پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:03 PM

ماجرای کار و همت ماجرایی پیچیده است که بی تردید باید ریشه های آنرا در مبانی معرفتی یک حوزه ی تمدنی جستجو کرد. برای ایران امروز فهم این دو تعبیر بطور غیرقابل انکاری آمیخته با فهم ویژگی ها و زیست-جهان طبقه ی متوسط جدید شهری و در نتیجه تحول نگرش در حوزه ی "مصرف" است. اینکه مقام معظم رهبری پس از سال اصلاح الگوی مصرف از همّت و کار مضاعف سخن گفته اند پرده از فهم عمیق و هوشمندی عالمانه ایشان در شناخت اقتضائات معرفتی جهان امروز است.

برخي متفكرين مانند بورديو اساساً  طبقه ي متوسط را با عقلانيت مصرف تعريف مي كنند. با اين تعريف، طبقه متوسط جدید کمربند انتقالی طبقات است که نه به سبک زندگی بورژوازی قدیمی قانع است که اخلاق را وظیفه خود می دانست و نه شبیه طبقه کارگر است. طبقه متوسط جدید یا خرده بورژوازی به اخلاق تفنن و تفریح بیشتر اعتقاد دارد. آنها از سر تفنن و سرگرمی مصرف می کنند. چیزی که بوردیو آن را اخلاق خوشگذرانی می نامد. در حالیکه اخلاق وظیفه بورژوازی قدیم مبتنی بر تقابل خوب و لذت بود که موجب ترس از لذت می شد و باعث وقار و خویشتن داری افراد می شد و آنها را از انجام هر عملی باز می داشت. اين رهيافت در تحليل طبقات اجتماعي در حوزه اي متمايز با عنوان «جامعه شناسي ذائقه» مورد مطالعه قرار مي گيرد. اين دیدگاه به لذات احساسی مصرف  و رویاها و امیال مرتبط با جهان کالاها تمرکز دارد. انتخاب كالا و مصرف روشي است كه در آن طبقه ي متوسط اجتماعي با آن به «منزلت جويي» و هويت يابي مي پردازند.


 

ضمیمه:  

مطلب زیر، تلخیصی از مقاله ی "میمون برهنه" از کتاب مبانی توسعه و تمدن غرب اثر حکیم معاصر شهید سید مرتضی آوینی است

 

به‌راستی چرا در جوامع توسعه یافته «کار» به عنوان شری واجب و امری مصدع تلقی می‌شود و در مقابل آن، فراغت و تفریح و تفنن ارزشی مطلق پیدا کرده است؟ آرمانی که فراراه توسعه به شیوه‌ی غربی قرار گرفته نوعی زندگی است که اوقات آن تماماً به فراغت و تفنن می‌گذرد و فراغت یکی از ارزش‌های مطلقی است که به مثابه میزانی برای توسعه‌یافتگی اعتبار می‌شود و در مقابل آن، کار ضد ارزش است.

گریز از کار زاییده‌ی تنبلی و تن‌آسایی است و این خصوصیت از گرایش‌های حیوانیی است که در وجود بشر قرار دارد. با غلبه‌ی روح حیوانی بر وجود انسانی، تنبلی و تن‌آسایی به صورت یکی از صفات ذاتی بشر جلوه می‌کند.

در کتاب ارجمند «کافی» ـ کتاب الحجة ـ روایتی است که ترجمه‌اش این است: مفضل بن عمر گوید: از امام صادق علیه السلام از علم امام پرسیدم نسبت به آنچه در اقطار زمین باشد با این که خودش در میان خانه است و پرده هم جلوی او افتاده؟ فرمود: ای مفضل، براستی خدا تبارک و تعالی، در پیامبر(ص) پنج روح نهاده: روح حیات و زندگی که به وسیله‌ی آن بجنبد و راه رود، روح توانائی که به وسیله‌ی آن قیام کند و مبارزه نماید، روح شهوت که به وسیله‌ی آن بخورد و بنوشد و به حلالی با زنها بیامیزد، روح ایمان که به وسیله‌ی آن عقیده دارد و عدالت می‌ورزد، و روح القدس که به وسیله‌ی آن تحمل نبوت کند.(1)

در کتاب «بصائر الدرجات» در ادامه‌ی روایتی نظیر آنچه ذکر شد می‌فرماید: در مؤمنین چهار مرتبه از این ارواح (روح ایمان، روح شهوت، روح قوت و روح حیات) وجود دارد و کفار فاقد روح ایمان هستند، روح ایمان مادامی که انسان به گناه کبیره‌ای آلوده نشده ملازم با اوست و چون کبیره‌ای مرتکب شود از او جدایی حاصل می‌کند و...(2)

از این دو روایت و بسیاری از احادیث دیگر برمی‌آید که انسان مادام که ایمان نیاورده است، در مرتبه‌ی روح شهوت ـ که مقام حیوانی است ـ توقف دارد و فضائل و اعمال و افکارش همگی با این مقام ـ یعنی حیوانیت ـ مناسبت دارد.

تنبلی و تن‌آسایی از خصوصیات ذاتی روح شهوت و مفتاح همه‌ی شرور است. با غلبه‌ی روح شهوت بر وجود انسان، دیگر انگیزه‌ای برای کار کردن ـ جز پول و لذت ـ باقی نمی‌ماند. تذکری که در اینجا ضروری است این است که مراد امام صادق(ع) از این ارواح متعدد، مراتب مختلفی از روح است که بر وجود بشر غلبه می‌یابد. روح انسان در هر یک از مراتب پنج‌گانه صاحب خصوصیاتی ذاتی است که بروز و ظهور می‌یابند و منشأ انگیزه‌های متفاوتی قرار می‌گیرند و بشر را به جانب اعمال مختلفی می‌کشانند. بشری که هنوز از مرتبه‌ی روح شهوت به روح ایمان عروج نکرده است، از کار می‌گریزد و تنها انگیزه‌ای که او را به تحرک وا می‌دارد، طلب لذت است.

تعبیر «اولوا العزم» که به پنج‌تن از بزرگ‌ترین پیامبران الهی اطلاق می‌شود به معنای «صاحبان عزم» است. چرا از میان همه‌ی خصوصیاتی که پیامبران اولوا العزم داشته‌اند تنها عزم آنها مورد نظر قرار گرفته است؟ جواب روشن است. مراتب روحی انسان در عزم اوست که ظهور می‌یابد و انسان متناسب با مراتب ایمانی خویش، صاحب ثبوت بیشتری در عزم می‌شود. اگر در احادیث ما آمده است که ایاک و الکسل و الضجر فانهما مفتاح کل شر(3) به همین علت است که تنبلی و تن‌آسایی و کم‌حوصلگی ملازم با روح شهوت در وجود آدمی است و انسان تا از این مرحله به مرتبه‌ی بالاتر ـ که روح ایمان است ـ عروج نکرده است، تنها علتی که او را به تحرک وا می‌دارد لذت طلبی است.

بنابراین، روی دیگر سکه‌ی گریز از کار، لذت‌طلبی لجام‌گسیخته‌ای است که حد و مرزی نمی‌شناسد. در جامعه‌ی کنونی غرب اصل لذت چون حق مسلمی برای عموم انسان‌ها اعتبار شده است و متناسب با آن نظامات قانونی غرب به‌گونه‌ای شکل گرفته که در آن، امکان اقناع آزادانه‌ی شهوات برای همه‌ی افراد فراهم باشد. البته علت این را که تمایلی اینچنین بر عموم افراد یک جامعه تسلط می‌یابد و از آن میان هیچ صدایی به اعتراض برنمی‌خیزد، و همه، این تمایلات نفسانی را چون حقوقی غیر قابل انکار برای خویش تلقی می‌کنند، باید در فلسفه‌ی غرب جست و جو کرد. در مرتبه‌ی روح شهوت گرایش‌های حیوانی بر سایر وجوه و ابعاد وجودی انسانی غلبه می‌یابند و بشر مصداق اولئک کالانعام بل هم اضل قرار می‌گیرد. به همین علت است اگر تفکر غالب بشر در مغرب زمین بدین سمت متمایل شده که انسان را در زمره‌ی حیوانات قلمداد کند، اگر نه، معارف الهی تأکید دارند که رسیدن به انسانیت با گذشت از مراتب حیوانی میسر است نه توقف در آن.

بشر اگر می‌خواهد به انسانیت برسد نمی‌تواند در مراتب حیوانی وجود خویش توقف داشته باشد، حال آنکه در تفکر غربی بشر ذاتا حیوان است و چون این معنا مورد قبول قرار گیرد، دیگر چه تفاوتی دارد که وجه تمایز انسان از حیوان، نطق باشد یا ابزارسازی یا چیزهای دیگر؟ اگر بشر را اصالتاً حیوان بدانیم لاجرم باید تمامی تبعات این تعریف را نیز بپذیریم. اولین نتیجه‌ای که از این تعریف برمی‌آید این است که لذت‌طلبی خصوصیت اصلی ذات بشر و تنها محرک اوست، و جامعه‌ی غرب امروز این معنا را به تمامی پذیرفته است. ...



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 9:31 PM
وبلاگ "يك استكان چاي داغ "

* صحيفه امام، ج 1: مكتوب عرفانى به آقاى ميرزا جواد همدانى (حجت)
بپرهيز و بر حذر باش از اينكه همت خويش صرف به دست آوردن لذات شهوات حيوانى كنى كه اين شأن چهارپايان است، يا به چيرگى بر نزديكان و همانندان بپردازى (اگر چه غلبه در علوم و معارف باشد) كه اين منزلت درندگان است، يا هم خويش به رياست‌هاى ظاهرى دنيا صرف كرده تدبير و انديشه را بر آن بگمارى كه مقام شياطين است؛ بلكه حتى پوسته و ظاهر عبادات را نيز منظر نظر قرار نده، و نه اخلاق معتدل يا نيكو را، و نه فلسفه كليه يا مفاهيم مبهم را، و نه شيوايى گفتار ارباب تصوف و عرفان ظاهرى و نظم كلام ايشان را، و نه غرش رعد اهل خرقه و آذرخش ايشان (كه ادعاى رگبار معارف دارد) هيچ كدام را در برابر چشمانت قرار نده، كه همه آنها حجابى است اندر حجاب و ظلماتى است انباشته بر هم و صرف كوشش در آنها مرگ و هلاكت است و چنين كارى زيان آشكار و محروميت ابدى و ظلمتى است بى‏پايان.‏
بلكه همت تو بايد در همه حركات و سكنات و انديشه و فكرت در توجه به خداوند متعال و ملكوت او باشد، چرا كه به سوى خداى متعال مسافرى و ممكن نيست در اين سفر با قدم نفس راه پيمودن، پس چاره‏اى نيست جز آنكه با قدم خدا و رسول سفر كنى كه مهاجرت از سراى نفس با گام هاى آن نتوان.
پس تا هنگامى كه با قدم نفس ره مى‏سپارى ، هنوز از ديار نفس خارج نشده و به سفر نپرداخته‏اى، در حالى كه مي‌دانى كه مسافرى غريبى.

* صحيفه امام، ج 1: نامه عرفانى به آقاى سيد ابراهيم خويى (مقبره‏اى)
و (اى نفس!) به دستيابى لذت‌هاى حيوانى و شهوانى و رياست‌هاى ظاهرى دنيايى، قانع مباش؛ و خويش را به عبادات و طاعات خرسند مگردان؛ و به حسن صورت و زيبايى خداداد بسنده مكن؛ و به حكمت رسمى و شبهات كلامى خود را راضى مساز؛ و به خوش سخنى ارباب تصوف و عرفان رسمى خشنود مباش؛ و به دعاوى و طامات پر سر و صداى اهل خرقه راه مسپار؛ چرا كه صرف همت در همه اين‌ها و تكيه بر آن‌ها شكست و هلاكت است و (به فرموده ولى خدا:) الْعِلمُ هُوَ الحِجابُ الأكبَرُ.
نه؛ بل همت تو در تمامى حركات و سكنات و افكار و انظار و رهپويي‌ها بايد به سوى الله تعالى (آفريننده و پديدآورنده و بازگرداننده‏ات) باشد.

منبع : فارس


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 7:32 PM
همت مضاعف و کار مضاعف از مهم ترين مسائل حيات فردي و اجتماعي جامعه کنوني ما با توجه به تغيير و تحولاتي است که در چند سال گذشته شاهد آن بوده ايم ، محسوب مي شود.
اکنون تمامي بررسي ها و اظهار نظر ها پيرامون اين نام گذاري، بيشتر در حوزه اقتصادي کشور مي باشد اما خيلي از صاحبنظران معتقدند در خصوص اصلاح مباحث اخلاقي و سرنوشت ساز انسان نيز بايد اين شعار را سرلوحه کارهايمان قرار دهيم چرا که جامعه جهاني هم اين موضوع را در دستور کار خود قرار داده است .
خوشبختانه سال 1389 از سوي مقام معظم رهبري به نام همت و کار مضاعف ناميده شد و اين فرصتي شد تا مردم به فراخور حال خويش با اين دو موضوع فوق العاده مهم آشنا شوند.
مقام معظم رهبري در خصوص سال جاري و همت وکار مضاعف فرمودند:
من امسال را به عنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف نام گذاري مي کنم به اميد اينکه در بخش هاي مختلف، بخش هاي اقتصادي،بخش هاي فرهنگي،بخش هاي سياسي، بخش هاي عمراني و بخش هاي اجتماعي در همه عرصه ها، مسولين کشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گام هاي بلندتر و با همت بلندتر با کار بيشتر و متراکم تر راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدفهاي بزرگ خود انشاالله نزديکتر شوند،ما به اين همت مضاعف نيازمنديم، کشور به اين کار مضاعف نيازمند است.
با توجه به اين موضوع که يک سري از اهداف برنامه چهارم توسعه محقق نشده و براي رسيدن به اهداف چشم انداز بيست ساله کشور هم نياز به کار و تلاش جدي وجود دارد، اين سخن مقام معظم رهبري براي همت و کار مضاعف مي تواند سرلوحه خوبي براي مسير تلاش هاي دستگاه هاي اجرايي و همچنين قانون گذار باشد، تا در سال جاري همزمان با جبران کاستي هاي گذشته ،با سياست گذاري مناسب دربرنامه پنجم توسعه گام هاي موثري را براي اجرايي کردن قوانين مرتبط برداريم .
در اين راستا نبايد فراموش کنيم که از طرفي در سال 89 بزرگترين جراحي اقتصادي کشور که همان قانون هدفمند سازي يارانه ها مي باشد، انجام خواهد گرفت که خود نيازمند همت و کار دو چندان است و اين امر نيز خود مصداق ديگري بر اهميت سخنان مقام معظم رهبري مي باشد.
اما، از عوامل فوق العاده مهمي که بستر بلند همت را در شخص و جامعه فراهم مي آورد، توجه رهبران جامعه به ابعاد مثبت مردم و تشويق آنها است که بي ترديد موجب بلند همتي ايشان مي شود.
همچنين باور به اين موضوع که ما مي توانيم و همچنين همبستگي ميان تمام اقشار جامعه از لازمه هاي همت مضاعف در سال کنوني با توجه به اتفاقات سال گذشته مي باشد.
لازم به ذکراست، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران هم در اين خصوص سخنان بسياري را فرموده اند که ذکر جند مورد از اين سخنان مي تواند در اجرايي کردن برنامه هاي کلان کشور ياري رسان مردم و دست اندرکاران باشد.
ايشان فرموده اند: اگر ملت با ما باشد، ما مي توانيم به واسطه ي قدرت ملت کارها را انجام دهيم.
بايد اول بيدار شويم به اينکه ما خودمان هم شخصيت داريم، ما مي توانيم کارهاي خودمان را انجام بدهيم.
اول هر چيزي باور است که ما مي توانيم اين کار را انجام دهيم.
اگر افکار شما آزاد شد و باورتان آمد که ما مي توانيم که صنعت مند و صنعتکار باشيم، خواهيم بود؛ اگر افکارتان و باورتان اين باشد که ما مي توانيم مستقل باشيم و وابسته به غير نباشيم، خواهيم توانست؛ اگر کشاورزان ما باورشان اين باشد که ما مي توانيم در کشاورزي به جايي برسيم که صادر کنيم و وابسته به غير نباشيم بلکه ديگران به ما محتاج باشند، مي توانند ووو....
اين سخنان بيانگر اين موضوع است که مقام معظم رهبري کاملا هم جهت و در راستاي سياست هاي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران گام بر مي دارد و بهره گيري از سخنان ايشان به دور ازسياسي کاري هاي مرسوم در تمام جهات فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي مثمرثمر خواهد بود و کشور مي تواند جهش مناسبي را در خصوص رشد اقتصادي پس از اين اقدام شاهد باشد .
مسلم سروندي


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 7:18 PM
 نماد همت مضاعف و كار مضاعف، تلاش صادقانه و خالصانه مسوئلان
معاون امنيتي انتظامي استاندار خراسان رضوي :
علت نامگذاري امسال به نام سال همت مضاعف و كار مضاعف از سوي مقام معظم رهبري اين است كه با توجه به اتفاقات پس از انتخابات، كشور دچار مسائلي شد كه با تلاش و همت مضاعف بايد اين عقب ماندگي جبران شود و مسئولان بايستي با آغاز دهه چهارم انقلاب كه دهه توسعه و عدالت است، در رفع نياز مردم قدرشناس برآيند.
بايد فرهنگ كار و تلاش در كشور نهادينه شود و خدمت گذاران عشق به كار داشته باشند و آن را نوعي عبادت بدانند.
همچنين در سال جاري مسئولان تمام همت خود را بسيج كنند تا پروژه هاي عمراني نيمه تمام را به پايان رسانند.

«همت مضاعف و كار مضاعف» يك الهام الهي
آيت‌الله محمدتقي مصباح يزدي :
سال همت مضاعف و كار مضاعف اين يك شعار ساده نيست،‌ بلكه يك الهام الهي است.
البته الهام موضوع خيلي فو‌ق‌العاده‌اي نيست كه مختص امام معصوم باشد، بلكه خداوند گاهي اوقات به بندگان خود افاضه مي‌كند و به آنها الهام مي‌كند.
«همت مضاعف و كار مضاعف» «دو برابر يا سه برابر شدن همت و كار نيست»،همان گونه كه مقام معظم رهبري فرموده‌اند، همت و كار بايد «چندين برابر» شود.
چگونه مي‌توان به اين شعار جامه عمل پوشاند؟ در نظر نخست شايد «بهتر درس خواندن» و «بهتر كار كردن» منظور از اين سخن باشد، در اين صورت عده‌اي خواهند گفت در حال حاضر ما بيش از توان خود كار مي‌كنيم و نمي‌توانيم بيشتر كار كنيم.
مقياس براي كار مضاعف تنها مقياس «كمي» نيست،  نبايد تصور كنيم منظور از اين شعار آن است كه ساعت كار خود را چند برابر كنيم، بلكه بايد «بازده كار را چند برابر كنيم» و «كيفيت كار» را بيشتر كنيم.
انسان داراي توانمندي‌هاي بسياري است كه اگر به آنها احساس نياز كند و در تنگنا قرار گيرد، آن قابليت‌ها فعال مي‌شوند، در اين گونه مواقع است كه انسان كارآيي و بازده كار خود را بيشتر مي‌كند تا از تنگنا خارج شود.
در زمان احساس خطر قواي نهفته انسان فعال مي‌شود، بنابراين مي‌توانيم بسياري از كارهايي را كه به انجام آن عادت كرده‌ايم و نيروي زيادي به آن اختصاص مي‌دهيم به گونه‌اي انجام دهيم كه نيرو و وقت كمتري صرف آن شود.
در تنگنا قرار گرفتن باعث افزايش تمركز انسان نيز مي‌شود، و با تمركز كارها سريع‌تر پيش مي‌رود و بازده كار افزايش مي‌يابد.
چگونه مي‌توان بازده كار را بيشتر كرد؟ به كار بستن همت مضاعف و كار مضاعف به معناي آن است كه ابتدا اراده و خواست خود را تقويت كنيم و اين كار تنها به صورت فيزيكي قابل انجام نيست.

بايد تصميم بگيريم تا نتيجه كار خود را چند برابر كرده و در اين راه همت را چند برابر كنيم.

كسي مي‌تواند در كار بيشتر تمركز داشته باشد كه همت خود را بلندتر كند و هدف عالي‌تري داشته باشد.

 با داشتن معرفت و شناخت بيشتر مي‌‌توان هدفي عالي‌تر انتخاب كرد، وعلت اينكه عده‌اي از زندگي چيز زيادي نمي‌خواهند اين است كه چيز زيادي نمي‌فهمند.

با افزايش معرفت علاقه در رسيدن به هدف نيز بيشتر مي‌شود و براي عمل به سخن مقام معظم رهبري در درجه اول بايد معرفت خود را افزايش دهيم، سپس هستي، خود و خداي خود را بهتر بشناسيم.

در اين صورت است كه فكر پراكنده نمي‌شود و متوجه آخرت مي‌شود.

اين كار موجب توجه بيشتر به آخرت و كمتر درگير شدن با مسائل دنيا ست و اين گونه كمتر به دنبال پست‌هاي دنيا مي‌رويم، چرا كه مي‌دانيم مسائلي مهم‌تر از پست‌هاي دنيايي نيز وجود دارد. 


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 7:11 PM
محمدمهدي مظاهري:
از جمله نقاط قوت نظام اسلامي، دين اسلام، رهبري و مردم است

در واقع اين مؤلفه‌هاي تأثيرگذار، اصل پيروزي و پايداري انقلاب را در اعصار مختلف امكان‌پذير ساخته و موجبات تقويت مردم‌سالاري ديني، تثبيت نهادهاي اجتماعي برپايه قانون اساسي، وحدت و همدلي و يكپارچگي ملت بزرگ ايران را فراهم كرده است.

در همين راستا امسال از سوي رهبر فرزانه انقلاب به نام سال «همت مضاعف، كار مضاعف» نامگذاري شده است. اين بحث با توجه به ضرورت ارتقاي بهره‌وري در حوزه‌هاي مختلف قابل تبيين و بررسي است. اين امر مهم در حوزه فرهنگ به‌دليل تأثيرگذاري، اعتلا، عمق و گسترش معرفت و بصيرت ديني بر پايه قرآن و مكتب اهل‌بيت(ع) از اهميت والايي برخوردار است.

البته از جمله حوزه‌هايي كه به‌رغم تأكيدات مكرر در سال‌هاي گذشته، با بي‌مهري‌هايي توأم شده، حوزه فرهنگ است. اين در حالي است كه براساس رهنمودهاي بنيانگذار انقلاب اسلامي امام‌خميني(ره) اساس انقلاب اسلامي ايران، صبغه‌اي فرهنگي دارد و تحول در حوزه فرهنگ مي‌تواند زمينه‌ساز و مبناي تحول در ديگر حوزه‌ها باشد.

در چرايي ضرورت توجه به حوزه فرهنگ با توجه به نامگذاري امسال مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد.1- فعاليت‌هاي فرهنگي در كشور به‌ويژه در حوزه دانشگاه بايد با برخورداري از اعتبارات و منابع كافي، تقويت و تسريع شود؛ چرا كه عدم حمايت و تنگ‌نظري در اين حوزه، ساختار آن را با تداخل‌هاي مدام و بحران مديريتي روبه رو مي‌سازد.

در اين راستا بخش مهمي از هزينه‌ها بايد به ابتكارات و فعاليت‌هاي جديد و در حال توسعه اختصاص يابد. بي‌ترديد اگر سياست‌هاي تشويق، حمايت و پاداش عادلانه با آموزش گسترده و نيز با تلاش و همت مضاعف همراه شود، حوزه فرهنگ ثمربخشي خود را نشان خواهد داد.

2- بي‌ترديد ارج نهادن به منويات رهبري و عملياتي كردن آن در حوزه فرهنگ، همت والا و تلاش مضاعف مسئولان و نهادهاي مختلف را مي‌طلبد. در اين راستا، شايسته است كه حمايت از حقوق پديدآورندگان آثار فرهنگي و هنري، امنيت شغلي اصحاب فرهنگ و هنر، مطبوعات و اهل قلم، همچنين بسترسازي براي حضور بين‌المللي در عرصه‌هاي فرهنگي و هنري و تعميق مناسبات با كشورهاي فارسي‌زبان در دستور كار مسئولان و دستگاه‌هاي فرهنگي قرار گيرد.



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
Powered By Rasekhoon.net