السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30427بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
آثار و بركات صدقه برای وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آثار و بركات صدقه برای وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه)

صدقه

یکی از اعمالی که به آن بسیار اهمیت داده شده است، صدقه برای حفظ وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه) بوده است چون یکی از تکالیف زمان غیبت صدقه دادن است به آنچه که میسر است برای حفظ وجود مبارک امام زمان (ارواحنا فداه).

به طور کلی صدقه آثاری دارد... یکی اینکه صدقه نمایشگر صداقت ایمان مومن است که با انجام آن نشان می دهد تا چه حد در وادی ایمان و خداپرستی صادق است و از این طریق رفع نیازمندیهای مومن می گردد و سبب پیدایش رفاه عمومی می گردد و همچنین صدقه یکی از عوامل سازندگی انسان نیز هست چنانکه قرآن می فرماید:

ای رسول ما، تو از مومنان صدقات را دریافت کن تا بدان صدقات نفس آنها را پاک و پاکیزه سازی. مومن صدقه را باید برای خود یا برای فایده و غرضی که در نظر دارد بدهد و یا برای حفظ نفس خود و یا محبوب و عزیزی که بسیار نزد او گرامی است دهد و چه محبوبی بالاتر از امام زمان (عج) که اصلاح بسیاری از امور دینی و آخرتمان متوقف به وجود و سلامتی آن حضرت است و این مطلب به دلیل عقل و نقل ثابت است که هیچ شخصی عزیزتر و گرامی تر نیست و نباید باشد مگر وجود مقدس امام زمان (عج) بلکه امام باید محبوبتر از شخص خودمان باشد و اگر چنین اعتقادی نداشته باشیم در ایمان و معرفتمان نسبت به آن حضرت ضعف و خللی وجود دارد.

سیدبن طاووس رحمه الله به ما سفارش کرده و می فرماید:

ابتدا برای حضرت مهدی(عج) صدقه بده قبل از اینکه برای خود و عزیزانت صدقه بدهی. باید توجه داشت که آن حضرت هیچ نیازی به صدقه دادن ما ندارد بلکه از شئون بندگی و ادای بعضی از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود یک نوع اظهار محبت و دوستی به آن حضرت است و این عمل راه و سببی است برای جلب رضای پروردگار و حلول قرب به خداوند در قضای حوایج و دفع بلا از آثار صدقه به انفاق کنندگان آن می رسد مخصوصاً اگر انفاق برای اظهار محبت و دعا برای وجود مقدس امام زمان (ع) باشد.

سیدابن طاووس می نویسد: ایامی که در مدرسه علمیه بعثت سکونت داشتم طلبه ای که نزد من موثق بود راجع به صدقه برای وجود نازنین امام زمان (ارواحنا فداه) می گفت:

شبی از حرم حضرت رضا(علیه السلام) به طرف مدرسه می آمدم در آن شب بسیار برای امام زمان (عج) دعا کرده و در فراقش اشک ریختم در وقت برگشتن از حرم به بازار سرشور رسیدم که فقیری جلوی مرا گرفت و از من چیزی خواست هر چه دست در جیب لباسهایم کردم چیزی پیدا نکردم مگر یک پنج ریالی آن را با آنکه کم بود با شرمندگی به آن فقیر دادم و نیت کردم که این صدقه برای حفظ وجود مقدس امام زمانم باشد.

ابوالوفاء شیرازی از حضرت رسول (ص) نقل می کند که فرمود: هرگاه درمانده و گرفتار شدی و به نهایت شدت رسیدی پس استغاثه کن به حجت (ارواحنا فداه) او ترا درمی یابد و نجات می دهد و او فریادرس و پناه است از برای هر کس که به او استغاثه کند پس بگو: یا مولای یا صاحب الزمان انا مستغیث بک

فردای آن شب هنگامی که برای حضور در درس به بازار سرشور رسیدم یکی از کسبه ها که قبلاً مرا می شناخت تا چشمش به من افتاد مرا با صدای بلند صدا زد، وقتی که نزد او رفتم گفت: دیشب چه عملی را انجام دادم؟!

گفتم مگر چه شده است: گفت: دیشب در عالم رویا دیدم حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) سوار بر اسب سفیدرنگی هستند و وارد بازار سرشور شدند و جمعیتی در پشت سر آن حضرت در حرکت بودند که فرمودند: آمده ام جزای احسان فلان طلبه را بدهم (واسم تو را بردند)

و همچنین سیدبن طاووس، رحمه الله در ضمن دعاییکه برای صدقه دادن در وقت صفر است می فرماید: خدایا! این (صدقه) از آن و برای تو است و صدقه ای برای سلامتی مولایمان م ح م د – عجل الله تعالی فرجه – می باشد، و بر او درود بفرست آن هنگام که در سفر است و در تمام حرکتها و استراحتهایش، در تمامی اوقات شب و روزش و صدقه ای است برای هرچه که متعلق به اوست.

یاد و توجه به امام زمان (عج) فریاد رس درماندگان.

سیدبن طاووس رحمه الله – معتقد بوده که مومن در هنگام روی آوردن شرایط و بلایا و امراض و هوسها و بالاخص در موقع روی آوردن شبهات و فتنه های باید به آن حضرت پناه برد و استمداد و کمک خواست که اوست الکهف الحصین و غیاث المضطرالمستکین.

عبادت

 

یعنی پناهگاهی است که حصین دارد و حفظ می کند از خطرات و هر کس که مضطر شده و به مسکنت دچار گردیده اوست فریادرس درمانده و بیچاره ها.

و اوست مفزع العباد فی الواحیه الفاد: یعنی در گرفتاریهای سخت محل پناه و مفزع بندگان خداوند است لذا یکی از القاب شریف آن حضرت غوث است یعنی فریادرس.

ابوالوفاء شیرازی از حضرت رسول (ص) نقل می کند که فرمود: هرگاه درمانده و گرفتار شدی و به نهایت شدت رسیدی پس استغاثه کن به حجت (ارواحنا فداه) او ترا درمی یابد و نجات می دهد و او فریادرس و پناه است از برای هر کس که به او استغاثه کند پس بگو:

یا مولای یا صاحب الزمان انا مستغیث بک.

لذا نقل شده که هرگاه مضطر شدی و راه را گم کردی آن حضرت را به این نام یاد کن.

چنانکه ابوبصیر از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: هرگاه گم شدی در راه، پس ندا کن یا بگو یا صالح، و یا اباصالح ارشدونا الی الطریق رحمکم الله. عبید بن حسین زرندی که راوی خبر است از علی بن ابی حمزه می گوید: این بلا به ما رسیده یعنی راه گم کردیم، به بعضی از کسانی که با ما بودند امر نمودیم به اینکه از ما دور شوند و این نام را ندا کنند پس دور شدند و ندا کردند آنگاه نزد ما برگشتند و خبر دادند که صدایی را شنیدند که می فرماید: راه طرف راست است و یا گفت: سمت چپ است، پس ما به آن طرف که فرموده بود رفتیم و راه را پیدا کردیم.

و همچنین علامه مجلسی رحمه الله می فرماید: میراسحاق استرآبادی رحمه الله در بیابان گم می شود و از زندگی مایوس می گردد به حضرت بقیه الله ارواحنا فداه متوسل می شود و آن غوث العظیم، و ولی عصر و زمان را می خواند تا اینکه مورد لطف و مرحمت آن حضرت واقع می گردد و نجات پیدا می کند. به این جهت بین مردم معروف می شود.

علامه مجلسی رحمه الله می فرماید: پدرم برایم نقل کرد که: در زمان ما مرد شریف و نیکوکاری بود که چهل حج پیاده رفته بود و در میان مردم مشهور و معروف بود که طی الارض دارد.

اتفاقاً در سالی به اصفهان آمد و بر ما وارد شد روزی از او پرسیدم: این طی الارض که در حق شما می گویند آیا صحت دارد یا آنکه واقعیت ندارد.

جواب داد: واقعیت ندارد و علت آن این است که: در یکی از سالها با کاروانی به مکه رفتم تا آنکه در جایی رسیدیم که از آن مکان تا به شهر مکه هفت منزل مسافت بود اتفاقاً من به خاطر کاری که داشتم از حجاج عقب افتادم و قافله از نظر من دور شد من تنها ماندم و راه را هم گم کردم حیران و سرگردان و هراسان در میان بیابان ماندم و چون برای پیدا کردن راه بسیار به اطراف دویدم تشنگی بر من غلبه کرد.

شبی از حرم حضرت رضا (علیه السلام) به طرف مدرسه می آمدم در آن شب بسیار برای امام زمان (عج) دعا کرده و در فراقش اشک ریختم در وقت برگشتن از حرم به بازار سرشور رسیدم که فقیری جلوی مرا گرفت و از من چیزی خواست هر چه دست در جیب لباسهایم کردم چیزی پیدا نکردم مگر یک پنج ریالی آن را با آنکه کم بود با شرمندگی به آن فقیر دادم و نیت کردم که این صدقه برای حفظ وجود مقدس امام زمانم باشد

با اینکه امیدی به زنده ماندن نداشتم با صدای بلند به حالت استغاثه فریاد زدم: یا اباصالح ادرکنی و اغثنی یعنی یا اباصالح یا صاحب الزمان مرا دریاب و به فریادم برس. ناگهان از دامنه بیابان سواری نمایان شد بعد از زمان کوتاهی نزد من آمد.

دیدم جوانی است خوشرو و گندمگون خوش لباس بر شتری سوار است و ظرفی پر از آب در دست دارد، به او سلام کردم او هم جواب مرا داد و فرمود: تشنه هستی؟

عرض کردم آری.

ظرف آب را به دستم دادند و من از آن آب آشامیدم.

سپس فرمود: می خواستی به قافله برسی؟

عرض کردم آری!

سپس مرا در ردیف خود سوار بر شتر کردند و به سمت مکه متوجه شدند. من عادت داشتم که هر روز حرز یمانی را بخوانم و چون خود را در آسایش و آسودگی دیدم و وحشت از من دور شد شروع به خواندن حرز یمانی كردم.

آن بزرگوار در بعضی از فقرات از من غلط می گرفتند و می فرمود: این چنین نیست که می خوانی بلکه چنین بخوان.

اندک زمانی گذشت به صورت من نگاه کردند و فرمودند:

این مکان را می شناسی؟

خوب که تامل کردم خود را در ابطح دیدم.

فرمودند: فرود آی

چون پیاده شدم از نظرم غایب شد.

دانستم که او مولای من صاحب الزمان (ارواحنا فداه) بود.

از مفارقت آن جناب دلتنگ شدم و از نشناختن حضرتش در زمان ملاقات تاسف خوردم. هفت روز از این واقعه گذشت تا حجاج رسیدند و مرا در مکه دیدند بعد از اینکه از زنده بودنم مایوس شده بودند.

لذا حضورم را در مکه مستند به طی الارض کردند از این جهت است که مشهور به طی الارض شده ام.

علامه مجلسی می فرماید: پدرم (علامه مجلسی اول) گفت:

من حرز یمانی را در نزد وی خوانده و تصحیح نمودم و درخصوص آن به من اجازه داد.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:27 AM
لینک ثابت
گریز به سوى دوست
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

گریز به سوى دوست

امام زمان (عج)

(فقد هربت الیک).(1)

روزهاست که در بیابان غفلت وگمراهى گم شده ام، دنیا با همه ى زرق وبرق دروغینش، با همه ى پوچى وزیان هاى مرگبارش دنبالم مى کند وشیطان قسم خورده ى بیرون، به طمع گوهر گران سنگ وجودم برایم دندان تیز کرده، به هزار حیله ومکر، هزار دام بلا برایم گسترده است ونفس سرکشم غافل از همه ى دام ها وبلاها وبى خبر از همه ى دروغ ها وحیله ها، به طمع زرق وبرق پوچ دنیا، عنان گسیخته پیش مى رود ومرا بر خاک مى کشد.

در این بیابان غفلت وگمراهى، نه دستم به آب مهر واحسانى مى رسد ونه چشمم به روزنه ى امیدى روشن مى شود. درمانده از گناه، وامانده از پوچى ها وبى خبرى ها، از نگاه هاى بى هدف، از حرف هاى بى معنا، خسته از رنگ هایى که بوى تو را نمى دهند، از باد گرمى که یادآور کوى تو نیست، از سحرهایى که نور آبى یاد تو آسمان را فرا نمى گیرد، عطشناک یک قطره آب حقیقت، یک جرعه زلال ایمان ومشتاق دیدن یک سینه ى شفاف که عشق تو را بپرورد؛ در این حال، (فقد هربت الیک)؛ به سوى تو گریخته ام.

اى مهربان! اى پناه دل هاى خسته! به سوى تو گریخته ام، از نگاه هاى پر از گناه که بر زمین دوخته نمى شود وقلب ها را از هر چه ایمان، خالى مى کند وجان ها را از هر سپیدى است، به سیاهى مى کشاند.

به سوى تو گریخته ام از حرف هایى که حاصلش جز خشم تو نیست، از سخن هایى که با نام تو آغاز نشده وبه یاد تو گفته نشده، از گفته هایى که دل شیطان را شاد وامیدوار مى کند.

به سوى تو گریخته ام از صداهایى که شمیم جان بخش راز ونیاز را در خود گم مى کند، دل را مى میراند، چشم را کور مى سازد، صداى زلال آب مهربانى وایمان را خاموش مى نماید، قلب را آهنى مى کند وبال هاى روح را مى شکند تا در آسمان آبى صفا وتقوا پرواز نکند.

به سوى تو گریخته ام از انسان هاى بى هویت، از روح هاى به زنجیر در آمده در جسدهاى سیاه، از سر وصداى غول هاى آهنى، از سیاهى روز واز خاموشى غفلت که بر همه جا رخت افکنده است.

به سوى تو گریخته ام از صداهایى که شمیم جان بخش راز ونیاز را در خود گم مى کند، دل را مى میراند، چشم را کور مى سازد، صداى زلال ب مهربانى وایمان را خاموش مى نماید، قلب را هنى مى کند وبال هاى روح را مى شکند تا در سمان بى صفا و تقوا پرواز نکند

 

به سوى تو گریخته ام از طغیان حرص وآز، از کمى قناعت، از بدى اخلاق، از زیاده روى در شهوات، از پیروى هوى وهوس وگریز از هدایت، از انتخاب باطل بر حق، از کوچک شمردن گناه وبزرگ شمردن طاعت واز مباهات به ثروتمندان وتحقیر تهى دستان.

به سوى تو گریخته ام از این موج هاى بلند به وادى روشن ایمان ومعنویت، به چشمه سار صفا ومهر، که در این وادى قلب ها زنده است وجان ها سرشار از طراوت ایمان، سپیدى روز مى درخشد وطنین دلنشین قرآن، روح را به پرواز در مى آورد.

به سوى تو رو آورده ام، به آغوش گرم محبتت، براى یک دنیا آرامش ویک دریا فهم ودرک به سوى تو آمده ام؛ که مأمنى جز تو نمى شناسم وجز تو کسى را ندارم.(2)

مهربانا! هر که به تو راه یافت، لبریز از نور شد؛ هر که به تو پناه برد، پناه یافت ومن اینک به سوى تو پناه آورده ام،(3) به حالم نظر کن که محتاج نگاه توام؛ از وادى هلاکت وغضب، به سایه سار رحمت ومهر راهم ده!

لطیفا! از آنچه مرا مى فریبد وگمراهم مى کند، در امان دار، از دام هاى بلا برهانم، حقیقت را برایم بنما تا به پوچى ها دل نبندم، عمرم را در گذر غفلت وامگذار، دستم را بگیر وبرویم در بگشا که به سوى تو رو آورده ام، پاسخم گوى که تو را خوانده ام، بازگشتم را به سوى خود قرار ده؛ که بهترین فرجام است.(4) اى فریادرس درماندگان!

 

پی نوشت:

1-  بخشى از مناجات شعبانیه.

2-  بخشى از دعاى کمیل: (الهى وربى من لى غیرک)

3- مناجات شعبانیه: (الهى ان من انتهج بک لمستنیر وان من اعتصم بک لمستجیر وقد لذت بک)

4-  رعد (13)آیه ى 29: (وعنده حسن مآب)

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:27 AM
لینک ثابت
نکنه عقربه ها خواب بمونند!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نکنه عقربه ها خواب بمونند!

امام زمان (عج)

اسم جمعه که میاد عطر یاد مهمون عزیزی به مشام می رسه که جمعه با نام او گره خورده.

اسم جمعه که میاد شوق دیدن صاحبخونه ای تازه می شه که یک عمره، سر سفره نعمتش نشسته ایم.

اسم جمعه که میاد قلب همه ی منتظرای عاشق تندتر می زنه و در چشم هاشون می شه نگرانی رو دید.

جمعه روزیه که به خاطر اون وجود نازنین، آفتابش با دعای ندبه طلوع می کنه و با دعای سمات به غروب می نشینه.

جمعه روزیه که ولادت با سعادت مهدی (عج) در اون واقع شده.

جمعه روزیه که مقام مقّدس امامت به صاحب الامر(عج) عطا شده.

جمعه روزیه که خدای مهربون لقب

آن را به امام عصر (عج) داده.

جمعه روزیه که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ائمه ی معصومان (علیهم السلام) مژده ی ظهور رو در اون دادن.

جمعه روزیه که پیروزی مؤمنان بر دشمنان اسلام در اون رخ می ده. راستی، می دونستی جمعه یکی از القاب شریف امام زمانه؟

روزای جمعه که میاد عقربه های ساعت مضطربند. نکنه خواب بمونند؟

نکنه از همدیگه جا بمونند؟ روزای جمعه که میاد چشم های مشتاق، لحظه شماری می کنند تا اون ساعت موعود فرا برسه.

روزای جمعه روزای عشق و امید و انتظاره. عشق و امید به اون کسی که وقتی بیاد حکومت های ظالم رو ریشه کن می کنه.

کسی که وقتی بیاد دیگه هیچ کس دروغ نمی گه، دیگه هیچ کس در دلش حسد و کینه را جمع نمی کنه، دیگه هیچ کس دزدی نمی کنه.

کسی که وقتی بیاد آسمون ابری، بارون های رحمتش رو می باره و زمین بعد از این همه خشکسالی، سرسبز و زنده و غرق نعمت می شه.

جمعه ای که اون حتماً میاد، مثل فروردین پر از نسیم شادی بخش و نشاط آوره، مثل مهر سرشار از عطر محبته و مثل دی سیراب باران رحمت و برکته. چه فرقی می کنه اون جمعه تو کدوم فصله؟ جمعه ای که اون میاد حتی اگه یه زمستون سرد هم باشه، دلش رو به بهار وجود اون می سپاره تا معنی زندگی دوباره را بفهمه. چه فرقی می کنه که آسمون در چه وضعی باشه ؟ جمعه ای که اون میاد، حتی اگه یه شب تاریکم باشه از حضور اون غرق نور می شه و می درخشه

کسی که وقتی بیاد صلح و صفا و دوستی را برقرار می کنه. کسی که وقتی بیاد هیچ کس فقیر و نیازمند نمی مونه.

کسی که وقتی بیاد هیچ کس بی کار و بی سرپناه نمی مونه.

کسی که وقتی بیاد حکومت عدل و دادگری رو در جهان برقرار می کنه.

راستی فکر می کنی جمعه ای که او بیاد تو چه ماهیه؟ اردیبهشت؟ مرداد؟ مهر؟ بهمن؟...

فکر می کنی اون جمعه تو چه فصلیه؟ بهار؟ پاییز؟ زمستون؟...

فکر می کنی اون جمعه، آسمون چه وضعی داره؟ یه روز روشنه یا یه شب تاریک؟ آفتابیه یا ابری و بارونی؟...

فکر می کنی اون جمعه، زمین چه رنگیه؟ سبز و پر از گل های رنگارنگ؟ غرق برگ های زرد و خشکیده یا پوشیده از برف های سپید؟...

فکر می کنی اون جمعه پرنده ها چه آوازی را می خونن؟

فکر می کنی اون جمعه دل های عاشق، چشم های گریون و دست های ملتمس چه می کنند؟

فکر می کنی اون جمعه که قراره یه مهمون محترم بیاد چقدر خوشحال می شیم؟ چقدر از دیدن اون و در کنار اون بودن لذّت می بریم؟ فکر می کنی اون جمعه که قراره یه مسافر آشنا و صمیمی که سال ها از او دور بوده ایم و دل های ما به یادش می تپیده، از سفر برگرده با چند تا دسته گل و جعبه شیرینی به دیدنش می رویم؟ چه هدیه هایی می بریم؟ چقدر مشتاق حرف های شیرین و شنیدنی او هستیم؟

امام زمان (عج)

اصلاً فکر می کنی برای اون جمعه آن قدر آمادگی داریم که به استقبالش بریم؟

فکر می کنی این همه پرچم های رنگارنگ که خونه ها و مغازه ها را مزین کرده کافیه؟

فکر می کنی این همه چراغونی کوچه و خیابان برای جشن حضور کافیه؟

فکر می کنی...

اما راستی، چه فرقی می کنه اون جمعه تو کدوم ماهه؟

جمعه ای که اون حتماً میاد، مثل فروردین پر از نسیم شادی بخش و نشاط آوره، مثل مهر سرشار از عطر محبته و مثل دی سیراب باران رحمت و برکته. چه فرقی می کنه اون جمعه تو کدوم فصله؟ جمعه ای که اون میاد حتی اگه یه زمستون سرد هم باشه، دلش رو به بهار وجود اون می سپاره تا معنی زندگی دوباره را بفهمه. چه فرقی می کنه که آسمون در چه وضعی باشه ؟ جمعه ای که اون میاد، حتی اگه یه شب تاریکم باشه از حضور اون غرق نور می شه و می درخشه.

صبح و روشنی همه جا رو می گیره و نم نم بارون محبتش شادی می آفرینه.

چه فرقی می کنه اون جمعه، زمین چه رنگی داشته باشه؟

جمعه ای که اون میاد، زمین زیر قدم های مبارکش سبز سبز سبز می شه و زیباترین پرندگان، زیباترین درودها رو در آوازشون نثار او می کند.

روزای جمعه که میاد عقربه های ساعت مضطربند. نکنه خواب بمونند؟

نکنه از همدیگه جا بمونند؟ روزای جمعه که میاد چشم های مشتاق، لحظه شماری می کنند تا اون ساعت موعود فرا برسه. روزای جمعه روزای عشق و امید و انتظاره. عشق و امید به اون کسی که وقتی بیاد حکومت های ظالم رو ریشه کن می کنه

جمعه ای که او میاد، آسمون اشک های شوقشو به پای اون می ریزه و لب تمام غنچه ها به خنده باز می شه تا به او سلام کنند.

جمعه ای که اون میاد، گل های رنگارنگ همه زمین را معطر می کنند و چشم همه ی منتظران با دیدن گل وجود اون عزیز از شادی برق می زنه.

جمعه ای که اون میاد، همه ی دل های عاشق جمع می شن تا در جشن پایان انتظار شرکت کنند و همه ی دست هایی که برای دعا بالا می رفتن، پایین میان تا زودتر دست در دست امامشون بذارن و با اون بیعت کنند.

جمعه ای که اون میاد، یعنی همون جمعه ی موعود، یه عزیز خیلی دوست داشتنی که بیش از هزار سال از اون دور بوده ایم میون جمع ما میاد و ما می تونیم اونو از نزدیک ببینیم.

جمعه ای که حتماً میاد، اون مسافر آشنایی که از همه ی ما بیشتر مشتاق و منتظر بوده میاد تا با نگاهش ما رو مجذوب خودش بکنه و حرف هایی رو که دوست داریم فقط به اون بگیم، بشنوه.

جمعه ای که اون میاد...

راستی، فکر می کنی در جمعه ی نزدیکی که اون میاد چطور باید به استقبالش بریم؟

بخش مهدویت تبیان

 

 


منبع: نشریه موعود نوجوان، ش24.

نویسنده: مریم علی یار

 

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:27 AM
لینک ثابت
صبح نزدیک است ...
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

صبح نزدیک است ...

امام زمان

انتظار، آمادگی است و حالت آماده باش داشتن، و تهیه مقدمات برای آنچه که انتظار داریم، چنانچه در زیارت آل یس که مخصوص امام عصر علیه السلام است هر صبح و شام، چنین می خوانیم :

«ونُصرَتی مُعَدَّةٌ لَکُمْ»(1)؛ من برای یاری شما آماده ام.

اگر، در حقیقت، ما منتظر شخصیتی هستیم که درهم کوبنده بناهای شرک و نفاق است و محو کننده اندیشه های شیطانی، و آورنده برنامه های نوین قرآنی، برای ساختن زندگی های الهی، پس باید برای آن دوران و آن روشها آماده باشیم، و این انتظار است که ثوابها دارد و منتظر را در شمار یاوران حضرت مهدی علیه السلام قرار می دهد، و به پای شهدای «بدر» می رساند.

بنابراین منتظر ظهور امام زمان علیه السلام بودن، در حقیقت حرکت به سوی کمال و آرمانهای موعود است و چنین انتظاری به فرموده امام رضا علیه السلام، فرج و گشایش را به همراه دارد. (2)

انسان منتظر انسانی کوشاست، که در مسیر اقامه توحید و استقرار ولایت از ایثار آنچه دارد، دریغ نمی ورزد.

انسان منتظر همانند کسی است که در پیِ شب یلدایی، خسته از ظلمت و تیرگی، چشم به افق دوخته و دمیدن خورشید را آرزو می کند. و زمزمه دارد که :

صبح نزدیک است و روشن می شود این آسمان. ای دل، ای دل صبر کن چشم بر مشرق بدوز و منتظر

 با من بمان ای دل، ای دل صبر کن آفتابی که به زیر ابر بودستی نهان عاقبت گردد عیان می شود شاداب این پژمرده باغ و بوستان.

ایدل ایدل صبر کن همانند کسی که در بیابانی بی انتها سرگردان مانده، تنها و وحشتزده رهنمایی را می طلبد.

و بالاخره انسان منتظر، بسان کسی است که در حین بالا رفتن از کوهی، پایش لغزیده و دست به تخته سنگی گرفته و فریاد استغاثه اش بلند است.

آزاری را که قائم علیه السلام به هنگام رستاخیز خویش، از جاهلان آخرالزمان می بیند بسی سخت تر است از آن همه آزار که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از مردم جاهلیت دید

جایگاه و منزلت این انتظار، بگونه ای است که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم، مؤمنین منتظر و یاوران حضرت ولی عصر علیه السلام را برادران خود می خواند، و رمز این نامگذاری و اظهار محبت به آنان را دشواری دین داری در عصر غیبت، معرفی می فرماید. (3)

در بیان دیگری حضرت رضا علیه السلام می فرماید :

وه! چه نیکوست صبر و انتظار فرج، مگر نشنیده اید گفتار خداوند را که فرموده است : «چشم به راه باشید که من نیز همراه شما از چشم به راهان ام» (4) و نیز فرموده است : «منتظر باشید که من نیز همراه شما از منتظرانم» (5) ؛ بنابراین صبر و شکیبائی را پیشه خود سازید، که فرج بعد از یأس ونومیدی خواهد آمد، اقوام پیشین از شما شکیباتر بودند. (6)

آه دل مظلومان بی شک اثری دارد

وین اشک شبانگاهان نیکو ثمری دارد

ای منتظر خورشید یک چند صبوری ورز

کاین شام فراق تو آخر سحری دارد

عصر ظهور مهدی علیه السلام، به تعبیر قرآن، عصر «عباد صالح» است. یعنی همه بندگانی که صالحند و نیک، وارث زمین می شوند. و مگر انتظار چنین دورانی، تنها با شعار تحقق پذیر است؟!

امام زمان (عج)

انتظار حقیقی، جز به تقوی و ورع محقق نخواهد شد، در بیانی از ناحیه مقدسه امام عصر علیه السلام خطاب به شیخ مفید آمده است :

«آنچه ما را از آنان پوشیده داشته است، چیزی نیست جز اخباری که از کارهای ناپسند و نکوهیده آنان به ما می رسد». (7) .

مگر نه این است که ما به انتظار این وعده قرآن که «زمین را بندگان صالح خدا به ارث خواهند برد» (8) نشسته ایم. اگر منتظر این معنا هستیم و انتظاری راستین داریم، باید نخست در زمره «عباد صالح» درآییم، آنگاه طالب نویدی که به آنان داده اند باشیم.

و خلاصه کلام اینکه : کسی که در انتظار ظهور مصلح به سر می برد، باید خود صالح باشد.

از طرف دیگر، این همه تأکید بر امتحانات دشوار عصر غیبت، و جدا کردن مؤمنان حقیقی از افراد سُست ایمان، در همین راستا است.

امام رضا علیه السلام درباره این امتحانات و اسرار آنها در عصر غیبت به معمّر بن خَلّاد می فرمایند :

آنچه در انتظار آن لحظه شماری می کنید، واقع نخواهد شد، مگر بعد از آنکه آزمایش و امتحان شوید، و از بوته امتحان جز افراد بسیار اندک پیروزمندانه بیرون نمی آیند، چنانکه خداوند - تبارک وتعالی - می فرماید : « اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ یُتْرَکُوا اَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَهُمْ لا یُفْتَنُونَ » (9) آیا مردم پنداشته اند که با گفتن اینکه ایمان آورده ایم رها شده و مورد آزمایش (فتنه) قرار نمی گیرند؟!

آنچه در انتظار آن لحظه شماری می کنید، واقع نخواهد شد، مگر بعد از آنکه آزمایش و امتحان شوید، و از بوته امتحان جز افراد بسیار اندک پیروزمندانه بیرون نمی آیند، چنانکه خداوند - تبارک وتعالی - می فرماید : « اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ یُتْرَکُوا اَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَهُمْ لا یُفْتَنُونَ » آیا مردم پنداشته اند که با گفتن اینکه ایمان آورده ایم رها شده و مورد آزمایش (فتنه) قرار نمی گیرند؟!

 

 

سپس به «معمر بن خلّاد» فرمود : می دانی فتنه چیست؟

گفت : جانم به فدای شما، آنچه می دانیم این است که امتحانی در دین واقع می شود.

فرمود :

چون طلا گداخته می شوید، و مانند طلای ناب از ناخالصی ها پاک می گردید. (10)

آیا با این غفلتی که بشریت امروز را گرفته و جاهلیتی که سایه آن بر جهانیان گسترده است می توان از یک جامعه منتظر خبر داد؟

بنابراین جاهلیت آخر الزمان در عصر ظهور بیش از جاهلیت زمان پیامبر دشواری و رنج و زحمت به همراه خواهد داشت.

در بیان شیوایی، امام صادق علیه السلام به این حقیقت تلخ اشاره می فرماید :

«آزاری را که قائم علیه السلام به هنگام رستاخیز خویش، از جاهلان آخرالزمان می بیند بسی سخت تر است از آن همه آزار که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از مردم جاهلیت دید». (11)

چرا؟ چون اینان، به قرآن مُسلمند، و برای آن حضرت (که بناست همان قرآن را زنده کند) قرآن می خوانند، قرآن تفسیر می کنند. به اندازه ای خرافات و عقاید ضد دینی، در جامعه های اسلامی گسترش یافته و به اسم دین و قرآن مطرح گردیده است، که هنگامی که مهدی علیه السلام درآید و قرآن را (آنطور که هست) تفسیر کند، مردم گویند : این دینی تازه است و کتابی تازه، و این آن قرآن نیست که ما می خوانده ایم.

بنابراین، یکی از مشکلات بزرگ، بر سر راه امام عصر علیه السلام، سوء استفاده های گوناگون، از کتاب خدا می باشد.

قرآن، یکی از دو نهاد گرانقدری است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم برای هدایت بشر برجای گذاشته و به عنوان «ثقل اکبر» از آن یاد فرموده. متأسفانه برخی از تأثیر و قداست قرآن سوء استفاده کرده، معانی قرآن را دگرگون نموده و مردم را به نام قرآن از مقاصد و مفاهیم آن دور می کنند و گاه در مقابل آن وامی دارند.

لکن این گونه کسان در آن روزگار، کاری از پیش نمی برند و حکومت نیرومند مهدوی آنان را یا به راه آورده و یا از سر راه برمی دارد.

 

پی نوشتها :

1-  مفاتیح الجنان، زیارت آل یس.

2-  بحارالانوار، ج52، ص128.

3-  بحارالانوار، ج52، ص124.

4-  هود 93:11.

5- اعراف 71:7.

6- بحارالانوار، ج52، ص129، ح23.

7-  احتجاج طبرسی، ج2، ص602.

8-  انبیاء 105:21.

9-  عنکبوت 1:29.

10-  منتخب الاثر، ص315.

11-  بحارالانوار، ج52، ص362، ح131.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:27 AM
لینک ثابت
ای سایه بان دل های سوخته
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ای سایه بان دل های سوخته

امام زمان

ای سایبان دل‌های سوخته! و ای انتظار اشک‌های به هم دوخته!

به او می‌گویم چه زیبا مولا علی(علیه‌السلام) فرمود: «الانتظار أشد من الموت: انتظار، جانکاه‌تر از مرگ است.»

ای عدل منتظر و ای حاضر ناظر! چشم‌ها به تو دوخته شده و منتظران حقیقت همچون شمعی تا صبح ظهور در غم هجرانت می‌سوزند. چه سخت و گران است بر من اینکه ببینم همه خلق را، و تو را نبینم. «عزیز علیّ أن أری الخلق و لا تری.» هر آدینه که می‌رسد، دل بهانه تو را می‌گیرد و ما لب‌ها را با «ندبه» و «کمیل» متبرک کرده و رو به دریای انتظار، به انتظار طلوع آفتاب می‌نشینیم.

ای ساقی فرج! چشم‌ها آنقدر در فراق تو اشک ریخته و انتظار کشیده، دست‌ها آنقدر طلب نور کرده و خالی مانده، دوش‌ها آنقدر تازیانه سنگین اهانت را بر پیکره باورهای دینی تحمل کرده که دگر توان از کف داده. مولای من! کجا هستی که دوستانت را عزت بخشی و دشمنانت را ذلیل و خوار کنی: «این معز الاولیاء و مذل الاعداء.» ای سایبان دل‌های سوخته! و ای انتظار اشک‌های به هم دوخته! عاشقانت هر جمعه دیدگان خود را با اشک می‌آرایند و دلشان را نذر تو می‌کنند. هر صبح با مولایشان تجدید میثاق می‌کنند. کاروان دل را به غروب می‌برند، زبان را به ذکر فرج مشغول می‌دارند و بر سجاده انتظار نشسته و انتظار بر دوش می‌کشند، تا شاید دعایشان مستجاب شود و معشوق گوشه چشمی به آنها کند.

صاحب‌الزمان! ای تمام آرزوی من! ای غائب غیبت‌نشین! توان سخن گفتن را از دست داده‌ام. از این غروب بی‌طلوع به ستوه آمده‌ام. ای مهربان! به معصیت و ناسپاسیم اعتراف می‌کنم

ای تجدید کننده احکام تعطیل شده! و ای طلب کننده خون شهید کربلا! کجا هستی؟

”‌ ای ساقی فرج! چشم‌ها آنقدر در فراق تو اشک ریخته و انتظار كشیده، دست‌ها آنقدر طلب نور كرده و خالی مانده، دوش‌ها آنقدر تازیانه سنگین اهانت را بر پیكره باورهای دینی تحمل كرده كه دگر توان از كف داده. مولای من! كجا هستی كه دوستانت را عزت بخشی و دشمنانت را ذلیل و خوار كنی: «این معز الاولیاء ومذل الاعداء» “

بیا و دیدگان را با ظهورت مزین کن و دریای محبت را بر دل مشتاقان جاری کن. ای چشمه عدالت! طولانی بودن انتظارت ما را به خطا کشانده است. دیگر عصر جمعه دل‌ها نمی‌گیرد. چشمها نگاهشان را به رایگان می‌فروشند. بازار معامله پایاپای قلب‌های سکه‌ای، در برابر قلب‌های سپید بسیار داغ است.

چقدر مردم بر گردنشان قلب‌های سکه‌ای آویزان کرده‌اند؟ ای کاش می‌دانستم در کدامین سرزمین قرار داری: «لیت شعری. این استقرت بک النوی، بل أی ارض تقلک او ثری.» ای بلندای نیکی! دوست دارم هر آدینه که می‌رسد، ندبه‌های زائرانت را دانه دانه در جام جمع کنم و از آن قلب بلوری بسازم و هنگام ظهورت با قلبی بلوری به استقبالت بیایم. مولای من! کی می‌شود که تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم و کی می‌شود که این گفته مصداق پیدا کند که: «متی ترانا و نراک.»

هر جمعه دوباره سلام، دوباره ندبه، دوباره حسرت و آه، انتظار، غروب، ‌غریبی. دوباره زخم کهنه جدائیم عود می‌کند. امانم بریده است. خصمان درونی و بیرونی، روحم را در زنجیر غفلت به بند کشیده‌اند. برای درمان دردم راه را به خطا رفته‌ام. مرا دریاب یا صاحب‌الزمان! ای تمام آرزوی من! ای غائب غیبت‌نشین! توان سخن گفتن را از دست داده‌ام. از این غروب بی‌طلوع به ستوه آمده‌ام. ای مهربان! به معصیت و ناسپاسیم اعتراف می‌کنم.

ای عدل منتظر و ای حاضر ناظر! چشم‌ها به تو دوخته شده و منتظران حقیقت همچون شمعی تا صبح ظهور در غم هجرانت می‌سوزند. چه سخت و گران است بر من اینکه ببینم همه خلق را، و تو را نبینم. «عزیز علیّ أن أری الخلق و لا تری.» هر آدینه که می‌رسد، دل بهانه تو را می‌گیرد و ما لب‌ها را با «ندبه» و «کمیل» متبرک کرده و رو به دریای انتظار، به انتظار طلوع آفتاب می‌نشینیم

دستان ناامیدم را که در بند شیطان است، امید بخش و افق فکرم را به سمت عرفان و معرفت جهت ده. نادم و پشیمانم و با کوله‌باری از دلتنگی زمانه که پشتم را خم کرده سر تعظیم فرود می‌آورم و ادای احترام می‌کنم. ای با شکوه! ای هستی شیعه! فریاد بی‌‌کسی‌هایم را بشنو. قلب شکسته‌ام را درمان کن، اگر چه بارها عهدشکنی کرده‌ام، اگر چه در کلاس درس تو همیشه غائب بوده‌ام، اگرچه پشت به اقیانوس محبتت کرده‌ام، حال همچو برگ خزانی که اسیر زمستان سرد و تاریک شده، با دستان خالی و پشتی خمیده در محضرت زانوی ادب خم کرده و به انتظار پاسخ در سکوتی مبهم به سر می‌برم تا اینکه جوابم را بدهی و باران رحمتت را بر قلب محزونم بباری.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:25 AM
لینک ثابت
منتظران چگونه دعا می کنند؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

منتظران چگونه دعا می کنند؟

 

امام زمان

دعا آموزه زیبای الهی است که در پرورش آدمی و رساندن او به مقام قرب ربوبی اهمیت بالایی دارد. این اهمیت تا جایی است که قرآن کریم به شیوه‌های گوناگون، انسان را به دعا و تضرّع به درگاه الهی تشویق کرده است. از آن جمله، در آیه‌ای دعا را عبادت نامیده (1) و در آیه دیگر، دعا را ملاک ارزش انسان و میزان توجه پروردگار قرار داده است. (2) در روایات اهل‌بیت علیهم السلام نیز علاوه بر تأکید به اصل دعا و تضّرع به درگاه الهی، بر مقدّمات دعا، آداب و شرایط آن و مهمتر از همه، بر کیفیت دعا تأکید فراوانی شده است. مواردی از قبیل تضرّع در دعا، (3) خلوت کردن، (4) عدم تکلّف در دعا (5)، حضور قلب (6)، انقطاع از غیر خدا (7) و موارد بسیار دیگری از آداب دعا و کیفیت انجام آن، در روایات اهل بیت علیهم السلام بیان شده است.

بی‌شک، در عصر ما که عصر غیبت کبرای امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است، یکی از وظایف منتظران، دعا برای وجود آن حضرت، مخصوصاً برای تعجیل در فرج آن بزرگوار است. همچنان‌كه این نكته در کلمات و فرامین گهربار رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم می‌فرمایند: «و اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم...؛ (8) برای فرج من بسیار دعا کنید که فرج و گشایش کار شما همان است.» اما به نظر می‌رسد منتظر حقیقی، جدای از رعایت آداب و شرایطی که در روایات اسلامی برای دعا ذکر شده است، باید به چند نکته مهم و کلیدی در این امر مهم توجه بیشتری داشته باشد؛ چرا که اگر این امور، آن‌گونه که باید و شاید در مراحل دعای منتظر در نظر گرفته نشود، کمال ادب او نسبت به ساحت مقدس امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف رعایت نشده است.

1-   درخواست شناخت آن حضرت از خداوند

گرچه خداوند، نعمت‌های فراوانی را نصیب بندگان خویش نموده است، ولی بعضی از نعمت‌ها را بر برخی دیگر برتری داده و آنها را بزرگ شمرده است. در آیه شریفه 269 سوره بقره می‌خوانیم: وَمَن یُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا كَثِیرًا؛ «هر کس به او حکمت داده شد، قطعاً خیر کثیر به او داده شده است.» در ذیل این آیه شریفه، روایت زیبایی از امام صادق علیه السلام وارد شده است که ایشان، حکمت را طاعت خداوند و معرفت امام علیه السلام معرفی نموده‌اند. (9) با این بیان، شایسته است که منتظر در رأس دعاهایی که برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌نماید، معرفت آن حضرت را از خداوند متعال درخواست كند. این آموزه دینی در مضامین بلند برخی دعاها نیز مشهود است. از جمله دعای مشهور «اللهم عرِّفنی نفسک...» (10) که در آن از خداوند می‌خواهیم حجت خود را به ما بشناساند، تا از دین خود گمراه نشویم.

منتظر واقعی،دعا کردن برای امامش علیه السلام را در حقیقت،شکر صاحب نعمت خود می‌داند.هر چند او خود را مدیون امام زمان (عج) می‌داند و عاجز از ادای شکر ایشان است ولی می‌تواند در ارتباط بین خود و خدایش خالصانه برای او دعا کند. چنانچه امام سجاد علیه السلام به این مهم اشاره کرده و فرموده‌اند:«... از حقوق کسی که به تو خوبی کرده،این است که در ارتباط بین خود و خدای عزوجل،خالصانه برای او دعا کنی.اگر چنین کردی،به صورت پنهان و آشکار،شکر او را به جای آورده‌ای

لازم به ذکر است که محبت حقیقی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هم جز با شناخت آن بزرگوار محقق نمی‌شود. طبیعی است که انسان وقتی چیزی را نشناسد و خواص آن را نداند و به مراتب نیاز خود به آن آگاهی نداشته باشد، آن را دوست نمی‌دارد. اما پس از شناخت نتایج و درک احتیاج خود به آن، نمی‌تواند آن را دوست نداشته باشد. وقتی آدمی عظمت و شخصیت و مقام بلند کسی را بشناسد و خود را سراپا نیازمند به او ببیند، محبّ او می‌شود و با افزایش معرفت و شناخت او، محبت نیز شدیدتر خواهد شد. بر همین اساس و به فرموده اهل‌بیت علیهم السلام: «انسان مؤمنی که حق امام خود را بشناسد و بمیرد، اگر چه مرگ او در بسترش باشد، ثواب و اجر شهید را خواهد داشت.» (11) پس شایسته است که منتظر حضرت، در کنار دعای برای تعجیل ظهور آن بزرگوار، همواره از خداوند بخواهد تا شناخت ایشان را نصیب او نماید.

 

2-  پرهیز از درخواست شتاب زدگی در تحقق امر ظهور

یکی از آداب دعا این است که دعا کننده از دعا کردن خسته نشود و حاجت خود را به طور مکرّر بخواهد؛ همان‌گونه که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: «خداوند درخواست کننده مُصرّ را دوست دارد.» (12) اما از طرفی باید توجه داشت که این اصرار به معنی عجله کردن در اجابت نیست. منتظر حقیقی، در عین حال که برای ظهور آن حضرت دعا می‌کند، از عجله کردن پرهیز می‌نماید؛ چرا که یکی از آسیب‌های مهمی که روایات نیز فراوان به آن هشدار داده‌اند، عجله داشتن در تحقق امر ظهور است. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «انما هلک الناس من استعجالهم لهذا الامر، انّ الله لایعجل لعجلة العباد، انّ لهذا الامر غایة ینتهی الیها، فلو قد بلغوها لم یستقدموا ساعة و لم یستاخروا؛ (13) عجله کردن مردم برای امر ظهور، آنها را هلاک می‌سازد. خداوند به جهت شتاب مردم عجله نمی‌کند. برای این امر، مدتی است که باید پایان پذیرد. هنگامی که به آن رسیدند، نمی‌توانند ساعتی آن را جلوتر یا عقب‌تر بیندازند.»

شایسته است که منتظر در رأس دعاهایی که برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌نماید، معرفت آن حضرت را از خداوند متعال درخواست كند. این آموزه دینی در مضامین بلند برخی دعاها نیز مشهود است. از جمله دعای مشهور «اللهم عرِّفنی نفسک...»که در آن از خداوند می‌خواهیم حجت خود را به ما بشناساند، تا از دین خود گمراه نشویم

3-  همراهی دعا و عمل

منتظر واقعی، دعا کردن برای امامش علیه السلام را در حقیقت، شکر صاحب نعمت خود می‌داند. هر چند او خود را مدیون امام زمان (عج) می‌داند و عاجز از ادای شکر ایشان است ولی می‌تواند در ارتباط بین خود و خدایش خالصانه برای او دعا کند. چنانچه امام سجاد علیه السلام به این مهم اشاره کرده و فرموده‌اند: «... از حقوق کسی که به تو خوبی کرده، این است که در ارتباط بین خود و خدای عزوجل، خالصانه برای او دعا کنی. اگر چنین کردی، به صورت پنهان و آشکار، شکر او را به جای آورده‌ای.» (14) اما در عین حال، از همراه نمودن دعا با عمل صالح غافل نیست، آن هم عملی که مورد قبول حضرت ولی عصر (عج) باشد. در پیامی که امام مهدی(عج) از طریق شیخ مفید برای شیعیان فرستاده‌اند، تأکید فرموده‌اند: «فما یحبسنا عنهم الاّ ما یتّصل بنا مما نکرهه و لا نؤثره منهم؛ (15) چیزی ما را از شیعیان، پنهان نساخته مگر آن دسته از کردارشان که بر ما ناخوشایند است و از ایشان توقع نداریم.»

بدون تردید یکی از مهم‌ترین علل محرومیت از فیض دیدار حضرت مهدی (عج) در زمان غیبت، آلودگی‌های روحی و گناهان اخلاقی است. بدیهی است که دعا برای سلامتی و فرج حضرت، و درخواست دیدار آن بزرگوار از خداوند، جز با پالایش روح و جسم و جان میسر نیست.

خلاصه این‌که منتظر امام عصر (عج) با رعایت آداب دعا برای امام، در واقع، ادب خویش نسبت به آن بزرگوار را ابراز نموده و راه سعادت و نجات از سختی‌های دوران غیبت را از خداوند درخواست می‌نماید.

 

پی نوشت:

 1- سوره مؤمن/ 60.

 2- سوره فرقان/ 77.

 3- وسائل الشیعه، ج4، ص1139.

4- كافی، ج2، ص476.

 5- بحارالانوار، ج90، ص311.

 6- كافی، ج2، ص473.

 7- وسائل الشیعه، ج4، ص1174.

 8- كمال الدین، ج2، ص483.

 9- تفسیر كنزالدقائق، ج2، ص444.

 10- مفاتیح الجنان، دعای عصر غیبت.

 11- غرر الحكم، ص64.

 12- كافی، ج2، ص476.

 13- همان، ج1، ص369.

 14- بحارالانوار، ج74، ص7.

 15- احتجاج، ج2، ص325.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:24 AM
لینک ثابت
گلستان عدل به یمن قدم تو
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

گلستان عدل به یمن قدم تو

امام زمان

آرزوى جهانى همه مظلومین جهان، تحقق عدالت است که از وعده هاى قطعى درباره حضرت بقیة اللَّه الاعظم علیه السلام است. عدالتى که گستردگى آن از یک شهر وکشور فراتر است ودر برگیرنده تمام جهان است، آن هم در حالیکه ظلم وستم در هر سوى جهان به اعلا درجه رسیده است. در دعاها این خواسته را چنین مى گوییم:

اللَّهُمَّ امْلَأْ بِهِ الاَْرْضَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وجَوْراً...

خدایا، زمین را بدست او پر از عدل وداد کن همانگونه که از ظلم وجور پر شده است. خدایا شکستگى ها را بوسیله او ترمیم فرما وشکافها را التیام ده وستم را بدست او بمیران وعدل را بوسیله او آشکار ساز.

خدایا شهرها را بوسیله او در امنیت قرار ده وبندگان را بوسیله او هدایت فرما، وهمه جلوه هاى عدل را شکوفا کن.

خدایا، ظلمتهاى ستم را با عدالت او به نورانیت تبدیل فرما وآتشهاى کفر را بوسیله او خاموش کن وپیچیدگى هاى حق و مجهولات عدالت را توسط او واضح فرما.

خدایا او را پناه مظلومان از بندگانت ویاور کسانى که جز تو یاورى نمى یابند قرار ده.

خدایا شهرها را با او آباد گردان وبندگانت را حیات تازه عنایت کن.

مرا شفاعت کن، یا وجیهاً عند الله

اکنون که دعا براى امام وصاحب اختیارمان را بر هر دعایى مقدم داشتیم، با اجازه از ساحت مقدسش - در حالیکه از خجالت سر به زیر افکنده ایم - دست نیاز به درگاه او بالا مى بریم، وملتمسانه عرضه مى داریم:

(یا أیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وأَهْلَنا الضُّرُّ وجِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وتَصَدَّقْ عَلَیْنا إنَّ اللَّهَ یَجْزِى الْمُتَصَدِّقینَ)

اى روح دعا! اذن دعایم مى دهى؟

آرزوى جهانى همه مظلومین جهان، تحقق عدالت است که از وعده هاى قطعى درباره حضرت بقیة اللَّه الاعظم علیه السلام است. عدالتى که گستردگى آن از یک شهر وکشور فراتر است ودر برگیرنده تمام جهان است، آن هم در حالیکه ظلم وستم در هر سوى جهان به اعلا درجه رسیده است

اى عزیزترین بنده خدا، افتخارم این است که هر تقرّبى به درگاه خدا مى نمایم از طریق تو باشد. رو به سوى خدا مى کنم در حالیکه پشت سر تو ایستاده ام وبه تو اقتدا کرده ام تا توسّلم به تو باشد.

خدا را به حق تو مى خوانم واز تو مى خواهم که از خدا بخواهى، چون تو را صاحب اختیار مطلق خود مى دانم. غلام یا کنیز توام، وخود وآنچه دارم از آن توست. آنچه درباره ام حکم کنى حتمى است.

 

آنگونه که تو مى خواهى نبوده ام. بد بوده ام وبدى کرده ام ونتوانسته ام دل تو را بدست آورم.

هر چه هستم از آنِ توام! اگر نمى پذیرى پناهنده به توام! اگر پناه نمى دهى مهمان توام! تو کریمى وپدرانت کریم بوده اند! دست گدایى وتقاضاى شفاعت به پیشگاه تو گرفته ام!

جانم فدایت! نیمى از حاجاتم براى با تو بودن است ونیم دیگر در راه با تو بودن. اول مى خواهم که یار ومدافع حریم تو باشم! محبت وولایت تو را که در دل کاشته ام حفظ کنم وتعالى بخشم! یقینم به وجود تو استوار باشد واز منتظران حقیقى تو باشم. روز خوش تو را درک کنم، روى ماه تو را ببینم، انجام وظیفه در پیشگاه تو نمایم، از معصیت تو بپرهیزم، ودر دنیا وآخرت به تو رو سفید باشم.

در نیمه دوم حاجاتم که مربوط به دنیاست، مى خواهم تا با توفیقات تو خدمتگزار وظیفه شناسى برایت باشم.

اینک با رخصت تو لب به دعا مى گشایم وآنچه به من آموخته اید ذکر دل و نواى لب مى نمایم.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:24 AM
لینک ثابت
ما شیعه ایم، یاوران مهدی علیه السلام
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ما شیعه ایم، یاوران مهدی علیه السلام

امام زمان

ما شیعه ایم ، باورداران مهدویت و یاوران مهدی؛ ما شیعه ایم ، چشم انتظاران موعود و آمادگان قیام ؛ ما شیعه ایم ، دوستداران اهل بیت و اصحاب مصلح ؛ ما شیعه ایم ، منتظران ظهور و جهادگران پا به رکاب ؛ آری ما شیعه ایم ... با باورها و اعتقادات خود که متمایز از دیگران و کامل تر و بهتر از همه دیدگاه ها وباورها است . ما شیعه ایم ؛ رو به آینده ای درخشان و افقی بالا و والا . ما شیعه ایم ؛ نه مسیحی ، نه یهودی ، نه وهابی ، نه بی دین ، نه ... ما خودمانیم آن گونه که خدای ما خواسته و برای ما برگزیده و پسندیده است . وقتی چنین هستیم ، باید مسیر و هدف و مقصد خود را به خوبی بشناسیم و برای رسیدن به آن کوچک ترین مسامحه و قصوری نداشته باشیم.

ما شیعه ایم ؛ حرف ما ، فکر ما ، راه ما ، باور ما ، علم ما ، اندیشه ما ، شعار ما ، شعور ما ، رسم ما ، طریقت ما ، شیوه ما ، عقیده ما و ... همه و همه ، رنگ و بوی خدا و اهل بیت دارد ؛ بخصوص رنگ و بوی مهدی موعود(عج). به عبارت روشن تر رنگ و بوی حریت ، آزادی ، کمال ، عبودیت ، عدالت ، معنویت ، اخلاق و عرفان ، صلح ، نوع دوستی ، ایمان ، تقوا ، عمل صالح ، انسانیت و حق گرایی. ما شیعه کسی هستیم که : « یملا الارض عدلا و قسطا و نورا و برهانا » ؛ همو که زمین را آکنده از عدل و داد و نور و حکمت می کند و: « یعلی امرالله و یظهر دین الله » ؛ همو که در همه جا امر خدا را برتری می دهد و دین خدا را آشکار می کند و : « لیطهرن الارض من کل غاش و لیعملن بالعدل » ؛ همو که زمین را از هر فریب کاری پاک می کند و به عدالت رفتار می نماید» و ... .

مهم تر از همه با دشمنان و مخالفان مهدی(عج) و مهدویت دشمنی کنیم و با قدرت نظامی ، سیاسی ، علمی و حتی اقتصادی به مقابله و مخالفت با آنان بپردازیم . چه امروز و چه در عصر ظهور ، دشمنان با تمام توان به مبارزه با امام مهدی(عج) می پردازند و این ما هستیم که باید با همه توان به یاری رهبر و ولی خود بشتابیم و در برابر دشمنان تنهایش نگذاریم

این ماییم و این راه و مسیر و آینده ای که در کنار مهدی فاطمه برای ما رقم خواهد خورد و این صدای جاودانه اوست که برای این راه ، یار و همراه می خواهد و به نصرت می طلبد. ندای « هل من ناصر ینصرنی » حسینی ، از نای او بلند است ودعوت « هل من معین یعیننی » او ، شیعیان و پیروان خود را فرا می خواند تا نهضت عاشورایی خود را از سرزمین وحی آغاز کند. او آماده قیام است ؛ آیا ما نیز آماده ایم ؟! او با همه توان در حال پی ریزی نهضت جهانی خود است ؛ آیا ما نیز در حال زمینه سازی این انقلاب بزرگ هستیم ؟

دنیا به سمت فاجعه باری دارد پیش می رود و برای نجات بشر ، راهی جز جهاد و انقلابی فراگیر و شکوهمند نیست ؛ فساد و ظلم و تباهی از حد گذشته و انسانها غرق در فرومایگی و دنیاگرایی شده اند!! آیا ما با دوری از این منجلاب شیطانی و غرقاب حیوانی ، توان همراهی با رهبر پاکی ها و مظهر خوبی ها را داریم ؟ آیا می توانیم پا به پای مقتدای معصوم خود ، زنجیرهای استحمار و انحراف را از گردن بندیان دنیا بگشاییم و پایبند طهارت و سلامت نفس کنیم ؟! آیا می توانیم از این فاجعه هولناک اخلاقی ، نجات یابیم و همراه و همدل منجی ، ناجی بشر باشیم ؟! امروز رهایی بشر از رذایل اخلاقی و رفتارهای نابهنجار همان قدر ضروری است که آزاد ساختن جهان از دست ستمگران و اهریمنان و مفسدان... .

 

پس باید امروز :

1. با جدیت تمام حافظ ، نگهبان و مدافع حریم باورها و اعتقادات و ارزشهای خود – بخصوص حریم ولایت و مهدویت – باشیم و در تقویت بنیانهای فکری و دینی خود بکوشیم .

2. خود را همواره در مسیر و طریق هدایت و طهارت امامان معصوم(علیهم السلام) قرار دهیم و راه و چاه زندگی را در کلام و پیام اهل بیت و امام مهدی(علیهم السلام) جستجو کنیم .

3. زیبایی های جامعه مهدوی را بشناسیم و در حد توان سعی در آراسته کردن خود و جامعه با این زیبایی ها و فضیلت ها و نیکی ها باشیم.

دنیا به سمت فاجعه باری دارد پیش می رود و برای نجات بشر ، راهی جز جهاد و انقلابی فراگیر و شکوهمند نیست ؛ فساد و ظلم و تباهی از حد گذشته و انسانها غرق در فرومایگی و دنیاگرایی شده اند!! آیا ما با دوری از این منجلاب شیطانی و غرقاب حیوانی ، توان همراهی با رهبر پاکی ها و مظهر خوبی ها را داریم ؟ آیا می توانیم پا به پای مقتدای معصوم خود ، زنجیرهای استحمار و انحراف را از گردن بندیان دنیا بگشاییم و پایبند طهارت و سلامت نفس کنیم ؟!

4. با یاران و دوستان مهدی(عج) دوستی کنیم و محب محبان اهلبیت(علیهم السلام) باشیم . پس از این است که می توانیم جامعه متحد و یکپارچه مهدوی را در ایران اسلامی و کشورهای شیعی تشکیل دهیم .

5. مهم تر از همه با دشمنان و مخالفان مهدی(عج) و مهدویت دشمنی کنیم و با قدرت نظامی ، سیاسی ، علمی و حتی اقتصادی به مقابله و مخالفت با آنان بپردازیم . چه امروز و چه در عصر ظهور ، دشمنان با تمام توان به مبارزه با امام مهدی(عج) می پردازند و این ما هستیم که باید با همه توان به یاری رهبر و ولی خود بشتابیم و در برابر دشمنان تنهایش نگذاریم.

6. امروزه یکی از وجوه بارز دشمنی با مهدویت ، ایجاد شبهه های گوناگون در باره حقانیت و درستی آن و یا آمیختن آن با خرافات و ناراستی ها از سوی هر کس و ناکس است. گویا شیطان که عمر خود را رو به پایان می بیند ، با تمام توان و قدرت وارد عرصه جهانی دشمنی با مهدویت شده و از همه حربه ها برای دور ساختن مردم از راه ویاد منجی موعود استفاده می کند . بر همه ما بایسته است ضمن شناسایی این هجمه های شیطانی ، علم و دانش خود را در این زمینه بالا ببریم و در برابرشبهات مجهز و آماده باشیم .

آری ما شیعه ایم ، یاور مهدی و مدافع حریم آسمانی مهدویت .

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:24 AM
لینک ثابت
حضور دائم
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

حضور دائم

امام زمان

به استناد قرآن کریم، و روایات بسیار یکی از معتقدات قطعی همه مسلمین، عرضه اعمال توسط دو ملک مقرب به محضر پروردگار، یا پیامبر و ائمه علیهم السلام می باشد از جمله آیاتی که دلالت بر این مطلب دارند دو آیه ذیل است :

الف : « وَإِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ - کِرَاماً کَاتِبِینَ - یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ ». (1)

به راستی بر شما نگهبانانی هستند، نویسندگانی گرامی که آن چه را می کنید می دانند.

ب : « وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ... ». (2)

بگو عمل کنید که خدا و پیامبرش و مؤمنان راستین رفتارتان را به زودی خواهند دید.

مفسّر گرانمایه، شیخ ابو علی طبرسی در تفسیر خود در مورد آیه اخیر عباراتی دارد که ترجمه آن این است (3) :

«عالمان شیعی احادیثی نقل نموده اند حاکی از این که، اعمال امّت در روزهای دوشنبه و پنج شنبه بر پیامبر و ائمّه عرضه می شود، و ایشان از آن ها آگاه می گردند. مقصود از مؤمنون در آیه یاد شده، ائمّه هستند».

«موسی بن سیّار» می گوید : در محضر حضرت رضا علیه السلام به دروازه شهر طوس رسیدیم، صدای گریه ای شنیده شد. حضرت رضا علیه السلام شتابان از اسب پیاده شده و به سوی جنازه ای رفتند و آن را بدوش گرفته و مانند مادر مهربانی که از کودکش دلجویی می کند به آن میّت اظهار محبّت می کرد، سپس به من فرمود :

ای موسی بن سیّار! هرکس جنازه یکی از دوستان ما را تشییع کند، از گناهان خود بیرون رود، همچون روزی که از مادر به دنیا آمده و هیچ گناهی بر او نیست.

و چون آن میّت در کنار قبرش بر زمین گذاشته شد، دست خود را بر سینه او نهاد و فرمود :

ای فلان! مژده باد تو را به بهشت که پس از این ساعت بر تو، ترسی نیست.

به امام رضا علیه السلام عرض کردم : فدایت گردم، آیا این مرد را می شناسی؟ چون این جا، سرزمینی است که تاکنون قدم بر آن ننهاده بودی!

انسانی که خود را در محضر امام عصر علیه السلام می یابد، در راه دفاع از ارزشهای ولایت از مال، امکانات و توانائی ها بایستی مایه بگذارد. بالاتر از آن در راه مبارزه با شیطان و خواسته های نفسانی، از لذت هایش، از خوشی هایش، از آرزوهایش بگذرد و در مقابل وسوسه های پیاپی شیطان و جاذبه های همیشگی گناه و فریبندگی های نیرومند دنیا، مقاومتی سخت و طولانی داشته باشد

حضرت فرمود : ای موسی بن سیار! مگر نمی دانی که اعمال شیعیان ما، هر صبح و شام بر ما عرضه می شود؟ پس، از خدا برای گنه کاران عفو و بخشش و برای توفیق یافته گان در امور خیر پاداش نیک مسئلت می نمائیم. (4) .

همچنین مضمون نامه ای که برای شیخ مفید از ناحیه مقدّس حضرت مهدی علیه السلام صادر شده، حاکی از آگاهی امام از وضعیّت و احوالِ شیعیان است، چنانچه آمده است : «ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و چیزی از اوضاع شما بر ما، پوشیده و مخفی نمی ماند». (5) .

بنابراین، انسانی که خود را در محضر امام عصر علیه السلام می یابد، در راه دفاع از ارزشهای ولایت از مال، امکانات و توانائی ها بایستی مایه بگذارد. بالاتر از آن در راه مبارزه با شیطان و خواسته های نفسانی، از لذت هایش، از خوشی هایش، از آرزوهایش بگذرد و در مقابل وسوسه های پیاپی شیطان و جاذبه های همیشگی گناه و فریبندگی های نیرومند دنیا، مقاومتی سخت و طولانی داشته باشد.

علی بن جُهَمْ گوید : از امام رضا علیه السلام پرسیدم : فدایتان شوم میل دارم بدانم موقعیت و اعتبار من نزد شما چگونه است؟

حضرت فرمود : نظر کن، من نزد تو چگونه ام. (6) .

بنابراینبا بی مبالاتی و عدم پرهیز از گناه، خود را «شیعه منتظر» دانستن، یا بالاتر از آن خود را «یاور منتظر» به شمار آوردن پنداری است غلط و بیهوده!

 

پی نوشتها :

1- انفطار 10:82-12.

2- توبه 105:9.

3- مجمع البیان، ج5، ص69.

4- بحارالانوار، ج49، ص98.

5- احتجاج طبرسی، ج2، ص596.

6- بحارالانوار، ج75، ص118، ح2.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:24 AM
لینک ثابت
نسل انتظار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نسل انتظار

امام زمان علیه السلام

 

 

 

 

 

بی‌ تو در بیابان‌ بی‌كسی‌، چشم‌هایمان‌ را به‌ تموج‌ انتظار سپرده‌ایم‌ و آمدنت‌ را به‌ دردمندی‌ دل‌هامان‌ مژدگانی‌ می‌دهیم‌ تا پژمردگی‌ برگ‌ها را نبینیم‌ و در گریه‌ می‌خندیم‌ تا باغ‌ و بهار، هم‌آغوش‌ هم‌ باشند...

ماییم‌ و آسمانی‌ از بغض‌ ابرها و امید تیغ‌ تو كه‌ انتشار باران‌ است‌ و آب‌ را به‌ مذاق‌ جویبار می‌رساند، ماییم‌ و تهی‌دستی‌ و تشنگی‌، ماییم‌ و این‌ صحیفة‌ ناتمام‌ و چشم‌هایی‌ كه‌ در انتظار فصل‌ توست‌. ماییم‌ و شب‌های‌ شوق‌ كه‌ به‌ واژه‌های‌ ندبه‌ صبح‌ می‌شود.

ماییم‌ و این‌ روزگار فرو خفته‌ و این‌ جهان‌ وازده‌ كه‌ به‌ جای‌ فریاد، خمیازه‌ می‌كشد. ماییم‌ و صفای‌ سجاده‌ای‌ كه‌ فرج‌ را جست‌وجو می‌كند، ماییم‌ و تن‌ تب‌ كرده‌ كوچه‌هایی‌ كه‌ به‌ فراخ‌ترین‌ باغ‌ها می‌رسند، ماییم‌ و آفتاب‌ كه‌ در برابر چشمان‌ تو حقیر است‌. دریا، شبنمی‌ است‌ چكیده‌ بر غنچه‌ای‌ از باغ‌ تو، «حُسن‌» از تو می‌آموزد و «فیض‌» از تو بهره‌مند می‌شود. قامت‌ تو «قدقامت‌» بلندی‌ تا قیامت‌ است‌.

نسل‌ انتظار گوش‌ فرا داشته‌اند تا نسیم‌ سعادت‌ از جانبی‌ بدمد و نور دیدارت‌ از فرازی‌ بتابد. این‌ قوم‌ از هجران‌ تو بر سر نمی‌زند، آنها در انتظار تو سر بر می‌كشند و بر نسل‌ سیاهی‌ می‌شورند

«رستگاری‌» در پی‌ قدمت‌ افتاده‌ و «نجات‌» محتاج‌ توست‌. ماییم‌ و دشت‌ كه‌ نقطه‌ای‌ است‌ در برابر نگاهت‌، ماییم‌ و كوه‌ كه‌ شرمندة‌ طاقت‌ توست‌، ماییم‌ و خط‌ خون‌ كه‌ تا قیامت‌ جاری‌ است‌. ماییم‌ و نسل‌ شقایق‌ كه‌ آبروی‌ ایثار است‌ و ماییم‌ و فریاد كه‌ تا آمدنت‌ در فوران‌ است‌. ماییم‌ و قاموسی‌ كه‌ از موج‌ سرشار است‌ و آسایش‌ در خیالش‌ خالی‌ است‌. ماییم‌ و مصافی‌ كه‌ سخت‌ برقرار است‌ چنان‌ هنگامه‌، تا هنگام‌ ظهور تو، نسل‌ تو در راهند. میان‌ هنگامه‌ ما تا هنگام‌ ظهور تو و به‌ بهانه‌ای‌ به‌ تقاعد دل‌ نمی‌نشانند و جان‌ نمی‌سپارند.

نسل‌ انتظار ایستاده‌ است‌ و به‌ بانگ‌ بلند نام‌ تو را در جهاد می‌خواند.

نسل‌ انتظار رخ‌ به‌ خون‌ جگر می‌شویند، گه‌ ناز می‌چشند و گه‌ راز می‌شوند.

نسل‌ انتظار در راهند.

نسل‌ انتظار بیم‌ عاقبت‌ ندارند، جز آخرت‌ كه‌ وقت‌ حضور است‌.

نسل‌ انتظار گوش‌ فرا داشته‌اند تا نسیم‌ سعادت‌ از جانبی‌ بدمد و نور دیدارت‌ از فرازی‌ بتابد. این‌ قوم‌ از هجران‌ تو بر سر نمی‌زند، آنها در انتظار تو سر بر می‌كشند و بر نسل‌ سیاهی‌ می‌شورند.

اینك‌ ماییم‌ و این‌ نصیب‌ جاوید، این‌ نیاز آسمانی‌ به‌ تو كه‌ اصل‌ برائتی‌، ماییم‌ و رمی‌ رجیمانی‌ كه‌ سزاوار هدایت‌ نبوده‌اند.

ما تو را در شب‌ برات‌ به‌ مهمانی‌ دل‌ها می‌خوانیم‌ ضیافتی‌ كه‌ دشت‌ آشنایی‌ است‌. مجلسی‌ كه‌ در آن‌ صدق‌، اعتقاد و اخلاص‌ عمل‌ می‌دهند، محفلی‌ كه‌ عین‌ یقین‌ می‌بخشند و بزم‌ و وجد و جای‌ حیرت‌ و حقیقت‌ است‌...

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 6 مرداد 1394 
ساعت : 11:45 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 5
1
2
3
4
5

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه