نقش وقف در گسترش مالکيت
در دورههاي گوناگون با اشکال مختلف مالکيت زمين مانند اقطاع، خالصه، تيول و... روبهرو ميشويم اما وقف در شکلبنديهاي مختلف اقتصادي و اجتماعي حضور مستمر خود را به انحاي مختلف به رخ ميکشد که در عين حال با تمامي انواع مالکيتها تفاوتهاي عمدهاي دارد.
در وقف برخلاف انواع مالکيتها که حرکت از مالکيت عمومي به مالکيت خصوصي است، به نوعي مالکيت عمومي تبديل ميشود زيرا اموال موقوفه همچون اموال عمومي قابل فروش و بخشش و ارث نيستند و غالبا به موقوف عليهم تعلق دارند يعني اصل آنها ثابت و غيرقابل انتقال و درآمد آنها براي موقوف عليهم است، وقف هدايت مالکيتهاي خصوصي افراد به سمت مصالح عمومي است که اسلام آن را با شرايطي مورد تأييد قرار داده و راهي است که انسان ميتواند مالکيت خود را تا ابد تضمين نمايد و اين تنها استثنايي است که در ابدي کردن مالکيت وجود دارد و به همين جهت است که وقف مصداق صدقهي جاريه نميشود و براي واقف هميشه مفيد و ثمربخش خواهد بود لذا اسلام سفارش ميکند اگر ميخواهي مالکيت و اموالت در اختيارت باشد در راهي که ميخواهي به مصرف برسد آن را در راه خدا وقف کن 15)
در خصوص وقف و مالکيت از نوع استثنايي آن بعضي از محققان تا آنجا پيش رفتهاند که آن را شکلي از مالکيت اشتراکي قلمداد نمودهاند. نويسندهي کتاب تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي از استاد بندلي جوزي چنين آورده است: استاد بر اين بوده است که نهضت اسماعيلي در تقسيم اراضي رايگان در بين نيازمندان به منزلهي يک کار اشتراکي (سوسياليستي) بوده است و چنانچه اين سخن درست باشد سياست فاطميها يعني همان اسماعيليان در زمينهي وقف بنا به گفتهي اين محقق اجراي برنامههاي سوسياليستي بوده است. اما در مغرب (اسلام) موضوع »مصالح مرسله« که فقه مالکي به آن ممتاز ميباشد رواج داشته است اين شيوه شبيه چيزي است که ما امور آن را »مصالح عامه« براي مردم ميناميم، و اين موضوع در انتشار دامنهي اوقاف در راه منافع عامه از قبيل
مساجد و مدارس و بيمارستانها و اماکني از اين قبيل که سودش شامل حال همهي مردم باشد تأثير داشته است
منبع : راسخون
لينک مطلب
توسط صغری شکوهی در شنبه 29 خرداد 1389 ساعت 3:41 PM
نظرات 0
