ما بی تو تا دنیاست، دنیایی نداریم
ما بی تو تا دنیاست، دنیایی نداریم
چون سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم
ای سایه سار ظهر گرم بی ترحم
جز سایه دستان تو جایی نداریم
تو میآیی و دست های مرا
تو میآیی و دست های مرا
پر از عطر یاس و سحر میکنی
تو میآیی و لحظه های مرا
از احساس گل تازه تر میکنی
دیری ست که ما منتظر روی تو هستیم
دیری ست که ما منتظر روی تو هستیم
ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم
دیری ست که دلداده ما خانه نشین است
جای قدمش، بوسه به صد چاک زمین است
بی تو چگونه میشود از آسمان نوشت
بی تو چگونه میشود از آسمان نوشت
از انعکاس ساده رنگین کمان نوشت
این یک حقیقت است که بی تو بهار من
باید چهار فصلِ زمان را خزان نوشت





