جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 11:23 PM
تعامل بين فرهنگ و كارآفريني


تعامل و ارتباط ميان فرهنگ و كارآفريني، از دو جهت قابل بحث و بررسي است.ازيك جهت،نتايج كارآفريني است كه بر جامعه تأثير مي گذارد و از جهت ديگر، خود فرايند كارآفريني و فرهنگ حاكم برآن است كه هم متأثر از مباني فرهنگ جامعه است و هم مي تواند در آن تحولات اساسي ايجاد كند.
كارآفريني با ايجاد فرصت هاي شغلي و توليد ثروت و بهبود شرايط اقتصادي، پيش زمينه اي اساسي براي ارتقاي سطح فرهنگي جامعه است، زيرا با برآورده شدن نيازهاي اوليه معيشتي، زمينه براي بروز نيازهاي عالي تر انساني فراهم مي شود كه اگر درمسيري صحيح هدايت شود، به شكوفايي و تعالي انسان ها مي انجامد.نوآوري كه از ويژگي هاي اساسي كارآفريني است، منجر به توليد محصولات جديدتر و ارائه ي خدمات بيشتر و متنوع ترشده و به اين ترتيب قدرت انتخاب افراد افزايش يافته و زندگي راحت تر مي شود.با بالا رفتن سطح رفاه و آسايش و افزايش اوقات فراغت، فرصت هاي بيشتري براي فعاليت هاي فرهنگي ايجاد مي گردد.

معيارها و اصول كارآفريني در آموزه هاي نبوي


كارآفريني به عنوان يك فرآيند و نظام، متكفل در هم آميختن و تركيب اجزاي مختلفي ازامكانات جامعه در جهت ايجاد ارزش ها و ظرفيت هاي جديد قابل استفاده ي آن جامعه مي باشد.همان گونه كه در جهت گيري هاي كلي و كلان، كارآفريني نياز به مراقبت و هدايت دارد، در خصوص ويژگي هاي دروني نيز براي بهره دهي بهتروبيشتر نيزكارآفريني بايد از اصول و معيارهايي پيروي كند.
طبيعي است كه اين معيارها،همسو و هماهنگ با جهت گيري هاي كلان نظام توحيدي مي باشد.برخي از اين ويژگي ها،درآموزه هاي نبوي، در ادامه مورد بررسي قرار مي گيرد.

كارآفريني وسيله ي تقرب الهي


اسلام، به طور كلي،براي تمامي تلاش هاي انسان، يك جهت كلي تعيين نموده است و آن اين كه انجام آنها، اگر چه مربوط به زندگي مادي و دنيوي انسان ها باشد، لازم است درمسيرالهي باشد تا از پاداش اخروي نيزبرخوردار گردد.
بنابراين،دريك نظام اجتماعي،كه براساس آموزه هاي نبوي بنانهاده شده است، اهداف نهايي فعاليت ها بايد الهي باشد.اگرفعاليتي براين اساس صورت گيرد، ديگررفاه و آسايش فردي به تنهاي مورد نظر قرار نمي گيرد، بلكه آسايش و رفاه شخص وقتي مطلوب است كه آسايش و رفاه ديگران را نيز در پي داشته باشد.

كارآفريني به عنوان عمل صالح


در آموزه هاي نبوي عمل صالح يكي از محوري ترين شعارهاي آن به شمار مي آيد، به گونه اي كه ظهور و جلوه ي ايمان و اعتقاد صحيح در عمل صالح تجلي مي يابد.
بنابراين، كارآفرينان بايد بدانند كه كار توليدي آنها مي تواند طوري طراحي و اجرا شود كه ازمصاديق عمل صالح به حساب آيد.ازويژگي هاي چنين فعاليت هايي صداقت و به دوربودن از غل و غش و درراستاي حل مشكلات فردي و اجتماعي است.

كارآفريني درجهت منافع جامعه


امتيازي كه نظام اقتصادي اسلام نسبت به ديگر نظام هاي اقتصادي دارد اين است كه تمامي امور را درسود مادي خلاصه نمي كند و به اخلاق و مسايل انساني توجه ويژه اي دارد.ازاين رو،كارآفريناني كه به توليدات مورد نياز و ضروي جامعه مشغول اند بسيارارزشمندتر از آن هايي هستند كه به توليد كالاهاي لوكس مي پردازند و نيازي از نيازهاي حقيقي جامعه را تأمين نمي كنند.براين اساس است كه در آموزه هاي نبوي:«احب الاعمال الي الله سرور تدخله علي المؤمن تطرد عنه جوعته و تكشف عنه كربته»؛ دوست داشتني ترين اعمال نزد خدا شادي رسانيدن به مؤمن،برطرف كردن گرسنگي او و دور ساختن غم و اندوه است.درحديث ديگري، آن حضرت (ع)، محبوب ترين فرد نزد خدا را كسي مي داند كه براي مردم مفيدترين باشد.

استفاده ي بهينه از امكانات جامعه


در آموزه هاي نبوي براين نكته تأكيد فراواني شده است كه بايد از نعمت هاي الهي به گونه اي صحيح بهره برداري شود.مذمت شديد اسلام از اسراف و تبذير گوياي اين حقيقت مي باشد كه وجود اين دو پديده نشان از عدم استفاده بهينه از منابع دارد.بنابراين، كارآفرينان، بايد به صورت بهينه از امكانات و نعمت هاي الهي،كه جامعه دراختيار آنها گذاشته است، استفاده كنند.

پاك و طيب بودن سرمايه


در نظام توليد و كارآفريني مطلوب دراسلام، پاكي و طهارت هم در سرمايه و هم درسايرعوامل توليد و هم درمحصول و خدمات توليد شده بايد به نحو احسن وجود داشته باشد.مالي كه وارد چرخه ي توليد مي شود بايد از بهترين و پاكترين اموال باشد،زيرا كار و تلاش انسان مسلمان تلاش و كوششي است در راه خدا.بدين جهت است كه در آموزه هاي نبوي گردآوري مال حلال و چرخش زندگي برمبناي درآمد حلال از وظايف انسان مسلمان دانسته شده است به تعبيرپيامبر عظيم الشأن اسلام (ص):
«طلب الحلال فريضه علي كل مسلم و مسلمه» و «العباده سبعون جزا و افضلها جزا طلب الحلال»؛ «الشاخص في طلب الرزق الحلال كالمجاهد في سبيل الله»؛ «اطيب كسب اسلم سهمه في سبيل الله»؛ پاكيزه ترين دستاورد مسلمان كاراست كه در راه خدا انجام دهد.
بنابراين، اگرمال و سرمايه ازطريق غيرصحيح به دست آيد و با خيانت و اجحاف هم همراه باشد،ازحليت بهره اي نخواهد داشت.
توجه به حليت و مشروعيت سرمايه و كسب درآمد سبب مي شود كه توليد كننده در هيچ مرحله اي از مراحل توليد خيانت نكند كه اين خود اعتماد را در جامعه تقويت مي كند.
همه ي كساني كه كالاي توليدشده را مورد بهره برداري قرار مي دهند در واقع توليد كننده را امين خود مي دانند و به او و كالاي توليد شده ي او اعتماد مي كنند.اين مسأله در جهان امروز،كه توليد و مراحل مختلف آن تخصصي شده است و لذا افراد عادي نمي توانند به چگونگي و كيفيت كالاها به آساني دسترسي پيدا كنند،ازاهميت بيشتري برخوردار است.

توجه به كيفيت به جاي كميت


كارآفريني به عنوان يك خدمت به جامعه،به هرمقدار و ميزان، پسنديده و مورد تقدير است.بنابراين،هركس به هرمقدار كه مي تواند از اين طريق به جامعه كمك كند،حتي اگر به مقدار ناچيزباشد، نبايد فروگذار نمايد، زيرا محروميت از همين مقدار كم،خود موجب ضرر و محرومت جامعه مي گردد.
رعايت اين نكته درسطح جامعه سبب ظهور و بروز استعدادها و سرمايه هاست.اگراين امر مبناي عملكرد نظام اقتصادي يك جامعه باشد، بي ترديد، بهره برداي ازبركات مادي و معنوي آن و بهره مند شدن آحاد جامعه، نتيجه ي مورد انتظار آن خواهد بود.

نظم و استحكام


ازديگر ويژگي هاي نظام مطلوب كارآفريني در آموزه هاي نبوي، نظم و استحكام و اكمال و اتمام كارهاست.رهاكردن كارهاي نيمه تمام و معطل گذاردن امكانات و سرمايه ها، درنظام كارآفريني برپايه ي آموزه هاي نبوي مطلوب نيست،بايد كارها مطابق اولويت و با برنامه شروع شود و به همان شكل خاتمه يابد؛ «جمال المعروف اتمامه».زيبايي كارخوب به اتمام و پايان رسانيدن آن است.درآموزه هاي نبوي خدا دوست دار كسي است كه كار و تلاش را خوب به پايان برساند.
«ان الله تعالي يحب اذا عمل احدكم عملاً يتقنه»؛ خداوند دوست دارد اگر كسي كاري را انجام مي دهد آن را درست انجام دهد.
«ان الله يحب من العامل اذا عمل ان يحسن».
نداشتن نظم درزندگي نتيجه اش از دست دادن زمان و از دست دادن زمان نتيجه اش اتلاف منابع است.اتلاف،بالاترين حد اسراف است.وقتي اسراف حرام باشد، اتلاف كه نوعي اسراف و بالاترين حد اسراف است نيزحرام است.از اين رو،براي استفاده ي بهينه از زمان و از دست ندادن فرصت ها و جلوگيري ازاتلاف منابع،رعايت نظم و ترتيب و برنامه براي كارآفرين ضروري است.

بلند همتي و اراده ي قوي


درتعاليم نبوي،بربلندهمتي، جديت در كار و پرهيز از سستي و تنبلي تأكيد فراواني شده و رمزموفقيت دركارها به شمار مي آيد.
امروزه دربحث مديريت،ازويژگي هاي يك مديرموفق برخورداري وي از قدرت تصميم گيري و ريسك پذيربودن او است.درواقع بلندهمتي هم اين دو خصيصه را در بطن خود دارد،به طوري كه اگرفرد داراي همت بلند باشد مي تواند وارد كارهاي بزرگ شده و با كارآفريني و راه اندازي فعاليت توليدي علاوه براين كه درزندگي خود گشايشي ايجاد مي كند، به حال جامعه نيز سودمند باشد؛ «قدرالرجل علي قدر همته».
درزمينه ي اشتغال و كارآفريني نيزبايد توجه داشت كه هرچه همت و عزم و اراده ي انسان براي انجام كارها مهم تر و نوآوري و ابتكار و استحكام بيشتر باشد، نشان گرارزش متعالي تر اوست.

برنامه ريزي


عاقبت انديشي و برنامه ريزي مناسب، ركن اساسي پيشرفت و كمال يابي است.دراتخاذ خط مشي هاي كارآفريني لازم است از بلندپروازي اجتناب شود، زيرا اتخاذ استراتژي بلندپروازانه، وقتي كه با توانايي هاي فرد و امكانات موجود در جامعه توازن و هماهنگي نداشته باشد، نتيجه اي جز شكست و به هدر دادن منابع جامعه دربرنخواهد داشت.از اين رو، دراتخاذ شيوه در برنامه هاي رشد و توسعه ي اقتصادي لازم است با توجه به امكانات موجود، شيوه و استراتژي رشد طوري طراحي شود كه در دراز مدت اقتصاد به رشد و توسعه برسد و اتخاذ روش سنجيده و حساب شده، با توجه به امكانات، به مراتب نتيجه اي بهتر از انتخاب روش هاي شتابان و عجولانه دارد.

تأثير آموزه هاي نبوي درايجاد تحول اقتصادي در مدينه


تعاليم نبوي درمورد اهتمام به كار و تلاش توانست تأثير شايسته اي در رفتارهاي اقتصادي مردم و اوضاع اقتصادي مدينه داشته باشد.آشنايي با اصول اعتقادي و ارزش هاي ديني سبب گرديد تا انگيزه هاي نويني براي فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي در مردم مدينه به وجود آيد.
آن حضرت (ص)نه تنها در زمينه هاي گوناگون، از جمله اصول اقتصادي و سياست هاي مالي تعاليم جديدي را آورد، بلكه با زير و رو كردن نظام ارزش ها توانست مسائلي از قبيل غارت و چپاول گري، رباخواري و قماربازي را تا پايين ترين حد تنزل دهد، و در عوض كار و تلاش و كسب و كارحلال، و فعاليت هاي صحيح اقتصادي را در قالب عمل صالح به حد اعلي ترقي و تعالي دهد.برپايه ي اين انقلاب فكري و بينشي بود كه آن حضرت (ص)، پس از استقرار در مدينه اقدام به برنامه ريزي در جهت اشتغال هرچه بيشترمسلمانان نمود كه به برخي از اين تلاش ها در ادامه اشاره مي كنيم.

بستن عقد قراردادهاي مزارعه و مساقات


پيامبر اكرم (ص)با بستن اين نوع قراردادها بين مهاجرين و انصار،علاوه بر آن كه مهاجران بدون زمين و بيكاررا به كاركشاورزي وا داشت و سبب افزايش نيروي مهاجرين نيزگرديد، توليد و بهره وري زمين هاي زيركشت انصار را هم بالا برد.

لغو انحصاري بودن تجارت


آن حضرت (ص)با ايجاد عقد مضارعه در بين افراد توانست به تهيه سرمايه و امكانات حمل و نقل براي تجارت زمينه ي مناسبي را براي آن ها فراهم سازد و تجارت را از انحصار گروه و افراد خاص آزاد سازد.

واگذاري زمين براي كشاورزي و كارهاي خدماتي


واگذاري اين زمين ها،كه براي فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي انجام مي شد، توانست به كار و تلاش درجهت ساختن واحدهاي مسكوني، حمام، بازار، احياي اراضي موات و...رونقي خاص بخشد و درنتيجه بازار اشتغال را در تعادل نگه دارد.

استفاده ازانفاقات واجب مالي


آن حضرت (ص)، با استفاده و به كارگيري از دريافت هاي واجبات مالي، مانند خمس و زكات و ديگرانفاقات توانست براي بيكاران، فرصتي را به وجود آورد و به آنان امكان دهد تا از اين طريق وسيله ي كار فراهم سازند و مشغول به كار شوند.

بهره گيري از غنايم جنگي


پيامبر اكرم (ص)با بخشيدن غنايم جنگي به مجاهدان، آنان را به طور غيرمستقم در تهيه ي وسايل كارو اشتغال كمك مي نمود.

به كارگيري انفال


حق مالكيت منابع طبيعي ازقبيل معادن، كوه ها، آب، جنگل ها، زمين هاي بي صاحب، اراضي موات و بايركه در قالب انفال قرار داده شدند،ازآن خدا و پيامبرعظيم الشأن (ص)و زمامداران حكومت اسلامي است.ازاين رو، زمامدارحكومت اسلامي، با در نظر گرفتن شرايط و مصالح عامه، مي تواند اين منابع را، به صورت اجاره و مزارعه، دراختيار افراد قرار دهد و درآمد آن را صرف نيازهاي اجتماعي كند.
قبل از اسلام برنامه بر اين بود كه قدرت هاي محلي قسمت هايي از اراضي، مراتع و نيزارها و ديگر منابع طبيعي را، بدون هيچ گونه كار و تلاشي اختصاص به خود مي دادند،و منابع بهره گيري ديگران مي شدند و از طريق باج گيري،به ديگران حق بهر برداري مي دادند.پيامبر اكرم (ص)با نهي اين عمل، راه را براي بهره گيري تمامي افراد باز نمود و حق ماليكت ثروت هاي غيرمنقول براساس كار و كوشش قرار گرفت.

برقراري ثبات درنظام اقتصادي


با توجه به آنچه گذشت مي توان چنين نتيجه گرفت كه تثبيت نهادهاي اخلاقي عملي در سيره نبوي به عنوان يك حركت كارساز درپديد آمدن و حفظ و نگهداري روابط انساني درتقويت و ايجاد كارآفريني نقش اساسي دارد. همچنان كه تشويق آحاد مردم به همكاري با يكديگر،تبليغ اخوت و نوع دوستي، ايثار و درستكاري،حفظ قراردادها، و ممنوعيت كاربرد هرنوع حيله در مبادلات و معاملات، و مبارزه با نهادينه شدن مفاسد اقتصادي و تلاش براي نهادينه شدن زمينه هاي بالندگي اقتصادي شاخص هاي كارآمدي و كارآفريني نظام اقتصادي نبوي را مي رساند.
تحريم ربا،تحريم كنز، تحريم رشوه،تحريف اسراف و تبذير،تشويق به كاهش مصرف، تشويق به كارگروهي، تشويق به كار شرافت مندانه،و عبادت تلقي كردن كوشش براي امرارمعاش، تثبيت و نهادينه ساختن توجه به حقوق كارگر، مانند پرداخت حقوق كارگر پيش از اتمام كار،ارتباط دادن رضايت اخروي خداوند به كوشش مولد دراموردنيوي، درساختار و مركزيت نظام اقتصادي مي تواند ثبات و پايداري را به ارمغان آورد، به تعبيررسول مكرم اسلام (ص):«من طلب الرزق في الدنيا استعافافا من الناس و توسيعا علي اهله لقي الله يوم القيامه و وجه مثل القمر».

اشتغال و كارآفريني در شرايط اقتصادي موجود كشور


بي ترديد اگرآنچه به عنوان معيارو اصول كارآفريني در آموزه هاي نبوي از آن نام برده شد،درجامعه ي ما مورد استفاده قرار گيرد،به عنوان فرهنگكارآفريني درجامعه نهادينه شود و در نتيجه افراد خود را پاي بند به اين اصول بدانند، آيا جايي براي اين نگراني در كشور در رابطه با ايجاد اشتغال، از طريق طرح هاي زودبازده و اشتغال زا كه وزارت كار و اموراجتماعي با دادن تسهيلات اعطايي به كارآفرينان، آن را در دستوركار خود قرار داده است، باقي مي ماند؟
آنچه كه از نامه ي رئيس كل بانك مركزي به رياست جمهوري برمي آيد، گوياي نگراني جدي است، به حدي كه به تصريح رئيس كل بانك مركزي حدود 46 درصد از طرح هاي زودبازده وجود خارجي ندارند.
نامبرده در نامه ي خود اين گونه اظهارمي دارد كه:
نسبت اشتغال ايجاد شده به اشتغال پيش بيني شده در طرح ها، حداكثر 2/8 درصد است.15 درصد طرح ها، بيش از 80 درصد پيشرفت داشته اند و 46 درصد طرح ها وجود خارجي ندارند.مبلغ سرانه ي وام پرداختي براي ايجاد اشتغال يك شغل 133 ميليون ريال در فرم متقاضي ثبت شده است، اما در عمل هزينه ي ايجاد هرشغل 4/6 ميليارد ريال بوده است.
اين در حالي است كه افزود بر نگراني ياد شده، اگر اعتبارات تخصيصي به طرح هاي زودبازده به سبب آنچه كه در نامه ي رئيس كل بانك مركزي آمده است، نتواند برمبناي قراردادها به موقع بازپرداخت شود، اين عدم بازگشت اعتبارات كه درواقع به معناي عدم بازگشت پول مردم به خزانه بانك هاست، نوعي زيرپانهادن اصول امانتداري و يا عدم پاي بندي وكيل به خواسته هاي موكل است.كم ترين نتيجه ي اين گونه مسائل،سلب اعتماد عمومي است، كه سبب مي شود سپرده گذاران به پس انداز كه شالوده ي هرسرمايه گذاري است، كمتر تمايل از خود نشان بدهند، نتيجه ي اين عدم تمايل رفتن پول به جاي پس انداز،درچرخه ي خريد و فروش بازار دلالي است، كه نتيجه ي آن افزايش بي جهت بهاي كالاها و افزايش تورم است.

نتيجه گيري


كارو كارآفريني مهم ترين مسأله ي اجتماعي و فرآيندي انساني و اجتماعي است كه با دگرگوني اقتصادي ـ اجتماعي پيوند محكمي دارد براين اساس، اهميت و ضرورت افراد كارآفرين درجامعه مشخص مي شود.بررسي ها نشان از آن دارد كه به دليل نبود فرهنگ كارآفريني و بي توجهي به اصول و معيارهاي كارآفريني درآموزه هاي ديني، دولت برخلاف انتظار خود نمي تواند توفيق چنداني در دستيابي به اهداف خود در دادن تسهيلات به كارآفرينان در قالب طرح هاي زودبازده به دست آورد.از اين رو، آموزش و تربيت كارآفرين يك ضرورت زيربنايي براي توسعه كشور و كاهش نرخ بيكاري است.دراين راستا ضرورت دارد مراكزي ويژه اي را در جهت حمايت از كارآفرينان بالقوه تأسيس كرده كه ضمن آموزش هاي ويژه براي توسعه، مباحثي همچون توانايي ها و انگيزش افراد را نيز در برگيرد.
هر چه اصول و معيارهاي كارآفريني در يك جامع نهادينه تر باشد، توانايي آن جامعه براي تربيت و جذب كارآفرينان،سرمايه ها، مغزها و نورآوري ها بيشتر، و درنتيجه شتاب رشد اقتصادي و اشتغال و امنيت اجتماعي براي شهروندان افزون ترخواهد شد.


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 11:21 PM
«كارآفريني»كه در واقع فرآيند تأسيس يك شغل برمبناي يك فكر و يك ايده ي نو است.راهبردي است براي حل مسأله ي اشتغال و ايجاد و خلق عرصه هاي نويت در جهت رشد و پويايي و توليد ثروت در جامعه، كه با توجه به اهميت كليدي آن در اقتصادهاي نوين، كشورهاي گوناگون مجدانه برنامه هاي مفصلي را براي بسط چنين فرهنگي درجامعه ي خود تدارك ديده اند.
اين نوشتاردرپي آن است تا با بررسي و تجزيه و تحليل برخي از معيارها و اصول كارآفريني درآموزه هاي نبوي در جهت ثمربخشي كارآفريني، كه برپايه ي باورها و ارزش ها و روش ها و شيوه هاي خاصي استوارشده است، بپردازد،و درنتيجه ي راهبردها و رهيافت هايي را در جهت ايجاد فرصت هاي شغلي و توليد ثروت و بهبود شرايط اقتصادي براي نظام اسلامي بيابد.

مقدمه و طرح مسأله


در ميان عوامل توليد،كارجايگاه ممتازي دارد، به ويژه كه با انسان و اراده ي او سروكار دارد.ازاين رو، مي تواند جهت گيريهاي مختلف و متفاوتي داشته باشد.جهت گيري هاي متفاوت، آثارفردي و اجتماعي متفاوتي نيز درسطح هر جامعه برجاي خواهد گذاشت.به همين دليل ضرورت دارد جهت گيري هاي مطلوب دراين امرشناخته شود.به نظر مي آيد مهم ترين جهت گيري ها توجه به استراتژي توسعه ي كارآفريني است كه در برنامه ي چهارم توسعه نيز بر آن تأكيد شده است.
از يك سو،مسأله اي كه در برآوردهاي آماري اشتغال را با نارسايي مواجه كرده است، وجود نوعي «بداشتغالي»است كه در برخي موارد، افزايش اشتغال به قيمت افزايش بيكاري پنهان و هم جهت با بداشتغالي و ناديده گرفتن تخصيص بهينه بوده است.
ازديگرسو،بيكاري يك مسأله اي اجتماعي و نشان دهنده ي اتلاف انرژي نيروي انساني است.از اين رو از جمله دلايل توجه به توسعه ي كارآفريني، مي توان به قدرت آن در ايجاد كسب و كارهاي جديد با ارزش افزوده ي بالا، توسعه ي كسب و كارهاي موجود،افزايش درصد استفاده از ظرفيت هاي بدون استفاده ي توليد و به تبع آن رشد اقتصادي و رفاه اجتماعي،كاهش نرخ بيكاري، افزايش سرانه ي توليد و عدالت اجتماعي، كه از مهم ترين دغدغه هاي نظام اسلامي به شمار مي آيد، اشاره كرد.

تعريف كارآفريني:


كارآفريني،فرآيند پذيرش مخاطرات و پيامدهاي تأسيس كسب و كار بر مبناي انديشه ها و ايده هاي است كه نتيجه ي آن ايجاد فرصت هاي شغلي و بهبود شرايط اقتصادي و ارتقاي توانمندي جوامع خواهد بود.به عبارت ديگر كارآفريني فرآيند ايجاد ثروت و هدايت خلاقانه ي منابع، خلق سازمان يا سازمان هاي جديد و نيزتوسعه ي موقعيت هاي اقتصادي و روش اداره و مديريتي است كه فرصت ها را كنترل و تعقيف كرده و به عنوان شيوه اي عالمانه اززندگي، با درك ظرفيت هاي بلااستفاده، زمينه را براي بهره گيري از آن فراهم مي سازد، و براي رسيدن به آرمان رشد اقتصادي رفاه اجتماعي به وسيله ي افزايش سرانه ي توليد كاهش نرخ بيكاري به جريان ها و شريان هاي اقتصادي كمك هاي شايان توجه و مؤثري مي كند.

تأثير آموزه هاي ديني در تقويت فرهنگ كارآفريني


به نگرش ها و باورهاي ذهني و ساختاري پذيرفته شده،توسط افراد يك جامعه يا سازمان، نسبت به كار،فرهنگ كار آن جمع مي گويند.برمبناي اين تعريف، فرهنگ كارآفريني عبارت است از:مجموعه ي ارزش ها، باورها و دانش هاي مشترك و پذيرفته شده ي يك گروه كاري در انجام فعاليت هاي معطوف به توليد و يا ايجاد ارزش افزوده.حال با توجه به اين تعريف مي توان چنين نتيجه گرفت كه باورها و اعتقادات ديني درتقويت و تضعيف فرهنگ كارآفريني تأثير به سزايي دارند.
ازآموزه هاي ديني براي تبديل كارآفريني به فرهنگ و پيوند آن با هنجارهاي اجتماعي مي توان از ابزارهاي معنوي تشويقي و تنبيهي فراواني استفاده نمود.برخي از اين آموزه ها،كه در احاديث و روايات بيانگر ابزارهاي تشويقي هستند، در ادامه مورد بررسي قرارمي گيرند.

كارآفريني به عنوان تكليف و وظيفه


كار و تلاش درنگرش ديني براي تأمين نيازهاي فردي و اجتماعي ضرورتي اجتناب ناپذيراست كه تمامي لحظات زندگي را در بر مي گيرد.از اين رو، در آموزه هاي ديني از آن به عنوان وظيفه و تكليف ياد شده است.پيامبرعظيم الشأن اسلام (ص)دراين باره مي فرمايد:«طلب الحلال فريضه علي كلي مسلم و مسلمه»؛ طلب كردن روزي حلال بر هرمرد و زن مسلمان واجب است.و نيزمي فرمايد:«طلب الكسب فريضه بعد الفريضه»

كارآفريني به عنوان جهاد در راه خدا


درآموزه هاي ديني كارآفرين مانند جهادگري دانسته شده است كه در صحنه ي كارزار با دشمنان خدا به نبرد پرداخته و ازحريم دين دفاع مي كند.به تعبير پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص)«الكاد في عياله كالمجاهد في سبيل الله»؛ كسي كه براي تأمين زندگي خانواده ي خود كار و تلاش كند همچون مجاهد در راه خداست.
اميرالمؤمنين علي (ع)نيزدراين باره مي فرمايد:«ما غدوه احدكم في سبيل الله باعظم من غدوته يطلب لولده و عياله مايصلحهم»؛ درآمدن شما صبحگاهان براي جهاد در راه خدا،ازدرآمدن آن كس كه براي تأمين زندگي خانواده ي خود تلاش مي كند بالاتر نيست.

كارآفريني وسيله ي سعادت


به طور كلي انسان درنگرش ديني آميزه اي از عقيده، فكر و انديشه، كار و تلاش است كه سعادت و رستگاري خود و جامعه را در كارشايسته و بايسته مي داند.براين اساس است كه قرآن كريم ايمان به همراه عمل صالح را وسيله ي رستگاري مي داند.درتعاليم علوي،چه دور دانسته شده كه انسان با اراده ي سست،و گرايش به بيكاري و خوش گذراني به سعادت دست يابد.بلكه در اين تعاليم سعادتمندي در آن دانسته شده است كه انسان به انجام كارهاي ارزنده نايل شود.

كارآفريني وسيله ي عزت نفس


كار و تلاش سازنده براي اصلاح و ساماندهي زندگي فردي و اجتماعي امري ضروري و اجتناب ناپذير است؛ چنان چه در راستاي تعالي ارزش ها و عزت فردي و اجتماعي،كار و تلاش و خلاقيت و نوآوري، عرصه ي نمايش عزت و قدرت يك جامعه است.ازاين رو،اسلام اجازه نمي دهد انسان در صورت امكان حتي در سخت ترين شرايط از كار و تلاش و سازندگي دست بردارد و در نتيجه عزت و آبروي خود را زيرسؤال ببرد.به تعبير پيامبر عظيم الشأن (ص): «لو ان رجلا اخذ حبلا فياتي بجزمه حطب علي ظهره، فيبيعها فيكف بها وجهه، خير له من ان يسأل»؛ اگرانسان ريسماني بگيرد، پشته اي هيزم را بر دوش كشد و آن را بفروشد و از اين رهگذر نيازهاي زندگي خود را برآورد، بسي بهتر است از اين كه از ديگران درخواست كمك كند.

كارآفرينان در رديف انبيا


ايمان بي بهره از تلاش سازنده ادعايي است خالي از معني و ارزش بدين جهت، بهترين ها و شايسته ترين ها، كه انبياي الهي (ع)هستند،پيشتازان وادي كار و تلاش و كوشش اند.براين اساس است كه درنگرش نبوي «من اكل من كديده، كان يوم القيامه في اعداد لانبياء و ياخذ ثواب الانبياء»؛ هركس از دسترنج خود بخورد،روز قيامت در شمار انبيا خواهد بود.
همان طور كه ديده مي شود در آموزه هاي اسلامي با نگرش تكليفي به كار و كارآفريني و جهاد خواندن آن، «انگيزه ي كارآفريني را بالا برده است؛ همچنان كه از طريق مبارزه با بيكاري،به احيا و تقويت «فرهنگ كار و كارآفريني» اقدام كرده است.
احاديث و رواياتي كه به بيان ابزارهاي تنبيهي در جهت تقويت فرهنگ كارآفريني پرداخته اند،به طورخلاصه، در ادامه مورد بررسي قرار مي گيرند:

دوري ازرحمت خدا


در نگرش ديني،زيست گوارا و رحمت الهي شامل حال فرد و جامعه اي مي شود كه تمامي اعضاي آن به كار وتلاش سازنده دست يازند و درهيچ زماني از سعي و تلاش و كوشش بازنايستند.در غيراين صورت از رحمت الهي به دور و مورد لعن و نفرين قرار مي گيرند.درحديث نبوي است:«ملعون من القحي كله عن الناس»؛ هر كس بارزندگي خود را بر دوش ديگران گذارد از رحمت الهي به دور است.
امام باقر(ع)، كلامي از موسي بن عمران (ع)اين گونه نقل مي كند كه موسي بن عمران (ع)ازخداي سبحان سؤال كرد:پروردگارا از كدام يك از بندگانت بيشتر نفرت داريد؟ خداوند فرمود:آن كس كه شب هنگام چون مردار است، و روز بيكار.
تضييع حقوق ديگران در آموزه هاي ديني كسي كه درپي كسب و كار و تلاش و كوشش نيست، و به بيكاري و بي عاري و سستي و تنبلي عمر خود را سپري مي كند، تضييع كننده ي حقوق خود و ديگران است.ازاين رو، پيامبرعظيم الشأن اسلام (ص)با نهي از داشتن چنين خصلتي مي فرمايد:«يا علي ...اياك و خصلتين:الضجر و الكسل ،فانك ان ضجرت لم تصبرعلي حق، و ان كسلت لم تود حقا».امام صادق (ع)نيزدراين باره مي فرمايد:«اياك والضجر و الكسل، انهما مفتاح كل سوء انه من كسل لم يود حقا، و من ضجر لم يصبر علي حق».علي (ع)«من اطاع التواني، ضيع الحقوق»؛آن كس كه به كاهلي و سهل انگاري گردن نهد حقوق ديگران را ضايع مي سازد.

فساد و تباهي


اراده ي الهي بركار و تلاش سازنده و فعاليت انسان ها در زندگي دنيوي آنان تعلق گرفته است.چه اين كه حتي آفرينش مرگ و حيات نيز براي سنجش سعي و تلاش هاست؛ «الذي خلق الموت و الحياه ليبلوكم ايكم احسن عملاً».براين اساس، صلاح و سداد زندگي به كار و تلاش وكوشش بي وقفه بستگي دارد؛ همچنان كه فساد و تباهي درزندگي فردي و اجتماعي در پي سستي و بيكاري به وقوع خواهد پيوست.به تعبيرامام صادق (ع)«الكسل يضر بالدين و الدنيا»؛ كاهلي و تنبلي به دين و دنياي انسان آسيب مي رساند.آن حضرت (ع) بيكاري را عالم فساد و تباهي مي داند؛«ان يكن اشغل مجهده فاتصال الفراغ مفسده».

فقرو نابساماني


به طور كلي توسعه و رشد در گرو كار و تلاش و سعي و كوشش است. جامعه اي كه از تلاش و كوشش و سخت كوشي روي گردان است، چاره اي جز پذيرش فقرو بدبختي نخواهد داشت.علي (ع):من لم يصبر علي كديده، صبرعلي الافلاس»؛ فرد و جامعه اي كه نتواند ازكار و تلاش خود حيات اقتصادي و اجتماعي خود را سامان دهد سرانجام پذيراي تهيدستي و فقر و نابساماني خواهد شد.

هلاكت و نابودي


كار و تلاش گوهرذاتي انسان و مايه ي عزت و كرامت انسان و سبب دوام زندگي و حيات اوست.بنابراين، سعادت مندي و رسيدن به كمال مطلوب، در پي كار و تلاش و كوشش ميسر است.هرقدر جامعه اي در وادي كار و تلاش كوشاتر و برمشكلات صابرتر باشد، ميزان دستيابي او به ماندگاري و ثبات بيشتر خواهد بود؛ همچنان كه به هرمقدار كه از سعي و تلاش خود بكاهد و به سستي و تنبلي روي آورد از ميزان دوام و پايداري او كاسته خواهد شد.به تعبيرعلي (ع):«في التواني و العجزانتجت الهلكه»؛ درتنبلي و احساس ناتواني، نابودي و تباهي پديد مي آيد.

ادامه دارد...


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 8:42 PM
همت مضاعف ، کار مضاعف

همت که به اراده و عزم از آن تعبیر می‌شود وقتی مضاعف باشد و چندین برابر گردد، کاری کارستان رقم خواهد زد و انسان را به جایگاهی رفیع خواهد رساند.

همت بلنددار که مردان روزگار / از همت بلند به جایی رسیده‌اند

در این نوشتار به طور مختصر دوازده مورد که شاید در هیاهوی مسائل مختلف چندان به آنها توجه نشود، به مصداق دوازده ماه سال 89 از نیازمندی به همت مضاعف و در پی آن کار مضاعف برای به سرانجام رساندن اراده محکم و مضاعف ذکر می‌گردد، به امید آنکه مورد توجه همگان واقع شود و نهادهای مسئول و اقشار مختلف هموطنان عزیزمان به آن‌ها فکر کنند و نسبت به اجرای این موارد اهتمام ورزند. ضمن آنکه موارد بسیار زیادی هم به جز آنچه تقدیم می‌شود شایسته توجه بوده و انتهای این فهرست هم باز است...

1 ـ  همت مضاعف در ترک تهمت

متأسفانه یکی از گناهان رایج در جامعه امروزمان و با تأسفی عمیق حتی در بین به ظاهر متدینین، ایراد تهمت به یکدیگر است. این گناه علاوه بر آن که به تنهایی انسان را مستوجب ابتلا به عذاب الهی می‌کند، رفاقتی عجیب با دروغ و غیبت هم دارد. وقتی به فردی تهمتی وارد می‌ شود هم نسبت دروغی به وی داده شده و هم او را به آنچه از آن کراهت دارد یاد کرده‌اند. امام صادق علیه‌السلام در جلد دوم کتاب شریف اصول کافی فرموده‌اند: هرگاه کسی برادر مؤمن خود را متهم کند (به وی تهمت بزند) ایمان از قلب او می‌رود همانطور که نمک در آب حل می‌شود! شایسته است در سال 89 همت مضاعف همه ما بر دوری از این گناه قرار گیرد.

2 ـهمت مضاعف در ترک غیبت

بیان صریح خداوند متعال در سوره مبارکه حجرات در مذمت غیبت و همردیف دانستن کراهت ارتکاب این گناه با خوردن گوشت برادر مرده و توصیه مشهور حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به جناب اباذر مبنی بر پرهیز از غیبت کردن و بالاتر دانستن شدت این گناه از ارتباط نامشروع مؤید نیاز بسیار زیاد همه ما به دوری از این گناه زشت و بکار بستن همتی مضاعف در ترک آن است.

3 ـهمت مضاعف در ترک دروغ

امام حسن عسکری علیه السلام در حدیثی فرموده‎اند: همه خبائث و زشتی‌ها و گناهان را در خانه‌ای قرار داده‌اند و کلید ورود به این خانه دروغ است.

پرواضح است که چه همت مضاعفی در ترک دروغ باید داشت و چه سعادتی در پی این همت مضاعف در دوری از گناهان نهفته است. امروز دروغ در جامعه ما فزونی یافته و حتی اعتراض برخی از مراجع معظم را هم به دنبال داشته است. ای کاش سال 89 سال همت مضاعف همه ایرانیان در ترک دروغ باشد. در این بین فرقی هم در ترک دروغ کوچک و بزرگ نیست. همانطور که امام سجاد علیه السلام فرموده‌اند: از دروغ بپرهیزید، چه کوچک باشد و چه بزرگ، چه جدی باشد و چه شوخی، زیرا دروغ کوچک انسان را شجاع می‌کند تا از گفتن دروغ بزرگ نترسد!

4 ـ همت مضاعف در ترک سیگار و قلیان و اهتمام به برنامه جامع کنترل دخانیات

از نگرانی بسیار زیاد مصرف مواد مخدر و لزوم مبارزه بی‌امان با این مشکل بزرگ که بگذریم، متأسفانه در جامعه امروزی سیگار و قلیان قبح خود را نسبتاً از دست داده‌اند. چه بسیار جوانانی که سیگاری بر لب دارند و چه بسیار افرادی که قلیان را به اشتباه کم ضرر دانسته و جزء ثابت تفریحات خود می‌دانند.

صرف نظر از آنکه چه هزینه بالایی به مردم در قبال مصرف سیگار از بعد مادی وارد می‌شود لازم است در سال 89 برای دستیابی به سلامتی و تندرستی همت مضاعفی در ترک سیگار و قلیان از سوی همگان به کار گرفته شود. از دستور صریح قرآن کریم مبنی بر لزوم دوری از به هلاکت افتادن به دست خویش و فتوای برخی مراجع نظیر آیت الله مکارم شیرازی در حرمت استعمال سیگار گرفته تا ضررهای فراوان مصرف سیگار و قلیان به واسطه ابتلا به انواع بیماری ها از جمله سرطان‌های مهلک نیاز به همتی مضاعف در ترک مصرف این مار خوش خط و خال را روشن می‌سازد.

5 ـ همت مضاعف در ارشاد اسلامی

ارشاد اسلامی عبارتی است که با دیدن آن بلافاصله به یاد گشت ارشاد نیروی انتظامی یا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌افتیم. حال آنکه ارشاد اسلامی وظیفه‌ای همگانی است که باید همه افراد جامعه به آن توجه ویژه‌ای داشته باشند و البته در این بین نقش مسئولین و مدیران فرهنگی مملکت حساس‌تر است. ارشاد اسلامی و دعوت به رشد تنها به زبان کارساز نیست و امام صادق علیه السلام هم به نقل بحار الانوار همین مسئله را گوشزد فرموده‌اند که: مردم را به غیر از زبان خودتان به راه خیر دعوت کنید، لکن سعی کنید از شما راستی و پرهیزکاری و تقوا ببینند.

 یکی از جنبه‌های مهم ارشاد اسلامی اهتمام به مسئله حجاب است. ضمن تأکید بر جایگاه ارزشمند نیروی انتظامی در برخورد با هنجارشکنی‌ها به نظر می‌رسد باید برای تبلیغ مناسب حجاب همتی مضاعف در بکارگیری روش‌های جذاب، نو و خلاقانه به خرج داد. به راستی آیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان ملی جوانان با همکاری نیروی انتظامی می‎توانند این روش‌ها را طی یک همکاری بین بخشی در سال 89 به منصه ظهور برسانند؟! آیا روزی می‌رسد که سر چهارراه‌ها در کنار گشت ارشاد نیروی انتظامی با هیبت خاص خود برای برخورد با هنجارشکنی‌ها، خوش تیپ‎ترین انسان‌ها، شاخه گلی همراه با یک صفحه یادداشت مختصر به زبان ساده و جوان‌پسند ـ و نه با واژ‌ه‌‎های سخت و مناسب سایر اقشار جامعه ـ درباره فلسفه و فواید حجاب به جوانان این مرز و بوم آنهم با لبخند هدیه دهند؟ آیا روزی می‌رسد که مدیران فرهنگی این کشور ضمن تقدیر از همه تلاش های صادقانه‌شان به الگوی حسنه تبلیغ و ارشاد اسلامی یعنی رسول اکرم صلی الله علیه و آله بیشتر تمسک جویند و از عناصر شادی بخش و مفرح بیش از عناصر سفت و سخت برای تبلیغ دین استفاده کنند؟ در این بخش یقیناً همتی مضاعف نیاز است و باید از افراط و تفریط هم به شدت پرهیز نمود.

6 ـهمت مضاعف در اصلاح الگوی مصرف

هر چند سال 88 به خاطرات پیوست اما روند حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف کماکان ادامه دارد و نیازی اساسی و مهم برای کشورمان محسوب می‎شود. اصلاح الگوی مصرف به معنای بجا و درست مصرف کردن است. اگر همتی مضاعف در اصلاح الگوی مصرف سوخت، مواد غذایی، آب و پوشاک به کار گرفته شود در سال های آینده منافعی فراوان نصیب ملت و نسل آینده خواهد شد. این همت مضاعف باید ابتدا در بین مسئولین و مدیران دولت و قوای کشور مشاهده شود و به دنبال آن به بدنه جامعه سرایت کند.

7 ـهمت مضاعف در توجه به آراستگی و نظافت

اسلام دین آراستگی و به مصداق النظافة من الایمان، دین نظافت و پاکیزگی و خاتم پیامبران حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله هم اسوه و الگوی تمام عیار آراستگی و نظافت و سیره و روش زندگی ایشان سرلوحه زندگی هر مسلمان است. متأسفانه یکی از مسائل مهمی که در جامعه ما مورد غفلت واقع شده، موضوع آراستگی و  نظافت در بین مسلمانان است. در این بین اگر فردی مسئولیت تبلیغ دین را هم بعهده داشته باشد نظافت و آراستگی ظاهر وی بیشتر مورد توجه و انتظار دیگران خواهد بود.

 توصیه فراوان پیامبر اسلام و امامان معصوم سلام الله علیهم در حفظ آراستگی ظاهر از مو و پوست صورت گرفته تا توجه به بهداشت دهان و دندان و ناخن و استعمال بوی خوش مؤید اهتمام ویژه اسلام به موضوع نظافت و آراستگی است. شایسته است در سال 89 همت مضاعف همه مسلمانان و هموطنان عزیزمان بر حفظ آراستگی و نظافت به خصوص در انجام مراسم و مناسک مذهبی نظیر حضور در مساجد قرار گیرد.

8 ـهمت مضاعف در اهتمام به ورزش همگانی

در دیدار اخیر رئیس جمهوری با مراجع معظم یکی از موضوعاتی که مورد توجه قرار گرفت مسئله ورزش بود. آیت الله مکارم شیرازی خطاب به آقای دکتر احمدی‎‌نژاد از لزوم توجه به ورزش همگانی سخن گفتند، رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی اول فروردین 89 همت مضاعف در توجه به ورزش همگانی را ضروری دانستند و از قدیم هم شنیده‌ایم که عقل سالم در بدن سالم!

شایسته است در سال 89 توجه به ورزش همگانی با همتی مضاعف همراه شود و شهرداری‌ها، سازمان تربیت بدنی‌، فدراسیون ورزش‌های همگانی، سازمان ملی جوانان، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، حوزه‌های علمیه، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، نمایندگان مردم در خانه ملت و سایر نهادهای ذیربط در حرکتی هماهنگ و با همکاری بین‌بخشی نگاه ویژه‌ای به این موضوع داشته باشند. به نظر می‌رسد وقت آن رسیده تا نوک پیکان صرف بودجه‌های هنگفت در ورزش قهرمانی به سوی ورزش همگانی متمایل گردد که این مسئله به عدالت نزدیک‍‎تر است.

9 ـهمت مضاعف در احترام به قوانین راهنمایی و رانندگی

احترام به قانون در همه ابعاد زندگی امری شایسته است. در این بین قوانین راهنمایی و رانندگی و توجه به این قوانین اهمیتی دوچندان دارد و غفلت از آن خطرات جانی هم در پی خواهد داشت. میزان بالای تصادفات و فوت هموطنان عزیزمان در جریان سفرهای درون و برون شهری مؤید نیاز به احترام ویژه و بیش از پیش به قوانین راهنمایی و رانندگی و بکارگیری همتی مضاعف در رعایت این قوانین است. امید است سال 89 که بنابر اعلام پلیس راهور ناجا آغازی کم حادثه‌تر نسبت به سال گذشته داشته تا پایان به همین نحو و حتی بهتر از آن ادامه یابد.

10 ـهمت مضاعف در ترک و مبارزه با رشوه و ربا

یکی از گناهان بزرگی که به مصداق روایات متعدد، ارتکاب آن سبب ابتلا به عذاب و آتش خواهد بود رشوه دادن و گرفتن است. متأسفانه برخی اوقات در امور روزمره مشاهده می‌کنیم از این گناه به سادگی یاد شده و حتی ارتکاب آن نشانه زرنگی افراد تلقی می‌شود، حال آنکه یقیناً رشوه دادن و گرفتن و واسطه بودن در تبادل رشوه عاقبت خیری برای طرفین رقم نخواهد زد. امیدواریم سال 89 همت مضاعف همگان در مبارزه با رشوه قوت بیشتری داشته باشد و ریشه این گناه زشت از جامعه اسلامی ما به کلی برچیده شود.

امیرالمؤمنین امام علی (ع) فرموده اند: هر کس بدون یادگیری احکام دین داد و ستد کند، در ربا فرو می رود. از سویی دیگر خداوند متعال در آیه 276 سوره مبارکه بقره می فرماید: خداوند ربا را نابود و صدقات را زیاد می کند. پیامبر اکرم (ص) هم فرموده‌اند: بیشترین چیزی که بر امتم بعد از خود می ترسم کسب حرام است.

خوب مسئله کاملاً روشن است. همه افراد جامعه که به نوعی تعاملات روزمره زیادی در زمینه های مختلف اقتصادی از فروش میوه و سبزی گرفته تا ساخت برج، صادرات و واردات انواع کالا و غیره دارند بایستی قوانین شرعی و مذهبی کسب و کار را بیاموزند تا به رباخواری دچار نشوند. باعث تأسف است که بعضی در جامعه امروزی تصور می‌کنند که اگر از راه ربا مالی بدست آورند زرنگی نموده‌اند، غافل از آنکه خداوند طبق آیه شریفه فوق آنچنان زندگیشان را تقدیر می کند که بیش از آنچه از راه حرام کسب نموده اند در مسیری که رضایت ندارند خرج کنند ، البته عذابهای اخروی آن هم که بجای خود محفوظ خواهد بود.

روانشناسان می گویند قدرت "نه" گفتن را در برابر خواسته های غیر منطقی باید به فرزند خود از همان کودکی بیاموزید. ظاهراً بزرگترها هم گاهی قدرت نه گفتن ندارند؟ (من یک میلیون به تو می دهم و تو سه ماه دیگر یک میلیون و چهارصد هزار تومان به من بده باشه ؟ نه ! خیر ! نه ! نه ! نه ! نه ! ...) به امید همتی مضاعف در نه گفتن به ربا و کسب حرام در سال 89

11 ـهمت مضاعف در اهتمام به نماز

ضمن تأکید بر نص صریح قرآن کریم و دستور خداوند مبنی بر لزوم اهتمام ویژه به نماز و نقش آن در جلوگیری از افتادن انسان به ورطه فساد و فحشاء، از میان انبوه روایات و احادیث درباره نماز به پنج روایت از حضرت علی علیه السلام در این زمینه اشاره می‌کنم. به امید آنکه سبب بکارگیری همت مضاعف همه ما در اهتمام به نماز در سال 89 گردد و بدانیم که نماز نردبان تعالی انسان و رسیدن به رستگاری مادی و معنوی است.

الف) بحارالانوار، جلد 82: حضرت علی علیه السلام: شما را به نماز و مراقبت از آن سفارش می‎کنم. زیرا نماز برترین و بهترین کار و ستون دین شما است.

ب) جامع الاخبار، فصل 19: امام علی علیه السلام: شیعیان من را به دو خصلت امتحان کنید. اگر دارای این دو خصلت بودند پیرو من هستند. یکی اهتمام به نماز اول وقت (محافظت کنندگان بر وقت نماز) و دیگری کمک مالی به برادران دینی خود. اگر این دو ویژگی در آنها نبود، پس از من دورند. (حضرت سه بار فرمود از من دورند)

ج) بحارالانوار، جلد 82: حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام: محبوب ترین کارها نزد خداوند نماز است.

د) بحارالانوار، جلد 82: امام علی علیه السلام: هنگامی که شخصی به نماز می ایستد، شیطان می‎آید و با حسادت به او نگاه می‎کند. زیرا می بیند که رحمت خدا فرد نمازگزار را فراگرفته است. (تیر شیطان به سنگ خورده است)

ه) غررالحکم: حضرت علی علیه السلام: نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شیطان حفظ می‎کند.

12 ـهمت مضاعف در کار مضاعف

در انتهای این نوشته هم به کار و ارزش آن اشاره می‌کنم. در زندگی روزمره بارها پیش می‌آید که انسان‌ها در هر رتبه و مقامی باشند به یکدیگر کمک نموده و به یاری هم می‌شتابند. این مسئله امری بسیار مبارک و پسندیده و مورد سفارش اسلام است. اما این طیف یک سر دیگر هم دارد که امری ناشایست محسوب می‌شود و آن، گذاشتن کارهای خود بر دوش دیگران است. کارمند محترمی از رئیس سازمانش به من گله می‎کرد که روزهای اول ریاستش به این فرد که سرایدار آنجا بود با لحنی تحکم‎آمیز در حالی که پای خود را جلوی او گذاشته بود گفته بود کفشم را واکس بزن!!! عجیب آنکه آن رئیس، خود را فردی مسلمان و پیرو حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم می‌دانست. حالا ببینیم دیدگاه اسلام در این زمینه چیست؟

شهید مطهری (رحمت الله تعالی علیه) در کتاب داستان راستان در این رابطه داستانی به این مضمون نقل کرده است:

مردی از سفر حج برگشته بود و سرگذشت مسافرت خویش و همراهانش را برای امام صادق علیه السلام تعریف می‎کرد. در این میان از یکی از همسفرانش بسیار تعریف کرد و دلیل آن را هم عبادت یکسره وی عنوان نمود، به طوری که می‎گفت: هر جا که می‎رفتیم آن همسفر فوری به گوشه‎ای می‌رفت و سجاده پهن و عبادت می‎کرد. امام صادق علیه‌السلام پرسیدند: پس چه کسی کارهای او را انجام می‎داد و حیوان او را تیمار می‎کرد؟ آن مرد گفت: ما این کارها را انجام می‎دادیم و او به این کارها کاری نداشت و عبادت می‎کرد. امام صادق علیه السلام فرمود: بنابراین همه شما که کارهای او را انجام می‎دادید از او برتر بوده‌اید!


پیرو این داستان، شهید عالی مقام مطهری (رحمت الله تعالی علیه) داستان دیگری ذکر کرده که آن را هم نقل می‏‏کنم:

داستان این است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله با یاران خود در سفر بودند و در منطقه‎ای بارها را به زمین گذاشته و از مرکب پیاده شدند تا غذایی آماده کنند. یکی از اصحاب گفت: ذبح گوسفند را من انجام می‎دهم. دیگری گفت: جدا کردن پوست آن هم با من و سومی هم پختن گوشت را برعهده گرفت. در این میان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هم فرمودند: جمع کردن هیزم از صحرا هم با من. یاران ایشان در پاسخ گفتند: یا رسول الله، شما زحمت نکشید و راحت بنشینید، ما خودمان با کمال افتخار همه کارها را انجام می‎دهیم. حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: می‎دانم شما انجام می‎دهید اما خداوند متعال دوست ندارد بنده‎اش را در میان یارانش با وضعی متمایز ببیند که برای خود نسبت به دیگران امتیازی قائل شده است. سپس حضرت به سمت صحرا رفتند و هیزم آوردند.

برو کار می‎کن مگو چیست کار / که سرمایه جاودانی است کار

امید که سال 89 سال همت مضاعف برای کار مضاعف باشد و همه در هر پست و مقامی که هستیم از کار نهراسیم و آن را ارزش بدانیم


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 8:37 PM
اگرچه ثبت و اعلان بيست موضوع مهم براي هر سال در دو دهه اخير به نوعي نمايشگر نقشه راه حرکت ايران اسلامي است، اين اقدام حرکتي نو و بي سابقه در جهان و ابتکاري ويژه در عرصه راهبري نظام محسوب مي شود. اما همت و کار مضاعف هم عرصه اقتصاد را شامل مي شود هم اجتماع، هم فرهنگ، هم علم، هم سياست و... و در يک کلام در نظام اسلامي هرکس هرجا هست، همان جا را مرکز دنيا بداند و بهترين عملکرد را داشته باشد.

چند سالي است که رهبر انقلاب در آستانه سال نو شمسي و بر اساس دغدغه هاي موجود در نظام اسلامي و يا نيازهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي جامعه نامي را براي سال جديد برمي گزينند و در زماني که دل ها بيشتر از هر زماني متوجه است(هنگامه تحويل سال) از يکايک مردم ومسئولين مي خواهند به اين نام گذاري و عمل به محتواي آن پايبند باشند. در باب اين منش و سنت حسنه و بديع ذکر چند نکته حائز اهميت است که در ادامه به آن اشاره خواهيم کرد:

1- امروز ديگر بر همگان روشن شده است که، نام گذاري سال هاي شمسي يک حرکت استراتژيک و راهبردي محسوب مي شود. شعار،نام و يا به عبارت ديگر “هدفي “ که در طليعه هر سال به مثابه استراتژي آن، از سوي عالي ترين مقام نظام جمهوري اسلامي تعيين و اعلام مي گردد، بيست سال پيش و در ظاهر پديده اي تشريفاتي، غير اجرايي و صرفا معنوي تلقي مي شد. شايد دليل اصلي آن هم اين بود که فرهنگ عمومي حاکم بر کشور هنوز عادت نداشت که هر سال را با نامي آغاز کند و بکوشد اهداف اين نام گذاري را جامه عمل بپوشاند. اما رهبر معظم انقلاب با تعيين اين سازوکار به عنوان بخشي از راهبري سازماني نظام از نقطه عطف تحويل سال براي اين مهم استفاده مستمر نمودند.

2- با نگاهي تحليلي بر سير نام گذاري ها و سياستگذاري هاي بيست ساله رهبر انقلاب اسلامي در اولين روز هر سال نتايج جالب توجهي به دست مي دهد که بخش تازه و ناگشوده اي از تدابير ميان مدت و البته تاثيرگذار ايشان را نشان ميدهد.
ثبت و اعلان بيست موضوع مهم براي هر سال در دو دهه اخير به نوعي نمايشگر نقشه راه حرکت ايران اسلامي است، اين اقدام حرکتي نو و بي سابقه در جهان و ابتکاري ويژه در عرصه راهبري نظام محسوب مي شود.

3- جمهوري اسلامي در مسير راهبردي خويش پله هاي تکامل را طي مي کند. توجه به چشم انداز بيست ساله، برنامه ريزي براساس دهه پيشرفت و عدالت، داشتن برنامه توسعه پنجساله و سرانجام راهبردهاي يک ساله که خود را در قالب نام سال نشان مي دهد، حکايت از اهتمام جمهوري اسلامي براي رسيدن به جامعه متدين و کارآمد مي کند.

4- اما درباره سالي که نام “همت مضاعف - کار مضاعف “ در شناسنامه اش ثبت شده است، بايد تصريح شود که در پنج سال اخير تمام سازوکارهاي نرم افزاري، قانوني و شکلي کلان نظام، تدوين، تعيين و ابلاغ شده است. اکنون تنها15 سال تا خط پايان1404 که آغاز برنامه بيست ساله دوم خواهد بود، زمان باقي مانده است و اين مدت طبيعتا بايد صرف کارهاي بنيادي و زيربنايي گردد. شايد از تاکيد رهبر انقلاب بر “حرکت به سمت اصلاح الگوي مصرف “ که همزمان با طرح “اصلاح نظام اقتصادي “ و تدوين “سند هدفمند سازي يارانه ها “ بود و نيز حرکت به سمت قطع وابستگي بودجه اي به نفت - که راه ناگزير ماست - مي شد گمان برد که رويکرد سال هشتاد و نه جنبه اقتصادي خواهد داشت، اما نام جديد فقط اقتصادي هم نيست. همه جانبه و چند بعدي است. منشور هفت رنگي است که از هر طرفش نور بتابد، هفتاد رنگ جلوه گري مي کند.

همت و کار مضاعف هم عرصه اقتصاد را شامل مي شود هم اجتماع، هم فرهنگ، هم علم، هم سياست و... و در يک کلام در نظام اسلامي هرکس هرجا هست، همان جا را مرکز دنيا بداند و بهترين عملکرد را داشته باشد.

5- و نکته آخر اينکه؛ شعار امسال بايد در چارچوب پيشرفت و عدالت تعريف شود. اگر در دهه جديد و چهارم انقلاب، بار معنايي اصلاح الگوي مصرف بيشتر بر روي عدالت سنگيني مي کرد امسال اين بار بر دوش پيشرفت سنگيني مي کند.

-- دفتر حفظ و نشر آثار آيت الله خامنه اي


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 8:36 PM
سال 89 از سوي ولي امر مسلمين، سال "همت مضاعف، كار مضاعف" نامگذاري شد تا شاهد صرف نيروي بيشتر و عزم جدي‌تر همراه با عشق باشيم و كارهاي بزرگ‌تر و بيشتري به انجام برسد. جهت اين همت و كار مضاعف نيز روشن است؛ دستيابي به «پيشرفت» و «عدالت» كه شعار محوري دهه چهارم انقلاب اسلامي است. همت و كار مضاعف اگرچه تمامي عرصه‌ها از سياست تا اقتصاد و از فرهنگ تا علم و دانش را در برمي‌گيرد اما اولويت در «مبارزه با فقر، فساد و بي‌عدالتي» است.

 فيزيكدانان ، «نيرو» را عامل انجام كار مي‌دانند و فقط در صورتي كه اعمال نيرو به جابه‌جايي جسم منجر شود، به آن واژه «كار» اطلاق مي‌كنند بنابراين اگر نيرويي بر يك جسم وارد شود ولي نتواند آن را جابه‌جا كند، كار انجام شده برابر صفر است. 

البته همه با اين نظر فيزيكدانان موافق نيستند و بسياري معتقدند، همين كه براي انجام كاري «نيرو» صرف شود ارزشمند است و قابل تقدير ، ضمن اين كه در صورت تناسب بين «نيرو» و «كار» مورد نظر و نبود مانع ، نيروي صرف شده حتما به نتيجه خواهد رسيد. مطابق تعريف عالمان فيزيك، «همت» را مي‌توان نيرويي دانست كه براي انجام كار صرف مي‌شود.

برخي نيز «همت» را عزم جدي همراه با «عشق» براي دستيابي به مقصود دانسته‌اند. جايگاه «همت» هم در ادبيات ملي و هم در فرهنگ اسلامي، جايگاهي رفيع است.

«همت بلند دار كه مردان روزگار

از همت بلند به جايي رسيده‌اند»

يا

«همت اگر سلسله جنبان شود

مور تواند كه سليمان شود»

و يا

«اهل همت را ز ناهمواري گردون چه باك

سير انجم را چه غم كاندر زمين چون و چراست»

اميرمومنان(ع)‌ نيز در حكمت 47 نهج‌البلاغه مي‌فرمايند: «قدر الرجل علي قدر همته» (ارزش انسان به ميزان همت اوست)‌

سال 89 از سوي ولي امر مسلمين، سال «همت مضاعف، كار مضاعف» نامگذاري شد تا شاهد صرف نيروي بيشتر و عزم جدي‌تر همراه با عشق باشيم و كارهاي بزرگ‌تر و بيشتري به انجام برسد.

جهت اين همت و كار مضاعف نيز روشن است؛ دستيابي به «پيشرفت» و «عدالت» كه شعار محوري دهه چهارم انقلاب اسلامي است.

همت و كار مضاعف اگرچه تمامي عرصه‌ها از سياست تا اقتصاد و از فرهنگ تا علم و دانش را در برمي‌گيرد اما اولويت در «مبارزه با فقر، فساد و بي‌عدالتي» است.

پرسش مهم در اين ميان، شناخت موانع همت و كار است؛ پرسشي كه دستيابي به پاسخ آن، ما را در دستيابي به سرمايه ارزشمند «همت» و ثمربخش بودن آن، يعني انجام «كارهاي بزرگ» مدد مي‌رساند.

براساس مدلي مي‌توان «بي‌اعتمادي»، «عدم تعهد»، «عدم مسووليت‌پذيري» و «عدم توجه به اهداف» را مهم‌ترين موانع دستيابي به «همت مضاعف ، كار مضاعف» در سطوح خرد و كلان دانست. در مدل موردنظر «اعتماد» محور و نقطه ثقل پيشرفت و كارآمدي است، هر‌چند اين چهار عامل هر يك ريشه در ديگري دارد.

بي‌اعتمادي مردم نسبت به يكديگر يا به نظام و مسوولان و برعكس يا بي‌اعتمادي نهادها به يكديگر مثلا دولت و مجلس، موجب از دست رفتن تعهد جمعي مي‌شود و عدم تعهد جمعي روحيه مسووليت‌پذيري را از بين مي‌برد.

ملت و مسوولاني كه مسووليت‌پذير نباشند، به اهداف ملي توجه نمي‌كنند و منافع فردي و حزبي را بر منافع ملي يا مصالح عمومي‌ ترجيح مي‌دهند.لذا هر حركتي كه در جهت كاهش اعتماد در جامعه انجام شود. حركتي است براي آسيب رساندن به سرمايه اجتماعي و عدم دستيابي به اهداف ملي و مردم و مسوولان بايد در برابر چنين حركت‌هايي هوشيار باشند.

تكليف دشمن روشن است؛ اما دوستاني كه از سر غفلت و دوست نماهايي كه همسو با دشمن در مسير بي‌اعتمادي گام برمي‌دارند، نيازمند مراقبت بيشتر هستند.

در پايان، سال 89 همت كنيم شعار كمتر بدهيم و همت مضاعف به كار گيريم سمينار و كنگره و همايش براي «همت مضاعف، كار مضاعف»‌ برگزار نكنيم!

- مهدي فضائلي


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :10
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
Powered By Rasekhoon.net