ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد
ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد
ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
ای پیک راستان خبر یار ما بگو
ای پیک راستان خبر یار ما بگو
احوال گل به بلبل دستان سرا بگو
ما محرمان خلوت انسیم غم مخور
با یار آشنا سخن آشنا بگو
بگذار بگویمت دلم غم دارد
بگذار بگویمت دلم غم دارد
یک عالمه اشک و آه و ماتم دارد
عجل به ظهور، عصر آدینهها
ای یوسف فاطمه تو را کم دارد





