جمعه 27 فروردین 1389 ساعت 11:23 PM
تعامل بين فرهنگ و كارآفريني
تعامل و ارتباط ميان فرهنگ و كارآفريني، از دو جهت قابل بحث و بررسي است.ازيك جهت،نتايج كارآفريني است كه بر جامعه تأثير مي گذارد و از جهت ديگر، خود فرايند كارآفريني و فرهنگ حاكم برآن است كه هم متأثر از مباني فرهنگ جامعه است و هم مي تواند در آن تحولات اساسي ايجاد كند.
كارآفريني با ايجاد فرصت هاي شغلي و توليد ثروت و بهبود شرايط اقتصادي، پيش زمينه اي اساسي براي ارتقاي سطح فرهنگي جامعه است، زيرا با برآورده شدن نيازهاي اوليه معيشتي، زمينه براي بروز نيازهاي عالي تر انساني فراهم مي شود كه اگر درمسيري صحيح هدايت شود، به شكوفايي و تعالي انسان ها مي انجامد.نوآوري كه از ويژگي هاي اساسي كارآفريني است، منجر به توليد محصولات جديدتر و ارائه ي خدمات بيشتر و متنوع ترشده و به اين ترتيب قدرت انتخاب افراد افزايش يافته و زندگي راحت تر مي شود.با بالا رفتن سطح رفاه و آسايش و افزايش اوقات فراغت، فرصت هاي بيشتري براي فعاليت هاي فرهنگي ايجاد مي گردد.
معيارها و اصول كارآفريني در آموزه هاي نبوي
كارآفريني به عنوان يك فرآيند و نظام، متكفل در هم آميختن و تركيب اجزاي مختلفي ازامكانات جامعه در جهت ايجاد ارزش ها و ظرفيت هاي جديد قابل استفاده ي آن جامعه مي باشد.همان گونه كه در جهت گيري هاي كلي و كلان، كارآفريني نياز به مراقبت و هدايت دارد، در خصوص ويژگي هاي دروني نيز براي بهره دهي بهتروبيشتر نيزكارآفريني بايد از اصول و معيارهايي پيروي كند.
طبيعي است كه اين معيارها،همسو و هماهنگ با جهت گيري هاي كلان نظام توحيدي مي باشد.برخي از اين ويژگي ها،درآموزه هاي نبوي، در ادامه مورد بررسي قرار مي گيرد.
كارآفريني وسيله ي تقرب الهي
اسلام، به طور كلي،براي تمامي تلاش هاي انسان، يك جهت كلي تعيين نموده است و آن اين كه انجام آنها، اگر چه مربوط به زندگي مادي و دنيوي انسان ها باشد، لازم است درمسيرالهي باشد تا از پاداش اخروي نيزبرخوردار گردد.
بنابراين،دريك نظام اجتماعي،كه براساس آموزه هاي نبوي بنانهاده شده است، اهداف نهايي فعاليت ها بايد الهي باشد.اگرفعاليتي براين اساس صورت گيرد، ديگررفاه و آسايش فردي به تنهاي مورد نظر قرار نمي گيرد، بلكه آسايش و رفاه شخص وقتي مطلوب است كه آسايش و رفاه ديگران را نيز در پي داشته باشد.
كارآفريني به عنوان عمل صالح
در آموزه هاي نبوي عمل صالح يكي از محوري ترين شعارهاي آن به شمار مي آيد، به گونه اي كه ظهور و جلوه ي ايمان و اعتقاد صحيح در عمل صالح تجلي مي يابد.
بنابراين، كارآفرينان بايد بدانند كه كار توليدي آنها مي تواند طوري طراحي و اجرا شود كه ازمصاديق عمل صالح به حساب آيد.ازويژگي هاي چنين فعاليت هايي صداقت و به دوربودن از غل و غش و درراستاي حل مشكلات فردي و اجتماعي است.
كارآفريني درجهت منافع جامعه
امتيازي كه نظام اقتصادي اسلام نسبت به ديگر نظام هاي اقتصادي دارد اين است كه تمامي امور را درسود مادي خلاصه نمي كند و به اخلاق و مسايل انساني توجه ويژه اي دارد.ازاين رو،كارآفريناني كه به توليدات مورد نياز و ضروي جامعه مشغول اند بسيارارزشمندتر از آن هايي هستند كه به توليد كالاهاي لوكس مي پردازند و نيازي از نيازهاي حقيقي جامعه را تأمين نمي كنند.براين اساس است كه در آموزه هاي نبوي:«احب الاعمال الي الله سرور تدخله علي المؤمن تطرد عنه جوعته و تكشف عنه كربته»؛ دوست داشتني ترين اعمال نزد خدا شادي رسانيدن به مؤمن،برطرف كردن گرسنگي او و دور ساختن غم و اندوه است.درحديث ديگري، آن حضرت (ع)، محبوب ترين فرد نزد خدا را كسي مي داند كه براي مردم مفيدترين باشد.
استفاده ي بهينه از امكانات جامعه
در آموزه هاي نبوي براين نكته تأكيد فراواني شده است كه بايد از نعمت هاي الهي به گونه اي صحيح بهره برداري شود.مذمت شديد اسلام از اسراف و تبذير گوياي اين حقيقت مي باشد كه وجود اين دو پديده نشان از عدم استفاده بهينه از منابع دارد.بنابراين، كارآفرينان، بايد به صورت بهينه از امكانات و نعمت هاي الهي،كه جامعه دراختيار آنها گذاشته است، استفاده كنند.
پاك و طيب بودن سرمايه
در نظام توليد و كارآفريني مطلوب دراسلام، پاكي و طهارت هم در سرمايه و هم درسايرعوامل توليد و هم درمحصول و خدمات توليد شده بايد به نحو احسن وجود داشته باشد.مالي كه وارد چرخه ي توليد مي شود بايد از بهترين و پاكترين اموال باشد،زيرا كار و تلاش انسان مسلمان تلاش و كوششي است در راه خدا.بدين جهت است كه در آموزه هاي نبوي گردآوري مال حلال و چرخش زندگي برمبناي درآمد حلال از وظايف انسان مسلمان دانسته شده است به تعبيرپيامبر عظيم الشأن اسلام (ص):
«طلب الحلال فريضه علي كل مسلم و مسلمه» و «العباده سبعون جزا و افضلها جزا طلب الحلال»؛ «الشاخص في طلب الرزق الحلال كالمجاهد في سبيل الله»؛ «اطيب كسب اسلم سهمه في سبيل الله»؛ پاكيزه ترين دستاورد مسلمان كاراست كه در راه خدا انجام دهد.
بنابراين، اگرمال و سرمايه ازطريق غيرصحيح به دست آيد و با خيانت و اجحاف هم همراه باشد،ازحليت بهره اي نخواهد داشت.
توجه به حليت و مشروعيت سرمايه و كسب درآمد سبب مي شود كه توليد كننده در هيچ مرحله اي از مراحل توليد خيانت نكند كه اين خود اعتماد را در جامعه تقويت مي كند.
همه ي كساني كه كالاي توليدشده را مورد بهره برداري قرار مي دهند در واقع توليد كننده را امين خود مي دانند و به او و كالاي توليد شده ي او اعتماد مي كنند.اين مسأله در جهان امروز،كه توليد و مراحل مختلف آن تخصصي شده است و لذا افراد عادي نمي توانند به چگونگي و كيفيت كالاها به آساني دسترسي پيدا كنند،ازاهميت بيشتري برخوردار است.
توجه به كيفيت به جاي كميت
كارآفريني به عنوان يك خدمت به جامعه،به هرمقدار و ميزان، پسنديده و مورد تقدير است.بنابراين،هركس به هرمقدار كه مي تواند از اين طريق به جامعه كمك كند،حتي اگر به مقدار ناچيزباشد، نبايد فروگذار نمايد، زيرا محروميت از همين مقدار كم،خود موجب ضرر و محرومت جامعه مي گردد.
رعايت اين نكته درسطح جامعه سبب ظهور و بروز استعدادها و سرمايه هاست.اگراين امر مبناي عملكرد نظام اقتصادي يك جامعه باشد، بي ترديد، بهره برداي ازبركات مادي و معنوي آن و بهره مند شدن آحاد جامعه، نتيجه ي مورد انتظار آن خواهد بود.
نظم و استحكام
ازديگر ويژگي هاي نظام مطلوب كارآفريني در آموزه هاي نبوي، نظم و استحكام و اكمال و اتمام كارهاست.رهاكردن كارهاي نيمه تمام و معطل گذاردن امكانات و سرمايه ها، درنظام كارآفريني برپايه ي آموزه هاي نبوي مطلوب نيست،بايد كارها مطابق اولويت و با برنامه شروع شود و به همان شكل خاتمه يابد؛ «جمال المعروف اتمامه».زيبايي كارخوب به اتمام و پايان رسانيدن آن است.درآموزه هاي نبوي خدا دوست دار كسي است كه كار و تلاش را خوب به پايان برساند.
«ان الله تعالي يحب اذا عمل احدكم عملاً يتقنه»؛ خداوند دوست دارد اگر كسي كاري را انجام مي دهد آن را درست انجام دهد.
«ان الله يحب من العامل اذا عمل ان يحسن».
نداشتن نظم درزندگي نتيجه اش از دست دادن زمان و از دست دادن زمان نتيجه اش اتلاف منابع است.اتلاف،بالاترين حد اسراف است.وقتي اسراف حرام باشد، اتلاف كه نوعي اسراف و بالاترين حد اسراف است نيزحرام است.از اين رو،براي استفاده ي بهينه از زمان و از دست ندادن فرصت ها و جلوگيري ازاتلاف منابع،رعايت نظم و ترتيب و برنامه براي كارآفرين ضروري است.
بلند همتي و اراده ي قوي
درتعاليم نبوي،بربلندهمتي، جديت در كار و پرهيز از سستي و تنبلي تأكيد فراواني شده و رمزموفقيت دركارها به شمار مي آيد.
امروزه دربحث مديريت،ازويژگي هاي يك مديرموفق برخورداري وي از قدرت تصميم گيري و ريسك پذيربودن او است.درواقع بلندهمتي هم اين دو خصيصه را در بطن خود دارد،به طوري كه اگرفرد داراي همت بلند باشد مي تواند وارد كارهاي بزرگ شده و با كارآفريني و راه اندازي فعاليت توليدي علاوه براين كه درزندگي خود گشايشي ايجاد مي كند، به حال جامعه نيز سودمند باشد؛ «قدرالرجل علي قدر همته».
درزمينه ي اشتغال و كارآفريني نيزبايد توجه داشت كه هرچه همت و عزم و اراده ي انسان براي انجام كارها مهم تر و نوآوري و ابتكار و استحكام بيشتر باشد، نشان گرارزش متعالي تر اوست.
برنامه ريزي
عاقبت انديشي و برنامه ريزي مناسب، ركن اساسي پيشرفت و كمال يابي است.دراتخاذ خط مشي هاي كارآفريني لازم است از بلندپروازي اجتناب شود، زيرا اتخاذ استراتژي بلندپروازانه، وقتي كه با توانايي هاي فرد و امكانات موجود در جامعه توازن و هماهنگي نداشته باشد، نتيجه اي جز شكست و به هدر دادن منابع جامعه دربرنخواهد داشت.از اين رو، دراتخاذ شيوه در برنامه هاي رشد و توسعه ي اقتصادي لازم است با توجه به امكانات موجود، شيوه و استراتژي رشد طوري طراحي شود كه در دراز مدت اقتصاد به رشد و توسعه برسد و اتخاذ روش سنجيده و حساب شده، با توجه به امكانات، به مراتب نتيجه اي بهتر از انتخاب روش هاي شتابان و عجولانه دارد.
تأثير آموزه هاي نبوي درايجاد تحول اقتصادي در مدينه
تعاليم نبوي درمورد اهتمام به كار و تلاش توانست تأثير شايسته اي در رفتارهاي اقتصادي مردم و اوضاع اقتصادي مدينه داشته باشد.آشنايي با اصول اعتقادي و ارزش هاي ديني سبب گرديد تا انگيزه هاي نويني براي فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي در مردم مدينه به وجود آيد.
آن حضرت (ص)نه تنها در زمينه هاي گوناگون، از جمله اصول اقتصادي و سياست هاي مالي تعاليم جديدي را آورد، بلكه با زير و رو كردن نظام ارزش ها توانست مسائلي از قبيل غارت و چپاول گري، رباخواري و قماربازي را تا پايين ترين حد تنزل دهد، و در عوض كار و تلاش و كسب و كارحلال، و فعاليت هاي صحيح اقتصادي را در قالب عمل صالح به حد اعلي ترقي و تعالي دهد.برپايه ي اين انقلاب فكري و بينشي بود كه آن حضرت (ص)، پس از استقرار در مدينه اقدام به برنامه ريزي در جهت اشتغال هرچه بيشترمسلمانان نمود كه به برخي از اين تلاش ها در ادامه اشاره مي كنيم.
بستن عقد قراردادهاي مزارعه و مساقات
پيامبر اكرم (ص)با بستن اين نوع قراردادها بين مهاجرين و انصار،علاوه بر آن كه مهاجران بدون زمين و بيكاررا به كاركشاورزي وا داشت و سبب افزايش نيروي مهاجرين نيزگرديد، توليد و بهره وري زمين هاي زيركشت انصار را هم بالا برد.
لغو انحصاري بودن تجارت
آن حضرت (ص)با ايجاد عقد مضارعه در بين افراد توانست به تهيه سرمايه و امكانات حمل و نقل براي تجارت زمينه ي مناسبي را براي آن ها فراهم سازد و تجارت را از انحصار گروه و افراد خاص آزاد سازد.
واگذاري زمين براي كشاورزي و كارهاي خدماتي
واگذاري اين زمين ها،كه براي فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي انجام مي شد، توانست به كار و تلاش درجهت ساختن واحدهاي مسكوني، حمام، بازار، احياي اراضي موات و...رونقي خاص بخشد و درنتيجه بازار اشتغال را در تعادل نگه دارد.
استفاده ازانفاقات واجب مالي
آن حضرت (ص)، با استفاده و به كارگيري از دريافت هاي واجبات مالي، مانند خمس و زكات و ديگرانفاقات توانست براي بيكاران، فرصتي را به وجود آورد و به آنان امكان دهد تا از اين طريق وسيله ي كار فراهم سازند و مشغول به كار شوند.
بهره گيري از غنايم جنگي
پيامبر اكرم (ص)با بخشيدن غنايم جنگي به مجاهدان، آنان را به طور غيرمستقم در تهيه ي وسايل كارو اشتغال كمك مي نمود.
به كارگيري انفال
حق مالكيت منابع طبيعي ازقبيل معادن، كوه ها، آب، جنگل ها، زمين هاي بي صاحب، اراضي موات و بايركه در قالب انفال قرار داده شدند،ازآن خدا و پيامبرعظيم الشأن (ص)و زمامداران حكومت اسلامي است.ازاين رو، زمامدارحكومت اسلامي، با در نظر گرفتن شرايط و مصالح عامه، مي تواند اين منابع را، به صورت اجاره و مزارعه، دراختيار افراد قرار دهد و درآمد آن را صرف نيازهاي اجتماعي كند.
قبل از اسلام برنامه بر اين بود كه قدرت هاي محلي قسمت هايي از اراضي، مراتع و نيزارها و ديگر منابع طبيعي را، بدون هيچ گونه كار و تلاشي اختصاص به خود مي دادند،و منابع بهره گيري ديگران مي شدند و از طريق باج گيري،به ديگران حق بهر برداري مي دادند.پيامبر اكرم (ص)با نهي اين عمل، راه را براي بهره گيري تمامي افراد باز نمود و حق ماليكت ثروت هاي غيرمنقول براساس كار و كوشش قرار گرفت.
برقراري ثبات درنظام اقتصادي
با توجه به آنچه گذشت مي توان چنين نتيجه گرفت كه تثبيت نهادهاي اخلاقي عملي در سيره نبوي به عنوان يك حركت كارساز درپديد آمدن و حفظ و نگهداري روابط انساني درتقويت و ايجاد كارآفريني نقش اساسي دارد. همچنان كه تشويق آحاد مردم به همكاري با يكديگر،تبليغ اخوت و نوع دوستي، ايثار و درستكاري،حفظ قراردادها، و ممنوعيت كاربرد هرنوع حيله در مبادلات و معاملات، و مبارزه با نهادينه شدن مفاسد اقتصادي و تلاش براي نهادينه شدن زمينه هاي بالندگي اقتصادي شاخص هاي كارآمدي و كارآفريني نظام اقتصادي نبوي را مي رساند.
تحريم ربا،تحريم كنز، تحريم رشوه،تحريف اسراف و تبذير،تشويق به كاهش مصرف، تشويق به كارگروهي، تشويق به كار شرافت مندانه،و عبادت تلقي كردن كوشش براي امرارمعاش، تثبيت و نهادينه ساختن توجه به حقوق كارگر، مانند پرداخت حقوق كارگر پيش از اتمام كار،ارتباط دادن رضايت اخروي خداوند به كوشش مولد دراموردنيوي، درساختار و مركزيت نظام اقتصادي مي تواند ثبات و پايداري را به ارمغان آورد، به تعبيررسول مكرم اسلام (ص):«من طلب الرزق في الدنيا استعافافا من الناس و توسيعا علي اهله لقي الله يوم القيامه و وجه مثل القمر».
اشتغال و كارآفريني در شرايط اقتصادي موجود كشور
بي ترديد اگرآنچه به عنوان معيارو اصول كارآفريني در آموزه هاي نبوي از آن نام برده شد،درجامعه ي ما مورد استفاده قرار گيرد،به عنوان فرهنگكارآفريني درجامعه نهادينه شود و در نتيجه افراد خود را پاي بند به اين اصول بدانند، آيا جايي براي اين نگراني در كشور در رابطه با ايجاد اشتغال، از طريق طرح هاي زودبازده و اشتغال زا كه وزارت كار و اموراجتماعي با دادن تسهيلات اعطايي به كارآفرينان، آن را در دستوركار خود قرار داده است، باقي مي ماند؟
آنچه كه از نامه ي رئيس كل بانك مركزي به رياست جمهوري برمي آيد، گوياي نگراني جدي است، به حدي كه به تصريح رئيس كل بانك مركزي حدود 46 درصد از طرح هاي زودبازده وجود خارجي ندارند.
نامبرده در نامه ي خود اين گونه اظهارمي دارد كه:
نسبت اشتغال ايجاد شده به اشتغال پيش بيني شده در طرح ها، حداكثر 2/8 درصد است.15 درصد طرح ها، بيش از 80 درصد پيشرفت داشته اند و 46 درصد طرح ها وجود خارجي ندارند.مبلغ سرانه ي وام پرداختي براي ايجاد اشتغال يك شغل 133 ميليون ريال در فرم متقاضي ثبت شده است، اما در عمل هزينه ي ايجاد هرشغل 4/6 ميليارد ريال بوده است.
اين در حالي است كه افزود بر نگراني ياد شده، اگر اعتبارات تخصيصي به طرح هاي زودبازده به سبب آنچه كه در نامه ي رئيس كل بانك مركزي آمده است، نتواند برمبناي قراردادها به موقع بازپرداخت شود، اين عدم بازگشت اعتبارات كه درواقع به معناي عدم بازگشت پول مردم به خزانه بانك هاست، نوعي زيرپانهادن اصول امانتداري و يا عدم پاي بندي وكيل به خواسته هاي موكل است.كم ترين نتيجه ي اين گونه مسائل،سلب اعتماد عمومي است، كه سبب مي شود سپرده گذاران به پس انداز كه شالوده ي هرسرمايه گذاري است، كمتر تمايل از خود نشان بدهند، نتيجه ي اين عدم تمايل رفتن پول به جاي پس انداز،درچرخه ي خريد و فروش بازار دلالي است، كه نتيجه ي آن افزايش بي جهت بهاي كالاها و افزايش تورم است.
نتيجه گيري
كارو كارآفريني مهم ترين مسأله ي اجتماعي و فرآيندي انساني و اجتماعي است كه با دگرگوني اقتصادي ـ اجتماعي پيوند محكمي دارد براين اساس، اهميت و ضرورت افراد كارآفرين درجامعه مشخص مي شود.بررسي ها نشان از آن دارد كه به دليل نبود فرهنگ كارآفريني و بي توجهي به اصول و معيارهاي كارآفريني درآموزه هاي ديني، دولت برخلاف انتظار خود نمي تواند توفيق چنداني در دستيابي به اهداف خود در دادن تسهيلات به كارآفرينان در قالب طرح هاي زودبازده به دست آورد.از اين رو، آموزش و تربيت كارآفرين يك ضرورت زيربنايي براي توسعه كشور و كاهش نرخ بيكاري است.دراين راستا ضرورت دارد مراكزي ويژه اي را در جهت حمايت از كارآفرينان بالقوه تأسيس كرده كه ضمن آموزش هاي ويژه براي توسعه، مباحثي همچون توانايي ها و انگيزش افراد را نيز در برگيرد.
هر چه اصول و معيارهاي كارآفريني در يك جامع نهادينه تر باشد، توانايي آن جامعه براي تربيت و جذب كارآفرينان،سرمايه ها، مغزها و نورآوري ها بيشتر، و درنتيجه شتاب رشد اقتصادي و اشتغال و امنيت اجتماعي براي شهروندان افزون ترخواهد شد.
تعامل و ارتباط ميان فرهنگ و كارآفريني، از دو جهت قابل بحث و بررسي است.ازيك جهت،نتايج كارآفريني است كه بر جامعه تأثير مي گذارد و از جهت ديگر، خود فرايند كارآفريني و فرهنگ حاكم برآن است كه هم متأثر از مباني فرهنگ جامعه است و هم مي تواند در آن تحولات اساسي ايجاد كند.
كارآفريني با ايجاد فرصت هاي شغلي و توليد ثروت و بهبود شرايط اقتصادي، پيش زمينه اي اساسي براي ارتقاي سطح فرهنگي جامعه است، زيرا با برآورده شدن نيازهاي اوليه معيشتي، زمينه براي بروز نيازهاي عالي تر انساني فراهم مي شود كه اگر درمسيري صحيح هدايت شود، به شكوفايي و تعالي انسان ها مي انجامد.نوآوري كه از ويژگي هاي اساسي كارآفريني است، منجر به توليد محصولات جديدتر و ارائه ي خدمات بيشتر و متنوع ترشده و به اين ترتيب قدرت انتخاب افراد افزايش يافته و زندگي راحت تر مي شود.با بالا رفتن سطح رفاه و آسايش و افزايش اوقات فراغت، فرصت هاي بيشتري براي فعاليت هاي فرهنگي ايجاد مي گردد.
معيارها و اصول كارآفريني در آموزه هاي نبوي
كارآفريني به عنوان يك فرآيند و نظام، متكفل در هم آميختن و تركيب اجزاي مختلفي ازامكانات جامعه در جهت ايجاد ارزش ها و ظرفيت هاي جديد قابل استفاده ي آن جامعه مي باشد.همان گونه كه در جهت گيري هاي كلي و كلان، كارآفريني نياز به مراقبت و هدايت دارد، در خصوص ويژگي هاي دروني نيز براي بهره دهي بهتروبيشتر نيزكارآفريني بايد از اصول و معيارهايي پيروي كند.
طبيعي است كه اين معيارها،همسو و هماهنگ با جهت گيري هاي كلان نظام توحيدي مي باشد.برخي از اين ويژگي ها،درآموزه هاي نبوي، در ادامه مورد بررسي قرار مي گيرد.
كارآفريني وسيله ي تقرب الهي
اسلام، به طور كلي،براي تمامي تلاش هاي انسان، يك جهت كلي تعيين نموده است و آن اين كه انجام آنها، اگر چه مربوط به زندگي مادي و دنيوي انسان ها باشد، لازم است درمسيرالهي باشد تا از پاداش اخروي نيزبرخوردار گردد.
بنابراين،دريك نظام اجتماعي،كه براساس آموزه هاي نبوي بنانهاده شده است، اهداف نهايي فعاليت ها بايد الهي باشد.اگرفعاليتي براين اساس صورت گيرد، ديگررفاه و آسايش فردي به تنهاي مورد نظر قرار نمي گيرد، بلكه آسايش و رفاه شخص وقتي مطلوب است كه آسايش و رفاه ديگران را نيز در پي داشته باشد.
كارآفريني به عنوان عمل صالح
در آموزه هاي نبوي عمل صالح يكي از محوري ترين شعارهاي آن به شمار مي آيد، به گونه اي كه ظهور و جلوه ي ايمان و اعتقاد صحيح در عمل صالح تجلي مي يابد.
بنابراين، كارآفرينان بايد بدانند كه كار توليدي آنها مي تواند طوري طراحي و اجرا شود كه ازمصاديق عمل صالح به حساب آيد.ازويژگي هاي چنين فعاليت هايي صداقت و به دوربودن از غل و غش و درراستاي حل مشكلات فردي و اجتماعي است.
كارآفريني درجهت منافع جامعه
امتيازي كه نظام اقتصادي اسلام نسبت به ديگر نظام هاي اقتصادي دارد اين است كه تمامي امور را درسود مادي خلاصه نمي كند و به اخلاق و مسايل انساني توجه ويژه اي دارد.ازاين رو،كارآفريناني كه به توليدات مورد نياز و ضروي جامعه مشغول اند بسيارارزشمندتر از آن هايي هستند كه به توليد كالاهاي لوكس مي پردازند و نيازي از نيازهاي حقيقي جامعه را تأمين نمي كنند.براين اساس است كه در آموزه هاي نبوي:«احب الاعمال الي الله سرور تدخله علي المؤمن تطرد عنه جوعته و تكشف عنه كربته»؛ دوست داشتني ترين اعمال نزد خدا شادي رسانيدن به مؤمن،برطرف كردن گرسنگي او و دور ساختن غم و اندوه است.درحديث ديگري، آن حضرت (ع)، محبوب ترين فرد نزد خدا را كسي مي داند كه براي مردم مفيدترين باشد.
استفاده ي بهينه از امكانات جامعه
در آموزه هاي نبوي براين نكته تأكيد فراواني شده است كه بايد از نعمت هاي الهي به گونه اي صحيح بهره برداري شود.مذمت شديد اسلام از اسراف و تبذير گوياي اين حقيقت مي باشد كه وجود اين دو پديده نشان از عدم استفاده بهينه از منابع دارد.بنابراين، كارآفرينان، بايد به صورت بهينه از امكانات و نعمت هاي الهي،كه جامعه دراختيار آنها گذاشته است، استفاده كنند.
پاك و طيب بودن سرمايه
در نظام توليد و كارآفريني مطلوب دراسلام، پاكي و طهارت هم در سرمايه و هم درسايرعوامل توليد و هم درمحصول و خدمات توليد شده بايد به نحو احسن وجود داشته باشد.مالي كه وارد چرخه ي توليد مي شود بايد از بهترين و پاكترين اموال باشد،زيرا كار و تلاش انسان مسلمان تلاش و كوششي است در راه خدا.بدين جهت است كه در آموزه هاي نبوي گردآوري مال حلال و چرخش زندگي برمبناي درآمد حلال از وظايف انسان مسلمان دانسته شده است به تعبيرپيامبر عظيم الشأن اسلام (ص):
«طلب الحلال فريضه علي كل مسلم و مسلمه» و «العباده سبعون جزا و افضلها جزا طلب الحلال»؛ «الشاخص في طلب الرزق الحلال كالمجاهد في سبيل الله»؛ «اطيب كسب اسلم سهمه في سبيل الله»؛ پاكيزه ترين دستاورد مسلمان كاراست كه در راه خدا انجام دهد.
بنابراين، اگرمال و سرمايه ازطريق غيرصحيح به دست آيد و با خيانت و اجحاف هم همراه باشد،ازحليت بهره اي نخواهد داشت.
توجه به حليت و مشروعيت سرمايه و كسب درآمد سبب مي شود كه توليد كننده در هيچ مرحله اي از مراحل توليد خيانت نكند كه اين خود اعتماد را در جامعه تقويت مي كند.
همه ي كساني كه كالاي توليدشده را مورد بهره برداري قرار مي دهند در واقع توليد كننده را امين خود مي دانند و به او و كالاي توليد شده ي او اعتماد مي كنند.اين مسأله در جهان امروز،كه توليد و مراحل مختلف آن تخصصي شده است و لذا افراد عادي نمي توانند به چگونگي و كيفيت كالاها به آساني دسترسي پيدا كنند،ازاهميت بيشتري برخوردار است.
توجه به كيفيت به جاي كميت
كارآفريني به عنوان يك خدمت به جامعه،به هرمقدار و ميزان، پسنديده و مورد تقدير است.بنابراين،هركس به هرمقدار كه مي تواند از اين طريق به جامعه كمك كند،حتي اگر به مقدار ناچيزباشد، نبايد فروگذار نمايد، زيرا محروميت از همين مقدار كم،خود موجب ضرر و محرومت جامعه مي گردد.
رعايت اين نكته درسطح جامعه سبب ظهور و بروز استعدادها و سرمايه هاست.اگراين امر مبناي عملكرد نظام اقتصادي يك جامعه باشد، بي ترديد، بهره برداي ازبركات مادي و معنوي آن و بهره مند شدن آحاد جامعه، نتيجه ي مورد انتظار آن خواهد بود.
نظم و استحكام
ازديگر ويژگي هاي نظام مطلوب كارآفريني در آموزه هاي نبوي، نظم و استحكام و اكمال و اتمام كارهاست.رهاكردن كارهاي نيمه تمام و معطل گذاردن امكانات و سرمايه ها، درنظام كارآفريني برپايه ي آموزه هاي نبوي مطلوب نيست،بايد كارها مطابق اولويت و با برنامه شروع شود و به همان شكل خاتمه يابد؛ «جمال المعروف اتمامه».زيبايي كارخوب به اتمام و پايان رسانيدن آن است.درآموزه هاي نبوي خدا دوست دار كسي است كه كار و تلاش را خوب به پايان برساند.
«ان الله تعالي يحب اذا عمل احدكم عملاً يتقنه»؛ خداوند دوست دارد اگر كسي كاري را انجام مي دهد آن را درست انجام دهد.
«ان الله يحب من العامل اذا عمل ان يحسن».
نداشتن نظم درزندگي نتيجه اش از دست دادن زمان و از دست دادن زمان نتيجه اش اتلاف منابع است.اتلاف،بالاترين حد اسراف است.وقتي اسراف حرام باشد، اتلاف كه نوعي اسراف و بالاترين حد اسراف است نيزحرام است.از اين رو،براي استفاده ي بهينه از زمان و از دست ندادن فرصت ها و جلوگيري ازاتلاف منابع،رعايت نظم و ترتيب و برنامه براي كارآفرين ضروري است.
بلند همتي و اراده ي قوي
درتعاليم نبوي،بربلندهمتي، جديت در كار و پرهيز از سستي و تنبلي تأكيد فراواني شده و رمزموفقيت دركارها به شمار مي آيد.
امروزه دربحث مديريت،ازويژگي هاي يك مديرموفق برخورداري وي از قدرت تصميم گيري و ريسك پذيربودن او است.درواقع بلندهمتي هم اين دو خصيصه را در بطن خود دارد،به طوري كه اگرفرد داراي همت بلند باشد مي تواند وارد كارهاي بزرگ شده و با كارآفريني و راه اندازي فعاليت توليدي علاوه براين كه درزندگي خود گشايشي ايجاد مي كند، به حال جامعه نيز سودمند باشد؛ «قدرالرجل علي قدر همته».
درزمينه ي اشتغال و كارآفريني نيزبايد توجه داشت كه هرچه همت و عزم و اراده ي انسان براي انجام كارها مهم تر و نوآوري و ابتكار و استحكام بيشتر باشد، نشان گرارزش متعالي تر اوست.
برنامه ريزي
عاقبت انديشي و برنامه ريزي مناسب، ركن اساسي پيشرفت و كمال يابي است.دراتخاذ خط مشي هاي كارآفريني لازم است از بلندپروازي اجتناب شود، زيرا اتخاذ استراتژي بلندپروازانه، وقتي كه با توانايي هاي فرد و امكانات موجود در جامعه توازن و هماهنگي نداشته باشد، نتيجه اي جز شكست و به هدر دادن منابع جامعه دربرنخواهد داشت.از اين رو، دراتخاذ شيوه در برنامه هاي رشد و توسعه ي اقتصادي لازم است با توجه به امكانات موجود، شيوه و استراتژي رشد طوري طراحي شود كه در دراز مدت اقتصاد به رشد و توسعه برسد و اتخاذ روش سنجيده و حساب شده، با توجه به امكانات، به مراتب نتيجه اي بهتر از انتخاب روش هاي شتابان و عجولانه دارد.
تأثير آموزه هاي نبوي درايجاد تحول اقتصادي در مدينه
تعاليم نبوي درمورد اهتمام به كار و تلاش توانست تأثير شايسته اي در رفتارهاي اقتصادي مردم و اوضاع اقتصادي مدينه داشته باشد.آشنايي با اصول اعتقادي و ارزش هاي ديني سبب گرديد تا انگيزه هاي نويني براي فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي در مردم مدينه به وجود آيد.
آن حضرت (ص)نه تنها در زمينه هاي گوناگون، از جمله اصول اقتصادي و سياست هاي مالي تعاليم جديدي را آورد، بلكه با زير و رو كردن نظام ارزش ها توانست مسائلي از قبيل غارت و چپاول گري، رباخواري و قماربازي را تا پايين ترين حد تنزل دهد، و در عوض كار و تلاش و كسب و كارحلال، و فعاليت هاي صحيح اقتصادي را در قالب عمل صالح به حد اعلي ترقي و تعالي دهد.برپايه ي اين انقلاب فكري و بينشي بود كه آن حضرت (ص)، پس از استقرار در مدينه اقدام به برنامه ريزي در جهت اشتغال هرچه بيشترمسلمانان نمود كه به برخي از اين تلاش ها در ادامه اشاره مي كنيم.
بستن عقد قراردادهاي مزارعه و مساقات
پيامبر اكرم (ص)با بستن اين نوع قراردادها بين مهاجرين و انصار،علاوه بر آن كه مهاجران بدون زمين و بيكاررا به كاركشاورزي وا داشت و سبب افزايش نيروي مهاجرين نيزگرديد، توليد و بهره وري زمين هاي زيركشت انصار را هم بالا برد.
لغو انحصاري بودن تجارت
آن حضرت (ص)با ايجاد عقد مضارعه در بين افراد توانست به تهيه سرمايه و امكانات حمل و نقل براي تجارت زمينه ي مناسبي را براي آن ها فراهم سازد و تجارت را از انحصار گروه و افراد خاص آزاد سازد.
واگذاري زمين براي كشاورزي و كارهاي خدماتي
واگذاري اين زمين ها،كه براي فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي انجام مي شد، توانست به كار و تلاش درجهت ساختن واحدهاي مسكوني، حمام، بازار، احياي اراضي موات و...رونقي خاص بخشد و درنتيجه بازار اشتغال را در تعادل نگه دارد.
استفاده ازانفاقات واجب مالي
آن حضرت (ص)، با استفاده و به كارگيري از دريافت هاي واجبات مالي، مانند خمس و زكات و ديگرانفاقات توانست براي بيكاران، فرصتي را به وجود آورد و به آنان امكان دهد تا از اين طريق وسيله ي كار فراهم سازند و مشغول به كار شوند.
بهره گيري از غنايم جنگي
پيامبر اكرم (ص)با بخشيدن غنايم جنگي به مجاهدان، آنان را به طور غيرمستقم در تهيه ي وسايل كارو اشتغال كمك مي نمود.
به كارگيري انفال
حق مالكيت منابع طبيعي ازقبيل معادن، كوه ها، آب، جنگل ها، زمين هاي بي صاحب، اراضي موات و بايركه در قالب انفال قرار داده شدند،ازآن خدا و پيامبرعظيم الشأن (ص)و زمامداران حكومت اسلامي است.ازاين رو، زمامدارحكومت اسلامي، با در نظر گرفتن شرايط و مصالح عامه، مي تواند اين منابع را، به صورت اجاره و مزارعه، دراختيار افراد قرار دهد و درآمد آن را صرف نيازهاي اجتماعي كند.
قبل از اسلام برنامه بر اين بود كه قدرت هاي محلي قسمت هايي از اراضي، مراتع و نيزارها و ديگر منابع طبيعي را، بدون هيچ گونه كار و تلاشي اختصاص به خود مي دادند،و منابع بهره گيري ديگران مي شدند و از طريق باج گيري،به ديگران حق بهر برداري مي دادند.پيامبر اكرم (ص)با نهي اين عمل، راه را براي بهره گيري تمامي افراد باز نمود و حق ماليكت ثروت هاي غيرمنقول براساس كار و كوشش قرار گرفت.
برقراري ثبات درنظام اقتصادي
با توجه به آنچه گذشت مي توان چنين نتيجه گرفت كه تثبيت نهادهاي اخلاقي عملي در سيره نبوي به عنوان يك حركت كارساز درپديد آمدن و حفظ و نگهداري روابط انساني درتقويت و ايجاد كارآفريني نقش اساسي دارد. همچنان كه تشويق آحاد مردم به همكاري با يكديگر،تبليغ اخوت و نوع دوستي، ايثار و درستكاري،حفظ قراردادها، و ممنوعيت كاربرد هرنوع حيله در مبادلات و معاملات، و مبارزه با نهادينه شدن مفاسد اقتصادي و تلاش براي نهادينه شدن زمينه هاي بالندگي اقتصادي شاخص هاي كارآمدي و كارآفريني نظام اقتصادي نبوي را مي رساند.
تحريم ربا،تحريم كنز، تحريم رشوه،تحريف اسراف و تبذير،تشويق به كاهش مصرف، تشويق به كارگروهي، تشويق به كار شرافت مندانه،و عبادت تلقي كردن كوشش براي امرارمعاش، تثبيت و نهادينه ساختن توجه به حقوق كارگر، مانند پرداخت حقوق كارگر پيش از اتمام كار،ارتباط دادن رضايت اخروي خداوند به كوشش مولد دراموردنيوي، درساختار و مركزيت نظام اقتصادي مي تواند ثبات و پايداري را به ارمغان آورد، به تعبيررسول مكرم اسلام (ص):«من طلب الرزق في الدنيا استعافافا من الناس و توسيعا علي اهله لقي الله يوم القيامه و وجه مثل القمر».
اشتغال و كارآفريني در شرايط اقتصادي موجود كشور
بي ترديد اگرآنچه به عنوان معيارو اصول كارآفريني در آموزه هاي نبوي از آن نام برده شد،درجامعه ي ما مورد استفاده قرار گيرد،به عنوان فرهنگكارآفريني درجامعه نهادينه شود و در نتيجه افراد خود را پاي بند به اين اصول بدانند، آيا جايي براي اين نگراني در كشور در رابطه با ايجاد اشتغال، از طريق طرح هاي زودبازده و اشتغال زا كه وزارت كار و اموراجتماعي با دادن تسهيلات اعطايي به كارآفرينان، آن را در دستوركار خود قرار داده است، باقي مي ماند؟
آنچه كه از نامه ي رئيس كل بانك مركزي به رياست جمهوري برمي آيد، گوياي نگراني جدي است، به حدي كه به تصريح رئيس كل بانك مركزي حدود 46 درصد از طرح هاي زودبازده وجود خارجي ندارند.
نامبرده در نامه ي خود اين گونه اظهارمي دارد كه:
نسبت اشتغال ايجاد شده به اشتغال پيش بيني شده در طرح ها، حداكثر 2/8 درصد است.15 درصد طرح ها، بيش از 80 درصد پيشرفت داشته اند و 46 درصد طرح ها وجود خارجي ندارند.مبلغ سرانه ي وام پرداختي براي ايجاد اشتغال يك شغل 133 ميليون ريال در فرم متقاضي ثبت شده است، اما در عمل هزينه ي ايجاد هرشغل 4/6 ميليارد ريال بوده است.
اين در حالي است كه افزود بر نگراني ياد شده، اگر اعتبارات تخصيصي به طرح هاي زودبازده به سبب آنچه كه در نامه ي رئيس كل بانك مركزي آمده است، نتواند برمبناي قراردادها به موقع بازپرداخت شود، اين عدم بازگشت اعتبارات كه درواقع به معناي عدم بازگشت پول مردم به خزانه بانك هاست، نوعي زيرپانهادن اصول امانتداري و يا عدم پاي بندي وكيل به خواسته هاي موكل است.كم ترين نتيجه ي اين گونه مسائل،سلب اعتماد عمومي است، كه سبب مي شود سپرده گذاران به پس انداز كه شالوده ي هرسرمايه گذاري است، كمتر تمايل از خود نشان بدهند، نتيجه ي اين عدم تمايل رفتن پول به جاي پس انداز،درچرخه ي خريد و فروش بازار دلالي است، كه نتيجه ي آن افزايش بي جهت بهاي كالاها و افزايش تورم است.
نتيجه گيري
كارو كارآفريني مهم ترين مسأله ي اجتماعي و فرآيندي انساني و اجتماعي است كه با دگرگوني اقتصادي ـ اجتماعي پيوند محكمي دارد براين اساس، اهميت و ضرورت افراد كارآفرين درجامعه مشخص مي شود.بررسي ها نشان از آن دارد كه به دليل نبود فرهنگ كارآفريني و بي توجهي به اصول و معيارهاي كارآفريني درآموزه هاي ديني، دولت برخلاف انتظار خود نمي تواند توفيق چنداني در دستيابي به اهداف خود در دادن تسهيلات به كارآفرينان در قالب طرح هاي زودبازده به دست آورد.از اين رو، آموزش و تربيت كارآفرين يك ضرورت زيربنايي براي توسعه كشور و كاهش نرخ بيكاري است.دراين راستا ضرورت دارد مراكزي ويژه اي را در جهت حمايت از كارآفرينان بالقوه تأسيس كرده كه ضمن آموزش هاي ويژه براي توسعه، مباحثي همچون توانايي ها و انگيزش افراد را نيز در برگيرد.
هر چه اصول و معيارهاي كارآفريني در يك جامع نهادينه تر باشد، توانايي آن جامعه براي تربيت و جذب كارآفرينان،سرمايه ها، مغزها و نورآوري ها بيشتر، و درنتيجه شتاب رشد اقتصادي و اشتغال و امنيت اجتماعي براي شهروندان افزون ترخواهد شد.