شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 7:25 PM
در اين مقام به بيانى زيبا و جامع از ذريه ى حضرت زهرا عليهاالسلام دل مى سپاريم؛ كلامى كه گوشه هايى از اوج مسؤوليت پذيرى صديقه ى طاهره عليهاالسلام را هنرمندانه به تصوير مى كشد و جرعه اى از حقيقت كوثر را به جان تشنه ى دل سپردگان آن حضرت مى چشاند.

در قلمرو تربيت اسلامى توجه به كارآيى هاى اختيار و اراده ى آزاد انسان و نفى جبرهاى مختلف، اهميت فوق العاده اى دارد.
توجه به اختيارمندى آدمى بهانه ها را سلب كرده، احساس مسؤوليت را در انسان پديد مى آورد و انسان را به موجودى فعال، مبتكر و تلاش گر در عرصه ى زندگانى تبديل مى كند.
در مقابل، مكتب هاى جبرگرا، انسان هايى بى اعتنا، غيرمسؤول، خودخواه، از خود راضى و بهانه گير به بار مى آورند؛ انسان هايى كه هميشه كم كارى و گناه خويش را بر گردن ديگران يا عوامل تاريخى و اجتماعى مى اندازند.
يك مسلمان واقعى هيچ گاه به اجازه نمى دهد كه زير بار مسؤوليت ها شانه خالى كند؛ چرا كه تنها راهنما و دستورالعمل زندگانى او، قرآن جاويدان، در سرتاسر آياتش انسان را موجودى مختار و مسؤول معرفى مى كند كه سرنوشت نهايى او در گرو تلاش و مسؤوليت پذيرى او در عرصه هاى مختلف است: و لا تقف ما ليس لك به علم ان السمع و البصر و الفؤاد كل أولئك كان عنه مسئولا؛ [ اسراء (17): 36. ] از آنچه به آن آگاهى ندارى، پيروى مكن؛ چرا كه گوش و چشم و دل، همگى مورد بازخواست اند.
ألا تزر وازره و زر أخرى و أن ليس للانسن الا ما سعى و أن سعيه سوف يرى ثم يجزاه الجزاء الأوفى؛ [ نجم (53): 41-38. ] كه هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نمى گيرد، و براى انسان بهره اى جز سعى و كوشش او نيست، و تلاش او به زودى ديده مى شود، سپس به او جزاى وافى داده خواهد شد.
اصل نام برده يكى از اصول مسلمى است كه همه ى پيامبران الهى در همه ى اديان، مأموريت داشته اند تا آن را به مردمان ابلاغ كنند و سرنوشت آدمى را ساخته و پرداخته ى تلاش آزادانه و آگاهانه ى او معرفى نمايد. در هر حال يكى از مهم ترين مسايل در عرصه ى تربيت و تزكيت انسان، ايجاد و پرورش روحيه ى مسؤوليت پذيرى است. [ در اين زمينه مراجعه فرماييد به: اخلاق در قرآن: ج اول، ص 35 تا 39. ]
از بهترين راه هاى شكوفاسازى روحيه ى احساس مسؤليت، شناسايى الگوهاى شايسته در اين عرصه و اقتدا به روح رفتار و سيره ى ايشان است.
زندگانى پرفراز و نشيب حضرت فاطمه عليهاالسلام از همان دوران آغازين تا فرجامين لحظه ى آن، با والاترين و زيباترين مسؤوليت پذيرى ها عجين گشته است.
حضرت فاطمه عليهاالسلام به گواهى تاريخ از همان دوره ى طفوليت تا آخرين لحظه ى حيات پيامبر در حساس ترين موقعيت ها، بزرگ ترين پشتوانه ى روحى پيامبر بود. در سخت ترين و سهمگين ترين شرايط بحرانى به يارى پدر مى شتافت و مهربان تر از هزار مادر به تيمار روح پدر مى پرداخت و بار سنگين غصه ها را از دوش او برمى داشت.
در اين مقام به بيانى زيبا و جامع از ذريه ى حضرت زهرا عليهاالسلام دل مى سپاريم؛ كلامى كه گوشه هايى از اوج مسؤوليت پذيرى صديقه ى طاهره عليهاالسلام را هنرمندانه به تصوير مى كشد و جرعه اى از حقيقت كوثر را به جان تشنه ى دل سپردگان آن حضرت مى چشاند:
شما جوانى كه در دوره ى پيشرفت علمى، صنعتى، تكنولوژى و دنياى متمدن مادى زندگى مى كنيد، از الگوى خويش در هزار و چهارصدسال پيش، چه انتظارى داريد؟ توقع داريد كه الگوى شما در كدام بخش، مشابه وضع كنونى شما را داشته باشد تا از آن بهره بگيريد؟
آيا مى خواهيد ببينيد چگونه به دانشگاه مى رفته است؟ يا در عرصه ى مسايل سياست جهانى چگونه فكر مى كرده است؟ اينها كه نيست.
در شخصيت هر انسان، خصوصياتى اصلى وجود دارد كه مى بايد آنها را مشخص كنيد و الگو را در آنها جستجو نماييد.
انسان به دو گونه مى تواند با مسايل و حوادث پيرامون خويش برخورد نمايد: يكى مسؤولانه و ديگرى بى اعتنا. مسؤولانه هم انواع و اقسام دارد؛ با چه روحيه اى، با چه نوع نگرشى به آينده. انسان بايد اين خطوط اصلى را در آن شخصى كه فكر مى كند الگوى او مى تواند باشد، جستجو كند و از آنها پيروى نمايد.
در خصوص وجود مقدس فاطمه ى زهرا عليهاالسلام چند جمله اى بگويم؛ شايد سر رشته اى براى تفكر در سيره ى بقيه ى معصومان و ديگر بزرگان شود:
حضرت زهرا عليهاالسلام در سنين شش- هفت سالگى بودند كه قضيه ى شعب ابى طالب پيش آمد. شعب ابى طالب دوران بسيار سختى در تاريخ صدر اسلام است. دعوت علنى پيامبر شروع شده بود و مردم مكه- به خصوص جوانان و بردگان- به آن حضرت مى گرويدند. بزرگان طاغوت؛ مثل ابولهب، ابوجهل و ديگران، ديدند كه هيچ چاره اى ندارند جز اينكه پيامبر و همه ى مجموعه ى دور و برش را از مدينه اخراج كنند. همين كار را هم كردند. تعداد زيادى از مسلمانان را كه ده ها خانوار مى شدند به همراه پيامبر، خويشاوندان پيامبر و حضرت ابوطالب از مكه بيرون كردند. اينها از مكه بيرون رفتند؛ اما كجا بروند؟
جناب ابوطالب، در نزديكى مكه در شكاف كوهى ملكى داشت كه اسمش "شعب ابى طالب " بود. "شعب " يعنى همين شكاف كوه، يك دره ى كوچك. گفتند به آن جا برويم. مسلمانان سه سال در شعب ابى طالب در وضعيتى غيرقابل تحمل، روزهاى بسيار گرم و شب هاى بى نهايت سردى را گذراندند.
چه قدر گرسنگى كشيدند، چه قدر سختى كشيدند، چه قدر محنت بردند، خدا مى داند.
يكى از دوره هاى سخت پيامبر، آن جا بود. پيامبر اكرم در اين دوران، مسؤوليتش فقط مسؤوليت رهبرى به معناى اداره ى يك جمعيت نبود؛ بلكه بايد مى توانست از كار خودش پيش اينهايى كه دچار محنت شده اند، دفاع كند.
مى دانيد وقتى كه اوضاع خوب است، كسانى كه دور محور يك رهبرى جمع شده اند، همه از اوضاع راضى اند و مى گويند: خدا پدرش را بيامرزد، وضع ما را خوب كرد. اما وقتى سختى پيدا مى شود، همه دچار ترديد مى شوند و مى گويند: ايشان ما را به اين وضعيت دچار ساختند، ما كه نمى خواستيم به اين وضع دچار شويم!
البته ايمان هاى قوى مى ايستند. بالاخره همه ى سختى ها به دوش پيامبر فشار مى آورد. در همين اثنا وقتى كه نهايت فشار روحى بر پيامبر بود، جناب ابوطالب كه پشتيبان پيامبر و اميد او بود، و خديجه ى كبرى كه او هم از بزرگ ترين كمك روحى براى پيامبر بود، در ظرف يك هفته از دنيا رفتند؛ حادثه ى خيلى عجيبى است؛ يعنى پيامبر تنهاى تنها شد.
در چنين شرايطى، انسان واقعا بى چاره مى شود. در اين شرايء نقش فاطمه ى زهرا را ببينيد.
فاطمه ى زهرا در آن شرايط خطير و سهمگين، مثل يك مادر، مثل يك مشاور، مثل يك پرستار براى پيامبر بوده است. آن جا بود كه پيامبر فرمودند: فاطمه "ام ابيها "؛ مادر پدرش است. اين مربوط به وقتى است كه فاطمه يك دختر شش- هفت ساله بوده است. البته در محيطهاى عربى و گرم، دختران زودتر رشد جسمى و روحى مى كنند؛ مثلا رشد يك دختر شش- هفت ساله به اندازه ى رشد يك دختر ده- دوازده ساله ى حالاى ما بوده است. اين احساس مسؤوليت است. آيا اين نمى تواند براى يك جوان الگو باشد كه نسبت به مسايل پيرامون خودش احساس مسؤوليت كند، زود احساس نشاط كند؟
آن سرمايه ى عظيم نشاط را كه در وجود او هست، خرج كند براى اين كه غبار كدورت و غم را از چهره ى پدرى كه حدود پنجاه سال از سنش مى گذشته است، پاك كند. آيا اين نمى تواند براى يك جوان الگو باشد؟ اين خيلى مهم است. [ برگرفته از فرموده هاى مقام معظم رهبرى در ديدار با جوانان به مناسبت هفته ى جوان، 7/ 2/ 1377. دانشگاه اسلامى و رسالت دانشجوى مسلمان: جلد چهارم ص 18 تا 20. ]
زهرا در جبهه ى جهاد فرهنگى
از اساسى ترين كارهاى پيامبران، امامان و ديگر مصلحان الهى، تلاش براى ريشه كنى جهل و رذالت مردمان و شكوفاسازى عقل و فطرت ايشان بوده است. هيچ جامعه اى در مسير اصلاح به سامان نخواهد رسيد، مگر آنكه يكايك افراد آن از اخلاق و فرهنگى متعالى بهره مند گردند. از اين روى در مسير اصلاح فرد و جامعه، اصلاحات اخلاقى و فرهنگى بر ديگر اصلاحات مقدم است.
قرآن كريم مهم ترين وظايف پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله را اين گونه برمى شمارد:
تلاوت آيات قرآن: يتلوا عليهم ءاياته؛
تزكيه و تهذيب اخلاق: و يزكيهم؛
تعليم قرآن و حكمت: و يعلمهم الكتب و الحكمه. [ جمعه (62): 2. ]
دو وظيفه ى اخير، از مهم ترين وظايف پيامبر است كه اولى به شكوفاسازى فطرت و اخلاق آدميان و ديگرى به بارورسازى عقل و فرهنگ ايشان اشاره دارد.
اين دو مقام، مربى گرى اخلاق و معلمى قرآن، از جمله مقامات ويژه ى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است كه بعد از ايشان به ائمه ى اطهار عليهم السلام منتقل مى شود. [ با الهام از معارف قرآن (1-3)، آيت الله مصباح يزدى: ص 5 و 6. ] هر يك از امامان عليهم السلام در طول عمر پربركت خويش، تلاشى بى امان در عرصه ى تعليم و تزكيت مردمان از خود بروز داده اند. در همين راستا، اساسى ترين كار آخرين مصلح بشرى، يوسف ناپيداى فاطمه عجل الله تعالى فرجه نيز تلاش براى اصلاح فرهنگى و اخلاقى فرد فردِ جامعه خواهد بود.
در ميان معصومان عليهم السلام جهاد فرهنگى ام الائمه، صديقه ى طاهره عليهاالسلام جايگاه و منزلتى ويژه دارد؛ چرا كه او دست پرورده ى مستقيم رسول خدا و استمرار وجود او است؛ علم او از علم پيامبر و سيره ى او از همان سيره ى رسول خداست.
منبع علم و حكمت او قرآن است و يگانه مربى او، بهترين مفسر و مبين قرآن.
منش او، همان منش رسول خداست كه عمر خويش را وقف تعليم و تزكيت انسان ها نمود؛ همو كه يتلوا عليهم ءاياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه؛ [ جمعه (62)، 2. ] آيات قرآن را براى مردم تلاوت مى فرمود (تا الفاظش را ياد بگيرند)، به تزكيه و تهذيب ايشان مى پرداخت و قرآن و حكمت را به مردم تعليم مى داد (تا حقيقت قرآن را بياموزند).
آرى، او همچون پدرش، مربى اخلاق بود و معلم قرآن؛ [ تعليم قرآن، صرف خواندن و آموزش الفاظ نيست؛ چرا كه خواندن قرآن براى يادگيرى ديگران، همان تلاوت است. منظور از تعليم قرآن، فهمانيدن معانى آن است و تعليم آنچه خود مردم نمى فهمند: يعلمكم ما لم تكنوا تعلمون " (بقره (2): 151) در آيه ى ديگرى مى فرمايد: "و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم؛ ما اين قرآن را بر تو نازل كرديم تا آياتش را براى مردم تبيين نمايى (نحل (16): 44.): از اين آيات معلوم مى شود كه آيات قرآن به تبيين احتياج دارد و وظيفه ى پيامبر صلى الله عليه و آله تبيين آنهاست كه اين تبيين مسلماً غير از تلاوت است. ما شيعيان معتقديم كه اين مقام براى معصومان عليهم السلام هم ثابت است و مقام معلمى قرآن، از آنِ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه ى اطهار عليهم السلام است. با الهام از معارف قرآن (1-3)، آيت الله مصباح يزدى: پاورقى ص 6. ] مقامى كه تنها از آن پيامبر و اهل بيت پاك نهاد او است.
او، عمرى را با تلاشى بى امان، در نهايت مهربانى و دلسوزى به تعليم و تبليغ معارف دين و تربيت دين باوران پرداخت؛ چرا كه روح او از جنس همان روحى است كه خداوند رحمان در وصف او چنين مى فرمايد: لقد جاءكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رئوف رحيم؛ [ توبه (9): 128. ] به راستى كه پيامبرى از ميان خودتان به سوى شما آمده است كه رنج هاى شما بر او سخت گران است؛ سخت مايل به هدايت شماست و بر مؤمنان رئوف و مهربان است.
زهرا، ميراث دار عطوفت و حكمت نبوى است. وجود او، همچون وجود رسول خدا، سراسر نورانيت و لبريز از عطوفت است.
گفتار او همه عين حكمت و درايت و سرچشمه ى نور و معرفت است؛ چرا كه او پاره ى همان وجودى است كه هرگز از روى هواى نفس سخن نمى گويد و كلام او جز وحى و الهام الهى چيزى نيست: و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى علمه شديد القوى؛ [ نجم (53): 5-3. ] هرگز از روى هواى نفس سخن نمى گويد. آنچه مى گويد جز وحيى كه بر او نازل شده، نيست. آموزگار او، همان فرشته ى بسيار توانا (جبرئيل) است.


نفخه ى قدس، بوى او؛ جذبه ى انس، خوى او منطق او خبر ز "لا ينطق عن هوى " كند.
منطق او خبر ز "لا ينطق عن هوى " كند. منطق او خبر ز "لا ينطق عن هوى " كند.
[ شعر از آيت الله غروى اصفهانى. ]
روايت ذيل كه گزارشگر آن، مولاى متقيان على عليه السلام است، نماينده ى جلوه اى از رحمت بى كرانه و تلاش خستگى ناپذير فاطمه عليهاالسلام در مقام تعليم و تربيت مى باشد:
روزى يكى از زنان مدينه خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام رسيد و گفت: مادر پيرى دارم كه در مسايل نماز، سؤالات فراوانى دارد و مرا فرستاده است تا آن مسايل شرعى را از شما بپرسم.
حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: بپرس!
آن زن، مسايل زيادى طرح كرد و براى هر يك از آنها، پاسخ شنيد.
در ادامه ى گفت و شنود، آن زن از كثرت پرسش ها خجالت كشيد و گفت: اى دختر رسول خدا! از اينكه فراوان خدمت مى رسم و با سؤالات زيادى شما را به زحمت مى اندازم، معذرت مى خواهم!
فاطمه عليهاالسلام فرمود:
باز هم بيا و هر آنچه سؤال برايت پيش مى آيد، بپرس! آيا اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را به بالاى بام ببرد و در مقابل، صد هزار دينار طلا مزد بگيرد، چنين كارى براى او دشوار خواهد بود؟
گفت: خير.
حضرت ادامه داد:
من در ازاى هر مسأله اى كه پاسخ مى دهم، بيش از فاصله ى بين زمين تا عرش، جواهر و لؤلؤ پاداش مى گيرم، پس سزاوار است كه بر من سنگين نيايد. [ قالت فاطمه عليهاالسلام: هاتى وسلى عما بدا لك، أرايت من اكترى يوما يصعد الى سطح بحمل ثقيل و كراه مأة الف دينار بثقل عليه؟ اكثريت أنا بكل مسأله بأكثر من مل ما بين الثرى الى العرش لؤلؤا فاحرى ان يثقل على. بحارالانوار: ج 2، ص 3. لئالى الاخبار: ج 2، ص 254. تفسير امام عسكرى عليه السلام: ص 340. محجة البيضاء: ج 1، ص 30. ]
بارى سيره ى عملى حضرت زهرا عليهاالسلام پُر است از جلوه هايى زيبا در مقام تعليم و تربيت و رشد دادن فرهنگ مردمان. بر همه ى داعيه داران اصلاحات فرهنگى اعم از روحانيان، مبلغان، معلمان، استادان و مسؤولان فرهنگى كشور لازم است كه با اسوه پذيرى از سيره ى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام به عرصه ى كارزار فرهنگى وارد شوند و زهراگونه در مقابل غارتگران ايمان و فرهنگ مردم، سينه سپر سازند.
امروز نه تنها سكوت در مقابل هجوم فرهنگى پذيرفتنى نيست، بلكه مجاهدت در عرصه ى كارزار علمى و فرهنگى، واجب ترين وظيفه و تكليف ماست. جنگ امروز، نه جنگ نظامى كه جنگى فرهنگى است. سلاح كارآمد امروز هم، نه سلاح نظامى كه سلاح فرهنگى است. بايد همه باور كنيم كه با جنگى به مراتب خطرناك تر از جنگ 8 ساله مواجهيم. در آن جنگ، هدف، اشغال چند وجب از خاك ما بود؛ اما در اين جنگ، هدف نابودى ايمان ماست. به اندازه ى اهميت ايمان نسبت به خاك، اين جنگ فرهنگى مهم تر و خطيرتر از آن جنگ نظامى است.
در عرصه ى كارزار و دفاع نظامى، 598000 شهيد و فدايى وارسته، از جان خويش گذشتند و خون پاك خويش را تقديم كردند تا مرزهاى جغرافيايى ما محفوظ بماند. آيا در عرصه ى كارزار و دفاع فرهنگى كه بسى سخت تر و خسارت بارتر است، به همان تعداد نيروى آماده و لايق شهادت و فدايى جان بر كف نياز داريم يا خير؟
جبهه ى حق بايد با تمام توان با سلاح علم، معرفت و منطق صحيح به مقابله با حزب شيطان بشتابد. هرگز جاى آن نيست كه در مبارزه با هجوم بى امان امواج ضلالت و فساد به حركت هايى آرام و مورچه وار يا به فعاليت هاى سطحى و مقطعى دل خوش كنيم. بسيار خسارت بار خواهد بود اگر فكر كنيم كه در مقابل تاراج دين و ايمان مردمان و در مواجه با گسيل انبوه شبهات به ذهن هاى فعال جامعه از سوى دشمن، تنها با تظاهرات، كاربرد سلاح نظامى يا... مى توانيم موفق باشيم و رسالت خويش را به انجام رسانيم. اين گونه ابزارها وقتى به كار مى آيند كه دشمن نيز با اين ابزار به ميدان آمده باشد. در حال حاضر، دشمن با سلاح فرهنگى به عرصه ى كارزار آمده است و ما نيز بايد با سلاح فرهنگ به مقابله ى آن برخيزيم.
امروز، همه ى استعدادها و نيروها بايد بسيج شوند و به كمك نيروهاى رسمى در خط مقدم جهاد فرهنگى بشتابند؛ همان گونه كه در عرصه ى نبرد نظامى چنين كرديم و به پيروزى رسيديم.
آرى، بر همگان لازم است كه با اقتدا به حضرت زهرا و فرزندان او در مقابل شيبخون وسيع دشمن در عرصه ى فرهنگ، مردانه بايستند و در مقابل صدمات و مشكلات اين جهاد عظيم، صبور و شكيبا باشند و هيچ گاه از مجاهدات علمى و عملى در قلمروى امور فرهنگى خسته نشوند و بدانند كه هر گام خالصانه اى كه در اين عرصه برمى دارند و هر كلمه اى كه مى آموزانند، در پى دارنده ى اجرى بزرگ و مايه ى تقرب هر چه بيشتر به مادر مهربان شيعيان، صديقه ى طاهره عليهاالسلام و نزديكى به خداوند است؛ چرا كه از رهگذر اين جهاد فرهنگى سنخيت و شباهت بيشترى به ايشان مى يابند و در عالم معنا به ايشان نزديك تر مى شود.
... و اصل هم اين است كه در راستاى شباهت و سنخيت هر چه بيشتر با اهل بيت عليهم السلام تلاش كنيم و بدانيم كه هر چه بيشتر در كردار و گفتار بديشان شباهت يابيم، در مسير كمال، پيشرفت بيشترى داشته ايم و سزاوار عنايات مخصوص ترى از ناحيه ى وجود كريم ايشان گشته ايم.
بدان اميد كه توفيق پيروى كامل از اين خاندان، قسمت و روزى ما گردد. اين گفتار را با جلوه اى ديگر از نورافشانى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام در قلمرو تعليم و تربيت به پايان مى بريم:
"همسر " يكى از پيروان اهل بيت عليهم السلام در شهر مدينه، خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام شرفياب شد و گفت:
شوهرم مى پرسد كه آيا او در زمره ى شيعيان شما مى باشد يا نه؟
حضرت در جواب او فرمودند: ان كنت تعمل بما أمرناك و تنتهى عما زجرناك عنه فأنت من شيعتنا و الا فلا؛ اگر به آنچه شما را امر مى كنيم، عمل مى كنى و از آنچه شما را برحذر مى داريم، دورى مى كنى، از شيعيان مايى وگرنه هرگز!
وقتى كه جواب حضرت زهرا به آن مرد رسيد، بسيار هراسان و مضطرب شد و با گريه و زارى مرتب مى گفت: واى بر من كه هميشه در آتش جهنم خواهم بود.
همسر آن مرد، دوباره خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام بازگشت و حال زار همسرش را به ايشان گزارش داد. در اين هنگام، لسان پاك حضرت زهرا عليهاالسلام به كلامى لبريز از عطوفت و حكمت، گهربار گرديد كه تا قيامت براى همه ى محبان اهل بيت عليهم السلام مايه ى افتخار، اميد و سرور گشته است:
از جانب من به همسرت بگو: چنين نيست كه او گمان كرده است. شيعيان ما از بهترين هاى اهل بهشتند و نيز همه ى دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما جملگى در بهشت خواهند بود.
كسانى كه با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده باشند، چنانچه از فرمان هاى ما سرپيچى كنند و از نواهى ما و ديگر مهلكات، پرهيز نمايند، هرچند از شيعيان [ حقيقى و كامل ] ما نيستند، ولى عاقبت از بهشتيان خواهند بود؛ اما بعد از آن كه از گناهانشان پاك و مطهر شوند: يا با بلاها و گرفتارى هاى دنيايى يا با انواع سختى ها و مشكلات روز قيامت يا پس از چشيدن عذاب در طبقه ى سطحى جهنم.
و عاقبت به خاطر محبت دوستى شان با ما، نجاتشان مى دهيم و ايشان را به پيشگاه خودمان منتقل خواهيم كرد [ قالت فاطمه عليهاالسلام: قولى له: ليس هكذا، شيعتنا من خيار أهل الجنه و كل محبينا و موالى أوليائنا و معادى أعدائنا. و المسلم بقلبه و لسانه لنا، ليسوا من شيعتنا اذا خالفوا أوامرنا و نواهينا فى سائر الموبقات و هم مع ذلك فى الجنه، و لكن بعد ما يطهرون من ذنوبهم بالبلايا و الرزايا أو فى عرصات القيامه بأنواع شدائدها أو فى الطبق الأعلى من جهنم بعذابها الى ان نستنقذهم بحبنا و ننقلهم الى حضرتنا. بحارالانوار: ج 65، ص 155. لئالى الاخبار: ج 5، ص 156. تفسير امام حسن عسگرى عليه السلام: ص 308. تفسير البرهان: ج 4، ص 21. ]

منبع: كتاب زلال جاري كوثر - آيت الله مصباح يزدي


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 12:42 PM

استفاده بهینه از زمان، تولید فكر، افزایش آگاهی، شناخت نیازهای جامعه و هدف‌دهی به تلاش، مهم‌ترین سرفصل‌های مورد نیاز برای فعالیت‌های دینی برای همت و تلاش مضاعف در این عرصه است

 نامگذاری سال جدید به نام سال همت و كار مضاعف، سبب شده است تا دستگاه‌ها و نهادهای دولتی و حكومتی عزمی راسخ در افزایش تلاش‌های خود برای بهبود هر چه بیشتر و بهتر اوضاع كشور از خود به نمایش بگذارند.

 

در حال حاضر، برنامه‌ریزی‌های كوتاه و بلند مدت در این خصوص در حال اجراست و در طبقه مردم عادی نیز اقداماتی در حال شكل‌گیری است تا با همت و كاری مضاعف و بیش از آنچه كه تاكنون انجام شده است، به تحقق اهداف ایران پیشرفته كمك و یاری شود. البته این پیشرفت و توسعه تنها در اقتصاد و صنعت و امور معمول و جاری زندگی بشری نیست و بدون شك فعالان عرصه‌های علوم انسانی و از جمله فعالان دینی نیز شامل این همت و كار مضاعف می‌شوند

 

اما آنچه كه باید مورد توجه قرار گیرد، راهكارهای رسیدن همت مضاعف در بحث فعالیت‌های دینی است كه بدون شك نیازمند رعایت برخی اصول و قواعد برنامه‌ریزی است

 

مهمترین اصل در این باره، استفاده مناسب از زمان به معنای حذف اوقات زائد معمول در حین انجام كار است

 

اگر شما در یك نهاد دینی كارمند هستید و طبق آیین‌نامه آن مؤسسه یا ارگان فعالیت می‌كنید، خوب می‌دانید كه در طول انجام كارهای روزانه ساعاتی از روز صرف اموری می‌شود كه شاید نیازی به پرداختن آنها نباشد

 

اهمیت زمان نه تنها امروزه كه از قرن‌ها و بلكه هزاران سال پیش اهمیت خود را داشته است، در كتب قدیمی، از جمله در عهد عتیق، عهد جدید، قرآن و دیگر كتب الهی، زمان مورد سفارش قرار گرفته است و حتی یكی از سوره‌های قرآن كریم به نام «عصر» كه به معنای دوره‌ و بازه زمانی است، نامگذاری شده است

 

پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) و به تبع آنها علما و اندیشمندان اسلامی نیز اهمیت زمان را یادآور شده‌اند و اگر ما به عنوان یك فعال در عرصه‌ و حوزه دینی، بتوانیم اهمیت آن را به خوبی درك كنیم، ناخواسته به دنبال كاری مضاعف خواهیم بود. كاری كه برای دین است و البته سهم بیشتری از عنایات و الطاف خداوندی را نیز به خود اختصاص می‌دهد

 

پس از درك اهمیت زمان برای رسیدن به كار مضاعف، باید به یاد داشته باشیم كه نسبت به آنچه كه می‌خواهیم و جامعه از ما می‌خواهد، آگاهی داشته باشیم

 

مطالعه بهترین اقدام برای رسیدن به این مهم است كه بدون شك خواندن كتاب در رأس تمامی مطالعات قرار دارد. حضور در اندیشه اندیشمندان جز با مطالعه آثار نوشتاری آنان به دست نمی‌آید و تمامی تحلیل‌ها و نقدهای موجود درباره نگاه و تفكر بزرگترین دانشمندان نیز با مطالعه كتب و مقالات آنان انجام شده است. هنگام مرور بر آثار اندیشمندان بزرگ، می‌توان به ایده‌ها و طرح‌های خلاقانه و مناسبی دست یافت

 

همچنین با حضور در فضای مجازی و دنیای وب نیز می‌توان به آگاهی و مطالعه رسید. وب سایت‌های دینی بی‌شماری به زبان فارسی در داخل و خارج كشور به‌روزرسانی می‌شوند و می‌توان با حضور در تارنماهای خبری ــ تحلیلی، با اتفاقات روز دنیای دینی آگاه شد و نسبت به این اخبار و اتفاقات به تصمیمات درست و مثبت در جهت رشد فعالیت‌های دینی و آگاهی‌سازی رسید

 

در این زمان و مرحله است كه یك فعال دینی با استفاده مناسب از زمان و رسیدن به آگاهی از طریق مطالعه و حضور در دنیای مجازی باید به تولید فكر بپردازد

 

تولید فكر یعنی ارایه طرح و ایده‌های بكر و خلاقانه به منظور استفاده از راه‌های مناسب برای رشد فعالیت‌های دینی كه البته حالت جمعی و گروهی آن به دلیل توجه به ریزه‌پردازی‌ها و انتخاب راه‌های رفع نقایص آن بیشتر مورد توجه است

 

هر ایده‌ای از جرقه‌ای در ذهن ایجاد می‌شود كه با مطرح كردن آن بین اعضای اتاق فكر امكان تبدیل به ایده‌ای با توانایی كاربردی شدن را دارد. در حقیقت تولید فكر مهم‌ترین و اصولی‌ترین اقدام در نحوه اتخاذ تصمیمات و مدیریت پروژه‌های دینی است

 

البته این تولید فكر باید بر اساس نیازهای درخواستی جامعه صورت گیرد

 

اجتماعات شهری و روستایی به نسبت وسعت، جمعیت، فرهنگ و موقعیت جغرافیایی دارای نیازهای دینی و مذهبی گوناگون نسبت به یكدیگرند

 

به عنوان مثال؛ درخواست‌ها و نیازهای دینی یك روستا با جمعیت محدود و البته نسبت تفكر و اندیشه‌های كمتر با شهرهای بزرگتر و نیازهای این شهرها با كلان شهرها متفاوت است

 

این سخنان به این معنی است كه تولید فكر و تلاش برای انجام فعالیت‌های دینی با توجه به موقعیت‌ و پتانسیل جامعه انجام گیرد

 

پس از گذر از این مراحل زمان آغاز تلاش مضاعف برای انجام فعالیت‌های دینی است

 

این تلاش البته باید هدفمند باشد تا به نتیجه و ثمر برسد

 

هدفمندی می‌تواند با استفاده از خروجی اقدامات گذشته یعنی رسیدن به آگاهی، تولید فكر و شناخت نیازهای جامعه صورت پذیرد

 

در صورت رعایت این نكات می‌توان محصولات دینی با قابلیت كاربری تولید كرد كه نیازهای جامعه را پاسخ دهد

 

بنابراین آنچه كه برای فعالیت‌های دینی در سال جدید نیاز داریم، استفاده از زمان، تولید فكر، افزایش آگاهی، شناخت نیازهای جامعه، هدفدهی به تلاش‌ها و كاربردی كردن محصولات دینی تولید شده است كه تنها با همت و كار مضاعف امكانپذیر است



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 12:35 PM

چندسالي است که به همت رهبر انقلاب سنت حسنه، نامگذاري سال در ابتداي هر سال شمسي رواج يافته است و رهبري با جايگاه تعيين راهبردهاي مهم کشور به اين مهم اقدام مي‌کند. امسال نيز با تحليلي که معظم له از مسائل کشور داشته اند؛ سال جاري را به نام « همت مضاعف و کار مضاعف » نام گذاري کردند. بنابراين راهبرد اصلي کشور کار، کار و کار مي‌باشد. اهميت راهبرد فوق زماني روشن مي‌شود که بدانيم معضل اصلي توسعه نايافتگي کشورها ، تنبلي ، کم کاري و اراده ضعيف است . مطالعه وضعيت کشورهاي توسعه يافته نشان مي‌دهد، نقطه عطف تحول و توسعه، در کار مضاعف و همت عالي نهفته است. اگر بنا باشد يک کشور نمونه براي الگوبرداري ذکر شود ژاپن مثال بارزي است در فاصله سال‌هاي 1850تا1880 ميلادي مردان بزرگي از خانواده‌هاي سامورايي در ژاپن پا به عرصه هستي نهادند و منشا تغييرات و تحولات مهمي در اين کشور شدند. آنها تصميم گرفتند حداکثر کوشش خود را براي صنعتي کردن ژاپن بکار گيرند.  
   

 

روشنفکران اين کشور در بيداري و آگاهي مردم و رهبري تحولات اقتصادي و اجتماعي دوران ميجي، نقش درجه اول ايفا کردند. آنان دريافتند که با تکيه بر فرهنگ کهن خود مي‌توان جنبش کار راه انداخت .

تجربه کشور موفق ژاپن، نشان مي‌دهد که رشد توسعه اقتصادي آنها در درجه اول در تاثير بالا بودن فوق العاده مردم عملي شده است .

گزارش يک موسسه تحقيقاتي در آمريکا نشان مي‌دهد، نگراني کمپانيهاي آمريکايي فقدان مغزهاي متفکر نيست، بلکه کمبود مديراني است که بتواند اين قوه خلاق را به گونه‌اي موثر به کار گيرد .

در سنگاپور گزارش شده است که در فاصله سالهاي 1983 تا 1986 نيمي از افزايش توليد ناخالص ملي اين کشور به دليل بهره وري کار بوده است .

در کشور ما ايران هم حجم کار پايين است و هم مقدار سرانه کار مفيد بسيار پايين مي‌باشد و اکنون کشورها با شاخص کار مفيد سنجش مي‌شوند و بر اين اساس در مدل توسعه يافته و عقب مانده تعريف مي‌شوند .

ژاپني‌ها که اوايل دهه 1950 تصميم به رشد گرفتند، کار و تلاش روزانه خود را بيش از پيش افزايش دادند به طوري که ساعات کار در صنايع و شرکت‌هاي مختلف به طور متوسط در هفته حدود 50تا60 ساعت گزارش شده است اکنون بيشتر ژاپن شناسان بر اين باورند که معجزه اقتصادي اين کشور در طول دهه‌هاي 60و 1950 در درجه اول در سايه ساعات کار طولاني، صرفه جويي و کم مصرفي مردم آن حاصل شده است .

کره جنوبي و تايوان هم که حدود سي سال پيش از الگو قرار دادن ژاپن، تصميم به رشد اقتصادي خود گرفته و خواهان رقابت با توليدات ژاپن در بازارهاي بين المللي شدند؛ به خوبي واقف بودند که براي موفقيت خود لازم است بيش از ژاپنيها کارکنند و کمتر از آنها مصرف کنند .

کارگران کره‌اي که بزرگترين آرزوي شان رقابت با توليدات ژاپن بوده است در هفته 5تا 10 ساعت بيش از کارگران ژاپن کار مي‌کنند و دستمزدي معادل کمتر از نصف کارگران ژاپن دريافت مي‌دارند .

به همين جهت اکنون موفق شده اند در بسياري از بازارهاي صادراتي ژاپن نفوذ کنند و با آن کشور به رقابت بپردازند .

در سفري که چندي پيش به چين داشتيم وقتي از يک مسئول چيني در خصوص علت ساعات کار طولاني خانم‌ها در آن کشور پرسيديم با کمال تعجب گفتند که ما طبق برنامه مي‌بايست در پايان برنامه پنج ساله، مقام اول اقتصادي دنيا باشيم بر همين اساس هم آحاد مردم چين براي اين هدف عالي متحد مي‌باشند. درژاپن براي گزينش مديران سطح بالا اداري افزون بر ملاک‌هاي تحصيلات، ارشديت و تجربه طولاني نظر موافق و تائيد همکاران نيز از شروط اصلي براي تصدي مشاغل مهم محسوب مي‌شود و چون اين دسته از مديران اختيارات خود را ناشي از مردم مي‌دانند، ارتباطشان با ارباب رجوع برپايه اصل مسئوليت اداري، قرار دارد و خود را موظف و ملزم مي‌دانند که با تمام توان خويش در خدمت مراجعين باشند .

و اکنون ما با آن همه آموزه ديني در خصوص ارزش کار و اعراض از کار لغو و ترغيب به کار مفيد در جايگاه غير متناسب با شأن تاريخي، فرهنگي خود قرار داريم، اميد است که اين نامگذاري به تغيير نگرش منتهي شود و در حد چند همايش و بيل بُرد خلاصه نشود .

منبع : روزنامه ابتكار

 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 12:33 PM

در اين زمينه به نقش خانواده، نظام تعليم و تربيت، باورهاي كليشه‌اي، ناهماهنگي انتظارات نقشي و مناسبات حاكم بر سازمان كار اشاره مي‌شود.

1.مقدمه

 

افزايش قابل ملاحظه زنان شاغل واقعيت انكارناپذير جامعه ايران است. با وجود اين، تجربه اجتماعي حاكي از آن است كه تعداد كمي از زنان شاغل كارآفرين هستند. براي ظهور فعاليت‌هاي كارآفرينانه وجود زمينه‌ها و شرايط‌ فرهنگي اجتماعي مناسب ضروري است. مطالعه موانع كارآفريني زنان به شناسايي محدوديت‌هاي موجود، اصلاح مسير آتي و در نهايت افزايش كارآيي فردي و اجتماعي آنان كمك مي‌كند. هدف اين مقاله توضيح اين امر است كه نابرابري‌هاي جنسيتي چگونه مي‌تواند از قابليت كارآفريني زنان بكاهد. هر چند كه اين مقاله بر مبناي روش بررسي اسنادي – نه پژوهش ميدان – تنظيم شده است، نگارندگان آن كوشيده‌اند در تشريح نظرات خود از يافته‌هاي پژوهشي ساير محققان استفاده كنند.

2.تعريف كارآفريني و كارآفرينان

كارآفريني يك نوع كنش انساني است كه در عرصه كار و فعاليت اقتصادي متبلور مي‌شود. با وجود اين، اقتصاددانان به اين امر اذعان دارند كه كارآفريني پديده‌اي فرا اقتصادي است. اين بدان معناست كه برخي ازپديده‌ها كه تاثير عميقي بر اقتصاد دارند، در اساس داراي ماهيت اقتصادي نيستند (دراكو،1993:13)

كارآفريني عمل كارآفرين بودن است. اين كلمه از اصطلاح فرانسوي entreprenure مشتق شده است كه به معناي قبول مسئوليت، تعقيب فرصت‌ها، تامين نيازها و خواسته‌ها از طريق نوآوري و راه‌اندازي يك كسب و كار تجاري است. (برچ،1986: 4). كارآفريني نظم اجتماعي اقتصادي سنتي را به چالش مي‌طلبد و حتي ممكن است به تخريب آن بپردازد. يكي از ويژگي‌هاي كارآفريني فقدان وجود قواعد و روشن و صريح است. از آنجا كه براي نظارت بر بازي كارآفريني كتاب راهنما وجود ندارد، بنابراين برنده يا بازنده بودن و رفتار خلاف قاعده داشتن اجتناب‌پذير است. از اين رو پذيرش اين اصل كه تمام نتايج كارآفريني مثبت باشد يك توهم است (ماريسون، 1998: 3). بنابراين فرد كارآفرين اگرچه هدفش ترقي وپيشرفت است، همواره آماده پذيرش خطر شكست است.

كارآفريني اغلب خارج از چارچوب قواعد بوروكراسي به انجام مي‌رسد. براي مثال، كارت‌هاي اعتباري را اولين‌بار بانك‌ها ابداع نكردند، يا دستگاه زيراكس را شركت‌هاي بزرگ تجهيزات اداري به وجود نياوردند. بلكه اين نوآوري‌ها مصداق عمل كارآفريناني است كه انديشه‌اي جديد را به چنگ آورده، آن را بسط داده و با مساعي خستگي‌ناپذير خود تحقق موفقيت‌آميز آن را به پيش برده‌اند. اين قبيل نوآوري‌هاي اغلب در يكي از پنج زمينه زير تحقق مي‌يابد:

1- معرفي محصول يا خدمت جديد به طوري كه ارتقا كيفيت محصول يا خدمت موجود تلقي شود

2- ارائه روش جديدي كه بازدهي را افزايش دهد

3- گشايش بازار جديد يا افتتاح بازار صادرات در قلمرو تازه يا دستيابي به منبع جديد

4- فراهم نمودن مواد جديد، محصولات نيمه‌ساخته يا موادجايگزين، و در نهايت

5- ايجاد سازمان جديد (برچ 1986: 26).

به اين ترتيب كارآفرينان به قلب نظام اقتصادي تبديل مي‌شوند و مي‌توانند براي جامعه خود توسعه و رونق اقتصادي به همراه آورند. برخي از برجسته‌ترين خصوصيات فرد كارآفرين در جدول شماره (1) منعكس مي‌باشد.

 

جدول شماره 1. ويژگي‌ها وخصوصيات رفتاري فرد كارآفرين

ويژگي‌ها

گرايش و رفتار

تعهد و عزم راسخ

سرسخت و مصمم‌بودن، توانايي به سرعت متعهد و غيرمتعهد شدن، انضباط، اصرار بر حل مسئله، آماده براي از دست دادن منافع، غرق شدن كامل در كار

قدرت رهبري

خودآغازگر، داراي معيارهاي بالا (اما) نه كمال‌گرا، تشكيل‌دهنده گروه و قهرمان‌ساز، مشوق ديگران، رفتار مساوات‌طلبانه با ديگران، تقسيم ثروت ميان افرادي كه در ايجاد آن سهيم بوده‌اند، نهراسيدن از تنهايي، شكيبا، متعلم و معلمي فراگير

فرصت‌طلب بودن

شناخت دقيق نيازهاي مصرف‌كنندگان، برانگيخته به سوي بازار، تمايل به ايجاد ارزش و افزايش آن

تحمل خطر،ابهام و عدم قطعيت

اتخاذ ريسك حساب‌شده، به حداقل رساندن خطر و سهيم‌شدن در خطر، از عهده تعارض و تناقض برآمدن، تحمل فقدان ساختمندي، فشار و تضاد، توانايي حل مشكلات و تركيب راه‌حل‌ها

خلاقيت و اعتماد به نفس

غيرمتعارف، داراي ذهني باز، ناراضي از وضع موجود، توانا در انطباق و تغيير، ارائه راه‌حل‌هاي خلاقانه براي حل مشكلات، سرعت در آموختن، نهراسيدن از شكست، قدرت مفهوم‌سازي

تمايل به سرآمد بودن

سوي‌گيري معطوف به هدف و نتيجه، اهداف برتر اما واقعي، اشتياق به موفقيت و رشد، نياز اندك به مقام و قدرت، شوخ‌طبعي، آگاه از ضعف‌ها و توانايي‌‌ها

منبع: (ماريسون،1998: 10)

 

همانطور كه ملاحظه مي‌شود، خلاقيت و نوآوري، اتخاذ ريسك حساب‌شده، استقلال و جهت‌يابي به سوي موفقيت جزو مولفه‌هاي اصلي كارآفريني است (واتسون و كارن، 1996: 25) چنانچه اين ويژگي‌ها بخشي از ساختار رواني و شخصيتي زنان شاغل باشد، در اين صورت آنها مي‌توانند عملكرد (كنشي) كارآفرينانه داشته باشند. اگر به نظر مي‌رسد كه زنان شاغل كمتر كارآفرين هستند، علت آن را بايد در شرايطي جست‌وجو نمود كه مانع كشل‌گيري چنين ساختار رواني و شخصيتي مي‌‌شود.

 

3.عوامل محدودكننده كارآفريني زنان

بخشي از هويت انسان تحت تاثير جنسيت او شكل مي‌گيرد. صرفنظر از تفاوت‌هاي طبيعي كه اعضاي دو جنس از جنبه‌هاي جسماني و رواني با يكديگر دارند، جامعه نيز به نوبه خود بر دامنه اين تفاوت‌ها مي‌افزايد. از اينرو، گفته مي‌شود جنسيت برخلاف جنس سازه‌اي اجتماعي است زيرا داراي معاني و دلالت‌هاي فرهنگي است (بورگاتا ومونتگمري،2000:1058).

اگر تفاوت‌هاي طبيعي ميان دو جنس مبناي ارزش‌گذاري و امتياز دهي متفاوت باشد، در اين صورت نابرابري جنسي به وجود مي‌آيد. در افراطي‌ترين شكل، چنانچه اعضاي يك جنس نسبت به جنس ديگر پست‌تر شمرده شوند، به طوري كه رفتار نابرابر با يك جنس عادلانه تلقي شود، در اين صورت تبعيض رخ مي‌دهد (رابرتسون، 1372: 420) از طريق فرآيند جامعه‌پذيري كه از كودكي تا بزرگسالي به طور مداوم جريان دارد، هر فرد مي‌آموزد از آن حيث كه زن يا مرد آفريده شده بايد چگونه بينديشد، رفتار كند و احساس كند (يوربرگ، 1974: 1). به اين ترتيب هويت جنسي افراد ساخته و پرداخته مي‌شود. عنصرخود( self ) نيز در اين فرآيند شكل مي‌گيرد.

تحت تاثير برچسب‌هاي مربوط به هر جنس عنصر خود تكوين مي‌يابد. خود مجموعه ويژگي‌هاي فردي در نظر گرفته مي‌شود كه عامل تفاوت و تشابه با ديگري است. خود داراي سه بعد است كه عبارتند از: خودپنداره، عزت نفس و معرفي خود. خودپنداره عبارت است از مجموعه باورهايي كه فرد در باره خود دارد. عزت نفس ارزيابي است كه فرد از ويژگي‌هاي منحصر به فرد خود دارد. جنبه سوم، يعني معرفي خود، به رابطه بين خود و رفتار مربوط مي‌شود (بدار، دزيل ولامارش، 1380: 32). گرچه خود پديده‌اي فردي و شخصي است، در خلاء ساخته نمي‌شود بلكه در جامعه و در فرآيند كنش متقابل با ديگران شكل مي‌گيرد. بر اين اساس،‌ چارلز هورتون كولي نظريه خود آينه‌سان را مطرح كرده است. از نظر او اين كه در ذهن ديگران چگونه ظاهر مي‌شويم، اينكه آنها درباره ما چه قضاوتي دارند، و تصوري كه از قضاوت‌ ديگران درباره خود داريم، خود ما را مي‌سازد(ريتزر، 1374: 288).

خانواده، نظام تعليم و تربيت، باورهاي كليشه‌اي، رسانه‌هاي جمعي، هنجارهاي اجتماعي رسمي و غيررسمي، شيوه تقسيم كار و توزيع منابع ارزشمند در انتقال نگرش‌هاي جنيسيتي و ساختن خود انسان نقش موثري دارند. بنابراين هويت جنسيتي يعني تصورات، معاني، ارزش‌ها و انتظارات مربوط به يك جنس از طريق تعامل اجتماعي در عرصه‌هاي مختلف به اسنان منتقل مي شود و ساختار رواني و شخصيتي او را مي‌‌سازد. ساختار رواني كه تركيبي از ادراك، عاطفه و تكانه است، بر اين واقعيت دلالت دارد كه آدمي چگونه و چرا احساس مي‌كند، اراده مي‌نمايد و ادراك مي‌كند (گرث وميلز، 1380: 54- 56). شخصيت نيز نظام تمايلات فرد است. نظامي كه در آن نيازها هنجاري شده‌اند و داراي سو‌گيري عاطفي، هنجاري و شناختي هستند. تشكل و رشد شخصيت از طريق فرآيند جامعه‌پذيري و در برخورد با محيط‌‌هاي اثباتي، اجتماعي و فرهنگي صورت مي‌گيرد. (چلبي، 1375: 227 – 230).

اگر فرهنگي جامعه با زنانه به شيوه‌اي نابرابرانه رفتار كند، يعني در مقايسه با مردان آنان را با ويژگي‌هاي ضعيف يا منفي توصيف كند، يا اگر امكان دستيابي به فرصت‌ها و منابع ارزشمند اجتماعي را به خاطر زن‌بودن براي آنان محدود سازد، در اين صورت به تدريج اين مولفه‌ها جزئي از خودپنداره هويت زنان مي‌شود. ادراك منفي يا ضعيف از خود، عزت نفس پايين، ارزيابي ضعيف از توانمنديهاي خود احتمال شكل‌گيري ساختار رواني و شخصيتي مساعد كارآفريني را كاهش مي‌دهد. زيرا براساس ويژگي‌هايي كه براي كارآفرين برشمرده شد در صورتي مي‌توان يك فرد را كارآفرين ناميد كه در انديشه تغيير و بهبود شرايط كارش باشد، فكري نو در سر داشته باشد، در برابر عدم قطعيت پايدار باشد و از قدرت رهبري و بسيج منابع در جهت هدف برخوردار باشد. در شرايط و فضاي نابرابري جنسيتي اين خصوصيات به سختي در زنان شكل مي‌گيرد.

 

 

هويت جنسيتي زنان

 

نابرابري جنسيتي

 

شخصيت وساختار رواني زنان

 

كارآفريني زنان

نمودار شماره 1. تاثير نابرابري جنسيتي بر محدودكردن كارآفريني زنان

 

بنابراين اگر به نظر مي‌رسد نسبت اندكي از زنان شاغل ايراني كارآفرين هستند، بايد يكي از دلايل – و نه همه - آن را در تاثير نابرابري جنسيتي بر ساختار رواني و شخصيتي زنان جستجود نمود. زيرا تفاوت‌هايي كه مردم در انجام دادن كاري خاص در شرايط نسبتا يكسان از خود نشان مي‌دهند، ناشي از تفاوت ابعاد شخصيتي آنان است (چلبي، 1375: 264). اين نوشتار كوششي است جهت توضيح اين اصل كه نابرابري‌هاي جنسيتي، كه از طرق مختلف به زنان انتقال مي‌يابد و نظام شخصيتي آنان را مي‌سازد، چگونه از قابليت كارآفريني آنان مي‌كاهد.

 

1-3 خانواده

مولفه هاي مرتبط با نابرابري جنسي ابتدا از طريق خانواده به افراد منتقل مي‌شود. در اولين مرحله تكامل جنسي، گسستگي دختران و پسران از مادر به طرز متفاوتي رخ مي‌دهد. بر خلاف پسران، دختران به آرامي از مادرشان جدا مي‌شوند. آنها تا هر زماني مي‌توانند مادر را در آغوش بگيرند يا از او تقلي كنند. در نتيجه هويت و ادراكي كه دختران از خود بدست مي‌آورند با ديگري استمرار مي‌يابد. بنابراين فقدان رابطه نزديك با ديگران، حرمت نفس آنها را تهديد مي‌كند و وجود آن موجب توليد حساسيت و شفقت عاطفي است. اما پسرها حس آگاهي از خود را از طريق كاهش ارتباط با مادر به دست مي‌آورند، آنها ياد مي‌گيرند كه بچه ننه نباشند، استقلال از مادر به آنها هويتي مردانه مي‌دهد. (گيدنز، 1373: 185). به علاوه ، والدين به استقلال يافتن دختران و پسران واكنش‌هاي متفاوتي نشان مي‌دهند. پسرها زودتر از دختران همسال خود اجازه دارند در سنين پايين دور از محيط خانه بازي كنند و براي خريد يا تفريح با دوستان خود بيرون بروند. والدين هنگامي كه دخترشان فعاليتي را به تنهايي انجام مي‌دهد اضطراب دروني خود را نشان مي‌دهند، در حالي كه در موقعيت مشابه نسبت به استقلال عمل فرزند پسر احساس غرور و شادماني مي‌كنند و با انتقال اين حساس به فرزند پسر حس اعتماد به نفس او را تقويت مي‌كنند (نوابي نژاد، 1379: 37).

نوع سرگرمي‌ها و بازي‌هاي دو جنس نيز به نابرابري‌هاي جنسي مي‌افزايد. دختران معمولا به سرگرميهايي مانند عروسك بازي كه عواطف آها را پرورش مي‌دهد و كمتر ذهن آنها را به تكاپو وادار مي‌سازد هدايت مي‌شوند. در حالي كه بازي‌هاي پسران با تحرك جسمي، پرخاشگري و ارتباط بيشتر با طبيعت همراه است و اغلب قدرت تفكر و آفرينندگي آنان را تقويت مي‌كند. علاوه بر اين، دختران در دوران نوجواني محدوديت بيشتري براي تجربه و درك محيط‌هاي مختلف دارند. آنها معمولااز خطرات آشكار و پنهان ترسانده مي‌شوند. يافته‌هایي يك پژوهش تجربي نشان مي‌دهد كه 88 درصد از مادران ايراني دختران خود را به مراتب كمتر از پسرها به استقلال، خودكفايي و پيشرفت تشويق مي‌كنند (سيدان، 1378: 153). چنين آموزه‌هايي حتي در بسياري از موارد دختران را دچار ترديدهايي جدي مي‌سازد. مطالعه‌اي تجربي در مورد دختران تيزهوش نشان مي‌دهد بسياري از آنها به خاطر پرهيز از طرد شدن، سطح آرزوها و انگيزه‌هاي اجتماعي و شغلي خود را از مردها پايين‌تر مي‌آورند و دچار ترس از عدم موفقيت مي‌شوند.(بازرگان، 1376: 3).

 

2-3 نظام تعليم و تربيت

نظام تعليم و تربيت به شيوه‌هاي متفاوت نابرابري‌هاي جنسيتي را بازتوليد مي‌كند. در مدرسه اين امر از طريق محتواي منابع درسي، مرزبندي ارتباط بين دو جنس و رفتار معلمان صورت مي‌گيرد. به عنوان نمونه، نتايج يك تحقيق در مورد كتب درسي دوره ابتدايي نشان مي‌دهد كه منابع آموزشي تصوير ضعيفي از زنان منعكس مي‌سازند.

 

جدول شماره 2. تصاوير زن ومرد در كتاب‌هاي درسي ابتدايي

 

كتاب‌هاي فارسي، ديني، اجتماعي 5ساله اول ابتدايي%

 

سال اول

سال دوم

سال سوم

سال چهارم

سال پنجم

تصوير مردان

51

61

62

60

70

تصوير زنان

25

17

12

6

9

تصوير مختلط

24

22

26

34

21

تعداد كل

90

81

138

81

139

منبع: (صداقت وزاهد، 1374: 4 – 10)

 

همانطور كه در جدول شماره 2 ملاحظه مي‌شود، دركتاب‌هاي درسي دوره ابتدايي تصاوير مردان از نظر تعداد در صدر هستند و تصاوير زنان كمترين فراواني را دارند.

 

جدول شماره 3. اسامي زن و مرد در كتاب‌هاي درسي ابتدايي

 

 

كتاب‌هاي فارسي، ديني، اجتماعي 5ساله اول ابتدايي%

 

سال اول

سال دوم

سال سوم

سال چهارم

سال پنجم

اسامي مردان

49

65

72

93

4/9

اسامي زنان

51

35

28

7

6

تعداد كل

145

237

620

337

692

منبع: (صداقت وزاهد، 1374: 12)

 

اطلاعات جدول شماره 3 نيز بيانگر آن است كه مردان از نظر اسامي نام برده شده هم نسبت به زنان سهم بيشتر دارند. صرفنظر از محتوا، نزد عموم مردم كميت بر اهميت و بزرگي دلالت دارد. بنابراين فزوني تعداد زنان بر مردان مي‌تواند به معناي ارزشمندي و اهميت بيشتر آنان تلقي شود. علاوه بر اين، تحليل كيفي تصاوير مردان و زنان هم بر اين واقعتي دلالت دارد كه گاهي زنان در نقش‌هايي نامطلوب نمايش داده شده‌اند. مانند زن رختشويي كه نخي از لباس او آويزان است و گربه‌اي با او بازي مي‌كند. لباس او را مي‌شكافد و زن در برابر اين واقعه دو دست‌اش را به سر و صورت مي‌زند( مجتهدي، 1380: 5- 10).

نتايج پژوهش ديگري در بابت صفات منسوب به زنان و مردان در كتاب‌هاي فارسي دوره راهنمايي در جدول زير منعكس است.

 

 

 

 

 

 

جدول شماره 4. ويژگي‌هاي اسنادي به دو جنس در كتاب‌هاي فارسي دوره راهنمايي

78-1377

 

ويژگي دو جنس در كتاب‌هاي فارسي دوره راهنمايي

 

 

سال اول

درصد

سال دوم

درصد

سال سوم

درصد

مرد

ثبات قدم، علم،مردانگي،مبارزه آزادي و منزلت

9/90

همت، جوانمردي، ياري‌گري

8/88

صلاحيت، رادمردي، نياكان دوستي

6/63

زن

عروس فصل‌ها

1/9

عروس آسمان

1/11

فرشته، عروس خطوط

3/36

تعداد كل

-

11

-

9

-

11

 

يافته‌هاي جدول شماره 4 نشان مي‌دهد كه مردان اغلب با صفت‌هاي برتر اسناني و زنان با ويژگي‌هاي ظاهري شامل زيبايي و لطافت توصيف شده‌اند. همچنين در كتاب‌هاي درسي نقش‌هاي اجتماعي دو جنس به طور صريحي از يكديگر تفكيك شده‌اند. زنان بيشتر به اموري مانند خانه‌داري و فعاليت‌هاي تربيتي مشغولند، در حالي كه تصاوير مردان بيشتر به فعاليت‌هاي حرفه‌اي ، سياسي و اجتماعي اختصاص يافته است (صداقت، 1374: 51) . پژوهشي ديگر در مورد كتاب‌هاي حرفه و فن دوره راهنمايي نشان مي‌دهد كه تصاوير كتاب‌هاي دختران بر مهارت‌هايي از قبيل خياطي، بافتني، آشپزي و كودك‌ياري تاكيد دارد اما پسران به اموري مانند مكانيك، راه‌سازي، صنايع و نجاري، مي‌پردازند. در اين تصاوير زنان هيچ‌گاه سازمان‌دهنده, نظم‌بخش و هدايت‌گر فعاليت‌هاي سياسي‌ - اجتماعي نبوده و بيشتر داراي نقش‌هاي مطيع بوده‌اند ( سيدان، 1378، 153).

در كنار منابع درسي‌، تفكيك جنسي كه پس از انقلاب اسلامي بين دانش‌آموزان دختر و پسر در مدارس ايران به وقوع پيوست، به طور ناخواسته بر تمايز دو جنس افزود. اختصاص معلمان مرد به مدارس پسرانه و معلمان زن به مدارس دخترانه اين وضعيت را تشديد كرد. از آنجا كه بخشي از هويت انسان در تعامل با غير شكل مي‌گيرد، جدايي دانش‌آموزان دختر و پسر موجب مي‌شود اين دو گروه نسبت به قابليت‌ها و توانمندي‌هاي خود و ديگري تصوراتي غيرواقع‌بينانه داشته باشند و از جهت رواني از يكديگر فاصله بگيرند. از آنجاكه زمينه‌هاي برتر دانستن مردان نسبت به زنان در بستر فرهنگ جامعه فعال است جدايي بين دو جنس به فاصله اجتماعي دو گروه از يكديگر منجر مي‌شود.

نظام آموزشي نه تنه بر ساختار رواني افراد تاثير مي‌گذارد، بلكه آنها را براي ايفاي نقش‌هاي شغلي آتي آماده مي‌سازد. مدارس فني و حرفه‌اي كه بيشتر بر آموزش‌هاي كاربردي و عملي تاكيد دارند، اين امكان را فراهم مي‌سازند كه افراد با تكيه بر قابليت‌ها و توانمندي‌هاي عملي خود و متناسب با نياز جامعه به كار و فعاليت اقتصادي بپردازند. اين قبيل آموزش‌ها نسبت به آموزش‌هاي نظري كه در رشته‌هاي ديگر رواج دارد فراگيران را براي مواجهه با چالش هاي شغلي و ارائه راهكارهاي بديع آماده مي‌سازد و در مجموع با اقتضائات كارآفريني هماهنگي بيشتري دارد.

در ايران ميزان بهره‌مندي دختران و پسران از مدارس فني و حرفه‌اي نابرابر است. اكثر دانش‌آموزان دختر تحت تاثير سوگيري خانواده نسبت به سودمندي تحصيل در مدارس فني وحرفه‌اي مردد هستند. براي مثال، در سال 1380 حدود 28962 نفر از دانش‌آموزان پسر استان تهران مشغعول تحصيل در مدارس فني وحرفه‌اي بوده‌اند درحالي كه 14715 نفر از دختران يعني حدود نصف جمعيت پسران در اين مركز به تحصيل مي‌پرداختند (آمار آموزش و پرورش استان تهران).

لازم است به اين نكته توجه نمود كه همين تعداد از دختران نيز بيشتر در بخش حرفه‌اي كه شامل كودك‌ياري، خياطي، صنايع ‌دستي، طراحي و دوخت و دوز نمايش، تربيت‌بدني و نقاشي است متمركز هستند. در حالي كه پسران بيشتر در بخش‌هاي فني مانند الكتروني، تراشكاري و مکانیک تمرکز یافته اند این درحالی ست كه در كشورهاي اروپايي از آموزش‌هاي فني‌وحرفه‌اي بيشتر استقبال مي‌شود. براي مثال 75 درصد از شاگردان آلماني پس از چهار سال تحصيل در مدارس ابتدايي به مدارس حرفه‌اي مي‌روند و پس از شش سال فارغ‌التحصيل مي‌شوند و برخي از آها يك سال ديگر ادامه مي‌دهند و مدرك بالاتري به دست مي‌آورند (سخاوت، 1380: 34). حضور محدود دختران در مدارس فني وحرفه‌اي از يك‌سو ظرفيت اجرايي آنهارا محدود مي‌سازد واز گرايش آنان براي حضور در حوزه‌هاي فعال‌تر اقتصادي مانند امور صنعتي، توليدي و تجاري مي‌كاهد.

 

 

2-3. ناهمخواني انتظارات نقشي

زنان شاغل به طور همزمان داراي سه نقش همسري، مادري و شغلي هستند. هر يك از اين نقش‌ها داراي مجموعه‌اي از انتظارات مختلف است. در مورد تعامل همزمان نقش‌هاي مختلف زنان نظرات متفاوتي وجود دارد...

چلبي معتقد است هويت‌هاي شغلي زنان اغلب تحت‌الشعاع نقش‌هاي خانوادگي آنها است. (1375: 240). زيبر تحت عنوان ” فرضيه تجمع نقش‌ها“ به منافع حاصل از تكثر نقش‌هاي زنان اشاره مي كند. از نظر او امتيازات مرتبط با هر نقش مانند امنيت، منزلت حاصل از آن، فراهم آمدن امكاناتي جهت بهبود پايگاه اجتماعي، غناي شخصيت وارضاي خاطري كه فرد از آن بهره‌مند مي‌شود، بستگي‌هاي اجتماعي جديدو حمايت حاصل از آن ازجمله ثمرات ايفاي نقش‌هاي متفاوت است(نقل از احمدنيا، 1380: 75).

يافته‌هاي يك پژوهش تجربي درباره زنان شاغل و خانه‌دار تهراني فرضيه فوق را تاييد مي‌كند. نتايج به دست آمده نشان مي دهد كه زنان شاغل در مقايسه با زنان خانه‌دار خود پنداره مثبت‌تري دارند و به‌طور معناداري خود را باهوشتر، موفق‌تر، كمتر تنبل، مستقل‌تر و سخت‌كوش‌تر احساس مي‌كنند (خسروي،1378: 115). در مقابل برخي از جامعه‌شناسان انتقادگرا به تضاد ميان نقش خانوادگي وشغلي تاكيد دارند. براي مثال، از نظر هيبارد و پوپ تجمع نقش‌هاي سنتي همسري و مادري و نقش‌هاي جديد شغلي ممكن است به تضاد با نقش يا اضافه‌بار نقش منجر شود و سلامت زنان را به خطر اندازد. علاوه بر اين، احساس تقصير واضطراب كه حاصل اين تصور است كه آنها نتوانسته‌اند به‌خوبي از عهده مسئوليت خانوادگي بربيايند از علل عمده لطمه به سلامت رواني زنان محسوب مي‌شود (نقل از احمدنيا، 1380:74). بوتل و گرين‌هاوس در مطالعه خود به اين نتيجه رسيده‌اند كه ايجاد تعادل بين نقش‌هاي كار وخانواده احتمال دارد با افزايش تضاد دوجانبه در درون نقش‌ها همراه باشد. براي مثال، تعارض خانواده با كار وقتي رخ مي‌دهد كه مسئوليت‌هاي مربوط به نقش خانوادگي مانع انجام‌دادن كار شود. همچنين نگهداري از بچه ممكن است مانع توجه كافي به مسائل شغلي شود. تعارض كار با خانواده زماني ايجاد مي‌شود كه فعاليت‌هاي شغلي مانند ساعات طولاني كار انجام‌دادن وظايف خانوادگي را مختل سازد ( نقل از عباسي، 1381: 7). توجه به اين نكته از آن جهت حائز اهميت است كه مسئوليت مادران در طول زمان افزايش مي‌يابد. وظايف مادران به نگهداري و حفاظت جسماني از فرزندان محدود نمي‌شود، بلكه شامل توجه دقيق‌تر به رشد رواني، اجتماعي و فكري آنان نيز مي‌باشد(بيلتن و ديگران، 1977: 219). اين در حالي است كه بنابر قرارداد اجتماعي مردها كمتر مسئول تربيت فرزندان شمرده مي‌شوند. از آنجاكه لازم است مادران شاغل بخش قابل ملاحظه‌اي از زمان خود را صرف فرزندانشان كنند, بنابراين انگيزه وفرصت‌شان براي توسعه فعاليت‌هاي شغلي محدود مي‌شود.

ناهماهنگي ميان نقش‌هاي زنان به شيوه ديگر نيز نمايان مي‌شود. براساس هنجارهاي فرهنگي جامعه از زنان متأهل انتظار مي‌رود اقدامات يا تصميمات خود را با اجازه و نظارت همسر خودانجام دهند. رعايت اين قاعده كمك مي‌كند تا زنان در فعاليت‌هاي خود از تجربه، همفكر و حمايت شوهرشان برخوردار شوند. اما به همين ترتيب گاهي نيز ناهماهنگي ميان ترجيحات زن وشوهر مي‌تواند مانع توسعه فعاليت‌هاي شغلي زنان شود. بنابراين در بعضي از موارد نوآوري، پيشگامي و توان محقق ساختن طرح‌هل و انديشه‌هاي نو كه از لوازم كارآفريني است با انتظاراتي كه از يك زن در نقش همسري مي‌رود ناهماهنگ است. نتايج تحقيقي ديگر در مورد 1065 تن از مادران شاغل در سطح تهران نشان مي‌دهد كه 3/14 درصد از پاسخگويان اشتغال خود را مانع انجام دادن شايسته وظايف مادري و 6/10 درصد از آنها كاركردن را مانعي در انجام‌دادن وظايف همسري و خانه‌داري مي‌دانند. در اين ميان 2/5 درصد از پاسخ‌ها نيز به اين گزينه مربطو بود كه تمايل به ترك شغل از سوي پاسخگويان در نيتجه مخالفتي است كه شوهران نسبت به اشتغال آنها ابراز داشته‌اند(احمدنيا، 1380: 78).

فشار رواني حاصل از ناهماهنگي ميان نقش‌ها پيامدهاي مانند اضطراب و خستگي شغلي، كاهش سلامتي، تضعيف كيفيت زندگي زناشويي و نارضايتي از نقش والديني را در پي دارد. اين شرايط بخش قابل ملاحظه‌اي از زمان، انرژي و تعهد زنان را به خود اختصاص مي‌دهد و از تمركز آنها در فعاليتهاي حرفه‌اي مي‌كاهد. اين درحالي است كه نقش نان‌آوري و سرپرستي مردان با انتظارات شغلي آنها هماهنگ است و آنان از اين جهت با محدوديت كمتري مواجه هستند و با سهولت بيشتري مي‌تواندد به بسط فعاليت‌هاي شغلي خود بپردازند. پژوهشي كه در مورد 20 زن كارآفرين ايراني انجام شده است نشان مي‌دهد كه اين افراد در مسير فعاليت‌هاي كارآفرينانه خود با مشكل نگهداري فرزند و مخالفت همسر يا اعضاي خانواده، برخورد نامناسب مسئولان محلي و مشتريان مواجه بوده‌اند (صابر، 1381). به اين ترتيب اين احتمال افزايش مي‌يابد كه زنان به ايفاي حداقلي از انتظارات شغلي بسنده كنند و به تدريج از افق‌هاي فكري دورنگرانه، درگيرشدن با مشكلات جديد، تلاش براي تغيير شرايط موجود و بهره‌ور ساختن آن، كه جزء ضرورت‌هاي كارآفريني است، فاصله بگيرند.

ناهماهنگي انتظارات نقشي نه تنها اشتغال بلكه ارتقا به مقاطع بالاتر تحصيلات دانشگاهي را دشوار مي‌سازد. طي چند سال گذشته، نسبت ورود دختران به دانشگاه يا برابر پسران يا اندكي بالاتر بوده است. براي مثال، در سال تحصيلي 1379- 80 حدود 5/50درصد از پذيرفته‌شدگان در دانشگاهها و موسسات آموزش عالي زن و مابقي مرد بوده‌اند ( آمار آموزش عالي ايران، 1380: 6) با وصف اين، در مسير ارتقاي به سطوح بالاتر تحصيلي (كارشناسي ارشد و دكترا) نسبت زنان كاهش مي‌يابد و بر نسبت مردها افزوده مي‌شود.

 

جدول شماره5. نسبت دانشجويان زن به مرد مراكز آموزش عالي به تفكيك مقاطع تحصيلي

مقطع تحصيلي

سال 1376

سال 1377

سال 1378

سال 1379

زن

مرد

زن

مرد

زن

مرد

زن

مرد

كارشناسي ارشد

3/18

7/81

7/19

3/80

20

80

2/22

8/7

دكتراي حرفه‌اي

5/35

5/64

39

61

3/42

7/57

4/33

6/66

دكتراي‌تخصصي

30

70

5/26

5/73

3/25

7/74

14

86

منبع: آمار آموزش عالي ايران- مؤسسه پژوهش وبرنامه‌ريزي آموزش عالي

 

همانطور كه ارقام جدول شماره 5 نشان مي‌دهد در ايران در سالهاي 1376- 1379 حدود 60 درصد از دانشجويان دوره دكتراي حرفه‌اي و حدود 70درصد يا بيشتر از دانشجويان دوره دكتراي تخصصي مرد بوده‌اند. هر چند كه صاحب‌نظران مبحث كارآفريني به رابطه مستقيم ميان تحصيلات بالا و كارآفريني اشاره نكرده‌اند، با وجود اين اگر دانش تخصصي و اطلاعات روزآمد يكي از تمهيدات لازم براي طراحي و تركيب منابع موجود و استفاده از روش‌هاي نوين انجام دادن فعاليت‌هاي اقتصادي باشد، در اين صورت محدوديت ورود زنان به سطوح بالاي تحصيلي كه عمدتا به خاطر غلبه انتظارات نقش همسري و مادري صورت مي‌گيرد، به طور غير مستقيم به يك عالم تقليل دهنده كارآفريني تبديل مي‌شود. زيرا نقش‌ها صورت ذهني متناسب با خود را در انسان مي‌آفرينند.

 

4-3. باورهاي كليشه‌اي

باورهاي كليشه‌اي يا قالبي مربوط به زنان به شيوه‌اي ديگر بر ساختار رواني آنها تاثير مي‌گذارد. باورهاي كليشه‌اي برداشت‌هايي بيش از حد ساده و جانبدارانه از واقعيت هستند كه نسبت به گروه خاصي اطلاق مي‌شوند و در برابر تغييرات مقاومت مي‌كنند. اين تصورات اغلب لحني منفي دارند و با نگرش‌هاي تعصب‌آميز ويا تبعيض رفتاري آميخته‌اند(جونز،1989:827).

بخشي از اين باورها در قالب اشعار، داستانها و ضرب‌المثل‌ها نمايان مي‌شود. از نظر خواجه نصير‌الدين طوسي مردان بايد از مخاطبه با عوام كودكان و زنان و ديوانگان و مستان احتراز كنند (سيدان، 1378: 19). از فروغي بسطامي است كه در فكر زن مپيچ كه اين رخنه فساد/ در خون گرم غوطه دهد جان مرد را (همان:43). اين عبارت به ناصرخسرو منسوب است كه زنان چون ناقضان عقل ودين‌اند/ چرا مردان ره آنان گزينند. يا جامي گفته است زن از پهلوي چپ آفريد/ كس از چپ هرگز راستي نديد (چابكي، 1374:39). در ضرب‌المثل‌هاي فارسي زنان با صفاتي مانند ناقص‌العقل، خطرناك، قابل ترحم، بلا خبيث، بي‌وفا، و موجودي كه با گريه كارش را پيش مي‌برد معرفي‌شده‌اند(همان:21).

هرچند كه تعميم چنين مواردي به كل ادبيات و فرهنگي ايراني جايز نيست و در متون ادبي به ويژگي‌هاي مثبت زنان هم اشاره شده، با وجد اين مصاديق يادشده به اين واقعيت اشاره دارد كه زبان فارسي مانند زبانهاي ديگر دچار عارضه جنسيت‌گرايي است (پاكنهاد، 1380: 98). اين عبارات كه در قالب گفتگوهاي روزمره جريان دارد به تدريج بر نگرش زنان نسبت به خودشان و نگرش ديگران نسبت به زنان نفوذمي‌كند.

 

5-3. مناسبات حاكم بر سازمان كار

سازمانها از فرهنگ جامعه تاثير مي‌پذيرند. مولفه‌هاي مرتبط با نابرابري جنسيتي از طريق مناسبات رسمي و غيررسمي بر ساختار واني زنان وجهت‌يابي آنان نسبت به كارشان تاثير مي‌گذارد. اين قبيل نابرابري‌ها در درون سازمان قبل و بعد از استخدام به اشكال مختلف مانند وجود معيارهاي استخدامي نابرابر، دستمزد نابرابر براي كار يكسان، شانس بيشتري براي بيكاري، فرصت نابرابر براي آموزش‌هاي جانبي، دستيابي نابرابر به منابع توليدي، مشاركت نابرابر در تصميم‌گيري، امكان نابرابر در ارتقاي شغلي نمودار مي‌شود (شادي طلب، 1377: 274).

يكي از مصاديق اين نابرابري در نازل بودن ميزان ارتقاي زنان به سطوح مديريتي مشاهده مي‌شود. طي سه دهه گذشته (1345- 1375)، تعداد مديران از حدود 12 هزار نفر در سال 45 به 91 هزار نفر در سال 75 يعني حدود 7/5 برابر رسيده است. در اين ميان تعداد مديران زن از 389 نفر به 2543 نفر يعني 5/6 درصد رسيده است. درنتيجه نسبت زنان مدير از سال 45 تا سال 75 نه تنها بهبودي نيافته بلكه كاهش مختصري نيز داشته است. اين در حالي است كه سهم زنان شاغل داراي تحصيلات عالي در كل شاغلان زن حدود 20 برابر شده است و از حدود ده هزار نفر در سال 1345 به رقم 389 هزار نفر در سال 1375 رسيده است. پس علت عدم تحرك شغلي زنان به رده‌هاي مديريتي فقدان تحصيلات عالي آنها نيست (همان: 283- 286).

بررسي ديگري كه درباره 50 نفر از مديران سطح بالاي سازمان‌ها انجام شده نشان مي‌دهد كه اكثريت‌ آنها بر انضباط كاري، وظيفه‌شناسي و تعهد زنان نسبت به مردان اذعان داشته‌اند و نيمي از آنان از پرسنل زن راضي‌تر از پرسنل مرد بوده‌اند. با اين حال، در انتخاب افراد براي رده‌هاي شغلي بالاتر در ميان مردان و زنان با تحصيلات و تجربه مساوي، مردها را ترجيح مي‌دهند (سفيري: 1377، 27).

از آنجا كه رهبري و مديريت جزو خصوصيات فرد كارآفرين است، عدم ارتقاي زنان به مواضع مديريتي موجب مي‌شود ساختار رواني و نظام شخصيتي آنها در زمينه فعاليت‌هاي كارآفرينانه شكوفا نشود. ويژگي‌هايي كه براي يك رهبر يا مدير موفق برشمرده مي‌شود عبارتند از سائق قوي براي قبول مسئوليت و تكميل وظايف، پافشاري و پشتكار در تعقيب اهداف، ابتكار در حل مسائل، اعتمادبه نفس و احساس هويت فردي، تمايل به پذيرفتن عواقب تصميم‌‌ها و اعمال، آمادگي براي پذيرش و جذب فشار رواني، تحمل ناكامي و توان نفوذ در ديگران و ظرفيت سازمان دادن نظام‌هاي تعامل اجتماي براي هدفي كه در دست است (كريمي، 1377: 147). حتي در موارد محدودي كه امكان تصدي زنان در امر مديريت به وجود مي‌آيد، گاه مشاهده مي‌شود كه آنان بر اساس تصور ضعيفي كه از توانايي‌هاي خود دارند از به عهده گرفتن مسئوليت‌هاي خطير امتناع مي‌ورزند.

تحت تاثير جنبه‌هاي ديگري از نابرابري جنسيتي كه در سازمان كار وجود دارد، امكان كسب تجربيات شغلي جديد براي زنان محدود مي‌شود. به منظور بسط استعداد يادگيري، لازم است افراد هرچه بيشتر خود را در محيط‌هي اثباتي متفاوت درگير نمايند و آنها را آنچنان دروني سازند تا بتوانند نقشه شناختي وسيع‌تري از محيط‌هاي مختلف كسب نمايند. نفوذ متقابل الزامات مربوط به محيط‌هاي چندگانه باعث افزايش ظرفيت اجرايي انسان مي‌شود (چلبي،1375: 240). اين در حالي است كه زنان براي تجربه محيط‌هاي شغلي متفاوت اغلب با محدوديت مواجه هستند. براي مثال، امكان بهره‌مدي از فرصت‌هاي شغلي جانبي مانند ماموريت‌هاي شغلي داخل يا خارج از كشور براي زنان كمتر است. از آنجا كه يكي از ويژگيهاي فرد كارآفرين آمادگي دائم براي آموختن است، بنابراين محدوديت تحرك شغلي و از دست دادن فرصت آموزش‌هاي مكمل و غيررسمي از قابليت‌هاي شناختي و اجرايي زنان براي كارآفريني مي‌كاهد.

در سطح سازمان نيز مانند جامعه مصاديقي از باورهاي كليشه‌اي درباره زنان وجود دارد كه مي‌تواند همچون يك مانع ذهني عمل كند. براي مثال، گاهي گفته مي‌شود وقتي كار سخت مي‌شود زنان تاب نمي‌آورند، توانايي ديدن چشم‌انداز وسيع را ندارند و براي كار تيمي مناسب نيستند. به اين جهت زنان همواره مراقب برداشت همكاران مرد خود هستند و اين امر را با انتخاب كارهايي كه از آنان پذيرفته است رعايت مي‌كنند. در نتيجه از اقداماتي مانند بلندپروازيهاي شغلي، فرصت‌گرابودن، خطر كردن و تلاش براي ايجاد تغيير كه اغلب اموري مردانه تلقي مي‌شوند اجتناب مي‌ورزند.

زنان شاغل تحت تاثير همين برچسب‌هاي جنسي از آنجا كه احتمال مي‌دهند توسط همتايان مرد خود به نحو مناسبي به رسميت شناخته نشوند از ورود به شبكه غيررسمي همكاران كه بيشتر صبغه‌اي مردانه دارد مي‌هراسند. اين وضعيت بعضي از فرصت‌هاي كارآفريني را كه از خلال تعامل و گفتگو با ديگران به دست مي‌آيد, محدود مي‌سازد. زيرا حضور فعال در شبكه غيرسمي همكاران موجب درگيرشدن بيشتر با كار، كسب اطلاعات جديد، شكل‌گيري انديشه‌هاي نو واستفاده از همفكري و حمايت كاركنان است. زيرا افراد معمولا به شيوه‌اي ابزاري عمل مي‌كنند و از پيوندهاي اجتماعي‌شان براي دستيابي به تحرك شغلي فراتر از آنچه به وسيله موقعيت ساختاري‌شان پيش‌بيني شده استفاده مي‌كنند (كلمن، 1377:471).

 

4.بحث ونتيجه‌گيري

برچسب‌هاي جنسيتي كه بر نوعي نابرابري ميان مرد و زن دلالت دارد از خلال تعاليم خانواده، نظام تعليم و تربيت، باورهاي كليشه‌اي، انتظارات نقشي و مناسبات حاكم بر كار به زنان منتقل مي‌شود. به اين ترتيب هويت آنها يعني اينكه آنها در مقام زن چه ادراكي از خود داشته باشند، خود را چگونه ارزيابي كنند خود را قادر و خواهان انجام‌دادن چه اعمال ورفتاري بدانند شكل مي‌گيرد. انيگزه‌ها، علایق و نيروهاي دروني و در نهايت ساختار رواني و شخصيتي زنان به اين ترتيب ساخته و پرداخته مي‌شود. بسياري از قابليت‌ها و توانمندي‌هايي كه لازمه امر كارآفريني است – مانند عزم راسخ براي تغيير و نوآوري، قدرت رهبري، تحمل خطر، ميل به پيشرفت – تت تاثير نابرابري جنسيتي كمتر در زنان قوام پيدا مي‌كند. همين امر از احتمال كارآفرين شدن زنان مي‌كاهد.

نكته‌اي كه بايد خاطر نشان نمود اين است كه بعضي از حقوقدانان معتقدند موارد تمايز زنان و مردان در نظام رسمي حقوقي ايران بسيار اندك است. براي مثال امور تجاري، افتتاح حساب بانكي، مبادرت به عقد قراردادهاي بازرگاني، تأسيس شركت، عضويت در مجامع يا هيئت‌هاي مديره. انتخاب شدن به سمت مدير عامل، هيئت رئيسه از جمله مواردي است كه قانون تصدي آنها را براي زن ومرد به يك اندازه به رسميت شناخته است (نوروزي،‌1380: 67). در واقع موانع گسترش فعاليتهاي اقتصادي زنان بيشتر پديده‌اي فرهنگي–اجتماعي است كه در لايه‌هاي زيرين جامعه نهادي شده است.

آشفتگي موجود ممكن است تاحدي از فرآيند توسعه برون‌زاي جامعه ايران و دوگانگي ساختاري حاصل از ان سرچشمه گرفته باشد. زيرا پيشرفت غرب يك پيشرفت دروني بوده نه آنكه اجزاي پيشرفت را از بيرون مانند يك عضو غريبه به بدن پيوند زده باشند. به علاوه، اين پيشرفت در طول ساليان دراز به طور تدريجي انجام گرفته است.(رفيع‌پور، 1376: 544). اشتغال زنان در غرب ناشي از تحولات انقلاب صنعتي و همگام با تغيير در مناسبات فرهنگي و اجتماعي بوده كه طي سال‌ها بعد از رنسانس به وجود آمد. در ايران محصولات دنياي مدرن كه يكباره از بيرون وارد شده‌اند اغلب با زمينه‌هاي عميق‌تر فرهنگي، يعني فرآيندي كه براساس آن تغييرات فرهنگي با تغييرات اقتصادي همساز نيستند، نام برده مي‌شود (آبر كرامبي، 1984: 59).

تحت تاثير فرآيند نوگرايي، اين امكان فراهم آمد كه زنان ايراني مانند مردان به تحصيلات دانشگاهي و اشتغال در عرصه‌هاي اقتصادي بپردازند. بر اين اساس مطلوب است كه زنان شاغل در نقش كارآفريناني موفق در جهت رونق اقتصاد جامعه گام بردارند. اما پاره‌اي از نگرش‌هاي جنسي نابرابرانه كه هنوز در بستر فرهنگي جامعه فعال است مانع بروز قابليت‌هاي كارآفرينانه زنان مي‌شود.

از آنجا كه زنان بخش قابل ملاحظه‌اي از نيروي كار جامعه را تامين مي‌كنند، عملكرد كارآفرينانه آنان ( درجهت رشد توليد يا فروش، افزايش سرمايه، رفاه كارمندان، قدرت رقابت و صادرات) به توسعه اقتصادي جامعه كمك مي‌كند. علاوه بر اين، جامعه‌اي ك خواهان توسعه همه‌جانبه است بايد امكان رشد و شكوفايي استعدادها را براي همه اعضاي خود از جمله زنن شاغل فراهم سازد.

با وجود آنكه اقدامات فرهنگي جهت پالايش نابرابري و تبعيض جنسي ضروري است، اما زنان نيز نبايد منفعلانه در انتظار تغييرات باشند بلكه بايد در جهت دگرگوني شرايط موجود بكوشند. فرآيند كارآفريني با شكل‌گيري يك انديشه آغاز مي‌شود، با انتخاب راه‌كارهاي مناسب، تامين منابع، غلبه بر موانع به اجرا در مي‌آيد. براي آنكه زنان بتوانند اين فرآيند را با موفقيت پشت سر بگذارند، نيازمند تقويت مهارتهاي اداركي، ارتباطي وتخصصي خود هستند. پذيرش واقع‌بينانه تفاوت‌هاي طبيعي ميان زن‌  و مرد، پرهيز از مقايسه‌هاي بي‌مورد كه موجب كاهش عزت نفس مي‌شود، اعتماد به استعدادها و توانايي‌هاي خود، هدفمندي و انتخاب برنامه‌هاي منطقي، رشد تفكر عقلاني، تلفيق ميان عقل و احساس، حساسيت نسبت به تحولات زمان و همچنين مشاركت در فعاليت‌هاي اجتماعي به خصوص سازمانهاي صنفي غيردولتي در مجموع مهارت‌هاي كارآفريني زنان را افزايش مي‌دهد. اين جهت‌يابي نه تنها ساختار رواني و شخصيتي آنان را تغيير مي‌دهد بلكه موجب مي‌شود نگرش ديگران هم نسبت به زنان دگرگون شود.

 

منابع

احمدنيا، شيرين(1380)، ”برخي عوامل فرهنگي – اجتماعي مؤثر بر مشاركت محدود زنان“ ،نامه انجمن جامعه‌شناسي ايران، ويژه‌نامه دومين همايش مسائل اجتماعي ايران، شماره 4 .

بازرگان، زهرا(1376)، ”نقش آموزش عالي در شكوفايي استعدادهاي درخشان“، مجموعهمقالات زن در يافته‌هاي نوين پژوهشي، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.

بدار لوك، ژوزه دزيل و لوك لامارش(1380)، رواشناسي اجتماعي، حمزه گنجي،تهران: انتشارات ساوالان.

پاكنهاد، مريم(1380)، ”زن در زبان فارسي“، پژوهش زنان:فصلنامه مركز مطالعات وتحقيقات زنان، دوره اول، شماره 1.

چابكي، ام‌البنين (1374)، ”تأثير باورهاي غلط و نگرش‌هاي منفي بر ميزان مشاركت اجتماعي زنان“، همايش زن و توسعه فرهنگي در دانشگاه الزهرا.

چلبي مسعود(1375)، جامعه‌شناسي نظم: تشريج و تحليل نظم اجتماعي، تهران: نشرني.

خسروي، زهره(1378)، نقش تأهل واشتغال بر خودپنداره زنان ايراني در كتاب زن دريافته‌هاي نوين پژوهشي، تهران: انتشارات دانشگاه الزهرا.

رابرتسون،ايان(1372)، درآمدي بر جامعه با تأكيد برنظريه‌هاي كاركردگرايي، ستيز و كنشمتقابل نمادي، حسين بهروان، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوي.

رفيع‌پور، فرامرز(1376)، توسعه و تضاد: كوششي در جهت تحليل انقلاب اسلامي ومسائلاجتماعي ايران، تهران‌: انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي.

ريتزر،جورج (1374) نظريه جامعه‌شناسي در دوران معاصر، محسن ثلاثي، تهران: انتشارات علمي.

سادات، محمدعلي(1361)، خصوصيات زن ، تهران: انتشارات نهضت زنان مسلمان.

سخاوت، جعفر(1380)، ”وضعيت اشتغال زنان در ايران با تأكيد بر اشتغال فارغ‌التحصيلان ومدارس حرفه‌اي دختران در شهر تهران“ ، نامه انجمن جامعه‌شناسي، شماره 5.

سفيري، خديجه(1377)، جامعه‌شناسي اشتغال زنان، تهران: انتشارات تبييان.

سيدان، فريبا(1378)، ”نگرش‌هاي كليشه‌اي در امور زنان“ در كتاب: زن در يافته‌هايپژوهشي، تهران: دانشگاه الزهرا.

شارون، جوئل(1380)، ده پرسش از ديدگاه جامعه‌شناسي، منوچهر صبوري، تهران:نشرني.

شادي‌طلب،ژاله(1377)، ”مديريت زنان:ضرورت تغيير رفتار در نقش مديريت“ در مجموعهمقالات نخستين همايش جامعه‌شناسي و مديريت، سازمان مديريت صنعتي.

صابر،فيروزه(1381)، راههاي توسعه كارآفريني زنان در ايران: راهكارهاي تواناسازيزنان در راستاي برابري اقتصادي ، اجتماعي وسياسي در ايران، تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

صداقت، سعيد و زهرا زاهد(1374)، ”نقش‌هاي جنسيتي درتصاوير كتاب‌هاي درسي دوره ابتدايي“،فرزانه: ويژه مطالعات و تحقيقات مسائل زنان، شماره 5.

عباسي، صفورا(1381)، تضادخانوادگي زنان شاغل و عوامل مؤثر برآن، پايان‌نامه كارشناسي ارشد پژوهشگري اجتماعي، استاد راهنما: دكتر فرامرز رفيع‌پور، دانشگاه شهيد بهشتي، گروه جامعه‌شناسي.

كريمي، يوسف(1377)، روانشناسي اجتماعي نظريه‌ها، مفاهيم و كاربردها، تهران: انتشارات ارسباران.

گيدنز،آنتوني (1373)، جامعه‌شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، تهران: نشرني.

گرث هانس و سي رايت ميلز(1380)، منش فرد وساختار اجتماعي روانشناسي نهادهاياجتماعي، ترجه اكبر افسري، تهران : انتشارات بركه.

گروه پژوهشهاي آماري وانفورماتيك(1379-80) آمار آموزش عالي ايران، تهران: مؤسسه پژوهش و برنامه‌ريزي آموزش عالي.

مجتهدي، مهين(1380)، ”بررسي باورهاي جنسيتي در محتواي كتابهاي درسي دوره ابتدايي“، جزء مقالات ارائه شده در همايش ملي اصلاحات در آموزش وپرورش، دبيرخانه همايش.

محمدي اصل، عباس(1381)، درآمدي بر جامعه‌شناسي مشاركت سياسي زنان: جنسيتومشاركت، تهران : انتشارات روشنگران ومطالعات زنان.

نوابي‌نژاد، شكوه(1379)، روانشناسي زن، تهران: انتشارات ايرانيان.

نوروزي، كامبيز(1380)، ”حقوق زنان طرح مسئله‌اي ديگر“، نشريه زنان شماره 67.

 

Abercombie, Nicholas , Hill, Stephen & Turner, Brayan s.(1984) The penguin Dictionary of Sociology , United states of America : Penguin Books.

Baron Robert A & Greenberg, Jerald(1990) Behavior in Organization, Understanding and Managing the Human side of Work , United states of America : Allyn & Bacon.

Bilton, Tony. et al.(1997) Introductry sociology, United states of America : Mac millan.

Brogatta, Edgar F.& Montgomery V.(2000) Encyclopedia of sociology, United states of America : Mac Millan Referece.

Burch, john G.(1986) Entrepreneurship, United States of America : John Wiley& sons.

Drucker, Peter F.(1993) Innovation & Entrepreneurship, Newyork: Library of congress cataloging in Publication Data.

Jones, Edward(1989) The social science Encyclopedia Ed: Kuper Adam & Kuper Jessica, London & NewYork: Routledge.

Morrison, Alison(1989) Entrepreneurship: An international perspective, Great Britain : plant tree.

Watson, Alexander. Karen Halm& Olander Wise(1996) The entrepreneur`s complete source Book, United states of America: Prentice Hall.

Woolfolk, Anita(2001), Educational Psychology , United states of America : Allyn & Bacon Pub.

Yorburg, Betty(1974) Sexual Identity, Sex Roles &social change, United states of America : A Wiley Interscience Publication.

 

فاطمه جواهري عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت معلم تهران است. از ايشان تاكنون مقالاتي در مجلات داخلي به چاپ رسيده است. علايق پژوهشي ايشان در زمينه جامعه‌شناسي پزشكي، ارتباطات جمعي وسازمانهاست.

سرور قضاتي كارشناس ارشد جامعه‌شناسي وپژوهشگر مسائل اجتماعي است.

  نويسندگان: فاطمه جواهري، سرور قضاتي

 

 

منبع مقاله: www.iransociolog.org



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 12:32 PM

مشکلات عرصه های مختلف سینما می تواند زمینه ساز توجه بیشتر به مفاهیم موجود در رویکرد سال جاری یعنی "همت مضاعف، کار مضاعف" در این حوزه باشد.
 

در واقع برای تاثیرگذاری هر چه بیشتر سینما به عنوان یکی از ابزارهای مهم  توسعه باید ضمن برنامه ریزی و به عبارتی دیگر آینده نگری در این حوزه ، زمینه کار برای اجرای عملی برنامه ها فراهم شود.
گسترش تولید متناسب با نیازها و شان مخاطب از جمله این راهکارها می تواند باشد. البته در این توسعه باید به جنبه های کیفی نیز توجه داشت و طیف های مختلف مخاطب را در نظر گرفت. به نوعی سینما نباید به شهر تهران و به بخشی از این شهر معطوف شود بلکه باید موضوعات و دغدغه های طبقات مختلف اجتماعی و همچنین مخاطبان سراسر ایران اسلامی را در بر گیرد.
 

تنوع مضامین و موضوعات، همچنین توجه به ژانرهای مختلف می تواند از جمله مصادیق این رویکرد باشد. همچنین باید توجه داشت که در این مسیر موظفیم به تعریفی از سینمای استاندارد و ارزشی برسیم که بتواند مخاطب را نیز در بر داشته باشد به همین دلیل تجربیات شخصی(که معمولا در لوای هنری ارایه می شوند) در واقع جایی دیگر به جز پرده سینما برای ارایه داشته باشند و به صورت محدود (با توجه به مخاطبان معدود) اکران شوند.
البته یکی از مشکلات سینمای ایران روشنفکر زدگی و به نوعی هنری جلوه دادن برخی آثار است اما این آثار حتی در صورت اکران از سوی مخاطب پس زده شده و در ارتباط با منتقدان و نخبگان نیز، بازخورد مناسبی نمی یابند و جشنواره های خارجی نیز پذیرای آن ها نیستند.
پس این بخش که شامل هیچ تعریفی اعم از تجاری و یا هنری نمی شوند معمولا سینما را دچار بحران می کند.
بنابر این با تلاش مدیریت سینما در سال جاری می توان مانع تولید چنین آثار شخصی شد. مدیریت سینما می تواند در وهله اول حتی سوژه های ارزشمندی را اجازه ساخت دهد و یا حمایت کند که حداقل در گیشه بتوانند سرمایه خود را بازگردانند و بخشی از مواد خام و تجهیزات سینمای کشور را هدر ندهند.
از سوی دیگر در سال همت مضاعف و کار مضاعف باید به توسعه همه جانبه ابعاد مختلف سینما توجه کنیم. در واقع تولید انبوه باید با پشتوانه صورت گیرد و شرایط اکران تولیدات نیز در نظر گرفته شود. بستر سازی برای توسعه فضای نمایش می تواند یکی از دیگر راهکارهایی باشد که به نوعی در پیام کار مضاعف و همت مضاعف موجود است البته این فضای نمایش فقط شامل سالن های سینما نمی شود بلکه باید ظرفیت هایی چون نمایش خانگی، نمایش از طریق شبکه های تلویزیونی و یا رایت های دیگر شناسایی و به کار گرفته شوند تا هر محصول تولید شده در سینمای کشور با توجه به مختصات خود در یکی از این کانال ها و یا در همگی عرضه شود.
این توسعه هماهنگ در وجه داخلی، تلاش برای افزایش کیفیت عرضه را نیز در بر می گیرد در واقع سینمای ایران در حوزه اطلاع رسانی و تبلیغات نیز با مشکلاتی رو به رو است که در این حوزه نیز نیازمند برنامه ریزی و بهره گیری از روش های استاندارد تبلیغاتی هستیم تا محصول ارایه شده به خوبی مخاطب خود را بیابد


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
Powered By Rasekhoon.net