از این رو هر اقدامی که موجب افزایش فرهنگ کار و کار آمدی جامعه بشود امری مبارک و قابل تحسین است و بدیهی است که برای نهادینه شدن فرهنگ کار و تلاش، علاوه بر همت عمومی آحاد مردم، همه قوای کشور رسالت خطیری بر عهده دارند به ویژه رسانه های گروهی که باید با نگاهی آسیب شناسانه و نقادانه موانع و عوامل کم کاری در جامعه را شناسایی نموده و راهکارهای اجرایی و عملیاتی ارایه نمایند.
مهم اینکه همه می دانیم که سطح بهره وری در کشور ما بسیار پایین است و این بدون شک به الگوی رفتاری برخاسته از فرهنگ عمومی که طی سالیان سال در لایه های مختلف جامعه نهادینه شده است بر می گردد و لذا برای اینکه در جامعه کار مضاعف صورت گیرد باید ابتدا اراده تغییر در تک تک افراد حاصل شده و مردم بیش از هرکس خود را مقصر بدانند تا به مرور زمان فرهنگ بی مسئولیتی و کم کاری از جامعه رخت بربندد و "کار و تلاش" ـ چنانکه در آموزه های دینی آمده است ـ در سطوح مختلف به صورت عملی و نه شعاری به یک ارزش ملی تبدیل شود و افراد به جای اینکه از دیگران بپرسند تو چه کرده ای، از خود بپرسند که من برای اعتلای کشورم چه کرده ام.
در اینجا به برخی موانع و راهکارهای عملیاتی شدن این مسئله اشاره می کنیم:
1 ـ عامل مدیریتی: همت و کار مضاعف بدون اتکا به مدیریت کارآمد و عالمانه میسر نمی شود و قطعا در پشت هر سازمان متعالی و کشور توسعه یافته، مدیریتی علمی و کارآمد نهفته است و این مدیران و رهبران تحول گرا هستند که موجب اثرگذاری در مجموعه خود می گردند. نهادینه شدن فرهنگ کار در جامعه به مدیران کارآمدی نیاز دارد که توان انگیزش و تحرک بخشی در بدنه سازمان و محیط خود را داشته باشند. امروزه بخش اعظم ناکارآمدی و کم کاری در جامعه به نحوه مدیریت و تدبیر مدیران و مسئولان سازمان ها بر می گردد.
2 ـ تقویت انگیزه های دینی و انقلابی: یکی از عوامل بسیار مهمی که می تواند به توسعه کار و افزایش کارآمدی در جامعه کمک نماید توجه به آموزه های دینی و ارزش های معنوی کار است. قرآن کریم و سیره ائمه اطهار همواره به انسان ساعی احترام گذاشته و بر تلاش آحاد و اقشار مختلف هر جامعه تاکید نموده است لذا ضروری است خطبا و واعظین در منابر و تریبون ها به تبیین نقش کار از منظر قرآن و احادیث پرداخته و جامعه را به تحرک درآورند. تقویت انگیزه های دینی برای کارآفرینی و اهتمام به کار و تلاش در کنار تبیین مسایل اخروی موجب نهادینه شدن فرهنگ کار در جامعه می شود.
3 ـ عامل فرهنگی: میزان کار و پشتکار یک ملت امری فرهنگی بوده و ریشه در پیشینه تاریخی آن ملت دارد. وقتی تولید و خلق ثروت در جامعه ای ارزش تلقی شود، به دنبالش فرهنگ کار نهادینه می شود. در جامعه ای که نگاه منفی و نادرست به سرمایه دار و ثروتمند وجود دارد، در آن جامعه روح کار و تلاش و جهد و جدیت می میرد و تن پروری و کم کاری فرهنگ غالب می شود. متاسفانه برخی سیاست های غلط امدادی و کمک های مستقیم مالی موجب شده است برخی افراد به جای کار به دنبال دریافت کمک های سازمان های امدادی باشند در صورتی که می بایست به جای ماهی دادن به افراد گرسنه کنار دریا تور بافتن و ماهیگیری را یادشان بدهیم تا بستر کار مولد را فراهم کرده باشیم.
4 ـ تعهد ملی: در کشوری که منافع ملی ارزش تلقی شود احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور در فرد فرد آحاد آن جامعه امری درونی و با ارزش می گردد. مردمان آن کشور برای توسعه و تعالی میهن خود متعهدانه می کوشند و منافع ملی را بر منافع شخصی، گروهی و سازمانی ترجیح می دهند. ضروری است مسئولان فرهنگی، رسانه های گروهی و مراکز آموزشی در تقویت مسئولیت پذیری و تعهد ملی در جامعه تلاش نمایند، چرا که بین تعهد ملی و کار مظاعف رابطه معناداری وجود دارد.
5 ـ عامل انگیزش: برای آنکه کار مضاعف در جامعه انجام شود می بایست انگیزه های خدمتی نیروی کار حفظ و تقویت شود. این انگیزه ها می تواند مادی یا معنوی، فردی یا سازمانی و شخصی یا گروهی باشد.
6 ـ توانمند سازی: نیروی کار همواره به آموزش حین کار نیاز دارد. آموزش، مهارت های شغلی نیروی کار را افزایش داده و موجب افزایش بهره وری، خلاقیت و کارآفرینی می شود.
7 ـ ارزشیابی: ارزشیابی عادلانه و مستمر و تشویق نیروهای فعال در سازمان های دولتی و خصوصی می تواند منجر به تقویت فرهنگ کار و تلاش شود. در جامعه ای که به نیروی انسانی اصالت داده شود و انسان کارآمد محور توسعه گردد، آن جامعه قطعا رستگار و پویا خواهد بود.
8 ـ تعطیلات: تعطیلات فراوان مناسبتی و تقویمی یکی از عوامل مهم منفی پیشرفت در کشور ماست. کاهش تعطیلات عامل مهمی برای توسعه فرهنگ کار و افزایش بهره وری خواهد بود، البته باید توجه داشت که اگر وجدان و تعهد اجتماعی در جامعه از میزان بالایی برخوردار بوده و افراد در طول زمان کار بیشترین عزم را برای انجام کار مفید داشته باشند شاید اثر سوء فراوانی تعطیلات نمود کمتری پیدا کند.
9 ـ حسن تدبیر: همت مضاعف از طریق تدبیر درست و کارشناسانه امور انجام می شود و یکی از راه های هدایت درست منابع، تصمیم گیری صحیح می باشد. تصمیم های نادرست و غیر اصولی باعث هدر رفت منابع، نیروی کار و طراوت جامعه شده و در نهایت جامعه را دچار سرخوردگی و رکود می کند.
10 ـ عامل قوانین و مقررات: قوانین و مقررات باید به نحوی تدوین شوند که موجب کارآمدی و تقویت نیروی کار شوند و فضای کسب و کار و تغییر و تحول را فراهم سازند و به جای ایجاد مانع، بیشتر در صدد رفع موانع و تسهیل امور برآیند تا شور و شوق کار خود به خود فزونی یابد.
11 ـ روش ها: روش های سازمانی و جریان کار عامل بسیار مهمی در نیروی کار و کارآمدی سازمان ها هستند. اصلاح روش ها می تواند موجب چابکی و چالاکی سازمانی گردیده، عامل پویایی و افزایش بهره وری شود. لذا مهندسی مجدد روش انجام کار موجب تحرک بخشی و استفاده بهینه از منابع و فرصت ها می شود.
و در نهایت اینکه باید به این باور برسیم که اگر بخواهیم، می توانیم.
ایرج نیاز آذریآزمون انسانها به وسیله فقر و غنا و تشویق اسلام به کار و تلاش
کمتر کسی است که بتواند فقیرانه مؤمن باشد! و اگر کسی نیازمند بود، مشکل جدی پیدا می کند. امّا دو تا مطلب است؛ مردم نمی توانند فقر را تحمل کنند، با این دعاها باید حل بشود. امّا اگر ذات أقدس له کسی را در کلاس فقر نشاند، او راامتحان کرده؛ نه اینکه او را تحقیر کرده باشد! و اگرکسی را در کلاس ثروت نشانده، به او مال داده؛ نه این است که او را تجلیل کرده. فرمود: کلّا. نه آن است، نه این؛ ما داریم شما را امتحان می کنیم. وقتی امتحان می کنیم، شما در کلاس امتحان نشسته اید که جای اکرام و اهانت نیست؛ نّ الغ نا و الفقر بعد العرض علی الله (1).
فقر تازیانه ای دردناک برای فرد و جامعه
امّا فقر چیز بسیار دردناکی است، در روایات ما هم هست که: ما ضرب الله سبحانه و تعالی عبداً ب سوط اوجع م ن الفقر (2). سوط با سین و طای مؤلف یعنی تازیانه. فرمود: ذات أقدس له هیچ فرد یا جامعه ای را با تازیانه ای دردناک تر از فقر نزد. و خدای سبحان هم هیچ کسی را فقیر نکرده، بلکه به اندازه کافی برکات نازل کرده. امّا مشکلات جامعه این است که یک عدّه مستکبران حق اینها را دارند می بلعند! وگرنه خدا کسی را فقیر نکرده. اگر چنانچه به طور عدل و حکمت تقسیم بشود، همه کس همه چیز دارند؛ حالا یک قدری بیشتر، یک قدری کمتر.
فرمود: اینها عائله منند. من مار و عقرب را بی روزی نگذاشتم؛ ما م ن دابّه لا علی الله ر زقها (3). چند بار این آیه سوره هود و غیر هود خوانده شد! فرمود: من معیلم، اینها هم عائله منند، همه شناسنامه دارند. فرمود: من هیچ موجودی را بی روزی نگذاشتم.
ضرورت کار و تلاش پیگیر برای دستیابی به روزی وسیع
فرمود: روی دوش زمین راه بروید و روزی بگیرید، فامشوا ف ی مناک ب ها (4). مگر آدم روی دوش زمین بخواهد سوار بشود، کوه شناسی کند، برود بالای کوه؛ معدن شناسی کند، از دل این معدن، طلا و نقره و زغال سنگ در بیاورد، یا از دل این زمین، نفت و گاز در بیاورد، کار آسانی است؟! فرمود: روی دوشش سوار بشوید، روزی بگیرید.، بله ما عالمی داریم به نام (بهشت). اگر شما مؤمن و با عمل صالح بودید؛ آنجا که رسیدید، نهر عسل در اختیار شماست. و انهاأ م ن عسل مصفّی(5). آن نهر عسل دیگر از کندو در نیآمده، از زنبور و نیش در نیآمده. سخن از یک کیلو و هزار کیلو و ده هزار کیلو نیست؛ نهر روان است. وقتی شما شرائط را فراهم کردید، می روید آنجا و می نوشید. امّا اینجاودر این دنیا که هستید باید زحمت و تلاش و کوشش کنید.
آفرینش انسان در دشواری ها و تشویق او به کار و تلاش
فرمود: مگر من شما را نیآفریدم؟! مگر من این عالم را نیآفریدم؟! آن کسی که این عالم را آفرید، مهندس و معمار و بنّای این عالم است، قسم خورد؛ فرمود: قسم یاد می کنم که مصالح ساختمانی انسان، رنج و سختی است، لقد خلقنا النسان ف ی کبد (6). کب د همین دستگاه گوارش است، امّا کبد یعنی رنج. فرمود: من سوگند یاد می کنم انسان تا روی زمین است در رنج است. اینجا جای آسایش نیست! من 80 سال او را می آزمایم، تا نهر عسل به انتظار او باشد. انهاأ م ن ماء
غ یر آس ن (7)، و انهاأ م ن لبن لم یتغیّر طعمه (8). 4 تا نهر جاری است به انتظار او؛ این 80 سال یا 100 سال را خوب امتحان بدهد؛ ما میلیاردها سال، برای ابد او را در کنار آن نهرها پذیرائی می کنیم. این کجایش بر خلاف رحمت است؟! ذات اقدس اله سوگند یاد کرد که انسان تا انسان است، در زحمت است. اینجا، جای آسایش نیست.
بسیاری از سرمایه دارها هستند که همیشه شب ها باید با قرص خواب بخوابند. شما خیلی از کارگرها رامی بینید که در کنار خیابان، راحت خوابیده اند! لذّت و رفاه و آسایشی که او دارد، هرگز خیلی از سرمایه دارها ندارند بنابراین اراده وتلاش و سعی انسان است که نصیبی برای او فراهم می کند؛ ل لرّ جال نصیأ م مّا اکتسبوا و ل لنّساء نصیأ م مّا اکتسبن (9)
گزیده ای از سخنان آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته) در جلسه درس تفسیر سوره مبارکه نحل در جمع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم ـ بهار 1386
پی نوشت:
(1) نهج البلاغه / کلمات قصار / 452
(2) برداشت از: شرح نهج البلاغه ابن أبی الحدید / 20 / 301
(3) هود / 6
(4) ملک / 15
(5) محمّد / 15
(6) بلد / 4
(7) محمّد / 15
(8) محمّد / 15
جوانان عزیز! امروز در کشور شما چیزهائى که ایران را در ردیف ده
کشور اول دنیا قرار میدهد، یا در ردیف هشت کشور اول دنیا قرار میدهد، کم
نیست. در بخشهاى مختلف، در بخشهاى علوم زیستى، علوم نانو، علوم فضائى، علوم
گوناگون، شما مىبینید دانشمندان کشور - که عمدتاً هم همین جوانان پرشور و
پرشوق و پرنشاط هستند - توانستهاند کشور را به اینجا برسانند که بگویند
در این مقوله، ایران جزو هشت کشور دنیاست؛ در این مقوله، ایران جزو ده کشور
اول دنیاست؛ یعنى این پیشرفت عظیمى است، این یک جایگاه مهمى است براى
کشور.
در زمینهى اعتبار و اقتدار منطقهاى و بینالمللى، امروز نظام
جمهورى اسلامى و دستگاه اسلامى در کشور ما، آنچنان از ابهت و اهمیتى در چشم
کشورها برخوردار است که دشمنان ما هم اعتراف میکنند که اعتبار بینالمللى
جمهورى اسلامى جزو برترینِ کشورهاى همسطح خود و کشورهائى است که میتوانند
اثرگذار باشند. میتوان گفت جمهورى اسلامى از لحاظ اعتبار بینالمللى و
سیاسى در منطقه، در درجهى اول قرار دارد. افرادى که بهترین تعبیر دربارهى
آنها این است که انسان بگوید کوتهبینند و دقت نظر ندارند، میشنوید از
آنها که گاهى از اینکه فلان رئیس کشورِ مستکبر غربى یا فلان وزیر خارجه یا
فلان مأمور بینالمللى دربارهى ایران بدگوئىاى کرده است، این را دلیل
بىاعتبارى نظام جمهورى اسلامى میشمارند؛ این خطاست. جمهورى اسلامى امروز
در چشم ملتها، در چشم دولتها، حتّى در چشم دشمنانِ خودش داراى اعتبار و
اقتدار است؛ یک دولت اثرگذار است. در مسائل جهانى، حضور نظام جمهورى
اسلامى، یک حضور محسوس است؛ قابل مقایسه نیست با یک کشورى که از لحاظ وضع
اقتصادى و وضع ثروت عمومى، در حد ایران است. یعنى ایران از همهى کشورهائى
که از لحاظ اوضاع اقتصادى از او جلوترند یا در سطح او هستند، از لحاظ تأثیر
در سیاستهاى منطقهاى، بالاتر است.
اینها همه زمینههاست؛ سى سال تجربهى خدمتگزارى و مدیریت هم امروز
متراکم، در اختیار مسئولان نظام جمهورى اسلامى است. استمرار حرکت این نظام و
استقرار و ثبات نظام جمهورى اسلامى، این اهمیت را داشته است، این اثر بزرگ
را گذاشته است که یک تجربهى متراکمِ ذىقیمتى در برخورد با مسائل جهانى و
منطقهاى و مسائل داخلى در کشور جمع شده است؛ این خودش یک زمینهى بسیار
مهمى است، یک زیرساخت قابل توجهى است.
چشمانداز روشنى تعیین شده است - یعنى سند چشمانداز بیست سالهى
جمهورى اسلامى - این سند باارزشى است. دولتهائى که پشت سر یکدیگر با انتخاب
مردم بر سر کار مىآیند، میتوانند بر اساس این سند چشمانداز، اهداف را
مشخص کنند؛ هر کدام بخشى از راه را بروند و دنبالهى کار را به دولت بعدى
بسپارند. وجود سند چشمانداز، یکى از امکانات باارزش نظام جمهورى اسلامى
است.
یکى از امکانات بزرگ نظام، این نسل جوانِ تحصیلکردهى پرانرژىِ
پرانگیزهاى است که در کشور ما وجود دارد. اینها تحصیل کردهاند، درس
خواندهاند، باانگیزهاند، در راه فهم و درک مسائل گوناگون در بخشهاى مختلف
تلاش میکنند، داراى اعتماد به نفساند. ما امروز در جوانهایمان احساس
میکنیم یک اعتماد به نفسى وجود دارد که در گذشته وجود نداشته است، و در
کمتر ملتى هم این را مشاهده میکنیم. هر کدام از این مسائل گوناگون اقتصادى و
فنى و سیاسى و اجتماعى و مسائلى که احتیاج به دانش و تخصص دارد، اینها را
وقتى انسان با مجموعههاى جوان و اهل تحقیق مطرح میکند، مىبیند اینها با
اعتماد به نفس، میگویند میتوانیم. احساس نمیکنند که عاجزند، ناتوانند؛
احساس میکنند میتوانند. این اعتماد به نفس خیلى ارزش دارد براى یک ملت که
احساس کند میتواند؛ چون سالهاى متمادى به ما تلقین میشد که شما نمیتوانید.
به ملت ما گفته میشد شما عُرضه ندارید. سیاستمداران کشور، حکام جائرى که بر
کشور ما مسلط بودند و غالباً با دشمنان این ملت دستشان در یک جیب و در یک
کیسه بود، اینها غالباً به کشور ما، به مردم ما، به جوانهاى ما تلقین
میکردند که نمیتوانید؛ زحمت بیهوده نکشید. یعنى باید ما بنشینیم، دیگران
تحقیق کنند، پیشرفت پیدا کنند، ما برویم از آنها دریوزگى کنیم، گدائى کنیم،
از آنها بگیریم؛ خودمان نمیتوانیم از درون خود بجوشیم. این به ملت ما و
جوانهاى ما و نسل ما تلقین میشد و جزو باورهاى این ملت بود.
در دوران جوانى ما، آنطورى که در جامعه واضح بود، این احساس وجود
داشت که ایرانى نمیتواند؛ فرنگىها، اروپائىها، آمریکائىها باید پیش
بروند، ما باید دنبال آنها حرکت کنیم و از آنها یاد بگیریم. اینکه ما هم
میتوانیم یک راهى را باز کنیم، یک حرکتى را شروع کنیم، یک قلمروى را از
قلمروهاى مهم زندگى فتح کنیم، این براى ملت ما یک امر باور نکردنى بود.
امروز درست بعکس شده است. جوان ایرانى، هیچ مقولهاى از مقولههاى مهم نیست
که برایش مطرح بشود و احساس کند که نمیتواند. عرض کردم؛ در مسائل علمى، در
مسائل فنى، در مسائل سیاسى، آنچه که براى مجامع اهل تحقیق و پژوهش ما - که
عمدتاً هم جوانهاى کشورمان هستند - مطرح میشود، کارها و پیشرفتهاى
گوناگونى که مطرح میشود، جوان ایرانى احساس میکند که میتواند. این اعتماد
به نفس، چیز بسیار مهمى است. این اعتماد به نفس در مجامع علمى پشتوانهاى
دارد از اعتماد به نفس ملى؛ آن چیزى که من در چند سال قبل از این مطرح کردم
که باید ملت به اعتماد به نفس ملى برسد؛ یعنى احساس کند که همهى کارهاى
بزرگ را میشود با اراده، با خواست، با حرکت انجام داد. در هیچ کارى ما عاجز
نیستیم. اینها زمینههاى پیشرفت است.
خوب، ما امسال را عرض کردیم «سال همت مضاعف و کار مضاعف»؛ یعنى همت
برتر و کار بیشتر. این تعبیر مضاعف - یعنى چند برابر - شکل آرمانى است. اگر
دو برابر هم شد، اگر سه برابر هم شد، اگر ده برابر هم شد، ما قانع نیستیم.
اما اینجور هم نیست که اگر یک جائى نتوانستیم دو برابر کار کنیم، یک برابر
و نیم توانستیم کار بکنیم، مأیوس شویم؛ نه، مهم این است که همت برترى
داشته باشیم از آنچه در گذشته داشتیم، و کار بیشترى بکنیم از آنچه در گذشته
میکردیم. این، شعار امسال است. این شعارها نه فقط یک امر نمایشى است، و نه
هم اینجورى است که ما خیال کنیم در این سال، این شعار همهى مشکلات کشور
را حل خواهد کرد؛ نه، این تشریفاتى نیست، نمایشى نیست؛ این خط روشنى را به
ما نشان می دهد.
سال گذشته ما عرض کردیم: سال اصلاح الگوى مصرف. من همین جا در روز
اول سال تصریح کردم: اصلاح الگوى مصرف چیزى نیست که در یک سال بتواند اتفاق
بیفتد. سال گذشته را گفتیم سال شروع حرکت به سمت اصلاح الگوى مصرف است.
خوب، حرکتى آغاز شد. من نمیتوانم این را بگویم که الگوى مصرف اصلاح شد؛ نه،
ما هنوز خیلى فاصله داریم. تا وقتى الگوى مصرف را اصلاح نکنیم، تا وقتى
ندانیم آب را چه جور باید مصرف کرد، برق را چه جور باید مصرف کرد، نان را
چه جور باید مصرف کرد، پول را چه جور باید مصرف کرد، تا اینها را درست مصرف
نکنیم، راههاى مصرف را ندانیم، مشکلات ما به حال خود باقى خواهند ماند.
باید ما اصلاح الگوى مصرف را دنبال کنیم. سال 88 مسئولین کارهائى کردند،
برنامهریزىهائى کردند، تحقیقاتى کردند، اما این کار نباید متوقف بماند.
این، جهت را نشان داد؛ معلوم شد که در سال 88 مسئلهى اصلاح الگوى مصرف یک
مسئلهى اساسى است و باید دنبال شود. امسال هم همین است. امسال ما عرض
میکنیم همت بیشتر. این همتِ بیشتر مخصوص امسال نیست. همت برتر مخصوص سال 89
نیست. ما باید این را به عنوان یک انگشت نمایشگر راه در مقابل چشم خودمان
قرار بدهیم؛ همتمان را نباید کم کنیم. کارهاى بزرگى داریم، اهداف بلندى در
مقابل ماست؛ باید همت را بلند داشت تا بتوانیم به آن هدفها برسیم. کار هم
باید بیشتر بشود. کار باید متراکمتر بشود تا بتوانیم به آن اهداف برسیم.
البته سال گذشته، سال مهمى براى کشور ما بود. به نظر من - همان طور
که در پیام نوروزى هم به ملت ایران عرض کردم - سال 88، سال ملت ایران بود؛
سال پیروزى ملت ایران بود؛ سال حضور نمایان ملت ایران در عرصههاى عظیم
زندگى در نظام اسلام و در کشورمان بود. یک جا در بیست و دوم خرداد چهل
میلیون نفر پاى صندوقهاى رأى آمدند؛ یعنى هشتاد و پنج درصد شرکت مردم در
انتخابات؛ این چیز بسیار مهمى است. یقیناً حضور مردم در مشروعیت یک نظام
نقش دارد. آن کسانى که در غرب، مشروعیت خودشان را اساساً ناشى از حضور مردم
میدانند و هیچ عامل دیگرى را در آن دخیل نمیدانند، آنها یک چنین حضورى را
الان ندارند. در حدود زمان انتخابات ما، در کشور انگلیس انتخاباتى برگزار
شد با حضور تقریباً سى درصد کسانى که میتوانستند رأى بدهند. هشتاد و پنج
درصد کجا، سى درصد کجا؟! این حرکت مردمى، این حضور مردمى خیلى اهمیت دارد.
تحلیلگران و مفسران سیاسى مسائل دنیا از این چیزها بهآسانى نمیگذرند. ممکن
است در مطبوعاتشان این را منعکس نکنند؛ ممکن است سیاستمدارها در حرفهایشان
که تبلیغ میشود، این را بر زبان نیاورند و کتمان کنند؛ اما در دلشان مؤثر
است، میفهمند.
از بیست و دوم خرداد تا بیست و دوم بهمن - هشت ماه - یک فصل
پرافتخار و پرعبرتى براى ملت ایران بود؛ این یک درس شد. آگاهى جدیدى به
وجود آمد. فصل تازهاى در بصیرت ملت ایران گشوده شد. این یک زمینهى بسیار
مهمى است. باید بر اساس این زمینه، حرکت کنیم.
حالا همت برتر و کار بیشتر، همت مضاعف و کار مضاعف بر این اساس
باید انجام بگیرد. عرصههاى گوناگونى وجود دارد. ما نباید بگذاریم وقت
بگذرد. هر سالى از سالهائى که دوران انقلاب گذرانده است، و در هر سالى هر
ماهى، و در هر ماهى هر روزى، وزن و مقدارى دارد، ارزشى دارد؛ نباید این را
از دست داد. ممکن است در هشت ماه از سال 88 که اشتغالات فتنهانگیزان بعضى
از ذهنها را به خود مشغول کرد، برخى از کارها نیمهکاره مانده باشد؛ باید
جبران بشود. باید حرکت، یک حرکت سریعى باشد. عرصههاى گوناگونى وجود دارد:
عرصهى علم و تحقیق در درجهى اول، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتى در همهى
زمینهها، علوم تجربى، علوم انسانى در همهى بخشهائى که براى کشور مورد
نیاز است، بایستى همتشان را در تحقیق و علم افزایش بدهند؛ مراحل دورترى را
در مقابل چشمشان و مد نظرشان قرار بدهند؛ کار را باید متراکم تر کنند.
من عرض کردم؛ باید جوانان ما همتشان این باشد که با گذشت یکى دو
دههى دیگر، کشورشان را یک مرجع علمى براى دانشمندان جهان قرار بدهند. پس
این شد همت مضاعف و کار مضاعف در عرصهى علم و تحقیق.
همت مضاعف و کار مضاعف در استفادهى بهینه از منابع موجود کشور و
امکاناتى که وجود دارد. از همهى آن چیزهائى که میتواند براى سازندگى کشور
در دورانهاى آینده مورد استفاده قرار بگیرد، یا زندگى عمومى مردم را رفاه و
رونق ببخشد، باید حداکثر استفاده بشود؛ یعنى همان چیزى که یکى از ارکانش
اصلاح الگوى مصرف است. از آب در کشور استفادهى بهینه بشود. ما امروز از آب
در کشور استفادهى بهینه نمیکنیم. سال گذشته که بنده مسئلهى اصلاح الگوى
مصرف را مطرح کردم، پژوهشگران کشورمان تحقیق کردند، به ما اطلاع دادند که
اگر آبى که در کشور مصرف میشود، ده درصد آن صرفهجوئى شود، این ده درصد به
قدر تمام استفادهاى است که امروز براى شرب خانگى و براى صنعت مورد استفاده
قرار میگیرد. امروز نود درصد آب کشور در بخشهاى کشاورزى مصرف میشود - مصرف
غلط، مصرف اسرافآمیز - ده درصد دیگر براى آب شرب و براى صنعت و براى
مصارف گوناگون به کار میرود. یعنى اگر در کار کشاورزى ما ده درصد صرفهجوئى
کنیم، مقدار مصرف شرب و صنعت و امثال اینها به دو برابر خواهد رسید؛
اینقدر مسئله مهم است. مسئلهى مصرف برق و مصرف حاملهاى انرژى - بنزین،
گازوئیل - هم مهم است. این لایحهى هدفمند کردن یارانهها که مطرح شده است،
ناظر به این مسائل است؛ لایحهى بسیار مهمى است.
همت مضاعف و کار بیشتر در کیفیت بخشیدن به تولیدات داخلى؛ یکى از
کارهاى اساسى این است. ما امروز تولیدات داخلى زیادى داریم؛ هم در زمینهى
صنعت، هم در زمینهى کشاورزى؛ باید به کیفیت اینها اهمیت بدهیم، کیفیت
اینها را بالا ببریم. باید جورى باشد که مصرفکننده احساس کند آنچه که در
کشورش تولید میشود، به دست کارگر ایرانى تولید میشود، از لحاظ کیفیت، یا
بهتر از نوع خارجى است یا لااقل همسطح آن است.
همت مضاعف و کار مضاعف در تأمین سلامت. مسئلهى سلامت، هم در
برنامهى پنجم باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد، هم در برنامهریزىهاى
گوناگون اجرائى در دستگاههاى مختلف. یک بخش از مسئلهى تأمین سلامت،
مسئلهى ورزش همگانى است؛ که بنده بارها توصیه کردم، باز هم توصیه میکنم.
ورزش همگانى براى همه لازم است. نشاط، سلامت، آمادگى، حوصلهى کار، در
سایهى ورزش عمومى و همگانى براى جامعه تأمین میشود.
همت مضاعف و کار مضاعف در سرمایهگذارى، در کارآفرینى. بسیارى از
کسانى که سرمایه دارند، پول دارند، درآمدهاى کلانى دارند، نمیدانند این
درآمدها را چگونه باید صرف کنند. اینجا هم باز همان اصلاح الگوى مصرف خود
را نشان میدهد. پول را به جاى سرمایهگذارىِ تولیدى، صرف تجملات میکنند؛
سفرهاى خارجى بیهوده، بىثمر، پرخرج و احیاناً فسادآور، بهانه براى تغییر
وسائل خانه، وسائل زندگى؛ این چیزها یک حرکت مسرفانه است نسبت به ثروت.
میشود پول را، درآمد را سرمایهگذارى کرد. امروز وسائل این کار فراهم است.
با فعال شدن بورسهائى که در کشور هست، میتوان سرمایهگذارى کرد. همه
میتوانند آنچه را که دارند، در سرمایهگذارىها دخالت بدهند.
یکى از مسائل مهم که همت مضاعف و کار مضاعف میطلبد، مسئلهى تولید
فکر است؛ کتابخوانى، افزایش معلومات عمومى در زمینههاى گوناگون. این
کرسىهاى آزاداندیشى که ما عرض کردیم، پیشنهاد کردیم در دانشگاهها و در
حوزهها به راه بیفتد، میتواند یک جریان سیال فکرىِ بسیار باارزشى را در
جامعه به راه بیندازد.
و از همه مهمتر، همت مضاعف و کار مضاعف در مبارزهى با فقر، در مبارزهى با فساد، در مبارزهى با بىعدالتى. اینها چیزهائى است که ما در پیش روى خودمان داریم. ملت، دولت و مسئولان باید تلاش کنند.