- استراتژی نام‌گذاری سال تقریباً نزدیك به دو دهه است كه از سوی رهبر انقلاب پیگیری می‌شود. شما این موضوع را چگونه ارزیابی می‌كنید و فكر می‌كنید ایشان از این اقدام خود چه هدفی را دنبال می‌كنند؟
البته قبل از ایشان هم امام(ره) در زمان خودشان یكسری شعارهایی را مطرح می‌كردند. منتهی این مسأله در چند سال اخیر پررنگ‌تر شده است. اصل این كه هر سال با یك محوریتی تعریف شود، به نظر من كار بسیار خوبی است؛ یعنی ما می‌توانیم یكسری از مسائل و مشكلات یا یكسری از امتیازات‌مان را مدنظر قرار دهیم و به تناسب رفع آن نواقص یا پررنگ كردن آن امتیازات، یك شعاری را برای سال تعریف كنیم.

لذا استراتژی نام‌گذاری یك استراتژی كاملاً شناخته‌شده‌ای است و بیشتر هم در قالب شعار مطرح است، یعنی سعی می‌كنند یك جمله بسیار كوتاه یا تركیب واژگانی هماهنگ باشد تا بتواند مفهوم مورد نظر را به بهترین شكل برساند. به نظر من نام‌گذاری هم طبق همین سیاست و متناسب با ضرورتی كه رهبر انقلاب و قبل از ایشان امام خمینی(ره) می‌دیدند بوده و روی آن تأكید می‌كردند تا هم به آن توجه ویژه شود و هم كارها حول این محور متمركز شود. برخی از این شعارها یك آموزه تربیتی مثل سال پیامبر اعظم(ص) به همراه دارد كه به نوعی اسوه و الگو بودن پیامبر را مد نظر دارد و هدفش این بود كه این مسأله برجسته شود و پیامبر كه الگوی مسلمانان است محور توجه جامعه مسلمان ما قرار بگیرد و رفتار، گفتار، كردار، منش، سیره اجتماعی، سیاسی و اخلاقی‌شان مبنا و مورد توجه افراد جامعه قرار گیرد. گاهی این نام‌گذاری‌ها به نوعی می‌خواهد در برابر جریانی كه تهدیدكننده است قرار بگیرد و هشدار بدهد؛ مثلاً سال وحدت ملی و انسجام اسلامی در آستانه یكسری تحركاتی بود كه سلفی‌ها و وهابیون برای تفرقه بیشتر در بحث تكفیر شیعه و سنی و مذاهب دیگر شروع كرده بودند.

این شعار مهمی بود كه رهبری به‌خاطر این كه مشخص كنند كه برای ما مسأله انسجام اسلامی در برابر آن هجمه تكفیر مهم است، مطرح كردند. گاهی هم در بحث نام‌گذاری‌ها نگاه مدیریتی وجود دارد؛ مثلاً اصلاح الگوی مصرف جزء این بخش است و می‌خواست مشكل مصرف ما را در همه بخش‌ها اعم از خوراك، پوشاك، سوخت، تولید و هرچه كه تبدیل به كالایی می‌شود یا به‌طور مستقیم مصرف می‌شود و از بین می‌رود در كانون توجه قرار دهد. هدف این بود كه ما این عیب را هم بشناسیم و هم برطرف كنیم. من معتقدم كه اصل استراتژی تعریف یك نام یا شعار برای سال كار خوبی است و می‌تواند آثار مثبتی داشته باشد.

- چه آثاری داشته است؟
مثلاً وقتی سال حضرت امام(ره) مطرح شد، انصافاً در خصوص شخصیت امام، افكار و اندیشه امام و معرفی ایشان به نسل جوان كارهای بسیار مثبتی انجام گرفت. سال امام علی(ع) از نظر فعالیت‌هایی كه در راستای تبیین شخصیت ایشان انجام شد، اعم از آثار مكتوب و تدوین یكسری دانش‌نامه‌ها، توانست نقش خوبی را ایفا كند.

- به نظر شما مجموع این سال‌ها وقتی در كنار هم قرار می‌گیرند یه خط مشخص و هدف درازمدت به مثابه استراتژی را دنبال می‌كنند یا این كه این نام‌ها در محدوده یك سال به‌خصوص باید مورد ارزیابی قرار گیرند؟
اعتقاد من این است كه تأكید رهبر انقلاب و جهت‌گیری ایشان طبیعتاً بردن جامعه به سمت طراحی یك تمدن نوین اسلامی است؛ تعبیری كه خود ایشان بارها مطرح كرده‌اند. ایشان به نوعی می‌خواهند اركان این تمدن و آموزه‌های اصلی و جدی این تمدن را در هر سال به تناسب شرایط و مقتضیات مطرح كنند و بسط دهند و پیش ببرند. لذا من معتقد هستم كه طرح كلانی وجود دارد منتها اولویت‌بندی این‌ها جای بحث دارد. به نظر می‌رسد یكسری شرایط دست‌به‌دست هم می‌دهند یا به‌عبارت دیگر شاید یك نام‌گذاری براساس یك استراتژی پلكانی دقیق را نتوان عنوان كرد. اگر مثلاً صد عنوان برای رسیدن به تمدن مورد نظر وجود داشته باشد، شاید در نگاه اول منطقی این باشد كه این مسائل طبقه‌بندی و دسته‌بندی شوند ولی به تناسب شرایط زمانی و مسائلی كه پیش می‌آیند، گاهی اولویت‌هایی مطرح می‌شوند كه این نگرش پلكانی را منتفی می‌سازند. لذا شعارها دو جنبه دارند؛ هم جنبه در مسیر كلان اهداف بودن و هم برطرف كردن یكسری نیازهای روز. لذا به اعتقاد بنده این شعارها یكسری نیازهای مبتلابه و اورژانسی را هم مدنظر قرار می‌دهند.

- به نظر شما نام‌گذاری سال از سوی رهبر انقلاب چه الزاماتی برای مسؤولین و دست‌اندركاران كشور به‌وجود می‌آورد؟
بحث نام‌گذاری به همان تعبیری كه عرض كردم، معرفی یك شعار است؛ یعنی یك قانون، دستور و ابلاغ رسمی حساب نمی‌شود و می‌خواهد جهت حركت‌ها و محور فعالیت‌ها را مشخص كند. تا امروز این نام‌گذاری‌ها حكم یك دستورالعمل ابلاغی نداشته و این شعارها به‌عبارتی بیشتر حالت جریان‌سازی و فرهنگ‌سازی داشته و در پی یك اقدام اجباری نبوده و هدف هم این نبوده است. هدف اصلی بیشتر فرهنگی است تا اجرایی. اگرچه در برخی سال‌ها ستادهای ویژه‌ای تشكیل شد، مثلاً ستاد سال امام علی(ع) اقداماتی را طراحی و برنامه‌ریزی می‌كردند و كمیته‌هایی را تشكیل دادند؛ مثلاً تدوین دانش‌نامه امام علی(ع) محصول كار همین كمیته‌ها بود، اگر چه بعداً منتشر شد اما طرح و ایده‌اش آن‌جا شكل گرفت، درحالی‌كه این مسأله دستور رهبر معظم انقلاب نبود.

سال امام خمینی(ره) نیز به همین صورت بود. ستادی تشكیل شد و برنامه‌ها و اقداماتی را پی‌ریزی كرد كه هنوز هم ادامه دارد. بنیاد امام و انقلاب اسلامی توسط جهاد دانشگاهی پایه‌گذاری شد كه محصول همان سال بود. كارهای پژوهشی زیادی انجام شد. جشنواره سالیانه طریق جاوید از همان سال شروع شد. می‌خواهم بگویم در هر سال به تناسب آن شعار اقداماتی طراحی شده، پیش‌بینی شده، شروع شده و استقرار پیدا كرده است. در بعضی سال‌ها نیز خود رهبری تأكید داشتند كه این موضوعی گفتند، مخصوص این سال نیست، همه سال‌ها باید این‌طوری باشد و تأكید داشتند اگر در سال بعدی ما شعار جدیدی را مطرح می‌كنیم به این معنا نیست كه شعار قبلی منتفی شده باشد و هنوز هم همین محور برای فعالیت‌ها وجود دارد. برداشت من این است كه در همین حد باید به موضوع نگاه كرد.

- نام‌گذاری‌ها چه پیامدهایی در حوزه فرهنگ عمومی جامعه داشته‌اند؟ و چه كارهایی باید كرد تا این تأثیرات عمیق‌تر باشند؟
در عرصه فرهنگ عمومی، ما باید تلاش كنیم تا این شعار به‌عنوان یك نگاه محوری مطرح شود و كم‌كم تبدیل به فرهنگ شود و ادبیات جامعه به آن توجه كند و به‌عنوان یك شاخص رفتار خودش را ارزیابی كند. این به نظر من در عرصه فرهنگ عمومی مهم است، ولی این كه این شعارها چقدر توانسته‌اند در عرصه فرهنگ عمومی ما نقش ایفا كنند به نظر من نیاز به كار میدانی و تحقیقاتی دارد. این‌كه در مقایسه با دو، سه سال قبل، امسال یا سال آینده - چون تأثیرات فرهنگی ممكن است آنی ظهور نكند- خودمان را با سال‌های قبل مقایسه كنیم؛ می‌توان به دست آورد كه چه‌قدر توانسته در فرهنگ عمومی اثرگذاری كند و تا كجا توانسته نفوذ كند.

به نظرم برخی شعارها چون برای افكار عمومی ملموس‌تر است، بهتر مورد استقبال قرار می‌گیرد. برخی از شعارها ممكن است فنی‌تر بوده و بیشتر ناظر بر بخش‌های مدیریتی جامعه باشد، شاید كمتر در عرصه اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. بنابراین خود شعارها هم از لحاظ میزان نفوذ در فرهنگ عمومی متفاوت از هم هستند. مثلاً فرض كنید بحث "انضباط اجتماعی و وجدان كاری". این یك مقوله كاملاً مرتبط با فرهنگ عمومی است كه یك سال نیز رهبر انقلاب همین موضوع را انتخاب كردند، شاید این نام برد بیشتری در فرهنگ عمومی داشت ولی وقتی كه شعاری تخصصی‌تر مثل وحدت ملی و انسجام اسلامی مطرح می‌شود، خیلی بحث فرهنگ عمومی ما نیست بلكه بیشتر در حوزه سیاسی و بین-المللی خودش را نشان می‌دهد. طبیعی است كه چنین شعارهایی كمتر وارد عرصه فرهنگ عمومی می‌شود. بنابراین نوع شعار هم خیلی متفاوت است. مثلاً اصلاح الگوی مصرف شعاری است كه جنبه فرهنگ عمومی بالایی دارد و می‌توانست تأثیرگذار در فرهنگ عمومی باشد.

- فكر می‌كنید چه موانعی باعث شد تا سال "اصلاح الگوی مصرف" آن‌طور كه باید مورد توجه قرار نگیرد؟
به‌خاطر برخی حواشی كه در این سال به‌وجود آمد، تقریباً نیمی از سال را از دست دادیم و فرصت از بین رفت. به عبارت دیگر، افكار عمومی درگیر با چیزهای دیگری شد. اگرچه صدا و سیما و مطبوعات تلاش كردند تا نگذارند این مسأله كمرنگ شود ولی خوب طبیعی است وقتی كه فكرها متمركز یك اتفاق و موضوع اجتماعی مهمی است، بقیه مسائل در درجه دو و سه مطرح می‌شوند. با همه این اوصاف، به نظر من هنوز هم این امكان وجود دارد كه این مسأله برای سال آینده استمرار پیدا كند و بحث اصلاح الگوی مصرف در كنار یك شعار دیگر مطرح شود تا فراموش نشود. لذا من امسال را دچار یك شرایط غیرعادی از نظر حضور در افكار عمومی و حتی در عرصه‌های اجرایی و مدیریتی كشور دیدم. چون دولت كه بخش اجرایی را در اختیار دارد درگیر مسائل انتخابات شد و عملاً پنج، شش ماه را برای برنامه‌ریزی از دست داد. دولت می‌توانست هزینه‌ها و مصارف و الگوهای اشتباهی كه الآن در ارگان‌ها و نهادهای مختلف وجود دارد را تصحیح كند.

رهبر انقلاب نیز در سخنرانی خودشان تعریض به این موضوع داشتند كه برخی مسائل نباید ذهن ما را از رسیدگی به كارهای اصلی كه باید انجام شوند باز بدارد. ایشان باز هم مشكلات و مسائل الگوی مصرف در كشور را تأكید كردند. لذا به نظر من رهبری به‌طور قطع از میزان استقبال از شعار اصلاح الگوی مصرف و میزان عملیاتی كردن این شعار در عرصه‌های مختلف رضایتی ندارند و این موضوع در تعبیرات ایشان كاملاً روشن است. ایشان مطرح كردند كه دولت نباید ذهن خودش را درگیر این مسائل كند. دولت باید كار خودش را كند و كارها را به تأخیر نیندازد. من معتقدم دولت نباید شعار اصلاح الگوی مصرف را به حاشیه ببرد، بلكه باید كار خودش را بكند و اگر هم مسائل سیاسی وجود دارد، بخش‌های مرتبطی وجود دارند كه آن‌ها باید این مسائل سیاسی را سامان بدهند، نه این‌كه دولت وارد این امور شود. لذا امسال آن طور كه باید به این شعار محوری پرداخته نشد.

- چه موانعی بر سر راه تحقق این شعارها وجود دارد؟
در بعضی از سال‌ها ستادی جهت پیگیری شعار مطرح می‌شد، ولی امسال من نشنیدم كه ستادی به‌طور اختصاصی برای موضوع اصلاح الگوی مصرف تشكیل شود تا ایده‌پردازی كند، تصمیم‌گیری شود، ابلاغ و اجرایی شود. لذا جا دارد كه ما باز هم روی بحث الگوی مصرف بمانیم و بیشتر تأكید كنیم. از طرف دیگر، قبل از این‌كه این شعارها برای سال مطرح شوند، یك مجموعه‌ای باید مقدمات طرح این شعار را به گونه‌ای فراهم كند؛ یعنی باید برای افكار عمومی یك زمینه‌سازی صورت گیرد. اگر این زمینه‌سازی صورت بگیرد و بعد این شعار مطرح شود، گیرایی بیشتری پیدا می‌كند و در جای خودش قرار می‌گیرد. رهبری مشورت‌ها و ایده‌هایی را كه دریافت می‌كنند، جمع‌بندی و تصمیم‌گیری می‌كنند، ولی این كه این تصمیم بتواند اوقع فی‌النفوذ باشد و در جان و دل مخاطبان نفوذ پیدا كند، نیاز دارد كه از قبل تمهیداتی صورت گیرد.

مثلاً فرض كنید برای اصلاح الگوی مصرف خوب بود كه قبل از طرح این شعار یك مقدار روی الگوهای نامناسب مانور بیشتری داده می‌شد؛ به‌خصوص در اواخر سال كه نزدیك عید می‌شدیم، جا داشت كه یك ماه قبل از عید، گراهایی داده می‌شد و صدا و سیما و مطبوعات فضای ذهنی جامعه را آماده می‌كردند. در این حالت وقتی كه ایده اصلاح الگو مطرح شد می‌توانست خیلی نافذتر باشد یا مثلاً در بحث وجدان كاری و انضباط اجتماعی كه سال‌ها پیش مطرح شد، بهتر بود كه اطلاع‌رسانی بیشتری به جامعه صورت می‌گرفت و در خصوص مشكلات آمار داده می‌شد و آن‌گاه عنوان سال اعلام می‌شد.

البته یادم می‌آید یكی، دو سال قبل از سال وجدان كاری و انضباط اجتماعی بحث بهره‌وری در جامعه مطرح بود و فضای خوبی در جامعه ایجاد شده بود، ولی این به‌خاطر این شعار نبود بلكه این فضا به‌طور تصادفی در جامعه وجود داشت. خیلی از شعارها وقتی كه مطرح می‌شوند گویی جامعه با یك موضوع تازه‌ای برخورد كرده و تازه شروع به فكر كردن می‌كند. این مسأله فرصت را می‌گیرد و دو ‌سه ماهی طول می‌كشد تا مردم بفهمند موضوع از چه قرار است، علت چیست و چرا رهبری چنین نامی انتخاب كرده است. خوب اگر از قبل تمهیداتی چیده شود، جامعه دیگر دو سه ماه اول را از دست نمی‌دهد، بلكه وارد فاز عملیاتی می‌شود و جلو می‌رود.

نكته دیگر این است كه عملیاتی كردن شعار نیاز به بودجه دارد. خوب در اول سال كه شعار مطرح می‌شود بودجه كشور بسته شده، طبیعی است كه دیگر خیلی نمی‌شود روی شعار مانور داد، مگر این‌كه از قبل زمینه‌هایی چیده شود و گراهایی داده شود. یا مثلاً می‌شود در بودجه دولت یك بخش ویژه را برای همین شعار محوری سال تعریف كرد كه اگر نیاز به برنامه‌های ویژه بود، دیگر بودجه از بین نرود. یك ردیف ویژه تعیین شود و از طریق آن ردیف، شعار حمایت و عملیاتی شود.
مانع دیگری كه وجود دارد عدم توجیه برخی از دست‌اندركاران برای این شعارها است. در مواردی برخی از مسؤولان به نام سال اعتقاد ندارند و خیلی به آن اهمیت نمی‌دهند. یا این‌كه خیلی نمی‌خواهند شعار و مسأله را باز كنند. به‌عنوان مثال در بحث وحدت ملی و انسجام اسلامی، ما در بحث وحدت ملی خوب وارد شدیم ولی به‌خاطر دارم كه در مقوله انسجام و وحدت اسلامی خیلی كار جدی انجام نشد؛ یعنی موضوع در حد همان كارهای متعارف سالیانه باقی ماند و طرح و ایده جدید برای شعار انسجام اسلامی مطرح نشد.

بخشی از این موضوع برمی‌گردد به این‌كه آن‌هایی كه باید در مورد این مسائل تصمیم‌گیری كنند، خیلی به آن اهمیت نمی‌دهند و می‌گویند در همین حد كه شعار را تكرار كنیم، خوب است، نه این‌كه به آن بپردازیم و عمل كنیم. این یك واقعیت است. مثلاً در بعضی از جلسات می‌بینیم وقتی كه بحث وحدت پیش می‌آید می‌گویند خوب این شعاری است كه امام فرموده‌اند و بالأخره ما هم آن را می‌گوییم و اصلاً اعتنایی به قضیه نمی‌كنند. به نظر من یكی از آسیب‌های جدی این شعارها بی‌اعتنایی كسانی است كه باید پیگیر مسأله باشند؛ به این دلیل كه یا فهم درستی از قضیه ندارند و یا این‌كه آن را قبول ندارند و همین باعث می‌شود كه كار جدی صورت نمی‌گیرد.

راه‌كارهایی برای رفع این موانع می‌شناسید؟
به نظر من مسؤولین باید نسبت به شعار سال توسط خود رهبر انقلاب توجیه شوند؛ یعنی به نوعی اهمیت قضیه به آن‌ها تفهیم شود و از آن‌ها خواسته شود كه جدی وارد قضیه شوند تا موضوع به یك شعار صرف تبدیل نشود. از طرف دیگر، خود مجموعه‌هایی كه وابسته به رهبر انقلاب هستند باید بیش از مجموعه‌های دیگر در تبیین شعارها كمك كنند. چون وقتی شعار مطرح می‌شود تا ابعادش باز شود زمان می‌برد. اگرچه صلاح نیست شعار در قبل از موعدش علنی شود، ولی خوب است كه حداقل خود مجموعه دفتر از قبل روی شعار كار كند و خیلی سریع مواد لازم برای توجیه این شعار و زمینه‌سازی‌اش را تهیه كند و این جریان را مدیریت كند.

موضوع دیگر، درگیر كردن نخبگان درخصوص این مسأله است. نخبگان باید درخصوص شعارهای سال بیشتر درگیر شوند، به اعتقاد من این مسأله می‌تواند تأثیر بیشتری بگذارد؛ یعنی در این‌كه چه شعاری مثلاً امسال مطرح شود، بیشتر از نظرات مختلف استفاده شود تا ذهن‌ها روی موضوعات و ایده‌های مختلف بیشتر متمركز شود و بعد هم به نوعی در اطلاع‌رسانی و تبیین موضوع برای نخبگان بیشتر كار شود؛ یعنی یك مقدار تخصصی‌تر و فنی‌تر، اطلاعات مربوط به زمینه‌های انتخاب شعار و اهدافی كه از شعار مدنظر است داده شود. اصحاب رسانه، اساتید، نویسندگان، نظریه‌پردازان و ... در نوع ادبیاتی كه به‌كار می‌برند اثرگذار هستند. نخبگان باید جوتر از افكار عمومی درگیر بحث شوند

منبع : farsi.khamenei.ir





لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در یک شنبه 9 خرداد 1389  ساعت 12:32 AM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET