با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد
با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد
یکه تاز جاده های انتظار ما چه شد
آشنای لافتی الا علی اینجا کجاست
صاحب لا سیف الا ذوالفقار ما چه شد
کاش میشد که منم لایق دیدار شوم
کاش میشد که منم لایق دیدار شوم
از همه دل کنم، از غیر تو بیزار شوم
کاش میشد که نقاب از رخ خود برداری
روی تو بینم و آن گه به سر دار شوم
ای دل از من بگو آن دلبر جانانه را
ای دل از من بگو آن دلبر جانانه را
گاه گاهی یاد کن این خسته دیوانه را
جای او در خانه دل باشد و ما غافلیم
در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را
آقا نگاهت جای آهوهاست، میدانم
آقا نگاهت جای آهوهاست، میدانم
دستان پاکت مثل من تنهاست، میدانم
آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست، میدانم





