ماندیم به داغ انتظارت مددی
ماندیم به داغ انتظارت مددی
ما وغم و درد بی شمارت مددی
دل خسته از این غمی که در ریشه ماست
در آرزوی فجر بهارت مددی
عصری ست غریب و آسمان دلگیر است
عصری ست غریب و آسمان دلگیر است
افسوس برای دل سپردن دیر است
هر روز بهانهای گرفتیم و گذشت
عیب از من وتوست عشق بی تقصیر است
ای راحت دل، قرار جان ها برگرد
ای راحت دل، قرار جان ها برگرد
درمان دل شکسته ما برگرد
ماندیم در انتظار دیدار ای داد
دل ها همه تنگ توست آقا برگرد
در غم هجر رخ تو در سوز و گدازیم
در غم هجر رخ تو در سوز و گدازیم
تا به کی زین غم جانکاه بسوزیم و بسازیم
آید آن روز که در باز کنی پرده گشایی
تا به خاک قدمت جان و سر خویش ببازیم





