شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 8:51 PM

به تصریح سند چشم انداز بیست ساله مقرر داشته است: «ایران كشوری است توسعه‌یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‌الملل.» معادله بسیار ساده است: «بدون كار و تلاش هدفمند و طرح ریزی شده به جایی نمی توان رسید». چنان كه گفته اند: «همت بلند دار كه مردان روزگار....از همت بلند به جایی رسیده‌اند»...

 

سال 1389، سال «كار مضاعف و همت مضاعف» نامیده شد. در واقع اینكه چه شد كه چنین نامی توسط رهبر فرزانه انقلاب برای امسال انتخاب شد خود یك مسئله قابل توجه است و اینكه چه باید كرد تا چنین نامی در این سال جامه توفیق نسبی به تن نماید بحث دیگری است. با این وجود و اگرچه قصد ما توضیح قسم دوم است ولی بدون درك اجمالی از بخش نخست نمی توانیم روشی مطمئن و پاسخگو برای «چه باید كرد؟» پیدا كنیم.

 


به تصریح سند چشم انداز بیست ساله مقرر داشته است: «ایران كشوری است توسعه‌یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‌الملل.» معادله بسیار ساده است: «بدون كار و تلاش هدفمند و طرح ریزی شده به جایی نمی توان رسید». چنان كه گفته اند: «همت بلند دار كه مردان روزگار....از همت بلند به جایی رسیده‌اند». مقام معظم رهبری نیز با تأكید بر این اهمیت بیان داشته اند: «سال همت مضاعف و كار مضاعف. این تشریفاتى نیست، نمایشى نیست؛ این خط روشنى را به ما نشان می‏دهد.»
امّا اینكه باید چه كرد تا بتوان ظرفیت لازم برای «همت و كار مضاعف» را فراهم كرد مسئله ای است كه باید برای آن غیر از مقررنامه، اقدام به درونی كردن این ارزش نماییم. به عبارت دیگر تحقق ارزش «همت و كار مضاعف» بدون توجه به «سرمایه اجتماعی» ممكن نیست.

 

امروزه، در كنار سرمایه های انسانی، مالی و اقتصادی، سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعـــــــی (SOCIAL CAPITAL) مورد توجه قرار گرفته است. این مفهوم به پیوندها، ارتباطات میان اعضای یك شبكه به عنوان منبع با ارزش اشاره دارد كه با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا می شود. سرمایه اجتماعی كه بدواً صبغه ای جامعه شناسانه داشته است، به عنوان یك اهرم توفیق آفرین مطرح و مورد اقبال فراوان در علوم مدیریتی نیز واقع شده است. ســرمایه اجتماعی، بستر مناسبی برای بهره وری سرمایه انسانی و فیزیكی و راهی برای نیل به موفقیت قلمداد می شود. مدیران و كسانی كه بتوانند در سازمان و جامعه هدف، سرمایه اجتماعی ایجاد كنند، راه كامیابی شغلی و جمعی خود را هموار می سازند. از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی به زندگی فرد، گروه و جامعه معنی و مفهوم می بخشد و كار و زندگی را ساده تر و ثمر بخش تر می سازد.

 


تعریف رایج سرمایه اجتماعی در روایت كاركرد گرایانه آن عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبكه هایی كه درمیان گروه های انسانی پدیدار می گردند و سطح اعتمادی كه در میان گروه و جامعه خاصی، به عنوان پیامد تعهدات و هنجارهایی پیوسته با ساختار اجتماعی، یافت می شود. البته در مقابل گروهی دیگر معتقدند این مفهوم را در بررسی این موضوع به كار می گیرد كه چگونه تحرك پیوندهای مربوط به شبكه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایز یافته را تقویت می كند. با وجود این، نكات مشترك این دو دیدگاه درمورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگیها، مانند آموزش، تحرك اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی و درنهایت توسعه است.

 


سرمایه اجتماعی شیئی واحد نیست، بلكه انواع چیزهای گوناگونی است كه دو ویژگی مشترك دارند: همه آنها شامل جنبه ای از یك ساخت اجتماعی هستند، و كنش های معین افرادی را كه در درون ساختار هستند تسهیل می كنند. سرمایه اجتماعی، مانند شكل های دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدفهای معینی را كه در نبودن آن دست یافتنی نخواهد بود امكان پذیر می سازد. سرمایه اجتماعی، مانند سرمایه فیزیكی و سرمایه انسانی كاملاً تعویض پذیر نیست.

 


امروزه سرمایه اجتماعی، نقشی بسیار مهمتر از سرمایه فیزیكی و انسانی در سازمان ها و جوامع ایفا می كند و شبكه های روابط جمعی و گروهی، انسجام بخش میان انسان ها، سازمان ها و انسان ها و سازمان ها با سازمان ها می باشد. در غیاب سرمایه اجتماعی، سایر سرمایه ها اثربخشی خود را از دست می دهند و بدون سرمایه اجتماعی، پیمودن راه های توسعه و تكامل فرهنگی و اقتصادی، ناهموار و دشوار می شوند. به این ترتیب اگر برنامه ای برای ایران 1404 طراحی شده لازمه ی آن ایجاد سرمایه ی اجتماعی ای متناسب با این برنامه است. برنامه ای كه به نحو فشرده قصد بهره گیری از تمامی طرفیت های كشور را دارد می بایست سرمایه اجتماعی لازم برای كار و همت مضاعف آن را هم طراحی كند. این برنامه می بایست در طراحی لایحه «برنامه پنجم» توسط دولت رقم بخورد، نكته ای كه ظاهراً جای خالی آن در برنامه پنجم بیش از هر چیز خود نمایی می كرد و به لطف درایت رهبری این كمبود باید دوباره توسط سیاستگذاران (مجلس و دولت) مورد توجه و تعمیق قرار بگیرد.

مركز اسناد انقلاب اسلامي



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 8:46 PM

روند نام گذاری‌های سال‌های مختلف از سوی رهبر انقلاب نشان می دهد كه این نام گذاری‌ها با اهداف بلند مدت و نگاهی راهبردی صورت می‌گیرد و مهم ترین مسائل و دغدغه‌های روز جامعه را مورد اشاره قرار می دهد. این نام گذاری‌ها را نباید تنها به عنوان نام‌های تزیینی نگاه كرد و آن‌ها را موضوع برگزاری نشست‌ها و تشكیل كارگروه‌های بی ثمر قرار داده و به این وسیله آن‌ها را ذبح كرد...

 

روند نام گذاری‌های سال‌های مختلف از سوی رهبر انقلاب نشان می دهد كه این نام گذاری‌ها با اهداف بلند مدت و نگاهی راهبردی صورت می‌گیرد و مهم ترین مسائل و دغدغه‌های روز جامعه را مورد اشاره قرار می دهد. این نام گذاری‌ها را نباید تنها به عنوان نام‌های تزیینی نگاه كرد و آن‌ها را موضوع برگزاری نشست‌ها و تشكیل كارگروه‌های بی ثمر قرار داده و به این وسیله آن‌ها را ذبح كرد، بلكه باید به این نام‌ها به عنوان راهبردهایی كلیدی و گره‌گشا نگریسته شود. آحاد جامعه می‌بایست راهبردهای ارائه شده را با حوزه عمل خود انطباق داده و با یافتن كاركرد مناسب با حوزه خود وارد عرصه عمل شوند.

 

سال 89 از سوی رهبری با عنوان " همت مضاعف و كار مضاعف" نام گذاری شد. همان‌طور كه اشاره شد این راهبردها با توجه به مهم‌ترین مسائلی كه جامعه با آن درگیر است اتخاذ می‌شود و حوزه‌ها و موضوعات مختلفی را مورد خطاب قرار می‌دهد.

 

یكی از مهم‌ترین موضوعاتی را كه راهبرد سال جاری به آن اشاره دارد مسلما موضوع "جنگ نرم" است. مقام معظم رهبری در تبیین اولویت جبهه استكبار در مقابله با انقلاب اسلامی می‌فرمایند:" اولویت آن چیزی است كه امروز به آن می‌گویند جنگ نرم؛ یعنی جنگ به وسیله‌ی ابزارهای فرهنگی، به وسیله نفوذ، به وسیله دروغ، به وسیله شایعه‌پراكنی، با ابزارهای پیشرفته‌ای كه امروز موجود است." [1] و یا در دیدار با خبرگان در مورد جنگ نرم فرمودند:"جنگی كه وجود دارد، از جنگ نظامی اگر خطرش بیشتر نباشد، كمتر نیست؛ اگر احتیاط بیشتری نخواهد، كمتر نمی‌خواهد." [2] 

 

 این سخنان نشان می دهد كه جنگ نرم در دستور كار دشمن برای رویارویی با انقلاب اسلامی قرار دارد و ما نیز باید در این سو اولویت كار خود را برای مواجهه با دشمن بر مبنای جنگ نرم تنظیم كرده و متوجه باشیم جنگ نرم، جنگی سخت است و پیچیدگی‌ها و دشواری های خاص خود را به دنبال دارد؛ در این زمینه رهبری می فرمایند:" در تهاجم نظامی شما طرفتان را می شناسید، دشمنتان را می‌بینید؛ اما در تهاجم معنوی، تهاجم فرهنگی، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمی‌بینید. هوشیاری لازم است." [3]

 

همان‌طور كه ملاحظه می شود جنگ نرم ویژگی های خاص خود را دارد، یكی از این ویژگی‌های جنگ نرم "استمرار" است. جنگ نرم ماهیت فرهنگی دارد و به نوعی به تقابل فرهنگ ها اشاره دارد، بدین خاطر تا زمانی كه فرهنگ ها در تقابل با هم قرار دارند، جنگ نرم نیز به قوت خود باقی است، در بازه زمانی خاصی نمی‌گنجد و نمی‌توان ابتدا و انتهای خاصی برای آن قائل شد، ویژگی این نوع از مبارزه استمرار است و اساسا جنگ نرم، جنگی دائمی است و گونه اصلی جنگ هاست كه سایر گونه های جنگ از آن بر می‌آیند. رهبر انقلاب به مناسبت های مختلف با بیان این مسئله كه دشمن به طور مستمر مشغول دشمنی است با گوشزد كردن ضرورت هوشیاری در  این رابطه  می فرمایند:" نبایستی از دشمنی دشمن غفلت كرد، البته دشمنی او خلاف انتظار نیست، غفلت ما خلاف انتظار است."[4] و یا در جای دیگری می فرمایند:" ترفند های دشمن را باید شناخت، فهمید. او البته دشمنی‌اش را می‌كند؛ امر طبیعی است، اما اینكه ما نفهمیم دشمنی او را و از این معنا غفلت كنیم، این قابل قبول نیست." [5]

 

همچنین در دیدار با نخبگان علمی و دانشجویان در تبیین دشمنی نظام سلطه با انقلاب اسلامی می‌فرمایند: " بنابراین هر چه بتوانند، در مقابله او – انقلاب اسلامی- كار می‌كنند. توی این سی سال هم بیكار نماندند، هرچه بگذرد هم باز بیكار نمی‌مانند."‌[6] ملاحظه می‌شود كه "استمرار" به عنوان یكی از ویژگی‌های مقابله نظام سلطه با نظام اسلامی با مورد اشاره است. اما راه مقابله با این دشمن ها چیست؟
"همت مضاعف و كار مضاعف" را می توان بهترین راهی دانست كه در صورت حركت در آن راه، نقشه های دشمن به لطف الهی بی اثر شده و در سایه آن نظام اسلامی سربلند‌تر از گذشته به مسیر خود ادامه ‌دهد. آیت الله خامنه‌ای در دیدار با دانشجویان پس از تشریح اینكه دشمن در طول حیات انقلاب اسلامی لحظه‌ای از دشمنی دست بر نداشته می فرمایند:" –دشمن- هرچه بگذرد باز هم بیكار نمی‌ماند مگر وقتی  كه شماها همت كنید؛ شما جوان‌ها كشور را از لحاظ علمی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ امنیتی به نقطه‌ای برسانید كه امكان آسیب پذیری‌اش نزدیك به صفر باشد. آن وقت كنار می‌كشند و توطئه‌ها تمام خواهد شد."‌[7]

 

بنابر این فرمایشات تولید علم و نهضت نرم افزاری از مهم‌ترین حوزه‌هایی است كه به فرموده رهبری موفقیت در آن می‌تواند دشمنان را از مواجهه نرم نیز دلسرد كند. ایشان می فرمایند: "حالا همت برتر و كار بیشتر، همت مضاعف و كار مضاعف بر این اساس باید انجام بگیرد... عرصه‌های گوناگونی وجود دارد: عرصه علم  و تحقیق در درجه اول، دانشگاه‌ها و مراكز تحقیقاتی در همه زمینه‌ها، علوم تجربی، علوم انسانی در همه بخش‌هایی كه برای كشور مورد نیاز است، بایستی همتشان را در تحقیق و علم افزایش بدهند ... كار را باید متراكم تر كنند ... یكی از مسائل مهم كه همت مضاعف و كار مضاعف می‌طلبد مسئله تولید فكر است." [8]

 


مرور فرمایشات آیت الله خامنه‌ای نشان می‌دهد با توجه به اینكه "جنگ نرم" از سوی دشمنان برای مقابله با انقلاب اسلامی در اولویت قرار گرفته است، "همت مضاعف و كار مضاعف" بایسته‌ای است كه در صورت عمل به آن می‌توان در این مصاف نیز دشمن را مغلوب ساخت.

 

پی نوشت ها:
[1] .بیانات در جمع كثیری از بسیجیان كشور 4-9-88
[2] .بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری 2-7-88
[3] . بیانات در دیدار با خانواده های معظم شهدا و ایثارگران كردستان 22-2-88
[4] . بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری 2-7-88
[5] . بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری 2-7-88
[6] .بیانات در دیدار با نخبگان علمی و دانشجویان 4-6-88
[7] . .بیانات در دیدار با نخبگان علمی و دانشجویان 4-6-88
[8] . بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی 1-1-89



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 8:00 PM

سال 1389، سال «كار مضاعف و همت مضاعف» نامیده شد. در واقع اینكه چه شد كه چنین نامی توسط رهبر فرزانه انقلاب برای امسال انتخاب شد خود یك مسئله قابل توجه است و اینكه چه باید كرد تا چنین نامی در این سال جامه توفیق نسبی به تن نماید بحث دیگری است. با این وجود و اگرچه قصد ما توضیح قسم دوم است ولی بدون درك اجمالی از بخش نخست نمی توانیم روشی مطمئن و پاسخگو برای «چه باید كرد؟» پیدا كنیم.

 


به تصریح سند چشم انداز بیست ساله مقرر داشته است: «ایران كشوری است توسعه‌یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‌الملل.» معادله بسیار ساده است: «بدون كار و تلاش هدفمند و طرح ریزی شده به جایی نمی توان رسید». چنان كه گفته اند: «همت بلند دار كه مردان روزگار....از همت بلند به جایی رسیده‌اند». مقام معظم رهبری نیز با تأكید بر این اهمیت بیان داشته اند: «سال همت مضاعف و كار مضاعف. این تشریفاتى نیست، نمایشى نیست؛ این خط روشنى را به ما نشان می‏دهد.»
امّا اینكه باید چه كرد تا بتوان ظرفیت لازم برای «همت و كار مضاعف» را فراهم كرد مسئله ای است كه باید برای آن غیر از مقررنامه، اقدام به درونی كردن این ارزش نماییم. به عبارت دیگر تحقق ارزش «همت و كار مضاعف» بدون توجه به «سرمایه اجتماعی» ممكن نیست.

 

امروزه، در كنار سرمایه های انسانی، مالی و اقتصادی، سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعـــــــی (SOCIAL CAPITAL) مورد توجه قرار گرفته است. این مفهوم به پیوندها، ارتباطات میان اعضای یك شبكه به عنوان منبع با ارزش اشاره دارد كه با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا می شود. سرمایه اجتماعی كه بدواً صبغه ای جامعه شناسانه داشته است، به عنوان یك اهرم توفیق آفرین مطرح و مورد اقبال فراوان در علوم مدیریتی نیز واقع شده است. ســرمایه اجتماعی، بستر مناسبی برای بهره وری سرمایه انسانی و فیزیكی و راهی برای نیل به موفقیت قلمداد می شود. مدیران و كسانی كه بتوانند در سازمان و جامعه هدف، سرمایه اجتماعی ایجاد كنند، راه كامیابی شغلی و جمعی خود را هموار می سازند. از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی به زندگی فرد، گروه و جامعه معنی و مفهوم می بخشد و كار و زندگی را ساده تر و ثمر بخش تر می سازد.

 


تعریف رایج سرمایه اجتماعی در روایت كاركرد گرایانه آن عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبكه هایی كه درمیان گروه های انسانی پدیدار می گردند و سطح اعتمادی كه در میان گروه و جامعه خاصی، به عنوان پیامد تعهدات و هنجارهایی پیوسته با ساختار اجتماعی، یافت می شود. البته در مقابل گروهی دیگر معتقدند این مفهوم را در بررسی این موضوع به كار می گیرد كه چگونه تحرك پیوندهای مربوط به شبكه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایز یافته را تقویت می كند. با وجود این، نكات مشترك این دو دیدگاه درمورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگیها، مانند آموزش، تحرك اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی و درنهایت توسعه است.

 


سرمایه اجتماعی شیئی واحد نیست، بلكه انواع چیزهای گوناگونی است كه دو ویژگی مشترك دارند: همه آنها شامل جنبه ای از یك ساخت اجتماعی هستند، و كنش های معین افرادی را كه در درون ساختار هستند تسهیل می كنند. سرمایه اجتماعی، مانند شكل های دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدفهای معینی را كه در نبودن آن دست یافتنی نخواهد بود امكان پذیر می سازد. سرمایه اجتماعی، مانند سرمایه فیزیكی و سرمایه انسانی كاملاً تعویض پذیر نیست.

 


امروزه سرمایه اجتماعی، نقشی بسیار مهمتر از سرمایه فیزیكی و انسانی در سازمان ها و جوامع ایفا می كند و شبكه های روابط جمعی و گروهی، انسجام بخش میان انسان ها، سازمان ها و انسان ها و سازمان ها با سازمان ها می باشد. در غیاب سرمایه اجتماعی، سایر سرمایه ها اثربخشی خود را از دست می دهند و بدون سرمایه اجتماعی، پیمودن راه های توسعه و تكامل فرهنگی و اقتصادی، ناهموار و دشوار می شوند. به این ترتیب اگر برنامه ای برای ایران 1404 طراحی شده لازمه ی آن ایجاد سرمایه ی اجتماعی ای متناسب با این برنامه است. برنامه ای كه به نحو فشرده قصد بهره گیری از تمامی طرفیت های كشور را دارد می بایست سرمایه اجتماعی لازم برای كار و همت مضاعف آن را هم طراحی كند. این برنامه می بایست در طراحی لایحه «برنامه پنجم» توسط دولت رقم بخورد، نكته ای كه ظاهراً جای خالی آن در برنامه پنجم بیش از هر چیز خود نمایی می كرد و به لطف درایت رهبری این كمبود باید دوباره توسط سیاستگذاران (مجلس و دولت) مورد توجه و تعمیق قرار بگیرد.

سید محمدمهدی غمامی



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 7:43 PM
وبلاگ "تك نوشته‌هاي تك "

از آنجايي كه يكي از مهمترين كاركردهاي مدير، برآيندي كردن نيروهاي غير برآيندي است، با تعيين افق و جهت واحد براي نيروها، سعي در ايجاد تشريك مساعي كرده و با كمترين انرژي هدر رفته به بالاترين سينرژي دست پيدا مي كند.
مقام معظم رهبري نيز كه يكي از ابعاد وجودي ايشان، مديريت راهبردي نظام است، همواره به بهترين نحو ممكن اين مسئوليت را انجام داده و اگر با قصور اهل تولي مواجه نشوند، قطعا سرعت پيشرفت و رشد نظام براي دشمنان، غير قابل باورتر خواهد شد.
امسال نيز به رسم سنت حسنه، افقي را تحت عنوان "همت مضاعف كار مضاعف " براي اهل يقين روشن ساختند.
قدر مسلم آنكه هر همت (اراده و قصد انجام كار) و كار مضاعفي، مورد تاييد خداي متعال، اسلام و رهبر انقلاب نيست مگر آنكه، آن فعاليت در راستاي صراط مستقيم باشد. پس اگر ابعاد شعار امسال در منتظم فكري معظم له مشخص و جهت مثبت و منفي آن تعيين نشود، ممكن است تالي فاسد پيدا كرده و هركسي از ظن خود يار ايشان شود.
همت و كار مومن در اسلام، همواره تابعي از اصلاح تعريف شده است. اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند: " تلاش خود را براي اصلاح خويش وامگذار ". امام حسين (ع) نيز در كربلا فرمودند: " من قيام نكردم، جز براي اصلاح امت جدم ".
حضرت هود نيز فرموده است: " همانا من جز اصلاح نمي‌خواهم "(هود-89).
پس مومن بايستي همواره، مصلح باشد و در مسير مصلحت، اصلاح صورت دهد تا عاقبت به خير شود. البته اصلاح نيز مانند خيلي از مفاهيم، در سطوح مختلف بايد انجام شود. اصلاح خود، اصلاح يكديگر (امر به معروف و نهي از منكر)، اصلاح جامعه، اصلاح نظام و بالاخره، اصلاح جهان. امام راحل نيز به عنوان ولي مسلمانان، در حركتي حكيمانه، بالاترين مصلحت را در اين برهه زماني و مكاني، حفظ نظام دانسته و انجام آن را از اوجب واجبات اعلام كردند.
مقام معظم رهبري نيز در راستاي حفظ نظام، در روندي تكويني، در بعد سياست‌گذاري، "عزت، حكمت، مصلحت " در سياست خارجي و "عزت،رحمت،اقتدار " در سياست داخلي را مبنا اعلام كرده اند. در اين نظام سه وجهي، "عزت "، فصل مشترك و وجه اتصال دو سياستگذاري محسوب مي شود.
البته عزت نيز بايد در سطوح مختلف (عزت شخص، عزت يكديگر، عزت جامعه، عزت نظام و عزت اسلام) و در تمام مسير فعاليت، در نظر گرفته و كاركرد حركت بايد به افزايش و يا تثبيت عزت، ختم شود.پس در سطح كلان، همتي مورد عنايت رهبري قرار مي گيرد كه منتج به كاري شود كه در يك بعد، افزايش عزت و در بعدي ديگر به حفظ نظام بيانجامد.
در نهايت بر اساس داده هاي فوق، نموداري ترسيم مي‌شود كه سمت بالاي محور عمودي، "عزت " و سمت پايين آن را "ذلت " و همچنين، جهت مثبت محور افقي را "حفظ نظام "و جهت منفي آن را "تشويش نظام " تشكيل مي دهد.
و بالاخره، تنها، همت و كار مضاعفي از نظر خداوند و ولي مسلمين حائز اهميت است كه حاصل آن همسو با برايند دو بردار "عزت " و "حفظ نظام " باشد.
در ذيل براي شفاف كردن موضوع، به اختصار به برخي از مصاديق برآيندها مي‌پردازيم؛

* عزت + حفظ نظام
همت يا همان اراده و قصد انجام كار، اگر مقدمات كاري را فراهم كند كه به حفظ نظام بيانجامد، در عين حالي كه افزايش و يا تثبيت عزت فرد، جامعه مسلمانان،نظام و اسلام را به همراه داشته باشد، قطعا مورد توجه خداوند و رهبر انقلاب قرار مي گيرد.

1-1 به عنوان مثال در سطح كلان؛ همت دولت نهم و دهم براي حفظ و تثبيت نظام در حوزه سياست خارجي و مخصوصا در برنامه هايي مثل مذاكرات هسته اي كه مورد عنايت رهبري و استقبال مردم قرار گرفت. به علت منتهي شدن اين كار عظيم به تثبيت فناوري هسته اي و برگزاري جشن ملي، قطعا نسلهاي آينده نيز اين همت و كار بزرگ را به نيكي و از بانيان آن به عنوان قهرمانان ملي ياد خواهند كرد.

2-1 در سطح مياني؛ مي توان از عمليات افتخارآميز دستگيري ريگي(سركرده جندالشيطان) توسط عزيزان وزارت اطلاعات ياد كرد. نتيجه اين عمليات كه در راستاي حفظ نظام بود، افزايش عزت نظام را نيز به ارمغان داشت.

3-1 در سطح خرد؛ همت يكايك افراد واجد شرايط براي شركت در انتخاباتهاي مختلف بسيار ستودني است. از آنجايي كه به قول رهبر انقلاب، نفس شركت در انتخابات، تاييد ضمني نظام (فارغ از ارزشگذاري انتخاب فرد) مي باشد، بسيار مقدس است. فلذا كاري كه خروجي آن همت عظيم باشد(حضور در پاي صندوقهاي راي) قطعا كاري عظيم به شمار مي آيد كه بزرگترين تاثير اين حركت، تثبيت بيش از پيش نظام خواهد بود كه بارها رهبري نيز، رضايت خود را از اين همت و كار والاي مردم اعلام كرده اند.

* ذلت+حفظ نظام
1-2 در سطح كلان؛ عدم برخورد قاطعانه و عزتمدارانه قوه قضاييه با مفاسد اقتصادي و دانه درشتها، از نمونه هاي بارز عملكردهايي است كه به نيت حفظ نظام صورت گرفته اما نتيجه آن چيزي جز ايجاد شك و شبه در مورد برخي مسئولين نبوده و گوياي برخوردي از سر ذلت با اهالي فسادي است كه شخص رهبري، راسا دستور پيگيري آن را صادر كرده اند. حتما، ايشان از اين همت و كاري كه نتيجه عدم بصيرت بعضي از مسئولين است، راضي نيستند.

2-2 در سطح مياني؛ الزام دولت مبني بر پذيرش پروتكل الحاقي با يك طرح سه فوريتي در مجلس ششم، كه براي حفظ نظام و نه از سر عزت بود را، مي توان ذكر كرد. البته بعدها مشخص شد، تحليل كساني كه به خاطر حفظ نظام، از ترس مرگ، قصد خودكشي داشتند، اشتباه بوده و بايستي از همان ابتدا، شجاعانه برسر موضع خود مبني بر ادامه غني سازي، پافشاري مي كردند.

3-2 در سطح خرد؛ مي توان به اراده مبتني بر قاعده دوستي خاله خرسه عده بسيار قليلي اشاره نمود كه به نيت حفظ نظام و ساماندهي امور اقتصادي و ... كشور، خواهان ايجاد رابطه دوستي با آمريكا هستند. شايد اين دوستان تبعات ذلت بار اين كار را ناديده گرفته و نياز به روشنگري بيشتري در اين زمينه دارند.

* ذلت+تشويش نظام
همتي كه از ابتدا به نيت تشويش نظام و ذلت فرد و يا نظام شكل بگيرد، غايتي جز فساد را در برابر اصلاح در نظر ندارد كه در اين مملكت با وجود كثرت مومنين آگاه و بصير در صحنه هاي مختلف، مهار شده و خواهد شد(انشاالله).

1-3 در سطح كلان؛ مي توان در همكاري آگاهانه برخي سران سبز با فتنه سبز در جهت تشويش نظام تامل كرد كه البته با خواست خداوند و همت مردم روشنفطر، ذلت روشنفكرنماها را به همراه داشت.

2-3 در سطح مياني؛ "اگر جام زهري بايد نوشيد.....بايد نوشيده شود "؛ نامه ??? نفر از نمايندگان مجلس ششم كه در اوج ذلت و ترس از ديوي كه وجود خارجي ندارد، خطاب به كسي كه "هيهات من ذله " مبناي تصميم گيري وي مي باشد، نتيجه اي جز مشوش كردن نظام در آن مقطع نداشت. جزما، همت و كار كسي كه ولي خود را ملزم به نوشيدن زهر كند، يا از سر بلاهت است يا عناد؛ كه در هر دو حالت عقوبت آن در پيشگاه خداوند و مردم مومن معلوم است.

3-3 در سطح خرد؛ بايد از سفر غير قانوني افرادي كه در سالهاي گذشته به كربلا داشته اند، نام برد كه با وجود اعلان جايز نبودن سفر كربلا به صورت غير قانوني از طرف دفتر مراجع و بيت رهبري، بازهم عده اي عاشق كم بصيرت، تذليل خود در برخورد با نظاميان آمريكايي را به جان خريده كه تشويش ذهني مسئولين امنيتي و اطلاعاتي و بهداشتي را در مهار اين حركت به همراه داشت. مقام معظم رهبري، خواهان حفظ عزت در تمام سطوح هستند كه در اين همت و كار ناميمون كه عزت برخي اشخاص مومن پايمال شد، قطعا رهبر انقلاب راضي به اين حركت نبوده اند.

* عزت+تشويش نظام
1-4 در سطح كلان؛ مي توان تصميم مدبرانه مقام معظم رهبري كه همت بعضي از مسئولين در زمان جنگ عراق و آمريكا مبني بر كمك ايران به عراق را نپخته دانسته و تشويش نظام را از تبعات قطعي انجام آن كار بيان كرده بودند، ذكر كرد. هرچند همت پيشنهاد دهندگان از سر عزت بود اما پيش بيني تبعات شوم عملي شدن آن همت، اوج بصيرت و تدبر رهبر انقلاب را در بزنگاه هاي حساس ثابت كرد.

2-4 در سطح مياني؛ فارغ از همت قابل توجه دولت نهم و دهم در هدفمند كردن يارانه ها، كار غير كارشناسي شده و روش نادرست در توزيع يارانه ها و طرح "خوشه بندي "، اسباب آشفتگي ذهني مردم و هدر رفتن وقت و انرژي مجلس و متخصصان در روشن كردن ابعاد و تبعات منفي، در صورت اجرا كردن طرح، را به همراه داشت. شايد احتمالا متزلزل شدن عزت شخصي افراد، بعد از اجرايي شدن طرح "خوشه بندي " موجب شد تا شخص رئيس جمهور، اجراي طرح را ملغي اعلام كند.

3-4 در سطح خرد؛ نزاع نا مقدس برخي افراد در شهرستانها بر سر شموليت در استانهاي جديد همجوار با يكديگر و مسئولين، قابل توجه است. فلج شدن ادارات، تخريب اموال عمومي و مصدوم شدن برخي هموطنان، تنها ماحصل اين همت نامناسب و كار غلط بود.
اميد است با همتي مقدس و كاري مضاعف در مسير مصلحت و حفظ نظام كه عزت روز افزون ايران و ايراني و اسلام عزيز را در پي داشته باشد، موجبات خشنودي رهبر فرزانه و عاليقدرمان، فراهم شود(انشاالله).


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 3:18 PM
جامعه شناسي كار بررسي و مطالعه گروههاي انساني است كه از نظر ابعاد و وظايف متفاوتند و براي اجراي كار معين و مشتركي گرد هم آمده‌اند. مسائل مربوط به كار و روابط بيروني اين فعاليتها و همچنين روابط دروني افرادي كه اين گروهها را تشكيل مي‌دهند همگي در قلمرو جامعه شناسي كار قرار دارد؛ليكن چون ماهيت كار بسيار پيچيده و متنوع است و جنبه‌هاي مختلف فني،روان شناسي، اقتصادي و اجتماعي آن كاملاً به يكديگر مرتبط و وابسته‌اند.
همه انسانها به نظام توليد وابسته اند.اگر خوراك،آب و سرپناه به طور منظم فراهم نمي شد ما نمي توانستيم زنده بمانيم.حتي در جوامعي كه هيچ گونه محصولات غذايي كشت نمي شود(مانند فرهنگهاي شكار و گردآوري خوراك)ترتيبات منظمي براي تهيه و توزيع منابع مادي لازم وجود دارد.در همه جوامع ،فعاليت توليدي يا كار،بيش از هر نوع فعاليت ديگري بخش عمده زندگي اكثر مردم را اشغال مي كند.در جوامع امروزي براي ما عادي است كه افراد در انواع مشاغل گوناگون و فراواني كار كنند.اما اين امر فقط با توسعه صنعتي پديد آمده است.در فرهنگهاي سنتي اكثريت مردم به يك فعاليت اصلي اشتغال داشتند:گردآوري خوراك يا توليد خوراك.پيشه هاي گوناگوني ،مانند نجاري،سنگتراشي يا كشتي سازي،در جوامع بزرگتر معمول گرديده ،اما تنها اقليت كوچكي از جمعيت به طور تمام وقت به اين كارها اشتغال داشتند.

تعريف كار


كار مي تواند به عنوان انجام وظايفي تعريف شود كه متضمن صرف كوششهاي فكري و جسمي بوده و هدفشان توليد كالاها و خدماتي است كه نيازهاي انساني را برآورده مي كند.شغل يا پيشه كاري است كه در مقابل مزد يا حقوق منظمي انجام مي شود.كار در همه فرهنگها اساس نظام اقتصادي يا اقتصاد است،كه شامل نهادهايي است كه با توليد و توزيع كالاها و خدمات سروكار دارند.

موضوع جامعه شناسي كار


مطالعه نهادهاي اقتصادي در جامعه شناسي داراي اهميت زيادي است،زيرا اقتصاد كم يا بيش بر همه بخشهاي ديگر جامعه تاثير مي گذارد.فعاليت اقتصادي داراي آن اندازه نفوذ كنترل كننده اي نيست كه كارل ماركس به آن نسبت داده است ،اما تاثير فعاليتهاي اقتصادي در هر جامعه اي قابل ملاحظه است.شكار و گردآوري خوراك،شيوه زندگي شباني،كشاورزي،توليد صنعتي_اين شيوه هاي مختلف تامين معيشت تاثير بنيادي بر زندگي مردم دارند.توزيع كالاها و تغييرات در موقعيت اقتصادي كساني كه آنها را توليد مي كنند نيز به شدت بر همه انواع نابرابريهاي اجتماعي تاثير مي گذارند.ثروت و قدرت به طور اجتناب پذير همراه با همديگر نيستند،اما به طور كلي ثروتمندترين افراد از جمله گروههاي قدرتمند در جامعه اند.
توسعه صنعت،بر خلاف اعتقاد رايج مخصوص جوامع اروپاي غربي و آمريكاي شمالي نيست.بلكه در حقيقت صنعت گرايي جنبشي است كه به طور سريع و متوالي در همه كشورها صرف نظر از ساختار اقتصادي و اجتماعي آنها ،رواج يافته است.به همين دليل توسعه نيافتگي يا عقب ماندگي را بايد در تاخيري كه از نظر توسعه صنعت در برخي كشورها وجود دارد،جستجو كرد.بنابراين اگر تنوع و ناهماهنگي ظاهري جوامع را ناديده بگيريم،مسائل مربوط به كار صنعتي و آثار آن به تدريج گريبانگير همه كشورهاي جهان ،اعم از صنعتي و غير صنعتي مي شود.

تعريف جامعه شناسي كار


اگر چه در حال حاظر درباره جامعه شناسي كار حتي در جوامع صنعتي فرضيات و آراي واحدي وجود ندارد،مي توان آن را چنين تعريف كرد:
جامعه شناسي كار بررسي و مطالعه گروههاي انساني است كه از نظر ابعاد و وظايف متفاوتند و براي اجراي كار معين و مشتركي گرد هم آمده اند.مسائل مربوط به كار و روابط بيروني اين فعاليتها و همچنين روابط دروني افرادي كه اين گروهها را تشكيل مي دهند همگي در قلمرو جامعه شناسي كار قرار دارد؛ليكن چون ماهيت كار بسيار پيچيده و متنوع است و جنبه هاي مختلف فني،روان شناسي ،اقتصادي و اجتماعي آن كاملاً به يكديگر مرتبط و وابسته اند.

اتحاديه هاي كارگري و ستيزه صنعتي


زماني دراز بين كارگران و كساني كه بر آنها سلطه اقتصادي و سياسي داشته اند ستيزه وجود داشته است.شورش عليه خدمت نظام اجباري و مالياتهاي گزاف و شورشهاي غذايي در دوره هاي بدي محصول در نواحي شهري اروپا در قرن ?? معمول بود .اين شكلهاي ستيزه كارگري و ماقبل مدرن تا تقريباً يك قرن پيش در بعضي كشورها ادامه داشت.براي مثال اغتشاشات مواد غذايي در چندين شهر بزرگ ايتاليا در سال 1868 رخ داد.اين گونه شكلهاي سنتي رويارويي تنها طغيانهاي غير عقلاني پراكنده نبودند:كاربرد يا تهديد خشونت بر محدود كردن قيمت غله و ساير مواد غذايي ضروري اثر داشت.

روان شناسي اجتماعي كار صنعتي


رضايت كارگر از كار خود امري روان شناختي است و جنبه فردي دارد؛اما محيط كار ،رضايت از مديريت و عوامل اجتماعي بسياري نيز بر آن تاثير مي گذارد.رضايت از كار به دو دليل اهميت دارد:
تاثير آن بر رفتار فرد
تاثير آن بر روابط اجتماعي محيط كار
سنجش سطح رضايت شغلي مبتني بر اين فرض است كه اولاً احساس رضايت يا نارضايتي ناشي از نگرشي است كه خود نيز تا اندازه اي با چگونگي شغل و مقتضيات مربوط به آن پديد مي آيد.ثانياً چنين نگرشهايي عوامل موثر در برخي از رفتارها به حساب مي آيند.به طور خلاصه فرض بر اين است كه نتايج عيني برخي از اين رفتارها از قبيل جابه جايي و غيبت،روند ضد توليدي را تا اندازه اي تبيين مي كند و همه اعضاي نيروي كار نيز نسبت به مقتضيات عيني كار به طور يكسان واكنش نشان نمي دهند؛بنابراين در اين اندازه گيريها بايد تفاوتهاي فردي را در نظر گرفت.پس رضايت پايدار افراد بايد ملاك سنجش رضايت شغلي قرار گيرد.

بيكاري،كار زنان و اقتصاد غير رسمي


در مطالعه كار و اقتصاد،نمي توان توجه خود را فقط بر افرادي كه در وضعيت اشتغال ثابت تمام وقت هستندمتمركز كرد.در هر زماني،تنها اقليتي از جمعيت بزرگسال در نيروي كار مزدبگير شاغل است.جوانان،افراد سالمند،نسبت بالايي از زنان ،كساني كه از راه درآمدهايي كه با كار به دست نيامده زندگي مي كنند،و بيكاران همه خارج از آن هستند.اكثر اين افراد مسلماً به همان اندازه يا بيشتر از افرادي كار مي كنند كه داراي مشاغل مزدبگير تمام وقت هستند.دانش آموزان و دانشجويان در زمينه مطالعات درسي خود كار مي كنند،افراد بازنشسته براي مراقبت از خانه و باغچه خود كار مي كنند،و زنان خانه دار در زمينه امور خانگي و نگهداري و مراقبت از كودكان كار مي كنند
(آنها ممكن است كار مزدبگيري نيمه وقت نيز داشته باشند).تنها اقليت بسيار كوچكي از ثروتمندان در راس نظام طبقاتي ،كه مي توانند از قِبَل سرمايه گذاريها زندگي كنند،و شمار بسيار زيادتر بيكاران هستند كه فعاليت كاري ندارند.براي اكثر مردم ،بيكاري وضعيت خوشايندي نيست.فاقد كار بودن هنگامي كه شخص به آن نياز دارد،و نداشتن منابع لازم براي گذران يك زندگي رضايتبخش،علاوه بر سختي مادي رنج روحي به همراه مي آورد.


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :10
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
Powered By Rasekhoon.net