السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30426بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
با صلابت دست مى دهم
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

با صلابت دست مى دهم

امام زمان

اکنون نوبت آن است که با اراده اى محکم دست خود را پیش آوریم و بیعت پایدار و محکمى با مولایمان نماییم؛ پیمانى که غیبت او و تأخیر در ظهورش خللى به آن وارد نکند. اگر صدها سال هم در فراقش بسوزیم بر سر عهدى که با او بسته ایم استقامت مى کنیم. این امضاى نهایى بر سلامها و دعاهایى است که تا کنون بر زبان جارى ساخته ایم و مهر صلابت در راهى است که انتخاب کرده ایم:

أَشْهَدُ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ فیکَ حَقٌّ... فَلَوْ تَطاوَلَتِ الدُّهُورُ... لَمْ أَزْدَدْ فیکَ إِلاَّ یَقیناً...

خدایا، من معتقد به بازگشت و حضور در پیشگاه امام زمان هستم. مولاى من، شهادت مى دهم که وعده خدا درباره تو حق است، و به خاطر طول غیبت و دورى زمان شکى درباره آن نخواهم کرد. من با جاهلان حق تو نخواهم بود که متحیرند، بلکه منتظر و متوقع رسیدن روزگارت خواهم ماند.

اى امام زمان، اگر روزگار طولانى شود و عمرها زیاد شود یقیینم درباره تو بیشتر خواهد شد و محبتم نسبت به تو افزون مى گردد. اعتماد و تکیه ام به تو بیشتر، و انتظارم براى ظهورت و جهاد در پیشگاهت زیادتر مى شود، تا جان و مال و فرزندان و خاندان و آنچه پروردگارم به من ارزانى داشته به پاى تو بریزم و آماده امر و نهى تو درباره آنها باشم.

اى صاحب اختیار من، اگر روزگار نورانى تو و پرچمهاى برافراشته ات را درک کنم، من از همینک بنده تو و آماده اجراى امر و نهى توام. آرزویم شهادت در پیشگاه تو و رستگارى نزد توست.

مولاى من، اگر قبل از ظهور تو مرگ من فرا رسد، من بوسیله تو و پدران طاهرینت به درگاه خدا توسل مى جویم و از درگاهش مى خواهم بر محمد و آل محمد درود فرستد و براى من بازگشت در زمان ظهورت و حضور در روزگارت را مقرر کند تا جانانه از تو اطاعت کنم و قلبم را از دشمنانت شفا دهم.

اینک از تو مى خواهم سلام مرا سلامى دهى، ومرا به درگاهت بپذیرى، وبرایم دعا کنى، وزودتر بیایى ودست گنهکار مرا براى بیعت در دست مبارکت بگیرى؛ وبپذیرى که با تو میثاق وفا ببندم، تا در روز حضورت تحت لواى تو گوش به فرمانت باشم

منتظرم... امیدوارم...

اى پسر پیامبر، اى یادگار على و فاطمه، اى منتقم خون حسین...

اى امید دلهایى که در دوازده قرنِ غیبت، شکستند و رفتند، و چشم انتظارت ماندند...

اى بسته به تو قلبهاى سوخته اى که جوانه هاى محبت را در دل شکفته اند و در راه تو چشم مى سایند...

اکنون پیش از همه، خود دعاى فرج مى خوانى؛

و من اى کاش توانسته باشم با ادب صدایت زنم، و پیش از سخن سلامت دهم و درودت فرستم، و قبل از دعاى خود سلامتى تو را بخواهم، و سپس فرج تو را که بیایى، و آنگاه از تو بخواهم که در پیشگاه خدا شفاعتم کنى و با تو بودن را برایم بخواهى، و عهد و پیمان ببندم که براى همیشه با تو باشم.

چشم انتظار دروازه غیبت، آمیخته اى از اعتقاد و محبت و احترام خالصانه را تقدیم مجلس ملکوتیت مى نماید.

و دعایى که تعجیل و رضا را عجین نموده، نثار بیعتى مى نماید که تا قیامت پذیرفته است.

ملتمسانه زار مى زنم:

آیا راهى به سوى تو هست؟

و آنگاه که جوابى به گوش نمى رسد، آه از نهاد برمى آورم:

پناهم ده،

مرا دریاب،

امانم ده،

هرچه زودتر!

همین امشب!

همین ساعت!

 

اینک از تو مى خواهم سلام مرا سلامى دهى، و مرا به درگاهت بپذیرى، و برایم دعا کنى، و زودتر بیایى و دست گنهکار مرا براى بیعت در دست مبارکت بگیرى؛ و بپذیرى که با تو میثاق وفا ببندم، تا در روز حضورت تحت لواى تو گوش به فرمانت باشم.

منتظرم... امیدوارم...

صدایت مى زنم!!... سلامت مى دهم!!... دعایت مى کنم!!

اینک

اگر اجازه دهى

صدایت مى زنم...!!

سلامت مى دهم...!!

دعایت مى کنم...!!

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:33 AM
لینک ثابت
در نسیم انتظار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

در نسیم انتظار

امام زمان
خورشید صبح جمعه هر هفته به یاد آن سحرگاه دلپذیر که تو با میلادت شبنم حیات بر بوستان هستى نشاندى، شادتر وروشن تر طلوع مى کند. صبح جمعه آسمان آبى تر از هر صبح دیگر است ونسیمش خوشبوتر وروح افزاتر از هر نسیم دیگر. صبح جمعه بوى بهار مى پیچد، حتى اگر در زمستانى ترین روز سال باشى.

اگر خستگى یک هفته روز مرگى وتلاش بگذارد، اگر جمعه را بشناسى وقدر بدانى، اگر در انتظار جمعه ى موعود باشى وخلاصه اگر خواب خوش بامدادى مجال دهد، مى توان در طراوت این صبح دلپذیر، نه بهارى، که بهشتى شد. مى توان با نسیم خوشش روح را جلا داد وآینه شد. مى توان با قطرات شبنم صبحگاهى اش زنگار دل را زدود. اگر دل پاک ومنتظر باشد، مى توان در صبح جمعه شمیم عطر حضورش را بویید، آن گاه در زلال ولایتش وضو ساخت ونمازى شیرین به جا آورد. چه حلاوتى دارد این نماز! چه قدر ماندنى است! انگار که به او اقتدا کرده اى واز لطافت ترنم آبشار حضورش سیراب شده اى. نماز که به آخر مى رسد، خیال پیوستن به او دلت را لبریز مى کند وزبان، ترنم آغاز مى کند: (اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم). آن قدر که این دل شیدا از امید بودن با او لبریز شود وچه سخت است دور بودن از او چه سخت است نشنیدن حتى زمزمه اى از او! چه سخت است این تنهایى ما وکوتاهى دستمان از دامن او! کجاست آن فردایى که به دیدارش حیاتى دوباره یابیم واز زلال مهرش سیراب شویم؟ (هل الیک یا بن أحمد سبیل فتلقى؟).

وصد حیف که این لحظات ناب جمعه رفتنى است! چشم بر هم زنى، جمعه اى مى آید ومى رود وباز هم تو در انتهاى جاده ى انتظار مى ایستى، پاک وبا طراوت، زلال ومطهر، با یک سبد گل راز ونیاز شبانه وندبه ى سحرگاهى ویک آینه ى در دل، وانتظار، یعنى همین مهیا بودن تو. گوارایت باد حلاوت این پاکى!

 

این زمزمه دل شیفته است که ندبه سر داده است ومى سوزد وآرام آرام عقده ى دلتنگى را در این نجواى عاشقانه با تو مى گشاید. چه نجواى آرامى دارد این ندبه هاى صبحگاهى! چه روح بخش وطراوت زاست! چه صفایى به دل مى دهد! به جز صبح جمعه ودر میان عاشقان آن موعود مهربان کجا مى توانى چنین پاکى وزلالى را دریابى؟ دعاى ندبه آهنگ دلتنگى ونغمه ى ایمان، وفریاد عشق به امام وتمناى مرهمى بر آتش این حرمان است. ندبه ى صبحگاهى صیقلى است که به روح خسته از هجران مى دهى تا زنگار فرو ریزد وشفاف شود. روح باید در زلال این آبشار معرفت شسته شود تا پاک وبى آلایش ظهور یار را تمنا کند. جسم را هم باید شست وشو داد. باید در این روز سراسر نور، در این عید مبارک، در این بهارى ترین روزهاى سال، در روزجمعه، از هر کدورتى پاک شوى.

پیامبر خدا، حضرت محمد به امیر مؤمنان، على مى فرمایند: (یا على! در هر جمعه غسل جمعه را به جا آور اگر چه باید قوت روز خود را بفروشى وآبى تهیه کنى وخود گرسنه بمانى که هیچ سنتى بزرگ تر از غسل جمعه نیست).

بگذار آب، این رحمت مجسم خدا در خلقت، کدورت از تو برگیرد وتو در این ریزش رحمت زمزمه کن که: (خدایا! مرا از توبه گویان وپاکان درگاهت قرار ده)! بگذار خنکاى آب، درونت را هم شست وشو دهد. بگذار خطاکارى وتیرگى از جانت شسته شود وتو تا جمعه اى دیگر وطهارت وطراوتى دیگر پاک بمانى، آن چنان که آینه ى نیکى ها ونکویى ها شوى.

وصد حیف که این لحظات ناب جمعه رفتنى است! چشم بر هم زنى، جمعه اى مى آید ومى رود وباز هم تو در انتهاى جاده ى انتظار مى ایستى، پاک وبا طراوت، زلال ومطهر، با یک سبد گل راز ونیاز شبانه و ندبه ى سحرگاهى ویک آینه ى در دل، وانتظار، یعنى همین مهیا بودن تو. گوارایت باد حلاوت این پاکى!

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:32 AM
لینک ثابت
انتظار و معرفت بهتر امام عصر(عج)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

انتظار و معرفت بهتر امام عصر(عج)

امام زمان

قبل از پرداختن به اینكه انتظار مایه شناخت بهتر ولایت امام عصر(عج) مى گردد توجه به نكات ذیل لازم است:

1-  از مهمترین وظیفه ى هرشیعه ى منتظر، شناخت امام زمان است. در روایات بسیارى كه به طریق شیعه و اهل سنّت از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم علیهم السلام، نقل شده آمده است كه:

«هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است».(1)

2- شناخت امام زمان(عج) از شناخت امامان معصوم دیگر جدا نیست; اگر كسى به طور كلّى به شأن و جایگاه ائمه هدى(علیهم السلام)  واقف شد، صفات و ویژگى هاى آنها را شناخت و به مسئولیت خود در برابر آنها پى برد قطعاً نسبت به امام عصر(عج) نیز به شناختى شایسته مى رسد.

3- مراد از شناخت امام شناختن نام و نسب امام(علیه السلام) و صفات و ویژگى هاى امام مى باشند; مۆلف مكیال المكارم مى فرمایند:

«بدون تردید مقصود از شناختى كه امامان ما كه تحصیل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرموده اند، این است كه ما آن حضرت را آن چنان كه هست بشناسیم، به گونه اى كه این شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهه هاى ملحدان و مایه نجاتمان از اعمال گمراه كننده ى مدعیان دروغین باشد، و چنین شناختى، جز به دو امر حاصل نمى گردد: اول شناختن شخص امام(علیه السلام) به نام و نسب و دوم شناخت صفات و ویژگى هاى او و به دست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات است».(2)

با توجه به مطالب بیان شده انتظار مایه شناخت بهتر ولایت امام عصر(عج) مى گردد زیرا كسى كه منتظر شد و نام و یاد امام زمان(عج) در دل او تجلّى كرد صاحب دل بى قرار مى شود و با تمام وجود و از همه ى راه هاى ممكن براى شناخت بیشتر و رسیدن به قرب محبوبش گام بر مى دارد و هر گامى را كه بر مى دارد، او را بهتر درك مى كند در مى یابد كه غیر از حضرت مهدى(عج) كسى نمى تواند وارث همه ى فضایل باشد و پرچم عدل را در سراسر جهان به اهتزاز در بیاورد به تمام معنا شیفته و عاشق حضرت حجت مى شود و براى رسیدن به وصال و یا شناخت بیشتر او لحظه شمارى مى كند و با سوز و گدازى كه دارد از راه هاى ذیل بر معرفت خویش مى افزاید:

1- در ابتدا از عنایات خداوند متعال مدد مى جوید و از این درگاه نیز توفیق شناخت حجتش را درخواست مى كند چرا كه خدا سرچشمه ى توفیق است.

همیشه باید در بین نوع انسان، فرد كاملى وجود داشته باشد كه به تمام عقائد حقه ى الهى عقیده مند بوده تمام اخلاق و صفات نیك انسانى را به كار بسته و به تمام احكام دین عمل نماید و همه را بدون كم و زیاد بداند و در تمام این مراحل، از خطائ و اشتباه و عصیان معصوم باشد، و اگر نوع انسان، زمانى از چنین فرد ممتازى خاطى گردد لازم مى آید كه احكام الهى كه به منظور هدایت انسان نازل گشته است، از بین برود و افاضات و امدادهاى غیبى حق تعالى، منقطع شود و بین عالم ربوبى و عالم انسانى، ارتباطى برقرار نباشد

2- از دستورها(3) و روش هایى كه از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه معصومین علیم السلام براى شناخت بیشتر و بهتر امام رسیده است، استفاده مى كند مثلاً در باب سیرت دینى حضرت در مى یابد كه:

«مهدى(عج) در برابر خداوند و جلال خداوندى، فروتن است، بسیار فروتن، همچون عقاب، به هنگامى كه بالِ خویش فرو گشاید، و سر به زیر انداخته، از اوج آسمان فرود آید. مهدى(عج) در برابر جلال خداوند اینسان خاشع و فروتن است. خدا و عظمت خدا، در وجود او متجلّى است، همه ى هستى او را در خود فرو برده است; مهدى(عج) عادل است و خجسته و پاكیزه. او ذره اى از حق را فرو نگذارد. خداوند دین اسلام را به دست او عزیز گرداند... مهدى همواره بیم خداوند را به دل دارد، و به مقام تقربى كه نزد خداوند دارد مغرور نشود، او به دنیا دل نبندد و سنگى روى سنگ نگذارد. در حكومت او، به احدى بدى نرسد مگر آن كه حد خدایى جارى گردد».(4)

یا اینكه از امام رضا(علیه السلام) مى آموزد كه وقتى خدا اراده كرد فردى را براى امور بندگانش انتخاب كند، شرح صدرى به وى عطا نموده قلبش را چشمه ى حقایق و حكمت ها، مى گرداند و علوم خودش را همواره به او الهام مى كند بعد از آن از هیچ جوابى عاجز نخواهد ماند و در بیان حقایق و راهنمایى صحیح به ظلالت و گمراهى مبتلا نمى گردد. از خطا معصوم است و از تأییدات و توفیقات و راهنمایى هاى خداوندى همواره برخوردار مى باشد. خدا او را به این مقام برگزیده تا بر بندگانش، حجت و گواه باشد.(5)

و از امام صادق(علیه السلام) مى آموزد كه فرمود:

«خدا ما را به نیكوترین خلقت آفرید و در آسمان و زمین خزانه دار علوم خویش قرار داد. درخت با ما، تكلم كرد و به عبادت كردن ما، خدا عبادت مى شود. اگر ما نبودیم خدا عبادت نمى شد».(6)

آرى شخص منتظر مى آموزد كه امامان به نیكوترین خلقت آفریده شده اند و به این نتیجه مى رسد كه بی ولایت آنها هرگز نمى توان به درجات قرب الهى رسید و این شناخت بهتر در سایه ى گفتار معصومین علیهم السلام، حاصل مى شود.

وقتى خدا اراده كرد فردى را براى امور بندگانش انتخاب كند، شرح صدرى به وى عطا نموده قلبش را چشمه ى حقایق و حكمت ها، مى گرداند و علوم خودش را همواره به او الهام مى كند بعد از آن از هیچ جوابى عاجز نخواهد ماند و در بیان حقایق و راهنمایى صحیح به ظلالت و گمراهى مبتلا نمى گردد

3- از برهان عقلى استفاده مى كند كه:

«همیشه باید در بین نوع انسان، فرد كاملى وجود داشته باشد كه به تمام عقائد حقه ى الهى عقیده مند بوده تمام اخلاق و صفات نیك انسانى را به كار بسته و به تمام احكام دین عمل نماید و همه را بدون كم و زیاد بداند و در تمام این مراحل، از خطائ و اشتباه و عصیان معصوم باشد، و اگر نوع انسان، زمانى از چنین فرد ممتازى خاطى گردد لازم مى آید كه احكام الهى كه به منظور هدایت انسان نازل گشته است، از بین برود و افاضات و امدادهاى غیبى حق تعالى، منقطع شود و بین عالم ربوبى و عالم انسانى، ارتباطى برقرار نباشد».(7)

4-  مطالعه در راستى مهدى(عج):

1- منتظران امام عصر(عج) با مطالعاتى كه دارند در مى یابند كه: او امام عصر و زمان و حجت حىّ و حاضر و ناظر خداوند است.

2-  آن حضرت وارث همه فضایل و شایستگى هایى هستند كه در خاندان رسالت وجود داشته است.

توجه و عشق به مهدى منتظران را به تحقیق وادار مى كند و آنان درك مى كنند كه آن امام احیاء كننده ى مكتب اهل بیت علیهم السلام، بلكه احیاء كننده ى دین و دین باورى در سراسر جهان هستند.

مطالعه درباره امام مهدى(عج)، مى آموزد كه حضرت حجت(عج) در بین امامان پیش از خود نیز از جایگاه ویژه اى برخوردار بوده اند. تا آنجا كه امام صادق(علیه السلام) در پاسخ كسى كه از ایشان مى پرسد: آیا قائم(عج) متولد شده است؟ مى فرماید:

«... لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیّامَ حَیاتى...»(8) اگر او را دریابم در طول زندگیم خدمتگذارش خواهم بود.

5-  علاوه بر آنچه كه گفته شد، محبان كوى امام زمان(عج) براى رسیدن به محبوب خود، از تجربه دیگر داده هاى امام عصر(عج) استفاده مى برند و در پرتو راهنمایى هاى سالكان دیدار دوست، به مراحلى از شناخت مى رسند و رسیدن به این مراحل بخشش خدادادى است.

 

پی نوشت:

1-  مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج 8، ص 368، و ج 32، ص 321 و 333.

2- الموسوى الاصفهانى، میرزا محمد تقى، مكیال المكارم، ج 2، ص 107.

3- محمدرضا حكیمى، خورشید مغرب، ص 29 - 30 به نقل از المهدى الموعود، ج 1، ص 280 - 300.

4- همان، ص 281 - 300.

5- محمد بن یعقوب كلینى، اصول كافى، ج 1، ص 390.

6- همان، ج 1، ص 368.

7-  ابراهیم امینى، دادگستر جهان، چاپ 81، انتشارات شفق، ص 78.

8-  النعمانى، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص 245 - 246.

 بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:32 AM
لینک ثابت
عصر آدینه
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

عصر آدینه

غروب

غروب جمعه را انگار خدا آفریده است تا آینه ى همه ى دردها وزخم هاى شیعیان باشد ورنج سال ها غربت از امام وزخم سال ها یتیمى امت را بنمایاند؛ با این همه، غروب دل گیر آدینه با همه ى غم زدگى اش انگار لبریز از معرفت است؛ پر است از بانگ جرس وشاید آهنگ بیدار باش خداست که به رنگ غروب در آمده است.

آشفتگى روح را عصر جمعه به وضوح حس مى کنى، روحى که مدام تحملمان مى کند، زمینى بودنمان را، غرق بودنمان در دنیا را ودر بند اسارت بودنمان را، تا خاکى ترین بخش هستى فرود مى آید واو که از جنس آسمان است در زمین خاکى آشفته مى شود.

وعصر جمعه انگار زمان کوتاهى براى رهایى روح است. براى همین است که عصر جمعه دلت هواى قرآن خواندن مى کند وهواى راز ونیاز ودعاى سمات. دلت از دنیا مى گیرد؛ از دنیایى که پر است از زیبایى هاى دروغین، عشق هاى دروغین، لذت هاى دروغین ودلت براى حقیقت پر مى زند.

غروب جمعه، آینه ى دل تنگ توست تا در آن محکش بزنى که تا کجا عاشق است ومنتظر؟ از امامش چه مى داند واز رسولش واز خدایش؟

ونم نمک زمزمه ى روح را مى شنوى که: (خدایا! خودت را به من بشناسان، بارالها! با رسولت آشنایم کن. مهربانا! حجتت را، امام زمانم را، مولایم را به من بشناسان که اگر حجتت را به من ننمایى، از راه تو گمراه خواهم شد).(1)

(لطیفا! در دینت ثابتم گردان، به طاعتت مشغولم دار ودر آزمونى که براى خلق بر نهادى، پیروم کن).(2) و(قلبم را مطیع ولى امرت دار).(3)

عصر جمعه عشقى در دلت موج مى زند وحسرت عمیق دورى از امام در دلت تیر مى کشد. حالا با تمام وجودت زمزمه مى کنى: (أین بقیة الله)(4) تازه مى فهمى که دنیا چه قدر وابسته ى اوست وبودن، تا چه حد به او نیازمند است. پس چشمانت، همه ى وجود وحتى خدا را شاهد مى گیرى که به او وبه هر چه او به آن ایمان دارد، مؤمنى(5) واین که دوستش مى دارى، که تسلیم امر اویى ومطیع او،(6) به مقام بلندش، به علم ودانایى اش وبه ولایتش اعتراف مى کنى(7) ونیز به رجعتش واین بازگشت شیرین را سخت انتظار مى کشى.

غروب جمعه را انگار خدا آفریده است تا آینه ى همه ى دردها وزخم هاى شیعیان باشد ورنج سال ها غربت از امام وزخم سال ها یتیمى امت را بنمایاند؛ با این همه، غروب دل گیر آدینه با همه ى غم زدگى اش انگار لبریز از معرفت است؛ پر است از بانگ جرس وشاید آهنگ بیدار باش خداست که به رنگ غروب در آمده است

وقتى این نسیم خوش معرفت تمام وجودت را عطرآگین مى کند، از همه ى آنچه دوره ات کرده، بیزار مى شوى، از رنگارنگى دنیا، از سر وصداهاى فریبنده، از حرف هاى پوچى که دانه دانه زنجیر عذابت را مى بافند، از دویدن هاى پى در پى وبى پایانت به دنبال سراب دنیا واز خویش منزجر مى شوى که چه قدر غرق در دنیایى وچه قدر از انتظار حقیقت دورى وچه قدر بودن را از دست داده اى وبه چه چیزهاى کوچکى دل بسته اى.

بزرگى ما انسان ها آن قدر است که زمین وآسمان وکوه در تحمل بار امانتى که کشیده ایم درمانده اند، اما گاه آن قدر کوچک مى شویم که دل به قطعه اى از این زمین وآنچه در آن است مى بندیم. سینه هاى آسمانى ما کهکشان عشق خداست، اما گاه در این پهنه ى سترگ عاشقى، دل به دنیاى خاکى مى بندیم. وچه قدر آن لحظه غافلیم، غافلیم از بزرگى خود، از عظمت روح واز جایگاه بلند خلیفة اللهى مان.

وعصر جمعه لحظه ى آشتى با روح است. لحظه ى رها کردن روح از اسارت خاک در دنیاى خاکى، استشمام عطر انتظار ولحظه ى حس کردن نسیم امید است. عصرهاى جمعه بوى امام مى دهد، بوى موعود بر حقمان، بوى سبز بهاران.

 

پی نوشت:

1- مفاتیح الجنان، ص 968: (اللهم عرفنى حجتک فانک ان لم تعرفنى حجتک ضللت عن دینى).

2- همان، ص 969: (اللهم فثبتنى على دینک واستعملنى بطاعتک ولین قلبى لولى أمرک وعافنى مما امتحنت به خلقک)

3- همان، ص 969: (اللهم فثبتنى على دینک واستعملنى بطاعتک ولین قلبى لولى امرک وعافنى مما امتحنت به خلقک)

4-  همان، ص 883.

5- همان، ص 903: (أشهد الله...أنى مؤمن بکم وبما امنتم به)

6-  همان، ص 904: (مطیع لکم، عارف بحقکم، مقر بفضلکم)

7-  همان،ص 904: (مطیع لکم، عارف بحقکم، مقر بفضلکم)

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:32 AM
لینک ثابت
اى فرج حقیقى آل محمد(ص)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

اى فرج حقیقى آل محمد(ص)

روایاتی در باب انتظار فرج

پیامبر و امیر المؤمنین و فاطمه زهرا و یازده امام معصوم علیهم السلام در دورانهایى قرار داشتند که خود و شیعیانشان در مظلومیت به سر بردند و همه در انتظار فرج بودند. خود پیامبر صلى اللَّه علیه وآله بارها بشارت مهدى علیه السلام را به مردم داده بود. امیر المؤمنین علیه السلام داستان ظهور مهدى علیه السلام را براى شیعیانش بیان مى فرمود. فاطمه زهرا علیها السلام در آرزوى روز انتقام مهدى علیه السلام بود. بردبارى و صبر امام مجتبى علیه السلام در انتظار مهدى علیه السلام بود. شهیدان کربلا، امام حسین علیه السلام و هفتاد و دو قربانى محبتش، و زینب کبرى و هشتاد و چهار بانوى کشتى شکسته کربلا، مهدى علیه السلام را صدا مى زدند. همه امامان مژده طلوع او را به مردم مى دادند، و به صراحت تنها راه گشایش و روز فرج را قیام مهدى آل محمد علیه السلام معرفى مى کردند. یعنى فرج آل محمد علیهم السلام با فرج قائم آل محمد علیه السلام است و بس. در دعاهایى که براى فرج آن حضرت بر زبان مى آوریم به این مطلب تصریح شده است:

اللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیائِکَ وَارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظالِمَهُمْ...

خدایا فرج و گشایش آل محمد علیهم السلام را با ظهور قائم ایشان قرار ده و عزّت او را ظاهر فرما. خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و فرج ایشان را نزدیک فرما. خدایا فرج اولیائت را زود برسان و آنچه به ایشان ظلم شده به آنان باز گردان و قائم آنان را به حق ظاهر فرما.

 

روزى که با تو باشیم...

شیعه فرج خود را در ظهور امام غائب خود مى داند. ما شیعیان چشم براه روزى هستیم که حلقه محبت گرد آفتاب وجود مهدى موعود بزنیم. در یک نگاه، صفى طولانى از کنارِ درِ نیم سوخته خانه على و زهرا علیهما السلام تا امروز کشیده شده که در اکناف عالم منتشرند، و یکصدا و یکدل معتقدند که باید او بیاید تا گره ها گشوده شود:

اللَّهُمَّ فَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً... وانْصُرْ بِهِ أَوْلِیائَکَ وأَوْلِیائَهُ وشیعَتَهُ...

خدایا نور او را دائمى قرار ده که شبى نداشته باشد، وقلبهاى مرده را توسط او زنده فرما وسینه هاى غیظ گرفته را بوسیله او شفا ده، وگرایشهاى مختلف را به وسیله او بر حق متحد فرما. خدایا دوستانت را بوسیله او دولت عطا کن ویاران او را قوى فرما ومؤمنین را بوسیله او عزّت عطا فرما

خدایا بحق آل محمد علیهم السلام تو را قسم مى دهیم براى ما فرج زودرسى مانند چشم بر هم زدن و یا نزدیک تر از آن برسانى. خدایا بوسیله حضرت مهدى علیه السلام دوستانت و دوستانش و شیعیان و یاران او را یارى فرما وما را از آنان قرار ده. خدایا یاران او را یارى کن و خوارکنندگان او را خوار کن.

خدایا نور او را دائمى قرار ده که شبى نداشته باشد، و قلبهاى مرده را توسط او زنده فرما و سینه هاى غیظ گرفته را بوسیله او شفا ده، و گرایشهاى مختلف را به وسیله او بر حق متحد فرما. خدایا دوستانت را بوسیله او دولت عطا کن و یاران او را قوى فرما و مؤمنین را بوسیله او عزّت عطا فرما.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:31 AM
لینک ثابت
چرا حضرت مهدی موعود(عج) مظلوم‌ترین فرد عالم است؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

چرا حضرت مهدی موعود(عج) مظلوم‌ترین فرد عالم است؟

امام زمان

با اندكی تأمّل و دقّت، شاید بتوان این گونه موضوع را از سه منظر نگاه كرد،که مردم جهاه سه دسته هستند:

 

1. مردم غیر مسلمان جهان؛

2. مسلمانان غیر شیعه‌ دنیا؛

3. شیعیان گیتی.

با عنایت به اینكه وجود مقدّس و بی‌همتای حضرت ولیّ‌عصر(عج)، یكتا استوانة‌ عظیم و نگاهبان هستی و مایة تداوم حیات بشر است و در روایات و دعاهای معتبر اسلامی به شفّافیت و تمامیّت تبیین و اعلام شده است:

«لولا الحجّة‌ لساخت الأرض باهلها؛

بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبت الأرض و السّماء»

گروه اوّل؛ یعنی مردم غیر مسلمان جهان؛ اعمّ از مشركان و كافران كه از نعمت حیاتی و فوق‌العادّه سترگ نقش و جایگاه امامت، به عنوان واسطة‌ بین خالق و مخلوق ـ هرچند خودشان هیچ‌گونه درك و فهمی ندارند ـ برخوردار هستند، علاوه بر اینكه هیچ‌گونه قدرشناسی و سپاسی ندارند، در بی‌اعتنایی و انكار ذات مقدّس الهی و نعمت‌های گسترده و بی‌شمار خداوندی نیز كاملاً كافر و بعضاً با دین و ارزش‌های الهی در تضاد، ستیزه و معاند تمام عیار هستند.

گروه دوم، مسلمانان غیر پیرو مكتب تشیّع در دنیا هستند، اینها نیز به لحاظ عدم معرفت، تحقیق و ژرف‌اندیشی در مسئلة كلیدی و مهمّ امامت و ولایت،‌ وجود مقدّس قائم، هدایت‌گر و فریادرس؛ یعنی حضرت ولیّ عصر(عج) را انكار نموده و دست‌كم پذیرای قلبی و درونی ایشان نیستند.

گروه سوم، شیعیان جهان هستند كه با دارا بودن اعتقاد و باور به امامت حضرت مهدی موعود(عج) و حضور در ساحت آن بزرگوار و چشم انتظاری ایشان مرتكب بی‌تقوایی، گناه و نافرمانی الهی می‌شوند، حضرتش را به دست نسیان سپرده و سوگمندانه در غفلت غوطه‌ورند و صد البتّه نقش آن دسته از خواصّ شیعه كه جنبة‌ الگو و اسوه برای دیگران دارند و در عین توانمندی و تمكّن لازم دربارة‌ آن جان جانان، نه سخن می‌رانند،‌ نه قلم می‌زنند و نه افكار و اذهان دیگران را متوجّه و متمایل می‌سازند، نكتة تأسّف‌بار و نگران‌كنندة دیگری است كه دل را می‌آزارد و جان را می‌فشارد.

مردم غیر مسلمان جهان؛ اعمّ از مشركان و كافران كه از نعمت حیاتی و فوق‌العادّه سترگ نقش و جایگاه امامت، به عنوان واسطة‌ بین خالق و مخلوق ـ هرچند خودشان هیچ‌گونه درك و فهمی ندارند ـ برخوردار هستند، علاوه بر اینكه هیچ‌گونه قدرشناسی و سپاسی ندارند، در بی‌اعتنایی و انكار ذات مقدّس الهی و نعمت‌های گسترده و بی‌شمار خداوندی نیز كاملاً كافر و بعضاً با دین و ارزش‌های الهی در تضاد، ستیزه و معاند تمام عیار هستند

این گونه است كه آن یگانة دوران و بی‌همتای عصر ما كه میلیون‌ها دلِ ‌شیفته، همراه اوست از سوی مثلث: «رذالت»، «جهالت» و «غفلت» مورد تهاجم شدید و آزاردهندة ظلم و بی‌عدالتی است. «سلامٌ علیكم بما صبرتم.»

خدایا! نام مهدی(عج) را بر لب‌های ما، یاد مهدی(عج) را در اندیشة ما و عشق مهدی(عج) را در قلب‌های ما و بینش، گرایش و كُنش مهدویّت و انتظار را در سرلوحه و جان‌مایة‌ برنامه‌ها و اعمال ما پایدار و نهادینه گردان.

آمین یا ربّ العالمین

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:31 AM
لینک ثابت
به تمناى ظهور یار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

به تمناى ظهور یار

امام زمان
در برهوت دنیاى مادى، سرگردان و حیران مانده ایم. عطش حیات حقیقى، لبان خشک و تاول زده ى روحمان را مى سوزاند. ظلمت تاریکى دنیاى خاکى، بى نور حضورش چشمانمان را سخت خواب زده کرده است. خفاشان شب پرست، امید زندگى معنوى را از ما گرفته اند. هراس گم کردن راه و افتادن به بى راهه، دل هامان را وحشت زده کرده است. چشممان در انتظار یک لحظه دیدار زیباترین آیه ى آفرینش، چشمه اى پر اشک است.

زمین با همه ى پهناورى اش تنگ است. رحمت و مهر از آسمان نمى بارد. در این حیرانى و سرگردانى، ما تنها تو را مى خوانیم اى مهربانترین مهربانان! یا رحمن و یا رحیم! گره ى گرفتارى ما به دست رحمت تو گشوده مى شود.(1) سختى ها به مهربانى تو آسان مى شود.(2) راه بیرون شدن از غم و اندوه و رسیدن به وادى شادمانى، درگاه لطف توست.(3) آنچه در عالم مى گذرد، به اراده ى تو شکل مى گیرد.(4) هیچ رنجى برطرف نمى شود مگر به نگاه مهربان تو.(5) به مهربانى ات باب فرج بر ما بگشا (6) واسلطه ى غم را از سرمان به دور دار،(7) یا ذالعرش العظیم، یا ذالمن الکریم!

اى سرچشمه ى همه ى مهربانى ها، انتظارمان طولانى شد و سیه دلان به شماتت ما ایستاده اند(8) و ما اى مهربان ترین! شکایت دل به سوى تو مى آوریم. به تو شکوه مى کنیم از فقدان پیامبرمان، از غیبت اماممان، از دشوارى و تنگى زمانه، از مکر و حیله ى روزگار، از بسیارى دشمن و اندکى شمارمان.(9) به تو شکوه مى کنیم از تاریکى روان، از آلودگى روحمان به دنیا. به تو شکوه مى آوریم و از تو گشایش مى طلبیم.(10) چاره اى ساز از سر مهر تا اندوه را برطرف سازد.(11) گشایشى به تعجیل از تو مى خواهم.(12) با عزتمندى او یارى مان کن و به ظهور امام عدل چشممان را روشن دار.(13)

اى سرچشمه ى همه ى مهربانى ها، انتظارمان طولانى شد و سیه دلان به شماتت ما ایستاده اند و ما اى مهربان ترین! شکایت دل به سوى تو مى آوریم. به تو شکوه مى کنیم از فقدان پیامبرمان، از غیبت اماممان، از دشوارى و تنگى زمانه، از مکر و حیله ى روزگار، از بسیارى دشمن و اندکى شمارمان

رحیما! اى سراسر مهربانى! تو گشاینده ى اندوهى و برطرف کننده ى بلا.(14) به مهربانى ات سوگند، راه فرج بر ما بگشا! لطیفا! حجتت را اذن ظهور ده(15) تا زلال عدل را در میان بندگانت جارى کند،(16) باران رحمت بر زمین مرده ببارد و به نسیم حیات بخش حضورش دل هاى مرده مان را زنده کند.

به پریشانى و زارى ما رحم آور،(17) در ظهورش تعجیل کن(18) و باب آمدنش را بگشا!(19) به مژده ى آمدن بهار دل هاى غم زده مان را حیاتى تازه بخش، به مهربانى ات اى مهربان ترین!

 

پی نوشت:

1- همان، ص 219: (یا من تحل به عقد المکاره ویا من یفثأ به حد الشدائد ویا من یلتمس منه المخرج الى روح الفرج)

2-  همان، ص 219: (یا من تحل به عقد المکاره ویا من یفثا به حد الشدائد ویا من یلتمس منه المخرج الى روح الفرج)

3- همان، ص 219: (یا من تحل به عقد المکاره ویا من یفثا به حد الشدائد ویا من یلتمس منه المخرج الى روح الفرج)

4-  همان، ص 219: (مضت على ارادتک الأشیاء)

5- همان، ص 220: (لا یندفع منها الا ما دفعت)

6-  همان، ص 220: (وافتح یا رب باب الفرج بطولک واکسر عنى سلطان الهم بحولک).

7-  همان، ص 220: (وافتح یا رب باب الفرج بطولک واکسر عنى سلطان الهم بحولک).

8-  همان، ص 872: (اللهم طال الانتظار وشمت منا الفجار).

9- همان، ص 972: (اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا وغیبة امامنا وشدة الزمان علینا ووقوع الفتن بنا وتظاهر الأعداء علینا وکثرة عدونا وقلة عددنا).

10- همان، ص 872: (اللهم فافرج ذلک عنا بفتح منک تعجله ونصر منک تعزه وامام عدل تظهره)

11- همان، ص 872: (اللهم فافرج ذلک عنا بفتح منک تعجله ونصر منک تعزه وامام عدل تظهره)

12-  همان، ص 872: (اللهم فافرج ذلک عنا بفتح منک تعجله ونصر منک تعزه وامام عدل تظهره)

13-  همان، ص 872: (اللهم فافرج ذلک عنا بفتح منک تعجله ونصر منک تعزه وامام عدل تظهره)

14- همان، ص 887: (اللهم أنت کشاف الکرب والبلوى)

15-  همان، ص 972: (اللهم انا نسئلک أن تأذن لولیک فى اظهار عدلک فى عبادک)

16-  همان، ص 972: (اللهم انا نسئلک ان تاذن لولیک فى اظهار عدلک فى عبادک)

17-  همان، ص 892: (وارحم استکانتنا بعده)

18-  همان، ص 891: (عجل فرجه وسهل مخرجه)

19-  همان، ص 891: (عجل فرجه وسهل مخرجه)

بخش مهدویت تبیان

 

 


منبع: کتاب روح بهار

نویسنده: منیره زارعان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:30 AM
لینک ثابت
صبر مى کنم در انتظار تو...
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

صبر مى کنم در انتظار تو...

امام زمان (عج)

انتظار فرج بالاترین وظیفه شیعه در زمان غیبت امام زمان علیه السلام است. این انتظار باید آمیخته اى از تعجیل ورضا باشد. باید از اعماق قلب بخواهیم که هر چه زودتر فرج آن حضرت برسد وظهور فرماید وحتى روزها وساعتها ولحظه ها را بشماریم وچشم منتظرمان دروازه غیبت را بنگرد، تا کى به سوى منتظران باز شود. ولى در همین حال باید به صلاح خداوند ومقدرات دقیق الهى راضى باشیم وزبان اعتراض نگشاییم ودر دل شبهه نکنیم که مبادا سر از انحراف بر آورد. عبارت بسیار ظریفى در این باره به ما آموخته اند:

أَنْتَظِرُ ظُهُورَکَ وظُهُورَ الْحَقِّ عَلى یَدَیْکَ... فَصَبِّرْنى عَلى ذلِکَ...

اى امام منتظَر! من منتظِر ظهور وغلبه حق به دست توام، واز خدا میخواهم که مرا از منتظران واقعى تو قرار دهد.

خدایا، من در دولت کریمه او رغبت دارم. او که از خلقت پنهانش کرده اى وبه اجازه تو از مردم غایب شده ومنتظر فرمان توست.

خدایا تو عالمى هستى که نیاز به آموختن ندارى وصلاح امر ولیّت را - درباره زمانى که به او اجازه دهى امر خود را ظاهر کند وپرده را کنار زند - خوب مى دانى.

پس در این باره به من صبر عنایت کن تا در آنچه مؤخر داشته اى عجله را دوست نداشته باشم، ودر آنچه تعجیل مى فرمایى تأخیر را دوست نداشته باشم. درباره آنچه پنهان کرده اى آشکار شدن را ودرباره آنچه کتمان کرده اى جستجو را دوست نداشته باشم. در تدبیر تو بحث نکنم ونگویم: (چرا) و(چگونه) و(چرا ولى امر ظاهر نمى شود، در حالیکه زمین از ستم پر شده؟) بلکه همه امورم را به تو بسپارم.

انتظار فرج بالاترین وظیفه شیعه در زمان غیبت امام زمان علیه السلام است. این انتظار باید آمیخته اى از تعجیل ورضا باشد. باید از اعماق قلب بخواهیم که هر چه زودتر فرج آن حضرت برسد وظهور فرماید وحتى روزها وساعتها ولحظه ها را بشماریم وچشم منتظرمان دروازه غیبت را بنگرد، تا کى به سوى منتظران باز شود. ولى در همین حال باید به صلاح خداوند ومقدرات دقیق الهى راضى باشیم وزبان اعتراض نگشاییم ودر دل شبهه نکنیم که مبادا سر از انحراف بر آورد

خدایا در نبود پیامبرت صلى اللَّه علیه وآله وغیبت ولیّت وانبوه دشمن وکمى افراد وشدت فتنه ها ما را یارى کن، با فتحى که هر چه زودتر برسانى وگرفتارى را بر طرف کنى ونصرتى که پشتیبانش باشى وسلطنت حقى که ظاهر نمایى ورحمتى از جانب تو که بر ما سایه افکنده وعافیتى از تو که ما را بپوشاند.

 

 بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:30 AM
لینک ثابت
هجران غیبت
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

هجران غیبت

غیبت

روزگار غیبت، دوران ظلمت و محرومیّت است برای تمام آن هایی که امام علیه السلام از آنان غائب است یا به سخن دیگر، اینان از او مهجورند.

اگر نیکو بنگریم و بیندیشیم و در برکات و آثار وجودی امام علیه السلام تأمّل نمائیم، خواهیم دریافت که دوران غیبت چه دوران رنج بار و طاقت فرسایی است! خود امام عصر علیه السلام در دعای شریف افتتاح زبان شِکوِه به محضر خداوند می گشاید و از نکبت ها وسیه روزی ها و تیره بختی های مردمان آن عصر، شکایت می کند.

با مراجعه به روایات بس فراوان در باب غیبت امام زمان علیه السلام و تدبّر در آن ها، این نکته حاصل می گردد که ائمّه ما علیهم السلام، نگران مصائب عصر غیبت و ابتلائات دوستان و شیعیانشان بوده اند. به عنوان نمونه، حضرت رضا علیه السلام در بیان شیوایی، از حیرت و سرگردانی مؤمنان در آن عصر چنین یاد می فرمایند :

«وکَمْ مِنْ مُؤْمِنٍ مُتَأسّفٍ حَیْرانَ حَزینٍ عِنْدَ فِقْدانِ الْماءِ المَعین!»(1)

چه بسیار مؤمن دل سوخته ای که در فقدان آب گوارا در حیرت و حزن به سر می برد!

آن حضرت محرومیت زمان مستوری را چنین به تصویر می کشد که - مؤمنان چون تشنگانی که از جرعه ای آب گوارا منع می‌شوند - در وادی حرمان به سر خواهند برد ؛ آن آبی که برای همگان است و ضروری ترین مادّه حیات... و به راستی، امام زمان علیه السلام چنین است و دوران غیبت چنان.

کوتاه سخن آن که غیبت امام عصر علیه السلام دوری از تجلّی تمام خوبی هاست و در پرده بودن تمام روشنایی ها.

آری، شب سرد غیبت، هنگامه به چاه افتادن هاست ؛

اگر نیکو بنگریم و بیندیشیم و در برکات و آثار وجودی امام علیه السلام تأمّل نمائیم، خواهیم دریافت که دوران غیبت چه دوران رنج بار و طاقت فرسایی است! خود امام عصر علیه السلام در دعای شریف افتتاح زبان شِکوِه به محضر خداوند می گشاید و از نکبت ها وسیه روزی ها و تیره بختی های مردمان آن عصر، شکایت می کند

گاه لرزیدن ها و ترسیدن هاست                      بحبوحه گریستن ها و نالیدن هاست

عصر غیبت، عصر محرومیّت از چشمه گوارای ولایت است و دوران پرده نشینی یار و محجوبیِ جمال و کمال او. روزگار غیبت امام علیه السلام، هنگامه دوری از چشمه سار معرفت و زُلال هدایت حضرت اوست.

همان گونه که خود در پس پرده غیبت نشسته است و مردمان، از دیدار او محروم اند، صفات حُسنش نیز محجوب است ؛ آن چه از تشعشع خُلق و خُوی او دیده می شود از پس ابر سیاهی است که بر چهره آفتاب افتاده و تابشی است از میان روزنه های پرده هجران و چه زیباست آن لحظه که این پرده برافتد و « أشْرَقَتِ الأرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا » (2) معنی شود!

 

پی نوشتها :

[1] عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص6.

[2] زمر 69:39.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:29 AM
لینک ثابت
روزى که دوستانت مسرورند
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

روزى که دوستانت مسرورند

امام زمان

ظهور حضرت وسرور یاران او ونابودى دشمنانش، گامهایى است بسوى تحقق واجراى دین الهى که هدف از خلقت انسان است. براى تحقق حکم خدا، ابتدا باید بدعتها معرفى واز میان برداشته شوند، وآنجاست که دین خدا با همان طراوت وتازگى همیشه جلوه مى کند. آن روز است که دستورات الهى بدون ترس از هیچ ظالمى عرضه مى شود وهر مطلب حقّى علناً اظهار مى شود واین بالاترین آرزوى انبیا واولیاى خدا بوده است. در دعاها به ما آموخته اند که بگوییم:

اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ الدّاعِى إِلى کِتابِکَ والْقائِمَ بِدینِکَ، مَکِّنْ لَهُ دینَهُ الَّذِى ارْتَضَیْتَهُ لَهُ...

خدایا حضرت مهدى علیه السلام را دعوت کننده به قرآنت وبپا دارنده دینت قرار ده، ودر دینت که مورد رضاى تو است به او امکان بده.

خدایا دینت را به دست او ظاهر فرما تا دین تو بوسیله او وبدست او به تازگى وشادابى بازگردد و حق بصورت خالص عرضه گردد و باطل دور انداخته شود.

خدایا به نور او هر ظلمتى را نورانى کن و با پایه استوار او هر بدعتى را فرو بریز و با عزت او هر گمراهى را منهدم فرما.

خدایا بدست او دینت و سنت پیامبرت را ظاهر فرما تا چیزى از حق از بندگانت مخفى نشود. خدایا حق را با او بپادار و باطل را خرد کن و سنتهاى پیامبران را بوسیله او زنده فرما و حکم بیامبرت را احیا کن و آنچه از دینت محو شده و آنچه از احکامت تغییر یافته بوسیله او تجدید فرما، تا آنکه دین تو توسط او و بدست او به حالت اصلى تر و تازه و خالص و صحیح خود بازگردد، بطورى که انحراف و بدعتى در آن نباشد.

خدایا چنان فراهم کن که او هر باطلى را بیابد پاره پاره کند وحق را بر کرسى بنشاند وآن را محقق سازد. خدایا او را تجدید کننده آنچه معطل مانده از احکام کتابت وبر پا کننده آنچه از پرچمها وعلائم دین وسنت پیامبر صلى اللَّه علیه وآله وارد شده قرارده

خدایا دین را بعد از گوشه گیر شدن بدست او عزت عنایت کن و حق را پس از خاموشى بدست او مورد اطاعت قرار ده و ظلمت را بدست او یه درخشندگى تبدیل کن و غم و غصّه را بدست او زایل فرما.

خدایا بوسیله ولی ات قرآن را زنده کن و حدود تعطیل شده و احکام مهمل مانده را بدست او بپادار، بطورى که حقى باقى نماند مگر آنکه علنى شود.

خدایا چنان فراهم کن که او هر باطلى را بیابد پاره پاره کند و حق را بر کرسى بنشاند و آن را محقق سازد. خدایا او را تجدید کننده آنچه معطل مانده از احکام کتابت و بر پا کننده آنچه از پرچمها و علائم دین و سنت پیامبر صلى اللَّه علیه وآله وارد شده قرارده.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:27 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 5
1
2
3
4
5

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه