السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30489بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
ادبیات فراق خاموش‏تر از چراغ مرگیم
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ادبیات فراق خاموش‏تر از چراغ مرگیم

امام زمان
 
 
 

روشن‏تر از آفتاب كجایى‏

عقربك‏هاى ساعت، تا كى به گرد خود گردند، بیهوده در صفحه غیبت.

در گرگ و میش سحرگاه، پایان دروغ را انتظار مى‏كشیم.

آن روز كه بیایى، جهان براى خوشبختى ما تنگ است.

آغاز و فرجام خویش را در تو مى‏جوییم.

این گریه را پایانى است اگر، اشك راه خود را بداند و بر هر دامانى نریزد.

پوست را بادام و سال را ایام و زیستى را كام و بودن را نام تویى.

من كیستم؟ تو كیستى؟ من اینك نه آنم كه بودم. تو همچنان آنى كه بودى.

مگذار كه بگویم در تن من، امید را به خاك سپردند و سنگى صنوبرى شكل بر سر آن نهادند.

هیچیم هیچ، بى‏تو اى همه كس، همه چیز، همه جا، همه وقت، همه عمر...

دلى داریم به پریشانى دود; سرى داریم به حیرانى رود; چشمى به گریانى ابر; غمى به وفادارى بخت. نه اقبال خوشایندى، نه مرگ ظفرمندى.

رفتن، یعنى غیبت، آمدن، یعنى ظهور. بودن یعنى انتظار. كار یعنى سالنامه عمر را ورق زدن. سیاست، یعنى به لبخند تو خندیدن. حكومت، یعنى زیر پاى تو فرش گستردن. عاشورا، یعنى غمهاى تو. محرم، یعنى دمیدن مهتاب فراق. این است معناى حقیقى كلمات.

عریضه‏ها را چاه به كجا مى‏برد؟ آیا او هم...

سر و دست مى‏شكند غول فراق: ما به جنگ مگسها بسیجیده‏ایم.

اگر نه یك دم هماواز توییم، مگر چنگ ناساز تو نیستیم؟

خوشا آن در كه به روى تو هر روز مى‏خندد.

 بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:15 AM
لینک ثابت
دلسوز ترین پدر دنیا
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

دلسوز ترین پدر دنیا

امام زمان

یکی از ویژگی های مهم در وجود رهبران الالهی، انسانیّت، بزرگواری وگذشت وقدرشناسی آنان است وما از این گونه سجایا در وجود همه انبیا واوصیای الالهی سراغ داریم؛ میهمان نوازی ابراهیم خلیل، گذشت وعفو یوسف صدّیق، وعطوفت بیکران خاتم انبیا صلى الله علیه وآله وسلم همه بیانگر روح بزرگ آنان است.

حضرت مهدی علیه السلام، نیز از نظر سجایای اخلاقی ودانش وبینش آن چنان والاگهر است که نمونه اش را جز در میان خاندان معصوم پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم نمی توان یافت؛ آن که خدای متعال صلاحیّت رهبری او را تأیید فرموده است واز او جز نیکویی، به افراد نمی رسد. قرآن می فرماید:

(بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ).(1)

برگزیده خدا (حضرت مهدی علیه السلام) برای شما نیکوتر است؛ اگر در زمره مؤمنان باشید.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

اوّلین کاری که مهدی علیه السلام انجام می دهد این است که در همه عالم ندا برمی آورد: هان، هرکس قرضی بر عهده یکی از شیعیان ما دارد اعلام کند. او حتى دانه سیر وخردل را هم به صاحبان آنها می رساند؛ چه رسد به طلاها ونقره ها واملاک زیاد.(2)

اولین کار او در هنگامه روی آوری امکانات اجتماعی، پرداخت وام های شیعیان، از آغاز امامت امیر المؤمنین علیه السلام تا هنگامه ظهور است، یعنی یاد کسانی را که در تمامی اعصار دل در گرو محبّتش داشته وآرزومند دولت حقّه آن بزرگوار بوده اند فراموش نمی کند. این همه عطوفت را در که می توان یافت؟

حضرت مهدی علیه السلام، نیز از نظر سجایای اخلاقی ودانش وبینش آن چنان والاگهر است که نمونه اش را جز در میان خاندان معصوم پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم نمی توان یافت؛ آن که خدای متعال صلاحیّت رهبری او را تأیید فرموده است واز او جز نیکویی، به افراد نمی رسد

خلاصه این که او در فضیلت ها ووالایی ها بی همتاست واز این روست که امروز در صدر کائنات قرار دارد. آری، او انسانی کامل وبرخوردار از همه ویژگیهای نیکان است وخلاصه (آن چه خوبان همه دارند او تنها دارد). برخی از آنها عبارت است از:

میراث داری انبیا:

اَلسَّلامُ عَلی وارِثِ الأنْبِیاءِ... وَلَدَیهِ مَوجودٌ آثارُ الأصْفِیاءِ...(3)

سلام بر وارث پیامبران... (کسی که) آثار برگزیدگان فقط در نزد اوست.

امام عصر علیه السلام وارث تمام کمالات انبیا واولیا ونیاکان والا تبار خویش است.

حضرت رضا علیه السلام به ریّان بن صَلتْ در این باره فرمودند:

(... عصای موسى وانگشتری حضرت سلیمان(4) نزد آن حضرت است).(5)

زمانی که حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه ظهور می فرماید، میراث هایی از انبیا وخصوصاً از پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم به همراه دارد؛ میراث هایی که با هیچ بهایی نمی توان ارزیابی کرد.

مقصود از میراث در این جا، مال ودارایی که شخص از دنیا رفته برای ورثه خود باقی می گذارد، نیست؛ بلکه مقصود یادگارهای ویژه الالهی نفیس وپر بهایی است که پیامبران برای اوصیای پس از خود به عنوان ودایع نبوت باقی می گذارند واز یک وصی به وصیّ بعد منتقل می گردد.

امام زمان

پس از وفات پیامبر گرامی صلى الله علیه وآله وسلم، این ودایع، به علاوه میراثهای شخص رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم، به وصیّ آن بزرگوار، یعنی حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام و پس ازایشان، به حضرت امام حسن علیه السلام وبه همین ترتیب به امام پس از وی... وسرانجام به خاتم الاوصیاء دوازدهمین جانشین یعنی حضرت مهدی ارواحنا فداه رسیده است. هم اکنون نیز نزد ایشان موجود است وتا روز ظهور آنها را حفظ خواهند فرمود. این میراثها، به عنوان نمادهایی، بیانگر حقانیّت آن حضرت ومعرفی آن بزرگوار در زمان ظهور است.

حضرت صادق علیه السلام به یکی از اصحاب خود به نام یعقوب بن شعیب فرمود: (می خواهی پیراهن قائم علیه السلام را - که با آن قیام می کند - به تو نشان دهم؟).

عرض کرد: آری.

آن حضرت صندوقچه ای را خواستند. آن را باز کرده پیراهنی از کرباس از آن بیرون کشیدند. سر آستین چپ پیراهن، خونین بود.

سپس فرمودند: (این پیراهن رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم است در روزی که دندان پیامبر را شکستند، بر تن حضرتش بود. حضرت مهدی علیه السلام با همین پیراهن قیام می کند.(6)

حضرت رضا علیه السلام در ادامه فرمایش خود در معرفی امام می فرماید:

(الإمامُ... الوالِدُ الشَّفیقُ والأخُ الشّقیقُ والأُمُّ البَرَّةُ بالوَلَدِ الصَّغیر).

امام... پدر دلسوز (شفیق) وبرادر تنی ومادر نیک رفتار نسبت به فرزند خردسال است.

شفقت محبتی است که به همراه دلواپسی ونگرانی وسوختن برای محبوب باشد.

یک پدر دلسوز در مقابل فرزند خود احساس مسئولیت می کند ونگران اوست. پدر - بیش از آن که به فکر راحتى خود باشد - به آسایش فرزندش می اندیشد ومی کوشد تا بهترین امکانات را برای او فراهم آورد. در واقع پدر ومادر به فرزندشان احسان می کنند.

این حالت پدر ومادر، برخاسته از محبّت قلبی آنهاست. منطق محبّت، منطق خاصّی است وتا زمانی که کسی اهل آن نباشد، نمی فهمد. اگر کسی پدر یا مادر نباشد، نمی تواند احساس آنها را نسبت به فرزندشان درک کند.

امام علیّ بن موسى الرضا علیه السلام محبّت امام را شبیه محبّت مادر نیک رفتار نسبت به فرزند کوچک خود معرّفی می فرماید. علاقه ومحبّت مادر به فرزند بسیار روشن است وبالاترین مظهر محبّت به شمار می آید. هرکس بخواهد بهترین نمونه محبّت وعاطفه شدید در دنیا را نشان دهد، باید به محبّت مادر نسبت به فرزند خردسال بنگرد.

باید باور داشت که محبّت امام عصر علیه السلام به ما، افزون از محبتی است که یک پدر دلسوز و یک مادر مهربان نسبت به فرزند خود دارند. این حقیقت، جز در وجود مقدس آن حضرت یافت نمی شود. باید این نعمت بزرگ الالهی را قدر دانست وآن را پاس داشت.

عبارت (اَلْکَهْفِ الْحَصینْ وَغیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُستَکینْ)(7) در موارد متعدد در وصف امام آمده است.

(کهف حصین) پناهگاه استواری است که انسان را از خطرات ولغزشها مصون می دارد وامام فریادرس وپناه درماندگانی است که به او روی آورند.

امام علیّ بن موسى الرضا(ع) محبّت امام را شبیه محبّت مادر نیک رفتار نسبت به فرزند کوچک خود معرّفی می فرماید. علاقه ومحبّت مادر به فرزند بسیار روشن است وبالاترین مظهر محبّت به شمار می آید. هرکس بخواهد بهترین نمونه محبّت وعاطفه شدید در دنیا را نشان دهد، باید به محبّت مادر نسبت به فرزند خردسال بنگرد

 

بنابراین، امام آفتاب جهانتاب است... باران حیات بخش است... ماه تابان است... ستاره هدایت است... آب گواراست... شعله فروزان است... خورشید پرفروغ است... راهنماست... باران شتابنده بهاران است... چشمه جوشان است... برکه وگلستان است... انیس جان ورفیق مؤمنان است واز همه بهتر این که پدری دلسوز ومادری مهربان است.

دعبل بن علی خُزاعی، شاعر نام دار شیعی، می گوید: قصیده ای را برای مولایم امام رضا علیه السلام سرودم، که یک بیت مشهور آن این بود:

مَدارسُ آیاتٍ خَلَتْ مِنْ تِلاوةٍ

   ومَنْزِلُ وَحْیٍ مُقْفِرُ العَرَصَاتِ

 جایگاه های تدریس آیات قرآن (بعد از رحلت پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم) خالی گردید، ومقام نزول وحی تهی ماند.

در شعرم به این ابیات رسیدم:

خُروجَ إمامٍ لا مَحالَةَ خارِجٌ

 یَقُومُ عَلَى اسمِ اللَّهِ والبَرَکاتِ

 یُمَیِّزُ فینا کُلَّ حَقٍّ وباطِلٍ

 ویَجْزی عَلَى النَّعْماءِ والنَّقِمَاتِ

 

- قیام وظهور حضرت مهدی علیه السلام حتمی است وبا نام خداوند - تبارک وتعالى - وبرکات او قیام می کند.

- او در میان ما هر حقّ وباطلی را از هم جدا می کند ومردم را بر نعمت ها ونقمت ها پاداش وکیفر می دهد.

وقتی این دو بیت را خواندم، امام رضا علیه السلام گریستند سپس سر برداشتند وفرمودند:

(یا خُزاعیُّ! نَطَقَ رُوحُ القُدُسِ علی لِسانِکَ بِهذَین البَیْتَین).(8)

ای خزاعی! روح القُدُس این دو بیت را بر زبان تو جاری کرد.

 

پی نوشتها:

(1) هود 11: 86 .

(2) بحارالانوار، ج53، ص34.

(3) مفاتیح الجنان، زیارت امام عصر علیه السلام.

(4) حضرت رضا علیه السلام در مورد نقش نگین انگشتر حضرت سلیمان می فرماید: کانَ نَقْش خاتم سلیمان بن داود: (سُبحانَ مَنْ اَلْجَمَ الجِنَّ بِکَلماتِه). بحار الانوار، ج63، ص70، ح13. یعنی (منزه است خداوندی که لجام کرد جنّیان را به کلمات خود). از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: حق تعالى پادشاهی حضرت سلیمان را در انگشترش گذاشته بود، پس هرگاه آن انگشتر را در دست می کرد جمیع جن وانس وشیاطین ومرغان هوا ووحشیان صحرا نزد او حاضر می شدند واو را اطاعت می کردند... تفسیر قمی، ج2، ص236.

(5) منتخب الاثر، ص221، ح2.

(6) غیبت نعمانی، باب 13، ح42.

(7) بنگرید به صلوات منقول از حضرت زین العابدین علیه السلام در هر روز از ماه شعبان، مفاتیح الجنان.

(8) بحارالانوار، ج51، ص154، ح4.

فرآوری: امیر رضا عرب

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:15 AM
لینک ثابت
کیست مرا یاری کند؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

کیست مرا یاری کند؟

ظهور

هر یک از ما آرزوی ظهور حضرت ولی عصر(عج) و یاری نمودن ایشان را در سر می پرورانیم و در دعاهای خود خاضعانه به درگاه ربوبی سر سجده می ساییم و این امر را از حضرت رب العالمین مطالبه می کنیم. غافل از اینکه در رکاب حضرت بودن خصوصیاتی را می طلبد، و منتظر واقعی کسی نیست مگر آنکه خود را با آن خصوصیات تطبیق داده و آنها را در خود مهیا کند.

نصرت و یارى حضرت ولى الله (علیه السلام)در امر دین به عناوینى چند حاصل مى شود ، كه در اینجا به یکی از مهمترین و لازم ترین آنها بر وجه اختصار اشاره مى كنیم:

مهمترین امری که با توسل به آن می توان حضرت ولی عصر(عج) را یاری نمود تقوا است . و بر این مطلب ــ یعنى بر اینكه با تقوا یارى امام(علیه السلام)حاصل مى شود ــ شواهد بسیارى داریم ، كه اجمالا بعضى از آنها را متذكّر مى شویم:

اوّل : فرمایش حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)در « نهج البلاغه » در ضمن نامه اى كه به عثمان بن حنیف ــ عامل ایشان در بصره ــ نوشته اند :

آگاه باشید ! همانا شما توانائى بر این نوع قناعت ندارید ، و لكن مرا به اجتناب از آنچه حرام است وبه كوشش در فرائض و واجبات الهى و به كفّ نفس از حاجت و تملّق از اهل دنیا و به سعى در آنچه راه صحیح و درست است یارى كنید

 

« ألا و إنّ لكلّ مأموم إماماً یقتدی به ، و یستضیئ بنور علمه ، ألا و إنّ إمامكم قد اكتفى من دنیاه بطمریه ، و من طُعمه بقُرصیه ، ألا و إنّكم لا تقدرون على ذلك ، و لكن أعینونی بورع و اجتهاد و عفّة و سداد » .(1)

یعنى : آگاه باشید ! همانا از براى هر كسى باید امام و پیشوائى باشد كه در اعمال و احوال خود از او پیروى كند ، و به روشنائى نور علم او هدایت بیابد .

آگاه باشید ! همانا امام و آقاى شما به تحقیق از دنیاى خود و از زینتهاى آن به دو جامه كهنه و از طعام آن به دو قرص نان اكتفا و قناعت كرده .

آگاه باشید ! همانا شما توانائى بر این نوع قناعت ندارید ، و لكن مرا به اجتناب از آنچه حرام است وبه كوشش در فرائض و واجبات الهى و به كفّ نفس از حاجت و تملّق از اهل دنیا و به سعى در آنچه راه صحیح و درست است یارى كنید.

دوّم : در كتاب « كافى » از حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)روایت نموده كه حضرت فرمود :

« أعینونا بالورع ، فإنّه من لقى الله عزّوجلّ بالورع كان له عند الله عزّوجلّ فرجاً ، إنّ الله عزّوجلّ یقول : (مَنْ یُطِعِ الله وَ رَسُولَهُ فَاُولئِكَ مَعَ الَّذینَ اَنْعَمَ الله عَلَیْهِم مِنْ النَّبیینَ وَ الصِّدیقینَ و الشُّهَداءَ و الصّالحِینَ وَ حسنَ اُولئِكَ رَفیقاً)(2) فمنّا النبىّ و منّا الصّدیق و الشهداء و الصالحون » .(3)

یعنى : ما را به اجتناب نمودن از محارم الهى یارى نمائید ، پس همانا هر كس خداوند عزّوجلّ را با حال ورع ملاقات نماید ، براى او نزد خداوند فرج كامل از شدائد است ، بدرستیكه خداوند در كلام مجید مى فرماید : كسانیكه خدا و رسول او را اطاعت نمایند ; پس اینان با كسانى كه در جوار قرب الهى و رحمتهاى خاصّه او در بهشت كه خداوند بر آنها انعام فرموده است از نبیّین و صدیقین و شهداء و صلحاء ساكن خواهند بود .

همانا شیعیان على(ع) شكم هاى خالى و لبانى خشك دارند یعنى از جهت شدّت گرسنگى و زیادى روزه دارى ــ و آنان اهل رأفت و علم و بردبارى هستند ،و آنان به شدّت اعراض از اهل دنیا و از احوال و اعمال آنها شناخته مى شوند ،پس براى محافظت از آنچه بر آن هستید از ولایت اولیاء معصومین و ائمّه طاهرین (ع)با اجتناب نمودن از محارم الهى و كوشش زیاد در انجام واجبات كمك و یارى كنید

سوّم : در كتاب « كافى » از حضرت صادق صلوات الله علیه روایت شده كه حضرت فرمود :

« إنّ شیعة علیّ خمص البطون ، ذبل الشفاة ، و أهل رأفة و علم و حلم ، یعرفون بالرهبانیة فأعینوا على ما أنتم علیه بالورع و الاجتهاد » .(4)

یعنى : همانا شیعیان على(علیه السلام) شكم هاى خالى و لبانى خشك دارند یعنى از جهت شدّت گرسنگى و زیادى روزه دارى ــ و آنان اهل رأفت و علم و بردبارى هستند ، و آنان به شدّت اعراض از اهل دنیا و از احوال و اعمال آنها شناخته مى شوند ، پس براى محافظت از آنچه بر آن هستید از ولایت اولیاء معصومین و ائمّه طاهرین (علیهم السلام)با اجتناب نمودن از محارم الهى و كوشش زیاد در انجام واجبات كمك و یارى كنید .

چهارم : آنچه در ضمن جمله اى از توقیع حضرت صاحب الأمرصلواة الله علیه رسیده ، كه مى فرماید :

« إنّا غیر مهملین لمراعاتكم و لاناسین لذكركم ، ولولا ذلك لنزل بكم البلاء و استطلمكم الأعداء ، فاتّقوا الله جلّ جلاله و ظاهرونا على انتباثكم من فتنة قد أناقت علیكم » .(5)

یعنى : ما اهمال در مراعات شما نكرده ایم و یاد شما را فراموش ننموده ایم ، و اگر این نبود ; هر آینه به شما بلاى سخت نازل مى شد ، و دشمنان شما را مستاصل مى كردند ، پس بپرهیزید از خداوند و تقوا پیشه كنید ، و ما را بر بیرون آوردن شما از فتنه ای كه بر شما مشرف شده است ; یارى كنید » .

و امّا حكمت اینكه چگونه با تقوا و ورع ; یارى امام (علیه السلام)حاصل مى شود این است كه : منظور از نصرت و یارى كسى ; همراهى با او در رساندن نفعى به او یا دفع ضررى از او است ، و هر كدام از اینها هم ممكن است نسبت به جان او یا به عرض و آبروى او یا نسبت به اهل و اولاد یا مال یا متعلّقین او باشد ، و باز هركدام از اینها ممكن است در امور دنیوى یا اُخروى باشد .

 

پاورقی ها:

1 ــ نهج البلاغه فیض : ص 966 ضمن نامه 45 :

2 ــ سوره نساء آیه 69

3 ــ كافى : ج2 ص78 حدیث12 .

4 ــ كافى : ج2 ص233 حدیث10 .

5 ــ بحارالانوار ج53 ص175.

بخش مهدویت تبیان

 

 


منبع: شیوه هاى یارى قائم آل محمد علیه السلام -  مرحوم آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانى

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:15 AM
لینک ثابت
چیستی فرهنگ انتظار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

چیستی فرهنگ انتظار

امام زمان (عج)

در تفكر شیعی، انتظار موعود به عنوان یك اصل مسلم اعتقادی مطرح و در بسیاری از روایات بر ضرورت انتظار امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تصریح شده است. در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که به یاران خود فرمودند: « آیا شما را خبر ندهم به آنچه خدای صاحب عزت و جلال، هیچ عملی را جز به آن سه از بندگان نمی پذیرد؟» و وقتی اشتیاق یاران را دیدند، فرمودند: « گواهی دادن به اینكه هیچ چیز شایسته پرستش جز خداوند نیست و اینكه محمد (ص)، بنده و فرستاده اوست و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده و ولایت ما و بیزاری از دشمنانمان و تسلیم شدن به آنان و پرهیزگاری و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم آل محمد(ص)». (1)

اعتقاد قلبی به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اصول فرهنگ انتظار است. در این فرهنگ انسان منتظر مؤمن یقین دارد كه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف كه امام دوازدهم و فرزند بلاواسطه امام حسن عسکری علیه السلام است، از روزی كه متولد شده تا كنون با همین بدن عنصری، زنده و باقی است و روزی ظاهر خواهد شد و جهان را پر از عدل خواهد کرد. معتقد است ظهور آن حضرت روز معینی ندارد؛ بلكه احتمال دارد همین لحظه اتفاق بیفتد، همانطور که احتمال دارد سال های بسیار هم تأخیر افتد.

ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از «اشراطِ ساعت» است؛ یعنی علائم قیامت. یكی از علائم و نشانه های حتمی قیام قیامت و فرا رسیدن رستاخیز، ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. امام پیش از قیامت می آید و تا او نیاید و حكومت عدل را در جهان برپای ندارد، عمر جهان به سر نمی رسد و قیامت برپا نمی شود

در این فرهنگ فرد یا جامعه و یا امت منتظر در حال عبادت و پرستش است که برترین عمل می باشد، چنانچه در تشبیه امام علی علیه السلام همانند مجاهد تلاشگری است كه در راه خدا و احیای سنت های اسلامی در پرتو اعتقاد راسخ انتظارش، در خون خود می غلطد.(2) این نوع از انتظار دارای محتوایی اصلاحگر، تحرك آفرین و تعهدآور است كه عالی ترین و ارجمندترین نوع بندگی حق تعالی و در نتیجه برترین عمل و نیكوترین تلاش و جنبش می باشد.(3)

در این فرهنگ، معاد جایگاه بسیار ویژه ای دارد و از اصول اساسی و پایه ای به شمار می رود؛ زیرا باور این فرهنگ بر این است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام ظهور، ستمگران و ظالمان را به سزای اعمال خود می رساند و مؤمنان را عزیز می دارد و رحمت الهی را به آنان می چشاند که این رفتار و شیوه امام، نمونه ای است از چگونگی معاد و رستاخیز. ضمن اینکه به هنگام ظهور امام گروهی از پاكان و پلیدان به جهان باز می گردند و باز این نیز نمونه ای کوچک از قیامت است.

به این نکته نیز باید توجه داشت که ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از «اشراطِ ساعت» است؛ یعنی علائم قیامت. یكی از علائم و نشانه های حتمی قیام قیامت و فرا رسیدن رستاخیز، ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. امام پیش از قیامت می آید و تا او نیاید و حكومت عدل را در جهان برپای ندارد، عمر جهان به سر نمی رسد و قیامت برپا نمی شود.(4)

ظهور

در این فرهنگ، كسب آمادگی های نظامی و مهیا كردن تسلیحات مناسب هر عصر برای یاری و نصرت امام غائب از جمله وظایف منتظران است. چنان که در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: « باید هر یك از شما برای خروج مهدی اسلحه تهیه كند، اگرچه یك نیزه؛ چون وقتی خداوند ببیند كسی به نیت یاری مهدی اسلحه تهیه كرده است، امید است عمر او را طولانی كند تا ظهور را درك نماید و از یاوران مهدی باشد» .(5)

 

انتظار صحیح

انتظار صحیح و سازنده بهترین عمل نزد خداوند، با فضیلت ترین عبادت و انسان منتظر از اهل هر زمان فاضل ترند.(6)  ائمه معصوم علیهم السلام همواره ما را به امیدواری و انتظار فرج تشویق و از یأس و ناامیدی برحذر داشته اند، چنان که در حدیثی از امام علی علیه السلام آمده است: « انتظار فرج داشته باشید و مأیوس و نومید از لطف و رحمت خدا نگردید».(7)

در حقیقت یأس و ناامیدی، بزرگ ترین مسلخ شیطان برای ذبح نمودن همه حیثیت ها و فضیلت های انسانی، است. ناامیدی، وداع گفتن با سرالاسرار آفرینش آدمی و پیمودن چرخه تكامل است و بالعکس انتظار سازنده، چلچراغ امیدی است که دهلیزهای بی فروغ قلب های انسان منتظر را آذین می كند و آن را گذرگاه احساس، جهاد، تحرك، مقاومت و ایثار و شهادت می سازد.

انتظار صحیح از بزرگ ترین عوامل مقاومت و پایداری است و از آن جهت كه مسلمانان و به ویژه شیعیان را در برابر ظلم ها، فسادها و... ثابت و پابرجا نگه می دارد و به آنان دل و جرأت می دهد تا در برابر دشمنان اسلام مقاومت و ایستادگی كنند و در عقیده خود محكم و استوار و ثابت قدم بمانند، سرمایه روحی بزرگی برای منتظران است

اسلام، همواره تأكید فراوانی بر لزوم مبارزه با هر گونه فساد اخلاقی، سیاسی و اجتماعی داشته است كه در قالب امر به معروف و نهی از منكر بیان شده است. به بیانی دیگر امر به معروف و نهی از منكر از منظر فقه اسلامی، وظیفه شرعی و همگانی است. رضایت و خشنودی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آن است كه معروف، عملی شود و منكر، ترك گردد؛ بنابراین انسان منتظر نباید در این باره بی تفاوت باشد. خود حضرت در روزگار ظهور، بزرگ ترین امركننده به معروف و نهی كننده از منكر است. جامعه منتظر نیز قطعاً خشنودی و رضایت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را می طلبد و به او اقتدا می كند و برای اقامه احكام خدایی، تنبلی و بی تفاوتی را از خویشتن دور می کند.(8)

فرد منتظر باید در برابر شبهات شیاطین پنهان و آشكار مقاومت كند و آن ها را از ذهن ها بزداید. حفظ و گسترش اعتقاد دینی و شناخت آن در روزگار متصل به ظهور، مفیدتر بلكه لازم تر است؛ زیرا تنها، دارندگان عقیده و عمل در حوادث پیش از ظهور غرق و گم نمی شوند و دچار تردید نمی گردند. در حدیثی از امام سجاد علیه السلام از اهمیت این موضوع چنین سخن گفته است: « مردمانی كه در روزگار غیبت به سر می برند و معتقدند و منتظر، از مردمان همه زمان ها افضل اند؛ زیرا خدای متعال به آنان خرد و فهم و معرفتی داده است كه غیبت امام، برای آنان مانند حضور است (یعنی با اینكه در عصر غیبت به سر می برند و امام را نمی بینند، از نظر ایمان و تقوی و پایداری گویی در زمان ظهور به سر می برند و امام خود را می بینند). خداوند این مردمان را مانند سربازان پیكارگر صدر اسلام قرار داده است؛ همانان كه در ركاب پیامبر شمشیر می زدند و پیكار می كردند. آنانند اخلاص پیشگان حقیقی و آنانند شیعیان واقعی و آنانند كه (در نهان و عیان) مردم را به دین خدا دعوت می كنند».(9)

انتظار صحیح از بزرگ ترین عوامل مقاومت و پایداری است و از آن جهت كه مسلمانان و به ویژه شیعیان را در برابر ظلم ها، فسادها و... ثابت و پابرجا نگه می دارد و به آنان دل و جرأت می دهد تا در برابر دشمنان اسلام مقاومت و ایستادگی كنند و در عقیده خود محكم و استوار و ثابت قدم بمانند، سرمایه روحی بزرگی برای منتظران است.(10)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:

1. النعمانی، الغیبه، ص 200.

2. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 496.

3. همان.

4. حكیمی، خورشید مغرب، ص 369.

5. بحارالانوار، ج 52، ص 366.

6. همان، ج 52، ص 126؛ مؤسسه المعارف الاسلامی، معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج 1، ص 268.

7. بحارالانوار، ج 52، ص 123.

8. خورشید مغرب، ص 272.

9. هاشمی شهیدی، ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص 224.

10. دارمستتر، مهدی ازصدر اسلام تا قرن 13 هجری، ترجمه محسن جهان سوز، ص 39 ـ 79.

زهرا رضائیان

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:15 AM
لینک ثابت
طراز حرکت جامعه مهدوی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

طراز حرکت جامعه مهدوی

امام زمان

جماعت بنّا برای آن‌که مطمئن شوند که دیوار را مستقیم بنا می‌کنند، از طراز استفاده می‌کنند.

نصب شاخصی در ابتدای بنا و شاخصی دیگر در انتهای آن و کشیدن نخ بین این دو شاخص، به بنّایان کمک می‌کند تا اطمینان پیدا کنند که بنا را درست و مستقیم می‌سازند.

تنها دعای واجب بر هر مسلمان «اهدنا الصراط المستقیم» است. در هندسه، خط مستقیم، خطی است که دو نقطه را از کوتاهترین مسیر به هم وصل می‌کند. می‌خواهیم جامعه‌ای داشته باشیم که بتوان با شاخصی قابل قبول، در صراط مستقیم بودن آن را تشخیص داد.

به پشت سر که نگاه می‌کنیم شاخص عاشورا، جلوه‌گری می‌کند.

رو به رو را که نگاه می‌کنیم، ظهور را می‌بینیم.

تنها دعای واجب بر هر مسلمان «اهدنا الصراط المستقیم» است. در هندسه، خط مستقیم، خطی است که دو نقطه را از کوتاهترین مسیر به هم وصل می‌کند. می‌خواهیم جامعه‌ای داشته باشیم که بتوان با شاخصی قابل قبول، در صراط مستقیم بودن آن را تشخیص داد

آیا نباید بین این دو شاخص، خطی مستقیمی را طراز قرار داد و خود را با آن تنظیم کرد؟ در جامعه شیعی حسینی و مهدوی، ملاک مستقیم بودنِ صراط این است که ببینیم آیا پشت آن، به عقبه شهادت و قیام حسینی محکم است؟ یا خدای ناکرده، تکیه‌گاه نامطلوبی برگزیده است. اما در حرکت به سمت جلو جهت مسیر و سرعت حرکت و ملاک‌های آن را باید با نگاه به ظهور تنظیم کرد. آیا با پشتوانه شهادت، در راه تحقق بخشیدن به بزرگترین آرزوی بشریت در تاریخ هستیم یا نه؟ اگر این‌گونه است، خود را با این طراز تنظیم کرده‌ایم. اما اگر تکیه بر قیام حسینی نداریم و قدرت محرکه خود را از شهادت نگرفته‌ایم، بدون شک برای طی کردن این مسیر عظیم و دشوار کم می‌آوریم. امام راحل (ره) فرمودند: «شهدا مظهر قدرت ایران‌اند». حال اگر توان لازم برای حرکت را فراهم کردیم، اما مسیر را به درستی انتخاب نکردیم، قدرت و سرعت، به دورتر شدنمان از مقصد می‌انجامد.

به درگاه خداوند شاکریم که قدرت حرکت ما را در قیام اباعبدالله الحسین علیه السلام  قرار داد و فرمان را به سوی جامعه مهدوی تنظیم کرد و سطح انتظار در این حرکت را چه در مبدأ و چه در انتهای آن، آن‌قدر بالا و متعالی قرار داد که جامعه اسلامی باید جهادی عظیم و تلاشی خستگی ناپذیر داشته باشد، تا بتواند اطمینان نسبی پیدا کند که خود را ـ چه در انتخاب جهت و چه در انتخاب بلندای آرمان‌ها ـ با این طراز، تطبیق داده است.

بخش مهدویت تبیان

 

 


منبع: مجله امان شماره 30 - دکتر مجتبی رحماندوست

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:14 AM
لینک ثابت
شکوه عشق
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

شکوه عشق

یا صاحب الزمان

 

 

 

 

من؛ ستاره ستاره‌ محبت را با نام تو انشا کردم، دریا دریا عاطفه را به عشق تو نوشیدم، خرمن خرمن شقایق را به یاد رخ گلگون تو نظاره کردم. دسته دسته پرنده را، صفا به صفا صمیمیت را، دانه دانه مهر را، قطره قطره شهد را، چه می‌گویم که هستی را برای تو، به یاد تو، و به خاطر تو به تماشای ایستاده‌ام. آه، اگر عشق؛ خرابه‌ای بود، آبادش می‌کردم، اگر آیه‌ای بود تلاوتش می‌کردم، اگر زنجیری بود، می‌گسستمش، اگر ترانه‌ای بود، می‌سرودمش. چه می‌گویم که شکوه عشق تو هستی، و هستی بی‌تو فریبی بیش نیست.

قرن‌هاست که چونان با کوله‌باری از هجران از متن تاریخ گذشته‌ام. هر از گاهی در سایه درختی، پناه‌گاهی جسته‌ام، اما باز هم همگام با طوفان حوادث و همراه با کاروان جهاد، در پی وصال تو رهسپار شده‌ام. هستی در انتظار توست، زمین در انتظار بارش عدل تو، گل در انتظار تابش قامت رعنای تو، دریا در انتظار مروارید وجودتو، آسمان در انتظار ستاره فروغ تو، بهار در انتظار فرمان تو، و دنیای انسانیت منتظر ظهور پر برکت توست.

مگر ما از تو چه خواستیم جز وصال که سالیان است فراق، مونس جانمان گشته. آیا دوران هجران بس نیست؟ تا کی رخ از ما نهان خواهی نمود و ما را در آتش هجران خواهی گداخت؟

هر روز غروب باران دیدگانم، در انتظار مسافری کوچه را می‌شوید. بی‌تو ای درخت زیتون، خوشبختی و حوصله‌ای نمانده است.

بی‌تو چون زمینی دور از بارش باران بهاری، با درد و اندوه خشک و سرد مانده‌ام. بی‌تو دل تنگ دل تنگم.

 بخش مهدویت تبیان

 

 


مجله امان- شماره 24 - زینب ولی‌اللهی

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:12 AM
لینک ثابت
تعجیل ربانی؛ تعجیل شیطانی!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

تعجیل ربانی؛ تعجیل شیطانی!

انتظار

 

با توجه به مفاد احادیث و روایات ائمه اطهار علیهم الاسلام ، به نظر می‌رسد دو نوع درخواست تعجیل در فرج داریم که هر کدام، نمودار حالت روحی و باطنی خاص خود بوده و ماهیتاً با هم متفات‌اند.

1. درخواست تعجیل در فرج به حالت «استدعائی»؛

2. درخواست تعجیل در فرج به حالت «استعجالی»؛

«حالت استدعائی» با توجه به اطمینان انسان با ایمان به حکمت بالغه حضرت حق و یقین و ایمان به صحّت و کاملیّت تقدیر الهی در ژرفای قلب او شکل می‌گیرد.

مؤمن در این حالت برای ظهور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف  دعا می‌کند؛ از صمیم دل هم دعا می‌کند و ظهور مولا حقیقتاً آرزوی قلبی اوست؛ اما در هر حال، تسلیم اراده حق، و به تقدیر او راضی است. او متناسب با درجه ایمان خود، اطمینان و آرامش باطنی‌اش را در قبال حوادث از دست نمی‌دهد و بصیرت و فهم صحیح و مفید را در برابر رویدادهای تلخ و شیرین نمی‌بازد و از درک درست تکلیف و وظیفه خود باز نمی‌ماند و پس از آن هم به انجام تکلیف می‌پردازد.

انتظار فرج و دعای مشتاقانه و عاشقانه بر ظهور دولت یار، حال روحی اوست، اما زمان فرارسیدن برنامه جهان‌شمول و تاریخ‌ساز ظهور موعود اُمم را به خدا واگذار نموده و در برابر تقدیر خداوند، چون و چرا نمی‌کند؛ چرا که ایمان دارد که هر آنچه در این عالم به وقوع می‌پیوندد، تجلی حکمت و نمودار مشیّت و اراده الهی است. لذا با آرامش خاطر به انجام تکلیف و سعی در کسب رضای الهی می‌پردازد.

حالت دوم که با الهام گرفتن از روایات اهل بیت عصمت و طهارت  علیهم الاسلام  استعجالی نامیده شد، در باطن و ژرفا، نفسانی است. لذا می‌تواند دستمایه وسوسه ابلیس شود و در عاقبت، حالتی شیطانی بیابد و موجبات هلاکت معنوی را فراهم سازد.

انتظار فرج و دعای مشتاقانه و عاشقانه بر ظهور دولت یار، حال روحی اوست، اما زمان فرارسیدن برنامه جهان‌شمول و تاریخ‌ساز ظهور موعود اُمم را به خدا واگذار نموده و در برابر تقدیر خداوند، چون و چرا نمی‌کند؛ چرا که ایمان دارد که هر آنچه در این عالم به وقوع می‌پیوندد، تجلی حکمت و نمودار مشیّت و اراده الهی است. لذا با آرامش خاطر به انجام تکلیف و سعی در کسب رضای الهی می‌پردازد

قلب انسان مستعجل، ‌از ابتدا متوجه به عالم مُلک و در نتیجه گرفتار و اسیر پیچیدگی‌ها و تاریکی‌های جهان ماده و به خصوص نفس خویش است و با اسارت در دام نفسانیّت خود، احساس نیاز شدید به ویرانگری آنچه هست می‌کند و سعی در دگرگون شدن اوضاع عالم و ایجاد تحول در شرائط خارجی می‌نماید. و همین فشار روحی، غالباً سبب برانگیختگی نفسانی و موجب بروز نگرانی و اضطراب و از کف رفتن آرامش خاطر و چه بسا ایمان قلبی او خواهد شد.

انسان مستعجل، به ضرورت تحوّلِ عمیق در شرایط تاریخ و آمادگی جهان برای ظهور امام زمان(عج) کاری ندارد و فقط عجولانه و شتابزده، به هر قیمت و در هر شرایطی ظهور را می‌خواهد؛ که در حقیقت، خواسته نفس اوست. گویی می‌خواهد ـ العیاذ بالله ـ امام عجل الله تعالی فرجه الشریف  را که صاحب مقام ولایت تامه است، به ظهور، مجبور کند! جهل و غفلت از حقیقت عالم ملکوت و نظام آفرینش و نیز سازمان تحقق امور و کمال و صحّت و اصالت تقدیر الهی، حال روحی اوست و در این حال از آرامش روانی و اطمینان باطنی و نورانیت قلب که ویژگی اولیای خداست، بویی نبرده است.

در تاریخ اسلام، این‌گونه انسان‌های عجول و شتاب‌زده، ریشه و عامل بسیاری از فتنه‌ها و انحرافات و بازیچه دست فتنه‌گران بوده و هستند.

پس در یک کلمه، دو نوع «تعجیل در فرج» داریم: «استدعائی» که حقانی، ربانی و سازنده است و «استعجالی» که نفسانی، شیطانی و مخرّب است. و پایان بخش کلام، فرموده مولای ماست که: «هلک المستعجلون» .1

 

1. کافی، ج1، ص368.

حجت الاسلام و المسلمین سید معزالدین الحسینی الهاشمی

بخش مهدویت تبیان

 


منبع: مجله امان شماره 30

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:12 AM
لینک ثابت
پیچك انتظار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

پیچك انتظار

امام زمان (عج)

 

 
 

 پیچك انتظار از دیوار دلم بالا مى‏رود . پر از تمنا مى‏شوم و پر از عطر خوش ریحانه كه در سبزه‏زار وجود روییده است .

پیچك انتظار چه غوغایى مى‏كند! باز هم پر از تمنا مى‏شوم . پر از گل‏هاى سوسن . گل‏هاى نرگس و اینك از صداى پاى ظهور است كه سرشار مى‏شوم . سرشار از موج . سرشار از ماه . ستارگان و خورشید!

قلبم از عشق درنگى مى‏كند و در خیال جبرییل را مى‏بینم كه سر از پا نشناخته مى‏آید تا براى زمینیان مژده‏اى بیاورد . مژده آمدن امامى كه خداوند تمامى رحمتش را در وجود او ریخته است!

مهدیا! كوى تو كوى بى‏تابى فرشتگان است .

كوى تو كوى شور است .

كوى سوز . همان سوز كه در جان فرشیان جارى است .

كوى تو كوى ركوع لاله‏هاست .

كوى شیدایى یاس است .

كوى شبنم بر گلبرگ ناز محمدى است .

كوى تو كوى آب است .

كوى باران

كوى شستن چشم‏هامان در جویباران!

مهدیا! كوى تو كوى قنارى است .

كوى بال است .

كوى پریدن .

كوى تو كوى بى‏قرارى در آسمان آبى است .

پس اگر بیایى دلم كبوتر مى‏شود!

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:12 AM
لینک ثابت
اگر او نبود ...
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

اگر او نبود ...

صاحب الزمان (عج)

(... وَأمّا وَجْهُ الانْتِفاعِ بِی فی غَیْبَتی فَکَالاِنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ، إذا غَیَّبَتْها عَنِ الأبْصارِ السَّحابُ... ).

(... وامّا شیوه بهره وری از من در غیبتم، بهره بردن از خورشید را مانَد؛ آن گاه که ابرها آن را ازدیدگان بپوشاند...).

قسمتی از توقیعات امام عصر علیه السلام:

به نقل از کمال الدین، ص 483 _ 485:

ای امان دوستان بی قرار

مهر رویت تا به کی پشت سحاب؟

 ای درخشان تر ز هر اختر... بیا

ابر غیبت را بِران، دیگر... بیا

 

السّلامُ على شَمْسِ الظَّلام وبَدْرِ التَّمام.

طلوعت را همه چشم انتظاریم                                      بتاب، ای آفتاب دادگستر

نهان کردی چو مهر رویت ای مه                                     جهان شد تیره، چون خوی ستمگر

آری، سخن از غیبت امام زمان علیه السلام است؛ از بزرگ مظلوم دوران؛ آن که یادش از خاطره ها فراموش شده است... همو که اگر کسی مهربانی های او را ببیند وقطره ای از زلال محبّتش بچشد، دیگر فراموشش نخواهد کرد. همو که هرکس به او پیوست از اغیار برید وسعادت دو دنیا را در کوی محبّت او دید

 

سخن از خورشید پنهان است؛ آن که به فرموده امام رضا علیه السلام: ( ... إذا خَرَجَ أشْرَقَتِ الأرضُ بِنُورِهِ... )(1).

از چشمه ساری جوشان که از تشنه کامان به دور مانده.

از شمشیر آخته یزدان که از نبود یاران در نیام خفته.

از آن دستِ نیرومند خدایی که در آستین فرو رفته.

از آن سمبل قطره های نقره فام اشک که از خشیتِ خدا فرو ریخته.

از آن حماسه همیشه جاوید خون شهیدان کربلا، خدنگ در مشت مانده.

آری، سخن از غیبت امام زمان علیه السلام است؛ از بزرگ مظلوم دوران؛ آن که یادش از خاطره ها فراموش شده است...

همو که اگر کسی مهربانی های او را ببیند وقطره ای از زلال محبّتش بچشد، دیگر فراموشش نخواهد کرد.

همو که هرکس به او پیوست از اغیار برید وسعادت دو دنیا را در کوی محبّت او دید.

همو که مؤمنان را انیس ورفیق وشفیق است.(2)

به راستی، چرا کسی که پدرش را، برادرش را، دوست مُشفق ودلسوزش را از یاد نمی برد، امام زمانش را به فراموشی می سپارد؟!

مگر حقّ کدامین پدر افزون تر از حقوق امام زمان علیه السلام است؟! کدام برادر مهربانتر از اوست؟ دلسوزیِ چه دوستی بیشتر از دلسوزی ها ومحبت های اوست؟

خود او خطاب به شیعیانش می فرماید:

(إنّا غیرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ ولا ناسِینَ لِذِکْرِکُمْ).(3)

ما در مراعات حال شما کوتاهی نمی کنیم ویادتان را از خاطر نمی بریم.

وقتی او - که ذخیره همه هستی، ثمره همه رسالت ها، منبع همه کمالات، سرچشمه همه خیرات وجلوگاه همه نیکویی ها وزیبایی هاست - هیچ گاه یاد ما را از خاطر نمی برد ودر رعایت احوالمان هرگز کوتاهی نمی کند، آیا رواست فراموشی ما نسبت به آن امام مهربان یا از وفاست غفلت از آن جانِ جهان؟!

هم او می فرماید:

(... وَلَولا ذلِکَ لَنَزَلَ بکُمُ اللَّأْواءُ واصْطَلَمَکُم الأعْداءُ).(4)

... اگر چنین نبود، بلاهای سخت بر شما فرود می آمد ودشمنان، شما را نابود می کردند.

اینک که رسول اکرم صلى الله علیه وآله وسلم مقام (مهدی علیه السلام) را می ستاید وامیر المؤمنین وحضرت زهرا علیها السلام به وجود او تسلّی وسرور می یابند وامام صادق علیه السلام به خدمتش می ایستد ودر فراقش اشک می ریزد، وحضرت رضا علیه السلام به نامش از جای برمی خیزد وبه یادش می گرید، شایسته بلکه واجب است که ما شیعیان نیز به یادش باشیم

 

آری، این او بود که به یاد ما بود وبرایمان دعا کرد ودر فتنه های بنیان سوز دوره غیبت، عنایت خویش را از ما دریغ نداشت، وهمو بود که پایه استمرار حیات معنوی وتاریخی شیعه بود وهست وحقاً جفاست که حقوق آن بزرگوار را - چنان که باید - ندانیم ودفتر معرفتش را - چنان که شاید - نخوانیم.

اکنون... ای منتظر!

کمی تأمّل کن ودر اوج مقام معنوی امام زمانت بیندیش که او کیست وبزرگی کارش در چه حدّ است؟

گرچه حضرات معصومین سلام اللَّه علیهم اجمعین همه یک نورند ویک حقیقت ودارای یک سنخ ولایت - که فرموده اند: (کُلُّهُمْ نُورٌ واحدٌ) - وجود اقدس حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه دارای امتیازاتی است وبرنامه آن بزرگوار را ویژگی هایی است که باعث شده چشم امید همه، حتى پیامبران وائمه هدی علیهم السلام به او دوخته شود واهمیت ظهورش به قدری است که پیوسته دودمان امامت وولایت، در گفتار ورفتارشان، از آن حضرت به بزرگی یاد کرده وهمگان را به عظمت او توجّه داده اند؛ تو گویی چشمان در هاله غم فرو رفته همه انبیا واوصیا چشم به راه روز قیام وآمدن اوست.

خون همیشه جوشان حلقوم حسین علیه السلام، به هنگام فجر، نام مهدی را بر صفحه افق نقش می زند ورنگ سرخ شفق در صفحه هر غروب، سرخی دل عرش نشینان را باز می خواند.

صاحب الزمان علیه السلام

رسول اکرم صلى الله علیه وآله وسلم به اوج قله دانش آن امام قائم علیه السلام، اشارت می فرماید:

(ألا إنَّهُ وارِثُ کُلِّ عِلْمٍ وَالمُحیطُ بِهِ).(5)

آگاه باشید که او (مهدی علیه السلام) وارث هر دانش ودر برگیرنده آن است.

مولای همه خوبان، امام علی علیه السلام از او به عنوان پناه دهنده ترین وآگاه ترین انسان ها یاد می کند:

(أوْسَعُکُمْ کَهْفَاً وَأکْثَرُکُمْ عِلْمَاً).(6)

او پناه دارترین شماست وعالم ترینتان.

آن گاه با شیدایی وشیفتگی از شوق دیدارش آه می کشد ولقایش را انتظار می برد، (آه! آه!... شَوقاً إلی رُؤْیَتِه).(7)

بانوی هستی، فاطمه زهرا علیها السلام در لحظه های آخر عمر شریف پیامبر، با مژده (مِنّا مَهْدِیُّ هذه الأُمَّةِ)(8) تسلّی می یابد.

امام علم وتعلیم، حضرت صادق علیه السلام آرزوی دیدار او را دارد؛ در فِراقش ناله می کند؛ در غم غیبتش می سوزد؛ از دوری رویش آسایش ندارد واز هجرانش پریشان وافسرده است ودر حالی که لباسِ ساده بی گریبان پوشیده وروی خاک نشسته است، به سان مادر فرزند مرده، ناله سر می دهد وسرشک از دیدگان می بارد وبا آن محبوب نیامده، نجوا می کند.(9)

سرانجام... امام رئوف علیّ بن موسى الرضا علیه السلام با شنیدن وصف آن حجّت یزدان اشک از دیدگان فرو می ریزد، وبه احترام نام مقدّس (قائم) از جا برمی خیزد؛ می ایستد ودستان مبارک بر سر می گذارد وبا آهی سوزان دعا می کند که:

(خدایا! فرجش را برسان وقیامش را آسان گردان).(10)

راستی، چگونه بگوییم که ما سرباز اوییم در حالی که امام صادق علیه السلام آرزومند خدمت گزاری آستان اوست ومی فرماید:

(لَوْ أدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أیَّامَ حَیَاتِی).(11)

اگر روزگار او را درمی یافتم، سراسر زندگی ام خدمتش می کردم.

اینک که رسول اکرم صلى الله علیه وآله وسلم مقام (مهدی علیه السلام) را می ستاید وامیر المؤمنین وحضرت زهرا علیها السلام به وجود او تسلّی وسرور می یابند وامام صادق علیه السلام به خدمتش می ایستد ودر فراقش اشک می ریزد، وحضرت رضا علیه السلام به نامش از جای برمی خیزد وبه یادش می گرید، شایسته بلکه واجب است که ما شیعیان نیز:

- به یادش باشیم.

- برای نزدیکی ظهورش، دعا کنیم.

- در پی جلب رضایتش بکوشیم.

- خلق را به سویش دعوت کنیم.

- دل ها را از محبّتش لبریز گردانیم.

- خود را برای جانفشانی وجهاد در رکابش، آماده سازیم.

 

- در زمان غیبتش، وظایف خود را بشناسیم ودر این راه به تلاش هرچه بیشتر پردازیم.

- در هجران رویش بنالیم واشک بریزیم...

تا - ان شاء اللَّه - توفیق دیدارش، نصیب گردد.

اللّهمّ اکشِفْ هذه الغُمَّةَ عن هذه الأُمَّةِ بحضورِهِ، وعَجِّلْ لنا ظُهُورَهُ، إنَّهُم یَرَوْنَهُ بَعیداً ونَرَاهُ قَریباً، بِرَحمَتِکَ یا أرْحَمَ الرَّاحِمین.(12)

 

(1) کمال الدین وتمام النعمه، شیخ صدوق، ص371 و372.

(2) برگرفته از سخنان امام رضا علیه السلام در وصف امام. (عیون اخبار الرضا علیه السلام).

(3) احتجاج طبرسی، ج2، ص598.

(4) احتجاج طبرسی، ج2، ص598 نامه به شیخ مفید رحمه الله.

(5) بحارالانوار، ج37، فرازی از خطبه غدیر، ص214.

(6) بحارالانوار، ج51، ص115، ح24.

(7) همان.

(8) بحارالانوار، ج36، ص368، ح233.

(9) کمال الدین وتمام النعمه، ص353.

(10) منتخب الاثر، ص506.

(11) تاریخ الغیبة الکبرى، ص359.

(12) مفاتیح الجنان، دعای عهد.

فرآوری: امیر رضا عرب

بخش مهدویت تبیان

 


منبع: کتاب آفتاب در نگاه خورشید - مرتضی طاهری

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:12 AM
لینک ثابت
ندبه ‏هاى دلتنگى
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ندبه ‏هاى دلتنگى

کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها
 
 

شكوه ظهور تو هنوز پرچم توفیق بر نیفراشته است و خورشید جمالت هنوز دیباى زرین خود را بر زمستان جان ما نگسترده است ، اما مهتاب انتظار در شبهاى غیبت‏سوسوزنان چراغ دلهاى ماست .

نام تو حلاوت هر صبح جمعه است و حدیث تو ندبه آدینه‏ها. دیگر از خشم روزگار به مادر نمى‏گریزم و در نامهربانیهاى دوران، پدر را فریاد نمى‏كشم; دیگر رنج‏خار مرا به رنگ گل نمى‏كشاند; دیگر باغ خیالم آبستن غنچه‏هاى آرزو نیستند; دیگر هر كسى را محرم گریستنهاى كودكانه‏ام نمى‏كنم.

حكایت ‏حضور، براى من‏یادآور صبحى است كه از خواب سیاهى برخاستم و بهانه پدر گرفتم. من همیشه سرماى غم را میان گرمى دستهاى پدرم گم مى‏كردم. كاشكى كلمات من بى‏صدا بودند; كاشكى نوشتن نمى‏دانستم و فقط با تو حرف مى‏زدم; كاشكى تیغ غیرت، عروس نام تو را از میان لشكر نامحرمان الفاظ باز مى‏گرفت و در سراپرده دل مى‏نشاند; كاشكى دلدادگان تو مرا هم با خود مى‏بردند; كاشكى من جز هجر و وصال ، غم و شادى نداشتم!

مى‏گویند: چشمهایى هست كه تو را مى‏ببنند; دلهایى هست كه تو را مى‏پرستند; پاهایى هست كه با یاد تو دست افشان‏اند; دستهایى هست كه بر مهر تو پاى مى‏فشارند.

عمرى است كه اشكهایم را در كوره حسرتها انباشته‏ام و انتظار جمعه‏اى را مى‏كشم كه جویبار ظهورت از پشت‏كوه‏هاى غیبت‏سرازیر شود، تا آن كوزه و آن حسرتها را به آن دریا بریزم و سبكبار تن خسته‏ام را در زلال آن بشویم

مى‏گویند: تو از همه پدرها مهربان‏ترى ، مى‏گویند هر اشكى از چشم یتیمى جدا مى‏شود بر دامان مهر تو مى‏ریزد.

مى‏گویند ...مى‏گویند تو نیز گریانى!

اى باغ آرزوهاى من! مرا ببخش كه آداب نجوا نمى‏دانم.

مرا ببخش كه در پرده خیالم، رشته كلمات، سررشته خود را از كف داده‏اند و نه از این رشته سر مى‏تابند و نه سررشته را مى‏یابند.

عمرى است كه اشكهایم را در كوره حسرتها انباشته‏ام و انتظار جمعه‏اى را مى‏كشم كه جویبار ظهورت از پشت‏كوه‏هاى غیبت‏سرازیر شود، تا آن كوزه و آن حسرتها را به آن دریا بریزم و سبكبار تن خسته‏ام را در زلال آن بشویم.

اى همه آروزهایم!

من اگر مشتى گناه و شقاوتم، دلم را چه مى‏كنى؟

با چشمهایم كه یك دریا گریسته است چه مى‏كنى؟

با سینه‏ام كه شرحه شرحه فراق است چه خواهى كرد؟

به ندبه‏هاى من كه در هر صبح غیبت، از آسمان دلتنگیهایم فرود آمده‏اند، چگونه خواهى ساخت؟

مى‏دانم كه تو نیز با گریه عقد برادرى بسته‏اى و حرمت آن را نیكو پاس مى‏دارى.

مى‏دانم كه تو زبان ندبه را بیشتر از هر زبان دیگرى دوست مى‏دارى . مى‏دانم كه تو جمعه‏ها را خوب مى‏شناسى و هر عصر آدینه خود در گوشه‏اى اشك مى‏ریزى.

اى همه دردهایم! از تو درمان نمى‏خواهم كه درد تنها سرمایه من در این آشفته‏بازار دنیاست.

تنها اجابتى كه انتظار آن را مى‏كشم جماعت ناله‏هاست; تنها آرزویى كه منت‏پذیر آنم، خاموشى هر صدایى جز اذان «یا مهدى‏» است .

گر بر كنم دل از تو و بردارم از تو مهر            آن مهر بر كه افكنم آن دل كجا برم؟

رضا بابایى

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:11 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 4
1
2
3
4

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه