از هر دری سخنی
فکر کنم خدا غربیه چون خیلی ها بر خلافه اونچه گفته عمل می کنن 
ایمیل مدیریت

یکی از بستگان امام سجاد علیه السلام خدمت آن حضرت آمد و ایشان را دشنام داد.حضرت در جواب او چیزی نفرمود،بعد از رفتنش به اصحاب خود فرمود:شنیدید چه گفت؟اکنون مایلم با من بیایید تا پیش او برویم و جواب مرا نیز بشنوید .

اصحاب عرض کردند:بهتر نبود همان جا جوابش را می دادید؟ زین العابدین علیه السلام نعلین خود را برداشت و حرکت کردو در راه این آیه را  می خواند:

والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین راوی گفت:از خواندن این آیه فهمیدیم به او چیزی نخواهد گفت.

به منزل آن مرد رسیدیم او را صدا زد و فرمود:بگویید علی بن الحسین است.همین که آن شخص فهمید امام  آمده ،بیرون آمد و آماده ی مقابله شد،چشم امام که به او افتاد فرمود:

برادر! اگر آن زشتی هاییی که شمردی در من هست از خدا می خواهم مرا بیامرزد اگر نیست خداوند تو را بیامرزد.

همین که سخن حضرت را شنید پیش آمد و پیشانی امام را بوسید و عرض کرد:آنچه عرض کردم در شما نیست من به این نسبت ها شیسته ترم.

هزار و یک حکایت اخلاقی نوشته محمدحسین محمدی




[ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390  ] [ 3:10 PM ] [ ابوالفضل محمدی فلاورجانی ]
نظرات 0

روبه روی آینه می ایستم،روسری ام را با دقت می بندم و بعدش هم چادرم را...و زیر لب می گویم: ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن ... و صفا می کنم با این آیه هایت ... همین آیه ها که حتی برای حرف زدن و راه رفتن و لباس پوشیدنم هم برنامه دارند،برای من،برای یک دختر مسلمان قرن بیست و یک.

1. دخترک آرام و باوقار،به پسر جوان نزدیک می شد.روحش هم خبر دار نبود که بیست و چند قرن بعد قرار است دختران مسلمان راه رفتن را از او یاد بگیرند! همانطور که روحش خبردار نبود که این رفتنش،مظهر استجابت دعای آن پسر جوان است،وقتی در نهایت استیصال به خدایش گفته بود: محتاج هر خیری است که به سوی او نازل می شود:انی لما انزلت الی من خیر فقیر.آیه ها راه رفتنش را اینطور روایت می کنند: تمشی علی استحیاء ... عظمت و ظرافتی که در لغت «استحیاء» نهفته است،آن قدر هست که با تعبیرش صفا کنیم و راه رفتن را از دختر شعیب یاد بگیریم!

2. می گویند:اگر اهل تقوی هستید،با ناز حرف نزنید که کسی در دلش طمع کند به شما:ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض .... می گویند: خوب و شایسته ومتین حرف بزنید.همین آیه ها  می گویند: قلن قولا معروفا: یعنی هم خوب حرف بزنید و هم حرف خوب بزنید. خودمانیم،شما صفا نمی کنید با این عبارت؟شرط اولش هم یادتان هست:اگر اهل تقوی هستید؛اگر نیستید که هیچ!

3. نمی دانم همان قدر که من با این صفت های تفضیلی در فضای آیات عفاف،ذوق می کنم،شما هم به وجد می آیید؟لحن را داشته باشید: ذلک ادنی... ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن... هو ازکی لکم و اطهر...؛این نزدیک تر است به پاکی و تقوا.این برای دل های شما و آن ها پاکیزه تر است.این به پاکی و طهارت نزدیک است...برای هر کس که پاکی می خواهد و طهارت قلب و برای هر کس که تقوا می خواهد و تزکیه ... برای هر کس که می خواهد و مگر آدم توی این فضا و با لحن این آیات،می تواند تسلیم نشود و بگوید پاکی و تقوا و طهارت و تزکیه نمی خواهد؟

4. می دانید فضای این آیات این دل مرا کجا می برد؟روایتی که خطبه ی فدک را نقل می کند،خوانده اید رفقا؟آن روایت قبل از بیان خود خطبه،حالات بانو را هنگام ورود به مسجد،برای بیان خطبه،توصیف می کند.این عبارت برای من،قدر و عظمتش اگر بیش تر از خود خطبه نباشد کمتر هم نیست: لاتت خمارها علی رأسها.بانوی من و شما روسری اش را پوشیدند. و اشتملت بجلبابها: و چادرش را هم. و اقبلت فی لمه من حفدها و نساء قومها: و در حلقه و میانه گروهی از زنان مومن،به سمت مسجدحرکت کرد. تطأ دیولها: لباسش آن قدر بلند بود که گاهی زیر پا قرار می گرفت.ما تخرم مشیتها مشیه رسول الله:چقدر راه رفتنش شبیه به راه رفتن پیامبر بود...آآآه... .

5. این آیه ها می گویند:ای پیامبر!به زنانت و دخترانت وبه زنان مومن بگو:جلباب هایشان را به خودشان بگیرند. می گویند:به زنان مومن بگو دور گردنشان را با روسری هایشان بپوشانند که این برای این که به پاکی و تقوا شناخته شوند بهتر است...

روبه روی آینه ایستاده ام؛روسری ام را با دقت می بندم و بعدش هم چادرم را...و زیر لب می گویم:ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن...این برای دل های شما و آن ها به طهارت نزدیک تر است. و ... صفا می کنم با این آیه هایت.

 

منبع :نشریه الکترونیکی چارقد

نوشته:مریم روست




[ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390  ] [ 3:10 PM ] [ ابوالفضل محمدی فلاورجانی ]
نظرات 0

خانواده واهل بیت (ع )

از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است

و جه دوستانی شایسته تر از« اهل بیت » برای عشق ورزیدن ، دوست داشتن ، رابطه قلبی داشتن ، به یاد آنان زیستن و نفس کشیدن و با عشق و محبت آنان فرزند تربیت کردن و جامعه ساختن .

وقتی با کسی یا کسانی رابطه داریم از آنان یاد می کنیم تماس گرفته و احوال پرسی می کنیم به دیدارشان می رویم مهمانی دعوتشان می کنیم در غم و شادی آنان شریک می شویم و این رابطه را در همه شئون زندگی خویش  جریان می دهیم .

اهل بیت همت ودودمان پاک پیامبر دوست داشتنی ترین خانواده ای هستند که می توان نام برده و پاک تر از آنان وچود ندارد و قرآن به طهارت آنان گواهی داده است

....... با این خاندان تا چه حد رابطه مودت و دوستی داریم ؟ تا چه حد  عترت پیامبر در خانواده ما حضور دارند ؟ آیا در گسترش عطر بوی محبت اهل بیت  در خانه و خانواده و فرزندان وبستگانمان فعال بوده ایم ؟

اگر عشق و انس با خاندان پیامبر یک وظیفه است تا چه حد خود و فرزندانمان یه این وظیفه عمل کرده ایم  و دیگران را به ادای این وظیفه فراخوانده ایم ؟......

امام صادق (ع )  : لا تَستَغِرمَوَدَّتَنا ، فَإنها مِنالباقِیات الصالِحات

مودت و دوستی ما را کم و کو چک مشمار ، چرا که از باقیات و صالحات و شایسته های ماندگار است .

با عترتیم و چون غزل عاشقانه ایم           بر شاخه بلند ولایت جوانه ایم

در دام عشق دانه رنج و بلا خوش است    عمریست ما اسیر همین دام و دانه ایم




[ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390  ] [ 3:08 PM ] [ ابوالفضل محمدی فلاورجانی ]
نظرات 0

سه خشت طلا عامل سه قتل

امام صادق (ع) : عیسی بن مریم به همرا سه نفر از یارانش برای بعضی حوائج حرکت کرده و در بین راه به سه خشت طلا بر خوردنمودند پس حضرت عیسی (ع ) به یارانش فرمود این خشت های طلا مردم را به کشتن می دهد سپس رد شد .

یکی از آنان گفت مرا حاجتی است و بازگشت و بعد از آن دو نفر هم به بهانه ای بازگشتند و هر سه بر سر خشت های طلا به هم رسیدند دو نفرآنها به نفر سوم گفتند برای ما خوارکی بخر پس او رفت وبرای آنها خوراکی خرید و در آن زهر ریخت تا آن دو را بکشد که در طلاها با او شریک نشود

آن دو هم با یکدیگر توافق کردند که وقتی امد او را می کشیم تا با ما شریک نگردد  هنگامیکهاو رسید آن دو برخواستند و وی را کشتند  سپس آن خوراکی های زهر آلود را خوردند و مردند .

آنگاه حضرت عیسی یه سوی آنان بازگشت وهر سه راگرد طلا ها ، مرده  یافت پس به اذن خدا آنان را زنده کرد و فرمود آیا به شما نگفتم این طلاها مردم را میکشد ؟




[ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390  ] [ 3:06 PM ] [ ابوالفضل محمدی فلاورجانی ]
نظرات 0

آقایی به بمبئی رفته بود و دیده بود در یک محله همه شیعه هستند ولی نماز نمی خوانند. به آن ها گفته بود :

 طوری نیست، اگر ماهی یک نماز بخوانید کافی است . البته چنین فتوی و دستوری نیاز به جرات و یقین دارد . لذا همه گفته اند اینکه چیزی نیست  و ماهی یک نماز خواندند .

مدت ها بدین منوال ماهی یک نماز می خواندند تا این که آن آقا به آن ها گفت : هفته ای یک نماز ، مدت ها گذشت تا این که فرمود : شبانه روزی یک نماز . کم کم صبح و شام ، تا این که نماز های یومیه را با کمال سهولت و بدون هیچ صعوبتی به آن ها تعلیم نمود و آنان را نماز خوان کرد و نتیجه ی مطلوب و نهایی را گرفت .

به ایشان گفته بودند : چگونه آن ها را در این مدت بی نماز گذاشتی ؟

گفته بود :

آن ها خود بی نماز بودند ، من بی نماز نکردم ،

 من با این روش آن ها را به تدریج نماز خوان کردم .

منبع:صدای سخن عشق،حامد اسلام جو




[ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390  ] [ 3:05 PM ] [ ابوالفضل محمدی فلاورجانی ]
نظرات 0

حمد:

 پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

این سوره برترین سوری قرآن است و شفای هر دردی است مگر مرگ.در روایت دیگری از ایشان آمده است:هر کس سوری حمد را بخواند به اندازه ی کسی که دو سوم قرآن را خوانده در قیامت پاداش می گیرد.

بقره :

رسول گرامی اسلام (ص):

هر کس آیه اول سوره بقره را به همراه آیت الکرسی و دو آیه بعد از آیت الکرسی و سه آیه ی آخر این سوره را بخواند در جان و مال خود ناخوشایندی نخواهد دید و شیطان به او نزدیک نمی شود و قرآن را فراموش نخواهد.

 العمران:

حضرت ختمی مرتبت(ص):

هرکس سوره ی آل عمران را بخواند به تعداد آیاتش امانی بر کل دوزخ به او می دهند، همچنین امام صادق (ع): هر کس سوره ی بقره و آل عمران را بخواند در روز قیامت همچون دو ابر بر او سایه می افکنند.

 

النسا: 

پیامبر اعظم (ص) می فرماید:

هر کس این سوره را تلاوت نماید گویا به اندازه ی هر مسلمانی که طبق مفاد این سوره ارث می برد در راه خدا انفاق کرده است و نیز پاداش کسی را که برده ای را آزاد کرده به او می دهند.

 المائده:

نبی مکرم اسلام(ص):

هرکس این سوره را بخواند به تعداد همه یهودیان و مسیحیانی که در این دنیا نفس کشیده اند ده حسنه به او داده می شود و ده گناه از گناهان او پاک می شود و ده درجه به درجات او افزوده می شود.

  الانعام:

در روایات آمده که هر کس این سوره را بخواند چون در هنگام نزول این سوره 70هزار فرشته آن را بدرقه کرده اند کسی که آن را بخواند در پرتو آن روح و جانش از سرچشمه توحید سیراب می گردد و تمام فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.

 الاعراف:

صادق آل عبا(ع) می فرمایند:

هر کس سوره ی اعراف را در ماه بخواند در روز قیامت از کسانی خواهد بود که نه ترسی بر آنهاست و نه غمی دارند و اگر در روز جمعه بخواند در روز قیامت از کسانی می باشد که بدون حساب به بهشت می روند.

الانفال:

امام صادق (ع) می فرماید:

کسی که سوری انفال را در هر ماه بخواند هرگز روح نفاق در او نخواهد بود و از پیروان حضرت علی(ع) خواهد بود و در روز قیامت از مائده های بهشتی بهره می گیرد تا وقتی که مردم از حساب خود فارغ شوند.

 

 روشن است که این فضایل پیوندی با محتوای این سوره دارد، محتوایی که هر گاه در زندگی انسان در بعد اعتقادی  و عملی او پیاده شود بدون شک مستحق این فضایل عظیم است  و اگر در این روایات سخن از تلاوت به میان آمده منظور تلاوتی است که  مقدمه ای برای عمل باشد.

 

بر گرفته شده ازتفسیر نمونه با تلخیص و ویرایش




[ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390  ] [ 3:02 PM ] [ ابوالفضل محمدی فلاورجانی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By R A S E K H O O N :.

درباره وبلاگ

آرزویم این است که برسد روزی که همه جووون ها راحت و زود ازدواج کنند
آمار سایت
کل بازدید : 14114 نفر
كل مطالب : 33 عدد
کل نظرات : 13 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : یک شنبه 18 بهمن 1388 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 18 فروردین 1394 
JavaScript Codes