وقف منافع و حقوق
محقق ثاني در ذيل اين عبارت توضيح داده است که احتمال ميرود منظور مصنف، اين باشد که وقف عين مستأجره از ناحيهي مالک صحيح نيست... و نيز احتمال ميرود که وقف از ناحيهي مستأجر صحيح نباشد؛ زيرا مستأجر، مالک عين نيست، لذا مالک نقل و حبس آن نيز نخواهد بود، چون در منافع، معناي وقف متصور نيست. (561) مفتاح الکرامة از غنيه نقل کرده است که: در عدم صحت وقف منفعت هيچ خلافي نيست، هر چند کساني که متعرض وقف منفعت شدهاند، (562) اندکند.
البته از مضمون و مفهوم عبارات همهي کساني که در مال موقوف، عين بودن را شرط ميدانند، ميتوان استفاده کرد که وقف منافع جايز نيست. همچنين از حديث نبوي صلي الله عليه و آله که فرمود: «حبس الاصل و سبل الثمرة»، واضح است که در منافع اصلي تصور نميشود تا محبوس شود. جواهر بر اين مسأله ادعاي ضرورت مذهب، بلکه دين را کرده است، هر چند ابوالصلاح حلبي در کافي همان تسبيل منفعت را در وقف کافي ميداند (563)
نکتهي ديگري که توجه به آن در اين جا مفيد است، اين است که: وقف بنا، درخت و مانند اينها که در زمينهاي استيجاري و يا اراضي خراجيه قرار دارند، اما ملک افراد هستند، بايد بلامانع باشد؛ زيرا هر چند زمين ملک واقف نيست، اما اموال ياد شده شرايط مال موقوف را دارند؛ يعني عين قابل انتفاعي هستند که انتفاع از آنها موجب اتلاف و استهلاکشان نميشود. علامه در تذکره در مورد وقف چنين اموالي احتمال صحت داده است و دليل را همان وجود همهي شرايط صحت ذکر کرده است(564)
با روشن شدن اين مسأله حکم وقف «حقوق» نيز روشن ميشود. براي اين که حقوق از اين حيث از منافع هم ضعيفتر ميباشند.
لينک مطلب
توسط صغری شکوهی در شنبه 29 خرداد 1389 ساعت 3:05 PM
نظرات 0
