تاريخ گرايي، اجتماع و مساله شناخت
اوج تفكراتي كه به جامعهشناسي معرفت دامن زد، انديشههايي بود كه در قرون هفده و هجده ميلادي در اروپا مطرح شد و سرانجام در قرن نوزدهم به انديشههاي كارل ماركس، ويلهلم ديلتاي و فردريش نيچه منتهي شد و به شهادت برخي نويسندگان، افكار اين سه تن برماكس شلر، ماكس وبر وكارل مانهايم تاثير فراواني داشت تا جايي كه تاثير ماركس و ديلتاي بر شكلگيري جامعه شناسي معرفت، غيرقابل ترديد است. از طرفي، تحقيقات بعدي در زمينه رابطه تبليغات و افكار عمومي؛ تحليل محتوايي ارتباطات؛ نقش متفكران در ساختارهاي ديوانسالارانه و همچنين بررسي كلي درباره ارتباطات انبوه همگي نشان دادند كه اساسا گزارههاي نخستين ماكس وبر، ماكس شلر و كارل مانهايم درست بودند. از اين رهگذر، نقش بنيادي انديشههاي ماركس، نيچه و ديلتاي غير قابل كتمان است.كارل ماركس (1883 - 1818) فيلسوف اجتماعي آلماني در كتاب درآمدي بر نقد اقتصاد سياسي مينويسد اين آگاهي انسانها نيست كه وجودشان را تعين ميبخشد؛ بلكه برعكس، وجود اجتماعي آنان است كه به آگاهي آنان تعين ميبخشد. بهنظر ماركس، زير ساخت واقعي كه ساخت فكري بر آن مبتني است، عبارت است از مجموعه خاصي از روابط انساني.
ويلهلم ديلتاي (1833 - 1911) و بويژه تاريخ گرايي موجود در آثار او تاثير مستقيمي بر پيدايش مضمون جامعهشناسي معرفت داشت. مضمون تاريخگرايي عبارت بود از درك همه جانبهاي از نسبيت همه چشم اندازهاي مربوط به رويدادهاي انساني، يعني مفهوم تاريخي بودن گريز ناپذير انديشه انساني. در اين سخن تاريخ گرايانه كه هر موقعيت تاريخي را فقط برحسب خود آن موقعيت تاريخي ميتوان فهم كرد، اشارهاي آشكار بر موقعيت اجتماعي انديشه وجود داشت.
انديشههاي كساني چون ماكسوبر، ماكس شلر و كارل مانهايم در سايه شرايط و تحولات فكري و فرهنگي خاص مشكل گرفت. انديشههاي هر يك از اين سه متفكر و نيز اميل دوركيم كه در برخي متون از بنيانگذاران جامعه شناسي معرفت شناخته شده است و بخشي بزرگي از ادبيات اين رشته، به نحوي با انديشههاي او ارتباط دارد، به طور جداگانه مورد بررسي قرار خواهد گرفت. سرانجام بايد دانست كه جامعه شناساني چون رابرت مرتن، تورشتاين وبلن، فلورين زنانيكي، پيتريم سوروكين، پيترال. برگر و توماس لوكمان نيز در اين رشته از جامعهشناسي صاحبنظر و اثر بودهاند.
وضعيت كنوني جامعهشناسي معرفت
افزون بر كتابهاي كلاسيك بزرگان جامعه شناسي كه در جامعه شناسي معرفت مورد استفاده بوده است، برخي آثار جامعهشناسي در محدوده رشته جامعه شناسي معرفت و علم نيز ماندگار شده است و محققان از آنها استفاده كرده و بر آنها شرح و نقد نگاشتهاند، از جمله ميتوان از كارهاي ماكس شلر، كارل مانهايم ، ورنراشتارك، پيترال .برگر، توماس لوكمان، رابرت مرتن نام برد.از سال 1999 ميلادي كه بررسي وضعيت جامعهشناسي معرفت در دانشگاههاي جهان پرداختهاند، شمار مراكز و متفكراني كه به رشته جامعه شناسي معرفت بپردازند بسيار كمتر از آني بود كه اكنون وجود دارد. در وضعيت فعلي، مقالات و آثار فزوني يافته است و درس «جامعهشناسي معرفت» بهصورت يك درس اجباري و گاهي اختياري در دانشكدهها و كالجهاي جهان تدريس ميشود.
هر چند پيش از اين، به جامعهشناسي علم و فناوري و جامعهشناسي ادبيات و بويژه جامعه شناسي رمان بيشتر از گرايشهاي ديگر اين رشته توجه ميشد، اما در سالهاي اخير به جامعهشناسي معرفتهاي ديني و مذهبي، توجه خاصي مبذول شده است و با رونق مطالعات دين پژوهي و جامعه شناسي دين، حجم تحقيقات مربوط به زمينههاي اجتماعي و تاريخي باورها و ارزشهاي ديني فزوني يافته است. همچنين مباحث جامعهشناسي معرفت سياسي كه موضوعات مشتركي را به همراه رشته جامعهشناسي سياسي تعقيب ميكند و با اثر مشهور كارل مانهايم، ايدئولوژي و اتوپيا بيش از پيش قوتگرفت، ديگر بار مورد توجه قرار گرفته است.
در ايران شايد اولين اثري كه نام جامعه شناسي معرفت برخود داشته باشد، كتابي است با عنوان درآمدي بر جامعهشناسي معرفتي (1335) تاليف دكتر منوچهر آشتياني. اما اينكار نه جامع است و نه چندان محققانه و بيشتر به مقالات نشريههاي فارسي زبان همان زمان مستند است.
شايد نخستين اثري كه در زبان فارسي به شكلي جامعتر به رشته «جامعه شناسي معرفت» پرداخت و مورد توجه محققان و مدرسان اين رشته قرار گرفت، ويژهنامهاي بود كه «دفتر همكاري حوزه و دانشگاه» سال 1376 منتشر ساخت.
در اين ويژهنامه اصول ديدگاههاي جامعهشناسي درباره رابطه معرفت و جامعه مورد اشاره قرار گرفت و برخي ديدگاههاي فلسفي و نيز فيلسوفان علم مطرح شد.
همچنين دورنمايي از مطالعات اسلامي و ايراني نيز ارائه شد. پس از آن، در كشور ما شاهد چند ترجمه در اين رشته بوديم، از جمله ترجمه كتاب مايكل مولكي با عنوان علم جامعهشناسي معرفت، ترجمه كتاب پيتر هميلتون با عنوان شناخت و ساختار اجتماعي كه اخيرا چاپ شده است، از جمله كتبي بود كه در آن ويژهنامه به تفصيل معرفي شده بود.
بايد افزود كه ترجمه كتاب ساخت اجتماعي واقعيت اثر پيترال. برگر و توماس لوكمان نيز پيش از اين به انجام رسيده بود.
نورپرتال
لينک مطلب
توسط صغری شکوهی در دوشنبه 31 خرداد 1389 ساعت 1:39 PM
نظرات 0
