با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید

همت وکارمضاعف در حوزه کارآفرینی
آيا فرصت دست‌يافتني كار در منزل را از دست داده‌ايد؟
نااميدكننده نبوده است؟ هيچ‌كس دوست ندارد كه فكر كند شانس خود را از دست داده است. اما اين اتفاق براي بسياري رخ مي‌دهد، اما بعضي مواقع چنان به روي يك موضوع خاص تكيه مي‌كنيم كه ديگر عواقبش را فراموش مي‌كنيم. اگر چه هدف اين نيست ولي اين بدين‌معنا نيست كه در مسير صحيح قرار نداريم.
سال‌ها پيش، من شغلم را كنار گذاشتم تا در خانه بمانم و خانه‌داري كنم و آرزوي اين را داشتم و فكر مي‌كردم: چگونه مي‌توان اين كار را انجام داد؟ امكانش وجود دارد؟ فكر مي‌كردم كه دخترهايم در ايوان بازي مي‌كنند و من هر شب شام مي‌پزم، در انجام تكاليفشان وقت بيشتري دارند و به ورزش نيز مي‌پردازند.
خلاصه همه اين كارها به سختي انجام شد. همه چيز مانند روياهايم اتفاق افتاد. اما به زودي احساس كردم كه نمي‌توانم بيكار باشم و به يك حرفه براي درآمد احتياج دارم. بنابراين تصميم گرفتم كه شغلي انتخاب كنم كه بتوانم در خانه به آن بپردازم و هر دو طرف را نگه‌دارم، با اين وجود كه مهارت‌ها و تجارب زيادي داشتم، اين اتفاق هرگز برايم رخ نداد. قبلاً هم به شغلي مشغول نشده و حتي به ذهنم هم خطور نكرد و تنها دنبال كار مي‌گشتم.
مي‌دانستم كه پيدا كردن شغلي كه مي‌توانستم آن را در خانه به انجام برسانم كار آساني نبود.

سپس در يك آگهي تبليغاتي موقعيت ارتقاي محصولي فرهنگي را عنوان كردم. من كميسيون فروش خود را مي‌گرفتم و همچنين كميسيون كسي را كه به همكاري دعوت شده بود. شغلم بازاريابي در سطح پيشرفته بود. كاري بسيار آسان.
و امروز با درآمدي كه درآورده‌ام به شغلي مشغول شده‌ام و آن را (2work- at- home.com) مي‌نامم. آنچه كه من به دنبالش هستم هدفم است و نه MLM و بسيار خوشحالم كه از مسيرم منحرف نمي‌شوم. در اينجا 5 شيوه كارهايي را كه باعث مي‌شود به راحتي در منزل كار كنيد عنوان شده است.
1- روشن فكر بودن: به سؤال‌ها و چراهاي ذهن جواب بدهيد و موقعيت‌هاي پيش آمده را سد نكنيد.
2- بدانيد كاري كه انجام مي‌دهيد تنها متعلق به شما نيست:
گاهي براي رسيدن به هدفي سخت تلاش كنيد و به تلاش خود بها بدهيد و درختان ديگر را نيز در جنگل به شمار بياوريد و با خودتان صادق باشيد.
3- وقت را تلف نكنيد: به عنوان مثال اگر مي‌دانيم حرفه‌اي براي كار در منزل نيست وقت خود را بي‌جهت هدر ندهيم.
4- انعطاف‌پذير باشيم:
در انجام كارها و تصميمات آزاد باشيم، به اين معني كه از چندين هدف يكي را درست به اتمام برسانيم و از يك موضوع به موضوع ديگر نپريم.
5- در انجام اهداف و كارهايمان احساس مسووليت كنيم: بدين‌معنا كه سريع جا نزنيم و به ارزش كاري كه مي‌كنيم بها بدهيم.


مرجع: روزنامه تفاهم
محور : همت وکارمضاعف در حوزه کارآفرینی




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 11:17 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه قران

انسان هاي مسلمان و مومن، آيات قرآن و کلام خدا را، محکم ترين کلام و يقيني ترين دليل و سند براي رشد و تعالي خود و جامعه خود تلقي مي کنند و آن را بي هيچ چون و چرايي قبول و بدان عمل مي کنند. در قرآن کريم اين معجزه جاودانه، پيامبر رحمت براي همه انسان ها، که از آن در بين مسلمين به عنوان قانون اساسي و حق بشر براي جوامع بشري نام برده مي شود به موضوعات بسياري براي هدايت و رشد و تعالي و تکامل بشر اشاره شده است که از آن جمله است، موضوع “کار و تلاش”.

   قرآن کريم، در آيات منور خود، با صداي رسا، در طول تاريخ اسلام به عالم و آدم اعلام کرده است که اي انسان ها بدانيد “براي آدمي جز آنچه خود انجام داده، نخواهد بود” يعني بقاي وجود و هستي آدمي “بودن” او، حيات مادي و معنوي، دنيوي و اخروي او، شخصيت و هويت او و بلکه همه چيز او منوط و وابسته به “کار و تلاش” اوست و لاغير و “هرکس کوشش کند، فقط براي شخص خود کوشش کرده است” و “به سوي خود اوست و خدا البته بي نياز است”
    و از اين دسته آيات، در قرآن بسيار است که متعاقبا به برخي از آنها اشاره خواهدشد.
    و اما، در قرآن از کلمات مترادف و هم معني “کار و تلاش” نيز فراوان ياد شده است: براي مثال: در قرآن از کلمه “عمل” با مشتقاتش 366 و کلمه فعل با مشتقاتش 107 و کلمه جهد با مشتقاتش 41 و کلمه سعي با مشتقاتش 30 مرتبه و کلمه “صنع” با مشتقاتش 30 مرتبه و ... استفاده شده است.
 
و نيز در قرآن کريم حدود 400 آيه در تشويق به “کار و تلاش” و بيان ارزش و اهميت “کار و تلاش” وارد شده است و همچنين، تعدادي از آيات منور قرآن کريم، درباره مشاغل پيامبران بزرگوار الهي است هرچند مسئويت خطير و اصلي همه پيامبران الهي، هدايت جوامع بشري بوده است و در اين راه با استفاده از شيوه هاي تربيتي ممکن و تحمل رنجهاي طاقت فرسا به تعليم انسانها پرداخته و دلسوزانه وجود خويش را وقف انسانيت نموده اند، اما آنها بر اينکه سربار ديگران نباشند، خود به “کارو فعاليت” مشغول بوده اند تا هم معاش خويش را تامين نمايند و هم ديگران را در اين مسير تشويق به “کار و تلاش” کنند، به همين جهت به مشاغل برخي از آنان اشاره مي شود. براساس برخي از آيات از جمله سوره هود، آيه 37، سوره قصص، آيه 27، سوره انبياء، آيه 80 و ... شغل حضرت نوح(ع) نجاري، شغل حضرت شعيب(ع) شباني و کارگري، شغل حضرت موسي(ع) شباني و کارگري، شغل حضرت داود(ع) زره سازي و آهنگري، شغل حضرت آدم(ع) کشاورزي، شغل حضرت ابراهيم(ع) کشاورزي و دامداري، شغل حضرت ادريس(ع) خياطي، حضرت يعقوب و ايوب(ع) کشاورزي و دامداري، شغل حضرت هود و صالح(ع) تجارت،شغل حضرت سليمان(ع) حصيربافي و حکومت، شغل حضرت عيسي(ع) نجاري و حضرت محمد(ص) تجارت و صيادي و شباني بوده است. باعنايت به آنچه نقل شد، انبياي بزرگوار الهي، براي گذران زندگي و تامين معيشت خويش هرکدام به “شغلي” اشتغال داشته اند و همچنان که گفته شد، قرآن کريم در آيات متعددي انسان را به “کار و کوشش” و “سعي و تلاش” توصيه و تشويق نموده است که در ذيل به تعداد اندکي از آنها اشاره مي شود:

    - ان سعيکم لشتي،(1) که سعي و تلاش شما مختلف است ...
    - و من اراد الاخره و سعي لها سعيها و هو مومن ...(2)
    و آن کسي که سراي آخرت را بطلبد و “سعي و کوشش” خود را براي آن انجام دهد، در حالي که ايمان داشته باشد، سعي و تلاش” او (از سوي خدا) پاداش داده خواهد شد.
    - و ان ليس للانسان الاما سعي ...(3)
    و اينکه براي انسان بهره اي جز “سعي و کوشش” او نيست و سعيش بزودي ديده مي شود. او به نتيجه اش مي رسد. سپس به او جزاي کافي داده خواهد شد.
    - کل نفس بما کسبت رهينه(4)، هرکس در گروه اعمال خويش است.
    - يوم تجد کل نفس ما عملت من خير محضرا(5)
    روزي که هرکس اعمال نيکي را که انجام داده حاضر مي بيند.
    -... و ما التنهم من عملهم من شيء ...(6)
    و از عمل آنها چيزي نمي کاهيم و هرکس در گروه اعمال خويش است.
    -... کل يوم هو في شان،(7) او هر روز در شان و “کاري” است.
    - فاذا فرغت فانصب،(8) هرگاه از “کاري” فارغ شدي، به “کار” ديگري بپرداز.
    - فاذا قضيت الصلوه فانتشروا في الارض ...(9)
    آنگاه که نماز (جمعه) پايان يافت، در پي “کسب وکار” روي زمين پراکنده شويد و از فضل و کرم خداوند نصيب و روزي طلبيد.
    - ان اصحاب الجنته اليوم في شغل فاکهون.(10)
    به درستي که اهل بهشت در آن روز در کاري شادي کنان هستند.
    - يا ايها الانسان انک کادح الي ربک کدحا فملاقيه.(11)
    اي انسان، به درستي که تو کوشنده اي (باتلاش و کوشش) به سوي پروردگارت مي روي، و او را ملاقات خواهي کرد.
    -... من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا ... (12)
    کسي که به خدا و روز آخرت ايمان آورد و “کار نيک” انجام دهد، پس خوف و اندوهي بر او نخواهد بود.
    - من عمل صالحا من ذکر او انثي و هو مومن ...(13)
    هر مرد يا زني “کار شايسته” انجام دهد و مومن نيز باشد پس زندگي و حيات پاکيزه اي به او مي دهيم و به بهتر از آنچه “عمل” کند پاداش مي دهيم.
    - و جعلنا هم ائمه ... و اوحينا اليهم فعل الخيرات ...(14)
    آنها را پيشواياني قرار داديم که به فرمان ما هدايت مي کردند و انجام “کارهاي نيک” و ... را به آنها وحي کرديم.
    - والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا ... (15)
    و آنان که در راه ما با جان و مال (تلاش و کوشش) کردند، محققا آنها را به راه هاي خويش هدايت مي کنيم که خداوند هميشه با “نيکوکاران” است.
    - من کان يريد العزه فلله ... و العمل الصالح يرفعه ...(16)
    هر که عزت خواهد، عزت يکسره خاص خداست، کلمات پاکيزه به سوي او بالامي روند و “عمل شايسته” کلام پاکيزه را بالامي برد و کساني که در جهت بدي “عمل” مي کنند، عذابي سخت دارند و نيرنگشان نابودشدني است.
    - من عمل صالحا فلنفسه ...(17)
    هرکس “عمل صالحي” انجام دهد به نفع خويشتن انجام داده و هرکس “عمل بدي” انجام دهد، به ضررخويش کرده است و پروردگار تو بر بندگان ستم کننده نيست.
    - الذي خلق الموت و الحيوه ليبلوکم ايکم احسن عملاو هو العزيز الغفور.(18)
    او کسي است که مرگ و زندگي را آفريد تا شما را در بوته آزمايش قرار دهد که کدام يک از شما از لحاظ “عمل” نيکوتريد و اوست که صاحب عزت و آمرزنده است.
    - و من يسلم وجهه الي الله و هو محسن ...(19)
    هرکس با اخلاص رويش را به سوي خدا کند و “نيکوکار” باشد، پس به تحقيق به دستگيره و ريسماني محکم متمسک شده است.
    اندرزهاي لقمان حکيم به فرزندش در رابطه با کار و تلاش
    لقمان حکيم که خود از مصلحين بزرگ بشري است و حکمت را خداوند سبحان در قبال تفکر فراوان، عبوديت و بندگي، صفاي باطن، راستي گفتار، پرهيز از بيهوده گويي و حرام به او عنايت کرده است، در پندها و اندرزهاي گهربار خود، گويي نه تنها فرزندش را، بلکه همه ابناي بشر را در طول تاريخ و قرون و عصار پس از خود، مخاطب قرار داده و با انتقال حکمت هاي گرانبها و ارزشمند، آنان را با اسرار و رموز زندگي سالم آشنا ساخته و راه سعادت و کمال را به آنان نشان مي دهد.
    و از آن جمله است بيانات و توصيه هاي حکيمانه او در ارتباط با کار و تلاش که متعاقبا به برخي از آنها اشاره مي شود:
    لقمان حکيم به پسرش فرمود:
    - فرزندم برتو باد که، از انتخاب کاري که توان انجام آن را نداري هرچند پرفايده باشد بگذري.
    - فرزندم، (درکارها) ميانه رو باش، نه ممسک و نه اسراف کننده.
    - فرزندم، در کارهاي خود کمک مخواه مگر ازکسي که در انجام حاجت و همراهي تو اجرت بگيرد.
    - فرزندم، در کارها اضطراب مکن.
    - فرزندم، هيچ کاري بي تدبير مکن.
    - فرزندم، کار امروز را به فردا ميفکن.
    - فرزندم، ناشمرده (نسنجيده) به کار مبر، کار شمرده کن.
    - فرزندم، حنظل را خوردم و تلخي آن را چشيدم، اما چيزي را از فقر و ناداري تلخ تر نيافتم.
    - فرزندم، با استعانت از کسب حلال بر فقر و ناداري فائق شو، زيرا هرکس مبتلابه فقر شود به سه خصلت مبتلاگردد: خدشه در دينش ايجاد شده و عقلش ضعيف گشته و مروتش برباد مي رود و بالاتر از اين سه، اين است که پيش مردم خوار و خفيف گردد.
    
    علي جوادي
 

محور : همت وکارمضاعف در حوزه قرآن




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 11:09 PM نظرات 0

همت و کارمضاعف در حوزه اشتغال
دهه چهارم انقلاب دهه پيشرفت و عدالت توامان است. بديهي است در اين دهه بايد امکانات مساعد در مسير اين دوگانه تعالي را تقويت و اصطکاکات موجود را فروکاهيد و در عين حال براي آينده برنامه ريزي کرد.

رهبر معظم انقلاب دور انديشانه سال1389  را تحت عنوان   ” همت مضاعف، کار مضاعف ”   نام گذاري نمودند و تاکيدفرمودند: “شعارهاي هر سال، نمايشي و تشريفاتي نيست و طبعا همه مشکلات را هم حل نمي کند بلکه انگشت اشاره اي است که راه و روش را نشان مي دهد که امسال نيز با توجه به اهداف بلندتر ملت و کشور، بايد همتي برتر فراهم آورد و کارهاي بيشتر و جدي تر انجام داد.”

مطالعات و پژوهش هاي مختلف درباره علل کندي و صعوبت پيشرفت در    ايران نشان مي دهد که يکي از موانع عمده در کنار ساير عوامل،    اصطکاکات فرهنگي بويژه ضعف فرهنگ و اخلاق کار در ايران است.

اقتصاددانان و متخصصان مديريت معمولا مجموعه  ارزشها، هنجارها، ايستارها و دانشهاي  مشترک  و پذيرفته  شده  يک  گروه  کاري  را فرهنگ  کار مي گويند.

اما فرهنگ کار درايران پديده مبهمي است و هرچند تعريف متقني از آن متناسب با مختصات فرهنگي و مردم شناسي ايراني ها ارائه نشده است  اما نوعا اعتقاد بر اين است با هر تعريفي که در ذهن سيال جامعه بر آن توافق و تقاعد عمومي وجود داشته باشد باز فرهنگ کار در ايران در سطح پاييني قرار دارد.

اگر سنگاپور در هر سال فقط معادل100  ميليارد دلار نرم افزار مي فروشد و اگر مردم ژاپن تنها800  ميليارد دلار در حساب هاي پس انداز خود پول دارند و اگر چيني ها امروز فقط بيش از40  درصد بازار واردات آمريکا را به توليدات خود اختصاص داده اند و اگر برزيلي ها لکوموتيو اقتصاد دنيا در دهه آينده هستند و اگر ... بدون ترديد فرهنگ کار در اين کشورها يکي از دلايل موفقيت هاي عظيم اقتصادي آنها بوده است.

کشور ايران در دهه چهارم انقلاب، نيازمند توليد فزاينده ثروت در عين تحقق عدالت است. توليد ثروت در جرثومه بي عدالتي کاپيتاليسم و نسخه هاي بين المللي توسعه، تجويز نابخرادانه اي براي بهبود بيماري هاي مزمن جامعه ايران است. ما نيازمند توليد ثروت به روش ايراني و اسلامي هستيم. توليد ثروتي که در زير چرخ هاي آن فقرا له نمي شوند و مستضعفين در اموال اغنيا سهم دارند. بديهي است چنين فرايندي مسبوق به تصحيح فرهنگ تلاش و اخلاق کار در جامعه ايران و بازسازي آن متناسب با بايسته هاي ديني و ملي است.

فرهنگي که در آن اوقات آحاد جامعه به سه وقت کار، عبادت و استراحت و رسيدگي به خانواده تقسيم مي شود. کار در ايران بايد به عنوان يک ارزش فردي واجتماعي مورد توجه و عنايت عمومي قرار گيرد. کارآفرينان و صاحبان نبوغ و استعداد بايد از جايگاه در خوري در جامعه برخوردار باشند. تا زماني که کار به عنوان  پديده اي  ارزشمند تلقي  نشود نمي توان به بهسازي و نوسازي فرهنگ کار در يک کشور اميد بست.
 

در دين مبين اسلام کار از جايگاه ويژه اي برخوردار است. در آيات و روايات مختلف بر اهميت و ارزشمند بودن کار به کرات تاکيد شده است. پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: “عبادت هفتاد پاره است و برترين آن، طلب روزي حلال است.” امام باقر(ع) مي فرمايند:  “هر کس براي بي نيازي از مردم  و تلاش براي رفاه  خانواده  و مهرباني و خيرخواهي به همسايه در طلب مال و امکانات  زندگي بر آيد روز قيامت در حالي که صورتش همچون بدر درخشان است خداوند را ملاقات مي کند.” . امام صادق(ع) مي فرمايد: “خداوند  متعال بيکاري را دشمن انسان مي داند.”

روشن است ترميم فرهنگ کار در ايران پيوندهاي مستمري با افزايش توليد ثروت ملي دارد. البته مديران و برنامه ريزان کشور بايد ارتباط منطقي بين کار وتلاش مضاعف با  توليد بيشتر ثروت برقرار کنند. مردم بايد احساس کنند با کار بيشتر در عرصه هاي مختلف نظير علم و تحقيق، سرمايه گذاري و کارآفريني، توليد فکر، کتابخواني و افزايش معلومات عمومي، سلامت، صنعت، کشاورزي و ... رفاه بيشتري براي خود و خانواده شان مهيا مي کنند.

در اين پارادايم به نظر مي رسد آسيب شناسي فرهنگ کار در جامعه ايران و درمان بيماري هاي مزمن آن يکي از بزرگترين خدماتي است که مي توان به جامعه کارفرمايي، کارگري، کارمندي و ... ارائه داد.

مآلا يکي از اصول توليد ثروت ملي همپوشاني فرهنگ ملي با توليد ثروت است که مي تواند ما را از دور باطل و بي مبناي توزيع عادلانه فقر برهاند. به تعبير مقام معظم رهبري يکي از شاخص هاي دهه چهارم عمر پر برکت انقلاب اسلامي، پيشرفت همراه با عدالت کشور است و پيشرفت محقق نمي شود مگر با تصحيح فرهنگ کار در کشور و افزايش توليد ثروت ملي.

سرمايه عظيم نيروي انساني درايران در دوره اي که ايام جواني خود را سپري مي کند متراکم ترين انرژي و نيرويي است که مي توان با مديريت صحيح وبرنامه ريزي مدبرانه پتانسيل هاي آن را رها کرد و بسترهاي لازم را براي تحقق توامان پيشرفت وعدالت فراهم نمود. نامگذاري داهيانه امسال توسط رهبر معظم انقلاب فرصت و مجال مناسبي براي تصحيح و ترميم فرهنگ بيمار کار در ايران است و بايد ازاين مجال نهايت استفاده را برد.
روزنامه‌ي رسالت به قلم صالح اسکندري
 همت و کارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 10:58 PM نظرات 0
 
همت وکارمضاعف در حوزه گفتمان

سال 1388 با آثار و تبعات فراوان اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي در جهان و بسيار متفاوت با سال هاي قبل از خود در ايران سپري شد و مفاهيم جديدي از جامعه مدني، کرامت انساني، جمهوريت و اسلا ميت و دسته بندي سياسي و اجتماعي و دموکراسي و... خلق و عرضه و پرورانده شد که ناگزير در سال 89 با جامعه پرتحرک و پرتنش ما همراه و رفتار اجتماعي و فرهنگي ما را متاثر خواهد نمود و به عنوان مولفه هاي اصلي تعيين وضعيت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي آينده ما ايفاي نقش خواهند کرد و چگونگي تعامل نيروهاي درون نظام، روابط خارجي، نيروهاي سياسي منتقد و وضعيت اقتصادي، تورم، بيکاري، پايداري يا ناپايداري، اجتماعي، سياسي به چگونگي درس گرفتن ارکان حاکميت و سطوح مختلف مديريت جامعه از اين حوادث بستگي تام و تمام دارد و تامل و تدبير فراوان را طلب مي کند.

در چنين شرايطي تنها نگاهي حرفه اي تر و تخصصي تر و مبري از جبهه گيري هاي سياسي با کمک به شکل گرفتن يک گفتمان تاريخي که همه انديشه ها و نگرش هاي همراه وهمپاي انقلا ب اسلا مي و رويداد هاي پسين و پيشين آن را به رسميت بشناسد مي تواند مسير حرکت جامعه را هموار و تعالي بخش نمايد و با ارائه يک مدل ارتباطي دو سويه هم سنگ، فراروي همه نهادهاي مدني، اسلا مي و اجتماعي و فرهنگي به انسجام و بازسازي سياست داخلي اهتمام و بر تنش هاي تخريبي منبعث از روابط خارجي و تحول اقتصادي در پيش روي، بکاهد و بر آنها فائق آيد. به قول يکي از انديشمندان:«پيش شرط هر وجدان مدني، وجداني تاريخي است و وجدان تاريخي شکل نمي گيرد مگر ديروز به تاريخ سپرده شود و بدل به موضوع شناخت شود.

گذشته را زندگي کردن مانع از شناختنش مي شود و تصاحب گذشته فقط در صورت فاصله گرفتن و بدل ساختن آن به موضوع شناخت ميسر است، شناختي که زمينه ساز عبور از آن نيز مي شود، در غير اين صورت هيچ نقطه عزيمت تعريف شده اي وجود ندارد که جامعه  با تکيه بر آن بتواند به يک «پس از ديروز» بينديشد.»
 

مروري به ويژه نامه هاي مطبوعاتي اصلاح طلب، اصول گرا و مستقل در آخرين هفته سال گذشته بسيار درس آموز است، ويژه نامه هاي نشريات طرفدار دولت و منتسب به اصول گرايان با چشم  بستن بر انديشه هاي متکثر جامعه و تلا ش نخ نما براي حذف نام و تفکر آنان خطر انقلا ب مخملي را مبناي رويکردهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي مي دانند و پيروزي بر آن را بر جسته نموده اند و تداوم رفتار اجتماعي گذشته وابستگان به اين جريان فکري را تجويز مي کنند، ويژه نامه هاي منتسب به نشريات اصلاح طلب با چشم گشودن بر انديشه هاي متکثر و مجرب از راديکاليزه شدن جامعه سخن رانده اند و خطر کشانده شدن جامعه به يک انقلاب و از دست رفتن دست آوردهاي انقلاب بزرگ اسلامي و انديشه هاي بنيانگذار آن امام خميني(ره) به شدت نگران هستند و بازگشت بي چون و چرا به قانون اساسي و معيارهاي امام را راه حل برون رفت مي دانند و ويژه نامه هاي نشريات مستقل و نيمه مستقل به بازسازي چهره هايي که مي توانند نقشآفرين باشند و با توسل به مفاهيم عقلگرايي در اداره جامعه، از حذف خونين منتقدان و تحميل هزينه هاي سنگين انساني و کاهش بي سابقه سرمايه اجتماعي و سرمايه فرهنگي نگران هستند.

اگر دانشگاهيان در رشته هاي ارتباطات و جامعه شناسي تحليل محتواي علمي و سريعي از اين ويژه نامه ها که با ويژه نامه هاي سال هاي گذشته بسيار متفاوت هستند، ارائه دهند، برجستگي هاي فوق الذکر با اعداد و ارقام و نمودار، متن و بطن دسته بندي نيروهاي فکري جامعه را نشان خواهد داد.

در چنين شرايطي شکل گرفتن يک گفتمان تاريخي فراتر از شعار با ايجاد امکان استفاده يکسان از ظرفيت هاي ارتباطي محيط و کنترل افراط و تفريط بهترين راه حل برون رفت از چالش ها و تنش ها است و اين همان مفهوم تاريخ سازي است که هر چه ديرتر به آن برسيم، بيشتر زيان خواهيم ديد.  به قول انديشمند فرهيخته مهندس ابوالقاسم حسينجاني:
بيا ميخانه را، از نو، بسازيم
دل ويرانه را از نو، بسازيم
سري ديگر، ز اهل راز يابيم
و «الميزان» خود را باز يابيم
روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد 
همت وکارمضاعف در حوزه گفتمان




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 10:53 PM نظرات 0

همت وکارمضاعف در حوزه گفتمان

«همت و کار مضاعف به مثابه يک گفتمان»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد؛دهه پيشرفت و عدالت با گفتمان پيشرفت و خدمت توسط دولت نهم کليد زده شد. چهره کشور به سرعت تغيير پيدا کرد، سازندگي کشور شتاب گرفت و افق هاي جديدي پيش روي ملت گشوده شد.

دشمنان نظام براي توقف اين روند با بهره گيري از رقابت هاي دهمين دوره رياست جمهوري تخم نفاق و اختلاف را در کشور پاشيدند و با بسترسازي اي که انقلابيون پشيمان و فرسوده مهيا کردند برخي را در لندن و واشنگتن تحريک کردند که جلوي روند گفتمان پيشرفت و خدمت را بگيرند.

مقام معظم رهبري سال89  را سال همت و کار مضاعف ناميدند اين نامگذاري بدون شک گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت را تقويت خواهد کرد وصف کساني را که براي پيشرفت کشور دل مي سوزانند و به دنبال خدمت بيشتر به مردم هستند با کساني که مي خواهند چوب لاي چرخ توسعه و ترقي مملکت بگذارند جدا مي کند.

کشور ايران يک پيشينه تاريخي حداقل سه هزار ساله را دارد. منابع عظيم روي زميني و زيرزميني و نيز جنگل ها، درياها و رودخانه ها و از همه مهمتر نيروي کار ماهر و متخصص در ايران همه زمينه ها براي يک جهش اقتصادي بي نظير را فراهم کرده است. دشمن سعي مي کند ملت را در وادي سياست و فرهنگ مشغول و زمينگير کند و نخبگان را در اتاق جنگ سياسي و فرهنگي نگه دارد.

دشمن سعي مي کند نخبگان اقتصادي از تشکيل اتاق جنگ اقتصادي دوري جويند و دولت از امور حاکميتي دور و به امور تصدي گري مشغول شود عزم ملت و دولت براي توليد ثروت و ايجاد رفاه جدي است.

عزم دشمنان ملت نيز براي عقب نگه داشتن کشور از قافله تمدن و توسعه و اصرار بر ماندن در وادي فقر و فساد و تبعيض براي اثبات ناکارآمدي دين در عرصه اداره کشور هم جدي است. آنها از پديده «فرقه سبز» براي عملياتي کردن عزم خود در سال88  بهره ها برده اند و در سال89  هم بر همين سبيل باقي خواهند ماند.

فرقه سبز در سال88  بنا را بر وطن فروشي و مردم فروشي نهاد و از احساسات پاک و بي شائبه مردم سوء استفاده کرد و با عبور از خط التزام عملي به اسلام و قانون اساسي پاي در وادي براندازي نظام گذاشت اما هوشمندي و بصيرت مردم نقاب از چهره آنها بر گرفت و اين دستاوردي بزرگ و کاري ماندني در تاريخ سياسي ايران شد. قيام مردم در9  دي و راهپيمايي عظيم و بي نظير22  بهمن پاسخي دندان شکن به دشمن بود و نشان داد مردم در طي طريق گفتمان پيشرفت، خدمت و بسط عدالت هيچ ترديدي ندارند.

تصويري که جهان از اتحاد و يکپارچگي ملت ايران در سال88  ملاحظه کرد، يک تصوير حقيقي و خنثي کننده همه تبليغات دروغين آمريکا، انگليس و رژيم صهيونيستي بود اکنون ملت با کوله باري از تجربيات گرانسنگ سياسي در اوج همگرايي، آماده است گام هاي بلندي براي پيشرفت اقتصادي کشور با دولت منتخب خود بردارد.
 همت وکارمضاعف در حوزه گفتمان
روزنامه رسالت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 10:50 PM نظرات 0
 
همت وکارمضاعف در حوزه شخصیت
يكي  از فوايد كار، مسئلۀ حفظ شخصيت و حيثيت و استقلال است كه تعبيرهاي مختلفي دارد. مثلا آبرو؛ انسان آنگاه كه شخصيتش ضربه بخورد،‌ آبروي برود و تحقير بشود ناراحت مي شود. انسان در اثر كار- و مخصوصا اگر مقرون به ابتكار باشد – به حكم اينكه نيازش را از ديگران برطرف كرده است، در مقابل ديگران احساس شخصيت مي كند، يعني ديگر احساس حقارت نمي كند.
دو رباعي است منسوب به اميرالمؤمنين علي عليه السلام در ديوان منسوب به ايشان، در يكي مي فرمايند:
لنقل الصخر من قلل الجبال
احب الي من منن الرجال
يقول الناس لي في الكسب عار
فان العار في ذل السؤال
براي من سنگ كشي از قله هاي كوه (يعني چنين كار سختي) گواراتر و آسانتر است از اينكه منت ديگران را به دوش بكشم. به من مي گويند: در كار و كسب ننگ است ، و من مي گويم: ننگ اين است كه انسان نداشته باشد و از ديگران بخواهد.
در رباعي ديگر مي فرمايد:
كد كد العبد ان احببت ان تصبح حرا
اگر مي خواهي آزاد زندگي كني،‌مثل برده زحمت بكش.
و اقطع الآمال من مال بني آدم طرا
آرزويت را از مال هركس كه باشد ببر و قطع كن.
لا تقل ذا مكسب يزري فقصد الناس ازري
نگو اين كار مرا پست مي كند، زيرا از مردم خواستن از هر چيزي بيشتر ذلت مي آورد.
انت ما استغنيت عن غيرك اعلي الناس قدرا
وقتي كه از ديگران بي نياز باشي،‌هر كاري داشته باشي از همۀ مردم بلند قدرتر هستي.

 روزنامه تفاهم
همت وکارمضاعف در حوزه شخصیت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 10:48 PM نظرات 0

 همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
مهاجرت برای کار ، پدیده ای است که در گذشته ، بیشتر تابع عرضه و تقاضا و احساس نیاز برای کار بوده است؛ ولی در حال حاضر ، احتیاجات منطقی جوامع، تنها عوامل مهاجرت نیستند و به همین دلیل، گاهی مهاجرت به عنوان یک بحران اجتماعی و فرهنگی مطرح می شود . در واقع، امروزه در بسیاری از موارد، نه شهر یا کشور مهاجرپذیر به این همه نیروی کار مهاجر نیازمند است و نه شهر یا کشور مبدأ از این نیرو بی نیاز است .

در بسیاری از موارد ، شخصی که می خواهد به امید یافتن کار و موقعیتی بهتر، مهاجرت کند، تصویر درستی از شرایطی که در انتظار اوست ندارد و گاهی تنها عامل این مهاجرت ، جذابیت های کاذب و خیالی است که تناسبی با موقعیت و توانایی های فرد مهاجر ندارد .

 
تعداد زیادی از مهاجران ، قبل از تصمیم گیری برای مهاجرت ، اهداف و توانایی های خود را مورد بررسی قرار نمی دهند و موارد مهمی مانند شغلی را که بعد از مهاجرت قرار است پیشه خود کنند ، تجربه و مهارت های خود ، تسلط به زبان محلی شهر یا کشور مقصد ، نیاز یا عدم نیاز جامعه مقصد به تجربه ها و مهارت های آنان ، وجود یا عدم وجود شغل مورد نظرشان در شهر یا کشور مقصد و چگونگی تأمین مخارج تا زمان پیدا کردن کار مناسب را نادیده می گیرند و به همین دلیل ، بعد از مهاجرت ، با شرایط سخت و ناگواری مواجه می شوند که یا باعث مأیوس شدن و سرخوردگی آنها می شود و یا با پرداختن به شغل های کاذب ، علاوه بر هدر دادن توانایی های خود ، برای جامعه جدیدی که به آن وارد شده اند نیز دردسرها و معضلات فراوانی ایجاد می کنند .

از طرف دیگر ، گاهی عدم رفع احتیاجات منطقی نیروی انسانی ماهر و متخصص و نبود امنیّت شغلی و آزادی های سیاسی ـ اجتماعی لازم برای پیشرفت آنان در شهر یا کشور مبدأ ، باعث مهاجرت این نیروها می شود که این، باعث محروم شدن آن شهر یا کشور از سرمایه های اجتماعی و انسانی ارزشمندی می شود که در بسیاری از موارد ، جایگزینی برای آنها وجود ندارد .
در این مقاله، عوامل مؤثّر بر مهاجرت برای کار در جامعه ایرانی ، پیامدهای منفی و مثبت مهاجرت برای کار ، پدیده فرار مغزها و راه کارهای مقابله با پیامدهای منفی مهاجرت برای کار ، بررسی می شود .

مهاجرت برای کار و عوامل مؤثر بر آن در ایران


1 . وضعیت اقتصادی و کمبود امکانات : در سال های اخیر به دلیل نوع برداشت ها، سیاست گذاری ها و ساختار نظام اقتصادی ، اشتغال در مناطق شهری به زیان اشتغال روستایی، رو به افزایش بوده است . از بین رفتن جاذبه کشاورزی و درآمد اندک آن برای روستانشینانی که با کمبود زمین زراعی ، آب و وسایل کشاورزی مواجه اند ، موجب گسترش روند مهاجرت از روستا به شهرها و به وجود آمدن شهرک های اقماری و حلبی آبادها در اطراف شهرهای بزرگ و رواج خدمات یدی (بخصوص کارگران روزمزد ساختمانی) بوده است . علاوه بر این ، آن قسمت از رشد جمعیت شهری که ناشی از مهاجرت است، بر الگوی اشتغال شهری نیز تأثیر منفی گذاشته و موجب بروز بی کاری آشکار و پنهان در شهرها شده است .

بی کاری موجود به طور کامل ، معلول اوضاع اقتصادی و تحولات اخیر نیست ، بلکه بخشی از آن، ناشی از عدم تعادل و تطبیق مهارت ها و تخصص های بخش های وسیعی از شاغلان کشور با نیازها و ضرورت های اساسی بخش های رو به رشد اقتصادی بوده است .

بحران بی کاری را می توان در این جریان کلی خلاصه کرد که به دلایل مختلف ، میزان سرمایه گذاری در بخش های زیربنایی کشور، رو به کاهش گذاشته و در نتیجه ، فرصت های محدودی در زمینه اشتغال، ایجاد شده است . از طرف دیگر ، رشد جمعیت ، بر افزایش نیروی جوان و فاقد تخصّص دامن زده و این عوامل ، زمینه را برای گسترش مشاغل کاذب غیر رسمی و غیر مولّد ، هموار ساخته است . در نتیجه ، این نیروها برای امرار معاش ، ناچار از روی آوردن به شبه مشاغلی می شوند که نه تنها در اقتصاد کشور، نقش مولّد و مثبتی ایفا نمی کنند ، بلکه در بسیاری از موارد ، کیفیت این مشاغل نیز مورد سؤال است . مشاغل فصلی و غیر دائم ، مشاغل پاره وقت و مشاغل غیر متشکّل ، نمونه های بارزی از این گونه مشاغل هستند که در اصطلاح ، «بی کاری پنهان» نامیده می شوند .

در واقع، به دلیل تنگناهای بخش تولیدی کشور ، صنعت و کشاورزی نتوانسته اند نیروی کار جدیدی را که به بازار کار عرضه می شود ، جذب کنند و حتی در برخی موارد ، شاغلانِ این بخش ها، تا حدّی بی کار نیز شده اند . به طوری که به دلیل ناتوانی بخش کشاورزی در ایجاد اشتغال ، نیروی شاغل در این بخش ، به تدریج به شکل مهاجر به شهرها منتقل و در آن جا به بی کاران شهری مبدّل می شوند یا به خدمات جنبی می پردازند . به علاوه ، افرادی که به بازار کار عرضه می شوند ، جای چندانی در عرصه تولید نمی یابند .

2 . کمبود نیروی انسانی ماهر و متخصّص : در حال حاضر در کنار مشکل بی کاری در کشور ، تقاضای نیروی انسانی ماهر و متخصص به چشم می خورد . واضح است که نقش سواد و تخصص و دانش فنی در تحول قدرت تولیدی کشور ، انکارناپذیر است . بنا بر این ، از آن جا که یکی از عوامل مهم و اساسی بازدارنده رشد اقتصادی ، کمبود نیروی ماهر و متخصص است ، باید استراتژی دقیقی برای توسعه منابع انسانی، تدوین شود که با مدّ نظر قرار دادن افزایش تولید ناخالص ملّی و افزایش بهره وری کار ، نه تنها امکان شرکت افراد جویای کار را در فعالیت های گوناگون اقتصادی در نظر داشته باشد ، بلکه هدف اصلی «تأمین تخصص ، مهارت و صلاحیت لازم» را برای تأمین رشد اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور فراهم کند .

3 . کمبود فرصت های شغلی مناسب : برای جذب نیروهای جویای کار در شهرها و روستاهای کشور ، فرصت شغلی وجود ندارد و جوانان جویای کار ، برای کسب کار ، با مهاجرت به شهرهای بزرگ ، تنها به شغل های کاذب و انحرافی دست می یابند .

ظاهرا از بخش های کشاورزی ، دامداری و دامپروری روستاها و شهرهای کشور ، حمایت کافی صورت نمی گیرد و در شرایطی که هزاران جوان جویای کار با صرف کمترین هزینه می توانند به بهترین فرصت شغلی دست یابند ، هنوز مسئولان ، اقدام مؤثّری نکرده اند .

در شهرهای بزرگ هم اشتغال پایدار ، میزان بسیار پایینی دارد و اکثر نیروهای جویای کار ، جذب بازار کار کاذب و شغل های انحرافی می شوند .

4 . منطقه ای شدن دستمزدها : اگر دستمزدها بر اساس معیارهای منطقه ای مشخص شود ، دستمزدهای واحدی در کشور وجود نخواهد داشت . در این شرایط ، همان طور که کارگران برای دریافت دستمزد بیشتر ، مهاجرت جغرافیایی می کنند ، کارفرمایان نیز برای پرداخت دستمزد کمتر ، دست به مهاجرت می زنند . از این رو منطقه ای شدن دستمزدها نیز ممکن است به زیان ساختار کنونی صنایع و بازار کار تولید کشور باشد؛ زیرا باعث جابه جایی واحدها و مهاجرت کارگران و کارفرمایان می شود .

در سال های گذشته ، مهاجران بسیاری از شهرها و روستاهای محروم به امید زندگی بهتر به سوی شهرهای صنعتی (چون تهران) مهاجرت کرده و باعث از رونق افتادن فرصت های شغلی و صنایع منطقه خود شده اند . در همین حال ، برخی واحدهای تولیدی به مناطق جدید منتقل شده اند که به دلیل بُعد مسافت ، این نقل و انتقال ، موجب نارضایتی کارگران را فراهم کرده است .

مهندس لطفی رئیس فرهنگ سرای کار (تهران) در این باره می گوید : «نیروهای کار شهرستانی در بحث اشتغال ، مطیع تر هستند ، اما در اثر بی توجهی به این افراد ، فرصت های شغلی روستاها و شهرستان ها می سوزد و این نیروی کار متخصص ، به مراکز استان ها و در اغلب موارد به تهران مهاجرت می کنند .

ارتباط یک روستایی با اداره جهاد کشاورزی این است که کود می خواهد ، بذر می خواهد ، ماشین آلات می خواهد و در نهایت، شاید هم وامی بخواهد ، اما نه تنها این نیازهایش برآورده نمی شود ، بلکه به او مشاوره هم نمی دهند و از تجربیات متقابل وی نیز استفاده نمی شود . در نتیجه، فرصت شغلی، نابود می شود و مهاجرت بی رویه اتفاق می افتد .

کشاورزی ، دامداری ، فرصت های شغلی ناشی از فعالیت های روستایی و حتی صنایعی همچون توریسم صنعتی ، در روستاها به آسانی نادیده گرفته می شود و نتیجه آن، هجوم نیروی کار روستایی به شهرها برای تسخیر فرصت های شغلی بخش صنایع و خدمات و ناتوانی دولت مردان از ایجاد اشتغال در این بخش ها است .

شاید با پرداخت یارانه ، هزینه های جاری کشور افزایش یابد ، اما فرصت های شغلی حفظ می شود ، به علاوه ، اگر در کلیه بخش های تولیدی و صنعتی ، صنایع تبدیلی و تکمیلی همچون بسته بندی ایجاد شود ، نیروهای بی کار شهرستانی ، در این صنایع ، مشغول به کار می شوند و دیگر به شهرها نخواهند آمد» .

5 . جاذبه های کشورهای مهاجرپذیر : به تدریج و با پیشرفت فناوری در برخی از کشورها و پیشرفت آنها در رشته های گوناگون علوم و فراهم بودن امکانات مناسب و ابزارهای پژوهشی و نیز آماده بودن شرایط زندگی و دستمزد مناسب در این کشورها ، موجب شده است که افراد متخصص و ماهر فرهیخته و کارآزموده ، به این کشورها سرازیر شوند و نوعی معضل اجتماعی و عدم تعادل ساختاری از لحاظ نیروهای انسانی را پدید آورند .

جذابیت ها و امکانات موجود در این کشورها از یک سو و کم توجهی مسئولان به نخبگان و نیروهای ماهر و متخصص از سوی دیگر ، کشور ما را با پدیده مهاجرت گسترده نخبگان روبه رو کرد ؛ نخبگانی که برای دستیابی به موقعیت شغلی ، اقتصادی و اجتماعی بهتر ، راه کاری به نام مهاجرت برگزیده اند . چنین مهاجرتی ، تنها معضل جوامع جهان سوم یا در حال توسعه نیست؛ بلکه حتّی جوامع توسعه یافته ای چون اروپای غربی ، ژاپن ، استرالیا ، روسیه و کانادا نیز از آن رنج می برند .

پیامدهای مهاجرت برای کار

1 . یکی از پیامدهای مهم مهاجرت برای کار ، از دست رفتن فرصت ها و مهارت های مورد نیاز در شهر یا کشور مهاجرت فرست و پایین ماندن تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه است .

2 . ایجاد فشار بر بازارهای کار و تأثیر بر رشد جمعیت و الگوهای آن و نیز تأثیر بر تقسیم کار بین زنان و مردان در شهر یا کشور مهاجرپذیر، از اثرات دیگر این مهاجرت است .

3 . تهی شدن کشور از نیروی کار متخصص ، از دیگر پیامدهای ناشی از مهاجرت است که در واقع ، خود ، معلول بی کاری و یا عدم رضایت شغلی است . کارگری که در یک فن، متخصص است ، هزینه های زیادی را بر اقتصاد کشور تحمیل کرده تا کارآزموده شده است و در حقیقت ، سرمایه کشور محسوب می شود . تجربه کشورهای صنعتی نشان داده که بدون توجه به کارگران ، نمی توان صنعتی شد . توجه به نیازهای کارگران ، موجب بازدهی بیشتر آنان و به تبع آن ، توسعه صنعتی کشور است و در این زمینه می توان از تجربیات کشورهای صنعتی نیز استفاده کرد .

4 . علاوه بر نیروهای کارگری ماهر و متخصص ما در این زمینه با پدیده فرار مغزها نیز مواجه هستیم .

در کشورهای جهان سوم، عمدتا به کارهای فکری و تحقیقی عمیق در زمینه های علوم اجتماعی و انسانی اهمیت داده نمی شود . در نتیجه، در بلند مدّت ، بازار کار از نیروهایی که به واقع، جامعه نیازمند آنان است تهی می شود . از سوی دیگر، بیشترین تبلیغات و سرمایه گذاری ها در این جوامع ، بر آموزش عالی در غیر علوم انسانی متمرکز است . در این رشته ها نیز به دلیل نداشتن دانش فنی بالا و به روز نبودن ، موفقیت چندانی کسب نمی شود ، در حالی که بیشترین نیروهای ماهر مورد نیاز ، در بخش اداری جامعه و در بخش علوم انسانی و اجتماعی است؛ یعنی همان رشته هایی که معمولاً اقبالی به سرمایه گذاری از سوی دولت و تبلیغات عمومی در آنها صورت نمی گیرد . نتیجه این فرآیند ، ورود موج عظیمی از نیروهای غیرکارآمد به بدنه اجرایی کشور است .

پیامدهای فرار مغزها

هر چه کشوری پیشرفته تر باشد، نقش عوامل انسانی در آن برجسته تر است ، مثلاً نقش عوامل انسانی در تولید اقتصادی ژان ، هشتاد درصد است، ولی در کشور ما کم رنگ است به طوری که بیشترین دغدغه کشور ما خارج نکردن ارز از کشور است .

در حالی که ما توجّه چندانی به فرار مغزها نداریم ، به نظر می رسد که همین تغییر نگرش نسبت به افراد انسانی و توسعه انسانی ، درفرآیند توسعه ، عامل مهمی در کاهش پدیده فرار مغزهاست .

با یک نگاه اجمالی به آمار و ارقام مربوط به پدیده فرار مغزها ، که پیامدهای بسیار ناگوار آن، غیرقابل تصور می نماید، از یکسو کشورهای صنعتی و به اصطلاح مقصد قرار دارند که عاملی مهم در جذب نخبگان کشورها به شمار می روند و منبع مهمی برای جذب نخبگان اند؛ از سوی دیگر، کشورهای مبدأ و جهان سوم قرار دارند که همه سرمایه و هستی خود را تقدیم بیگانگان می کنند . با نگاهی به آمار و ارقام ، این معضل، بیشتر آشکار می شود .

بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول ، سالانه بیش از 150 هزار نفر تحصیل کرده از ایران خارج می شوند . طی سال 79 روزانه به طور متوسط پانزده نفر با درجه کارشناسی ارشد و 3/2 نفر با درجه دکتری جلای وطن کرده اند در سال 78 ، جمعا 5475 کارشناس ، ایران را ترک کرده اند . همچنین در شش ماهه اول سال 78 ، جمعا 1664 نفر از افراد دارای تحصیلات علوم پزشکی، برای خروج از کشور اقدام کردند .

از مجموع 4300 نفر دانشجو که برای ادامه تحصیل در سال های 64 تا 72 به خارج از کشور رفته اند، 12% هنوز به کشور بازنگشته اند . همین طور از سال 69 تا 77 ، تعداد 151 نفر عضو هیئت علمی دانشگاه های کشور از کشور خارج شده و باز نگشته اند . تعداد کل دارندگان کرسی «استادی» در دانشگاه های ایران، 1500 نفر است، در حالی که ایرانیانی که در خارج کشور، صاحب این کرسی «درجه پرفسوری» هستند، 400 نفرند . 92% دارندگان ایرانی مدال از المپیادهای جهانی، طی دو دهه اخیر به خارج از کشور رفته اند . 155 هزار نفر ایرانی با تحصیل ممتاز به امریکا مهاجرت کرده اند . صرفه جویی امریکا در هزینه های آموزشی از این بابت ، ده میلیارد و 500 میلیون دلار بوده است . در حالی که ایران از بابت مهاجرت مغزها 38 میلیارد دلار، متضرّر شده است .

در حال حاضر، بیش از 150 هزار نفر مهندس و پزشک ایرانی در امریکا زندگی می کنند و تمام ورودی های با رتبه دو رقمی کنکور سراسری دانشگاه های کشور ، هر سال از بهترین دانشگاه های جهان ، دعوت نامه دریافت می کنند و نزدیک به نود نفر از 135 دانش آموزی که در چند سال اخیر در المپیادهای علمی، صاحب مقام شده اند در یکی از بهترین دانشگاه های امریکا (دانشگاه M.I.T) به تحصیل مشغول هستند . بر اساس سرشماری 1990 امریکا، قریب 220 هزار نفر، خود را ایرانی تبار معرفی کرده اند که 77 درصد آنان دارای تحصیلات دانشگاهی هستند . بر اساس آمار ارائه شده ، دست کم 1826 ایرانی، عضو هیئت علمی تمام وقت و رسمی در دانشگاه های امریکا و کانادا به تدریس مشغول هستند که با احتساب استادان نیمه وقت، به حدود پنج هزار نفر می رسند، در حالی که در سال 73، تعداد استادان و دانشیاران شاغل در ایران ، بر روی هم 1500 نفر بوده که در سال 1375 به 2200 نفر رسیده و تعداد استادیاران نیز شش هزار نفر بوده است . زیان کشور ما از صادرات نخبگان تا سال 1378 ، بالغ بر 38 میلیارد دلار برآورد شده ، در حالی که درآمد سالیانه کشور از محل صادرات نفت ، قریب دوازده میلیارد دلار اعلام شده است .

طبق آخرین آمار اداره آمار امریکا در سرشماری ده سال پیش در خصوص وضعیت اقتصادی مهاجران خارجی ، بویژه ایرانیان مقیم امریکا آمده است که 46 درصد مهاجران خارجی ایرانی ، دارای مدرک لیسانس و بالاتر هستند و 32 درصد ، در رده های بالای علمی و حرفه ای و 22 درصد، صاحبان شرکت های بزرگ تجاری ، کارخانه های صنعتی ، بیمارستان و ورزشگاه هستند و میانگین درآمد مهاجران ایرانی، 55 هزار دلار و میانگین درآمد شهروندان امریکا 35 هزار دلار است .

نگاهی دیگر به پدیده مهاجرت

اخیرا تحقیقاتی انجام شده که نشان می دهد مهاجرت ، اثرات مثبتی بر روی کشور مهاجرپذیر و مهاجرفرست دارد . سازمان بین المللی مهاجرت (IOM) در این تحقیق گسترده، عواملی همچون هزینه ها، مزایا و معایب مهاجرت را در سطح جهانی بررسی کرد . نتایج این تحقیق و بررسی نشان داد ، نگرانی های معمول در مورد اثرات منفی مهاجرت بر روی اشتغال و هزینه های رفاهی ، بی اساس است .

در گزارش IOM آمده است : 192 میلیون مهاجری که اکنون در نقاط مختلف دنیا زندگی می کنند ، طیف وسیعی از منافع اقتصادی و غیره را برای آن نقاط در بر داشته اند .

«برانسون مک کینلی» ، رییس IOM اظهار داشت : ما اکنون در دنیایی زندگی می کنیم که به سرعت در مسیر جهانی شدن به پیش می رود و توسل به بازار کار داخلی، دیگر به هیچ وجه نمی تواند نیازها را برآورده کند . این، واقعیتی است که باید مد نظر همگان باشد . اگر مهاجرت به درستی مدیریت شود می تواند بسیار بیشتر از آنچه هزینه خواهد داشت ، سود به بار آورد .

آمار به دست آمده از سال 1999 و 2000 نشان می دهد مهاجران ساکن در انگلیس، چهل میلیارد دلار به دارایی این کشور افزودند .

گزارش ها همچنین نشان می دهد ، مهاجران، به اشغال دو سرِ بازار کار، اشتغال دارند؛ بدین معنا که اشتغال آنها یا کاملاً سطح پایین است و یا کاملاً سطح بالا .

بدین ترتیب ، نیروی کار محلی از اشغال مهاجران آسیب نمی بیند . گزارش ها نشان می دهد که در هیچ یک از کشورهای غربی ، مهاجران ، جایگزین نیروی کار محلی نشده اند .

همچنین کشور مهاجرفرستی چون لبنان ، رقمی بیش از بودجه سالانه دولت خود را از طریق واریز درآمدهای مهاجران به حساب های داخل کشور ، دریافت می کند . چین ، پاکستان ، مصر ، فلسطین ، فیلیپین ، افغانستان و ... نیز درآمدها و سرمایه گذاری های فراوانی از طریق مهاجران ، عایدشان می شود .

مقابله با اثرات منفی مهاجرت

اگر فرصت های شغلی به درستی توزیع شود و از تجمع امکانات در یک مرکز خودداری شود ، مهاجرت های بی رویه به حداقل خواهد رسید . در حال حاضر ، کلیه امکانات تولیدی و صنعتی کشور ما در چند شهر بزرگ ، گرد هم آمده و در سایه این تجمع بی حساب و کتاب ، نیروهای کار شاغل سراسر کشور ، با ترک محل سکونت و مهاجرت به این شهرها ، روستاهای کشور را از رونق انداخته اند .

برای احداث صنایع ، لازم است بافت فرهنگی و اجتماعی مناطق کشور، مورد بررسی قرار گیرد و فرصت های شغلی در حال ایجاد ، با توجه به بازار کار و ظرفیت های موجود مناطق مختلف کشور، راه اندازی شود .

برای مقابله با این تبعات منفی ، راه هایی وجود دارد که با عملی شدن آنها تا حدود زیادی این آثار منفی، تحت کنترل در می آیند .

یک . توجه بیشتر به بخش کشاورزی : بی توجهی به روستاییان ، باعث شده تا صنایع کوچک و کارگاه های خوداشتغالی که می تواند برای پر کردن زمان فراغت کشاورزان، مورد استفاده قرار گیرد ، به جاذبه های دروغین شهرها تبدیل شده و کشاورزان مولّد را به کارگران فصلی و بی انگیزه مهاجرت کرده به شهرها تبدیل کند .

تمرکز صنایع بزرگ باعث شده تا هزینه حمل و نقل از نقاط مختلف کشور ، قیمت کالای تولید شده را افزایش دهد ، در حالی که اگر بتوانیم کارخانه های بزرگ را به احداث شعبه های متعدد در سایر استان ها تشویق کنیم ، علاوه بر اشتغال زایی در سایر نقاط کشور ، هزینه های تولید را کاهش داده و از ترویج فرهنگ غلط مهاجرت نیروی کار غیر ماهر و تبدیل کشاورزان ماهر به کارگران ساده جلوگیری خواهد شد .

بی توجهی به بخش کشاورزی و عدم ایجاد فرصت های شغلی در روستاها ، باعث سنگین تر شدن بار صنعت شده و در اصل ، وزارت کشاورزی ، بی کاران بخش خود را به وزارت صنایع و در نتیجه ، کشور تحمیل می کند .

اگر چه مادر تولید را روستا معرفی کرده ایم ، اما هنوز تعریفی از روستای نمونه به عمل نیامده و مسئولان وزارت کشاورزی، موفق نشده اند روستایی را در محلی به نام روستای نمونه تعریف کنند ، تا الگویی برای دیگر روستاها در کل کشور باشد . اگر روستای نمونه بر اساس الگوهایی از قبل تعیین شده، شناسایی و معرفی شود و مورد تقدیر قرار گیرد و روش های سنتی و صنعتی ایجاد اشتغال در روستاها نیز بررسی و به عنوان الگو مطرح شود ، ضربه های سنگینی که بر پیکره اقتصاد (بر اثر واردات محصولات کشاورزی) ، براشتغال (بر اثر از دست رفتن فرصت های شغلی) و بر صنعت (در اثر تجمع نیروهای غیر ماهر) وارد می شود ، خود به خود ، مرتفع خواهد شد .

دو . طرح مهاجرت معکوس : بر اساس طرح مهاجرت معکوس ، کمیته امداد به خانواده هایی که به شهرها مهاجرت کرده و قصد بازگشت به روستاها و شهرهای خود را دارند ، وام پرداخت می کند . کمیته امداد از طریق طرح مهاجرت معکوس ، قصد ترغیب و تشویق خانواده هایی را دارد که در شرایط نامناسبی به شهرهای بزرگ مهاجرت کرده اند و تمایل به بازگشت به شهرها و روستاهای خود را دارند .

در طرح مذکور، به خانواده هایی که قصد بازگشت داشته باشند ، خدماتی از قبیل مسکن و شغل پایدار ارایه می شود . پرداخت وام به خانواده های مذکور یکی از اولویت های کاری کمیته امداد است و این کار را برای کاهش حاشیه نشینی انجام می دهد . برای خانواده هایی که قصد بازگشت داشته باشند ، منزل مسکونی در زادگاه آنها احداث شده و یک شغل پایدار نیز برای آنها فراهم می شود .

مجموع اقدامات برای هر خانواده که شامل نقل و انتقالات ، کمک های مردمی ، ساخت مسکن و ایجاد اشتغال پایدار است، حدود هشت میلیون تومان تمام می شود که کمک های موردی ، نقل و انتقال و ساخت مسکن ، بلاعوض است و تنها برای ایجاد اشتغال وام، سه میلیون تومانی خودکفایی ارائه می شود که پس از دو سال، به صورت قسطی از آنها دریافت می شود .

تنها مشکل اجرای طرح این است که بسیاری از خانواده ها وابستگی فرهنگی و عاطفی به شهر پیدا کرده اند و بسیار سخت می توانیم آنها را راضی به بازگشت کنیم .
سه . جلوگیری از فرار مغزها و جذب نخبگان :

1 . راه حل اساسی و موثر برای جلوگیری از فرار مغزها ، آزادی های نسبی سیاسی ـ اجتماعی ، امنیت شغلی ، پژوهش ، دستمزد کافی ، شایسته سالاری و از بین بردن بی عدالتی و تبعیض است که خود ، موجب جلب نخبگان است . این امر، مستلزم یک برنامه ریزی بلندمدت و حساب شده برای استفاده از نیروهای انسانی است و این امر باید مبتنی بر این اصل باشد که تربیت متخصصان باید بر اساس نیازها و متناسب با ظرفیت های داخلی ، به قدر نیاز باشد تا کمک اساسی به تحکیم زیربنای اقتصادی کشور باشد .

سال گذشته ، مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص بررسی و تدوین سیاست های کلی نظام، برای رشد و توسعه علمی و تحقیقاتی کشور ، بندهایی شامل: تعریف ، شناسایی ، هدایت ، پرورش، جذب و به کارگیری استعدادهای درخشان و ایجاد بسترهای مناسب جهت جذب و به کارگیری استعدادهای درخشان و ایجاد بسترهای مناسب جهت جذب و پیشگیری از مهاجرت نخبگان ، استفاده از ظرفیت های علمی و فنی ایرانیان مقیم خارج و جذب متخصصان و محققان برجسته سایر کشورها در صورت نیاز را بررسی و تصویب کرد . عملی شدن این مصوّبات می تواند در این زمینه، مثبت و مؤثر واقع شود .

2 . یکی از شیوه های جذب نخبگان در داخل کشور ، در کنار آموزش های فنی و زیربنایی و به روز نخبگان ، این است که صندوقی به این منظور در نظر گرفته شود تا فارغ التحصیلان دانشگاهی، به محض فراغت از تحصیل و تا زمانی که موفق به پیدا کردن شغل و کار مناسب نشده اند، از این صندوق، وام های اشتغال ، حق بیمه بی کاری و مانند آن را دریافت دارند .

3 . نظارت بر فارغ التحصیلانی که به خارج عزیمت می کنند و ارتباط عاطفی با آنان از دیگر راه کارهای جذب نخبگان است .

4 . دولت باید بر اساس رشته های مورد نیاز جامعه به تربیت نیروی انسانی بپردازد و پس از کسب آموزش لازم نسبت به اشتغال آنها تعهّد نشان دهد .

5 . تأسیس مراکز کاریابی برای نخبگان و فارغ التحصیلان دانشگاهی .

6 . ارتباط مراکز صنعتی با دانشگاه ها که موجب تناسب آموزش های نظری با فعالیت های عملی می شود .

7 . وجود ثبات و آرامش سیاسی در جامعه و وحدت نیروهای ملّی ، احزاب سیاسی و مسئولان ، زمینه ساز ثبات و آرامش روحی افراد خواهد بود .

8 . احترام و توجه بیشتر به علم ، دانش ، خلاقیت و توجه به نخبگان جامعه .

9 . تأسیس شرکت هایی برای محققان و تأمین نیازهای علمی ، تحقیقاتی ، مادی و معنوی آنان .

10 . تجدید نظر جدی در وضع تحقیقاتی دانشگاه ها .

11 . از بین بردن مفاسد اداری ، حاکمیت روابط شخصی ، فامیلی ، گروهی ، حزبی و جناحی .

بر اساس آنچه تا کنون ذکر شد ، اگر چه کنترل کامل و صد در صد بر پدیده مهاجرت، امکان پذیر به نظر نمی رسد، ولی بحث مدیریت صحیح بر این پدیده از اهمیت به سزایی برخوردار است و گذشته از اثرات مثبتی که در تحقیقات اخیر برای این نوع مهاجرت ذکر می شود ، نباید شرایط محلی و تفاوت های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشورهای مختلف با یکدیگر را از نظر دور داشت و بر این اساس، در برخی از کشورها از جمله کشور ما ، تبعات منفی مهاجرت برای کار چه در سطح داخلی (مهاجرت از روستاها به شهرها) و چه در سطح خارجی (خروج نیروهای ماهر و متخصص از کشور) از اهمیت بیشتری برخوردار است که باید مورد توجه جدّی مسئولان قرار گیرد .
منابع :

1 . جامعه شناسی کار و شغل ، دکتر غلامعباس توسلی ، تهران : سمت .

2 . راهنمای جامع زندگی و کار در کشورهای خارجی ، دیوید همپشایر ، مترجمان : ساناز گرجی زاده و زینت السادات پیری و مریم سلیمانی .

3 . خبرگزاری کار ایران (ایلنا)

4 . «آثار و پیامدهای حاصل از فرار مغزها ، مهاجرت بدون بازگشت» ، حمید رنجبر ، روزنامه شرق ، 6 دی ماه 83 .

5 . نشریه الکترونیکی تکاپو (WWW.takapoo.net)

پدیدآورنده: معصومه حق شناس
 همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 28 خرداد 1389  ساعت 7:17 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :32
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET