ورق های توسل گشتته دسته
ورق های توسل گشتته دسته
همه انگشتانمان هم، پینه بسته
فقط از تو سرودیم و نگفتیم
که از اعمالمان هستی تو خسته
بیا باغ و گل بی قرار تواند
بیا باغ و گل بی قرار تواند
شب و پنجره وامدار تواند
در این بغض و تردید و ناهمدلی
دل و دیده در انتشار تواند
خدا کند که رضایم، فقط رضای تو باشد
خدا کند که رضایم، فقط رضای تو باشد
هوای نفس نباشد، همه هوای تو باشد
خدا کند که منظر چشمم، به روی تو باشد
و سجدهگاه نمازم، به جای پای تو باشد
بیا که صبر برایم چه خوب معنا شد
بیا که صبر برایم چه خوب معنا شد
در انتظار ظهورت دلم شکیبا شد
تمام دفتر عمرم سیاه شد اما
امید دیدن رویت دوباره پیدا شد





