
من کیستم؟رسول خدا را سلاله ام
اندر حریم زاده زهرا غزاله ام
نامم رقیه دختر سلطان کربلا
باب الحوائجم به خدا،گر سه ساله ام
نوشته شده در تاريخ جمعه 16 آبان 1393 ساعت 1:36 PM | نظرات (2)

من کیستم؟رسول خدا را سلاله ام
اندر حریم زاده زهرا غزاله ام
نامم رقیه دختر سلطان کربلا
باب الحوائجم به خدا،گر سه ساله ام
نوشته شده در تاريخ جمعه 16 آبان 1393 ساعت 1:36 PM | نظرات (2)

نوشته شده در تاريخ جمعه 16 آبان 1393 ساعت 1:29 PM | نظرات (1)
«عمرو» فرزند «جناده» شهید کربلا است.(1) او در حالی که یازده سال بیش نداشت، پس از شهادت پدرش به خدمت امام آمد تا اذن جهاد بگیرد. حضرت او را اذن میدان نداد و فرمود: پدر این نوجوان در اولین حمله کشته شده است. شاید مادرش کشته شدن او را خوش نداشته باشد.(2) نوجوان گفت: مادرم مرا به جهاد امر کرده است.(3) پس از آن امام به او اجازه جنگیدن داد.
او در هنگام ورود به میدان این بیت را ترنم میکرد:امیری حسین و نعم الامیر سرور فواد البشیر النذیر
علی و فاطمه والداه و هل تعلمون له من نظیر(4)
سالارم حسین است و چه نیک امیری، که نشاط دل پیامبر و مژده دهنده (به سعادت) و بیم دهنده (از انحراف و دوری از حق) است. علی و فاطمه پدر و مادر اویند و آیا مانند او کسی را میشناسید؟
پس از اجازه امام «عمرو» بیدرنگ به میدان رفت و پس از کارزاری نه چندان طولانی به شهادت رسید. این نوجوان نیز همانند پدرش در زیارت ناحیه مقدسه مورد سلام امام زمان(عج) است: السلام علی جنادة بن کعب الانصاری الخزرجی، و ابنه عمرو بن جناده؛ سلام بر جناده پسر کعب انصاری خزرجی و فرزندش عمرو پسر جناده.
درسی که میتوان گرفت: این نوجوان یازده ساله سرمشق خوبی برای نونهالان ماست تا که از همه چیز خود در راه احیای دین حق بگذرند.

پس از شهادت «عمرو»، دشمن سرِ جدا شده او را به سمت امام حسین علیه السلام پرتاب کرد. مادرش «بَحریه» دختر «مسعود خزرجی» سر نوجوانش را برداشت و خون از آن برگرفت و به طرف مردی که در نزدیکی او قرار داشت پرتاب کرد که ضربه سر، او را در جا کشت.(5)
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 8 آبان 1393 ساعت 1:54 AM | نظرات (0)