وقف از سال 1920 تا عصر حاضر

در دهه‏ي دوم قرن بيستم عراق استقلال يافت و در سال 1920 نخست تشکيلات وزارتي برقرار گرديد که در بين آنها وزارتخانه‏اي نيز براي اوقاف در نظر گرفته شد، اما بعدها در سال 1929 به موجب قانون شماره‏ي 36 اين وزارتخانه منحل و اداره‏ي کل تبديل شد که وابسته به نخست وزيري بود. سپس کليه‏ي اختيارات و حقوق موجود در قوانين و مقررات مربوط به اوقاف و اداره‏ي آن به نخست وزير واگذار شد.
در سال 1964 بار ديگر وزارت اوقاف به موجب قانون شماره‏ي 34 سال 1964 تشکيل شد و اين با توجه به گسترش حاصل در کارهاي اوقاف و نياز رسيدگي به امور از سوي شد. يک وزير بود، تا به طور مستقيم بر آن نظارت داشته باشد. وضع تا سال 1965 اين گونه بود تا اينکه بار ديگر وزارتخانه به موجب قانون شماره‏ي 143 درسال 1965 و به دليل صرفه‏جويي در هزينه منحل شد زيرا اوقاف بودجه‏ي مستقلي داشت و اين هزينه‏ي سنگيني براي دولت به بار مي‏آورد از اين رو همانند سابق تحت نظارت نخست وزير درآمد البته توأم با تشکيل «رياست دفتر اوقاف» به رياست فردي که در رتبه‏ي سرپرست وزارتخانه بود. در سال 1970 دفتر رياست اوقاف به دفتر رياست جمهور ملحق (وابسته) شد که اين به موجب مصوبه‏ي شوراي فرماندهي انقلاب به شماره‏ي 321 در تاريخ 29 / 3 / 1970 صورت مي‏گرفت، به موجب اين مصوبه رييس جمهور خود رييس عالي ديوان اوقاف و ناظر مستقيم بر اجراي قوانين و مقررات مربوط به اين تشکيلات بود، که طبق آن لازم بود صدور مقررات و دستورات و رهنمودها از سوي رييس جمهور يا از سوي کسي که رييس جمهور او مأمور کرده است باشد و اين طبق ماده‏ي نخست قانون ديوان اوقاف به شماره‏ي 44 سال 1970 انجام مي‏شد.
شوراي عالي اوقاف پيش از اين مجلس شوراي اوقاف ناميده مي‏شد و اسم جديد خود را به موجب قانون منسوخ
اداره‏ي اوقاف به شماره‏ي 107 سال 1966 پيدا کرد و پس از صدور قانون اصلاحي جديد اوقاف بعه شماره‏ي 64 سال 1966 به همين نام باقي ماند، اين شوراي عالي به موجب قانون اصلاحي شماره‏ي 50 سال 1969 به دو هيأت ديني و مالي تقسيم شد، سپس با قانون اصلاحي چهارم به شماره‏ي 167 سال 1970 به وضع اول خود بازگردانده شد.
ماده‏ي 4 اين سازمان تصريح دارد که شوراي عالي متشکل است از رييس ديوان اوقاف، عضو دادگاه تمييز و دو تن از علماي بزرگ، رييس دانشکده‏ي امام الاعظم، دو تن از اقتصاددانان برجسته و کارشناس املاک (65)
با توجه به وجود موقوفات شيعه در عراق و به ويژه موقوفات عتبات عاليات در نجف و کربلا و کاظمين و سامرا و مساجد تاريخي مانند مسجد کوفه و مسجد براثا در بغداد و قبور اوليايي همچون حضرت ابوالفضل العباس در کربلا و ديگر قبور مهم و مشهور که ماده‏ي بيست و هفتم از سازمان عتبات مقدس شماره‏ي 21 سال 1969 م نيز به آنها اشاره دارد و حکومت‏هاي آل بويه و صفويه و ديگر تاجران و ثروتمندان وقف عتبات کرده بودند که مقدار آنها نيز بسيار زياد است، از اين رو قانون اداره‏ي عتبات مقدس در سال 1966 وضع گرديد و اصلاحيه‏هايي نيز بر آن وارد شد که تصريح داشت به اختصاص دادن اداره‏ي مخصوصي براي عتبات مقدس، و اين نبود جز نتيجه درخواست‏هاي مصرانه‏ي جامعه‏ي شيعه در عراق، اما بازهم مشکل اوقاف حل نشد.
به عنوان مثال در کربلا شهري که قبور مقدس امام حسين بن علي (ع) و برادرش ابوالفضل عباس و شهداي طف را در خود دارد، زمين‏هاي موقوفه‏اي که در اداره‏ي اوقاف به ثبت رسيده باشد ندارد بلکه برخي منابع اشاره دارد که موقوفات آن شهر از برخي منابع اشاره دارد که موقوفات آن شهر از برخي سراها و محله‏ها تجاوز نمي‏کند که اين در مقايسه با قبور ديگر اوليا در بغداد بسيار اندک است و اين معقول نيست. چنانچه در برخي منابع دقت کنيم خواهيم ديد که تا دهه‏ي چهل منبع حقوق خدام ضريح در کربلا اساسا مبتني نذورات زوار اين مرقدها بود، البته پيش از آنکه دولت حقوق ناچيزي براي ايشان در نظر بگيرد، وآنگهي چنانچه همه‏ي عايدات وقف در کربلا گردآوري شود براي ترميم مساجد و ديگر اماکن ديني اين شهر کافي نيست، همين وضع در نجف و کوفه و حله و ساير مناطقي که انبوه شيعيان در آنجا اقامت دارند نيز وجود دارد، حتي سنت تدفين اموات در قبرستانهاي بزرگ شهرهاي مقدس خود از منابع درآمد قابل توجه بود که اين نيز در اختيار عتبات قرار نگرفت، بلکه در بودجه‏ي انبوه و کلي اوقاف گم شد.

منبع : راسخون





لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 2:49 PM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET