 

10 - وقت خود را بيش از اندازه در جلسات و ملاقات‌ها و با دوستان هدر ندهيد. از شايعه پراكني و گفت‌وگوهاي بيهوده خودداري كنيد.

 

11 - يك پايان دهنده باشيد. شروع كردن كارها خيلي ساده است اما پايان دادن آنها نيازمند تلاش زيادي است.

 

12 - در موقع كار آرامش داشته باشيد، با سرعتي مناسب كار كنيد تا مجبور نباشيد با انفجار و پرش‌هاي ناگهاني انرژي كار خود را انجام دهيد.

 

يك برنده باشيد

 

افرادي كه شكست مي‌خورند، از انجام بسياري كارها مي‌ترسند، هميشه شكايت مي‌كنند و ناراحت هستند. آنها احساس مي‌كنند قربانيان هميشگي هستند. اما شما بايد متفاوت باشيد. سعي كنيد در طول زندگي يك برنده باشيد. مثبت فكر كنيد و افكار بزرگ در سر داشته باشيد. در مورد اهداف خود اطلاعات كسب كنيد تا بتوانيد به نفع خود از آنها بهره‌برداري كنيد.

 

يك رهبر باشيد

 

رهبري را بياموزيد و مسووليت گروه خود را براي انجام اهداف در نظر بگيريد. تصميم‌هاي خود را مصرانه و با اعتماد به نفس بگيريد. صفات و ويژگي‌هاي رهبري مناسب را در خود ايجاد كنيد. كار كردن با افراد را بياموزيد، سعي كنيد شنونده خوبي باشيد و به خوبي ارتباط برقرار كنيد.

 

خلاق باشيد

 

اگر از وقت خود عاقلانه استفاده كنيد، زمان بيشتري براي خلاقيت خواهيد داشت. وقتي كارهايتان تمام شد زماني را براي توسعه و اجراي عقايد خود در نظر بگيريد. براي اين كار بايد بر علم خود بيفزاييد، با ديگران تبادل نظر كنيد، در مجامع و جلساتي كه با رشته كاري شما مرتبط است حضور يابيد مهارت‌هاي شنيداري خود را بالا ببريد روياپردازي كنيد و در صدد باشيد ايده‌‌اي نو در زمينه كاري‌تان ايجاد كنيد.

 

اگر مي‌خواهيد خود كارآفرين باشيد و در واقع دوست داشته باشيد خودتان شغلي را رهبري كنيد و از به اصطلاح «آقا بالاسر» رهايي يابيد، از اين رو بهتر است با آگاهي كامل از شرايط و ضرورت‌هاي كارآفريني، دست به اين اقدام بزنيد.

 

برگرفته از كتاب «كارآفريني» نوشته دكتر علي شاه‌حسيني

يوسف بهمن‌آبادي

مرجع: روزنامه دنیای اقتصاد
همت وکارمضاعف در حوزه کارآفرینی




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در یک شنبه 29 فروردین 1389  ساعت 8:48 PM نظرات 0
 
همت و کارمضاعف در حوزه کارآفرینی

کار آفرینی فرآيند يا مفهومي است كه در طي آن فرد كارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد، با بسيج منابع به ايجاد كسب و شركتهاي نو، سازمانهاي جديد و نوآور رشد يابنده مبادرت مي‌ورزد . اين امر توام با پذيرش خطرات است ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارائه خدمت به جامعه مي‌شود. بنابراين «كارآفرينان» عوامل تغيير هستند كه گاهي موجب پيشرفتهاي حيرت‌انگيز نيز شده‌اند.

انگيزه‌هاي مختلفي در كارآفرين شدن مؤثر مي‌باشند كه از جمله آنها: نياز به موفقيت، نياز به كسب درآمد و ثروت، نياز به داشتن شهرت، و مهمتر از همه نيازمندي به احساس مفيد بودن و استقلال طلبي را مي‌توان نام برد.

افراد از ويژگيهاي شخصيتي خاص و گوناگوني برخوردار مي‌باشند طبيعي است كه برخي از ويژگيهاي كارآفرينان متمايز و برجسته از ساير افراد است به طور مثال داشتن خلاقيت و نوآوري، دارا بودن قدرت تحمل ابهام، داشتن اعتماد بنفس و عزت نفس، آينده نگر و عمل گرا بودن، و فرصت شناس بودن. شيوه هاي پرورش اين ويژگيها متفاوت است.مطالعه و بررسي در زمينه اقدامات بعمل آمده در مورد موضوع كارآفريني در كشورهاي مختلف بيانگر آن است كه دانشگاهها در زمينه هاي آموزشي و پژوهشي پيشقدم بوده اند ولي فارغ التحصيلان بدون توجه و قصد بكارگيري آموخته ها و قدرت ابتكار خود در راستاي شروع كار و ارائه محصول و خدمت در بازار كار، چندان موفق نبوده اند.

 

براي ترويج روحيه كارآفريني از طريق ايجاد و حمايت از خلاقيتها توسط اساتيد محترم، چند راهكار مي تواند مفيد واقع گردد:

 

* طرح سوالات و گاهي ايجاد محيط معما گونه در تدريس.

* آموزش نحوه تفكر علمي و چگونگي آزمون فرضيه ها.

* تشويق دانشجويان به مشاركت و ذهن انگيزي در تدريس.

* محترم شمردن سوالات اصيل.

* اجازه دادن براي برقراري ارتباط جهت گفتگو در مورد تجاربي كه كسب كرده اند.

* تشويق به احساس عزت نفس و اعتماد به نفس، و

* تشويق دانشجويان مقاطع تحصيلات تكميلي به اخذ پايان نامه هاي مرتبط با مفاهيم كارآفريني.

 

 

 

با توجه به اينكه يكي از پيامدهاي مثبت كارآفريني اشتغال مولد است طرح كاراد با هدف «ترويج و بهره‌مندي از پيامدهاي مثبت» خود در بين دانشگاهيان و فارغ التحصيلان ارائه شده و بمورد اجرا گذاشته شده است.

 

2 - كارآفريني چيست؟

 

در مورد تعريف كارآفريني ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد و درك كامل مفهوم و موضوع \" كارآفريني \" نيازمند اطلاع از ديدگاه هاي بين رشته اي مي باشد. كارآفريني برحسب ماهيت خود و توجه محققان رشته هاي مختلف از نظر روانشناسي، جامعه شناسي، اقتصاد، صنعت و حتي تاريخي تعريف شده است.

 

واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي \"Entrepreneurs\" به معناي \"متعهد شدن\" نشات گرفته است كارآفريني اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامي مكاتب اقتصادي از قرن 16 ميلادي تا كنون به نحوي كارآفريني را در نظريه هاي اقتصادي خويش تشريح نموده اند.

 

كارآفريني از مباحثي است كه در تمامي ابعاد توسعه اقتصادي و اجتماعي از حدود 20 سال به اين طرف عملاً در دنياي تجارت و كسب و كار مطرح شده است]3[. از جمله تعاريف كارآفريني مي توان به موارد زير اشاره نمود:

 

ژوزف شومپيتر( 1934) فرآيند كارآفريني را \" تخريب خلاق\" مي نامد به عبارت ديگر ويژگي تعيين كننده در كارآفريني همانا انجام كارهاي جديد و يا ابداع روشهاي نوين در امور جاري است. روش نوين همان \"تخريب خلاق\" مي باشد. از نظر وي نوآوري در هر يك از زمينه هاي ذيل كار آفريني محسوب مي شود ]1[:

 

1 – ارائه كالاي جديد.

 

2 – ارائه روش جديد در فرآيند توليد.

 

3 – گشايش بازاري جديد.

 

4 – يافتن منابع جديد.

 

5 – ايجاد هر گونه تشكيلات جديد در صنعت.

كارآفريني كيفيتي است كه افراد را قادر مي سازد يك فعاليت جديد را شروع كنند يا با قدرت و به طور ناباورانه فعاليت موجود را توسعه دهند.

 

كارآفريني موتور تحول و توسعه اقتصاد، فرهنگ و جامعه است. رشد و فراگيري اين پديده مي تواند به تحول و دگرگوني اساسي در اقتصاد ملي منجر شود. كارافريني فرآيندي است كه طي ان فرد كارآفرين با ارائه ايده و فكر جديد ايجاد كسب و كار با قبول مخاطره و تحمل ريسك، محصول و خدمت جديد را ارائه ميكند.

 

اگرچه تعاريف گوناگوني از كارآفريني ارائه شده است، ليكن بيشتر نويسندگان و صاحب نظران در مجموع كارآفريني را \" فرآيند شناسايي فرصتهاي اقتصادي، ايجاد كسب و كار و شركتهاي جديد، نوآور و رشد يابنده براي بهره برداري از فرصتهاي شناسايي شده مي دانند كه در نتيجه آن كالا ها و خدمات جديدي عرضه مي شود\"]1[.

 

3 – 1 - تعاريف كارآفرين

 

ريچارد كانتيلون1 (1730) اولين كسي بود كه اين واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را اينچنين تعريف نمود : كارآفرين فردي است كه ابزار توليد را به منظور تركيب به صورت محصولاتي قابل عرضه به بازار خريداري مي كند. كارآفرين در هنگام خريد از قيمت نهايي محصولات اطلاع ندارد ]1[.

 

جان باپتيست سي2 (1803) كار آفرين را فردي ميداند كه مسووليت توليد و توزيع فعاليت اقتصادي خود را بر عهده دارد ]1[.

 

فرانك نايت3 (1921) كار آفرينان را كساني ميشناسد كه در شرايط عدم قطعيت4 به اتخاذ تصميم مي پردازند و پيامدهاي كامل آن تصميمات را نيز شخصاً مي پذ يرند ]1[.

 

طبق نظر كاسون5 (1982) كار آفرين فردي است كه تخصص وي \"تصميم گيري عقلايي و منطقي در مورد ايجاد هماهنگي در منابع كمياب\" ميباشد. وي \"داشتن توان داوري و قضاوت6\" را عنصري مشترك در تمامي كار آفرينان تشخيص داده است ]1[. از ديدگاه كارلند7 (1984) كار آفرين فردي است كه شركتي را به منظور سود و رشد تاسيس مينمايد و آنرا مديريت كرده و از آن براي پيشبرد اهداف شخصي استفاده ميكند ]1[.

 

همچنين به تعاريف زير نيز مي توان اشاره كرد: كارافرين كسي است كه توانايي آن را دارد تا فرصتهاي كسب و كار را ببيند و آنها را ارزيابي كند، منابع لازم را جمع آوري و از آنها بهره برداري نمايد، و سپس عمليات مناسبي را براي رسيدن به موفقيت پي ريزي نمايد ]5[.

 

كارآفرينان كساني هستند كه با ايجاد محصولات وخدمات نوين مورد نسياز مردم، درآمد خوبي كسب مي كنند. معمولاً گمان مي رود كه كارآفرينان در راه اندازي شركتها تبهر دارند در هر حال، آنها، از هيچ، كسب و كارجديد خلق مي كنند. انها به رغم مخاطرات بسيار، پيشگام كارهاي جديد مي شوند ]4[.

 

منبع : سايت مركز كارافريني دانشگاه تبريز
همت و کارمضاعف در حوزه کارآفرینی
 





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در یک شنبه 29 فروردین 1389  ساعت 8:43 PM نظرات 0
 
همت و کارمضاعف در حوزه کارآفرینی
 

شروع يك كسب و كار يكي از جالب ترين عملكردهايي است كه يك فرد مي تواند داشته باشد. بيش از 10 ميليون نفر هر ساله كسب و كاري را آغاز مي كنند و در نتيجه هر ساله بيش از 3 ميليون كسب و كار كوچك ايجاد مي شود.

كارآفريني مزاياي متعددي دارد و در نتيجه رقابت در اين حيطه نيز بسيار زياد است. درك ايعاد اين رقابت و طرح يك كسب و كار دقيق و كارآمد مي تواند منجر به شروع يك كسب و كار موفق شود. آيا عملكرد شما از اين مراحل پيروي مي كند؟ سعي كنيد آنچه را كه ديگران انجام مي دهند بررسي نيد تا به چگونگي شروع كار پي ببريد.

سنجش ميزان آمادگي براي شروع كسب و كار:

با وجود اينكه كارآفريني مي تواند منجر به موفقيتهاي زادي براي شما شود، ولي بايد زماني را صرف سنجش آمادگي خود براي شروع يك كسب و كار كنيد. در كسب و كار هيچ ضمانتي وجود ندارد، اما شما مي توانيد با طرح يك نقشه مناسب و بررسي دقيق آن شانس موفقيت خود را افزايش دهيد. در ابتدا نقاط ضعف و قوت خود را به عنوان يك دارنده كسب و كار مورد ارزيابي قرار دهيد.

 

به دقت به پرسشهاي زير پاسخ دهيد:

1-در تصميم گيري هاي خود چگونه هستيد؟ صاحبان كسب و كارهاي كوچك نيازمند به تصميم گيري هاي سريع و پايدار مي باشند

2-آيا استقامت روحي و جسمي لازم و كافي را براي شروع يك كسب و كار داريد؟ داشتن يك كسب و كار مفيد، اما در عين حال طاقت فرساست، آيا مي توانيد هفت روز هفته روزي دوازده ساعت كار و فعاليت داشته باشيد؟

3-چگونه كسب و كار خود را سازماندهي مي كنيد؟ تحقيقات نشان مي دهد كه طرحها و برنامه ريزي هاي ضعيف عامل شكست در كسب و كار مي شوند. سازماندهي موثر مالي و برنامه ريزي قيق در يك كسب و كار مي تواند از هر گونه شكستي جلوگيري كند.

4-ايا گامهاي شما به ميزان كافي مستحكم است؟ ايجاد يك كسب و كار ممكن است كه شما را از لحاظ روحي خسته كند. بسياري از صاحبان كسب و كار از قبول اين همه مسئوليت سنگين دلسرد مي شوند، اما داشتن يك انگيزه قوي در حفظ و بقاي كسب و كار به شما كمك مي كند.

5-كسب و كار شما چگونه بر روابط خانوادگي شما اثر مي گذارد؟ اولين سالهاي شروع كسب و كار ممكن است بر خانواده فشارهائي را وارد كند، و تا زمانيكه كسب و كار شما سود آور شود ممكن است با مشكلات مالي بسياري مواجه شويد كه چند ماه يا حتي چند سال به طول انجامد.ولي در طول اين مدت شما بايد مطمئن شويد كه از حايت خانواده يرخوردار هستيد.

 

 

چند نكته:

دلايل زيادي وجود دارد كه نتوانيد كسب و كار خود را شروع كنيد، اما براي يك فرد توانمند، امتيازات داشتن يك كسب و كار به خطرات موجود در آن مي ارزد.

1-مدير خود هستيد

2-شروع يك كسب و كار مزايائي براي شما دارد و سود آن به جاي آنكه نصيب شخص ديگري شود به شما مي رسد

3-پيشرفت يك كسب و كار و بدست آوردن پول بسيار لذت بخش است

4-اقدام به يك كسب و كار مخاطره آميز مي تواند جذاب و نيازمند جسارت بالائي باشد

5-ايجاد يك كسب و كار هميشه منجر به ياد گيري مي شود

 

دلايل شكست يك كسب و كار:

چرا يك كسب و كار با شكست مواجه مي شود:

موفقيت در يك كسب و كار هيچگاه بصورت خودبخودي و يا بر اساس شانس نيست و همانطور كه گفته شد اين موفقيت اصولاً به سازماندهي دقيق و بصيرت فرد بستگي دارد.

شروع يك كسب كار هميشه ريسك پذير است، با توجه به گزارش اداره كسب و كارهاي كوچك در آمريكا (هاي كوچك در آمريكا SBA)) بيش از 50% كسب و كارهاي كوچك در سالهاي اول با شكست مواجه شده و 90% آنها در 5 سال اول از بين مي روند.

 

Micheal ames

 

در كتاب خود به نام \"كنترل سب و كار كوچك\" دلايل زير را براي شكست اين نوع كسب و كارها بيان كرده است:

 

1-عدم وجود تجربه

2-نداشتن سرمايه مافي

3-نداشتن جايگاهي مناسب

4-عدم وجود كنترل قوي

5-سرمايه گذاري بيش از اندازه در دارائيهاي ثابت

6-قراردادهاي اعتباري ضعيف

7-استفاده شخصي از سرمايه هاي تجاري

8-رشد بدون انتظار
همت و کارمضاعف در حوزه کارآفرینی





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در یک شنبه 29 فروردین 1389  ساعت 8:40 PM نظرات 0
 
همت وکار مضاعف در حوزه کارآفرینی

1- طرحهاي شغلي مثل هم نيستند، چرا که کسب و کارها با هم فرق مي‌کنند و هر کسب و کاري، طرح شغلي مربوط و مختص خود را مي‌خواهد.

معدن طلا نياز به يک طرح بازاريابي ندارد، چرا که مي‌دانيم طلا به راحتي فروخته مي‌شود. اما در ديگر کسب و کارها نظير عطريات، بازاريابي، مهمترين و حياتيترين بخش طرح شغلي مي‌باشد.

برخي از کسب و کارها و طرحهاي شغلي مربوط به آنها به سودهاي مطمئن، پايدار و بلندمدت تاکيد دارند. اما ديگر کسب و کارها، هرگز به دنبال کسب سود نيستند، در عوض بدنبال کسب موفقيتهاي بزرگ در آينده مي‌باشند.

2- طرحهاي شغلي مثل هم نيستند، چرا که توليدات کسب و کارها متفاوت از هم هستند.

برخي از کسب وکارها محصولات و خدمات جديدي را مي‌فروشند، از قبيل نرم‌افزار و سايتهاي اينترنتي جديد. محصولات و خدمات جديد بايد توضيح داده شوند، همچنين اندازه بازار نيز بايد توضيح داده شود.

ديگر کسب و کارها نظير خانه‌سازان قراردادي و معادن طلا، نياز به توضيح محصولات و خدمات خود در طرح شغلي ندارند.

3- طرحهاي شغلي مثل هم نيستند، چرا که طرحهاي شغلي بنا به دلايل مختلف نوشته مي‌شوند.

برخي از طرحهاي شغلي براي جذب و برقراري جلسات رو در رو با سرمايه‌گزاران نوشته مي‌شوند. هدف اين طرحها مشابه هدف رزومه نوشتن مي‌باشد که همان جذب علاقه و توجه کافي براي يک مصاحبه مي‌باشد.

ديگر طرحهاي شغلي براي اهداف برنامه‌ريزي نوشته مي‌شوند. دراينجا فرآيند برنامه‌ريزي مهمتر از خود برنامه مي‌باشد.

4- طرحهاي شغلي شبيه هم نيستند، چرا که اهميت هر يک فرق مي‌کند و متفاوت از ديگري است.

برخي مواقع، تمام آينده کسب و کارتان، بستگي به تامين مالي دارد که لازمة آن نوشتن يک طرح شغلي عالي مي‌باشد. و برخي مواقع طرح شغلي فقط يک نياز معمولي و فني است که در آن تنها به کيفيت پايين، طرح شغلي سريع و نامرتب نياز داريم و همان هم کفايت مي‌کند.

 

اگر طرح شغلي را براي مجموعه دوستان يا آشنايان مي‌نويسيد و يا بدنبال جذب مقدار کمي سرمايه هستيد، يک طرح شغلي که کيفيت با ساختار \" جاي خالي را پرکنيد \" يا \"Fill in the blank \" کفايت مي‌کند.

 

5- بايد نکات کليدي مربوط به فروش را در طرح شغلي بياوريد، که اين مهمترين بخش کسب و کارتان مي‌باشد.

 

اگر طرح شغلي را براي يک شرکت عطرسازي مي‌نويسيد که در آن بازاريابي از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي‌باشد، سرمايه‌گزاران بالقوه قبل از اينکه بخواهند چيزي در مورد نحوة توليد عطر بدانند، ابتدا مي‌خواهند دريابند که چطور شما عطريات خود را بفروش مي‌رسانيد.

 

اگر طرح شغلي براي معدن طلا مي‌نويسد، سرمايه‌گذاران بالقوه قبل از اينکه بخواهند چيزي در مورد بازاريابي و ايمني کار بدانند، ابتدا مي‌خواهند دريابند که چه مقدار طلا شما استخراج مي‌کنيد.

 

6- شما مي‌توانيد نقاط ضعف خود را پشت پرده‌هاي طرح شغلي مخفي کنيد، البته تا زماني که مخفي کردن نقاط ضعف، با ساختار منطقي طرح شغليتان تناقض نداشته باشد.

 

به عنوان مثال اگر تيم مديريتي داريد که نسبتاً از لحاظ تجربه ضعيف هستند يا تجربيات نادرستي دارند، مي‌توانيد در مورد تيم مديريتي خود خيلي مختصر صحبت کنيد و اميدوار باشيد که خوانندگان قبل از اينکه به نقاط ضعف تيم مديريتي توجه کنند، بيشتر به محصول شما علاقه و رغبت نشان دهند. به همين طريق اگر در مورد مسائل مالي ضعف داريد، اما در عوض محصول فوق‌العاده‌اي داريد، ابتدا به توضيح و تشريح محصول خود بپردازيد.

 

7- نمودار مربوط به سود و فروشهاي آينده، سرمايه‌گزاران مجرب را تحت تاثير قرار نمي‌دهد.

با بکارگيري صفحه‌هاي گسترده‌اي نظير

excel و Access و نرم‌افزارهاي طراحي شغلي، براحتي مي‌توان نمودار و جدول ترسيم نمود. مسئله اينجاست که هر کسي مي‌تواند اين کار را انجام دهد، اما اگر کار به همين راحتي باشد که با چند نمودار قابل حل باشد، هر کسي براحتي مي‌تواند براي كسب و كار خود تامين مالي کند.

 

فرضيات و دلايل به مراتب مهمتر مي‌باشند. بايد سرمايه‌گزاران را متقاعد کنيد که ميزان فروش در آينده افزايش خواهد يافت، يک نمودار يا جدول نمي‌تواند اين کار را انجام دهد.

 

8- خلاصة اجرايي يا

Executive summary ، مهمترين بخش يک طرح شغل مي‌باشد.

 

خلاصه اجرايي طرح بايد خوانندگان را ترغيب کند که بقيه طرح شغلي را نيز بخوانند. خلاصه اجرايي بايد شرح مختصري از بحثها و دلايل شما باشد. توجه داشته باشيد ممکن است که برخي خوانندگان تنها به خواندن اين خلاصه اجرايي اکتفا کنند.

 

حتي خوانندگاني که تمام طرح شغلي شما را مي‌خوانند، ممکن است براي مرور مجدد، خلاصه اجرايي شما را بخوانند.

 

خلاصة اجرايي، کار نتيجه‌گيري و خلاصه نهايي طرح را نيز مي‌کند و لذا نوشتن نتيجه در پايان طرح شغلي دوباره‌کاري به حساب مي‌آيد.

 

9- طرح شغلي خود را خيلي مفصل و جزئي ننويسيد. معمولاً 30-15 صفحه همراه با ضمايم، براي طرح شغلي کفايت مي‌کند. کسب و کار شما ممکن است زندگي شما باشد. ولي بطور قطع خوانندگان طرح شغلي به مراتب نسبت به خود شما، علاقه کمتري به کسب وکار شما نشان مي‌دهند. اين دقيقاً شبيه سخنراني است که علي‌رغم ميل شنوندگان سخنراني طولانيي را ارائه مي‌دهد.

 

اشاره به جزئياتي که اهميت چنداني ندارند، شما را از بيان نکات اساسي فروش منحرف مي‌کند. و بدتر از اين اشاره به جزئيات نا مهمي که يک سرمايه‌گذار رغبتي به شنيدن آنها ندارد، ممکن است کار را خراب کند و سرمايه‌گذار را طرد نمايد.

 

10- اگر طرح شغلي را براي سرمايه‌گذاران بي‌تجربه مي‌نويسيد، به تمام نقاط ضعف و ريسکهاي ممکن، اشاره کنيد. جداي از مسائل اخلاقي، سرمايه‌گذاران بي‌تجربه، احتمال بيشتري دارد که اگر ببينند کارها نادرست پيش مي‌رود، آنرا پيگيري نمايند. اگر از دوستان و آشنايان تامين مالي مي‌کنيد، بايد بخش خاصي را براي ريسک مربوط به کار درنظر بگيريد و در آن تمام مسائلي که ممکن است نادرست از آب در آيند را ليست نماييد.

 

اگر از سرمايه‌گذاران خطرپذير يا مجرب تامين مالي مي نماييد، مي‌توانيد بدون اشاره به ريسک موجود، فرض بگيريد که از آنجايي که آنها مجرب در کار خود هستند، از ريسک موجود در کار آگاهي دادند.

 

11- اگر با يک يا چند سرمايه‌گذار در ارتباط مي‌باشيد و آنها درگير کار هستند، قيمت سهام و قيمت شراکت را داخل در طرح شغلي نکنيد.

 

آنها با شما مذاکره خواهند نمود. وارد کردن اين مسائل تحت اين شرايط، مثل بيان ميزان حقوق در رزومه کاري که ارائه مي‌‌دهيد، مي باشد. اگر ميزان حقوق خود را کم بيان کنيد خود را دست پايين گرفته‌ايد. و اگر ميزان حقوق بالايي را بيان کنيد، ممکن است که اين فرصت کاري را ازدست بدهيد.

 

12- اگر با سرمايه‌گذاران زيادي درگير هستيد، حتماً به قيمت سهام و قيمت شراکت اشاره نماييد.

 

نمي‌توانيد براي مشارکت با هر يک از سرمايه‌گذاران وقت صرف نماييد. و اگر معاملات و مقادير مختلفي را به سرمايه‌گذاران پيشنهاد کنيد، با مشکل مواجه خواهيد شد.

 

13- بيانيه مربوط به مسائل مالي، چندان ضروري نيست.

 

اگر ترازنامه‌هاي نامناسبي داريد، حذف کنيد. اگر در کار خانه‌سازي هستيد و ميليونها دلار دارايي زمين داريد، ترازنامه شما عالي به نظر مي‌رسد و بايد درطرح شغل بيايد. اگر يک شرکت خدماتي هستيد و ميليونها دلار به عنوان سرقفلي داريد، ولي چيز جالبي در ترازنامه به نظر نمي‌رسد و لذا بهتر است ترازنامه را حذف کنيد.

 

اگر همه چيز مطابق برنامه پيش مي‌رود، بايد سودآوري بالقوه کار را اثبات کنيد. بهترين راه را براي اين کار انتخاب کنيد. اغلب يک بيانيه مربوط به درآمد برنامه‌ريزي شده کفايت مي‌کند. اگر تفاوت بابت سود يا

margins زياد است، (بيش از %50)، وجود اين بيانيه در طرح شغلي نيز لازم نيست چرا که موفقيت کلي شما به فروش بستگي دارد و نه به هزينه کالاهايي که فروخته مي‌شود. در اين حالت تجزيه و تحليل سه بعدي و بودجه‌ريزي ممکن است کفايت کند.

 

14- از تبليغات اغراق‌آميز پرهيز کنيد.

 

شما درصدد نوشتن يک بيانيه براي رونامه‌نگاران نيستيد. طرح شغلي مملو از تبليغات اغراق‌آميز، وقت خوانندگان را تلف مي‌کند، بايد قادر باشيد که علاقه و شوق خود را در قالب يک بيانيه کاملاً واقعي بيان کنيد.

 

15- از ترکيب و ريخت کار حرف نزنيد، بلکه از مزايا و منافع کار سخن بگوييد.

 

اينترنت تعريف فني کسل‌ کننده‌اي دارد. اينترنت شامل انتقال داده‌ها با سرعت 56 کيلوبايت از طريق خط تلفن مي‌باشد و... . ولي منفعت واقعي اينترنت مبادله اطلاعات مي‌باشد.

 

مشابه همين، اکثر مردم هيچ اهميت نمي‌دهند که اتومبيل آنها چگونه کار مي‌کند، چيزي که براي آنها مهم است، حمل و نقل آسوده و بااطمينان مي‌باشد. طرحهاي شغلي بسيار زيادي را مي‌بينيم که بيشتر به شکل و ريخت کار مي‌پردازند و کمتر به منافع و مزيتهاي آن کسب و کار توجه دارند.

 

16- از نقل‌ قولها و منابع براي حمايت از دلايل و بحثهاي خود استفاده کنيد.

 

نبايد پرصدا و خشن مطالب خود را بيان کنيد. (مثلاً بگوييد: آنچه مي‌گوييم درست است، چون دکتر فلاني مي‌گويد که درست است.) بلکه بايد به نرمي بيان کنيد و اظهار داريد که مثلاً دکتر فلاني نيز در تحقيقات خود رشد %20 در اين صنعت را نيز نشان داده است.

 

از تحقيقاتي که ديگران انجام داده‌اند استفاده کنيد.( تحقيقات دسته‌دوم). اشاره صرف به تحقيقات خود به عنوان تحقيقات اوليه، تنها براي کسب و کارهاي بزرگ از لحاظ هزينه، مفيد فايده مي‌باشد.

 

17- طرح شغلي نبايد خشک و انعطاف‌ناپذير باشد.

 

مجبور به انجام گام به گام و مرحله به مرحله طرح شغلي خود نيستند. در جنگهاي نظامي حتي طرف برنده به ندرت پيرو نامة طراحي‌شده خود مي‌باشد. برنامه‌ها و طراحها تغييرات زيادي مي‌کنند، اما بدون شک هر ارتشي يک طرح و برنامه دارد.

 

طرحهاي شغلي بلند مدت 5 ساله و با جزئيات کامل، از رده خارج شده‌اند. در واقع در اين محيط پيچيده و تغييرپذير كه در ان قرار داريم، نوشتن يک طرح با جزئيات کامل غيرممکن مي‌باشد.

 

18- بطور قانوني فعاليتهاي آينده کاري خود را محدود نکنيد.

 

نمي‌توانيد به سرمايه‌گذاران بگوييد که خانه‌سازي خواهيد کرد و پول آنها را صرف سفته بازي کالا مي‌کنيد. ولي مي‌توانيد عوض اين کار در نواحي و مناطق مختلف خانه بسازيد تا جايي که از لحاظ قانوني محدود نمي‌شويد و تغيير شرايط به ضرر شما تمام نمي شود.

 

خود را به موارد جزئي طرح متعهد نکنيد، بويژه براي سرمايه‌گذاران بي‌تجربه‌اي که ممکن است بعداً به خاطر کلمه به کلمة حرفتان قانون را وارد ماجرا کنند.\" من به شما 200000 دلار مي‌دهم که در \"تاني تاون\" خانه‌سازي کنيد و بعد شما در شمال تاني‌تاون خانه‌سازي کنيد. \"طرح شغلي شما گفت که شما 50 دلار به ما مي‌دهيد ولي الان داريد 40 دلار مي‌دهيد. من سرمايه خود را مي‌خواهم بيرون بکشم.\"

 

هر چه طرح شغليتان ريزتر و جزئيتر و طولانيتر باشد، مشکلات بيشتري را به خاطر ايجاد محدوديتهاي قانوني براي خود ايجاد خواهيد کرد.

 

19- افرادي که طرح شغلي مي‌نويسند و براي كسب و كار خود طرح شغلي دارند، به مراتب موفقتر عمل خوانم نمود.

انبوهي از شواهد وجود دارد که نشان مي‌دهد آنهايي که طرح شغلي مي‌نويسند به مراتب موفقتر عمل مي‌کنند. معمولاً طرحها بدرستي دنبال نمي‌شوند، ولي مي‌دانيم آنها که طرح شغلي دارند، بهتر از عهده کار برمي‌آيند.

20- يک طراح شغل حرفه‌اي را استخدام کنيد.

اگر خود يا يکي از کارکنانتان مجبور است براي نوشتن طرح شغلي از فعاليتهاي سودآور ديگر خود دست بکشد، در اين صورت بهتر است طراح شغلي را استخدام کنيد که به واقع باعث ذخيره پولتان مي‌شود.
همت وکار مضاعف در حوزه کارآفرینی





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در یک شنبه 29 فروردین 1389  ساعت 8:34 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
POWERED BY RASEKHOON.NET