مقدمه و طرح مسأله در ميان عوامل توليد،کارجايگاه ممتازي دارد، به ويژه
که با انسان و اراده ي او سروکار دارد.ازاين رو، مي تواند جهت گيريهاي
مختلف و متفاوتي داشته باشد.جهت گيري هاي متفاوت، آثارفردي و اجتماعي
متفاوتي نيز درسطح هر جامعه برجاي خواهد گذاشت.به همين دليل ضرورت دارد
جهت گيري هاي مطلوب دراين امرشناخته شود.به نظر مي آيد مهم ترين جهت گيري
ها توجه به استراتژي توسعه ي کارآفريني است که در برنامه ي چهارم توسعه
نيز بر آن تأکيد شده است . تعريف کارآفريني : کارآفريني،فرآيند پذيرش مخاطرات و پيامدهاي تأسيس کسب
و کار بر مبناي انديشه ها و ايده هاي است که نتيجه ي آن ايجاد فرصت هاي
شغلي و بهبود شرايط اقتصادي و ارتقاي توانمندي جوامع خواهد بود.به عبارت
ديگر کارآفريني فرآيند ايجاد ثروت و هدايت خلاقانه ي منابع، خلق سازمان يا
سازمان هاي جديد و نيزتوسعه ي موقعيت هاي اقتصادي و روش اداره و مديريتي
است که فرصتها را کنترل و تعقيف کرده و به عنوان شيوه اي عالمانه
اززندگي، با درک ظرفيت هاي بلااستفاده، زمينه را براي بهره گيري از آن
فراهم مي سازد، و براي رسيدن به آرمان رشد اقتصادي رفاه اجتماعي به وسيله
ي افزايش سرانه ي توليد کاهش نرخ بيکاري به جريان ها و شريان هاي اقتصادي
کمک هاي شايان توجه و مؤثري مي کند . تأثير آموزه هاي ديني در تقويت فرهنگ کارآفريني به نگرش ها و باورهاي ذهني و ساختاري پذيرفته شده،توسط
افراد يک جامعه يا سازمان، نسبت به کار،فرهنگ کار آن جمع مي گويند.برمبناي
اين تعريف، فرهنگ کارآفريني عبارت است از:مجموعه ي ارزش ها، باورها و دانش
هاي مشترک و پذيرفته شده ي يک گروه کاري در انجام فعاليت هاي معطوف به
توليد و يا ايجاد ارزش افزوده.حال با توجه به اين تعريف مي توان چنين
نتيجه گرفت که باورها و اعتقادات ديني درتقويت و تضعيف فرهنگ کارآفريني
تأثير به سزايي دارند .
از يک سو،مسأله اي که در برآوردهاي آماري
اشتغال را با نارسايي مواجه کرده است، وجود نوعي «بداشتغالي»است که در
برخي موارد، افزايش اشتغال به قيمت افزايش بيکاري پنهان و هم جهت با
بداشتغالي و ناديده گرفتن تخصيص بهينه بوده است .
ازديگرسو،بيکاري يک
مسأله اي اجتماعي و نشان دهنده ي اتلاف انرژي نيروي انساني است.از اين رو
از جمله دلايل توجه به توسعه ي کارآفريني، مي توان به قدرت آن در ايجاد
کسب و کارهاي جديد با ارزش افزوده ي بالا، توسعه ي کسب و کارهاي
موجود،افزايش درصد استفاده از ظرفيت هاي بدون استفاده ي توليد و به تبع آن
رشد اقتصادي و رفاه اجتماعي،کاهش نرخ بيکاري، افزايش سرانه ي توليد و
عدالت اجتماعي، که از مهم ترين دغدغه هاي نظام اسلامي به شمار مي آيد،
اشاره کرد .
ازآموزه هاي ديني براي تبديل کارآفريني به
فرهنگ و پيوند آن با هنجارهاي اجتماعي مي توان از ابزارهاي معنوي تشويقي و
تنبيهي فراواني استفاده نمود.برخي از اين آموزه ها،که در احاديث و روايات
بيانگر ابزارهاي تشويقي هستند، در ادامه مورد بررسي قرارمي گيرند


