شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:10 AM

دکتر داود دانش‌جعفري/ عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام

رهبر انقلاب اسلامي با نگاه به همه‌ جوانب کشور و با در نظر گرفتن شرايط روز سياسي، اقتصادي، اجتماعي، تاريخي و ... شعار «همت مضاعف و کار مضاعف» را براي امسال برگزيده‌اند. با توجه به استعدادهاي موجود کشور در تمام زمينه‌ها و به‌ويژه از ‌منظر سرمايه، نيروي انساني و مهارت‌هاي مختلف، مي‌توان اظهار داشت که جمهوري اسلامي ايران براي توسعه در تمامي عرصه‌ها و ‌براي دست يابي به پيشرفت‌هاي اقتصادي استحقاق افزون‌تري دارد. طبيعي است که دست يابي به اهداف نظام و تحقق توسعه‌ اقتصادي، با همت و کار مضاعف امکان‌پذير است.

توجه به ظرفيت‌هاي خالي اقتصاد

/ به بيان ديگر، نوعي ظرفيت خالي در اقتصاد ايران وجود دارد که تنها با تلاش بيشتر و يک خواست عمومي براي پيشرفت، امکان تحقق آن وجود دارد. از اين رو رهبر معظم انقلاب با برگزيدن شعار همت مضاعف و کار مضاعف براي نام امسال خواسته‌اند که اين پيام به آحاد مردم ايران اسلامي منتقل شود تا از اين طريق اقدام‌هاي چشمگير و مؤثرتري براي تحقق توسعه و پيشرفت اقتصادي ميهن‌مان انجام شود.آن چه در شعار امسال از سوي رهبر انقلاب اسلامي ‌مورد توجه و تأکيد ‌‌بوده، تنها مربوط به مردم نيست. مردم ‌تنها يک وجه ‌از اين مجموعه براي تحقق اهداف هستند‌، بنگاه‌هاي اقتصادي و دولت نيز وجوه ديگر اين مجموعه را تشکيل مي‌دهند. تحقق شعار همت و کار مضاعف و پيشرفت اقتصادي بيشتر، مثلثي است که يک ضلع آن را خانوارها، يک ضلع آن را دولت و ضلع ديگر آن را بنگاه‌هاي اقتصادي ‌پديد مي‌آورند. البته مردم در کانون اين خواسته قرار دارند. يعني اگر مردم در کانون اين خواسته قرار بگيرند، اهداف و پيشرفت مورد نظر محقق مي‌شود، بنگاه‌هاي اقتصادي و دولت هم نقش اساسي دارند.در اين ميان شعار اصلاح الگوي مصرف که از سوي رهبر انقلاب اسلامي براي نام سال گذشته انتخاب شد، با شعار امسال ارتباط نزديکي دارد؛ هر دو شعار، وجوهي از پيشرفت همه‌جانبه‌اي هستند که اقتصاد هم بخشي از آن را شامل مي‌شود. وقتي الگوي مصرف اصلاح مي‌شود، به تبع آن، تلفات و مصرف بي‌رويه نيز کاهش مي‌يابد و در نتيجه بهره‌وري ‌نيز افز‌و‌ن ‌مي‌شود. با افزايش بهره‌وري، توليد رشد مي‌کند و رفاه مردم نيز بهبود مي‌يابد. مجموعه‌ اين عوامل سرانجام موجب پيشرفت اقتصادي مي‌شود.

مهندسي معکوس

/ اما اين‌که هم‌اکنون کشور در کدامين عرصه‌ها نيازمند همت و کار مضاعف است و اين‌که کدام عرصه براي تلاش بيشتر در اولويت بيشتري قرار دارد، اندکي مشکل است. براي تحقق اين شعار نمي‌توان به‌طور مشخص به يک عرصه‌ خاص همچون فرهنگ يا اقتصاد اولويت داد. آن چه مسلم است، بايد نقاط ضعف را شناسايي کرد. براي اين منظور مي‌توان از مهندسي معکوس استفاده کرد. يعني بررسي ‌کرد که براي دست يابي به اهداف ‌به چه ابزار و وسايلي نياز است. در مرحله‌ بعد‌، ابزار مورد نياز مشخص مي‌کند که اولويت‌ها کدام است.يکي از مقوله‌هاي اساسي در بخش فرهنگ که پيشرفت اقتصادي را محقق مي‌کند، تغيير باور فرهنگي در مردم است. مثلا اين باور وجود دارد که هر کس بيشتر تلاش ‌کند، در نزد خدا و مردم مقبول‌تر است و موجب پيشرفت مي‌شود. از اين رو لازم است ‌که چنين اعتقادهايي ‌را احيا و تبيين ‌کرد. نوعي زهدگرايي بي‌رويه، عدم تلاش يا به عبارتي پناه بردن به رانت‌هاي اقتصادي که ويژگي اقتصادهاي نفتي است، موجب مي‌شود ‌که ‌برخي طبقات به جاي اين‌که ياد بگيرند با تلاش بيشتر به رشد، توسعه، توليد، پيشرفت اقتصادي و ثروت دست پيدا کنند، بر چگونگي مصرف تمرکز ‌کنند.

تغيير باورهاي فرهنگي

/به لحاظ ماهيت رانت‌گونه‌ درآمدهاي نفتي، برخي ‌فعالان اقتصادي به جاي اين‌که در چرخه‌ توليد قرار بگيرند، در صددند تا در چرخه‌ توزيع رانت‌هاي نفتي قرار بگيرند تا از اين طريق رشد کنند. با اين نگاه، توليد به يک مقوله‌ دست دوم تبديل مي‌شود. بر همين اساس است که کشورهاي نفت‌خيز راه دشوارتري براي پيشرفت پيش رو دارند. براي تغيير اين فرهنگ، ‌مهم است که در اصلاح فرهنگي و تغيير باورهاي فرهنگي جهتي را انتخاب کرد ‌که در مسير پيشرفت اقتصادي سودمند باشد.اگر علمايي که در مسير پژوهش‌هاي اسلامي فعاليت مي‌کنند، بتوانند فرهنگ مردم را در اين جهت اصلاح کنند که کار بيشتر و توليد ثروت بيشتر پسنديده و خوب است، اين موضوع مي‌تواند جامعه را به سوي مراحل بالاتري از پيشرفت هدايت کند. مثلا تربيت نيروي متخصص يکي از اين موارد است. افزايش سرمايه‌گذاري‌ها از ديگر لوازم پيشرفت اقتصادي است. امروزه کشورهايي مي‌توانند بيشتر پيشرفت کنند که نرخ سرمايه‌گذاري بالاتري داشته باشند. اگر مجموعه‌ توليد و درآمد در يک کشور را 100 واحد فرض ‌کنيم، با اختصاص 25 تا 40 واحد از اين رقم به سرمايه‌گذاري‌هاي جديد، به‌طور قطع آينده‌ مطلوب‌تري در انتظار اين کشور خواهد بود‌، اما کشورهايي که کمتر از 25 درصد از توليد خود را صرف سرمايه‌گذاري کنند، توسعه‌اي نخواهند داشت و پاسخ‌گوي رشد جمعيت خود نيستند. از اين رو توانايي فراهم ‌آوردن فرصت‌هاي شغلي مناسب را نيز ندارند، زيرا ايجاد هر فرصت شغلي نيازمند ‌به سرمايه‌گذاري جديد است.هر چه فناوري پيشرفته‌تر باشد، ميزان سرمايه‌گذاري که بايد انجام شود نيز بيشتر است. مثلا ايجاد يک فرصت شغلي در صنعت پتروشيمي، ممکن است به صدها ميليون تومان سرمايه‌گذاري جديد نياز داشته باشد، در حالي که ايجاد اين فرصت در بافندگي فرش، به حدود 4ميليون تومان سرمايه‌گذاري جديد نيازمند است.

اين شعارها ابزار نيست

/ براي عملي کردن شعار همت و کار مضاعف در سال جاري بايد به‌طور پيوسته آن را در تمام امور و عرصه‌ها جاري کنيم. نبايد به ‌اين شعار فقط از جنبه تبليغاتي توجه ‌کرد، مشاهده مي‌شود که برخي دستگاه‌هاي دولتي يک روز پس از فرمايش‌ رهبر انقلاب اسلامي در سال نو و برگزيده شدن نام سال از سوي ايشان، پارچه‌نوشته‌ها و تابلو‌هاي تبليغاتي در اين زمينه را در سطح شهر نصب کردند. بايد توجه داشت که با چنين حرکت‌هايي شعار عملياتي نمي‌شود. عملي ‌کردن شعارها به فعاليت‌هاي افزون بر اين‌ها نياز دارد.براي تحقق شعار همت و کار مضاعف بايد متقاضيان و مخاطبان آن را شناسايي و شعار را براي آنان تبيين کرد ‌يعني اگر مردم، بنگاه‌هاي اقتصادي و دولت احساس کنند که با پيشرفت اقتصادي، وضعيت بهتري پيدا مي‌کنند، به‌طور طبيعي تلاش مي‌کنند تا به اين شعار پاسخ مثبت دهند. مثلا اگر کارگر يک کارخانه احساس کند که با کار بيشتر مي‌تواند موجب افزايش توليد شود و همچنين درک کند که اين کار مقبول است، حتما تلاش بيشتري خواهد کرد. بايد آحاد جامعه در مواهب پيشرفت اقتصادي کشور سهيم شوند و خود را در روند توسعه مؤثر ببينند. اگر کارگر، مهندس و نيروي کار احساس کنند که از افزايش توليد سهمي دارند، در فرآيند تلاش بيشتر براي توسعه کشور سهيم مي‌شوند. بر اين اساس تحقق همت و کار مضاعف از حالت صوري و شعارزدگي خارج و به يک مسئله‌ واقعي تبديل ‌مي‌شود و همه خواهان مشارکت در اين فرآيند مي‌شوند.



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 10 اردیبهشت 1389  ساعت 10:17 PM

گوناگون بودن تلاش در نسل‌های بشری در درازای تاریخ،‌ بی‌گمان از اندیشه و همت بلند آنان حکایت دارد. چگونه می‌توان به جاودانه‌های هنری و علمی و فرهنگی ملت‌های زنده نگریست و نشانه‌های کار و کوشش ارزنده‌شان را سراغ نگرفت؟

کار و همت در ادبیات پارسی
از دیرباز در ادبیات پارسی، عالمان و شاعران اخلاق‌گرا، مردمان را به سمت کار و همت بلند فرا خوانده‌اند، زیرا آنان حیات و موفقیت فردی و جمعی انسان را در سایه این دو عامل تأثیرگذار می‌نگریستند. 

آن‌گاه که عنصر کار از زندگی آدمی حذف شود، تمایل به پلیدی و تجاوز و جنایت و یغماگری پدیدار می‌گردد و آن‌گاه که عنصر همت از حیات انسان رخت بر بندد،‌ سستی و تنبلی و دریوزگی بر جامعه چیره می‌شود. 

بدین سان روشن است که زندگی سالم و موفق بدون کار و همت امکان‌پذیر نیست. توصیه‌های اخلاقی و دینی بزرگان ادب و فرهنگ اسلامی، از جایگاه نظرگیر کار و کوشش شایسته حکایت دارد. اینک نمونه‌ای از آموزه‌های اخلاقی سعدی به دست داده می‌شود. 

آموزه‌های سعدی پیرامون کار و همت
سعدی ـ استاد سخن و اندیشه اخلاقی در سده ششم هجری ـ برای پدران سفارش‌هایی چند دارد. او در اندرزهای اخلاقی و معنوی‌اش به پدران می‌گوید که هر پدری پس از ده ساله شدن پسرش می‌باید او را خردمندی آموزد و فرهنگ دوستی را در او پدید آورد، زیرا فقط از رهگذر این کوشش تربیتی پدر است که پسر نام پدر را زنده و جاودانه نگاه می‌دارد. بنابراین، بلندی نام و آوازه پدران را می‌باید حاصل همت و فعالیت فرهنگی و تربیتی آنان نسبت به نسل نو دانست. 

چو خواهی که نامت بماند به جای
پسر را خردمندی آموز و رأی
چو فرهنگ و رایش نباشد بسی
بمیری و از تو نماند کسی 

بر پایه تربیت درست نوجوانان است که می‌توان چشم به راه آینده‌سازان ماند. اگر کار و همت تربیتی و فرهنگی نسل دیروز نباشد، بی‌گمان نمی‌توان از نسل امروز انتظار فرهنگ دوستی و اخلاق‌گرایی و معنویت‌جویی داشت. بدین سان سه عامل انسان و خانواده و آینده را در پیوند با کار و همت می‌نگریم. 

سعدی در سفارش‌های اخلاقی خویش، از پدران می‌خواهد که پسران را در آغاز دوران نوجوانی‌شان با کار و تلاش آشنا و مأنوس سازند. این آموزه تربیتی سعدی از این نکته حکایت دارد که فرهنگ‌سازی برای کار و همت بلند انسانی و اجتماعی می باید در بستر رشد جسمانی و عقلانی نسل نو شکل گیرد. و گرنه چگونه می‌توان یک جوان مغرور و نازپرورده را به سمت کار و کوشش رهبری کرد؟ حال به این پند گران‌مایه شیخ اجل گوش دارید:
بسا روزگارا که سختی برد
پسر چون پدر نازکش پرورد
خردمند و پرهیزگارش برآر
گرش دولت‌داری بنازش مدار 

تردیدی نیست که نسل‌های کارآمد و تأثیرگذار بر سرنوشت یک جامعه، در سایه‌کار و همت ساخته می‌شوند، نه در سایه تنعم و ناز پروردگی ! سعدی در برنامه معنوی‌اش از پدران می‌خواهد که در تربیت فرزندان کوشیده و آنان را با عنصر کار و کوشش آشنایی دهند. مرحله نخست این است. آن‌گاه باید او خردمند و پرهیزکار بار آورد تا تلاش‌ مادی‌اش را همراه با انگیزه‌های انسانی سازد. 

دریغا! که چیرگی اشرافی‌گری با محبت‌های بی‌جا و ناپسند سبب گشته که بسیاری از پدران، پسران خود را در بستر نازپروردگی بزرگ کنند. نسل نازپرورده، چگونه می‌تواند در برابر دشواری‌های طبیعی و غیرطبیعی زندگی و زمانه دوام بیاورد؟ 

این که در صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها، از انتحار و قتل و تجاوز و خیانت و متارکه زوج‌های جوان سخن به میان می‌آید،‌ چه پیام‌هایی می‌رسد؟ آیا این همه نمودار کوتاهی پدران و دیگران در پرورش فکری و روحی نسل نو نیست؟ آیا نازپروردگی و کارگریزی و همت‌ستیزی نسل نو، معلول بی‌اعتنایی نسل کهن نسبت به فرهنگ کار و همت به حساب نمی‌آید؟ 

مقایسه‌ای گذرا میان دختران و پسران خودساخته و فعال در عرصه‌های فرهنگی و علمی و اقتصادی، با دختران و پسران لذت‌جو و خوش‌گذران،‌ نشان می‌دهد که دو گونه خانواده و تربیت وجود دارد.

جوانانی که روی‌کرد معنوی و اخلاقی داشته و در جامعه موفقیت‌هایی کسب کرده‌اند، بی‌گمان پدران و مادران فرهیخته داشته‌اند که زندگی را بر پایه‌های ایمان و تلاش نهاده‌اند و از سویی دیگر جوانان گریزان از فعالیت‌ها و مهارت‌های تحصیلی و شغلی را می‌باید معلول روش ناپسند والدینی دانست که عنصرهای کار و همت را از فرهنگ زندگی و خانواده حذف کرده‌اند. 

بیاموز فرزند را دسترنج
وگردست داری چو قارون به گنج
مکن تکیه بر دستگاهی که هست
که باشد که نعمت نماند به دست
به پایان رسد کیسه سیم و زر
نگردد تهی کیسه پیشه‌ور 

سعدی در آموزه‌های تربیتی ـ خانوادگی‌اش، بر اصل کار و کوشش تکیه بسیار دارد. چه کار و کوشش پدران و مادران در عرصه پرورش شخصیت و رفتار کودکان و نوجوانان و چه کار و کوشش کودکان و نوجوانان در خانه و مدرسه و کوچه و بازار. 

بی‌گمان عرصه‌ی نخست را می‌باید پدیدآورنده عرصه دیگر به حساب آورد. یعنی کانون خانواده را می‌باید زمینه‌ساز گرایش پایدار نسل نو نسبت به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی دانست. 

از این روست که سعدی تعلیم کار و دست‌رنج را ارایه می‌دهد. سعدی بر این باور است که حتی پدران ثروتمند می‌باید فرزندان و به ویژه پسران خود را از نوجوانی به سمت کار و کوشش هدایت کنند. 

همان‌گونه که گردش‌های روزگار نشان داده، بسا عزیزان یا عزیززادگانی بر خاک نشستند و دست‌شان به دهان‌شان نرسیده است. چگونه می‌توان به دوام و بقای دستگاه شکوهمند خود مغرور گشت و نسل نو را بی‌نیاز از کار و همت دانست؟ 

در کتب اخلاقی سعدی، پیشه‌ور وظیفه‌شناس و کوشایی منزلت دارد که نان خویش را از دست‌رنج روزانه خود می‌آورد؛ نه نازپرورده‌ای که دستش را در کیسه سیم و زر پدر فرو برده و شادمانه در کوی و برزن‌ها می‌گردد.

چه دانی که گردیدن روزگار
به غرب بگرداند مثل در دیار
چو بر پیشه‌ای باشدش دسترس
کجا دست حاجت برد پیش کس
ندانی که سعدی مراد از چه یافت
نه هامون نوشت و نه دریا شکافت
به فردی بخورد از بزرگان قفا
خدا دادش اندر بزرگی صفا 

سعدی در بوستان خویش، به منظور آشناسازی خانواده‌های ایران و مسلمان با جایگاه کار و همت بلند، از گردش روزگار و هجرت‌های احتمالی نسل‌ها یاد می‌کند. چه کسی می‌داند که روزی از دیاری به دیاری نیفتد و آوارگی نکشد؟ همان سان که کسی نمی‌داند که در کدام سرزمین جان می‌سپارد! 

درست است که سفرها و هجرت‌ها، زمینه‌های رشد و پیش‌رفت انسان‌ها و استعدادها را فراهم می‌آورند. با این همه، نمی‌توان آسیب‌رسانی پاره‌ای از سفرها و هجرت‌ها را نادیده انگاشت. بسا مسافر و مهاجری که در دیاری ناگزیر از گدایی یا آلودگی به تباه‌کاری گردد. 

از منظر اخلاقی سعدی، تربیت شایسته نسل نو که بر پایه کار و کوشش استوار است، می‌تواند تضمین‌کننده سلامت منش و کنش فرزندان در جوانی و بزرگ‌سالی شود، زیرا آنان در بستر فرهنگ فعالیت پرورده شده‌اند و به هر حال تخصص و مهارتی به دست آورده‌اند که تأمیین‌کننده نیازهای مادی‌شان باشد. 

بدین‌سان، سعدی خواهان جامعه‌ای است که از فقر و دریوزگی به دور مانده و نسل برآمده از آن، نسل متخصص و فعال و کارآمد باشد؛ نه نسل خو گرفته به ناز و هوس و تجاوز به حریم مردم. 

آیا مهاجران سالم و موفق در سرزمین‌های گوناگون،‌ نمودار سلامت خانواده و تربیت در دوران کودکی و نوجوانی‌شان شناخته نمی‌شوند؟ تحلیلی کوتاه و گذرا میان دو دسته مهاجران از دیاری به دیاری دیگر، روشن‌گر تفاوت دو گونه فرهنگ و تربیت خانوادگی است. 

نابسامانی‌ها و آسیب‌زدگی‌های مهاجرت‌ها را می‌باید در فرهنگ و تربیت منفی سراغ گرفت. یعنی همان فرهنگ و تربیتی که هرگز به کار و همت انسانی بها نداده‌اند. جامعه‌شناختیِ پدیده مهاجرت به خوبی نشان‌دهنده این تفاوت و تمایزهای فرهنگی و اخلاقی است. 

اساساً نگرانی‌های پدیدآمده از مهاجرت‌های داخلی یا خارجی را می‌باید در پیوند با کارگریزی و همت‌ستیزی دانست. یک متخصص مهاجر، مایه ننگ و عار جامعه و تمدن خویش است یا سبب افتخار؟ 

این که جامعه‌شناسان و روان‌شناسان نسبت به مهاجرت‌ها و مهاجران بیش‌تر دیدگاه منفی‌شان را مطرح می‌کنند، بدین دلیل است که آنان به گفته سعدی، بدون هنر و پیشه‌ای از جایی به جایی کوچ کرده‌اند. 

پیداست که نداشتن مهارت و تلاش، سبب روی‌کردهای غیراخلاقی گشته و جامعه را در جهت آسیب‌زدگی‌اش تقویت می‌کند. 

پسر را نکو دار و راحت رسان
که چشمش نماند به دست کسان
هر آن کس که فرزند را غم نخورد
دگر کس غمش خورد و بدنام کرد 

سعدی بر این باور است که پدران و مادران می‌باید غم‌گسار دختران و پسران خود باشند، نه آن کسان که نقاب غم‌گساری بر صورت زده و در پی بدنامی جوانانند، پدر یا مادر چگونه می‌تواند غم‌گساری کند و فرزندان خود را در آغوش مهر و محبت نگاه دارد؟ بی‌گمان آنان می‌باید نسل خود را با کار و همت آشنا سازند. جدایی محبت و فعالیت را باید بستر گرایش‌های ناسالم اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه به حساب آورد. 

سعدی اگر خانواده‌ها را با مسؤولیت پرورش فرزندان در عرصه کار و تلاش آشنا می‌سازد، از یک دیگر سو، پدران و مادران را در جهت آسایش روانی و جسمانی نسل نو برمی‌انگیزد. 

به هر حال باید پذیرفت که جامعه سالم و فعال و نمونه در پیوند با خانواده سالم و کاراندیش و همت‌گرا فراهم می‌آید؛ نه در پیوند با خانواده‌های آسیب‌زده‌ای که با کار و همت بلند بیگانه‌اند.



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 10 اردیبهشت 1389  ساعت 10:17 PM

3 - برقراري امنيت
در هر فرهنگ و حکومتي، امنيت اجتماعي اصل است. از مهم ترين نيازهاي اساسي بشر، برقراري امنيّت است، امنيّت سياسي، قضايي، قانوني، اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي، خانوادگي .

بستر زندگي سالم و جامعه صالح و با امنيّت و آرامش را فراهم مي سازد.

قهراً جامعه ي اين چنيني آثار و برکاتي دارد که پيوندهاي انساني و اجتماعي با آرامش و بي تنش شکل مي گيرد. تلاش هاي اقتصادي با رونق و شادابي انجام مي گيرد، رفتارهاي ناهنجار اخلاقي و خشونت ها و خشم ها فروکش مي کند، قانون گرايي رواج مي يابد. صاحبان ثروت و قدرت خون فرودستان را نمي مکند. فاصله بين دولت مردان و رعيت از بين مي رود، ميدان براي نقد و نظر فراهم مي گردد و کاستي ها از روي خيرخواهي گفته مي شود. نقطه هاي قوت دولت مردان به دور از چاپلوسي و گزافه گويي مطرح مي گردد.

همه ي افراد جامعه براساس احترام متقابل به يکديگر نگاه مي کنند و به يکديگر اعتماد مي کنند و در نتيجه همگان با احساس مسئوليت همديگر را نصيحت مي کنند.

از مهم ترين محصولات امنيّت، پديدار شدن نشانه هاي عدالت است و مردم وحدت و همبستگي بيشتري پيدا مي کنند و در اين صورت است که راههاي نفوذ هجومها و شبيخونهاي دشمنان داخلي و خارجي را با تمام توان مي بندند و آقايي و سربلندي خويش را پاس مي دارند.

و يکي از خصائص و ويژگي هاي حکومت جهاني مهدويت برقراري امنيت به معناي اعم آن است، همه جا و در همه ي موارد ذکر شده، امنيت و آرامش در حد اعلاي آن توسعه و گسترش پيدا مي کند و در آن حکومت جان و مال و ناموس و آبروي مردمان از هر گزند و آسيبي در امان مي ماند.

شايد آيه ي شريفه ي سوره نور بر همين مورد يعني حکومت جهاني آن حضرت تطبيق پيدا کند.

«وليبدلّنهم من بعد خوفهم اَمنا».

امام صادق(ع) مي فرمايد: آيه ي شريفه درباره ي حکومت امام زمان است و سپس ادامه مي دهند «در آن زمان چندان امنيت بر سراسر جهان گسترده مي شود که از هيچ چيز به چيز ديگر، زيان نمي رسد، ترس و وحشتي به چشم نمي خورد. حتي جانوران و حيوانات در بين مردم رفت و آمد مي کنند و نسبت به يکديگر آزاري ندارند.

ايمان نيز که آرام بخشي دلهاست سايه خود را بر جامعه ي مهدوي مي افکند. فضاي آن روز جامعه، سرشار از اعتماد و اطمينان به يکديگر است. در پرتو کلمه توحيد دلها به هم نزديک و ضريب ناامنيها به صفر مي رسد.»

متأسفانه در جامعه هاي عصر حاضر رقابت هاي بي هدف و ناسالمي که بر اثر ترس و عدم اعتماد از يکديگر به وجود آمده و درد بي درماني است که حکومت امروز آن را به ارمغان آورده و ملت ها را فرا گرفته، ناامنيهاي خانوادگي و ناهنجاريهاي اجتماعي در اين گونه جامعه ها به خوبي نشان مي دهد که دنياي به اصطلاح متمدّن امروز صنعتي و داراي تکنولوژي در برآوردن آرامش روحي و رواني ناتوان بوده است. گرچه توانسته است تا اندازه اي زمينه آسايش مادي و جسمي شهروندان را فراهم سازد. اين واقعيت ثابت مي کند که دنياي انسانها را نمي توان هميشه و همه جا با قراردادهاي اجتماعي بي روح و خشک و بدون پشتوانه معنوي و ايماني تربيت کرد، تا در آشکار و پنهان حريم حرمت و حقوق ديگران را نگاهدار باشند و همين حقيقت نياز به آمدن شخص مصلح و رهايي بخش و نجات دهنده اي را که زمينه ساز امنيت همه جانبه باشد ثابت مي کند.

در عقايد مسلمانان و پيروان حقه محمدي(ص) آن اصلاح گر و نجات دهنده و امنيت گستر، امام زمان حضرت حجة بن الحسن(ع) است که با قيام و ظهور خود امنيت را توسعه و مي گستراند و اين نياز مهم انساني را به جامعه انساني ارزاني مي دارد و زندگي آرام بخش را براي جهان بشريت فراهم مي سازد و با تدبير چهره ي حکومت هولناک و ترس آلود را به حکومت انساني و اميدبخش بدل مي کند .

4 - سامان دهي اقتصادي
در تعاليم ديني و آموزه هاي آن بين مسائل اقتصادي و مسائل معنوي پيوندي استوار ديده مي شود. در اين باب روايات فراوان است از جمله اين روايت:

پيامبر(ص) فرمود: «لولا الخبز ما صلّينا ولا صمنا ولا ادّينا فرائض ربّنا»، بدون نان، نه عبادت مي توان کرد و نه روزه مي توان گرفت و نه واجبات ديگر را مي توان انجام داد .

«ثلاثة تحتاج الناس طراً اليها: الامن والعدل والخصب» سه چيز است که همه مردم به آن نياز دارند: امنيت، عدالت و فراواني ارزاق .

در روايات اسلامي آمده است که در فرهنگ و عدل جهاني و حکومت جهاني مهدويت(ع) اين واقعيت نويد داده مي شده که آن حضرت رفاه اقتصادي را همراه با عدالت اجتماعي به گونه اي گسترده و فراگير، فراهم خواهد آورد .

و نيز در حديث ديگر نقل شده که آن حضرت در پرتو مديريت شايسته و سالم و برنامه هاي جامع و سياستهاي واقع نگر، زمينه شکوفايي استعدادها فراهم مي آيد، تلاش و کوشش مردم با انگيزه هاي معنوي در مي آميزد و بهره گيري از منابع طبيعي و خدادادي دوچندان مي شود.

در حديث ديگر فرموده: «کار وجهه ي عبادت و تکليف به خود مي گيرد نيروهاي بالقوه و پنهان ميدان بروز و ظهور مي يابند، خلق وخوي مردم دوستي و خدمتگزاري در بين مردم، رشد مي کند.

در چنين جامعه اي زندگي اقتصادي، چهره نويني پيدا مي کند و همگان از زندگي سالم و به دور از تشويش خاطر و نگراني و اضطراب بهره مند مي شوند.

بواسطه ي پيشرفت علم و صنعت تکنولوژي در زمان آن حضرت منابع جديد و ناپيدا کشف مي شوند، و زمين آنچه در درون خود دارد بيرون مي افکند و بهره برداري از آن آغاز مي شود.»

براساس روايات در حکومت جهاني مهدويت(ع) فرآورده هايي به جامعه عرضه مي شود که تا آن روز بر بشر ناشناخته بوده است. راههاي توليد سالم و توزيع عادلانه به عنوان ارزش وظيفه ايماني و ديني نمودار مي شود و در نتيجه، اقتصاد جامعه، در پرتو مديريت صحيح آن حضرت شکوفا مي شود و برکت و فراواني نعمت، سرتاسر جهان را فرا مي گيرد و همه از نعمت الهي به آساني استفاده مي برند .

پيامبر اکرم(ص) فرمود: «ينعم امّتي في زمن المهدي(عج) نعمةً لم يتنعّموا قبلها قطّ، يرسل السماء عليهم مدراراً ولا تدع الارض شيئاً من نباتها الاّ اَخرجته». فرمود: پيروان من در زمان حکومت جهاني مهدي(عج) به آسايش و به نعمتهايي دست مي يابند که بيش از آن در هيچ دوره اي از حکومتهاي گذشته به آن دست نيافته اند. در آن دوره آسمان باران فراوان مي بارد و زمين نيز تمام روييدنيهايش را بيرون مي اندازد.

قرآن در اين باره مي فرمايد:

«ولو ان اهل القري آمنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء والارض؛ اگر مردم قريه ها ايمان آورده و پرهيزگاري پيشه کنند، برکات آسمان ها و زمين را به رويشان مي گشائيم ».

براساس اين آيه و آيات ديگر معيارهاي قرآني، تقوا و خويشتن داري، نيکوکاري و عدالت گستري ... و زمينه هاي نزول و ريزش رحمت ها و برکات از سوي پروردگار مي شود اگر فضاي جامعه، فضايي معنوي و الهي باشد و زبان هاي دعاگو، آلوده به گناه نگردد و لقمه ها حلال و قصد نيّت ها خدايي، بي شک رزق و روزي ها فراوان تر مي گردد.

روشن است هنگامي که پيوند انسانها بر پايه عدالت و نيکي شکل مي گيرد، بينوايان و مستمندان از ياد نمي روند و هر کسي مرز خود را مي شناسد و به حقوق ديگران، دست دراز نمي کند.

در چنين جامعه اي نعمت ها و بخشش هاي پروردگار بر مردمان فرو مي ريزد و بسياري از گرفتاريهاي اجتماعي، برطرف و بن بست هاي اقتصادي گشوده مي شود و راه براي پيشرفت هموار مي گردد.

زيرا در قرآن وعده داده شده: «من عمل صالحاً من ذکرٍ او انثي و هو مؤمن فلنحيينَّه حيوة طيبةً و لنجزينّهم اجرهم باحسن ما کانوا يعملون» حکومت حضرت مهدي(عج)، حيات طيّبه، بر پايه ايمان و عمل صالح رخ مي نمايد. از يک سو طمع هاي زايد مهار مي گردد. مساوات و عدالت دامن مي گستراند. بخل و تنگ چشمي، دامن بر مي چيند و از سوي ديگر، انگيزه ها براي تلاش بيشتر و خالص تر مي شود. و استفاده ي بهتر و سالم تر از طبيعت آماده مي گردد. طبيعي است که زمينه ي فراواني نعمت ها و رونق مسائل اقتصادي نيز پديد آيد و گسترش يابد.

امام علي(ع) در اين باب مي فرمايد: «و تخرج له الارض اَفاليد کبدهها و تلقي اليه سلماً مقاليدها فيريکم کيف عدل السّيرة و يحيي ميّتَ الکتاب والسنَّة». زمين گنجينه هاي خود را برون اندازد و کليدهاي خويش را از دَر آشتي، تسليم او سازد، پس روش عادلانه را به شما بنمايد و آنچه از کتاب و سنت مرده است زنده کند.

5 - رشد عقل و گسترش دانش
در نظام و حکومت اسلامي، عقل جايگاه ويژه اي دارد و رکن حرکت و تلاش به شمار مي رود عقل ستون نيمه ي دين است و بدون عقل دين جايگاه حقيقي خود را پيدا نمي کند. اساساً دين بدون عقل شناخته نمي شود و مجهول مي ماند. عقل است که گوهر و جوهر دين را مي شناسد و به انسان مي فهماند و دستور مي دهد در برابر آن سر فرود آورد، و به فرمانهايش گردن نهد. خلاصه، عقل، راهنماي انسان است به سوي زيبائيها، خوبيها، ارزشها، راستي ها و پرهيزدهنده از خطرها . از اين رو در قرآن از عقل به خِردورزي، انديشيدن به علم و دين آگاه شدن و فرزانگي سفارش بسيار شده است، و در فقه اسلامي نيز عقل يکي از منابع چهارگانه اجتهاد به شمار مي رود که اجتهاد بدون در نظر گرفتن اين رکن مهم و پايه استوار، ناتمام است. امام صادق(ع) درباره ي پرسش شد جايگاه عقل در زندگي بشر چگونه است؟ حضرت در پاسخ مي فرمايد: «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان». يعني عقل چيزي است که به آن خداوند عبادت مي شود و بهشت به دست مي آيد. سپس سؤال کننده پرسيد: آنچه معاويه در زندگي خود به کار بست چه بود؟ حضرت در پاسخ فرمود: «تلک النکراء، تلک الشيطنة و هي شبيهة بالعقل و ليست بالعقل» يعني آنچه معاويه داشت، نيرنگ، فريب و شيطنت بود و آن مانند عقل بود نه خود عقل .

در حکومت اسلامي مهدويت(ع) عقل و بندگي، عقل و اخلاق، عقل و ارزش و عقل و تقوا پيوند ناگسستني دارند. هرگاه عقل با يکي از اينها که برشمرديم و صدها ارزش والاي ديگر، همراه نبود از مدار خارج مي شود و جامعه به نيرنگ مي آلايد و هرگونه سودجويي، استثمار، استعمار و به بردگي واداشتن ديگران، خردورزي نام مي گيرد. علم و تکنولوژي که دستاورد عقل و خرد است، اگر با عقل سالم، عقل به دور از هوي و هوس و اگر عقل به دور از آلودگي ها به کار گرفته نشود، فاجعه به بار مي آورد، همان فاجعه اي که امروز شاهد آن هستيم .

عقل سالم، محور جامعه انساني و حکومت اسلامي است که راهنما به سوي نيکي ها، زيبائيها و ارزشهاست . عقل است که با اخلاق همراه و هم خانه و همزاد است و جدايي بين آنها در پندار نگنجد.

در آموزه هاي ديني، بويژه شيعي، به پيوند عقل و اخلاق توجه ويژه شده است.

امام صادق(ع) مي فرمايد: «انّا لحبّ من کان عاقلاً، عاملاً، فهماً، فقيهاً، حليماً، مدارياً، صبوراً، صدوقاً و وفيا». ما دوستار کساني هستيم که عقل، دانش، فهم، فقاهت، بردباري، نرمش و صبر دارند و اهل وفا و راستي اند.

امام صادق(ع) فرمود: «العلم سبعة و عشرون حرفاً فجميع ما جاءت به الرّسل حرفان فلم يعرف الناس اليوم غير حرفين، فاذا قام قائمنا اخرج خمسة والعشرين حرفا فبثها في النّاس و ضمّ اليها الحرفين حتّي يبثّها سبعة و عشرين حرفا». علم و دانش بيست و هفت بخش دارد، که بشر تاکنون دو بخش از آن را آموخته است. به هنگام حکومت جهاني مهدويت(عج) بيست وپنج باب ديگر بر آن افزوده خواهد شد و در ميان جامعه گسترش مي يابد.

روشن است که با پيشرفت علم به رهبري پيشواي عالم و عادل، زمينه توسعه همه سويه و بهبود زندگي مردمان فراهم خواهد آمد و تغيير عميق پيدا خواهد شد.

از آنجا که علم، تيغ دو دم است، اگر به دست نااهل سپرده شود، ويران گري به بار مي آورد در برنامه ي آن حضرت «حضرت مهدي(عج)» تکامل اخلاقي، در کنار تکامل علوم نيز پيش بيني شده است.

امام باقر(ع) فرمودند: «اذا قائم قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم». در حکومت جهاني مهدويت دست محبت و امامت بر سر بندگان مي نهد.

رشد عقلاني همراه با رشد اخلاقي، جامعه اي رشيد به وجود مي آورد که شايستگي اداره تمام جهان را پيدا مي کند.

امام علي(ع) در اين باب مي فرمايد: «يعطف الهوي علي الهدي اذ عطفوا الهدي علي الهوي و يعطف الرأي علي القرآن اذا عطفوا القرآن علي الرأي» خواهش نفساني را به هدايت آسماني بازگرداند، و آن هنگامي است که ـ مردم ـ رستگاري را تابع هوي ساخته اند و رأي آنان را پيرو قرآن کند، و آن هنگامي است که قرآن را تابع رأي خود کرده اند.

بنابراين از متون و روايات چند چيز حاصل شد:
1. روح حکومت جهاني اصلاحي امام زمان(عج) که دورنمايي از حکومت والا و متعالي الهي قرآن است که تربيت و انسان سازي را با عقلانيت و سياست سازش داده است و نتيجه ي آن رهايي انسانهاي گرفتار در بند هوا و هوس و راهنمايي و ارشاد آن به سوي فضايي روشن و سعادت همه جانبه است.

2. در فرهنگ و حکومت مزبور عقل و اخلاق طوري به هم پيچيده شده که جداسازي آن دو از يکديگر کاري است ناشدني . خردورزي و تکامل مادي و معنوي، کامل کننده و ياري رسان يکديگرند.

3. بدون دين و ارزشهاي ديني و اخلاقي، بنيان هاي مدينه و حکومت هم سست و ناپايدار است .

4. مدينه فاضله ي حکومت جهاني مهدويت(عج)، سرشار از شکوفايي و بالندگي عقل ها و انديشه ها است، علوم و فنون تکامل مي يابد و بشر هر روز به شناخت هاي تازه و نويي دست مي يابد، دانايي و دانش بر جهل و غفلت، غلبه مي يابد. تکنيک و صنعت در مسير انسانيت قرار مي گيرد آن حضرت با نفس قدسي و پاک خويش بستر گسترش دانش ها و ارزش ها را فراهم مي سازد و بازدارنده ها و موانع را از سر راه بشر دور مي سازد.

کارگزاران حکومت جهاني مهدويت(عج)
در حديثي از امام علي(ع) صفات کساني که با حضرت بيعت مي کنند و بعد جزء کارگزاران حضرت قرار مي گيرند، نقل شده، حديث عبارتست از:

«يبايعون علي اَن لا يسرقوا ولا يزنوا ولا يسبّوا مسلماً ولا يَقتلوا محرّماً ولا يهتکوا حريماً محرما ولايهجموا منزلاً، ولا يضربوا احداً الاّ بالحق، ولا يکنزوا ذهباً ولا فضّة ولا برّاً ولا شعيرا، ولا يأکلوا مال اليتيم، ولا يشهدوا بما لا يعلمون ولا يخربوا مسجداً، ولا يشربوا مسکراً، ولا يلبسوا الخزّ ولا الحرير، ولا يتمنطقوا بالذّهب، ولا يقطعوا طريقاً، ولا يخيفوا سبيلاً، ولا يفسقوا بغلامٍ ولا يحبسوا طعاماً من بُرِّ، ولا شعيرٍ، و يرضونَ بالقليل، و يشتمونَ علي الطيب، و يکرهونَ النّجاسة، و يأمرون بالمعروف، و ينهونَ عن المنکر و يلبسون الخشنَ من الثياب و يتوسَدون التّراب علي الخدودِ، و يجاهدون في الله حقّ جهاده، و يشترط علي نفسهِ لهم: آن يمشيَ حيث يمشونَ، و يلبسَ کما يلبسونَ، و يرکب کما يرکبون، و يکونَ مِن حيث يريدون و يرضي بالقليل، و يملاَ الارض بعونِ اللهِ عدلاً کما ملئت جوراً يعبُد اللّه حقّ عبادتِه، ولا يأخذ حاجباً ولا بوّاباً .

1 - دزدي نکنند.
2 - زنا نکنند.
3 - به هيچ مسلماني دشنام ندهند.
4 - خون حرامي نريزند.
5 - آبروي کسي را که احترامش لازم است لگدمال نکنند.
6 - به خانه ي کسي حمله نکنند.
7 - کسي را به ناحق کتک نزنند.
8 - طلا و نقره و گندم و جو ذخيره نکنند.
9 - مال يتيم نخورند.
10 - به چيزي که نمي دانند، گواهي ندهند.
11 - مسجدي را ويران نکنند.
12 - مشروبات الکلي نخورند.
13 - جامه ي حرير و ابريشم نپوشند.
14 - کمربند زرّين نبندند.
15 - راهزني نکنند.
16 - راهها را ناامن نکنند.
17 - هم جنس بازي نکنند.
18 - مواد خوراکي چون گندم و جو را احتکار نکنند.
19 - به مقدار اندک خشنود باشند.
20 - عطر بزنند.
21 - از پليديها دوري کنند.
22 - مردم را به نيکيها فرمان دهند.
23 - ديگران را از زشتيها باز دارند.
24 - لباس خشن بپوشند.
25 - خاک را بالش خود قرار دهند.
26 - در راه خدا آن گونه که شايسته است جهاد کنند.

همان طور که در حديث فوق آمده در نظام و حکومت مهدوي کارها و پست ها، به شايستگان واگذار مي شود، ثروت هاي غصب شده به صاحبان ثروت برگردانده مي شود.

بيت المال از چنگ غارتگران و حرام خواران و خيانت پيشه گان خارج مي شود، درهاي رفاه و بهره مندي سالم از طبيعت و رزق و روزي حلال به روي مردم گشوده مي شود، ديو فقر و تنگدستي زوزه کشان سرزمين حکومت جهاني مهدويت را ترک مي کند.

همگان در اوج عزّت و به دور از هرگونه منّت و ذلّت، روزگار را مي گذرانند.


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 10 اردیبهشت 1389  ساعت 10:15 PM

در طول تاریخ هماره از سوی اندیشه های متفاوت، تصویرهایی از یک مدینه فاضله و جامعه ایده آل ترسیم شده است. جامعه ای که مولفه های راستین هر حوزه ای را فراهم آورد، کم و بیش شبیه آرزوهای دست نیافتنی است. اما در ورای این توصیف، هماره انتظار برای تشکیل یک جامعه جهانی که همه این توقعات را فراهم آورد، رویکردی است که در بحث دوران ظهور منجی مطرح می شود


عدالت اجتماعی توسعه یافته، حکومت جهانی بر محور دین و عدالت و به طور کلی محوریت خدا و عدل، مهم ترین شاخصه های چنین حکومت و رویکردی است. از سوی پژوهشگران عرصه دین و مذهب، مولفه های مختلف و بسیاری که شاکله دوران ظهور منجی را تشکیل می دهد، هماره مورد ارزیابی و نقد و بررسی قرار گرفته اند.

بحث از مسئولیت و تلاش و فعالیت در دوران ظهور، یکی از همین شاخصه های مورد اشاره است. اینکه آیا در دوران ظهور، تک تک افراد جامعه دارای مسئولیت های مختلفی هستند یا خیر، هماره یکی از بحث های مطرح در این حوزه بوده است.

اینکه آیا تلاش و فعالیت برای تحقق آرمان های حکومت جهانی حضرت مهدی، جزء وظایف افراد جامعه است و یا اینکه توسط اسباب غیب، مشکلات جامعه برچیده خواهد شد، یکی از مهم ترین سوالاتی است که در حوزه مهدویت مطرح می شود.

با توجه به نامگذاری امسال با نام «همت و تلاش مضاعف» در این نوشتار قصد داریم تا رویکردهای متفاوت تلاش و فعالیت را دردوران عصر ظهور بررسی و پیگری نماییم. با توجه به اینکه دوران ظهور، دوران حضور مقدس امام (علیه السلام) است، مشاهده می شود که نه تنها تلاش پیگیر برای تحقق اهداف جامعه مهدوی از بین نخواهد رفت، بلکه همه مولفه های این حکومت جهانی باید با تلاش مضاعف و همت دوچندان همه افراد جامعه محقق شود.

حکومت حضرت مهدي(عج)
موضوع حکومت حضرت مهدي(عج) و کارگزاران او از مهمترين و بحث انگيزترين موضوعاتي است که از گذشته هاي دور در ميان اديان مختلف آسماني مطرح بوده است، که پيروان اديان آسماني حداقل سه دين اسلام، مسيحيّت و يهود در اين عقيده مشترک است که آينده ي جهان به دست صالحان و خداپرستان است. از اين رو هرکدام از اديان، حکومت آخرالزمان را از آن خود مي دانند به طور مثال مسيحيان، منجي آخرالزّمان را حضرت مسيح مي دانند در حالي که مسلمانان معتقدند او از نسل پيامبر اسلام(ص) است و دين او اسلام و براساس شريعت محمّدي قيام و حکم مي راند.

حکومت جهان اسلام به رهبري امام زمان(عج) داراي روح و ماهيت ويژه اي است که ديگر حکومتها از آن بي بهره اند. ماهيت حکومت اسلام، آموزه هاي وحياني است که به او تعليم مي دهد که خداي او يکي است و فقط بايد در برابر او عبادت و کرنش کند و در رفتار و کردارش از دايره بندگي خدا بيرون نرود زيرا فرمود: «يعبدونني لا تشرکون بي شيئاً» اين حکومت پيامي دارد که در بستر عمل به ارزشهاي وحياني، دنياي بهتري را به وي ارزاني بدارد و متأسفانه آنچه در حکومت امروز بشري کمتر يا اصلاً به چشم نمي خورد خداست و عدم پاي بندي به وحي و اخلاق و ارزشهاي معنوي است .

اساساً تاروپود حکومت مادي بر سرمايه اندوزي، مال پرستي و سود بيشتر از هر طريق و ترفندي بناگذاري شده است. و اين تاروپود جاي عشق به خوبي ها، ارزشها، ايثار و مجاهدت ها و بالأخره زيبائيهاي زندگي را اشغال کرده به طوري که جامعه ي انساني را از گردونه ي خوبي ها حذف نموده .

بنابراين حکومت مادي بر اين پندار است که دين و امور معنوي در پيوندهاي اجتماعي ناکارآمد است و اين پندار تا جايي در افکار و انديشه جامعه بشري ريشه کرده که معتقد است تمدّن و حکومت را بايد بدون در نظر گرفتن ارزشها پايه ريزي کرد.

استاد شهيد مرتضي مطهري در اين باره مي نويسد: «فکر خدا و زندگي اخروي را بايد کنار گذاشت ... بايد رأفت و رقت قلب را دور انداخت، رأفت از عجز است. فروتني و فرمانبرداري از فرومايگي است . حلم و حوصله، عفو و اغماض، از بي همّتي و مستي است . مردانگي بايد اختيار کرد . بشر بايد به مرحله مرد برتر برسد، عزم و اراده داشته باشد اين است روح حکومت مادي غرب که از باب نمونه به آن اشاره کرديم .»

ولي حکومت جهاني مهدويت که به همّت تواناي امام عصر(عج) توسعه و گسترش مي يابد براساس وحي و ماهيت ديني جلوه گري مي کند داراي چند ويژگي خواهد بود.

1 - عدل و احسان
در حکومت جهاني اسلام عدل و احسان سنگ زيرين است.

اجراي عدالت اجتماعي و گسترش آن از بنيادي ترين حکومت مهدويّت است که پيامبر اکرم(ص) نيز و امام بعد از آن بر اين حقيقت انگشت نهاده اند که امام زمان(عج) خواهد آمد و جهان پر از ظلم و جور را پر از عدل و داد خواهد کرد . بنابراين مي توان گفت سرآغاز انقلاب اجتماعي و حکومت جهاني آن حضرت اجراي عدالت براساس دين است. و اين اجراي عدالت نيازمند کارگزاران و کارکناني عادل و نيکوکار است .

او، ادامه دهنده ي راه پيامبران و اولياء است .
«لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الکتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط؛ ما فرستادگان خود را با نشانه هاي روشن و پيغامهاي راست فرستاديم و با ايشان کتاب و ترازو فرستاديم تا مردمان را به دادگري به پا دارند». از اين رو همانطور که پيامبران وظيفه داشتند که برابر کتاب و ميزان، مردمان را به دادگري به پا دارند حضرت مهدي(عج) نيز وظيفه دارد بر سيره پيامبران، جامعه انساني را به دادگري به پا دارد و از نارواها و ستم بازدارد .

«انّ الله يأمر بالعدل والاحسان و ايتاء ذي القربي و ينهي عن الفحشاء والمنکر والبغي ...؛ خدا به عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مي دهد از فحشا و زشتکاري و ستم نهي مي کند».

اين آيه اصول ارزشهاي فردي و اجتماعي را ترسيم کرده و نيز از ضد ارزش ها و پليدي ها بازداشته است و اين آيه به معناي واقعي و کامل در عصر ظهور پياده خواهد شد، عدل يعني نگهداشت دقيق حقوق مردمان و مبارزه فراگير، و همه سويه با نابرابريها و احسان، جايگاه برتري در ميان ارزشهاي اجتماعي اسلام دارد که به يک معنا بالاتر از عدالت است. زيرا اگر در هر حکومتي پايه هاي حقوقي انساني، براساس عدالت اجتماعي استوار گردد، در اين صورت جلوه هاي احسان و نيکوکاري، فضاي جامعه را مي آکند.

به فرموده امام علي(ع) عدل قانوني است فراگير و قابل گسترش «سائس عام» و احسان نيز ارزشي است ويژه: «عارض خاص». وظيفه اوليه در هر حکومت و جامعه اي به خصوص در جامعه ي ديني نهادينه کردن بنيادهاي اجتماعي براساس عدل است اگر مردم در حکومتي که همه ي نهادها و ارکان آن بر هِرم عدل استوار گشته باشند. در آنوقت است که ريشه هاي نوع دوستي، برادري، مهرورزي، توانا مي گردند. همانطور که در ابتداي اين فصل اشاره شد ماهيت اصلي حکومت جهاني مهدويت دائرمدار بندگي و عبوديت است، همان که خداي متعال به آن فرمان داده .

«امر الاّ تعبدوا الاّ ايّاه».
عبوديت و بندگي وقتي به اوج مي رسد که بنده آنچه را که معبودش از همه چيز بيشتر دوست دارد. در راه پياده کردن آن تلاش ورزد. اسماعيل بن مسلم مي گويد: در محضر امام صادق(ع) بودم که شخصي از آن حضرت پرسيد بين اين دو آيه: «انّ الله يأمر بالعدل والاحسان» و «امر ربي الّا تعبدوا الاّ ايّاه» چگونه مي توان جمع کرد. حضرت فرمود: «نعم، ليس في عباده امر الاّ العدل والاحسان» بلي، خداوند براي بندگان خود دستوري ندارد جز اجراي عدالت و عمل به احسان .

به عبارت ديگر «عدل» نماد فرهنگ اجتماعي اسلام است و «احسان» نماد فرهنگ اخلاقي آن . اگر اين دو رکن رکين در جامعه و حکومتي رواج يابد و ساختار اجتماعي آن حکومت بر اين دو استوار و پايه ريزي گردد دو واقعيت ديگر که از ويژگيهاي فرهنگ و حکومت جهاني مهدويت است روشن مي گردد.

تراز حکومت حضرت مهدي(عج) عدل است که در پرتوي آن، ديگر ارزشها جايگاه واقعي خود را مي يابند.

مرحوم شيخ صدوق در اين باره مي گويد: «يظهر الله به الأرض من کلّ جور و يقدسها من کل ظلم ... فاذا خرج وضع ميزان العدل بين النّاس، فلا يظلم احدٌ احداً.»

در حکومت جهاني حضرت مهدي جهان از هرگونه ستم پاک مي شود. آن گاه که ظهور کند، ميزان عدل را در ميان جامعه بشري بنا خواهد کرد، هيچ کس به ديگري ستم روا نخواهد داشت .

2 - استحکام پيوندهاي اجتماعي
به طور کلي تاروپود و ساختار هر تمدّني و حکومتي را افراد آن مي سازند. جامعه بشري با برخورداري از روح جمعي، پايه هاي حکومت را بنا مي کنند و بر پويايي و شکوفايي آن مي افزايند. انسانها پاره هاي پيکر هر حکومت مي مانند که به هر نسبت پيوند و زندگي جمعي آنان بيشتر باشد آثار پيشرفت و توسعه در آن حکومت نمايان تر است .

در آموزه هاي اسلامي مفاهيم و واژه هايي وجود دارد که پيام آنها بنيان گذاري و شکوفاسازي و استحکام روحيه جمعي و اجتماعي است. مانند اين کلمات «توادّ» «تراحم» «تعاضد» «تواصي» و از همه گوياتر واژه «تعاون» که خداوند در قرآن بعنوان يک دستور اجتماعي به انسانها مي فرمايد.

«تعاونوا علي البرّ والتّقوي ولا تعاونوا علي الأثم والعدوان» در نيکوکاري و خويشتن داري يکديگر را همکاري کنيد، در گناه و تجاوز همکاري نکنيد ».

بنابراين از آيات و روايات بخوبي استفاده مي شود که تعاون بر نيکي و نيکويي، به مفهوم گسترده آن فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي در يکي از ابزارهاي تمدّن اسلامي است و روشن است که پيدايش روح جمعي و تعاون ساخته و پرداخته حکومت اسلامي است .

پيدايش اين روحيه در جامعه اسلامي، پيشرفتهاي مادي و معنوي و توسعه مادي و تکامل معنوي گسترده اي به دنبال دارد و در زمينه هاي عاطفي و اخلاقي نيز از سازندگي چشم گيري برخوردار است .

استاد مطهري مي نويسد: «زنده بودن اجتماع به اين است که در افراد آن اجتماع روح اجتماعي و حسن اجتماعي و عاطفه اجتماعي وجود داشته باشد ... يعني خودت را همواره به جاي ديگران بگذار و براي آنها همان را بپسند که براي خود مي پسندي و همان را کراهت داشته باش که براي خويشتن کراهت داري».

همان طور که گفته شد مسئله تعاون نقش حياتي در تمدّن و جوامع بشري دارد از اين رو در سيره و روش زندگي پيامبر(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام) به نمونه هايي برمي خوريم که بر اين اصل بلند و بنيادي به روشني تأکيد شده است . در تاريخ آمده که روزي پيامبر(ص) در سفري که همراه ياران بودند در منزل گاهي براي پخت غذا نياز به هيزم بود پيامبر نيز در اين کار همکاري مي کند. و يا آن حضرت در کندن خندق در اطراف مدينه براي خود سهمي قرار داد و شروع به کندن مي کند .

در سيره امام علي(ع) نيز نمونه هايي فراوان ديده مي شود که آن حضرت در کارها و حرکت هاي جمعي شرکت مي جويد. امام صادق(ع) در هنگامه ها با مردم همراه مي شود که از جمله در زمان خشکسالي مدينه آنچه براي خود ذخيره کرده بود که تا پايان سال به مصرف برساند، به بازار عرضه کرد، که مبادا ذخيره سازي او به مردم آسيب برساند .

در مدينه، داستان ايثار و تعاون انصار نسبت به مهاجران، آنچنان گويا و روشن است که هرکس اندک آشنايي با آيات قرآن داشته باشد به اين حقيقت پي مي برد. قرآن از اين روحيه و سيره ي مسلمانان به نيکي و زيبايي ياد مي کند و با اين شيوه، ساختار حکومت اسلامي را که به دست تواناي پيامبر اکرم(ص) و مسلمانان با ايمان و خالص پايه ريزي شده، ترسيم مي کند .

«والذين تبوء الدار والايمان من قبلهم يحبّون من هاجر اليهم ولا يجدون في صدورهم حاجة مما اوتوا و يؤثرون علي انفسهم ولو کان بهم خصاصة و من يوق شحّ نفسه فاولئک هم المفلحون؛ کساني که قبل از ايشان در مدينه و در ايمان جاي گرفتند در حالي که هرکس را که به سوي آنان هجرت کرد دوست مي داشتند و در دل خويش نسبت به آنچه داشتند نيازي احساس نمي کردند و ديگران را بر خويش مقدم مي داشتند، گرچه آن چيز ويژه ايشان مي بود و کساني که بخل از درون مهار کند، همانا رستگارانند».

خلاصه سخن اينکه اين ويژگي در ساختار حکومت اسلامي و شکوفايي آن نقش بنيادي و اساسي داشته است و همين ويژگي در حکومت جهاني حضرت مهدي نيز به گونه ي گسترده پديدار خواهد شد .

در حکومت جهاني مهدويت ارزشهاي انساني مانند:

ايثار، انسان دوستي، تعاون و نوع دوستي، برادري، امدادرساني آنچنان ريشه دار و از استحکامي برخوردار است که گويي همگي در يک خانواده زندگي مي کنند و نيازهاي خويش را از جيب و کيسه ي يکديگر بدون مانع برطرف مي سازند «من» و «تو» در آن جامعه مفهومي ندارد بلکه آنچه معنا و حقيقت دارد «ما» است که خود را مي نماياند.

«قال اسحاق بن عمار: کنت عند ابي عبدالله(ع) فذکر مواساة الرجل لأخوانه و ما يجب عليهم فدخلني من ذلک امر عظيم. فقال انما ذلک اذا قام قائمنا وجب عليهم ان يجهزوا اخوانهم و يقووّهم». اسحاق بن عمار مي گويد نزد امام صادق(ع) بودم و از ياري و غمخواري هرکس با برادرانش و آنچه بر آنان واجب است سخن به ميان آمد .

من از اين موضوع در شگفت شدم امام(ع) فرمود: اين هنگامي است که قائم ما قيام کند، که در آن روزگار بر همگان واجب است يکديگر را ياري رسانند و يکديگر را نيرو بخشند. در آخرالزمان، اين مکارم اخلاقي و بزرگواري هاي انساني است که پايه هاي حکومت جهاني اسلام را استحکام مي سازند .

اما باقر(ع) مي فرمايد: «... حتي اذا قائم القائم جاءت المزامله و يأتي الرجل الي کيس اخيه فيأخذ حاجته لا يمنعه».

به هنگام قيام قائم «آل محمد» آن چه ديده مي شود دوستي و يگانگي و تعاون و الفت است تا آنجا که هرکس آنچه نياز دارد، از جيب ديگري برمي دارد، بدون هيچ دشواري و بازدارنده اي .

به راستي تصوير و ترسيم چنين جامعه اي چقدر دلپذير و دلنشين است. زيرا در حکومت و جوامع امروزي بخصوص غيرالهي رقابت و تفوق تنگاتنگ مادي در ساخته و زندگي هاي آنان موج مي زند و اساس ارزشهاي معنوي و کمالات انساني را دگرگون ساخته و روح جمعي و تعاون و همکاري و برادري را رخت بربسته و جوامع به دو دسته تقسيم شده: جامعه هايي که فقير و گرسنه هستند و هرچه تلاش مي کنند به حقوق خويش نمي رسند و مداوم به طور مستقيم يا غيرمستقيم تحت سلطه ي زورمداران و سلطه گران و بالاخره صاحبان قدرت مي باشند و هرگز توان خروج از اين وضعيت اَسفبار را ندارند. پس هميشه بايد تحت سلطه و فرمان آنان باشند .

دسته ي ديگر از جوامع صاحبان ثروت و مکنت و قدرتند که چيزي را بنام ارزش و کرامت انساني نمي شناسند و اصولاً ارزشهاي کمالات انساني را همان ثروت و قدرت و سلطه تعريف مي کنند. و اين چنين است که در روزگار ما در عصر حکومت جديد متأسفانه سرنوشت بني آدم را در عصر حاضر همين ها به دست گرفته اند و براي آنان خط و نشان مي کشند.

درست برخلاف آن در حکومت جهاني مهدويت، شيرازه نظام اجتماعي جهان بر تعادل و تعاون دور مي زند آنچنان روحيه ها پرورش مي يابد، غل و غش ها و ناخالصي ها و خودخواهي ها از ميان مي رود که «مزامله» يعني دوستي ها خالص مي گردد، پيوندهاي اجتماعي و انساني براساس تعادل و تعاون، راستي، درستي، يکدلي و يکرنگي استحکام پيدا مي کند و خلاصه فرهنگ مهدويت جان ها را با تزکيه و افکار و انديشه ها را با تعليم به پاکي و پاکيزگي سوق مي دهد.



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 10 اردیبهشت 1389  ساعت 10:10 PM

مقام معظم رهبری در پیام نوروزی امسال، طی سخنانی ضمن تبریک سال نو و برشمردن درسهای سال قبل، سال جدید را به عنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف نامیده و فرمودند:

براى اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاى كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم تر و پرتلاش تر كنيم. من امسال را به عنوان سال « همت مضاعف و كار مضاعف » نامگذارى مي‌كنم. به اميد اينكه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سياسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‌ى عرصه‌ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.
حال این سوال به ذهن متبادر می شود که منظور دقیق مقام معظم رهبری چیست؟ کار و همت مضاعف چه چیزی هست؟ و در مقابل افزایش کدام فعالیتها کار و همت مضاعف محسوب نمیشود؟
« همت مضاعف ، كار مضاعف » چه چیزی هست ؟
باتوجه به نگاه رهبر معظم انقلاب، به نظر می رسد "همت مضاعف - كار مضاعف" دارای دو جنبه اساسی است:
1- افزایش بهره وری در کارها ، منابع انسانی و منابع مالی و فیزیکی :
این مساله برای همه ما ملموس می باشد که سطح بهره وری در ایران بسیار پایین بوده و این امر بدون تردید به هنجارها و الگوهای رفتاری برخاسته از فرهنگ عمومی که طی سالیان سال در لایه های مختلف جامعه نهادینه شده است مرتبط می باشد.لذا برای اینکه در کشور کار مضاعف انجام گیرد شرط لازم این است که می باید اولا اراده تغییر در تک تک افراد حاصل شده و مردم بیش از پیش نسبت به کار خود حس تعهد داشته باشند،تا به مرور زمان فرهنگ بی مسئولیتی و کم کاری از جامعه رخت بربندد و "کار و تلاش" ـ چنانکه در آموزه های دینی آمده است ـ در سطوح مختلف به صورت عملی و نه شعاری به یک ارزش ملی تبدیل شود .توجه به فرهنگ سازی برای افزایش وجدان کاری و بهره وری صحیح از منابع انسانی در همه سطوح از الزامات این امر است.
2- همت مضاعف و کار مضاعف در تحقق اهداف چشم انداز 20 ساله :
همانگونه که گفته شد سند چشم انداز 20 ساله چشم اندازی از موقعیت ایران را در سال 1404 ارائه می دهد که قدرت برتر سیاسی،اقتصادی،علمی و نظامی منطقه باشد.این اهداف کلی و آرمانی نیستند و برنامه های 5 ساله توسعه می بایست برای تحقق این اهداف طراحی و عملیاتی شوند.مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در مشهد مقدس ،یک روز پس از اعلام نام سال نو ضمن تاکید برجایگاه زیرساختهایی مانند نیروی انسانی جوان و متخصص،زیرساختهای عظیم صنعتی و مواصلاتی و از همه مهم تر سند چشم انداز 20 ساله خواستار کار مضاعف و همت مضاعف در حوزه های زیر شدند:
1- همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى و ...
2- همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد، در چارچوب اصلاح الگوی مصرف و هدفمندی یارانه ها
3- همت مضاعف و كار مضاعف در كيفيت بخشيدن به توليدات داخلى
4- همت مضاعف و كار مضاعف در تأمين سلامت و ورزش همگانی
5- همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى
6- همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون
7- همت مضاعف و كار مضاعف در مبارزه‌ى با فقر، در مبارزه‌ى با فساد، در مبارزه‌ى با بى‌عدالتى.

آسیب شناسی « همت مضاعف ، كار مضاعف »
1- پوستر ، پلاکارد و بنر مضاعف !
همان گونه که گفته شد پیامهای مقام معظم رهبری صرفا نمادین نیست بلکه حاوی مطالبات مهمی از مردم و مسولین است.یکی از آسیبهایی که متاسفانه به محتوای پیامهای مقام معظم رهبری در ابتدای سال وارد می شود توقف مسوولین در ظاهر پیام است.صدا و سیما بلافاصله لوگوی نام سال را به آرم شبکه ها اضافه می کند،مجریان صدا و سیما این نام را گرامی می دارند،شهرداری به صورت بنرها بزرگ نام سال را آماده و در خیابانها نصب می کند و بعد از اتمام تعطیلات روابط عمومی ادارات مختلف به آماده سازی اقلام تبلیغی در این زمینه اقدام می کنند.اگرچه تمامی این فعالیتها در جهت ایجاد نشاط اجتماعی و آگاهی بخشی به اقشار مختلف مردم و مسوولین در سطح معقول لازم است اما صرف توقف در آنها کافی نیست.یکی از آسیبهایی که متاسفانه سالهای گذشته با نام های سال انجام شد برخورد صرفا تبلیغی با نام سال بود.نهادهای اجرایی،تقنینی و قضایی می بایست به صورت موثری از فعالیتهای تشریفاتی و تبلیغی فاصله گرفته و به صورت عملیاتی برنامه های خود را برای وصول به اهداف سال در سه سطح کوتاه،میان و بلند مدت اعلام و فعالیتهای اجرایی خود را در این چارچوب سامان دهند.در انتهای سال نیز می بایست شرحی از فعالیتهای انجام شده و برنامه های تداوم بخش آن نیز درسالهای آینده اعلام گردد .همینگونه که مقام معظم رهبری در باره عدم اتمام اصلاح الگوی مصرف در سال 1388 فرمودند:
سال گذشته ما عرض كرديم: سال اصلاح الگوى مصرف. من همين جا در روز اول سال تصريح كردم: اصلاح الگوى مصرف چيزى نيست كه در يك سال بتواند اتفاق بيفتد. سال گذشته را گفتيم سال شروع حركت به سمت اصلاح الگوى مصرف است. خوب، حركتى آغاز شد. من نميتوانم اين را بگويم كه الگوى مصرف اصلاح شد؛ نه، ما هنوز خيلى فاصله داريم. .... بايد ما اصلاح الگوى مصرف را دنبال كنيم. سال 88 مسئولين كارهائى كردند، برنامه‌ريزى‌هائى كردند، تحقيقاتى كردند، اما اين كار نبايد متوقف بماند. اين، جهت را نشان داد؛ معلوم شد كه در سال 88 مسئله‌ى اصلاح الگوى مصرف يك مسئله‌ى اساسى است .
2- کار مضاعف اما بدون برنامه !
جمهوری اسلامی در مسير راهبردی خويش پله‌های تكامل را طی می‌كند. توجه به چشم‌انداز بيست‌ساله، برنامه‌ريزی براساس دهه پيشرفت و عدالت، داشتن برنامه توسعه پنج ساله و سرانجام راهبردهای يك‌ساله كه خود را در قالب نام سال نشان می دهد ،حكايت از اهتمام سامانمند جمهوری اسلامی برای رسیدن به تمدن بزرگ اسلامی با نگاهی برنامه ریزی شده و از پیش طراحی شده داردد.برنامه ریزی اصل مقدم تمام کارها و همتها است و بدون برنامه ریزی و توجه به برنامه های موجود نمی توان کاری از پیش برد.نکته مهم در این زمینه این است که درباره سالی كه نام"همت مضاعف - كار مضاعف" در شناسنامه‌اش ثبت شده است، بايد تصريح شود كه در پنج سال اخیر تمام سازكارهای نرم افزاری، قانونی و شكلی كلان‌ نظام، تدوین، تعیین و ابلاغ شده است. اكنون تنها 15 سال تا خط پایان 1404 كه آغاز برنامه بیست ساله دوم خواهد بود، زمان باقی مانده است و این مدت طبیعتا باید صرف كارهای بنيادی و زيربنايی گردد. بی توجهی به سند چشم انداز تکیه بر فعالیت اجرایی صرف ،کار مضاعف و همت مضاعف نیست.وظیفه اصلی تمام دولتها تحقق اهداف سند چشم انداز و قوانین مرتبط با آن است.لذا هر گونه حرکتی می بایست در جهت رفع عقب ماندگیهای احتمالی و یا نیل به اهداف چشم انداز 20 ساله کشور باید باشد.در همین چارچوب مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در حرم امام رضا(ع) فرمودند:
چشم‌انداز روشنى تعيين شده است - يعنى سند چشم‌انداز بيست ساله‌ى جمهورى اسلامى - اين سند باارزشى است. دولتهائى كه پشت سر يكديگر با انتخاب مردم بر سر كار مى‌آيند، ميتوانند بر اساس اين سند چشم‌انداز، اهداف را مشخص كنند؛ هر كدام بخشى از راه را بروند و دنباله‌ى كار را به دولت بعدى بسپارند. وجود سند چشم‌انداز، يكى از امكانات باارزش نظام جمهورى اسلامى است.
3- نمایش ، آمار و مصاحبه مضاعف !
مقام معظم رهبری خود اولین شخصی بودند که نسبت به این آسیب در سخنرانی خود در حرم رضوی هشدار دادند:
شعارهاي هر سال، نمايشي و تشريفاتي نيست و طبعاً همه مشكلات را هم حل نمي‌كند بلكه انگشت اشاره‌اي است كه راه و روش را نشان مي‌دهد كه امسال نيز با توجه به اهداف بلندتر ملت و كشور، بايد همتي برتر فراهم آورد و كارهاي بيشتر و جدي‌تر انجام داد.
یکی از آسیبهایی که با توجه به ماهیت این نامگذاری احتمال آن وجود دارد برخی عملکردهای نمایشی و تشریفاتی است.این نام با توجه ماهیت تلاش و سعیی که در خود مستتر دارد می تواند در نگاه مثبت باعث افزایش انگیزه های کاری،افزایش بهره وری در محیط کار،سرعت گرفتن انجام پروژه های ملی گردد.چیزی که مراد از نامگذاری این سال بوده است.اما یکی از آفات فرهنگ مدیریتی جامعه ما که دوره ها مختلف مرتبط است ،انجام فعالیتهای نمایشی،کنفرانسهای مطبوعاتی پی در پی ،بازدیدهای سرزده با حضور خبرنگاران !!،فرهنگ افتتاح و کلنگ زنی بی رویه ،افتتاح پیش از موقع برخی پروژه ها و یا چند باره آنها بوده است.انشالله با همت مسوولین محترم این گونه اقدامات در سال همت و کار مضاعف جایی نخواهد داشت و خدمت رسانی مضاعف ،مردم را از ثمرات شیرین شجره طیبه انقلاب بهره مند خواهد کرد.
4- سمینارها ، همایشها و هم اندیشیهای مضاعف !
یکی از دلایلی که موجب عدم تحقق مطالبات مقام معظم رهبری در ابتدای سال از مردم و مسوولین می شود نگاه صرف سمیناری و همایشی به آن است.اگر چه سمینارها و همایشها محفلی مناسب برای هم اندیشی به منظور اتخاذ راهکارهای مناسب می باشد اما متاسفانه در کشور ما نهادهای اجرایی خود به برگزاری این همایشها اقدام و نفس این گونه برنامه ها را تحقق خواسته های مقام معظم رهبری فرض می کنند.همایشهای پی در پی که بعضا دارای موضوعات مشترک هستند می تواند به صورت مشترک و همه جانبه دیده شود که از صرف منابع موازی مالی و انسانی جلوگیری گردد.اما باید توجه داشت که تنها برگزاری همایش ناکافی بوده و نشان از ضعف اجرا دارد.

نتیجه گیری :
برای تحقق مسمای نام همت مضاعف و کار مضاعف می بایست از آسیبهایی مانند فعالیتهای تبلیغی صرف،همایش محوری بدون اجرا ،بی توجهی به برنامه ها و اسناد بالا دستی به بهانه انجام کار بیشتر و هم چنین فعالیتهای نمایشی و رسانه گرای صرف احتراز و در چارچوب اصلاح فرهنگ کاری در سطح مردم و در سطح مسوولین در حوزه های هفتگانه مد نظر مقام معظم رهبری در چارچوب سند چشم انداز بیست ساله اقدامات و برنامه ها را توسعه داد.این فرایند محدود به یک سال نبوده و در طی سنوات آینده نیز می بایست تداوم یابد



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
Powered By Rasekhoon.net