جامعه ما به شدت نيازمند يك ديدگاه آموزشي جديد و در عين حال شاداب است كه
هم نوعي «فلسفه توسعه آموزشي- پرورشي» باشد و هم بتواند چشم انداز روشني
از آينده آموزش كشور ترسيم نمايد. شرايط جديد، ملت ها را در برابر دو
ديدگاه آموزشي زير قرارداده است:
1- ديدگاه آموزش با تكيه بر فناوري اطلاعاتي و ارتباطي
2- ديدگاه يادگيري دائمي و مادام العمر و ژرف
انقلاب تكنولوژي، سيماي جهان را به سرعت تغيير مي دهد و فناوري اطلاعات هم اكنون نيز زندگي مردم را دگرگون كرده است. خط شكني هايي كه در فناوري مواد و نانو تكنولوژي و بيوتكنولوژي روي مي دهد اين دگرگوني ها را تشديد خواهد كرد. اين تكنولوژي ها نه تنها تأثيراث عميقي بر زندگي انسان دارند بلكه چنان در هم تنيده اند كه انقلاب فناوري را به انقلاب چند رشته اي تبديل كرده اند از اين رو شتاب پيشرفت در هر زمينه مضاعف شده است.
فناوري اطلاعاتي و ارتباطي (ICT) شالوده بقا و توسعه ملي كشور، در يك محيط جهاني به سرعت در حال تغيير و تحول است و همين امر ما را درپي ريزي طرح هاي نو، برجسته و شوق انگيز به چالش فرا مي خواند تا در پرتو آن، منابع انساني و زيرساخت هاي قابل اعتماد بنا شود و در واقع ابزارها و وسايل لازم براي برنامه ريزي، مديريت و ارزيابي تغييرات توسعه و دستيابي به رشد پايدار مورد نظر قرارگيرد و البته از سويي نيز اطلاعات بدون ارتباطات و ارتباطات نيز بدون اطلاعات كاربرد نداشته استفاده از فناوري براي تسهيل در رفع نيازهاي افراد هر جامعه بسيار مهم است. داشتن ديد و دانشي جامع راجع به فناوري، مهارت هاي ابزاري و توانايي به كارگيري فناوري و مهارتهاي مربوطه، درك فرايندهاي گردش اطلاعات، توانايي سازگاري همراهي و تسلط بر تغييرات سريع و مداوم همه و همه از طريق آموزش فناوري اطلاعات و ارتباطات در قالب مدل هاي نوين آموزش در كلاس هاي درس ميسر خواهد بود.
يادگيري، فراگيران را آماده مي كند تا از موضع لياقت باچالش هاي خصوصي و حرفه اي خود روبه رو شوند اما اين كافي نيست فراگيران بايد بتوانند به شهروندان شايسته جامعه مدني جهاني در عصر حاضر و آينده تبديل شوند و اين تنها در سايه يادگيري ژرف از راه توزيع عادلانه فرصت هاي يادگيري در جامعه، مشاركت عمومي همه بخش هاي كشور در ايجاد جامعه يادگيرنده و بهره برداري از منابع آن امكان پذير خواهد بود.
از طريق تمركز يادگيري، جامعه شرايطي را مي آفريند كه پشتيبان توسعه پايدار و موفقيت آميز و مبتني بر دانش خواهد بود.
جامعه يادگيرنده بالاترين اولويت ها را به آموزش مي دهد و بر توسعه ظرفيت هاي آموزشي خود تاكيد مي كند. در جامعه يادگيرنده، خلاقيت و نوآوري دو ارزش اجتماعي بسيار پرقيمت محسوب مي شوند و گسترش همكاري ها و هم افزايي ها در خلق و توزيع دانش، تسهيل و تشويق مي شود و تعامل دانش و مهارت به مثابه فرآيند افزايش خلاقيت، مورد توجه قرار مي گيرد. كليد طلايي جوامع يادگيرنده، سيستم آموزشي و در راس آن مدارس به ويژه مدارس با مدل هاي خاص يادگيري است. در مدل هاي خاص يادگيري تلاش مي شود تا يادگيرندگان آينده را ببنند، بفهمند و دراختيار بگيرند.
بهره گيري از تكنولوژي آموزشي به مفهوم جديد آن بي شك يكي از نوآوري هاي آموزشي محسوب مي شود. تكنولوژي آموزشي يا فناوري آموزشي اكنون صرفاً كاربرد دستگاه هاي سمعي و بصري نيست آموزش نيز امروز معني و مفهوم جديدي پيدا كرده است. مواد و وسايل آموزشي روز به روز تنوع بيشتري مي يابند و كتاب درسي تنها يكي از آنها به حساب مي آيد. نقش معلم هم بيشتر راهنمايي و رهبري و هدايت است تا متكلم وحده بودن. پيشرفت علوم و فنون و توسعه حجم دانش بشري، تغيير شرايط و امكانات زندگي فردي و اجتماعي، نفوذ تكنولوژي و صنعتي در روابط ملي و بين المللي، نقش زمان در سرنوشت ملت ها، ظهور مشاغل و تخصص هاي جديد تغيير نيازهاي جامعه، آگاهي ملت و... همه و همه در تغيير و تحول برنامه ها اثر مي گذارند.
يكي از برنامه هاي ويژه تاسيس هسته اي اصلي فعالي مدارس، محيط هايي است كه به صورت (مركز مواد آموزشيIMC) طراحي مي شوند. چند نوع مركز مواد آموزشي تاكنون طراحي شده و مورد بهره برداري قرار گرفته است.
نوع اول اين مركز به گونه اي است كه مورد مشترك معلمان و دانش آموزان چندين مجتمع آموزشي به هم پيوسته است.
نوع دوم مركز مواد آموزشي يك مجتمع آموزشي است كه منبع ذخيره و تغذيه همه مدارس يك مجتمع است.
نوع سوم مربوط به يك مدرسه است و امكان يادگيري از يك مجموعه وسايل آموزشي را در مدرسه فراهم مي سازد.
نوع چهارم مربوط به كلاس درس است و فرصت يادگيري مفاهيم هر ماده درسي را در محيط كلاس درس فراهم مي آورد.
در اين نوع مركز يادگيري تحت عنوان مركز يادگيري كلاس (classroom learnl center) دانش آموزان مي توانند با دسترسي به انواع ابزارهاي آموزشي فرصتهاي يادگيري را در سطوح مختلف گسترش دهند در نوع چهارم مركز مواد آموزشي انواع لوازم و ابزار آموزشي از قبيل كتاب و ساير مطالب چاپي و فيلم هاي علمي، آموزشي، نشريات، عكس، اسلايد، كلكسيونها و دستگاههاي سمعي و بصري (تلويزيون، نوار ضبط صوت، ويدئو، كامپيوتر و...) هنگام اجراي روش هاي تدريس با توجه به تفاوتهاي فردي فراگيران شرايطي را پديد مي آورند كه تحت اين شرايط مفاهيم آموخته شده عمق و وسعت بيشتري مي يابند و مطالب درسي با درك كامل دريافت مي شوند.
به منظور ياري دادن به فراگيران و براي ايجاد يك محيط پربار آموزشي- يادگيري، مواد كمك آموزشي چند حسي (multi sensory) زيادي تهيه شده كه مي توان ماشين هاي آموزشي و تلويزيون، فيلم، ابزارهاي بازيابي اطلاعات، وسايل و تجهيزات آزمايشگاهي و... را نام برد كه در مركز يادگيري كلاس قرار مي گيرد.
از سويي ديدگاه جديد به آموزش از محتوا مركزي (content centered) به فرآيند محوري 2(process centered)و يادگيري محوري (learning centered) چرخش داشته و نقش معلم از انتقال دهنده اطلاعات به هدايت كننده فعاليتهاي يادگيري تغيير يافته است.
از آنجا كه يادگيري نيز با بهره گيري از يك يا چند مورد از پنج حس بهتر رخ مي دهد رسانه ها و مواد تكنولوژي آموزشي به مقدار زياد به كلاس هاي درس راه يافته اند تكنولوژي آموزشي خدمات آموزشي برتري از آنچه كه معلم انجام ميدهد عرضه ميكند وقتي كه مي تواند مطالبي را كه معلم عرضه مي كند تكميل كند يا وقتي كه به دانش آموز و معلم امكان مي دهد وقت و تلاش خود را به حل مسئله معطوف دارند نقش بسزايي در كلاس درس ايفا مي كند. مواد چند رسانه اي كه در كلاس مورد استفاده قرار مي گيرند در جهت ياري رساندن به دانش آموز براي چيرگي بر حقايق و اصول و مهارتهايي كه به تمرين هاي مكرر نياز دارد، بسيار مؤثر است.
به طور كلي مطالعات تحقيقي و نتايج پژوهش ها نشان مي دهد آموزش تلويزيوني و استفاده از فيلم هاي درسي و نوارها و ابزار آموزشي و مواد يادگيري فرصت بيشتري براي يادگيري و كار انفرادي يا گروهي در اختيار دانش آموزان قرار مي دهد و همچنين اين امكان را فراهم مي سازد كه هر دانش آموز با ميزان توانايي خود پيش برود و هر زمان كه فرصت يافت در زمينه هايي كه مشكل دارد ابزارهايي را انتخاب كند.
تكنولوژي آموزشي با فراهم ساختن اماكن آموزش كمي- كيفي براي همه دانش آموزان فواصل موجود را مي پوشاند. با به كارگيري ابزارهاي آموزشي دانش آموزان نياز ندارند كه فقط به كتاب درسي به عنوان تنها منبع اطلاعاتي محدود باشند. تلويزيون، فيلم، پوستر، مدلها مولاژها و... دانش آموزان را با واقعيات به طور ملموس مرتبط مي سازند.
به هر صورت دستيابي به ساختار بهينه و فرايند آموزشي مناسب به كمك ابزارها و روش هاي جديد آموزشي مستلزم اجراي برنامه هاي فعال و هدفمند است. برنامه هايي كه فراگيرندگان را در جريان آموزش فعال نگهدارند، آنان را به انجام تكاليف علاقه مند، آنان را براي يادگيري مسئول سازند، آنان را درمورد كنش هاي خود دقيق كنند و براي فعاليت هاي آينده آماده سازند.
منبع : آفتاب
1- ديدگاه آموزش با تكيه بر فناوري اطلاعاتي و ارتباطي
2- ديدگاه يادگيري دائمي و مادام العمر و ژرف
انقلاب تكنولوژي، سيماي جهان را به سرعت تغيير مي دهد و فناوري اطلاعات هم اكنون نيز زندگي مردم را دگرگون كرده است. خط شكني هايي كه در فناوري مواد و نانو تكنولوژي و بيوتكنولوژي روي مي دهد اين دگرگوني ها را تشديد خواهد كرد. اين تكنولوژي ها نه تنها تأثيراث عميقي بر زندگي انسان دارند بلكه چنان در هم تنيده اند كه انقلاب فناوري را به انقلاب چند رشته اي تبديل كرده اند از اين رو شتاب پيشرفت در هر زمينه مضاعف شده است.
فناوري اطلاعاتي و ارتباطي (ICT) شالوده بقا و توسعه ملي كشور، در يك محيط جهاني به سرعت در حال تغيير و تحول است و همين امر ما را درپي ريزي طرح هاي نو، برجسته و شوق انگيز به چالش فرا مي خواند تا در پرتو آن، منابع انساني و زيرساخت هاي قابل اعتماد بنا شود و در واقع ابزارها و وسايل لازم براي برنامه ريزي، مديريت و ارزيابي تغييرات توسعه و دستيابي به رشد پايدار مورد نظر قرارگيرد و البته از سويي نيز اطلاعات بدون ارتباطات و ارتباطات نيز بدون اطلاعات كاربرد نداشته استفاده از فناوري براي تسهيل در رفع نيازهاي افراد هر جامعه بسيار مهم است. داشتن ديد و دانشي جامع راجع به فناوري، مهارت هاي ابزاري و توانايي به كارگيري فناوري و مهارتهاي مربوطه، درك فرايندهاي گردش اطلاعات، توانايي سازگاري همراهي و تسلط بر تغييرات سريع و مداوم همه و همه از طريق آموزش فناوري اطلاعات و ارتباطات در قالب مدل هاي نوين آموزش در كلاس هاي درس ميسر خواهد بود.
يادگيري، فراگيران را آماده مي كند تا از موضع لياقت باچالش هاي خصوصي و حرفه اي خود روبه رو شوند اما اين كافي نيست فراگيران بايد بتوانند به شهروندان شايسته جامعه مدني جهاني در عصر حاضر و آينده تبديل شوند و اين تنها در سايه يادگيري ژرف از راه توزيع عادلانه فرصت هاي يادگيري در جامعه، مشاركت عمومي همه بخش هاي كشور در ايجاد جامعه يادگيرنده و بهره برداري از منابع آن امكان پذير خواهد بود.
از طريق تمركز يادگيري، جامعه شرايطي را مي آفريند كه پشتيبان توسعه پايدار و موفقيت آميز و مبتني بر دانش خواهد بود.
جامعه يادگيرنده بالاترين اولويت ها را به آموزش مي دهد و بر توسعه ظرفيت هاي آموزشي خود تاكيد مي كند. در جامعه يادگيرنده، خلاقيت و نوآوري دو ارزش اجتماعي بسيار پرقيمت محسوب مي شوند و گسترش همكاري ها و هم افزايي ها در خلق و توزيع دانش، تسهيل و تشويق مي شود و تعامل دانش و مهارت به مثابه فرآيند افزايش خلاقيت، مورد توجه قرار مي گيرد. كليد طلايي جوامع يادگيرنده، سيستم آموزشي و در راس آن مدارس به ويژه مدارس با مدل هاي خاص يادگيري است. در مدل هاي خاص يادگيري تلاش مي شود تا يادگيرندگان آينده را ببنند، بفهمند و دراختيار بگيرند.
بهره گيري از تكنولوژي آموزشي به مفهوم جديد آن بي شك يكي از نوآوري هاي آموزشي محسوب مي شود. تكنولوژي آموزشي يا فناوري آموزشي اكنون صرفاً كاربرد دستگاه هاي سمعي و بصري نيست آموزش نيز امروز معني و مفهوم جديدي پيدا كرده است. مواد و وسايل آموزشي روز به روز تنوع بيشتري مي يابند و كتاب درسي تنها يكي از آنها به حساب مي آيد. نقش معلم هم بيشتر راهنمايي و رهبري و هدايت است تا متكلم وحده بودن. پيشرفت علوم و فنون و توسعه حجم دانش بشري، تغيير شرايط و امكانات زندگي فردي و اجتماعي، نفوذ تكنولوژي و صنعتي در روابط ملي و بين المللي، نقش زمان در سرنوشت ملت ها، ظهور مشاغل و تخصص هاي جديد تغيير نيازهاي جامعه، آگاهي ملت و... همه و همه در تغيير و تحول برنامه ها اثر مي گذارند.
يكي از برنامه هاي ويژه تاسيس هسته اي اصلي فعالي مدارس، محيط هايي است كه به صورت (مركز مواد آموزشيIMC) طراحي مي شوند. چند نوع مركز مواد آموزشي تاكنون طراحي شده و مورد بهره برداري قرار گرفته است.
نوع اول اين مركز به گونه اي است كه مورد مشترك معلمان و دانش آموزان چندين مجتمع آموزشي به هم پيوسته است.
نوع دوم مركز مواد آموزشي يك مجتمع آموزشي است كه منبع ذخيره و تغذيه همه مدارس يك مجتمع است.
نوع سوم مربوط به يك مدرسه است و امكان يادگيري از يك مجموعه وسايل آموزشي را در مدرسه فراهم مي سازد.
نوع چهارم مربوط به كلاس درس است و فرصت يادگيري مفاهيم هر ماده درسي را در محيط كلاس درس فراهم مي آورد.
در اين نوع مركز يادگيري تحت عنوان مركز يادگيري كلاس (classroom learnl center) دانش آموزان مي توانند با دسترسي به انواع ابزارهاي آموزشي فرصتهاي يادگيري را در سطوح مختلف گسترش دهند در نوع چهارم مركز مواد آموزشي انواع لوازم و ابزار آموزشي از قبيل كتاب و ساير مطالب چاپي و فيلم هاي علمي، آموزشي، نشريات، عكس، اسلايد، كلكسيونها و دستگاههاي سمعي و بصري (تلويزيون، نوار ضبط صوت، ويدئو، كامپيوتر و...) هنگام اجراي روش هاي تدريس با توجه به تفاوتهاي فردي فراگيران شرايطي را پديد مي آورند كه تحت اين شرايط مفاهيم آموخته شده عمق و وسعت بيشتري مي يابند و مطالب درسي با درك كامل دريافت مي شوند.
به منظور ياري دادن به فراگيران و براي ايجاد يك محيط پربار آموزشي- يادگيري، مواد كمك آموزشي چند حسي (multi sensory) زيادي تهيه شده كه مي توان ماشين هاي آموزشي و تلويزيون، فيلم، ابزارهاي بازيابي اطلاعات، وسايل و تجهيزات آزمايشگاهي و... را نام برد كه در مركز يادگيري كلاس قرار مي گيرد.
از سويي ديدگاه جديد به آموزش از محتوا مركزي (content centered) به فرآيند محوري 2(process centered)و يادگيري محوري (learning centered) چرخش داشته و نقش معلم از انتقال دهنده اطلاعات به هدايت كننده فعاليتهاي يادگيري تغيير يافته است.
از آنجا كه يادگيري نيز با بهره گيري از يك يا چند مورد از پنج حس بهتر رخ مي دهد رسانه ها و مواد تكنولوژي آموزشي به مقدار زياد به كلاس هاي درس راه يافته اند تكنولوژي آموزشي خدمات آموزشي برتري از آنچه كه معلم انجام ميدهد عرضه ميكند وقتي كه مي تواند مطالبي را كه معلم عرضه مي كند تكميل كند يا وقتي كه به دانش آموز و معلم امكان مي دهد وقت و تلاش خود را به حل مسئله معطوف دارند نقش بسزايي در كلاس درس ايفا مي كند. مواد چند رسانه اي كه در كلاس مورد استفاده قرار مي گيرند در جهت ياري رساندن به دانش آموز براي چيرگي بر حقايق و اصول و مهارتهايي كه به تمرين هاي مكرر نياز دارد، بسيار مؤثر است.
به طور كلي مطالعات تحقيقي و نتايج پژوهش ها نشان مي دهد آموزش تلويزيوني و استفاده از فيلم هاي درسي و نوارها و ابزار آموزشي و مواد يادگيري فرصت بيشتري براي يادگيري و كار انفرادي يا گروهي در اختيار دانش آموزان قرار مي دهد و همچنين اين امكان را فراهم مي سازد كه هر دانش آموز با ميزان توانايي خود پيش برود و هر زمان كه فرصت يافت در زمينه هايي كه مشكل دارد ابزارهايي را انتخاب كند.
تكنولوژي آموزشي با فراهم ساختن اماكن آموزش كمي- كيفي براي همه دانش آموزان فواصل موجود را مي پوشاند. با به كارگيري ابزارهاي آموزشي دانش آموزان نياز ندارند كه فقط به كتاب درسي به عنوان تنها منبع اطلاعاتي محدود باشند. تلويزيون، فيلم، پوستر، مدلها مولاژها و... دانش آموزان را با واقعيات به طور ملموس مرتبط مي سازند.
به هر صورت دستيابي به ساختار بهينه و فرايند آموزشي مناسب به كمك ابزارها و روش هاي جديد آموزشي مستلزم اجراي برنامه هاي فعال و هدفمند است. برنامه هايي كه فراگيرندگان را در جريان آموزش فعال نگهدارند، آنان را به انجام تكاليف علاقه مند، آنان را براي يادگيري مسئول سازند، آنان را درمورد كنش هاي خود دقيق كنند و براي فعاليت هاي آينده آماده سازند.
منبع : آفتاب
لينک مطلب
توسط صغری شکوهی در یک شنبه 30 خرداد 1389 ساعت 5:29 PM
نظرات 0
