تفاهم اجتماعي چيست و چگونه پديد مي آيد؟ يكي از عوامل اصلي ايجاد تفاهم ، ”تحولات اجتماعي” است و بخش ديگر آن هم مرتبط است با “ظرفيت ايماني” كه در جامعه ايجاد مي شود . به عبارت ديگر تفاهم در مورد يك نظريه، هميشه به ظرفيت معرفت شناختي آن نظريه باز نمي گردد، بلكه عوامل بسيار متنوعي در ايجاد تفاهم موثر هستند. اگر مجموع آن عوامل را در نظر بگيريم، مي توانيم بستر مناسبي براي ايجاد تفاهم آماده كنيم. البته در كنار عوامل اجتماعي موثر در پذيرش يك نظريه، اين نظريه بايد “قدرت دفاع عقلاني” از خودش را هم داشته باشد. منظور از دفاع عقلاني سازگاري منطقي نظريه است . يعني يك نظريه، اول بايد هماهنگي و سازگاري دروني خودش را به اثبات برساند.علاوه بر اين اگر آن نظريه ناظر به كارآمدي عيني است، بايد بتواند قدرت خودش را در كنترل عينيت به اثبات برساند. اگر نظريه اي بتواند كارآمدي، سازگاري و عقلانيت حدود اوليه خود را به اثبات برساند، يك گام در تثبيت خود برداشته است. ولي اين طور نيست كه هر نظريه اي كه اين خصوصيات را داشت در جامعه علمي موفق شود. براي مثال يك نظريه اي كه مدعي تمدن ديني است، تنها در صورتي به ثبت اجتماعي خواهد رسيد كه بستر اجتماعي لازم براي تحقق تمدن ديني پيدا شده باشد. البته يك نظريه ممكن است در مسير رشد خودش بهينه شود و تكامل و رشد پيدا كند. حرف ما اين است كه همواره اقبال به يك نظريه و پذيرفته شدن آن در يك جامعه، تابع دو عامل سازگاري و كارآمدي نيست. علاوه بر اين دو، بستر اجتماعي موجود نيز نقش اساسي در پذيرش يك نظريه ايفا مي كند. از طرف ديگر به بركت انقلاب اسلامي يك چنين ظرفيتي هم در عرصه داخلي و هم در عرصه بين المللي به وجود آمده است . انقلاب اسلامي ايران آغاز مرحله جديدي از گرايش به معنويت در جامعه است. در جامعه پس از انقلاب شرايطي به وجود آمد كه خواستار معنويت در اداره جامعه و متمايل به حضور اسلام در عرصه عمل وتحقق عيني آن در جامعه مي باشد و آن را تعقيب مي كند. نفس چنين انقلابي ناشي از رشد معنويت و گرايش به اسلام است. اين انقلاب با ايده هايي كه مطرح نمود و با توجه به رشدي كه در عالم پيدا كرد، علامتي است براي اينكه تعلق به حاكميت وحي بر حيات بشر در حال رشد است. در لايه هاي باطني و دروني جامعه بشري اتفاقات جدي اي در حال وقوع است و اين ظرفيت برخاسته از ايمان، قدرت ايجاد جسارت علمي - فرهنگي را خواهد داشت، كما اينكه جسارت سياسي را ايجاد كرد.پس شرايط لازم براي نوآوري ايجاد و تاسيس علم ديني دو چيز است: يكي اينكه شبكه اي فلسفي و ديني تاسيس شود كه بتواند توليد ورشد علم را هدايت كند و ديگر اينكه يك جسارت روحي و رواني مبتني بر ايمان ديني وتكيه بر معارف اهل بيت، در افراد و كل جامعه به وجود آيد كه مجموع اينها به يك ساختارشكني در عرصه علم منتهي شود.اين بحث همچنين محتاج اين است كه ما يك نظريه دقيق در مورد تكامل علم داشته باشيم و اين نظريه خود مبتني بر يك فلسفه تاريخ يا نگاهي فلسفي به آينده تاريخ مي باشد. اگر با چنين نگاهي تكامل علم و چگونگي توليد ورشد علم را مطالعه كرديم مي توانيم تحليل كنيم كه چگونه بايد علم ديني توليد كنيم.

نورپرتال







لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در دوشنبه 31 خرداد 1389  ساعت 1:40 PM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET