چند عمل ساده براي چند صد برابر كردن ثواب نمازها:
اذان واقامه :
باعث مي شود دو صف از فرشتگان، پشت سر مومن نماز بخوانند.
ثواب الاعمال صدوق ص٧٢
ركوع كامل:
رکوع کامل باعث نداشتن وحشت قبر مي شود.
ثواب الاعمال صدوق ص٧٣
انگشتر عقيق:
دو ركعت نماز باعقيق معادل هزار ركعت بدون آن است.
عدة الداعي ابن فهدحلي ص٢٢٠
مسواك :
دو ركعت نماز با مسواك بهتر از هفتاد ركعت نماز بدون مسواك است.
من لايحضره الفقيه صدوق
خواندن سوره قدر:
خواندن سوره قدر در يكي از نمازها باعث آمرزش گناهان مي شود.
ثواب الاعمال ص٢٦٧
استنشاق ومزه مزه در وضو:
باعث آمرزش و غلبه بر شيطان است.
ثواب الاعمال صدوق ص٤٣
عطر:
باعث مي شود ثواب نماز هفتاد برابر شود.
ثواب الاعمال ص١٢٠
تسبيحات حضرت زهراء سلام الله عليها:
بهتر از هزار ركعت نماز نزد حضرت صادق (عليه السلام) است.
فلاح السائل ص١٥٥
ادامه مطلب
این تمرکز ممکن است خواسته یا ناخواسته به دنبال خود تضعیف شرکت های داخلی و در نهایت مصرف گرایی را به همراه داشته باشد و چه بسا ضربات جبران ناپذیری به اقتصاد مقاومتی که تازه مانند نهالی نوپا در حال شکلگیری است وارد آورد. هرچند نفس ارتباط خوب با دنیای فناوری در همه زمینه ها امری شایسته است اما ورود فناوری روز دنیا به کشور غیر از ورود برندهای مختلف است.
برندها حاکی از فرهنگ های مختلف هستند. اگر ما در برابر آنها روحیه مصرف گرایی و انفعال داشته باشیم قطعا به شکل ویرانگری فرهنگ ما را نیز تحت تاثیر خود قرار خواهند داد. حتی در اسلام نیز موضوع تشبُّه به بیگانگان مطرح شده و به شدت مورد نهی قرار گرفته است.
امام صادق(ع) در این مورد می فرماید:
«خداوند به پیامبری از پیامبران وحی کرد: به قومت بگو که:
۱- لباس دشمنان مرا نپوشند
۲- و غذای دشمنان مرا نخورند
۳- و راه و روش دشمنان مرا نپویند
که در این صورت آنها نیز –در نهایت همانند کفار- دشمنان من خواهند شد. » (وسایل الشیعه ج۱۵ ص۶۴۱)
سه نکته:
* لباس و غذا چه ارتباطی با فرهنگ دارند؟
شاید عده ای بگویند لباس و غذا چه ارتباطی با فرهنگ دارند یا فرهنگی که با لباس و غذا متاثر شود به چه دردی می خورد!؟ این جملات نشانه ناآگاهی از قدرت تاثیر مسائل جزئی بر کلیات رفتار انسان است. بله با یکبار غذای بیگانه خوردن یا یکبار لباس غربی پوشیدن کسی غربی نمی شود ولی رواج این کار به تدریج آثاری دارد که روی رفتار انسان تجلی پیدا می کند.
** غذای دیروز، رفتار امروز!
مؤیّد این مطلب نیز نحوه رفتار خیلی از جوانان عزیز کشورمان است که به تدریج با تغییر نوع پوشش و غذا در سال های گذشته کم کم نشانه های تغییر در رفتار و عملکردشان نیز مشهود است. تا دیروز فقط یک لباس متفاوت بود ولی امروز تبدیل شد به یک رفتاری که متاثر از فرهنگ سازندگان همان لباس است!
*** دلیل فقهی رهبر انقلاب با ورود برندهایی مانند مک دونالد
بحث تشبّه به کفار از جمله موضوعات فقهی مبتلا به جامعه امروز به شمار می رود. این امر حتی می تواند دلیل حرمت یک نوع پوشش یا رفتار نیز باشد. البته با در نظر گرفتن شرایطی که تفصیل آن در کتب فقهی موجود است. در همین رابطه رهبر انقلاب در یکی از جلسات درس خارج فقه خود در سال ۸۹ ضمن اشاره به وارداتی بودن بعضی از آلات قمار در زمان اهل بیت، فرمودند:
"این مسأله فرهنگ وارداتی که ما به آن اشاره کردیم در آن زمان در ملاک حرمت شطرنج مؤثر بوده است. چون شطرنج از ایران رفته بود و فرهنگ پادشاهی را با خود به همراه داشت لذا فرمودند "دُعُوا المَجوسیّه لأهلا..." یعنی این کالای مجوسی را برای اهل خودش بگذارید (و به سمتش نروید). ایشان افزودند: "فرض کنید یک خوراکی هایی است که نشانه فرهنگ آمریکایی است، مثلاً مک دونالد در هر کشوری وارد شود نشانه فرهنگ آمریکایی است. یک زمانی در کشور ما هم می خواست بیاید اما چند سال قبل در دولت های قبل ما جلویش را گرفتیم."
/تراز
ادامه مطلب
إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّ فِیکَ خَیْراً فَانْظُرْ إِلَى قَلْبِکَ فَإِنْ کَانَ یُحِبُّ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ یُبْغِضُ أَهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفِیکَ خَیْرٌ وَ اللَّهُ یُحِبُّکَ وَ إِنْ کَانَ یُبْغِضُ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ یُحِبُّ أَهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فِیکَ خَیْرٌ وَ اللَّهُ یُبْغِضُکَ وَ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبّّ»(1).
و همچنین امام صادق(علیه السلام)میفرمایند: «هر کس که به خاطر خدا دوست داشته باشد و به خاطر خدا دشمنی کند و به خاطر خدا عطا کند از کسانی است که ایمانش کامل شده است؛
مَنْ أَحَبَّ لِلَّهِ وَ أَبْغَضَ لِلَّهِ وَ أَعْطى لِلَّهِ، فَهُوَ مِمَّنْ کَمَلَ إِیمَانُه»(2)
پی نوشتها:
1. کافی/2/127
2.کافی/2/124
اَلجوُع! اَلجوُع! اَینَ اَهلی؟ اَینَ اهلی؟
گرسنگی! گرسنگی غالب شده! اهل من كجایند؟
جبرئیل میگوید: غذای تو چیست؟
در جواب میگوید:
1) كسی كه نمازش را ترك كرده است.
2)كسی كه زكات مال را نپرداخته است.
3)شراب خواران
4)كسانی كه عاق والدین شدهاند.
5)كسی كه در مسجد به كلام دنیا تكلّم نماید.(در مسجد كه محلّ عبادت است، به امور دنیایی بپردازد.)
این پنج گروه را، مانند مرغی كه دانه از زمین جمع میكند، میبلعد و به آتش میبرد.
خصال صدوق، ص111.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
متن شایعه
" ﻓﺘﻮﺍﻫﺎﯼ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﺷﺮﻋﯽ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻭﺭﻩ ﻗﺎﺟﺎﺭﯾﻪ ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ ﻭ ﺩﻻﻳﻞ ﺍﺑﻄﺎﻝ ﺁﻧﺎﻥ!
1. ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﺏ ﻟﻮﻟﻪ ﮐﺸﯽ ﺣﺮﺍﻡ ﻭ ﻏﯿﺮﺷﺮﻋﯽ ﺍﺳﺖ. ﻋﻠﺖ: ﭼﻮﻥ ﮐﺮ ﻧﯿﺴﺖ! * ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻌﺪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺟﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ، ﭘﺲ ﺣﺮﺍﻡ ﻧﯿﺴﺖ.
2.ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﻭﺵ ﺣﻤﺎﻡ ، ﺣﺮﺍﻡ ﻭ ﻏﯿﺮﺷﺮﻋﯽ ﺍﺳﺖ . ﻋﻠﺖ: ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻏﺴﻞ ﺍﺭﺗﻤﺎﺳﯽ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ! * ﺍﻟﺒﺘﻪ ﭼﻮﻥ ﺯﻭﺭ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﭼﺮﺑﯿﺪ ، ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻏﺴﻞ ﺗﺮﺗﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﻭﺵ ﺍﺯ ﺣﺮﺍﻡ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭﺁﻣﺪ.
3.ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻻﻣﭗ ﺑﺮﻕ ﺣﺮﺍﻡ ﻭ ﻏﯿﺮﺷﺮﻋﯽ ﺍﺳﺖ. ﻋﻠﺖ: ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺐ ﻧﺸﯿﻨﯽ ﻫﺎﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ ، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻮﻣﻨﯿﻦ ، ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯ ﺻﺒﺢ ﻏﺎﻓﻞ ﺷﻮﻧﺪ! * ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻌﺪﻫﺎ ، ﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﻫﻨﮕﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﺝ ﺍﻣﯿﻦ ﺍﻟﻀﺮﺏ ، ﺻﺎﺣﺐ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﻕ ﺑﻪ ﻋﻠﻤﺎ ﺩﺍﺩ ﺑﺮﻕ ﺣﻼﻝ ﺷﺪ ! ﺍﻣﺎ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﻕ ﻣﺸﻬﺪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ١١٩١ ﻣﯿﻼﺩﯼ ﺑﻪ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﻋﻠﻤﺎ ﻭ ﺭﻭﺳﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻠﺖ ﺳﻠﺤﺸﻮﺭ ﻣﺸﻬﺪ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺧﺖ.
4.ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﻠﻪ ﻗﻨﺪ ، ﺣﺮﺍﻡ ﻭ ﻏﯿﺮﺷﺮﻋﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﻓﺮﺍﻃﯿﻮﻥ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺷﺎﯾﻌﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺍﻟﮏ ﺷﺪﻩ ﻭ ﮐﻠﻪ ﻗﻨﺪ ﺭﻭﺳﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ! ﻋﻠﺖ: ﻧﭙﺮﺩﺍﺧﺘﻦ ﻭﺟﻮﻩ ﺷﺮﻋﯽ ، ﺗﻮﺳﻂ ﻭﺍﺭﺩﮐﻨﻨﺪﻩ ﻗﻨﺪ! " ﭘﺮ ﻭﺍﺿﺢ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭﺟﻮﻫﺎﺕ ، ﻣﻮﺟﺐ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺗﺎ ﻗﻨﺪ ﺣﻼﻝﮔﺮﺩﺩ ، ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻁ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻥ ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﺎﯼ ﻏﺴﻞ ﮐﻨﻨﺪ."
5.ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮﯾﯽ ﺣﺮﺍﻡ ﻭ ﻏﯿﺮﺷﺮﻋﯽ ﺍﺳﺖ . ﻋﻠﺖ: ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﻧﺠﺲ ، ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﮎ ﺭﺍ ﻧﺠﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
6.ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ٢٤٣١ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺳﭙﯿﺪ ﻋﻠﻤﺎ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺭﺃﯼ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﺧﻼﻑ ﺷﺮﻉ ﺍﺳﺖ!
7. ﻋﻠﻤﺎ ﺳﺎﺧﺖ ﺭﺍﻩ ﺁﻫﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﻧﺎﺻﺮﯼ ﺧﻼﻑ ﺷﺮﻉ ﻭ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻋﻠﺖ: ﻣﻼﻋﻠﯽ ﮐﻨﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﺗﺴﻠﻂ ﮐﻔﺎﺭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ.
8.ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﻣﺎﻫﯽ ﺧﺎﻭﯾﺎﺭﯼ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ! ﻋﻠﺖ: ﺍﻧﺤﺼﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺻﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻫﯽ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ.
9.ﺑﺎﺯﯼ ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ!
ﻋﻠﺖ: ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﺳﺎﺧﺘﮕﯽ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻣﻮﯾﺎﻥ ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
10.ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻭﯾﺪﺋﻮ ﺣﺮﺍﻡ ﻭ ﻏﯿﺮﺷﺮﻋﯽ ﺑﻮﺩ. ﻋﻠﺖ: ﭼﻮﻥ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﭘﺎﮎ ﻣﻠﺖ ﺳﻠﺤﺸﻮﺭ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﻓﯿﻠﻤﻬﺎﯼ ﻣﺴﺘﻬﺠﻦ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯽ ﺷﺪ. ﺑﺎ ﺍﺯﺩﯾﺎﺩ ﺁﻥ ﻭ ﺁﻣﺪﻥ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﻭ ﻧﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﺍﻡ ﺣﻼﻝ ﺷﺪ. "
پاسخ شایعه
1. این متن فاقد استناد است و عمده موارد ادعا شده در هیچ منبع معتبری مشاهده نشد !
2. نویسنده تفاوت آب کر و جاری را نمیداند ! آب جاری، از زمین جوشیده و جریان دارد ، مثل چشمه ، اما آب کر ظرفی با طول و عرض و ارتفاع سه وجب و نیم را پر می کند و حدود377 کیلو یا بیشتر است.
آب لوله کشی به آب کر متصل است ، و حکم آب کر را دارد نه جاری!
http://tebyan.net/newindex.aspx?pid=112386
* تا قبل از لوله کشی آب ، برای رفع نجاست از آب غیر کر (آفتابه) استفاده می شد و کسی رودخانه یا چشمه با خود به مستراح نمی برد !
3. غسل ترتیبی جدیدا اختراع نشده ، بلکه از ابتدای اسلام بوده و در روایتی از معصوم (ع) درباره نحوه انجام آن صحبت شده است !
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa7813
4. مخالفتها با برق مربوط به اقشار بی اطلاع بود و ارتباطی با علما نداشت و فتوایی هم صادر نشده است .
http://www.sabainfo.ir/fa/elec/history
5. تحریم قند و کالاهای روسی توسط میرزای شیرازی جهت پیشگیری از سلطه اقتصادی اجانب بود که مقدمه استعمار ملت ایران می شد .
http://www.iichs.org/index.asp?id=1661&doc_cat=1
6. بعد از برطرف شدن عین نجاست یک بار شستن لباس با آب کر کافیست و لباسشویی هم بر همین منوال و بلکه بیشتر انجام می دهد و ادعای مطرح شده اعتبار ندارد .
http://islamquest.net/fa/archive/question/fa9156
7. علما با اصل "انقلاب سفید" مخالف بودند . آنها اساس رفراندوم را تحریم کردند و اختصاص به زنان نداشت .
http://www.siasi.porsemani.ir/node/2059
8. مخالفت اصلی آیت الله كنی با امتیازی بود که استفاده از تمام منابع ایران را به مدت 70 سال به "رویتر" واگذار می كرد.
از نظر تئوری توسعه، ایران آن روز در مرحله احداث راه آهن نبود و احداث آن برای تسلط غربیها به هندوستان و آبهای گرم و ذلیل تر شدن ایران بود .
http://irdc.ir/fa/content/50939/default.aspx
9. شرط حلال بودن ماهی ، داشتن فلس است . ادعای شبهه یافت نشد و صحت ندارد .
10. حرمت شطرنج دو صورت دارد : برای برد و باخت باشد یا از آلات قمار محسوب شود که هیچکدام ربطی به ادعای شبهه ندارد .
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa7861
شایعات
اگر پیغمبر گفته باشد من معبوث شدم که اخلاق نیک را تکمیل کنم ، این چیز تازه ای نیست. هر صاحب مکتبی ، هر نوع اخلاقی آورده باشد، عقیده اش این است که اخلاق نیک همین است که من می گویم. آن اخلاقی که اساسا دستور تدنی و پستی میدهد هم معتقد است که اخلاق نیک همین است. آن دیگری مثل نیچه که اساسا می گوید بشر باید تکیه اش بزور باشد، گناهی بالاتر از ضعف نیست ، به ضعیف ترحم نکنید و زیر بالش را نگیرید هم می گوید اخلاق نیک همین است که من می گویم.
پیغمبر نه تنها فرمود اخلاق نیک ، بلکه نیکی را هم در مکتب خود تفسیر کرد ، من تنها نمی گویم نیک ، نیک را همه می گویند.
این که چیز تازه ای نیست «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» من معبوث شدم که اخلاق را تکمیل کنم که در آن روح مکرمت هست ، یعنی اخلاق بزرگواری ، اخلاق آقائی اما نه آقائی به معنای آن سیادتی که بر دیگری مسلط بشوم ، بلکه آقائی ای که روح من آقا باشد و از پستی، دنائت، دروغ، غیبت، از تمام صفات رذیله احتراز داشته باشد، خودش را برتر و بالاتر از اینها بداند و در این زمینه بقدری ما در آثار اسلامی داریم که الی ماشاءالله.
کتاب آزادی معنوی - مرتضی مطهری- صفحه 206-205
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
آبروی ری
ری مرکز بسیار مهمّی از لحاظ علمی و فرهنگی در تاریخ ماست و سرسلسلهی بزرگان هم - جناب عبدالعظیم - با اینکه اهل ری نیست، اما حقّاً و انصافاً به ری و تاریخ ری آبرو داد و حقّ عظیمی به گردن همهی تهرانیها و اهل ری دارد.
بیانات در دیدار اعضای برگزارکنندهی کنگره حضرت عبدالعظیم الحسنی ۱۲/۰۳/۱۳۸۲
شخصیّت جناب عبدالعظیم برای اغلب مردم ناشناخته است
جناب عبدالعظیم مرد بسیار بزرگی است. مردم مقامات علمی این بزرگوار را نمیدانند. به نظرم میآید یک وقت جناب آقای «ریشهری» احادیث این بزرگوار را استخراج کرده بودند و شما مثل اینکه روی آن دیوار همهاش را نوشتید. این خیلی کمک میکند به اینکه مردم از مقام محدّثىِ ایشان آگاه باشند. تجلیل از جناب عبدالعظیم، تجلیل از علم و جهاد و زهد و تقواست. ایشان صائم النّهار و قائم الّلیل بوده است. در حالات ایشان نوشتهاند: در مدتی که ایشان در ری زندگی میکرد، همهی روزها را روزه میگرفت و همهی شبها را مشغول عبادت بود. اینها حقّاً و انصافاً چیزهای خیلی مهمّی است.
در فضیلت ایشان روایات معروفی وارد شده است. حضرت هادی علیهالسّلام به یکی از اهالی ری که از زیارت امام حسین علیهالصّلاةوالسّلام میآمد، فرمود: «اگر میرفتی عبدالعظیم را زیارت میکردی، ثوابی را که از زیارت امام حسین نصیبت شده است به تو میدادند.» ما در جوار جناب عبدالعظیم زندگی میکنیم، شوق کربلا هم داریم؛ امّا کمتر توفیق پیدا میکنیم به زیارت این بزرگوار برویم.
این یک روایت، که مقام معنوی حضرت عبدالعظیم را نشان میدهد. آن روز، امام هادی علیهالسّلام میخواستند این مشعل در این نقطه از ایران بدرخشد. بیخود تعریف نمیکردند. میخواستند دلهای آحاد ملّتِ مسلمان را در این نقطهی عالم به وسیلهی نور این مشعل که از انوار اهل بیت علیهمالسّلام است و آن روز از دنیا هم رفته بود و دیگر خطری او را تهدید نمیکرد، روشن کنند.
بیانات در دیدار اعضای برگزارکننده کنگره حضرت عبدالعظیم الحسنی
۱۲/۰۳/۱۳۸۲
ابعاد شخصیتی حضرت عبدالعظیم حسنی
شخصیّت جناب عبدالعظیم هم شخصیت علمی بوده، هم شخصیت جهادی بوده و هم ابتکاراتی داشته است. مرحوم «شیخ نجاشی» میگوید: «ایشان خطب امیرالمؤمنین را جمعآوری کرد.» با این حساب، ایشان در حدود صد و هفتاد سال قبل از تألیف نهجالبلاغه، خطب امیرالمؤمنین را جمعآوری کرده است؛ این کارِ خیلی مهمّی است. هیچ بعید نیست که سیّدرضی رضواناللَّهعلیه از نوشتهی ایشان استفاده کرده باشد.
از سوی دیگر ایشان به دلیل شخصیت جهادی خود، با حال اختفاء و فرار به ری آمده است. شیخ نجاشی میگوید: «حارباً من السّلطان»؛ ایشان از دست خلیفهی عبّاسی از عراق و حجاز گریخت و به ری آمد؛ چون ری مرکز و محل تجمّع شیعیان بود. هم در مدینه و هم در عراق، همهی اینها مجبور نبودند از دست خلیفه بگریزند. این، مبارز بودن ایشان را نشان میدهد. مشخّص میشود ایشان اهل نشر معارف امامت بوده؛ بخصوص در دوران حضرت جواد و حضرت هادی علیهماالسّلام که ایشان حداقل راوی این دو امام است.
دوران عجیبی بوده است؛ دوران اختناق شدید نسبت به ائمّه و درعینحال دوران نشاط عجیب شیعه در سراسر دنیای اسلام. این چیز مهمّی است که در هیچ زمانی از دوران زندگی ائمّه، شیعیان این همه فعّالیت و نشاط و تحرّک و سازماندهی و گسترش در دنیای اسلام نداشتهاند که در دوران این سه امام - یعنی حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسکری علیهمالسّلام - داشتهاند؛ این در حالی است که این سه امام خودشان در مدینه و بغداد و در سامرا زیر نظر و تحت فشارهای خیلی شدیدی قرار داشتند. معلوم میشود در آن دوران، این بزرگوار شخصیت مهم و فعّالی بوده که مورد توجّه خلیفه قرار گرفته و تحت تعقیب بوده و به ری گریخته است.
بنابراین هم شخصیت جهادی است، هم شخصیت علمی است و هم محدّث است و حداقل از امام جواد و امام هادی علیهماالسّلام روایت نقل کرده است.
بیانات در دیدار اعضای برگزارکنندهی کنگرهی حضرت عبدالعظیم الحسنی و بیانات در صحن حرم
ایکنا
این مسجد که از کریستال خالص ساخته شده است، دومین مسجد بزرگ جنوب شرقی آسیا پس از مسجد جامع استقلال جاکارتا و یکی از زیباترین مساجد مالزی به شمار می آید. این مسجد در دریاچه مصنوعی پوتراجایا و در باغ میراث اسلامی وان من در ایالت ترنگانو در شهر کوالا تیرینگانو که سه هزار نفر جمعیت دارد، واقع شده است.
ادامه مطلب
،یکی از سنت های الهی سنت امتحان در زندگی انسان است که بطور گونگون تحقق پیدا می کند و مرگ اولاد یکی از مصادیق آن است .
در تاریخ وارد است که ابوطلحه یکی از یاران رسول خدا بود. زنی داشت با ایمان به نام (امّ سلیم). این زن و شوهر پسری داشتند که مورد علاقه هردو بود. پسر بیمار شد و بیماری او به مرحله ای رسید که امّ سلیم دانست کار پسر تمام است.
برای این که شوهرش در مرگ پسر بی تابی نکند, وی را به بهانه ای خدمت رسول اکرم(ص) فرستاد و پس از چند لحظه, طفل جان به جان آفرین تسلیم کرد.
ام سلیم جنازه پسر را در پارچه ای پیچید و در یک اتاق مخفی کرد. به همه اهل خانه سپرد که حق ندارید ابوطلحه را از مرگ فرزند آگاه سازید. سپس رفت و غذایی آماده کرد و خود را نیز آراست و خوش بو کرد. ساعتی بعد که ابوطلحه آمد و وضع خانه را دگرگون یافت, پرسید: بچه چه شد؟
ام سلیم گفت: بچه آرام گرفت. ابوطلحه گرسنه بود, غذا می خواست. ام سلیم غذایی که قبلاً آماده کرده بود حاضر کرد و دو نفری غذا خوردند و هم بستر شدند, ابوطلحه آرام گرفت. ام سلیم گفت: مطلبی از تو می پرسم. گفت: بپرس. گفت: آیا اگر به تو اطلاع دهم که امانتی نزد ما بود و ما آن را به صاحبش رد کردیم, ناراحت می شوی؟
ابوطلحه گفت: نه هرگز, ناراحتی ندارد, امانت مردم را باید پس داد. ام سلیم گفت: سبحان الله, باید به تو بگویم که خداوند فرزند ما را که امانت او بود, از ما گرفت و برد.
ابوطلحه از بیان این زن تکان سختی خورد, گفت: به خدا قسم من از تو که مادر هستی, سزاوارترم که در سنگر فرزندمان صابر باشم. از جا بلند شد, غسل کرد و دو رکعت نماز به جا آورد و آن گاه به حضور پیامبر(ص) رفت و ماجرا را از اول تا آخر برای آن حضرت شرح داد.
رسول اکرم(ص) فرمودند: خداوند امروز شما را قرین برکت قرار دهد و نسل پاکیزه ای نصیب شما گرداند. خدا را سپاس می گزارم که در امت من مانند صابره بنی اسرائیل قرار دارد.
عدل الهی اثر استاد مطهری ص56
در بعضى دیگر از آیات آمده كه وسعت و تنگى روزى به خواست خداست: "او لم یروا ان الله یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر" [ سوره روم آیه: 37 آیات مشابه این آیه هم در قرآن یافت مى شود. ] "آیا ندیدند كه خداوند هر كه را بخواهد صاحب روزى وسیع مى كند، و هر كه را خواهد تنگ روزى گرداند".
در روایات اسلامى هم به این معنا اشاره شده است على "علیه السلام" مى فرمایند: 'و قدر الارزاق فكثرها و قللها و قسمها على الضیق و السعه' [ نهج البلاغه خطبه 91. ] "خداوند ارزاق را مقدر ساخته و زیاد و كم نموده، و بر حسب تنگى و وسعت معیشت آن را تقسیم كرده است".
اكنون این سئوال پیش مى آید كه:
اگر چنین باشد، تلاش و كوشش براى تحصیل معاش و روزى و برنامه ریزى براى بهبود وضع اقتصادى مفهومى نخواهد داشت، ولى با توجه به سایر آیات و روایات هنگامى كه همه در كنار یكدیگر چیده شود، پاسخ این سئوال روشن مى گردد، كه: منظور از تضمین رزق از سوى خداوند و تكفل و تعهد و تقسیم آن، فراهم آوردن زمینه ها است، زمینه هائى در خارج از وجود انسان، و زمینه هائى در درون وجود او، كه هرگاه دست به دست هم دهند، انسان سهم خود را از روزى دریافت مى كند، این درست به آن مى ماند كه حقوق كاركنان یك شركت از طرف رئیس آن شركت تعیین مى شود، ولى هرگز در خانه آنها نمى آورند، بلكه آنها باید شخصا بروند، و لیست حقوق را پر كنند، و حق خود را دریافت دارند.
این نكته را نیز نباید فراموش كرد كه خداوند براى اینكه مردم در عالم اسباب گم نشوند، و روزى را نتیجه منحصر به فرد تلاش و كوشش هاى خود به تنهائى ندانند، گاه به اشخاصى روزى مى رساند، كه: تلاش چندانى نكرده اند، و گاه روزى را از كسانى مى گیرد كه: تلاش فراوان داشته اند، تا روشن سازد در پشت این دستگاه، قدرت دیگرى حاكم است، "ولى نباید فراموش كرد، كه: این در حقیقت یك استثناء است، اما اصل اساسى همان تلاش و كوشش است".
و شاید به خاطر همین مطلب است كه در حدیثى از پیامبر اكرم "صلی الله علیه و آله" آمده است: 'و اعلموا ان الرزق رزقان: فرزق تطلبونه و رزق یطلبكم فاطلبوا ارزاقكم من حلال فانكم ان طلبتموها من وجوهها اكلتموها حلالا و ان طلبتموها من غیر وجوهها اكلتموها حراما... [ وسائل الشیعه جلد 12/ 29. ]
"بدانید رزق دو گونه است: رزقى كه شما بدنبال آن مى روید و رزقى كه آن به دنبال شما مى آید بنابراین رزق را از طریق حلال طلب كنید، كه: اگر از طریق صحیح آن را بطلبید، آن را به صورت حلال مى خورید و اگر از غیر طریق صحیح بطلبید همان را به صورت حرام مى خورید".
این دو گونگى روزى در واقع دلیل بر جمع میان آیات و روایاتى است، كه روزى را مقسوم و تضمین شده مى شمرد، و آیات و روایاتى كه نقطه مقابل آن، جد و جهد و تلاش را شرط بهره گیرى از روزى معرفى مى كنند. [ جهت اطلاع بیشتر از این روایات به جلد 12 وسائل الشیعه كتاب التجاره ص 9 و 16 و 18 و 22 و 24 و 26 مراجعه شود. ]
بعلاوه آگاهى بر این دو گونگى رزق سبب مى شود، كه: افراد حریص از حرص باز ایستند و مومنان خود را آلوده كارهاى حرام براى طلب روزى نكنند، و محرومان نیز به یاس و نومیدى كشیده نشوند.
نوشته بود، شیرینترین نمازی که خواندم این است كه:
در اتوبوس داشتم میرفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب میکند. یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم: نماز نخواندم، گفت: خوب باید بخوانی، اما حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت: برویم به راننده بگوییم نگهدار. پدر گفت: راننده كه بخاطر یک دختر بچه نگه نمیدارد، گفتم: التماسش میکنیم. گفت: نگه نمیدارد. گفتم: تو به او بگو گفت: گفتم كه نگه نمیدارد، بنشین حالا بعداً قضا میکنی. دختر دید خورشید غروب نکرده است و گفت بابا خواهش میکنم، پدر عصبانی شد، اما دختر گفت: پدر، امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم.
میگفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب درآورد. زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون. دستِ کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو. شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت. قرآن یک آیه دارد میگوید: کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دلها میگذاریم به شرطی که اخلاص داشته باشد، نخواسته باشد خودنمایی کند، شیرینکاری کند، واقعا دلش برای نماز بسوزد، پُز نمیخواهد بدهد. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» مریم/96 یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته است، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دلها میگذاریم.
شاگرد شوفر نگاه کرد و دید كه دختربچه وسط اتوبوس نشسته و دارد وضو میگیرد، پرسید: دختر چه میکنی؟ گفت: آقا من وضو میگیرم، ولی سعی میکنم آب به كف اتوبوس نچکد. بعدش هم میخواهم روی صندلی، نشسته نماز بخوانم. شاگرد شوفر یک كمی نگاهش کرد و چیزی به او نگفت. به راننده گفت: عباس آقا، ببین این دختر بچه دارد وضو میگیرد.
راننده هم همینطور که جاده را میدید، در آینه هم دختر را میدید. مدام جاده را میدید، آینه را میدید، جاده را میدید، آینه را میدید. مهر دختر در دل راننده هم نشست. راننده گفت: دختر عزیزم، میخواهی نماز بخوانی؟ صبر كن، من میایستم. ماشین را کشید کنار جاده و گفت: نمازت را بخوان دخترم، آفرین.
چه شوفرهای خوبی داریم، البته شوفر بد هم داریم که هرچه میگویی: وایستا، گوش نمیدهد. او برای یک سیخ کباب میایستد، اما برای نماز جامعه نمیایستد. در هر قشری همه رقم آدمی هست.
دختر میگفت: وقتی اتوبوس ایستاد، من پیاده شدم و شروع کردم به نماز خواندن. یک مرتبه اتوبوسیها نگاهش کردند. یكی گفت: من هم نخواندم، دیگری گفت: من هم نخواندم.شخص دیگری هم گفت: ببینید چه دختر باهمتی است، چه غیرتی، چه همتی، چه ارادهای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت، حجت است. خواهند گفت: این دختر اراده کرد، ماشین ایستاد. یکی یکی آنهایی هم که نماز نخوانده بودند، ایستادند به نماز. دختر میگفت: یک مرتبه دیدم پشت سرم یک عده دارند نماز میخوانند. میگفت: شیرینترین نماز من این بود که دیدم، لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد. منِ، بچه یازده ساله هم میتوانم در فضای خودم امام باشم.
قنوت
.: Weblog Themes By Pichak :.
























