التّائب من الذّنب کمن لا ذنب له و المستغفر من الذّنب و هو مقیم علیه کالمستهزئ بربّه و من آذى مسلما کان علیه من الذّنوب مثل منابت النّخل؛
کسى که از گناه توبه کند چنان است که گناه نکرده باشد و کسى که از گناه آمرزش طلبد و باز مرتکب آن شود چنان است که پروردگار خویش را مسخره کند و هر که مسلمانى را آزار رساند گناهش به اندازه نخلستانهاست.
التّحدّث بنعم اللَّه شکر و ترکه کفر و من لا یشکر القلیل لا یشکر الکثیر و من لا یشکر النّاس لا یشکر اللَّه و الجماعه خیر و الفرقه عذاب؛
گفتگو از نعمتهاى خداوند شکر است و ترک آن کفر است و هر که نعمت کم سپاس نگذارد، سپاس نعمت بسیار را نخواهد گذاشت و هر که مردم را سپاس ندارد سپاس خدا را نخواهد داشت اجتماع مایه نیکى است و تفرقه موجب رنج و عذاب است.