هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشکر است
هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشکر است
پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشکر است
با خبر باشید ای چشم انتظاران ظهور
آخرین سلطان عالم از همه تنهاتر است
طعنه از دشمنت ای دوست شنیدن تا کی
طعنه از دشمنت ای دوست شنیدن تا کی
به بدن پیرهن صبر دریدن تا کی
یپش رو بودن و روی تو ندیدن تا کی
بار هجران تو بر دوش کشیدن تا کی
سر راهت در انتظارم
سر راهت در انتظارم
برده هجرت صبر و قرارم
جز ظهورت ای گل زهرا
به خدا حاجتی ندارم
مهدیا منتظرانت همه در تاب و تبند
مهدیا منتظرانت همه در تاب و تبند
همه اهل جهان، جمله گرفتار شبند
چو بیایی غم و ظلمت برود از عالم
شاد گردد دل آنان که گرفتار غمند





