خدا کند که مرا با خدا کنی آقا
خدا کند که مرا با خدا کنی آقا
ز قید و بند معاصی جدا کنی آقا
دعای ما به در بسته میخورد ای کاش
خودت برای ظهورت دعا کنی آقا
وقتی بسان خورشید از گوشهای برآیی
وقتی بسان خورشید از گوشهای برآیی
روشن شود جهانی، وقتی که تو بیایی
ماندم در انتظارت ای کوکب هدایت
بنما جمال خود را ای آیت خدایی
کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را
کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
بهار بی گل نرگس شبیه پاییز است
بهار بی گل نرگس شبیه پاییز است
و بی تو کل زمان هایمان غم انگیز است
بیا که منجمدانه قیام ممکن نیست
بیا که سهم زمین از بهار ناچیز است





