جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 8:32 PM
سال 89 درحالي از سوي رهبر معظم انقلاب به نام سال "همت مضاعف و کار مضاعف" نام گذاري شد که آقاي "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري به عنوان يکي از الگوهاي عملي اين شعار بزرگ، از ابتداي سال و در روزهايي که بيشتر مسئولان از زمان تعطيلات براي استراحت کردن استفاده مي کنند، او از ابتداي صبح تا پاسي از شب مشغول کار و تلاش است. 

به نظر مي رسد رييس جمهوري قبل از مزين شدن اين سال به نام همت مضاعف و کار مضاعف از سوي رهبر فرزانه انقلاب،خود يک مظهر و الگوي تمام عيار اين واژگان است. 

رييس جمهوري از ابتداي سال نيز همين روند را ادامه داد و همت و تلاش مضاعف خود را براي خدمت به مردم دو چندان کرده است.
احمدي نژاد با تلاش پيوسته و شبانه روزي، گفتمان کار و تلاش بي وقفه را با 2شناسه "انقلابي" و "مردمي" نهادينه کرده است. 

احياي گفتمان انقلاب، تلاش در جهت حاکميت ارزش ها، حرکت بر مسير عدالت، کار و تلاش خستگي ناپذير، حضور دولت در مناطق محروم، استکبار ستيزي، شجاعت و ايجاد روحيه خودباوري، فعاليت هاي عمراني، توسعه صنعت و کشاورزي از جمله اقداماتي است که احمدي نژاد را به عنوان پرکار ترين رييس جمهور معرفي مي کند.
انجام فعاليت 20 ساعت در شبانه روز، استفاده از ايام تعطيل براي سفرهاي کاري و ديدار با مردم، حضور در مجامع عمومي توسط احمدي نژاد، تنها گوشه اي از تلاش ها و فعاليت هاي رييس دولت هاي نهم و دهم است که اين فعاليت ها به طور معمول بيش از دو برابر فعاليت هاي يک رئيس‌جمهور به طور عادي است. 

در اين ميان عده اي به دليل برخي حسادت ها، خدمات، دستاوردها و اقدامات رييس جمهور در طول اين سال ها را زير سوال برده و تلاش کردند اقدامات خوب دولت را به نحوي ديگر جلوه دهند،درحالي که رييس جمهور تنها با کار و تلاش و روحيه خستگي ناپذير خود به آنان بي صدا و در ميدان عمل، پاسخ مي دهد. 

سفرهاي استاني به تمام شهرستان ها و بخش ها، روستاها و مناطق محروم و دور افتاده کشور، جلوه و نمونه اي از همت و کار مضاعف رييس جمهوري است که با ايمان به خداي متعال و عشق و ارادت ويژه به نظام و مردم همه وجود خود را صرف خدمت به مردم و اعتلاي کشورش مي کند.
احمدي نژاد در دهه سوم انقلاب بار ديگر گفتمان عدالت و عزت،خدمت به محرومان جامعه و ايستادگي در برابر دشمنان نظام را احيا کرد و وزرا و کابينه دولت را به ميان اقشار جامعه کشاند، تا نشان دهد روحيه خدمت بي منت به مردم به ويژه اقشار محروم جامعه که مورد تاکيد دين مبين اسلام، امام راحل و رهبر معظم انقلاب است،‌در دولت او موج مي زند. 

از همين امروز که نزديک به سه سال به انتخاب رييس جمهوري يازدهم باقي مانده، اين فرهنگ و مطالبه فراگير مردم واضح و مبين است که رييس دولت آينده کاري سخت و دشوار در پيش روي خواهد داشت، چون او ناگزيز است که روحيه جهادي، خدمت به مردم و فرهنگ ايستادگي در برابر دشمن و بدخواهان نظام را به عنوان مطالبه و خواسته واقعي و حقيقي نظام و مردم با جديت ادامه دهد. 

احمدي نژاد که به باور دوست ها و دشمنانش از هوش و ذکاوت بالايي برخوردار است، همواره و در زمان هاي مقتضي به برخي از فشارها، هجمه ها و جنگ هاي تبليغاتي و رسانه اي مخالفان و دشمنان خود پاسخ مي دهد. 

در روزهاي پاياني سال سفرش به قم و ديدار با برخي از مراجع عظام تقليد و برخي از شخصيت هاي ديني تاثيرگذار مويد اين هوش و زمان سنجي دقيق رييس جمهور براي انجام چنين ديدار هايي است. 

احمدي نژاد با آيات عظام، نوري همداني، مکارم شيرازي، سبحاني، آيت الله يزدي و مصباح يزدي ديدار و گفت و گو هايي انجام داد تا هم به برخي شبهه افکني ها پاسخ دهد و هم ارادت و علاقه شخصي خود به مراجع و علما را به همگان نشان دهد. 

اکنون يکي از مهمترين دغدغه ها و دلمشغولي هاي رييس جمهوري کوشنده و ساعي، اجراي هدفمند کردن يارانه ها است که دو طيف با دو ديدگاه متفاوت مخالف نظر رييس جمهوري درخصوص نحوه اجراي آن هستند. 

يک عده از سر دلسوزي و نگراني هايي که درخصوص نحوه اجراي هدفمند کردن يارانه ها دارند و طيف ديگر با اغراض سياسي و مخالفتي که با دولت دارند، نمي خواهند اين دولت و اين رييس جمهور اجرا کننده اين طرح بزرگ و ملي باشد.
اما به فضل خدا با روحيه خستگي ناپذير و تلاش و همت طاقت فرسايي که تاکنون همگان از احمدي نژاد مشاهده کرده اند و با توکل به خداي متعال و هدايت هاي مدبرانه رهبر معظم انقلاب و همراهي همه دلسوزان نظام،اين مرحله نيز به سلامت پشت سر گذاشته مي شود و فصلي جديد و نو در زندگي مردم پديد مي آيد.
به هر حال احمدي نژاد با روحيه اي که مخالف واژه خستگي است، سال جديد را نيز با سرکشي به شيرخوارگاه شهيد ترکماني منطقه 17 تهران،گفت وگوي زنده با مردم و سفر به شهر کرد و آبگيري بزرگترين سد بتوني کشور (کارون 4) و برگزاري جشن جهاني نوروز با حضور روساي جمهور چهار کشور،نمونه هايي از تلاش خستگي ناپذير و "همت مضاعف و کار مضاعف" رييس جمهور است که همچنان ادامه دارد...
گفتني است در دهم فروردين ماه جاري طي مصاحبه اي که خبرنگاران گروه سياسي ايرنا با جمعي از مردم تهران داشتند، به خاطر تلاش ها و مجاهدت هاي خستگي ناپذير رييس جمهوري، احمدي نژاد را الگوي عملي "همت مضاعف و کار مضاعف" در بين مسوولان مي دانستند.


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 8:17 PM

استفاده بهینه از زمان، تولید فكر، افزایش آگاهی، شناخت نیازهای جامعه و هدف‌دهی به تلاش، مهم‌ترین سرفصل‌های مورد نیاز برای فعالیت‌های دینی برای همت و تلاش مضاعف در این عرصه است

 نامگذاری سال جدید به نام سال همت و كار مضاعف، سبب شده است تا دستگاه‌ها و نهادهای دولتی و حكومتی عزمی راسخ در افزایش تلاش‌های خود برای بهبود هر چه بیشتر و بهتر اوضاع كشور از خود به نمایش بگذارند.

 

در حال حاضر، برنامه‌ریزی‌های كوتاه و بلند مدت در این خصوص در حال اجراست و در طبقه مردم عادی نیز اقداماتی در حال شكل‌گیری است تا با همت و كاری مضاعف و بیش از آنچه كه تاكنون انجام شده است، به تحقق اهداف ایران پیشرفته كمك و یاری شود. البته این پیشرفت و توسعه تنها در اقتصاد و صنعت و امور معمول و جاری زندگی بشری نیست و بدون شك فعالان عرصه‌های علوم انسانی و از جمله فعالان دینی نیز شامل این همت و كار مضاعف می‌شوند

 

اما آنچه كه باید مورد توجه قرار گیرد، راهكارهای رسیدن همت مضاعف در بحث فعالیت‌های دینی است كه بدون شك نیازمند رعایت برخی اصول و قواعد برنامه‌ریزی است

 

مهمترین اصل در این باره، استفاده مناسب از زمان به معنای حذف اوقات زائد معمول در حین انجام كار است

 

اگر شما در یك نهاد دینی كارمند هستید و طبق آیین‌نامه آن مؤسسه یا ارگان فعالیت می‌كنید، خوب می‌دانید كه در طول انجام كارهای روزانه ساعاتی از روز صرف اموری می‌شود كه شاید نیازی به پرداختن آنها نباشد

 

اهمیت زمان نه تنها امروزه كه از قرن‌ها و بلكه هزاران سال پیش اهمیت خود را داشته است، در كتب قدیمی، از جمله در عهد عتیق، عهد جدید، قرآن و دیگر كتب الهی، زمان مورد سفارش قرار گرفته است و حتی یكی از سوره‌های قرآن كریم به نام «عصر» كه به معنای دوره‌ و بازه زمانی است، نامگذاری شده است

 

پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) و به تبع آنها علما و اندیشمندان اسلامی نیز اهمیت زمان را یادآور شده‌اند و اگر ما به عنوان یك فعال در عرصه‌ و حوزه دینی، بتوانیم اهمیت آن را به خوبی درك كنیم، ناخواسته به دنبال كاری مضاعف خواهیم بود. كاری كه برای دین است و البته سهم بیشتری از عنایات و الطاف خداوندی را نیز به خود اختصاص می‌دهد

 

پس از درك اهمیت زمان برای رسیدن به كار مضاعف، باید به یاد داشته باشیم كه نسبت به آنچه كه می‌خواهیم و جامعه از ما می‌خواهد، آگاهی داشته باشیم

 

مطالعه بهترین اقدام برای رسیدن به این مهم است كه بدون شك خواندن كتاب در رأس تمامی مطالعات قرار دارد. حضور در اندیشه اندیشمندان جز با مطالعه آثار نوشتاری آنان به دست نمی‌آید و تمامی تحلیل‌ها و نقدهای موجود درباره نگاه و تفكر بزرگترین دانشمندان نیز با مطالعه كتب و مقالات آنان انجام شده است. هنگام مرور بر آثار اندیشمندان بزرگ، می‌توان به ایده‌ها و طرح‌های خلاقانه و مناسبی دست یافت

 

همچنین با حضور در فضای مجازی و دنیای وب نیز می‌توان به آگاهی و مطالعه رسید. وب سایت‌های دینی بی‌شماری به زبان فارسی در داخل و خارج كشور به‌روزرسانی می‌شوند و می‌توان با حضور در تارنماهای خبری ــ تحلیلی، با اتفاقات روز دنیای دینی آگاه شد و نسبت به این اخبار و اتفاقات به تصمیمات درست و مثبت در جهت رشد فعالیت‌های دینی و آگاهی‌سازی رسید

 

در این زمان و مرحله است كه یك فعال دینی با استفاده مناسب از زمان و رسیدن به آگاهی از طریق مطالعه و حضور در دنیای مجازی باید به تولید فكر بپردازد

 

تولید فكر یعنی ارایه طرح و ایده‌های بكر و خلاقانه به منظور استفاده از راه‌های مناسب برای رشد فعالیت‌های دینی كه البته حالت جمعی و گروهی آن به دلیل توجه به ریزه‌پردازی‌ها و انتخاب راه‌های رفع نقایص آن بیشتر مورد توجه است

 

هر ایده‌ای از جرقه‌ای در ذهن ایجاد می‌شود كه با مطرح كردن آن بین اعضای اتاق فكر امكان تبدیل به ایده‌ای با توانایی كاربردی شدن را دارد. در حقیقت تولید فكر مهم‌ترین و اصولی‌ترین اقدام در نحوه اتخاذ تصمیمات و مدیریت پروژه‌های دینی است

 

البته این تولید فكر باید بر اساس نیازهای درخواستی جامعه صورت گیرد

 

اجتماعات شهری و روستایی به نسبت وسعت، جمعیت، فرهنگ و موقعیت جغرافیایی دارای نیازهای دینی و مذهبی گوناگون نسبت به یكدیگرند

 

به عنوان مثال؛ درخواست‌ها و نیازهای دینی یك روستا با جمعیت محدود و البته نسبت تفكر و اندیشه‌های كمتر با شهرهای بزرگتر و نیازهای این شهرها با كلان شهرها متفاوت است

 

این سخنان به این معنی است كه تولید فكر و تلاش برای انجام فعالیت‌های دینی با توجه به موقعیت‌ و پتانسیل جامعه انجام گیرد

 

پس از گذر از این مراحل زمان آغاز تلاش مضاعف برای انجام فعالیت‌های دینی است

 

این تلاش البته باید هدفمند باشد تا به نتیجه و ثمر برسد

 

هدفمندی می‌تواند با استفاده از خروجی اقدامات گذشته یعنی رسیدن به آگاهی، تولید فكر و شناخت نیازهای جامعه صورت پذیرد

 

در صورت رعایت این نكات می‌توان محصولات دینی با قابلیت كاربری تولید كرد كه نیازهای جامعه را پاسخ دهد

 

بنابراین آنچه كه برای فعالیت‌های دینی در سال جدید نیاز داریم، استفاده از زمان، تولید فكر، افزایش آگاهی، شناخت نیازهای جامعه، هدفدهی به تلاش‌ها و كاربردی كردن محصولات دینی تولید شده است كه تنها با همت و كار مضاعف امكانپذیر است



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 8:16 PM

نويسنده: علامه شهید مطهری(رحمت الله علیه)
اين سخنرانى در 17 آبان 1349 شمسى مطابق 7 شوال 1390 قمرى در حسينيه ارشاد ايراد شده است.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد الله رب العالمين بارى الخلائق اجمعين و الصلاة و السلام على عبدالله و رسوله و حبيبه و صفيه، سيدنا و نبينا و مولانا ابى القاسم محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم و على آله الطيبين الطاهرين المعصومين،
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى (1)

در جلسه اى كه به مناسبت تولد وجود مقدس اباعبدالله الحسين در اينجا منعقد بود بحثى درباره اين مطلب كردم كه اگر كسى روح بزرگ بشود، خواه ناخواه تن او به زحمت و رنج مى افتد. تنها آن تن ها و بدنهايى كه آسايش كامل و احيانا عمر دراز، خوابهاى بسيار راحت، خوراكهاى بسيار لذيذ و اين گونه چيزها بهرمند مى شوند كه داراى روح هاى حقير و كوچكند، اما افرادى كه روح بزرگ دارند، همين بزرگى روح آنها سبب رنج تن آنها و احيانا كوتاهى عمر آنها مى شود، سبب بيماريهاى تن آنها مى شود. درباره اين مطلب مقدارى بحث كردم، مخصوصا شعر متنبى را خواندم كه مى گويد:
اذا كانت النفوس كبارا
تعبت فى مرادها الاجسام
امشب مى خواهم بحثى درباره بزرگى و بزرگوارى روح بكنم و فرق ميان اين دو را ذكر نمايم كه بزرگى روح يك مطلب است و بزرگوارى روح مطلب عاليترى است؛ يعنى هر بزرگى روح، بزرگوارى نيست. هر بزرگوارى ، بزرگى هست اما هر بزرگى، بزرگوارى نيست. حال توضيح مطلب:
مسلما همت بزرگ نشانه روح بزرگ است و همت كوچك نشانه روح كوچك است.
همت بلند دار كه مردان روزگار
از همت بلند به جايى رسيده اند
ديگرى مى گويد:
بلبل به باغ و جغد به ويرانه تاخته است
هر كس به قدر همت خود خانه ساخته است
و اين در هر مسيرى كه انسان قرار بگيرد صادق است.

همت بزرگ در راه دانش

مثلا در مسير علم همتها فرق مى كند، يكى قانع است كه ديپلمى بگيرد و در حد يك ديپلمه معلومات داشته باشد كه بى سواد نباشد. ولى ديگرى را مى بينيد كه اساسا به هيچ حدى از علم قانع نيست، همتش اين است كه حداكثر استفاده از عمر خودش بكند و تا آخرين لحظه عمرش از جذب و جلب و كشف مسائل علمى كوتاهى نكند. داستان معروف ابوريحان بيرونى را شنيده ايد، مردى كه محققين اعتراف دارند كه هنوز مجهول القدر است. اين مرد حكيم، رياضيدان، جامعه شناس و مورخ، مرد فوق العاده اى است بعضى او را بر بوعلى سينا ترجيح مى دهند. البته اگر بعضى از قسمتها و نواحى را در نظر بگيريم مسلم ابوريحان بر بوعلى سينا ترجيح دارد، همين طور كه در بعضى قسمتهاى ديگر بوعلى بر ابوريحان ترجيح دارد. اين دو معاصر يكديگر هم هستند. اين مرد شيفته دانش و تحقيق و كشف جديد است. سلطان محمود بالاجبار او را احضار مى كند، مى رود ولى مانند هر مرد باهمتى از هر فرصتى استفاده مى كند. سلطان محمود هندوستان را فتح مى كند. به همراه سلطان محمود به هند مى رود. مى بيند در آنجا گنجينه اى از اطلاعات و علوم است ولى زبان سانسكريت را نمى داند. اين زبان را در پيرى به حد اعلى ياد مى گيرد. سالهاى زيادى در آنجا مطالعه مى كند، اثرى به وجود مى آورد به نام تحقيق ما للهند من مقولة مر ذولة فى العقل او مقلولة كه اين كتاب امروز يكى از منابع بسيار با ارزش هند شناسان دنياست.
در وقتى كه اين آدم در مرض موت و در حال احتضار بود، يكى از فقها - كه همسايه اش بود - اطلاع پيدا كرد كه ابوريحان در چنين حالى است. رفت به عيادتش. هوشش بجا بود تا چشمش به فقيه افتاد يك مساله فقهى (2) از باب ارث يا جاى ديگرى از او سؤال كرد. فقيه تعجب كرد و اعتراض نمود كه تو در اين وقت كه دارى مى ميرى. از من مساله مى پرسى ابوريحان جواب داد من از تو سوالى مى كنم: آيا اگر من بميرم (نه اينكه من خودم مى دانم عن قريب مى ميرم) و بدانم بهتر است يا بميرم و ندانم گفت: بميرى و بدانى. گفت: به همين دليل مى پرسم. فقيه مى گويد بعدى از اينكه من به خانه ام رسيدم، طولى نكشيد كه فرياد بلند شد كه ابوريحان مرد! صداى گريه بچه هايش را شنيدم. اين را مى گويند يك مرد بزرگ كه داراى يك همت بزرگ در راه دانش است.

همت بزرگ در جمع كردن ثروت

ديگرى بزرگ است مثلا در جمع كردن ثروت. مگر همتها در گردآوردن ثروت ها متساوى است بعضى اساسا هيچ همتى در جمع كردن ثروت ندارند، هدفشان فقط اين است كه شكمشان سير بشود؛ نانى به دست بياورند ولو از راه نوكرى باشد، ولوا از راه دريوزگى باشد، ولوا راه راه تن به ذلت دادن باشد. ولى يكى مى خواهد داشته باشد، مى خواهد گرد بياورد. حال آنهايى كه همت جمع كردن ثروت را دارند، با هم مساوى هستند؟ ابدا.
برخى اساسا يك داعيه جمع كردن ثروت در وجودشان هست كه به كم قانع نيستند. اين نكته را هم عرض كنم كه گاهى بعضى از افراد بى همت به دليل اينكه عرضه ندارند، به دليل اينكه همت ندارند، به دليل اينكه مرد نيستند وقتى آدمى را مى بينند كه دنبال جمع كردن ثروت مى رود، تحقيرش مى كنند، به او مى خندند، آيات زهد را مى خوانند، دم از تقوا و زهد مى زنند، مى خواهند مغالطه كنند نه آقا! او كه دنبال جمع كردن ثروت مى رود، با همان حرص و حالت دنيا پرستى هم مى رود، او از تو ضعيف همت و دون همت گداصفت بالاتر است. مذموم است. يك زاهد واقعى مى تواند او را مذمت كند كه مرد همت است مثل على؛ مرد كار است، مرد پيدا كردن ثروت است اما آزمند نيست، حريص نيست، براى خودش نگه نمى دارد، خودش را به آن پول نمى بندد. پول را به دست مى آورد ولى براى چه براى خرج كردن، براى كمك كردن، اوست كه حق دارد اين را مذمت كند و بگويد: اى آزمند! اى حريص! اى كسى كه همت دارى، عزيمت دارى، تصميم دارى، تصميم دارى، شور در وجودت هست، نيرو در وجودت هست، چرا نيرويت را در راه جمع كردن ثروت مصرف مى كنى چرا ثروت براى تو هدف شده است ثروت بايد براى تو وسيله باشد. اما من دون همت پست نظر كه همان مال و ثروت را با نكبت و دريوزگى از دست ديگرى مى گيرم (دست او را مى بوسم، پاى او را مى بوسم كه يك هزارم، يك ميليونيم ثروتش را به من بدهد) حق ندارم از او انتقاد كنم.

همت بلند در مسير جاه طلبى و مقام

يكى ديگر در مسير جاه طلبى و بزرگى و مقام مى رود. مگر در اين جهت مردم متساوى هستند؟ نه در اينكه اسكندر مرد بلند همتى بوده است نمى شود شك كرد. مردى بود كه اين داعيه در سرش پيدا شد كه تمام دنيا را در زير مهميز و فرمان خودش قرار بدهد. اسكندر از يك آدم نوكر صفتى كه اساسا حس سيادت و آقايى در او وجود ندارد، حس برترى طلبى در او وجود ندارد، همت در وجودش نيست، خيلى بالاتر است. نادرشاه و امثال او هم همين طور. اينها را بايد گفت روحهاى بزرگ، ولى نمى شود گفت روحهاى بزرگوار، اسكندر يك جاه طلبى بزرگ است، يك روح بزرگ است، يك روح بزرگ است اما روح بزرگى كه در او چه چيز رشد كرده است شاخه اى كه در اين روح رشد كرده چيست وقتى مى رويم در وجودش، مى بينيم اين روح، بزرگ شده است اما آن شاخه اى كه در او بزرگ شده است جاه طلبى است، شهرت است، نفوذ است؛ مى خواهد بزرگترين قدرتهاى جهان باشد، مى خواهد مشهورترين كشورگشايان جهان باشد، مى خواهد مسلطترين مرد جهان باشد. چنين روحى كه بزرگ است ولى در ناحيه جاه طلبى، تن او هم راحتى نمي بيند. مگر تن اسكندر در دنيا راحتى ديد؟ مگر اسكندر مى توانست اسكندر باشد و تنش راحتى ببيند؟
مگر نادر همان نادر ستمگر، همان نادرى كه از كله ها مناره ها مى ساخت، همان نادرى كه چشمها را در مى آورد، همان نادرى كه يك جاه طلبى ديوانه بزرگ بود، مي توانست نادر باشد و تنش آسايش داشته باشد؟ گاهى كفشش ده روز از پايش در نمى آمد، اصلا فرصت درآوردن نمى كرد.
نقل مى كنند كه يك شب نادر از همين دهنه زيدر از جلوى يك كاروان سرا عبور مى كرد. زمستان سختى بود. آن كاروانسرا دار مى گويد نيمه هاى شب بود كه يك وقت ديدم در كاروانسرا محكم مى زنند. تا در را باز كردم، يك آدم قوى هيكل سوار بر اسب بسيار قوى هيكلى آمد تو فورا گفت: غذا چه دارى من چيزى غير از تخم مرغ نداشتم. گفت مقدار زيادى تخم مرغ آماده كن. من برايش آماده كردم، پختم. گفت: نان بياور، براى اسبم هم جو بياور. همه اينها را به او دادم بعد اسبش را تيمار كرد، دست به دستها و پاها و تن او كشيد. دو ساعتى آنجا بود و يك چرتى هم زد. وقتى خواست برود، دست بر جيبش برد و يك مشت اشرفى بيرون آورد. گفت: دامنت را بگير. دامنم را گرفتم. دامنم را گرفتم. آنها را ريخت؛ دامنم. بعد گفت الان طولى نمى كشد كه يك فوج پشت سر من مى آيد. وقتى آمد، بگو نادر گفت من رفتم فلان جا، فورا پشت سر من بياييد. مى گويد تا شنيدم نادر دستم را تكان خورد، دامن از دستم افتاد. گفت: مى روى بالاى پشت بام مى ايستى، وقتى آمدند بگو توقف نكنند. پشت سر من بيايند. (خودش در آن دل شب، دو ساعت قبل از فوجش حركت مى كرد) فوج شاه آمدند، من از بالا فرياد زدم: نادر فرمان داد كه اطراق بايد در فلان نقطه باشد، آنها غرغر مى كردند ولى يك نفر جرات نكرد نرود، همه رفتند.
آدم بخواهد نادر باشد ديگر نمي تواند در رختخواب پرقو هم بخوابد، نمى تواند عاليترين غذاها را بخورد؛ بخواهد يك سيادت طلب، يك جاه طلب، يك رياست طلب بزرگ ولو يك ستمگر بزرگ هم باشد، تنش نمى تواند آسايش ببيند، بالاخره هم كشته مى شود و هر كس در هر رشته اى بخواهد همت بزرگ داشته باشد، روح بزرگ داشته باشد. بالاخره آسايش تن ندارد. اما هيچ يك از افرادى كه عرض كردم، بزرگوارى روح نداشتند، روحشان بزرگ بود ولى بزرگوار نبودند.
فرق بين بزرگى و بزرگوارى چيست فرض كنيم شخصى يك عالم بزرگ باشد و فضيلت ديگرى غير از علم نداشته باشد، يعنى كسى باشد كه فقط مى خواهد يك كشف جديد كند، تحقيق جديد كند، اين يك فكر و انديشه بزرگ است، يعنى يك اراده بزرگ و يك همت بزرگ در راه علم است. آن ديگرى يك افزون طلب بزرگ است كه هميشه دنبال ثروت مى رود و ثروت براى او هدف است، يك شهوت بزرگ است، يك حرص بزرگ است. ديگرى يك رقابت بزرگ است، ديگرى يك كينه توزى بزرگ است، ديگرى يك حسادت بزرگ است، ديگرى يك جاه طلبى بزرگ است. تمام اينها خودپرستى هاى بزرگ هستند. هيچ يك از اينها را نمى شود بزرگوارى گفت؛ بزرگى هست ولى بزرگوارى نيست.

پی نوشت ها :

1. سوره فجر ، آيات 28 تا . 30
2. ابوريحان آثارش نشان می‏دهد و در شرح حالش هم كه محققين نوشته‏اند آمده است كه يك مسلمان بسيار بسيار مؤمن و معتقدی بوده است . در كتابهائی كه در فنون دينی هم ننوشته مثل " الاثار الباقية " و غير اينها مثل بو علی سينا هر جا كه اسمی از اسلام ، از قرآن و از مقررات اسلامی‏ می‏آيد بقدر خاضعانه و مؤمنانه واز روی اعتقاد اظهار نظر می‏كند كه انسان در اخلاص او شك نمی‏كند.

منبع: www.ghadeer.org


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 8:10 PM

رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيام نوروزي خود سال جديد را سال همت مضاعف ، كار مضاعف نامگذاري و ابراز اميدواري كردند ، ملت بزرگ ايران و مسئولان كشور با توكل به خداي متعال و تقويت مضاعف علم و ايمان ، در بخش‌هاي مختلف اقتصادي ، فرهنگي ، سياسي، عمراني و اجتماعي گام‌هاي بلندتري بردارند و با پيمودن راه‌هاي نو، ايران اسلامي را به قله‌هاي بلند پيشرفت و عدالت نزديك تر كنند.

نكاتي چند در نامگذاري سال جديد وجود دارد كه توجه به آنها ضروري است، مقدم دانستن همت بر كار نشان از اولويت آن است. همت به معناي اراده و آرزو، خواهش و عزم، قصد كردن، خواستن و ... است به طوري كه در اشعار متعددي اين مفهوم ساري و جاري است: همت او بر فلك ز فلخ بنا كرد؟ بر سر ايوان فكند بن پي ايوان؟ همت ام بدرقه راه كن‌اي طاير قدس؟ كه دراز است ره مقصد و من نوسفرم و بر سر تربت ما چون گذري همت خواه؟ كه زيارتگه رندان جهان خواهد بود.
از واژه همت در آيه بيست و چهارم سوره يوسف عليه السلام استفاده شده است كه به تفسير آيت الله جوادي آملي: آن زن مصري همت گماشت و همتش در حد تعقيب يوسف به فعليت رسيد،ولي يوسف صديق نه تنها مرتكب حرام نشد و نيز مقدمات حرام را فراهم نساخت بلكه قصد و همت و خيال گناه نكرد زيرا او را برهان رب ديد.
همت و اراده در انجام كارها را مي‌توان به عنوان موتور محرك سازمان‌ها و كاركنان اداره‌ها دانست. هركه را يك ذره همت داد دست؟ كرد او خورشيد را زآن ذره پست و همچنين همت بلند دار كه مردان روزگار؟ از همت بلند به جايي رسيده اند.
در حالي كه جمهوري اسلامي ايران در مسير سند چشم انداز بيست ساله قدم بر مي دارد، در ابتداي اين سند آمده است: با اتكال به قدرت لايزال الهي و در پرتو ايمان و عزم ملي و كوشش برنامه ريزي شده و مدبرانه جمعي و در مسير تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسي ، در چشم انداز بيست ساله، ايران كشوري است توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي علمي و فناوري در سطح منطقه با هويت اسلامي و انقلابي ، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بين‌الملل .
رسيدن به اهداف مشخص شده در اين سند بالادستي نظام كه در سيزدهم آبان ماه سال ‪ ۱۳۸۲‬ توسط رهبر معظم انقلاب به سران قواي سه گانه ابلاغ شد، همتي مضاعف را مي‌طلبد؟ چنانكه ايشان در پيام نوروزي خويش با يادآوري ظرفيت عظيم ايران براي دستيابي به پيشرفت و عدالت خاطر نشان كردند: كارهاي با ارزش انجام شده، در مقابل ظرفيت عظيم ملت و كشور، كار بزرگي نيست بنابراين بايد با همتي چند برابر، كار متراكم تر و تلاش بيشتر، زمينه استجابت دعاي تحويل سال نو را فراهم كنيم تا پروردگار كريم، اين كشور و اين ملت را به بهترين حال‌ها و بهترين موقعيت‌ها و روزها برساند.
مشخص است كه داشتن همت ، به تنهايي نمي‌تواند چندان كارساز باشد. بلكه اين اراده بايد براي محقق ساختن اهداف مد نظر با تلاش و كوشش درخور همراه شود . چنين است كه واژه كار در كنار همت قرار گرفته است تا خواسته‌ها و اراده ها از دايره سخن سر برآورده و عملياتي شود. چرا كه قرآن نيز تصريح مي كند: آدمي را جز حاصل كارش بهره‌اي نيست. اينگونه است كه وحشي بافقي، شاعر ايراني، مي‌سرايد: همت اگر سلسله جنبان شود؟ مور تواند كه سليمان شود.
رهبر انقلاب اسلامي در پيام نوروزي خويش ابراز اميدواري كردند در سال جديد كه سال همت مضاعف، كار مضاعف نامگذاري شده، ملت بزرگ ايران و مسئولان كشور با توكل به خداي متعال و تقويت مضاعف علم و ايمان، در بخش‌هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، سياسي، عمراني و اجتماعي گام‌هاي بلندتري بردارند و با پيمودن راه‌هاي نو، ايران عزيز اسلامي را به قله‌هاي بلند پيشرفت و عدالت نزديك تر كنند.
اهل همت را ز ناهمواري گردون چه باك؟
سير انجم را چه غم كاندر زمين چون و چراست ؟

منبع: www.ershadeyazd.com



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 7:40 AM
چه شد كه همت مضاعف و كار مضاعف شد نام امسالمان؟ مگر ما خوب كار نمي كنيم و يا همت مان كم بلند است؟ و يا نه اضافه بر چيزي كه انجام مي دهيم مورد نيازمان است؟ نگاهي به وضعيت شاخصهاي بهره وري نيروي كار كشورمان در مقايسه با ساير كشورها نشان مي دهد كه بهره وري نيروي كار در كشور ما پايين است.

سوالي كه مطرح مي شود، اين كه آيا خود افراد بخوبي كارشان را انجام نمي دهند؟ و يا نه، سيستم هاي مديريتي توان بهره گيري از نيروي كار را ندارند؟ به نظر مي رسد كه متاسفانه هر دو نقص در كشور ما به اندازه كافي وجود دارد و به همين دليل ضمن اينكه خود و همه دوستان را به كار بيشتر و بهتر فرا مي خوانم، نكات بسيار مهمي را در خصوص مورد دوم كه ممكن است به دليل اهميت مورد اول مورد غفلت بمانند، بعرض مي رسانم تا بر اهميت سيستم ها در ارتقاي شاخصهاي كار تأكيد كرده باشم:

1- اين سيستم است كه وظيفه هر شخص را تعريف و نوع رابطه افراد را تبيين مي نمايد. حال در سازماني كه روابط افراد و وظايف هر يك به دقت مشخص نشده باشد، افراد سعي مي كنند در مواقعي كه تقسيم مسئوليت به درستي انجام نشده باشد، به دنبال دردسر نگشته و مسئوليت اين امور را بر عهده نگيرند، چرا كه اين گونه فعاليتها معمولا بي مزد و پر از زحمت و مسئوليت اند. حتما در برخي ادارات ديده ايد كه چند كارمند در كنار يكديگر نشسته و به صورت "سري" هر يك گوشه اي از يك فعاليت ار انجام مي دهند اند، ولي برخي پركارند و غير از وظايف خود، كارهاي بي متولي را داوطلبانه انجام مي دهند و برخي نيز تنبلند و تن به اين كارها نمي دهند، يكي از دلايل اين تفاوت، در تقسيم نا صحيح و ناعدلانه وظايف است.

2- شاخص هاي اندازه گيري كار، اولين نياز اندازه گيري ميزان فعاليت و اثربخشي آنهاست. شاخصها و معيارهاي پذيرش هر فعاليت، اهداف سازمان را به صورت ملموس و محسوس براي افراد بيان مي نمايند. مطمئنا در جايي كه كارها اندازه گيري نمي شوند، هيچ انگيزه اي جز وجدان براي كاركردن وجود نخواهد داشت و اين مسئله موجب زحمت انسانهاي مسئول و از زير كار رفتن انسانهاي تنبل خواهد شد. نمونه اين مشكل در بعضي پستهاي كاري كه بصورت موازي باهم قرار دارند، مشاهده مي شود، يعني چند نفر يك كار مشابه را مستقلا انجام مي دهند و كاهلي هر يك موجب درد سر ديگري خواهد شد. حقير اين مورد را در برخي بانكها كه چند صندوق دارند زياد مشاهده كرده ام.

3- در هر سيستم بايد مراجعي عمل ارزيابي فعاليت ها را بر اساس شاخصهاي تعريف شده انجام دهند. دقت در تعريف شاخصها بدون ارزيابي صحيح، بي فايده خواهد بود. ارزيابي در هر سيستمي ابزار عيب يابي به منظور اصلاح است و در صورتي كه عمل ارزيابي و انتخاب ارزياب ها بر اساس معيارهاي عادلانه و علمي صورت نگيرد، عملا هيچ نفعي از ارزيابي به سيستم نرسيده و احتمالا زيان هاي شديدي نيز متوجه آن خواهد نمود. نبود يا ضعف در ارزيابي ها، موجب بي انگيزگي در نيروي كار مي گردد و صرفا باعث زحمت انسانهاي با وجدان و پركار خواهد شد.

4- اگر در سيستمي همه مراحل فوق انجام شده و ارزيابي هاي دقيقي نيز صورت گرفته باشد، ولي بين پركار و كم كار تفاوتي قائل نگردد، عملا هيچ كاري صورت نگرفته است. اين مشكل متاسفانه در كشور ما بسيار بارز است، در كشور ما سياستهاي انگيزشي اعم از تشويق و تنبيه جايگاه شايسته اي ندارند، يا اصلا از آنها استفاده نمي شود و يا بدون استحقاق افراد از آنها سوء استفاده مي شود. اين مسئله را بارها در اطراف مان ديده ايم، چه بسا افرادي كه مستحق تنبيه اند، تشويق و چه بسا افرادي را كه مستحق تشويق اند، تنبيه مي شوند. اين مسئله كه از يكي از بهترين ابزارهاي تربيت و هدايت بشر در بنگاهها و سيستمهاي ما استفاده مي شود، مطمئنا چاره اي جز كاهش سطح بهره وري نخواهد داشت.

5- هر سيستمي مدام بايد در تمام موارد فوق، خود را به روز نمايد، يعني مدام شرح وظايف را بر اساس نيازهاي روز سازمان يا بنگاه طراحي نمايد، شاخصها بازتعريف و اصلاح گردند و سيستمهاي نظارتي و ارزيابي مدام تجهيز، مورد آموزش و ارتقا يابند. مطمئنا در سيستمهايي كه اين چرخه به صورت مداوم جريان نداشته باشد، افراد فرصت طلب، راهكارهاي فرار از كار را شناسايي نموده و بخوبي از ضعف مديريت و سيستمهاي نظارتي سوءاستفاده مي نمايند.

6- يكي از اموري كه باعث كاهش انگيزه در نيروي كار حتي از نوع مسئول و باوجدان كاري مي شود، كمبود اثربخشي فعاليت هاست. يعني در سازمانها و بنگاه هاي ما، فعاليتهاي بيهوده يا كم فايده زيادي وجود دارد كه صرفا توان نيروي كار را هدر مي دهد. اين مسئله موجب مي شود تا نيروي كاري كه به بي فايده بودن فعاليت هاي خود آگاه است، انگيزه لازم را براي فعاليت نداشته باشد. اين مسئله، در سازمانهايي كه حتي نيروهاي وارسته و كاري در فعاليتهاي خود دچار سستي هستند، شايع بوده و بايستي طراحي دقيق و كامل شرح وظايف و اختيارات افراد در سازمان مورد تجديد نظر قرار گيرد.

هدف از اين نوشته، اين بود كه اهميت برنامه ريزي، مديريت و نظارت را ياد آور گردم و به هيچ وجه در نقش مهم افراد در ايجاد انگيزه در خود و تقويت نقش وجدان در انجام شايسته تر كارها، هيچ ترديدي وجود ندارد.


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :10
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
Powered By Rasekhoon.net