همت بلندآر
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انقلاب اسلامي ايران بزرگ ترين تحول قرن چهاردهم هجري قمري و بيستم ميلادي و نقطه عطف درتحولات جهاني است. امام خميني رضوان الله تعالي عليه در وصيت نامه خويش فرمودند: اين انقلاب بزرگ كه دست جهان خواران و ستمگران را از ايران بزرگ كوتاه كرد با تاييدات غيبي الهي پيروز گرديد و اگر نبود دست تواناي خداوند امكان نداشت.

ايشان در همين نوشتار انقلاب اسلامي ايران را « امانت الهي » و « هديه غيبي » و « تحفه الهي » و « پديده الهي » دانسته اند كه از جانب خداوند منان به ملت ايران عنايت شده است. بي ترديد اين نعمت بزرگ الهي نيازمند پاسداري و حفاظت است. بقا و دوام انقلاب اسلامي بدون تحقق شرايط و لوازم آن امكان پذير نيست. رهاكردن انقلاب در بين راه و كوتاهي در رساندن انقلاب به تمام اهداف بزرگ و بي پايان آن از آفات انقلاب است. خستگي انقلابيون تنبلي بي حالي نااميدي سستي و بي حوصلگي آنان خطر بزرگي است كه انقلاب را تهديد مي كند. حضور در تمام صحنه هاي انقلاب و سعي و كوشش همه جانبه و تلاش دائمي در راستاي پاسداري از انقلاب اسلامي و فراهم نمودن شرايط و عوامل تداوم آن و ظيفه و تكليف الهي عمومي است. روحيه انقلابي تلاش تحرك پويايي فعاليت و نشاط انقلابي عامل بقا و پايداري انقلاب و ضامن رسيدن به اهداف بلند و نهايي انقلاب است.

پيامبر و امامان عليهم السلام پيوسته مسلمانان رابه « عمل صالح » و تلاش و كوشش دعوت كرده اند. امام باقرعليه السلام نيز در رهنمودهاي الهي خويش همگان رابه « عمل » و « جهاد » و « اجتهاد » و « بيداري » و « بلند همتي » و « پايداري » و « صبر بر اطاعت » و « خود نگهداري از معصيت خدا » و « شكر نعمت » و « معرفت » فرمان داده اند و آنان را از « تنبلي » و « بي كاري » و « كم كاري » و « كسالت » و « سستي » و « بي حالي و بي حوصلگي » بازداشته اند.

نفي تنبلي و بي حوصله گي

تنبلي و بي حوصله گي ريشه بسياري از ناكامي ها و شكست هاست امام باقرعليه السلام در نكوهش تنبلي و بي حوصله گي فرموده اند: اياك و الكسل و الضجرفانهمامفتاح كل شر من كسل لم يودحقا و من ضجرلم يصبرعلي حق از تنبلي و بي حوصله گي بپرهيز و دوري كن كه آن دو حالت كليد هر بدي و سرآغاز هرشري است ! هركه تنبل شد حقي را ادا نمي كند و آن كه بي حوصله و بي قرار باشد بر هيچ حقي صبر نمي كند و شكيبايي نمي ورزد. انقلاب اسلامي با اوصاف پيش گفته نعمت بزرگي است كه حقوقي رابرگردن هرايراني و هرمسلمان مي نهد. اداي اين حقوق و شكيبايي بررعايت اين حقوق باخستگي و تنبلي و كم حوصله گي امكان پذير نيست. تنبلي و بي حالي انقلابيون و ضعف و بي حوصله گي اقشار و طبقات جامعه انقلابي ايران آفت انقلاب و مايه درماندگي و نابودي انقلاب است. باتنبلي و بي حالي مردم انقلاب اسلامي در برابر دشمنانش رها مي شود و بي پشتيبان مي ماند و اشرار با شرآفريني و ضربه زدن به انقلاب اسلامي مردم را از خير و بركت انقلاب محروم نمايد.

امام باقر عليه السلام در حديث ديگر هشدار داده و درباره خطر تنبلي و كسالت فرموده اند: الكسل يضر بالدين و الدنيا تنبلي به دين و دنيا ضرر و زيان مي رساند. در سخن پيشين تنبلي دست مايه هر شر و بدي و در اين سخن نيز زيان بار براي دين و دنياي انسان ها شمرده شده است بنابراين براي تداوم انقلاب بايد از آن دست برداشت.

نكوهش تسويف و تواني

مسلمانان از به آينده و اگذار نمودن كارها و سستي در انجام امور نهي شده اند. امام باقر عليه السلام فرموده اند: اياك والتسويف فانه بحر يغرق فيه الهلكي و اياك و التواني فيمالا عذر لك فيه فاليه يلجا النادمون از امروز و فردا نمودن در كارها دوري كن كه آن همانند دريايي است كه هلاك شونده در آن غرق و نابود مي گردد و از سستي در آن چه كه در آن براي تو عذري نيست بپرهيز كه پناهگاه و ماواي پشيمانان و علت پشيماني است.

مطابق اين رهنمود ارزنده امام پنجم كوتاهي از انجام به موقع هركار و به تاخير انداختن آن و امروز و فردا نمودن و واگذاري كارها به آينده و آيندگان علت نابودي و هلاكت است. واگذاشتن كارها به فردا همانند فرورفتن در درياي بي پايان و بي كرانه اي است كه هلاكت و غرق شدن را در پي دارد. «تسويف» عامل ازدست دادن فرصت هاي طلايي و محروم شدن از تحرك و نشاط انقلابي و ترك اقدامات لازم و ضروري است. «تواني» و ضعف و سستي نيزعامل پشيماني است. اگر انقلابيون از فرصت هاي گوناگون براي كوشش و تلاش در راه رساندن انقلاب به اهداف الهي اش بهره برداري ننمايند با سستي و ضعف افراد و اقشار انقلابي جامعه فرصت ها از دست مي رود و يا تبديل به تهديد مي گردد و درنهايت پشيماني انقلابيون رادرپي خواهدداشت.

ارزش عمل صالح جهاد و اجتهادو اطاعت

تمام سفارش ها و موعظه هاي الهي امام باقر عليه السلام در راستاي تشويق انسان ها به كار و تلاش است. ايشان در دعوت به سخت كوشي فرموده اند: عليكم بالورع و الاجتهاد بر شماباد به ورع و تقوي و تلاش و اجتهاد. آن حضرت در برتري و ارزش جهاد و كوشش نيز فرموده اند: لافضيله كالجهاد و لاجهادكمجاهده الهوي هيچ فضيلتي همانند جهاد نيست و هيچ جهادي نظير مجاهده باهواي نفس نيست «اجتهاد» و «جهاد» به معناي تلاش و كوشش تمام و كامل است. بنابراين كارو تلاش خستگي ناپذير و تمام كوشش خويش رابه كاربردن و همه سعي خويش رانمودن و انجام كارها با تمام نيرو و توان رسالت هر انقلابي متعهد است. سخت كوشي و فعاليت و كوشش دائمي درراه پاسداري از دستاوردهاي انقلاب و تحقق اهداف و آرمان هاي اسلامي انقلاب بالاترين فضيلت و ارزش است زيرا مستلزم مجاهده باهواي نفس و نبرد با وسوسه هاي شيطاني و مبارزه باتنبلي و بي حالي و بي عاري و ضعف و سستي است.

در تعريف امام باقر عليه السلام از «ايمان» دو ركن مطرح است اسلام اقرار است ولي ايمان «اقرار» و «عمل» مي باشد در وصاياي امام باقر عليه السلام به جابر جعفي نير فرزندان دنيا اهل غفلت و غرور و جهالت اند و فرزندان آخرت مومنان «اهل عمل» و زهدو علم و فقه و اعتبار (پندو عبرت گرفتن ) و فكرند و از ذكر و ياد خداوند خسته نمي گردند در وصاياي آن حضرت به ابوحمزه ثمالي نيز موازرت و مساعدت و كمك بر «عمل صالح» كوبنده استكبارجهاني و سلطان ستمگر و شيطان و سوسه گرشمرده شده است مطابق رهنمودي ديگر از امام باقر عليه السلام صابران براداي فرائض الهي و متصبران بر ترك محارم در روز قيامت به فرمان الهي در امان اند. جابرجعفي گفته است: هجده سال در خدمت امام باقر عليه السلام بودم در زمان خروج و لحظه وداع عرض كردم: مرا موعظه و راهنمايي نماييد. امام فرمودند: اي جابر پس از هجده سال باز هم راهنمايي كنم ! عرض كردم: آري ! شما دريايي هستيد كه هرگز خشك نمي شود و كران ناپيداست. سپس امام باقر عليه السلام فرمودند: اي جابر از جانب من به شيعيانم سلام برسان و به آنان بگو: هيچ خويشاوندي ميان ما و خداي عزوجل نيست و راه تقرب به خداوند اطاعت از اوست. اي جابر! هر كه خدا را اطاعت و فرمانبري نمايد و ما را دوست بدارد اهل ولايت است و هر كه خدا را معصيت و نافرماني كند دوستي ما به او سودي نمي رساند.

امام باقر عليه السلام به برخي شيعيان هشدار دادند: ان و لايتنالاتدرك الابالعمل همانا ولايت ما جز با عمل درك نمي شود. براساس اين هشدارهاي امام باقر عليه السلام ادعاي دوستي اهل بيت بايد با سعي و كوشش در راه اطاعت خداي متعال توام باشد چون محبت امامان و فرمانبرداري خداوند تفكيك ناپذيرند و باهم سودمند و موثرند.

همت بلند

امامان عليهم السلام راهنمايان بشريت به عزت و كرامت و دورانديشي و همت بلند و اهداف بزرگ بوده اند. امام باقر عليه السلام در سفارش هاي ارزنده خويش به جابر جعفي فرموده اند: لاشرف كبعدالهمه هيچ شرفي همانند دوري و بزرگي همت و بلندهمتي نيست. در همين وصايا نيز گفته اند: استجلب عز الياس ببعدالهمه عزت نااميدي و بي نيازي از مردم را با دوري و بزرگي همت جلب نما! مطابق اين رهنمودهاي امام باقر عليه السلام داشتن برنامه هاي بزرگ و اهداف بلند و دور كه همواره انسان را به سعي و كوشش همه جانبه وادار نمايد مايه شرافت و عزت و بي نيازي از بيگانگان است. همت بلند و تلاش مناسب مومنان در راه رسيدن به اهداف بزرگ انسان ها را به خودباوري و خودكفايي و رهايي از وابستگي به كافران و بي دينان مي رساند. امام باقر عليه السلام به گروهي ازشيعيان هشداردادند: ياطالب الجنه ما اطول نومك و اكل مطيتك و او هي همتك اي جستجوگر بهشت چقدر خوابت طولاني و چهارپايت خسته و درمانده و همتت سست ضعيف و وارفته است. در اين سخن امام باقر عليه السلام به طالبان بهشت يادآوري شده است كه بهشت با سخت كوشي و تلاش كامل و سعي تمام و بابيداري و مركب راهوار و آماده و همت عالي و بلند و هدف هاي بزرگ به دست مي آيد.

شكرنعمت و مرگ طمع

شكرنعمت علت افزايش نعمت است. انقلاب اسلامي يك نعمت بزرگ الهي است. شكرنعمت انقلاب اسلامي رمزبقا و تداوم انقلاب است. شكر هر نعمتي بايد متناسب و هماهنگ با آن نعمت باشد. حفاظت از آثار و بركات انقلاب اسلامي و نبرد با دشمنان آن و پيشگيري از انحرافات و نفوذ آفات و سعي و كوشش همگاني در راه رساندن انقلاب به همه اهداف مقدس بزرگ آن از مظاهر و جلوه هاي شكر نعمت انقلاب اسلامي است.

امام باقر عليه السلام درباره افزايش نعمت ها با شكر و زوال نعمت ها با كفران نعمت و ترك شكر فرموده اند: استجلب زياده النعم بعظيم الشكر و توسل الي عظيم الشكر بخوف زوال النعم و اطلب بقا العز باماته الطمع با بزرگي شكر زيادي نعمت ها را جلب نما و به بزرگي شكر براي ترس از زوال و نابودي نعمت ها توسل بجو و بقاي عزت را با نابودي و مرگ طمع طلب نما!

در اين حديث يادآوري شده است كه زيادي نعمت معلول شكر و زوال نعمت نيز محصول ترك آن است و عزت و استقلال و كرامت انسان ها بانابودي و مرگ طمع باقي ماند و با طمع ورزي عزت از بين مي رود. از اين رو طمع ورزي كارگزاران و كارمندان دولت اسلامي و طمع ورزي اقشار و طبقات جامعه و رفاه طلبي و زراندوزي و فرمانبرداري از طمع عزت كشور اسلامي ايران را در جهان متزلزل مي كند و به استقلال و شرف و كرامت مردم صدمه زند.

نقش علم و معرفت درعمل صالح

«عمل صالح» بيش از هر چيز ديگر در بقا و تداوم انقلاب اسلامي موثر است. بي ترديد عمل صالح انقلابي در گرو شناخت درست انقلاب است. شناخت عميق انقلاب اسلامي راهنماي عمل صالح انقلابي است. تنها با آگاهي از ماهيت انقلاب و شناخت اهداف ارزش ها و آرمان الهي آن عمل صالح و اقدامات شايسته سازنده و سودمند در جهت بقا و توسعه و كمال انقلاب اسلامي انجام مي شود. امام باقر عليه السلام فرموده اند:

لايقبل عمل الابمعرفه و لامعرفه الا بعمل و من عرف دلته معرفته علي العمل و من لم يعرف فلاعمل له

هيچ عملي جز با معرفت قبول نمي شود و معرفت جز با عمل نيست و هر كه بشناسد معرفتش او را بر عمل دلالت و راهنمايي مي نمايد و هر كه نشناسد پس عملي براي او نيست»

اين حديث بر پيوند استوار «معرفت» و «عمل» تاكيد دارد به گونه اي كه معرفت را راهنماي عمل صالح مي شمارد و عمل بي معرفت را بي ارزش مي داند به حدي كه عمل بي معرفت را هيچ مي بيند. از اين رو كوشش در راه شناخت صحيح انقلاب اسلامي براي عمل صالح انقلابي و اقدامات تاثيرگذار در بقا و دوام و تكامل انقلاب ضروري است.

پی نوشت ها :

1 ـ صحيفه نور مجموعه رهنمودهاي امام خميني (ره ) سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي چاپ اول ج 21 ص 175

2 ـ صحيفه نور ج 21 ص 176

3 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 174 و ص 187

4 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 18

5 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 164

6 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 179

7 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 165

8 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 177

9 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 165

10 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 178

11 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 176

12 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 182 و ص 183

13 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 188

14 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 165

15 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 164

16 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 171

17 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 165

18 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 174

نويسنده : محمّدرضا جواهرى 

منبع : روزنامه جمهوری اسلامی

 

ادامه مطلب

 

 

در اوج فضاي سياست زده و هيجاني سال هاي 82 و 83 كه به نام توسعه سياسي و اصلاحات بسياري از ارزش هاي بنيادين انقلاب اسلامي به چالش كشيده شده بود ، با نامگذاري سال 83 به عنوان « نهضت خدمت رساني » از سوي مقام معظم رهبري ، فضاي كار و تلاش آنچنان در كشور اشاعه داده شد كه كمتر كسي گمان مي‌كرد اين نامگذاري نمادين مي‌تواند در برون رفت از آن فضاي التهابي نقش اساسي داشته باشد.

سال 89 كه از سوي مقام رهبري به نام « همت مضاعف ، كار مضاعف » نام گذاري شده است، هم در ساحت هايي اشتراكاتي با آن سال‌ها دارد كه مهم ترين آن خروج از فضاي التهاب‌زده پس از انتخابات 22 خرداد 88 است.

اين نامگذاري افزون بر اين هدف، بيانگر مخاطب قرار دادن مسوولان در خدمت بي‌شائبه به مردم است كه همواره در خط مقدم در عرصه‌هاي مختلف بوده‌اند. رهبري در اهداف و محورهاي مهم نامگذاري سال بر 10 فرمان و نكته كليدي تاكيد كرده‌اند: «نزديك شدن به هدف‌هاي بزرگ، طي كردن راه‌هاي نرفته، استفاده بهينه از منابع و امكانات موجود، توجه بايسته به امر علم و تحقيق، كيفيت بخشيدن به توليدات داخلي، توجه به سلامت مردم، اهميت يافتن ورزش همگاني، سرمايه‌گذاري و كارآفريني، توليد فكر كتابخواني و افزايش معلومات عمومي و بالاخره مبارزه با فقر، فساد و بي‌عدالتي» اصلي‌ترين محورهاي اين نامگذاري محسوب مي‌شود.

درخصوص سال «همت مضاعف، كار مضاعف» آنچه بايد در اولويت كاري مسوولان به مثابه تابلوي راهنماي كار قرار گيرد، عبارت است از كم حرف زدن مسوولان، به حاشيه راندن شعارها و سرلوحه قرار دادن كار و تلاش مضاعف، قانونگرايي و فصل‌الخطاب دانستن آن و پرهيز از استبداد راي و يكه‌سالاري، رونق اقتصادي، افزايش توليد، ايجاد اشتغال، سرعت بخشيدن به پيشرفت و آباداني كشور، تبديل تهديدها به فرصت‌ها، كاهش دشمني‌ها و افزايش دوستي‌ها، كاهش تعطيلات در كشور بخصوص خاتمه دادن به رويه‌اي كه در سال‌هاي اخير باب شده است و ايام كاري بين تعطيلات را تعطيل مي‌كنيم.

براي آن كه نامگذاري سال‌ها به اهداف خود برسد، آسيب‌شناسي نامگذاري‌هاي گذشته و بررسي رابطه معنادار سال‌ها با يكديگر يك ضرورت است. همچنين طراحي سازوكاري براي نظارت، پايش و مديريت سال، ضرورتي جدي است. بنا نيست به خاطر نامگذاري سال، همايش‌ها و سمينارها برگزار و هزينه‌هاي فراواني از بيت‌المال صرف شود تا درباره اهميت كار و همت صحبت كنيم؛ چرا كه در فرهنگ فارسي و آموزه‌هاي ديني ما، كار و همت معادل واژه‌هايي چون «تلاش و كوشش جدي، رستگاري، ثبات داشتن، اعتدال، به‌روز بودن و به فردا موكول نكردن، نيت پاك و روشن، تدبير داشتن، رسيدن به هر آنچه خواستن و بالاخره به سرانجام رساندن» است.

مردم ژاپن كه در سختكوشي و همت بلند، پيشينه روشن دارند، امروزه براي ساير ملل الگو شده‌اند. توشيوو دوكو، يكي از بنيانگذاران ژاپن امروز مي‌گويد: «ما نه منابع طبيعي، نه قدرت نظامي در اختيار داريم. بزرگ‌ترين و گرانبهاترين ثروت ما كه منبعي پايان‌ناپذير است، ظرفيت ابداع مغزهايمان است كه بايد آن را بسط داد.»

ما ايرانيان همواره در عرصه‌هاي مختلف همت‌هاي بلند داشته‌ايم و در ادبيات ايران‌زمين، سخن از اهتمام فراوان است:

همت بلند دار كه نزد خدا و خلق

باشد به قدر همت تو اعتبار تو

همت بلند دار كه مردان روزگار

از همت بلند به جايي رسيده‌اند

اميد آن كه سال 89 كارنامه دولتمردان و مسوولان مملو از ارائه خدمات درخشان به مردم و اهتمام بايسته مردم در تحقق عملي سال همت و كار مضاعف باشد.

نويسنده : علي دارابي   

منبع : روزنامه جام جم


ادامه مطلب

 

 

دميري در حيوة الحيوان مي نويسد: روزي حضرت رسول صلي الله عليه و آله در مسافرت به شخصي برخوردند و ميهمان او گرديدند. آن شخص ‍ پذيرائي شاياني از حضرت نمود. هنگام حركت آن جناب فرمود چنانچه خواسته اي از ما داشته باشي از خداوند درخواست مي كنيم تو را به آرزويت نائل نمايد. عرض كرد از خداوند بخواهيد بمن شتري بدهد كه اسباب و لوازم زندگي ام بر آن حمل نمايم و چند گوسفند كه از شير آنها استفاده كنم پيغمبر صلي الله عليه و آله آنچه مي خواست برايش تقاضا نمود، آنگاه رو به اصحاب كرده فرمود اي كاش همت اين مرد نيز مانند عجوزه بني اسرائيل بلند بود از ما مي خواست كه خير دنيا و آخرت را برايش بخواهيم .
عرض كردند داستان پيره زن بني اسرائيل چگونه بوده، آنجناب فرمود، هنگاميكه حضرت موسي خواست با بني اسرائيل از مصر به طرف شام برود راه را گم كردند بهر طرف جستجو نمودند از راه اثري نيافتند . حضرت موسي ترسيد مانند سابق در سرگرداني گرفتار شوند اصحاب خود را جمع نموده پرسيد آيا شما به مردم مصر وعده اي داده ايد كه با رفتن از اين شهر خلف وعده شود. در پاسخ گفتند بلي، چنين از پدران خود شنيده ايم: وقتي حضرت يوسف مشرف به مرگ شد از مصريان تقاضا نمود هر وقت خواستند به شام بروند جنازه ي او را همراه خود ببرند و در كنار قبر پدرش ‍ يعقوب به خاك سپارند. اجداد ما قبول نموده اند حضرت موسي فرمود به مصر برگرديد تا بوعده خود وفا نمائيد و گرنه هرگز از اين سرگرداني نجات نخواهيد يافت . به مصر بازگشتند .
حضرت موسي از هر كس جوياي محل قبر يوسف شد اظهار بي اطلاعي مي نمود به انجناب اطلاع دادند كه عجوزه ايست ادعا دارد من قبر يوسف را مي دانم در كجا است دستور داد او را احضار كنند. فرستاده ي موسي كه پيش پيره زن آمد و او را از جريان مطلع نمود ان زن گفت به حضرت موسي عرض كنيد اگر احتياج به علم من پيدا كرده او بايد پيش من بيايد زيرا ارزش ‍ دانش چنين مقتضي است پيغام پيره زن را به موسي رسانيدند تصديق نمود و از همت عالي و نظر بلند او در شگفت شد پيش آن زن آمد و از محل قبر يوسف استفسار كرد. عجوزه گفت يا موسي علم قيمت دارد من سالها است اين مطلب را در سينه خود پنهان كرده ام در صورتي براي شما اظهار مي كنم كه سه حاجت از براي من برآوري. حضرت فرمود حاجتهاي خود را بگو .
گفت اول آنكه جوان شوم دوم به ازدواج شما درآيم سوم در آخرت هم افتخار همسري شما را داشته باشم .

حضرت موسي از بلند همتي اين زن كه با خواسته خود جمع بين سعادت دنيا و آخرت مي كرد و متعجب شد از خداوند درخواست نمود هر سه حاجت او برآورده شد .
در اين هنگام محل قبر يوسف را به اين شرح افشاء نمود. گفت وقتي يوسف از دنيا رفت مصريان در محل دفن او اختلاف نمودند هر طايفه اي مي خواستند قبر آنجناب در محله ايشان باشد دامنه اختلاف نزديك بود به شمشير منتهي شود براي رفع نزاع قرار شد بدن حضرت يوسف را در تابوتي بلوري بگذارند و روزنه هاي آن را مسدود كنند و تابوت را در داخل نهريكه وارد مصر مي شود دفن نمايند تا آب شهر مصر از روي قبر يوسف بگذرد و در محلات گردش كند هم از فيض قبر او استفاده كنند .

محل قبر را به حضرت موسي نشان داد. موسي تابوت را بيرون آورد و در شش فرسخي بيت المقدس محليكه معروف به خليل قدس است رو بروي قبر يعقوب دفن نمود در كنار قبر حضرت ابراهيم عليه السلام . 

كتاب داستانها و پندها جلد چهارم   


ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :5   1 2 3 4 5