لزوم بازنگري در امر وقف‏

داستان وقف و ايقاف در طول تاريخ حيات اجتماعي و اقتصادي ميهن ما با فراز و نشيب‏هاي متعدد و گاه تأثرانگيزي همراه بوده و بقول معروف: يکي داستان است پر آب چشم.
در دوره‏اي، سلطاني براي فرونشاندن شعله‏هاي سرکش جهانخوارگي و کشورگشايي خود اين نهاد مقدس را که اغلب متعلق به مساجد بوده، لگدکوب سم ستوران لشکريان خود نموده و عوايد آن را صرف رزم‏ها و بزم‏هاي اهريمنانه‏ي خود کرده و در دوره‏اي ديگر شاهي از بخشش موقوفات به خويشاوندان و سرداران خود محبوب قلوب آنها شده و قبله‏ي عالم لقب گرفته است و يا ديگري با توسل به قلدري و زورمداري موجبات تعدي و تجاوز به اين نهاد برخاسته از عمق عاطفه انساني را فراهم آورده است.
آنچه که تاکنون از دست تطاول ايام و تعدي حکام به در رفته و با سربلندي باقي مانده است و به اکنون و اينک پيوسته است متأسفانه به علت عدم شناخت عمومي يا مخروبه است يا اغلب در شرف تخريب، گرچه تلاش‏هاي مستمر متوليان امر و در رأس آن سازمان محترم اوقاف هيچ‏گاه نديده تلقي نشده و مأجور در پيشگاه حق است. اما آنچه که مسلم است، بدون يک آموزش و تبليغ و بسيج همگاني، ستردن غبار زمان از اين امانات الهي اگر محال نباشد، مشکل است و بر اينجا و اکنونيان فرض و تکليف است که آثار گرد و غبار زمان را از اين ميراث معنوي نياکان سترده و حتي‏المقدور با ايجاد ديدگاه‏هاي جديد و نگرشي نوين با تطبيق به نياز و ضرورت زمان، به وقف و توهمات و ذهنيت مقلوب (ساختگي شايد ناشي از جهل) و عدم رسيدگي و يا عملکرد نادرست گذشتگان (اعم از متولي يا حاکم) را با عملکرد صحيح خود، زدوده و با احياي موقوفات، فرهنگ متعالي وقف و ايقاف را در جامعه ترويج نموده و اين امانات الهي را که از پيشينيان نيک‏انديش و مؤمن به دست ما رسيده به صاحبان اصلي امانات (آيندگان) تحويل نماييم، طوري که عملکردمان الگوي آيندگان باشد تا آنان نيز به پاس اين وظيفه‏مندي ما اين صدقات جاريه را حفظ و به آيندگان بعد از خود بسپارند... چرا که: يکي از شرايط اصلي وقفيت مؤبد بودن آن است پس: با احيا و حفظ موقوفات ابديت آن‏ها را تضمين نماييم.
با عنايت به آنچه که گذشت، ابتدا بايد موقعيت و روند کنوني اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي جامعه‏ي خود را با تحليل مشخص از اوضاع و احوال فعلي تعيين نمود و با شناخت دقيق از نقش موقوفات در گذشته و بنيادهاي وقفي کنوني در جوامع مختلف امروز اعم از غرب و شرق به سراغ شناسايي ضرورت‏ها و نيازهاي امروز رفت و تدابير لازم را جهت حل و فصل آنها با همياري و استعانت از صاحبنظران اتخاذ کرد و سپس در جهت سرمايه‏گذاري براي گسترش کمي و کيفي آنها اقدام کرد.
وقف قبل از همه چيز به مثابه‏ي يک پديده و شيوه اقتصادي در اکثر جوامع مقبول و مورد عمل است، با استفاده از تجارب تاريخي خود و جوامع ديگر بي‏آنکه خدشه‏اي به آداب و سنن اجتماعي ما وارد شود و ما را در ورطه‏ي تجددگرايي منفي بغلتاند، با استفاده از نظر کارشناسانه‏ي صاحبنظران فقهي، حقوقي، اقتصادي و فرهنگي و بخصوص مقامات روحاني، همانگونه که از تکنولوژي دنياي معاصر در اغلب زمينه‏هاي فني ) صنعتي و آموزشي بهره‏برداري مي‏شود در جهت جستجوي راهکارهاي جديد و تأمين امکانات، رفع نيازها براي موقوفات برنامه‏ريزي نمود.
تاريخ و سرنوشت ملت‏ها را مردان بزرگي مي‏سازند که جهت سير تاريخ را دريافته‏اند، اين مردان با ارايه‏ي انديشه‏هاي روشن خود، با ياري دست‏هاي تواناي مردم، جامعه را مي‏سازند و رهبري مي‏کنند، آينده‏اي روشن را در افق ترسيم مي‏کنند و اميد رفتن و رسيدن را به قلوب مردم نثار مي‏کنند، همانگونه که مي‏بينيم در طول حيات اجتماعي جامعه‏مان مساجد به عنوان مظاهر بارز وقف و ايقاف همواره توسط مردم و مقامات روحاني به طور خودگردان اداره شده و مي‏شود و نمونه‏ي عالي تعاون و
همبستگي مردم و روحانيت، به عنوان انديشمندان در همين مساجد متبلور شده است.
همواره مردم و شخصيت‏هاي مذهبي و فرهنگي بوده‏اند که فرهنگ ما و ايران را تاکنون حفظ نموده‏اند: »جا دارد براي درخشان نمودن جايگاه بلند وقف، تأکيد بيشتري بر آن، رغبت‏افزايي و گرايش‏آفريني به سوي وقف در هر شکل و صورت آن بخصوص بنيادهاي وقفي موضوعي انعطاف‏پذير در اقتصاد ما شکوفا شود«20)
همانگونه که در روزگار ما اغلب پديده‏ها، کارکردهاي جديدي پيدا کرده‏اند و در نتيجه، تأثير و کاربرد قبلي خود را از دست داده‏اند، پديده‏ي وقف نيز در تلفيق با تجربيات و علم و نيازهاي امروز اجتماعي، لاجرم مي‏تواند تأثير و کارسازي بيشتري داشته باشد اگر بتوان به واقفان پيشنهاد نمود که دست متولي يا حاکم را در مورد عمل به وقف قدري بازتر بگذارند، در درازمدت وقف در ماندگاري و تأثير خود موفق‏تر خواهد بود.
همچنانکه در کلام امام (ره) مبني بر عدم حقيقت شرعيه براي وقف ذکر گرديد، بر مقامات روحاني و بر سازمان اوقاف است که ضرورت انعطاف در موقوفات قابل انعطاف و بسط حقوقي و ديني و تکامل آن را روشنتر ساخته و آنجا که امکان تغيير در مصارف يا قيد زمان و مکان ميسر است و اقتضاي شرايط زماني ايجاب مي‏کند در صورت اجازه شرع مقدس از مقام محترم ولي فقيه اخذ مجوز نمايند. به عنوان مثال: موقوفه‏اي در شهري جهت اطعام در ماه محرم صرفا به صنف مسگر وقف گرديده که بنا به ضرورت زمان و در سير تحولات اجتماعي، مسگري به عنوان صنفي از صنعتگران قديم رو به زوال نهاده و ديگر مسگري وجود ندارد که مصداق موقوف عليهم قرار گيرد (هر چند موقوفات از اين دست تحت عنوان متعذرالمصرف ناميده مي‏شوند و اغلب در بريات عامه هزينه مي‏شوند) اما به لحاظ انتفاي موضوع بايد محل مصرف مشخص و دايمي بر آنان تعيين شود چرا که بريات عامه طيف وسيعي را عرفا در بر مي‏گيرد که هر کجا و هر چيز را مي‏تواند شامل گردد، در صورت تعيين دقيق محل مصرف مي‏توان در يکي از ابعاد آن (فرهنگي ) اجتماعي و...) هزينه شود و سليقه‏ي متولي و يا متصدي وقف موجبات پراکندگي آن نخواهد بود. نيازها و کمبودهاي اجتماعي در کشور رو به رشد ما خصوصا در جنبه آموزش (اعم از ابتدايي يا عالي) کاملا مشهود است و فضاي آموزشي يا نيروي انساني روز به روز رو به کاهش مي‏گذارد که درک ضرورت و رعايت اولويت‏ها ايجاب مي‏نمايد که تمامي امکانات متصور و احتمالي در اين زمينه به کار گرفته شوند و چه بهتر از موقوفات، که از گذشته‏هاي دور نقش اساسي در تربيت و تعليم جامعه داشته است؟ رسانه‏هاي گرهي مي‏توانند بالاترين و مؤثرترين نقش را در پيشبرد تبليغ و ترويج وقف و تعريف مقاصد متنوع و نتايج امر خير وقف را در زمره‏ي واجبات و تکليف شرعي دانسته و زمينه‏ي گسترش آن را توسط افراد خير و نيک‏انديش فراهم آورند.
منبع : راسخون





لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 3:48 PM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET