قطعاً همه ما شاهد توکل و توسل بيمارانمان به ذات حق تعالي و معصومين
(سلام ا... عليهم اجمعين) بودهايم و بسيار شنيدهايم که بيماران آگاهانه
و با اعتقاد همه چيز را به حضرت حق واگذار ميکنند و طلب شفا از او
مينمايند. اما اگر از ما بپرسند چه جايگاهي براي شفاي بيماران در ابعاد
معنوي قايل هستيم، تقريباً بايد اذعان کنيم که مستند علمي براي آنها تهيه
نکردهايم و اصولاً نميدانيم و يا نميتوانيم از ميزان تاثير اعتقادات
مذهبي و معنوي بر سلامت مطلع شويم و آن را به کار گيريم. اين نقصان امروز
بيش از هميشه در ساختار مديريت سلامت نمايان شده است. به همين جهت دنياي
پيشرفته، پيش قراول بهرهگيري از اين ابعاد شفا بخش شدهاند و ما
شاهدمقالات متعددي از جهان غرب و يا کشورهاي پيشرفته آسيايي (به ويژه ژاپن
و هندوستان) در اين زمينه هستيم...
سالهاي طولاني بود که سازمان
جهاني بهداشت براي سلامت 3 بعد تعريف ميکرد مشتمل بر سلامت جسمي، رواني و
اجتماعي که البته بعد اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را نيز شامل شده، اما بيش
از 15 سال است که به دليل اهميت موضوع بعد سلامت معنوي به عنوان يکي از
ستونهاي چهار گانه سلامت مورد تاييد و تصويب قرار گرفته است.
امروز سلامت را زندگي سالم و کامل در ابعاد فيزيکي، رواني، اجتماعي، معنوي
و اکولوژيک ميشناسيم. اين ابعاد بر هم تاثير گذار و ديناميک هستند و
سلامت کامل بدون تأمين همه آن ابعاد حاصل نخواهد شد، اما متاسفانه مديريت
سلامت جهاني سلامت را يک بعدي تصور کرده و تنها آن را در بعد جسمي مورد
عنايت قرار داده است. در نتيجه سردمداري سلامت به متخصصان رشتههاي پزشکي
سپرده شده و اسباب سلامت هم قرصها و کپسولها و آمپولهايي که الزاما
قادر نخواهند بود سلامت جامع را بر مردم هديه کنند قلمداد شده است. اين
نقطه ضعف بزرگ مديريت سلامت در جهان امروز است که تنها جامعه پزشکي را به
دليل ضعف ديداري و پنداري خود مسوول سلامت مردم معرفي کرده و از خيل عظيم
عوامل و افراد موثر بر سلامت چشمپوشي کرده است. بديهي است بعد جسمي که
ملموسترين بعد سلامت است آسانتر ميتواند در دام تجارت و جهالت نيز
گرفتار شود؛ آن چنان که امروز انديشههاي سوداگرانه راهبري سلامت مردم را
تا حدود زيادي در اختيار گرفتهاند.
به تازگي در مجامع علمي موضوع و بحث عوامل اجتماعي موثر بر سلامت
(Social Determinants of Health) نيز سر از خاک بيرون آورده، نتوانسته است
بهطور معنيداري بعد معنوي را که از اهم ابعاد است براي سلامت تعريف و
تبيين کند.
احتمالاً دليل اين نقاط ضعف، سردمداري مديريت سلامت در جهان توسط کساني
است که ابعاد معنوي و اثرات آنها را خوب نشناخته و توان برنامهريزي براي
آنها نداشتهاند. لهذا اين وظيفه دينداران سلامتنگر جهان است که اين شبهه
را تا حدي روشن و تبيين کنند که بتواند تامينکننده سلامت جامعه باشد و
احتمالاً کشور ما که بر مبناي اعتقادات معنوي و حاکميت ديني بر پا شده است
تکليف سنگينتري در اين زمينه دارد.
ورود معنويت به سلامت
آنچه در نوشتههاي بينالمللي براي تامين ابعاد مختلف سلامت تعريف ميکنند، تقسيم اين ابعاد در دو جايگاه فردي و جمعي است، در جايگاه فردي ابعاد جسمي، رواني، احساسي و معنوي اهميت دارد و در جايگاه جمعي، ابعاد اکولوژيک و جغرافيا، سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و بازهم بعد معنوي اهميت پيدا ميکند. يعني کم کم بحمدا... بعد معنوي چه در جايگاههاي فردي و چه در ابعاد جمعي جاي خود را در مستندات علمي سلامت پيدا کرده است، اگر چه هنوز در ابعاد عملي به طور معنيداري وارد نشده است. آنچه در اين مستندات ديده ميشود، اين است که اعتقادات مذهبي و ديدگاه معنوي مثل تطبيق فرد با عارضه و بيماري(Adaptation or copying) و قبول بيماري به عنوان سرنوشتي که رقم خورده است و توکل و توسل توانسته است اثرات مثبتي بر بيماريهايي چون سرطانها، اعتياد، قلب و عروق و معلوليتها داشته باشد، در حالي که اضطراب و عدم پذيرش و تطبيق موجب بروز اشکالات مشخصي در شناخت و درمان بيماريها ميگردد.
اين رفتارهاي علمي ميتواند ترجمهاي از آيات کريمه قرآن مجيد همچون: «الا به ذکر الله تطمئن القلوب»، يا «و من يتوکل علي الله فهوحسبه» باشد که احتمالاً مديريت سلامت به ويژه در جامعه اسلامي از اهميت اين جايگاه عاجز مانده و اين امر مربوط به ديروز و امروز نيست، بلکه آنچه احساس ميشود، در فردا و فرداها هم ادامه خواهد داشت.
دين و مذهب در اشکال مختلف بر سلامت تاثيرگذار هستند، به اين معني که اثرات مستقيم بر سياست و سياستگذاران و تصميمسازان جامعه دارند و ميتواند آنها را وادار کند که در تأمين سلامت مردم توجه جدي داشته باشند.
ما مستند بسيار قوي در اين زمينه در قرآن داريم (و من احياها فاکانما احيا الناس جميعا) اما نتوانستهايم به خوبي از فرامين و حکم الهي بهره بگيريم، در حالي که ابعاد سياسي و اقتصادي و... توانسته است آنقدر قوي عمل کند که حکم الهي اثربخشي لازم را در ذهن تصميم سازان نداشته باشد.
مصونيت با دين
از طرف ديگر دين و معنويت شکل دهنده رفتارهاي فرد در زندگي و اجتماع نيز ميباشد و بهرهگيري از اين توان ميتواند فرد را در برابر بسياري از بيماريها مصون و جامعه را ايمن نمايد که قطعاً در جهان امروز به دلايل مختلف به خوبي مورد توجه واقع نشده است.متاسفانه در ايران تحقيقي که بتواند ميزان اعتقاد مردم را به معنويت مذهبي در اصلاح نارساييهاي سلامت نشان دهد ارايه نشده است، اگر چه در ظاهر قضيه اين امر کاملاً معنيدار است.
همچنين در کشورهاي اسلامي نيز تحقيقات قابل قبولي براي ابراز اين مساله پيدا نشد، اما در تحقيقات بينالمللي که در جوامع غير مسلمان صورت گرفته است اطلاعات جامعي ديده ميشود. در يکي از اين مستندات معلوم شد که 90 درصد افراد بالغ به عالم غيب و وجود حضرت حق تعالي اعتقاد دارند. بيش از 70 درصد مردم مذهب را عامل موثري در زندگي خود ميدانند. اين اعداد معرف سرمايههاي بزرگي هستند که کاملاً از ديدگاه مديران امور اجتماعي مغفول ماندهاند.
در مطالعه ديگري که روي بيماران بستري در بيمارستان انجام شد 77 درصد بيماران انتظار دارند پزشکان معالج مسايل معنوي را در فرآيند درمان آنها مد نظر قرار دهند و 37 درصد آنها انتظار دارند که پزشکان به طور مکرر اعتقادات مذهبي را مطرح کرده و بيماران را به توجه به آنها دعوت کنند. اگر به اين تقاضاي بزرگ اجتماعي توجه کنيم مطمئناً لازم ميدانيم از اين سرمايه در سلامت مردم در ابعاد مختلف پيشگيري، تشخيص و درمان و توان بخشي استفاده کنيم. سلامت معنوي، متفاوت از سلامت روحي و رواني و اجتماعي است، اگر چه تامين آنکه منبعث از اعتقادات غير مادي است ميتواند روي همه اين زمينهها تاثير بگذارد.
لازم به ذکر است که اصطلاح سلامت روحي، لفظ مناسبي نيست، زيرا روح از ذات باريتعالي است (قل الروح من امرربي) و دچار خدشه و بيماري و نقصان نميشود. آنچه ما لمس ميکنيم اشکالات رواني است که بايد در بعد سلامت روان فردي و جمعي براي آن برنامهريزي کرد، اما سلامت معنوي، ناشي از اعتقادات است، ناشي از ارتباط انسان با خالق خود ميباشد، ارتباط با قدرتي که کاملا فراتر از قدرتهاي شناخته شده مادي است.
اين ارتباط در ادبيات ديني ما به خوبي در الفاظ توکل و توسل و تسليم معني شده است، اما ما نتوانستهايم ارزش آن را در قالب مقالات علمي به ديگران نشان دهيم. Spirit که معني لطف را در ادبيات بينالمللي دارد، لغت لاتيني است به معني «نفس» و معنويت (spirituality) به معني احساس ارتباط با چيز پاکي است که فراتر از يک شخص و يا قدرت شناخته شده است. اين معنويت معرف «هدف» و «معني» در زندگي انسانها است.
تعريف جديد از مرگ
اثر معنويت در سلامت به دليل زير ساختارهاي فردي و اجتماعي که ايجاد ميکند از شروع بيماري و عوامل موجود آن تا مرگ تاثيرگذار است.شناخت ابعاد معنوي حيات حتي ميتواند، تعريف جديدي از مرگ را براي بيمار ايجاد کند که با هيچ ساختار توان بخشي معمول نيز حاصل نميشود. به عنوان مثال در اسلام مرگ نوعي خلقت است که حتي قبل از حيات خلق شده است (خلق الموت و الحيات ليبلوکم ايکم احسن عملا) تا بهترين رفتارها را تبيين کند.
چنين تعبيري از مرگ آسانترين راه قبول آن (copying) است، اما جامعه پزشکي ما به دليل کم شناسي که از اثر سلامت معنوي در فرآيند بيماري و مرگ دارد، بازهم مرگ را در قالب قرصها و آمپولها و سرمها خلاصه ميکند که خيلي از مولفههاي علمي و اجتماعي بهدور است. در حالي که به عنوان مثال تبيين آيه شريفه «انا لله و انا اليه راجعون» به تنها ميتواند زحمات گروه پزشکي را به حداقل برساند و آنچه را دست نايافتني است، حاصل و به بيمار خود و خانواده او کمک کند.
مقدمهاي براي تحقيق
در تحقيقي که دانشگاه مک گيل کانادا براي کيفيت زندگي انجام شده است، مهمترين عوامل موثر در آن را ابعاد جسمي، رواني، اجتماعي، جنسي شناخته است، اما موضوع معنويت را به عنوان زمينه اصلي در همه اين ابعاد موثر قلمداد کرده است و آن را پيش زمينه کيفيت زندگي مناسب شناخته است. اگر چه معنويت روي کميت زندگي نيز تاثير گذار است و بهطور طبيعي در جامعه شاهد طول عمر بيشتر افراد معنوي هستيم، اما براي اثبات اين مدعا تحقيقات پيچيده زيادي لازم است صورت گيرد. اين مقدمه اگرچه تبيين اهميت سلامت معنوي را مينمايد، اما براي پياده سازي آن به مولفههايي احتياج است مثل بهرهگيري از متخصصان دين و معنويت، بهرهگيري از متخصصان پزشکي و پيراپزشکي معتقد بر معنويت و دنياي باقي، طراحي ساختار کلينيکي براي پاسخگويي بر اين بعد از سلامت در ابعاد بستري و سرپايي و يا اقدامات عمومي سلامت مثل ارتقاي سلامت و پيشگيري. توقف روي معناي آيه شريفه «و ننزل من القران ما هو الشفاء و رحمه للمومنين و لا يزيد الظالمين الاخسارا» خود به تنهايي ميتواند چگونگي بهرهگيري از اين مولفه معنوي را براي کشورهاي اسلامي (حداقل) نشان دهد.بديهي است اين توجه و عملکرد نيازمند راهکارها و سازو کارها و افراد متخصص ميباشد، آنهايي که اين آيه شريفه را از عمق جان قبول دارند: «و اذا مرضت فهو يشيفين
منبع : نورپرتال
لينک مطلب
