خیمه نشین فاطمه دلم برات پر میزنه
خیمه نشین فاطمه دلم برات پر میزنه
اسم قشنگت آقاجون هر تپش قلب منه
دلم برای دیدنش میگیره از من بهونه
ندبه میخونم دوباره با اشکای دونه دونه
به یاد او همه غم ها ز سینه دور شود
به یاد او همه غم ها ز سینه دور شود
دلم به رغم سیاهیش غرق نور شود
همیشه منتظرش بودم ای خدا مپسند
که بعد مردن ما جمعه ظهور شود
گر پرده ز رخ باز نماید مهدی
گر پرده ز رخ باز نماید مهدی
از خلق جهان دل برباید مهدی
ای شیعه چنان منتظر مولی باش
گویی که همین جمعه بیاید مهدی
تا نقش تو هست نقش آیینه ما
تا نقش تو هست نقش آیینه ما
بوی خوش گل نشسته در سینه ما
در دیده بهار جاودان میشکفد
با یاد تو ای امید دیرینه ما





