خبر

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ خبر خوش آمد میگویم ... من غلامی ز غلامان توام یا زهرا / مستمندی به سر خان توام یا زهرا / از زمانی که به خود آمده ام فهمیدم / خاطر آشفته و حیران تو ام یازهرا


پرسش : 
در برخي مواقع به جهت سهولت كار بهتر است مرخصي سالانه كارگران به ساعت تعيين شود تا به عنوان مثال بتوان مرخصي هاي ساعتي و يا مرخصي كارگراني را كه از تعطيل توافقي هفتگي استفاده مي‌كنند سريع‌تر و دقيق‌تر محاسبه نمود. آيا مي‌توان مرخصي را به ساعت تبديل كرد؟

پاسخ : 
از آنجا كه ميزان مرخصي استحقاقي سالانه كارگران به موجب ماده 64 قانون كار بدون احتساب جمعه و تعطيلات رسمي معادل 26 روز كاري تعيين گرديده و از طرفي با توجه به 44 ساعت كار هفتگي و تعطيل روز جمعه (بدون توجه به توافق هائي كه ممكن است كارگر و كارفرما در زمينه تنظيم ساعت كار نموده باشند) هر روز كار معادل 7 ساعت و 20 دقيقه مي‌باشد (مگر آنكه طرفين با ساعات كار كمتري توافق كرده باشند) لذا هر كارگر (تمام وقت و با ساعت كار قانوني) در ازاء يكسال كار معادل 26 روز كاري كه هر روز آن معادل 7 ساعت و 20 دقيقه محاسبه مي‌شود (جمعاً 190 ساعت و 40 دقيقه) حق استفاده از مرخصي استحقاقي را خواهد داشت.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در برخي از كارگاهها از جمله رستورانها معمول است كه در ماه مبارك رمضان كارگاه تعطيل است و اين تعطيل را به حساب مرخصي كارگران مي‌گذارند آيا اين رويه به لحاظ مقررات قانون كار معتبر است؟

پاسخ : 
چنانچه براساس عرف و روال، در كارگاهي استفاده كارگران از مرخصي استحقاقي سالانه در ماه مبارك رمضان با تعطيل كارگاه معمول بوده باشد رويه مزبور عرف كارگاهي تلقي و به عنوان شرايط كار كارگران آن كارگاه معتبر خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در برخي از كارگاهها از جمله رستورانها معمول است كه در ماه مبارك رمضان كارگاه تعطيل است و اين تعطيل را به حساب مرخصي كارگران مي‌گذارند آيا اين رويه به لحاظ مقررات قانون كار معتبر است؟

پاسخ : 
چنانچه براساس عرف و روال، در كارگاهي استفاده كارگران از مرخصي استحقاقي سالانه در ماه مبارك رمضان با تعطيل كارگاه معمول بوده باشد رويه مزبور عرف كارگاهي تلقي و به عنوان شرايط كار كارگران آن كارگاه معتبر خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
بازخريد مرخصي هاي ذخيره شده كارگر در هنگام خاتمه قرارداد كار بر مبناي مزد كارگر بعمل مي‌آيد يا بر مبناي حق السعي او؟

پاسخ : 
ايام مرخصي استحقاقي سالانه كارگران به منزله روزهاي كار آنان بوده و همچنانكه در مورد پرداخت دستمزد مربوط به ايام مرخصي در حين اشتغال عمل مي‌شود در هنگام خاتمه قرارداد كار بازخريد مرخصي استحقاقي استفاده نشده نيز بايد بر اساس حق السعي كارگر محاسبه و پرداخت گردد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
علي‌رغم قانوني نبودن بازخريد مرخصي استحقاقي در زمان اشتغال، بعضي از كارفرمايان نسبت به بازخريد مرخصي كارگران اقدام و وجوه مربوط را به آنان پرداخت مي كنند تكليف چيست؟

پاسخ : 
در اجراي ماده 66 قانون كار، در هر سال 9 روز از مانده مرخصي استحقاقي كارگران خود به خود براي سنوات بعد ذخيره مي گردد و در اين خصوص نظر به اينكه مزد مرخصي استحقاقي استفاده نشده فقط در موارد خاتمه قرارداد كار قابل محاسبه و پرداخت مي باشد. بدين لحاظ بازخريد مرخصي در زمان اشتغال قانوناً مورد پيدا نمي‌كند لذا چنانچه نسبت به بازخريد مرخصي استحقاقي كارگران در زمان اشتغال اقدام شده باشد اين امر در ماهيت قضيه تغييري ايجاد نكرده و با منظور داشتن ذخيره قانوني مرخصي استحقاقي استفاده نشده (هر سال 9 روز)، دريافتي كارگران از بابت بازخريدي مرخصي استحقاقي جزء بدهي آنان به كارفرما محسوب مي شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مرخصي حج كه در ماده 67 قانون كار پيش بيني شده است علاوه بر مرخصي استحقاقي سالانه كارگر است يا بايد از محل مرخصي سالانه استفاده شود؟

پاسخ : 
مرخصي پيش بيني شده در ماده 67 قانون كار، امتيازي جدا از مرخصي استحقاقي سالانه نبوده و از محل همين مرخصي استفاده مي شود. بديهي است چنانچه كارگر ذيربط مرخصي استحقاقي ذخيره نداشته باشد مي تواند از مرخصي بدون حقوق استفاده نمايد توضيح اينكه در هر حال در صورت درخواست كارگر به استفاده از اين مرخصي، كارفرما مكلف به موافقت با آن خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در مورد اعطاي مرخصي تحصيلي به كارگران مشمول قانون كار، در قانون كار و مقررات تبعي براي كارفرمايان تكليفي پيش بيني شده است؟

پاسخ : 
در مقررات قانون كار به غير از مرخصي تحصيلي موضوع ماده 16 قانون كار كه يكي از انواع مرخصي بدون حقوق بوده و استفاده از آن موكول به توافق طرفين است پيش بيني خاصي در مورد تحصيل كارگران مشمول اين قانون در موسسات آموزش عالي يا مأموريت آموزشي و نظاير آن بعمل نيامده است و استفاده از آن منوط به وجود مقررات آموزشي در واحد مربوط و يا عرف و روال در كارگاه و يا پيش بيني موضوع در قرارداد كار منعقده في مابين طرفين خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در موارد خاص مانند فوت بستگان نزديك و يا ازدواج، آيا كارگر بايد از مرخصي سالانه خود استفاده كند يا مرخصي خاصي براي او در قانون كار در نظر گرفته شده است؟

پاسخ : 
طبق ماده 73 قانون كار كليه كارگران مشمول اين قانون در موارد ازدواج دايم، فوت همسر، پدر، مادر و فرزندان حق برخورداري از 3 روز مرخصي با استفاده از مزد را خواهند داشت. اين مرخصي با مرخصي استحقاقي سالانه كارگران بي ارتباط بوده و جداگانه قابل استفاده مي باشد. ضمناً زمان استفاده از 3 روز مرخصي موضوع ماده 73 قانون كار همزمان با فوت همسر، پدر، مادر و فرزندان و يا ازدواج دايم بوده و قابل انتقال و استفاده در زمانهاي ديگر نمي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
حداكثر مدتي كه كارگر مي تواند در طول سال از مرخصي استعلاجي استفاده كند چقدر است؟

پاسخ : 
در مقررات قانون كار محدوديتي براي مرخصي استعلاجي كارگران مشمول قانون كار پيش بيني نشده و به هر ميزان كه پزشك معالج تجويز نمايد مي توانند از مرخصي استعلاجي استفاده نمايند ضمناً اين نوع مرخصي ها اعم از كوتاه مدت و درازمدت تابع ضوابط و مقررات قانون تامين اجتماعي مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در دوران بيماري كارگر، پرداخت مزد با چه مرجعي مي باشد؟

پاسخ : 
پرداخت غرامت دستمزد كارگران بيمه شده در ايام مرخصي استعلاجي و مرخصي مربوط به ايام بارداري به عهده سازمان تأمين اجتماعي مي باشد كه بر اساس ضوابط و به ميزان مقرر در قانون تامين اجتماعي پرداخت مي گردد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا كارگر از بابت مدتي كه در مرخصي استعلاجي بوده استحقاق استفاده از مزاياي مقرر در قانون كار و مقررات تبعي را خواهد داشت؟

پاسخ : 
ماده 74 قانون كار مدت مرخصي استعلاجي را كه به تاييد سازمان تأمين اجتماعي رسيده باشد جزء سوابق كار و بازنشستگي كارگران شناخته است. به استناد ماده قانوني مذكور و با توجه به عرف معمول و رويه جاري، به ايام مذكور مرخصي استحقاقي سالانه، كمك عائله مندي، عيدي و پاداش و بن كارگري تعلق مي گيرد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مرخصي استفاده نشده كارگران مربوط به زمان حاكميت قانون كار مصوب 1337 آيا به بعد از تاريخ 14/12/1369 (تاريخ اجراي قانون كار جمهوري اسلامي ايران) قابل انتقال است يا خير؟ و در صورت انتقال، تا چه تاريخي بايد مورد استفاده قرار گيرد؟

پاسخ : 
در اجراي تبصره 2 ماده 14 قانون كار سابق، كارگر مي توانست تا تاريخ 14/12/69 كه قانون كار جمهوري اسلامي ايران به مرحله اجرا در آمده است حداكثر 24 روز مرخصي ذخيره داشته باشد، بديهي است چنانچه كارگر از مرخصي خود استفاده نكرده باشد، مرخصي مزبور با اجراي قانون كار جمهوري اسلامي ايران عيناً براي او محفوظ خواهد ماند و كارگر مي تواند وفق مقررات ماده 69 اين قانون از آن استفاده نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در برخي كارگاهها ميزان مرخصي استحقاقي سالانه كارگران در زمان حاكميت قانون كار سابق نه تنها از ميزان مقرر در آن قانون، بلكه از ميزان پيش بيني شده در قانون كار جمهوري اسلامي نيز بيشتر بوده است آيا پس از اجراي قانون كار فعلي مرخصي بايد الزاماً به ميزان مقرر در اين قانون باشد يا همان ميزان قبلي بايد رعايت شود؟

پاسخ : 
چنانچه مرخصي استحقاقي سالانه در يك واحد كارگري، پيش از اجراي قانون كار جمهوري اسلامي ايران، بيشتر از ميزان تعيين شده در اين قانون باشد استفاده از آن به همان ميزان قبلي به عنوان عرف و روال كارگاه تلقي و كماكان لازم الرعايه خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در ماده 65 قانون كار به “چهار جمعه” كه در ماده 64 اين قانون ذكر شده است اشاره‌يي نگرديده است. آيا چهار جمعه مزبور در پنج هفته مرخصي كارگران شاغل در مشاغل سخت و زيان آور به حساب نمي آيد؟

پاسخ : 
حكم ماده 64 قانون كار در خصوص احتساب چهار جمعه جزء مرخصي استحقاقي سالانه كارگران نسبت به ماده 65 نيز جاري بوده و به اين ترتيب مرخصي استحقاقي سالانه كارگراني كه به كارهاي سخت و زيان آور اشتغال دارند 31 روز كاري خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
ميزان مرخصي استحقاقي سالانه كارگران مشمول قانون كار چند روز است؟

پاسخ : 
طبق ماده 64 قانون كار ميزان مرخصي استحقاقي سالانه كارگران 26 روز كاري در سال است و ايام تعطيل هفتگي و يا تعطيل رسمي كه بين روزهاي مرخصي واقع مي‌شود جزء اين 26 روز محاسبه نمي شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا روزهائي را كه دولت به مناسبت هائي در طول سال به عنوان تعطيل عمومي اعلام مي كند ناظر بر بخش خصوصي نيز خواهد بود؟

پاسخ : 
به استناد بند يك ماده واحده مصوب مورخ 25/5/78 مجلس شوراي اسلامي، هيأت وزيران با كسب نظر موافق روساي قوه مقننه و قضائيه مي تواند به مناسبت بروز بعضي حوادث و وقايع بسيار مهم، بعضي نقاط يا سراسر كشور را تعطيل رسمي (عمومي) اعلام كند بديهي است تعطيلات رسمي و عمومي ناظر بر هر دو بخش دولتي و خصوصي مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه روزهائي از ايام هفته با تعطيلات رسمي برخورد كند ساعات كار قانوني كارگران در آن هفته چه ميزان خواهد بود؟

پاسخ : 
چنانچه هر يك از روزهاي هفته كه معادل 6 روز كار با ساعت كار روزانه 7 ساعت و 20 دقيقه مي باشد با تعطيل يا تعطيلات رسمي مواجه گردد براي هر روز تعطيل رسمي، ساعت كار هفتگي كارگر 7 ساعت و 20 دقيقه كاهش پيدا مي كند كه در صورت انجام كار در اين ايام مشمول دريافت اضافه كاري قرار مي گيرد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در بعضي از واحدهاي كارگري با توجه به توافق بعمل آمده بين كارگران و كارفرما هر دو هفته يك پنجشنبه تعطيل و كار آن روز در ساير روزها انجام مي شود در صورت برخورد تعطيل توافقي روز پنجشنبه با تعطيل رسمي و يا مصادف شدن تعطيلات رسمي با روزهاي كاري چه آثاري بر آن مترتب مي شود؟

پاسخ : 
چنانچه كارگران شركتي هر دو هفته يك پنجشنبه را تعطيل توافقي داشته و كار آنروز را با توجه به توافق به عمل آمده به ميزان روزانه 20 دقيقه در ساير روزها انجام دهند در اينصورت چنانچه كارگري در ايام هفته مرخصي استحقاقي روزانه بگيرد و يا روزهاي هفته با تعطيل رسمي برخورد كند چنين كارگري در ايام مذكور روزانه 20 دقيقه بيش از ساعات كار قانوني از مرخصي استحقاقي يا تعطيل رسمي استفاده كرده است كه به حساب وي منظور خواهد شد.

بديهي است در صورتي كه تعطيل توافقي پنجشنبه با تعطيل رسمي برخورد كند به نسبت ساعات كار روز پنجشنبه كه در ساير ايام هفته (دو هفته) انجام شده است جزء طلب كارگر محسوب مي گردد به اين ترتيب اين موارد در پايان ماه يا سال محاسبه و چنانچه كارگر از اين بابت طلبه كار شود به نسبت ساعات كار اضافي، اضافه كاري دريافت خواهد كرد و اگر در اين رابطه به كارفرما بدهكار گردد به حساب مرخصي وي گذاشته خواهد شد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري كه بر اساس قرارداد كار با مدت موقت بكار گرفته شده و به عضويت شوراي اسلامي كار در آمده است در صورت اخراج، حكم مراجع حل اختلاف با توجه به مصونيت كارگر چگونه خواهد بود؟

پاسخ : 
كارگري كه بموجب قرارداد كار با مدت موقت بكار گمارده شده است چنانچه يكسال به خاتمه قرارداد وي با كارفرما باقي مانده باشد مي تواند درخواست كانديد عضويت در تشكل‌هاي كارگري را بنمايد. بديهي است در قرارداد‌هاي كار با مدت موقت در صورتي كه به نظر مرجع حل اختلاف كارگر عضو تشكل كارگري مشمول مقررات موضوع ماده 28 قانون كار تشخيص داده شود حكم ادامه كار و انجام وظايف و امور شورايي براي كارگر حداكثر تا پايان مدت قرارداد موقت اعتبار خواهد داشت.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در قرارداد كار با مدت موقت چنانچه كارگر داوطلب عضويت در شوراي اسلامي كار شده باشد اثر انقضاي مدت قرارداد كار بر كانديداتوري وي چيست؟

پاسخ : 
اعتبار كانديداتوري كارگران مشمول قانون كار براي عضويت در شوراهاي اسلامي كار به اعتبار كارگر بودن آنان بوده و لذا چنانچه به دلايلي اين صفت از فردي سلب شده باشد نامزدي او براي عضويت نيز منتفي خواهد بود. لهذا در مورد كارگراني كه داراي قرارداد كار مدت معين بوده و بر اساس تجويز تبصره 3 ماده يك آيين نامه انتخابات شوراهاي اسلامي كار داوطلب عضويت در شورا مي‌شوند كانديداتوري آن‌ها تا هنگامي معني خواهد داشت كه رابطه كارگري و كار فرمايي آنان با كارفرماي مربوط خاتمه نيافته باشد. متذكر مي گردد انقضاي مدت در قراردادهاي كار با مدت معين در حكم خاتمه رابطه طرفين بوده و در اين مورد اطلاق اخراج فاقد توجيه قانوني خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در صورت سلب عضويت اعضاي شوراي اسلامي كار مبني بر تخلف از وظايف قانوني، مرجع رسيدگي به موضوع چه مراجعي هستند؟

پاسخ : 
ماده 7 قانون شوراي اسلامي كار در ارتباط با “سلب عضويت” اعضاي شوراها در زمينه تخلف آنها از وظايف قانوني و يا فقدان شرايط مذكور در ماده 2 اين قانون بوده و برا ساس ماده مزبور مرجع نخستين رسيدگي هيأت موضوع ماده 22 و مرجع رسيدگي به اعتراض فردي كه از وي سلب عضويت شده باشد دادگاه صالح (دادگاههاي عام دادگستري) تعيين گرديده‌اند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه كارگري با انقضاي قرارداد كار با مدت موقت وفق مقررات به عضويت شواري اسلامي كار در آمده باشد بعد از انقضاي مدت قرارداد در چه صورتي عضويت وي در شورا مي تواند استمرار يابد؟

پاسخ : 
كارگراني كه متعاقب انجام انتخابات به عضويت تشكل‌هاي كارگري در مي آيند چنانچه داراي قرارداد كار مدت موقت با كار فرما باشند چون مصونيت آنان به اعتبار كارگر بودن معني و مفهوم پيدا مي‌كند به اين جهت با انقضاي قرارداد موقت و قطع رابطه كارگري و كارفرمائي ادامه نمايندگي و مالاً مصونيت كه حاصل نمايندگي است مورد پيدا نخواهد كرد بديهي است در صورت تكرار و تمديد قرارداد كار موقت باقي مانده دوره نمايندگي و به تبع آن مصونيت كارگر در محدوده اعتبار مدت قرارداد تداوم خواهد داشت.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري كه داراي قرارداد كار مدت موقت با كارفرماست به دليل اشتغال در مشاغل دايم كارگاه به عضويت شوراي اسلامي كار در آمده است و قبل از پايان اعتبار دوره شورا، مدت قرارداد كار وي منقضي شده است تكليف چيست؟

پاسخ : 
در قانون شوراي اسلامي كار به داشتن قرارداد كار دايم به عنوان شرايط لازم براي نمايندگي كاركنان در شوراي اسلامي كار اشاره يي نشده است و بنظر با عنايت به تبصره يك و سه ماده يك آيين نامه انتخابات قانون شوراهاي اسلامي كار كه براي انتخاب كنندگان اشتغال در يكي از مشاغل دائم واحد را شرط كرده است داشتن قرارداد كار با مدت موقت براي انتخاب شوندگان قانوناً ايرادي نداشته و صرف اشتغال در يكي از مشاغل دايم كافي مي باشد. علي ايحال و از آنجا كه عضويت در شورا با استفاده از بند “ب” ماده 2 قانون شوراي اسلامي كار مستلزم اشتغال در كارگاه و به عبارت ديگر وجود رابطه استخدامي با واحد مي باشد طبيعتاً از دست دادن شرط اخير موجب سقوط سمت نمايندگي و در نتيجه لغو عضويت در شورا خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه فعاليت يك واحد دايمي باشد اما همه ساله مقطع معيني از سال را كارگاه فعاليت نكند آيا اطلاق كار فصلي به آن صحيح مي‌باشد؟

پاسخ : 
چنانچه تعطيل كارخانه در مقطع معيني از سال امري استثنايي نبوده و همه ساله تكرار مي شود اطلاق صفت فصلي به فعاليت شركت بلااشكال مي باشد. ضمناً در فعاليتهاي فصلي تعطيل كار در دوره زماني حد فاصل پايان فصل كار و شروع فصل بعدي در طبيعت اين نوع فعاليت‌ها مستتر بوده و كارگران با اشتغال در اين فعاليتها به ميل و اراده خود آنرا پذيرا مي شوند و لذا نمي توان آنرا در زمره بيكاريهاي بلااراده مورد نظر در قانون بيمه بيكاري دانست.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در كارهاي فصلي نوعي خاص از قرارداد كار مورد استفاده قرار مي گيرد يا هر سه نوع قرارداد كار يعني موقت، كار معين و دائم در كارهاي فصلي نيز مي تواند منعقد شود؟

پاسخ : 
نوع قرارداد كار ارتباطي با فصلي بودن و يا نبودن كار موضوع آن قرارداد نداشته و در هر يك از انواع سه گانه قرارداد كار، كار مي تواند فصلي باشد. ضمناً در مورد كارهاي فصلي تعطيل موقت فعاليت به عللي كه فصلي بودن كار اصولاً در ارتباط با آن علل مورد پيدا مي كند را منطقاً و به تبع قانوناً نمي توان به قوه قهريه و يا حوادث غيرقابل پيش بيني مورد نظر در ماده 30 قانون كار منتسب نمود و ثانياً پرداخت دستمزد و مزاياي مقرره در قرارداد كار به كارگر در فاصله زماني دو فصل كار و يا در فعاليت‌هاي غير فصلي در مدت تعطيل موقت موضوع ماده 30 موكول به پيش بيني آن در قرارداد كار اوليه و يا الحاق شفاهي يا كتبي بعدي آن خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه رسيدگي در ديوان منوط به ثبوت امري در مرجع صلاحيت دار ديگري باشد جريان دادرسي چه وضعي خواهد داشت؟

پاسخ : 
در انطباق با ماده 32 آيين دادرسي ديوان عدالت اداري هر گاه رسيدگي در ديوان منوط به ثبوت امري در مرجع صلاحيت دار ديگري است رسيدگي ديوان تا اعلام نتيجه قطعي رسيدگي از طرف مرجع مزبور متوقف و مراتب به طرفين ابلاغ مي شود. ذينفع بايد ظرف يكماه از تاريخ ابلاغ اخطاريه ديوان به مرجع صلاحيت دار مراجعه و گواهي دفتر مرجع مزبور را مبني بر طرح موضوع به ديوان تسليم نمايد والا در مورد شاكي قرار ابطال دادخواست صادر و در مورد مشتكي عنه ادعاي وي در آن قسمت بلااثر تلقي خواهد شد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آراي قطعي صادره از طرف مراجع حل اختلاف قانون كار لازم الاجرا بوده و بوسيله اجراي احكام دادگستري به مورد اجرا گذاشته خواهد شد. از طرفي به موجب بند 2 ماده 11 قانون ديوان عدالت اداري آراي قطعي مراجع حل اختلاف قابل شكايت نزد ديوان عدالت اداري خواهدبود. البته اين شكايت نمي تواند مانع اجراي راي قطعي هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف در دايره اجراي احكام دادگستري بشود. اما چون طبق تبصره‌هاي الحاقي به ماده 15 قانون ديوان شاكي مي تواند در دادخواست خود به ديوان مدعي ورود خسارت به خود در صورت اجراي راي قطعي مراجع حل اختلاف شده و درخواست صدور دستور موقت مبني بر توقف عمليات اجرائي را بنمايد، مي خواهيم بدانيم صدور قرار توقف اقدامات اجرائي از سوي ديوان تابع كدام ضوابط و تشريفات است؟

پاسخ : 
در جواب به سئوال فوق لازم است مواد 13 تا 18 آيين دادرسي ديوان عدالت اداري عيناً در اينجا آورده شود.
ماده 13- هر گاه شاكي ضمن شكايت مدعي گردد كه اجراي تصميمات و يا اقدامات مراجع مصرح در ماده 11 قانون ديوان عدالت اداري موجب ورود خسارتي خواهد شود كه جبران آن در آتيه متعسر است مي تواند تقاضاي دستور موقت مبني بر توقف عمليات و اقدامات را تا تعيين تكليف قطعي بنمايد.
تبصره 1- تقاضاي صدور دستور موقت بايد ضمن طرح دعوي اصلي در دادخواست بدوي مطرح شود. درخواست صدور دستور موقت در دادخواست جداگانه پس از تقديم دادخواست نسبت به اصل ادعا در صورتي مسموع است كه موجب آن بعداً حادث شده باشد.
تبصره 2- در صورت تقاضاي دستور موقت مدير دفتر شعبه مربوطه مكلف است بلافاصله پرونده را به ضميمه گزارش لازم به نظر رئيس شعبه برساند.
ماده 14- مرجع رسيدگي به تقاضاي دستور موقت شعبه اي است كه به اصل دعوي رسيدگي مي كند و در صورت اتخاذ تصميم به رد درخواست، موضوع قابل طرح و رسيدگي مجدد نخواهد بود مگر آنكه امر حادثي ضرورت رسيدگي مجدد را ايجاب نمايد قبول يا رد دستور موقت قابل تجديدنظر نيست.
ماده 15- در صورتي كه از ناحيه شاكي دلايل و مدارك لازم در جهت احراز فوريت و ضرورت امر ارائه شده باشد و موضوع عمليات خاتمه نيافته باشد شعبه پس از بررسي تقاضا و دلايل و مدارك مربوطه دستور موقت صادر مي نمايد. اين دستور از تاريخ تقديم دادخواست قابل اجرا است.
ماده 16- دستور موقت تاثيري در اصل دعوي ندارد و در صورت رد شكايت يا صدور قرار اسقاط يا ابطال يا رد دادخواست اصلي يا قرار عدم صلاحيت و قطعيت آن بلااثر مي گردد.
ماده 17- شعبه ديوان موظف است در صورت صدور دستور موقت، نسبت به اصل دعوي خارج از نوبت رسيدگي و راي مقتضي صادر نمايد.
ماده 18- تصميم شعبه بدوي ديوان مبني بر قبول دستور موقت يا رد‌ آن به صورت دادنامه مي شود، مدير دفتر مكلف است آن را براي ابلاغ و اجراء به مرجع طرف شكايت ارسال نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در قانون كار براي متوقف ساختن اجراي آراي قطعي مراجع حل اختلاف حكمي پيش بيني شده است؟ در صورت منفي بودن پاسخ صلاحيت توقف اجراي راي با كدام مرجع مي باشد؟

پاسخ : 
در قانون كار و آيين نامه هاي مربوط موضوع توقف عمليات اجرايي مربوط به آراء قطعي مراجع حل اختلاف پيش بيني نشده است ولي در مواردي كه معترض به آراء قطعي مراجع مزبور ضمن تقديم دادخواست به ديوان عدالت اداري اعلام كند كه اجراي راي موجب ورود خسارت به وي خواهد شد شعبه رسيدگي كننده در صورت احراز مراتب، مستند به تبصره ماده يك طرح قانوني الحاق پنج تبصره به مواد 15، 18، 19 قانون ديوان عدالت اداري مي تواند دستور موقت مبني بر توقيف عمليات اجرائي تا تعيين تكليف قطعي شكايت صادر نمايد مگر در مواردي كه در قانون مستثني شده باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در صورت نقض راي قطعي هيأت تشخيص از سوي ديوان عدالت اداري، رسيدگي بعدي در مراجع حل اختلاف چگونه انجام مي شود؟

پاسخ : 
راي صادره از هيأت تشخيص چنانچه در مهلت مقرره مورد اعتراض واقع نشده باشد در هر حال قطعي و لازم الاجرا بوده و تا زماني كه از سوي ديوان عدالت اداري نقض نشده باشد براي كارگر، كار فرما و نيز واحد كار و امور اجتماعي واجب الاطاعه خواهد بود و نمي توان از اجراي آن جلوگيري نمود بديهي است چنانچه راي هيأت تشخيص به هر دليل از سوي ديوان عدالت اداري نقض گرديده باشد راي مزبور كان لم يكن بوده و پرونده مي بايد مجدداً در هيأت تشخيص مطرح و مورد رسيدگي قرار گيرد و هيأت اخير مي تواند در چهارچوب ضوابط و مقررات مربوط به‌ آيين رسيدگي مبادرت به صدور راي مقتضي نمايد. راي اخير مي تواند ماهيتاً عيناً همان راي قبلي هيأت تشخيص باشد هر چند كه مي بايد توجه نمود كه رعايت مقررات شكلي رسيدگي به عمل آمده باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در صورت صدور حكم ديوان مبني بر توقف عمليات اجرائي راي بازگشت بكار هيأت حل اختلاف آيا مراجع حل اختلاف مي توانند در زمينه حق السعي كارگر اخراجي اصدار راي نمايند؟

پاسخ : 
در رابطه با آراء ديوان عدالت اداري مبني توقيف عمليات اجرائي آراي صادره از ناحيه هيأتهاي حل اختلاف موضوع ماده 160 قانون كار، از آنجا كه با صدور قرار ديوان، اجراي راي صادره از هيأت حل اختلاف در زمينه اعاده به كار كارگران قانوناً به حالت توقيف در مي آيد. لذا تا رفع توقيف از راي صادره از سوي ديوان، شكايات احتمالي كارگران ذينفع در زمينه حق السعي ايام پس از صدور راي هيأت حل اختلاف قابل رسيدگي نبوده و در اين گونه موارد هيأت مي بايد مبادرت به صدور قرار اناطه نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه كارفرما به راي قطعي مرجع حل اختلاف قانون كار در خصوص بازگشت به كار كارگر نزد ديوان عدالت اداري طرح، دعوي نمايد و كارگر اخراجي در باره حق‌السعي به اداره كار تسليم شكايت كند آيا مراجع حل اختلاف مي توانند از صدور راي به نفع كارگر خودداري كنند؟

پاسخ : 
از آنجا كه طرح شكايت از آراء قطعي مراجع حل اختلاف در ديوان عدالت اداري مانع از اجراي آراي قطعي شده نخواهد بود (مگر در مواردي كه شعبه ديوان مستند به تبصره ماده يك طرح قانوني الحاق پنج تبصره به مواد 15، 18، 19 قانون ديوان عدالت اداري مصوب 1372 مجلس شوراي اسلامي، دستور موقت مبني بر توقيف عمليات اجرائي صادر نموده باشد). لذا در موارد صدور راي قطعي مراجع حل اختلاف مبني بر ابقاء به كار كارگر، خودداري مرجع از رسيدگي به دادخواست هاي مجدد كارگر در زمينه حق السعي مربوط به ايام تعليق پس از صدور راي قطعي مرجع تا تاريخ تمكين كارفرما به راي و اعاده كارگر به كار فاقد مستند قانوني خواهد بود. بديهي است چنانچه راي قطعي ياد شده توسط ديوان عدالت اداري نقض شده و مرجع همعرض دلايل كارفرما براي اخراج كارگر را تاييد و حكم بر پرداخت “حق سنوات” صادر نمايد مبالغي كه از بابت حق السعي ايام تعليق پس از صدور راي نخستين (راي نقض شده) پرداخت گرديده است به عنوان بدهي كارگر از مبلغ حق سنوات تعيين شده قابل تهاتر مي باشد. متذكر مي‌گردد در مواردي كه راي مراجع حل اختلاف توسط ديوان عدالت اداري نقض مي گردد راي نقض شده كان لم يكن خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شعب تجديدنظر ديوان عدالت اداري از چند نفر تشكيل مي شود و جلسات آن با چند نفر رسميت مي يابد و با چه اكثريتي اتخاذ تصميم مي كند؟

پاسخ : 
هر يك از شعب تجديدنظر ديوان عدالت اداري مركب از يك رئيس و دو مستشار است كه با حضور دو نفر رسميت مي يابد و رأيي كه به اتفاق صادر مي شود قطعي است. در صورت عدم حصول اتفاق آراء، مستشار ديگري به انتخاب رئيس كل ديوان در رسيدگي و صدور راي شركت مي كند و راي اكثريت قطعي است. (ماده 47 آيين دادرسي ديوان عدالت اداري).
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در صورت قابل شكايت بودن آراي شعب بدوي ديوان عدالت اداري فرجه قانوني براي اعتراض از اين آراء چند روز است؟

پاسخ : 
آراء شعب بدوي ديوان به درخواست يكي از طرفين و يا قائم مقام يا وكيل و يا نماينده قانوني آنان قابل تجديدنظر ميباشد مهلت و مرجع تجديدنظر در پايان راي قيد مي‌گردد. مهلت درخواست تجديدنظر براي اشخاص مقيم ايران بيست روز و براي اشخاص خارج از كشور دو ماه از تاريخ ابلاغ راي است. چنانچه دادخواست تجديدنظر خارج از مهلت قانوني داده شود شعبه تجديدنظر قرار رد آن را صادر مي كند. (مواد 39 و 40 آيين دادرسي ديوان عدالت اداري).
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در راي صادره از يكي از شعب ديوان عدالت اداري حكم بر ابقاء بكار كارگر بدون طرح در هيأت حل اختلاف هم عرض صادر شده است تكليف چيست؟

پاسخ : 
چنانچه دادنامه شعب ديوان عدالت اداري مبتني بر اين باشد كه راي شعبه بدون ارجاع به هيأت حل اختلاف همعرض قابليت اجرائي داشته باشد و به اين ترتيب در حكم ديوان براي مراجع حل اختلاف تعيين تكليف نگردد در صورت قطعيت يافتن راي شعبه بدوي ذينفع مي تواند جهت اجراي حكم به اجراي احكام دادگستري مراجعه نمايد روشن است اگر به راي شعبه بدوي در مهلت قانوني درخواست تجديد نظرخواهي بعمل آمده باشد حكم شعبه تجديدنظر ديوان معتبر خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آراء شعب ديوان عدالت اداري كه عليه آراء قطعي مراجع حل اختلاف اصدار مي‌يابند آيا غيرقابل تجديدنظرند يا قانوناً مي توان نسبت به آنها اعتراض كرد؟

پاسخ : 
درمورد آراء صادره از شعب بدوي ديوان عدالت اداري عليه آراء قطعي مراجع حل اختلاف، صرفنظر از قيد و يا عدم قيد قابل تجديدنظر بودن و يا حتي اگر به اشتباه راي قطعي اعلام گرديده باشد، بلحاظ حفظ حرمت آراء صادره از مراجع حل اختلاف و مراعات حقوق قانوني مراجع مزبور، واحدهاي كار و امور اجتماعي مي بايست مستند به تفسير قانوني ماده 18 قانون ديوان عدالت اداري مصوب اول مهر ماه 1371 مجلس شوراي اسلامي و وفق مفاد بخشنامه شماره معاونت روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي ظرف20 روز از تاريخ ابلاغ راي ديوان، درخواست تجديد نظرخواهي خود را همراه با كليه مدارك و مستندات مربوط به ديوان عدالت اداري تسليم نمايند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در مواردي كه شعب ديوان عدالت ادراي راي به طرح پرونده در يك هيأت همعرض صادر مي نمايد آيا پرونده الزاماً بايد در مراجع حل اختلاف همان واحد كار و امور اجتماعي كه پرونده نخستين بار در آن مورد رسيدگي قرار گرفته مطرح شود يا مي‌شود پرونده را به واحد كار و امور اجتماعي ديگري ارجاع نمود؟

پاسخ : 
در مواردي كه پرونده‌يي بر اساس راي صادره از يكي از شعب ديوان عدالت اداري مي‌بايستي در هيأت حل اختلاف همعرض مجدداً مورد رسيدگي قرار گيرد اصولاً طرح پرونده مي بايد در هيأت حل اختلاف هم عرض در همان اداره كل كار و امور اجتماعي كه پرونده قبلاً در آن مورد رسيدگي قرار گرفته، صورت گيرد مگر اينكه در محدوده اداره كل مزبور، هيأت حل اختلاف ديگري موجود نباشد كه در اينصورت پرونده مي تواند در هيأت حل اختلاف اداره كل ديگري (ترجيحاً اداره كل كار مجاور) مورد رسيدگي قرار گيرد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه به تشخيص مراجع حل اختلاف، كارگر استحقاق دريافت مزاياي بيش از ميزان مقرر در مواد قانون را داشته باشد آيا مراجع مذكور مي توانند كارفرما را به پرداخت مبلغ بيشتري محكوم نمايند و بطور مثال براي كارگر اخراجي سالي دو ماه مزاياي پايان كار در نظر بگيرند؟

پاسخ : 
ميزان حق سنوات مذكور در مواد مختلف قانون كار و نيز ساير مزايايي كه بعنوان حقوق مربوط به خاتمه قرارداد كار در قانون مرقوم پيش بيني شده است و كارگران ذينفع قانوناً استحقاق دريافت آن را خواهند داشت صراحتاً در هر مورد معين و مقرر شده است و مكلف كردن كارفرما در آراء مراجع حل اختلاف به پرداخت مبلغي بيش از ميزان مقرر در قانون كار، بجز در مواردي كه كارفرما و يا نماينده وي پرداخت وجه بيشتري را در قبال كارگر تعهد نمايند فاقد وجهه و مستند قانوني خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه اخراج در مراجع حل اختلاف مورد تاييد قرارگيرد آيا كارفرما مكلف به پرداخت حق سنوات به ميزان سالي يكماه مي باشد حتي اگر دلايل اخراج تقصير عمدي كارگر تشخيص داده شود؟

پاسخ : 
اصولاً بر اساس مقررات قانون كار تكليف كارگر اخراجي از دو صورت خارج نيست. اخراج چنانچه به تشخيص مراجع حل اختلاف متكي به دلايل موجهي صورت گرفته باشد كارگر اخراجي استحقاق دريافت حق سنواتي به ميزان مقرر در ماده 27 قانون را داشته (صرفنظر از كميت و كيفيت دلايل اخراج) و بالعكس در صورتيكه دلايل اخراج در مراجع ياد شده موجه تشخيص داده نشوند كارگر اخراجي به كار سابق خود (شغل قبل از اخراج) اعاده و كارفرما مكلف به پرداخت كليه حق السعي معوقه وي خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
وضعيت كارگري كه مراجع حل اختلاف دلايل اخراجش را موجه تشخيص ندهند چيست؟

پاسخ : 
در مواردي كه مراجع حل اختلاف من جمله هيأت تشخيص با اخراج كارگر موافقت ننمايند با قطعي شدن رأي؛ كارگر مورد نظر من شاغل تلقي و نتيجتاً استحقاق دريافت كليه حقوق و مزاياي قانوني زمان حين اشتغال را خواهد داشت.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با عنايت به اينكه در ماده 26 قانون كار اشاره‌اي به هيأتهاي تشخيص به عنوان مرجع حل اختلاف نگرديده، آيا در اينگونه موارد موضوع مي بايستي مستقيماً در هيأت حل اختلاف مطرح شود؟

پاسخ : 
قطعي و لازم الاجرا بودن راي هيأت حل اختلاف در اختلافات موضوع ماده 26 قانون كار نافي حق هيأت‌ تشخيص در رسيدگي به اختلافات مزبور نبوده و تنها حكايت از عدم قطعيت آراء مرجع اخير و لزوم ارجاع راي صادره به هيأت حل اختلاف دارد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مراجع حل اختلاف پس از صدور راي مجاز به رسيدگي مجدد و تغيير راي مي باشند؟

پاسخ : 
از مهمترين آثار آراء قطعي مراجع حل اختلاف فراغت مراجع از رسيدگي و ظهور اعتبار قضييه محكوم بها و قابليت اجرائي آن است كه در اين زمينه مستند مراتب مذكور ماده 39 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف است كه مقرر مي دارد مرجع رسيدگي پس از صدور راي مجاز به رسيدگي مجدد و تغيير راي صادره نمي باشد بايد توجه داشت كه حسب تبصره ماده مرقوم هر گاه در تنظيم راي اشتباه در محاسبه يا سهو قلم يا اشتباهات فاحش ديگري مثل از قلم افتادن يا كم و يا زياد شدن نام يكي از اصحاب دعوي رخ دهد مرجع صادر كننده مي تواند مادام كه راي اجرا نشده باشد به درخواست ذينفع آن را تصحيح نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا هيأت‌هاي تشخيص نيز صلاحيت تشخيص موجه يا غير موجه بودن دلايل اخراج و صدور راي بازگشت به كار را دارا مي باشند يا اينكه اين اختيار تنها در صلاحيت هيأت‌ حل اختلاف مي‌باشد؟

پاسخ : 
اختيارات هيأت‌هاي حل اختلاف در زمينه تشخيص موجه يا غير موجه بودن دلايل اخراج پيش بيني شده در ماده 165 قانون كار به هيچ وجه نافي اختيارات هيأت‌هاي تشخيص در اين باره نبوده و مراجع اخير نيز مستند به تبصره ماده 158 قانون مرقوم و مفهوم مخالف تبصره آن صلاحيت تشخيص موجه و يا غير موجه بودن دلايل اخراج و صدور حكم بازگشت بكار كارگر اخراجي را خواهند داشت.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در مواردي كه تعطيل كارگاه، علت اخراج عنوان شده است تكليف مراجع حل اختلاف چيست؟

پاسخ : 
از مهمترين آثار آراء قطعي مراجع حل اختلاف فراغت مراجع از رسيدگي و ظهور اعتبار قضييه محكوم بها و قابليت اجرائي آن است كه در اين زمينه مستند مراتب مذكور ماده 39 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف است كه مقرر مي دارد مرجع رسيدگي پس از صدور راي مجاز به رسيدگي مجدد و تغيير راي صادره نمي باشد بايد توجه داشت كه حسب تبصره ماده مرقوم هر گاه در تنظيم راي اشتباه در محاسبه يا سهو قلم يا اشتباهات فاحش ديگري مثل از قلم افتادن يا كم و يا زياد شدن نام يكي از اصحاب دعوي رخ دهد مرجع صادر كننده مي تواند مادام كه راي اجرا نشده باشد به درخواست ذينفع آن را تصحيح نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا پس از درج راي مرجع‌ حل اختلاف در صورتجلسه و در دفتر مربوط، اعضاء هيأت مي توانند مطلبي در ذيل راي و يا صورتجلسه بنويسند و اظهارنظري در خصوص راي صادر شده بنمايند؟

پاسخ : 
در اجراي قسمت اخير ماده 159 قانون كار و بر اساس عرف و روال معمول مراجع رسيدگي، نظرات كليه اعضاء هيأت‌هاي تشخيص و حل اختلاف بايد عيناً و يا در صورت توافق آنان، بطور خلاصه در صورتجلسه درج و ثبت گردد. بديهي است پس از اتخاذ تصميم و يا صدور راي، درج هر گونه مطلبي در صورتجلسه فاقد محمل قانوني خواهد بود مگر اينكه احداز اعضاء از امضاء صورتجلسه خودداري نمايد كه در اين صورت تنها استنكاف وي به گواهي ساير اعضاء رسيده و در ذيل راي صورتجلسه منعكس خواهد شد
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با توجه به اينكه هيأت حل اختلاف مي بايست صرفاً به مورد يا موارد اعتراض شاكي از راي هيأت تشخيص رسيدگي كند در چه صورتي هيأت حل اختلاف مي تواند خارج از قاعده فوق ورود به رسيدگي نمايد؟

پاسخ : 
با توجه به ماده 36 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار، هيأت حل اختلاف در هنگام رسيدگي به اعتراض نسبت به راي هيأت تشخيص تنها در چهارچوب اعتراضات ايراد شده اتخاذ تصميم خواهد نمود مگر آنكه مشخصاً تخلفات بارزي نسبت به مقررات آمره قانوني در راي مشهود باشد ضمناً برابر تبصره ماده ياد شده مقررات آمره قانوني مقرراتي هستند كه يك طرف صرفنظر از اقامه يا عدم اقامه دعوي از سوي طرف ديگر موظف به اجراي آن باشد از قبيل رعايت حداقل مزد قانوني (موضوع تبصره ماده 41 قانون كار) رعايت حداكثر ساعات قانوني كار (موضوع تبصره يك ماده 51 قانون كار) و وظايف طرفين در مورد مسائل مربوط به ايمني كار و حفاظت فني.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در صورت دعوت بكار كارگر اخراج شده آيا كارفرما تكليفي در خصوص پرداخت وجهي از بابت مدت بلاتكليفي كارگر مزبور خواهد داشت؟

پاسخ : 
چنانچه دعوت بكار مجدد كارگر اخراجي ازطرف كارفرما، پس از رسيدگي در مراجع حل اختلاف و صدور راي قانوني داير بر تأييد اخراج و تعيين مزاياي سنوات خدمت موضوع ماده 165 قانون كار صورت گرفته باشد اين دعوت بكار بعنوان استخدام جديد تلقي و وجهي تحت عنوان ايام بلاتكليفي بكارگر تعلق نخواهد گرفت. ليكن چنانچه دعوت بكار كارگر توسط كارفرما در خلال رسيدگي در مراجع حل اختلاف و قبل از صدور راي صورت پذيرد پرداخت حق السعي منوط به چگونگي توافق طرفين خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در صورت موجه نشناختن دلايل اخراج و صدور راي مبني بر اعاده كارگر به كار و جهت اجبار كارفرما به اجراي راي آيا مرجع حل اختلاف مي تواند در راي خود اين عبارت را “در صورت استنكاف كارفرما از اجراي راي، كارگر مي تواند به استناد اين راي همه ماهه نسبت به وصول حقوق و مزاياي ايام بلاتكليفي خود از طريق اجراي دادگستري اقدام نمايد” درج و اداره كار به استناد آن، اجراي راي را همه ماهه از دايره اجراي احكام دادگستري تقاضا نمايد؟

پاسخ : 
ذكر عبارت “در صورت استنكاف كارفرما از اجراي راي، كارگر مي تواند به استناد اين راي همه ماهه نسبت به وصول حقوق و مزاياي ايام بلاتكليفي خود از طريق اجراي دادگستري اقدام نمايد.” و يا عبارت مشابه فاقد مستند قانوني مي باشد. اگر چه با صدور راي بازگشت بكار و قطعيت يافتن راي، كارگر اخراجي حكم فرد شاغل را پيدا مي‌كند ولي حتي كارگران شاغل هم چنانچه حقوق ماهانه آنان پرداخت نشود لازم است هر ماهه براي وصول مطالبات خود طرح دادخواست نمايند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
راي صادره از يكي از شعب ديوان عدالت اداري واحد كار و امور اجتماعي را مكلف نموده پرونده‌اي را در هيأت هم عرض مطرح نمايد نظر به اينكه هيأت حل اختلاف رسيدگي كننده قبلي منحل و هيأت جديدي با اعضاء جديد بجاي آن تشكيل شده است آيا هيأت اخير مي تواند به عنوان هيأت هم عرض به پرونده رسيدگي نمايد؟

پاسخ : 
با تشكيل هيأت حل اختلاف جديد چنانچه تركيب اعضاء آن با هيأت حل اختلاف قبلي متفاوت باشد اين هيأت مي تواند به عنوان هيأت حل اختلاف هم عرض نسبت به پرونده‌ايكه در هيأت حل اختلاف سابق مورد حكم قرار گرفته و از سوي ديوان عدالت اداري نقض گرديده است وارد رسيدگي شده و اتخاذ تصميم نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
يكي از شعب ديوان عدالت اداري راي بر طرح پرونده در هيأت هم عرض داده است تكليف واحد كار و امور اجتماعي و نيز مراجع حل اختلاف چيست؟ آيا مرجع حل اختلاف مكلف به تبعيت از راي و نظر ديوان مي باشد؟

پاسخ : 
از آنجا كه مستند به ماده 21 قانون ديوان عدالت اداري، كليه واحدهاي مربوط مكلف به اجراي راي اصدار يافته از سوي ديوان مي باشند، طرح مجدد پرونده در هيأت حل اختلاف هم عرض الزامي خواهدبود. بديهي است با طرح مجدد پرونده بطريق مذكور، حكم صادره از سوي ديوان اجرا شده بوده و مرجع رسيدگي تكليفي در خصوص تبعيت از نظر ديوان در مورد ماهيت دعوي نخواهد داشت بلكه مكلف است با رعايت كليه مقررات و با حفظ استقلال راي خود مبادرت به رسيدگي و اتخاذ تصميم مقتضي نمايد مگر در مورد آراء اصدار يافته از ناحيه هيأت عمومي ديوان كه در اين حالت راي مزبور براي كليه مراجع مربوط در موارد مشابه لازم الاتباع است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در مواردي كه كارگر و يا كارفرما نسبت به راي قطعي مراجع حل اختلاف در ديوان عدالت اداري شكايت مي كنند آيا راي صادره باز هم قطعي و لازم الاجرا است؟

پاسخ : 
تسليم اعتراض به ديوان عدالت اداري بهيچ وجه نافي لازم الاجرا بودن آراء قطعي مراجع حل اختلاف و مجوز عدم تبعيت از آن نخواهند بود ضمناً مرجع صلاحيت دار جهت متوقف ساختن اجراي راي قطعي هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف ديوان عدالت اداري مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه كارگر و يا كارفرما به راي قطعي صادره از ناحيه مراجع حل اختلاف اعتراض داشته باشند به چه مرجعي بايد مراجعه نمايند؟

پاسخ : 
در مقررات قانون كار، هيأت‌ يا مرجعي بمنظور رسيدگي و تجديدنظر در آراء صادره از سوي هئيت‌هاي حل اختلاف پيش بيني نگرديده و آراء مذكور قطعي و لازم‌الاجرا مي باشند. بديهي است چنانچه هر يك از طرفين به راي صادره از سوي مراجع رسيدگي كننده قانون كار معترض باشند مي توانند به استناد بند 2 ماده 11 قانون ديوان عدالت اداري به ديوان مذكور تسليم دادخواست و درخواست رسيدگي و احقاق حق نمايند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه يكي از كارگران فصلي در غيرفصل كار فوت نمايد آيا حق سنوات موضوع نظريه شوراي عالي كار به وراث او تعلق خواهد گرفت؟

پاسخ : 
سوابق كار كارگران فصلي كه رابطه كاري و مزدي آنان در محدوده زماني بين خاتمه فصل كار تا شروع فصل كار بعدي بطور موقت قطع مي گردد در هر حال محفوظ بوده و در صورت فوت اين قبيل كارگران در فاصله بين دو فصل كار مشمول مزاياي سنوات خدمت موضوع نظريه مورخ 27/7/70 شورايعالي كار خواهند بود كه به وراث قانوني آنان پرداخت مي شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
رابطه كارگران فصلي با كارفرما در غير فصل كار چگونه است؟ آيا براي اين مدت استحقاق دريافت مزد دارند؟ سابقه كار اين كارگران چگونه محاسبه مي شود؟

پاسخ : 
در غير فصل كار رابطه كارگري و كارفرمايي بين كارگر فصلي و كارفرما بحالت تعليق در آمده و با توجه به قرارداد كار اوليه و قبول شرايط كار از سوي كارگر، براي غيرفصل كار، مزدي پرداخت نخواهد شد ضمناً در موقع محاسبه سنوات خدمت نيز تنها مجموع فصول كار بعنوان سابقه كار مفيد ملاك عمل قرار خواهد گرفت.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تعدادي از كارگران فصلي در دو سال گذشته به دليل نياز كارگاه پس از اتمام فصل كار نيز مشغول كار بوده اند، آيا اين كارگران هنوز هم فصلي شناخته مي شوند؟

پاسخ : 
چنانچه كارگر يا كارگراني كه اصولاً در مشاغل غيرمستمر و فصلي كارگاه اشتغال بكار داشته و تنها در يكي دو سال گذشته بنا بضرورت پس از اتمام فصل كار بكار ادامه داده اند، در صورتي كه در ماهيت مشاغل آنها تغيير عمده اي داده نشده باشد مادامي كه در مشاغل قبلي اشتغال داشته باشند همچنان كارگر فصلي شناخته مي شوند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
فعاليت هاي فصلي چه فعاليت هائي هستند؟

پاسخ : 
فعاليت هاي فصلي كارهائي هستند كه بنا به ماهيت خود در مقاطع مشخص و معيني از سال انجام مي شوند مانند فعاليت هاي كشاورزي، ماهيگيري و يا برخي ازفعاليت هاي كارخانجات قند، برنج كوبي و نظاير آن. كسانيكه در فعاليت هاي فصلي بكار اشتغال داشته باشند كارگران فصلي ناميده مي شوند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري به دليل فوت پدر خود حق استفاده از 3 روز مرخصي با استفاده از مزد را پيدا كرده است حال اگر در بين اين 3 روز، روز جمعه و يا تعطيل رسمي واقع شود آيا اين تعطيلات را مي‌توان جزء 3 روز مرخصي منظور نمود يا خير؟

پاسخ : 
ماده 73 قانون كار براي كارگران مشمول اين قانون در موارد احصاء شده در اين ماده قانوني حق استفاده از 3 روز مرخصي با استفاده از مزد را مقرر داشته است چنانچه تعطيلات هفتگي و رسمي در فواصل اين 3 روز حادث شود احتساب آن جزء اين 3 روز مرخصي با روح حمايتي بودن قاعده قانوني و عبارت 3 روز مرخصي با استفاده از مزد كه در ماده 73 مرقوم مورد تاكيد قرار گرفته است تناسب پيدا نمي‌كند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در صورت مخالفت كارفرما با درخواست كارگر براي استفاده از مرخصي استحقاقي قانوناً چه تمهيداتي پيش بيني شده است؟

پاسخ : 
منطبق با ماده 69 قانون كار، تاريخ استفاده از مرخصي با توافق طرفين تعيين مي‌گردد و در صورت بروز اختلاف نظر اداره كار و امور اجتماعي قطعي خواهد بود به اين لحاظ كارفرما بايد در صورت درخواست مرخصي استحقاقي از سوي كارگر موافقت يا مخالفت خود را در مورد استفاده كارگر از مرخصي اعلام نمايد بديهي است در صورت مخالفت كارفرما با تقاضاي كارگر اين امر الزاماً به معني عدم استفاده كارگر از مرخصي مورد درخواست نخواهد بود بلكه همانگونه كه حكم ماده 69 مرقوم نيز تصريح دارد نظر قطعي اداره كار محل در موضوع اختلاف معتبر و قابليت اجرائي پيدا مي‌كند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري خارج از شيفت كاري خود وظايف كارگري را كه در مرخصي به سر مي‌برد انجام مي‌دهد اشتغال ايشان مشمول چه نوع مقرراتي قرار مي‌گيرد؟

پاسخ : 
برخورداري از مرخصي استحقاقي ساليانه از جمله حقوق قانوني كارگران بوده و كارگري كه به دليل استفاده از مرخصي در محل كارگاه حضور پيدا نمي‌كند الزامي نسبت به جايگزين كردن فرد ديگري را بجاي خود نخواهد داشت. ضمناً كارگري كه موافقت مي‌كند در غير شيفت كاري خود وظايف كارگري كه در مرخصي به سر مي‌برد را انجام دهد اضافه كاري وي با رعايت شرايط مقرر در ماده 59 قانون كار محاسبه و پرداخت خواهد شد. از طرفي ارجاع وظايف كارگراني كه در مرخصي به سر مي‌برند به ساير كارگران همان شيفت منوط به توافق كارگران اخير خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
حدود اختيارات شوراي اسلامي كار در زمينه تهيه متمم طرح طبقه بندي مشاغل؟

پاسخ : 
با توجه به اينكه تهيه و اجراي متمم و انجام تغييرات در طرح طبقه بندي مشاغل از اختيارات مديريت مي باشد از اين رو چنانچه خواسته شوراي اسلامي تهيه متمم طرح طبقه‌بندي مشاغل بوده ليكن مديريت توافق و تمايلي به اين موضوع نداشته باشد الزامي نيز در اين باره نخواهد داشت مگر آنكه قبلاً توافقي ميان شورا و مديريت شركت در اين خصوص بعمل آمده و مديريت تعهد و تكليفي در اين مورد بر عهده گرفته باشد كه بدان عمل ننموده است كه در اين صورت مي بايست حسب تقاضاي شورا موضوع در مراجع حل اختلاف مورد رسيدگي واقع شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در واحدهائي كه شوراي اسلامي كار تشكيل شده است نمايندگان كارگران در كميته انضباط كار لزوماً بايد از اعضاي شوراي اسلامي كار باشند يا شورا مي تواند خارج از اعضاي خود نمايندگاني را جهت عضويت در كميته انضباط كار انتخاب و معرفي نمايند؟

پاسخ : 
در كارگاههائي كه شوراي اسلامي كار تشكيل شده است دو نفر نماينده كارگران به صراحت بند “الف” ماده 5 مقررات تعيين موارد قصور و… مصوب 8/2/1370، دو نفر نماينده شوراي اسلامي كار بوده و عضويت نمايندگان مزبور در شوراي اسلامي مدنظر آيين نامه نبوده است و به اين ترتيب شوراي اسلامي كار واحد در صورت صوابديد مي‌تواند دو نفر نماينده منتخب خود را جهت عضويت در كميته انضباط كار معرفي نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
نمايندگان كارگران در هيأتهاي حل اختلاف را تشكل حائز اكثريت استان انتخاب و معرفي مي نمايد اين نمايندگان بايد داراي چه شرايطي باشند؟

پاسخ : 
در صورتي كه بموجب ماده يك آيين نامه مربوط به انتخاب اعضاي هيأتهاي حل اختلاف تشكل كارگري حايز اكثريت توسط اداره كل سازمانهاي كارگري و كارفرمائي تعيين و اداره كل كار و امور اجتماعي استان كتباً معرفي نمايندگان كارگران در هيأت حل اختلاف را از تشكل كارگري حائز اكثريت بخواهد تشكل مزبور موظف است حداكثر ظرف يك ماه نسبت به انتخاب و معرفي نمايندگان كارگران در هيأتهاي حل اختلاف اقدام نمايد چنانچه معرفي نمايندگان مذكور به ترتيب فوق انجام شده باشد شرايط عضويت نمايندگان كارگران همان است كه در ماده 4 و بندهاي چهار گانه آن ذكر شده است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تعيين تشكل حائز اكثريت از بين تشكل هاي كارگري استان با چه مرجعي است؟

پاسخ : 
در اجراي ماده يك آيين نامه مربوط به انتخاب اعضاء هيأتهاي حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار، لزوماً اداره كل سازمانهاي كارگري و كارفرمائي مي‌بايست تشكل حائز اكثريت را از بين تشكل هاي كارگري استان (كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار، كانون انجمنهاي صنفي كارگران و مجمع نمايندگان كارگران واحدهاي منطقه) تعيين و سپس اداره كل كار و امور اجتماعي مراتب را كتباً جهت انتخاب و معرفي نمايندگان كارگران در هيأت حل اختلاف حوزه مربوط به تشكل مذكور ابلاغ نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه كارگري روزهائي از هفته را غيبت داشته و يا در مرخصي استحقاقي و يا استعلاجي باشد پرداخت مزد روز جمعه وي چه صورتي پيدا مي‌كند؟

پاسخ : 
در اجراي تبصره 2 ماده 62 قانون كار، كارگراني كه در هفته كمتر از 6 روز و يا به عبارت ديگر كمتر از 44 ساعت كاركرد داشته باشند به همان نسبت از مزد و مزاياي روز جمعه آنان كسر خواهد شد مثلاً چنانچه كارگري در طول هفته 5 روز كار كرده باشد به ميزان از حقوق و مزاياي روز جمعه وي كسر مي‌شود متذكر مي‌گردد ايام مرخصي استحقاقي و مرخصي استعلاجي از اين قاعده مستثني مي‌باشد، بطور مثال اگر كارگري چند روز از هفته را در مرخصي استحقاقي و يا استعلاجي بسر برده باشد با توجه به اينكه اين ايام جزء سابقه كار كارگر محسوب مي‌گردد از مزد و مزاياي روز جمعه بطور كامل برخوردار خواهد شد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگران نوبتكار در زمان استفاده از مرخصي استحقاقي نيز مشمول استفاده از فوق العاده نوبتكاري قرار مي‌گيرند چه توجيهي براي آن وجود دارد؟

پاسخ : 
ايام مرخصي استحقاقي كارگران مشمول قانون كار مستند به تبصره الحاقي به بند يك تصويبنامه شماره 62602 مورخ 7/7/57 هيات وزيران مصوب 31/3/59 كميسيون شماره 2 شوراي انقلاب جزء روزهاي كار آنان محسوب بوده و استفاده از آن نبايد موجب كاهش در دريافتي آنان گردد، اصولاً در ايام مرخصي در “نوبتكار بودن” كارگر نوبت كار تغييري ايجاد نشده و كارگر در ايام مرخصي نيز عرفاً جزء كارگران نوبتكار كارگاه مربوط محسوب مي‌گردد و لذا كليه مزايائي كه قانوناً به اين دسته از كارگران تعلق مي‌گيرد در ايام مرخصي نيز بايد به آنان پرداخت شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در كارگاهي كارگران طبق موافقت جمعي براي سالهاي متمادي از مرخصي استحقاقي خود در مقطع معيني از سال استفاده مي كنند تغيير يكجانبه آن از سوي كارفرما چه حكمي دارد؟

پاسخ : 
تغيير توافق جمعي نحوه استفاده قسمتي از مرخصي استحقاقي ساليانه كه در سنوات گذشته در مقطع زماني مشخصي از سال و بطور مستمر براي سالهاي متمادي انجام شده است منوط به جلب موافقت كارگران ذينفع خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در صورت مخالفت كارفرما با استفاده كارگر از مرخصي استحقاقي وي مي‌تواند بيش از 9 روز از مرخصي خود را ذخيره نمايد؟

پاسخ : 
مستند به ماده 66 قانون كار، كارگر در هر سال مجاز به ذخيره بيش از 9 روز از مرخصي سالانه خود نبوده و مابقي مرخصي سالانه وي يعني 17 روز كاري (براي كارگراني كه به كارهاي سخت و زيان آور اشتغال نداشته باشند) اجباراً مي بايد مورد استفاده قرار گيرد. ضمناًَ براي جلوگيري از تضييع حق كارگر در رابطه با مخالفت كارفرما با استفاده كارگر از مرخصي سالانه، كارگر ذينفع مي تواند به اداره كار و امور اجتماعي محل كارگاه مراجعه و مشكل خود را مطرح نمايد كه در اين حالت اداره كار رأساً تاريخ استفاده كارگر از مرخصي را تعيين و به طرفين يعني كارگر و كارفرما اعلام مي نمايد. در اين حالت اين تصميم براي هر دو طرف لازم الاتباع خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
منظور از “سال” در احتساب مرخصي استحقاقي سالانه كارگران چيست؟ سال تقويمي يا سال كاري كارگر؟

پاسخ : 
“سال” چه در احتساب مرخصي سالانه و چه در ذخيره آن، سال كاري كارگر است كه از تاريخ شروع به كار آغاز و تا 12 ماه بعد ادامه دارد هر چند كه در برخي كارگاهها به جهت امكان سهولت محاسبه و ايجاد هماهنگي، عرف و روال سال تقويمي شمسي است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا استفاده از مرخصي سالانه مربوط به هر سال موكول به خاتمه سال است يا اينكه كارگر مي تواند در طول سال از مرخصي مربوط استفاده نمايد؟

پاسخ : 
مستفاد از مواد 64 و66 قانون كار مرخصي استحقاقي مربوط به هر سال مي‌بايستي حداكثر تا پايان همان سال مورد استفاده قرار گيرد. ضمناً در مورد مرخصي استحقاقي مربوط به ماههاي آخر هر سال چنانچه امكان استفاده در همان سال ميسر نباشد مي توان آن را به حساب 9 روز مرخصي ذخيره شده كارگر محسوب نمود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در برخي از كارگاهها، كارفرما موافقت با استفاده از مرخصي استحقاقي سالانه را موكول به اين مي كند كه كارگر جانشيني براي مدت استفاده از مرخصي تعيين نمايد و يا حتي در برخي موارد كارگر را مكلف مي كند كه دستمزد كارگر جانشين را خود پرداخت كند حكم قانون در اين باره چيست؟

پاسخ : 
كارگري كه از مرخصي استحقاقي خود استفاده مي كند تكليفي براي تعيين جانشين خود ندارد و اگر اين تعيين جانشين به درخواست كارفرما صورت پذيرفته باشد طبعاً پرداخت دستمزد كارگر جانشين به عهده كارفرما خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در كارهاي پيوسته (زنجيره اي) و تمامي كارهايي كه همواره حضور حداقل معيني از كارگران در روزهاي كار را اقتضاء مي نمايد چنانچه بين كارفرما و نمايندگان قانوني كارگر در زمينه جدول زماني استفاده كارگران از مرخصي سالانه توافقي حاصل نشود تكليف چيست؟

پاسخ : 
چنانچه در اجراي تبصره ماده 69 قانون كار بين تشكل هاي كارگري مذكور در اين تبصره و كارفرما اختلاف بروز كند حكم ماده 69 در خصوص لازم الاجرا بودن نظر اداره كار و امور اجتماعي محل نافذ خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
فوق العاده نوبت كاري كارگران نوبت كار چگونه محاسبه مي شود ؟

پاسخ : 
جهت محاسبه در صد فوق العاده نوبت كاري كارگران يك واحد لازم است يكصد و هفتاد و شش ساعت اول كاركرد هر كارگر در طول ماه از كارت تايمكس استخراج و سپس نسبت ساعاتي كه در تعداد ساعات استخراج شده به ساعت شب (22 الي 6 صبح ) مقارن بوده محاسبه گردد . چنانچه نسبت محاسبه شده به نيم (نصف) نزديك باشد فوق العاده نوبت كاري معادل 5/22درصد مزد و چنانچه به سي و سي صدم (33/.) نزديك باشد ميزان فوق العاده 15 درصد خواهد بود . به طور مثال چنانچه كارگر نوبت كاري در طول ماه 190 ساعت كاركرد داشته باشد و از 176 ساعت اول كاركرد مزبور حدود 87 ساعت به ساعات شب افتاده باشد فوق العاده نوبت كاري 5/22 درصد خواهد بود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 4:08 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در قانون كار ايران راجع به كارآموزي در خارج از كشور مقرراتي پيش بيني شده است؟ اگر كارگري به موجب سند رسمي نزد كارفرما تعهد كند كه پس از طي دوره كارآموزي در خارج از كشور مثلاً 72 ماه در كارگاه ادامه كار دهد اين تعهد چه حكمي دارد؟

پاسخ : 
صرفنظر از اينكه مقررات مربوط به “كارآموز و مراكز كار آموزي” موضوع مبحث اول فصل پنجم قانون كار در ارتباط با كارآموزي هائي است كه در مراكز و موسسات كارآموزي تحت نظارت وزارت كار و امور اجتماعي انجام مي شوند و گذراندن دوره آموزش در خارج از كشور از مصاديق كارآموزي موضوع مبحث فوق الاشاره محسوب نمي گردد تعهد فرد به انجام خدمت مثلاً به مدت 72 ماه پس از طي دوره آموزش در خارج از كشور به موجب سند رسمي در هر حال براي متعهد لازم الاجرا بوده و مادام كه مدت تعهد شده سپري نشده باشد قرارداد كار طرفين در حكم قراردادهاي با مدت موقت موضوع ماده 25 قانون كار بوده و حق استعفاء يا ترك كار و اصولاً فسخ يكجانبه قرارداد كار براي متعهد موجود نخواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا كارآموزان نيز مشمول مقررات قانون تأمين اجتماعي قرار مي گيرند؟

پاسخ : 
كارآموزان موضوع ماده 112 قانون كار جمهوري اسلامي ايران، به استثناء كارآموزان آزاد موضوع قسمت اخير تبصره يك ماده مزبور با استفاده از مدلول ماده 33 قانون تامين اجتماعي در زمره مشمولان قانون اخير محسوب بوده و سازمان تامين‌اجتماعي قانوناً مكلف به رعايت موارد تامين اجتماعي موضوع ماده 3 قانون تامين‌اجتماعي به اين دسته از بيمه شدگان مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگراني كه به موجب توافق كتبي با كارفرما براي فراگرفتن حرفه يا ارتقاء مهارت به مراكز كارآموزي معرفي مي شوند در دوره كارآموزي مشمول چه نوع حقوق و مزايائي خواهند بود؟

پاسخ : 
در قراردادهاي كارآموزي موضوع بند الف ماده 112 قانون كار، چنانچه كارآموز كارگري باشد كه مطابق توافق كتبي منعقده با كارفرما به مراكز كارآموزي معرفي شده است، علاوه بر اينكه رعايت مقررات حداقل قانوني مزد الزامي است مستند به بند “ب” ماده 113 قانون مرقوم مزد كارگر نبايد از مزد ثابت و يا مزد مبناي وي در دوران قبل از اشتغال به كارآموزي كمتر باشد و مدت كارآموزي از هر نظر جزء سابقه كار كارگر منظور مي شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تعهد ادامه كار در واحد مربوط به ميزان حداقل دو برابر مدت كارآموزي شامل چه نوع كارآموزاني مي شود؟

پاسخ : 
تعهد اشتغال بكار به ميزان حداقل دو برابر مدت تحصيل صرفاً در مورد انجام كارآموزي كارگراني كه مطابق توافق كتبي منعقده با كارفرما به مراكز كارآموزي معرفي مي شوند در بند “ب” ماده 114 قانون كار پيش بيني شده است كه طبيعتاً چنانچه ترتيب مقرر در ماده 114 رعايت شود براي كارآموز لازم الرعايه خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مراكز كارآموزي چه نوع مراكزي هستند و تفاوت آنها با آموزشگاههاي فني و حرفه اي آزاد چه مي باشد؟

پاسخ : 
مراكز كار آموزي پيش بيني شده در مبحث اول فصل پنجم قانون كار مراكزي هستند كه توسط وزارت كار و امور اجتماعي راساً و يا با همكاري واحدهاي صنعتي، توليدي و خدماتي (مراكز جوار كارگاه و بين كارگاهي،) ايجاد شده و جدا از آموزشگاههاي فني و حرفه اي آزاد مي باشند كه وسيله اشخاص حقيقي يا حقوقي و با كسب پروانه از وزارت كار و امور اجتماعي تاسيس مي گردند. متذكر مي گردد افرادي كه در كارگاهي معين به عنوان كارآموز به كارآموزي توام با كار اشتغال دارند مي بايستي اولاً داراي قرارداد كارآموزي بوده و ثانياً سن‌ آنها از 15 سال كمتر نبوده و از 18 سال تمام نيز بيشتر نباشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
رابطه كارگراني كه از سوي كارفرما به مراكز كارآموزي معرفي مي شوند در طول مدت كارآموزي با كارگاه چگونه است و حقوق و مزاياي آنها به چه نحو خواهد بود؟

پاسخ : 
با عنايت به ماده 113 قانون كار، مدت كارآموزي كارگران شاغلي كه مطابق تبصره يك ماده 112 اين قانون براي كارآموزي در يكي از مراكز كارآموزي پذيرفته مي‌شوند از هر لحاظ جزء سوابق كارگران ذيربط بوده و اين قبيل كارگران نيز همانند ساير كارگران شاغل در كارگاه در مدت مزبور از كليه مزاياي قانوني منجمله عيدي و پاداش، مرخصي استحقاقي، افزايشات ناشي از اجراي مصوبات مزدي شورايعالي كار برخوردار خواهند بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارآموزاني كه بين 15 تا 18 سال سن داشته و براي مدتي معين كه زائد بر سه سال نباشد در كارگاهي معين به كارآموزي توأم با كار اشتغال دارند تابع چه مقرراتي هستند؟

پاسخ : 
افرادي كه به موجب قرارداد كارآموزي به منظور فراگرفتن حرفه اي خاص، براي مدت معين كه زائد بر سه سال نباشد در كارگاهي معين به كارآموزي توام با كار اشتغال دارند، مشروط بر آنكه سن آنها از 15 سال كمتر نبوده و از 18 سال تمام بيشتر نباشد تابع مقررات مربوط به كارگران نوجوان مذكور در مواد 79 الي 84 اين قانون خواهند بود ولي ساعت كار آنان از شش ساعت در روز نبايد تجاوز نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري كه پس از طي دوره آموزش و تحصيل در مراكز كارآموزي حاضر به ادامه كار در كارگاه قبلي نباشد با وي چگونه برخورد مي شود؟

پاسخ : 
در صورتي كه كارآموز پس از اتمام كارآموزي حاضر به ادامه كار در كارگاه نباشد كارفرما مي تواند براي مطالبه خسارت مندرج در قرارداد كارآموزي به مراجع حل اختلاف موضوع اين قانون مراجعه و تقاضاي دريافت خسارت نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه كارفرما مانع ادامه كارآموزي كارگر شود تكليف چيست؟

پاسخ : 
چنانچه كارفرما قبل از پايان مدت، بدون دليل موجه مانع ادامه كارآموزي كارگر شود و از اين طريق خسارتي به وي وارد گردد كارگر مي تواند به مراجع حل اختلاف مندرج در اين قانون مراجعه و مطالبه خسارت نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در كارگاهي روال اين بوده است كه نوبت كاراني كه نوبت كارشان به ساعات شب بيافتد براي هر ساعت كار در شب علاوه بر فوق العاده نوبت كاري از فوق العاده شب كاري نيز بهره مند مي شده اند آيا كارفرما مي تواند تحت اين عنوان كه در قانون پرداخت فوق العاده شب كاري به كارگران نوبت كار پيش بيني نشده است به قطع اين فوق العاده اقدام نمايد ؟

پاسخ : 
چنانچه كارگاهي از قبل به كارگران نوبت كار خود بابت ساعت شيفت شب ، درصدي علاوه بر حق نوبت كاري پرداخت مي نموده و اين پرداخت ها استمرار يافته باشد تداوم آن جزء شرايط كار و عرف و روال كارگاه تلقي و قابل قطع نخواهد بود
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا كارگراني كه گردش كار آنان به صورت يك ماه صبح و يك ماه عصر و يا شب باشد مشمول فوق العاده نوبت كاري قرار مي گيرند ؟

پاسخ : 
با توجه به ماده 56 قانون كار كه كار نوبتي را كاري شناخته است كه نوبتهاي آن در طول يك ماه گردش داشته باشد بدين لحاظ كارگراني كه به صورت يك ماه صبح و يك ماه عصر و يا شب كار مي كنند نوبت كار نبوده و مشمول استفاده ازفوق العاده نوبت كاري نيز قرار نمي گيرند از طرفي چون اين قبيل كارگران قانوناً غير نوبتي تلقي مي شوند در اجراي ماده 58 قانون كار براي هر ساعت كار در شب كه در فاصله بين 22 و 6 بامداد واقع مي شود از 35% اضافه بر مزد ساعت كار عادي برخوردار خواهند شد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري كه غير نوبتي بوده و ضمناً شب كار نيز مي باشد براي هر ساعت كار در شب 35% فوق العاده دريافت مي كند آيا وقتي اين كارگر در مرخصي استحقاقي به سر مي برد و يا در تعطيلات جمعه و تعطيل رسمي نيز مشمول فوق العاده شب كاري قرار مي گيرد ؟

پاسخ : 
فوق العاده شب كاري فقط به ساعت كار كارگر غير نوبتي كه در محدوده ساعات 22 شب و 6 صبح واقع مي شود پرداخت مي گردد و در اين زمينه ماده 58 قانون كار نيز همين را بيان مي نمايد بنابراين در مرخصي هاي استحقاقي و تعطيلات هفتگي و رسمي كه كارگر در كارگاه حضور ندارد استفاده وي از فوق العاده شب كاري كه به انجام كار در شب اختصاص دارد مورد پيدا نمي كند .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
حدود كار شبانه پيش بيني شده در ماده 61 قانون كار براي تحقق ممنوعيت كار در شب به چه ميزان مي باشد ؟

پاسخ : 
به نظر مي رسد كار شبانه مورد نظر در ماده 61 قانون كار ، كاري است كه بيش از نيمي از ساعات كار عادي روزانه در ساعات 22 شب الي 6صبح روز بعد انجام شود . به اين ترتيب در مواردي كه كمتر از نيمي از ساعات كار عادي در ساعات شب انجام شده و يا ساعات اضافه كاري كارگر در ساعات شب واقع شود كار شبانه مورد نظر در ماده 61 قانون كار نبوده و مشمول ممنوعيت كار در شب قرار نمي گيرد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري به طور مستمر در شب كار مي كند منتهي به جاي تعطيل جمعه شب شب ديگري را در هفته تعطيل مي نمايد آيا وي مشمول 40% فوق العاده پيش بيني شده بابت كار در روز جمعه خواهد بود؟

پاسخ : 
كارگراني كه به طور ثابت در شب كار مي كنند ( كارگران غير نوبتي ) چنانچه به جاي تعطيل هفتگي جمعه شب به طور مستمر شب ديگري در هفته را به عنوان تعطيل هفتگي استفاده كنند با توجه به شمول حكم عام ماده 62 قانون كار و تبصره هاي ذيل آن نسبت به كليه كارگراني كه در مقاطع زماني مختلف در طول شبانه روز به كار اشتغال دارند علاوه بر برخورداري از 35% فوق العاده شب كاري موضوع ماده 58 ، از 40% اضافه مزد پيش بيني شده در تبصره يك ماده 62 قانون مرقوم نيز بهره مند خواهند شد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه روزهاي كاري كارگران نوبتي با تعطيلات رسمي برخوردنمايدكار در اين ايام براي اين قبيل كارگران متضمن چه امتيازي مي تواند باشد؟

پاسخ : 
كارگران نوبت كار نيز حق استفاده از تعطيلات رسمي با استفاده از مزد را خواهند داشت و در صورت مصادف شدن روزهاي كاري كارگران نوبت كار با ايام تعطيلات رسمي ، كار در ايام مذكور از همان ساعت اول به عنوان اضافه كار تلقي و براي هر ساعت كاري چهل درصد علاوه بر مزد هر ساعت كار عادي بايد پرداخت گردد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با توجه به ماده 57 قانون كار ساعت كار كارگران نوبتي در چهار هفته متوالي نبايد از 176 ساعت تجاوز نمايد اين قاعده براي روزهاي 29 ،30 و روز سي و يكم در ماههاي 31 روزه چگونه قابل اعمال است ؟

پاسخ : 
نظر به اينكه در ماده 57 قانون كار اشاره گرديده كه ساعات كار كارگران نوبت كار در چهار هفته متوالي نبايد از 176ساعت تجاوز نمايد بنابراين با اعمال مراتب فوق در مورد كارگران نوبتي خود به خود موضوع ماههاي 29 ،30 و 31 روز مورد پيدا نخواهد كرد چون پس از خاتمه هر مورد از چهار هفته هاي متوالي ، چهار هفته متوالي بعدي شروع مي شود ولي در هر حال چنانچه تاكيد بر احتساب ساعت كار كارگران نوبتي در ماههاي 29 ، 30 و 31 روزه باشد اين مقصود با لحاظ داشتن 7 ساعت و 20 دقيقه ساعت كار قانوني روزانه و در نظر گرفتن روزهاي كاري كارگر در هر ماه حاصل خواهد شد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مبلغي كه به عنوان مزاياي نوبت كاري به كارگران نوبت كار پرداخت مي شود آيا در هنگام محاسبه مزايايي همچون اضافه كاري و عيدي جزء مزد مأخذ محاسبه منظور مي گردد؟

پاسخ : 
نظر به اينكه از مزاياي مقرر در ماده 56 قانون كار به عنوان فوق العاده نام برده شده است لذا اين مزايا جزء مزد كارگر نبوده و در محاسبه اضافه كاري ، عيدي و پاداش و سنوات خدمت و نظاير آن منظور نخواهد شد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در كار گاهي گردش كار كارگران به صورت صبح و عصر مي باشد آيا تغيير آن در قالب صبح و عصر و شب امكان پذير است ؟

پاسخ : 
تغيير گردش كار كارگران نوبت كار و افزايش تعداد نوبت هاي كاري آنان كه متضمن تغيير گردش باشد چنانچه در سطح كارگاه صورت گيرد تغيير عمده شرايط كار تلقي و مي بايستي برابر ماده 26 قانون كار عمل گردد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا به مدت زماني كه كارگر نوبت كار در مأموريت ماده 46 قانون كار به سر مي برد مشمول فوق العاده نوبت كاري قرار مي گيرد ؟

پاسخ : 
فوق العاده هاي نوبت كاري به كارگراني پرداخت مي شود كه كارشان در محدوده زماني يك ماه گردش داشته باشد به بيان ديگر شرط استفاده از درصدهاي نوبت كاري تحقق گردش كار در داخل يك ماه مي باشد . به اين ترتيب چون با محقق شدن گردش كاري در طول ماه كارگر نوبت كار مشمول فوق العاده مربوط براي كل مزد ماهانه مي شود بنابراين چنانچه مأموريت ها در ماههايي كه در آن گردش كار انجام شده صورت گرفته باشد در شمول درصدهاي نوبت كاري قرار مي گيرد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگراني كه گردش كار آنان به صورت صبح و عصر باشد و روزانه مثلاً يك ساعت از نوبت كار عصر آنان در ساعات شب واقع شود آيا مشمول همان فوق العاده ده درصد قرار مي گيرند ؟

پاسخ : 
كارگراني كه گردش كاري آنان به صورت صبح و عصر باشد مشمول ده درصد فوق العاده نوبت كاري قرار مي گيرند و واقع شدن يك ساعت كار عصر در محدوده ساعت كار شب تغييري در تعريف كار گردشي به صورت صبح و عصر و فوق العاده مربوطه كه ده درصد است ايجاد نمي كند .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگراني كه گردش كار آنان به صورت صبح و عصر باشد و روزانه مثلاً يك ساعت از نوبت كار عصر آنان در ساعات شب واقع شود آيا مشمول همان فوق العاده ده درصد قرار مي گيرند ؟

پاسخ : 
كارگراني كه گردش كاري آنان به صورت صبح و عصر باشد مشمول ده درصد فوق العاده نوبت كاري قرار مي گيرند و واقع شدن يك ساعت كار عصر در محدوده ساعت كار شب تغييري در تعريف كار گردشي به صورت صبح و عصر و فوق العاده مربوطه كه ده درصد است ايجاد نمي كند .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:07 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مراجع حل اختلاف مقرر در قانون كار مي توانند به شكايات اشخاص كه بر اساس مقررات قانون كار در واحدهاي كار و امور اجتماعي اشتغال بكار دارند رسيدگي نمايند؟

پاسخ : 
با توجه به صلاحيت عام مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم قانون كار كه در چهارچوب اختيارات و وظايف قانوني خود، جدا از مسئوليت‌هاي اداري و انجام وظايف سازماني ادارات كار، صلاحيت رسيدگي به هر گونه اختلاف بين كارگر و كارفرما را در اجراي ماده 157 قانون كار خواهند داشت، لذا رسيدگي به شكايت كارگران مشمول قانون كار شاغل در وزارت كار و يا ادارات كار نيز از موارد رسيدگي به اختلاف كارگري و كارفرمائي تلقي و در اجراي مراتب فوق در صلاحيت هيأت‌هاي تشخيص‌ و حل اختلاف مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا اعضاء هيأتهاي تشخيص يا حل اختلاف مي توانند وكالت يكي از طرفين دعوي را بر عهده بگيرند؟

پاسخ : 
در آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأت‌هاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار پيش بيني خاصي در مورد ممنوعيت اعضاء هيأت‌ها از پذيرش و قبول نمايندگي كارگران يا كارفرمايان جهت شركت در جلسات هيأت‌ها بعمل نيامده است. لكن نظر به اينكه اعضاء هيأت‌ها بعنوان عضو رسيدگي كننده و تصميم‌گيرنده در هيأت ها مي باشند بلحاظ عدم امكان جمع بين مدعي و رسيدگي كننده نمي توانند در جلسه رسيدگي به شكاياتي كه خود بعنوان نماينده كارفرما يا كارگر بوده‌اند تحت عنوان عضو هيأت رسيدگي كننده اعلام راي و نظر نمايند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مراجع حل اختلاف مقرر در قانون كار مي توانند به شكايات اشخاص كه بر اساس مقررات قانون كار در واحدهاي كار و امور اجتماعي اشتغال بكار دارند رسيدگي نمايند؟

پاسخ : 
با توجه به صلاحيت عام مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم قانون كار كه در چهارچوب اختيارات و وظايف قانوني خود، جدا از مسئوليت‌هاي اداري و انجام وظايف سازماني ادارات كار، صلاحيت رسيدگي به هر گونه اختلاف بين كارگر و كارفرما را در اجراي ماده 157 قانون كار خواهند داشت، لذا رسيدگي به شكايت كارگران مشمول قانون كار شاغل در وزارت كار و يا ادارات كار نيز از موارد رسيدگي به اختلاف كارگري و كارفرمائي تلقي و در اجراي مراتب فوق در صلاحيت هيأت‌هاي تشخيص‌ و حل اختلاف مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارفرما مدعي است كه كارگر شاكي مشمول قانون كار نيست ولي در اين باره مدركي ارائه نكرده است تكليف چيست؟

پاسخ : 
با توجه به عام بودن مقررات قانون كار چنانچه از سوي خوانده دعوي مدارك و دلايل قابل قبولي در جهت حاكميت مقررات استخدامي خاص ارائه نشود صرف ادعاي خواهان و احراز رابطه مزدي يا حقوقي بين طرفين از سوي مرجع رسيدگي كننده، مثبت وجود رابطه كارگري و كارفرمائي موضوع قانون كار بين طرفين خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در جريان رسيدگي به يك پرونده كارفرما مدعي است كه شاكي مشمول قانون كار نبوده و رابطه آن رابطه مشاركت است چنانچه مرجع حل اختلاف احراز نمايد كه بر خلاف ادعاي كارفرما، رابطه كارگري و كارفرمائي است آيا مي تواند وارد رسيدگي شود يا بايد پرونده را جهت تعيين تكليف به مرجع ديگري احاله نمايد؟

پاسخ : 
تشخيص صلاحيت رسيدگي به يك دعوي با خود دادگاه مي باشد و لذا چنانچه مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم قانون كار قراردادي را قراردادكار تشخيص دهند صلاحيت رسيدگي به اختلافات ناشي از آنرا مستند به ماده 157 قانون مرقوم خواهند داشت.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مي توان اختلاف كارگري و كارفرمائي را در مرجعي غير از واحد كار و امور اجتماعي طرح و اقامه دعوي نمود؟

پاسخ : 
اصل اين است كه افراد مي بايست دعاوي خود را در مرجعي كه قانون مشخص و تعيين مي‌كند تسليم و اقامه كنند و اين حق براي اشخاص نيست كه جهت طرح دعوي به هر دادگاهي كه خود مي خواهند مراجعه نمايند و در اين زمينه‌ بايد اقامه شكايت با توجه به صلاحيت ذاتي مراجع كه قانون براي آنها تعيين نموده صورت گيرد و به همين جهت ماده 3 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص وحل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار مقرر مي دارد كه رسيدگي در مراجع حل اختلاف منوط به تسليم دادخواست از سوي ذينفع يا نماينده قانوني وي به واحد كار و امور اجتماعي محل مي باشد ضمن اينكه دادخواست بايد كتبي و به زبان فارسي بوده و حتي‌الامكان بر روي برگهاي مخصوص نوشته شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
احراز موجه و يا غير موجه بودن اخراج و اثبات وجود تعليق براي برخورداري از حق السعي ايام بيكاري و نيز استفاده از مقرري بيمه بيكاري در صورت موجه بودن اخراج تابع چه ضوابط و بر عهده كدام مرجع است؟

پاسخ : 
اساساً از نظر قانون كار تشخيص موجه يا غيرموجه بودن اخراج كارگر به عهده مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم اين قانون مي باشد و اين مراجع نيز حسب مورد و با توجه به دلايل، مدارك و مستندات ابرازي طرفين به موضوع اختلاف رسيدگي و حكم مقتضي صادر مي نمايند و در صورت ناموجه بودن اخراج، تكليف كارفرما به پرداخت حق السعي ايام تعليق همراه با بازگشت به كار كارگر قرار مي گيرد و در اين زمينه تشخيص تعليق و لحاظ داشتن مدت آن به عنوان سابقه كار با مراجع حل اختلاف مي‌باشد ضمناً استفاده كارگران مشمول قانون كار از مقرري بيمه بيكاري در چهارچوب قواعد و ضوابطي صورت مي گيرد كه در قانون بيمه بيكاري و آيين نامه‌ اجرائي مربوط پيش بيني شده است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در يكي از واحدهاي كار و امور اجتماعي به علت حجم كار دو يا چند هيأت حل اختلاف تشكيل شده است آيا اعضاء يك هيأت مي توانند در هيأت هاي ديگر به عنوان عضو شركت داشته باشند؟

پاسخ : 
نمايندگان كارگران و كارفرمايان كه برابر مقررات مربوط به عنوان اعضاء هيأت‌هاي حل اختلاف انتخاب مي شوند با عنايت به اعتبارنامه‌هاي صادره و به اعتبار عضويت شان در اين هيأت ها، حضور و جايگزين شدن آنان در جلسات هيأت هاي حل اختلاف واحد اداره كل بلا مانع خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه دو نفر از اعضاء هيأت حل اختلاف از عضويت در هيأت استعفاء نمايند آيا هيأت مزبور صلاحيت رسيدگي به پرونده‌هاي ارجاعي را خواهد داشت؟

پاسخ : 
طبق ماده 35 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار، جلسات هيأت حل اختلاف با حضور حداقل 7 نفر از اعضاء رسميت خواهد داشت لذا با استعفاي يك يا دو نفر از اعضاء هيأت، در صورتي كه حد نصاب لازم براي رسميت يافتن جلسات وجود داشته باشد انجام رسيدگي‌هاي قانوني و صدور راي بلامانع خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا طرفين پرونده (كارگر و كارفرما) نيز در صدور راي مراجع حل اختلاف دخالت دارند؟

پاسخ : 
در مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم قانون كار، تصميم گيرندگان و صاحبان آراء جدا و مستقل از طرفين دعوي بوده و بعبارت ديگر طرفين دعوي در رسيدگي و صدور حكم دخالتي ندارند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در صورتي كه در هيأت حل اختلاف كه جلسه آن با 9 نفر تشكيل شده است تشتت آراء باشد مثلاً از 9 نفر حاضر در جلسه،4 نفر يك نظر داشته باشند و 2 نفر يك نظر و 3 نفر نظر ديگري تكليف چيست؟

پاسخ : 
چنانچه پس از راي گيري و شمارش آراء متخذه از افراد حاضر در جلسه، نتيجه با مفاد ماده 35 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف انطباق پيدا نكند بايد با تجديد جلسه و مذاكره و تبادل نظر اعضاء و ايجاد هماهنگي نهايتاً منطبق با مراتب ماده 35 مرقوم اصدار راي نمود بديهي است در صورت عدم حصول نتيجه، پرونده امر در هيأت حل اختلاف همعرض استان و چنانچه استان فاقد چنين هيأتي باشد در يكي از هيأتهاي حل اختلاف استانهاي همجوار مطرح و حكم لازم صادر خواهد شد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه با وجود رسميت جلسات هيأت حل اختلاف اكثريت آراء حاصل نشود تكليف چيست؟

پاسخ : 
در قانون كار و آيين نامه هاي مربوط پيش بيني خاصي براي موردي كه هيأت حل اختلاف با وجود رسميت جلسه جهت صدور راي به اكثريت آراء دست نمي يابد بعمل نيامده است و در اينگونه موارد توصيه به تجديد جلسه رسيدگي و تلاش در جهت اقناع اعضاء هيأت و رساندن آنها به يك تصميم كه مورد پذيرش اكثريت اعضاء باشد توسط مدير كل كار و يا نماينده وي كه رياست هيأت را عهده دار است مورد تاكيد مي باشد ليكن در مواردي كه عليرغم تلاشها و اتخاذ تمهيدات مختلف منظور فوق حاصل نمي شود هيأت مي تواند پرونده را جهت رسيدگي به هيأت حل اختلاف ديگري كه احياناً در سطح استان تشكيل شده و فعال است احاله نمايد و در مواردي كه در سطح يك استان هيأت حل اختلاف ديگري تشكيل نشده باشد مي توان پرونده را به هيأت حل اختلاف مستقر در استان مجاور ارجاع نمود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شخصي بر اساس مقررات قانون كار و به موجب قرارداد كار دايم در يك سازمان دولتي مشغول كار است و اخيراً به بهانه عدم موافقت سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور با وي قطع رابطه گرديده است برخورد مراجع حل اختلاف با موضوع به چه نحوي مي باشد و تكليف كارگر چيست؟

پاسخ : 
عدم موافقت سازمان امور اداري و استخدامي و يا عدم صدور مجوز قانوني براي ادامه كار كاركناني كه بر اساس مقررات قانون كار در آن سازمان بكار اشتغال داشته و يا در اجراي احكام قطعي مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم قانون كار به كار اعاده گرديده اند اصولاً موثر در ادامه كار كاركنان مزبور نبوده و مادامي كه موافقت آنان به قطع رابطه كارگري و كارفرمائي جلب نشده و يا نظر موافق مراجع حل اختلاف فوق‌الاشاره با ارائه دلايل موجه (به تشخيص مراجع ياد شده) كسب نگرديده باشد اشتغال آنان ادامه يافته و سازمان ذيربط مكلف به پرداخت حقوق و مزاياي قانوني متعلقه به ‌آنان خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در آيين نامه اجرائي قسمتي از تبصره 2 ماده 43 قانون استخدام كشوري پرداخت حق حضور براي كاركنان دولت براي حداكثر 8 جلسه پيش بيني شده است، در حالي كه در اكثر واحدهاي كار و امور اجتماعي جلسات هيأت حل اختلاف بيش از 8 جلسه در ماه است تكليف پرداخت حق الزحمه حضور در جلسات براي كاركنان مزبور چيست؟

پاسخ : 
سابقه پرداخت حق حضور اعضاء هيأت حل اختلاف در سنوات قبل به سال 1343 و تبصره 49 قانون بودجه سال ياد شده بر مي گردد. در همين رابطه مرجع تعيين كننده ميزان حق حضور اعضاء هيأت حل اختلاف، هيأت وزيران پيش بيني شده و از اولين مصوبه هاي هيأت وزيران در اين باره نيز چنين نتيجه مي شود كه ميزان حق حضور “متناسب با حجم كار و ميزان امور محوله” و بدون لزوم رعايت ساير مقررات پرداخت خواهد شد، ضمن آنكه بر اساس سنت مذكور حق حضور اعضاء مراجع حل اختلاف هميشه مستقل و مجزا از حق حضور موضوع آيين نامه اجرايي قسمتي از تبصره 2 ماده 43 قانون استخدام كشوري (چه از نظر مبلغ و چه از نظر سقف پرداخت) در تصويبنامه‌هاي جداگانه و خاص وزارت كار و امور اجتماعي به تصويب رسيده است. بنابراين تعميم نصاب حداكثر 8 جلسه در ماه (موضوع ماده 8 آيين نامه اخيرالذكر) در اين مورد فاقد وجهه قانوني است و بنابراين پرداخت حق حضور اعضاء هيأت هاي حل اختلاف به تعداد جلسات متشكله در هر ماه بلامانع بوده و نيازي به اصلاح آئين نامه اجرايي قسمتي از تبصره 2 ماده 43 قانون استخدام كشوري نيز ندارد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تركيب هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف چگونه است و انتخاب اعضاي اين هيأتها با كدام مرجع مي باشد؟

پاسخ : 
هيأت تشخيص داراي يك تركيب 3 نفره مي باشد كه يكي از اعضاي آن نماينده وزارت كار و امور اجتماعي است كه انتخاب آن با مديركل كار و امور اجتماعي مي‌باشد. عضو ديگر هيأت تشخيص نماينده كارگران است كه مرجع انتخاب وي كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان خواهد بود. نفر سوم از اعضاي هيأت تشخيص نماينده كارفرمايان يا مديران صنايع مي باشد كه ايشان را كانون انجمن هاي صنفي كارفرمايان استان تعيين و انتخاب مي كند.
هيأت حل اختلاف مركب از 9 عضو است كه 3 نفر آن نماينده كارگران هستند كه از طرف كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان يا كانون انجمن هاي صنفي كارگران و يا مجمع نمايندگان كارگران واحدهاي منطقه انتخاب مي شوند. 3 عضو ديگر هيأت حل اختلاف نماينده كارفرمايان مي باشند كه منتخب مديران واحدهاي منطقه هستند و بالاخره 3 نفر از اعضاء هيأت حل اختلاف نيز نمايندگان دولت بوده كه شامل مدير كل كار و امور اجتماعي، فرماندار و رئيس دادگستري محل و يا نمايندگان آنها مي باشند. غير از نمايندگان دولت كه به اعتبار سمت‌شان و تا زماني كه در پست خود باقي هستند عضو هيأت خواهند بود ديگر اعضاء هيأت كه نمايندگان كارگران و كارفرمايان باشند براي مدت دو سال انتخاب مي شوند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا به پرسنل اداره كار كه با هيأت حل اختلاف همكاري دارند مانند منشي هاي هيأت يا نگهبان اداره كار در ساعات تشكيل جلسات مي توان حق حضور پرداخت نمود؟

پاسخ : 
در آيين نامه هيأت حل اختلاف پرداخت حق حضور به غير اعضاء هيأت حل اختلاف پيش بيني نشده و در اين زمينه دستورالعمل ديگري نيز وجود ندارد. لذا در صورت لزوم مي توان با پرداخت فوق العاده اضافه كار زحمات همكاران ديگر (منشي، نگهبان و…) را جبران نمود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا هيأت حل اختلاف مي تواند نسبت به همه اختلافات كارگري و كارفرمائي بدون اينكه در هيأتهاي تشخيص مورد صدور راي قرار گرفته باشد وارد رسيدگي شود؟

پاسخ : 
صلاحيت هيأتهاي حل اختلاف به جز در مواردي كه در قانون براي اين هيأتها رسيدگي نخستين نيز پيش بيني شده باشد مانند مورد تبصره 3 ماده 49 قانون كار صرفاً رسيدگي به مواردي است كه قبلاً در هيأتهاي تشخيص مطرح و در مورد آنها حكم مقتضي صادر گرديده است و لذا چنانچه موردي قبلاً در حكم هيأت تشخيص نفياً و يا اثباتاً مورد توجه قرار نگرفته و در مورد آنها حكم صادر نشده باشد قابل رسيدگي در هيأت حل اختلاف نخواهد بود. ضمناً رسيدگي نخستين نيز در هيأت حل اختلاف منحصراً در مواردي امكان پذير خواهد بود كه مورد در دادخواست خواهان عنوان گرديده باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
اگر كارفرما از اجراي راي قطعي مراجع حل اختلاف خودداري و يا در اجراي آن تأخير ورزد تكليف چيست؟

پاسخ : 
بر اساس ماده 180 قانون كار، كارفرماياني كه بر خلاف مفاد ماده 159 اين قانون از اجراء بموقع آراء قطعي و لازم الاجراي مراجع حل اختلاف خودداري نمايند علاوه بر اجراي آراء مذكور با توجه به شرايط و امكانات خاطي به جريمه نقدي از 20 تا 200 برابر حداقل مزد قانوني روزانه محكوم خواهد شد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه در راي قطعي مراجع حل اختلاف كارفرما مكلف به اعاده كارگر به كارگر ديده باشد آيا كارفرما مي تواند اجراي حكم را موكول به شرايطي و بطور مثال اشتغال كارگر در شغلي بجز شغلي كه قبل از اخراج در آن شاغل بوده بنمايد؟

پاسخ : 
پس از صدور حكم قطعي مراجع حل اختلاف مبني بر اعاده بكار كارگر، كارفرماي مربوط مستند به ماده 180 قانون كار بدون هيچگونه تغييري در شرايط قبلي كار كارگر و بدون هيچ شرطي مكلف به اجراي بموقع راي صادره بوده و امتناع از ارجاع بكار و پرداخت حق السعي كارگر به منزله تعليق غيرقانوني قرارداد كار خواهد بود. بديهي است در اين حالت، با عنايت به ماده 29 قانون كار، كارفرما مكلف به پرداخت خسارت ناشي از تعليق (پرداخت كليه حق السعي مربوط به مدت مزبور) به كارگر بوده و در صورت استنكاف، هيأت حل اختلاف مستند به ماده مزبور مجاز به اصدار راي در اين باره خواهد بود.
منبع:www.icm.ir




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه به دلايلي رسيدگي به شكايت كارگر اخراجي در مراجع حل اختلاف طولاني شود و هيأت حل اختلاف در نهايت اخراج را موجه تشخيص نداده و حكم اعاده بكار صادر نمايد آيا مي تواند كارفرما را تنها مكلف به پرداخت قسمتي از حق السعي معوقه كارگر بنمايد؟

پاسخ : 
بر اساس ماده 165 قانون كار در صورتيكه هيأت حل اختلاف اخراج كارگر را غيرموجه تشخيص داد موظف است ضمن صدور حكم بازگشت بكار حق السعي كارگر اخراجي را هم از تاريخ اخراج تعيين نمايد مگر آنكه در مورد مبلغي كمتر از حق السعي استحقاقي يا عدم دريافت حق السعي بين كارگر و كارفرما توافق حاصل شده باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه به دلايلي رسيدگي به شكايت كارگر اخراجي در مراجع حل اختلاف طولاني شود و هيأت حل اختلاف در نهايت اخراج را موجه تشخيص نداده و حكم اعاده بكار صادر نمايد آيا مي تواند كارفرما را تنها مكلف به پرداخت قسمتي از حق السعي معوقه كارگر بنمايد؟

پاسخ : 
بر اساس ماده 165 قانون كار در صورتيكه هيأت حل اختلاف اخراج كارگر را غيرموجه تشخيص داد موظف است ضمن صدور حكم بازگشت بكار حق السعي كارگر اخراجي را هم از تاريخ اخراج تعيين نمايد مگر آنكه در مورد مبلغي كمتر از حق السعي استحقاقي يا عدم دريافت حق السعي بين كارگر و كارفرما توافق حاصل شده باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مراجع حل اختلاف مجاز هستند راساً نسبت به صدور راي تصحيحي اقدام نمايند؟

پاسخ : 
همانگونه كه در تبصره ماده 39 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف پيش بيني شده است مادام كه راي اجرا نشده باشد مرجع صادركننده مي تواند به ترتيب مقرر در تبصره بدون ورود به ماهيت حكم راي تصحيحي صادر نمايد. ضمناً با توجه به ماده 43 آيين نامه با اين مضمون “ساير مواردي كه در اين آيين نامه پيش بيني نگرديده است مطابق مقررات قانون آيين دادرسي مدني خواهد بود” كه در اين زمينه مستفاد از ماده 309 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب هر گاه در تنظيم و نوشتن راي سهو قلم و يا اشتباه در محاسبه صورت گرفته باشد مراجع حل اختلاف مي توانند با رعايت ترتيب ياد شده راساً يا به درخواست ذينفع راي تصحيحي صادر نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
عليرغم اينكه كارفرما به كارگر كمتر از حداقل مزد قانوني پرداخت مي نموده اما اين موضوع در راي هيأت تشخيص مورد توجه و صدور راي قرار نگرفته است و معترض به راي مزبور نيز كارفرما مي باشد آيا هيأت حل اختلاف بدون توجه به عدم اعتراض كارگر به راي هيأت تشخيص بايد مابه التفاوت حداقل مزد را براي كارگر اصدار راي نمايد؟

پاسخ : 
هر چند اصولاً در مواردي كه پرونده اي در اثر اعتراض يكي از طرفين به راي صادره از هيأت تشخيص به هيأت حل اختلاف ارجاع و مطرح رسيدگي است هيأت صرفاً مي بايد در چهارچوب اعتراض معترض باقيمانده و مجاز به اصلاح و يا نقض راي به ضرر معترض و به نفع طرف ديگر نمي باشد ليكن اين محدوديت تا جائي است كه مقررات آمره قانوني در راي مورد اعتراض مصون از تعرض مانده باشد و در مواردي كه هيأت حل اختلاف با موارد نقض صريح مقررات آمره قانوني در راي معترض عنه مواجه مي شود بطور قطع مكلف خواهد بود راي مزبور را، هر چند در آن قسمت مصون از اعتراض مانده باشد، تا حداقل هاي قانوني اصلاح نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارفرما راي قعطي هيأت حل اختلاف در مورد ابقاء بكار كارگر را اجرا نموده ولي پس از مدتي مجدداً وي را اخراج نموده است موضع مراجع حل اختلاف در زمينه شكايت مجدد شاكي چه مي تواند باشد؟

پاسخ : 
راي قطعي مراجع حل اختلاف لازم الاجرا بوده و لذا چنانچه حكم بر اعاده بكار كارگر اخراجي صادر گرديده باشد كارفرما مكلف خواهد بود كارگر را با شرايط سابق به كار اعاده نمايد بديهي است چنانچه پس از اجراي راي و ابقاء بكار كارگر، كارفرما مجدداً اقدام به اخراج وي نمايد موضوع اخراج به عنوان يك مورد جديد قابل رسيدگي در مراجع حل اختلاف خواهد بود كه در اين حالت چنانچه دلايل كارفرما در مورد اخراج مورد تاييد مرجع رسيدگي كننده قرار نگيرد مرجع مي تواند حكم بر اعاده بكار مجدد صادر نمايد در غير اينصورت و موجه شناختن اخراج رأي بر فسخ رابطه و پرداخت حق سنوات صادر خواهد كرد. ضمناً چنانچه احراز گرديده باشد كه پس از صدور راي بازگشت بكار، كارگر شخصاً از مراجعه به كارگاه استنكاف نموده است عدم مراجعه وي به واحد مربوط چنانچه در اين زمينه پرونده اي در اداره كار تشكيل شده باشد مي تواند در مراجع حل اختلاف از موارد قصور و يا حتي ترك كار تلقي و بر اين مبنا اصدار راي گردد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مرد مي تواند از ادامه اشتغال همسرش با اين استدلال كه شغل زن منافي مصالح خانوادگي اوست جلوگيري نمايد؟ در اين زمينه موضوع اختلاف بين زن و شوهر در كدام مرجع بايد مورد رسيدگي قرار گيرد؟

پاسخ : 
هر چند مستند به ماده 1117 قانون مدني “شوهر مي تواند زن خود را از حرفه و صنعتي كه منافي مصالح خانوادگي يا حيثيت خود يا زن باشد منع كند” ليكن تشخيص “منافات” حرفه و صنعت با “مصالح خانوادگي و حيثيات” مستند به ماده 15 قانون حمايت خانواده كه مي گويد “شوهر مي تواند با تاييد دادگاه زن خود را از اشتغال به هر شغلي كه منافي مصالح خانوادگي و يا حيثيت خود يا زن باشد منع نمايد” و ماده 14 آيين نامه اجرايي قانون ياد شده كه بيان مي دارد؛ كارفرما اعم از حقوقي يا حقيقي هنگامي مي‌تواند به استناد ماده 15 قانون حمايت خانواده به خدمت زن شوهردار كه در استخدام اوست خاتمه دهد كه دادگاه قبلاً “به درخواست شوهر مبني بر اينكه شغل زن منافي مصالح و حيثيات خانوادگي اوست رسيدگي كرده و نظر موافق داده باشد”، صرفاً با دادگاه بوده و لذا ايشان مي بايد دلايل خود را به دادگاه ارائه و منتظر صدور حكم دادگاه باشد. ضمناًَ در هيچ يك از مقررات و قوانين لزوم كسب اجازه از شوهر براي استخدام زن پيش بيني نشده است
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
درباره استقلال مراجع حل اختلاف و ايفاي نقش نظارتي وزارت كار در كار رسيدگي و صدور راي مراجع مزبور؟

پاسخ : 
مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم قانون كار در چهارچوب وظايف و اختيارات قانوني خود استقلال راي داشته و بر اساس دلايل ابرازي و مدارك و مستندات ارائه شده طرفين اتخاذ تصميم و اصدار راي مي نمايند و سياست وزارت كار و اموراجتماعي همواره عدم مداخله در كار مراجع رسيدگي كننده و در صورت ضرور هدايت مراجع مذكور در جهت اجراي صحيح و دقيق قوانين كار و مقررات تبعي و رعايت انجام مراحل رسيدگي قانوني بوده است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا براي واحدهاي ستادي و اجرايي وزارت كار در تصميم گيريهاي مراجع حل‌اختلاف قانون كار نقشي پيش بيني شده است؟ و آيا دخالت اين واحدها در تصميم و صدور راي مراجع فوق قانوني است؟ در مورد كميته هاي انضباطي كار چطور؟

پاسخ : 
از ويژگي هاي هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف قانون كار در رسيدگي به اختلافات كارگري و كارفرمائي ملحوظ داشتن اصل سه جانبه گرايي در تركيب اعضاء تشكيل دهنده مراجع قانوني مذكور است و به اين لحاظ نمايندگان كارگران و كارفرمايان و دولت بطور برابر در هيأتهاي مزبور نماينده دارند و از نقطه نظر شركت در تصميم‌گيري و صدور راي نيز براي نماينده وزارت كار قانوناً فقط يك راي اختصاص يافته است. ذكر اين نكته نيز ضروري بنظر مي رسد كه مسئولان اداري منجمله مديركل كار در رسيدگي ها و اصدار آراء دخالتي ندارند و اصولاً هيچ محمل قانوني براي دخالت وزارت كار، ادارات كل ستادي و اجرايي، مديران كل، كاركنان و مسئولان اداري در تصميم گيري و صدور راي مراجع حل اختلاف وجود ندارد. در تركيب كميته هاي انضباط كار هم كه در واحدهاي كارگري به موجب مقررات تشكيل و انجام وظيفه مي‌كنند نمايندگان تشكل هاي كارگري و نيز نماينده مديريت و سرپرستان عضويت داشته و مستقل از وزارت كار در چارچوب مقررات تعيين موارد قصور و نقض دستورالعمل ها و آيين نامه هاي انضباط كار موضوع تبصره 2 ماده 27 قانون كار اتخاذ تصميم و صدور راي مي كنند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري با تسليم دادخواست به اداره كار محل تشكيل پرونده داده است كارفرما در جلسات مراجع حل اختلاف قانون كار مدعي مي شود كه طرفين در ارتباط با موضوع شكايت كارگر در مراجع قضائي نيز دعوي كيفر دارند. حدود تأثير اين ادعا در تصميم‌گيري مرجع رسيدگي كننده اداره كار چه اندازه است؟

پاسخ : 
بر اساس ماده 30 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار، چنانچه بين طرفين دعوي، همزمان دعوي كيفري مرتبطي با دعوي مطرح در مراجع حل اختلاف در ساير مراجع قضائي مورد رسيدگي باشد كه نتيجه آن به تشخيص هيأت موثر در راي مرجع حل اختلاف باشد، صدور راي موكول به تعيين تكليف دعوي كيفري در مراجع مذكور خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري به اتهام حيف و ميل اموال شركت اخراج شده است در جلسات رسيدگي كارفرما عنوان داشته است كه در اين زمينه پرونده يي در مراجع قضائي دادگستري مطرح و تحت رسيدگي است آيا مراجع حل اختلاف مكلفند تا روشن شدن نتيجه رسيدگي به پرونده در دادگستري، پرونده را در دست اقدام نگاه دارند؟

پاسخ : 
گر چه در اتهامات كيفري، اشخاص مادام كه از سوي مراجع قضايي محكوم نگرديده باشند مبري شناخته مي شوند ولي اين امر نافي صلاحيت و اختيارات مراجع حل‌اختلاف موضوع فصل نهم قانون كار در زمينه رسيدگي به دلايل عنوان شده از سوي كارفرما نبوده و مراجع مذكور مي توانند با توجه به صلاحيت خود و با بررسي هاي لازم و در نظر گرفتن همه جوانب امر در اين خصوص اتخاذ تصميم نمايند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري تحت اتهام و شكايت وارده از سوي كارفرما بازداشت و توقيف مي‌شود. ري مرجع قضايي مبتني بر برائت كارگر مي باشد. اين شخص به دليل امتناع كارفرما از ابقاء بكار وي به اداره كار شكايت برده است كارفرما در جلسات رسيدگي مدعي مي شود كه كارگر مي بايست بعد از قطع رابطه با او و در طي دوران بازداشت و به موقع نزد اداره كار تسليم دادخواست مي نمود آيا ادعاي كارفرما متكي به دلايل قانوني است؟

پاسخ : 
حكم ماده 18 قانون كار ناظر به موردي است كه كارگر به موجب شكايت كارفرما توقيف و جريان رسيدگي در مراجع قضائي به محكوميت وي منتهي نشود كه با تحقق اين مراتب يعني توقيف به سبب شكايت كارفرما و برائت وي از اتهام منتسبه تكليف كارفرما به ابقاء كارگر با حفظ سوابق كار و پرداخت مزد و مزاياي ايام بازداشت كارگر خواهد بود و در اين زمينه اساساً قبل از تصميم و راي قطعي مرجع قضائي و روشن شدن تكليف نهايي پرونده، رابطه كارگري و كارفرمائي في‌مابين خاتمه يافته استنباط نمي‌شود تا الزام كارگر را به شكايت در مراجع حل اختلاف فراهم كند به اين ترتيب عدم شكايت كارگر در مراجع حل اختلاف در ايامي كه وي در بازداشت و توقيف بسر مي برد و بعداً به حكم دادگاه از اتهام وارده برائت حاصل مي كند باعث اسقاط حق او براي بازگشت بكار و حق السعي ايام توقيف نخواهد شد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه كارفرما مدعي وارد شدن خسارت به كارگاه (ابزار كار، مواد مصرفي و غيره) از سوي كارگر باشد آيا مي تواند از مراجع حل اختلاف اجبار كارگر را به جبران خسارت طلب نمايد و در اين صورت آيا مراجع حل اختلاف صلاحيت رسيدگي خواهند داشت؟

پاسخ : 
در خصوص رسيدگي و صدور راي راجع به ضرر و زيان وارده از سوي كارگر به كارفرما، قانون كار ساكت است و بنظر مي رسد كه تشخيص ميزان تقصير كارگر و همچنين احراز وجود و يا عدم وجود سوء نيت كارگر در اين مورد و احياناً صدور راي بابت جبران زيان وارده به كارفرما بر عهده و صلاحيت مراجع قضايي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري تحت اتهام و شكايت وارده از سوي كارفرما بازداشت و توقيف مي‌شود. ري مرجع قضايي مبتني بر برائت كارگر مي باشد. اين شخص به دليل امتناع كارفرما از ابقاء بكار وي به اداره كار شكايت برده است كارفرما در جلسات رسيدگي مدعي مي شود كه كارگر مي بايست بعد از قطع رابطه با او و در طي دوران بازداشت و به موقع نزد اداره كار تسليم دادخواست مي نمود آيا ادعاي كارفرما متكي به دلايل قانوني است؟

پاسخ : 
حكم ماده 18 قانون كار ناظر به موردي است كه كارگر به موجب شكايت كارفرما توقيف و جريان رسيدگي در مراجع قضائي به محكوميت وي منتهي نشود كه با تحقق اين مراتب يعني توقيف به سبب شكايت كارفرما و برائت وي از اتهام منتسبه تكليف كارفرما به ابقاء كارگر با حفظ سوابق كار و پرداخت مزد و مزاياي ايام بازداشت كارگر خواهد بود و در اين زمينه اساساً قبل از تصميم و راي قطعي مرجع قضائي و روشن شدن تكليف نهايي پرونده، رابطه كارگري و كارفرمائي في‌مابين خاتمه يافته استنباط نمي‌شود تا الزام كارگر را به شكايت در مراجع حل اختلاف فراهم كند به اين ترتيب عدم شكايت كارگر در مراجع حل اختلاف در ايامي كه وي در بازداشت و توقيف بسر مي برد و بعداً به حكم دادگاه از اتهام وارده برائت حاصل مي كند باعث اسقاط حق او براي بازگشت بكار و حق السعي ايام توقيف نخواهد شد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه كارفرما مدعي وارد شدن خسارت به كارگاه (ابزار كار، مواد مصرفي و غيره) از سوي كارگر باشد آيا مي تواند از مراجع حل اختلاف اجبار كارگر را به جبران خسارت طلب نمايد و در اين صورت آيا مراجع حل اختلاف صلاحيت رسيدگي خواهند داشت؟

پاسخ : 
در خصوص رسيدگي و صدور راي راجع به ضرر و زيان وارده از سوي كارگر به كارفرما، قانون كار ساكت است و بنظر مي رسد كه تشخيص ميزان تقصير كارگر و همچنين احراز وجود و يا عدم وجود سوء نيت كارگر در اين مورد و احياناً صدور راي بابت جبران زيان وارده به كارفرما بر عهده و صلاحيت مراجع قضايي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
ماده 3 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار رسيدگي در مراجع حل اختلاف را منوط به تسليم دادخواست از سوي ذينفع يا نمايندگان قانوني وي به واحد كار و امور اجتماعي محل شناخته است در اين زمينه بعضاً مشاهده مي شود كارگر بجاي اداره كار به محاكم عمومي دادگستري مراجعه و اقامه شكايت مي نمايد و اين مراجع نيز خود را صالح به رسيدگي ندانسته و راي به اعتبار رسيدگي مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم قانون كار صادر مي كنند كه تا ورود آن به دفتر ثبت دادخواست اداره كار محل مهلت يكساله كه براي طرح شكايت مقرر است نيز منقضي مي شود. سئوال اين است كه آيا مي توان تاريخ ثبت دادخواست در مراجع قضائي را به منزله طرح شكايت در اداره كار محل جهت ورود به رسيدگي تلقي نمود؟

پاسخ : 
“هر چند به موجب ماده 43 آيين نامه رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار مقرر گرديده «ساير مواردي كه در آيين نامه پيش بيني نگرديده مطابق مقررات آين دادرسي مدني خواهد بود» معهذا با توجه به اينكه در ماده 5 آيين نامه فوق الذكر پيش بيني شده، دادخواست از سوي خواهان به دبيرخانه واحد كار و امور اجتماعي تسليم گردد و با عنايت به اينكه در مواد 48 و 339 قانون آيين دادرسي دادگاهاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب 1379، تجويزي در مورد قطع مرور زمان با ارائه دادخواست به مرجع ديگر لحاظ نشده است عليهذا با توجه به ماده 5 آيين نامه، قطع مرور زمان در مورد شكايتهاي مربوط به مراجع حل اختلاف قانون كار از تاريخ تسليم دادخواست به دبيرخانه واحد كار و امور اجتماعي صورت مي‌گيرد.”توضيح اينكه جوابيه بالا به شماره 40372 مورخ 20/8/82 معاونت دفتر امور حقوقي دولت در پاسخ به استعلام شماره 53246 مورخ 17/7/1382 اداره كل تنظيم و نظارت بر روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي اعلام گرديده است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مأموران دولت بطور كلي و به خصوص مديران واحدهاي دولتي مي توانند از اجراي راي قطعي مراجع حل اختلاف خودداري نمايند؟

پاسخ : 
بر اساس ماده 56 قانون مجازات اسلامي “هر يك از مستخدمين و ماموران دولتي در هر مرتبه و مقامي كه باشند هر گاه براي جلوگيري از اجراي اوامر كتبي يا اجراي قوانين مملكتي يا اجراي احكام و اوامر دادگاهها و دادسراها يا هر گونه امري كه از مقامات قانوني صادر شده باشد بر خلاف قانون، قدرت رسمي خود را اعمال كند از خدمت دولت منفصل خواهد شد.”
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا وزارت كار و امور اجتماعي مي تواند توقف عمليات اجرايي حكم صادره از مراجع حل اختلاف را از دايره اجرا تقاضا نمايد؟

پاسخ : 
مستند به ماده 24 قانون اجراي احكام مدني، تعطيل يا توقيف و يا قطع اجراي حكم تنها به موجب قرار دادگاهي كه دستور اجراي حكم را داده و يا دادگاهي كه صلاحيت صدور دستور تأخير اجراي حكم را دارد و يا با ابراز رسيد محكوم له داير به وصول محكوم به يا رضايت كتبي وي امكان پذير بوده و براي وزارت كار و امور اجتماعي چنين صلاحيتي پيش بيني نشده است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه مشخص شود وزارتخانه ها و موسسات دولتي بر خلاف واقع و عليرغم داشتن اعتبار لازم به بهانه و توسل به نحوه پرداخت محكوم به دولت از اجراي راي قطعي مراجع حل اختلاف استنكاف نموده اند تكليف چيست؟

پاسخ : 
طبق قانون نحوه پرداخت محكوم به دولت و عدم تامين و توقيف اموال دولتي چنانچه ثابت شود وزارتخانه ها و موسسات مشمول اين قانون با وجود تامين اعتبار از پرداخت محكوم به استنكاف نموده اند مسئول يا مسئولين مستنكف توسط محاكم صالحه به يكسال انفصال از خدمات دولتي محكوم خواهند شد و چنانچه متخلف بوسيله استنكاف سبب وارد شدن خسارت بر محكوم له شده باشند ضامن خسارت وارده مي‌باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
يكي از موسسات دولتي عليرغم اينكه درآمد و مخارج آن در بودجه كل كشور منظور نشده است از پرداخت مبلغ راي قطعي مرجع حل اختلاف خودداري و به قانون نحوه پرداخت محكوم به دولت استناد مي كند آيا عمل شركت قانوني است؟

پاسخ : 
موضوع قانون نحوه پرداخت محكوم به دولت و عدم تامين اموال دولتي مصوب 15/8/65 مربوط به وزارتخانه ها و موسسات دولتي است كه درآمد و مخارج آنها در بودجه كل كشور منظور مي گردد. بنابراين اجراي آراء قطعي صادره از مراجع حل اختلاف در مواقعي كه كارفرما، مؤسسه يا شركت دولتي بوده ليكن درآمد و مخارج‌ آنها در بودجه كل كشور منظور نمي گردد مشمول قانون مرقوم نمي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مراجع اداري و يا قضائي صلاحيت اظهارنظر در خصوص موجه بودن و غيرموجه بودن اخراج را دارا مي باشند؟

پاسخ : 
به موجب مواد 157 و 165 قانون كار جمهوري اسلامي ايران اظهارنظر در خصوص موجه يا غيرموجه بودن اخراج كارگران صرفاً در صلاحيت مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم اين قانون مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مسئولين و مقامات وزارت كار و امور اجتماعي كه سمت عضويت در مراجع حل اختلاف را ندارند مي توانند در خصوص نحوه رسيدگي و صدور راي دخالت نمايند؟

پاسخ : 
احراز رابطه كارگري و كارفرمائي و تشخيص شمول يا عدم شمول مقررات قانون كار نسبت به افراد با توجه به قوانين و مقررات جاري در صلاحيت هيأت هاي تشخيص و حل اختلاف بوده و مقامات و مسئولين اداري وزارت كار و امور اجتماعي قانوناً مجاز به دخالت در صدور راي و نحوه رسيدگي در مراجع مذكور نمي باشند و اشخاصي كه نسبت به آراء قطعي صادره از مراجع حل اختلاف اعتراض داشته باشند مي توانند به استناد بند 2 ماده 11 قانون ديوان عدالت اداري با تقديم دادخواست به ديوان مذكور تقاضاي رسيدگي نمايند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
بعضاً ملاحظه مي شود از وزارت كار و امور اجتماعي و يا ادارات كل ستادي و اجرايي اين وزارتخانه در زمينه نحوه رسيدگي و صدور آراي مراجع حل اختلاف شكايت بعمل مي آيد آيا مگر دستگاههاي مزبور در اتخاذ تصميم و اصدار راي مراجع حل‌اختلاف دخالت دارند؟

پاسخ : 
مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم قانون كار به عنوان مراجع اختصاصي رسيدگي به اختلاف كارگري و كارفرمائي مستقل از وزارت كار و ادارات كل كار اجرائي و ستادي عمل مي كنند و اين وزارتخانه در هر يك از هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف كه تركيب آنها به ترتيب 3 نفره و 9 نفره مي باشد تنها يك نماينده داشته و اين نماينده در كنار و بطور مساوي با ديگر نمايندگان قانوناً حق دادن يك راي را دارد و در اين رابطه براي راي نماينده وزارت كار در مقايسه با راي ساير اعضاء امتيازي نيز در نظر گرفته نشده است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در صورت امتناع كارفرما از اجراي راي قطعي مراجع حل اختلاف آيا براي واحد كار و امور اجتماعي تكليف قانوني براي پي گيري اجراي راي وجود دارد يا كارگر ذينفع بايد مستقيماً درخواست اجراي حكم را از دايره اجراي احكام دادگستري بخواهد؟

پاسخ : 
هر چند رويه و عملكرد ادارات كار اجرائي بعد از صدور راي قطعي مبتني بر پذيرش درخواست محكوم له احكام قطعي در زمينه اجراي حكم و انجام مكاتبات اداري براي ارسال سوابق به دواير اجراي احكام دادگستري مي باشد اما از آنجا كه در قانون كار و آيين نامه طرز اجراي آراء قطعي هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف در اين زمينه براي ادارات كار تكليفي پيش بيني نگرديده است لذا مي توان در صورت مراجعه افراد ذينفع ضمن تفهيم مقررات آنان را جهت ارائه درخواست اجراي راي و تسليم مدارك به اجراي دادگستري راهنمائي نمود. ضمناً برابر ماده 38 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار، در صورت استعلام مراجع قضائي، اعلام قطعيت آراء هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف از سوي واحد كار و امور اجتماعي منوط به ابلاغ و قطعي شدن آراء مذكور است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف ملزم به دعوت از كارگر و كارفرما براي حضور در جلسات رسيدگي هستند؟

پاسخ : 
به استناد ماده يازده آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار دعوت از طرفين براي حضور در جلسه رسيدگي هيأت تشخيص براي يك نوبت الزامي است عدم حضور خواهان، خوانده يا نمايندگان آنان در هر يك از جلسات مانع رسيدگي و صدور راي نخواهد بود ضمناً برابر تبصره ماده فوق الاشاره حضور نماينده هر يك از طرفين دعوي كه كتباً معرفي شده باشد در حكم حضور خود كارگر و كارفرما خواهد بود.
از طرفي در اجراي ماده 162 قانون كار، هيأتهاي حل اختلاف از طرفين اختلاف براي حضور در جلسه رسيدگي كتباً دعوت مي كنند. عدم حضور هر يك از طرفين يا نماينده تام الاختيار آنها مانع رسيدگي و صدور راي توسط هيأت حل اختلاف نيست مگر آنكه هيأت حضور طرفين را ضروري تشخيص دهد در اينصورت فقط يك نوبت تجديد دعوت مي نمايد. ضمن اينكه مطابق ماده 163 قانون كار هيأتهاي حل اختلاف مي توانند در صورت لزوم از مسئولين و كارشناسان، انجمن ها و شوراهاي اسلامي واحدهاي توليدي، صنعتي، خدماتي و كشاورزي دعوت بعمل آورند و نظرات و اطلاعات آنان را در خصوص موضوع استماع نمايند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در واحدهائي كه تشكل كارگري دارند آيا كارفرما قبل از اخراج كارگر بايد نظر شوراي اسلامي كار كارگاه و يا ديگر تشكل هاي كارگري را استعلام نمايد؟

پاسخ : 
حسب ماده 27 قانون كار و ماده 17 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 اين قانون و نيز به استناد راي وحدت رويه هيأت عمومي ديوان عدالت اداري، در مواردي كه اخراج كارگر به استناد ماده 27 قانون كار صورت گرفته باشد، در كارگاهي كه داراي شوراي اسلامي كار يا انجمن صنفي يا نماينده كارگران باشد كارفرما مكلف است مداركي را دال بر استعلام نظر، تشكل كارگري موجود در كارگاه و نظريه تشكل مذكور، در صورت اعلام نظر، به مرجع رسيدگي كننده ارائه نمايد. در غير اينصورت استناد كارفرما به ماده فوق معتبر نخواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
پس از برگزاري انتخابات و تعيين نمايندگان كارفرمايان جهت عضويت در هيأت حل اختلاف و صدور اعتبارنامه براي افراد منتخب، هيأت حل اختلاف با كامل شدن اعضاء، مركب از نمايندگان كارگران، كارفرمايان و دولت تشكيل و در چندين جلسه به تعدادي از پرونده‌ها رسيدگي و صدور راي مي نمايد پس از چندي انتخاب نمايندگان كارفرمايان باطل اعلام مي شود تكليف پرونده‌هاي رسيدگي شده كه منجر به صدور راي قطعي شده اند چيست؟ تكليف پرونده‌هاي در دست اقدام چطور؟

پاسخ : 
چنانچه انتخاب نمايندگان كارفرمايان در هيأ‌تهاي حل اختلاف وفق مقررات پيش‌بيني شده در آيين نامه مربوط انجام و افراد منتخب در اجراي ماده 11 آيين نامه، اعتبارنامه خود را جهت عضويت و حضور در جلسات هيأتهاي حل اختلاف دريافت كرده باشند پرونده هايي كه تا تاريخ ابطال انتخابات نهايي شده و راي قطعي در مورد آنها صادر شده باشد از جريان رسيدگي خارج و احكام صادره معتبر و داراي نفوذ قانوني خواهد بود. ضمناً تا برگزاري انتخابات مجدد و صدور اعتبارنامه براي افراد منتخب به منظور جلوگيري از اطاله رسيدگي مي توان پرونده هاي در دست اقدام را جهت طرح در هيأت حل اختلاف به ادارات كار حوزه فعاليت استان ارسال و ارجاع نمود و اين اقدام در انطباق با ماده يك آيين نامه چگونگي تشكيل جلسات و نحوه رسيدگي هيأت حل اختلاف بوده و تا تشكيل هيأت حل اختلاف در محل اداره كل كار راه حل مناسبي بنظر مي رسد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا نمايندگان كارگران و كارفرمايان كه به عنوان اعضا هيأت حل اختلاف در جلسات هيأت شركت مي كنند مجاز به حضور و مشاركت در رسيدگي و صدور راي در هياتهاي حل اختلاف ديگر اداره كل با همان اعتبارنامه واحد هستند؟

پاسخ : 
از آنجا كه پس از طي مراحل تشريفات مربوط به انتخاب اعضاء هيأتهاي حل اختلاف و برگزيده شدن افراد، صدور اعتبارنامه‌هاي منتخبان از سوي وزارت كار يا واحدهاي استاني به اعتبار عضويت‌شان براي هيأتهاي حل اختلاف اداره كل صادر مي‌گردد نه براي هيأت حل اختلاف خاص (مثلاً هيأت حل اختلاف شماره يك يا دو) و نگاه به اعتبارنامه‌هاي صادره نيز مؤيد اين مراتب است لذا حضور و جايگزين شدن نمايندگان كارگران و كارفرمايان در جلسات هيأتهاي حل اختلاف اداره كل مخالفتي با مقررات آيين نامه‌اي پيدا نمي كند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري به عنوان نماينده كارگران از طرف كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان جهت عضويت در مراجع حل اختلاف انتخاب شده است حال اگر كارفرما مخالف حضور وي در جلسات اين مراجع كه در ساعات اداري تشكيل مي شود باشد تكليف چيست؟

پاسخ : 
برابر ماده 42 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات و نحوه رسيدگي هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار، در صورتي كه جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف در ساعات اداري تشكيل گردد كارفرمايان و نيز مراجع اداري ذيربط مكلفند با مأموريت نمايندگان در جلسات مراجعي كه عضو آن باشند موافقت نمايند و واحد كار و امور اجتماعي موضوع مذكور را پي گيري مي نمايد. اينكه واحدي به دليل نيازي كه به وجود نماينده كارگران پيدا مي كند مخالف حضور وي در جلسات هيأت تشخيص باشد موضوعي است كه مي‌بايست قبلاً و پيش از معرفي و انتخاب شدن و صدور اعتبارنامه، با كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان و اداره كل كار مربوط هماهنگي لازم بعمل آيد. بديهي است كسر حقوق نماينده كارگر به دليل حضور وي در جلسات هيأت تشخيص و حل اختلاف با ماده 42 از آيين نامه گفته شده بالا مخالفت دارد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا رؤساي دادگستري و فرمانداران براي حضور در جلسات هيأتهاي حل اختلاف نياز به اعتبارنامه دارند؟

پاسخ : 
رئيس دادگستري و فرماندار محل مستنداً به ماده 160 قانون كار و ماده 14 آيين‌نامه مربوط به انتخاب اعضاء هيأت حل اختلاف صرفاً به اعتبار سمت و نمايندگي از سوي واحدهاي متبوع خود، عضو هيأت حل اختلاف مي شوند و تا زماني كه سمت‌هاي فوق را دارا مي باشند خود به خود عضويت آنها در هيأت حل اختلاف ادامه پيدا كرده و نيازي به صدور اعتبارنامه از سوي وزارت كار براي آنان نمي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
يكي از نمايندگان كارگران از عضويت در هيأت حل اختلاف استعفاء داده است ترتيب جايگزين كردن نماينده مستعفي به چه نحو مي باشد؟

پاسخ : 
ماده 12 آيين نامه مربوط به انتخاب اعضاء هيأتهاي حل اختلاف مصوب 7/2/1370 وزير كار و امور اجتماعي يكي از موارد از دست دادن عضويت در هيأت را استعفاء دانسته و براساس قسمت پاياني همين ماده وزارت كار و امور اجتماعي حسب مورد نماينده جديد را بر اساس اين آيين نامه انتخاب و جايگزين مي نمايد كه در اين رابطه تشريفات مربوط به انتخاب نمايندگان كارگران در هيأتهاي حل اختلاف موضوع مواد 1 الي 4 آيين نامه را تشكيل مي دهد به اين ترتيب جايگزين شدن فرد ديگري به جاي نماينده مستعفي با رعايت ضوابط ياد شده صورت مي گيرد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
برابر قسمت پاياني ماده 122 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار، مأمور تحقيق بايد از كاركنان رسمي يا پيماني واحد كار و امور اجتماعي كه داراي اطلاعات كافي در زمينه كار، قانون كار و ساير مقررات مرتبط باشد معيين گردد با توجه به مراتب فوق چنانچه اداره كار با كمبود پرسنل رسمي و يا پيماني مواجه باشد تكليف چيست؟

پاسخ : 
ضرورت رسمي يا پيماني بودن مأمور تحقيق به دليل لزوم ثبات كاري و اشراف آنان به مقررات قانون كار در ماده 22 از آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف پيش بيني و لحاظ گرديده است لذا ضمن تأكيد بر اجراي آن چنانچه واحد كار و امور اجتماعي با كمبود پرسنل رسمي يا پيماني مواجه باشد استفاده از نيروي انساني خارج از دو نوع استخدام فوق تا حصول بكارگيري نيروي انساني مورد نياز به صورت رسمي يا پيماني خالي از اشكالي خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
طبق تبصره 3 ماده 12 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار طرفين مي توانند در صورت تمايل با درخواست كتبي و هزينه شخصي از اوراق پرونده رونوشت اخذ نمايند. با توجه به اين تبصره آيا طرفين مجاز به اخذ رونوشت از مدارك محرمانه مضبوط در پرونده نيز خواهند بود؟

پاسخ : 
تبصره 3 ماده 12 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار حقي را براي طرفين جهت اخذ رونوشت از مكاتبات محرمانه مضبوط در پرونده منجمله گزارشهاي مأمور تحقيق و بازرسان كار ايجاد نمي نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مراجع حل اختلاف در زمينه صدور پروانه كار براي اتباع بيگانه مسئوليتي دارند و آيا اين مراجع صلاحيت رسيدگي به اختلاف بين تبعه خارجي فاقد پروانه كار و كارفرما را دارا مي باشند؟

پاسخ : 
امور مربوط به صدور پروانه كار در چهارچوب قانون كار و مقررات مربوط در صلاحيت و از وظايف اداره كل اشتغال اتباع بيگانه و نيز واحدهاي كار و امور اجتماعي در محدوده اختيارات محوله مي باشد و در اين زمينه براي مراجع حل اختلاف قانوناً تكليفي پيش بيني نشده است. ضمناً با توجه به ممنوعيت‌هاي قانوني اشتغال اتباع بيگانه فاقد پروانه كار و مالاً بطلان قراردادهاي مربوط، ورود به رسيدگي و صدور راي مراجع حل اختلاف در زمينه بازگشت بكار تبعه بيگانه مورد پيدا نكرده و محمل قانوني نخواهد داشت.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مراجع حل اختلاف مقرر در قانون كار صلاحيت رسيدگي به شكايات كارگران خارجي فاقد پروانه اشتغال معتبر را دارا مي باشند در صورتي كه فاقد صلاحيت هستند تكليف اين اشخاص چيست؟

پاسخ : 
با توجه به ماده 9 قانون كار بويژه بند“ج” ماده مذكور، نداشتن پروانه كار معتبر با عنايت به ماده 120 قانون مرقوم به منزله ممنوعيت تبعه بيگانه از انعقاد قرار داد كار بوده و قراردادهايي كه بدون رعايت اين شرط منعقد شده باشد، قرارداد كار موضوع قانون كار نخواهد بود بديهي است در اينصورت مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم قانون مذكور نيز صلاحيت رسيدگي و حل و فصل اختلافات ناشيه را نخواهند داشت. يادآوري مي نمايد اينگونه اشخاص در صورت انجام كار مي توانند به دادگاههاي حقوقي دادگستري مراجعه و بر اساس مبحث اجاره اشخاص در قانون مدني طرح دادخواست‌ نمايند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شخصي عليه يكي از شركتهاي مقيم خارج از كشور مبادرت به تسليم دادخواست نموده است چنانچه كارگاه محل كار شاكي در خارج از ايران واقع شده باشد آيا مراجع حل اختلاف صرفاً به اين دليل كه شاكي ايراني است مي توانند وارد رسيدگي شوند؟

پاسخ : 
چنانچه يكي از اتباع ايراني در شركتي كه محل استقرار و فعاليت آن در كشور خارج است بكار اشتغال داشته باشد و در زمينه اخراج و مطالبات در ادارات كار ايران اقامه دعوي نمايد رسيدگي به شكايت نامبرده از حيطه وظايف و اختيارات و صلاحيت مراجع حل اختلاف فصل نهم قانون كار خارج بوده و دادخواست مشاراليه بايد طبق مقررات در مراجع ذيربط كشور محل استقرار و فعاليت كارگاه بررسي و اتخاذ تصميم گردد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در قانون كار و آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون مرقوم مقرراتي راجع به “واخواهي” پيش بيني شده است؟

پاسخ : 
در قانون كار جمهوري اسلامي ايران و آيين نامه‌هاي مربوط در رابطه با “واخواهي” مقرراتي پيش بيني نشده و احكام هيأتهاي تشخيص عموماً مستند به ماده 159 قانون مرقوم در صورتي كه پس از ابلاغ به طرفين ظرف مهلت تعيين شده مورد اعتراض كتبي آنها قرار بگيرند بدون واخواهي مستقيماً قابل تجديد نظر (پژوهش) در هيأتهاي حل اختلاف خواهند بود. ضمناً احكام و مقررات واخواهي موضوع مواد 305 الي 308 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني را تشكيل مي دهد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مهلت اعتراض به راي هيأت تشخيص 15 روز پس از ابلاغ خواهد بود حال اگر آخرين روز اين فرجه قانوني با روز تعطيل برخورد كند تكليف چيست؟

پاسخ : 
در احتساب مهلت اعتراض نسبت به راي هيأت تشخيص موضوع مواد (142و 159 قانون كار) روز ابلاغ راي و روز تسليم اعتراض به واحد كار و امور اجتماعي محل جزو ايام مزبور محسوب نمي شود. ضمناً چنانچه آخرين روز مهلت مزبور با تعطيل اعم از جمعه يا تعطيلات رسمي مصادف شود تسليم اعتراض مي تواند در اولين روز پس از تعطيل يا تعطيلات صورت گيرد. بديهي است در مواردي كه راجع به سپري شدن يا باقي بودن مهلت اعتراض، بين ذينفع و واحد كار و امور اجتماعي اختلاف نظر باشد، نظر مرجع رسيدگي كننده به اعتراض قاطع است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
رأي هيأت تشخيص پس از صدور ابلاغ، بين طرفين اجرا شده است در اين صورت آيا شكايت كارگر و يا كارفرما از راي هيات تشخيص در فرجه 15 روزه قابل رسيدگي در هيأت حل اختلاف خواهد بود؟

پاسخ : 
در صورت اجراي حكم هيأت تشخيص و تصفيه حساب كارگران با كارفرما اعتراض به راي اجرا شده موضوعيت نداشته و در صورت اقامه شكايت به اداره كار محل و طرح احتمالي پرونده در هيأت حل اختلاف، اين هيأت مي بايد مبادرت به رد شكايت شاكيان بنمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
جلسات هيأت تشخيص با چند نفر رسميت مي يابد و تصميم گيري و صدور رأي در آن چگونه انجام مي شود؟

پاسخ : 
با توجه به ماده 10 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار، جلسه هيأت تشخيص با حضور هر سه نفر اعضاء تشكيل خواهد شد رياست جلسات با نماينده واحد كار و امور اجتماعي بوده و تصميمات هيأت به اتفاق يا اكثريت آراء اتخاذ مي شود. در صورتي كه در جلسه اول هيأت تشخيص همه اعضاء حضور نيابند، جلسه بعدي با حضور 2 نفر از اعضاء كه الزاماً يكي از آنها نماينده واحد كار و اموراجتماعي است رسميت مي يابد اين جلسه در حكم جلسه اول خواهد بود.
در اجراي ماده 26 از آيين نامه فوق الذكر، چنانچه با وجود رسميت جلسه هيأت تشخيص، اتفاق يا اكثريت آراء حاصل نشود، جلسه تجديد و در جلسه اخير در صورت عدم حصول اتفاق يا اكثريت آراء تصميم و نظر نماينده واحد كار و امور اجتماعي محل به منزله رأي هيأت تشخيص خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
پس از ابلاغ راي هيأت تشخيص به كارگر و كارفرما كه در دو تاريخ متفاوت صورت گرفته است براي لحاظ داشتن حق طرفين در استفاده از فرجه مقرر براي اعتراض به راي مرجع بدوي چه تمهيداتي لازم است؟

پاسخ : 
در خصوص مهلت اعتراض به احكام صادره از سوي هيأتهاي تشخيص نظر به اينكه آراء صادره از هيأتهاي تشخيص در مهلت مقرره قانوني از سوي هر يك از دو طرف قابل اعتراض و ارجاع به هيأت حل اختلاف مي باشند و به دلايل مختلف معمولاً ابلاغ حكم به هر دو طرف همزمان صورت نمي گيرد، به منظور پيشگيري از بروز اشكالات احتمالي بعدي لازم است تاريخ تشكيل جلسه هيأت حل اختلاف حداقل پانزده روز پس از تاريخ ابلاغ به طرفي كه ابلاغ به وي موخر انجام شده است تعيين شود. لهذا پس از وصول اعتراض از سوي احد از طرفين، واحد كار و امور اجتماعي مكلف است تا پانزده روز پس از ابلاغ به طرف ديگر (ابلاغ موخر) از دعوت هيأت حل اختلاف و طرح پرونده در هيأت اخير خودداري نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
اگر خوانده يك موسسه يا سازمان دولتي و يا شهرداري باشد ابلاغ بايد چگونه انجام شود؟

پاسخ : 
حسب ماده 75 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني در دعاوي راجع به ادارات دولتي و سازمانهاي وابسته به دولت و موسسات مأمور خدمات عمومي و شهرداري ها و نيز موسساتي كه تمام يا بخشي از سرمايه آنها متعلق به دولت است اوراق اخطاريه و ضمايم به رئيس دفتر مرجع مخاطب يا قائم مقام او ابلاغ و در نسخه اول رسيد اخذ مي شود. در صورت امتناع رئيس دفتر يا قائم مقام او از اخذ اوراق، مراتب در برگ اخطاريه قيد و اوراق اعاده مي شود. در اين مورد استنكاف از گرفتن اوراق اخطاريه و ضمايم و ندادن رسيد تخلف از انجام وظيفه خواهد بود و به وسيله مدير دفتر دادگاه به مراجع صالحه اعلام و به مجازات مقرر در قانون رسيدگي به تخلفات اداري محكوم خواهد شد. برابر تبصره ماده قانوني فوق الاشاره در دعاوي مربوط به شعب مراجع بالا يا وابسته به دولت اوراق اخطاريه و ضمايم به مسئول دفتر شعبه مربوط يا قائم مقام او ابلاغ خواهد شد.
با توجه به ماده 76 قانون ياد شده در دعاوي راجع به ساير اشخاص حقوقي دادخواست و ضمايم آن به مدير يا قائم مقام او با دارنده حق امضاء و در صورت عدم امكان به مسئول دفتر موسسه با رعايت مقررات مواد 68، 69 و72 اين قانون ابلاغ خواهد شد. طبق تبصره يك از ماده مرقوم هرگاه ابلاغ اوراق دعوي در محل تعيين شده ممكن نگردد اوراق به آدرس آخرين محلي كه به اداره ثبت شركتها معرفي شده ابلاغ خواهد شد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در دعاوي مربوط به ورشكسته و شركت هاي منحل شده ابلاغ به چه نحوي انجام مي شود؟

پاسخ : 
در دعاوي مربوط به ورشكسته، دادخواست و ضمايم آن به اداره تصفيه امور ورشكستگي يا مدير تصفيه ابلاغ خواهد شد ضمناً در دعاوي مربوط به شركت هاي منحل شده كه داراي مدير تصفيه نباشند، اوراق اخطاريه و ضمايم آن به آخرين مدير قبل از انحلال در آخرين محلي كه به اداره ثبت شركتها معرفي شده است ابلاغ خواهد شد (تبصره هاي 2 و3 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني).
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه خواهان نتواند نشاني خوانده را معين نمايد نحوه ابلاغ دادخواست چگونه خواهد بود؟

پاسخ : 
برابر ماده 73 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني، در صورتي كه خواهان نتواند نشاني خوانده را معين نمايد يا با توجه به ماده 72 قانون مرقوم، پس از اخطار رفع نقص از تعيين نشاني اعلام ناتواني كند بنا به درخواست خواهان و دستور دادگاه مفاد دادخواست يك نوبت در يكي از روزنامه هاي كثيرالانتشار به هزينه خواهان آگهي خواهد شد تاريخ انتشار آگهي تا جلسه رسيدگي نبايد كمتر از يكماه باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
ابلاغ دادخواست در خارج از كشور چگونه انجام مي شود؟

پاسخ : 
مطابق ماده 71 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني ابلاغ دادخواست در خارج از كشور بوسيله مامورين سياسي يا كنسولي ايران بعمل مي آيد. مأمورين مزبور دادخواست و ضمايم آنرا به وسيله مامورين سفارت و يا هر وسيله اي كه امكان داشته باشد براي خوانده مي فرستند و مراتب را از طريق وزارت امور خارجه به اطلاع دادگاه مي رسانند. در صورتي كه در كشور محل اقامت خوانده، مامورين سياسي يا كنسولي نباشند، اين اقدام را وزارت امور خارجه بطريقي كه مقتضي بداند انجام مي دهد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در مواردي كه طرفين قرارداد ايراني هستند ولي محل كار خارج از كشور است آيا دعاوي آنها قابل طرح در مراجع حل اختلاف قانون كار ايران خواهد بود؟

پاسخ : 
طبق تبصره 4 ماده 3 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار، در مواردي كه محل كار، در قرارداد كاري كه طرفين آنها ايراني هستند، خارج از كشور باشد در صورتي كه حاكميت مقررات كشور محل انجام كار نافذ يا مورد توافق طرفين نباشد و ترتيب ديگري نيز در قرارداد كار ذكر نشده باشد مقررات ايران نافذ بوده و محل اقامت خوانده در ايران محل تقديم دادخواست خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مقررات مربوط به ابلاغ در آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار به چه ترتيبي مي باشد؟

پاسخ : 
ماده 7 آيين نامه ابلاغ دعوتنامه ها و پيوست هاي آنها توسط واحد كار و اموراجتماعي محل و از طريق مأمور ابلاغ در نشاني اعلام شده از سوي خواهان به عمل خواهد آمد.
مأمور ابلاغ مكلف است حداقل 3 روز قبل از تاريخ تشكيل جلسه دعوتنامه و پيوست هاي آن را به شخص خوانده يا نماينده و يا به يكي از بستگان وي تحويل داده، ضمن درج نام و نام خانوادگي گيرنده دعوت نامه و اخذ امضاء يا اثر انگشت گيرنده در نسخه ثاني برگ ابلاغ، آن را با درج مشخصات خود امضاء نموده و به واحد كار و امور اجتماعي عودت دهد.
برابر تبصره يك از ماده 7 آيين نامه، در صورت امتناع خوانده، نماينده يا بستگان وي از دريافت دعوت نامه يا خودداري از امضاي نسخه ثاني، مراتب در دعوتنامه يا نسخه ثاني آن قيد و موضوع به گواهي مأمور ابلاغ خواهد رسيد.
حسب تبصره 2 ماده 7 آيين نامه، در صورتي كه هيچكدام از افراد فوق در محل حاضر نباشند، مأمور ابلاغ بايد با نصب اعلاميه اي حاوي مواد زير در محل نشاني خوانده مراتب را در نسخه ثاني دعوتنامه قيد و آن را امضاء و اعاده نمايد.
1- نام و نام خانوادگي خواهان و خوانده
2- محل حضور و نام مرجع حل اختلاف
3- تاريخ جلسه با ذكر سال و ماه و روز و ساعت
4- تاريخ روزي كه مأمور براي ابلاغ به محل مراجعه كرده است
بر اساس تبصره 3 از ماده 7 آيين نامه فوق، ابلاغ دعوت نامه از طريق نمابر (دورنگار)، به شرط آنكه شماره نمابر قبلاً توسط مخاطب دعوتنامه به طور كتبي به واحد كار و اموراجتماعي محل اعلام شده باشد بلامانع است دراين صورت ارسال نمابر بايد به تأييد مأمور مربوط رسيده باشد.
منطبق با ماده 8 آيين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار، اگر كارگر يا كارآموز پس از قطع رابطه كار با كارفرما يا پس از تعطيل دايم كارگاه در حوزه اداره كار و امور اجتماعي محل ديگري اقامت داشته باشند بنا به درخواست ذينفع، دعوتنامه به اداره كار و امور اجتماعي محل اقامت آنان ارسال و ابلاغ توسط اداره مذكور صورت خواهد گرفت.
طبق ماده 9 آيين نامه چنانچه هر كدام از طرفين دعوي محل اقامت خود را كه قبلاً اعلام داشته و يا قبلاً ابلاغي در آن محل به وي صورت گرفته تغيير دهد بايد نشاني محل جديد خود را به واحد كار و امور اجتماعي اطلاع دهد در غير اينصورت ابلاغ به نشاني قبلي قانوني محسوب مي گردد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
پرونده اي به دليل شكايت يكي از اصحاب دعوي نسبت به راي هيأت تشخيص در هيأت حل اختلاف مطرح رسيدگي است ولي در جريان رسيدگي معترض از شكايت خود انصراف مي دهد ادامه رسيدگي چگونه خواهد بود؟

پاسخ : 
در مواردي كه پرونده اي صرفاً بر اساس اعتراض احد از طرفين به هيأت حل اختلاف ارجاع شده است در صورت انصراف معترض از اعتراض، هيأت فارغ از رسيدگي بوده و مي بايد مبادرت به صدور قرار سقوط شكايت نموده و پرونده را جهت اجراي مفاد راي هيأت تشخيص به واحد كار و امور اجتماعي اعاده نمايد
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مراجع حل اختلاف مي بايست به تسويه حسابهاي ارائه شده از سوي كارفرما كه در جلسات رسيدگي تسليم مي شود ترتيب اثر داده و آن را مورد توجه قرار دهند؟

پاسخ : 
كليه تسويه حسابهائي كه در جريان رسيدگي به يك پرونده به مراجع حل اختلاف ارائه مي گردد چنانچه از سوي كسي كه تسويه حسابهاي مذكور عليه او ابراز مي شود مورد انكار قرار نگيرد (شخص خط يا مهر يا امضاء منتسب به خود را انكار نكند) و يا مجعول اعلام نشود (شخص مدعي ساختگي بودن آن نشود) با عنايت به تعريف موضوع ماده 1284 قانون مدني سند و از ادله مهم اثبات دعوي بوده و در تصميم و راي مراجع مورد توجه قرار مي گيرد بديهي است در صورت انكار، تكليف اثبات صحت سند با صاحب (ارائه كننده) سند و در مورد جعل با مدعي جعل خواهد بود. به اين ترتيب كارگران در هنگام امضاء تسويه حساب مي بايد به مفاد آن دقت لازم كرده و صرفاً در مقابل وجوه دريافتي به امضاء تسويه حساب مبادرت نمايند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امكان اعتراض به آراي مبتني بر سازش هيأت تشخيص؟ اجراي گزارش اصلاحي كه متعاقب سازش طرفين در مراجع حل اختلاف تنظيم مي شود چگونه است؟

پاسخ : 
كليه احكام صادره از ناحيه هيأتهاي تشخيص، هر چند بر اساس سازش و توافق حاصله في ما بين طرفين انشاء شده باشد ظرف مهلت قانوني قابل اعتراض و رسيدگي پژوهشي در هيأتهاي حل اختلاف خواهند بود و در اين زمينه استثنايي در مقررات قانوني پيش بيني نشده است بديهي است چنانچه پس از حصول سازش، مرجع حل اختلاف صرفاً نسبت به درج شرايط آن سازش به ترتيبي كه واقع شده در صورتجلسه اقدام و نسبت به تنظيم آنچه كه اصطلاحاً گزارش اصلاحي ناميده مي شود مبادرت نمايد، گزارش مزبور مستند به ماده 184 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب فروردين 1379 مجلس شوراي اسلامي نسبت به طرفين و وراث و قائم مقام آنها نافذ و معتبر بوده و مانند احكام دادگاههاي دادگستري به موقع اجرا گذاشته مي شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونگي خاتمه دادن به اختلاف به طريق سازش و نقش مراجع رسيدگي كننده قانون كار در اين زمينه و تنظيم گزارش اصلاحي توسط مراجع مزبور؟

پاسخ : 
در مواقعي كه طرفين دعوي مستقيماً و يا از طريق ميانجي گري شخص ثالث در هر مرحله از رسيدگي به توافق مي رسند مي توانند يا به دفاتر اسناد رسمي مراجعه و شروط خود را براي سازش اعلام و سند رسمي تنظيمي را به مرجع رسيدگي تقديم نمايند و يا اينكه مستقيماً در جلسه رسيدگي شرط و شروط خود را اعلام و از مرجع درخواست نمايند كه طبق شرايط اعلامي گزارش اصلاحي تنظيم گردد كه در حالت اخير مرجع مراتب سازش و شروط طرفين را در صورتجلسه خود درج و بر اساس تقاضاي آنان گزارش اصلاحي تنظيم و شكايت را مختومه اعلام مي دارد. گزارش اصلاحي مزبور بين طرفين و وراث و قائم مقام آنان نافذ و معتبر خواهد بود. مستند تنظيم گزارش اصلاحي و لازم الاجرا بودن آن مي تواند ماده 184 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونگي خاتمه دادن به اختلاف به طريق سازش و نقش مراجع رسيدگي كننده قانون كار در اين زمينه و تنظيم گزارش اصلاحي توسط مراجع مزبور؟

پاسخ : 
در مواقعي كه طرفين دعوي مستقيماً و يا از طريق ميانجي گري شخص ثالث در هر مرحله از رسيدگي به توافق مي رسند مي توانند يا به دفاتر اسناد رسمي مراجعه و شروط خود را براي سازش اعلام و سند رسمي تنظيمي را به مرجع رسيدگي تقديم نمايند و يا اينكه مستقيماً در جلسه رسيدگي شرط و شروط خود را اعلام و از مرجع درخواست نمايند كه طبق شرايط اعلامي گزارش اصلاحي تنظيم گردد كه در حالت اخير مرجع مراتب سازش و شروط طرفين را در صورتجلسه خود درج و بر اساس تقاضاي آنان گزارش اصلاحي تنظيم و شكايت را مختومه اعلام مي دارد. گزارش اصلاحي مزبور بين طرفين و وراث و قائم مقام آنان نافذ و معتبر خواهد بود. مستند تنظيم گزارش اصلاحي و لازم الاجرا بودن آن مي تواند ماده 184 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تعلق مقرري بيمه بيكاري به كارگراني كه فصلي بوده و يا قرارداد كار موقت دارند چگونه است؟

پاسخ : 
از آنجا كه كارگران شاغل در طرح ها و پروژه ها در هنگام شروع اشتغال از ماهيت موقت پروژه و يا طرح محل اشتغال مطلع بوده و با اين علم و اطلاع، اقدام به انعقاد قرارداد كار مي نمايند و نيز در مورد كارگران فصلي، ماهيت كار آنها (كار فصلي) به نحوي است كه كار اصولاً پس از اتمام فصل كار تا شروع فصل بعدي به حالت تعليق در مي آيد و اين كارگران با پذيرش اين نحوه كار به كار اشتغال يافته اند، اطلاق بيكاري خارج از ميل و اراده به بيكاري ناشي از اتمام پروژه و يا بيكاري حدفاصل دو فصل كار با قانون بيمه بيكاري انطباق ندارد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونگي خاتمه دادن به اختلاف به طريق سازش و نقش مراجع رسيدگي كننده قانون كار در اين زمينه و تنظيم گزارش اصلاحي توسط مراجع مزبور؟

پاسخ : 
در مواقعي كه طرفين دعوي مستقيماً و يا از طريق ميانجي گري شخص ثالث در هر مرحله از رسيدگي به توافق مي رسند مي توانند يا به دفاتر اسناد رسمي مراجعه و شروط خود را براي سازش اعلام و سند رسمي تنظيمي را به مرجع رسيدگي تقديم نمايند و يا اينكه مستقيماً در جلسه رسيدگي شرط و شروط خود را اعلام و از مرجع درخواست نمايند كه طبق شرايط اعلامي گزارش اصلاحي تنظيم گردد كه در حالت اخير مرجع مراتب سازش و شروط طرفين را در صورتجلسه خود درج و بر اساس تقاضاي آنان گزارش اصلاحي تنظيم و شكايت را مختومه اعلام مي دارد. گزارش اصلاحي مزبور بين طرفين و وراث و قائم مقام آنان نافذ و معتبر خواهد بود. مستند تنظيم گزارش اصلاحي و لازم الاجرا بودن آن مي تواند ماده 184 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا سازمان تأمين اجتماعي حق دارد نسبت به برقراري مقرري بيمه بيكاري به افراد معرفي شده از سوي اداره كار امتناع نمايد؟

پاسخ : 
از آنجا كه مستند به ماده 3 آيين نامه اجرايي قانون بيمه بيكاري تعيين تاريخ وقوع بيكاري صراحتاً با واحد كار و امور اجتماعي بوده و بيمه شده حسب دلالت ماده 4 قانون بيمه بيكاري با معرفي واحد كار و امور اجتماعي مزبور است كه از مزاياي اين قانون منتفع خواهد شد، عدم برقراري مستمري بيكاري از سوي سازمان تأمين اجتماعي براي بيكاران معرفي شده فاقد مستند قانوني خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري در ايام بيماري اخراج و بيكاري وي در مراجع حل اختلاف قانون كار بدون ميل و اراده تشخيص داده شده است در اين صورت آيا وي مشمول استفاده از مقرري بيمه بيكاري مي شود؟

پاسخ : 
هر چند اخراج كارگر در زمان استراحت پزشكي به دليل فقدان رابطه كاري و مزدي با كارفرما غيرقابل توجيه بنظر مي رسد ولي اين امر مانع استفاده فرد بيكار شده از مقرري بيمه بيكاري در صورت اظهارنظر اداره كار و امور اجتماعي محل مبني بر غيرارادي بودن بيكاري كارگر بشرط داشتن شرايط مندرج در بند “الف” ماده 6 قانون بيمه بيكاري نخواهد بود و در اين زمينه تكليف واحدهاي اجرايي سازمان تأمين اجتماعي قانوناً همان است كه در ماده 3 قانون مرقوم و نيز ماده 8 آيين نامه اجرايي مربوط مقرر شده است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا ايام استفاده از مقرري بيمه بيكاري جزء سابقه كار كارگران در كارگاه به حساب مي آيد؟

پاسخ : 
در قوانين كار و تأمين اجتماعي و نيز در قانون بيمه بيكاري و آيين نامه اجرائي آن در مورد احتساب مدت دريافت مقرري بيمه بيكاري جزء سوابق كارگاهي كارگران مقرراتي پيش بيني نشده است اما اين ايام جزء سابقه پرداخت حق بيمه آنان به لحاظ از كار افتادگي كلي، فوت و بازنشستگي منظور مي گردد بنابراين محسوب داشتن مدتي كه كارگران از مقرري بيمه بيكاري استفاده مي كنند جزء سوابق كار كارگاهي منوط به توافق كارفرما خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگراني كه از مقرري بيمه بيكاري استفاده مي كنند در صورت اشتغال مجدد در حين استفاده از مقرري، اقدام به قطع مقرري بيمه بيكاري آنان مي شود. سئوال اين است كه آيا پرداختن به دستفروشي و دوره گردي را مي توان از مشاغل قابل قبول براي قطع مقرري بيمه بيكاري دانست؟

پاسخ : 
منظور از اشتغال مجدد موضوع بند الف و تبصره 2 ماده 8 قانون بيمه بيكاري و ماده 17 آيين نامه اجرايي آن، اشتغال بكار در مشاغلي است كه عرفاً بتوان آنها را جزء شغل قابل قبول و پذيرفته شده در مجموعه كار و اشتغال جامعه كارگري به حساب آورد و به اين لحاظ عناويني چون دستفروشي، دوره گردي و نظاير آن از مصاديق شغل به مفهوم ياد شده شناخته نمي شود و به اين اعتبار تلقي آنها به عنوان اشتغال بكار مجدد و قطع مقرري بيمه بيكاري كارگر موضوعيت نخواهد داشت.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
براي استفاده از مقرري بيمه بيكاري چه شرايطي لازم است آيا بيمه شدگاني كه مشمول قانون كار نمي باشند نيز مي توانند برخوردار از مقرري بيمه بيكاري باشند؟

پاسخ : 
شرط لازم براي يافتن استحقاق به استفاده از مزاياي قانون بيمه بيكاري شمول قانون كار به شخص بوده و به عبارت ديگر صرف شمول مقررات اين قانون فرد را مشمول مقررات قانون بيمه بيكاري نيز قرار خواهد داد (ماده 148 قانون كار و بند الف ماده 4 قانون تأمين اجتماعي و نيز ماده يك قانون بيمه بيكاري) و در صورت بروز اختلاف و يا شبهه در خصوص شمول و يا عدم شمول مقررات قانون كار راي قطعي مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم قانون كار قاطع دعوي خواهد بود و از آنجا كه مستند به ماده 4 قانون بيمه بيكاري معرفي كارگر بيكار شده با واحد كار و اموراجتماعي است لذا استنكاف سازمان تأمين اجتماعي از انجام تعهد خود در زمينه برقراري مقرري بيمه بيكاري براي بيمه شده بيكار فاقد وجهه قانوني مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا تأخير در ارسال ليست بيمه از طرف كارفرمايان مانع انجام تعهدات سازمان تأمين اجتماعي نسبت به بيمه شده مي شود؟

پاسخ : 
درمواردي كه به علت تاخير كارفرمايان در ارسال ليست هاي بيمه، برخي از شعب سازمان تأمين اجتماعي از تمديد اعتبار دفترچه هاي درماني كارگران و انجام مسئوليت و تعهدات خود در قبال آنان امتناع مي نمايند ذكر اين نكته ضروري بنظر مي رسد كه مطابق قسمت اخير ماده 36 قانون تأمين اجتماعي تاخير كارفرما در پرداخت حق بيمه يا عدم پرداخت آن رافع مسئوليت و تعهدات سازمان در مقابل بيمه شده نخواهد بود و حسب ماده 40 قانون مرقوم در صورتي كه كارفرما از ارسال صورت مزد مذكور در ماده 39 اين قانون خودداري نمايد سازمان مي تواند حق بيمه را راساً تعيين و از كارفرما مطالبه و وصول نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
منظور از شوراي پزشكي نام برده شده در تبصره يك ماده 92 قانون كار كدام شوراست؟ آيا منظور همان كميسيون هاي پزشكي سازمان تأمين اجتماعي مي باشد؟

پاسخ : 
مراد از شوراي پزشكي مذكور در تبصره يك ماده 92 قانون كار، شوراي پزشكي موجود در منطقه در زمان بيماري كارگر است كه در حال حاضر كميسيون هاي پزشكي سازمان تأمين اجتماعي وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در برخي مواقع كميسيون هاي پزشكي سازمان تأمين اجتماعي توصيه مي كنند كارفرما كار سبك به كارگر بدهد در اينگونه مواقع تكليف چيست؟

پاسخ : 
اختيار شوراي پزشكي در زمينه توصيه كار مناسب در تبصره يك ماده 92 قانون كار منحصراًَ در مورد كارگراني است كه از طرف شوراي پزشكي مورد معاينه قرار گرفته و مبتلا به بيماري ناشي از كار و يا در معرض ابتلا تشخيص داده شوند كه در اين صورت كارفرما و مسئولين مربوط مكلف خواهند بود كار او را بر اساس نظريه شوراي پزشكي مذكور بدون كاهش حق السعي در قسمت مناسب ديگري تعيين نمايند و غير از مورد اخير الذكر پيش بيني توصيه ارجاع كار سبك نشده است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تكليف كارفرمايان نسبت به كسر حق بيمه و ارسال آن به شعب سازمان تأمين‌اجتماعي؟

پاسخ : 
به موجب ماده 36 قانون تأمين اجتماعي كارفرما مسئوليت پرداخت حق بيمه سهم خود و بيمه شده به سازمان تأمين اجتماعي مي باشد و مكلف است در موقع پرداخت مزد يا حقوق و مزايا به كارگر، سهم بيمه شده را كسر و باضافه سهم خود آنرا به سازمان تأديه نمايد. در صورتي كه كارفرما از كسر حق بيمه سهم بيمه شده خودداري كند شخصاً مسئول پرداخت آن خواهد بود. تأخير كارفرما در پرداخت حق بيمه يا عدم پرداخت آن، رافع مسئوليت و تعهدات سازمان در مقابل بيمه شده نخواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
افزايش مزد كارگران كه بر اساس مصوبات شواريعالي كار صورت مي گيرد آيا در ميزان مزدي كه سازمان تأمين اجتماعي بر پايه اختيار ناشي از مواد 31 و 35 قانون تأمين اجتماعي تعيين مي كند موثر است يا خير؟

پاسخ : 
دستمزد مقطوع تعيين شده از طرف سازمان تأمين اجتماعي بر اساس اختيار ناشي از مواد 31 و 35 قانون تأمين اجتماعي و به پيشنهاد هيأت مديره و تصويب شورايعالي تأمين اجتماعي صورت گرفته و با حداقل مزد تعيين شده توسط شورايعالي كار موضوع ماده 41 قانون كار هيچگونه ارتباطي ندارد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا كارفرما تكليفي به كسر حق بيمه از دستمزد واقعي كارگران را دارد يا بايد بر مبناي دستمزد مقطوع تعيين شده توسط سازمان تأمين اجتماعي اقدام نمايد؟

پاسخ : 
هر چند بر اساس ماده 35 قانون تامين اجتماعي دستمزد مقطوع تعيين شده جهت دريافت كسورات بيمه ارتباطي با دستمزد واقعي دريافتي كارگران ندارد لكن از آنجا كه تعيين دستمزد مقطوع به ميزاني كمتر از ميزان دستمزد واقعي مي تواند كارگران بويژه آنهايي را كه در سالهاي پاياني قبل از بازنشستگي بسر مي برند متضرر سازد لذا لازم است در اين زمينه با هماهنگي هائي كه صورت مي گيرد ترتيبي اتخاذ شود كه حق بيمه از دستمزد واقعي كارگران بيمه شده كسر گردد تا حقي از اين قبيل كارگران تضييع نشود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا سازمان تامين اجتماعي در مواقعي كه كارگر بيمار و قادر بكار نيست غرامت دستمزد سه روز اول بيماري را به وي پرداخت نمي نمايد؟

پاسخ : 
طبق بند يك ماده 62 قانون تامين اجتماعي، در مواردي كه عدم اشتغال بكار ومعالجه به سبب بيماري باشد، در صورتي كه بيمار در بيمارستان بستري نشود غرامت دستمزد از روز چهارم پرداخت خواهد شد.
بديهي است چنانچه پرداخت غرامت دستمزد 3 روز اول بيماري كارگران، بنابر توافق صريح و يا ضمني كارفرما، در كارگاه معمول بوده باشد، رويه معمول به عنوان عرف و روال كارگاه محسوب و بطور يكجانبه از طرف كارفرما قابل تغيير نخواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا الزامي براي بازنشسته كردن كارگراني كه كارشان در كميته هاي استاني سخت و زيان آور تشخيص داده شده است وجود دارد؟

پاسخ : 
كارگران بيمه شده اي كه كار آنان توسط كميته هاي استاني سخت و زيان آور تشخيص داده مي شود در صورت تمايل و واجد شرايط بودن مي توانند درخواست بازنشستگي نمايند و در قانون كارهاي سخت و زيان آور و آيين نامه اجرايي آن الزامي در زمينه بازنشستگي اجباري كارگران ملاحظ نمي شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در صورت بيمه نبودن كارگر چنانچه وي به دليل بيماري قادر بكار نباشد آيا كارفرما نسبت به پرداخت حقوق و مزاياي او در مدت بيماري تكليف دارد؟

پاسخ : 
در قانون كار و مقررات مرتبط در زمينه تكليف كارفرما براي پرداخت مزد و مزايا به كارگراني كه بيمه نشده و به دليل بيماري و يا حادثه قادر بكار نباشند قواعد خاصي پيش بيني نشده است اما طبق ماده 36 قانون تامين اجتماعي كارفرما مسئول پرداخت حق بيمه سهم خود و بيمه شده به سازمان مي باشد و همانگونه كه در قسمت پاياني ماده مرقوم آمده است تأخير كارفرما در پرداخت حق بيمه يا عدم پرداخت آن رافع مسئوليت و تعهدات سازمان در مقابل بيمه شده نخواهد بود ضمن اينكه برابر ماده 148 قانون كار كارفرما مكلف است كارگران را نزد سازمان تأمين اجتماعي بيمه نمايد تخلف از اجراي اين ماده قانوني مجازات مندرج در ماده 183 اين قانون را به دنبال خواهد داشت.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا غيرقانوني بودن اشتغال افراد كمتر از 15 سال در كارگاههاي مشمول قانون كار به اين معني است كه اگر چنين افرادي در حين كار در كارگاه دچار حادثه شوند حمايت هاي قانوني مقرر در قانون تامين اجتماعي نيز شامل آنها نخواهد گرديد؟

پاسخ : 
از آنجا كه در ماده 70 قانون تامين اجتماعي به كلمه “بيمه شدگان” اشاره شده و با عنايت به اينكه قانون تامين اجتماعي فقط شامل مشمولين قانون كار نمي باشد و صرف اثبات عدم شمول مقررات قانون كار به فرد، وي را از شمول مقررات قانون تامين‌اجتماعي خارج نمي سازد لذا چنانچه فردي با سن كمتر از 15 سال عليرغم ممنوعيت مقرر در ماده 79 قانون كار اشتغال بكار يافته و بيمه شده باشد و سپس دچار حادثه گردد استفاده وي از مزاياي قانون تامين اجتماعي از جمله مستمري از كار افتادگي مغايرتي با مقررات قانون كار نخواهد داشت. بديهي است كه در هر صورت مجازات مقرر در ماده 176 قانون كار در مورد كارفرما كه بر خلاف ماده 79 قانون كار اقدام به بكارگيري افراد زير پانزده سال نموده است قابل اعمال مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه هيأت تشخيص موضوع ماده 22 قانون شوراهاي كار با اخراج عضو شوراي اسلامي موافقت يا مخالفت نمايد چه آثاري بر آن وارد مي شود؟

پاسخ : 
مستنبط از ماده 28 قانون كار در مواردي كه نظر قطعي هيأت تشخيص موضوع ماده 22 قانون شوراي اسلامي كار (هيأت تشخيص انحراف و انحلال شوراها) عدم موافقت با اخراج نمايندگان قانوني كارگران، اعضاي شوراهاي اسلامي كار و ديگر اشخاص مذكور در ماده 28 باشد اشخاص مزبور كماكان به فعاليت خود در همان واحد ادامه داده و مانند ساير كارگران مشغول كار و نيز انجام وظايف و امور محوله خواهند بود و مرجع رسيدگي به اعتراض كارفرما هيأت حل اختلاف مي باشد. بديهي است چنانچه راي هيأت تشخيص ماده22 موافقت با اخراج باشد رسيدگي به پرونده همانند ديگر اختلافات كارگري و كارفرمايي سير مقرر در ماده 157 را طي خواهد كرد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 تیر 1396  ] [ 4:04 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا شكايات و اعتراضات واحدهاي دولتي از آراي قطعي مراجع حل اختلاف قانون كار، قابل طرح و رسيدگي در ديوان عدالت اداري مي باشد؟

پاسخ : 
طبق راي هيأت عمومي ديوان عدالت اداري به شماره دادنامه 87 مورخ 27/10/68 نظر به اينكه در اصل يكصد و هفتاد و سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران منظور از تاسيس ديوان عدالت اداري رسيدگي به شكايات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورين يا واحدهاي دولتي تصريح گرديده و با توجه به معني لغوي و عرفي كلمه مردم، واحدهاي دولتي از شمول مردم خارج و مردم به اشخاص حقيقي يا حقوقي حقوق خصوصي اطلاق مي شود و مستفاد از بند يك ماده 11 قانون ديوان نيز مقصود از مردم اشخاص حقيقي و حقوقي حقوق خصوصي مي باشند عليهذا شكايات و اعتراضات واحدهاي دولتي در هيچ مورد قابل طرح و رسيدگي در شعب ديوان عدالت اداري نمي‌باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در چه مواردي اعضاء مراجع حل اختلاف حق حضور در جلسه و مشاركت در رسيدگي و صدور راي را ندارند؟

پاسخ : 
برابر ماده 40 آئين رسيدگي و چگونگي تشكيل جلسات هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف موضوع ماده 164 قانون كار در موارد زير اعضاء مراجع حل اختلاف حق حضور در جلسه و مشاركت در رسيدگي را ندارند.
الف- هر گاه عضو هيأت يا همسر وي در دعوي مطروحه نفع شخصي داشته و يا نماينده كارگر يا كارفرماي كارگاه طرف شكايت باشد.
ب- هرگاه عضو مرجع حل اختلاف يا همسر وي و يكي از اصحاب دعوي قرابت نسبي يا سببي درجه اول از طبقات اول و دوم داشته باشد.
ج- هرگاه دعوي كيفري يا حقوقي بين عضو هيأت يا همسر وي با يكي از اصحاب دعوي در محكمه‌اي در جريان باشد.
د- چنانچه عضو هيأت حل اختلاف قبلاً به عنوان عضو هيأت تشخيص در همان پرونده اظهارنظر كرده باشد.
‍هـ- چنانچه عضو هيأت حل اختلاف قبلاً در همان پرونده به عنوان كارشناس يا بازرس كار يا گواه يكي از طرفين اختلاف دخالت داشته باشد.
تبصره 1- هر يك از طرفين اختلاف مي توانند در صورت جهات رد يادشده، رد هر يك از اعضاء را تقاضا نمايند، در صورتي كه هيأت جهات رد را قبول كند به تقاضاي رئيس واحد كار و امور اجتماعي محل، عضو هيأت هم عرض ديگري كه با عضو رد شده داراي همان نمايندگي (كارگر، كارفرما يا دولت) است در جلسه رسيدگي و اتخاذ تصميم شركت خواهد كرد و در صورتي كه هيأت همعرض ديگري در محل نباشد از اعضاء نزديك‌ترين هيأت همعرض در محدوده استان يا اداره كل دعوت به عمل خواهد آمد.
تبصره 2- چنانچه هيأت تشخيص ادعاي وجود جهات رد را نپذيرد، مدعي مي تواند در هنگام اعتراض به راي صادره نسبت به وجود علت رد نيز اعتراض خود را اعلام دارد در اين صورت هيأت حل اختلاف بدواً در اين مورد رسيدگي و در صورت وارد و مؤثر بودن اعتراض، راي صادره را نقض مي كند و پرونده را جهت رسيدگي مجدد با تذكر عدم شركت عضو يا اعضاي رد شده در رسيدگي و اتخاذ تصميم عودت مي دهد و در صورتي كه اعتراض را وارد و موثر تشخيص ندهد آن را با استدلال رد و به اعتراضات ديگر رسيدگي مي كند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا دادگاههاي دادگستري قانوناً مجاز به ورود به رسيدگي از شكايت نسبت به آراي قطعي مراجع حل اختلاف قانون كار مي باشند؟

پاسخ : 
ماده 157 قانون كار و راي وحدت رويه شماره 507 مورخ 15/10/66 هيأت عمومي ديوان عالي كشور رسيدگي ماهوي به اختلاف كارگري و كارفرمائي را منحصراًَ در صلاحيت مراجع حل اختلاف قانون كار دانسته و ماده 11 قانون ديوان عدالت اداري نيز شكايت و رسيدگي از آراء قطعي هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف را با اين ديوان شناخته است. آنچه مسلم است تنها اجراي آراي قطعي مراجع حل اختلاف قانوناً به عهده دواير اجراي احكام دادگاههاي دادگستري مي باشد وگرنه براي اين دادگاهها هيچگونه صلاحيتي چه در باب ورود به رسيدگي به شكايت از آراء صادره از مراجع حل اختلاف و چه به لحاظ خودداري از اجراي اين آراء پيش بيني نشده است به اين ترتيب تمكين از اجراي آراي قطعي مراجع حل اختلاف مستنداً به ماده 166 قانون كار تكليف قانوني اجراي احكام دادگستري بوده و همانگونه كه در اعلام نظر شماره 4509 مورخ 20/6/78 اداره كل حقوقي قوه قضاييه نيز تصريح شده است ورود مراجع قضائي به رسيدگي از آراء قطعي مراجع حل اختلاف قانون كار جايگاه قانوني ندارد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با اخراج 3 نفر از كارگران يك واحد كارگري تعداد كارگران كارگاه به 9 نفر تقليل يافته است كارفرما در مراجع حل اختلاف مدعي مي‌شود كه در حال حاضر كارگاه وي 9 نفر كارگر داشته و مشمول معافيت واحدهاي زير ده نفر از شمول بعضي از مواد قانون كار قرار دارد. تصميم مراجع حل اختلاف بر چه اساسي صادر خواهد شد؟

پاسخ : 
ملاك تصميم و صدور راي مراجع حل اختلاف تعداد كارگران شاغل در كارگاه به هنگام بروز اختلاف منتهي به شكايت به اداره كار محل خواهد بود بنابراين چنانچه كارگاه به هنگام اخراج كارگران بالاي ده نفر كارگر داشته و با بر كناري آنان به زير ده نفر تقليل يابد ادعاي كارفرما در مراجع رسيدگي كننده مبني بر اينكه تصميم گيري و صدور راي نسبت به كارگران اخراجي بايد بر اساس آئين نامه اجرايي ماده 191 قانون كار صورت گيرد موضوعيت نداشته و براي اين كارگران در اتخاذ تصميم و اصدار راي بايد كليه مواد قانون كار لحاظ شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا نماينده كارگران كه بر اساس بند 2 ماده 158 قانون كار از طرف كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان جهت عضويت در هيأت‌ تشخيص انتخاب مي‌شود با نماينده كارگران پيش بيني شده در بند 4 ماده 131 قانون كار تفاوت دارد؟

پاسخ : 
نمايندگان كارگران موضوع بند 2 ماده 158 قانون كار اصولاً با “نمايندگان كارگران” مورد اشاره در تبصره 4 ماده 131 قانون مرقوم توفير داشته و ترتيب مقرر در ماده 28 قانون كار ارتباطي با آنها نخواهد داشت مگر اينكه كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استانها بر اساس تبصره يك ماده 2 آئين نامه مربوط به انتخابات نمايندگان كارگران و مديران صنايع در هيأتهاي تشخيص آنان را از ميان “نمايندگان كارگران” انتخاب و معرفي نموده باشد. بنابه مراتب افراديكه به عنوان نماينده كارگران از سوي كانون هماهنگي معرفي مي شوند از لحاظ اخراج و تربيت رسيدگي مشابه كارگران ديگر خواهند بود. بديهي است نمايندگان كارگر مورد نظر در تبصره 4 ماده 131 فوق الاشاره در صورت اخراج مطابق ترتيب مقرر در ماده 28 مي توانند در مرحله نخست به هيأت تشخيص موضوع ماده 22 قانون شوراهاي اسلامي كار و در مرحله تجديدنظر به هيأت حل اختلاف موضوع ماده 160 قانون كار شكايت نمايند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا واحدهاي كار و امور اجتماعي مي توانند مبادرت به انتخاب نمايندگان علي‌البدل براي هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف نمايند؟

پاسخ : 
در مواد قانون كار و آئين نامه هاي مربوط به تشكيل هيأت هاي تشخيص و حل اختلاف، پيش بيني نمايندگان علي البدل براي عضويت در اين هيأت‌ها نشده است اما ادارات كل مي توانند به تعداد مورد نياز هيأت تشخيص و هيأت حل اختلاف تشكيل دهند و بالطبع به تعداد مورد نياز نيز نمايندگان اصلي داشته باشند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه بيش از يك نفر از اعضاء مراجع رسيدگي از يك كارگاه انتخاب شده باشند آيا حضور آنان در جلسه هيأت قانوني است؟

پاسخ : 
از نظر قانون حضور بيش از يك نفر نماينده كارگر از يك كارگاه مشخص در هيأت تشخيص يا هيأت حل اختلاف منع نشده است ليكن ترجيح آنست كه نمايندگان كارگران (و حتي كارفرمايان) از رشته‌هاي مختلف صنعت و خدمات انتخاب شده و در حقيقت نمايندگان قاطبه اقشار خود باشند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا فردي كه عضو هيأت تشخيص است مي تواند به عنوان عضو هيأت حل اختلاف انتخاب شود؟

پاسخ : 
در مقررات مربوط به انتخاب اعضاء هيأت‌هاي تشخيص و حل اختلاف ممنوعيتي در زمينه انتخاب اعضاء هيأت‌هاي تشخيص بعنوان اعضاء هيأت‌هاي حل اختلاف پيش بيني نگرديده است اما فردي كه هم در هيأت‌ تشخيص و هم در هيأت حل اختلاف عضويت دارد بايد ترتيب مشاركت وي در جلسات هر دو هيأت به نحوي باشد تا در مورد پرونده‌اي كه در هيأت تشخيص اظهارنظر و صدور حكم نموده، در هيأت حل اختلاف در زمينه همان پرونده اظهار نظر ننموده و در صدور راي شركت نداشته باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
اعضاء هيأت‌هاي تشخيص و حل اختلاف در يكي از واحدهاي كار و امور اجتماعي اخيراً انتخاب شده‌اند ولي اعتبار نامه‌هاي آنان تا كنون صادر نشده است آيا هيأت‌هاي مزبور مي توانند با توجه به ضرورت كار قبل از صدور اعتبارنامه‌ها تشكيل جلسه داده و شروع به رسيدگي نمايند؟

پاسخ : 
از آنجا كه عضويت در مراجع حل اختلاف و شركت در تصميم گيري‌ها و صدور راي در اين مراجع منوط به داشتن اعتبارنامه مربوط مي‌باشد لذا شركت افراد بدون اعتبارنامه بمنزله دخالت افراد غيرمجاز در امر رسيدگي بوده و قابل تعقيب قانوني خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
نحوه انتخاب نمايندگان كارگران و مديران صنايع در هيأتهاي تشخيص به چه صورت است؟

پاسخ : 
مستند به مواد 2 و6 آئين نامه مربوط به انتخاب نمايندگان كارگران و مديران صنايع در هيأت‌هاي تشخيص، در صورت تشكيل كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان و يا كانون انجمن‌هاي صنفي كارفرمايان استان، تشكيلات مزبور مكلفند حداكثر ظرف يك ماه از تاريخ اعلام اداره كل كار، نمايندگان كارگران و كارفرمايان (حسب مورد) در هيأت هاي تشخيص را انتخاب و معرفي نمايند.
بديهي است در صورت استنكاف تشكيلات ياد شده از انتخاب و معرفي نمايندگان در مهلت مقرره، اداره كل مي بايد راساً مستند به ماده 11 آئين نامه فوق الذكر نمايندگان مذكور را جهت صدور اعتبارنامه به مقام محترم وزارت معرفي نمايد.
ضمناً تا انتخاب نمايندگان به طريق مذكور در فوق، نمايندگانيكه قبلاً مستند به اختيارات حاصله از تبصره 2 ماده 136 قانون كار توسط مقام محترم وزارت انتخاب شده‌اند كماكان مشغول انجام وظيفه‌ خواهند بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه پرونده‌هاي مطروحه در هيأت حل اختلاف مربوط به شهرستاني به جز شهرستان محل استقرار هيأت باشد آيا با توجه به ماده 160 قانون كار كه مقرر مي‌دارد “فرماندار و رئيس دادگستري محل” بايد فرماندار و رييس دادگستري محل كارگاه دعوت شوند؟

پاسخ : 
بر اساس ماده 160 قانون كار، فرماندار و رئيس دادگستري محل يا نمايندگان آنها بعنوان دو نفر از نمايندگان دولت در هيأت حل اختلاف تعيين گرديده اند و مراد از “محل” شهرستان محل استقرار و تشكيل جلسات هيأت حل اختلاف مي باشد. لذا شركت نمايندگان فرمانداري و دادگستري محل استقرار كارگاههاي مختلف بعنوان نمايندگان دولت در جلسات هيأت حل اختلاف عملي نمي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با تصويب و اجراي قانون كار جمهوري اسلامي ايران، آيا مقررات قانون شوراهاي اسلامي كار در زمينه لزوم رسيدگي به اخراج‌هائي كه با مخالفت شوراي اسلامي كار مواجه مي شوند در دادگاه صالح همچنان لازم الاجرا هستند؟

پاسخ : 
نظر به اينكه در قانون كار اظهارنظر در خصوص موجه يا غير موجه بودن اخراج كارگر بموجب مواد 27، 28 تبصره ماده 158 و ماده 165 قانون كار به عهده هيأت تشخيص و هيأت حل اختلاف قرار گرفته و اينكه اين قانون نسبت به قانون شوراي اسلامي كار كه صدور راي نهائي را در موارد مخالفت شواري اسلامي كار با اخراج در صلاحيت دادگاه صالح اعلام داشته مؤخر است لذا با اجراي قانون جديد كار رسيدگي راجع به موضوع اخراج در دادگاه صالح موردي نداشته و كارگر در صورت اخراج مي‌تواند به اداره كار و امور اجتماعي محل مراجعه و تسليم دادخواست نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف، دعوت از نماينده شوراي اسلامي كارگاهي كه پرونده مطروحه مربوط به آن كارگاه مي‌باشد ضروري است؟

پاسخ : 
وظايف شوراهاي اسلامي كار در كارگاهها از نظر حضور در رفع اختلافات بين كارگر و كارفرما در مواد 27 و 157 قانون كار مشخص شده است. چنانچه اين اختلافات در كارگاه مرتفع نگردد حل و فصل آنها به هيأت هاي تشخيص موضوع ماده 158 قانون مرقوم واگذار شده است. نظر به اينكه هيأت هاي مذكور مي توانند براي احقاق حق به طرق مختلف قانوني متوسل گردند لذا دعوت از نماينده شوراي اسلامي كار يا لحاظ قراردادن نظرات آن بستگي به نظر و صلاحديد هيأت ها خواهد داشت.
ضمناً بر اساس تبصره 2 ماده 5 آئين نامه چگونگي تشكيل جلسات و نحوه رسيدگي هيأت‌هاي تشخيص هر يك از طرفين مي توانند يكنفر را بعنوان مطلع همراه داشته باشند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
همانطور كه مي دانيد مرجع تجديدنظر در راي هيأت تشخيص موضوع ماده 22 قانون شوراهاي اسلامي كار در زمينه اخراج عضو يا اعضاي شوراي اسلامي كار مستند به ماده 28 قانون مزبور، دادگاه صالح بوده است آيا اجراي قانون كار در اين خصوص تغييري ايجاد كرده است؟

پاسخ : 
نظر به اينكه مستفاد از ماده 28 قانون كار، مرجع رسيدگي به نظر و تصميم هيأت‌ تشخيص موضوع ماده 22 قانون شوراهاي اسلامي كار در خصوص اخراج عضو يا اعضاء شوراهاي اسلامي كار، صراحتاً هيأت حل اختلاف تعيين گرديده است لذا از تاريخ اجراي قانون كار جمهوري اسلامي (14/12/69) هيأت حل اختلاف موضوع ماده 160 قانون كار جانشين دادگاه صالح پيش بيني شده در ماده 28 قانون شوراهاي اسلامي كار خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا بازرسان كار مي توانند به عنوان عضو مرجع حل اختلاف انتخاب شوند ضمناً چنانچه پرونده اي نياز به تحقيق داشته باشد آيا مي توان از وجود اعضاء هيأت به عنوان مأمور تحقيق استفاده نمود؟

پاسخ : 
به استناد تبصره 2 ماده 101 قانون كار، بازرسان كار و نيز كارشناسان بهداشت كار نمي توانند در تصميم گيري مراجع حل اختلاف نسبت به پرونده هائيكه قبلاً به عنوان بازرس در مورد آنها اظهار نظر كرده‌اند شركت كنند ضمناً انتخاب اعضاء هيأت تشخيص و حل اختلاف بمنظور امر تحقيق درباره شاكيان منع قانوني ندارد ولي برابر رويه معمول اصلح است عضو هيأت‌هاي تشخيص يا حل اختلاف كه خود امر تحقيق پرونده‌اي را انجام داده‌اند در جلسه رسيدگي و صدور راي در زمينه همان پرونده شركت نداشته باشند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا نمايندگان عضو هيأتهاي تشخيص موضوع ماده 22 قانون شوراهاي اسلامي كار مي توانند به عنوان اعضاء هيأتهاي حل اختلاف انتخاب شوند؟

پاسخ : 
در قانون كار و مقررات تبعي اصولاً ممنوعيتي جهت عضويت همزمان افراد در هيأت‌هاي تشخيص موضوع ماده22 قانون شوراهاي اسلامي كار و هيأت هاي حل اختلاف، چنانچه در انتخاب آنها حسب مورد رعايت مقررات مربوط در قانون شوراهاي اسلامي كار و قانون كار جمهوري اسلامي ايران شده باشد، ديده نمي شود. النهايه از آنجا كه وفق مقررات ماده 28 قانون كار، هيأت هاي تشخيص موضوع ماده 22 بعنوان مرجع بدوي رسيدگي به اخراج نمايندگان قانوني كارگران، اعضاء شوراهاي اسلامي كار، نمايندگان كارگران، نمايندگان انجمن‌هاي صنفي، داوطلبان واجد شرايط نمايندگي كارگران و شوراهاي اسلامي كار در مراحل انتخاب، نيز اعلام شده اند با عنايت به اينكه شركت اعضاء مراجع بدوي در هيأت‌هاي تجديدنظر در مواردي كه پرونده هايي در هيأت‌هاي تجديدنظر مطرح رسيدگي است كه اعضاء مزبور در رسيدگي و اصدار راي در مراجع بدوي نيز مشاركت داشته اند خلاف موازين و اصول حاكم بر رسيدگي در دادگاهها و مراجع حل اختلاف است، توصيه مي شود چنانچه پرونده‌هايي در هيأت‌ حل اختلاف مطرح رسيدگي است نمايندگاني جهت حضور دعوت شوند كه در مرحله بدوي رسيدگي به آن پرونده حضور نداشته اند. 
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا نسبت به مواردي كه در هيأتهاي تشخيص مورد صدور حكم قرار نگرفته است مي تواند در هيأت حل اختلاف رسيدگي و انشاء راي گردد؟

پاسخ : 
در زمينه صلاحيت هيأتهاي حل اختلاف، به جز در مواردي كه در قانون براي اين هيأتها رسيدگي نخستين نيز پيش بيني شده است مانند مورد تبصره 3 ماده 49 قانون كار، صرفاً رسيدگي به مواردي است كه قبلاً در هيأتهاي تشخيص مطرح و در مورد آنها حكم مقتضي صادر گرديده است و لذا چنانچه موردي قبلاً در حكم هيأت تشخيص “نفياً يا اثباتاً” مورد توجه قرار نگرفته و در مورد آن حكم صادر نشده باشد قابل رسيدگي در هيأت حل اختلاف نخواهد بود. ضمناً رسيدگي نخستين نيز منحصراً در مواردي امكان پذير خواهد بود كه مورد در دادخواست خواهان عنوان گرديده باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در يك فقره قرارداد كه به امضاي طرفين رسيده شرط به عدم ايجاد رابطه استخدامي شده است در صورت بروز اختلاف في‌مابين نحوه رسيدگي و صدور راي مراجع حل اختلاف قانون كار چگونه خواهد بود؟

پاسخ : 
تشخيص رابطه كارگري و كارفرمائي در هر مورد و انطباق موضوع با مقررات ماده 2 قانون كار به عهده مراجع حل اختلاف است ك در هر مورد لازم است علاوه بر توجه به متن قرارداد، نحوه اجراي آن و شرايط حاكم بر روابط طرفين مورد بررسي دقيق قرار گرفته و اتخاذ تصميم شود بديهي است انتخاب عنوان قرارداد و يا نحوه تنظيم آن در شمول يا عدم شمول مقررات قانون كار به رابطه طرفين تأثير تعيين كننده‌اي نخواهد داشت و صرف تصريح در قرار داد به عدم ايجاد رابطه استخدامي نيز به معني عدم شمول قانون كار به طرف قرارداد نخواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا راي صادره از ناحيه هيأت تشخيص بدون اينكه مورد اعتراض طرفين واقع شده باشد قابل طرح و تجديد رسيدگي در هيأت حل اختلاف مي باشد و اگر پرونده نه بر مبناي اعتراض به راي هيأت تشخيص بلكه بر اساس دادخواست جديد خواهان در هيأت حل اختلاف مطرح شود چه حكمي خواهد داشت؟

پاسخ : 
چنانچه حكم صادره از ناحيه هيأت تشخيص در موعد قانوني مورد اعتراض طرفين قرار نگرفته باشد ارجاع پرونده به هيأت حل اختلاف و رسيدگي هيأت فاقد توجيه قانوني مي باشد ضمناً در صورتيكه ارجاع پرونده به هيأت حل اختلاف نه بر اساس اعتراض به راي صادره از هيأت تشخيص بلكه بر اساس دادخواست جديد خواهان انجام شده باشد بطور مسلم رسيدگي نخستين در هيأت حل اختلاف فاقد توجيه قانوني خواهد بود.هر گاه شاكي قبل از اتمام رسيدگي و صدور راي مقتضي توسط مرجع حل اختلاف بطور كلي از شكايت خود صرفنظر و اعلام رضايت از مشتكي عنه بنمايد مرجع حل اختلاف اصولاً مكلف به اصدار “قرار سقوط شكايت” بوده و پس از صدور قرار مزبور شاكي نمي تواند نسبت به همان خواسته مجدداً طرح دادخواست نمايد. بديهي است چنانچه پس از صدور قرار مزبور دادخواست مجددي نسبت به همان خواسته طرح گردد مرجع حل اختلاف مي بايست با استناد به اعتبار امر مختومه (قضيه محكوم بها) به صدور "قرار رد شكايت" اقدام نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
محدوده صلاحيت هيأت حل اختلاف در ورود به رسيدگي به آراي هيأتهاي تشخيص؟

پاسخ : 
به استثناي مواردي كه قانون رسيدگي نخستين را در صلاحيت هيأت حل اختلاف شناخته باشد در ديگر موارد هيأت مزبور صرفاً صالح به رسيدگي به دلايل اعتراض احتمالي اصحاب دعوي به راي هيأت تشخيص و در محدوده موارد اعتراض بوده و چنانچه پرونده تنها بر اساس اعتراض احد از طرفين به هيأت حل اختلاف ارجاع گرديده باشد، اگر دلايل معترض براي نقض راي معترض به كافي نباشد، هيأت حل اختلاف مكلف به رد اعتراض و تاييد راي هيأت تشخيص خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مراجع حل اختلاف صلاحيت رسيدگي به شكايات دسته جمعي كارگران را نيز دارند؟

پاسخ : 
اختلاف فردي كارگري و كارفرمائي اعم از اينكه بصورت شكايت انفرادي و يا دسته جمعي باشد ماهيتاً با اختلاف جمعي متفاوت بوده و مرجع رسيدگي به شكايات دسته جمعي نيز هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف هستند كه به طريق مقرر در فصل نهم قانون كار و آيين نامه مربوط به موضوع شكايت رسيدگي و اصدار راي مي نمايند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
محدوده صلاحيت هيأت حل اختلاف در ورود به رسيدگي به آراي هيأتهاي تشخيص؟

پاسخ : 
به استثناي مواردي كه قانون رسيدگي نخستين را در صلاحيت هيأت حل اختلاف شناخته باشد در ديگر موارد هيأت مزبور صرفاً صالح به رسيدگي به دلايل اعتراض احتمالي اصحاب دعوي به راي هيأت تشخيص و در محدوده موارد اعتراض بوده و چنانچه پرونده تنها بر اساس اعتراض احد از طرفين به هيأت حل اختلاف ارجاع گرديده باشد، اگر دلايل معترض براي نقض راي معترض به كافي نباشد، هيأت حل اختلاف مكلف به رد اعتراض و تاييد راي هيأت تشخيص خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:03 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
به دليل امتناع كارفرما از اجراي راي قطعي هيأت حل اختلاف در زمينه بازگشت به كار كارگر، كارگر اخراجي به اداره كار در زمينه حق السعي تسليم شكايت كرده است از طرفي ديوان عدالت اداري به درخواست كارفرما قرار توقيف عمليات اجرائي راي قطعي هيأت حل اختلاف در خصوص ابقاء به كار كارگر را صادر نموده است تكليف مراجع حل اختلاف درباره رسيدگي به حق السعي مورد درخواست كارگر چيست؟

پاسخ : 
با صدور حكم ديوان عدالت اداري مبني بر توقف و توقيف عمليات اجرايي آراء قطعي مراجع حل اختلاف قانون كار، كليه عمليات اجرايي در دواير اجراي احكام دادگستري و نيز رسيدگي در هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف تا صدور راي قطعي ديوان قانوناً متوقف مي گردد و اين مراتب ناظر بر بازگشت به كار و دادخواست كارگر در زمينه حق السعي ايام تعليق نيز خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:02 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تكليف مراجع حل اختلاف قانون كار نسبت به آن قسمت از احكام شعب ديوان عدالت اداري كه متضمن ورود به رسيدگي ماهوي نسبت به اختلاف كارگري و كارفرمائي مي باشد چيست؟

پاسخ : 
مستنداً به بند 2 ماده 11 قانون ديوان عدالت اداري حاكميت رسيدگي ديوان به اعتراضات و شكايت از آراء و تصميمات قطعي مراجع حل اختلاف قانون كار منصحراً از حيث نقض قوانين و مقررات يا مخالفت با آنها (رسيدگي شكلي) بوده و رسيدگي ماهوي به شكايات كارگران و كارفرمايان از حوزه صلاحيت ديوان خارج مي باشد. بديهي است در موردي كه ايراد ديوان در ماهيت است به لحاظ رعايت حكم ماده 21 قانون ديوان، ضمن اجراي راي صادره از سوي ديوان و طرح مجدد پرونده در هيأت حل اختلاف، هيأت مزبور تكليفي در تبعيت از نظر ديوان در مورد ماهيت دعوي نداشته و مكلف است با رعايت كليه مقررات و با حفظ استقلال راي خود، مبادرت به رسيدگي و اتخاذ تصميم مقتضي نمايد مگر در مورد آراء اصدار يافته از ناحيه هيأت عمومي ديوان عدالت اداري كه در اين حالت راي مزبور براي كليه مراجع مربوط در موارد مشابه لازم الاتباع مي‌باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:02 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا فقه اسلام، بين قصاص زن و مرد تبعيض قايل شده است؟

پاسخ : 
تمام قوانين اسلام براساس حكمت بنا گرديده است؛ مثلاً اگر مردى، زنى را بكشد دو فتوا وجود دارد. 
الف) چنانچه اولياى مقتول درخواست ديه كنند، بايد نصف ديه ى كامل به آنان پرداخت شود. 
ب) قاتل قصاص گردد كه در اين صورت، بايد نصف ديه ى كامل را به ورثه ى او پرداخت كنند. 
با اين فتوا اين سؤال مطرح شد كه آيا در نظام حقوقى اسلام، ارزش زن نصف مرد است؟ 
بعضى افراد بر اثر بى اطّلاعى از قوانين عالى اسلام مسئله را به صورتى كه ظاهرش فريبنده است مطرح مى نمايند؛ بدين صورت كه «قصاص فقط مخصوص مرد مسلمان است. پس اگر زن مسلمان كشته شود و خانواده ى او تقاضاى قصاص كنند بايد نصف خون بهاى مرد قاتل را به او بدهند؛ خانواده ى مقتول در حالى كه دخترش را از دست داده، بايد چند ميليون تومان هم به قاتل دست خوش بدهد، آيا اين با روح اسلام برابرى دارد؟ خداوند كجا فرموده: «اِنَّ اكرمكم عندالله ذكوركم.»[1] 
در پاسخ بايد گفت: اصل تشريع و چگونگى اجرا و تبديل آن به ديه را مى توان از ديدگاه هاى مختلف مورد بررسى قرار داد: 
1. از نظرگاه ارزش انسانى، در اصل تشريع قصاص، بين مردان و زنان تفاوتى وجود ندارد. آيات (وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ)[2] و (النَّفْسَ بِالنَّفْسِ)[3]زن و مرد را به طور يكسان شامل مى شود و هركدام به جرم كشتن ديگرى قابل قصاص است. 
2. در هر قتلى اعمّ از عدوانى و قصاص[4]، حقوقى پديد مى آيد. حقوقى كه در قتل عدوانى، پديد مى آيد عبارت است از: 
الف) حق شخصى مقتول: قاتل چه قصاص شود و چه نشود، در پيشگاه خداوند و در قيامت در برابر مقتول مسئول است و بايد پاسخ دهد؛ مجازات اُخروى قاتل با قصاص و ديه از بين نمى رود. اولياى مقتول نمى توانند حقّ اُخروى مقتول را ببخشند و يا بگيرند.[5] 
ب) حقّ جامعه: با مجازات نكردن قاتل، امنيّت جامعه از بين مى رود. فلسفه ى تشريع قصاص نيز همين است. 
ج) خاستگاه و حقّ عاطفى: به دنبال كشته شدن يك فرد، كينه و دشمنى در دل بستگان او نسبت به قاتل پديد مى آيد كه ممكن است قتل هاى ديگرى را درپى داشته باشد. 
خداوند اختيار و اجراى حكم قصاص را در مرحله ى نخست به اولياى مقتول سپرده است. 
(مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً)[6]. 
واگذارى حكم قصاص به اولياى مقتول، دشمنى آنها با قاتل را، در حدّ قصاص، يا اخذ ديه، محدود مى سازد و منجر به آرامش آنان و پايان اختلاف مى شود. 
در واقع، اجراى حكم قصاص، از حقوق بازماندگان مقتول است، نه خود مقتول، تا بگوييم شخصيت او چگونه ارزيابى شده است؛ هم چنين تفاوتى نيست كه مقتول و بازماندگان او مرد باشند، يا زن. 
مقتول در دنيا هيچ گونه تصرّف و اختيارى نسبت به قاتل ندارد. اولياى مقتول شخصيّت و ارزش او را با قاتل و جان او مورد معامله قرار نمى دهند. 
قصاص قاتل از سوى اولياى مقتول، حقّ مقتول را در قيامت سلب نمى كند. پس تسلّط بر جان قاتل، از حقوق اولياى مقتول است نه خود مقتول. 
حكم پرداخت ديه به بازماندگان قاتلى كه به جرم كشتن زنى اعدام (قصاص) شده است، از حقوق اولياى قاتل به حساب مى آيد كه پس از اعدام او پديد آمده است. در اين جا تنها جايگاه اقتصادى و توليدى قاتل و مقتول در نظر گرفته شده و ارزش انسانى آنها به هيچ وجه مورد معامله قرار نگرفته است. 
اين حكم در راستاى قوانين كلّى ديات و مسئوليت اقتصادى زن و مرد در نظام خانواده قرار دارد كه براساس آن، مسئوليت اقتصادى اعضاى خانواده، از جمله زن، برعهده ى مرد است و زنان هيچ مسئوليتى در قبال امور اقتصادى خانواده ندارند. مى توان گفت ديات، به ويژه ديه ى نفس، براساس همين بنيان تشريع شده است. اگر مردى كه مسئوليت اقتصادى جمعى را برعهده دارد، زنى را به قتل رسانده كه مسئوليتى نداشته است و دو جايگاه اقتصادى مخالف داشته اند، نمى توان بدون درنظر گرفتن حقوق و زندگى اعضاى خانواده اش، او را اعدام كرد. با قصاص قاتل و پرداخت نصف ديه به اولياى آن، حق اولياى مقتول و بازماندگان قاتل هر دو تأمين مى شود. پرداخت ديه به بازماندگان قاتل، به مفهوم تفاوت انسانى و ارزشى قاتل و مقتول نيست؛ زيرا دراين حكم، اولياى مقتول و حقّ آنها دريك طرف قضيّه، و بازماندگان ـ يعنى افراد تحت تكفّل قاتل و حقوق اقتصادى آنها ـ در طرف ديگر قرار دارند. آنها گناهى نكرده اند و لذا نبايد مجازات مالى شوند. 
اولياى زن هم در صورتى نصف ديه را بدهكار مى شوند كه قاتل را قصاص كرده باشند، اين غرامت حقّى است كه با قصاص قاتل، ايجاد و به ورثه ى او تعلّق مى گيرد؛ البتّه اولياى دم زن، درپى تصميم بر قصاص، بايد ملتزم شوند كه نصف ديه را پرداخت كنند و دليل شرعى ندارد كه قبل از قصاص، به خود قاتل پرداخت گردد. چنان كه پرداخت ديه ى نفس به مقتول، قبل از قتل، موضوعيّت ندارد. 
فقها تصريح كرده اند كه بايد نصف ديه را به ورثه ى قاتل بدهند نه به خود قاتل؛ ديگر آن اشكال ـ كه قاتل علاوه بر قتل و ارتكاب جرم، دست خوش هم مى گيرد ـ پديد نمى آيد. 
مى توان گفت حقوق اولياى مقتول، دريك سوى داورى، و جرم قاتل و حقوق بازماندگان او درسوى ديگر داورى قرار دارد و تقابل ميان اين دو حقوق است، نه تقابل بين مرد و زن به تنهايى.[7] 
پی نوشتها:
[1]. روزنامه ى جامعه، 27/11/1376، سال يكم، ش هشتم، شيرين عبادى، «حقوق بشر در ايران». 
[2]. سوره ى بقره، آيه ى 179. 
[3]. سوره ى مائده، آيه ى 45. 
[4]. قتل عدوانى آن است كه شخصى را بى جهت بكشد، قصاص جزاى آن قتل اوّل است. 
[5]. ر.ك: ابواب كفارات. 
[6]. سوره ى اسراء، آيه ى 33. 
[7]. كتاب نقد، پاييز 78، ش 12، محمد حسين واثقى، «حقوق زن»، «زن و قصاص»؛ هم چنين ر.ك: تفسير نمونه، ج 1، ص 461، و ج 4، ص 391. 
منبع: اسلام و اقليّت هاى مذهبى، محمد باقر طاهرى، انتشارات مركز مديريت حوزه علميه قم (1384).
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا قوانين اسلامي حق سرپرستي را به مرد مي دهند، نه به زن؟ اگر حقي براي فرزندان دختر قائل بوديم و نظر آن‏ها را در رأي قاضي مؤثر مي دانستيم، با اين حكم همخواني داشت، اگر مرد و زني داراي شرايط مساوي مادي، شخصيّتي، اجتماعي و... بودند، قاضي دادگاه اسلامي بعد از طلاق حضانت بچه‏ها را به چه كسي واگذار مي كند؟

پاسخ : 
حضانت و تربيت كردن بر اساس ادله و رواياتي كه در اين باب وارد شده، نسبت به فرزند پسر تا دو سال و نسبت به فرزند دختر تا هفت سال به مادر واگذار شده است، ولي بعد از اتمام اين دوره، وظيفه قيموميت و ولايت پدر تا زمان بلوغ پسر و دختر به جاي خود باقي است.(1) اين وظيفه پدر است كه فرزند خود را اداره كند و امتيازي براي پدر محسوب نمي شود، بلكه مسئوليّت و وظيفه‌اي سنگين است كه خداوند بر دوش پدر نهاده و اين وظيفه را از مادر برداشته است. بنابراين اگر قرار شود به اين مسئله اعتراض شود، بايد مرد اعتراض بكند و بگويد: خدايا، تو اين وظيفه سنگين را بر من تحميل كردي و بر مادر بچه هيچ وظيفه‌اي تحميل نكردي! اگر اسلام حضانت دختر را پس از هفت سالگي به مرد سپرده، بار عظيمي را از دوش زنان برداشته است، نه اين كه او را صالح براي اين امر مهم نداند. از طرفي به صورت مطلق حق حضانت را بر عهده مردها قرار نداده است. اگر صلاحيت مرد براي حاكم شرع محرز نشود، حضانت را بر عهده زن قرار مي دهد. 
اگر قاضي در مقام دعوا بين زن و شوهر در نگهداري بچه بعد از دو سال و هفت سال، حق را به جانب مرد مي دهد، نه به خاطر اين است كه به مرد امتيازي مي دهد، بلكه آن وظيفه سنگين را كه خداوند بر عهده پدر قرار داده است، به او مي دهد تا امور طفل زمين نماند. 
با اين حال (كه نگهداري فرزند وظيفه است، نه فرق گذاري و تبعيض بين حق مرد و زن) مرد و زن مي توانند با توافق يكديگر بعد از دو سال و هفت سال حق حضانت و اداره فرزند را به زن بدهند. مسئله حضانت كه يك مسئوليت است، با مسئله ديدار فرزند و... كه جزء حقوق است، متفاوت است و به همين خاطر از زنان گرفته نشده است. 
پي نوشت‌ها: 
1. تحرير الوسيله، ج 2، حقوق اولاد. 
eporsesh.com
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهه: آدم كشى گناهى نيست كه از اشخاص عادى يا سالم سر بزند، حتما قاتل از نظر روانى مبتلا به بيمارى است و بايد معالجه شود و قصاص دواى چنين بيمارانى نمى تواندباشد.

پاسخ : 
در بعضى موارد اين سخن صحيح است و اسلام هم در چنين صورتهايى براى قاتل ديوانه يا مثل آن حكم قصاص نياورده است اما نمى توان مريض بودن قاتل را به عنوان يك قانون و راه عذر عرضه داشت زيـرا فسادى كه اين طرح به بار مى آورد و جراتي كه به جنايتكاران اجتماع مى دهد براى هيچ كس قابل ترديد نيست و به اين ترتيب تمام قوانين جزايى را بايد از ميان برداشت و همه متعديان و متجاوزان را به جاى زندان و مجازات به بيمارستانهاى روانى روانه كرد .
eporsesh.com
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهه: از آن‌جا كه مفاهيم حقوق بشر اختصاص به عصر حاضر دارد،لذا اين مفاهيم، قابل اصطياد و استفاده از كتاب و سنت (كه مربوط به عصر سابق هستند) نمي‌باشند.

پاسخ : 
با مراجعه به نصوص اسلامي و تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي جوامع اسلامي در طول پانزده قرن، مي‌توان به وضوح وجود يك تصور و انديشه مشخص اسلامي در زمينه مسايل حقوق بشر را دريافت و به اين حقيقت پي برد كه مسائل حقوق بشر ـ چه در تئوري و چه در عمل ـ همواره در تاريخ اسلام مطرح و مورد توجه بوده است. و تنها مذهبي كه به بهترين شيوه به دفاع از حقوق انسان‌ها اقدام نموده اسلام عزيز است. 
اصولي چون كرامت انسان، آزادي، مساوات، تعليم و تربيت، حقوق زنان و كودكان و نظاير آن به بهترين نحو در كتاب و سنت معصومين ـ ـ عليهم السّلام ـ مورد تبيين و تأكيد قرار گرفته‌اند كه در ادامه به تعدادي از آن‌ها مي‌پردازيم. اما قبل از آن ذكر چند نكته، خالي از فايده نخواهد بود: 
1. بحث حقوق بشر اختصاص به زمان حاضر ندارد و از زمان‌هاي كهن در ميان زمامداران و انديشمندان مطرح و مورد بحث و ارزيابي قرار ‌گرفته است. براي مثال در قرن پنجم قبل از ميلاد، در عصر و زماني كه قدرت‌هاي فاتح، هيچگونه احساس رحم و شفقتي نسبت به ملل مغلوب نداشتند و بيشتر آنان را قتل عام مي‌كردند كورش كبير پس از فتح بابل فرمان داد كه بر مردم شهر آسيبي نرسد، همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و بي‌دينان تحت فشار قرار نگيرند خانه‌هاي آناني كه خراب شده بود از نو ساخت و معابد بسته شده آنان را باز كرد و خدايان معابد را به جاي خود بازگردانيد. سقراط معتقد بود كه شهر دولت، بايد جائي باشد كه افكار و استعدادهاي افراد بتواند جولان يابد و حيثيت و مقام فرد، محفوظ و محترم باشد و رشد و نمو كند به‌طوري كه هر فرد، در حدود و لياقت و استعداد خود قادر بر ترقي و پيشرفت باشد. نظر ارسطو اين بود كه دولت بايستي تأمين كننده نيازمندي‌هاي عمومي و پرورش‌دهنده استعدادهاي مردم باشد وگرنه خبيث است.«منشور كبير» انگلستان كه در سال 1215 صادر شده شامل يك سلسله حقوق انساني و آزادي‌هاي عمومي است از قبيل: احاله رسيدگي دعاوي به دادگاه‌ها و مراجع صالحه، منع توقيف غير قانوني، تناسب ميان جرم و كيفر، لغو كار اجباري و بيگاري، جواز رفت و آمد به كشور انگلستان و ... به دنبال انقلاب كبير فرانسه كه در سال 1789 صورت گرفت، مجلس مؤسسان فرانسه موادي از اصول حقوق بشر را تنظيم و به نام«اعلاميه حقوق بشر» اعلام كرد. اين اعلاميه در يك مقدمه و 17 ماده تنظيم شده كه اغلب مواد آن، با اعلاميه جهاني حقوق بشر توافق دارد و موارد ديگر.[1] 
2. با توجه به رسالت جهاني و دائمي اسلام، اختصاص آن به عصر سابق حرف نادرستي است.«اسلام ضمن اعلام ختم نبوت، جاويدان ماندن خويش را اعلام كرد[2]: حلالُ محمَّدٍ حلالٌ ألي يوم القيامه و حرامُ محمَّدٍ حرام ألي يوم القيامه. يكي از نكات اعجاب انگيز، استعداد پايان ناپذير منابع اسلامي ـ مخصوصاً قرآن كريم ـ براي تحقيق و كشف و استنباط است. پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: ظاهر قرآن زيبا و باطن آن ژرف است، آن را حدّ و نهايتي است و فوق آن حد و نهايتي ديگر است، شگفتي‌هاي آن پايان نمي‌يابد و تازه‌هاي آن كهنه نمي‌گردد.» از امام صادق ـ عليه السّلام ـ سؤال شد:«چه رمزي در كار است كه قرآن هر چه بيشتر در ميان مردم پخش و قرائت مي‌گرددو هر چه بيشتر در آن بحث و فحص مي‌شود جز بر طراوت و تازگي‌اش افزوده نمي‌گردد؟» 
امام ـ عليه السّلام ـ پاسخ داد:«اين بدان جهت است كه قرآن براي يك زمان و عصر معين و براي يك مردم خاصي نازل نشده است، قرآن براي همه زمان‌ها و همه مردم‌هاست. از اين جهت در هر زماني نو است و براي همه مردمان تازه است.» 
3. مباني فلسفي و عقيدتي بسياري از اصولي كه امروزه به نام حقوق بشر مطرح مي‌شود و حتي مفاهيم برخي از اين اصول از ديدگاه اسلام با آن‌چه كه در تفكر غربي تحت همين عناوين ارائه مي‌شود متفاوت و احياناً فاقد مشتركات اصولي است.[3]به عنوان نمونه امروز اعتقاد مذهبي را نيز هم‌چون نژاد، رنگ، جنس و مليّت عامل تبعيض و برتري طلبي و از بين برنده حقوق انساني قلمداد مي‌كنند، در حالي كه حقوق انسان‌ها و آزادي‌هاي فردي و اجتماعي او جز در قاموس مذهب، قابل تبيين و تفسير نيست. 
4. در حقوق بشر از ديدگاه غرب، موضوع فضيلت و كرامت ارزشي براي انسان‌ها ناديده گرفته شده و هيچ امتيازي براي انسان‌هاي با فضيلت و با تقوا مطرح نشده است، در حالي كه از ديدگاه اسلام، اين امتياز براي تشويق انسان‌ها و قرار گرفتن آن‌ها در موقعيت‌هاي شايسته زندگي اجتماعي ضروري است و لذا به صراحت اين امتياز را مطرح نموده است كه[4]:«إنَّ أكرمكم عنداللّه أتقيكم»[5] 
5. آن چه در اعلاميه‌هاي حقوق بشر آمده، كاملاً مربوط به جنبه‌هاي مادّي زندگي بشر است و از حقوق اخلاقي و معنوي بشر خبري نيست، در حالي كه مكتب اسلام هويت اجتماعي بشر را در اخلاق و اعتقادات او دانسته و معتقد است كه اگر قواعد اخلاقي و معنوي به عنوان حقوق حيات روحي در انسان تثبيت شود، حقوق مادي او را نيز به نحو مطلوبي حفظ خواهد كرد.[6]واقعيت اين است كه در صورت بررسي عميق و همه جانبه قرآن كريم، به اين نكته پي مي‌بريم كه حقوق انسان‌ها در قرآن، از جايگاه بس والايي برخوردار است و از اين رو است كه مي‌توان آن‌را در مقايسه با آن‌چه امروز، تحت عنوان حقوق بشر مطرح است، يكي از كهن‌ترين اسناد مدوّن در حقوق بشر شمرد. مطالعه تحولات حقوق بشر در دوران حيات پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ نيز نشانگر يك انقلاب سياسي و ارزشي در زمينه مسائل حقوق بشر مي‌باشد. احترامي كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به عنوان شخصيت برتر الهي براي انسان‌ها ـ با هر رنگ و عقيده و طبقه اجتماعي ـ قائل بود و شخصيتي كه به زنان داد و اعمال جاهليت را در زمينه‌هاي تحقير و تبعيض و ستم نسبت به انسان‌هاي محروم تقبيح نمود، در تاريخ بشر كم نظير است. وقتي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در برابر جنازه يك يهودي از جا بلند مي‌شود و زنده به گور كردن دختران را به عنوان يكي از زشت‌ترين صورت‌هاي تحقير بشر مورد تقبيح قرار مي‌دهد و ياران خود را به آزادگي و اظهار نظر حتّي در برابر نقطه نظرات خود تشويق مي‌كند، تصويري از تعالي حقوق بشر را در تاريخ و سراسر عصر خود ترسيم مي‌كند. ياران پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه تربيت شده اين مكتب بودند، هر كدام الگويي در اين زمينه بودند. در اين ميان حضرت علي ـ عليه السّلام ـ بيش از هر شخصيت اسلامي ديگر در اين زمينه سخت‌گير و روشن‌گر بود و در اين مورد كافي است به برخي از رفتارهاي سياسي امام ـ عليه السّلام ـ در برخورد قضائي با خصم خود در دادگاه عدل اسلامي و نفي تبعيض‌هاي ناشي از انتساب به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و قريش و نيز به دستور آن حضرت در مورد تعيين جيره از بيت‌المال براي پيرمرد نصراني سائل توجه شود.[7] 
در اين‌جا به اجمال به بررسي تعدادي از حقوق اساسي بشر در اسلام مي‌پردازيم: 
1.حق حيات: بدون شك، مكتب اسلام، اهميت خاص براي حق حيات انسان قائل است و آن‌را در رأس همه حقوق قرار مي‌دهد. از اين رو است كه در اسلام، كشتار انسان‌ها به شدّت مذمت شده است به‌طوري كه كشتن يك انسان را برابر با كشتن همه انسان‌ها مي‌داند و پاداش كسي كه فردي را زنده كند يا از خطر نجات دهد همانند حفظ جان همه انسان‌ها مي‌داند.«من قتل نفساً بغير نفسٍ أو فسادٍ في‌الأرض فكأنّما قتل النّاس جميعاً و من أحياها فكأنّما أحيا النّاس جميعاً»[8]حرمت خودكشي و سقط جنين و نيز تشريع حكم قصاص در اسلام نيز به منظور حفظ حيات بشر است:[9]و لكم في‌القصاص حيوه يا أولي‌الألباب»[10] 
2. ازادي: از ديدگاه اسلام، آزادي يك حقّ و ناشي از استعدادها و تمايلات عالي انساني مي‌باشد. آزادي به مفهوم اسلامي، نخست از درون آغاز مي‌شود و تا انسان از قيد و بند اسارت‌هاي دروني آزاد نگردد از اسارت طاغوت‌ها و عوامل بيروني رها نمي شود. اسلام در عين اين‌كه با بيان اصل«لا إكراه في‌الدين»[11]احترام به فكر و آزادي عقيده را بيان مي‌كند ولي هرگز عقايدي را كه از راه تقليد كوركورانه و از طرق غير عقلاني بر انسان‌ها تحميل مي‌شود را مورد تأييد قرار نمي‌دهد و از همين رو است كه پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ دستور سرنگوني بت‌ها را صادر مي‌كند و هرگز خرافات متكي به اوهام و تقليد و تحميل را نمي‌پسندد. در اثر همين آزادي فكر و عقيده بود كه علماي مذاهب و دانشمندان مادّي مي‌توانستند آزادانه و فارغ از هر گونه رعب و هراس، با پيشوايان ديني و انديشمندان مسلمان به بحث و مناظره بپردازند. بنابراين در اسلام هر كسي آزاد است و تا زماني كه زياني متوجه اسلام و ديگران نكرده است مي‌تواند در شرايط سالم و به دور از توطئه، عقيده خود را مطرح كند و براي اثبات ديدگاه خود و جلب نظر ديگران تبليغ كند، چرا كه اسلام تعارض افكار و انديشه‌ها را موجب رشد . تعالي جامعه مي‌داند. بر اين اساس است كه در قرآن مي‌خوانيم: 
«فَبَشِّرْ عِبادِي الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنه، اولئكَ أَالَّذِينَ هَداهُم اللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ»[12] 
همچنين اسلام، تفتيش عقايد را منع مي‌كند و اگر فردي، زباني اقرار به قبول دين اسلام نمايد، مي‌پذيرد و سوءظن و تفتيش را در اين زمينه مجاز نمي‌داند:«و لاتَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً».[13] اسلام حتي كساني كه اسلام را نپذيرند ولي طبق شرايطي حاضرند در كشور اسلامي زندگي كنند را تحت حمايت خويش مي‌گيرد و آن‌ها را به ترك عقايدشان وادار نمي‌كند. علت اين كه اسلام آزادي عقيده و بيان را براي همگان محترم مي‌شمارد و از طرفداران جدي تبادل افكار و انديشه به شمار مي‌رود اين است كه از غنا و فراگيري خاصي برخوردار است و در تأمين نيازهاي متعدد افراد، ضعف و كمبودي در خود احساس نمي‌كند. بنابراين در اسلام، هر كسي مي‌تواند آزادانه حرف بزند و ابراز عقيده نمايد و در جريانات سياسي و اجتماعي نقش فعال داشته باشد تا زماني كه از آزادي سوء استفاده نكند و هرج و مرج را دامن نزند.[14] 
3. مساوات: اصل مساوات و برابري نخستين پايه نظام اجتماعي اسلام است و هيچ يك از اديان و مكتب‌هاي فلسفي ديگر، در اين حدّ براي برابري انسان ارزش قائل نشده‌اند و اين نوع تفاوت، از اختلاف بينش در شناخت شخصيت و ارزش‌هاي والاي انسان ناشي مي‌شود. از ديدگاه اسلام، هيچ‌گونه تفاوتي جز تقوا نمي‌تواند معيار تبعيض و نابرابري تلّقي شود و تمايز بر اساس تقوا نيز معياري در تقسيم وظايف و وسيله‌اي براي نيل به اهداف عاليه انساني است، نه عامل تبعييض در برابر قانون«ايّها الناس! إن ربّكم واحدٌ و إن ابائكم واحدٌ، كلّكم من آدم و آدم من تراب، إن اكرمكم عنداللّه أتقيكم...». اسلام امتياز طلبي‌هاي مبتني بر ثروت و قدرت را محكوم مي‌كند و براي خصائص نژادي، نقشي در تقسيم عادلانه حقوق مردم قائل نمي‌شود و همه را در برابر قانون يكسان مي‌شمارد. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ چه نيكو به فرمانداران خود دستور مي‌دهد كه حتّي در نگاه كردن به مردم نيز مساوات را رعايت كنند:«و آس بينهم في اللحظه و النظره». 
به راستي در كدام دين و مكتبي به جز اسلام عزيز، اين گونه ظريف‌ترين و دقيق‌ترين حقوق انسان‌ها هم مورد تأكيد و اهتمام پيشوايان آن قرار گرفته است؟!![15] 
جان كلام اينكه به فرموده رهبر انديشمند انقلاب: « اگر احترام واقعي به انسان مدرك است، تحقق آن جز در سايه اسلام امكان پذير نيست.»[16] 
پی نوشتها:
[1] . ر.ك، اسماعيل منصوري لاريجاني، سير تحول حقوق بشر و بررسي تطبيقي آن با اصول تفسيري حقوق بشر در اسلام(تهران، تابان، 1374)، صص 60 ـ 1 و زين‌العابدين قرباني ، اسلام و حقوق بشر(تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1372)، صص 104 ـ 70. 
[2] . ر.ك، مرتضي مطهري، مجموعه اثار،(تهران، صدرا، 1375)، صص 201 ـ 177. 
[3] . عباسعلي عميد زنجاني، مباني انديشه سياسي اسلام(تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1374)، ص 331. 
[4] . ر.ك، محمد تقي جعفري، تحقيق در دو نظام حقوق جهاني بشر از ديدگاه اسلام و غرب و تطبيق آن دو با يكديگر(تهران: دفتر خدمات حقوقي بين‌المللي، ج 11، 1370، ص 55. 
[5] . حجرات، آيه 13. 
[6] . اسماعيل منصوري لاريجاني، سير تحول حقوق بشر و بررسي تطبيقي آن با اصول تفسيري حقوق بشر در اسلام(تهران، تابان، 1374)، صص 110 ـ 108.
[7] . عباسعلي عميد زنجاني، همان منبع، صص 343 ـ 340. 
[8] . مائده، آيه 32. 
[9] . ر.ك، محمد تقي جعفري، همان منبع، صص 264 ـ 239 و اسماعيل منصوري لاريجاني، همان منبع، صص 310 ـ 308. 
[10] . بقره، آيه 79. 
[11] . بقره، آيه 256. 
[12] . زمر، آيات 18 و 17. 
[13]. نساء، آيه 94. 
[14] . ر.ك، اسماعيل منصوري لاريجاني، همان منبع، صص 357 ـ 315. 
[15] . عباسعلي عميد زنجاني، همان منبع، ص 351. 
[16] . حديث ولايت(سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1375)، ج 1، ص 100. 
eporsesh.com
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهه: جنايتى كه قاتل مرتكب شده بيش از اين نيست كه انسانى را از بين برده است ولى شما به هنگام قصاص همين عمل را تكرار مى كنيد.

پاسخ : 
از بين بردن افراد مزاحم و خطرناك گاه بهترين وسيله براى رشد و تكامل اجتماع است و چون در اين گونه موارد مساله قصاص ضامن حيات و ادامه بقا مى باشد شايد ازاين رو قصاص به عنوان غريزه در نـهـاد انـسان گذارده شده است و ما مى بينيم بخاطرحفظ بدن عضو فاسد را قطع مى كنند , كسانى كه كشتن قاتل را فقدان فرد ديگرى مى دانند تنها ديد انفرادى دارند از بين بردن اين افراد خـونريز در اجتماع همانندقطع كردن و از بين بردن عضو فاسد و مضر است كه به حكم عقل بايد آن را قطع كرد . 
eporsesh.com
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهه: چرا اسلام نظام برده داري را تنفيذ كرد؟

پاسخ : 
اولا: زندگي‌اجتماعي بشر تا چندين قرن پيش اقتضاي آن را داشته كه نظام بردگي بر قرار باشد اسلام نيز بنا برمقتضيات زمان و عدم امكان‌لغو يكباره آن را امضا نموده ولي حقوقي را از نظر اخلاقي و قانوني براي آنان برقرار وزمينه‌هاي فراواني را براي آزاد سازي‌تدريجي آنان فراهم آورد. (مانند كفارات احكام ام ولد مكاتبه تدبير و...) اساساآزاد سازي برده يكي از اعمال شايسته و بسياربافضيلت دانسته شده و اسلام همواره مردم را به آن ترغيب نموده است.و ما ادريك ماالعقبه فك رقبه (سوره بلد). از نظر حقوقي و اخلاقي نيز اسلام نظامي كامل را براي حمايت از آنهافراهم‌نموده و همواه در جهت حفظ حقوق آنان توصيه نموده است. از جمله براي روابط جنسي كنيزان با اربابان خودو يا ديگران‌قوانيني وضع نموده مثل اينكه مالك كنيز مي‌تواند آن را براي مدتي به ديگري ببخشد ولي اين كار شرايطيدارد از قبيل اينكه‌بايد عده نگه دارد. 
ثانيا در اين مدت اگر داراي فرزند شد آزاد مي‌گردد و ...مي بينيم كه در مجموع براي قانونمند كردن روابط‌جنسي وجلوگيري از فساد و فحشا و برآورده كردن نيازهاي جنسي قانون و ضوابط خاصي آورده است. نكته مهم در اين جاآناست كه نوعا كساني كه به اينگونه احكام اشكال مي‌كنند طرفدار روابط آزاد جنسي (همانند غرب) هستند كه هيچ حدومرزي را براي غريزه جنسي محترم نمي‌شمارند ولي نسبت به استمتاع جنسي قانونمند نقص و اشكال وارد مي‌كنند.از طرف‌ديگر تساوي حقوق انساني به معناي تشابه همه روبناها و مناسبات بشري نيست وگرنه همگان بايد در تماممسايل فردي و اجتماعي حتي ميزان دريافتي ماهيانه و ... برابر باشند در حاليكه‌چنين چيزي حتي در جوامعكمونيستي نيز قابل اجرا نيست. 
ثالثا: احكام مربوط به روابط برده‌داري جنبه مقابله به مثل دارد يعني‌كفار در نبرد با مسلمين اسراي مسلمانان را كنيزو برده مي‌ساختند و شنيع‌ترين اعمال ضد انساني را در برابر آن اعمال‌مي‌كردند اسلام نيز ناچار بود در اين رابطه بهمقابله به مثل دست بزند ولي از نظر كيفيت رابطه با بردگان كه اسراي كفار بودندشيوه‌هاي ظالمانه آنان را برانداخت وبرخي از اصول آن كه منافي عدالت نيست را پذيرفت. جواز بخشش برده مبتني بر اين اصل‌حقوقي است كه رقبهبردگان تحت ملكيت برده‌دار در آمده و لازمه آن جواز پيشكش كردن با شرايط خاصي است. مسئله برده‌برداري به طورگسترده‌اي در عصر ظهور اسلام شايع بوده به‌طوري كه شايد كمتر خانه‌اي يافت مي‌شد كه صاحب آن تمكاني داشتهباشد ولي برده اعم از غلام يا كنيز نداشته باشد. شماملاحظه كنيد با اين وصف آيا امكان دارد كه يك شبه آن رالغو نموده و برده‌داري را حرام اعلام كنند؟ در آن صورت هم زندگي‌مردم مختل مي‌شد و هم خود بردگان نيز متحير وسرگردان مي‌بودند كه چه كنند و به كجا پناه برند. ولي در عين حال اسلام باطرح و برنامهاي كه ارائه داد: اولا نشان دادكه برده‌داري را دوست ندارد و گرنه به جاي تشويق بر آزادي بردگان تشويق به نگاهداي‌و تداوم برگدي آنها مي‌كرد. ثانيابا اين طرح چنان برنامه ريزي فرمود كه در دراز مدت اين مسئله ريشه كن شود لذا اصل آزاد كردن برده عمل بسيارپسنديده و ارزشمندي تلقي شد. و نبي‌اكرم(ع) و ائمه هدي(ع) اسوه‌ء آزاد كردن برده‌ها بودند و گاهي بادني بهانهايآنها را آزاد مي‌كردند. و نيز در كفاره‌ها ملاحظه‌مي‌كنيد كه چگونه يكي از ابعاد آن آزادي غلام و برده قرار گرفته است. بهاين نكته نيز توجه داشته باشيد كه اگر مي‌بينيد ما دراحكام اسلامي شرح وظائفي نسبت به بردگان ـ عبيد و اماء ـداريم‌به خاطر اين است كه اين مسئله آن روز مطرح بوده و براي رعايت‌حد و انصاف در حقوق آنها و نيز چگونگيمعاشرت اجتماعي با آنها به ناچار مردم بايد تكليف شرعي خود را مي‌دانستند ولي‌دين تنافي با طرح براندازي آننداشت.
eporsesh.com
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهه: با توجه به فلسفي بودن خاستگاه قوانين بشر در جهان و فراديني بودن آن، نمي‌توان با فقه سنتي، حقوق بشر ديني، اسلامي و سنتي به وجود آورد.

پاسخ : 
مي‌توان يك حقوق بشر جهاني مبتني بر دين اسلام بر جهان عرضه كرد. چون خانواده جهاني داراي سه عضو است كه قرآن مقدس براي هر عضو حقوق مشترك و ويژه خود آنها را قايل است و آنها را به رسميت شناخته است و همه‌ اعضاي خانواده جهاني در قلمرو حقوق اسلامي جاي دارند. 
«سه عضو اين خانواده عبارتند از: مسلمانان، موحّدان غير مسلمان يا اهل كتاب و ملحدان و قرآن براي همه آنها پيامي ويژه دارد و حقوق خاصي براي آنها قايل است.» 
آيه 64 سوره آل عمران بهترين و جامع‌ترين آيه در اين خصوص است كه مي‌فرمايد: 
«اي موحدان غير مسلمان! اين اصل مشترك ميان خويشتن را بپذيريد كه جز خدا را نپرستيم و به او شرك نورزيم و برخي از ما ديگري را پروردگار خود‌، به جز خدا نپنداريم». 
يك بخش از اين آيه مشترك ميان همه موحدان است و بخش ديگر شامل همه انسانها از جمله ملحدان است كه از ميان خود يك يا چند تن را به پروردگاري برنگزينند».[1] 
قرآن مقدس به عنوان اصلي‌ترين منبع فقه و حقوق اسلامي به مسلمانان دستور مي‌دهد از حقوق خاص آن دو عضو ديگر را محترم شمارند: خداوند شما را باز نمي‌دارد كه دادگري و نيكي كنيد، نسبت به آنها كه با شما نبرد ديني نكرده‌اند و از خانه‌هاي‌تان بيرون نرانده‌اند و به راستي خداوند دادگران را دوست دارد. (ممتحنه، 8) و نيز در خصوص كرامت ذاتي انسانها در پيشگاه قرآن در سوره نسا، آيه 70 مي‌فرمايد: «لقد كرّمنا بني آدم» چنان چه در مورد مدارا و به رسميت شناختن حقوق اجتماعي انسان‌ها امام علي ـ عليه السّلام ـ در نامه 53 نهج البلاغه به مالك اشتر مي‌فرمايد: مردم دو دسته و صنفند يا مسلمان هستند و برادر ديني تواند و يا در خلقت و انسان بودن با تو برابرند. 
چنان چه ملاحظه مي‌شود فقه اسلامي توانايي جهاني شدن را دارد، چون لازمه جهاني شدن آن است كه يا به همه فرهنگ‌ها توجه شود يا دست كم قدر مشترك همه نظام‌هاي حقوقي اخذ شود و فقه و حقوق اسلامي اين ويژگي را دارد، علاوه بر آن چه گفته شد قاعده الزموا به الزموا به انفسهم؛ در خصوص غير مسلمانان لازم است كه از طرف مسلمانان رعايت شود و اين احترام آنها و رسميت دادن به آنها است كه خود از مسلمات حقوق اسلامي است. 
امّا اين كه در سؤال بين فقه و فلسفه تقابل ايجاد شده است، صحيح نيست، چون فقه اسلامي نيز بر مباني فلسفي محكمي استوار است. در فلسفه حقوق بشري غربي ملاك اومانيسم است و حقوق را مطلق در نظر مي‌گيرند، به نحوي كه تسليم هيچ محدويتي بيرون از حيطه بشري نمي‌گردد و بر همين اساس است كه بند 2 ماده 29 اعلاميه جهاني حقوق بشر كه متأثر از تفكر ليبراليستي است، تنها عامل محدوديت حقوق و آزادي‌هاي افراد را مزاحمت با حقوق و آزادي‌هاي ديگران و مقتضيات اخلاقي جامعه دموكراتيك مي‌داند، بر اين تفكر سكولاريستي انواع فساد و فحشا را تجويز مي‌كند، و ارزش‌هاي ديني را حذف مي‌كند و بدين سان مقام شامخ انسانيت را كه در معارف ديني به خلافت الهي تعبير شده تنزل مي‌دهند، و در واقع فلسفه‌اي كه پشتوانه حقوق بشر غربي است، انسان مداري و اومانيسم سكولار ليبراليستي است و فقط به تن انسان توجه نموده و نيازهاي مادي او را مورد توجه قرار داده است و جهان را براي جسم انسان نه براي روح انسان مي‌خواهد و انسان را مالك خويش و جهان مي‌داند، فلذا هيچ محدوديتي براي او قائل نيست، فلذا دين را يك تقيد و محدوديت مي‌داند و انسان را نه مكلف بلكه فقط محقّ مي‌داند و او را بريده از خداوند و فطرت به حساب مي‌آورد. 
امّا در نظام حقوقي اسلام، اعتبار قوانين اراده تشريعي خداوند متعال است و بر اين اساس «خدا محوري» را صحيح مي‌داند و بس و خداوند را مبدأ هستي و كمال مطلق مي‌داند كه همه بسوي او در حركتند و در اين حركت و صورت هرگز اين حقوق استنباط شده از مباني شريعت نمي‌تواند مطلق باشد. 
از نظرگاه فلسفه حقوق اسلامي، قانون گذاري فقط حق خداوند است و او بر اساس يك اصل مشترك بين همه انسان‌ها دست به تشريع مي‌زند و آن اصل و امر مشترك فطرت الهي است. چون اولاً انسان در ارتباطي تنگاتنگ با هستي بخش خود است،‌از اين رو بشر براي طي راه تكاملي خود نيازمند ارتباط با پروردگار است و نمي‌تواند به خودي خود در اين مسير پيش رود، فلذا در تعيين حقوق بشر بايد از سوي همان مبدأ هستي بخش صورت پذيرد. ثانياً، انسان و نيازهاي او را تنها خداوند مي‌شناسد و مي‌داند و به غيب و شهادت انسان عالم است، فلذا تنها او حق قانون گذاري دارد. 
اين دو چيز يعني دوري از خدا و گسستن از فطرت الهي بزرگ‌ترين عيب‌هاي فلسفي حقوق بشر است و آنها فطرت را كنار گذشته و غرق در طبيعت شده‌اند. 
بنابراين، با در نظر گرفتن اين كه محتواي منابع فقه اسلامي، مبتني بر فطرت و عقل سليم و عدالت و انسان محوري الهي و با توجه به اين كه هيچ گونه دگرگوني ذاتي در فطرت و عقل سليم و معناي عدالت كه اساسي‌ترين عامل تعظيم زندگي انسانها در حال انفرادي و حيات دسته جمعي است، به وجود نيامده است. لذا فقه اسلامي نيز هم چنان به فعاليت اصلي خود ادامه خواهد داد و اين كه مبناي محتواي فقه اسلامي بر فطرت و عقل سليم و عدالت است مستند به دلايل قاطعانه از كتاب آسماني قرآن و احاديث معتبر نيز است، مثل آيه فطرت، (روم، 30) و درباره عقل (بقره، 44) كه مي‌فرمايد: آيا در حالي كه كتاب را مي‌خوانيد، مردمان را به نيكي فرمان مي‌دهيد، و خود را فراموش مي‌كنيد؟ آيا به عقل در نمي‌يابيد؟ و درباره عدالت آيه 25 سوره حديد كه مي‌فرمايد: ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و به وسيله آنان كتاب و قانون را نازل كرديم تا مردم به عدالت قيام كنند،[2] بنابراين از ديدگاه فلسفه حقوق اسلامي، قانون الهي است كه بايد بر فرد و اجتماع حكم كند و اين از اراده تشريعي او نشأت مي‌گيرد و او با توجه به شناخت و آگاهي همه جانبه بر انسان و به حكم يك امر مشترك بين انسان‌ها يعني فطرت قانونگذاري مي‌كند و چون قانونگذاري او بر فرد و اجتماع است، ‌فلذا دين و شريعت او ايدئولوژيك است و صرف يك احساس نيست فلذا بايد مبناي حركت و زندگي انسان باشد. 
پی نوشتها:
[1] . جوادي آملي، عبدالله، فلسفه حقوق بشر، قم، مركز نشر اسراء، چ اول، 1375، ص 150. 
[2] . علامه محمد تقي جعفري، فلسفه دين، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، اول، 1375، ص 154 ـ 156. 
eporsesh.com
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا فقه اسلام، بين قصاص زن و مرد تبعيض قايل شده است؟

پاسخ : 
تمام قوانين اسلام براساس حكمت بنا گرديده است؛ مثلاً اگر مردى، زنى را بكشد دو فتوا وجود دارد. 
الف) چنانچه اولياى مقتول درخواست ديه كنند، بايد نصف ديه ى كامل به آنان پرداخت شود. 
ب) قاتل قصاص گردد كه در اين صورت، بايد نصف ديه ى كامل را به ورثه ى او پرداخت كنند. 
با اين فتوا اين سؤال مطرح شد كه آيا در نظام حقوقى اسلام، ارزش زن نصف مرد است؟ 
بعضى افراد بر اثر بى اطّلاعى از قوانين عالى اسلام مسئله را به صورتى كه ظاهرش فريبنده است مطرح مى نمايند؛ بدين صورت كه «قصاص فقط مخصوص مرد مسلمان است. پس اگر زن مسلمان كشته شود و خانواده ى او تقاضاى قصاص كنند بايد نصف خون بهاى مرد قاتل را به او بدهند؛ خانواده ى مقتول در حالى كه دخترش را از دست داده، بايد چند ميليون تومان هم به قاتل دست خوش بدهد، آيا اين با روح اسلام برابرى دارد؟ خداوند كجا فرموده: «اِنَّ اكرمكم عندالله ذكوركم.»[1] 
در پاسخ بايد گفت: اصل تشريع و چگونگى اجرا و تبديل آن به ديه را مى توان از ديدگاه هاى مختلف مورد بررسى قرار داد: 
1. از نظرگاه ارزش انسانى، در اصل تشريع قصاص، بين مردان و زنان تفاوتى وجود ندارد. آيات (وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ)[2] و (النَّفْسَ بِالنَّفْسِ)[3]زن و مرد را به طور يكسان شامل مى شود و هركدام به جرم كشتن ديگرى قابل قصاص است. 
2. در هر قتلى اعمّ از عدوانى و قصاص[4]، حقوقى پديد مى آيد. حقوقى كه در قتل عدوانى، پديد مى آيد عبارت است از: 
الف) حق شخصى مقتول: قاتل چه قصاص شود و چه نشود، در پيشگاه خداوند و در قيامت در برابر مقتول مسئول است و بايد پاسخ دهد؛ مجازات اُخروى قاتل با قصاص و ديه از بين نمى رود. اولياى مقتول نمى توانند حقّ اُخروى مقتول را ببخشند و يا بگيرند.[5] 
ب) حقّ جامعه: با مجازات نكردن قاتل، امنيّت جامعه از بين مى رود. فلسفه ى تشريع قصاص نيز همين است. 
ج) خاستگاه و حقّ عاطفى: به دنبال كشته شدن يك فرد، كينه و دشمنى در دل بستگان او نسبت به قاتل پديد مى آيد كه ممكن است قتل هاى ديگرى را درپى داشته باشد. 
خداوند اختيار و اجراى حكم قصاص را در مرحله ى نخست به اولياى مقتول سپرده است. 
(مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً)[6]. 
واگذارى حكم قصاص به اولياى مقتول، دشمنى آنها با قاتل را، در حدّ قصاص، يا اخذ ديه، محدود مى سازد و منجر به آرامش آنان و پايان اختلاف مى شود. 
در واقع، اجراى حكم قصاص، از حقوق بازماندگان مقتول است، نه خود مقتول، تا بگوييم شخصيت او چگونه ارزيابى شده است؛ هم چنين تفاوتى نيست كه مقتول و بازماندگان او مرد باشند، يا زن. 
مقتول در دنيا هيچ گونه تصرّف و اختيارى نسبت به قاتل ندارد. اولياى مقتول شخصيّت و ارزش او را با قاتل و جان او مورد معامله قرار نمى دهند. 
قصاص قاتل از سوى اولياى مقتول، حقّ مقتول را در قيامت سلب نمى كند. پس تسلّط بر جان قاتل، از حقوق اولياى مقتول است نه خود مقتول. 
حكم پرداخت ديه به بازماندگان قاتلى كه به جرم كشتن زنى اعدام (قصاص) شده است، از حقوق اولياى قاتل به حساب مى آيد كه پس از اعدام او پديد آمده است. در اين جا تنها جايگاه اقتصادى و توليدى قاتل و مقتول در نظر گرفته شده و ارزش انسانى آنها به هيچ وجه مورد معامله قرار نگرفته است. 
اين حكم در راستاى قوانين كلّى ديات و مسئوليت اقتصادى زن و مرد در نظام خانواده قرار دارد كه براساس آن، مسئوليت اقتصادى اعضاى خانواده، از جمله زن، برعهده ى مرد است و زنان هيچ مسئوليتى در قبال امور اقتصادى خانواده ندارند. مى توان گفت ديات، به ويژه ديه ى نفس، براساس همين بنيان تشريع شده است. اگر مردى كه مسئوليت اقتصادى جمعى را برعهده دارد، زنى را به قتل رسانده كه مسئوليتى نداشته است و دو جايگاه اقتصادى مخالف داشته اند، نمى توان بدون درنظر گرفتن حقوق و زندگى اعضاى خانواده اش، او را اعدام كرد. با قصاص قاتل و پرداخت نصف ديه به اولياى آن، حق اولياى مقتول و بازماندگان قاتل هر دو تأمين مى شود. پرداخت ديه به بازماندگان قاتل، به مفهوم تفاوت انسانى و ارزشى قاتل و مقتول نيست؛ زيرا دراين حكم، اولياى مقتول و حقّ آنها دريك طرف قضيّه، و بازماندگان ـ يعنى افراد تحت تكفّل قاتل و حقوق اقتصادى آنها ـ در طرف ديگر قرار دارند. آنها گناهى نكرده اند و لذا نبايد مجازات مالى شوند. 
اولياى زن هم در صورتى نصف ديه را بدهكار مى شوند كه قاتل را قصاص كرده باشند، اين غرامت حقّى است كه با قصاص قاتل، ايجاد و به ورثه ى او تعلّق مى گيرد؛ البتّه اولياى دم زن، درپى تصميم بر قصاص، بايد ملتزم شوند كه نصف ديه را پرداخت كنند و دليل شرعى ندارد كه قبل از قصاص، به خود قاتل پرداخت گردد. چنان كه پرداخت ديه ى نفس به مقتول، قبل از قتل، موضوعيّت ندارد. 
فقها تصريح كرده اند كه بايد نصف ديه را به ورثه ى قاتل بدهند نه به خود قاتل؛ ديگر آن اشكال ـ كه قاتل علاوه بر قتل و ارتكاب جرم، دست خوش هم مى گيرد ـ پديد نمى آيد. 
مى توان گفت حقوق اولياى مقتول، دريك سوى داورى، و جرم قاتل و حقوق بازماندگان او درسوى ديگر داورى قرار دارد و تقابل ميان اين دو حقوق است، نه تقابل بين مرد و زن به تنهايى.[7] 
پی نوشتها:
[1]. روزنامه ى جامعه، 27/11/1376، سال يكم، ش هشتم، شيرين عبادى، «حقوق بشر در ايران». 
[2]. سوره ى بقره، آيه ى 179. 
[3]. سوره ى مائده، آيه ى 45. 
[4]. قتل عدوانى آن است كه شخصى را بى جهت بكشد، قصاص جزاى آن قتل اوّل است. 
[5]. ر.ك: ابواب كفارات. 
[6]. سوره ى اسراء، آيه ى 33. 
[7]. كتاب نقد، پاييز 78، ش 12، محمد حسين واثقى، «حقوق زن»، «زن و قصاص»؛ هم چنين ر.ك: تفسير نمونه، ج 1، ص 461، و ج 4، ص 391. 
منبع: اسلام و اقليّت هاى مذهبى، محمد باقر طاهرى، انتشارات مركز مديريت حوزه علميه قم (1384).
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهه: عدم توجه به حقوق بشر در ايران را چگونه بیان می کنید؟

پاسخ : 
سابقه توجه به مقوله حقوق بشر و برخورداري انسان ها از حقوقي مدون سابقه اي طولاني و به بلنداي عمر اديان آسماني دارد. در اديان الهي تكريم انسان و رعايت حريم بشريت همواره داراي قداست و مورد تأييد پيام آوران دين و رسولان وحي بوده است. اما امروز و در دوران جديد اين امر مقدس به عنوان دستاويزي در دست مادي گرايان زورمدار قرار گرفته است و اين در حالي است كه در ديدگاه فرهنگ مادي محور غرب و قدرتهاي غربي اساساً هيچ ارزشي بر جاي نمانده تا حقيقتي به نام «حقوق بشر» مقدس شمرده شود. آنان منشورها، حقوق و آزادي بشر را به گونه اي تفسير مي كنند كه فقط در بسترها،‌ بافت ها و منافع مربوط به يك طبقه، نژاد و يا سرزمين خاص معني مي يابد و در نهايت از محوريت و سلطه غرب نيز فراتر نرود در اين آشفته بازار كه هيچ تفسير از مؤلفه هاي انساني چون «حقوق بشر» خارج از تفسير مورد تأييد قدرت هاي سلطه گر قابل قبول نيست، آن چنان از حق و حقوق انسان دم مي زنند و ديگران را به پذيرش آن وادار مي سازند كه گويي فقط آنان يگانه مدافعان حقوق انسان اند و براي صيانت از آن دل مي سوزانند! و حال آن كه در عمل نه براي انسانيت انسان ارزشي قايل اند و نه درك درستي از نيازهاي واقعي جسمي و روحي بشر دارند. ايامي كه گذشت مصادف بود با پنجاه و هفتمين سالگرد تصويب اعلاميه حقوق بشر در سازمان ملل متحد. به همين بهانه يكي از نشريات با تشكيل ميزگردي متشكل از تني چند از به اصطلاح «دگرانديشان» به بحث و گفتگو پيرامون اين مسئله و اين كه چرا به ادعاي شركت كنندگان در اين جلسه حقوق بشر در ايران رعايت نمي شود، پرداخت.[1] 
يكي از شركت كنندگان در اين ميزگرد دليل مقابله با حقوق بشر را از سوي مدافعان اجراي موازين شرع، خودكامگي، استبداد و تأمين منافع شخصي مي داند.[2] ديگري مي گويد اصولاً وقتي ما عضو سازمان ملل متحد هستيم نمي توانيم براي خودداري از اجراي مفاد اعلاميه حقوق بشر به توجيه هاي مكتبي تمسك كنيم.[3] شركت كننده بعد با اشاره به اصل قانون اساسي كه صراحت دارد هر چيزي مغاير ديدگاه اسلامي باشد نمي تواند به تصويب برسد، تنها راه حل را در ايجاد تحول و دگرگوني در ساختار حاكميّت جمهوري اسلامي ايران مي شناسد: 
«در شرايط كنوني وقتي كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي به صراحت اشاره گشته است كه در آن چيزي كه مغاير ديدگاه اسلامي است نمي تواند به تصويب برسد و به اجرا درآيد و كساني كه بايد مغايرت يا انطباق قوانين با اسلام را بررسي كنند فقهاي منصوب و وابسته به حاكميّت مي باشند لذا موضع گيري هاي حكومتي مانع آن مي گردد تا ضوابط مربوط به اصول حقوق بشر در ابعاد مختلف اجرا گردد... و تا زماني كه ساختار حاكميت دگرگون نگردد... بايد اين تحول و دگرگوني ساختاري و بنيادي در ساختار حاكميّت ايجاد گردد...» وي با توصيه به همفكران خويش جهت تلاش براي ايجاد اين دگرگوني نتيجه مي گيرد: «چاره اي نخواهيم داشت جز اين كه همه نيروي خود را صرف ايجاد دگرگوني هاي بنيادين و ساختاري در قانون اساسي كنيم تا قانون اساسي و به تبع آن ساير قوانين داخلي در چارچوب منافع ملي و اصول حقوق بشر بيانگر اراده و حاكميّت ملي گردد تا تمامي ارگان ها، سازمان ها و نهادهايي كه در چارچوب آن شكل مي گيرد خود را موظف به رعايت اين موازين و اصول بنمايند.»[4] 
متأسفانه بايد گفت مشكل عمده اين طيف افراد ساكن در جامعه ايران آن است كه نه مي دانند در چه فضا و محيطي و ميان چه ملتي زندگي مي كنند و نه تاكنون توانسته اند تعامل صحيحي با محيط پيرامون خود برقرار ساخته و درك روشني از خواست ها و نيازهاي واقعي ملت ايران داشته باشند. با اين همه تذكر چند نكته خالي از وجه نيست: 
1. در غالب ناظم هاي حكومتي جهان نهاد يا مرجعي از سوي نظام سياسي براي تفسير اصول قانون اساسي و تطبيق قوانين عادي با آن به رسميت شناخته شده است به عنوان نمونه اين امر در آمريكا بر عهده قوه‌ قضاييه است، در انگلستان اين وظيفه توسط ديوان خاصي كه شعبه اي از هيأت قانون گذار آن كشور است انجام مي شود و... در نظام جمهوري اسلامي ايران نيز به موجب اصول 4، 72، 91 و 97 قانون اساسي پاسداري از احكام اسلام و تطبيق قوانين عادي با شرع مقدس اسلام به عهده فقهاي شوراي نگهبان مي باشد. بديهي است تفسير فقهاي شوراي نگهبان در خصوص تطبيق يا مغايرت قوانين عادي با احكام شرع كاملاً در مرعي و منظر عموم فقهاء و مجتهدان ديني قرار داشته و مورد قضاوت آنان قرار مي گيرد از اين رو نمي توان تشخيص فقهاي شوراي نگهبان را در انطباق يا مغايرت با احكام اسلام از منظر سياسي و وابستگي به حكومت تفسير كرد. 
2. اتهام نقض حقوق بشر به ايران كه اين روزها از سوي علم داران مبارزه با تروريسم!‌ و مدعاين دروغين دفاع از حقوق بشر به ويژه قدرت هاي غربي و اروپايي تكرار و نيز حاميان منافع آنان در داخل واگويه مي شود به اتهام آن چنان مضحكي تبديل شده كه با اوج گيري شعار مبارزه با تروريسم و دفاع از حقوق بشر به ويژه در جريانات پس از حادثه 11 سپتامبر ابعاد اين طنز تاريخي به طور شفاف و روشن تر در منظر افكار عمومي جهانيان قرار گرفت. 
همان كساني كه ايران را به تروريسم يا نقض حقوق بشر متهم مي كنند، نقض ادعاي خود را در اتفاقات چند ساله اخير به خوبي اثبات نمودند؛ با شعار مبارزه با تروريسم شديدترين عمليات هاي تروريستي را در جهان به راه انداختند، ‌بمب هاي ده تني بر سر مردمان بي دفاع و غير نظامي عراق و افغانستان فرو ريختند، در قالب دفاع از حقوق بشر كشتارهاي وحشيانه از پير و جوان به راه انداختند. زنان و كودكان را در بازداشتگاه هاي مخوف خود كه به حق نماد روشني از حقوق بشر به روايت ليبرال ـ دموكراسي غرب است، هدف وحشيانه ترين و غير انساني ترين شكنجه ها قرار دادند امروز مدعيان دفاع از آزادي انديشه و بيان، محققان و انديشمندان منكر حكايت ساختگي «هولوكاست» را به ده ها سال زندان و محروميت از ابتدايي ترين حقوق انساني محكوم مي كنند كه چرا نتايج تحقيقات آنان به تشكيك در «كشتار وسيع يهوديان در جنگ جهاني دوم»، انجاميده است! تئوري پردازان تساهل و تسامح و آزادي دين و عقيده در غرب شهروندان خود را از حق پوشش اسلامي محروم مي كنند و... 
آري! به راستي اين نماي كلي سناريوي حقوق بشر غربي است كه اين روزها توسط مدعيان دفاع از آن در برابر سكوت سازمان هاي حقوق بشر به نمايش در آمده است. 
تناقض آشكار بكار رفته در اين سناريو از منظر افكار عمومي مردم جهان به دور نيست. بي گمان بخشي از اين نمايش سراسر متناقض مربوط به عملكرد خودسرانه و فريبكارانه بازيگران آن است كه اصطلاحاتي چون حقوق بشر را اين گونه بازيچه دست خود ساخته و به اهرم فشاري براي مقابله با كشورهاي مستقل تبديل نموده اند و لي بخش ديگر اين تناقض را بايد در نقص باطني نظام سياسي ليبرال دموكراسي غرب كه اعلاميه حقوق بشر نيز از محصولات آن به شمار مي آيد، جستجو كرد. نگاه صوري و بدون محتوي به مقوله حقوق و آزادي بشر در غياب يك بنيان فكري استوار،‌ ثابت و برخوردار از پشتوانه ها و ارزش هاي عميق دين و معنوي، انسان غربي را به اين سرگشتگي، بحران و فرجام ناخوشايند گرفتار ساخته است فرجامي كه به يقين بايد آن را محصول طبيعي اين نوع نگاه به انسان و نيازهاي واقعي او تلقي كرد. 
3. ساختار كلي قانون اساسي و نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران محصول خواست ميليوني ملت مسلمان ايران و مطابق با روحيه انقلابي گري اكثريت قاطع شيعه در اين مرزو بوم است. دليل عمده مبارزه تشيع در طول 14 قرن پس از خاتمه دوران بسيار كوتاه حاكميّت سياسي معصوم وجود ساختاري از حكومت بود كه در آن حاكمان سياسي بدون توجه به ملاك ها و معيارهاي ارزشي تشيع و پيشوايان معصوم سلطه سياسي خود را بر ملت ها تحميل مي كردند. اصول قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران الهام گرفته از روحيه خداجويانه ملتي است كه به اراده و ميل باطني خويش قيام كرد و نظام جمهوري اسلامي در ايران برقرار ساخت چنين ملتي كساني را كه دغدغه ديني نداشتند و يا درك درستي از احكام اسلامي ندارند به عنوان سخنگوي خود انتخاب نكرده و نيازي نيز به صلاحديد آنان نداشته است گرچه آنان به دروغ خود را سخنگويان ملت ايران بدانند. 
پی نوشتها:
[1] . ماهنامه ايران مهر، پيرامون حقوق بشر، ش 17 و 18. آبان و آذر 84 صص 12 ـ 20. 
[2] . همان، محمد علي دادخواه، ص 14. 
[3] . همان، كوروش زعيم، ص 14. 
[4] . همان، پرويز ورجاوند،‌ص 15، 16. 
eporsesh.com
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با نام صيغه همه نوع فساد در جامعه رخ مي دهد و اگر كسي در دادگاه جمله صيغه را بلد نباشد، سنگسار مي شود و اگر باشد تبرئه مي شود. آيا صيغه معيار مناسبي براي سنجش باطن افراد است؟

پاسخ : 
اين نگرش كه محاكم قضايي معيار تبرئه و علم آن را صيغه خواندن و عدم خواندن آن قرار داده اند، قابل قبول نيست. زيرا نظام قضايي مبتني بر قوانين اسلامي است. در نظام قضايي اسلام براي اثبات جرم و اجراي حدود الهي، شرايط و راهكارهاي خاصي تعريف شده است كه محاكم قضايي و قضات مجبور هستند آن ها را رعايت كنند. اين گونه نيست اگر كسي به جرم روابط غير مشروع دستگير شده و در محكمه ادعا كند صيغه خواندن را مي دانستم و فلان زن را صيغه كردم، قاضي وي را رها كند، يا بالعكس. بلكه بايد قاضي تحقيق كند كسي كه متهم به روابط غير مشروع است، دليلي دارد كه ارتباط غير مشروع نداشته و روابط وي بر اساس قانون، يعني صيغه شكل گرفته است؛ مضافاً بر اين كه حكم همه روابط غير مشروع سنگسار نيست. در قوانين اسلام براي جرايم قوانين مناسب با جرم تعريف شده است. سنگسار از دسته احكامي است كه براي جرم هاي سنگين مانند زناي محصنه پيش بيني شده است. اتفاقاً در محاكم قضايي ايران سنگسار خيلي كم بوده و سعي بر آن است كه از اين حكم استفاده نشود. 
البته اين مطلب را بايد پذيرفت كه در برخي از موارد ممكن است قضات اشتباه كنند. اشتباه قضات اختصاص به محاكم قضايي ايران ندارد. در محاكم قضايي كشورهاي ديگر نيز وجود دارد . البته شايسته است كه نظام قضايي ايران بهتر شده و ميزان اشتباه قضات كم گردد. 
صيغه كردن هم معياري براي سنجش باطن افراد نيست. اصولاً تشخيص باطن انسان ها مشكل است. در اسلام انسان ها موظف هستند كه به ظاهر بسنده و بر اساس ظواهر ديگران با آن ها رفتار نمايند. براي امور ظاهري نيز قانون و قاعده لازم است. شايد با استفاده از ابزار صيغه تخلفات زيادي صورت گيرد، اما نمي توان به جهت استفاده نامطلوبي كه از يك قاعده و قانون مي شود، اصل قانون را لغو كرد. در هر حال بايد بين روابط آزاد و نامشروع و بي حد و حصر و روابط مشروع و قانوني تفاوت وجود داشته باشد. يكي از راهكارهايي كه در قانون شرع اسلام انديشه شده، ازدواج موقت و صيغه است كه شرايط و ويژگي هاي خود را دارد كه اين شرايط و ويژگي علاوه بر اين كه ارتباطات را از هرج و مرج و بدون ضابطه بودن در مي آورد، در آن ها حقوق زن و مرد مراعات شده است. مسئله صيغه فلسفه و حكمت هاي خود را دارد. 
بنابراين اگر كسي با رعايت موازين شرعي و به صورت ازدواج موقت با زني ارتباط برقرار نموده با انساني كه برقراري ارتباط خود با زن را مبتني بر موازين شرعي نمي كند، تفاوت دارد، زيرا كسي كه مدعي ازدواج موقت است، بر اساس موازين شرع و قانون عمل كرده است، بر عكس كسي كه بدون صيغه و موازين شرعي و قانوني اعمالي انجام داده حكم بر افراد به حسب ظاهر است. 
eporsesh.com
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تفاوت دیه زن و مرد در اسلام را به طور کامل توضیح دهید.

پاسخ : 
دختران و پسران جزیی از جامعه ی انسانی زنان و مردان هستند و تفاوت بین زن و مرد دو گونه است:
الف ـ تفاوت در ارزش، مقام و منزلت معنوی زن و مرد
همان گونه که از آیات قرآن به دست می آید، دین اسلام نه تنها در این زمینه بین زنان و مردان تفاوتی قائل نیست، بلکه زن و مرد را در ارزش ها، و مقام و منزلت معنوی و انسانی، مساوی می داند که به ذکر نمونه هایی از آیات قرآن می پردازیم:
یک. تساوی ارزش و مقام زن و مرد از لحاظ خلقت
قرآن کریم در آیاتی متعدد زن و مرد را از یک طینت دانسته و اعلام می کند که زن و مرد از «نفس واحده» خلق شده اند و مکمل یکدیگرند، از جمله: «یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس الواحده و خلق منها زوجها و بث منها رجالاً کثیراً و نساءً؛ (1) ای مردم! [خودتان را] از [عذاب] پروردگارتان حفظ کنید، (همان) کسی که شما را از یک شخص آفرید، و از او همسرش را آفرید، و از آن دو، مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت.»
دو. تساوی ارزش و مقام زن و مرد در داشتن صفات برجسته و ارزش های والای انسانی و مقام معنوی
در سوره ی احزاب آیه ی 35 می خوانیم: «به یقین مردان مسلمان و زنان مسلمان، و مردان با ایمان و زنان با ایمان، و مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند، خداوند برای همه آن ها مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است.»(2)
در تفسیر آیه چنین آمده است: «گاه بعضی چنین تصور می کنند که اسلام کفه ی سنگین شخصیت را برای مردان قرار داده و زنان در برنامه ی اسلام چندان جایی ندارند، شاید منشأ اشتباه آن ها پاره ای از «تفاوت های حقوقی» باشد که هر کدام دلیل و فلسفه ی خاصی دارد، ولی بدون شک با قطع نظر از این گونه تفاوت ها که با موقعیت اجتماعی و شرایط طبیعی آن ها ارتباط دارد، هیچ گونه فرقی از جنبه های انسانی و مقامات معنوی میان زن و مرد در برنامه های اسلام وجود ندارد. آیه ی فوق دلیل روشنی بر این واقعیت است، زیرا به هنگام بیان ویژگی های مؤمنان و اساسی ترین مسائل اعتقادی و اخلاقی و عملی، زن و مرد را در کنار یکدیگر همچون دو کفه ی ترازو قرار می دهد و برای هر دو ارزشی یکسان بدون کمترین تفاوت قائل می شود ...».(3)
سه. تساوی زن و مرد از لحاظ ثواب و عقاب اعمال
قرآن در احکام، کیفر ها و ثواب اعمال به زن و مرد را یکسان خطاب کرده، قبح گناه و اعمال حرام و ممنوع، و کیفر آن ها، و نیز ثواب اعمال را در مورد زن و مرد مساوی بیان می کند، از جمله:
ـ «و مرد دزد و زن دزد، به کیفر آنچه به دست آورده اند [و] بخاطر مجازات [پیشگیرانه] الهی، دست هایشان را قطع کنید، و خدا شکست ناپذیری فرزانه است.»(4)
ـ «خدا به مردان منافق و زنان منافق و کافران، آتش جهنم را وعده داده است، در حالی که در آن ماندگارند، آن (آتش) برای آنان کافی و خدا آنان را از رحمت خود دور ساخته، و برایشان عذابی پایدار است.»(5)
ـ «و هر کس از مرد یا زن، (چیزی) از (اعمال) شایسته انجام دهد در حالی که او مؤمن باشد، پس آنان داخل بهشت می شوند، و کمترین ستمی به آن ها نخواهد شد.»(6)
ـ «هر کس از مرد یا زن، [کار] شایسته ای انجام دهد، در حالی که او مؤمن است، پس قطعاً او را به زندگانی پاکیزه ای زنده می داریم، و حتماً مزدشان را بر طبق بهترین چیزی که همواره انجام می دادند، به آنان پاداش خواهیم داد.»(7)
ـ «هر کس از مرد یا زن، (کار) شایسته ای انجام دهد، در حالی که او مؤمن است، پس آنان داخل بهشت می شوند در حالی که در آنجا بی شمار «روزی» داده می شوند.»(8)
چهار. تساوی زن و مرد در تحمل تکلیف و مسئولیت
قرآن کریم با مطرح کردن زندگی آدم و حوا و رانده شدن آن ها از بهشت هیچ کدام را مسئول اصلی معرفی نمی کند و در بیشتر مواقع هر دو را مسئول می داند و حتی گاهی به صراحت می گوید: شیطان آدم را وسوسه کرد و قرآن با این بیان بر روی اعتقاداتی مانند این که «عنصر گناه و شیطان کوچک دانستن زن» خط بطلان می کشد.
ـ «فقلنا یا آدم ان هذا عدو لک و لزوجک فلا یخرجنکما من الجنة فتشقی؛ (9) پس گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست، مبادا شما را از بهشت بیرون کند که به رنج و زحمت خواهی افتاد!» 
ـ «فدلاهما بغرور ...؛(10) به این ترتیب آن ها را با فریب از مقامشان فرود آورد.»
ـ «فوسوس لهما الشیطان ...؛ (11) پس شیطان آن دو را وسوسه کرد.»
پنج. تساوی زن و مرد از لحاظ تعلیم و تعلم
از آیات قرآن کریم به دست می آید که همه ی مسلمانان اعم از زن و مرد باید به کسب علم و دانش اهتمام ورزند؛ برای نمونه، قرآن بار ها یادآور می شود که قرآن را بخوانید، تلاوت کنید و پیرامون آیات آن بیندیشید. تفکر و تدبر در آیات خداوند و در طبیعت و عبرت از آن ها نیز بارها در قرآن توصیه شده است و قرآن در این زمینه میان زن و مرد تفاوتی قائل نیست و هرگز کسب علم و دانش را به یک جنس خاص محدود نمی کند. از حضرت رسول اکرم (ص) روایت شده است: «طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة؛(12)فراگیری دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.»
شش. مساوات زن و مرد در پیشگاه خدا
خداوند در قرآن می فرماید: «ان اکرمکم عند الله اتقاکم؛ (13)ملاک برتری نزد خداوند تقوا می باشد (چه زن و چه مرد).»
این ها نمونه هایی از تساوی ارزشی و مقام و منزلت معنوی زن و مرد بود که در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم.

ب ـ تفاوت های بین زن و مرد
با وجود مطالبی که در مورد تساوی زن و مرد گذشت، نمی توان تفاوت های موجود میان زن و مرد را منکر شد، تفاوت هایی که زن و مرد را از یکدیگر متمایز می سازد و همین تفاوت هاست که باعث تفاوت در حقوق و وظایف زن و مرد می شود.
یادآوری: در مورد تفاوت های زن و مرد در مباحث قبلی مطالب مبسوطی بیان شد.
پی نوشت:
(1) نساء، 1.
(2) «ان المسلمين والمسلمات و المومنين و المومنات و القانتين و القانتات و الصادقين و الصادقات و الصابرين و الصابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين فروجهم و الحافظات و الذاکرين الله کثيرا و الذاکرات اعد الله لهم مغفره و اجراً عظيماً».
(3) تفسير نمونه، ج 17، ذيل آيه ي 35 سوره ي احزاب.
(4) مائده، 38: «والسارق والسارقه فاقطعوا ايديهما جزاء بما کسبا نکالا من الله والله عزيز حکيم».
(5) توبه، 68: «وعد الله المنافقين و المنافقات و الکفار نار جهنم خالدين فيها هي حسبهم و لعنهم الله و لهم عذاب مقيم».
(6) نساء، 124: «و من يعمل من الصالحات من ذکر او انثي و هو مومن فاولئک يدخلون الجنه و لا يظلمون نقيراً».
(7) نحل، 97: «من عمل صالحاً من ذکر او انثي و هو مومن فلنحيينه حياة طيبه و لنجزينهم اجرهم باحسن ما کانوا يعملون.
(8) غافر، 40: «من عمل سيئه فلا يجزي الا مثلها و من عمل صالحاً من ذکر او انثي و هو مومن فاولئک يدخلون الجنة يرزقون فيها بغير حساب».
(9) طه، 117.
(10) اعراف، 22.
(11) اعراف، 120.
(12) ميزان الحکمه، ج 6، ص 463.
(13) حجرات، 13.
منبع: رضایی اصفهانی، محمد علی؛ (1387) پرسش های قرآنی جوانان: روابط دختر و پسر، قم، ا نتشارات پژوهش های تفسیر و علوم، چاپ سوم.
Rasekhoon.net
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در صورت وجود ابهام در آراي ديوان و يا اشتباه و سهو قلم در تحرير احكام تصحيح راي چگونه انجام مي شود؟

پاسخ : 
به استناد ماده 38 آيين دادرسي ديوان عدالت اداري هر گاه در مفاد راي ديوان ابهام و اجمالي باشد يا در تحرير آنها اشتباه و سهو قلم پيش آمده باشد ديوان مي‌تواند راساًَ يا به درخواست ذينفع از راي رفع اجمال و ابهام كرده يا آنرا تصحيح نمايد. تصميم ديوان در اين مورد به طرفين ابلاغ مي شود و اعطاي رونوشت دادنامه بدون انضمام تصميم اصلاحي ديوان ممنوع است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
راي هيأت حل اختلاف مبتني بر بازگشت به كار كارگر اخراجي مي باشد به دليل شكايت كارفرما از راي نزد ديوان عدالت اداري، ديوان راي مرجع حل اختلاف را با اين استدلال كه كارگر شاكي در كار خود در كارگاه قصور داشته است نقض كرده و حكم به رسيدگي مجدد در هيأت حل اختلاف همعرض مي دهد. نحوه رسيدگي و صدور راي هيأت هم عرض چگونه بايد باشد؟

پاسخ : 
هر چند كه در ارتباط با تشخيص قصور كارگر و اعاده بكار و يا تأييد اخراج كه ماهيتاً در صلاحيت انحصاري رسيدگي مراجع حل اختلاف قانون كار است، اصولاً مراجع ياد شده مكلف به تبعيت از آراء صادره از شعب ديوان عدالت اداري نيستند و صرفاً با عنايت به صلاحيت شعب مزبور در رابطه با رسيدگي شكلي به شكايات از آراء قطعي مراجع حل اختلاف، مراجع اخير موظف به رعايت ضوابط و اصول شكلي رسيدگي موضوع آراء شعب ياد شده مي باشند، ليكن بهرحال چنانچه مرجع حل اختلاف در نهايت قصور مورد ادعاي كارفرما را احراز ننموده و حكم بر اعاده به كار كارگر صادر نمايند با عنايت به منتفي بودن آراء قبلي نقض شده، مكلف به محكوميت كارفرما به پرداخت تمامي حق السعي معوقه كارگر از تاريخ شروع تعليق (عدم ارجاع كار و پرداخت حق السعي به كارگر) تا تاريخ صدور راي در حق كارگر ذيربط خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در مواردي كه كارگر و يا كارفرما در خصوص رسيدگي به پرونده شكايت دارند آيا ديوان عدالت اداري مي تواند به عنوان مرجع رسيدگي كننده به اختلاف طرفين رسيدگي و اصدار راي نمايد؟

پاسخ : 
مستند به بند 2 ماده 11 قانون ديوان عدالت ادراي، رسيدگي ديوان به اعتراضات و شكايات از آراء و تصميمات قطعي مراجع حل اختلاف قانون كار منحصراً از حيث نقض قوانين و مقررات يا مخالفت با‌ آنها (رسيدگي شكلي) بوده و لذا رسيدگي ماهوي به شكايت كارگران و كارفرمايان از حوزه صلاحيت ديوان خارج مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه شعب ديوان عدالت اداري نسبت به آراي قطعي مراجع حل اختلاف ورود به رسيدگي ماهوي نموده و به اين اعتبار آنرا نقض كند نحوه رسيدگي در هيأت حل اختلاف هم عرض چگونه خواهد بود؟

پاسخ : 
آراء صادره از ديوان محترم عدالت اداري با عنايت به ماده11 قانون صرفاً در چهارچوب صلاحيت اين ديوان يعني رسيدگي به اشكالات شكلي آراء صادره از مراجع حل اختلاف مستقر در قانون كار معتبر بوده و در مواردي كه ديوان نسبت به ماهيت دعوي اظهارنظر كرده باشد مراجع حل اختلاف هم عرض در چهارچوب صلاحيت ذاتي و انحصاري خود مي توانند مبادرت به اصدار راي مقتضي در خصوص ماهيت دعوي با رعايت اشكالات شكلي مورد نظر در آراء ديوان بنمايند. ضمناً هر يك از آراء قطعي صادره از مراجع حل اختلاف قابل شكايت و رسيدگي در ديوان خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
عليرغم اينكه راي قطعي هيأت حل اختلاف در ديوان عدالت اداري نقض و حكم به طرح پرونده در هيأت هم عرض جهت رسيدگي مجدد صادر شده است هيأت حل اختلاف همعرض در صدور رأي خود به حكم نقض شده هيأت قبلي اشاره و استناد مي‌كند چه ايرادي به آن وارد مي شود؟

پاسخ : 
آراي قطعي مراجع حل اختلاف از تاريخ نقض در ديوان عدالت اداري موجوديت نداشته و از اين رو استناد به آن نيز موضوعيت پيدا نمي كند بنابراين متكي و مستند شدن راي هيأت حل اختلاف همعرض به راي نقض شده با موازين قانوني انطباق ندارد و اين هيأت بايد مستقلاً و فارغ از راي نقض شده به پرونده رسيدگي و به صدور راي قانوني اقدام نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
بعضاً واحدهاي دولتي كه قانوناً حق شكايت از آراي قطعي مراجع حل اختلاف قانون كار را نزد ديوان عدالت اداري ندارند در مراجع قضائي طرح دعوي مي نمايند آيا اين مراجع مي توانند ورود به رسيدگي به آراي قطعي مراجع حل اختلاف نمايند؟

پاسخ : 
راي شماره رديف 74/19 هيأت عمومي ديوان عالي كشور و آراي وحدت رويه شماره هاي 37، 38، 39 سال 1368 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري مشعر بر اين است كه شركتها و سازمانهاي دولتي حق اعتراض به آراء صادره از مراجع حل اختلاف قانون كار را ندارند و منحصراً معترضين غيردولتي در يك مرجع، آنهم ديوان عدالت اداري حق اعتراض دارند و لاغير، بدين ترتيب مراجع قضائي مجوزي براي رسيدگي مجدد به آراء صادره از سوي هيأتهاي تشخيص و حل اختلاف كه قانوناً قطعي و لازم‌الاجرا و غيرقابل اعتراض هستند را ندارند، اعلام نظر شماره 4509 مورخ 20/6/78 اداره كل حقوقي قوه قضائيه نيز بر اين امر تصريح دارد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ یک شنبه 18 تیر 1396  ] [ 4:01 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در كارهاي نوبتي اگر نوبت كار كارگر با روز تعطيل هفتگي تقارن يابد كارگران مزبور چگونه مي توانند از تعطيل مزبور استفاده نمايند؟

پاسخ : 
استفاده از تعطيل جمعه براي كليه مشمولين قانون كار از جمله كارگران نوبتي الزامي مي باشد لذا هر گاه كارگر نوبتكار كه در روز جمعه كار كند و بجاي آن از تعطيل روز ديگري در هفته استفاده نمايد بلحاظ عدم استفاده از تعطيل جمعه محق به دريافت 40% اضافه بر مزد موضوع قسمت اخير تبصره يك ماده 62 قانون مرقوم خواهد بود و در صورتي كه نوبت كاري وي با تعطيل رسمي مصادف شود معادل كار انجام شده را بصورت اضافه كار دريافت خواهد نمود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در مقررات كار ايران تعطيلات خاصي براي اقليت هاي مذهبي در نظر گرفته شده كه بتوانند به مراسم مذهبي خاص خود از قبيل عيد پاك و يا عيد كريسمس بپردازند؟

پاسخ : 
بر اساس مقررات قانون كار كه براي كليه كساني كه بر پايه كار تابع اشتغال به كار داشته و از مقررات استخدامي خاص تبعيت نمي كنند لازم الرعايه و لازم الاتباع مي باشد تعطيلات رسمي كارگري همان ايامي هستند كه در تقويم رسمي كشور به عنوان تعطيل شناخته شده و تنها امتياز كارگران بر ديگر مزد و حقوق بگيران استفاده از تعطيل روز جهاني كارگر (يازدهم ارديبهشت ماه هر سال) مي باشد لذا كارگراني كه از اقليت هاي ديني هستند نيز همانند ساير كارگران از تعطيلات رسمي كارگري بهره مند بوده و تعطيل خاصي براي آنها در مقررات پيش بيني نشده است. بديهي است چنانچه كارگران اقليت‌هاي ديني جهت شركت در مراسم مذهبي و اعياد خود مايل به استفاده از تعطيل در روز خاص باشند مي توانند از ايام مرخصي استحقاقي ساليانه خود براي اين منظور استفاده نمايند و در اين زمينه كارفرمايان نيز مساعدت لازم را معمول خواهند داشت.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا پرداخت مزد تعطيل هفتگي كارگري كه در طول هفته بيمار بوده و در نتيجه نتوانسته است سر كار حاضر شود با كارفرماست يا با سازمان تأمين اجتماعي؟

پاسخ : 
از آنجا كه مدت مرخصي استعلاجي كه به تأييد سازمان تأمين اجتماعي رسيده باشد به منزله روزهاي كاري مي باشد لذا پرداخت دستمزد روز تعطيل هفتگي به كارگري كه تمام يا ايامي از هفته را در استراحت پزشكي بوده است به عهده كارفرما مي‌باشد و سازمان تامين اجتماعي تنها مكلف به پرداخت غرامت مزد ايام بيماري كارگر خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در كارگاهي كه داراي تعطيلات تابستاني است تعدادي از كارگران بنا به ضرورت به كار خود در واحد ادامه مي دهند وضعيت اين قبيل كارگران در ارتباط با مرخصي و يا اضافه كاري به چه ترتيب خواهد بود؟

پاسخ : 
چنانچه تعطيلات تابستاني مورد نظر طبق توافق و يا بر اساس عرف معمول كارگاه بخشي از مرخصي استحقاقي سالانه موضوع ماده 64 قانون كار بوده باشد كار برخي از كاركنان متضمن اين معني است كه آنان مي بايد ايام ديگري از سال را از مرخصي استحقاقي خود استفاده نمايند بديهي است در صورتي كه تعطيلات تابستاني ياد شده جدا از مرخصي سالانه كارگران در نظر گرفته شده باشد چنانچه برخي از كارگران در اين مدت در كارگاه كار كرده باشند هر ساعت كار آنها در اين ايام يك ساعت كار اضافي موضوع ماده 59 قانون كار بوده و كارفرما مكلف به پرداخت فوق العاده مربوطه در حق آنان خواهد بود
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مي توان تعطيل هفتگي جمعه را بدون توافق كارگر به روز معين ديگري در هفته انتقال داد؟

پاسخ : 
تعطيل يك روز معين در هفته به عنوان تعطيل هفتگي در همه حال و بدون هيچ استثنايي اجباري بوده و اين تعطيل علي الاصول در روز “جمعه” خواهد بود و تغيير آن به روز ديگري در هفته چنانچه در امور مربوط به خدمات عمومي نبوده و نوع و يا ضرورت كار نيز آنرا ايجاب نكند (كه در صورت بروز اختلاف در اين زمينه حل آن با مراجع حل اختلاف مي باشد) صرفاً با توافق طرفين امكان پذير است.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا كارگر مي تواند با كارفرما براي انجام كار در روز جمعه بدون تعطيل يك روز ديگري از هفته موافقت داشته باشد؟

پاسخ : 
استفاده از تعطيل هفتگي در هر حال براي كليه كارگران مشمول قانون كار اجباري بوده و به كارگيري كارگران حتي با جلب رضايت و توافق كتبي آنها و يا در شرايط استثنايي و اضطراري در روز تعطيل هفتگي بر خلاف حكم صريح قانون خواهد بود. بديهي است چنانچه به دلايل مورد اشاره در ماده 62 قانون كار، كارگر در روز جمعه اشتغال به كار داشته باشد، حتي در موارد خاص و بطور موردي- ترتيب مقرر در تبصره يك ماده ياد شده الزامي مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا كارفرما مجاز به ارجاع كار اضافي به كارگراني كه كارشان سخت و زيان آور شناخته شده است مي باشد؟ با جلب موافقت خود كارگران چطور؟

پاسخ : 
ماده 61 قانون كار كه به موجب آن ارجاع كار اضافي به كارگراني كه كارهاي خطرناك و سخت وزيان آور انجام مي دهند ممنوع شناخته شده است از جمله مواد آمره اين قانون است كه تخلف از آن ضمانت اجراي تبصره مقرر در ماده 176 را موجب خواهد شد و اين ممنوعيت با توجه به ماهيت كارهاي سخت و زيان آور و صيانت از نيروي كار كاملاً منطقي بوده و همواره بر رعايت آن تأكيد مي شود نياز به پرسنل نيز ارجاع كار اضافي به كارگران را كه كارشان سخت و زيان آور است توجيه نمي كند و هر گونه توافق براي انجام كار اضافي در كارهاي سخت و زيان آور با عنايت به آمره بودن قاعده فاقد اعتبار خواهد بود ضمناً راه حل مورد قبول براي مرتفع ساختن كمبود پرسنل بكارگيري نيروي كار مورد نياز بجاي ارجاع اضافه كاري به كارگراني است كه در كارهاي سخت و زيان آور كار مي كنند
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در كارگاهي از سالها پيش رويه بر اين جاري است كه براي كليه كارگران در ازاي هر ساعتي كه اضافه كار انجام مي دهند دو برابر منظور و با محاسبه 40% فوق العاده پرداخت مي شود آيا كارفرما مجاز به تغيير اين شيوه محاسبه خواهد بود؟

پاسخ : 
دو برابر منظور نمودن اضافه كاري انجام شده كه از بدو تأسيس كارگاه و يا با موافقت بعدي بطور مستمر پرداخت گرديده است با رعايت سقف 4 ساعت انجام اضافه كاري در روز جزء شرايط كار كارگران محسوب مي گردد و به دليل استفاده كليه كارگران از امتياز دو برابر منظور داشتن اضافه كاري انجام شده، قطع آن از مصاديق تغيير عمده در شرايط كار موضوع ماده 26 قانون كار تلقي و براي تغيير آن بايد حكم اين ماده رعايت گردد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا بر اساس تبصره ماده 59 قانون كار كارفرما مي تواند هر روز بيش از 4 ساعت اضافه كاري به كارگران ارجاع نمايد؟

پاسخ : 
تجويز تبصره ماده 59 قانون كار براي انجام اضافه كاري بيش از 4 ساعت در روز صرفاً جهت موارد استثنايي بوده و نمي توان آن را به قاعده اي تبديل نمود كه بر اساس آن كارگر، هر روز مجاز به انجام اضافه كاري بيش از 4 ساعت باشد و البته چنانكه نياز كارفرما به نحوي باشد كه كارگر الزاماً مي بايست همه روزه بيش از چهار ساعت كار اضافي انجام دهد كار فرما مي تواند نياز خود را به پرسنل از بين نيروهائي كه استخدام خواهد كرد تأمين نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در واحدهايي كه هر ماهه مبلغي تحت عنوان اضافه كار مقطوع به كارگران داده مي شود آيا اين پرداختي از اجزاء مزد تلقي و در محاسبه سنوات خدمت و عيدي و پاداش و... به حساب مي آيد؟

پاسخ : 
چنانچه مبالغي كه به عنوان اضافه كاري پرداخت مي شوند بدون ارتباط با ميزان توليد و خدمات ارائه شده از سوي كارگران مربوط و بدون نياز به تأييد سرپرست كارگران، مبني بر انجام كار اضافه توسط كارگران مزبور، پرداخت شده باشد در حكم بخشي از مزد كارگران بوده و در صورت عدم ثابت بودن مبالغ پرداختي در ماههاي مختلف متوسط مبالغ پرداختي در شش ماه گذشته بايد به كارگران ذيربط پرداخت شود بديهي است چنانچه بر خلاف ترتيبات ياد شده پرداخت اضافه كاري در هر ماه نياز به تأييد مدير يا رئيس قسمت و يا سرپرست كارگران داشته و يا به ميزان توليد آنها مرتبط باشد مبالغ پرداختي اضافه كار موضوع ماده 59 قانون كار خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در واحدهايي كه به كارگران ماهانه اضافه كار مقطوع داده مي شود ولي اين پرداخت ها در مقابل انجام كار صورت مي گيرد آيا وجوه پرداختي از اين بابت در محاسبه سنوات خدمت و ساير مزايا منظور خواهد شد؟

پاسخ : 
آن نوع پرداختهاي راجع به اضافه كاري كه در مقابل انجام كار به كارگران داده مي شود گرچه اين پرداخت ها بصورت ثابت و مقطوع نيز صورت گيرد قواعد مربوط به آن همان است كه در ماده 59 قانون كار پيش بيني شده است به اين لحاظ پرداخت مزبور جزء مزد نبوده و در محاسبه سنوات خدمت نيز منظور نمي گردد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در برخي از كارگاههاي داراي طرح طبقه بندي مشاغل مصوب وزارت كار با نظر اين وزارتخانه و بر اساس اجازه تبصره 2 ماده 19 دستور العمل اجراي طرح طبقه بندي، تعدادي از كارگران مبلغي علاوه بر مزد گروه و پايه خود دريافت مي دارند آيا اين مبلغ در زمان محاسبه فوق العاده اضافه كاري با مزد گروه و پايه جمع مي شود يا خير؟

پاسخ : 
در اجراي بند «ب» ماده 59 قانون كار مبناي احتساب اضافه كار «مزد» كارگر بوده و از طرفي در كارگاههائي كه طرح طبقه بندي مشاغل به مرحله اجرا در آمده است با عنايت به تبصره 2 ماده 36 قانون مرقوم مزد گروه و پايه مبناي محاسبه هر گونه مزايا خواهد بود. لذا احتساب فوق العاده هاي موضوع تبصره 2 ماده 19دستورالعمل اجرايي طرح طبقه بندي مشاغل و يا اصولاً هر نوع پرداخت ديگري در محاسبه اضافه كاري وفق مقررات نخواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مزايايي مانند فوق العاده نوبت كاري و يا شب كاري جزء مزد مأخذ محاسبه فوق العاده اضافه كاري بايد به حساب آورده شود؟

پاسخ : 
ملاك محاسبه مزد ساعات اضافه كاري همان مزد ثابت يا مزد مبناي موضوع ماده 36 قانون كار بوده و لذا مزايايي مانند حق نوبتكاري، شبكاري و تفاوت تطبيق و نظائر آن كه در ارتباط با شغل پرداخت نمي گردد در محاسبه اضافه كاري منظور نخواهد شد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا كمك هزينه هائي كه در كارگاه به كارگران پرداخت مي شود مانند كمك هزينه مسكن و يا عائله مندي بايد در مزد مأخذ محاسبه فوق العاده اضافه كاري به حساب آيد؟

پاسخ : 
كمك هزينه هاي مسكن، خواربار، كمك عائله مندي و بن كارگري در زمره مزاياي ثابت پرداختي به تبع شغل، مذكور در ماده 36 قانون كار نبوده و لذا در محاسبه نرخ اضافه كاري جزء مزد منظور نمي شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا سختي كار، مزاياي سرپرستي و امثالهم در هنگام محاسبه فوق العاده اضافه كاري بايد جزء مزد ماخذ محاسبه لحاظ شود؟

پاسخ : 
با توجه به تبصره يك ماده 36 قانون كار مزايايي از قبيل سختي كار، مزاياي سرپرستي و فوق العاده شغل كه به تبع شغل و براي ترميم مزد در ساعات عادي كار پرداخت مي شود جزء مزد ثابت محسوب شده و لذا مبناي محاسبه اضافه كاري نيز منظور خواهد شد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا كار اضافي كارگراني كه روز جمعه طبق توافق بعمل آمده با كارفرما روز كار آنها بوده و بجاي آن از يك روز ديگر به عنوان تعطيل هفتگي استفاده مي كنند در روز جمعه و غير جمعه به لحاظ ميزان فوق العاده تفاوت دارد؟

پاسخ : 
كارگراني كه در اجراي تبصره يك ماده 62 قانون كار بجاي روز جمعه از روز معين و مستمر ديگري در هفته بعنوان تعطيل هفتگي استفاده مي نمايند مزد روز جمعه آنان 40% اضافه بر مزد روزهاي ديگر هفته خواهد بود و در اين مورد استثنايي بين كارگران نوبتي و غير نوبتي پيش بيني نشده است . لهذا چنانچه اين قبيل كارگران در روز جمعه ( كه در اين حال جزء روز كار عادي آنها تلقي مي شود) اضافه بر ساعات عادي روزانه كار كرده باشند 40% فوق الذكر نيز جزء مزد ماخذ محاسبه فوق العاده اضافه كاري منظور خواهد گرديد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
گاهي لازم است كارگران نوبت كاري كه كار عادي آنها در شيفت هاي صبح يا عصر است بصورت اضافه كاري در شيفت شب كار كنند ميزان فوق العاده يي كه بايد به آنها پرداخت شود چقدر است؟

پاسخ : 
در مواردي كه بنا به ضرورت و در موارد خاص از كارگران نوبت كاري كه بطور عادي در نوبت هاي صبح و عصر انجام وظيفه مي نمايند براي انجام كار اضافي در شب دعوت بعمل مي آيد كارگران مذكور علاوه بر فوق العاده اضافه كاري استحقاق استفاده از فوق العاده كار در شب يعني (35%+40%) را نيز خواهند داشت. 
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در برخي مواقع ضرورت دارد كارگر روز كار در ساعات شب بصورت اضافه كاري بكار ادامه دهد آيا در ميزان فوق العاده دريافتي او تغييري داده مي شود يا همان فوق العاده اضافه كاري در ساعات روز را دريافت مي دارد؟

پاسخ : 
كارگران غير نوبت كار كه ساعات اضافه كاري آنها در فاصله ساعات 22 شب تا 6 بامداد واقع شود علاوه بر 40 درصد فوق العاده مربوط به اضافه كاري، استحقاق دريافت 35% مربوط به كار شب را نيز خواهند داشت به اين ترتيب كارگران غير نوبتكار براي هر ساعت اضافه كاري در شب در مجموع 75% علاوه بر مزد آن ساعت دريافت مي دارند
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
فوق العاده اضافه كاري در كارگاههائي كه مزد كارگران ماهانه پرداخت مي شود چگونه محاسبه مي گردد؟

پاسخ : 
نحوه محاسبه اضافه كاري:
مزد روزانه = 30 : حقوق ماهانه
مزد يك ساعت كار عادي=7ساعت و 20 دقيقه : مزد روزانه
مزد يك ساعت اضافه كاري=40% مزد يك ساعت كار عادي + مزد يك ساعت كار عادي
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در مواردي كه كارگر تأخير ورود به كارگاه يا تعجيل خروج دارد آيا مي توان كسر ساعات كار را با ساعات اضافه كاري كارگر تهاتر نمود.

پاسخ : 
چون دستمزد يك ساعت اضافه كاري 40 درصد بيشتر از دستمزد يكساعت كار عادي مي باشد لذا قابل تهاتر با ساعات تأخير نبوده و بايد هر كدام از اين دو مورد جدا گانه محاسبه گردد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تعدادي از كارگران كارگاهي كه جهت ارتقاء سطح مهارت در يك مركز كار آموزي به تحصيل مشغولند مدعي هستند از آنجا كه ساعات تحصيل روزانه آنها بيش از ساعات كاري است كه در كارگاه داشته اند كارفرما بايد براي ساعات اضافي به آنان فوق العاده اضافه كاري پرداخت كند تكليف كارفرما چيست؟

پاسخ : 
چنانچه شركت كارگران در مراكز آموزش فني و حرفه اي و يا ساير مراكز كه به منظور گذراندن دوره هاي مربوط انجام مي شود بنا به ميل و درخواست خود كارگران صورت گرفته باشد پرداخت اضافه كاري در ساعات مازاد بر 7 ساعت و 20 دقيقه حضور در كلاسهاي آموزشي مورد پيدا نمي كند مگر اينكه در زمينه اين پرداختها قبلاً بين طرفين توافق بعمل آمده باشد بديهي است در صورتي كه گذراندن دوره ها در مراكز مذكور از سوي كارفرما به كارگران تكليف شده باشد در اين صورت حضور مازاد بر ساعات كار قانوني در كلاسهاي آموزشي اضافه كاري تلقي و با رعايت ماده 59 قانون كار قابل احتساب خواهد بود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در صورت توافق كارگر و كارفرما آيا انجام كار در روز جمعه بدون تعطيل يك روز معين در هفته اشكال دارد يا خير؟

پاسخ : 
با توجه به ماده 62 قانون كار تعطيل يك روز معين و مستمر در هفته بعنوان تعطيل هفتگي كارگران اجباري بوده و انجام كار و نيز اضافه كاري در اين روز حتي با توافق طرفين بر خلاف مقررات و ممنوعيت خواهد داشت . به اين ترتيب انجام كار در روز جمعه منوط به تعطيل يك روز معين ديگر در هفته مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با توجه به ماده 61 قانون كار آيا ارجاع كار اضافي به كارگراني كه كار مختلط دارند نيز ممنوع مي باشد؟

پاسخ : 
ارجاع كار اضافي به كارگران ( اعم از نوبت كار و يا غير نوبتكار ) كه تمام و يا بيش از نيمي از ساعات كار آنها در فاصله 22 تا 6 بامداد قرار مي گيرد مستند به ماده 61 قانون كار ممنوع است. توضيح اينكه مطابق ماده 61 قانون كار ارجاع كار اضافي به كارگراني كه كار شبانه يا كارهاي خطرناك و سخت و زيان آور انجام مي دهند ممنوع مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا كارگراني كه سن آنها از هيجده سال تمام كمتر است مجاز به انجام كار اضافي مي باشند؟

پاسخ : 
در اجراي ماده 83 قانون كار ارجاع هر نوع كار اضافي به كارگران نوجوان حتي با توافق آنان ممنوع مي باشد با متخلفين از اين ماده برابر ماده 176 قانون مرقوم رفتار خواهد شد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در مورد كارگراني كه با ميل و اختيار خود و بر اساس توافق با كارفرما اضافه كاري مي كنند نيز كارفرما بايد موضوع اضافه كاري را ظرف 48 ساعت به اداره كار محل اطلاع دهد؟

پاسخ : 
مقررات موضوع ماده 60 قانون كار اصولاً در ارتباط با اختيارات كارفرمايان در زمينه الزام كارگران به انجام اضافه كار بوده و به حالاتي كه كارگران بر اساس توافق و بنا به تمايل خود به اضافه كاري اشتغال ورزند تسري نخواهند داشت . بديهي است در صورتي كه كارگران بر خلاف تمايل خود صرفاً با تشخيص كارفرما وادار به انجام كار اضافي شوند به تصريح تبصره يك ماده مرقوم كارفرما مكلف است در هر مورد حداكثر ظرف 48 ساعت موضوع را به اداره كار و امور اجتماعي اطلاع دهد تا با عنايت به بندهاي الف و ب ماده مذكور در زمينه ضرورت كار اضافي و تعيين مدت آن اتخاذ تصميم بعمل آيد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تأييد ضرورت ارجاع كار اضافي اجباري به كارگران و تعيين مدت آن با چه مرجعي است؟

پاسخ : 
در صورت ارجاع كار اضافي موضوع ماده 60 قانون كار، كارفرما مكلف است حداكثر 48 ساعت پس از پايان اولين روز كار مراتب را به اداره كار و امور اجتماعي محل اطلاع دهد تا واحد كار و امور اجتماعي ضرورت كار اضافي و مدت آنرا تعيين نمايد
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تأييد ضرورت ارجاع كار اضافي اجباري به كارگران و تعيين مدت آن با چه مرجعي است؟

پاسخ : 
در صورت ارجاع كار اضافي موضوع ماده 60 قانون كار، كارفرما مكلف است حداكثر 48 ساعت پس از پايان اولين روز كار مراتب را به اداره كار و امور اجتماعي محل اطلاع دهد تا واحد كار و امور اجتماعي ضرورت كار اضافي و مدت آنرا تعيين نمايد
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا نحوه محاسبه اضافه كاري بر مبناي مزد ماهانه تقسيم بر 192 ساعت صحيح مي باشد در اين صورت با توجه به اينكه اين شيوه محاسبه متضمن امتياز بيشتري براي كارگران است آيا كارفرما مجاز به تغيير آن مي باشد؟

پاسخ : 
رويه معمول و مورد عمل در كارگاههاي مشمول قانون كار براي محاسبه اضافه كاري بر اساس تقسيم مزد ماهانه به 30 روز و تقسيم مزد روزانه به 7 ساعت و 20 دقيقه انجام مي شود كه با اضافه كردن 40% به مزد يك ساعت كار عادي، مزد يك ساعت اضافه كاري محاسبه خواهد شد با وجود اين از آنجا كه ملاك محاسبه اضافه كاري بر مبناي مزد ماهانه تقسيم بر 192 ساعت امتياز بيشتري را براي كارگران متضمن مي باشد به اين لحاظ ترتيب اجراي آن مخالفتي با قانون نداشته و با توجه به استمرار آن و ايجاد حق مكتسبه اي براي كارگران ذينفع تكليف به ادامه اجراي آن خواهد بود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه در قرارداد كار كارگر متعهد شده باشد روزانه مدتي مثلاً 4 ساعت اضافه كاري داشته باشد آيا مي تواند از انجام تعهد خودداري نمايد؟

پاسخ : 
نظر به اينكه شرط انجام اضافه كاري توسط كارگر در قرارداد از جمله شرايط غير نافذ بشمار مي رود لذا شرط مزبور بلااثر بوده و ايجاد هيچ نوع تعهدي براي طرفين قرارداد كار نمي نمايد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
منظور از اضافه كار چيست؟ و كارگر براي اضافه كاري استحقاق چه مزايائي را خواهد داشت و در صورت تقارن آن با روزهاي تعطيل رسمي چگونه عمل مي شود؟

پاسخ : 
ارجاع كار اضافه بر ساعات كار عادي ( 44 ساعت در هفته براي كارگران غير نوبتكار و 176 ساعت در چهار هفته متوالي براي كارگران نوبت كار) اضافه كار بوده و نحوه محاسبه فوق العاده مربوط و ديگر شرايط آن تابع مقررات موضوع مواد 59 و60 قانون كار خواهد بود . بديهي است در صورت تقارن هر يك از روزهاي تعطيل رسمي با روزهاي كار، به ازاي هر روز تعطيل رسمي معادل يك ششم ساعات كار عادي هفتگي ( براي كارگران غير نوبتي) و يك بيست و چهارم كار عادي در چهار هفته متوالي ( براي كارگران نوبتي) از ساعات عادي كار كارگر كسر و مازاد بر ساعات باقي مانده اضافه كار خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا رعايت 7 ساعت و 20 دقيقه كار براي تمام روزهاي هفته الزامي است و يا مي توان در بعضي از روزهاي هفته كمتر از 7 ساعت و 20 دقيقه و در بعضي ديگر از روزها بيشتر كار كرد ؟

پاسخ : 
در مقررات قانون كار پيش بيني تقسيم كار به ميزان مساوي بين ايام هفته بعمل نيامده است و تنها در قسمت اخير ماده 51 اين قانون سقف ساعات كار روزانه كارگران بجز موارد مستثني شده در قانون هشت ساعت تعيين گرديده است . لكن در تبصره يك ماده مذكور به طرفين( كارفرما و كارگران و يا نمايندگان آنها ) اجازه داده شده است كه در صورت توافق ساعت كار را در بعضي از روزهاي هفته كمتر و در ديگر روزها اضافه بر هشت ساعت ياد شده تعيين نمايند مشروط بر اينكه مجموع ساعات كار در هفته از 44 ساعت تجاوز ننمايد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با توجه به تبصره ماده 69 قانون كار چنانچه در خصوص تنظيم جدول زماني استفاده از مرخصي كارگران بين كارفرما و تشكل كارگري اختلاف باشد راه حل قضيه چگونه مي باشد؟

پاسخ : 
تبصره ماده 69 قانون كار تنظيم جدول زماني استفاده از مرخصي كارگران در مورد كارهاي پيوسته(زنجيره اي) و تمامي كارهائيكه همواره حضور حداقل معيني از كارگران در روزهاي كار را اقتضا مي نمايد از تكليف كارفرما شناخته است كه بايد ظرف 3 ماهه آخر هر سال براي سال بعد تنظيم و پس از تأييد شوراي اسلامي يا انجمن صنفي يا نماينده كارگران اعلام نمايد و در اين زمينه چنانچه بين مديريت و تشكل كارگري مربوط در خصوص جدول زماني استفاده از مرخصي كارگران اختلاف وجود داشته باشد حكم ماده 69 قانون كار معتبر و لازم الاجرا خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با توجه به مقررات قانون كار، ساعت كار در ماه چند ساعت مي باشد؟ آيا تعيين ميزان ثابت ساعت كار براي تمام ماههاي سال امكان پذير است؟

پاسخ : 
در مقررات قانون كار ساعات كار ماهانه پيش بيني نگرديده ولي مستفاد از مواد 51 و57 اين قانون ساعات كار حداكثر 44 ساعت در هفته يا در مورد كارگران نوبتكار 176 ساعت در چهار هفته متوالي مي باشد بديهي است در ازاي هر روز تعطيل رسمي، ساعات كار هفته به ميزان 7 ساعت و 20 دقيقه از 44 ساعت مزبور كمتر خواهد بود ضمناً با توجه به تفاوت تعداد روزهاي كار در ماههاي مختلف، تعيين ساعات كار معين به عنوان ساعات كار ماهانه مقدور نمي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
وضعيت كارگراني كه 24 ساعت كار و 24 ساعت متوالي استراحت مي كنند به لحاظ مقررات قانون كار چگونه است و مرخصي استحقاقي آنها چگونه محاسبه مي شود؟

پاسخ : 
كارگراني كه حسب توافق بعمل آمده 24 ساعت كار و 24 ساعت استراحت مي كنند نحوه انجام كار آنان از مصاديق كار مختلط موضوع ماده 53 قانون كار بوده و به اين قبيل كارگران مستند به ماده 58 قانون مرقوم براي هر ساعت كار در شب 35 درصد اضافه بر مزد ساعت كار عادي تعلق مي گيرد. ضمناً مازاد بر انجام 44 ساعت كار در هفته آنان اضافه كار محسوب و فوق العاده مربوط با رعايت ماده 59 قانون كار محاسبه و پرداخت خواهد شد . متذكر مي گردد حكم ماده 62 قانون كار در زمينه اجباري بودن تعطيل يك روز معين در هفته نسبت به كارگران ياد شده نيز جاري مي باشد . بديهي است مرخصي استحقاقي سالانه كارگران فوق الذكر به ميزان مقرر در ماده 64 قانون كار است كه حسب ساعات استفاده شده محاسبه و قابل تبديل به روز( 7 ساعت و 20 دقيقه ) خواهد بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا اوقاتي كه قبل از شروع كار و پس از خاتمه آن صرف استحمام و تعويض لباس مي گردد جزء ساعات كار كارگر محسوب مي شود؟

پاسخ : 
چنانچه انجام وظايف شغلي عرفاً مستلزم استحمام و تعويض لباس باشد اوقات مصروفه براي اين منظور جزء ساعات كار كارگر محسوب مي گردد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا اوقات صرف غذا و استراحت جزء ساعات كار كارگر محسوب مي شود؟

پاسخ : 
به تصريح ماده 51 قانون كار، ساعات كار مدت زماني است كه كارگر نيرو يا وقت خود را به منظور انجام كار در اختيار كارفرما قرار مي دهد . لذا قانوناً اوقات صرف غذا و استراحت جزء ساعت كار محسوب نخواهد شد. بديهي است چنانچه بر اساس عرف و روال كارگاه از قبل اوقات مذكور جزء ساعت كار محسوب مي گرديده، عرف و رويه مذكور كماكان معتبر خواهد بود . ضمناً در اجراي ماده 150قانون مرقوم در ماه مبارك رمضان كارفرما مكلف است مدتي از اوقات كار را براي اداي فريضه نماز و صرف افطار يا سحري اختصاص دهد
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در قانون كار مقررات خاصي براي ساعات كار كارگراني كه در مغازه ها و موسسات تجاري كار مي كنند پيش بيني نشده است؟

پاسخ : 
ساعات كار كارگران شاغل در مغازه هاو موسسات تجاري نيز همان 44 ساعت كار هفتگي مقرر در ماده 51 قانون كار مي باشد كه زمان انجام آن در هر مورد با توجه به نوع فعاليت و رويه گذشته و بر حسب توافق في ما بين كارگر و كارفرما تنظيم مي گردد و انجام كار اضافي نيز حداكثر به ميزان روزي 4 ساعت مگر در موارد استثنايي با توافق طرفين مجاز مي باشد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در كارگاهي ساعات كار هفتگي عرفاً چهل ساعت است كارفرما تحت اين عنوان كه ميزان ساعات كار در قانون چهل و چهار ساعت تعيين شده مي خواهد ساعات كار كارگاه را افزايش دهد آيا قانوناً حق چنين افزايشي را دارد؟

پاسخ : 
به استناد مفهوم مخالف ماده 8 قانون كار و نظر به اينكه حقوق و مزاياي مقرر در اين قانون اصولاً حداقل حقوق و مزاياي متعلقه به كارگران بوده و توافق هاي حاصله في مابين كارگران و كارفرما كه مزايايي كمتر از امتيازات مقرر در قانون كار منظور ننموده باشد براي طرفين لازم الاجرا خواهند بود لذا رويه و عرف موجود در كارگاه مبني بر تعيين ساعات عادي كار به ميزان كمتر از 44 ساعت در هفته بلا اشكال بوده و طرفين ملزم به رعايت رويه و عرف مزبور هستند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در كارگاهي روز پنجشنبه تعطيل توافقي اعلام شده است و كارگران كار روز پنجشنبه را در پنج روز اول هفته انجام مي دهند حال اگر تعطيلات رسمي با پنج روز اول هفته مصادف شود و يا وقتي كارگر هر يك از اين روزها را از مرخصي استحقاقي استفاده مي كند طلب كارفرما از كارگر به چه ميزان است؟

پاسخ : 
كارگراني كه برابر توافق بعمل آمده با كارفرما روز پنجشنبه را تعطيل و كار اين روز را در ساير روزهاي هفته انجام مي دهند براي هر روزي كه از مرخصي استحقاقي استفاده مي كنند 7 ساعت و 20 دقيقه به اضافه قسمتي از ساعت كار روز پنجشنبه كه در آن روز انجام شده است به حساب مرخصي آنان منظور خواهد شد و همچنين وقتي تعطيلات رسمي با 5 روز اول هفته مصادف مي شود از آنجا كه تعطيل رسمي براي 7 ساعت و 20دقيقه لحاظ مي شود بنابراين مازاد بر 7 ساعت و 20 دقيقه به حساب بدهي كارگر به كارفرما گذاشته مي شود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چنانچه با توجه به توافق بعمل آمده، در كارگاهي روز پنجشنبه تعطيل توافقي اعلام و كار پنجشنبه در 5 روز اول هفته انجام شود در صورت برخورد تعطيلات رسمي با تعطيل توافقي چه نوع حقي براي كارگران ايجاد مي شود؟

پاسخ : 
اگر بر اساس توافق بعمل آمده، روز پنجشنبه تعطيل توافقي اعلام و كار اين روز در ساير روزهاي هفته انجام شود در صورت برخورد تعطيل توافقي روز پنجشنبه با تعطيل رسمي، از آنجا كه كارگران كار روز پنجشنبه را در پنج روز اول هفته انجام داده اند از اين رو استحقاق 7 ساعت و 20 دقيقه اضافه كاري از بابت فوق را پيدا مي كنند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
ميزان فوق العاده اي كه براي كار در ايام تعطيل رسمي بايد پرداخت شود چقدر است؟

پاسخ : 
كار در روز تعطيل رسمي از همان ساعت اول بعنوان اضافه كار تلقي و براي هر ساعت آن فوق العاده يي معادل 40% اضافه بر مزد هر ساعت كار عادي بايد پرداخت شود . بديهي است چنانچه بر اساس عرف و روال كارگاه فوق العاده اضافه كار پرداختي در روز هاي تعطيل رسمي بيش از ميزان اخيرالذكر بوده باشد، عرف و روال مذكور كماكان معتبر و لازم الرعايه مي باشد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري به موجب يك فقره قرارداد يكساله بكار گرفته شده و ساعت كار در آن با مزد مشخص 7 ساعت و 20 دقيقه قيد گرديده است اما كارگر عملاً حدود 3 ماه از قرارداد را روزي 6 ساعت كار كرده و بعد از آن كارفرما از وي خواسته در زمينه ساعت كار مطابق قرارداد عمل كند تكليف چيست؟

پاسخ : 
در هر حال طرفين ملزم به اجراي تعهدات قراردادي خود خواهند بود به اين لحاظ هر چند شرط پيش بيني شده در قرارداد كار كه متضمن 44 ساعت كار در هفته براي مدتي اجرا نشده و عملاً كارگر كمتر از 7 ساعت و 20 دقيقه در روز كار كرده باشد اعتبار شرط در طول اعتبار قرارداد زايل نمي شود و تعهد به اجراي آن كماكان براي كارگر باقي مي ماند.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در كارگاهي از بدو تأسيس ساعت كار از 7 صبح تا 3 بعدازظهر بوده است آيا كارفرما مجار به تغيير و انتقال آن از ساعات صبح به ساعات عصر مثلاً بعدازظهر تا 11 شب و يا از 11 شب تا 7 صبح خواهد بود؟

پاسخ : 
وقتي در بدو تأسيس و شروع فعاليت كارگاه انجام كار مثلاً براي ساعات صبح تنظيم و مورد موافقت قرار مي گيرد تغييرات بعدي در شروع و خاتمه ساعت كار نيز به توافق كارگران و كارفرما مربوط مي شود به ويژه زماني كه اين تغيير به صورت انتقال ساعات كار از صبح به عصر و يا شب و يا بالعكس صورت گيرد البته چنانچه كارفرما توجيه كافي براي تغيير ساعت كار در كارگاه داشته باشد مي تواند مطابق ماده 26 قانون كار اقدام نمايد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در يكي از واحدهاي كارگري ساعت كار از بدو فعاليت كارگاه، هفته اي 40 ساعت بوده است و كارفرما تصميم به افزايش آن تا ميزان ساعت كار قانوني يعني 44 ساعت در هفته را دارد آيا مجاز به اين كار خواهد بود ؟

پاسخ : 
ساعت كاري كه در ماده 51 قانون كار پيش بيني شده است حداكثر ساعات كار قانوني روزانه مي باشد حال چنانچه كارگاهي در بدو تأسيس و شروع فعاليت كارگاه و يا بعد از آن اقدام به تعيين ساعت كار به ميزان كمتر از ساعت كار قانوني نموده باشد اين امر مخالفتي با قانون نداشته و تداوم اجراي آن جزء شرايط كار كارگران محسوب مي گردد و تغيير آن نياز به جلب موافقت افراد ذينفع دارد مگر آنكه در گذشته به هنگام تقليل ساعت كار قيد موقت بودن اين كاهش شرط شده باشد كه شرطي نافذ و براي طرفين لازم الرعايه خواهد بود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
حداكثر ساعت كار روزانه به چه ميزان مي باشد؟

پاسخ : 
در قانون كار به استثناي كارگران موضوع ماده 56 قانون مزبور كه در مورد آنها ساعات كار در چهار هفته متوالي 176 ساعت تعيين شده، ساعات كار اصولاً بصورت هفتگي تعيين گرديده است – مواد 51 و52 قانون كار – به ميزان 36 ساعت براي كارگران شاغل در كارهاي سخت و زيان آور و زيرزميني و 44 ساعت براي ساير كارگران . يادآوري مي نمايد توزيع ساعات كار در روزهاي هفته با جلب توافق كارگران ذيربط از اختيارات كارفرما بوده و به جز كارگران شاغل در كارهاي سخت و زيان آور كه ساعات كار آنها نبايد از 6 ساعت در هر روز تجاوز نمايد در مورد ساير كارگران با عنايت به تبصره يك ماده 51 عملاً حداكثري براي ميزان ساعات كار روزانه، مشروط به جلب موافقت كارگر، در قانون كار در نظر گرفته نشده است بديهي است مازاد بر سقف هاي فوق الاشاره، ساعات كار انجام شده با در نظر گرفتن ممنوعيت موضوع ماده 61 و قيد «مگر در موارد استثنايي با توافق طرفين» در تبصره ماده 59 اضافه كار خواهد بود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در هنگام محاسبه و پرداخت عيدي و پاداش سالانه كارگر ، آيا مبالغي كه در طي سال به طور موردي به عنوان پاداش به وي پرداخت گرديده قابل تهاتر است ؟

پاسخ : 
نظر به اينكه كلمه "سالانه " در قانون مربوط به تعيين عيدي و پاداش سالانه كارگران شاغل در كارگاههاي مشمول قانون كار به مفهوم آنست كه پرداخت عيدي و پاداش بايد در آخر هر سال انجام گيرد لذا پاداشهاي نقدي و غير نقدي كه در طول سال به طور موردي پرداخت مي گردد هيچ گونه ارتباطي با پاداش آخر سال كاركنان ندارد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا پرداخت عيدي و پاداش به ميزان بيش از آنچه در قانون مصوب مجلس آمده است مجاز مي باشد ؟

پاسخ : 
صراحت قسمت آخر بند 2 لايحه قانوني تامين منافع كارگران مصوب 1359 شوراي انقلاب و ماده واحده قانون مربوط به تعيين عيدي و پاداش سالانه كارگران شاغل در كارگاههاي مشمول قانون كار مصوب 1370مجلس شوراي اسلامي ، پرداخت هرگونه وجهي از بابت عيدي و پاداش سالانه علاوه بر ميزانهاي مقرر در قوانين ياد شده را مجاز اعلام نمي دارد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در هنگام محاسبه و پرداخت عيدي و پاداش سالانه كارگر ، آيا مبالغي كه در طي سال به طور موردي به عنوان پاداش به وي پرداخت گرديده قابل تهاتر است ؟

پاسخ : 
نظر به اينكه كلمه "سالانه " در قانون مربوط به تعيين عيدي و پاداش سالانه كارگران شاغل در كارگاههاي مشمول قانون كار به مفهوم آنست كه پرداخت عيدي و پاداش بايد در آخر هر سال انجام گيرد لذا پاداشهاي نقدي و غير نقدي كه در طول سال به طور موردي پرداخت مي گردد هيچ گونه ارتباطي با پاداش آخر سال كاركنان ندارد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
عيدي و پاداش كارگراني كه در طول سال با كارفرما قطع رابطه مي كنند به چه ترتيب محاسبه مي شود ؟

پاسخ : 
كاركناني كه در طول سال از خدمت مستعفي ، اخراج ، بازنشسته و يا به نحوي از انحاء رابطه آنان با كارگاه قطع مي شود به نسبت مدت كاركرد محق به دريافت عيدي و پاداش سالانه خواهند بود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا دولتي يا خصوص بودن كارگاه و نوع فعاليت آن در ميزان عيدي و پاداش سالانه كارگران تاثيري دارد ؟

پاسخ : 
با توجه به ماده واحده قانون مربوط به تعيين عيدي و پاداش سالانه كارگران شاغل در كارگاههاي مشمول قانون كار مصوب مورخ 6/12/70 مجلس شوراي اسلامي ، كليه كارگران مشمول قانون كار صرفنظر از محل اشتغال و نوع كارگاه ( دولتي ، خصوصي ، تعاوني ، صنعتي ، كشاورزي و خدماتي ) به ميزان مقرر در مصوبه فوق از عيدي و پاداش سالانه برخوردار خواهند بود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
عيدي و پاداش كارگران بر چه مبنايي محاسبه مي شود ؟

پاسخ : 
مبناي محاسبه عيدي و پاداش سالانه كارگران در كارگاههايي كه طرح طبقه بندي مشاغل دارند مزد گروه و پايه يا مزد مبنا و در واحدهاي فاقد طرح طبقه بندي مزد ثابت يعني مزد شغل و مزاياي ثابت پرداختي به تبع شغل خواهد بود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در هنگام محاسبه عيدي و پاداش سالانه مدتي كه كارگر در مرخصي استعلاجي بوده نيز جزء سوابق وي منظور مي گردد ؟

پاسخ : 
بر اساس ماده 74 قانون كار مدت مرخصي استعلاجي كه به تاييد سازمان تامين اجتماعي رسيده باشد جزء سوابق كار كارگران محسوب مي شود لذا ايام مذكور مشمول پرداخت عيدي و پاداش سالانه نيز خواهد بود
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
عيدي و پاداش كارگراني كه به صورت ساعتي كار مي كنند بر چه مبنايي محاسبه مي گردد ؟

پاسخ : 
در مورد كاركنان ساعتي كه حقوق ماهانه ثابت نداشته و دستمزد آنان در ماه متغير مي باشد براي محاسبه عيدي و پاداش ، ميانگين حقوق 3ماه آخر خدمت آنان مبناي محاسبه قرار خواهد گرفت .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
عيدي و پاداش كارگران پاره وقت چگونه محاسبه مي شود ؟

پاسخ : 
بر اساس ماده 39 قانون كار مزد و مزاياي كارگراني كه به صورت نيمه وقت و يا كمتر از ساعات قانوني تعيين شده به كار اشتغال دارند به نسبت ساعات كار انجام يافته محاسبه و پرداخت مي شود كه عيدي و پاداش نيز از اين قاعده كلي مستثني نمي باشد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در يكي از واحدهاي كارگري كه كارفرما در پايان شش ماهه اول هر سال مبلغي از عيدي و پاداش آخر سال را به صورت علي الحساب به كارگران پرداخت مي نموده است امسال اعلام داشته كه به دليل مشكلات مالي قادر به پرداخت علي الحساب پايان شش ماهه اول نمي باشد تكليف مراجع حل اختلاف چيست ؟

پاسخ : 
در مقررات عيدي و پاداش مصوب سال 1370 مجلس شوراي اسلامي قانونگذار قيد زماني آخر سال براي پرداخت آن مقرر داشته است ولي بعضاً واحدهاي كارگري در پايان شش ماهه اول مبلغي را تحت عنوان علي الحساب عيدي و پاداش پرداخت مي نمايند كه در اين رابطه چنانچه با بررسي و تحقيق ادعاي كار فرما مبني بر عدم امكان پرداخت علي الحساب عيدي و پاداش به دليل مشكلات مالي احراز گردد الزام واحد به پرداخت آن با مفاد قانون عيدي و پاداش انطباق پيدا نمي كند .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
پرداخت عيدي و پاداش آخر سال به كارگران فصلي چگونه است ؟ كارگران كار مزدي چطور ؟

پاسخ : 
مبلغ پرداختي بابت عيدي و پاداش به كارگران كارگاههاي فصلي مشمول قانون كار و همچنين كارگران ساير كارگاههاي مشمول كه كمتر از يك سال در كارگاه كار كرده اند بايد بر ماخذ 60 روز و به نسبت ايام كاركرد در سال محاسبه گردد. ضمناً مزد مورد عمل در محاسبه وجوه عيدي و پاداش پايان سال به كارگران كار مزدي عبارت از متوسط كارمزد دريافتي آنان بر حسب مدت ايام كاركرد در سال مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چه اقلامي از پرداختهاي كارگاه در محاسبه عيدي و پاداش كارگران منظور مي گردد ؟

پاسخ : 
آنچه كه مبناي محاسبه و پرداخت عيدي و پاداش پايان سال كارگران مشمول قانون كار قرار مي گيرد مزد و فوق العاده هايي است كه كارگر به مناسبت اشتغال در شغل مربوط دريافت مي دارد به عبارت ديگر مزايايي كه افراد به نوعي در ارتباط با شغل دريافت مي كنند از اجزاء مزد محسوب مي گردد به اين معني فوق العاده شغل ، سختي كار و هر آنچه را كه به تبع شغل به كارگر داده مي شود جزء مزد منظور و الزاماً بايد در محاسبه عيدي و پاداش لحاظ گردد بديهي است صرفاً مزاياي رفاهي و انگيزه اي از قبيل كمك عائله مندي و كمك هزينه هاي مسكن ، خواروبار و بن و نيز پاداش افزايش توليد جزء مزد به حساب نيامده و در پرداخت عيدي و پاداش نيز لحاظ نخواهد شد
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با تصويب قانون نحوه پرداخت عيدي به كاركنان دولت مصوب 20/10/1374 آيا كارگران مشمول قانون كاركه در واحدهاي دولتي شاغل هستند حكم پرداخت دو ماه عيدي و پاداش كارگري در مورد آنان قابل اعمال نمي باشد ؟

پاسخ : 
قانونگذار با تصويب قانون نحوه پرداخت عيدي به كاركنان دولت مصوب 20/10/1374 اعتبار قانون تعيين عيدي و پاداش سالانه كارگران شاغل در كارگاههاي مشمول قانون كار مصوب 6/12/1370را لغو نكرده است بنابراين حكم تعيين عيدي معادل شصت روز آخرين مزد مشمولين قانون كار كماكان به قوت خود باقي است ضمناً كارگاه در قانون كار به اعتبار اشتغال كارگران در محل انجام كار تعريف مي شود به اين لحاظ دستگاههاي دولتي را در صورت داشتن كارگران مشمول قانون كار نمي توان مستثني از تعريف ماده 4 اين قانون دانست نتيجه اينكه كليه كارگران مشمول قانون كار اعم از اينكه در بخش خصوصي و يا دولتي شاغل باشند از دو ماه عيدي و پاداش آخر سال موضوع ماده واحده قانون اسفند 1370 مصوب مجلس شوراي اسلامي برخوردار خواهند بود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
ميزان عيدي و پاداش كارگران مشمول قانون كار ؟

پاسخ : 
به موجب ماده واحده قانون مربوط به تعيين عيدي و پاداش سالانه كارگران شاغل در كارگاههاي مشمول قانون كار مصوب 6/12/70 مجلس شوراي اسلامي ، كليه كارفرمايان مكلفند به هر يك از كارگران خود به نسبت يك سال كار معادل شصت روز آخرين مزد به عنوان عيدي و پاداش بپردازند ، مبلغ پرداختي از اين بابت به هر يك از كارگران نبايستي از معادل نود روز حداقل مزد روزانه قانوني تجاوز كند ضمناً بر طبق تبصره يك ماده واحده مذكور مبلغ پرداختي به كارگراني كه كمتر از يك سال در كارگاه كار كرده اند بايد به ماخذ شصت روز مزد و به نسبت ايام كاركرد در سال محاسبه گردد ، مبلغ پرداختي از اين بابت براي هر ماه نبايد از يك دوازدهم سقف تعيين شده موضوع ماده واحده اين قانون تجاوز نمايد . در كارگاههايي كه مطابق رويه جاري كارگاه بيش از مبلغ فوق پرداخت مي كنند برابر تبصره 2 ماده واحده فوق عرف كارگاه معتبر مي باشد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري جهت انجام مأموريت در ساعات صبح از تهران به شهرستان قم اعزام و در حوالي ظهر به تهران مراجعت كرده است آيا اين رفت و برگشت وي مأموريت تلقي مي شود و در اين صورت فوق العاده مأموريت وي بايد كامل پرداخت گردد يا خير؟

پاسخ : 
با توجه به تبصره ماده 46 قانون كار يكي از موارد اطلاق مأموريت موردي است كه كارگر براي انجام كار 50 كيلومتر از محل كارگاه اصلي دور شود بنابراين صرف دور شدن از محل كارگاه به ميزان 50 كيلومتر، مأموريت تحقق پيدا مي كند و در اين زمينه طول زمان رفت و برگشت در اطلاق مأموريت مورد شرط قرار نگرفته است بنابراين با تحقق مأموريت بشرح مذكور فوق العاده آن نيز بطور كامل پرداخت خواهد شد
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا كارگري كه از يك واحد كارگري در يك واحد كارگري يا سازمان مشمول مقررات خاص ديگر بصورت مأمور خدمت مي كند اين مورد را مي توان مأموريت موضوع ماده 46 قانون كار تلقي نمود؟

پاسخ : 
بجز مقرراتي كه در ماده 46 قانون كار آمده است پيش بيني ديگري در خصوص مأموريت و يا انتقال كارگران مشمول قانون كار بعمل نيامده است لذا مأموريت و يا انتقال كارگران به سازمانهاي ديگر اعم از واحدهاي مشمول قانون كار و يا مقررات استخدامي خاص بستگي تام به توافق كارگر و كارفرماي مربوط دارد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در مأموريت موضوع قانون كار، آيا كارفرما تكليف ديگري به غير از تأمين وسيله نقليه يا هزينه رفت و برگشت براي كارگران را دارد؟

پاسخ : 
در موضوع مأموريت كارگران مشمول قانون كار به جزء آنچه در ماده 46 اين قانون بابت فوق العاده و وسيله يا هزينه رفت و برگشت مقرر گرديده است مزاياي ديگري پيش بيني نشده و در اين زمينه در صورت نبودن رويه و عرف و روال در كارگاه، توافق طرفين ملاك عمل خواهد بود
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا براي مأموريت هاي نصف روز يا كمتر مقررات خاصي پيش بيني گرديده است؟

پاسخ : 
در مقررات قانون كار براي مأموريت نصف روز يا كمتر از يك روز ضوابط خاصي پيش بيني نشده است به اين ترتيب كساني كه در اجراي ماده 46 اين قانون به مأموريت اعزام مي شوند چنانچه مدت مأموريت آنان براي مثال بيشتر از يك روز طول بكشد ولي به دو روز نرسد ايام مأموريت اين افراد دو روز كامل محاسبه خواهد شد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
برابر تبصره ماده 46 قانون كار، مأموريت به موردي اطلاق مي شود كه كارگر براي انجام كار حداقل 50 كيلومتر از محل كارگاه اصلي دور شود و يا ناگزير باشد حداقل يك شب در محل مأموريت توقف نمايد. منظور از « محل كارگاه اصلي» مذكور در تبصره فوق؟

پاسخ : 
بر اساس ماده 46 قانون كار ملاك تشخيص حالت مأموريت دور شدن كارگر از «محل كارگاه اصلي» بوده و اين محل بنظر محدوده جغرافيايي است كه كارگر انجام وظايف و مسئوليتهاي شغلي خود را حسب قرارداد كار و يا حسب اقتضاء شغل بطور معمول در آن انجام مي دهد اين محدوده براي كارگري كه مثلاً به عنوان حسابدار در ساختمان مركزي يك شركت اشتغال بكار دارد همان ساختمان و براي مأمور خريدي كه كار خود را در محدوده يك شهر خاص انجام مي دهد همان شهر و براي راننده اي كه بطور مثال امر اياب ذهاب كاركنان را در فاصله دو شهر انجام مي دهد فاصله دو شهر خواهد بود و به اين ترتيب «كارگاه اصلي» در رابطه با كارگر مورد نظر است كه معني پيدا مي كند . ضمناً محدوده هر شهر طبق ضوابط مربوط تعيين مي گردد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا كارفرما مجاز است بجاي تأمين وسيله نقليه براي انجام مأموريت كارگر، هزينه رفت و برگشت وي را پرداخت نمايد؟

پاسخ : 
همانگونه كه در قسمت پاياني ماده 46 مصرح است كارفرما تكليف به تأمين وسيله رفت و برگشت كارگراني را دارد كه به مأموريت هاي خارج از محل خدمت اعزام مي شوند. از دقت در عبارت «وسيله يا هزينه رفت و برگشت» اين معني مستفاد مي گردد كه چنانچه كارفرما براي انجام مأموريت وسيله رفت و برگشت كارگر را تأمين ننمايد بايد بجاي آن هزينه مربوط را پرداخت كند .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
يا مقررات ماده 46 قانون كار ناظر بر مأموريت هاي دراز مدت نيز مي باشد؟

پاسخ : 
مأموريتهاي موضوع ماده 46 قانون كار اصولاً براي انجام كار در زمانهاي عرفاً كوتاه بوده و مأموريتهاي دراز مدت، في المثل براي چند سال، از مصاديق ماده مذكور محسوب نمي گردد . علي ايحال در مورد مأموريت هاي اخير الاشاره بنظر مي رسد طول مدت مأموريت و شرايط آن با توافق طرفين تعيين شده و چنانچه رضايت كارگر به انجام مأموريت و دريافت ما به ازاء آن جلب شده باشد بلحاظ مقررات قانون كار اشكالي موجود نخواهد بود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري كه به صورت نيمه وقت كار مي كند و از سوي كارفرما براي انجام كار به مأموريت مي رود پرداخت فوق العاده مأموريت او بر چه مبنايي انجام مي شود؟

پاسخ : 
فوق العاده مأموريت موضوع ماده 46 قانون كار اعم از اينكه كارگر مأمور بصورت تمام وقت در استخدام كارفرما باشد يا پاره وقت در هر حال بايد روزانه و بر اساس ساعات كار تمام وقت معمول و عادي روزانه يعني 7 ساعت و 20 دقيقه در روز محاسبه و پرداخت شود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در مورد كارگران مشمول قانون كار كه براي انجام امور محوله به خارج از كشور عزيمت مي كنند چه نوع مقرراتي حاكم است؟

پاسخ : 
در قانون كار و مقررات تبعي در زمينه نحوه پرداخت فوق العاده مأموريت و اضافه كاري و ساير پرداختها به كارگراني كه جهت انجام مأموريت و وظايف محوله به خارج از كشور عزيمت مي كنند پيش بيني خاصي بعمل نيامده است و طبيعتاً در اين زمينه در صورت نبودن مقررات داخلي و فقدان عرف و روال در كارگاه، اين پرداختها با توافق طرفين انجام خواهد شد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
انجام اضافه كاري در مأموريت ها چه صورت دارد؟ آيا در مأموريت ها مي توان كارفرما را ملزم به پرداخت اضافه كاري به كارگران نمود؟

پاسخ : 
اجبار كارفرما به پرداخت فوق العاده اضافه كاري به كارگري كه حسب مقررات ماده 46 قانون كار به مأموريت اعزام مي شود و در زمان مأموريت بنابر ماهيت موضوع مأموريت بيش از ساعات عادي كارگاه اشتغال بكار دارد اصولاً با عنايت به عدم نظارت كارفرما بر كار كارگر و ساعات كار او و نيز توجه به مسئله ارجاعي بودن كار اضافي به كارگر، فاقد مستند قانوني است مگر اينكه در اين باره در كارگاه عرفي موجود بوده و يا اين كه طرفين در خصوص پرداخت اضافه كاري بيش از انجام مأموريت به توافق رسيده و يا انجام وظيفه كارگر در كارگاه محل مأموريت به نحوي باشد كه كارفرما بر ساعات كار وي نظارت داشته و كار اضافي مستقيماً از سوي كارفرما و يا نماينده وي به كارگر مأمور ارجاع شده باشد
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگاهي مسافت كمتر از 50 كيلومتر را مبناي مأموريت و پرداخت فوق العاده آن قرار داده است آيا كارفرما مجاز به تغيير آن كه متضمن اسقاط حقي ايجاد شده براي كارگران است مي باشد؟

پاسخ : 
هر چند در تبصره ماده 46 قانون كار در مواردي كه انجام مأموريت مستلزم حداقل يك شب توقف كارگر در محل مأموريت نيست شرط حداقل فاصله 50 كيلومتر ميان كارگاه اصلي و محل مأموريت تعيين شده است ليكن از آنجا كه مستند به ماده 8 قانون مرقوم شروطي كه مزاياي بيشتر از امتيازات مقرر در قانون براي كارگر منظور نمايند از جمله شرايط نافذ قرارداد كار خواهند بود لذا چنانچه بر اساس عرف كارگاه مسافت كمتر از 50 كيلومتر بجاي 50 كيلومتر پيش بيني شده در قانون كار ملاك مأموريت و پرداخت فوق العاده مربوط قرار گرفته باشد برخورداري از اين امتياز جزء شرايط كار كارگران بوده و كارفرما محق به تقليل و يا حذف امتياز لحاظ شده نخواهد بود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارمند دولت كه به واحدهاي غير دولتي مشمول قانون كار مأمور مي شود به لحاظ مقررات انضباطي تابع چه نوع مقرراتي مي باشد؟

پاسخ : 
چنانچه افرادي با رعايت مقررات مربوطه از دستگاههاي دولتي به شركت غير دولتي مشمول قانون كار مأموريت يافته باشند مادام كه وضعيت آنها بصورت مأمور بوده و رابطه استخدامي با شركت پيدا نكنند كماكان تابع مقررات استخدامي دستگاه متبوع بوده و طبيعتاً از لحاظ مقررات انضباطي نيز از مقررات انضباطي دستگاه متبوع خود تبعيت خواهند نمود .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري كه به صورت مأمور در كارگاه ديگري خدمت مي كند پرداخت پاداش پايان خدمت وي بر عهده كدام دستگاه مي باشد؟

پاسخ : 
پرداخت پاداش پايان خدمت كارگراني كه به سازمان ديگري مأمور مي شوند بعهده سازماني است كه كارگر را استخدام نموده است مگر اينكه ترتيب ديگري بين سازمان مأموريت فرست و سازمان محل مأموريت مورد موافقت قرار گرفته باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در مأموريت ها نيز كارگران مشمول استفاده از تعطيل هفتگي جمعه و تعطيلات رسمي قرار مي گيرند؟

پاسخ : 
مقررات مربوط به ساعات كار و استفاده كارگران مشمول قانون كار از تعطيل هفتگي روز جمعه و تعطيلات رسمي، به دليل عموميت آن، شامل حال كارگراني كه در مأموريت خارج از محل كارگاه به سر مي برند نيز مي گردد به اين لحاظ كارگراني كه در ايام تعطيلات جمعه و رسمي در مأموريت باشند ضمن اينكه از فوق العاده مأموريت موضوع ماده 46 قانون كار برخوردار مي شوند در صورت اشتغال بكار در اين ايام محق به دريافت فوق العاده كار در روز جمعه واضافه كاري منطبق با ماده 59 قانون كار خواهند بود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگراني كه به صورت مأمور در واحدهاي مشمول قانون استخدام كشوري خدمت مي كنند اين امر چه تأثيري در وضعيت استخدامي آنان دارد و اضافه كار آنها در محل مأموريت مشمول چه نوع مقرراتي است؟

پاسخ : 
مأموريت كارگران مشمول قانون كار به واحدهاي مشمول قانون استخدام كشوري و ديگر مقررات استخدامي خاص در وضعيت استخدامي آنها تأثيري نداشته و كاركنان مزبور كما كان مشمول مقررات قانون كار خواهند بود . لهذا ساعات كار اضافي اينگونه كارگران نيز وفق مقررات ماده 59 قانون كار مي بايد محاسبه شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كارگري از يك واحد كارگري بصورت مأمور در واحد كارگري ديگري بكار مشغول است حكم آن چيست؟ آيا به اين مورد مأموريت موضوع ماده 46 قانون كار قابل اطلاق است؟

پاسخ : 
در قانون كار به جز ترتيبات مقرر در ماده 46، پيش بيني ديگري در زمينه مأموريت كارگران بعمل نيامده است و مأموريت موضوع اين ماده صرفاً شامل موارديست كه كارگر جهت انجام كار ارجاعي از سوي كارفرما و در ارتباط با مسئوليتها و وظايف شغلي خود به محلي خارج از كارگاه اصلي مأموريت يافته باشد . بديهي است چنانچه مراد از مأموريت قراردادن كارگر در اختيار كارفرماي ديگر به مدت موقت باشد از آنجا كه در قانون كار ترتيب خاصي در اين باره پيش بيني نشده است، مأموريت جدا از لزوم كسب موافقت كارگر، منوط به توافق دو كارفرماي مأموريت فرست و مأموريت پذير خواهد بود و در اين حالت وجود حالت« مأموريت» و مدت آن مي بايد در توافق حاصله تصريح شده و حق السعي دريافتي كارگر در كارگاه محل مأموريت از مبلغ دريافتي در كارگاه مأموريت فرست كمتر نباشد .
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا شركت در كلاسهاي آموزشي و توجيهي قانون كار حكم مأموريت موضوع ماده 46 اين قانون را پيدا مي كند؟

پاسخ : 
با توجه به شرط انجام كار در اطلاق مأموريت موضوع تبصره ماده 46 قانون كار، شركت در كلاسهاي توجيهي و آموزشي قانون كار از نوع مأموريت پيش بيني شده در ماده 46 قانون مرقوم استنباط نمي شود.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا ساعات كار كارگر در مدت مأموريت همان ساعات كار عادي او در محل كارگاه اصلي است؟ در صورت انجام كار بيشتر از ساعات معمول و يا كار در روز تعطيل آيا كارفرما تكليفي نسبت به پرداخت فوق العاده اضافه كاري خواهد داشت؟

پاسخ : 
در مأموريت ها انجام كار اضافي منجمله كار در روز تعطيل توافقي يا جمعه و پرداخت فوق العاده اضافه كاري در صورتي كه در اين زمينه در كارگاه عرف و روالي وجود نداشته باشد موكول به توافق طرفين است و در اين زمينه در قانون كار مقرراتي پيش بيني نشده است . ضمناً حكم ماده 62 قانون كار در زمينه اجباري بودن تعطيل يك روز معين در ايام مأموريت نيز نافذ و جاري مي باشد.
منبع:www.icm.ir
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:13 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]