ای منجی توده بشر مهدی جان
ای منجی توده بشر مهدی جان
افتاده بشر به دام شر مهدی جان
تا کی سفرت به طول میانجامد
برگرد دگر از این سفر مهدی جان
از آتش ستیزه و از جور بی امان
از آتش ستیزه و از جور بی امان
شد تنگ زندگانی دنیا به انس و جان
ذرات کون و مکان همه با هم ندا دهند
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
آقا بیا به خاطر یاران ظهور کن
آقا بیا به خاطر یاران ظهور کن
ما را از این هوای سراسیمه دور کن
وقتی برای بدرقه عشق میروی
از کوچه های خلوت ما هم عبور کن
ترسم بمیرم از غم هجران تو یابن الحسن
ترسم بمیرم از غم هجران تو یابن الحسن
در آرزوی دیدن دوران تو یابن الحسن
روزی اگر چشمان من افتد به روی ماه تو
این نیمه جان را میکنم قربان تو یابن الحسن





