با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید
 

همت و كارمضاعف و اشتغال
شاید کار در یک قبیله و روستای کوچک فقط به دامداری و کشاورزی و گاهی هم فروشندگی در برابر دریافت اجناس (معامله کالا با کالا) تقسیم می شد. اما با گذشت زمان و نیازهای مختلف، کار گسترش یافت و گاهی همه افراد خانواده از جمله کودکان، زنان و مردان مجبور بودند برای گذران زندگی کار کنند.

اما اکنون که نیازها شکل های مختلفی گرفته، کار، فرایندی است که در برابر انجام آن حقوق دریافت می کنند و نیازها جامعه را اجبار می کند نیروهای خود را از زن و مرد به کار بگیرد. اما موضوع مهم این است که با گسترش نیازها و فعالیت ها مشکلات کارگرها، کارمندان و هر کس که به فعالیتی از هر نوعی مشغول باشد، پدید می آید
  
 
پدیده ای که بیش از هر موضوعی نمود پیدا کرده و کارشناسان را وا داشته به آن بپردازند، کار و اشتغال زنان است؛ چرا که با پیشرفت جوامع صنعتی، از بین رفتن عوامل بی سوادی بانوان، نیاز به همراهی برای تأمین هزینه های زندگی و دلایل بی شمار دیگر، نوع کار زنان هم در بیشتر جوامع، رو به پیشرفت گذاشته به طوری که گاهی تعداد زنان شاغل اگر بیشتر از مردان نباشد کمتر نیست.

ایران هم از این قاعده مستثنا نیست، چرا که تحصیلات بانوان در اکثر رشته ها، نیاز به جبران کمبودها و هزینه های زندگی و دلایل دیگر، این قشر فعال را نیز به عرصه اجتماع کشانده، دیگر از تربیت یک دختر خانه نشین برای ماندن در خانه همسر و فقط انجام وظایف خانه داری خبری نیست.

در حال حاضر بیشتر دختران و زنان ایرانی با جامعه پیش می روند و سعی می کنند خود را همسطح پیشرفت ها و نوآوری ها نگه دارند. آشنایی با مسائل سیاسی و نیاز به فعالیت در این زمینه هم بی تأثیر نبوده، به رشد اشتغال زنان دامن زده است.

اکنون با توجه به اینکه عادت های زندگی سنتی برچیده شده و زنان از خانه ها پا به کارگاهها و دانشگاهها گذاشته اند، بررسی مشکلات این قشر نیاز به کند و کاو دقیق و آمارگیری مشخصی دارد. همچنین نباید از نظر دور داشت که عوامل مؤثر بر ایجاد مشکلات بی تأثیر نیست؛ مشکلات و عواملی مانند سوء استفاده از ضعف اخلاقی برخی زنان، امنیت کاری، یافتن کار مناسب، مشکلات حین انجام کار و ... چه همین عوامل هستند که زنان را برای انجام فعالیت و ادامه آن به صورت مطلوب دچار مشکلات چند برابر می کند.

سیاسی اجتماعی کنکاش
«این گزارش را همه خانم ها بخوانند!»
گزارشی از اشتغال یابی زنان و مشکلات پس از آن
کاریابی و مشکلات آن

بالاخره طبق تصمیماتی که در خانه گرفته شده باید دنبال کار باشم اما با این همه تقاضا از همه نوع مگر می شود یک کار با حقوقی که بشود به آن حقوق گفت پیدا کرد؟ با این حال با خودم فکر می کنم هفته بعد، این موقع احتمالاً در حال رفتن به محل کارم هستم. با همین خیالات سوار تاکسی می شوم و راه شرکتی را که دیروز برای گرفتن منشی آگهی داده بود، پیش می گیرم.

شرکت خیلی شلوغ نیست و این شانسِ من را برای گرفتن کار بیشتر می کند اما شرکت خیلی بزرگ و تو در تو است، از چند نفر می پرسم تا بالاخره به مکان مورد نظر می رسم.

چقدر جمعیت! یاد روز امتحان کنکور می افتم که داوطلبان پشت سالن امتحانات جمع شده بودند تا درها باز شود. یعنی همه اینها برای کار آمده اند! فکر می کنم راه بی پایانی را شروع کرده ام.
خیالاتی بودم ...
الهام.ت، لیسانس ادبیات فارسی از دانشگاه پیام نور، 24 ساله، مجرد.

ـ الان حدود سه سال است که دنبال کار می گردم، اما هر روز ناامیدتر از قبل هستم. روزهای اوّل که در واقع روزهای آخر تحصیلم بود، دنبال کاری بودم که به تحصیلاتم ارتباط داشته باشد. مثلاً می رفتم آموزش و پرورش، مکان های آموزشی، کلاس های متعدد فرهنگی یا مدارس غیر انتفاعی تا شاید به این ترتیب شغل خوبی پیدا کنم، اما پس از گذشت یک سال فهمیدم خیلی خیالاتی بودم.
کار نبود یا شما نمی پسندیدید؟

اصلاً کاری نبود که بخواهم بپسندم. آموزش و پرورش که نیرو نمی خواست. چه برای حق التدریس، چه برای کارهای معمولی مثل دفترداری. از آنجا که کاملاً ناامید شدم. مکان های دیگر هم دنبال کسی بودند که لیسانس داشته باشد با سابقه کار و حقوق کمی هم دریافت کند! یا اینکه برایشان فرقی نمی کرد که سیکل داشته باشی یا دیپلمه، در واقع کارگر می خواستند، در این میان چه کاری پیدا می شود که بتوانم فارغ از بقیه مسائل مثل حقوق و مزایا به آن بپردازم؟
الان هم دنبال کار آمده اید؟

بله، از دو روز قبل دیده بودم که در روزنامه آگهی داده بودند مبنی بر اینکه به پنج خانم، سه تا لیسانسه و دو دیپلمه نیاز دارند، آمده ام ببینم چه می شود، البته اینقدر شلوغ است که مسئولان شرکت با توجه به شلوغی، شرایط کاری و حقوقی را نمی گویند تا ببینند با این همه متقاضی چقدر می توانند به نفع خودشان، شرایط کاری تعیین کنند.
جبران هزینه های اضافی زندگی

دختر جوانی کنار درِ ورودی دفتر شرکت ایستاده و سرک می کشد تا خبرهای جدیدی راجع به شروع مصاحبه برای استخدام به دوستانش بدهد.
مائده.س، دیپلمه، 21 ساله، مجرد.

ـ چهارمین بار است که دنبال کار آمده ام، قبلاً شاغل نبودم و مشغول خانه داری بودم، اما بعد از اینکه دیدم برای خریدهایم، مخصوصا وسایل مورد نیازم دچار مشکل هستم و نمی توانم همه هزینه ها را از پدرم دریافت کنم، تصمیم گرفتم دنبال کار باشم.
اگر پذیرفته شوید، چه شرایطی را مطلوب می دانید؟

اوّل اینکه مسافت رفت و آمدم و ساعت کاری مناسب باشد، دوم اینکه خیلی با آقایان سر و کار نداشته باشم چون خانواده ام این وضعیت را دوست ندارند. بعد هم حقوق که باید به اندازه باشد؛ فکر می کنم خیلی از زنان که به دنبال کار هستند، به حقوق آنچنانی فکر نمی کنند، بلکه دنبال این هستند که نیازشان را برطرف سازند و دنبال حقوق معمولی اند.
به مشاغلی که می شود در خانه به آن پرداخت فکر نکرده اید؟

شغل داخل خانه را کسی کار حساب نمی کند، در ضمن نمی توانی وقتت را به طور کامل برای کارَت بگذاری. معمولاً به شغل هایی که در خانه می شود انجام داد اهمیتی نمی دهند و حقوق ناچیزی در قبال آن دریافت می شود، اما اگر خیاطی و آرایشگری باشد، حقوق خوبی دارد که آن هم پر زحمت است. پشت میز نشستن خیلی کمتر وقت می گیرد و راحت تر است.
امنیت کاری از همه مهم تر
خانم فاطمه سادات. ف، 34 ساله، متأهل و لیسانس ادبیات عرب.

ـ قبلاً چهار سال شاغل بودم. دو سال در یک شرکت هواپیمایی و دو سال دیگر در یک مؤسسه انتشاراتی ولی در حال حاضر بیکارم و نیاز مبرمی به کار دارم.
چرا شغل های قبلی را از دست دادید با اینکه می گویید نیاز مبرم به کار دارید؟

اولین شغلم که بلافاصله پس از گرفتن مدرک تحصیلی ام به آن مشغول شدم، شغل خوبی بود، اما بعد از گذشت دو سال ریاست شرکت عوض شد و خانم هایی را که کار می کردند اخراج کرد، چون رئیس جدید معتقد بود مردها نیاز بیشتری به کار دارند. کارِ زن ها را حتی اگر منشی بودند، قبول نداشت؛ بنابراین هر کدام از خانم ها را با عذری بیرون کرد، طوری که مشکلی نداشته باشد و نتوانیم از لحاظ قانونی اعتراض کنیم.

دومین کارم را هم که در یک مؤسسه انتشاراتی بود به علت عدم امنیت شغلی رها کردم. چهار خانم بودیم که کار تنظیم مطالب و کتاب ها را برای چاپ انجام می دادیم. به نظر کار فرهنگی و خوبی بود، بخصوص که با کتاب سر و کار داشتیم، اما مسئول انتشارات سرزده به اتاق خانم ها می آمد یعنی بدون اطلاع در را باز می کرد و داخل اتاق می شد و شروع می کرد به ایراد گرفتن و دستور دادن! چند بار از او خواستیم که وقتی قصد وارد شدن دارد حداقل در بزند چرا که فقط ما خانم ها در اتاق بودیم و گاهی برای راحتی و سرعت کار حجاب را رعایت نمی کردیم، اما مسئول انتشارات توجهی نمی کرد! می گفت محل کار است و باید آمادگی ورود و خروج من را در هر لحظه داشته باشید. وسایل گرمازا در زمستان را در اواسط فصل وقتی که هوا خیلی سرد شده بود، تأمین کرد. برای تابستان هم همین برنامه را داشت. بعد هم فهمیدیم حقوق خانم ها تقریبا نصف حقوق آقایانی بود که کار می کردند.
به اداره کار مراجعه نکردید تا وضعیت کار شما بهتر شود؟

کسی که نیاز به کار دارد نمی تواند وقت خودش را در رفت و آمد و شکایت بگذراند مخصوصا اگر خانم باشد، که مجبور است در خیلی از موارد سکوت کند. من هم چون همسرم جانباز است و نیاز دارم برای تأمین هزینه های بیمارستان کار کنم، نمی توانستم دنبال این مسائل باشم. در ضمن محیط کار هم به دلیل مسائلی که گفتم بسیار مشکل آفرین شده بود و احساس عدم امنیت داشتم.
نمونه های مثل من زیادند
صالحه.س، 28 ساله، مجرد.

ـ لیسانس علوم اجتماعی دارم، اما کاری که بتوانم به آن مشغول باشم و از مطالبی که خوانده ام بهره بگیرم، ندارم. فعلاً که دو سال است به طور مداوم دنبال کار هستم.
در اینجا که یک شرکت تولید قطعات پلاستیکی است، چه کاری می توانید پیدا کنید که مناسب وضع و تحصیل شما باشد؟

رشته من علوم اجتماعی است، شاید به این ترتیب بشود شرکت را در مواردی از قبیل تبلیغات و ارتباط با دیگر شرکت ها کمک کرد، گرچه در آگهی داده شده نیازی به این مورد نبود، اما به هر حال ناامید نیستم.
چطور می خواهید از رشته تحصیلی تان استفاده کنید؟

فعلاً راضی هستم که در جاهای دیگر شرکت مشغول باشم، تا شاید پس از گذشت مدتی، شرکت تمایلی برای انجام فعالیت های تبلیغاتی و اجتماعی نشان بدهد.
انگیزه تان برای کار چیست؟

چهار سال و نیم درس خواندم تا توانستم لیسانس بگیرم. مشکلات کنکور و دانشگاه بماند. چرا نباید پس از این سال ها بتوانم از زحمتی که کشیده ام بهره بگیرم؟! گذشته از آن نه تنها به خاطر خودم بلکه به خاطر پدر و مادر و اطرافیانم باید کار پیدا کنم، چون همه انتظار دارند با دست پر به خانه بیایم نه اینکه مثل قبل در خانه بنشینم و در و دیوار را تماشا کنم اما در دوره دانشگاه فشار روحی برای یافتن کار نداشتم.
هنگام ورود به دانشگاه به قصد کار پیدا کردن، درس می خواندید؟

بله، به همین خاطر دنبال درس رفتم. اگر می خواستم در خانه بنشینم یا کاری مثل قالیبافی و خیاطی انجام دهم، این همه وقت و انرژی صرف درس خواندن نمی کردم. خیلی از جوان ها به همین نیت درس می خوانند اما دولت و اجتماع هیچ برنامه ای برای شغل جوان ها پیش بینی نمی کنند. نمونه های مانند من زیاد هستند.
پیدا کردن کار، نفس گیر و سخت

ساعتی از ظهر گذشته که به خانه برمی گردم، آنقدر خسته ام که نای حرف زدن هم ندارم. با خودم فکر می کنم آغاز راه برای یافتن کار خیلی مشکل و طاقت فرساست، امیدوارم بقیه راه مشکل نباشد.

شرکتی که برای استخدام آگهی داده بود، اعلام کرد که هفته بعد جواب مصاحبه ها را خواهد داد، اما فکر نمی کنم از میان صد و پنجاه و سه نفر متقاضی، من که بدون تجربه کاری ام، بتوانم شغلی در شرکت پیدا کنم. از فردا باید دنبال کار دیگری باشم. بهتر است برای صرفه جویی در وقت و هزینه، نیازمندی های روزنامه را تهیه کنم و از طریق تلفن دنبال کار باشم.
اولویت با خواسته های متقاضی یا خواسته های کارفرما؟!
سلام، ببخشید شرکت ...

بفرمایید.
می خواستم راجع به آگهی استخدام صحبت کنم.

شرایط کاری ما برای بانوان اینهاست: سن بالاتر از هجده سال، ترجیحا مجرد و مدرک دیپلم یا بالاتر!
نوع کاری که در شرکت دارید، چیست؟

بازاریابی، به این ترتیب که اجناس شرکت را به مغازه ها، مراکز فروش و ... معرفی می کنید و سپس سفارش می گیرید، حقوق هم پورسانتی داده می شود، یعنی هر سفارشی که گرفتید درصدی به عنوان دستمزد به شما می دهیم.
شرایط و مزایای دیگری هم دارید؟

شرایط همان ها بود که گفتم، مزایا هم خیر! چون این کار را در منزل خودتان هم می توانید انجام بدهید ... .
مشاوره املاک ...

بفرمایید:
آگهی منشی داده بودید، شرایط کار چیست؟

اوّل اینکه منزل شما باید در همین خیابان باشد، دوم اینکه ساعت کاری از هشت صبح تا دوازده ظهر و از چهار بعدازظهر تا هشت شب است. همچنین سن بالای هجده سال با روابط عمومی بالا.
کار به چه صورت است؟

تنظیم سند، تنظیم قرارداد اجاره و خرید و رهن، راهنمایی مشتریان و جوابگویی به تلفن ها، البته یک ماه به صورت آزمایشی مشغول کار می شوید تا شرایط کار را خوب یاد بگیرید.
حقوق و مزایا؟

اوّلاً این کار استخدامی نیست که مزایا داشته باشد. قراردادهای سه ماهه می بندیم، ثانیا پس از یک ماه آزمایشی اگر مورد تأیید بودید مشغول کار می شوید، حقوق هم ماهی بیست و پنج هزار تومان که در صورت کار بهتر، بیشتر می شود. چهار روز هم در ماه تعطیلی داریم یعنی جمعه ها ... .
مطب دکتر ...

بفرمایید:
آگهی برای منشی داده بودید، شرایط چیست؟

بله! دستیار دندانپزشکی به همراه کارهای مربوط به منشی، سابقه کار دارید؟
خیر می خواهم بدانم شرایط کاری شما چیست؟

اگر سابقه کار در دندانپزشکی داشتید، بهتر بود اما مهم نیست. سه ماه به صورت کارآموز، دستیاری را یاد می گیرید. در صورت خوب بودنِ شرایط، به عنوان منشی و دستیار مشغول به کار می شوید.
شرایط کار و حقوق به چه صورت است؟

شرایط کار همان سه ماه آموزشی بود، به علاوه یک فرم که اینجا پر می کنید، یک نفر معرف که شما را خوب بشناسند و یک سفته به مبلغ پانصد هزار تومان، ساعت کار هم از سه بعدازظهر تا ده شب است، حقوق هم که بعد از گذراندن دوره آموزشی مشخص می شود.
سفته و معرف اجباری است؟

جزء مدارک است. معرف برای این است که شما را نمی شناسیم، سفته هم برای این است که در طول مدت کار، کلید مطب با همه وسایل دست شماست، ضمانتی برای این موضوع باید باشد یا نه؟ تعطیلی هم تعطیلات رسمی است.
مهد کودک ...

بفرمایید.
آگهی برای استخدام مربی داده بودید، شرایط کار چیه؟

داشتن 24 سال به بالا، یک تا دو سال سابقه کار و داشتن مدرک لیسانس یا فوق لیسانس روانشناسی، علوم اجتماعی یا آموزش ابتدایی، البته دو نفر هم دیپلمه برای نگهداری از نوزادان نیاز داریم.
کار به چه صورت انجام می شود؟

کار متخصصان یعنی لیسانس به بالا به صورت اجرایی است، همچنین بررسی شرایط کودک، برگزاری کلاس های مشاوره و راهنمایی والدین و بررسی مشکلات و مربی گری بچه های چهار سال به بالا. برای نگهداری از نوزادان هم که مشخص است.
ساعات کاری و حقوق به چه صورت است؟

مربی نوزادان هر روز از ساعت هفت صبح تا چهار بعدازظهر یا یازده صبح تا هفت بعدازظهر، حقوق هم فعلاً بر پایه چهل هزار تومان است. اما برای مربی های دارای مدرک بالاتر سه روز در هفته از ساعت هفت تا سه بعدازظهر، حقوق هم به صورت دو ماه یک بار به مبلغ صد هزار تومان است که البته با نظر رئیس مهد کودک قابل تغییر است.
خیاطی زنانه ... شرایط کار را می خواستم بدانم.

بله! شرایط کاری ما سه سال سابقه خیاطی در منزل یا کارگاه است. داشتن دیپلم خیاطی به همراه دیپلم تحصیلی. ساعت کار هم از هشت صبح تا یک بعدازظهر، چهار بعدازظهر تا هشت یا نُه شب، در واقع تا وقتی که مشتری داشته باشیم و کار طول بکشد.
حقوق و مزایا؟

اوّل کارهایی را که در خانه انجام داده اید به عنوان نمونه می آورید، اگر مورد تأیید بود با آوردن یک سفته دویست هزار تومانی مشغول می شوید. حقوق هم به صورت تعداد لباسی است که می دوزید، یعنی از هر لباس درصدی به عنوان حقوق به دوزنده تعلق می گیرد، اگر منظورتان از مزایا، عیدی و بیمه و مرخصی است، هیچ کدام از همکاران ما کارگران شان را بیمه نمی کنند، عیدی و مرخصی هم با توافق و نظر کارفرماست. در ضمن جمعه ها در صورت نبودن مشتری تعطیل است.
در کل حقوق یک ماه حدود چقدر است؟

بستگی به خودتان و مشتری دارد؛ هر چقدر در کار سرعت عمل داشته باشید حقوق بهتری می گیرید، اما ماهیانه از سی هزار تومان شروع می شود و گاهی به صد و بیست و بالاتر هم می رسد.
سفته ای که خواستید برای چیست؟

برای اطمینان کار، چون تمام پارچه هایی که اینجاست برای مشتری است. اگر در هنگام دوخت خراب یا گم شود، باید از قبل فکر آن را کرده باشیم که با سفته، امنیت و اطمینان بالا می رود.
موانع اشتغال

مردها و زنان هیچ کدام در یافتن شغل و انجام آن و در نهایت استخدام شدن، به راحتی پیشروی نمی کنند. همه می دانیم با وجود متقاضیان بسیار، تحصیلکرده و بی سواد، بازارِ یافتن کار بیش از پیش داغ است. با رشد آگاهی افراد در زمینه های فرهنگی ـ اجتماعی، نیز راهیابی تعداد زیادی از زنان به دانشگاه و فراگیری تحصیلات عالی، تقاضا برای یافتن کار زیاد است. اما اینکه آیا همه آنها بتوانند با توجه به سطح تحصیلات، فرهنگ و خواسته هایشان، به کاری مفید دست یابند، جای شک و تردید است، خصوصا با بینشی که اکنون در مورد کار زنان وجود دارد که زن به علت نفقه گرفتن، نیازی به تأمین خرجی ندارد، پس با این وجود، نیازی به کار و حقوق نیست.

صرف نظر از این نکات پیش از زنان بیکار، مردان بیکار و جویای کار هستند که هنوز نتوانسته اند برای حل مشکل خود کاری کنند، همین امر باعث شده یافتن کار، مشکل و دور از انتظار باشد.

گروهی هستند که کار را در درجه اوّل حق مرد می دانند و کارهای پیش پا افتاده و ساده، یا کارهای انجام پذیر در خانه را برای زنان مناسب می بینند. علی رغم اینکه زنان از محیط بسته اندرونی جدا شده اند، چنین تفکری چه پیامدهایی خواهد داشت؟

وقتی می دانیم شرکت ها، تعاونی ها، کارگاهها و کارخانه ها، هنوز برنامه صحیحی برای استخدام بانوان ندارند، حتی آنها را به صورت موقت به کار می گیرند، تا در صورت لزوم قادر به اخراجِ آنها باشند، چه پیشرفتی را می شود انتظار داشت؟! آیا کافی است که فقط زمینه تحصیل زنان و دختران را فراهم کنیم تا چند سالی با مشکلات دست و پنجه نرم کنند، سپس به بازار کار وارد شوند، آن هم بازاری که هیچ کالای مورد استفاده ای برایشان ندارد؟! تکلیف این همه مهندس، پزشکان فارغ التحصیل یا کارگرانی که هر روز از این کارگاه به آن کارخانه سرک می کشند تا کاری هر چند ساده بیابند چیست؟

آیا کسانی که دم از فعالیت اجتماعی و فراگیر زنان می زدند، فکری برای این گونه پیامدها کرده اند؟! آیا آماری که نشان دهنده ایجاد مراکز صنعتی یا تولیدیِ صرفا زنانه باشد، وجود دارد؟ چقدر برای بهبود اوضاع شغلی زنان و زنان شاغل تلاش شده است؟!

غیر از بانوانی که به دنبال شغلی هستند تا وقت خود را پر کنند زنانی هم وجود دارند که به علت مشکلات و مسائل مربوط به طلاق، مرگ همسر، سرپرست خانواده و تأمین هزینه زندگی، مجبور به انجام کارند. برای این نوع زنان که در درجه اولویت نسبت به زنان دیگر هستند چه برنامه هایی اندیشیده شده است؟

گاهی کار مطلوب و مورد نظر پیدا می شود، اما نگه داشتن آن بیشتر از انجام وظایف، سخت است. گاهی آنقدر وضع نابسامان اقتصادی و مالی بر کارگر یا کارمند فشار می آورد که برای نگه داشتن شغلی که پیدا کرده، از مزایای عادی و معمولی هم می گذرد و کار را هر چند سخت باشد، می پذیرد!
مشکلات جانبی

گاهی اوقات برای زن یا دختری که مشغول به کار است، مشکلاتی اضافه می شود؛ همین مشکلات، کار زنان را در نزد خرده گیران و غرض ورزانی (که منتظر جرقه ای کوچک برای آتشی بزرگ هستند) منفی جلوه می دهد و پر از بحران های اخلاقی و اجتماعی می نمایاند!

کارفرمایانی هستند که برای رونق گرفتن کار و بازار خود، زنان را در معرض دید قرار می دهند و به بهانه های مختلف مثل جذب مشتری، از این عنصر مهم اجتماعی سوء استفاده می کنند! علی رغم اینکه شاید فروش برخی لوازم نیاز به فروشنده زن داشته باشد، اما استفاده های غلط، زن را در حد یک جنس لوکس داخل ویترین تنزل می دهد.

اینها تنها مواردی کوچک و ناچیز از مشکلات زنان است که به اجبار تن به کارهایی می دهند که می دانند جز برای استفاده ظاهری، کارآیی دیگری نخواهند داشت.

اندیشه های غلط و خطاست که تفکر زن را نسبت به خود، آینده، زندگی و حتی تحصیلات عوض می کند، چرا که گاهی یک زن با علم به اینکه از ظاهر او برای رونق کار استفاده می شود، سعی می کند با دامن زدن به این مطلب، حقوق یا مزایای بیشتری دریافت کند! چه کسی می تواند این اندیشه و تفکر نابه جا را تغییر دهد؟ در کنار این مسائل اگر نیازهای مختلف روحی، مالی و اجتماعی زن را در نظر بگیریم، این مسئله جای بحث بیشتری خواهد داشت.

اشتغال زنان نیازی است که جامعه و دولت را ملزم می سازد با گزینش سیاست های مناسب و نگاهی همه جانبه، زمینه حضور فعال ولی مناسب زنان را فراهم سازند، چرا که زنان اندوخته ها و توانایی هایی دارند که در توسعه نقش دارد. عدم برنامه ریزی مناسب در این زمینه به هدر رفتن انرژی، منابع پیشرفت و توسعه می انجامد، که با بینش امروز چه در داخل و چه در خارج از ایران نمی توان آن را کوچک و بی اهمیت شمرد.
اشتغال و مشکلات آن

سومین هفته است که هنوز نتوانسته ام کاری درخور پیدا کنم. اگر از هزینه های جانبی که در این راه هدر داده ام، بگذرم، انرژی زیادی هم از دست داده ام، به علاوه هنوز پدرم منتظر است کاری پیدا کنم و کمک خرج او باشم. بهتر دیدم با چند نفری که بالاخره توانسته اند شغلی پیدا کنند صحبت کنم، تا بتوانم راجع به کار و شرایط مطلوب آن اطلاعاتی داشته باشم، شاید در این میان کاری هم برای من پیدا شد!
شرایط مطلوب نمی خواهم
سمیه.الف، 36 ساله، متأهل، دیپلم.

ـ حدود یک سال است که در شرکت مواد غذایی به عنوان کارگری که مواد غذایی را بسته بندی می کند، کار می کنم. از ساعت هشت صبح تا پنج بعدازظهر سر پا بودن کار آسانی نیست، اما به دلیل اینکه نیاز دارم، در وقت مقرر به کار می پردازم. اوایل طبق شرایطی که شرکت اعلام کرده بود و مسیر دور بود، سرویس برای رفت و آمد داشتیم اما بعد از گذشت سه یا چهار ماه، سرویس کارگران را برداشتند و با این مسئله وضعیت ما را سخت کردند. گروهی که می توانستند ماندند اما بعضی کناره گیری کردند. من هم چون تنها نان آور خانه ام، ماندم و چاره ای جز تحمل ندارم.
شرایط سخت تری هم گذاشتند؟

بله! قرار بود بیمه شویم، ولی مسئولان شرکت گفته اند سابقه کار شما برای بیمه شدن کافی نیست و تا شش ماه به صورت کارآموز مشغول کار هستید و شرکت برای تشویق به کار است که حقوق می دهد.
کاری که انجام می دادید نیازمند شش ماه آموزش بود؟

خیر حتی شش روز هم زیاد بود. اما من و بعضی از همکارانم به خاطر اینکه بهتر از این حقوق و کار در جایی دیگر پیدا نمی شود، مانده ایم، تا بلکه سابقه کار پیدا کنیم و بیمه شویم.
مشکلات دیگری هم دارید؟

از کارم راضی ام. به طور کلی چون حقوق می گیرم و احتیاج خانواده ام برآورده می شود، راضی ام اما مسائلی هست که نمی شود از آن گذشت، ولی به ناچار باید تحمل کرد. مثلاً فهمیده ایم آقایانی که در بخش دیگر کارخانه مشغول کارند و فقط هشت ساعت کار می کنند حدود بیست هزار تومان بیشتر حقوق می گیرند و سرویس رفت و آمد دارند، در صورتی که کار آنها در مقابل کار ما سخت نیست و تقریبا در یک حد است.
برای یکسان شدن شرایط کار به جایی مراجعه نکردید؟

یک بار برای همین موضوع به اتفاق همکارانم سراغ رئیس رفتیم، ولی گفت که با استخدام یک مرد می تواند کار دو نفر زن را به او بسپارد و برای شرکت به صرفه تر است که مردها را استخدام کند اما چون سیاست شرکت می طلبد، زنان را هم پذیرفته اند. در مورد سرویس رفت و آمد گفت که مردها خودشان برای سرویس هزینه کرده اند و به شرکت ارتباطی ندارد، در صورتی که می دانیم این طور نیست.

به اداره کار هم نمی توانم مراجعه کنم، چون بلافاصله شغلم را از دست می دهم. من نیاز به کار دارم و با وضعیتی که در حال حاضر موجود است، کار به آسانی پیدا نمی شود. گذشتن از کاری که یک سال است با آن خو گرفته ام بی عقلی است. از شرایط مطلوب می گذرم تا کارم را از دست ندهم.
حقوقم ناچیز است
منیره.ش، 27 ساله، فوق لیسانس فلسفه، مجرد.

ـ حدود دو سال است که در یک کتابخانه نیمه خصوصی مشغول کتابداری هستم.
از شغلی که دارید راضی هستید؟

کار من شغل محسوب نمی شود و صرفا به جهت اینکه بیکار نباشم به کتابخانه می روم و حقوقی که می گیرم، کرایه رفت و آمدم می شود. دنبال کار بهتری هستم، البته اگر پیدا شود.
با مدرکی که دارید جایی برای استخدام تان نیست؟

خیر. آموزش و پرورش که معلم نمی خواهد. در واقع آنقدر دانشجوی تربیت معلم در دانشگاه پذیرفتند که تا چند سال آینده معلم دارند. مراکز تحقیقاتی هم به صورت نیمه وقت و گاهی هم کار تحقیقی، به رشته من نیاز پیدا می کنند. فعلاً که جایی نیست.
در مورد پیدا کردن کار چه تلاش هایی انجام داده اید؟

به همه جا سر زده ام، اما نتیجه ای نگرفته ام. فقط یک مدرسه بود که دفتردار می خواست ولی به علت اینکه دیدم معلم مدرسه با مدرک فوق دیپلم مشغول تدریس است، نخواستم وارد این کار شوم. مؤسسه ای هم بود که کار بررسی کتاب و مقالات فلسفی را به من پیشنهاد کرد اما به علت کار زیاد و حقوق ناچیز نپذیرفتم. فعلاً در کتابخانه هستم تا کاری مطلوب پیدا کنم.
به اداره کار سر نزدید؟

سه سال است که نام نویسی کرده ام تا اگر جایی به من نیاز داشت مشغول کار شوم ولی فعلاً هیچ خبری نشده است.
چه کسی جوابگوست
مریم.الف، پرستار، متأهل، 29 ساله.

ـ از دانشگاه که فارغ التحصیل شدم، دو سال طرح در بیمارستان داشتم که گذراندم. بعد نتوانستم به ادامه کار بپردازم، چون در شهر خودمان نیرو نمی خواستند، به ناچار در یک درمانگاه مشغول شدم و فعلاً به امور کودکان و تنظیم خانواده می پردازم.
از کارتان راضی هستید؟

ساعت کاری خوب است و از لحاظ خلوت بودن، درمانگاه دغدغه کمتری نسبت به بیمارستان دارد، اما حقوقم معمولی است و نمی توانم از آموزش هایی که دیده ام استفاده کنم. در واقع همه معلوماتی که در دانشگاه کسب کرده ام بی فایده مانده و رو به فراموشی است.
فکر می کنید چه راهی به بهبود شغل زنان کمک می کند؟

این وضع مخصوص زنان نیست و در مورد آقایان هم صدق می کند. شاید به همان میزان که برای خانمی کار نباشد، برای مردان هم همین طور باشد، اما به دلیل اینکه زنان بیشتر از قبل به شغل بیرون از خانه رو آورده اند، بیکاری در این قشر بیشتر به چشم می خورد؛ همچنین با توجه به اینکه در کارهای استخدامی اولویت با مردان است (به خاطر اینکه خانواده را اداره می کنند) کار برای زنان کمتر یافت می شود. اما در کل وضعیت شغل ها روبه راه و مطلوب نیست.
مشکلی هم دارید؟

مشکل اساسی انتقال ما از این درمانگاه به درمانگاههای دیگر است. چند ماه یک بار این برنامه اجرا می شد و دلیل آن را نمی فهمیم. نکته بعد اینکه من در رشته پرستاری درس خوانده ام و آمادگی کامل برای این شغل را دارم، ولی با این اوضاع فکر نمی کنم بتوانم مشغول به کار شوم. دانشگاههایی که این رشته را ارائه می دهند و آنقدر پذیرش می کنند، باید به فکر جمعیت زیادی از فارغ التحصیلانی که بیکار می مانند باشند. دولت باید در پذیرش دانشجوها و رشته هایی که نیازی به آنها نیست دقت کند. من این شانس را داشتم که در درمانگاه مشغول به کار شوم، اما دوستانی دارم که به هیچ وجه نتوانسته اند کاری بیابند یا اینکه دو سه نفرشان مشغول تزریقات در مطب ها یا درمانگاههای شبانه روزی هستند. مشکل من و امثال من این است که کسی جوابگوی این همه تقاضای کار نیست.
چاره ای جز این ندارم
شیما.ب، 23 ساله، مجرد، فروشنده لباس، دیپلمه.

ـ حدود نُه ماه است که در این فروشگاه به کار فروشندگی لباس مشغولم. از کارم راضی هستم و امیدوارم با تلاشی که می کنم بتوانم مزایای خوبی دریافت کنم.
شرایط کار شما به چه صورت است؟ از حقوق تان راضی هستید؟

از ساعت نُه صبح تا یک بعدازظهر مشغولیم. بعد از آن وقتی برای ناهار و استراحت داریم و دوباره حدود ساعت دو بعدازظهر مشغول کار می شویم. حقوقی که می گیرم نسبت به دوستان دیگرم که تقریبا همین کار را دارند بهتر است و همین مسئله من را راضی می کند، علاوه بر آن، روزهایی که فروش خوبی داشته باشیم، مسئول فروشگاه، لباس یا مبلغی به عنوان تشویقی می دهد.
پس مشکل خاصی ندارید؟

مشکلات کار من و کارهای شبیه به آن، جزء ناگفته هاست، چون نمی شود آن را خیلی راحت بیان کرد. در ابتدای ورودم به فروشگاه شرایط سختی داشتم. مثلاً نمی توانستم به سرعت با مشتری ارتباط برقرار کنم، در نتیجه کار را به خوبی انجام نمی دادم اما به مرور یاد گرفتم که باید همیشه لبخند به لب داشت، چه در مورد زنانی که برای خرید می آیند و چه در مورد مردها! به نظرم تنها مشکل کار من همین بود، چون به خاطر رعایت اخلاق نمی خواستم با هر مردی که وارد فروشگاه می شد، بگو و بخند کنم. اما چاره ای نداشتم، تنها راه جلب مشتری همین است. از طرفی روز اوّل که قرار بود با مسئول فروشگاه قرارداد سه ماهه ببندم، شرایط کاری را این طور عنوان کرد: روابط عمومی بالا داشته باشید و همیشه سرِ کار آراسته حاضر شوید. همه می دانند که روابط عمومی بالا یعنی چه، اما شاید معنی آراسته بودن را نفهمند؛ آراسته و مرتب بودن در شغل من یعنی لباس هایی با رنگ جذاب و مُد روز بپوشیم و همیشه با صورت آرایش کرده کارمان را شروع کنیم، چرا که همین امر باعث می شود مشتری ها جذب شوند. این چهره و قیافه برای من خیلی نامأنوس بود، اما کم کم به آن عادت کردم، گرچه هنوز بعد از گذشت نُه ماه دلهره دارم مبادا یک نفر از اقوام و آشنایان، من را در حال انجام کار مشتری ببیند و مشکلاتم دو برابر شود.
اگر این شرایط را قبول نمی کردید کارتان را از دست می دادید؟

صد در صد! تنها کاری که در این فروشگاه به آن نیاز دارند، جلب مشتری است و غیر از این شیوه، طور دیگری نمی شود با مشتری ارتباط برقرار کرد. دوستی داشتم که نتوانست با شرایط کار کنار بیاید و به ناچار کارش را رها کرد، اما مسئول فروشگاه باید متوجه باشد که در حین کار برای یک دختر جوان که ظاهر خاصی دارد، هزار و یک مشکل پیش خواهد آمد: اوّل اینکه در فروشگاه فقط فروشندگان زن نیستند و در طرف دیگر سالن چند مرد هم فروشنده اند. طبیعی است که وقتی همکاران مرد، ما را در حال حرف زدن، تبادل نظر یا خندیدن با مشتری می بینند فکر می کنند که اجازه هر گونه سوء استفاده از ما را دارند و ما هم این قابلیت را داریم اما این طور نیست و خودِ این مطلب بزرگ ترین مشکل ماست. از این گذشته، گاهی اوقات مشتری ها روابط عمومی بالا را به عنوان راهی برای ارتباط گسترده و مزاحمت های مختلف می بینند که مشکلات بزرگی در پی خواهد داشت. اگر خودِ فروشنده زن گاهی با سیاست برخورد نکند، امکان دارد کار و حیثیت خود را ناخواسته از دست بدهد.
به نظر شما بهترین راه برای حل این مشکلات چیست؟

راه حلی که بشود آن را به کار گرفت نمی بینم چرا که نمی شود به همه افراد جامعه درس اخلاق داد؛ از طرفی نمی شود همه مراکز به طور خصوصی زنانه یا مردانه شود. بهترین راه این است: زنانی که مشغول به این کارند، با تدبیر و تیزبینانه کار کنند و در واقع با چنگ و دندان خودشان را حفظ کنند!
چون زن هستیم باید سکوت کنیم
فاطمه.ش، 27 ساله، سیکل، متأهل.

ـ حدود شش ماه است که در یک کارگاه بافندگی لباس نوزاد مشغول کارم. با اینکه کارِ نسبتا راحتی است اما خیلی راضی نیستم و در حال جستجو برای پیدا کردن کار بهتری هستم.
دلیل راضی نبودن شما چیست؟

کار من در اصل خیاطی بود، اما به دلایلی نتوانستم آن را انجام بدهم و مجبور شدم به این کار بپردازم. محل کار جای خوبی نیست: یک زیرزمین که حدود هفت نفر مرد در آن کار می کنند و سه نفر زن. قسمت خانم ها با پرده جدا شده و ما اصلاً احساس امنیت نمی کنیم، هر چند مطمئن هستیم همکاران مرد مشکلی ایجاد نمی کنند اما قلبا از این وضعیت راضی نیستیم و احتمال بروز هر مشکلی را می دهیم.

به هر حال اینجا یک محیط بسته است و ما همیشه فکر می کنیم اگر اتفاقی بیفتد هیچ کس خبردار نمی شود. اگر روزی یک نفر از ما نتواند سرِ کار حاضر شود، دو نفر دیگر با دلهره بیشتری سرِ کار حاضر می شوند. در حال حاضر هم وقتی می خواهیم وارد کارگاه شویم، منتظر می مانیم تا هر سه با هم وارد شویم. این مسئله یکی از مشکلات کاریِ ماست. مشکل بعدی ما مربوط به همکاران مرد است. گاهی یکی دو ساعت مرخصی می گیرند و از کارگاه خارج می شوند و کار نیمه تمام شان را به عهده ما می گذارند! توقع هم دارند که به موقع انجام شود و در صورتی که نتوانیم از عهده کاری که به ما می سپارند بربیاییم، مثل صاحب کار شروع به داد و بیداد می کنند و فکر می کنند چون زن هستیم باید سکوت کنیم، گرچه چاره ای هم نداریم.

مسئله دیگر این است که حقوق ما را دو ماه یک بار می دهند و می گویند چون شما زن هستید و خرج خانواده نمی دهید باید به این صورت حقوق بگیرید. در صورتی که من با این سن و سال، چهار بچه دارم و شوهرم یک کارگر معمولی است و نمی تواند خرج ما را بدهد.
به جایی مراجعه نکرده اید که در این مورد به شما کمک کنند؟

با صاحب کارم صحبت کرده ام اما نتیجه ای نگرفتم. بالاخره باید کارم را رها کنم و دنبال کار دیگری باشم. اما چون مدرک تحصیلی ام سیکل است، به راحتی نمی شود کار پیدا کرد. فکر می کنم تا بتوانم کار جدید مورد اطمینان و با جای امنی پیدا کنم، چاره ای ندارم که همین جا مشغول کار باشم.
دنبال کار ثابت با حقوقی ثابت هستم
ف.م، 21 ساله، مجرد، بازاریاب روزنامه محلی، دیپلمه.

ـ یک روز به همراه یکی از دوستانم آگهی نیاز به بازاریاب را دیدم و با هم رفتیم تا در آنجا مشغول شویم. کار به این صورت بود که برای روزنامه، آگهی تبلیغاتی از مؤسسات، مغازه ها، فروشگاهها و غیره بگیریم.
چند وقت است که مشغول کارید؟ راضی هستید؟

حدود هشت ماه است که مشغول به کار شده ام. صبح ها ساعت ده صبح سری به دفتر روزنامه می زنم و از همان جا با مکان های مورد نظر تماس می گیرم و از آنها می خواهم که در مورد کارشان تبلیغ کنیم. در صورتی که قبول کردند، بعد از چاپ آگهی و دریافت پول، مبلغی به عنوان پورسانت به من می دهند. کار سختی نیست، اما باید به خاطر پورسانت ناچیز به مردم التماس کنیم! اگر هم این کار را نکنیم و نتوانیم از چند تلفنی که از دفتر روزنامه می زنیم آگهی بگیریم، مسئول امور آگهی نسبت به پرداخت پورسانت ها تجدید نظر می کند چون معتقد است با هر تلفن هزینه ای به هزینه های دیگر روزنامه اضافه می شود. در هر صورت گرچه حدود هشت ماه است که مشغول کارم اما به طور کلی راضی نیستم و اگر بتوانم کار دیگری مثل منشی پیدا کنم، از این کار دست می کشم، چون حداقل یک منشی کار ثابت و حقوق ثابت دارد و مدام دنبال مشتری نمی گردد.
در بازاریابی مزایایی هست که بتوانی از آن استفاده کنی؟

خیر. هیچ مزایایی ندارد، نه عیدی، نه تشویقی و نه چیز دیگر! حتی شنیده ام مبلغ پورسانت سه سال است که تغییر نکرده، تنها مزیتی که دارد این است که می توانی این کار را از خانه خودت هم انجام بدهی، همین!
به نظرت مشکل شغل خانم ها چگونه حل می شود؟

اداره کار باید ناظر این مسائل باشد. نباید اجازه بدهد که از خانم ها بخصوص دختران جوانی که نیاز مبرم به پول دارند سوء استفاده بشود. حداقل، قانونی برای کارهایی که بی برنامه و نامشخص است داشته باشد تا ما هم بتوانیم نسبتا راحت کار کنیم. تکلیف من که مادر مریض در خانه دارم و پدر هم نیست که خرج ما را بدهد، چیست؟ با این وضعیت تا چه زمانی بسازم؟ اگر به اداره شکایت کنم، شاید رسیدگی شود و بقیه حق و حقوق من به دستم برسد اما حتما کارم را از دست می دهم و به راحتی نمی توانم کار دیگری پیدا کنم چون همه جا همین طور است.
کار زنان بدون مشکل نیست
فرزانه.س، 28 ساله، متأهل، مهندس و کارشناس مواد غذایی.

ـ حدود سه سال است که در کارخانه بیسکویت پزی مشغول کارم و کارم بررسی مواد غذایی تولید شده و نظارت بر کارهای کارخانه است، از لحاظ بهداشتی و دیگر موارد.
به صورت رسمی مشغول هستید؟

بله. حدودا نُه ماه است که رسمی شده ام، دو سال و سه ماه به صورت قراردادی، آن هم سه ماه به سه ماه کار می کردم، ولی در حال حاضر رسمی شده ام.
مسائل و مشکلاتی هم داشتید؟

کار زنان بدون مسائل و مشکلات امکان ندارد. قبل از اینکه در این کارخانه مشغول شوم خیلی دنبال کار بودم. شش ماه در یک تولیدی مواد غذایی کار کردم و سه ماه در یک کارگاه بسته بندی مواد غذایی، سپس به این کارخانه آمدم. در اینجا ابتدا سه ماه با من قرارداد بستند و درست بعد از سه ماه ده روز بیکار بودم تا قرارداد جدید بسته شد. در مدتی که زنان با قراردادهای کوتاه مدت مشغول انجام کارند، دلهره اینکه کار از آنها گرفته شود زیاد است، مخصوصا که در قراردادها راه برای شکایت و نظارت اداره کار بسته است؛ مثلاً در قرارداد تأکید می شود که شرکت حق دارد بعد از پایان زمان مقرر و عدم نیاز به کارگر یا مهندس ناظر، از بستن قرارداد جدید خودداری کند. چون زن چاره ای ندارد، به همان سه ماه قانع می شود تا بلکه همین شغل را هم از دست ندهد، غافل از اینکه در این قراردادهای کوتاه مدت هیچ چیز به نفع کارگر نیست و در هر حال منافع شرکت و کارخانه در نظر گرفته می شود. من از کسانی بودم که با شرکت قرارداد کوتاه می بستم و راضی بودم، چون بالاخره کاری پیدا شده بود و حقوق بدی هم نداشت اما مشکلات یکی پس از دیگری مشخص شد. در سال دوم که قرارداد جدیدی با شرکت داشتم، باردار بودم و نیاز به مرخصی داشتم، از طرفی شنیده بودم که شرکت به دنبال این است که کار من را به یک مهندس مرد بسپارد، به همین دلیل قرارداد رسمی با من امضا نمی کند. وقتی با رئیس صحبت و تقاضای مرخصی کردم، به من گفتند تا دو ماه دیگر صبر کنم تا قرارداد جدید تمام شود، بعد از آن چون شرکت نیازی به من نخواهد داشت می توانم بروم. به همین سادگی! اما کوتاه نیامدم و به اداره کار مراجعه کردم. آنجا من را راهنمایی کردند که قانون مرخصی برای زنان رسمی و غیر رسمی فرقی ندارد و شرکت باید این مورد را قبول کند. با نظر دو کارشناس حقوقی و رضایت رئیس شرکت مشکل من حل شد. بعد هم که بر سر کار حاضر شدم با شرایط ویژه ای قبول کردند که رسمی شوم، اما از آن روز به بعد مدام می شنوم که مسئولان می گویند با ورود یک زن به دنیای کار جای یک مرد نیازمند به کار گرفته می شود؛ در صورتی که اصلاً این طور نبود، هیچ مردی حاضر نمی شد با شرایط من مدت دو سال و سه ماه کار کند و از مزایا هم صرف نظر نماید.
در حال حاضر مشکلی ندارید؟

پس از قرارداد رسمی، مشکل من به صورت قابل توجهی حل شد اما می بینم کارگران زنی با شرایط بدی مشغول کار هستند و چاره ای ندارند مثلاً حقوق کمتری دریافت می کنند؛ مرخصی با حقوق ندارند و خیلی وقت ها از مزایایی که باید پرداخته شود محرومند ولی چون نمی خواهند شغل شان از دست برود شکایتی ندارند. اداره کار هم تا شکایتی نباشد، نمی تواند رسیدگی کند. به هر حال مشکلات کار زنان آنقدر زیاد است که امیدوارم با دید باز مسئولان و پرهیز از سنت گرایی حل شود.
تقاضای کار زنان، افزایش بیکاری مردان!

در ایران، مانند دیگر جوامع، این برداشت وجود دارد که زنان باید به امور خانه بپردازند. البته در همین جوامع، کارها و تکالیف سخت زنان روستایی و کشاورز را در انجام مشاغل متعدد در خارج و داخل خانه شاهدیم که معمولاً به حساب نمی آید. در محیط های روستایی، زنان در کنار کارهای سخت، دارای حقوق از محصول کار نیستند. این برداشت قدیمی و سنتی هنوز هم در شغل و حقوق زنان تأثیرگذار است. اما نکته مهم این است که گروهی مشکل بیکاری در جامعه را به افزایش تقاضای زنان برای حضور در فعالیت های اقتصادی نسبت می دهند.

افرادی که عادت دارند زنان را در نقش خانگی ببینند، در هنگام بروز بحران بیکاری در سال های اخیر، پدیده نرخ بالای بیکاری را به سبب تقاضای اشتغال زنان مربوط می دانند و دیگر عوامل را نادیده می گیرند.

معضل بیکاری را نمی توان فقط مربوط به تقاضای زنان برای ورود به بازار کار دانست. این روند مخصوص ایران نیست و تقاضای زنان برای حضور گسترده در بازار کار پدیده ای جهانی است.

توجه به تقاضای زنان برای ورود به بازار کار به عنوان عامل اصلی عدم اشتغال مردان، فقط نادیده گرفتن مسائل و بحران های مختلف اجتماعی است.

فراموش نکنیم که توسعه، به معنی استفاده از همه توانایی و ظرفیت های کشور برای تأمین شرایط بهتر و وضع مطلوب برای مردم است و امکان ندارد توسعه کشور بدون نقش آفرینی زنان محقق شود؛ نه فقط برای اینکه زنان نیمی از جامعه هستند، بلکه به این دلیل که خداوند استعدادهای مختلفی را در وجود زنان و مردان به ودیعه گذاشته و این حق جامعه است که از توان انسانی برای رشد و پیشرفت خود بهره گیرد.
تجربه دین و دنیا

تجربه کشورهای مختلف جهان نشان می دهد که با حضور زنان در عرصه های تولید، کار و تلاش می توان از رشد و سرعت بیشتری برای تأمین توسعه برخوردار شد.

در دین اسلام، کار حلال انسان بسیار حرمت دارد، حتی برای زنان، در نگهداری و شیر دادن فرزند، حق دریافت اجرت در نظر گرفته شده، این مسئله نشان می دهد که تلاش زنان و نقش تولیدی آنان در هر عرصه ای، مؤثر و ارزشمند است.
تدابیر نو

باید برنامه ای ترتیب داده شود که نه حقی از زنان جویای کار پایمال شود، نه وضعیت کار به ضرر مردان باشد. قوانینی که در مورد کار زنان وجود دارد خوب است اما نرخ بیکاری زنان را افزایش می دهد و گاهی آنان را از رسیدن به حق قانونی خود در مقابل کاری که انجام می دهند، دور می کند. همین قوانین است که باعث می شود کارفرماها از استخدام زنان خودداری کنند یا از کار و فعالیت آنها به طور موقت استفاده کنند.

کارفرمایی را تصور کنید که بخواهد زنی را استخدام کند. وی باید مواردی چون کاهش ساعات کار، کاهش سن بازنشستگی، مرخصی دوران بارداری و زایمان، مرخصی نگهداری از همسر و فرزند بیمار را برای زن شاغل در نظر بگیرد! معلوم است که با ارزیابی ساده و سریع به این جمع بندی می رسد که استخدام زن به صرفه نیست و منطق اقتصادی حکم می کند مردی را جایگزین او کند.

بهتر است که قانون به نفع زنان قوانینی وضع کند که کارفرماها را برای استخدام زنان تشویق و ترغیب کند. به این وسیله می شود با سوء استفاده ها، افزایش هزینه ها و مشکلات بیکاری مبارزه کرد. فقط اجبار کارفرما برای به کار بستن قوانین نمی تواند راهگشا باشد.

با این تمهیدات است که زمینه برای مشاغل دیگر هم فراهم خواهد شد، چرا که زن شاغل مجبور است بنا به تعهد کاریِ خود روزانه ساعات متمادی را در محیط کار بگذراند. مشخص است که وی برای ایجاد تعادل میان خواست های فردی و خانوادگی، به نهادهای واسطه ای که به او در انجام وظایفش کمک کنند نیاز خواهد داشت.

تأسیس مهد کودک برای نگهداری کودکان، در کنار راه اندازی شرکت ها و نهادهای متعددِ خدمات رسان که انجام امور خانگی از جمله آشپزی، خرید و نظافت را بر عهده دارند راه حلی است که هم نیازهای خانگی زنان شاغل را، که معطوف به نقش های همسری و مادری است، برطرف می سازد؛ هم به اشتغال زایی برای زنان و مردان دیگر می انجامد، البته اگر قوانین کار به طور کامل به اجرا در آید و از اجبار زنان برای کار در قبال دریافت حقوقی ناچیز و بدون مزایا خبری نباشد.

برای اینکه بتوانم از طریق قانونی برای پیدا کردن کار اقدام کنم، به اداره کار رفتم تا شاید از طریق آنجا هم با قوانین کار آشنا شوم، هم شرایط کار را بدانم. هنوز که بعد از گذشت یک ماه نتوانسته ام به کار مطلوبی دست یابم، حتی با بررسی هر روزه آگهی ها باز به نتیجه ای نرسیده ام، حقوق بسیار ناچیز است و یا ساعت و نوع کار مناسب نیست. با این اوصاف فکر می کنم اگر بیکار بمانم بهتر است.

وارد اداره می شوم، شلوغی و هیاهوی زیادی در سالن های باریک اداره می بینم، هر اتاق پر است از مردمی که برای حل مشکل شان در زمینه کار به آنجا آمده اند. چند اتاق هم جای رسیدگی به پرونده های حقوقی مربوط به کار است. اتاق ریاست هم طبق معمول شلوغ است. روی نیمکت می نشینم تا بتوانم در فرصتی با رئیس اداره که ملاقات مستقیم با مراجعان دارد حرف بزنم، نیز برای پیدا کردن کار و راه حل مناسب برای ایجاد شرایط مطلوب کاری، صحبت کنم، در این فرصت با چند خانم که برای حل مشکل شان آمده اند صحبت می کنم.
الهه.م، 32 ساله، متأهل.

ـ حدود چهار سال در یک شرکت مشغول کارم، اکنون بعد از این سابقه عذرمان را خواستند و گفتند که دیگر نیازی به کارگر زن ندارند و توانایی پرداخت حقوق هم ندارند، آمده ام ببینم کسی می تواند به این مشکل رسیدگی کند! چون وقتی با مسئول شرکت صحبت کردم به من گفت چون کار شما روزمزد بوده و قراردادی بوده اید، هیچ کاری از دست تان برنمی آید.
کار شما در شرکت چه بود و با چه شرایطی مشغول بودید؟

پیچ و مهره کردن قطعات موتورسیکلت بود. هر قطعه ای که کامل می شد، در قبال آن حقوق می گرفتیم. وضعیت کار خیلی خوب نبود و از لحاظ شرایط، بسیار سخت می گرفتند. گاهی هم حق و حقوق زنان کارگر را نادیده می گرفتند اما با توجه به اینکه کار دائمی بود راضی بودیم. عیدی و تشویقی هم دریافت می کردیم، اما بیمه نبودیم و در هر ماه حقوق یکسان نداشتیم.
با این شرایط چرا زودتر اقدام نکردید و برای اجبار شرکت به ایجاد شرایط مطلوب، کاری انجام ندادید؟

برای ما همین کافی بود که کارمان به طور مداوم ادامه داشته باشد. در مورد بیمه هم خیلی سخت نمی گرفتیم چون نمی دانستیم بعد از چهار سال کار صادقانه، از کارخانه اخراج می شویم. در مدت کار اگر چه حقوقی که می گرفتیم با حقوقی که اداره کار تعیین کرده بود، برابر نبود اما راضی بودیم، ولی حالا می بینم هر چه در مقابل کارفرما کوتاه آمدیم، سخت گیری ها زیادتر شد.
در حال حاضر برای رسیدگی به این مشکل چه کرده اید؟

فعلاً با بقیه همکارانم شکایت کرده ایم تا وقتی تعیین شود و به آن رسیدگی کنند.
س.الف، 24 ساله، مجرد، سیکل.

ـ حدود دو سال در تولیدی لباس زنانه کار کردم، از صبح ساعت هشت تا دوازده و بعدازظهر از ساعت سه تا هشت و نُه شب! مدیر خیاطی بعد از مدتی تصمیم گرفت کارش را توسعه بدهد، اما موفق نشد و سرمایه اش را از دست داد. برای اینکه بتواند از هزینه های اضافی راحت شود، دو نفر از دوستانش را به طور موقت برای انجام کار آورد و گفت که دیگر به من نیازی ندارد. به حقوقی که می گرفتم راضی بودم ولی مسئول کارگاه گفت که نمی تواند با ماهی سی هزار تومان کنار بیاید و اگر نیاز دارم که کار کنم باید ماهی بیست و پنج هزار تومان بگیرم، من هم تهدید کردم که به اداره کار شکایت می کنم. مدیر کارگاه برای اینکه مرا بترساند تهمت دزدی به من زد و ادعا کرد که از تولیدی اش پارچه دزدیده ام اما نتوانست ثابت کند، من هم از او شکایت کردم.
به شکایت تان رسیدگی شده یا هنوز در دست اقدام است؟

بله. رسیدگی شده و حکم هم داده اند مبنی بر اینکه مابقی حقوقی را که در این دو سال باید می گرفتم، پرداخت کند و جریمه نقدی هم دارد؛ اما مسئول تولیدی هنوز هیچ اقدامی نکرده و فقط گفته که می توانم به مقدار هزینه ای که کارشناس تعیین کرده، از مغازه اش جنس بردارم اما اجناس مغازه او به درد من نمی خورد.
چه توصیه ای برای دوستان جویای کار داری؟

هیچ وقت به کمتر از حق خودشان راضی نباشند، چرا که با راضی بودن آنها شرایط کار نامطلوب و سخت می شود. زنان و دختران که از خانه و محیط امن آن می گذرند، به دنبال حقوق کم و مزایای ناچیز نیستند، بلکه می خواهند باری از مشکلات شان سبک کنند، نه اینکه بعد از دو سال برای ادامه فعالیت شان شکایت کنند و سختی بکشند. زنان برای اینکه کارشان را از دست ندهند زحمت می کشند. چرا نباید به اندازه زحمتی که می کشند، حقوق دریافت کنند؟!
آمنه.ک، 20 ساله، مجرد، دیپلمه.

ـ برای رسیدگی به حادثه ای که در محیط کارم پیش آمده، به اداره کار آمده ام و به دنبال رسیدگی و تشکیل پرونده ام هستم.
کارت به چه صورت بود و چه حادثه ای پیش آمد؟

بعد از اینکه امتحان کنکورم را دادم، خواهرم از من خواست برای اینکه بیکار نباشم به کارخانه ای بروم که او هم همان جا مشغول کار است. کارخانه کارِ بسته بندی قطعات مختلف مکانیکی را بر عهده دارد، من هم مشغول شدم، اما سر دستگاهی بودم که کار آن به سبب سختی و خطری که داشت، به زنان مربوط نبود، با این حال چون مسئول آن قسمت چنین کاری را به من سپرد من هم انجام دادم، تا اینکه بر اثر بی احتیاطیِ یکی از دوستانم، دو تا از انگشتانم زیر دستگاه پرس رفت و دو بند انگشتانم را از دست دادم. مسئول کارخانه فقط مرا به بیمارستان رساند ولی بعد از آن هیچ اقدامی نکردند تا هزینه عمل و درمانم را بدهند، بعد هم تهدید کردند در صورتی که شکایت کنیم خواهرم را با هفت سال سابقه کار اخراج می کنند. یک بار هم از طرف اداره کار برای رسیدگی به جریان به کارخانه رفته بودیم، ادعا کردند که آن روز من به عنوان مهمان به همراه خواهرم به کارخانه آمده بودم و به خاطر سهل انگاری و کنجکاوی خودم به این حادثه دچار شدم، در صورتی که پنجاه و سه روز در کارخانه کار کرده بودم.
چرا مسئولان کارخانه کار و مدت آن را انکار کرده اند؟

چون از پرداخت هزینه می ترسند و دوست ندارند به کارگری که موقت مشغول کار بوده پول هنگفتی پرداخت کنند، در صورتی که هر مبلغی هم که برای رضایت من بدهند انگشتانم بهبود پیدا نمی کنند، اما این رفتار هم قابل گذشت نیست.
کار همراه با حفظ شئونات

بالاخره بعد از لحظاتی می توانم با رئیس اداره کار و امور فنی و حرفه ای استان قم صحبت کنم. مهندس «مجید آوری فرد» به سؤالات من پاسخ می دهد و در ابتدا خود را معرفی می کند:

ـ فوق لیسانس مهندسی صنایع هستم، حدود هفت ماه است که به ریاست اداره کار مشغولم و به مسائل و مشکلات آن رسیدگی می کنم.
آقای مهندس، شما برای یافتن کارِ مناسب چقدر تلاش کردید؟

از سال اوّل دبیرستان مشغول کار بودم، تقریبا از سال 65 تا به حالا. صبح تا ظهر در دبیرستان درس می خواندم و بعدازظهر در سه جا مشغول کار بودم. به علت مشکلاتی که داشتم مجبور بودم به سختی کار کنم، اما کار رسمی ام را از کارگری در کارخانه شروع کردم، در واقع تمام دوران نوجوانی و جوانی را در حال انجام دادن کارهای متفاوت گذراندم.
چرا آمار بیکاری بالا رفته است؟

فرهنگ کار ضعیف شده، دیگر خیلی از کسانی که جویایِ کارند، به غیر از خود کار، به راحت بودن و پشت میزنشینی و به اصطلاح کلاسِ کار فکر می کنند! توقعات نیز زیاد شده، مثلاً یک دیپلمه خودش را قابل کارگری و کارهای سنگینِ کارخانه نمی بیند و توقع دارد بهترین شغل با بهترین امکانات را داشته باشد؛ یعنی شأن خودش را خیلی بالاتر از حدی که هست، می بیند و به هر کاری تن نمی دهد. در صورتی که شأن و شئون ما با کسب روزیِ حلال معنا می یابد. باید سختکوش بود و کار را به طور مداوم انجام داد و از این شاخه به آن شاخه نپرید تا ثمره آن دیده شود.
چرا آمار زنانِ جویای کار بالاست و بیشتر دنبال چه کاری هستند؟

در درجه اوّل نیاز زنان را از خانه بیرون می کشد، دومین عامل مربوط به آمار رو به رشد زنان تحصیل کرده است که بعد از پایان تحصیل، توقع کار و فراهم شدن شرایط مطلوب کاری را دارند.

گاهی اوقات هم خانم ها دنبال استقلال مالی و احساس شخصیت اند. تقاضای کار به تغییر ظاهر زندگی ارتباط دارد، مخصوصا در عصری که تکنولوژی و صنعت حرف اوّل را می زند.

هر کدام از گروههایی که نام بردم، به نسبت وضعیتی که دارند دنبال کار خاصی هستند مثلاً کسی که نیاز مبرم به پول دارد برای جبران هزینه، سعی می کند به کارگری، مشاغل سخت و طاقت فرسا با شرایط سخت تن بدهد.
چگونه می شود مشکل افزایش نرخ بیکاری را حل کرد؟

این مشکلات در مورد زن ها و مردها با یک راه حل قابل تغییر نیست. چند راه حل کلی و جزئی و تغییر ساختار و قوانین لازم است تا مشکل را حل کنند.

در حال حاضر تمایل برای سرمایه گذاری کم است، به دلیل موانع بسیاری از قبیل گمرک، قیمت ها، قوانین و ضوابط کار، عدم تعامل بین دولت و کارفرما، نیز اینکه دولت نیازی به صنعت و تولید و ایجاد سرمایه در این زمینه نمی بیند.

با قوانین جدیدی که وضع می شود مثل قوانین چک و واردات کالا و گمرک، همه دست به دست هم می دهند و از ایجاد فرصت های شغلی جلوگیری می کند. برای حل این معضل عزم جدی سه قوه لازم است.
در حال حاضر قوانینی که به نفع زنان در مورد کار وجود دارد چیست؟

قانون کار از لحاظ حقوق و مزایا در مورد زنان و مردان یکی است اما در مورد زنان تبصره هایی وجود دارد: اوّل اینکه کارهای سخت و سنگین نداشته باشند. ماده 75 قوانین اجتماعی، از قانون کار اعلام می کند انجام کارهای خطرناک، سخت و زیان آور و نیز حمل بار بیشتر از حد مجاز با دست و بدون استفاده از وسایل مکانیکی، برای کارگران زن ممنوع است.

ماده 76: مرخصی بارداری و زایمان کارگران زن جمعا نود روز است. حتی الامکان 45 روز از این مرخصی باید پس از زایمان مورد استفاده قرار گیرد. برای زایمان توأمان (دوقلو) 14 روز به مدت مرخصی اضافه می شود.

تبصره 1: پس از پایان مرخصی زایمان، کارگر زن به کار قبلی خود بازمی گردد و این مدت با تأیید سازمان تأمین اجتماعی جزء سوابق خدمت وی محسوب می شود.

تبصره 2: حقوق ایام مرخصی زایمان طبق مقررات قانون تأمین اجتماعی پرداخت خواهد شد.

ماده 78: در کارگاههایی که دارای کارگر زن هستند کارفرما مکلف است به مادران شیرده تا پایان دو سالگی کودک پس از هر سه ساعت، نیم ساعت فرصت شیر دادن بدهد. این فرصت جزء ساعات کار آنها محسوب می شود. همچنین کارفرما مکلف است متناسب با تعداد کودکان و با در نظر گرفتن گروه سنی آنها مراکز مربوط به نگهداری کودکان از قبیل شیرخوارگاه، مهد کودک و ... را ایجاد نماید.

به این قوانین ممنوع بودن شیفت شب به غیر از بیمارستان ها و بیست و پنج سال کار برای بازنشستگی را هم اضافه کنید.
با اینکه قانون کار از لحاظ مزایا و حقوق برای بانوان و آقایان یکی است چرا قوانین در بیشتر موارد اجرا نمی شوند، برای رسیدگی به این موضوع چه باید کرد؟

تمامی شرکت ها، کارخانه ها، کارگاهها و اداره ها موظف به اجرای قانون هستند. اداره کار هم مسئول سرکشی و رسیدگی به این مکان هاست اما وقتی کارگرها مشکلات و مسائل شان را پنهان می کنند، کاری از ما برنمی آید، مثلاً در مورد بیمه شدن و حقوق، حق اولاد و ... می پرسیم، کتمان می کنند، حال آنکه شاید از حقوق و وضع شان راضی نباشند اما به دلیل اینکه نمی خواهند کارشان را از دست بدهند شکایتی ندارند.

با این اوضاع کاری از دست ما برنمی آید. باید شکایتی باشد تا به آن رسیدگی کرد. خانم ها خودشان اوضاع را به ضرر خود تغییر می دهند و گرنه قانون به نفع آنان رأی داده است. قسمت «روابط بازرسی» کار سرکشی به کارگاهها را به صورت ادواری و موردی بر عهده دارد تا مشکلات کار کمتر باشد.
برای بهتر شدن وضعیت کار زنان چه باید کرد؟

کار و فعالیت زنان، فرهنگ مخصوص خود را می خواهد. نه اینکه در ایران بلکه کار زنان در خارج هم پیامدهای مختلفی دارد. مشکلات فرهنگی، سوء استفاده ها و ابعاد دیگر این مسئله که جای بحث زیادی دارد. با ایجاد مکان های شغلی مخصوص بانوان، ایجاد فضاهای مناسب برای ارائه کار بهتر، همچنین آگاه کردن زنان از کار مناسب و قوانین آن، می توان وضعیت بهتری را برای زنان به وجود آورد.
رسیدگی به شکایات در همین اداره است یا به دادگستری ارجاع داده می شود؟

مسائل و مشکلات کار نیازمند اجرای قانون است و نیاز به بررسی از لحاظ فقهی نیست و در همین جا بررسی می شود. برای پرونده های موجود در اداره کار سه نفر کارشناس حقوقی رأی می دهند، یکی از طرف دولت و دو نفر دیگر از طرف کارگر و کارفرما. حکم داده شده طبق قانون قابل اجرا است.
توصیه شما به زنان جویای کار چیست؟

کار کردن بسیار مفید است، اما زنان باید دقت و ظرافت بیشتری در انتخاب آن به خرج دهند. اوضاع باید با وقار و متانت و نجابت خانم ها سازگار باشد و گرنه کار ارزش معنوی خود را از دست می دهد. به حقوق خود آگاه باشید و از آنها ساده نگذرید.

* * *

از مهندس «آوری فرد» تشکر می کنم و بیرون می آیم، اما در ذهنم جملات تازه ای نقش گرفته،: کار باید شأن و شئونات مرا حفظ کند، به نجابتم و ارزشم لطمه نزند، نگذارم حقم را پایمال کنند، کار باید من را بسازد و رشد دهد نه اینکه در حد یک ابزار تنزل دهد!

نظرم راجع به کار تغییر می کند. باید به دنبال شرایط جدیدی برای کار باشم؛ کاری که مرا موفق و توانمند نشان دهد نه اینکه انگیزه های تلاش را از من بگیرد.
سخن پایانی

بعضی هنوز بر این باورند که زنان توانایی و شایستگی انجام مشاغل را ندارند و به سبب انعطاف پذیری و روح حساسی که دارند، در به کارگیری قدرت و انجام مشاغل گوناگون، از ضعف و ناتوانی برخوردارند! زنان جامعه ما در انجام مشاغل بزرگ و مدیریت های کلان موفقیت هایی کسب کرده اند گرچه هنوز به اعتبار و ارزش واقعی خود نرسیده اند، اما راه را برای پیمودن و رسیدن به موفقیت پیدا کرده اند. در این دوره نمی توان به سادگی از توانایی های زنان در انجام فعالیت ها و مشاغل گوناگون گذشت و باید با موشکافی و بررسی، وضع را بهتر کرد. حضرت امام خمینی در این مورد سخن زیبا و بجایی گفته اند: «در نظام اسلامی، زن به عنوان یک انسان می تواند مشارکت فعال داشته باشد، ولی نه به صورت یک شی ء. نه او حق دارد خود را به چنین حدی تنزل دهد و نه مردان حق دارند که به او چنین بیندیشند.»

تحصیلات بانوان در اکثر رشته ها، نیاز به جبران کمبودها و هزینه های زندگی و دلایل دیگر، این قشر فعال را نیز به عرصه اجتماع کشانده،

دیگر از تربیت یک دختر خانه نشین برای ماندن در خانه همسر و فقط انجام وظایف خانه داری خبری نیست.

چهار خانم بودیم که کار تنظیم مطالب و کتاب ها را برای چاپ انجام می دادیم. به نظر کار فرهنگی و خوبی بود، بخصوص که با کتاب سر و کار داشتیم،

اما مسئول انتشارات سرزده به اتاق خانم ها می آمد.

اگر می خواستم در خانه بنشینم یا کاری مثل قالیبافی و خیاطی انجام دهم، این همه وقت و انرژی صرف درس خواندن نمی کردم.

این کار استخدامی نیست که مزایا داشته باشد. قراردادهای سه ماهه می بندیم، ثانیا پس از یک ماه آزمایشی اگر مورد تأیید بودید مشغول کار می شوید،

حقوق هم ماهی بیست و پنج هزار تومان که در صورت کار بهتر، بیشتر می شود.

منیره.ش، 27 ساله، فوق لیسانس فلسفه، مجرد:

کار من شغل محسوب نمی شود و صرفا به جهت اینکه بیکار نباشم به کتابخانه می روم و حقوقی که می گیرم، کرایه رفت و آمدم می شود.

مریم.الف، پرستار، متأهل، 29 ساله:

من در رشته پرستاری درس خوانده ام و آمادگی کامل برای این شغل را دارم، ولی با این اوضاع فکر نمی کنم بتوانم مشغول به کار شوم.

دانشگاههایی که این رشته را ارائه می دهند و آنقدر پذیرش می کنند، باید به فکر جمعیت زیادی از فارغ التحصیلانی که بیکار می مانند باشند.

دولت باید در پذیرش دانشجوها و رشته هایی که نیازی به آنها نیست دقت کند.

شیما.ب، 23 ساله، مجرد، فروشنده لباس، دیپلمه:

در ابتدای ورودم به فروشگاه شرایط سختی داشتم. مثلاً نمی توانستم به سرعت با مشتری ارتباط برقرار کنم، در نتیجه کار را به خوبی انجام نمی دادم

اما به مرور یاد گرفتم که باید همیشه لبخند به لب داشت، چه در مورد زنانی که برای خرید می آیند و چه در مورد مردها! چاره ای نداشتم،

تنها راه جلب مشتری همین است.

شیما.ب، 23 ساله، مجرد، فروشنده لباس، دیپلمه:

آراسته و مرتب بودن در شغل من یعنی لباس هایی با رنگ جذاب و مُد روز بپوشیم و همیشه با صورت آرایش کرده کارمان را شروع کنیم،

چرا که همین امر باعث می شود مشتری ها جذب شوند. این چهره و قیافه برای من خیلی نامأنوس بود، اما کم کم به آن عادت کردم،

گرچه هنوز بعد از گذشت نُه ماه دلهره دارم مبادا یک نفر از اقوام و آشنایان، من را در حال انجام کار مشتری ببیند و مشکلاتم دو برابر شود.

فاطمه.ش، 27 ساله، سیکل، متأهل:

محل کار جای خوبی نیست: یک زیرزمین که حدود هفت نفر مرد در آن کار می کنند و سه نفر زن. قسمت خانم ها با پرده جدا شده

و ما اصلاً احساس امنیت نمی کنیم، هر چند مطمئن هستیم همکاران مرد مشکلی ایجاد نمی کنند اما قلبا از این وضعیت راضی نیستیم

و احتمال بروز هر مشکلی را می دهیم.

پس از قرارداد رسمی، مشکل من به صورت قابل توجهی حل شد اما می بینم کارگران زنی با شرایط بدی مشغول کار هستند و چاره ای ندارند

مثلاً حقوق کمتری دریافت می کنند؛ مرخصی با حقوق ندارند و خیلی وقت ها از مزایایی که باید پرداخته شود محرومند ولی چون نمی خواهند

شغل شان از دست برود شکایتی ندارند. اداره کار هم تا شکایتی نباشد، نمی تواند رسیدگی کند.

معضل بیکاری را نمی توان فقط مربوط به تقاضای زنان برای ورود به بازار کار دانست. این روند مخصوص ایران نیست و تقاضای زنان

برای حضور گسترده در بازار کار پدیده ای جهانی است.

حدود دو سال در تولیدی لباس زنانه کار کردم، از صبح ساعت هشت تا دوازده و بعدازظهر از ساعت سه تا هشت و نُه شب! به حقوقی که می گرفتم

راضی بودم ولی مسئول کارگاه گفت که نمی تواند با ماهی سی هزار تومان کنار بیاید و اگر نیاز دارم که کار کنم باید ماهی بیست و پنج هزار تومان بگیرم،

من هم تهدید کردم که به اداره کار شکایت می کنم. مدیر کارگاه برای اینکه مرا بترساند تهمت دزدی به من زد و ادعا کرد که

از تولیدی اش پارچه دزدیده ام اما نتوانست ثابت کند، من هم از او شکایت کردم.

بر اثر بی احتیاطیِ یکی از دوستانم، دو تا از انگشتانم زیر دستگاه پرس رفت و دو بند انگشتانم را از دست دادم. مسئول کارخانه

فقط مرا به بیمارستان رساند ولی بعد از آن هیچ اقدامی نکردند تا هزینه عمل و درمانم را بدهند، بعد هم تهدید کردند در صورتی که شکایت کنیم

خواهرم را با هفت سال سابقه کار اخراج می کنند.

مهندس آوری فرد، رئیس اداره کار:

تمامی شرکت ها، کارخانه ها، کارگاهها و اداره ها موظف به اجرای قانون هستند. اداره کار هم مسئول سرکشی و رسیدگی به این مکان هاست

اما وقتی کارگرها مشکلات و مسائل شان را پنهان می کنند، کاری از ما برنمی آید.

پدیدآورنده: نفیسه محمدی
 همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال 




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 28 خرداد 1389  ساعت 6:30 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
بالا رفتن از نردبان شغلی نیازمند سخت کوشی، وقت شناسی، و کمی خوش شانسی است. خیلی خوب می شد اگر مدرک دانشگاهی، مهارت های شغلی و بازده کاری به طور خارق العاده ای درهای آرزوهایتان را به رویتان باز می کرد، اما زندگی اینگونه نیست. شما باید خودتان برنامه ریزی کرده و برنامه هایتان را اجرا کنید.
در این قسمت نکاتی وجود دارد که می تواند پیشرفت و ترقی را برایتان به ارمغان بیاورد.
۱) در شغل فعلی تان مهارت کامل بدست آورید
حتی اگر هیچ گونه علاقه ای به انجام دادن شغل فعلی تان ندارید، سعی کنید آنرا به بهترین نحو انجام دهید. راههایی پیدا کنید، تا از آن طریق بتوانید خلاقیت خود را افزایش دهید. از روش هایی استفاده کنید تا هزینه ها را تا حد ممکن کاهش دهید. انتقادهای سازنده را بپذیرید. همواره آماده رویارویی با موقعیت های پیش بینی نشده باشید تا شکست نخورده، دیگران را سرزنش نکنید و وجهه شغلی تان را به خطر نیندازید.
۲) به طور داوطلبانه اضافه کاری کنید
استراتژی های شغلی خود را معین کنید. گاهی انجام چند کار کوچک در کنار وظایف اصلی بهتر از به عهده گرفتن پروژه های بزرگ است. در حالیکه دیگران برای بدست آوردن مسئولیت های چشمگیر با هم رقابت می کنند شما می توانید به راحتی از طریق انجام کارهای کوچک اما مفید ارزش و اعتبار خود را افزایش دهید.
۳) در چشم کارفرما خوب جلوه کنید
اگر به طور باطنی هیچ علاقه ای به کارفرمای فعلی خود ندارید، باز باید سعی کنید که در نظر او فرد کارآمدی جلوه کنید. زمانی که او ترفیع رتبه می گیرد باید کسی باشد تا جای او را پر کند، و چه کسی بهتر از شما؟ هنگامیکه خود را باهوش، کاردان و علاقمند به کار نشان دهید آنگاه استحقاق ارتقای شغلی را نیز دارید. البته باید مراقب باشید که بیش از اندازه چاپلوسی نکنید و بیش از حد به رئیستان نچسبید. شما که دوست ندارید اگر احیانا او را از روی ناشایستگی اخراج کردند، شما نیز از طرف شرکت مقصر شناخته شوید. 
4) با اداره روابط عمومی در ارتباط باشید
برقراری ارتباط با پرسنل این بخش به شما کمک می کند تا خیلی سریع از پروژه های آینده با خبر شوید. همچنین افراد این بخش می توانند تاریخ و زمان برگزاری کلاس های آموزشی جدید را نیز در اختیارتان قرار دهند. اجازه دهید تا همه متوجه شوند که شما اهداف دراز مدتی را در مورد کمپانی دنبال می کنید. بنابراین اگر شرکت برای گسترش و پیشرفت برنامه ریزی کند، آنگاه نام شما را در لیست خود ثبت خواهد کرد.
۵) ارتباط مناسبی با همکاران داشته باشید
قرار نیست که همه را دوست بدارید اما در عین حال لازم نیست کسی از این موضوع اطلاع پیدا کند. سعی کنید همیشه مودب، محتاط و با ملاحظه باشید. در کارهای گروهی به طور برجسته ظاهر شوید. با قدردانی از زحمات خدمه به راحتی می توانید در بین آنها محبوبیت و مقبولیت پیدا کنید. و باید مراقب شهرت خود نیز باشید. مسائل خصوصی زندگی را برای خودتان نگاه دارید و کاری در اداره، دفتر و یا سفر شغلی انجام ندهید که بعدها موجبات پشیمانی شما را فراهم سازد.
۶) بگذارید مهارت های مدیریتیتان بدرخشند
بالارفتن از هر یک از پله های نردبان شغلی نیازمند این است که شما توانایی ذاتی مدیریت داشته باشید. برای سایرین قوت قلب باشید، موفقیت های مختلف را شناسایی کنید و هر چند وقت یکبار کارها را سازماندهی کنید. دعوت کردن دوستان به صرف نوشیدنی پس از اتمام ساعات کاری گزینه مناسبی برای افزایش روحیه کار گروهی به شمار می رود.
۷) برای خود جانشین تعیین کنید
حدس بزنید که اگر شما تنها کسی باشید که می تواند شغل فعلیتان را انجام دهد، چه می شود؟ مجبور می شوید تا ابد خودتان آنرا انجام دهید. سعی کنید اطلاعات و مهارت هایتان را در اختیار دیگران بگذارید. زمانی که به مسافرت می روید از دیگران درخواست کنید که وظایف شما را به عهده گرفته و طریقه انجام آنرا نیز به آنها آموزش دهید.
۸) مربی بگیرید
کسی که به او اعتماد دارید: به عنوان مثال یک مقام ارشد و یا مدیر موفق را انتخاب کنید و از او درس بگیرید. با او در مورد اهداف شغلی تان مشورت کنید و تاکتیک های نهایی را با او معین کنید. شاید گاهی لازم باشد که برای دست یافتن به موقعیت های بالاتر از جاهای پست تر شروع به کار و تلاش کنید.
۹) در دوره ها آموزشی اضافی شرکت کنید
با توجه به هر آنچه که مدارک تحصیلی به شما عرضه می کند، باز هم می توانید چیزهای جدید بیاموزید. در مورد چگونگی برگزاری دوره های شبانه، سمینار ها، کارگاه های عملی از مربی و کارفرمای خود سوال کنید و ببینید که می توانند چه فایده ای در ارتقای سطح دانش فعلی شما داشته باشند.
کتاب ها و مقالات مربوط به کار و تجارت را مطالعه کنید. برای گرفتن اخبار اینترنتی ثبت نام کنید و سعی کنید اطلاعات به روزی، هم در زمین شغلی و هم در زمینه صنعتی داشته باشید.
۱۰) همیشه شیک پوش باشید
خیلی تعجب می کنید اگر یک روز ببینید که رییس هیئت مدیره لباس مناسب بر تن نکرده. اگر مقررات اداره، شما را ملزم به پوشیدن لباس فرم می کند، سعی کنید همواره مرتب و تمیز باشید. یک کت مناسب در اختیار داشته باشید تا اگر یک روز به دفتر مدیریت فراخوانده شدید بتوانید از آن استفاده کنید. موهایتان را مرتب کنید و کفش ها را نیز واکس بزنید.
۱۱) اثری از خود بر جای بگذارید
هیچ گاه نمی دانید که شانس از کجا وارد می شود. زمانی که مدیران ارشد کارخانه های دیگر را ملاقات می کنید همیشه از خود جای سوال برای آنها باقی بگذارید. زمانی که تجارت الکترونیکی می کنید و یا رو در رو با مشتری ها ارتباط دارید کاری کنید که در ذهن آنها باقی بمانید. لاف نزنید، بیش از اندازه به خود نبالید و زیادی مصر نباشید. جاه طلبی و بلند پروازی تا جایی مقبول است که تبدیل به خود پسندی نشود.
۱۲) با زمانبندی پیش بروید
بهتر است که هیچ گاه خودتان درخواست ترفیع رتبه نکنید. زمانی که مدیرتان تحت فشار است و کم کم در حال نزدیک شدن به مهلت های نهایی هستید از او چنین تقاظایی نکنید. زمان مناسب را با دقت کامل انتخاب کنید و طوری رفتار کنید تا آنها متوجه شوند که شما قابلیت انجام کارهای بیشتر را دارید. کاری نکنید که تصور شود شما برای ترفیع رتبه و گرفتن عنوان جدید عجله دارید.
▪ پیشرفت اتفاقی نیست
نباید تنها با اتکا به شایستگی ها، استعدادهای بالقوه، و حس برتری انتظار پیشرفت داشته باشید. گاهی اتفاق می افتد که سمت های بالاتر به افراد نالایق واگذار میشود. در این حال رفتار کودکانه از خود بروز ندهید چراکه آنوقت معلوم خواهد شد که شما فرد مناسبی برای آن سمت بخصوص نبوده اید. با پیروی از نکات ذکر شده به تلاش و کوشش ادامه دهید. شاید یک سمت بهتر برای شما به وجود آمد و یا جانشین تازه کار، نالایق از آب در امد و شما با افتخار جایگزین او شدید.
بر روی اهداف شغلی دراز مدت خود تمرکز کنید. صداقت و اطمینان خود را حفظ کنید و از تلاش کردن دست نکشید، آنگاه می بینید که چیزی جز پیشرفت از آنتان نخواهد شد.
 
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 11:16 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال

بازار كار، از مهم‌ترين بازارهاى اقتصادى است. خصوصيات منحصر به فرد نيروى كار و اثر آن بر ديگر بازارها و بر كل‏ّ اقتصاد جامعه اهميّت خاصّى به آن داده است. ديدگاه مكاتب گوناگون بشرى به پديده كار و نيروى كار متفاوت است. جايگاه ارزشى كار در هر جامعه، زمينه فرهنگى اصيلى براى تأثير بر پديده‏هاى اقتصادى است.
تغيير ديدگاه به‏كار اقتصادى در دوران قرون وسطا تا دوران جديد، باعث رشد جامعه غربى در بُعد اقتصادى شد. برخى، توسعه ‏اقتصادى قرون جديد را مرهون تغيير نگاه بنيادين جامعه به كار اقتصادى و كسب ثروت، و عقب‏ماندگى ديگر جوامع را ناشى از كمبود بنيادهاى فرهنگى دانسته، عقايد دينى و نگرش‏هاى سنتّى به كار، كسب روزى، قضا و قدر، و مانند آن‏ را از عوامل مهمّ عقب‏افتادگى اقتصادى مي‏شمارند. داورى نادرست درباره مكتب اقتصادى اسلام به طور عمده ناشى ‏از عدم اطّلاع از مبانى دينى در اين امور است. نوشته حاضر درصدد است با مراجعه به متون دينى اصيل (قرآن وسنّت)، ديدگاه كلّى دين مبين را به كار اقتصادى نشان دهد. حجم مطالب مربوط به كار در اسلام، بسيار گسترده ومتنوّع بوده و قرار گرفتن آن در يك مقاله امر دشوارى است. ابواب گوناگون جوامع روايى، اين مباحث را در خود جاي‏ داده است. اميد است نوشته حاضر بتواند نمايى كلّى از آن مجموعه را در معرض ديد دوستداران اقتصاد اسلامى قراردهد. ديدگاه دين درباره كار در گستره هستى و ويژگي‌هاى كلّى كار، رابطه عقايد خاص دينى مثل قضا و قدر الاهى، رزاقيت الاهى، تضمين روزى، و معاد با كار اقتصادى، ارتباط خصوصيات اخلاقى مثل توكّل، صبر، زهد و قناعت با كار و توسعه اقتصادى، بيان اسوه‏هاى عملى در اين زمينه، اثبات مطلوبيت ذاتى كار اقتصادى، و تفاوت ديدگاه اسلام با ديگر مكاتب و اهداف و انگيزه‏هاى كار اقتصادى فرد مسلمان، مطالب آمده در نوشته حاضر است.
1. كار در گستره هستى
جهان هستى جلوه كار خدا است. كار را آفريد؛ آن‌گاه عالم را به حق رقم زد (دخان (44): 38). آسمان‌ها وزمين را در شش روز پديد آورد (اعراف (7): 54)، و بدون تكيه‏گاه ظاهرى سپهر نيلگون را رفعت بخشيد(رعد (13): 2)، و با توان و قدرت و بدون سستى از آن محافظت كرد (فاطر (35): 41). زمين‏را همچون گاهواره در اختيار انسان قرار داد (طه (20): 53) تا در پهنه سفره آن قرار گيرد (نوح‏(71): 19؛ غافر (40): 64)، و طعام و عزّت خود را به چنگ آرد (مرسلات (77): 25).ستارگان را زيور و زينت آسمان قرار داد (صافات (37): 6)، و ماه تابان و خورشيد جهان افروز را براي‏روشنايى زمين نمايان ساخت (فصلت (41): 12)؛ آن‌گاه همه را در مدار خود حركت داد (يس‏(36): 40) تا شب و روز را در پى هم و هر يك را از دل ديگر بدرآرد (فرقان (25): 62 و آل‏عمران‏(3): 27). زمين را با كوه‌هاى استوارش از هيجان و لرزه باز داشت (انبياء (21): 31)، و باد را فرستاد (اعراف (7): 57؛ حجر (15): 22) تا ابرهاى رحمت را بر هم بكوبد و از دل آن، همراه با تندر و مهيب آسمانى قطرات حيات را بر زمين تشنه بريزد (نور (24): 43) تا در مجارى آن فرود رود (مؤمنون‏(23): 18؛ زمر (39): 21) و چشمه‏ها از آن سرازير شود (يس (36): 64) و درياها پديدآيد تا از دل آن تازه‏ها برگيرند و زينت به چنگ آرند (نحل (16): 14؛ رحمن (55): 22). كشتي‌ها برآن روان سازند و بر گستره آن غالب شوند (جاثيه (45): 12). آب‌هاى گونه‏گون را با هم در آميخت بدون آن‌كه‏ يكى شوند (رحمن (55): 19 و 20). با آب رحمت خود، زمين تفتيده را طراوت بخشيد و جوانه‏هاى گياه را بر آن رويانيد. باغ‌ها را ثمر داد و خوشه‏هاى گندم و خرما را نمايان ساخت (ق (50): 9 ـ 11؛ انعام ‏(6): 99). زنبوران را فرمان لانه‏سازى در كوه‌ها و درختان داد و پرندگان را در فضاى آبى حافظ شد و چارپايان را براى غذا و پوشاك و يارى و زيبايى آفريد (نحل (16): 68 و 69 و 79و 66 و 5 ـ 8). تا آن‌گاه ‏كه اراده او بر خلقت احسن قرار گرفت، و او را از آب و خاك بر فطرت خود در زمين صورت داد، و بر عالميان، خليفه ‏خود ساخت (حجر (15): 28؛ روم (30): 30؛ بقره (2): 30). عالم را مسخّر انسان كرد تا با كار و تلاش خود و با عمل صالح، راه خدا را بپيمايد و وارث زمين شود (لقمان (31): 20؛ زمر (39):74)؛ زمين را آباد سازد و بر دوش آن سوار و آن‌را رام كند. (هود (11): 61؛ ملك (67): 15). راه‌هاى آن‌را بيابد و از آن بهره گيرد (زحرف (43): 10). همچون كار خدا كه بر شاكله ذات او است (اسراء(17): 86)، آدمى هم بر مثل شاكله و فطرت الاهى خود كار كند تا آن‌گاه كه به خاك بر مي‏گردد، زمين مرده را ‏حيات بخشيده، و شكرگزار اين همه نعمت بارى تعالى باشد. تمام عزّت و قدرت از آنِ خداى قادر عزيز است كه به اشاره‏اى، عالم بديع را رقم زد و انسان را براى آباد ساختن اين مزرعه زندگى، جانشين خود ساخت (يونس (10): 65؛ بقره (2): 165). خداوند با صنعتگرى تمام، خلقتى را رقم زد كه هدايت، آن‌را به‌دنبال دارد (طه (20): 50). همه مقهور امر او و ملائكه، مأمور و مطيع اشاره اويند (نحل (16): 49 و 50). در سراسر وجود عالم، حركت سريان دارد و فعل الاهى در عالم مادّى سكون بر نمي‏تابد. جوهره عالم در تب وتاب به‌سر مي‏برد و در پى هدف خود روان است. بيكارى و بي‏هدفى در هيچ ذرّه‏اى از عالميان راه ندارد. همه در مسيرحق روان، و از او به سوى او در حركت و تلاشند (انشقاق (84): 6). هدف آفرينش، كار نيك انسان‌ها است، وكار نيك انسان‌ها در صفحه وجود گم نمي‏شود و آثار آن‌را در دو سرا مشاهده مي‏كند (ملك (67): 2؛ كهف ‏(18): 30).
كار همچون وجود، در تمام شؤون عالم دخالت دارد. كار و كارگر در وجود تمام اشيا مؤثّر است. كارگران، جلوه كار الاهي‌اند. حق تعالى، مبدأ كارگرى است و فعّال است (امام‏خمينى، 1379: ج 7، 172). كار او هر دم نو و تازه‏ است و تكرار در كار او راه ندارد (رحمن (55): 29). او زنده مي‏كند و مي‏ميراند؛ حكمت القا مي‏كند و وحى را ارسال و از زبان پيامبرانش به همه مژده مي‏دهد كه عمل صالحِ انسان، انديشه پاك او را ارتقا مي‏بخشد (فاطر (35): 10).
افعال بسيارى به خداوند در قرآن و احاديث نسبت داده شده است كه مي‏توان برخى را ذكر كرد. فالق الحبّ والنوي‏ (شكافنده دانه و هسته)، بارئ (پديد آورنده)، بديع‏السموات و الارض، رزّاق، شديدالمحال‏ (نيرومند)، فاطر (خالق)، قيّوم (به پادارنده)، مصوّر (صورت ده)، الصانع، الباسط، المبدئ، المعيد، الباعث، الضّار، المعطى، و ده‌ها اسم و صفت كه دلالت دارد خداوند در آفرينش عالم و تغيير آن فعّاليت مي‏كند (الطباطبائى، 1417: 35 ـ 62)؛ بنابراين افعال الاهى هم در تعريف كلّى كار قرار مي‏گيرد.
از طرف ديگر، ملائكه هم به امر الاهى مطيع هستند و اوامر او را انجام مي‏دهند (نحل (16): 50). آن‌ها وظيفه ‏تبليغ را به عهده دارند (يس (36): 17). گاه امداد الاهى را به مؤمنان مي‏رسانند (آل‏عمران (3):125) و گاه عذاب را بر ناسپاسان فرود مي‏آورند (حجر (15): 58). آن‌ها كارگزاران نظام آفرينش و به‏وظايف خود آشنا و عامل هستند.
عمل انسان‌ها در نظام ارزشى دين، گاه عمل صالح و گاه عمل زشت، و جزاى هريك مثل و عين آن است (غافر (40): 40؛ كهف (18): 88؛ يس (36): 54، زمر (39): 70). عمل صالح، حيات‏طيبه را در پى دارد و خير آن به عامل آن باز مي‏گردد (نحل (16): 97؛ فصلت (41): 46)، و در مقابل آن ‏زيان عمل بد است كه اوّل متضرّر آن، انسانى است كه آن‌را انجام مي‏دهد. كار و عمل صالح مطلوب دين است و براي‏اصلاح عمل بايد كارها را در مسير حق و متناسب با نظام آفرينش قرار دهد. هر عملى كه از ايمان او سرچشمه بگيرد و نشانه ايمان قلمداد شود، عمل صالح است.
گرچه نمونه‏هاى بارز عمل صالح اعمال عبادى است (نماز، حج، جهاد و...)، صلاحيت عمل به‏جهت‏دهى آن بستگى دارد، نه به نوع آن؛ پس كار كشاورزى گاه عمل صالح است، و عملى كه به ظاهر عبادت است، گاه‏ عمل صالح‏ نيست.
بر اساس آن‌چه گذشت، آشكار مي‌شود كه كار در يك تعريف كلّى، شامل هر نوع فعّاليت مي‏شود چه به قصد دريافت ما به ازاى مالى آن انجام شود يا نه؛ هدف آخرتى داشته باشد يا دنيايي؛ عملِ موجود مادّى باشد يا مجرّد؛ كار يدي‏باشد يا كار فكري؛ كار صنعتى و توليدى باشد يا كار خدماتى؛ عمل عبادى باشد يا عمل اقتصادى.
2. كار و قضا و قدر الاهى‏
در ديدگاه توحيدى، خداوند، عالم را به‌صورت علّى و معلولى پديد آورده است؛ يعنى برخى پديده‏ها معلول و متأثّراز ديگر پديده‏هايند. نظام عالم بر اساس قانون علّت و معلول استوار است و سلسله علل به خدا منتهى مي‌شود. به‏عبارت ديگر، تمام موجودات، معلول خدا هستند و از فيض او بهره مي‏گيرند. در ديدگاه حكمت اسلامى، موجودات‏ عين فقر و ربطند و سلسله علل و معاليل مجراى فيض هستند، نه علّت و هستى بخش. معناى توحيد افعالى هم اين‏است كه نظام عالم را مشيت الاهى در تمام مراتب به جريان مي‏اندازد.
قضا به معناى حكم و قطع و فيصله دادن، و قدر به معناى اندازه و تعيين است. حوادث جهان از آن جهت كه ‏وقوع آن‌ها در علم و مشيّت الاهى قطعيّت و تحتّم يافته است، مقضّى به قضاى الاهى هستند و از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعيّت مكانى و زمانى آن‌ها تعيين شده است، مقدّر به تقدير الاهي‌اند. حوادث عالم بي‏ارتباط باهمديگر نبوده و آن چنان نيست كه نظام اسباب و مسبّاب در كار نباشد و تمام حوادث مستقيم از ناحيه بارى تعالي‏آفريده شوند. بنابر اصل عليّت عمومى، پيوند ضرور و قطعى حوادث با يك‌ديگر و اين‌كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعيّت‏ خود و همچنين تقدّر و خصوصيات وجودى خود را از امورى مقدّم بر خود گرفته، امرى مسلّم و غيرقابل انكاراست. اصل عليّيّت و اصل ضرورت علّى و معلولى و اصل سنخيّت از اصول متعارفه علوم بشرى است. طبق اين نظر، سرنوشت هر موجودى به دست موجودى ديگر است كه علت او است و ضرورت وجود و خصوصيات او را ايجاد كرده، و آن هم معلول نعمت ديگرى است.
اعتقاد به قضا و قدر عمومى و اين‌كه هر حادثه‏اى و از آن جمله اعمال و افعال بشر به قضا و قدر الاهى است، مستلزم‏جبر نيست. اين استلزام آن‌گاه رخ مي‏دهد كه بشر و اراده او را در كار دخيل ندانيم و قضا و قدر را جانشين قوّه و نيرو و اراده بشر بدانيم؛ زيرا ذات حق با اسباب و از راه علل خاصّى در جهان تأثير مي‏بخشد. قضا و قدر الاهى چيزى جز سرچشمه گرفتن نظام سببى و مسببّى جهان از علم و اراده الاهى نيست؛ بنابراين، عقيده جبر به اعتقاد به قضا وقدر الاهى ارتباطى ندارد.
همچنين قبول اصل علّيت عمومى با آزادى و اختيار بشر منافاتى ندارد. بشر داراى اختيار و آزاد آفريده شده است. به اوعقل و فكر و اراده اعطا شده تا در مواجه با راه‌هاى متعدّد، بدون اجبار، يكى را برگزيند. انتخاب يكى از آن‌ها به نظر و فكر و اراده و مشيّت شخصى او مربوط مي‌شود. طرز فكر و انتخاب او است كه راه خاصّى را معيّن مي‏كند. در اين‏جا شخصيّت‏ و صفات روحى و اخلاقى و سوابق تربيتى موروثى و ميزان عقل و دورانديشى بشر تأثير خود را به جا مي‏گذارد. قطعيّت يافتن يك راه و يك كار فقط به خواست شخصى او مرتبط است (ر.ك‏: مطهرى، 1345).
مقصود از قضا و قدر حتمى و غيرحتمى كه در متون دينى از آن ياد شده (كلينى، 1362: ج 1، 151؛ مجلسى، 1374: ج 5، 124)، اين نبوده است كه اختيار را انكار كنيم يا قضا و قدر در جريان عالم و دست‌كم در افعال و اعمال بشر را منكر شويم. مقصود از قضا و قدر حتمى، قضا و قدر مربوط به موجودات مجرّد است كه يك‏نحو وجود دارند و تحت تأثير علل گوناگون قرار نمي‏گيرند؛ بنابراين، يك نوع سرنوشت بيش‌تر ندارد؛ چون امكان ‏جانشين شدن سلسله‏اى از علل به جاى اين سلسله نيست؛ امّا در غيرمجردات كه امكان هزاران نقش و رنگ را دارند وتحت قانون حركت هستند و همواره بر سر چند راهى قرار مي‏گيرند، قضا و قدرهاى غيرحتمى وجود دارد؛ يعنى ‏يك نوع قضا و قدر، سرنوشت آن‌ها را معيّن نمي‏كند؛ زيرا سرنوشت معلول در دست علّت است و چون اين امور با علل‏ گوناگون سروكار دارد، سرنوشت‏هاى مختلف در انتظار آن‌ها است. مادّه طبيعى، استعداد تكامل دارد و با علل وعوامل مختلف مواجه مي‏شود و تحت تأثير هر يك، حالتى مي‏يابد كه مخالف حالت متأثّر از ديگرى است. بيماري‏كه مرضى سبب درد او شده است اگر دوا مصرف كند، دوا علّت ديگرى است كه سرنوشت او را تغيير مي‏دهد. سرنوشت‌هاى گوناگون در مواجهه با شخص است و او مي‏تواند يكى را برگزيند. اگر دوا بخورد و شفا يابد، به سبب قضا و قدر الاهى است و اگر دوا نخورد و بيمارى او را از پاى درآورد، اين هم به سبب سرنوشت و قضا و قدر الاهى است (مطهري 1345: 53).
قضا و قدر، عاملى در عرض ساير عوامل جهان آفرينش نيست؛ بلكه مبدأ و منشأ و سرچشمه همه عامل‌هاى جهان‏ است؛ از اين رو محال است قضا و قدر، در شكل يك عامل در مقابل ساير عامل‌‌ها و مجزّا از آن‌ها ظاهر شود و جلو ‏تأثير عامل خاصّى را بگيرد يا عامل خاصّى را به كارى وادارد. جبر به معناى اين‌كه اكراه و اجبار ازطرف قضا و قدر بر انسان باشد، محال است؛ زيرا در عرض ساير عوامل نيست. بلى، براى مظاهر قضا و قدر ممكن است‏كه يكى ديگرى را به كارى وا دارد؛ مثل اين‌كه انسانى ديگرى را به كار وا مي‌دارد؛ امّا اين غير از جبر اصطلاحي‏است كه تأثير قضا و قدر به طور مستقيم بر اراده انسانى است.
در هيچ يك از آيات قرآن و روايات اولياى دين و عملكرد مسلمانان، نشانى از ارتباط بين كار نكردن و آباد كردن دنيا واعتقاد به قضا و قدر الاهى وجود ندارد. در قرآن، آيات متعدّدى است كه انسان را بر سرنوشت خود مسلّط قلمداد مي‏كند و مي‏فرمايد:
إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّي‏ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ (رعد (13): 12).
خدا وضع هيچ مردمي‏ را عوض نمي‏كند، مگر آن‌كه خود آن‌ها وضع نفسانى خود را تغيير دهند.
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً (رعد (13): 3).
ما انسان را راه نُموديم؛ او خود سپاسگزار است يا ناسپاس.
ظَهَرَالْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى النَّاسِ (روم (30): 41).
در صحرا و دريا به واسطه كردار بد مردم‏فساد و تباهى پديد شده است.
در روايات آمده است كه اميرالمؤمنان عليه‌السلام در سايه ديوار كجى نشسته بود. از آن‌جا حركت كرد و زير سايه ديوار ديگرى قرار گرفت. به حضرت گفته شد: از قضا مي‌گريزي؟ فرمود: از قضاى الاهى به قدر الاهى پناه مي‏برم (الصدوق، 1398: 369). پيامبر اكرمصلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلم هم در آموزه‌هاى خود، براى ياران خود مسأله قضا و قدر را به گونه‏اى توضيح داد كه با جبر فاصله بسيارى داشت. مسلمانان مي‏دانستند كه اگر خدا را يارى كردند، خدا آنان را يارى مي‏رساند. (محمد(47): 7؛ حج (22): 40)، و خداوند هر روز دست در كارى است (رحمن (55): 29) يا اين‌كه خداوند هر چه را بخواهد كه پيش‌تر ثبت شده است، محو مي‏كند و هر چه را بخواهد كه پيش‌تر ثبت نشده است، ثبت ‏مي‏كند (رعد (13): 39)؛ از اين رو با اعتقاد به قضا و قدر الاهى هيچ‌گاه از كار و تلاش باز نمي‏ايستادند و عقب‏افتادگى خود را خواسته خداوند نمي‏داستند.
به تعبير مرحوم سيدجمال‏الدين اسدآبادى، غافلان فرهنگى مي‏پندارند اعتقاد به تقدير ميان هر ملّتى شايع و راسخ شود، همّت و قوّت و شجاعت و ديگر فضايل از ميان آن ملّت رخت بر مي‏بندد و صفات‏ناپسنديده مسلمانان اعمّ از فقر و ضعف نظامى و سياسى و فساد اخلاقى و تفرقه و جهل و تسليم، همه نتيجه اعتقاد به‏ قضا و قدر است؛ در حالي‌كه آنان ميان جبر و قضا و قدر تفاوت قائل نشده‏اند (مطهرى، 1345: 24 ـ 25)، و متأسّفانه عقب‏ماندگى مسلمانان را به اعتقادات آن‌ها نسبت دادند. روشن نيست چرا آن زمان كه دروازه‏هاى اروپا را علم و تمدّن و سپاهيان اسلام فتح كرد، كسى علّت ترقّى آن‌ها را اعتقادات اسلامى ندانست؛ امّا آن‌گاه كه اوضاع داخلى وخارجى تغيير كرد و عمل به اسلام ضعيف شد و زمينه سلطه مغرب زمينيان را فراهم كرد، همه داد سخن برآوردند كه‏ عامل عقب‏افتادگى مسلمانان، دين آن‌ها است و با تحقيقات عرشى و مطالعات عميق، نسخه نجات مسلمانان را گرايش به‏ افكار غرب مطرح كردند! و چه زشت و قبيح است كه بين ما هم اين آموزه‌هاى مستشرقين ترويج شود و به‌صورت علم وپژوهش گسترش يابد (مطهرى، 1345: 102 ـ 117).
در خاتمه اين بحث اين نكته هم تذكّر داده شود كه طبق جهان‏بينى توحيدى افزون بر علل و اسباب طبيعى، ‏عوامل غيرمادّى هم مي‏تواند در قضا و قدر الاهى مؤثّر باشد يا به عبارت صحيح‏تر، قضا و قدر جديدى را رقم زند. دراحاديث آمده است كه دعا، قضاى مستحكم را بر مي‏گرداند يا اين‌كه گناهان، مرگ زودرس مي‏آورد و احسان و نيكي‏عمر را طولانى مي‏كند (مجلسى، 1374: ج 4، 140؛ كلينى، 1362: ج 2، 469).
3. كار و رزاقيّت الاهى
خداوند رزق و روزى را براى هر كس كه مي‏خواهد گسترده مي‏سازد يا محدود مي‏كند. اللَّهُ يَبْسطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَ يَقْدِرُ (رعد (13): 26) و هيچ جنبده‏اى در زمين نيست جز آن‌كه رزق و روزى او بر عهده خدا است. وَمَا مِن‏دَابَّه فِى الْأَرْضِ إِلاَ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا (هود (11): 6) و خداوند هر كه را بخواهد، بدون حساب روزى مي‏دهد. وَاللَّهُ ‏يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ (بقره (2): 212). در آيات متعدّدى از كتاب خدا اين مضامين به چشم مي‏خورد. ازطرفى در احاديث عديده‏اى آمده است كه «رزق انسان مضمون است و كسى نمي‏تواند مانع رزق مضمون شود» (مجلسى 1374: ج 77، 187). «رزق دو نوع است: رزقى كه انسان به‌دنبال آن است و رزقى كه انسان را مي‌طلبد و اگر به آن نرسد، او را در مي‏يابد» (رضى، 1395: حكمت 379). «در پى رزق فردا مباش كه‏ خداوند فرموده هر جنبده‏اى رزقش بر عهده او است» (طبرسى، 1392، ج 2، 356). امام ‏صادقعليه‌السلام‏ فرموده‏:
اميرالمؤمنانعليه‌السلام بسيار مي‏فرمود: بدانيد يقيناً كه خداوند براى بنده‏اش بيش از آن‌چه براى او در نظرگرفته، قرار نمي‏دهد؛ هر چند بكوشد و چاره‏انديشى كند (مجلسى، 1374: ج 103، 33 و 35 و ج ‏77، 68؛ مفيد، 1403: 207؛ رضى، 1395: حكمت 237). از اين مطلب ممكن است كسى توهّم كند كه‏ كوشش او هيچ اثرى در رزق و روزى او ندارد. اگر خدا ضامن روزى است، و سهم هر كس در هر صورت به اوخواهد رسيد، تلاش در كسب روزى چرا؟ در اين‌جا معناى رزاقيّت الاهى بايد مشخّص شود و همچنين اگر درمتون دينى مواردى يافت شود كه آيات و احاديث پيشين را توضيح و تفسير كند، بايد كنار هم قرار گيرد تا معناى كلّى ‏آن‌ها روشن شود؛ البّته با روشن‏شدن معناى قضا و قدر الاهى و ارتباط آن با اختيار و عملكرد انسان، اشكال تا حدّى رفع‏ شده است.
تعهّد و ضمانت الاهى در روزى رساندن با تعهّد انسانى يكسان نيست كه براى فرزند و افراد تحت تكفّل خود غذا را فراهم مي‏سازد. رزّاقيت خدا در جهت نظام عالم تكوين است. هر موجودى به امورى مجهّز است كه او را هدايت ويارى مي‏كند تا خود را حفظ كند. كفايت الاهى در روزى رساندن به افراد به اين صورت است كه ميل و غرايز و قواي‏جذب و دفع و هضم و لذّت و... را دارد و به حفظ جان خود مايل است. اين‌ها مظهر رزّاقيت الاهى هستند وباعث شده است كه آدمى به طور طبيعى به دنبال گياه برود تا سفره خود را از آن پر كند يا با بهره‏گيرى از عقل و ابتكارخود، راه حفظ ساختمان بدن را مي‏يابد.
رازق بودن او به اين است كه موجودات نيازمند رزق هستند و رزق آن‌ها از ديگر موجودات تأمين مي‏شود و موجود ديگر، به شكل و ترتيبى در وجود او تحليل مي‌شود. روزى بچه‏شيرخوار را در سينه مادرش قرار داده، شير مادر در بدن بچه جذب و هضم و تحليل مي‏شود و هر چه فرد بزرگ‌تر مي‏شود، روزى خود را بايد به گونه ديگر به‌دست آورد. گياهان را به گونه‏اى ساخته است كه ميل به آب و مواد معدنى زمين دارند و از هوا ونور بهره‏مند مي‏شوند. حيوانات براى كسب روزى، وسيله حركت دارند تا بتوانند غذا و آب خود را نه از دل زمين، بلكه ‏از روى درختان و روى زمين به چنگ آورند. براى انسان كه موجود برتر به‌شمار مي‌رود، فاصله بين روزى و روزى خود افزون است؛ بنابراين، وسائل بيش‌ترى در اختيار او نهاده شده و دستگاه هدايت او با عقل و علم و وحى و نبوّت تقويت شده و وظايف انسان را مقرّر كرده‏اند. روزى رساندن خداوند از اين مجارى صورت مي‏گيرد. انسان بايد از تمام قوا و استعداد خود براى يافتن روزى بهره گيرد تا روزى خود را به‌دست آورد (مطهرى، 1359: 101 ـ 111).
افزون بر مطالب پيش‌گفته با دقّت در مضامين آيات و روايات و سيره اولياى دين، روشن مي‏شود كه معناى روايات و آيات‏گذشته بيكارى و رها كردن طلب روزى نيست. همان‌طور كه در مباحث آينده متذكّر مي‏شويم، سيره اولياى دين مشحون ازمواردى است كه امامان‌عليهم‌السلام خود، كار اقتصادى انجام مي‏دادند و در اين راه بسيار مي‌كوشيدند.
يكى از ياران امام ‏صادقعليه‌السلام به حضرت گفت: از خدا بخواه كه روزى مرا بر دستان بندگان خود قرار ندهد. فرمود: خداوند ابا دارد از اين امر و روزى هر يك را به دست ديگرى قرار داده است؛ ولى دعا كن كه روزى تو را بر دستان‏ بهترين بندگان قرار دهد (مجلسى، 1374: ج 78، 244). در روايات بسيارى، افراد به طلب روزى با انجام‏كار بدنى تشويق شده‏اند (همان: ج 103، 136؛ عاملى، 1383: ج 12، 11) و با ‏كسانى كه از طلب روزى دست مي‏كشند با ديد منفى برخورد شده است؛ البتّه برخى از متون دينى تأكيد مي‏كند كه‏ چنان‌چه انسان، راه تقوا و نيكوكارى و عمل به وظايف دينى را پيشه سازد، از روزى خاص خداوند كه در گمان و فكرنمي‏گنجد، بهره‏مند خواهد شد:. وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَهُ مَخْرَجاً وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ‏ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَي‏ءٍ قَدْراً (طلاق (65): 3)؛ امّا بايد توجّه كرد براى كسى كه توان كار دارد، انجام‏ كار، نشانه تقوا و كار نكردن نشانه بي‏تقوايى است. اگر انسان مسير حق را بپيمايد و بر خدا توكّل كند و در راه سختي‌ها صبور باشد، امداد الاهى هم فرا مي‏رسد.
4. شفاعت، تقيّه، انتظار فرج و اعتقاد به معاد و ارتباط آن با كار
در ذهن برخى افراد، اعتقاد به شفاعت، تقيّه، انتظار فرج و معاد و قيامت، باعث كاهلى مي‏شود؛ يعنى فرد با اتكّا به‏اين‌كه هر كارى انجام دهد و هر گونه رفتار كند، به سبب در دل داشتن محبّت اولياى دين مورد شفاعت آن‌ها قرار مي‏گيرد يا با تكيه بر تقيّه مي‏توان با هر نوع مشكل و درد و رنج و بي‏دينى كنار آمد. يا مؤمن فقط وظيفه دارد در انتظارگشايش و تحوّلات مثبت آينده باشد و به كوشش نياز ندارد و فرد به جهت اعتقاد به قيامت هر سختى رامي‏پذيرد و به هر امرى تن مي‏دهد چون مي‏داند در ديگر عالم پاداش بهشت خواهد داشت و او بايد فقط در فكر ساختن آخرت خود باشد، نه آباد كردن دنياى زودگذر.
متون دينى روشن مي‌سازد كه هيچ‌كدام از اين اعتقادها با كار و تلاش مباين و متنافى نيست. اين‏ اعتقادها، فردِ در صحنه عمل را اميدوار مي‏كند تا با رخ دادن امور غيراختيارى ميدان را ترك نكند. در احاديث متعدّد آمده‏ است: هر آن‌كه بدون انجام عمل در حدّ توان در فكر شفاعت باشد، نصيبى از شفاعت نخواهد برد و پيرو واقعى اولياى دين، كسى است كه خدا را اطاعت و تقوا پيشه مي‏كند و فرايض و وظايف را انجام مي‌دهد (امام‏خمينى، 1372: حديث 33).
انتظار فرج هم نوعى صبر براى شخصى است كه بايد در مواجهه با عقايد باطل و تسلّط اهل ظلم به آينده درخشان‏ اهل تقوا اميدوار باشد و تسليم بي‏دينى و بي‏ايمانى نشود؛ پايدار بماند تا زمينه‌هاى تغيير اوضاع فراهم آيد. پرهيزگاران بر زمين حاكم شوند و دين را اجرا كنند. اين انتظار فرج، سازنده و تحرّك بخش است و افراد را متعهّد مي‏كند كه دردوران حاكميت باطل، از راه حق دست برندارند و با كوشش، زمينه ظهور منجى واپسين را پديد آرند. با اين‏ اميدها است كه جامعه دينى در اوضاع نامساعد خود را نگه داشته، هيچ‌گاه در فرهنگ غيرخودى هضم نمي‌شود تا هرگاه فرصت بيابد، با نيروهاى آماده، اهداف دينى را اجرا كند. (مطهرى، 1361: 61 ـ 68).
اعتقاد به معاد نه تنها انسان را از كار باز نمي‏دارد، بلكه هر گاه شخص معتقد است عملكرد او فقط در دنيا اثر ندارد، بلكه در عالم ديگر به صورت ابدى اثر خود را مي‏گذارد؛ كار خير فقط پاداش دنيايى ندارد و بهشت عدن را پديد مي‏آورد و كار زشت، اثرش پديد آمدن دوزخ الاهى است، مؤمن در عملكرد خود دقّت بيش‌ترى مي‏كند و آن‌گاه كه ‏در مي‏يابد كم‏كارى و بيكارى افزون بر ذلّت دنيايى، مطرود دين است و در حيات آخرتى او اثر سوء دارد، دست به‏فعّاليت مي‏زند و در انجام بهترين عمل مي‌كوشد. در مباحث آينده دستورهاى دين درباره ارزش كار اقتصادى را مطرح مي‏سازيم و بر اساس آن، روشن مي‏شود اعتقادهاى پيشين، به طور كامل با تلاش در جهت ساختن دنيا سازگاراست.
5. نظام اخلاقى دينى و هماهنگى با كار اقتصادى
در نظام اخلاقى اسلام به مواردى از خصوصيات مثبت اخلاقى تأكيد شده و گاه اين موارد، منافى كار اقتصادي‏قلمداد مي‏شود. برخى از اين اخلاقيات عبارتند از توكّل، زهد و ترك دنيا، صبر بر مصيبت‌ها و بلايا، قناعت. اكنون توضيح مختصرى درباره هر يك خواهيم داد تا ارتباط آن با كار اقتصادى و گسترش توليد جامعه مشخّص‏ شود.
1-5. توكّل‏
توكّل تضمين الاهى است براى كسى كه حامى و پشتيبان حقّ است به اين معنا كه انسان به آن‌چه مقتضاى حق‏ّ است عمل، و در اين راه به خدا اعتماد كند. خداوند به همه اعلام كرده، هر كس راه حق را پيش گيرد، به نتيجه ‏مي‏رسد و خداوند نتيجه را تضمين، و از راهروان طريق حق حمايت مي‏كند؛ يعنى در اعمال بايد در راه حق كوشيد و از راه خداوند منحرف نشد و به حمايت او اعتماد كرد.
معناى توكّل، تعطيل كردن قوا و اعتماد به خدا كه او به جاى شخص عمل انجام دهد نيست. كار نكردن وسكون، تضمين الاهى را در پى ندارد. در آيات قرآن. توكّل در موردى مطرح شده كه مسلمان امر خطيرى را بايد انجام ‏دهد و خداوند دلهره و نگرانى او را با ايجاد اطمينان معنوى از بين مي‏برد. مؤمن، وكالت خدا را كافى مي‏داند و اعتماد به او را بر اعتماد به ديگران ترجيح مي‏دهد: «وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَي‏ءٍ قَدْراً»(طلاق (65): 3). اين آيه به مسلمان تذكّر مي‏دهد كه بايد در امر مربوط به خانواده، قوانين الاهى را مراعات كند تا عاقبت خير براى او پديد آرد. مسلمان با فارغ شدن از خود و تمايلات نفسانى فقط به حقيقت اعتماد مي‏كند. غير متوكّل بر خدا، كسى است كه به‌سبب عدم سرپرستى خداوند به حال خود رها، و از طريق حق منحرف ‏شده است. «إنَّ أَبْغَضَ الْخَلاَئِقِ إِلَى اللَّهِ رَجُلاَنِ رَجُلٌ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِيلِ مَشْعوفٌ بِكَلاَمِ بِدْعَةٍ...» (الرضى، 1359: خطبه 17، 59). چنين كسى به سبب پيمودن راه خدا و عدم توكّل و اعتماد به اوبه دنبال هواى نفس گمراهى را مي‌پيمايد و از هدايت‌هاى حق در راه زندگى محروم مي‏شود. پيامبران الاهى در جريان‏ دعوت مردم به دين مي‏فرمودند: إِن نَّحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَي‏ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم‏بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَي‏ مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ ‏فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ (ابراهيم (14): 11 ـ 12). پيامبران در مقام صبر بر آزار مشركان، هدايت الاهى و وظيفه تبليغ را انجام مي‏دادند و بر خدا اعتماد مي‏كردند. با توكّل عوامل سست كردن اراده نابود مي‏شود (مطهرى، 1359: 112). همچنين خداوند به پيامبرصلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم دستور مي‏دهد كه با مؤمنان در امور مشورت كن و آن‌گاه كه‏ تصميم و عزم بر كارى گرفتى، بر خدا توكّل نما: «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَي‏اللَّهِ إِنَّ‌اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» (آل‏عمران‏(3): 159).
توكّل مربوط به مقام كار و تصميم‏گيرى مهّم اجتماعى است.
2-5. زهد، قناعت و ترك دنيا
از ويژگي‌هاى پسنديده مؤمنان خدا بي‏اقبالى به دنيا و زخارف آن است. به همان اندازه كه دين مردم را به آخرت وحقيقت سوق مي‏دهد، از دنيا و زينت آن گريز مي‏دهد؛ امّا معناى زهد و ترك دنيا اين نيست كه شخص در امور دنيايي‏مثل كسب مال و توليد كالا و... فعّال نباشد. اهل دنيا كسى است كه هدفى جز دنيا ندارد: «لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاه الدُّنْيَا» (نجم (53): 29). آن‌كه علاقه به مال و زن و فرزند، او را از راه خدا باز دارد، اهل دنيا است؛ امّا آن‌كه از تمام‏ تنعّمات دنيايى براى گسترش راه حق استفاده مي‏كند، اهل آخرت، و عمل او ستوده است. علاقه به فرزند باعث نمي‏شود كه اگر مانع راه حق شد، او را نراند يا ادب نكند. آن‌كه در كسب مال، هر راهى را برگزيند و به حلال وحرام آن توجّه نكند، اهل دنيا است. انسان ذاتاً دوستدار لذّت‌هاى دنيايى است؛ ولى برخى آن‌را بر امر الاهى ترجيح‏مي‏دهند. در مقابل، گروهى دنيا را مسجد و مزرعه آخرت مي‏كنند.
قناعت هم كه از ويژگي‌هاى مؤمنان و خردمندان به‌شمار مي‌رود، معناى درست مصرف كردن و جلوگيرى از اسراف و تبذيرمال است نه آن‌كه در بُعد توليد بايد قناعت، و كم توليد كرد؛ البتّه هر گاه كارى با امور معنوى تزاحم يافت ومشغول شدن بيش از حدّ به آن باعث ضرر معنوى به شخص شد، بي‏شك دين مبين ضرر معنوى را قابل مقايسه باعقب‏افتادگى اقتصادى نمي‏داند و مانع دورى انسان از ارتقاى روحى مي‏شود.
زهد به معناى كم مصرف كردن براى بازده بيش‌تر است. دنيايى كه زاهد آن را ترك مي‏كند، سرگرم‏شدن به تنعّم وتجمّل و دور افتادن از كمال انسانى است. دعوت به زهد در دين، به معناى ترك تلاش و كار و ساختن دنياى آباد ومستقل نيست. روايات فراوانى را در مباحث آينده ذكر مي‏كنيم كه همگان را به كار فرمان داده است. سرور زاهدان‏ عالم بيش از همه كار و تلاش اقتصادى انجام مي‏داد و استفاده از خانه گسترده را در جهت خيررسانى به همنوعان ودستگيرى بيچارگان امر آخرتى مي‏دانست (مطهرى، 1354: 216 ـ 217؛ رضى، 1395: خطبه 209، ‏324)؛ البتّه گاه شخصى به جهت مسؤوليتى كه بر عهده دارد، بايد در مصرف به حدّاقل ممكن بسنده كند؛ زيرا امور مهمّى وجود دارد كه در اجتماع بايد مراعات شود. همچنين گاه براى كسى تحصيل علم واجب مي‏شود؛ از اين رو به جهت تزاحم‏ كار اقتصادى با كار مهم‌تر مجبور است از كار اقتصادى دست بكشد و به گسترش دين بينديشد و كار سخت‌تر را انجام‏ دهد، نه اين‌كه بيكار بماند.
زاهد مصرف خود را كم مي‏كند تا زمينه ايثار و كمك به غير براى او فراهم شود. از لذت‌هاى دنيايى دست مي‏شويد تا به‏ديگرانى كه نيازمند هستند، كمك كند و نيازمندان جامعه را تأمين كند. نه آن‌كه در افزايش درآمد و توليد كوتاهي‏ مي‏كند؛ بلكه هر چه مي‏تواند فعّاليت دارد؛ ولى به آن دل نمي‏بندد. گاه زهد به‌سبب همدردى با ديگر افراد است. مؤمن در استفاده از نعمت‌ها زهد مي‏ورزد تا همدردى خود را با ديگران نشان دهد. همان‌طور كه گفته شد، اين هدف زهد براى زمامداران نقش اساسى دارد و گاه براى آزادگى و نفى هر گونه وابستگى است. بهره‏مندى از حلال به هرصورت نوعى دلبستگى را براى انسان پديد مي‏آورد و آزادگى و آزادى او را تحت شعاع قرار مي‏دهد. به همين جهت، ‏پيامبران و اولياى دين خفيف‏المؤونه و سبك خرج بودند. زهد زمينه بهره‏مندى لذّات معنوى نيز هست. امور پيشين ‏اهداف زهد مثبت است، نه آن‌كه زهد زمينه تن‏پرورى و كسالت باشد (ر.ك: مطهرى، 1359: 160 ـ 170؛ همو، 1365: 125 ـ 175؛ همو، 1354: 210 ـ‌ 254؛ رضايى، 1380).
3-5. صبر بر بلا و رضا به قضاى الاهي‏
با توجّه به آيات و روايات روشن مي‏شود اين سجيّه اخلاقى هم مانند توكّل براى كسى ستوده است كه در صحنه ‏عمل و زندگى با همه كوششى كه دارد، گاه به نتيجه دلخواه نمي‏رسد. از آن‌جا كه انسان نمي‏تواند مجموع عوامل‏ مؤثر بر طبيعت و دنيا و روحيات انسان‌ها را در اختيار خود بگيرد، گاه با همه زحمت، انتظار او برآورده نمي‌شود و خلاف‏ خواسته او رخ مي‏دهد، در اين‌جا بايد تن به اين علل و اسباب بدهد، از اين رو حسين‏بن‏علي‏عليه‌السلام در صحنه جهاد در سخت‏ترين وضع پس از تحمّل شدايد بسيار، جمله «رضى بقضائك» را بر زبان راند و به ياران خود صبر را توصيه ‏مي‏كرد. دستور به صبر و امر به تحمّل شدايد در مسير فعّاليت است. خداوند به پيامبر مكرّم اسلام مي‏فرمايد:
فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ (احقاف (46): 35).
پيامبران بزرگ خداوند در راه تبليغ پيام الاهى از معاندان وبي‏خبران آزار فراوان مي‏ديدند و در آن راه صبر پيشه ساختند. با صبر، ثمره فعّاليت به‌دست مي‏آيد. باغبان با تحمّل زمستان و رسيدگى به درختان، ثمره درخت را مي‏چيند. خداوند در آيات متعدّد به مجاهدان در ميدان نبرد، دستور صبر مي‏دهد و با صبر، هر نفر مؤمن، بر ده نفر غالب مي‏شود. (انفال (8): 65‌ـ 66؛ بقره (2): 249؛ آل‏عمران (3): 120، 125). همچنين از دعاهاى مؤمنان اين جمله است:
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا (بقره (2): 250).
مؤمن از خداوند در مقام ثبات قدم، صبر مي‌طلبد. در موقعى كه بايد سختى را تحمّل كرد و از عمل و فعّاليت خسته نشد، صبر مي‏طلبد و آن‌گاه كه توان تغيير اوضاع و چاره‏اى جز تحمّل‏ مصيبت و بلا را ندارد، به صبر استقامت مي‏جويد و فعّاليت را ادامه مي‏دهد.
6. اسوه‏هاى عملى
ارزش كار اقتصادى در متون دينى چنان است كه برترين انسان‌ها به آن مي‏پرداختند. آيات و احاديث، از آدم تا خاتم را به صورتى معرفّى مي‏كند كه براى تأمين زندگى، كار اقتصادى داشتند.
امام صادقعليه‌السلام فرمود: آن‌گاه كه آدم به زمين هبوط كرد، نيازمند به غذا و آشاميدنى شد. مشكل را با جبرئيل‏ طرح كرد. جبرئيل گفت: كشاورزى كن (كلينى، 1362: ج 5، 28)، و فرمود: خداوند روزى پيامبران را در كشت و زراعت (دامداري) قرار داد تا هيچ‌گاه از باران ناخرسند نباشند. (همان). شغل شبانى را همه انبيا انجام مي‏دادند تا چگونگى راهبرى انسان‌ها را بياموزند (مجلسى، 1374: ج 11، 15؛ هندى، 1409: ج 4، 11).
درباره پيامبر اسلام روايات دلالت دارد كه افزون بر شبانى گوسفندان در اطراف مكّه، به تجارت هم‏مي‏پرداخت. قبل از نبوّت در جايگاه عامل تجارى، در كاروان حضرت خديجه فعّاليت داشت و پس از بعثت، گاه براي‏تأمين زندگى خريد و فروش مي‏كرد (كلينى، 1362: ج 5، 75؛ هندى، 1409: ج 4، 11؛ مجلسى، 1374: ج 16، 9؛ ج 17، 308)؛ و گاه نهال مي‏كاشت (كلينى، 1362: ج 5، 74).
زندگى امير مؤمنانعليه‌السلام مشحون از مواردى است كه براى تأمين زندگى به كار رو مي‏آورد. از حضرت نقل‏شده است كه روزى گرسنگى شديدى به من دست داد. در اطراف مدينه در جست‌وجوى كار بر آمدم. به زنى برخوردم كه‏كلوخ براى گل كردن جمع كرده بود. قرار گذاشتم كه در مقابل هر خشت، يك دانه خرما مزد بگيرم. شانزده عدد ساختم‏ تا آن‌كه دستانم تاول زد؛ آن‌گاه شانزده دانه خرما گرفتم و به خدمت پيامبرصلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم رسيدم و با من از آن خرما خورد (حكيمى، 1408: ج 5، 324). حضرت از مال و زحمت بازوى خود هزار برده آزاد (كلينى، 1362: ج 5، 74)، و باغ‌هاى بسيارى احداث كرد. چاه‌هاى متعدّدى پديد آورد و به آب رساند و آنان را در راه خدا وقف كرد (طوسى، 1401: ج 9، 148؛ كلينى، 1362: ج 5، 75). هر گاه از جهاد فارغ مي‏شد، براى ‏آموزش به مردم و داورى بين آن‌ها فرصت مي‏يافت و آن‌گاه كه فراغت مي‏يافت، در باغ خود كار مي‏كرد، در حالى كه‏ ذاكر خدا بود (حكيمى، 1408: ج 5، 344). امام سجادعليه‌السلام هر صبح براى طلب رزق از منزل بيرون مي‏رفت. به او‏ گفته شد كجا مي‏روي؟ فرمود: براى گرفتن صدقه خدا براى خانواده‏ام مي‏روم؛ هر كس طلب مال حلال كند، به منزله كسى است كه خداوند به او صدقه داده است (حرّ عاملى، 1383: ج 12، 43؛ ر.ك: حسينى، 1380: 286 ـ 301).
امام صادقعليه‌السلام نقل مي‏كند كه محمّد بن منكدر مي‏گفت‏: گمان نمي‏كردم از على بن‏الحسينعليهما‌السلام فرزندى برتر از اوبه جا بماند تا آن‌كه روزى محمد بن عليعليهما‌السلام را در اطراف مدينه در گرماى شديد ديدم كه بر دو غلام خود تكيه كرده ‏است. با خود گفتم، سبحان‏اللَّه بزرگى از بزرگان قريش در اين وقت و با اين وضعيت در طلب دنيا و كسب مال است؛ او را موعظه خواهم داد. سلام كردم و او در حالي‌كه عرق از سر و رويش مي‏ريخت؛ پاسخ داد. گفتم خداوند خيرت ‏دهد. تو بزرگ قريش با اين وضعيت در اين موقع، اگر هم اكنون مرگت فرا رسد، چه مي‏كنى و چه پاسخى در مقابل ‏خداوند خواهى داشت. فرمود: اگر مرگم در اين حال رسد، در حال اطاعت و بندگى خدا هستم. خود و خانواده‏ام‏ را از تو و مردم بي‏نياز مي‏سازم. من مي‏ترسم كه مرگم فرا رسد و در حال معصيت باشم (كلينى، 1362: ج 5، 73 ـ 74).
امام صادقعليه‌السلام به ياران سرمايه مي‏داد تا با آن كار كنند و گاه در باغ با بيل راه آب را باز مي‏كرد؛ در حالي‌كه هوا به‌شدت گرم بود. و مي‏فرمود: دوست دارم شخص براى كسب روزي‏ از حرارت خورشيد به سختى بيفتد (همان، 76 ـ 77).
يكى از اصحاب امام كاظمعليه‌السلام حضرت را در حال كار در زمين مشاهده كرد؛ به‌گونه‏اى كه پاهايش غرق در عرق‏ بود. به اوگفت: غلامان و كارگران كجايند؟ (چرا خود را به زحمت انداخته‏اي؟) فرمود: اى علي! كسانى با دستانشان بر زمين كار كرده‏اند كه از من و پدرم بهتر بوده‏اند. گفتم آنان كيانند. فرمود، رسول خداصلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم اميرمؤمنان و پدرانمعليهم‏السلام تمام آن‌ها با دستان خود كار مي‏كردند و اين از شيوه پيامبران و رسولان و اوصيا و صالحان است (همان: ج 5، 75 ـ 76). سلمان فارسى صحابى بزرگ پيامبر زمانى كه فرماندار مدائن بود، با بافتن زنبيل و فروش آن زندگى خود را اداره مي‏كرد و مي‏فرمود: دوست ندارم جز از دسترنج خود بخورم (ابن ‏ابي‏الحديد، 1404: ج 18، 35).
موارد پيشين و ديگر احاديث (رضايى، 1377: 27 ـ‌ 37) به صراحت بيان مي‏دارد كه اولياى دين با اين‌كه براى ‏آن‌ها امكان داشت يا برخوردارى از كمك ديگران و تأمين مالى زندگى كار اقتصادى انجام ندهند، با اين باور كه كاراقتصادى امرى مطلوب است، آن‌را انجام مي‏دادند و اين، نشانه مطلوبيت و ارزش ذاتى كار در نظام دينى است كه توضيح بيش‌ترى درباره‌اش خواهيم داد.
7. مطلوبيت و ارزش ذاتى كار اقتصادى
انجام كار بدنى سخت است و به صرف انرژى نياز دارد. بدن با كار خسته مي‏شود و براى رفع‏خستگى نيازمند استراحت و كسب انرژى دوباره است؛ از اين رو گفته مي‏شود كار برخلاف مطلوبيت است و آن‌چه براى انسان‏ مطلوبيت دارد، استراحت و فراغت و انجام تفريح است. آن‌چه انسان به‌طور طبيعى به آن روى مي‏آورد، راحتى است و طبع‏ بشر از انجام كار دورى مي‏كند. فقط زمانى به كار روى مي‏آورد كه كار درآمدزا باشد. از آن‌جا كه درآمد، باعث توان خريد كالا و خدماتى مي‏شود كه براى انسان لذّت مي‏آورد و او را از سختى و درد و رنج راحت مي‏سازد، درآمد مطلوبيت‏ دارد. براى كسب درآمد راهى جز كار كردن نيست؛ بنابراين، كار، مورد توجّه انسان نيست؛ ولى به جهت درآمدزا بودن‏، انسان به آن رو مي‏آورد. به طور معمول، اين مطلب فرض اوّليه در استخراج منحني‌هاى عرضه نيروى كار است. منحني‏ بي‏تفاوتى شخص بين مقدار درآمد و استراحت ترسيم مي‏شود و چون مجموع استراحت و ساعات كار به‏ ساعات شبانه‏روز محدود است، تعيين ساعات استراحت به تعيين ساعات كار مي‌انجامد. شايد غيرمطلوب بودن كار در ابتدا صحيح به نظر آيد. برخى قائل هستند:
در انديشه فلاسفه يونان قديم و آثار افلاطون و ارسطو، كار فعّاليتي‏ از نوع پست و تحقيرآميز تلقّي مي‏شد.
چون كار بدنى بر عهده بردگان بود، از اين رو به تداعى انجام دهندگان آن ‏فعّاليت پست به شمار مي‏آمد. خوار شمردن كار در يونان باستان از اين ناشى مي‏شود كه فعّاليت براى زنده ماندن يكي‏از وجوه مشترك حيوانات و انسان‌ها است. داشتن برده‏ها كار را از شرايط زندگى انسان آزاد حذف مي‏كند. ميل به ايجاد فاصله با زندگى حيوانى موجب شد كه يونانيان قديم، اهميّت چندانى براى وسايل معيشت و به طور كلّى ثروت مادّى ‏قائل نشوند. آن‌ها در واقع جنبه مادّى زندگى را تحقير مي‏كردند و شأن را در زندگى سياسى معنوى و انديشمندانه‏ مي‏پنداشتند. اين نگاه به كار تا دوران جديد ادامه مي‏يابد. در ديد قدما انسان يك حيوان فكر كننده است و غايت ‏انسان در فعّاليت فكرى است و در دوران جديد، انسان را حيوان كار كننده تصوّر مي‏كردند كه با كار كردن، سرنوشت و سعادت (رفاه) خود را به وجود مي‏آورد. توليد ثروت‌هاى مادّى كه براى قدما پست و تحقيرآميز بود، از ديدگاه‏ متجدّدين خصلت مهمّ جامعه متمدّن است؛ البتّه با اين‌كه كار بدنى نزد قدما دون شأن تلقّى مي‏شد، گاه در مواردى به‏شدّت آن‌را توصيه مي‏كردند؛ زيرا مصلحان اجتماعى، نبود فعّاليت و بيكارى را منشأ فساد مي‏شمردند؛ از اين رو كاربدنى را براى كسانى كه قادر به فعّاليت‌هاى فكرى (سياسي) نبودند، لازم مي‏دانستند. تأكيد كليساى قرون وسطا بركار كردن، ناشى از اين دورانديشى اخلاقى بود؛ در اين‌جا كار كردن به مفهوم بد در مقابل بدتر(بيكاري) است و هدف از به‌كار بردن توليد، افزايش ثروت‌هاى مادّى نيست؛ امّا در انديشه مدرن، كار به خودى خودفضيلت به شمار مي‏آيد و ذاتاً فعّاليتى هدفمند در جهت ايجاد و تكاثر ثروت تلقّى مي‏شود و آن از لحاظ اخلاقي‏مذموم نيست (غني‏نژاد، 1376: 72 ـ 74).
از آن‌چه نقل شد، به‌دست مي‏آيد كه به نظر نويسنده، تا دوران جديد، كار اقتصادى براى كسب درآمد و ثروت مطلوبيت‏ نداشت. فقط بهتر از بيكارى است كه فسادآور بود؛ امّا در دوران جديد تكاثر ثروت مطلوبيت يافت و كار براى آن امر خوب تلقّى شد. آن‌چه در اين كلمات ديده نمي‏شود، ديدگاه ملل شرقى، به‌ويژه دين اسلام درباره كار وكسب ثروت است. گويا هر چه پيش از رنسانس در اروپا حاكم بوده، فرهنگ حاكم بر تمام جهان آن اعصار است و توجّه به كار اقتصادى فقط پس از رنسانس به عالميان عرضه شد. قرون تاريك اروپا را قرون تاريك تمام عالم ‏به‌شمار مي‏آورند و اروپايى نماينده جهان، و اين خطايى بزرگ است و از عدم توجّه به فرهنگ اسلام و شرق دنيا نشان دارد.
افزون بر اين، تغيير ديد به كار را منشأ توسعه جهان غرب مي‏دانند. ظهور آيين پروتستان به‌ويژه فرقه ‏كالوين زمينه تعريف رابطه جديد بين خداوند و انسان، و ساختن دنيا وظيفه انسان شد. اين تكليف الاهى براى ‏انسان، جامعه عقب افتاده را حركت داد. كار عبادت شد و قبح و زشتى كسب ثروت از بين رفت. ماكس وبر، جامعه‏شناس شهير آلمانى، در آثار خود به ويژه در كتاب مشهورش، اخلاق پروتستانى و روح سرمايه‏دارى اين‏نظريه را مطرح ساخت. مسأله اصلى وبر، شكل خاص و جديد سرمايه‏دارى غربى است. او عوامل گوناگونى همچون ‏رشد شهرسازى خود مختار و صنعتى شدن را علّت ظهور سرمايه‏دارى مي‏داند و روح سرمايه‏دارى، زمينه رشد عوامل‏ پيشين را ايجاد مي‏كرد. وبر، عنصر اصلى را فهم نوع خاصّى از باورهاى مذهبى مي‏داند. او با پژوهش‏هاى آمارى خود نشان مي‏دهد كه در مناطقى از آلمان كه گروه‌هاى مذهبى متفاوت به‌سر مي‏بردند، پروتستان‌ها در وضعيت نامتعادلى ازثروت به سر مي‏برند و مهم‌ترين موقعيت‌هاى اقتصادى را در اختيار دارند.
در ديدگاه لوتر فرد بايد همواره در همان شغل و وضعيتى كه خدا برايش مقرّر كرده است، باقى بماند؛ ولى در ديدگاه‏ كالوينيسم، سرنوشت بشر، يك‌بار براى هميشه تعيين شد، و شايستگى فرد هيچ تأثيرى در تغيير آن ندارد. چنين اعتقادى،‏ احساس تنهايى درونى را در فرد تقويت مي‏كند. فرد با روبه‏رو شدن با سرنوشت محتومش مجبور است به تنهايى اين‏راه را بپيمايد و آيين مذهبى و شعاير و كشيش كمك و وسيله نيل به رستگارى نيستند. جهان به منظور ستايش‏عظمت خدا وجود دارد و مسيحى رستگار، با عمل خود مي‏تواند اين عظمت را افزايش دهد. مؤمن براى يقين به‏آمرزش خود با سخت‏كوشى در حرفه، اعتماد به نفس مي‌يابد و به رستگارى خود يقين مي‌يابد. تبيين ‏فعّاليت شغلى دنيايى به‌صورت مناسب‏ترين وسيله تحصيل چنين يقينى وجه تفاوت كليساى اصلاح شده با آيين‏لوترى است كه زندگى مذهبى را به سوى عرفان و احساس گرايى مي‏كشاند. وبر، با استناد به متون دينى نمايندگان‏ پروتستانتيسم تأكيد فوق‏العاده آن را بر كسب ثروت مورد اشاره قرار مي‏دهد. ثروت فقط در صورتى ناپسند است كه درجهت دنيايى، تن آسايى و وسوسه‏هاى جسمانى باشد؛ امّا اگر فعّاليت شغلى فعّالانه تلاش براى افزايش عظمت خدا باشد، نه تنها مطلوب است، بلكه مانع اتلاف وقت مي‌شود؛ از اين رو نه فقط تحصيل ثروت كه لازمه شغل است، توجيه‏ اخلاقى مي‌يابد، بلكه كسب سود در قلمرو مشيت الاهى قرار مي‏گيرد و كاميابى در شغل، نشانه آمرزش الاهى و بهشتى بودن فرد است. (مهدوي‏زادگان، 1378: 31 ـ 38).
ماكس وبر، در تحقيقات جامعه‏شناسى مربوط به اديان، فقط فرقه پروتستانى را درايجاد نظام سرمايه‏دارى توانا ديد. او درباره اسلام تحقيقات ناتمامى را انجام داد و در آن، علّت عدم پيدايى نظام‏سرمايه‏دارى را در ممالك اسلامى، وجود مفاهيمى مثل قضا و قدر در متن دينى مي‏داند و به نظر او، اسلام نيز مانند مذهب كاتوليك از زمينه‏سازى توسعه اقتصادى ناتوان است. ديدگاه وبر درباره تمام مذاهب از جمله اسلام، نقد و بررسى و در ديار اسلام از زمان‏سيدجمال‏الدين اسدآبادى تا كنون نقدهايى بر آن گفته شده كه ورود به آن خارج از حيطه اين نوشته است (ر.ك‏: عنايت، 1353). آيا زمينه‌هاى تحقّق توسعه اقتصادى آن‌گونه است كه وبر مي‏گويد يا عوامل ديگري‏ هم هست كه بدون آن امكان ندارد توسعه رخ دهد؟ در برخى نقدها بين عملكرد اسلام و مسلمانان تفاوت قائل ‏شده، و فرهنگ اسلامى را مضادّ توسعه ندانسته‏اند (رودنسون، 1358).
ما در اين‌جا درصدد اثبات مطلوبيت كار ازديدگاه اسلام هستيم. كار افزون بر اين‌كه به جهت ثروت زا بودن مورد رغبت است و از اين جهت مي‏تواند زمينه توسعه‏ را فراهم سازد، ارزش ذاتى نيز دارد و اين مرتبه بالاترى است و شايد بتوان نظير اين فرهنگ را در برخى ملل خاور دور مشاهده كرد كه بدون درخواست مزد هم گاه حاضر هستند اضافه‌كارى انجام دهند (نقي‏زاده، 1376: فصل اول؛ درّدارى، 1373: بخش دوم). در متون دينى، مواردى نقل شده كه به ما نشان مي‏دهد فرهنگ دين، كار را ذاتاً ارزشمند مي‏داند و طبعاً انسان مؤمن‏ علاقه‏مند به اجراى مطلوب دينى است. آن‌چه مي‏توان از آن براى ارزش ذاتى كار بهره برد، عبارتند از:
1. كار اقتصادى در متون دينى عبادت و به مثابه جهاد در راه خدا شمرده شده است (صدوق، 1383: 366؛ عاملى، 1383: ج12، 11). امام صادق‏عليه‌السلام از ياران خود درباره وضعيت معيشت فردى پرسيد گفتند: به ‏عبادت مي‏پردازد و معاش او را برادرش تأمين مي‏كند. فرمود: «واللَّه الذى يقوته اشدّ عباده منه» (كلينى،1362: ج5، 78). سوگند به خدا! آن‌كه معاش او را تأمين مي‏كند، عبادت برتر را انجام مي‏دهد. در اين زمينه ‏روايات بسياري است.
2. خداوند، عمران و آبادى زمين را از بشر خواسته است؛ بنابراين، عمران و آبادى مطلوب خداوند متعالى است: «هُوَ أَنشَأَكُم مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيَها» (هود (11): 61). او شما را از زمين پديد آورد و در آن شما رااستقرار داد [و عمران آن را خواستار شد]. «هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِى مَنَاكِبَها وَكُلُوا مِن رِزْقِهِ وَإِلَيْهِ‏النُّشُورُ» (ملك (67): 15). او است كسى كه زمين را براى شما رام كرد؛ پس در فراخناى آن رهسپارشويد و از روزى «خدا» بخوريد و رستاخيز به سوى او است.
3. خداوند كار و تلاش اقتصادى را طلب فضل الاهى مي‏نامد و مؤمنان را پس از انجام عبادت به آن فرا مي‏خواند: «وَجَعَلْنَا آيَه النَّهَارِ مُبْصِرَه لِّتَبْتَغُوا فَضْلاً مِن رَبِّكُمْ» (اسراء (17): 12)، و نشانه روز را روشنى بخش كرديم ‏تا «درآن» فضلى از پروردگارتان بجوييد. «فَإِذَا قُضِيَتِ الصلوه فَانتَشِرُوا فِى الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ» (جمعه‏(62): 10) و چون نماز گزارده شد، در «روي» زمين پراكنده، و فضل خدا را جويا شويد.
ابتغاى فضل‏ الاهى همان كار اقتصادى است كه پس از انجام عبادتى مثل نماز جمعه بايد به آن پرداخت. كار نبايد مزاحم اوقات ‏عبادت شود: «فَاذا نُودِى للصلوه مِن يَوْمِ الْجُمُعَه فَاسْعَوْا إِلَي‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ» (همان‏: 9)؛ ولى پس از انجام ‏عبادت، كار نه تنها ناپسند نيست، بلكه طلب فضل و رحمت الاهى قلمداد مي‏شود. در توضيح آيه، امام صادق‏عليه‌السلام فرمود من درباره حاجتى كه خداوند آن‌را كفايت كرده است، حركت مي‏كنم و فقط قصدم اين است كه خداوند مرا در حال طلب حلال مشاهده‏ كند. آيا كلام خدا را نشنيده‏اى كه فرمود: «فاذا قضيت الصلوه فانتشروا في‏الارض و ابتغوا من فضل‏اللَّه» (طبرسى، 1412: ج10، 289).
4. در برخى روايات آمده است كه امامان‌عليهم‏السلام كار اقتصادى را فقط به جهت امتثال امر الاهى نه كسب سودانجام مي‏دادند. افزون بر روايت پيشين، از امام صادق‏عليه‌السلام نقل شده كه فرمود:
انى لاعمل فى بعض ضياعى حتى اعرق ‏و انّ لى من يكفينى ليعلم اللَّه عزوجل انى اطلب الحلال (كلينى، 1362: 5/ 77)
من در زمين زراعتى كارمي‏كنم تا عرق كنم با اين‌كه افرادى هستند كه به جاى من كار كنند. هدف من اين است كه خداوند مرا در حال كسب‏روزى حلال مشاهده كند.
در حديث ديگرى نقل شده است كه امام صادق‏عليه‌السلام هزار و هفتصد دينار به يكى از ياران خود به نام عذافر داد وفرمود:
اتجر بها ثم قال‏: أما إنّه ليس لى رغبه فى ربحها و ان كان الربح مرغوباً فيه و لكنى أحببت ان يرانى اللَّه‏عزوجل متعرضاً لفوائده (همان: 5/ 73).
با اين اموال تجارت كن؛ سپس فرمود: همانا من‏رغبتى به سود تجارت ندارم. هر چند سود انگيزه و مورد رغبت است، علاقه‌مندم خداوند مرا در معرض كسب ‏منافع آن مشاهده كند.
عذافر در تجارت صد دينار سود برد. حضرت خوشحال شد و فرمود سود را به سرمايه بيفزا.
5. در كلام اولياى دين ترك تلاش و كار عامل بي‏خردى و بي‏اعتبارى و تبعيت از دستور شيطان قلمداد شده است. معاذ بن كثير از ياران امام صادق‏عليه‌السلام پارچه‏فروش بود. به حضرت گفت: تصميم دارم بازار را ترك كنم؛ زيرا به اندازه ‏كافى مال دارم. امام فرمود: با اين عمل بي‏اعتبار مي‏شوى (همان، 148). در حديث ديگر آمده است كه‏حضرت به معاذ گفت‏: توان تجارت را از دست داده‏اى يا به آن بي‏رغبت شده‏اي؟ معاذ گفت‏: منتظربرقرارى دولت شما هستم (در زمان قتل وليد بن عبدالملك) و مال فراوانى دارم و بدهكار كسى هم نيستم و گمان نمي‏كنم تا وقت مرگم هم صرف شود. حضرت فرمود:
لا تتركها فإن تركها مذهبةللعقل اسع على عيالك و اياك ان‏يكون هم السعاه عليك.
تجارت را رها نكن كه زمينه نابودى خرد است. براى خانواده‏ات بكوش و آنان را برخود با اين عمل تحريك مكن (همان).
8. اهداف، انگيزه‏ها و آثار كار
انسان در فعّاليت و تلاش اقتصادى اهداف گوناگونى مي‏تواند در نظر داشته باشد. انگيزه فرد ممكن است فردى يا اجتماعى باشد؛ مالى يا غيرمالى باشد. انگيزه ممكن است از روى طبع و سرشت انسانى ابتدا در ذهن و فكر انسان‏شكل بگيرد يا به جهت پذيرش اعتقاد يا هدف خاصّى انگيزه ايجاد شود. آثار كار گاه امرى مقصود است و گاه اثر به‏صورت قهرى بر كار مترتّب مي‏شود. از لابه‌لاى متون دينى، آن‌چه را به‌صورت هدف، انگيزه و اثر كار است، مطرح مي‌كنيم. اهداف و آثار، يا دنيايى يا آخرتى و در دنيا، يا فردى يا اجتماعى است.
1-8. اهداف و آثار دنيايى فردي‏
أ. كسب درآمد و تأمين معيشت زندگى خود و خانواده‏: شايد نخستين انگيزه هر شخصى در انجام كار اين است كه‏به‌واسطه كار، نيازهاى خود را تأمين كند. انسان، نيازمند آفريده شده است و براى غذا، پوشاك، مسكن، بايد از طبيعت‏ بهره ‏گيرد. محصول طبيعت اغلب آماده مصرف نيست؛ گرچه برخى محصولات اين‌گونه هستند. در متون دينى، هرگاه كسى به همين قصد سراغ كار رود تا نياز خود را برطرف سازد، كار او عبادت شمرده شده و طبق ديدگاه فقهى، كار براى تأمين معاش واجب است و انسانى كه در راه كسب درآمد براى تأمين زندگى سختى مي‏بيند، خداوند به او ثواب ‏مي‏دهد و پيامبر گرامى اسلام بر چنين دستى بوسه مي‏زند. از امام صادق‏عليه‌السلام نقل شده كه وقتى پيامبرصلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم از جنگ‏تبوك مراجعت كرد، سعد انصارى به استقبال وى آمد. حضرت با او مصافحه كرد، دست او را زبر و خشن ديد. فرمود: چه صدمه‏اى و آسيبى به دستت رسيده است؟ گفت‏: با طناب و بيل كار و درآمد آن‌را صرف‏معاش خانواده‏ام مي‌كنم. حضرت دست او را بوسيد و فرمود:
هذه يد لاتمسّها النار.
اين دستى است كه آتش‏جهنّم به آن نمي‏رسد (جزرى، 1370: ج 2، 337).
كسب درآمد فقط براى تأمين ضروريات زندگى نيست‏؛ بلكه شخص مي‏تواند براى تأمين وسايل رفاهى خود و خانواده كار كند.
پيامبرصلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم فرمود:
از سعادت‌هاى مسلمان، داشتن‏ منزلى گشاده، همسايه صالح و وسيله سوارى مناسب است. (حرّعاملى، 1383: ج 3، 558)،
و امام صادق‏عليه‌السلام ‏فرمود:
هرچه براى خريد عطر بپردازى، اسراف نيست و مخارج مربوط به عطر پيامبر اكرم‏صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم بيش از مخارج ‏خوراكى او بود (كلينى، 1362: ج 6، 512؛ طبرسى، 1393: 41).
در اين زمينه روايات بسيارى وارد شده و مؤمنان را به لباس زيبا، غذاى مناسب، مركب راهوار، خانه راحت، انگشترهاى عقيق، فيروزه... و غير آن‏ترغيب كرده و همه دلالت دارد كه تأمين موارد پيشين از اهداف كسب درآمد است.
ب. عزّت و شخصيت يافتن‏: يكى از آثار كار، عزّت يافتن فرد است. شخص با كار كردن نياز خود را برطرف‏ ساخته، نيازمند كار ديگران نمي‌شود؛ از ديگران درخواست نمي‏كند و هزينه او بر عهده ديگرى نيست. امام‏ صادق‏عليه‌السلام ‏به يكى از ياران خود كه دير به بازار رفته بود فرمود: اُغدُ إلى عزِّك.
پگاه صبح در پى عزّت خود [= كار و كسب] برو (عاملى، 1383: ج 12، 3، ر.ك‏: ج 4، 10، 5). پيامبر گرامى فرمود:
اگركسى هيزم جمع‏ آورد و بر دوش بگيرد، آن‌را بفروشد و نياز خود را برطرف سازد از درخواست از ديگران بهتر است‏(همان، ج 6، 310). مؤمن نبايد چشم اميد به بيت‏المال داشته باشد. بايد با كار و تلاش، شخصيت خود را حفظ كند. درخواست كمك از بيت‏المال هم، عزّت و شخصيت فرد را از بين مي‏برد. يكى از ياران پيامبر كه در سختي‏ به‌سر مي‏برد، نزد حضرت رفت تا كمك بخواهد. پيامبر وقتى او را ديد، فرمود:
هر كسى از ما چيزى درخواست كند، به او مي‏دهيم؛ ولى اگر به دنبال ثروت برود، خدا او را بي‏نياز مي‏كند. مرد برگشت تا سه بار نزد حضرت رفت و همان‏ سخنان را شنيد؛ سپس كلنگى عاريه كرد و از كوه مقدارى هيزم آورد و به مقدارى آرد فروخت و ادامه داد تا اموالي‏فراهم ساخت. جريان را به پيامبر گفت فرمود: به تو گفتم اگر كسى درخواست كند به او عطا مي‏كنيم؛ ولى اگر به‏دنبال ثروت رود، خداوند او را بي‏نياز مي‏سازد (كلينى، 1362: ج 2، 139).
ج. رشد عقلاني‏: كار، وسيله تجربه آموختن انسان است و بر رشد عقلانى و اجتماعى او افزوده مي‏شود. امام‏صادق‏عليه‌السلام فرمود:
ترك التجاره ينقص العقل (همان: ج5، 148)، رها كردن تجارت، عقل را كاهش‏ مي‏دهد.
التجاره تزيد فى العقل (همان)، تجارت عقل را رشد مي‏دهد.
اين روايات گرچه درباره تجارت آمده است، به آن اختصاص ندارد. اصولاً تفكّرات انسان در جريان كار و عمل شكل مي‏گيرد و بر حسب‏ آن‌چه انجام داده، درباره آينده تفكّر مي‏كند. اگر انسان از محيط عمل جدا شود، مسائل جديد براى او رخ نمي‏دهد ونمي‏تواند زمينه رشد علم را فراهم كند. با كار و تلاش، انسان در تعامل با طبيعت قرار مي‏گيرد؛ قوانين آن‌را درك مي‏كند ورمزهاى آن را كشف مي‏كند. اين تعامل باعث رشد عقلانى بشر مي‏شود.
د. كسب آرامش روحي‏: انسان با كسب درآمد از نظر روحى آرامش مي‏يابد و فرد نيازمند از نظر روحى در اضطراب و نگران است. پيامبرصلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم فرمود:
انسان هر گاه نيازمندي‌هاى خود را تأمين كرد، آرام مي‏گيرد (همان: 89).
امام ‏رضاعليه‌السلام فرمود:
انسان آن‏گاه كه مواد خوراكى سالانه‌اش را تأمين كرد، آرامش مي‏يابد (همان).
هـ . سلامت جسم‏: از آثار كار، برخوردارى شخص از سلامت و نشاط جسمى است. بيكارى و عاطل بودن، باعث ‏استراحت بيش از حدّ و پديد آمدن روحيه خمودى و يأس و افسردگى در شخص مي‏شود. با كار، اعضاى انسان توان ‏خود را بروز مي‏دهد. امير مؤمنان‏‌عليه‌السلام فرمود:
من يعمل يزدد قوة، (حكيمى، 1408: ج 5، 291 ـ 292)، هر كس كار كند، توان او افزوده مي‏شود.
من يقصّر فى العمل، يزدد فتره (همان)، هر كه در عمل كوتاهي‏ كند، سستى و ناتوانى او افزوده مي‏شود.
امام صادق‏عليه‌السلام به فضل فرمود:
اگر تمام نيازهاى مردم تأمين شده بود، از زندگى لذّت نمي‏بردند. اگر انسانى مدّتى ساكن مكانى شود و همه نيازهاى او فراهم باشد، از بي‏كارى خسته مي‏شود ومايل است خود را مشغول كند. (مجلسى، 1374: ج 3، 87).
و. ارزش ذاتى كار: در بحث مطلوبيت كار گذشت كه از جمله انگيزه‏هاى كار براى افراد مطلوبيت داشتن ذات ‏كار است.
2-8. اهداف و آثار دنيايى، اجتماعي‏
كار اقتصادى، آثار خاصّى براى اجتماع دارد؛ از جمله‏:
أ. تأمين نيازهاى اساسى اجتماع‏: افراد با كار مي‏توانند نيازهاى افراد جامعه را برطرف سازند. فرد نمي‏تواند تمام نيازهاى خود را برطرف سازد؛ بنابراين هركس با انجام كار خاصّى مي‏تواند نياز مردم را برطرف سازد و درمجموع، نيازهاى تمام افراد تأمين شود (عاملى، 1386: ج 13، 244).
ب. رفع فقر و تأمين اجتماعى نيازمندان‏: با كار و تلاش، فقر اجتماعى از بين مي‏رود و فرد با كسب درآمد مي‏تواند به ديگران كمك كند. مسؤوليت اجتماعى، شخص را به كار فرامي‏خواند؛ حتّى اگر به درآمد آن نياز نداشته باشد. فرد بايد در بُعد اجتماعى فرد مفيد و مؤثّرى باشد. در روايات بسيارى آمده است كه حضرت اميرمؤمنان با كار خود باغ‏ احداث، و چاه و قنات حفر مي‏كرد و آنان را براى مردم و كمك به نيازمندان وقف مي‏كرد يا آن‌كه بردگان بسيارى را با كار و درآمد آن رها ساخت. (كلينى، 1362: ج 5، 74 ـ 75؛ طوسى، 1401: ج 9، 148).
روايات متعدّدى درباره حقوق مؤمن بر مؤمن رسيده است. امام صادق‏عليه‌السلام فرمود:
مسلمان برادر مسلمان است. حق‏ّ مسلمان بر برادر مسلمانش آن است كه سير نشود و برادرش گرسنه بماند؛ سيراب نشود و برادرش تشنه باشد، و ازپوشاك بهره‏مند نباشد و برادرش بي‏بهره بماند (كلينى، 1363: ج 5، 72).
مؤمن كه در اجتماع زندگى مي‏كند، بايد حقوق ديگر افراد را به‏جا آورد و از جمله اين حقوق آن است كه در امور مالى به او مواسات داشته باشد و در استفاده از امكانات مالى او را دريابد.
ج. گسترش اخلاق اجتماعى و كاهش مفاسد اجتماعي‏: يكى از انگيزه‏هاى مهم براى كسب درآمد، توانايى شخص در كمك به دوستان و دعوت از آن‌ها و ارتباط با بستگان و همسايگان است؛ هر چند آن‌ها نيازمند و فقير نباشند. اگر شخصي‏توان مالى نداشته باشد، براى او امكان پذيرايى از دوستان نيست و نمي‏تواند با بذل هديه بين آنان كه اختلاف دارند، دوستى برقرار كند و نمي‌تواند از درآمد در جهت گسترش اخلاق اجتماعى بهره ببرد.
از سوى ديگر، بيكارى منشأ بحران اخلاقى فرد و اجتماع است. زمينه تمايل به فساد در فرد بيكار فراهم است. نفس‏آدمى اگر مشغول كارى نشود، انسان را به خودش مشغول مي‏كند و در پى افكار و خيالات باطل مي‏برد. امروزه درجوامع انسانى، پديده اشتغال فقط از بُعد اقتصادى مورد توجّه نيست؛ بلكه بحران بيكارى زمينه مفاسد گوناگون ‏اجتماعى از قبيل اعتياد، سرقت، اعمال ضدّاخلاقى و تعرّض به زنان، قمار و استفاده از نوشابه‏هاى الكلى است؛ بنابراين از آثار كار و انگيزه روى آوردن به كار، حفظ و سلامت روح انسانى و گسترش اخلاق در اجتماع است. بخش‏ مهمّى از درآمدهاى خانواده‏ها صرف پر كردن ساعت فراغت فرزندان مي‏شود. از اميرالمؤمنين‏عليه‌السلام نقل شده است كه ‏فرمود:
سستى و تنبلى، كليد غم و بدبختى است و ناتوانى و تنبلى همراه نيازمندى و فقر است و ثمره آن‏ نابودى و بدبختى است. آن‌كه طلب و تلاش نكند، چيزى نمي‏يابد و به فساد كشانده مي‏شود (ولايى، 1378: ج 2، 63).
د. افزايش توان اقتصادى جامعه‏: هر گاه بخش‌هاى اساسى مردم به كار اشتغال داشته باشند، اقتصاد جامعه رشدخواهد داشت. توليد و درآمد ملّى افرايش مي‏يابد. درآمد دولت به جهت ماليات‌ها فزونى يافته و امكان ارائه خدمات‏عمومى به مردم فراهم مي‏شود. نيروى كار همراه با سرمايه، توليد جامعه را رقم مي‏زند. هر گاه نيروى كار بيكار باشد، سرمايه بالقوّه يا بالفعل هم معطّل مي‏ماند و توان اقتصادى جامعه ضعيف مي‏شود. افزايش توان اقتصادى جامعه، ‏بدون شك از آثار كار شمرده مي‌شود و انگيزه مناسبى براى مسلمان در روى آوردن به كار است؛ به همين جهت هرگاه جامعه به‏كارى نياز داشت، شخص بايد اين‌گونه «واجبات نظاميه» را انجام دهد و از تلاش خود در اين زمينه خوددارى ‏نكند كه گاه تلاش در انجام مشاغل مورد نياز جامعه واجب مي‏شود (صدر: 108). امروز جايگاه نيروى انساني‏و سرمايه انسانى در رشد و توسعه اقتصادى از مباحث مهم و كليدى اقتصاد كلان و توسعه است. يكى از انگيزه‏هاى ‏اصلى شخص، رشد اقتصادى است و تقويت اين انگيزه ميان نيروى كار، آثار پربركتى دارد. فرد از توجّه به خود خارج‏شود و حتّى اگر به مال احتياج ندارد، براى اعتلاى جامعه بكوشد. در ديدگاه دينى، انسان نه‏تنها در كار خود بايد به‏فكر ديگر انسان‌ها و جامعه باشد، بلكه اگر از ثمره كار او ديگر موجودات هم استفاده كنند، در نزد خداوند مطلوب ‏است و براى او پاداش آخرتى خواهند نوشت. كمك به عمران و حيات طبيعت و محيط زيست ارزش والايي‏ دارد. از پيامبر اكرم‏صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم نقل شده كه فرمود:
ما من مسلم يغرس غرساً أو يزرع زرعاً فيأكل منه انسان أو طير أو بهيمه الاّ كانت له به صدقه (نورى، 1407: ج 13، 460).
مسلمانى كه نهالى بكارد يا زراعتى به‏عمل آرد و ازآن انسان، پرنده، چارپا استفاده كند، در نامه اعمال او ثواب صدقه نوشته مي‏شود.
در يك حديث بي‏نظير از پيامبر اسلام، مطلبى نقل شده كه بر جايگاه والاى آبادى و عمران و حفظ محيط زيست دلالت دارد. حتّى اگر از ثمره كار انسان، كسى بهره نبرد و حيوانى هم استفاده نكند، زمين آباد مي‏شود. همين‏امر انگيزه بسيار خوبى براى مؤمن است كه از كار دست نكشد. فرمود:
ان قامت ‏الساعه و فى ايديكم الفسيلة،فان‏استطاع ان لاتقوم الساعه حتى يغرسها فليغرسها» (همان: 460).
هرگاه نهال خرما جهت‏كاشتن در دستتان بود و قيامت برپا شد، اگر قادر بر كاشت آن تا وقوع قيامت بوديد، آن‌را بكاريد. آبادى و عمران زمين براى انسان مطلوبيت دارد، گرچه كسى از آن بهره نبرد (ر.ك‏‏: القرضاوى، 1417: 149 ـ 158).
3ـ 8 . اهداف، انگيزه‏ها و آثار آخرتى كار اقتصادي‏
اعتقاد دينى، عامل بسيار مهم در ايجاد انگيزه است و چنان چه در كلام اولياى دينى، آثارى براى عملى خاص عنوان‏ شده باشد، مؤمن به جهت باورهاى خود در جهت كسب آن مي‌كوشد و فعّاليت خود را در همان سو قرار مي‏دهد. انسان‌هاى معتقد به عالم ماورا، كارهاى بسيارى را براى نتايج آخرتى انجام مي‏دهند. از بذل جان جهادگران تا صرف‏مال دارايان در طول تاريخ، بسيار ديده شده است. هم‏اكنون مكان‌هاى وقف شده به‌وسيله نيكمردان و نيك زنان در جهان‏ به حدّى است كه نهادهاى گوناگون در سرپرستى صحيح آن مي‌كوشند. مطلب پيشين روشن است و ما در اين‏قسمت آن‌چه را در متون دينى به‌صورت هدف يا اثر كار در آخرت مطرح شده مي‏آوريم تا نشان دهيم كار اقتصادى چگونه‏ حلقه واسط بين دنيا و آخرت مي‏شود و شخص با كار اقتصادى بهشت عدن را به چنگ مي‏آورد و رضوان الاهى را نصيب مي‏شود.
أ. بخشش گناهان‏
كار اقتصادى، شخص را از آمرزش الاهى بهره‏مند مي‌كند. پيامبرصلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
من بات كالاً من طلب الحلال ‏بات مغفوراًله (كلينى، 1362: ج 5، 78).
آن‌كه در راه كسب حلال زندگى او مي‏گذرد، مورد مغفرت الاهي‏ است.
إنّ من‏الذنوب ذنوباً لايكفّرها صلاه و لاصدقه قيل يا رسول‏اللَّه. فما يكفّرها. قال‏: الهموم فى طلب‏المعيشة. (النورى، 1407: ج 13، 13).
برخى از گناهان با نماز و صدقه پاك و جبران‏نمي‏شود. ياران گفتند چه چيز آن‏را پاك مي‏كند؟ فرمود: تلاش در كسب روزي.
ب. حفظ و يارى دين فرد
انسان اگر بخواهد ديندار واقعى باشد و بتواند در معنويت پيشرفت كند نمي‏تواند از نعمت‌هاى دنيا و نيازهاى دنيايى ‏چشم‏ بپوشد. مؤمن به‌دنبال خير دنيا و آخرت است: «آتنا في‏الدنيا حسنه و في‏الآخره حسنة» (بقره (2):197) و خير دنيا همان برخوردارى از معيشت است. (كلينى، 1362: ج 5، 71). از پيامبر گرامى نقل شده است كه‏خداوندا! در نان بركت ده و بين ما و نان جدايى مينداز. اگر نان نداشتيم، توان نماز و روزه و انجام واجبات الاهى را نداشتيم (همان: 73).

همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 11:10 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال

الراض بفعل قوم كالداخلفيه معم و على كل داخل فى باطل اءثمان اثمالعمل به و اثم الرض به

ح / 154
ترجمه : هر كس كه به كار گروهى ازمردم خرسند باشد، مانند آن است كه در آن كار،با آنها همراهى كرده است ، هر كس در كار نادرست همراهى كند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همكارى در آن كار نادرست ، و گناهرضايت دادن به انجام آن .
شرح : اسلام ، دينى است كه پيرامونخود را، همواره از زندگى كردن و حصارهاىخلوت و تنهائى و سر بردن در چهار ديواريهاى در بسته ، باز ميدارد. و در مقابل ، همه را به زندگى اجتماعى دعوت ميكند.براى يك چنين زندگى اجتماعى برادرانه ايى، كه در آن همه نسب به يكديگر وظايف و مسئوليتهايى دارند قوانين كاملى نيز قرار داده ، كه جلوه هاى گوناگون آن ، در تعاليمدرخشان اسلامى ديده مى شود.
بر اساس اين قوانين ، خوب بودن و خوب زيستن ، تنها اين نيست كه ما،خود را از همه كناربكشيم ، و در خلوت و تنهايى مشغول عبادت شويم و كارى به كار ديگران و ساير افراد جامعه نداشته باشيم . چه ، در اين صورت ،حتى اگر هيچ گناهى از ما سر نزند، بازدر گناهى كه ديگران ، در كنار ما و مقابل چشمان ما انجام ميدهند، شريك و سهيمخواهيم بود. بهبيان ديگر، يك مسلمان مؤ من واقعى ، نبايد در برابر كارهاى باطلو نادرست ديگران نيز، ساكت بنشيند و هيچ اقدامى نكند.چون اين سكوت ، دليل آن است كه او، با انجام آن كارهاى باطلمخالفتى ندارد و كسى كه مخالف امرى نباشد،بطور طبيعى ، به انجام آن امر، رضايت داده است . و راضى بودن به انجام كار ديگران نيز مانند آن است كه خود او هم در آنكار، شركت و دخالت داشته است .
از اين روست كه امام عليه السلام ميفرمايد: مسلمانان مؤ من حق نداردساكت بنشيند و شاهد و تماشاگركارهاى باطل ديگران باشد.چون در آنصورت ، از او دو گناه سرزده است . يك گناه همان رضايت دادن به انجام آن كار است ، وگناه ديگر آن است كه با چنين رضايتى ، خوداو نيز، در آن كار نادرست بصورت همكار و همراه در آمده و در حقيقت مثل آن است كه خود نيز، در انجام آن گناه ، شركتو همكارى داشته است .
 
همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0

همت و كارمضاعف در حوزه بزرگان
«اشتغال» امروزه در جامعه ما، يکي از مسائل اساسي و موضوعات مورد بحث مي‏باشد، و هرکس نسبت به فراخور حالش و براساس رشته تخصصي و انديشه‏هاي خود، در مورد چگونگي اشتغال جوانان و آداب و شيوه‏هاي کار، علل و انگيزه‏هاي بيکاري، انواع مشاغل، اولويت انتخاب شغل‏ها و... سخن گفته و بحث مي‏کند.
اشتغال به کارهاي مفيد و مورد نياز جامعه، داراي اثرات و نتائج قابل توجه براي همه افراد جامعه اسلامي است که از جمله آن‏ها مي‏توان به فوائد زير اشاره نمود:
1.زمينه رستگاري

اساساً کار و اشتغال در بينش توحيدي اسلام، يک ارزش محسوب مي‏شود و تلاش بيشتر در کارهاي دنيوي و اخروي، زمينه سعادت و رستگاري افراد را در دنيا و آخرت فراهم مي‏نمايد و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا مي‏برد. رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمايد: «اَلْکادُّ عَلي عِيالِهِ کَالمُجاهِدِ في سبيل اللّه1؛ کسي که براي تأمين معاش خانواده‏اش تلاش مي‏کند، همانند مجاهد در راه خداست.»

2.تأمين مخارج زندگي

يک مسلمان با پيش گرفتن کسب حلال، مخارج زندگي خود را تأمين نموده و تا حدودي از فقرِ اقتصادي، اخلاقي و فرهنگي خود و جامعه مي‏کاهد.
3.وسيله ارتباط سالم

اشتغال به کار، افراد را در زندگي تحت يک برنامه منظم و منسجم قرار داده و آنان را در روابط اجتماعي و معاشرت با ديگران ياري مي‏نمايد.
4.آرامش روح و وجدان

تمام کساني که به کارهاي مفيد اقتصادي اشتغال دارند و بر اساس احساس وظيفه به شغل مناسب و آبرومندانه خود مي‏پردازند؛ علاوه بر اين که آرامش روح و روان و وجدان خود را فراهم مي‏کنند، به نوعي تفريح نيز مي‏پردازند؛ هم چنان که افراد سُست عنصر و بيکار معمولاً به اضطراب و افسردگي و عذاب وجدان دچار هستند.
5.بيدار نمودن روحيه خلاّقيت

اشتغال به کسب‏هاي مورد علاقه، روحيه ابتکار و خلاقيت را در افراد زنده کرده و استعدادهاي دروني آنان را شکوفا نموده و انسان را متوجه نيروهاي نهفته در اندرون خود مي‏سازد. و به اين ترتيب، مفيد و مؤثر بودن خود را باور نموده و اعتماد به نفس در او تقويت مي‏شود. چنين فردي با روحيه سرشار از عشق به کار، از زندگي خود لذّت برده و براي رسيدن به اهداف عالي تلاش مي‏کند.
6.تثبيت موقعيت اجتماعي

اشتغال به کار مفيد و مورد نياز جامعه، راه رسيدن به موقعيت اجتماعي يک فرد مسلمان مي‏باشد و شغل او هر قدر از نيازهاي جامعه بکاهد و موجب تقويت و استقلال و آزادي و عزّت مسلمانان گردد، همان مقدار موقعيت اجتماعي صاحب شغل در ميان افراد جامعه اسلامي، بيشتر و بالاتر خواهد بود.
خداوند مي‏فرمايد: «وَ اَنْ لَيْسَ لِلانْسانِ اِلاّ ما سَعي»(2)؛ و اين که براي انسان بهره‏اي جز سعي و تلاش او نيست.
7.جلوگيري از مفاسد

بيکاري افراد، موجب ضررهاي جبران‏ناپذير و داراي مفاسد بي‏شمار براي اجتماع مسلمانان است؛ به اين معنا که يک فرد با انتخاب يکي از مشاغل مورد نياز جامعه و اشتغال به آن، باري از دوش مردم و مسئولين برمي‏دارد و در مقابل، فرد بيکار نه تنها مشکلي را در جامعه حل نمي‏کند بلکه خود، مشکل آفرين و سربار جامعه اسلامي نيز مي‏شود و علاوه بر اين که نيرويي هدر رفته، نيروهاي ديگري را به خود مشغول خواهد کرد.
با توجه به نکات فوق در اين نوشتار، اشتغال و موضوعات مربوط به آن در سيره و سخن حضرت رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، مورد بحث قرار گرفته است.
اهميّت کار

در سيره پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فعاليت‏هاي اقتصادي افراد، ارزش بالايي دارد. آن حضرت کارگران و توليدکنندگان در عرصه اقتصادي را چنان تشويق مي‏کند که در طول تاريخ جوامع بشري، هيچ فرقه و مذهبي چنين جايگاهي براي اساسي‏ترين رکن جامعه، يعني تأمين کنندگان حياتي‏ترين کالاي اقتصادي، قائل نشده‏اند.
انس‏بن مالک مي‏گويد: هنگامي که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ازجنگ تبوک برمي‏گشت، سعد انصاري ـ يکي از کارگران مدينه ـ به استقبال آن حضرت آمد. هنگامي که رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با او دست داد، لمس دست‏هاي زِبْر و خشنِ مرد انصاري، حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را تحت تأثير قرار داد. براي همين، از او پرسيد: چرا دست‏هاي تو اين چنين کوفته و خشن مي‏باشد؟ آيا ناراحتي خاصّي به دستان تو رسيده است؟
عرضه داشت: يا رسول اللّه! اين خشونت و زبري دستان من، بر اثر کار با بيل و طناب است که به وسيله‏ي آن‏ها زحمت مي‏کشم و مخارج خود و خانواده‏ام را تأمين مي‏نمايم.
«فَقَبَّلَ يَدَهُ رسولُ اللّهِ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و قالَ: هذِهِ يَدٌ لا تَمَسُّها النّار؛ پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم دست او را بوسيده و فرمود: اين دستي است که آتش (جهنم) آن را لمس نخواهد کرد.»3
نکوهش افراد سست عنصر

رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم گاهي با جوانان سالم و نيرومندي مواجه مي‏شد. بازوهاي ستبر و اندام مناسب آنان، موجب شگفتي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏گشت. آن حضرت با آنان احوال پرسي نموده و از وضعيت زندگي و شغلشان سؤال مي‏نمود، اگر در جواب گفته مي‏شد که: وي فردي بيکار است و هيچ گونه شغلي ندارد؛ آن بزرگوار ناراحت مي‏شد و مي‏فرمود: «سَقَطَ مِنْ عَيْني؛ از چشمم افتاد.» (فرد بيکار در نظر من ارزشي ندارد.) اطرافيان مي‏پرسيدند: يا رسول اللّه! چرا اين افراد را دوست نمي‏داريد؟ پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمود: براي اين که اگر مؤمن شغلي نداشته باشد که با آن امرار معاش کند، براي امرار معاش، از دين خود خرج خواهد نمود.4
آن حضرت در گفتاري حکيمانه، افراد تنبل و بي‏حال را که تن به کار نمي‏دهند و مي‏کوشند که از دست رنج ديگران بهره‏مند شوند، مورد نکوهش و سرزنش شديد قرار داده، مي‏فرمايد: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقي کَلَّهُ عَلَي النّاسِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ؛ از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است کسي که بار زندگي خود را به گردن مردم بيندازد. ملعون است، ملعون است کسي که اعضاي خانواده‏اش را (در اثر ندادن نفقه) تباه کند.»5
البته سيره و سخن پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم در مورد افراد بيکار ـ که با بهانه‏هاي واهي فرصت‏هاي شغلي را از دست مي‏دهند ـ حاوي نکته مهمي است و آن، اين که بيکاري ريشه بسياري از مشکلات و گرفتاري‏ها در زندگي يک جوان فعال و پر انرژي است. زيرا اگر يک فرد مسلمان مخارج زندگي خود را با فعاليت‏هاي اقتصادي سالم و اشتغال به يک کسب پاکيزه و حلال، تأمين نکند به ناچار براي تأمين زندگي‏اش ارزش‏هاي ديني را زير پا گذاشته و به راه‏هاي فريبنده که به ظاهر سود سرسام آوري هم دارند، کشيده خواهد شد. و اين، مصداقي از همان امرار معاش از راه دين و ايمان است که در کلام پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بود.
گذشته از اين، بيکاري يک فرد نه تنها موجب از ميان رفتن استعدادهاي دروني وي مي‏شود و او را به فردي تن پرور و بي‏خاصيت مبدل مي‏سازد، بلکه به عنوان يک معضل و بيماري اجتماعي، يک جوان مسلمان و پاک و سالم را، دچار انواع مفاسد اخلاقي و اجتماعي و بيماري‏هاي روحي خواهد ساخت.
در حقيقت يک عضو فعال و پر انرژي که از سرمايه‏ها و ذخاير خدادادي جامعه اسلامي است و بايد به عنوان سرباز جامعه عمل کند، سربار جامعه خواهد شد؛ به همين دليل پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بيکاري را براي يک جوان خطرناک مي‏داند.
نقش انگيزه‏هاي مقدّس در اشتغال

از منظر حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم تمام فعاليت‏هاي يک مسلمان مي‏تواند نوعي ارتباط با آفريدگار جهان محسوب شده و علاوه بر ارزش اقتصادي و دنيوي، از پاداش‏هاي معنوي نيز درجهان آخرت برخوردار مي‏باشد.
آري کار براي خدا، نقش مهمي در شکل دادن به رفتار اقتصادي انسان دارد. به علاوه اين انگيزه مي‏تواند قواي جسمي و روحي وي را در فعاليت‏هاي اقتصادي چند برابر نمايد؛ به خاطر هدف والاي وي، کار او نيز مقدّس خواهد شد. رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بر اين باور بود که: «اَلْعِبادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً اَفْضَلُها طَلَبُ الْحَلالِ6؛ عبادت خداوند هفتاد جزء است و بهترين آن‏ها طلب روزي حلال است.»
آن حضرت اشتغال به کارهاي حلال را مانند ساير عبادات، بر زن و مرد مسلمان ضروري دانسته و مي‏فرمايد: «طَلَبُ الْحَلالِ فَريضَةٌ عَلي کُلِّ مُسْلِمٍ و مُسْلِمَةٍ7؛ به سراغ درآمد حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم است.»
بنابراين، انگيزه‏هاي مقدّس مي‏تواند همه کارها و فعاليت‏هاي اقتصادي يک مسلمان را ـ اعم از کارهاي تجاري، کشاورزي، صنعتي و خدماتي ـ فرا گرفته و آن‏ها را در شمار عبادات قرار دهد.
در روايتي آمده است که: روزي رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با جمعي از اصحاب در محلي حضور داشتند. در آن ميان، چشمان آنان به جواني نيرومند و زيبا اندام افتاد که در اول صبح به کار اشتغال داشت. ياران پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم گفتند: يا رسول اللّه! اگر اين جوان نيرومند، نيرو و انرژي خود را در راه خدا مصرف مي‏کرد، چقدر شايسته مدح و تمجيد بود! حضرت فرمود: اين سخن را نگوييد! اگر اين جوان براي تأمين معاش مي‏کوشد و انگيزه او بي‏نيازي از ديگران است، او در راه خدا قدم برداشته، و اگر هدف او پذيرايي از پدر و مادر ناتوان خود باشد، باز هم در راه خدا کار مي‏کند و اگر مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگيزه مقدّسي دارد.8
در سيره پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، هدف از رفتارهاي اقتصادي جلب رضايت خداوند است. و رضايت پروردگار، انگيزه مقدّس و هدف والايي است که يک انسان مسلمان را در سخت‏ترين شرايط به فعاليت‏هاي اقتصادي وادار مي‏کند. و او حاصل زحمات خود را در راه رضاي الهي خرج مي‏کند.
اما از نظر متفکّران مادّي و اقتصاددانان غربي، هدف نهايي از کار، دست يابي به لذت‏هاي فردي است. و در آن صورت، انگيزه کار، دست يابي به حداکثر سود و درآمد است و تمام صفات اخلاقي و انساني تحت الشعاع سود جويي‏هاي مادي قرار گرفته و به تدريج انسان از ماهيت خود خارج شده و در عرصه‏هاي زندگي فقط به سودهاي سرشار مادي مي‏انديشد؛ گرچه در اين راه، حقوق ديگران تضييع شده واخلاق و انسانيت از ميان برود.
روش‏هاي ترويج اشتغال

حضرت رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم براي ايجاد انگيزه توليد و کسب درآمد در وجود مسلمانان، از روش‏هاي مختلفي بهره مي‏گرفت که به برخي از آنان اشاره مي‏شود:
الف) زمينه سازي براي رشد استعدادها

آن حضرت با استفاده از فرصت‏هاي مناسب براي شکوفايي نيروهاي دروني و استعدادهاي نهفته افراد، زمينه سازي مي‏نمود و از اين طريق، در آنان انگيزه توليد و کسب درآمد را تقويت مي‏کرد. روايت زير، نشانگر اين روش رسول گرامي مي‏باشد:
مردي از اصحاب در تنگناي زندگي قرار گرفت. وي که داراي شغل مناسبي نبود و بسياري اوقات از بيکاري رنج مي‏برد، خانه نشين شد. روزي همسرش به وي گفت: اي کاش به محضر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏رفتي و از او درخواست کمک مي‏نمودي! مرد با پيشنهاد همسرش به حضور رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رفت. هنگامي که چشم حضرت به او افتاد، فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَيناهُ وَ مَنْ اسْتَغْني اَغْناهُ اللّهُ؛ هرکس از ما کمک بخواهد، ما به او ياري مي‏کنيم ولي اگر بي‏نيازي بورزد و دست حاجت پيش مخلوقي دراز نکند، خداوند او را بي‏نياز مي‏کند.»
او پيش خود فکر کرد که مقصود پيامبر، من هستم و بدون اين که سخني بگويد، به خانه برگشت و ماجرا را براي همسرش بازگو کرد. زن گفت: رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم هم بشر است. (و از حال تو خبر ندارد.) او را به وضع زندگي نکبت بار و پر مشقّت خود آگاه کن.
مرد ناچار براي بار دوم به حضور پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رفت اما قبل از اين که حرفي بزند، پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم همان سخن قبلي را تکرار کرده و فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَيناهُ وَ مَنْ اسْتَغْني اَغْناهُ اللّهُ.» بازهم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولي چون خود را همچنان در چنگال فقر و بيکاري، ضعيف و ناتوان مي‏ديد، براي سومين بار با همان نيّت به مجلس رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رفت. باز هم لب‏هاي رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم به حرکت در آمد و با همان آهنگ ـ که به دل، قوّت و به روح، اطمينان مي‏بخشيدـ همان جمله را تکرار کرد. اين بار اطمينان بيشتري در قلب خود احساس نمود؛ حس کرد که کليد مشکل خويش را در همين جمله يافته است. وقتي که خارج شد، با قدم‏هاي مطمئن‏تري راه مي‏رفت. با خود فکر مي‏کرد که ديگر به دنبال کمک خواستن از بندگان نخواهم رفت. به خدا تکيه مي‏کنم و از نيرو و استعدادي که در وجودم به وديعت نهاده شده است، بهره مي‏گيرم و از او مي‏خواهم که مرا در کارهايم موفق گردانيده و از ديگران بي‏نياز سازد. با اين نيّت، تيشه‏اي عاريه گرفت و به جانب صحرا رفت. آن روز مقداري هيزم جمع کرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خويش را چشيد. روزهاي ديگر به اين کار ادامه داد تا به تدريج توانست از حاصل درآمد خويش، ابزار کار را فراهم نمايد. بازهم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه و شتر و غلاماني شد. وي در اثر تلاش و کوشش شبانه‏روزي، يکي از افراد ثروتمند گرديد. روزي به محضر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم آمده و وضعيت خود را به آن حضرت گزارش داد که چگونه در آن روزِ فلاکت بار به محضر حضرت آمده و چگونه سخن پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم وي را به تحرک و کار واداشت. پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود: من که به تو گفتم؛ هرکس از ما کمکي بخواهد، ما به او کمک مي‏کنيم ولي اگر بي‏نيازي بورزد، خدايش او را کمک خواهد نمود.9
ب) روش‏هاي رفتاري

گرچه رهنمودهاي گفتاري، در تربيت افراد تأثير دارد اما اقدامات عملي، به مراتب بيشتر از شيوه‏هاي گفتاري مؤثر است. براي همين پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نه تنها با راهنمايي‏ها و زمينه سازي‏هاي خود موجب هدايت افراد به سوي ميدان‏هاي کاري شد بلکه خود عملاً وارد صحنه شده و همدوش با ديگران کار مي‏کرد.
رفتار رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را مي‏توان تبلور اصول و ارزش‏هاي اسلامي قلمداد نمود. آن حضرت همچنان که در صحنه‏ي سياست، حکومت، اخلاق، معارف، علوم و حکمت، خطابه و ساير صفات والاي انساني اسوه تمام عيار مسلمانان به شمار مي‏آيد، رفتار اقتصادي آن حضرت نيز مي‏تواند شيوه‏اي موفق و کارآمد براي چگونه زيستن باشد.
نمونه هايي از سيره عملي حضرت رسول صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم :
خانه سازي

امام صادق عليه‏السلام به فردي که در اثر جهل و غرور، تن به کار نمي‏داد و خود را نيازمند ديگران نموده بود، فرمود: برو کار کن! و در بالاي سرت بار حمل کن. (و هرچه مي‏تواني تلاش کن.) و از مردم بي‏نياز باش.
سپس به وي فرمود: همانا رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم سنگ‏ها را به دوش خود حمل مي‏کرد و ديوار خانه‏اش را مي‏ساخت.10
باغداري

علي عليه‏السلام روزي به سلمان فرمود: اي [ابا [عبداللّه! باغي را که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با دستان خويش آن را ساخته و درخت‏هايش را کاشته است، براي فروش به‏مشتريان عرضه کن. سلمان باغ پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهم فروخت.11
دامداري

روزي حضرت رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود: ما بَعَثَ اللّهُ نَبيّاً اِلاّ راعي غَنَمٍ؛ تمام پيامبران الهي پيش از آن که به مقام نبوت برسند، مدتي چوپاني کرده‏اند. قالُوا: وَ اَنتَ يا رَسُولَ اللّه؟؛ از پيامبر سؤال شد: آيا شما نيز چوپاني کرده‏ايد؟ قال: وَ اَنَا رَعَيْتُها لاَِهْلِ مَکّة بِالْقَرارِيط؛ فرمود: بله، من مدتي گوسفندان اهل مکه را در سرزمين «قراريط» به چراگاه برده‏ام.»12
بازرگاني

پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم قبل از ازدواج، با خديجه يک قرارداد تجارتي بسته بود. طبق آن قرار دادِ مضاربه‏اي، پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم متعهد شده بود که با سرمايه خديجه به يک سفر تجارتي برود و در مقابل، آن حضرت در منافع کالاهاي بازرگاني خديجه شريک باشد. بعد از توافق طرفين، خديجه شتري راهوار و مقداري کالاهاي ارزشمند در اختيار حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نهاد و به دو غلام خود سفارش کرد که در اين سفر تجارتي به همراه آن حضرت باشند و دستوراتش را اطاعت نمايند. اين سفر تجارتي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم به شام، تا حدودي وضعيت اقتصادي و مالي آن جناب را سر و سامان داد. بعد از پايان سفر، کارداني و شايستگي اين جوان قرشي مورد تقدير و ستايش خديجه ـ ثروتمندترين و سرشناس‏ترين زن مکه ـ قرار گرفت و بدين منظور، مبلغي را علاوه بر قرار داد، به او پرداخت. اما نبيّ اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فقط مبلغ معيّن در قرارداد را دريافت کرده و از اخذ وجوه اضافي خودداري نمود. سپس وجوه حاصله از تجارت شام را به خانه ابوطالب عليه‏السلام برد و همه را در اختيار عموي گرامي‏اش گذاشت تا اين که مقداري وضع زندگي حضرت ابوطالب عليه‏السلام سر و سامان يابد.13
امام صادق عليه‏السلام در مورد کارهاي تجارتي پيامبر عليه‏السلام سخنان ارزنده‏اي دارد. اسباط بن سالم مي‏گويد:
روزي به حضور امام صادق عليه‏السلام شرفياب شدم، آن حضرت پرسيد: عمربن مسلم چه مي‏کند؟ گفتم: حالش خوب است اما ديگر تجارت، نمي‏کند. امام صادق عليه‏السلام فرمود: ترک تجارت، کار شيطاني است. ـ اين جمله را سه بار تکرار کردـ آنگاه امام ادامه داد: رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با کارواني که از شام مي‏آمد معامله مي‏کرد و با بخشي از درآمد آن معامله قرض‏هاي خود را ادا نموده و بخشي ديگر را در ميان نيازمندان فاميل تقسيم مي‏نمود. خداوند در مورد تاجران خداجو و باتقوا مي‏فرمايد: «رِجاٌ لٌ لا تُلْهيهم تِجارَةٌ وَ لا بَيعٌ عَنْ ذِکْرِاللّه»؛14 مرداني که تجارت و داد و ستد، آنان را از ياد خدا غافل نمي‏کند.»(15)
همکاري در فعاليت‏هاي اجتماعي

1.ساختن مسجد
هنگامي که مسجد قبا ـ اولين مسجد در تاريخ اسلام ـ ساخته مي‏شد، حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم همدوش ساير مسلمانان کار مي‏کرد. آن حضرت سنگ‏هاي کوچک و بزرگ را برمي‏داشت و آن‏ها را بغل مي‏نمود و حمل مي‏کرد. به طوري که سفيدي گرد و خاک سنگ‏ها کاملاً در بدن آن حضرت نمايان بوده و حکايت از سخت کوشي آن حضرت داشت. گاهي مردي از اصحاب به نزدش مي‏آمد و التماس مي‏کرد که: يا رسول اللّه! پدر و مادرم فداي تو باد! اجازه بده سنگ و خاک را من ببرم و به جاي شما کار کنم. رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمود: نه، تو هم سنگ ديگري بردار. بالاخره آن حضرت در اثر کوشش‏هاي شبانه روزي، ساختمان مسجد قبا را به پايان برد.16
همچنين در تأسيس ساختمان مسجد النبي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم آن حضرت علاوه بر راهنمايي مسلمانان در طرح ريزي بناي مسجد، خود نيز در کنار آنان کار مي‏کرد و آن چنان از جان و دل کارهاي ساختماني را انجام مي‏داد که مسلمانان تحت تأثير قرار مي‏گرفتند. اسيد بن حضير يکي از آنان بود که جلو آمده و گفت: يا رسول اللّه! اجازه بفرماييد تا من به جاي شما سنگ‏هاي سنگين را حمل کنم. فرمود: نه، تو يکي ديگر ببر.
يکي از مسلمانان نيز اين شعر را قرائت مي‏کرد:
لَئِنْ قَعَدْنا والنَّبيُّ يَعْمَلُ
فَذاکَ مِنّا الْعَمَلُ الْمُضَلَّلُ17
اگر ما بنشينيم در حالي که پيامبر کار مي‏کند، رفتار بسيار زشت و ناپسند انجام داده‏ايم!
2.راهسازي
امام صادق عليه‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش حضرت باقر عليه‏السلام فرمود: پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم يکي از راه‏هاي عمومي را ـ که آب خراب کرده بودـ با چيدن سنگ تعمير نمود. به خدا سوگند! انسان‏ها و چهار پايان تا اين لحظه از آن استفاده مي‏کنند.18
3.انجام کارهاي منزل
رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله علاوه بر اداره حکومت اسلامي و حلّ و فصل مشکلات مسلمانان، به کارهاي منزل نيز رسيدگي مي‏کرد.
امام صادق عليه‏السلام فرمود: «کانَ رَسُولُ اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم يَحْلِبُ عَنْزَ اَهْلِهِ19؛ رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم پيوسته بز خانواده‏اش مي‏دوشيد.»

ج) ره توشه‏هاي پيشه وران

حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با اين که مسلمانان را به اشتغال در کارهاي توليدي، خدماتي، کشاورزي و ساير مشاغل توصيه مي‏کرد ولي به لحاظ موقعيّت جغرافيايي و با توجه به آب و هواي مناطق مختلف، به برخي از شغل‏ها اهميّت خاصّي قائل بود. در اين‏جا به نقل چند مورد از گفتارهاي آن حضرت مي‏پردازيم:
1. «تِسْعَةُ اَعْشار الرّزقِ في‏التّجارَةِ وَالْجزْءُ الْباقي في السّابياء ـ يعني الغنم ـ ؛20 109 در آمد در داد و ستد و باقي مانده آن در دامپروري (و کارهاي توليدي) است.»
2. « مَنْ غَرَسَ شَجَرَةً فَاَيْنَعَتْ، غَرَسَ اللّهُ بِها شَجَراً فِي الْجَنَّةِ؛21 هر مسلماني که نهال درختي بنشاند و آن درخت (بر اثر کوشش‏هاي باغبان) به ثمر بنشيند، خداوند متعال در مقابل آن درخت، درختي در بهشت قرار مي‏دهد.»
3. در سيره اقتصادي پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم باغداري، زراعت و کشاورزي آن چنان از اهميت برخوردار است که آن حضرت در مورد تضييع حقوق آنان، به دولت مردان اسلامي هشدار داده و ضمن دستورالعملي، دهقانان را به زمامداران اسلامي کاملاً سفارش نموده و به علي عليه‏السلام فرمود:
يا علي! مبادا در حکومتِ تو به دهقانان و کشاورزان ستم شود.22
پي نوشت :
1.نجم / 39.
2.فقه الرضا، ص 208.
3.اسدالغابه، ابن اثير،ج 2، ص 169؛ الاصابه، ابن حجر، ج 3، ص 72 و النهايه، ج 4، ص 202.
4.بحارالانوار، ج 100، ص 10 و مستدرک الوسائل، ج 13، ص 11.
5. تحف العقول، ص 37 و الکافي، ج 4، ص 12، (باب کفاية العيال و التوسع عليهم).
6.بحارالانوار، ج 100، ص 209.
7.همان.
8.المحجّة البيضاء، ج 3، ص 140.
9. اصول کافي، باب القناعه، حديث 7 و داستان راستان، ص 28 و 29.
10.وسايل الشيعه، ج 17، ص 38.
11.حلية‏الابرار، ج 1، ص 331.
12.ميزان الاعتدال، ج 3، ص 293.
13.بحارالانوار، ج 16، ص 22 به بعد.
14.نور / 37.
15.وسائل الشيعه، ج 17، ص 14 و 15.
16.معجم الکبير، طبراني، ج 24، ص 318.
17.مناقب آل ابي‏طالب، ج 1، ص 161 و فتح الباري، ج 7، ص 193.
18.حلية‏الابرار، ج 1، ص 329.
19.الکافي، 5، ص 86.
20.وسائل الشيعه، ج 17، ص 11.
21.کنزالعمال، ج 3، ص 896، حديث 9079.
22.تهذيب الاحکام، ج 7، ص 154.

عبد الکریم پاک نیا




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:15 PM نظرات 0

همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال
وجدان کار، یکی از حوزه های وجدان انسان است که در سایه اخلاق کاری به وجود می آید و مرز بین درست و نادرست و صالح و ناصالح را معین می کند.
نشانگر برخی از متفکرین، وجدان را به معنای آگاهی از اندیشه های پنهان آدمی می دانند. یعنی آنچه که «ناخودآگاه» و حتی «خودآگاه» در ارتباط با اعمال، تلقی و ارزیابی می کند.
برخی نیز وجدان را قضاوت درونی افراد در باب کردارهای خود دانسته اند؛ زیرا انسان ها، معمولاً در ارزیابی اعمال خود در خلوت و تنهایی قضاوت های منصفانه ای دارند و خود را آن گونه که هستند، می شناسند و در حقیقت بر اعمال و رفتارهای خود اشراف دارند، هر چند که ممکن است ظواهر اعمال و رفتار های آنان با آنچه وجدانشان داوری کرده است، تفاوت های فاحش داشته باشند.
وجدان کار، یکی از حوزه های وجدان انسان است که در سایه اخلاق کاری به وجود می آید و مرز بین درست و نادرست و صالح و ناصالح را معین می کند.
به عبارت دیگر، «اخلاق» بینش شخصی و روحیه شایسته ای است که همه افراد در اجتماع واجد آن هستند و آن را به عنوان فضیلت اخلاقی می شناسند. اما ممکن است به آن کمتر توجه کنند. «اخلاق کاری» همان باید ها و نبایدهایی است که اجرای آنها در محیط کار، در مسیر تحقق اهداف کاری سازمان است و به تعبیر شورای فرهنگ عمومی کشور، «وجدان را می توان وضعیتی دانست که در آن، افراد جامعه در مشاغل خود سعی می کنند کارهایی را که به آنان محول شده است، به بهترین وجه، به طور دقیق و با رعایت اصول بهینه سازی به انجام برسانند.»وجدان کار انسان را وادار می سازد تا همواره برای تحقق این آرمان تلاش کند.
۱- کار باید بدون عیب و نقص و در نهایت دقت و صداقت انجام پذیرد.
۲- کار باید تا سر حد امکان به نتیجه های منطقی و تعریف شده منتهی شود.
۳- کار باید بدون نظارت و کنترل عوامل خارجی و در نهایت صحت و درستی به اتمام برسد.
۴- کار باید با صرف کمترین هزینه انجام گیرد.
۵- کار باید به موقع و در زمان مناسب و لازم آن انجام گیرد.
شناسایی نیروهایی که دارای وجدان کاری قوی هستند، کار آسانی است و معیارهایی که به آنها اشاره خواهد شد، نمونه ای از رفتارهای بارز آنان است:
* بر انگیزه ها و ارزشهای درونی متکی اند.
* بر کنترل های درونی مقید هستند.
* دارای چشم اندازهای تحلیلی وسیعی هستند.
* برای دستیابی به سود بلند مدت، که صرفاً به مادیات محدود نباشد، تلاش می کنند.
* بر منافع کلان سازمان تأکید دارند.
* در برابر غیر خود، کاملاً احساس مسئولیت می کنند.
* به موضوع گذر زمان، کاملاً توجه دارند و حساسیت ویژه ای به این موضوع از خود نشان می دهند.
افرادی که فاقد وجدان کاری اند، همواره در خمودگی، ناامیدی و بدبینی به سر می برند و رفتار و کردار آنان، تفاوت بارزی با گروه گذشته دارد. از جمله ویژگی های برجسته این گروه می توان موارد زیر را برشمرد:
بر انگیزه های بیرونی متکی اند.
به کنترل های بیرونی نیازمندند.
چشم اندازهای تحلیلی محدودی دارند.
در جستجوی منافع کوتاه مدت هستند، که بیشتر به مادیات محدود است.
بر منافع مادی فردی غیرسازمانی تأکید دارند.
در مقابل غیر خود احساس مسئولیت ندارند.
نسبت به گذر زمان بی تفاوت هستند.
●راه های عملی تقویت وجدان کاری در نظام اداری و اجرایی
احترام به انسان و اندیشه های والای او: احترام قائل شدن به انسان، در واقع پاسخگویی به یکی از نیازهای اساسی اوست، که نتیجه آن تقویت اعتماد به نفس و وجدان کاری در نیروهای فعال سازمان است. در واقع، نیروی کار وقتی مورد احترام قرار گیرد و ایده ها و افعال او پاس داشته شود، بهتر می تواند به فعالیت بپردازد و قدرت خلاقیت در کارهای او به مراتب بیشتر خواهد شد. البته، احترام گذاشتن به کار دیگران به ویژه از جانب مدیران نسبت به کارکنان تحت امر، ضمن تقویت روابط عاطفی بین کارمندان و مدیران، باعث رشد فضایل و ابتکار عمل در نیروهای سازمان خواهد شد.
پرورش روحیه و نگرش خوش بینانه و مثبت گرا نسبت به انسان و اعمال او: در زمینه نگرش مثبت به اعمال و کردارهای انسانی از دیدگاه مفاهیم عالیه اسلامی ذکر همین نکته کافی است که در اسلام، به عنوان جانشین خدا در زمین مورد کرامت قرار گرفته است و این عنوان که خداوند به او ارزانی داشته، در واقع اوج حرمت گذاری و تکریم والای انسان است. اگر در سازمان، شرایط محیط کاری انسانی خوش بینانه و مثبت گرا غالب شود، احساس ارزشمندی، علاقه و احترام متقابل در افراد به وجود خواهد آمد و بسترهای تقویت وجدان کاری فراهم خواهد شد.
مشارکت عمومی کارکنان در فرآیند تصمیم گیری: مشارکت، در واقع درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیت های کار گروهی است و آنان را برای دستیابی به اهداف گروه، به فعالیت وادار می کند و نیز در مسئولیت کار شریک می سازد. با مشارکت و همراهی کارکنان در تصمیم گیری های کلان مدیریتی، تفهیم موضوع وجدان کاری بسیار آسان تر خواهد شد. زیرا در آن صورت، همه خود را به گونه ای مسئول اجرای دقیق و درست کار می دانند و هر یک تلاش می کنند تا آن گونه به فعالیت بپردازد که سهم خود را در ارتقای عمل به انجام رسانیده و کوتاهی نکرده باشد؛ زیرا ثمره کارهایش به خود او نیز برخواهد گشت.
به کارگیری مکانیزم های خود انگیزشی: پرواضح است که انگیزه در تقویت وجدان کاری نقش به سزایی دارد. البته در سازمان باید به دنبال مکانیزم های انگیزشی پایدار بود تا اثر آن نیز پایدار باشد. در اینجا ضمن تأیید تأثیر انگیزه های مادی در تقویت وجدان کاری، تأکید اصولی بر انگیزه های درون زا و معنوی افراد است که در تقویت وجدان کاری تأثیر فراوان دارد.
▪توجه به امنیت شغلی افراد در سازمان: امنیت شغلی افراد در سازمان موجب دلبستگی آنان به کار و تقویت وجدان کاری خواهد شد.
امنیت شغلی از طریق ایجاد امنیت روانی، حذف اضطراب و نگرانی در محیط کار حاصل می شود.
تدوین مقررات و ضوابط سازمان و به کارگیری آنها برای همه کارکنان: اگر فعالیت های سازمانی قانونمند نباشد، فرد می آموزد که از راه های غیر قانونی راحت تر می تواند به اهداف خود دست یابد و در نتیجه بسترهای ارتقای وجدان کاری از بین خواهد رفت.
▪ارزیابی عملکرد کارکنان: وقتی افراد احساس کنند ارزیابی خواهند شد، سعی می کنند با علاقه و دلسوزی بیشتری کار کنند. عکس العمل های معقول و مناسب سازمان در قبال نتایج ارزیابی عملکرد ها و تشویق و تنبیه بجا و بموقع کارکنان، در تقویت وجدان کاری نقش بسزایی خواهد داشت. تقویت باورهای دینی، تأمین اقتصادی کارکنان و الگو بودن مسئولین و مدیران ارشد جامعه از عواملی است که ارتقای وجدان کاری را افزون خواهد ساخت.
بنابر این دستیابی به کشوری آباد، آزاد و مترقی نیازمند کار و تلاش هدفمند، به روز و اصولی نیروهای کاری باوجدان است.
محمد محبی
همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:13 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال
: وجدان کاری را می توان رضایت قلبی والتزام عملی نسبت به وظایف تعیین شده برای انسان تعریف کردبا این شرط که بدون هرگونه سیستم نظارتی شخص وظایف خودرا به بهترین نحو ممکن به انجام رساند .

وجدان کاری چیست ؟ درقرآن کریم به عنوان نفس لوامه تعبیرشده که با انجام کارزشت انسان را نکوهش می کند . وجدان درزبان انگلیسی باواژه conscience معرفی شده وبه معنای باطن ء دل و شعورآمده است .

 تعریف وجدان کاری : احسا س تعهددرونی به منظوررعایت الزاماتی که درارتباط با کارموردتوافق قرارگرفته است به بیان دیگر منظورازوجدان کاری رضایت قلبی وتعهدوالتزام عملی نسبت به وظیفه هایی است که قراراست انسان آنها را انجام دهد به گونه ای که اگر بازرس وناظری نیز برفعالیت اونظاره گر نباشدبازهم درانجام وظیفه قصوری روانخواهدداشت . نیروی انسانی ما به تقویت وجدان کاری وتغییر درفرهنگ کارنیازمنداست چراکه نیروی انسانی متعهد سازمان را دردستیابی به اهداف خودیاری دهد.

عوامل موثردروجدان کاری : حالت اول : ازطریق جبروزوراست که عامل کاربا کوچکترین تخلف به مجازات رسیده وهمواره به خاطرترس ازکابوس مجازات سعی میکندبا حداکثرتوان خودکارکند. حالت دوم : باتنظیم قوانین ومقررات وایجادانگیزه های مادی مناسب ازقبیل افزایش دستمزد " اضافه کردن مزایای جانبی " کم کردن زمان کاروبهبودشرایط آن است که عامل کارتحت تاثیراین قبیل انگیزه ها حداکثر تلاش خود رامبذول دارد.

حالت سوم : تقویت وجدان کاری واستفاده ازانگیزه های مادی ضمن تقویت وتاکید براهداف معنوی است که درمقاله حاضر این شیوه موردتاکید می باشد .

راه کارهای عملی تقویت وجدان کاری ددرنظام اداری واجرایی :  احترام به انسان واندیشه های والای او: که نتیجه آن تقویت اعتماد به نفس ووجدان کاری درنیروهای فعال سازمان است .

پرورش روحیه ونگرش خوش بینانه ومثبت گرا نسبت به انسان واعمال او: درواقع درگیری ذعنی وعاطفی اشخاص وموقعیت های کارگروهی است ودرمسئولیت پذیری کارشریک میسازد .

آموزش : انسان همواره درحال کسب تجربه است وآموزش های درست وضابطه مندکارکنان را به انجام دقیق کارملزم می نماید . به کارگیر ی مکانیزم های خودانگیزشی : در سازمان بایدبه دنبال مکانیزم های انگیزشی پایداربود تا اثرآن نیزپایدارباشددراینجاضمن تاییدتاثیرانگیزه های مادی درتقویت وجدان کاری تاکیداصولی برانگیزه های درون زاومعنوی افراداست که در تقویت وجدان کاری تاثیرفراوان دارد.

وجدان در نهج البلاغه : درنهج البلاغه دارندگان وجدان همان کسانی اندکه ازنعمت قلب سلیم برخوردارند . وجدان یک امرقلبی است رابطه وثیقی با قلب واوصاف آن دارد. برسراین نیست که برخی ازمردم ازنعمت قلب محرومندبلکه هدف آن است که بعضی ازمردم ازمردم ازداشتن وصف سلامتی قلب محرومند .

امیرالمومنین (ع) برای آدمیان دوگونه محکمه رامعین میکنند که یکی محکمه روزقیامت است که تازمان آن روزمحشرآدمیان ازتوبیخ وسرزنش ومجازات آن تا حدمعینی درامان است علاوه برآن محکمه دیگری وجودداردکه آن محکمه وجدان است که اگرکسی قلب خودرا به امورباطل نیالاید بطورقطع اورادرقضاوت وداوری حتی علیه خودکمک خواهدکرد .

کاردرنهج البلاغه : ازدیدگاه علی (ع) ارج ومنزلت آدمیان به میزان کارشان مشخص میشودوبدون درنظرگرفتن این ارتباط ونسبت عدالتی تحقق پیدا نیمکند.

وجدان کاری : دردیدگاه اسلام خداوندناظرهمیشگی وتمام اعتمال آدمیان است حالااگرانسان بتواند حضورخدا رادرک کند قطعا چنین شخصی احتیاج زیادی به پاسبانهای بشری نخواهدداتش اما بایدتوجه داشت که چنین نگرش مارا ارپروردن آدمیان حتی آنهایی که حضورخدارادرک نمیکنند بازداردلذا این نظریه مبنا را کارووجدان قرارمیدهد وتمام آدمیان را راموردخطاب قرارمیدهد . وجدان ازدیدگاههای مختلف : این سینا می گویداهل معرفت که دارای درون منزه هستند هنگامیکه کثافتهای مادی ازخوددورنمودند وازاشتغالات پست رها شدندروبه عالم قدس  وسعادت برده وباکمال اعلی به هیجان درمی آیندوبرای آنان لذت عالیه ای رومی دهد .

امیرالمونین (ع) می فرمایندهمین خواص وپیشتازان حرفه ای وبی وجدانندکه تاریخ بشریت را به روزسیاه نشانده اند. ازنظر ویکتورهوگووجدان مرکزاختلاط اوهام وعلایق وابتلات کوزه احلام وکنارافکاریستکه انسان ازان شرم دارد.

نتیجه گیری

وجدان کاری کارکنان تحت تاثیرعوامل مختلفی است :

به کارگیری کارکنان براساس علاقه وتوانایی ومعیارهای قابل اندازه گیری

تلاش برای ارضاء نیازهای کارکنان

احتساب سختی " حساسیت وپیچیدگی کاردرتنظیم حقوق ومزایا

ارزیابی عملکرد کارکنان برای ایجادامکان پیشرفت

ارائه فرصت وامکان لازم برای ترفیع کارکنان براستس معیارهای قبل ازاندازه گیری

تشویق وتنبیه کارکنان

شرکت دادن کارکنان درتصمیم گیری های سازمانی

تفویض اختیاروعرم تمرکز تا حدامکان

تقسیم کارمطلوب کارکنان

انتساب مدیران شایسته براساس تخصص تحربه وجدان کاری وعلاقه به جای روابط وخصوصیات غیرمرتبط باکار

اجرای برنامه های اموزشی براساس نیازهای شغلی وبه منظورتعالی کارکنان برای ایجادخرسندی
 
همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :32
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET