با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید

همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
تشویق به کار در قرآن

قرآن مجید در سوره نجم می فرماید:

وَ أَنْ لَیْسَ لِْلإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُری. (النّجم: 39 و 40)

و نیست از برای انسان مگر کوشش و تلاشی که انجام داده است و قطعاً ثمره کوشش و تلاش خود را خواهد دید.

خداوند در بیش از دویست مورد، «عمل» انسان را ملاک شخصیت او آورده است و در هفت مورد ماده «صُنع» را که به معنی صورت دادن کار است بیان فرموده است. حاصل سخن اینکه خداوند، کار و کوشش را ملاک شخصیت آدمی بیان کرده است.  


 


همچنین قرآن کریم در آیه های 79 و 80 سوره توبه، در مقام ستایش از کار و تلاش چنین می فرماید:

کسانی که مردم مؤمن را که در بذل صدقات گشاده دست هستند، نکوهش می کنند و کسانی که اشخاصی را که جز بازوانشان، یعنی جز کوشش و کارشان مالک نیستند، مسخره می کنند، خداوند آنها را مسخره می کند و به آنها عذاب دردناک خواهد چشاند. و تو (ای پیامبر) چه برای آنها طلب مغفرت کنی و چه نکنی و اگر هفتاد بار هم برای آنان طلب آمرزش کنی، من آنها را نخواهم بخشید؛ زیرا که آنها به خدا و رسولش کفر ورزیدند و خداوند فاسقان را هدایت نمی کند.

در این دو آیه یک نکته قابل دقت و در عین حال تکان دهنده هست. خداوند، آن دسته از انسان ها را که مردمان اهل کار و تلاش را مسخره می کنند، هم ردیف کافران قرار می دهد؛ آنها را فاسق معرفی می کند و از هدایت خویش بی بهره می دارد. این، خود سندی است محکم برای دریافتن میزان اهمیت کار و کوشش نزد خداوند. 
 
پیام متن:

توجه فوق العاده قرآن به کار و تلاش و تشویق به آن.

ارزشمندی کار در آیینه حکایات

بر اثر آموزش های نوین و ایدئال اسلامی، کار در ردیف عبادت ها درآمده است. تا آنجا که فضیلت کسی که برای روزی خود تلاش می کند، برتر و بالاتر از عابد بی کار شناخته شده است و در مقابل، تنبلی و بی کاری مظهر نقص، پوچی و ابتذال معرفی شده است.

امام صادق علیه السلام ، به یکی از دوستانش به نام معاذ که کار نمی کرد، فرمود: «آیا از کار کردن و داد و ستد کناره گیری کرده ای یا نمی توانی کار کنی؟» گفت: از کارکردن ناتوان نیستم، ولی ثروت زیادی در اختیار دارم که تا پایان عمر، مرا از کار کردن بی نیاز می سازد. حضرت فرمود: «کار را ترک مکن؛ زیرا ترک کار، عقل را زایل می گرداند».

در روایتی نیز از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است:

به هر کس از دوستان خود که رسیدید، سلام برسانید و بگویید که: جعفر بن محمد به شما سلام می رساند و می گوید: بر شما باد رعایت تقوای الهی و انجام دادن هر کاری که می توان با آن به پاداش های خداوند رسید. به خدا سوگند که شما را جز به چیزی که به خود فرمان می دهیم، فرمان نمی دهیم. پس به کوشش و تلاش بپردازید. چون نماز صبح گزاردید و تمام شد، هر چه زودتر در پی روزی روانه شوید و خواستار روزی حلال باشید و بدانید که خدای بزرگ، روزی شما را می دهد و کمکتان می کند.

همچنین، در حدیثی دل نشین آمده است که امام صادق علیه السلام از شخصی پرسید: عمر بن مسلم چه می کند؟ گفت: فدایت شوم! به عبادت روی آورده و از کسب و کار دست کشیده است. فرمود: «وای بر او، آیا ندانسته است که آن کس که طلب روزی را ترک کند، دعایش مستجاب نخواهد شد». آن گاه آن حضرت ادامه داد: گروهی از یاران پیامبر هنگامی که این آیه نازل شد: «هر کس تقوای الهی را پیشه خود سازد، خداوند، راه رهایی (از تنگ دستی و گرفتاری) را جلوی پای او قرار می دهد، و از جایی که هیچ حساب نمی کند روزی او را می رساند.» (طلاق: 2 و 3) دکان ها را بستند و به عبادت مشغول شدند و گفتند: روزی ما تضمین شده است.

وقتی به پیامبر خبر رسید، آنان را نزد خود فرا خواند و فرمود: «چه چیز شما را به این کار برانگیخت؟ گفتند: یا رسول اللّه ! خداوند، عهده دار روزی ما شد و ما به عبادت روی آوردیم. در پاسخ شان فرمود: «هر کس چنین کند، دعایش مستجاب نخواهد شد. در پی کسب و کار باشید».
پیام متن:

تأکید فراوان اهل بیت علیهم السلام نسبت به کار و کوشش.
نقش کار و سلامت جسم

«کار»، یکی از عوامل مهم ایجاد و حفظ سلامت جسمانی انسان است و در نتیجه به صورت غیرمستقیم، ضامن پیش گیری از بسیاری از بیماری های روحی و اخلاقی خواهد بود. بنابراین، برای آنان که خواهان بدنی سالم هستند، کار و تحرک و فعالیت، در حکم نسخه ای شفابخش خواهد بود.

چنان که علی علیه السلام فرموده است:

مَنْ یَعْمَلْ یَزْدَدْ قُوَّةً، مَنْ یُقَصِّرْ فیِ الْعَمَلِ یَزْدَدْ فَتْرَةً.

هر کس کار کند، نیرویش افزون تر می شود و هر که در کار کردن کوتاهی نماید، سستی او افزایش می یابد.

گفتنی است با داشتن جسم سالم، زمینه برای روح و عقلی سالم نیز آماده می شود، همان گونه که در مقابل، جسم بیمار و ناسالم، می تواند بستری برای بسیاری از ناهنجاری های اخلاقی و روانی باشد.
پیام متن:

کار، یکی از عوامل مهم سلامتی جسم و روح است.
کار عاشقانه و ارتباط آن با خلاقیت

گاهی کار، تنها برای ادای تکلیف و انجام وظیفه صورت می گیرد. گاهی نیز، در عشق ریشه دارد و عاشقانه انجام می شود. کار به انگیزه ادای وظیفه، گر چه بسیار ارزشمند است و به مراتب بهتر از بی کاری است، ولی در آثار و برکات، هرگز به پای کار «عاشقانه» نمی رسد.

در «کار عاشقانه» است که آدمی خستگی ناپذیر می شود، خلاق و نوآور به بار می آید و کارش را نیز به نیکوترین صورت انجام می دهد. این «کار عاشقانه» است که چون فراتر از مقیاس های کوچک مادی و محاسبه ای پولی صورت می گیرد، انواع برکت ها را به همراه خویش از آسمان نازل می کند. کار عاشقانه، مردم خواهی را نیز در پی دارد.

جبران خلیل جبران می گوید:

کار، همواره تهی است، مگر آنکه عشق را در سینه داشته باشید و چیست کار کردن عاشقانه؟ بافتن پارچه ای است از تار و پودِ دل، گویی دلدارت از آن پارچه، جامه ای خواهد دوخت. ساختن خانه ای است از ملات مهر، گویی دلدارت در آن خانه خواهد زیست. افشاندنِ بذر است از روی لطف، و درو کردن محصول است با شور و شوق، گویی دلدارت حاصل کار را خواهد خورد. کار عاشقانه، دمیدن پاره ای از روح خویش است در هر آنچه می سازی.

اگر نمی توانی عاشقانه کار کنی و اگر کار خود را به زهر بیزاری و نفرت می آلایی، پس بهتر آن است که دست از کار بداری و از کسانی که شادمانه و عاشقانه کار می کنند، صدقه بگیری؛ زیرا اگر نان را به آتش توجه و التفات نپزی، نانی تلخ خواهی پخت و گرسنه را نیم سیر رها خواهی کرد.

نویسنده ای دیگر در این باره می نویسد:

بسیار غم انگیز است که انسان ها، کار و حرفه را تنها وسیله ای برای پر کردن شکم خود بدانند و از این تأسف بارتر، وضع افرادی است که در عنفوان جوانی به جای اینکه سرشار از روحیه، نشاط و آرزو باشند، نسبت به کار و فعالیتشان احساس ملال و خستگی می کنند. اگر به کار و حرفه خود مباهات کنید و از انجام آن رضایت خاطر داشته باشید، در این صورت، حرفه شما سرچشمه شادی و لذت بی پایان خواهد بود. مردمی که تمام سعی و کوششان بر این است که وقتشان بیهوده تلف نشود و برای کار، حد و مرز نمی شناسند، قطعاً موفق ترند از کسانی که تنها در حد انجام وظیفه کار می کنند.
پیام متن:

خلاقیت، نوآوری، خستگی ناپذیری، مردم دوستی و بسیاری از ثمرات دیگر، از نتیجه های «کار عاشقانه» است، نه آن کاری که تنها برای انجام تکلیف صورت می گیرد.
کار در خور ذوق و استعداد

تقریباً هفت قرن پیش، مولانای بلخی گفته بود:
هر کسی را بهر کاری ساختند     میل آن را در دلش انداختند

در واقع مولانا، با این بیت به این نکته اشاره دارد که هر انسانی استعداد ویژه خود را دارد. این گونه نیست که در وجود انسان، استعداد همه کارها و حرفه ها قرار داده شده باشد، بلکه هر آدمی، به طور طبیعی و فطری، استعداد و ذوق یک یا چند کار محدود را دارد. دستگاه آفرینش، افراد را با ذوق و استعدادهای ویژه ای آفریده است. یکی از رمزهای پیروزی، آن است که انسان، به سراغ کار و رشته ای برود که بر اساس ذوق و سلیقه و استعداد او باشد.

اساساً پاره ای از شکست ها و ناکامی های آدمی، نتیجه انحراف از این اصل مسلم است که در بیشتر مواقع در پی کاری است که ذوق و استعداد آن را ندارد و از کاری که شایسته آن است، سر باز می زند. کار و حرفه ای که مطابق با استعداد شخص باشد، سبب می شود که انسان در آن کار به پیشرفت دلخواه خود برسد و شاهد شکوفایی کامل استعدادش باشد. افزون بر آن، رعایت چنین قانونی سبب می شود که آن دسته از استعدادهایی که می تواند منشأ بسیاری از هنرنمایی ها و برکات باشد، راکد نماند. از ادیسون پرسیدند چرا اغلب جوانان موفق نمی شوند؟ گفت:

برای اینکه راه خود را نمی شناسند و در جای دیگری گام برمی دارند. چنین افرادی دو نوع ضرر به جامعه می زنند: کاری را که شایستگی آن را دارند و اگر آن را تعقیب کنند، کامیاب می شوند، انجام نمی دهند؛ کاری را که بر عهده گرفته اند، به خوبی انجام نمی دهند و از عهده آن برنمی آیند.

امروزه در کشورهای توسعه یافته با آزمایش های ویژه، استعداد افراد را به دست می آورند و به آنها توصیه می کنند در رشته ای که استعداد آن را دارند وارد شوند.

درباره یک هنرمند نقاش چنین می گویند: «وی در محیط دبیرستان دانش آموز تنبلی بود، و هرگز درس نمی خواند. یک دبیر روان شناس او را خواست. او را پند داد و از عواقب این وضع آگاه کرد. هنگام سخن گفتن، متوجه شد که دانش آموز، در حالی که سخنان او را گوش می داد، با قطعه زغالی عکس مرغی را که روی شاخه های پربرگ نشسته است، روی زمین می کشد. دبیر هوشمند دریافت که این دانش آموز برای نقاشی آفریده شده است، نه برای حل معادلات جبری. این موضوع را با پدر او در میان گذاشت و گفت: فرزند شما ذوق سرشاری در هنر نقاشی دارد. اگر تغییر رشته دهد، شاید در این رشته سرآمد روزگار شود. گذشت زمان، درستی گفتار دبیر آزموده را اثبات کرد. چیزی نگذشت که وی نقاش چیره دستی شد».
پیام متن:

کار و رشته ای موفقیت آمیز است که مطابق با ذوق و استعداد انسان باشد.
کار در حد توان

خداوند، انسان ها را در حد توان و ظرفیت آنان مکلف کرده است و می فرماید: «لا یُکَلِّفُ اللّه ُ نَفساً اِلا وُسعَها؛ خداوند، هر کسی را به اندازه توانایی او تکلیف نموده است». (بقره: 286)

بدون شک، این سخن زیبای پروردگار، افزون بر آنکه از دریای عدالتش سرچشمه می گیرد، در مصلحت و حکمت او نیز ریشه دارد؛ زیرا تکلیف نمودن فراتر از «توان»، افزون بر آنکه مانع از انجام درست و کامل آن عمل می شود، بیزاری نسبت به آن را نیز در پی دارد. در نتیجه، روح نشاط و سرزندگی را از انسان می گیرد و ناخودآگاه، آدمی را به سوی افسردگی می کشاند.

مناسب است که انسان ها، با الگوگیری از این اصل قرآنی، توان و ظرفیت خود را در کارهای مورد نظرشان محاسبه کنند تا در نتیجه از پی آمدهای ناگواری که گفته شد، محفوظ بمانند.

پذیرش کار متناسب با توان جسمی، فکری و مدیریتی، افزون بر اثر مثبت آن در سامان دهی امور اقتصادی، در تندرستی، نشاط روحی و نیز حفظ کرامت و شخصیت افراد نقش مهمی دارد. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: «سزاوار نیست مؤمن، خود را خوار نماید». به امام گفته شد: چگونه ممکن است خود را ذلیل سازد؟ فرمود: «به کارهایی دست زند که توان انجام آن را ندارد».

این مهم، به ویژه درباره زنان شاغل که به طور طبیعی وضعیت جسمی و روحی متفاوتی نسبت به مردان دارند، بیشتر قابل توجه است. علی علیه السلام با اشاره به این حقیقت می فرماید:

کاری را که خارج از توانایی زن است، به دستش مسپار که به حال او مناسب تر است و به او آسایش خاطر بیشتری می بخشد و زیبایی اش را پایدارتر می سازد؛ زیرا زن همچون گلی خوش بو است.
پیام متن:

از منظر عقل و شرع، کار باید در حد توان انسان ها باشد.
حفظ تعادل در انجام کار

ارزشمندی و تقدس کار و توجه فراوان قرآن و روایت ها نسبت به آن، بدان معنی نیست که آدمی تا آنجا به کار بپردازد که نه حال و وقتی برای عبادت برایش باقی بماند و نه زمانی برای تفریحات سالم و بهره مندی از لذت های حلال. از آنجا که اسلام، دین تعادل است، در عین توصیه فراوان به کار، به رعایت اعتدال در کار نیز سفارش کرده است. در حدیثی از امام موسی بن جعفر علیه السلام چنین آمده است:

بکوشید که وقت شما چهار قسمت باشد: قسمتی برای مناجات با خدا، بخشی برای کار و فعالیت، پاره ای برای معاشرت با برادران و افراد مورد اعتماد که عیب های شما را یادآوری کنند و از دل نسبت به شما اخلاص ورزند. زمانی را هم به پرداختن به لذت های مشروع و حلال اختصاص دهید، که به وسیله این ساعات پرداختن به تفریحات سالم و لذت های صحیح، بر انجام وظایفی که در سه قسمت پیش گفته شد، توانا می شوید.

نکته مهمی که در پایان این حدیث بیان شد، بسیار قابل دقت است و از آن چنین برمی آید: اگر انسان ساعاتی از اوقات خود را به شادمانی و پرداختن به لذت های مباح اختصاص ندهد، به خوبی از عهده وظایف خویش، همانند کار و عبادت کردن، برنخواهد آمد؛ زیرا اگر فکر انسان، پیوسته به سبب پرداختن به تفریح های سالم و به موقع، از فرسودگی رها شود و نشاط دوباره بیابد، آدمی همواره کارها و وظایفش را به خوبی انجام خواهد داد.

یکی از نویسندگان در این زمینه می نویسد:

وقتی که مغز بانشاط است، فعالیت همه اعضای حیاتی، طبیعی است. مغز شفاف، خیلی بیشتر از مغز آشفته، انجام وظیفه می کند. کاری که به کمک مغز آرام و متوازن انجام شود، بی نقص و قابل دوام است.

نویسنده دیگری نیز درباره لزوم حفظ تعادل در کار و پرهیز از غرق شدن در کار چنین می نویسد:

مردان و زنانی که در کار و فعالیت اقتصادی خویش غرق شده اند و جهان را از دریچه درآمد می نگرند و خانواده خود را به دست فراموشی می سپارند و از ایفای تکلیفی که در این زمینه بر عهده دارند، غفلت می ورزند، با دست خویش زمینه تزلزل خانواده و نابسامانی آن را فراهم می سازند. کاری با ارزش است که هدف آن فداکاری، رشد شخصیت، خلاقیت، سازندگی، خوش بختی خود و دیگران باشد. مردان و زنان امروزی که قسمت اعظم وقت خود را در پشت میز اداره ها و مانند آن صرف کار کردن می نمایند، هنگامی که با اعصابی خسته و ناراحت به خانه برمی گردند، کوچک ترین برخورد و ناچیزترین حادثه در خانه، موجب بروز اختلاف شدید می گردد.
پیام متن:

1.لزوم حفظ اعتدال در کار.

2.خطر تزلزل بنیان خانواده، به واسطه پرداختن بیش از حد به کار و در نتیجه فراموش کردن خانواده.
لزوم تخصص در کار و حرفه

در آموزه های دینی به موضوع «تخصص» در کار و حرفه، بسیار توجه شده است. در قرآن کریم آن گاه که یوسف علیه السلام به عزیز مصر می گوید: «اجْعَلْنی عَلی خَزائِنِ اْلأَرْضِ؛ مرا بر خزائن این سرزمین بگمار» (یوسف: 55)، از تخصص و آگاهی کافی خویش سخن گفته و می گوید: «إِنّی حَفیظٌ عَلیمٌ؛ همانا من نگاهبانی (امین) و کاردانی آگاه به این کار هستم». (یوسف: 55)

مولوی نیز در مثنوی گفته است که حتی اگر پنبه دوز هستی، در کارت متخصص و خبره باش.

تخصص نداشتن در کار سبب می شود که هم آن کار، خوب صورت نپذیرد و هم مراجعه کننده در این میان ضرر کند. چه بسا اقدام ناآگاهانه در مواردی همچون پزشکی، به قیمت جان اشخاص تمام شود. نظامی می گوید:
می کوش به هر ورق که خوانی     تا معنی آن تمام دانی
می باش طبیب عیسوی هُش     اما نه طبیب آدمی کش

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خرابی حاصل از انجام دادن کار بدون تخصص و آگاهی را بیشتر از اصلاح آن می داند و می فرماید: «مَنْ عَمِلَ عَلی غَیْرِ عِلْمٍ کانَ ما یُفْسِدُ اَکْثَرَ مِمّا یُصْلِحُ؛ هر کس بدون علم و تخصص، کاری انجام دهد، بیش از آنکه آباد کند، خراب می کند».

در جایی دیگر فرموده است: «هر گاه می خواهی کاری انجام دهی، آن را از روی اطلاع و دانش انجام بده و از آن بپرهیز که کاری را نادانسته و بدون آگاهی انجام دهی».

از امام صادق علیه السلام نیز در این زمینه روایتی این گونه نقل شده است: «از نظر من، فرق نمی کند که کار را به خائن واگذار کنم، یا به انسانی ناشی و نامتخصص و فاقد مهارت».

خلاصه آنکه اهمیت «تخصص» در کار و حرفه تا آنجاست که در روایت اسلامی از آن به عنوان معیاری برای شخصیت انسان ها نام برده شده است. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید: «النّاسُ اَبناءُ ما یُحسِنُونَ؛ مردمان فرزندان آن چیزند که آن را نیک و شایسته انجام دهند».

در شرح این حدیث شریف چنین آمده است:

یعنی همان گونه که انسان ها به پدران خویش نسبت دارند و با پدران و قدر و منزلت آنها شناخته می شوند، به همین گونه هم، اشخاص به کار و مهارت و تخصص خود نسبت داده می شوند و قدر و منزلت کسب می کنند.

همچنین یکی از نویسندگان در این باره می نویسد:

نظم و ترتیب و آرامش، زمانی در جامعه برقرار است که هر چیز و هر کس در جای واقعی خود قرار گیرد. در جامعه، هر کس صندلی مخصوص به خود دارد، و زمانی که همگی در صندلی های واقعی خود قرار بگیرند، جامعه بدون هیچ اشکالی فعالیت کرده و کارها درنهایت آرامش و سرعت پیش می روند؛ زیرا هر کسی مسئولیت واقعی خود را عهده دار است. بنابراین، بسیار مهم است که فرد در جایگاه اصلی خود باشد. اگر انتظار داریم که جامعه ما با سرعت پیشرفت کند و به ثبات برسد، همگی باید کارهای حقیقی خود را انجام دهیم. حرفه ای ها نباید کار خود را رها کنند و غیرحرفه ای ها جای گزین آنان شوند.
پیام متن:

اهمیت دادن قرآن و اهل بیت علیهم السلام به موضوع تخصص در کار و حرفه.
پدیده ای نامبارک به نام بی کاری

بی کاری، ناهماهنگی با آفرینش است. در جهانی که هر ذره ای در آن، به کاری و وظیفه ای مشغول است، بی کاری یعنی نواختن ساز مخالف در جمع هم نوای عالم هستی که در نتیجه سبب ظهور زشتی در مجموعه جهان آفرینش خواهد شد.

افزون بر آن، بی کاری بستری مناسب برای بروز انواع ناهنجاری های اخلاقی و ارتکاب لغزش هاست.

یکی از دانشمندان می نویسد:

در بهداشت روانی به ثبوت رسیده است که بی کاری و عدم فعالیت و اشتغال فکری موجب خلأ روحی و دشمن سلامت روح است. کسانی که از فعالیت های زایا و خلاق و مفید بازمانند، ناچار، مشغولیت ها و سرگرمی های زیان مند برای خود فراهم می کنند و به قمار و باده گساری و مواد مخدر و تنوع جویی های جنسی، خودخوری، حسادت، کینه توزی های دور از منطق، عیب جویی از دیگران و رفتارهای انحرافی دیگر توسل می جویند.

درمان به وسیله کار، تفریح و فعالیت های گوناگون، یکی از مهم ترین شیوه های تکاپوی درمانی، در معالجه بیماران روانی به شمار می رود. نه تنها حفظ سلامت روح و پیش گیری از شبیخون ناراحتی های روانی، نیازمند به سرگرمی و فعالیت و اشتغال فکری است، بلکه لازمه پرورش استعدادها و رشد صحیح شخصیت نیز، به کار گماشتن نیروهای فکری و پرهیز از تنبلی فکری است.

پاسکال نیز گفته است:

منشأ کلیه مفاسد فکری و اخلاقی، بی کاری است. هر کشوری که بخواهد این عیب بزرگ اجتماعی را رفع کند، باید مردم را به کار وادارد تا آن آرامش عمیق روحی که عده اندکی از آن آگاهند، در وجود همه برقرار شود.

بنابراین، در نگاهی جامعه شناسانه باید گفت: اصلاح جامعه، نتیجه ای است که با تحقق مقدمه هایی شکل می گیرد. از مهم ترین آن مقدمات، ایجاد بازار اشتغال و فراهم ساختن زمینه های شغلی برای افراد بی کار است.
پیام متن:

پدیده بی کاری، افزون بر آنکه ناهماهنگی با آفرینش است، بستری مناسب برای ارتکاب لغزش ها و انحراف ها به شمار می آید.
کارهای کاذب

یکی از بدترین بلایا و آفات برای هر جامعه، روی آوردن به کارهای کاذب و دوری از کار مفید و مولد است. در کارهای کاذب، تنها، سود شخص در نظر گرفته می شود و در آن نه اثری از توجه به منافع دیگران به چشم می خورد و نه خبری از تلاش و فعالیت وجود دارد.

اهل بیت علیهم السلام به صراحت ما را از دست زدن به چنین کارهایی نهی کرده اند. برای مثال به مواردی از آن اشاره می کنیم امام صادق علیه السلام می فرماید:

دوست ندارم آسیابی را اجاره کنم، و همان آسیاب را با قیمتی بیشتر به دیگری اجاره دهم، بی آنکه در آن آسیاب، کاری انجام داده باشم و آن را مجهزتر کرده باشم.

در روایتی دیگر نیز امام صادق علیه السلام ما را از دست زدن به این عمل نهی می کند: «[مبادا [شخصی خانه ای را اجاره کند و بعد آن را به مبلغی بیشتر اجاره دهد، بدون آنکه در آن خانه اقدامات جدیدی به عمل آورد».

همچنین، از امام صادق علیه السلام درباره کسی پرسیدند که تعهد می کند کاری را انجام دهد، ولی بعداً همان کار را با قیمت کمتر به دیگری واگذار می کند و از این راه منافعی تحصیل می کند. امام فرمود: «نمی تواند چنین کاری را انجام دهد، مگر آنکه قسمتی از کار را شخصاً انجام داده باشد».

دیدیم امامان معصوم علیهم السلام ، آن دسته از کارهای دروغین و معاملاتی را که در آنها از منافع جامعه چشم پوشی شده و تمامی سود، برای شخص متمرکز گشته است، به شدت نفی می کنند و افراد جامعه را از دست زدن به چنین کارهایی باز می دارند؛ زیرا در چنین کارهایی، بویی از تلاش و تولید و خدمت از سوی شخص به مشام نمی رسد.

از همین رهگذر، فلسفه حرمت ربا آشکار می شود که برخی پول انباشته خود را به نیازمندان قرض می دهند و بدون آنکه کاری انجام دهند یا در آن کار شریک شوند و خطر احتمالی آن را بپذیرند، با وام گیرنده شرط می کنند که پول بیشتری باز گردانند.

این عمل، سبب می شود که کسانی بدون فعالیت و کار به ثروت های زیادی برسند و پولی که باید در جامعه در گردش باشد، در دست عده ای خاص متمرکز شود. ادامه این کار سبب خواهد شد که نیازمندان جامعه، نیازمندتر و رباخواران، حریص تر و ثروتمندتر و به طبقه ای استثمارگر تبدیل شوند.
پیام متن:

1. مذمت شدید اهل بیت علیهم السلام از روی آوردن مردم به کارهای کاذب.

2. رباخواری، مانعی برای تلاش و کارهای تولیدی و عاملی برای شکاف بیشتر بین فقیر و غنی.
کار از نگاه دیگران

ارزش و قداست کار، مورد توجه همه مذاهب و اقوام بوده است و هر کدام به نوعی، توصیه به آن را در دستور کار خویش قرار داده اند.

در نوشته های پولس رسول از حواریون عیسی مسیح علیه السلام می خوانیم:

نان هیچ کس را مفت نخوردیم، بلکه روز و شب کار کردیم و عرق ریختیم تا بتوانیم لقمه نانی بخوریم و سربار کسی نباشیم. نه به این دلیل که ما حق نداشتیم از شما تقاضای خوراک بکنیم، بلکه می خواستیم به شما نشان بدهیم که برای امرار معاش باید کار کنید.

ویل دورانت نیز در این باره می گوید:

تندرستی، در کار کردن است و ازاین روی به جوانی لطف و زیبندگی می بخشد. سرّ لطف و زیبندگی در کار کردن است و اشتغال، نیمی از رمز خرسندی و خشنودی است. از خدا مال و منال نخواهیم، بلکه توفیق کار و عمل بخواهیم. (ثورو) می گوید: در مدینه فاضله، هر کسی باید خود، خانه خود را بسازد. در این حال، دل های مردم از نغمه و سرور پر می گردد، همانند مرغان که به هنگام ساختن لانه های خود، می خوانند و چه چهه می زنند.

همچنین، نویسنده دیگری در این زمینه می نویسد:

زندگی مردان موفق، شهادت می دهد که همگی مرد کار و زحمت بودند. به قول الکساندر هامیلتن نابغه عصر خود: مردم می گویند، تو نابغه هستی. من از نبوغ خود خبر ندارم، فقط می دانم، شخص زحمت کشی هستم.

ادیسون برای تکمیل پاره ای از اختراعات خود، شب ها و روزها در آزمایشگاه می ماند و برای آنکه نیروی برق را طوری تسخیر کند که استفاده از آن ارزان و آسان باشد، بارها اتفاق می افتاد که دو یا سه روز از آزمایشگاه بیرون نمی آمد.

در زندگانی پاستور، دانشمند بزرگ فرانسه می خوانیم که شعار او در طول زندگی کار بود. گاهی چنان سرگرم کار می شد که سر و صدا و غوغای بیرون آزمایشگاه را نمی شنید.

نیوتن نیز گفته است: اگر من به جایی رسیده ام، بر اثر کار و کوشش بوده است.
پیام متن:

سفارش همه ادیان و اقوام به کار و تلاش.

پدیدآورنده: سیدمحمود طاهری
 همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
 




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 28 خرداد 1389  ساعت 7:14 PM نظرات 0
 
همت وکارمضاعف در حوزه فرهنگی

امروزه اموال غيرعيني و ناملموس مبتني بر خلاقيت‌هاي فكري كه دانش، محتواي اصلي آن را تشكيل مي‌دهد، با ارزش ترين و مهم ترين نوع از انواع اموال شناخته شده است و اهميت تجاري و اقتصادي آن به مراتب بالاتر از اموال عيني و ملموس است به طوري كه ارزش تجاري بعضي از مصاديق آن از جمله علامت تجاري بالغ بر 50 ميليارد دلار تعيين شده است. نقش اموال غير مادي اعم از آثار ادبي و هنري و مالكيت صنعتي، در گسترش سرمايه گذاري و انتقال تكنولوژي كه يكي از مسايل زير بنايي سياست نوين اقتصادي در سطح ملي است و ابزار مهمي در امر توسعه و رشد و پيشرفت كشورها تلقي مي‌شود، را نمي‌توان ناديده گرفت.  اهميت و تاثير اموال غيرمادي در توسعه اقتصادي به ويژه آثار ادبي و هنري، رشد سريع ارتباطات و فناوري‌هاي نوين كه موجب انتشار سريع و آسان آثار ياد شده مي‌شود، تلاش در جهت يكپارچه شدن اقتصادهاي ملي و ادغام آنها در يكديگر و فرض آزادسازي تجارت و اقتصاد در جهان كه سهم دانش در آنها روز به روز در حال افزايش است، در كنار ايجاد فرصت‌ها جهت تسهيل توزيع آثار و دسترسي آسان مردم به آن، زمينه هاي تجاوز و سوء استفاده به حقوق مادي و معنوي صاحبان آثار در مقايسه با گذشته را مضاعف كرده است و ديگر جايي را براي بي اعتنايي قانون گذاران باقي نگذاشته است.  در جمهوري اسلامي ايران با توجه به تاكيد شرع و قانون اساسي به ويژه اصل 22 آن به مصونيت اموال مردم از تعرض و با عنايت به سند چشم انداز و با توجه به آغاز عملي فرآيند الحاق به سازمان جهاني تجارت ، حمايت از تراوشات فكري در حوزه صنعت، ادب و هنر و ايجاد بسترهاي حقوقي لازم براي رشد و ارتقاي آن، مورد توجه جدي قرار گرفته است. بختياري تنها ساز و كار حقوقي كه امروزه وظيفه حمايت از صاحبان آثار اعم از حقوق مالكيت صنعتي و مالكيت ادبي و هنري را در سطح ملي و بين المللي به عهده دارد نظام حقوق مالكيت معنوي عنوان كرد و افزود كه در صورت مناسب بودن مي‌تواند با برقراري توازن بين حقوق فردي و حقوق جمعي نقش مهمي را در حمايت از صاحبان آثار و مخترعين و نوآوران از يكسو و منافع عمومي جامعه از سوي ديگر ايفا كند.  در وضعيت فعلي اگر چه آثار ادبي و هنري در قالب نظام حق مولف و حقوق سازمان‌هاي پخش كننده، اجرا كنندگان و توليد كنندگان صفحات صوتي در چارچوب حقوق مرتبط در سطح ملي و به موجب قوانين متعدد مورد حمايت قرار مي‌گيرند ليكن نيل به يك نظام مالكيت معنوي مناسب و هماهنگ و همسو با سطح توسعه كشور و منافع ملي برداشتن گام‌هاي اساسي و همت و كار مضاعفي را مي‌طلبد.  در اين راستا وزارت دادگستري با توجه به رسالتي كه به موجب قانون اساسي در تنظيم روابط بين قوه قضاييه به عنوان بازوي مهم اجراي حقوق مالكيت معنوي و قواي مجريه و مقننه برعهده دارد و هم چنين به عنوان رييس شوراي سياستگذاري و هماهنگي حقوق مالكيت معنوي در كشور، مي تواند با كمك و هماهنگي سازمان‌ها و نهادهاي ذيربط در تحقق اهداف نقش مهمي را ايفا كند.
وزير دادگستري مولفه‌هايي را كه تاثير بسزايي در پايه ريزي يك نظام مالكيت معنوي مناسب دارند، را تدوين استراتژي حقوق مالكيت معنوي در كشور، تهيه و تدوين لوايح در جهت حمايت از حقوق مالكيت معنوي در فضاي مجازي، تعريف گروه كاري مشترك با دستگاه‌ها در رابطه با حقوق مالكيت معنوي، ارتقا و تامين حمايت فرامرزي از آثار اتباع ايراني، حضور فعال در هنجارسازي و سياست گذاري‌هاي مربوط به حقوق مالكيت معنوي و ايجاد بسترهاي حقوقي و زيرساخت‌هاي لازم براي پيوستن به معاهدات بين المللي در حوزه‌هاي حقوق مالكيت معنوي برشمرد.  تشكيل و تقويت سازمان‌هاي مردم نهاد به منظور حمايت از حقوق مالكيت معنوي، ارتقا آگاهي امور در زمينه‌هاي حقوق مالكيت معنوي، آموزش كارشناسان، قضات ، ماموران گمرك و ضابطين دادگستري به منظور اجراي بهتر حقوق مالكيت معنوي، تعيين تكليف هر چه سريعتر لايحه مالكيت معنوي كشور را مورد تاكيد قرار داد.
ایسنا
 همت وکارمضاعف در حوزه فرهنگی




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 28 خرداد 1389  ساعت 7:12 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه بزرگان
«روزي به رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله خبر رسيد كه يكي از مسلمانان انصار (اهل مدينه)، نيازمند و فقير شده است. پيامبر به خانه او رفت و فرمود: در خانه چه داري؟ هرچه داري، بياور و آن را كوچك نشمار. او يك فرش كم‏ارزش و يك كاسه آورد. پيامبر به مردم فرمود: چه كسي اينها را مي‏خرد؟ شخصي گفت: من آنها را به يك درهم خريدارم. پيامبر فرمود: چه كسي بيشتر مي‏خرد؟ شخصي آنها را به دو درهم خريد. پيامبر دو درهم را گرفت و به آن مسلمان فقير داد و فرمود: با يك درهم آن زندگي روزانه‏ات را تأمين كن و با درهم ديگر، يك تيشه بخر. او رفت و تيشه‏اي خريد و نزد پيامبر آورد. پيامبر آن را محكم كرد و به او داد و فرمود: اين تيشه را بگير و به بيابان براي خاركني برو. هيچ‏گاه كار را كوچك و ناچيز نشمار و در بيابان هرگونه تيغ و خار و هيزم ديدي، جمع‏آوري كن و به فروش برسان. او پانزده روز به همين كار ادامه داد و هيزم جمع مي‏كرد و به شهر مي‏آورد و مي‏فروخت. پس از آن، زندگي‏اش از همين راه سامان گرفت و خرج زندگي خود و خانواده‏اش را تأمين كرد. پس پيامبر به او فرمود: اين كار براي تو بهتر از آن است كه (صدقه‏بگير شوي و در نتيجه) در روز قيامت وارد محشر شوي، در حالي‏كه در چهره‏ات خراش صدقه باشد».
 

رسول بزرگوار اسلام در سخني ديگر همگان را براي رهايي از فقر و نداري، به كار و فعاليت فرامي‏خواند و پي‏آمدهاي فقر را چنين يادآور مي‏شود: «اَلْفَقرُ سَوادُ الْوَجْهِ فِي الدّارَينِ؛ فقر و ناداري، روسياهي دو جهان است».

 
 

مردي نزد پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله آمد و گفت: دو روز است غذا نخورده‏ام. حضرت فرمود: برو از بازار براي خودت روزي طلب كن. روز ديگر آمد و گفت: «يا رسول اللّه‏! ديروز به بازار رفتم، ولي چيزي پيدا نكردم و ديشب بدون غذا خوابيدم. حضرت باز هم فرمود: «عَلَيك بالسُّوق؛ به بازار برو.» روز سوم نيز كه همان پاسخ را شنيد، حركت كرد و به سوي بازار روانه شد. كارواني آمده بود. او در فروش اجناس، به افراد آن كاروان ياري داد و در پايان، سهمي از سود متاع خويش به او دادند. بار ديگر نزد رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله آمد و گفت: چيزي پيدا نكردم. حضرت فرمود: چرا، من آگاهم به تو چيزي دادند. گفت: بلي. پيامبر فرمود: چرا دروغ گفتي؟ آن مرد گفت: البته شما راستگو هستيد. مي‏خواستم ببينم آيا شما از عمل مردم باخبريد! همچنين خواستم از شما هم چيزي بگيرم. رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود:

 

راست گفتي، هر كس بي‏نيازي بورزد، خدا او را بي‏نياز كند و هر كس دري از درخواست به روي خود باز كند، خداوند هفتاد در از فقر را به روي او بگشايد كه امكان بسته شدن بر آن نيست. صدقه بر كسي كه بي‏نياز است و كسي كه با سلامتي اعضا مي‏تواند نياز خود را برطرف كند، حلال نيست.

 

همچنين آن حضرت بارها مي‏فرمود: «كُلوا مِنْ كَدِّ أَيْديكُمْ؛ از دست‏رنج خود بخوريد».

 

پيام متن:

 
از دست‏رنج ديگران استفاده كردن، مايه شرمساري در دنيا و آخرت و بهره‏گيري از حاصل كار و تلاش خود، مايه كمال  همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 28 خرداد 1389  ساعت 7:08 PM نظرات 0

همت و كارمضاعف در حوزه صنعت
 فرارسیدن سال نو، رهبر معظم انقلاب بسیار درایتمندانه نامی تحت عنوان "همت مضاعف ـ کار مضاعف" بر این سال نهادند. بر این اساس بر تمامی متولیان امر در حوزه‌های مختلف اجرایی است تا با تأسی به رهنمودهای رهبری، بیانات ایشان را نقشه راه و کار خود قرار دهند.
صنعت نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین حوزه‌های اجرایی که تأثیر بسیار زیادی بر توسعه و پیشرفت کشور دارد ـ خصوصاً با توجه به تأکیدات رهبری در روزهای ابتدایی سال جدید ـ باید با عنایت ویژه‌ای در سال "همت مضاعف ـ کار مضاعف" به درستی تعریف و فرآیند پیشرفت جهشی آن طراحی شود.
"همت و کار مضاعف" در صنعت با ویژگی‌های ذیل روبه‌رو است:
1- تمام نگاه کشور در حوزه‌های کار و اشتغال و صادرات متوجه این بخش است؛ چرا که همه پتانسیل‌های کشاورزی، آموزش، خدمات، فنآوری، تجارت و گردشگری متأثر از رشد صنعتی است و به همین دلیل تولید، اشتغال، صنعت و بهره‌وری در رویکرد صنعتی معنادار می‌شود.
2- در ترکیب واردات کشور، نزدیک به 80 درصد گرایش به کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای وجود دارد که صنعت می‌تواند با جذب آن در تولید کار، اشتغال و صادرات نقش بایسته‌ و شایسته‌ای داشته باشد.
3- بیشترین رشد در سال‌های گذشته به استناد آمار مراکز اقتصادی، ریشه در فعالیت‌های صنعتی داشته و به همین دلیل این انتظار در سال آتی فزونی می‌گیرد.
4- استفاده از منابع اقتصادی چون زمین، سرمایه، نیروی انسانی و تکنولوژی بدون صنعت به نتیجه و سرانجام نمی‌رسد و عمده گرایش دولت نیز جهت‌دهی منابع پولی ـ بانکی و مالی ـ اعتباری به سمت صنعت است و بخشی از درآمدهای نفتی و یا جابه‌جایی منابع پولی از بانک‌های برون مرزی نیز با هدف رونق بخش صنعت مدیریت می‌گردد.
5- طرح‌های نیمه‌تمام صنعتی و تلاش عموم مسئولان برای رفع مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش می‌تواند درآمدی بر همت و کار مضاعف جامعه صنعتی باشد.
از دیگرسو، در باب پاسخ‌گویی به دغدغه‌های مقام معظم رهبری، باید:
1- برنامه پنجم توسعه با سرعت و دقت بیشتری تصویب گردد تا جایگاه صنعت متناسب با چشم‌انداز بیست ساله تثبیت و تحکیم شود.
2- تمامی مسئولان کشوری به کمک جامعه صنعتی در رفع تنگناهای آن همت ورزند.
3- مسئولان استانی و محلی در کنار مدیران ملی صنعت در تحقق اهداف، به‌خصوص تقویت شهرک‌های صنعتی، صنایع کوچک و تکمیل حلقه‌های صنعتی همت نمایند.
4- از واردات بی‌رویه که دشمن سرمایه‌گذاری به‌شمار می‌آید، به شدت پرهیز گردیده و این مجال به مدیران صنعتی داده شود که از حمایت سرمایه‌گذاری دلسرد نگردند.
5- مهم‌ترین راهبرد تبیین اهداف، استقامت در تحقق آن‌هاست که بدون تعامل با تمامی قوا و نهادها عملی نمی‌گردد.
نکته حائز اهمیت این‌جاست که باید متناسب با نیازهای کشور، پتانسیل‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری صورت‌گرفته در کنار عموم درد آشنایان اقتصادی از صنعت کشور در همه گروه‌های صنعتی حمایت کرد و از اتلاف منابع پرهیز نمود.
 
• مشاور وزیر صنایع و معادن
و مشاور معاونت امور مجلس ریاست جمهوری
همت و كارمضاعف در حوزه صنعت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 28 خرداد 1389  ساعت 6:59 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه پيشرفت

بسیاری از افراد تصمیم‌های شغلی خود را از طریق مشاهده دنیای اطراف و تلاش برای تطابق خودشان با این دنیا اتخاذ می‌کنند. این امر مخالف کاری است که واقعاً باید انجام شود.بهترین مسیر شغلی فرایندی است که از درون آغاز می‌شود (یک نوع تکامل خودآگاهی). شما می‌بایست از مهارت ها، استعدادها، توانایی‌ها، امکانات و ویژگی‌های منحصر بفردتان آگاه شوید چون این خودآگاهی چرخه‌ای است که فرد را به سمت یک شغل رضایت‌بخش هدایت می‌کند. شناخت مهارت های قابل انتقال یک قدم اساسی در برنامه‌ریزی شغلی است.

انواع مهارت ها
مهارت ها را می‌توان به عنوان سرمایه منحصر به فرد هر شخص تعریف نمود. سه گروه از مهارتها وجود دارند. مهارتهای فنی ، مهارت های اکتسابی و مهارت های قابل انتقال. مهارت های فنی تخصص گرایی درون یک رشته خاص را مطرح می‌کند و فرد را قادر می‌سازد که یک شغل به خصوص را داشته باشد؛ مانند طراحی یک فرایند شیمیایی، عملیات ساخت تجهیزات و مانند آن. مهارت های اکتسابی ریشه در ویژگی‌های شخصی یک فرد مانند انعطاف‌پذیری، کنجکاوی، قدرت تصمیم‌گیری و بهینه سازی دارد.  
مهارت های قابل انتقال مهم ترین نوع مهارتها در توسعه مسیر شغلی است. این مهارت ها را می‌توان از حرفه‌ای به حرفه دیگر و از یک حوزه صنعت به حوزه دیگر منتقل کرد.  
شناخت مهارتهای قابل انتقال اولین قدم در خودآگاهی و برنامه‌ریزی شغلی است. این مهارتها در هفت مقوله جای می‌گیرند:
• ارتباطات: نگارش، گفت و گو، گوش دادن، آموزش، مشورت، متقاعد سازی، مدیریت، تبلیغ و بیان

احساسات

• خلاقیت: تجسم، ذهنی سازی، ابداع، ایجاد، بداهه پردازی، تعبیر و تفسیر و استفاده از توانایی‌های
هنری
• تحقیق: جمع آوری، ارزیابی و طبقه بندی اطلاعات
• تشریح: استفاده از تحلیل‌های منطقی، توسعه چارچوب‌های کاری، تشخیص ضعف‌ها و شناخت
شباهت ها
• حل مسائل: تعریف یک مسئله، ارزیابی گزینه‌ها، تسلط بر راه حل‌ها و بهبود یک موقعیت
• سازماندهی: از طریق دنبال کردن برنامه‌ها و دستور العمل‌ها، توجه به جزئیات، بایگانی، جستجو و

طبقه‌بندی
• ترکیب: تلفیق قطعات اطلاعات در یک کل به هم پیوسته، بررسی اطلاعات و بیان آنها در یک شکل واضح آگاهی از مهارتهای قابل انتقال کمک می‌کند، دریابید چه توانایی‌های ویژه‌ای دارید و ضمناً امکانی برای واضح سازی آن توانایی‌ها به شما می‌دهد.

مديريت منابع انساني
تشخیص مهارتهای قابل انتقال
منبع مهارتهای قابل انتقال اغلب در زندگی روزانه وجود دارد. در تجربیات زندگی، کارهایی که در هر دوره زندگی انجام داده‌اید و از انجام آن لذت برده‌اید، اعتقاد داشته‌اید که به خوبی از عهده آن برآمده‌اید و باعث غرور و خوشحالی شما شده است. این مهارتها باید خیلی زود در زندگی آشکار شود تا محملی باشد برای معرفی فرد.مهارتهای قابل انتقال عموماً در موفقیت ها و تجربیات مثبت زندگی پیدا می‌شوند. خاطراتتان را مرور کنید و درباره مواقعی که برایتان خیلی ارزشمند بوده، بنویسید چون از طریق نوشتن درک جامع تری از خودتان خواهید داشت. تمرین دو مرحله‌ای زیر کمک می‌کند که مهارتهای قابل انتقال را بشناسید:
• موفقیت‌های خود را فراخوانی کنید. یک سفر در خاطراتتان (از کودکی تا زمان حاضر) داشته باشید. تا جایی که می‌توانید تجربیاتی را که به شما احساس رضایت می‌دهد به یاد بیاورید. سعی کنید تجربیات را در زمان‌های مختلف زندگی مرور کنید.این تجربیات رضایت‌بخش می‌تواند طیفی از مسائل مانند کمک به برادر یا خواهرتان در یادگیری خواندن، ساختن یک اسباب بازی مکانیکی، توسعه یک سیستم تجهیزاتی تا سازماندهی یک رخداد سیاسی را در بر گیرد. این طیف باید شامل کارهایی باشد که شما انجام داده‌اید نه رویدادهایی که برایتان اتفاق افتاده است. اصل لذت یا رضایت بسیار مهم است. ممکن است این قضیه برای بقیه دنیا اهمیتی نداشته باشد، اما در چشمان شما باید ارزشمند جلوه کند و یک رخداد حیاتی و معنادار در زندگیتان قلمداد شود.
• خاطرات تان را تحلیل کنید. همان طوری که رویدادهای رضایت‌بخش زندگی را به خاطر می‌آورید، جزئیات آن را مشخص نمایید. به موقعیت‌ها، موضوعات، افراد درگیر و نقشی که بازی کرده‌اند، توجه داشته باشید. جمع آوری جزئیات را کامل کنید تا جایی که می‌توانید درباره فعالیتی که خودتان در این فرآیند انجام داده‌اید و نحوه انجام آن را بنویسید: چگونه کار را سازماندهی کرده‌اید، دیگران را متقاعد کرده‌اید، مسائل را حل کرده‌اید و غیره.این تمرین کمک خواهد کرد که مهارت هایتان را با بررسی تجربیات واقعی در زندگی مشخص کنید. بخش عمده‌ای از امور پنهان در تجربیات (چیزی بیش از آنچه که از خودتان انتظار دارید یا قادر به درکش هستید) مهارتها و استعدادهای شما هستند. به عنوان مثال، موضوع خاطرات چه بود؟ آیا درباره مردم بود و یا در مورد مفاهیم کلی، هنر، علوم یا پزشکی؟ از چه قابلیتهایی استفاده کردید؟ نگارش، آموزش، تحقیق، طراحی و یا اقناع؟ چه وضعیتی به طور مکرر رخ داد؟ حل مسئله، نیازهایی که باید برآورده می‌شد و یا یک وضعیت بحرانی؟ چه چیز باعث دستیابی شد؟ چه نیازی آشکار شد؟ سازماندهی اهداف، نیاز برای کمک رسانی، نیاز برای کامل کردن یک فعالیت خاص؟ شرایط انجام کار چگونه بود؟ آیا مجبور به رعایت ضرب‌الاجل‌های تعیین شده بودید و یا آزاد و مستقل کار می‌کردید و فرصت کافی برای آموختن و تجربه‌اندوزی نیز داشتید؟

مديريت منابع انساني
وقتی که شما محدوده وسیعی از تجربیات را مرور می‌کنید به رخدادهای کوچکی که در پس این محدوده قرار می‌گیرد، دقت کنید. آنها علایمی برای راهیابی به معانی عمیق‌تر هستند. به فعالیتهایی که در زندگی روزانه به شما انرژی می‌دهد و نشانی از استعدادهایتان است، توجه کنید: گلکاری در باغ، فعالیتهای مالی، خواندن نقشه‌ های پیچیده و یا تمرکز نمودن روی یک مورد کاری خاص.استعدادها ممکن است به قدری طبیعی در شما پدیدار شوند که آنها را بی‌اهمیت تلقی کنید. اما این ویژگی‌ها شما را از دیگران جدا می‌کنند و دارایی ارزشمندی هستند. به همین لحاظ مهمترین کارکرد پاداش این است که به عنوان یک محرک عمل می‌کند و مجالی به بروز استعدادها می‌دهد.دانستن این که در بسیاری از فعالیت ها خوب هستید به شما شاهدی از مجموع مهارتها ارائه می‌دهد و به اصولی که در زندگی اجرا می‌کنید، تأکید می‌نماید. به عنوان مثال مهارتهای شما مربوط به کدام یک از امور ذیل است: مدیریت، رهبری، تحقیق، طراحی و برنامه‌ریزی، ارتباطات میان فردی و یا تحلیل مسائل؟بعد از انجام این تمرین شما باید درک بهتری از مهارت های قابل انتقال یا به عبارتی مهارت های شخصی و میزان مهارت ها داشته باشید.

موجودی مهارت ها
موجودی مهارتها میزان دارایی شما از مهارتها و روشهای ترجیحی فعالیتهاست. همچنین مجموعه منحصر به فردی از استعدادهاست. این موجودی عامل ثبات حرفه‌ای شما در دنیای کار است. شناخت این مهارتها باعث امنیت می‌شود. چون آنها وسایل و امکاناتی نیست که در اختیار دارید، بلکه موجودیت شماست. توانایی و قابلیتی است که شما از یک موقعیت به موقعیت دیگر و از یک شغل به شغل دیگر منتقل می‌کنید.

روی عناوین شغلی تأکید نکنید
عناوین شغلی فقط برچسب هستند و اغلب باعث گمراهی می‌شوند. شرکتها هنوز این عناوین را خیلی جدی می‌گیرند. آنها مشخصه‌ای هستند که شغل‌ها را توصیف می‌کنند. این مهارتهای مورد نیاز حرفه‌ها را توصیف نمی کنند. عناوین شغلی در رشته‌های مختلف معانی متفاوت دارند. بنابراین بسیار مهم است که دریابیم هر عنوان شغلی چه معنایی می‌دهد و چگونه به استعدادها و مهارتهای قابل انتقال مرتبط می‌شود. به عنوان مثال یک مدیر پروژه در صنایع شیمیایی با یک مدیر پروژه در شرکت بازرگانی متفاوت عمل می‌کند.
در مواجهه با عناوین شغلی باید چند سئوال اساسی را مطرح نمایید. به عنوان نمونه به این موارد توجه کنید: وقتی این عناوین شغلی بر عهده ما گذاشته می‌شود، دقیقاً می‌بایست چه اقدامی انجام دهیم؟ آیا پیدا کردن راهکارها بر عهده ماست یا سازماندهی و تحلیل؟

روش کار را با مهارت ها ربط دهید
گاهی اوقات درک این نکته که چگونه مسئولیت را کامل کنید از خود آن مسئولیت مهم‌تر است. روش شما در به نتیجه رساندن فعالیت‌ها چیست؟ آیا فرآیندمدار هستید و کنجکاوید که ببینید چگونه اجزاء و مراحل یک فعالیت به هم مرتبط می‌شوند یا هدف مدار هستید و روی خروجی بیشتر تأکید دارید تا فرآیند؟ آیا شما در چارچوب فرجه‌های زمانی کار می‌کنید یا جلوتر از زمان حرکت می‌کنید؟ آیا پروژه‌ها را مانند یک اکتشاف در نظر می‌گیرید یا برنامه زمان‌بندی شده دارید؟ آیا دوست دارید به تنهایی کار کنید و یا ترجیح می‌دهید در تعامل با دیگران باشید؟ هنگامی که مهارت هایتان را با روش‌های مورد علاقه انجام کار ترکیب می‌کنید، امکاناتی دارید که شما را به سوی یک فعالیت کامل‌تر هدایت می‌نماید. در واقع اگر حرفه‌ای را که به آن علاقه دارید، پیشه خود سازید و آن را با روش کاری مورد نظرتان هماهنگ سازید، احساس متعالی بودن خواهید کرد.

مديريت منابع انساني
مهارتهایتان را در سطح مطلوب نگه دارید
هدف شما می‌بایست به روز نگه داشتن مهارتها و بالا بردن توانایی کاری در سطحی انعطاف‌پذیر باشد. اگر می‌خواهید انتقال شغلی داشته باشید و یا در حوزه‌ای که هستید پیشرفت کنید، مشخص کردن شکافها در مهارتها و معلومات یک قدم اساسی است. بالا بردن توانایی کاری به معنای بارور ساختن قابلیت‌ها و درک این نکته است که کجا می‌توان این شکاف‌ها را از بین برد. در این میان توسعه مهارتهای چندگانه نیز ضروری است.اگر شما بتوانید از مرزهای قراردادی بگذرید و بین وظایف کاری روزمره و پروژه‌های خاص هماهنگی و توازن ایجاد نمایید، پس می‌توانید پیشرفت کنید. آموزش مستمر بدین معناست که خودتان را مطابق با تکنولوژی‌ ها، صنایع و ساختارهای کاری جدید روزآمد نگه دارید و از رویه‌های بازار و تغییرات نیازهای کاری مطلع شوید.

تعریف موفقیت
موفقیت برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. برای برخی از افراد به دست آوردن قدرت مالی و برای برخی صرف وقت برای خانواده و یا داشتن یک شغل مستقل و مکفی موفقیت محسوب می‌شود. اما یک نکته بین همگان مشترک است و آن این که استفاده از استعدادها و توانایی‌ها و ابراز وجود، یکی از راضی کننده ترین تلاش‌های انسانی است. در این میان کار یک چرخه طبیعی برای ابراز وجود است.شناخت مهارت ها و استعدادها انسان را به خودآگاهی بیشتر می‌رساند. خودآگاهی و توانایی باعث ایجاد اطمینان و اعتماد به نفس می‌شود و اعتماد به نفس باعث موفقیت می‌گردد.
منبع: سایت دانشنامه
 همت وكارمضاعف در حوزه پيشرفت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 28 خرداد 1389  ساعت 6:54 PM نظرات 0

همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال
مهمترین عامل ، در کسب هر موفقیتی ، تدوین و مشخص کردن دقیق اهداف می باشد. هدف گذاری مهمترین عامل حرکت و خلق آینده است ، هدف ها هستند که مقصد و مسیر زندگی فردی و سازمانی را روشن می کنند.هدف گذاری به مثابه ترسیم جاده ای برای آینده است . تلاشی ارزشمند است که معطوف به هدف باشد، تلاش بی هدف پرتاب تیر در تاریکی است یکی از موانع بسیار مهم موفقیت و کامیابی ، ناتوانی افراد و سازمان ها در تدوین اهداف می باشد . آنهایی که رویایی در ذهن و هدفی بر روی کاغذ نداشته باشند مقصدشان ناکجا آباد خواهد بود .یکی از مهارت هایی که مدیران و کارکنان باید در خود تقویت نمایند ، مهارت هدف گذاری است.اهداف کلی ، کیفی و مبهم قابلیت اندازه گیری و اثر بخشی نخواهد داشت .   
فرایند هدف گذاری
اهداف از ماموریت ها و چشم اندازها نشات می گیرند و بستگی به جواب سه سئوال ذیل دارد :در حال حاضر ،کجا هستیم ؟به کجا می خواهیم برویم ؟برای رسیدن به هدف چه باید بکنیم؟برای هدف گذاری اطلاع ازماموریت ها چشم انداز و وظایف سازمان ها لازم و ضروری است . اهداف باید در تحقق ماموریت و وظایف سازمانی باشد .
وقتی که اهداف مشخص شدند برای چگونگی رسیدن به اهداف باید طرح ها و برنامه هایی تدوین گرديده ولیست کلیه فعالیت هایی که منجر به تحقق اهداف می شوند را مشخص نمود و پس از اجرای برنامه ها و فعالیت ها باید نتایج و دستاوردها با اهداف مقایسه شوند تا اصلاحات لازم در اهداف ، برنامه ها و فعالیت ها به عمل آید .

ويژگي هاي هدف گذاري خوب
هدف بايد روشن، واضح و مشخص باشد.-هدف بايد واقع بينانه باشد.-هدف بايد مكتوب، مدون و روي كاغذآورده شود.-هدف بايد در قالب يك جمله مثبت بيان شود.-هدف بايد تهييج كننده باشد.-هدف بايد كمي و قابل اندازه گيري باشد.-هدف بايد مقيد به زمان باشد.
-هدف بايد قابليت اجرا و دست يافتني باشد.-هدف بايد در راستاي ماموريت ها و ارزش ها تدوين شوند.-هدف بايد براي تمام اعضاء قابل فهم و قابل قبول باشد.-هدف بايد براي همه ذينفعان سودمند باشند.-هدف بايدمورد تائيد باشد.-هدف بايد انعطاف پذير باشند.-هدف بايد متناسب با منابع و امكانات تدوين گردد .

محاسن و مزاياي هدف گذاري :
هدف گذاري؛امكان اندازه گيري پيشرفت و بهبود را فراهم مي نمايد.-هدف گذاري؛انگيزه و روحيه تلاش را بهبود مي بخشد.-هدف گذاري؛ باعث ايجاد هماهنگي و وحدت مي گردد.-هدف گذاري؛ شرط لازم برنامه ريزي است ، برنامه بدون هدف بي معني است .-هدف گذاري ؛باعث تمركز بر فعاليت ها مي شود.-هدف گذاري؛ امكان تدوين شاخص ها و معيارها و ارزيابي عملكرد را فراهم مي نمايد .-هدف گذاري؛ امكان مقايسه نتايج و پيامدها را فراهم مي كند.-هدف گذاري؛ انحراف در عملكرد ها و برنامه ها را مشخص مي كند.-هدف گذاري؛ ميزان كارايي و اثر بخشي سازمان را معين مي كند.-هدف گذاري؛ فعاليتهاي زايد را شناسايي و مشخص مي كند.-هدف گذاري ؛احتمال موفقيت را بيشتر مي كند.-هدف گذاري؛ باعث افزايش اعتماد به نفس مي شود.-هدف گذاري؛ باعث رشد و تعالي مي گردد.

رابطه بين هدف و انگيزه
رفتار آدمي تحت تاثير اهداف و انگيزه ها هستند . اهداف و انگيزه به عنوان نيازهاي بيروني و دروني به همديگر اثر متقابل داشته و رفتار آدمي را مشخص ميكند . اهداف بلند ووالاانگيزة بيشتر و اهداف پايين تر و پست تر انگيزه كمتري را ايجاد مي نمايند.
همچنين افراد با انگيزه ، اهداف بلندتر و والاتري را انتخاب نموده ولي افراد بي انگيزه اهداف پايين و پست تري را انتخاب مي نمايند.هدف گذاري والاتر به افراد با انگيزه نياز دارد به همين منظور توصيه مي شود در افزايش روحيه و انگيزه كاركنان تلاش بيشتري گردد.

رابطه بين هدف و برنامه ريزي
بين هدف گذاري و برنامه ريزي ارتباط تنگاتنگي وجود دارد. برنامه بدون هدف اثر بخشي نداشته و هدف بدون برنامه ، خيال و رويايي بيش نيست . هدف گذاري جزء لاينفك برنامه ريزي است و برنامه ريزي فرايندي است كه چگونگي حركت از وضع موجود به وضع مطلوب ( هدف ) را مشخص مي نمايد. برنامه ريزي خود هدف نيست بلكه وسيله و ابزاري براي تحق اهداف است . براي موفقيت و بهبود فردي و سازماني ، هدف گذاري خوب شرط لازم و برنامه ريزي مناسب شرط كافي است .

رابطه بين هدف و ارزيابي عملكرد
نظارت و ارزيابي هاي زيادي در سازمانها و واحدها انجام مي شود كه اگر معطوف به هدف نباشد اتلاف منابع خواهد بود . هدفها هستند كه به ارزيابي معني و جهت مي بخشند . بدون هدف گذاري ارزيابي مقدور نيست ، زيرا هدف ارزيابي ميزان تحقق اهداف است اگر اهداف معين و مشخص نباشند ارزيابي امكان پذير نخواهد بود. ارزيابي عملكرد فرايندي است كه نتايج را با اهداف مورد مقايسه قرار داده و فاصله را معين مي كند. شاخص ها و معيارهاي ارزيابي عملكرد بايد براساس اهداف پيش بيني شده تدوين گردند.

توصيه هاي لازم براي هدف گذاري مناسب
با توجه به مطالب مطرح شده با ضرورت ، محاسن، ويژگي ها و فرآيند هدف گذاري آشنا شديد براي افزايش مهارت هدف گذاري به نكات ذيل توجه نمائيد.
مهارت لازم براي هدف گذاري را در خود تقويت نمائيد.-ليست كليه هدف هايي كه بايد به آنها برسيد را تهيه نمائيد.- با توجه به اينكه تحقق اهداف به صورت همزمان ميسر نيست اهداف ليست شده را براساس اهميت و ضرورت اولويت بندي نماييد.- اولويت هاي مشخص شده را رعايت نمائيد يعني ابتدا ازهدفي شروع كنيد كه اولويتش از همه بيشتر است .- اهداف را حتما بر روي كاغذ مكتوب نمائيد .-انگيزه هاي لازم براي تحقق اهداف را فراهم كنيد.- در صورت بزرگ بودن اهداف آنهارا به اهداف كوچكتر تقسيم كنيد.- ليستي از اقدامات قابل انجام براي تحقق هر يك از اهداف تان را تهيه و تنظيم نمائيد.
- هفته خود را با ليست كردن كارها و امور اساسي آغاز كنيد. ( استفاده از فرم تعيين اهداف هفتگي ) هر روز صبح شش مورد از مهمترين كارهايي كه بايد در طول روز به انجام برسانيد را براساس اولويت مشخص كنيد. ( استفاده از فرم تعيين اهداف روزانه )
به خاطرداشته باشيد كه هدف گذاري بسيار مهم است ، زندگي كنوني شما مرهون هدفهايي است كه قبلا بصورت آگاهانه يا ناآگاهانه انتخاب كرده ايد و آينده شما بستگي به هدفهايي دارد كه هم اكنون انتخاب مي كنيد
 
همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 28 خرداد 1389  ساعت 6:44 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف درحوزه تلاش
حشرات و حیوانات تقریباً همیشه مشغول کارند، تدارک زمستان را می بینند، آماده بهار می شوند، خودشان را می شویند، آشیانه را تمیز می کنند وبه بچه هایشان غذا می دهند. آنها کاملاً زنده و متحرکند وبه نظر می رسد که کاملاً راضی و خشنود هم باشند.
از حیوانات نیز می توان درس گرفت. درس بگیریم که برای شاد زیستن به تلاش نیاز است. وقتی غفلتی می کنیم پیشرفتی در امور حاصل نمی شود و این چیزی است که هر دانشجویی در مورد ذهن خود و هر ورزشکاری در مورد بدن خود می داند.
ما نیاز به تلاش داریم زیرا طبیعت انسان آنرا طلب می کند، زیرا تلاش ، امتیاز و اشتیاق انسان برای یادگیری ، خود آزمایی، آزمایش و تجربه است. اشتباه اغلب مردم اینجاست که تنها برای رسیدن به اهداف نهایی کار می کنند و از نفس کار کردن لذت نمی برند، به همین خاطر است که وقتی به اهداف مورد نظر خود نمی رسند دچار یأس و افسردگی می شوند، در صورتیکه باید هر کاری را که انجام می دهیم صرفاً به خاطر انجام دادن آن لذت ببریم و آن وقت است که رسیدن به هر نتیجه ای برای ما در حکم گرفتن جایزه است.   
 
پس بیایید از همین لحظه تصمیم بگیریم که به خاطر عشق به کار کردن ، کار کنیم و این نیز مانند شاد بودن نیاز به یک تصمیم قاطع دارد. چرا که راز شاد زیستن انجام دادن آنچه دوست می داریم نیست بلکه دوست داشتن آن چیزی است که انجام می دهیم.
هیچ چیز در دنیا نمی تواند جای پافشاری و پشتکار را بگیرد. ذوق و استعداد هم نمی تواند، نبوغ هم نمی تواند، تحصیلات هم نمی تواند که جهان ر از تحصیل کردگان منزوی است. تنها پا فشاری و عزم است که حرف آخر را می زند.
روزی پس از اجرای برنامه از یک نوازنده بزرگ ویلن ، خانمی به نوازنده گفت:” من حاضر بودم تمام زندگیم را بدهم تا بتوانم مثل شما ویلن بزنم “. نوازنده لبخندی زد و گفت :” من هم همین کار را کردم“. راه دیگری وجود ندارد، برای بهتر شدن هر چیز، باید خود ما بهتر شویم. فردا بسیار شبیه امروز خواهد بود مگر آنکه تلاش را بر آن بیافزائیم .
اکثریت کسانی که شروع به یادگیری یک الت مو سیقی می کنند، خیلی زود از ادامه آن مأیوس می شوند. چند نفر را می شناسید که بتوانند کمی پیانو یا گیتار بنوازند؟ مردم معمولاً مدتی تلاش می کنند اما چون نتایج به کندی ظاهر می شود مأیوس می شوند. کسانی که تصمیم به پس انداز می گیرند مأیوس می شوند اما تمام نکته اینجاست که اگر ما به آنچه که انجام می دهیم چنگ بیاندازیم در زمانی بسیار کوتاه بر اکثریت مردم پیشی خواهیم گرفت.
ادیسون می گوید:” یک درصد نبوغ است، نود و نه درصد بقیه اش به تلاش و پشتکار شما بستگی دارد. من هرگز هیچ کار ارزشمندی را تصادفی انجام نداده ام و تمامی اختراعات من با کار و تلاش خستگی نا پذیر بدست آمده اند“.
میکل آنژ یکی از بزرگترین نقاشان و مجسمه سازان تمامی اعصار گفته است:” اگر مردم می دانستند که مهارت من از چه تلاش های طاقت فرسایی بدست آمده، این مهارت دیگر هرگز آنها را به شگفتی وا نمی داشت“.
اما مواقعی هم هست که دست از تلاش کشیدن و پا فشاری نکردن بهترین کار است. وقتی کشتی در حال غرق شدن است دیگر وقت بیرون پریدن است و نباید کله شقی کرد. اگر از شغل خود بیزارید، اگر محل زندگی خود را دوست ندارید یا در جای دیگر مو قعیت های بهتری برای خود می بینید، بهترین راه بیرون زدن است


http://yousefamirian.blogfa.com/
همت و كارمضاعف در حوزه تلاش




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 28 خرداد 1389  ساعت 6:41 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :32
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET