السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30490بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
آزمایش همیشگی!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آزمایش همیشگی!

امتحان

در اثر آزمایش و امتحان الهی، خوبی‌ها و بدی‌های انسان جلوه می‌کند و به قولی، رو می‌شود. آزمایش‌های الهی، قدرت‌های نهفته در انسان را به نمایش می‌گذارد و صفات بد و خوب نهفته در انسان، بر اثر امتحان و آزمایش بر ملا می‌شود.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَكُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ»  یعنی : «آیا مردم پنداشتند كه تا گفتند ایمان آوردیم رها مى‏شوند و مورد آزمایش قرار نمى‏گیرند» (1). آری سنت پروردگار متعال این است که اهل ایمان را در مواجهه با سختی ها و مشکلات مورد آزمایش قرار می دهد تا عیار ایمان هر یک مشخص گردد. پس اگر بر اساس امتحانات الهی، نقطه ضعف‌های بر ملا شده را شناختیم و آنها را ریشه‌یابی و ترمیم کردیم، در این آزمون موفق هستیم؛ ولی اگر اشتباهات خود را نپذیرفتیم و در مقابل آن توجیه آوردیم، در این صورت، به شیطان اقتدا کرده‌ایم.

امتحانات و آزمون‌های الهی، به نفع ماست؛ البته اگر انسان، با خدا باشد، اما اگر خدا را فراموش کند بی‌تردید گمراه و از راه، خارج خواهد شد.

در آخرالزمان، همه شیعیان امتحان می‌شوند. «آزمایش‌های آخرالزمان، منافق‌کُش است و آدم‌های پیچیده را نیز روشن می‌کند». امتحانات و آزمون‌های آخرالزمان، یک نوع تمرین سربازی برای امام زمان(عجل الله تعالی فرج الشریف) است.

در همه دوران‌ها، حق و باطل در تقابل بوده‌اند، و از این میدان کسانی پیروز بیرون آمده‌اند که بصیرت داشته‌اند. اما سؤالی مطرح است و آن اینکه گاهی آنقدر فتنه سنگین می‌شود که تشخیص حق و باطل، دیگر ممکن نیست. مثلاً معاویه به ظاهر نماز می‌خواند و امیر‌المؤمنین(علیه السلام) هم نماز می‌خواند؛ حال در چنین مواقعی که برخی فتنه‌گران، شیوه منافقان را پیش می‌گیرند، چه باید کرد؟ چگونه باید تشخیص دهیم که کدام طرف، حق است و کدام طرف، باطل؟

 

 برای ظهور دولت یار، باید غربال شد؛ چنانچه خدای متعال در آیه 154 سورة آل‌عمران می‌فرماید: «تا خدا آنچه در سینه‌هایتان پنهان می‌دارید، بیازماید و هر چه در دل دارید، پاک و خالص گرداند و خدا از راز سینه‌ها آگاه است». مرحوم علامه طباطبایی(رحمة الله علیه) نیز در این زمینه می‌نویسد: «سنت خدای تعالی بر این جاری شده است که ابتلا و خالص سازی، عمومی باشد؛ هم شامل آنان (جبهه باطل) می‌شود و هم شامل شما... و با آزمایش افکار باطنی شما، خالص سازی ایمان و برطرف شدن شرک قلبیتان، یکی از دو طرف سعادت و شقاوت برایتان متعین شود».(2)

حق

در همه دوران‌ها، حق و باطل در تقابل بوده‌اند، و از این میدان کسانی پیروز بیرون آمده‌اند که بصیرت داشته‌اند. اما سؤالی مطرح است و آن اینکه گاهی آنقدر فتنه سنگین می‌شود که تشخیص حق و باطل، دیگر ممکن نیست. مثلاً معاویه به ظاهر نماز می‌خواند و امیر‌المؤمنین(علیه السلام) هم نماز می‌خواند؛ حال در چنین مواقعی که برخی فتنه‌گران، شیوه منافقان را پیش می‌گیرند، چه باید کرد؟ چگونه باید تشخیص دهیم که کدام طرف، حق است و کدام طرف، باطل؟

یکی از درسهای پیشوایان راستین دین و آموزگاران معرفت و یقین، این است که دین خدا تنها و فقط، با نشانه حق و درستی، شناخته می‏شود و شخصیتها هر که باشند و در هر پایه‏ای از علم و معرفت و تقوا و دیانت جای داشته باشند، هرگز ملاک شناخت دین نیستند؛ هرگز! ایشان به ما آمو‌خته‌اند که مبادا تمام سخنان غیر معصومی را راست و درست بشمارید و غیر معصوم را در جایگاه معصوم بنشانید. و این آموزه‌ای است که گواه درستی‌اش خرد آدمی و آیات قرآن کریم است.

در نهج‏البلاغه آمده است که در رزمگاه جمل، مردی به نام حارث‏بن حوط گریبان امیر مؤمنان‏علیه‌السلام را گرفت که: «آیا چنین می‌اندیشی که من اصحاب جمل را گمراه می‌پندارم؟» آن حضرت او را پاسخی گفت که چراغ راه آدمیان حق‏جو در تمامی عصرها و نسل هاست: «ای حارث! تو به فرودست خود نگریستی و بالای سرت را ندیدی؛ از این رو، سرگردان شدی! بی‌گمان، تو حق را در نیافته‌ای تا اهلش را بازشناسی و باطل را نشناخته‌ای تا بدانی چه کسانی بدان گرویده‌اند.»‌(3)

توجه به قرآن و سفارشات پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیت معصومین(علیهم السلام)، دوستی با دوستان خدا و اهل‌بیت (علیهم السلام)، دشمنی با دشمنان خدا و اهل‌بیت(علیهم السلام)، توجه به مسأله ولایت در عصر غیبت و التزام به آن از مهم‌ترین شاخصه‌های حق محوری است

 

امیرالمؤمنین‏علیه‌السلام به حارث همدانی نیز آموخت: «دین خدا هرگز، نه به وسیله شخصیتها، بلکه با نشانه حق و راستی شناخته می‌شود؛ پس حق را بشناس تا اهل حق را بشناسی.»‌(4)

و امام صادق‏علیه‌السلام ابوحمزه ثمالی را هشدار داد: «بپرهیز از اینکه جز حجت خدا کسی را در همه سخنانش تصدیق کنی.»‌(5)

این تعلیم ارزشمند بسان ترازویی است که پویندگان راه تحقیق و تفقّه، همواره باید خود را با آن بسنجند و بر اساس آن، سخنان دیگران را بپذیرند یا نپذیرند. و این خود آرزویی است!

توجه به قرآن و سفارشات پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیت معصومین(علیهم السلام)، دوستی با دوستان خدا و اهل‌بیت (علیهم السلام)، دشمنی با دشمنان خدا و اهل‌بیت(علیهم السلام)، توجه به مسأله ولایت در عصر غیبت و التزام به آن از مهم‌ترین شاخصه‌های حق محوری است. یک بررسی اجمالی در طول تاریخ نشان می‌دهد که در بروز فتنه‌ها، کسانی سربلند و پیروزند که همیشه پشت سر ولایت معصومین و نائبان آنها حرکت کرده‌اند. در حقیقت، جدا شدن از ولایت جدا شدن از صراط مستقیم است. بنابراین همیشه باید دو امر مهم را ـ که وصیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در حدیث ثقلین نیز هست ـ فراموش نکنیم و آن «اقتدا به قرآن و اهل‌بیت(علیهم السلام)» است. اگر به این دو متوسل شویم، از نفوذ فتنه‌ها در امان خواهیم بود.پی نوشت:

1-     سوره عنکبوت- آیه 2

2-     ترجمه تفسیر المیزان، ج4، ص75.

3-    نهج‏البلاغه، حکمت 254.

4-    امالی شیخ مفید / 5.

5-    کافی 2 / 298 ؛ معانی الاخبار/ 169.

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:07 AM
لینک ثابت
انتظار، بدون صبر و بصیرت!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

انتظار، بدون صبر و بصیرت!

انتظار

همه ما این جمله حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) را حفظ هستیم که فرمودند: «افضل العبادة انتظار الفرج» (1)
همچنین در سخن شریفی از امام علی(علیه السلام) چنین آمده است که: «أفضل العبادة عفّة البطن و الفرج ؛ برترین عبادت، نگهدارى شكم و میل جنسی [از محرمات‏] است».(2) اما آیا عفت ـ که دو مصداق آن بیان شد ـ مصادیق دیگری نیز دارد.
امام علی(علیه السلام) این سؤال را نیز پاسخ داده و فرمودند: «انّ افضل العفّه الوَرَع». ورع به معنی تقواست و به عبارتی، نقطه عالی نیت‌ها و اعمال انسان‌ها محسوب می‌شود. این جمله، یکی از جملاتی است که امام علی(علیه السلام) در نامه‌ای، به محمد بن ابی بکر نوشتند؛ آن هم زمانی که او را به عنوان والی مصر، رهسپار آن دیار کردند. مصر در آن زمان چنان دستخوش دگرگونی شده بود که علیه حکومت مرکزی ایستاده و علم شورش برداشته بود. داستان محمد بن ابی بکر با شهادتش توسط مأموران معاویه در آن خطه، پایان می‌پذیرد و مصر سرانجام رسماً از سیطره حکومت به حق امیرالمؤمنین(علیه السلام) خارج و به عنوان تحفه و دستمزد حیله‌ای که عمروعاص در صفین به خرج داد (قرآن بر سر نیزه کردن) به او سپرده شد. مصر قبل از شهادت محمدبن ابی بکر، شهادت مالک اشتر را نیز در کارنامه خود داشت. وقتی که مالک به عنوان فرماندار به آنجا رفت به نیرنگ عمروعاص شهید شد.
از خصوصیات بارز یاران امام زمان(عج) بصیرت و خردمندی آنهاست. در فتنه‌هایی كه زیركان در آن فرو می‌‌مانند، هوشیارانه راه می‌‌جویند و حق را از باطل می‌‌شناسند

ممکن است تصور کنید این مقدمه، قدری طولانی شده است؛ امّا نکته مهم همین جاست! چون در زمان عثمان، مهم‌ترین کسانی که به عنوان دادخواهی به مرکز حکومت اسلامی(مدینه) آمدند تا شکایت فرماندار را به عثمان کنند و گشایشی در کارشان حاصل شود، همین اهل مصر و بزرگان آنها بودند. علاوه بر مصریان، بزرگان سایر بلاد اسلامی نیز به مدینه آمده بودند و اجتماع بزرگی در مدینه به راه افتاده بود. عثمان از ترس شورش این جمعیت فراوان، سپاه شام را به فرماندهی معاویه به مدینه فرا خواند و معاویه هم سپاه را به سمت مدینه حرکت داد؛ ولی هیچ گاه اجازه نداد حتی به نزدیکی مدینه برسد! از آن طرف، عثمان، قول برکناری چند فرماندار را به مردم داد و مردم مصر با خوشحالی مدینه را ترک کردند. اما توطئه مروان باعث شد تا مصریان سراسیمه از نیمه راه بازگشته و وارد مدینه شوند و سرانجام پس از محاصره‌ای طولانی، با نیرنگ نزدیکان عثمان، خلیفه سوم کشته شد.

بعد از آن، مردم در مسجد جمع شدند تا با امام علی(علیه السلام) بیعت کنند. مصریان نیز در میان این بیعت کنندگان بودند. امام شروط بسیاری با مردم در میان گذاشتند و بزرگان نیز به نیابت از طائفه خود آن را پذیرفتند. اما سختی‌های عمل به پیمان و شرط، آغاز شد و اولین فتنه مسلمین که «جنگ جمل» بود درگرفت. امام خطاب به مسلمانان فرموده بود: «لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ؛ هیچ کس توان برداشتن این عَلم را ندارد؛ جز کسانی که اهل صبر و بصیرت باشند».3

اولین نزاع اهل قبله در گرفت و مسلمانان زیادی کشته شدند. اما هنوز خون‌های کشته‌شدگان خشک نشده بود که معاویه سر به طغیان گذاشت و خونخواهی عثمان و مؤاخذه شدن دروغین امام علی(علیه السلام) ـ به عنوان عامل قتل ـ را دست‌آویز جنگی کرد که صفین نام گرفت. در صفین، کارزار طولانی شد؛ تا این که سرانجام زمانی که پیروزی امام علی(علیه السلام) قطعی شده بود، نیرنگ عمروعاص مؤثر افتاد و کسانی که بی‌بصیرت به میدان وارد شده بودند، قرآن ناطق را ندیدند و به تکریم قرآن صامت روی آوردند!

بسیار بودند کسانی که تأمل نکردند و بی‌بصیرت وارد میدانی شدند که جز نابودی و هلاکت، ارمغانی برایشان به همراه نداشت؛

بصیرت و آگاهی عمیق آنان از اهداف، موجب می‌‌شود كه در راه اطاعت از امام خویش و در احیای سنت‌ها و مبارزه با بدعت‌ها درنگ نكنند و در پی رسالت شرك زدایی، به همراه امام خود بت شكنی كنند و پیرایه‌هایی كه به اسم دین در ذهن‌ها جای گرفته و با گذشت زمان تقدس یافته را نابود سازند

 

اگر طلحه و زبیر تن به تقوا سپرده بودند و عفت پیشه می‌کردند و اگر خوارج، بصیرت به خرج می‌دادند و امام را وادار به حکمیت نمی‌کردند و دست آخر رو در روی او نمی‌ایستادند و اگر اهل مصر ـ که انتظار گشایش و فرج واقعی داشتند و برقراری عدالت را می‌خواستند ـ به جای ایستادن در کنار عمروعاص، در کنار سرداران بزرگ امام علی(علیه السلام) ایستاده بودند، نه مصر تجزیه می‌شد، نه خوارج کشته می‌شدند و مهم‌تر اینکه بین اهل قبله چنین نزاع و جنگی در نمی‌گرفت.

از خصوصیات بارز یاران امام زمان(عج) بصیرت و خردمندی آنهاست. در فتنه‌هایی كه زیركان در آن فرو می‌‌مانند، هوشیارانه راه می‌‌جویند و حق را از باطل می‌‌شناسند.

بصیرت و آگاهی عمیق آنان از اهداف، موجب می‌‌شود كه در راه اطاعت از امام خویش و در احیای سنت‌ها و مبارزه با بدعت‌ها درنگ نكنند و در پی رسالت شرك زدایی، به همراه امام خود بت شكنی كنند و پیرایه‌هایی كه به اسم دین در ذهن‌ها جای گرفته و با گذشت زمان تقدس یافته را نابود سازند. یاران مهدی(عج) امام خود را می‌‌شناسند و به او اعتقاد دارند، اعتقادی كه در ژرف وجودشان ریشه دوانده و سراسر جانشان را فرا گرفته است. این معرفت، شناخت اجمالی نیست، بلكه معرفت به حق امام است.

اینک ما باید تاریخ را یک‌بار دیگر مرور کنیم تا بدانیم اگر به راستی خواستار گشایش هستیم، امر ظهور و فرج، بدون تقوا، صبر، عفت و بصیرت، محقق نخواهد شد.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص287.

2. ترجمه غرر(انصاری)، ج1، ص 185.

3. نهج‌البلاغه، خطبه 173.

 

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:06 AM
لینک ثابت
وظایف عصر غیبت
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

وظایف عصر غیبت

 

با توجه به مجموع روایات، وظایف زیر در زمان غیبت استنباط مى‏شود:

 

الف: صبر

در روایتى امام رضا علیه‏السلام مى‏فرماید:

ما احسن الصبر و انتظار الفرج، اما سمعت قول الله تعالى «فارتقبوا انى معكم رقیب».(1) و قوله عزوجل: «فانتظروا انى معكم من المنتظرین،(2) فعلیكم بالصبر، فانه انما یجیى‏ء الفرج على الیأس و قد كان الذین من قبلكم اصبر منكم.»(3)؛ چه قدر نیكو است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیدى این سخن خداوند را كه: فارتقبوا اِنّى معكم رقیب. و این سخن او كه: فانتظروا اِنّى معكم من المنتظرین؛ «منتظر باشید من هم با شما در انتظارم.» همانا فرج پس از ناامیدى مى‏آید و كسانى كه قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند.تعبیر «علیكم بالصبر» صراحت دارد، در این كه وظیفه شیعیان در عصر غیبت، صبر بر فراق است.

 

ب: انتظار

هر چند از روایت بالا وظیفه انتظار نیز به خوبى معلوم مى‏شود، ولى درباره انتظار باید گفت: پیامبر و ائمه اطهار با تأكید بسیار بر این امر پاى فشرده‏اند؛ در روایتى از پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏و ‏آله مى‏خوانیم كه فرمود: «افضل اعمال امتى انتظار الفرج»(4)؛ برترین اعمال امت من انتظار فرج است. على علیه‏السلام در پاسخ كسى كه از وى پرسید: «اى الاعمال احب الى اللّه عزوجل؟» فرمود: «انتظار الفرج»(5)؛ كدام عمل نزد خداوند محبوب‏تر است. فرمود: انتظار فرج. در روایت دیگرى امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید:

«اقرب ما یكون العبد الى اللّه عزوجل و ارضى ما یكون عنه اذا افتقدوا حجة اللّه فلم یظهر لهم و حجب عنهم فلم یعلموا بمكانه... فعندها فلیتوقعوا الفرج صباحا و مساءً»(6)؛ نزدیك‏ترین حالت بنده به خداوند و راضى‏ترین چیز نزد او این است كه هرگاه حجت خدا از آن‏ها پنهان شود و برایشان ظاهر نشود و از آن‏ها پوشیده شود و مكانش را ندانند در این هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند.

پر واضح است كه انتظار بر دو قسم است:

انتظار می تواند منفی یا مثبت باشد .

در انتظار منفی ، منتظر بودن بیش‏تر به شكل منفى و همراه با سستى صورت مى‏گیرد، اما انتظار مثبت، پویا و همراه با علم و عمل است. مؤید این سخن، كلام امام سجّاد علیه‏السلام است كه مى‏فرماید:

«المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان، لان اللّه تعالى ذكره، اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عند هم بمنزلة المشاهدة، و جعلهم فى ذلك الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدى رسول اللّه صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله بالسیف، اولئك المخصلون حقا، و شیعتنا صدقا، و الدعاة الى دین اللّه سرا و جهرا»(7)؛ منتظران ظهور او برترین اهل هر زمانند؛ زیرا خداوند متعال به آنها عقل و فهم و شناختى عطا فرموده است كه غیبت در نزد آنان به منزله مشاهده گردیده است. و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدان با شمشیر در پیش روى رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله قرار داده است. آنان حقیقتا خالصند و شیعیان راستین و دعوت كنندگان به دین خدا در پنهان و آشكارند.

منتظر واقعى در بعد علمى، آن چنان معرفتى دارد كه غیبت براى او همانند مشاهده است؛ یعنى در شناخت امام زمان خود، شك و تردید ندارد و در بعد عملى آشكارا و نهان به دعوت و تبلیغ مشغول است.

اگر منتظر منفى دست بر دست مى‏گذارد و به بهانه این كه كارى از ما ساخته نیست و كارى براى زمینه سازى ظهور نمى‏كند، منتظر مثبت شب و روز بر علم و معرفت و عمل خود مى‏افزاید، خود را آماده ظهور مى‏نماید، و تلاش دارد تا خود را از سنخ منتظر كند.

چكیده سخن آن كه در انتظار مثبت ایمان به غیب، گرایش به عدالت، تنفر از ظلم، اعتراف به حق و دعوت به خیر و صلاح نهفته است.

 

ج: دعا

در برخى روایات عمده‏ترین وظیفه عصر غیبت را دعا دانسته‏اند؛ از جمله در توقیع اسحاق بن یعقوب كه به وسیله محمدبن عثمان دریافت شده است، فرمود: «و اكثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلك فرجكم».(8)

 

د: انقطاع

در روایتى از امام صادق علیه‏السلام مى‏خوانیم كه فرمود: «ان هذا الامر لایأتیكم الا بعد ایاس... همانا این امر - ظهور مهدى(عج)- نمى‏آید شما را مگر پس از ناامیدى».(9) و در روایت دیگرى از امام رضا علیه‏السلام مى‏فرماید: «فانه انما یجیى‏ء الفرج على الیأس و قد كان الذین من قبلكم اصبر منكم».(10) همانا فرج پس از ناامیدى مى‏آید و كسانى كه پیش از شما بودند صابرتر از شما بودند.

این بدان معنا است كه تا بشریت چشم امید به قدرت‏هاى غیر الهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه كه بایسته و شایسته است، مهدى‏جو و مهدى‏خواه نخواهد بود.

 

پی‌نوشت‌ها:

هود/ 93 . .1

بحارالانوار، ج 52، ص 129؛ اعراف / 71. .2

. بحارالانوار، ج 52، ص 129.3

. بحارالانوار، ج 52، ص 122.4

. بحارالانوار، ج 52، ص 122.5

. 6.بحارالانوار، ج 52، ص 95

. بحارالانوار، ج 52، ص 122، و یوم الاخلاص، ص 203.7

. بحارالانوار، ج 52، ص 92، و حایرى یزدى (بارحینى)، الزام الناصب، ج 1، ص 428.8

. بحارالانوار، ج 52، ص 111.9

. بحارالانوار، ج 52، ص 129 و 110.10

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین 1395 
ساعت : 6:06 AM
لینک ثابت
واجب فراموش شده در میان مردم فراموشکار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

واجب فراموش شده در میان مردم فراموشکار

بشر در جهان امروز با همه ی دگرگونیها و رفاه و آسایشی که به ظاهر برای او فراهم است دائماٌ در گرداب بحران سرگردان است. زمانی که او به درون خویش می نگرد اساس خود را روحی غیرمادی می یابد که با آن  نمی تواند به شناخت خود دست یابد و زندگی سراسر آسایش برای خود رقم زند.

 
یا صاحب الزمان

پدیده جهانی شدن در زندگی بشر معاصر باعث شده تا او آرامش را از راههایی غیر از مجرای اصلی خود جستجو کند؛ چرا که در ذات همه انسانها فطرت خداجویی و حقیقت طلبی که بر فطرت الهی است نمایان است. (1) و این تشنگی باعث شده تا او به هر سرابی دست یازد. در این اثنا گروهی از غیبت همیشه حاضر ما استفاده کرده و به تشکیل جنبشهای ناقص دست زده اند که همه آنها حاصل دست افرادی است که شاید اندکی استعداد داشته و تنها، تجربه شخصی زندگی خود را نظام مند نموده و تحویل بشریت می دهند. (2)
حجتم! بشر نمی داند که التهاب و بیماریهای روحی او با امثال این به ظاهر دواها التیام نخواهد یافت و سوختگی روحشان برطرف نخواهد شد و تنها توئی که مرهم هر دردی!
اضطرابها، افسردگیها و نگرانیهای آزاردهنده همگی نشان دهنده این است که انسان به خاطر بعد ادراکی اش نمی تواند خود را مشغول جهان مادی کند. وجود مقدس تو لطفی است الهی! که خداوند برای امنیت، این بزرگترین نعمتش را بر ما ارزانی داشته است. تو خود حرمی هستی امن، که ذات اقدس، حرم امنش را این گونه معرفی نموده است. (3) کاش بشر می فهمید تو تنها ساحل امن امید در طوفان گردابهای متلاطم فتنه در دوران بربریت مدرن هستی! در این جهان طوفان زده تنها تویی که او را امیدوار نگه داشته و به او خدمت می کنی! (4)
آدمی فراموش کرده که مهر سر نهادن به فرمان تو ای مولای من، میثاق محکمی است که پروردگار مهربانم از صبح ازل در عالم ذر از همه ی بنی آدم گرفته است. (5) چرا این قوم عدالت گریز شده اند؟! آیا می توان گفت تو را نمی شناسند؟! آیا امکان دارد بدون شناخت، عهدی بسته باشند؟! مگر نه این است که به قرب الهی خواهیم رسید زمانی که بدون دیدن تو به وجودت ایمان داشته باشیم؟! (6)

اضطرابها، افسردگیها و نگرانیهای آزاردهنده همگی نشان دهنده این است که انسان به خاطر بعد ادراکی اش نمی تواند خود را مشغول جهان مادی کند. وجود مقدس تو لطفی است الهی! که خداوند برای امنیت، این بزرگترین نعمتش را بر ما ارزانی داشته است

چه کرده است آدمی که دور از وطن و غایب شده ای؟ (7)  و حال به انتظار نشسته که بیائی و تسلای روحش در این جاهلیت مدرن باشی؟ مگر نه این است که تو ذخیره الاهی و موعود همه ی انبیا هستی؟ صد و بیست و چهار هزار راهنمای طریق معرفت آمدند تا او را به آرامش برسانند ولی چه کردند انسانها؟! یکی را سر بریدند! و دیگری را سوزاندند! و آن یکی را به دو نیم کرده و آنان را ساحر خواندند!
اینک تو تنها گزینه پیش روی بشریتی که وارث تمام کمالات انبیا و اولیایی و تنها به دستان مبارک توست که آرامش و امنیت سرازیر خواهد شد. و کام بشر از شهد معرفت سیراب!
چه شده آدمی را که در نبود باران و وجود قحطی و خشکسالی سر و پا برهنه به بیابان رفته و و نماز استسقا می خواند. اما با وجود دوازده قرن خشکسالی معنوی و در زمانی که دین مانند آتش در دست نگه داشتن است برای ظهور تو عریان پا و سر، و آشفته به بیابان کشیده نمی شود؟!
چرا ندای "هل من معین" کربلای غیبت تو با هلهله تکفیری ها و سعودی ها و... بی لبیک مانده؟ بشر با تمام پیشرفت و علم و تکنولوژی هنوز به خاطر بی ایمانی در جاهلیت است، جاهلیتی مدرن از نوعی دیگر! چهره ها انسانی، و قلوب شیطانی است. شاید اصحاب گمان نمی کردند به زودی این اتفاق می افتد زمانی که رسول مهربانی (صلی الله علیه و آله) فرمود: وای بر فرزندان آخرالزمان به سبب پدرانشان! به ایشان عرض شد به سبب پدران مشرک و کافرشان؟ فرمودند: نه! از پدران مسلمانشان که هیچ از واجبات به آنها یاد نمی دهند...!  آری آن تو واجب ترک شده و ناشناخته مانده ای!
آدمی نمی داند که تو تنها آرامش دهنده ای هستی که می توانی آرزوی او را محقق سازی. او اطمینان و آسایش را در جوار دنیا طلبان و به ظاهر صلح دوستان و طرفداران حقوق بشر می داند. او منجلابها و مردابهای گندیده را با دریای ناب وجود تو اشتباه گرفته است؟
اللهم ان تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلاصَنا مِنْ هذِهِ الشِّدَّةِ، یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصار، یا سَمیعَ الدُّعآءِ، إنَّكَ عَلی كُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ، بِرَحْمَتِكَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین.

پی نوشت:

1  . روم/ 30
2  . ملک همیلتون، جامعه شناسی دین، ترجمه محسن ثلاثی، ص 324
3  . آل عمران/ 97
4  . گوستاو لوبون: بزرگترین خدمتگزاران عالم همان اشخاصی هستند که توانسته اند بشر را امیدوار نگه دارند.
5  . سید حسن شیرازی، موسوعة الکلمة، ج 1، صص 93-94 بر اساس حدیث قدسی.
6  . ابو جعفر محمد بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، کمال الدین و تمام النعمة، ج2 ، ص 339
7  . همان، ص

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1395 
ساعت : 1:18 PM
لینک ثابت
منجی موعود؛ منجی اسلامی است یا مسیحی؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

منجی موعود؛ منجی اسلامی است یا مسیحی؟

آیا امکان دارد منجی وعده داده شده در اسلام، همان حضرت مسیح علیه السلام باشد؟ این سؤال به خاطر وجود حدیثی جعلی (1) مطرح شده و دلیل دیگری جز این حدیث در میان احادیث مهدوی وجود ندارد. با بیان مسأله ای صریح در میان منابع اسلامی، امکان منطبق دانستن دو منجی اسلامی و مسیحی را منتفی می نماییم.

 
منجی موعود

این دو از هم جدا نمی شوند تا روز قیامت

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «من، در میان شما، دو چیز گرانبها باقی می گذارم؛ تا زمانی که به این دو تمسک جویید، گمراه نمی شوید: کتاب خداوند (قرآن) و عترت و خاندان من، این دو از هم جدا نمی شوند تا در روز قیامت بر من در حوض وارد شوند.» (2) بنابراین باقی مانده از عترت پیامبر صلی الله علیه و آله یعنی امام مهدی علیه السلام در میان ما وجود دارند.
طبق برخی از آیات قرآن کریم مانند: آیه چهارم سوره قدر و آیه هفتم سوره رعد و روایات متعدد، زمین هیچ گاه از حجت خالی نیست و در هر زمان یك نفر از اولیاى الهی، امامِ زمانِ خود و حجّت و خلیفه الهی در روى زمین است. محمد بن فضیل از امام رضا علیه السلام پرسید: «آیا می شود زمین بدون امام باشد؟ امام فرمودند: نه، در این صورت اهل خود را فرو می برد.» (3)
علاوه بر آن احادیث زیادی داریم که تعداد جانشینان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را دوازده نفر می شمارد و اسامی آنها را ذکر می کند و آخرین آن ها را امام مهدی علیه السلام معرفی می کند. به طور مثال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «جانشینان بعد از من به تعداد سرپرستان بنی اسرائیل، دوازده نفر می باشند سپس دستش را بر پشت امام حسین علیه السلام گذاشتند و فرمودند نه نفر از نسل او (امام حسین علیه السلام) و نهمین آنها مهدی است که زمین را از عدل و داد پر می کند همان گونه که از ظلم و جور پر شده باشد ...»  (4)

علاوه بر روایات متواتر در مورد امام مهدی علیه السلام در منابع اسلامی، در انجیل (کتاب مقدس مسیحیان) نیز بشارتهایی آمده است. در انجیل و ملحقات آن، 80 بار کلمه «پسر انسان» آمده است که فقط 30 مورد آن، با حضرت عیسی مسیح علیه السلام قابل تطبیق است؛ امّا 50 مورد دیگر، از نجات دهنده ای سخن می گوید که در آخر الزمان و پایان روزگار ظهور خواهد کرد

شخصیت انکارناپذیر جهان اسلام

اعتقاد به ظهور مصلح آخرالزمان که نامش «مهدی» و از اولاد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مورد اتفاق همه فرَق اسلامی است، در حالیکه بنا بر آیات قرآن  (5) خداوند حضرت عیسی علیه السلام را به سوی خود بالا برد.
برخی از علما، تعداد آیاتی را که درباره امام مهدی علیه السلام تفسیر (معنای ظاهر آیه) و تأویل (معنای باطن آیه) شده است، حدود دویست آیه دانسته اند. (6) علامه مجلسی، بیشتر آنها را در «بحارالأنوار» گرد آورده است. (7) آیة الله صافی گلپایگانی در مقدمه کتاب «منتخب الأثر» می نویسد: «بر هر کسی که توجه به تاریخ و احادیث داشته باشد، معلوم است که بشارتهای نقل شده از پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام و اصحاب آن حضرت در مورد ظهور مهدی علیه السلام به تواتر رسیده است.» ایشان در این کتاب مجموع احادیث مربوط به امام مهدی علیه السلام را که در کتابهای مختلف و معتبر شیعه و اهل سنت ذکر شده، ۶۳۳۸ روایت بدون حذف احادیث تکراری می داند.»
به اندازه ای احادیث دوازدهمین جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (امام مهدی علیه السلام) که جهان را پر از عدل و داد می کند، در میان مردم جا افتاده بود که افرادی برای افزایش موقعیت در میان مردم لقب مهدی را به کار می بردند.
به عنوان نمونه، منصور عباسی، خلیفه دوم عباسی، لقب مهدی را بر فرزندش محمد که ولیعهدش بود گذاشت تا شأن او را در میان مردم بالا ببرد. مهدی عباسی خلیفه سوم عباسی از سال 158 تا 169 ق همزمان با امامت امام کاظم علیه السلام حکومت کرد. «خاندان عباسی و پیروان آنان، طبق روایات و اخبار متواتر، می دانستند مهدى موعود كه تار و مار كننده كلیه حكومتهاى خودكامه است، از نسل حضرت عسكرى علیه السلام خواهد بود، به همین جهت پیوسته مراقب وضع زندگی او بودند تا بلكه بتوانند فرزند او را به چنگ آورده و نابود كنند، همچون تلاش بیهوده فرعونیان براى نابودى موسی!» (8)  لذا خانه امام حسن عسکری علیه السلام را تحت نظر داشتند تا جلوی ولادت امام دوازدهم را بگیرند اما اراده الهی بر این تعلق گرفت که ولادت امام پنهانی صورت گیرد و جانشان حفظ شود.

به اندازه ای احادیث دوازدهمین جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (امام مهدی علیه السلام) که جهان را پر از عدل و داد می کند، در میان مردم جا افتاده بود که افرادی برای افزایش موقعیت در میان مردم لقب مهدی را به کار می بردند.

بشارت انجیل بر موعود اسلام

علاوه بر روایات متواتر در مورد امام مهدی علیه السلام در منابع اسلامی، در انجیل (کتاب مقدس مسیحیان) نیز بشارتهایی آمده است. در انجیل و ملحقات آن، 80 بار کلمه «پسر انسان» آمده است که فقط 30 مورد آن، با حضرت عیسی مسیح علیه السلام قابل تطبیق است؛ امّا 50 مورد دیگر، از نجات دهنده ای سخن می گوید که در آخر الزمان و پایان روزگار ظهور خواهد کرد. (9) به طور مثال در انجیل لوقا آمده است: «و کمرهای خود را ببندید، چراغهای خود را افروخته بدارید. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد، پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی برید، پسر انسان می آید .» (10)
بنابراین با وجود آیات قرآن کریم و احادیث متعدد، موعود وعده داده شده در اسلام امام مهدی علیه السلام می باشد. در انجیل نیز به منجی دیگری غیر از حضرت عیسی علیه السلام، اشاره شده است.

پی نوشت:

 1. حدیث ابن ماجه که به سندش به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت داده که فرمودند: «و مهدی جز عیسی بن مریم نیست.» (ابن ماجه، سنن، ج ۲، ص ۱۳۴۰، ح ۴۰۳۹)
2 . انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا: کتاب الله و عترتی اهل بیتی و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض. وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج۲۷ ، ص ۳۳.
3 . صفار، بصائر الدرجات، ج 1، ص 488.
4 . خزاز رازى، كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص 47.
 5. نساء / 157 و 158.
6 . میرزا مهدی صادقی، تاریخ زندگانی حضرت مهدی علیه السلام، ص۷۴.
7 . علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۱، صص۱۸ ۶۴.
8 . مهدی پیشوایی، سیمای پیشوایان در آینه تاریخ، ص 179.
 9. سید اسدالله هاشمی شهیدی، ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، به نقل از: قاموس کتاب مقدس، مستر هاکس آمریکایی.
 10. انجیل لوقا، باب ۱۲.

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1395 
ساعت : 1:17 PM
لینک ثابت
من کدامین «صیحه آسمانی» را تصدیق خواهم کرد؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

من کدامین «صیحه آسمانی» را تصدیق خواهم کرد؟

یکی از نشانه های ظهور حضرت مهدی علیه السلام صیحه ای آسمانی است که یکی در ابتدای روز و دیگری در انتهای آن، هر یک مردم جهان را به راهی کاملا متفاوت با دیگری دعوت می کند. تفکر اغلب مردم این است که قطعا صدایی را که به حضرت دعوت می کند، تصدیق خواهند کرد. اما شرط مهمی توسط معصوم علیه السلام در این باره وارد شده که بر اساس معیاری دقیق انسانها را در برخورد با این نشانه تقسیم بندی می کند.

 
بقیه الله

آنچه اغلب انسانها در عرصه مهدویت به دنبال آن هستند، بودن در رکاب حضرت ولی عصر -ارواحنا فداه- و زیستن در عصر شیرین ظهور می باشد. اما بیش از آنکه مسیر رسیدن به این هدف را بشناسند و مترصد گامهای خویش در این راستا باشند، به شیرینی هدف خود می اندیشند و به آن پر و بال می دهند.
در واقع اکثر انسانها آموخته اند عصر ظهور را دوست داشته باشند و تنها دوست داشته باشند. بدون اینکه امروز سمت و سوی حرکت و عملکردها و سبک زندگی شان را به گونه ای تدوین کنند که در نهایت آنان را به تصدیق و همراهی امام برساند.

آنچه فرد را به سمت و سوی متفاوت با دیگران سوق می دهد تفاوت در علاقه های اوست. این را به کرّات در زندگی خود شاهد بوده و درک کرده ایم. حال تفاوتی ندارد این گرایش از یک بینش عمیق نشات گرفته باشد یا از طریق انجام اعمالی ابتدایی فرد را نسبت به حقیقتی علاقمند کرده باشند. در هر دو صورت، نهایتا گرایشات و تمایلات فرد او را به انجام عمل سوق می دهد

دو فریاد آسمانى تحیرانگیز

عبدالرحمن بن مسلمة جریرى گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض كردم: دشمنان (و مخالفین شیعه) ما را سرزنش كرده دروغگو پندارند، ما می گوئیم: دو فریاد آسمانى خواهد بود، گویند: وقتى دو فریاد هر دو از آسمان باشد چگونه فریاد حق از باطل شناخته شود؟ حضرت فرمود: شما چه پاسخى به آنها دهید؟ عرض كردم: ما پاسخى نداریم كه به آنها بگوئیم، فرمود: به آنها بگوئید: هنگامى كه آن فریاد بلند شود هر كس پیش از آن فریاد ایمان بدان آورده آن را باور و تصدیق كند خداى عزّ و جلّ فرماید: «آیا كسى كه به سوى حق هدایت می كند شایسته تر است كه پیرویش كنند یا آن كس كه هدایت نمی كند جز آنكه خود هدایت شود، پس شما را چه شده، آیا چگونه قضاوت می كنید؟» (سوره یونس آیه 35)  (١)
این روایت به صورتی کاملا روشن و واضح پرده از این اصل مسلم بر می دارد که تصدیق و همراهی مهدی موعود علیه السلام امری نیست که یک شبه به کسی عطا شود.

مهندسی معکوس در سبک زندگی

در یک تقسیم بندی کلی، سبک زندگی انسانها از سه بخش عمده بینش، گرایش و کنش تشکیل شده که ارتباط تنگاتنگی بین این سه عنصر وجود دارد. در حالت طبیعی رفتار یا به عبارت دیگر کنش ها که بخش قابل رویت زندگی هر فردی را شامل می شود به تصریح کارشناسان عرصه روانشناسی تحت تاثیر دو عامل دیگر یعنی بینش و گرایش قرار دارد. اگر اندکی بر روی رفتارهای خود دقت کنیم بالوجدان این تاثیرپذیری را درک کرده و تصدیق می کنیم.
به عنوان نمونه تفاوت در بینش الهی یا مادی، علائق و گرایشات انسانها را مدیریت کرده و در نهایت منجر به نوع زندگی متفاوت دو گروه می شود. البته گاهی می توان این روند را از انتها به ابتدا طی کرد. یعنی با وادار کردن فردی به کنش های خاصی، در گذر زمان او را به این کنش ها علاقه مند کرده و بینش خاص مورد نظر را در فرد ایجاد کرد که البته روش اول از ثبات و استقامت بیشتری برخوردار است.

نقش عناصر سه گانه در عرصه مهدویت

در این عرصه نیز این سه عنصر نقش آفرینی می نمایند تا در نهایت در افراد انسانی ظرفیت تصدیق و همراهی امام عصر علیه السلام را ایجاد کند. حال باید دید در عرصه مهدویت چه نوع بینش و گرایشی وجود دارد و کنش های حاصل از آنها کدامند؟

1. بینش مهدوی:

 الف) اعتقاد به قطعیت ظهور:
گام اول باور و یقین به وقوع این حادثه عظیم است. باوری که بتواند تمام گرایشات فرد را تحت تاثیر قرار دهد و او را به سمت رفتارهایی در جهت این واقعه سوق دهد. درک عمیق این مسئله که روز سرنوشت سازی در عالم خواهد رسید که به ثمر رساننده تمام تلاشهای انبیا و اولیا خواهد بود، به طور یقینی افراد را برای اتخاذ موضع در قبال آن تحریک خواهد کرد. به همین علت است که در روایات متعدد سخن از قطعی و حتمی بودن آن به میان آمده و بشریت را نسبت به این حقیقت مطمئن نموده است.
پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله می فرمایند: "سوگند به خدایی كه مرا به حق و بشارت دهنده برانگیخت، اگر از عمر دنیا تنها یك روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را آن قدر طولانی خواهد ساخت تا فرزندم مهدی در آن روز ظهور كند. آن گاه عیسی بن مریم از آسمان فرود می آید و به امامت او نماز می گزارد و زمین به نور پروردگارش نور باران می گردد و حكومت او به شرق و غرب گیتی گسترش می یابد و زمین و زمان در قلمرو عدالت و قدرت او قرار می گیرد."  (2)
ب) اعتقاد به ارتباط امروز با عصر ظهور:
گام دوم باور و اعتقاد به این اصل مسلم است که میان نوع زندگی امروز و آن جامعه آرمانی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. حتی اگر توفیق زیستن در عصر مهدوی را نداشته باشیم، به شرطی که امروزمان با معیارهای معرفی شده برای یاران حضرت ساخته شده باشد، بی شک جزء سپاهیان ایشان خواهیم بود.
در این باره شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید: چه می فرمایید درباره کسی که دارای ولایت پیشوایان است و انتظار ظهور حکومت حق را می کشد و در این حال از دنیا می رود؟ حضرت در پاسخ فرمود: «او همانند کسی است که با [رهبر این انقلاب] حضرت قائم (عج) در خیمه او بوده باشد». سپس کمی سکوت کرد و فرمود: «مانند کسی است که با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در مبارزاتش همراه بوده است. (3)

اکثر انسانها آموخته اند عصر ظهور را دوست داشته باشند و تنها دوست داشته باشند. بدون اینکه امروز سمت و سوی حرکت و عملکردها و سبک زندگی شان را به گونه ای تدوین کنند که در نهایت آنان را به تصدیق و همراهی امام برساند.

2. گرایش مهدوی:

آنچه فرد را به سمت و سوی متفاوت با دیگران سوق می دهد تفاوت در علاقه های اوست. این را به کرّات در زندگی خود شاهد بوده و درک کرده ایم. حال تفاوتی ندارد این گرایش از یک بینش عمیق نشات گرفته باشد یا از طریق انجام اعمالی ابتدایی فرد را نسبت به حقیقتی علاقمند کرده باشند. در هر دو صورت، نهایتا گرایشات و تمایلات فرد او را به انجام عمل سوق می دهد. علاقه به آن جامعه موعود و ولیّ الهی گام مهم دیگری است که افراد را به اتخاذ رفتارهای متناسب با آن حقیقت شیرین وادار می کند: چون حضرت ولی عصر علیه السلام و دنیای بی نظیر معاصر با ایشان را دوست می دارم دست به دعا بر می دارم برای تعجیل در فرجشان. به علت تمایل شدید به زیستن در کنار ایشان تلاش می کنم زمینه های ظهورشان را در حد توان مهیا سازم. و این علاقه وافر مرا وادار می کند صبح هر روز دعای عهد را زمزمه کنم و معارف بلند آن را برنامه عملی خود قرار دهم.

3. کنش مهدوی:

برآیند دو عنصر پیشین به شرطی که درست شکل گرفته باشند قطعا اعمال و رفتارهایی است که فرد را به رضایت امام موعود علیه السلام رسانده و در او ظرفیت و توفیق پذیرش و یاری حضرتش را ایجاد می کند. کنشهایی همچون پیروی از ولیّ فقیه، التزام به واجبات و محرمات، دعا در حق حضرت، تلاش برای کسب آمادگی یاری حضرت و تلاش در جهت آماده سازی شرایط ظهور از این دست هستند.

به دنبال صیحه آسمانی

نکته مهم اینجاست که در تمام کنش های معرفی شده محوریت با امام مهدی علیه السلام و خواست و اراده ایشان است. پس اگر به دنبال آن هستیم که با شنیدن دو صیحه آسمانی بی درنگ، صدایی را که به سمت مولایمان دعوت می کند را تصدیق کنیم، باید امروزمان را براساس خواست و رأی امامان بسازیم و بیعت او را همیشه بر گردن داشته باشیم. چگونه می توان عمری بر محور هواهای نفسانی زندگی کرد و انتظار پذیرش بی چون و چرای آن امام موعود را داشت؟

پی نوشت:

 1. الروضة من الكافی، ترجمه رسولى محلاتى.
2.  بحارالانوار، ج51،ص71
 3. بحارالانوار، ج 52، 25.

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1395 
ساعت : 1:16 PM
لینک ثابت
عصاره عصمت در دامان مادری معصوم
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

عصاره عصمت در دامان مادری معصوم

بی شک در جهان معاصر وابستگی فکری و روانی انسان ها بیش از پیش نمایان است. خداوند متعال نیز در قرآن کریم  بر این امر تأکید نموده است از آن جمله: «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله» (فاطر/15) همه انسان ها به خداوند نیازمندند از آن جهت که معصوم نیستند برای امورات خود نیاز به راهنمایی معصوم دارند، چرا که غیر او نمی تواند حدود را مشخص نموده و وی را به مطلوب برساند. در زمان حاضر، حضرت بقیه الله علیه السلام تنها راهنمای بی بدیل عالم بشریت است که بیش از هر کس شبیه مادر بزرگوارش حضرت زهرا علیها السلام می باشد.

 
عصمت الله

عصمت الله و عصاره عصمت

حضرت حجة الله علیه السلام شبیه مادرش علیها السلام معصوم است. عصمت حضرت حجت علیه السلام را می توان با ادله قرآنی به آسانی اثبات نمود؛ چنانچه خداوند منان در آیه 124 سوره بقره مقام امامت را از ظالم نفی می نماید و غیر او را شایسته این مقام نمی داند. و همچنین، آیه 59 سوره نساء، نشانگر این است که اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله، و اولی الامر به صورت مطلق بیان شده است. بنابراین امام باید معصوم باشد تا مورد اطاعت مطلق قرار گیرد.
عصمت موهبتی الهی است که خداوند به این خاندان عطا نموده، چنانچه مادر شریف و گرامی ایشان علیها السلام نیز به این امر مزین بودند. احادیث فراوانی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وجود دارد که به این امر صحه می گذارد. از جمله حدیثی که از شیعه و سنی به کرّات نقل شده است که ایشان فاطمه علیها السلام را پاره تن خود معرفی نمودند و اذعان داشتند که هر کس او را دوست بدارد مرا دوست داشته، و دشمن او دشمن من و خداست. اگر دخت نبی علیها السلام معصوم نبود چگونه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به طور مطلق خشم او را خشم خدا و رضای او را رضای الهی معرفی می کند؟ مگر می شود رضا و خشم اشخاص غیر معصوم را با رضا و خشم خدا مرتبط دانست؟ در احادیث آمده است: "غسلها امیرالمومنین لانها کانت صدیقة و لم یکن لیغسلها الا صدیق"؛ امیرالمومنین علی علیه السلام ایشان را غسل دادند؛ زیرا فاطمه علیها السلام معصوم بود؛ و معصوم را جز معصوم نمی تواند غسل دهد.

عالمه و معدن علم

 امام باید معصوم باشد تا مورد اطاعت مطلق قرار گیرد. عصمت موهبتی الهی است که خداوند به این خاندان عطا نموده، چنانچه مادر شریف و گرامی ایشان علیها السلام نیز به این امر مزین بودند

فرزند فاطمه علیهما السلام مانند مادر و پدر و ابناء گرامی اش علیهم السلام عالم است. علم او علمی است حضوری؛ که از جانب خداوند سبحان از راه الهام و یا از طریق، تعلیم رسول اکرم صلی الله علیه و آله افاضه شده است. از این ویژگی دیگران بهره ای ندارند: «فاسئلو اهل الذکر إن کنتم لا تعلمون» (نحل/ 43) و کسی جز ایشان علمی تام ندارد که از او پرسیده شود.
مقام علمی ام ابیها علیها السلام نیز کاملاٌ واضح است. چرا که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: "خداوند متعال، علی و همسر و فرزندانش را حجت مردم قرار داده و آنان درهای علم و آگاهی در میان امت من هستند، هر کس به آنان تمسک نماید، به راه راست هدایت یافته است. " در این حدیث ایشان مانند امیر مومنان علیه السلام و سایر حضرات معصومین علیهم السلام دروازه علم و عامل هدایت مردم شناخته شده است. وی نقش هدایت را نیز در میان امت اسلامی بر عهده دارند.
پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت زهرا علیها السلام فرمودند: برای زن چه چیزی خوب است؟ ایشان پاسخ گفتند: زن مردی را نبیند و مرد نیز زن را نبیند. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله چون این جواب صحیح را شنید، دخترش را در آغوش گرفته و فرمود: "ذریه ای است که بعضی از بعضی دیگر بهتر." (1) این حدیث و احادیثی با این مضمون بسیار موجود است که توان علمی آن حضرت را بیش از پیش مشخص می نماید.

فضیلت بر انبیاء

آنچه از عقاید و آموزه های دینی اسلام بر می آید؛ برتری امامان معصوم ما علیهم السلام بر تمامی انبیاء به غیر از حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله است. حضرت مهدی علیه السلام نیز از آنجا که امام دوازدهم ما شیعیان محسوب می شوند و از آنجا که منصب امامت از نبوت برتر است (2) لذا برتری ایشان بر انبیاء پیشین واضح است. چنانچه حضرت عیسی علیه السلام که از پیامبران اولوالعزم و دارای مقام والای نبوت هستند در زمان ظهور خاتم الاوصیا علیه السلام به ایشان اقتدا خواهند نمود. (3)
رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: "دخترم فاطمه علیها السلام ذاتاٌ و از جهت خانواده و حسب و نسب، بهترین انسان روی زمین است: "أن فاطمه ابنتی خیر اهل الارض عنصراٌو شرفاٌ و کرماٌ".(4) اینکه فاطمه زهرا علیها السلام برترین زنان جهان هستی است و در پیشگاه خدا و بهشت برین بر تمام زنان تفوّق خواهند داشت موضوعی مسلم است؛ اما فضیلت و برتری این بانوی گرامی بر انبیا نیز مسأله ای متقن است؛ چرا که فاطمه زهرا علیها السلام جز پدر و شوهرش بر همگان برتری داشت. در روایاتی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و جناب جبرئیل از سوی خدا و حضرت امام صادق علیه السلام و حضرت امام رضا علیه السلام آمده است: "أن الله عزوجل یقول: لو لم اخلق علیاٌ  لما کان لفاطمة کفو علی وجه الارض آدم فمن دونه"، خداوند می فرمایند: اگر علی را خلق نمی کردم، در روی زمین همتایی برای فاطمه پیدا نمی شد، خواه آدم و غیر او. (5) این حدیث  برتری حضرت علی و حضرت فاطمه علیها السلام را بر تمامی انبیا و ما خلق الله جز رسول گرامی صلی الله علیه و آله ثابت می کند.
از منظری دیگر اثبات این امر با حدیثی از عبدالله ابن مسعود کاملاٌ مبرهن است. وی نقل می کند که جبرئیل گفت: "ای رسول خدا! تمام پیامبران برای تو و ولایت علی ابن ابی طالب مبعوث شده اند." این حدیث بر شرافت حضرت علی علیه السلام اذعان دارد که با کفو بودن آن جناب با فاطمه زهرا علیها السلام نیز بر انبیا پیشین مقدم است.

مظلومیت، ارثیه ای فراموش نشده!

فرزند فاطمه علیهما السلام مانند مادر و پدر و ابناء گرامی اش علیهم السلام عالم است. علم او علمی است حضوری؛ که از جانب خداوند سبحان از راه الهام و یا از طریق، تعلیم رسول اکرم صلی الله علیه و آله افاضه شده است. از این ویژگی دیگران بهره ای ندارند:  «فاسئلو اهل الذکر إن کنتم لا تعلمون» (نحل/ 43) و کسی جز ایشان علمی تام ندارد که از او پرسیده شود

از امام باقر علیه السلام نقل شده است زمانی که در آستانه ظهور، حضرت مهدی علیه السلام آن جوان هاشمی را، برای اتمام حجت با اهل مکه، به نزد آنان می فرستند به او می فرمایند: "... به نزد مکیان برو و بگو: من فرستاده ی فلانی ام به سوی شما، او به شما می گوید: ما اهل بیت رحمت و معدن رسالت و خلافت و خانواده حضرت محمد صلی الله علیه و آله و از فرزندان پیامبرانیم. ما مظلوم واقع شده ایم؛ رنج کشیده ایم؛ طرد شده ایم، از زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله فوت کرد تا این زمان، حق ما را ضایع کردند؛ از شما تقاضای کمک داریم. شما هم ما را یاری کنید." (6)

مظلومیت این خاندان از غصب حق پدر گرامی شان شروع و با پاره شدن مظلومانه ی سند مظلوم تأیید شد و ادامه پیدا کرد. اگر چه فاطمه زهرا علیها السلام از همان آغاز تولدش مصائب و تأملات روحی زیادی را تحمل نمود و پی در پی مورد ظلم واقع شد. اما پس از غصب فدک مظلومیت ایشان مهر تأیید خورد. بعد از سخنرانی و اتمام حجت فاطمه علیها السلام و مناظره مولای متقیان علیه السلام با خلیفه وقت، سرانجام قباله فدک از سوی ابوبکر به نام زهرا علیها السلام نوشته شد. ایشان سند را برداشته و راهی منزل مبارک گردیدند. در راه، خلیفه دوم وی را دید و از جریان آگاه شد و به زور سند را از فاطمه علیها السلام گرفت و آن را پاره کرد. کاری  کرد که فاطمه علیها السلام به گریه افتاد و صیحه کشید. (7)

حق این خاندان پیوسته پایمال شده است. بی جهت نیست زمانی که حضرت صاحب الامر علیه السلام ظهور می کنند در خطبه خود کنار کعبه می فرمایند: «... از شما می خواهم ما را یاری کنید در برابر کسانی که به ما ظلم کرده اند... از ما دفاع کنید؛ زیرا ما را ترسانده و مورد ظلم قرار داده اند... » (8)

پی نوشت:

1. اصول کافی، ج1، ص 458
2. بقره آیه 124
3. بحارالانوار، ص 167
4 . فراید سبطین، ج 2، ص 68
5. محجة البیضاء، ج4، ص 210، بحار الانوار، ج43، ص92و 97و 107. عوالم، ج 11، ص 278و 281
6.بحارالانوار، ج 52، ص 307
7. ابن ابی الحدید، ج6، ص 274. احتجاج، ج1، ص 122. شرح من لایحضر ، ج 3، 134.
8 . غیبت نعمانی، ص 81.

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1395 
ساعت : 1:16 PM
لینک ثابت
نقطه آغازین حرکت اصلاحی آخرین منجی (1)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نقطه آغازین حرکت اصلاحی آخرین منجی (1)

قرآن و نقطه شروع تمدن بزرگ آخرالزمانی

اگر از شما خواسته می شد این دنیای ملتهب کنونی را به چنان مدینه فاضله ای تبدیل کنید برای چنین تغییری چه می کردید؟ متفکران و مصلحان عالم چه کرده اند و تا کنون چه نتیجه ای داشته ایم؟ آیا ثمره مثبت و فراگیری داشته ایم؟

 
بقیه الله

در قسمت قبلی تا حدودی به اوضاع جامعه جهانی کنونی پرداختیم و در برابر این سوال قرار گرفتیم که منجی عالم بشریت چه راهکاری را برای تبدیل جامعه فسادزده آخرالزمان به جامعه ی عدل محور دوران حکومتشان در پیش خواهد گرفت؟ و برای تاسیس چنین حکومت فراگیر و عدل محور و فضیلت گستری از کجا شروع می کند؟ نقطه آغاز حرکت اصلاحیشان چه خواهد بود؟ و اینک سعی می کنیم به این سوال پاسخ دهیم.

نقطه آغاز تحول بزرگ جهانی

قرآن خط پایان نیست بلکه نقطه شروع تمدن بزرگ الهی انسانی بر کره زمین است. قرآن عزیز این نکته را در آیات متعددی متذکر شده که اگر انسانها به اجرای کامل کتب آسمانی قیام می کردند وضع زندگیشان بهتر از این بود و برکات مادی و معنوی به ایشان روی می کرد

اگر از شما خواسته می شد این دنیای ملتهب کنونی را به چنان مدینه ی فاضله ای تبدیل کنید برای چنین تغییری چه می کردید؟ متفکران و مصلحان عالم چه کرده اند و تا کنون چه نتیجه ای داشته ایم؟ آیا ثمره مثبت و فراگیری داشته ایم؟
قطعاً خواهید گفت اول از همه، نیاز به یارانی همراه و همدل دارم. بله درست است. امام مهدی علیه السلام نیز 313 نفر یار و پا به رکاب و ذوب شده در اهداف مولایشان دارند! [1] اما بعدش چه؟ برای عموم مردم چه می کردید؟ شاید بگویید هر یک از یارانم را به اطراف و اکناف جهان می فرستادم برای تبلیغ!
بعد از اتفاقاتی که همزمان با ظهور می افتد -خروج سفیانی و فرو رفتن لشگر سفیانی در سرزمین بیداء- حضرت از مکه به سمت مدینه و از آنجا به کوفه می روند و مقرّ حکومتشان را در کوفه بنا می کنند و شروع به آموزش قانون اساسی حکومت جهانی شان می کنند که آن قانون چیزی نیست جز قرآن. آری، قرآن!
اما کدام قرآن؟ قرآنی که همراه با تاویل و تفسیر و شأن نزول و مصادیق آیات باشد. قرآنی که منشأ تفکر و تعقل و تخلق به اخلاق الهی و یاد مرگ و معاد و مشوق علم آموزی و کشف مجهولات و آبادانی زمین باشد. قرآنی که استاد و شاگردش دغدغه عمل به دستورات آن را دارند، چرا که امامشان مجسمه قرآن است و ذوب در قرآن شده است. او و قرآن، معیت و همراهی دارند؛ اینها دو ثقل به یادگار مانده از پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله هستند و این نقطه شروع آن تحول بزرگ جهانی است، آن تحولی که منجر به حکومتی واحد و فراگیر در سراسر عالم می شود. لذاست که حضرتش در کوفه خیمه هایی بر پا می کنند و شیعیانشان به آموزش قرآن خواهند پرداخت.[2] امّا چرا قرآن؟

اصلاح قرآنی بشر

حقیقت این است که اگر قرار باشد فساد، فحشاء، بی احترامی، جنگ، خونریزی، جهل و فقر و... جای خودش را به صلح  و صفا و دوستی و بخشش و اخلاق کریمه و ... بدهد باید بینش انسانها را شکل داد، باورشان را اصلاح کرد تا در عمل دچار تکبر، زیاده خواهی، اعمال بی ضابطه شهوات، بطالت و... نشوند؛ و چنین چیزی موقعی محقق می شود که انسانها به فطرت پاک و الهی خویش برگردند و قرآن عهده دار چنین امری است.[3]
بی شک اگر کسی معاد باور شد، حتی در خلوت هم فساد نمی کند، چرا که باور دارد روزی در محضر قاضی و داوری که خود شاهد اعمال او بوده باید پاسخگو باشد، و نتیجه کارش را ببیند.[4]
اگر کسی با قرآن مأنوس شد، از ولایت الهی سر بر نمی تابد چرا که ناگزیر در ولایت طاغوت قرار خواهد گرفت! [5] و... و همه اینها منوط به تعلیم قرآن توسط یک قرآن باور است؛ کسی که خود مجسمه عمل به قرآن است و راسخ در علم است. [6] لذا شاگردان و یارانش (که قابلیت تمام و کمال در پذیرش دارند) نیز عامل خواهند بود که: سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
و این حلقه های قرآن آموزی وسیع تر و فزون تر خواهد شد تا جایی که جهانی شود و آنگاه مردمانی خواهیم داشت که همه از یک چشمه ی پاک و نورانی سیراب می شوند و آن قرآن است. پس ناگزیر زندگیشان قرآنی خواهد شد، که قرآن علم و اخلاق و دین و سیاست و آبادانی و ... را همرنگ خدا می کند و رنگ خدا زیباترین رنگهاست و اینگونه می شود که جهانی زیبا شکل خواهد گرفت. [7]
در چنان جهانی محور همه علوم و فنون و اقوال حتی قول امام معصوم هم قرآن است و هر چه قرآنی باشد مقبول است و  هر چه با قرآن در تضاد باشد مطرود. قرآن است که مبنای احکام عملی می شود و قرآن است که منشأ علوم مختلف می شود، چنان که در برهه هایی از زمان، چنین اموری تجربه شد و مسلمین در سایه ی قرآن به پیشرفت علمی و تکنولوژیک رسیدند.[8]

اگر انسان این گونه می بود

بعد از اتفاقاتی که همزمان با ظهور می افتد -خروج سفیانی و فرو رفتن لشگر سفیانی در سرزمین بیداء- حضرت از مکه به سمت مدینه و از آنجا به کوفه می روند و مقرّ حکومتشان را در کوفه بنا می کنند و شروع به آموزش قانون اساسی حکومت جهانی شان می کنند که آن قانون چیزی نیست جز قرآن

قرآن خط پایان نیست بلکه نقطه شروع تمدن بزرگ الهی انسانی بر کره زمین است. قرآن عزیز این نکته را در آیات متعددی متذکر شده که اگر انسانها به اجرای کامل کتب آسمانی قیام می کردند وضع زندگیشان بهتر از این بود و برکات مادی و معنوی به ایشان روی می کرد: «و اگر آنها تورات و انجیل (واقعى را) و آنچه را كه به آنها نازل شده بر پا مى نمودند به یقین از بالاى سرشان و از زیر پاهایشان روزى مى خوردند (از بركات آسمان و زمین برخوردار مى شدند). از آنها گروهى میانه رو و درستكارند و بسیارى از آنها زشت است آنچه به جا مى آورند»[9] و نیز می فرماید: «و اگر اهل شهرها و روستاها ایمان مى آوردند و پروا پیشه مى كردند مسلّما (درهاى) بركتهایى از آسمان و زمین را بر روى آنها مى گشودیم، و لكن (آیات ما را) تكذیب كردند، پس آنها را به سزاى آنچه كسب مى كردند دچار ساختیم».[10]
آری جامعه جهانی تا به امروز از کتب آسمانی دور بوده و نتیجه اش همین دنیای ملتهب و فسادزده است. ولی دوران مهدی موعود ٓعجل الله تعالی فرجه الشریف دوران رجوع انسان به قرآن خواهد بود، و این رجوع، درهای برکت مادی و معنوی را به روی جامعه خواهد گشود. ان شاء الله باشیم و ببینیم آن دوران شکوفایی فطرت انسان را.

پی نوشت:
1) نگین آفرینش، جلد 1، صص 128 131.
2) همان، ص 155.
3) سوره روم آیه 30: پس حق گرایانه روى دل خود را به سوى این دین (دین اسلام) كن همان طریقه و آیین فطرى خدا كه مردم را بر پایه آن آفریده و سرشته، (و) هرگز تبدیلى در آفرینش (تكوینى) خدا نباشد (و در آیین تشریعى او هم نباید باشد)، این است دین ثابت و استوار، و لكن بیشتر مردم نمى دانند.
4) سوره زلزال آیات 7 و 8: پس هر كه هموزن ذره اى كار خیر كند (جزا یا تجسم خارجى) آن را مى بیند. و هر كه هموزن ذره اى كار شركند آن را مى بیند.
5) سوره بقره آیه 257: خداوند دوست و سرپرست كسانى است كه ایمان آورده اند، آنها را از تاریكى ها (جهل و كفر و فسق) به سوى نور (علم و ایمان و تقوا) بیرون مى برد، و كسانى كه كفر ورزیدند سرپرستان آنها طغیانگرانند كه آنها را از نور (هدایت) به سوى تاریكى ها(ى گمراهى) بیرون مى برند. آنها اهل آتشند كه در آنجا جاودانند.
6) سوره آل عمران آیه 7: اوست كه این كتاب را بر تو فرو فرستاد؛ كه برخى از آن آیه هاى محكم به لفظ صریح (و به معنى روشن) است، كه آنها مادر و اساس كتابند، (ابهام آیات دیگر با آنها رفع مى شود) و برخى دیگر آیه هاى متشابه است (چندپهلو است و معنى آن به واسطه عموم محتوا و عمق معنى و تعدد مراد در بدو نظر روشن نیست و باید به وسیله آیات محكم و عقل سلیم تفسیر شود)، اما كسانى كه در دلهاى آنان انحراف (از حق) است، براى فتنه جویى و طلب تأویل (یافتن معنى نادرست)، از این كتاب از آنچه متشابه است پیروى مى كنند، در حالى كه تأویل (و بازگشت معنى حقیقى) آن را جز خدا نمى داند؛ و آنان كه رسوخ در دانش دارند.
7) سوره بقره آیه 138: (آرى ایمان دلهاى ما) رنگ آمیزى خدایى است و كیست كه رنگ آمیزیش بهتر از خدا باشد؟ و ما پرستندگان اوییم.
8) ر.ک: تمدن اسلامی از زبان بیگانگان، صص 7 و 106
9) سوره مائده آیه66
10) سوره اعراف آیه96

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1395 
ساعت : 1:15 PM
لینک ثابت
نقطه آغازین حرکت اصلاحی آخرین منجی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نقطه آغازین حرکت اصلاحی آخرین منجی

آنچه در هر کاری مهم است نقطه شروع آن است و نقطه شروع حکومت جهانی آخرالزمان فوق العاده مهمتر. اینکه آن حاکم الهی اولین قانونی که وضع می کند چیست؟ اولین اداره ای که تاسیس می کند چیست؟ و همینطور سایر اولین های آن حرکت عظیم...

 
حرکت اصلاحی آخرین منجی

در دنیایی زندگی می کنیم که در هر روز و ساعتش شاهد حوادث اجتماعی، فرهنگی، دینی، اقتصادی و نظامی و... هستیم؛ زمانه ای که در بیان کتب مقدس به «آخرالزمان» لقب یافته و ویژگی آن، بداخلاقی، فساد و تباهی عنوان شده است! [1]
جالب اینکه همه ادیان و مکاتب الهی و بشری، مدینه فاضله ی جهان را در پایان چنین دوره ای ترسیم کرده اند و این جامعه فسادزده را ختم به جامعه عادله ی جهانی می دانند! همه ادیان متفق اند منجی و مصلحی خواهد آمد و سراسر گیتی را از لوث وجود ظلم و بی عدالتی پاک خواهد کرد و...؛ اما چگونه؟ چگونه ممکن است از دل جامعه ای فاسد، جامعه ای پاک و مومن متولد شود؟ آن مصلح کل چگونه عمل خواهد کرد؟ نقطه شروع حرکت اصلاحی او از کجاست؟ نه نقطه ی شروع حرکت مادی و جغرافیای خاکی او که از مکه است بلکه نقطه آغاز اصلاح فرهنگی او از کجا و چگونه خواهد بود؟

جهانِ به هم پیچیده امروز

باید به این حقیقت تلخ اعتراف کرد که اکثر مسلمین از اسلام غافلند و در همین کشورهای اسلامی، اسلام به تمام و کمال اجرا نمی شود! و الا دینی چون اسلام عزیز و مذهبی چون شیعه دوازده امامی توان اداره دنیا و آخرت بشر را دارد؛ البته اگر انسانها به تمام قامت به اجرای مفاد این مذهب و این دین استوار قیام کند

در حیطه دین با جامعه ای مواجهیم که طبق اعلان مراکز آماری سالانه چندین آیین و مسلک دینی در آن تولید می شود. [2]
از لحاظ اقتصادی در شرایطی هستیم که علیرغم نظریه پردازی های گوناگون، تورم، گرسنگی، فقر و انباشت نامتعادل ثروت بر سطح جهان سایه افکنده و متفکران علم اقتصاد در مجامع جهانی و در مراکز اقتصادی داخلی کشورها نتوانسته اند سیستم یکپارچه و کارآمدی برای مهار نقدینگی و تورم و اختلاف طبقاتی و... تنظیم کنند.
در سیاست هم که به وضوح اختلاف و جنگ و کشمکش نمایان است.
در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و... هم دست کمی از موارد فوق نداریم. آنچه موضوع را جدی تر و دقیق تر می کند اینکه با وجود ادیان، مذاهب و نحله های مختلف، اعم از بشری و غیر بشری، الهی و غیر الهی که در میان مردم جهان رواج دارد (و هر کدام داعیه نجات بشر را دارند) انسان امروز هم مانند بشر دیروز، درگیر اختلاف و گرفتاری و کمبود و نقص و جهل است.

جامعه غافل مسلمانان

با کمال تاسف باید گفت حتی در کشورهای مسلمان هم این مشکلات به چشم می خورد، چرا که آنها نیز چه بخواهند و چه نخواهند جزئی از این کل و تعدادی از مردم ساکن بر کره زمین اند و صد البته از این تعاملات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و... که به ناچار با سایر مردم جهان دارند، اثر می پذیرند، هر چند با صرف نظر از این تعاملات هم باید به این حقیقت تلخ اعتراف کرد که اکثر مسلمین از اسلام غافلند و در همین کشورهای اسلامی، اسلام به تمام و کمال اجرا نمی شود! و الا دینی چون اسلام عزیز و مذهبی چون شیعه دوازده امامی توان اداره دنیا و آخرت بشر را دارد؛ البته اگر انسانها به تمام قامت به اجرای مفاد این مذهب و این دین استوار قیام کند.

از دنیای تخیلی تا دنیای واقعی

در این شرایط بغرنج و تاسف آور، زمانی را تصور کنید که مردم ساکن بر کره ی زمین به چنان اتحاد و همدلی و برادری و برابری رسیده اند که در سرتاسر جهان به کسی ظلم نمی شود؛ در سرتاسر کره ی زمین یک پرچم که متعلق به یک کشور است در اهتزاز است و همه تحت لوای آن پرچم زندگی می کنند؛ اقتصادی شکوفا، عدالتی فراگیر، فرهنگی غنی و پیشرفته، مردمانی یکصدا و یکدل بر روی زمین زندگی کنند، مردمانی که اگر از دین و مذهبشان بپرسی یک کلمه می شنوی و نه بیشتر، و اگر از اخلاقشان جویا شوی، خلقی انسانی الهی می بینی نه چیز دیگر.
شاید برای شما هم کمی تخیلی باشد که جهانی را فرض کنید که در آن فقیری نیست، ظلمی نیست، همه در برابر قانون برابرند، مرز جغرافیایی کشورها بر چیده شده، و مردمان بر مدار علم و اخلاق، روزگار می گذرانند.
اما این تخیل روزی به تحقق خواهد پیوست و زمین و زمان شاهد چنان روزگاری خواهد بود. آن زمان، روز ظهور منجی عالم بشریت، آخرین مصلح جهانی است، همو که همه ادیان به آمدنش بشارت داده اند و هر یک به نامی او را می خوانند -کَلکی، سوشیانت، مسیح و مهدی- [3] اما سوال اینجاست: چگونه؟ چگونه مهدی (عج) موفق خواهد شد جهانی پر التهاب و پر اختلاف مثل دوره آخرالزمان را به جهانی متحد و  سرشار از عدالت تبدیل کند؟!

معلم شجاع، و مدیریت آگاهانه کلاس ناآرام

شاید برای شما هم کمی تخیلی باشد که جهانی را فرض کنید که در آن فقیری نیست، ظلمی نیست، همه در برابر قانون برابرند، مرز جغرافیایی کشورها بر چیده شده، و مردمان بر مدار علم و اخلاق، روزگار می گذرانند. اما این تخیل روزی به تحقق خواهد پیوست و زمین و زمان شاهد چنان روزگاری خواهد بود

به این مثال دقت کنید: کلاس درسی را فرض کنید که شرورترین دانش آموزان در آن حضور دارند و گروهی و باندی تشکیل داده اند، در این کلاس علم آموزی و اخلاق مداری حرف آخر را می زند. دانش آموزان با اخلاق و کوشای علمی در زاویه اند و تحت الشعاع آن گروه شرور. معلمین مدرسه از این کلاس شاکی اند و از رفتن بر سر آن نالان. در این بین معلمی پیدا می شود که با کمال شجاعت و شهامت مدیریت کلاس را قبول می کند و چندی بعد آن کلاس را می بینی که آرام و دلنشین شده و اکثر بچه های کلاس جویای علم، قانون مدار و متخلق به اخلاق انسانی شده اند و این بار شروران در زاویه اند!
بی شک اولین سوالی که به ذهن می آید این است که: آن معلم چه کرده؟ از کجا شروع کرده و چگونه توانسته چنین تحولی را در بچه ها به وجود آورد؟ آن گروه شرور چه شدند؟ چگونه آرام و رام شدند؟ چگونه این کلاس از یکدلی و یکرنگی برخوردار شد؟ بی شک آن معلم روش و منش و قانون خاصی داشته که توانسته چنین تغییری ایجاد کند.

نقطه شروعی که نقطه عطف است

بی شک مهدی فاطمه علیهماالسلام نیز قانون، روش و منش خاصی دارد که خواهد توانست جهان را اصلاح کند! آنچه در هر کاری مهم است نقطه شروع آن است. بی شک نقطه شروع چنان حکومتی فوق العاده مهم است، اینکه آن حاکم الهی اولین قانونی که وضع می کند چیست؟ اولین اداره ای که تاسیس می کند کدام است؟ و همینطور سایر اولین های آن حرکت عظیم (اولین شهر، اولین مسئولین، اولین کتاب و ...) بسیار مهم خواهد بود.
راستی حکومت جهانی امام مهدی علیه السلام چگونه حکومتی خواهد بود؟ تربیت چنان انسانهایی که همه یک دین و یک مرام و یک اخلاق دارند، چگونه شکل خواهد گرفت؟ چطور ممکن است سیاه و سفید و اروپایی و آسیایی و شمالی و جنوبی و... همه و همه احساس برابری و برادری کنند و اموالشان را به هم ببخشند، به کسی حتی به زنی تنها در جاده ای دور دست تعدی نکنند و همه دغدغه ی آبادانی زمین نه شهر و کشور من! و پیشرفت علمی جامعه بشری را داشته باشند طوری که زنان خانه نشینشان هم عالمانی عامل باشند؟ [4]
ادامه دارد...

پی نوشت ها:
1) ر.ک: آفتاب مهر، جلد 1، ص161؛ و نگین آفرینش، جلد 1، ص 122.
2) نگین آفرینش، جلد 2، دروس یازده و دوازده.
3) ر.ک: منجی در ادیان، صص 55 59 و 84 86 و 203 205.
4) نگین آفرینش، جلد 1، درس دوازدهم.

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1395 
ساعت : 1:14 PM
لینک ثابت
«شهادت»، اوج اندیشه مهدویت
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

شهادت گواه بر آبادانی است که سربازان امام زمان علیه السلام با شب زنده داری و تلاوت قرآن و زمزمه های "یا مهدی عجل علی ظهورک" در سرزمین وجود خویش ایجاد نمودند. آنان امام علیه السلام را با چشم قلب دیدند و لبیک گویان اندیشه مهدویت را در زندگی جهادی، کاربردی و عملی کردند.

 
شهادت

شهادت در مکتب مهدویت

شهادت و شهود، حضوری است که همراه با مشاهده چشم سر یا چشم قلب باشد.(1) شهادت، خبر دادن از روی قطع است و اصل شهادت، خبر دادن از چیزهایی که مشاهده کرده است و شهید به معنای گواه است به طوری که هیچ چیز از سیطره او پنهان نباشد و شهید یکی از نام های خداوند می باشد.(2)
این واژه، ریشه ای تک معنایی دارد که بر حضور و آگاهی دادن دلالت می کند.(3)  مشتقات شهادت "شهد" (حاضر شد) ماضی ثلاثی مجرد است که در قرآن 44 بار آمده است؛ و "شهید" که در قرآن 36 بار آمده است به معنای گواه؛ و "مشاهده" که در قرآن 16 بار آمده است به معنای حاضر و گواه می باشد.(4)
شهادت همان حضور یافتن در مجالس عشق بازی با خداوند می باشد که از اندیشه مهدویت به عنوان الگو  و حجت امت واحده می باشد. شهادت همان شریک و همراه انسانهای بزرگ و شجاع و از خود گذشته می باشد که همراه و حاضر در محافل می باشد(5) و آرمان بزرگ شهادت به عنوان ارزش انسانیت می ماند. (6)
شهید کسی است که در رکاب امام عصرش لبیک گویان، شنید و اطاعت کرد و شربت شهادت را نوشید یا در جهاد مشروعی به قتل رسید. در تعریف شهید چند وجه آمده است:
1- ملائکه شاهد او می باشند و در کنارش رحمت می دهند.
2- خدا و ملائکه در بهشت به صداقت او گواهی می دهند.
3- در روز قیامت شفیع می باشند و در کنار رسول الله صلی الله علیه و آله گواهی در خواست می کنند.
4- شهید زنده و حاضر و ناظر می باشد. (7)

آرمان های انقلاب جهانی مهدوی

اندیشه مهدویت همان پیروزی نهایی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ظلم و ستم، گسترش جهانی ایمان و اسلام، استقرار کامل و همه جانبه ارزش های اساسی، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده آل و بالاخره اجرای این ایده عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و عالی قدر است که در روایات متواتر اسلامی از او به "مهدی" تعبیر شده است.

شهادت گواه بر آبادانی است که سربازان امام زمان علیه السلام با شب زنده داری و تلاوت قرآن و زمزمه های "یا مهدی عجل علی ظهورک" در سرزمین وجود خویش ایجاد نمودند. آنان امام علیه السلام را با چشم قلب دیدند و لبیک گویان اندیشه مهدویت را در زندگی جهادی، کاربردی و عملی کردند

این اندیشه در تمام فرق و مذاهب با تمام اختلاف ها وجود دارد و قابل اثبات است، زیرا این اندیشه به حسب اصل و ریشه، قرآنی است و قرآن با قاطعیت تمام، پیروزی نهایی ایمان اسلامی (8)، غلبه قطعی صالحان و متقیان (9)، کوتاه شدن دست ستمکاران و جباران برای همیشه و آینده درخشان و سعادتمندانه بشریت را نوید داده است. (10)
آرمان قیام و انقلاب مهدوی یک فلسفه اجتماعی است. این آرمان بزرگ، گذشته از اینکه الهام بخش ایده و راهگشا به سوی آینده است، آینه بسیار مناسبی است برای شناخت آرمان های اسلامی در حکومت جهانی واحد و پیروزی نهایی اصلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادی و صداقت بر زور و استکبار و استبداد و ظلم و اختناق، و رسیدن بلوغ بشریت به خردمندی کامل و پیروزی فکر و ایدئولوژی، و آزادی از اسارت در شرایط طبیعی اجتماعی و غرائز حیوانی که حداکثر بهره گیری از مواهب زمین است.

اصول تربیت عبادی در اندیشه مهدویت

برقراری مساوات کامل میان انسانها در ثروت و سازگاری انسان و طبیعت، اینها نویدها و آرمان های عملی اسلامی است.(11)  ذیل آیه ای (12) در قرآن وعده های خداوند به مؤمنان را در چهار چیز بیان فرموده است:
1. برای آنان جامعه ای صالح مخصوص خود درست كرده و حاكمیت زمین را در اختیار آنان قرار می دهد.
2. دینشان را در زمین برتری می دهد و این همان است كه خدا آن را برای مؤمنین و تمام انسانها پسندیده است كه همانا دین مقدس اسلام است. چنانكه در سوره مائده آیه 3 می فرماید (13) : "و دین اسلام را برای شما پسندیدم".
3. امنیت را جایگزین ترس آنان می گرداند.
4. آنان نیز فقط خدا را عبادت كرده و هیچ چیز را شریك او قرار نمی دهند.
در ذیل این آیه در حدیثی از امام سجاد علیه السلام نقل شده است كه ایشان در مورد «اَلَّذینَ آمَنوا مِنكُم و عَمِلوا الصّالِحات» در این آیه می فرمایند: "به خدا سوگند آنان دوستداران و پیروان ما خاندان پیامبرند كه خداوند به دست مردی از ما كه مهدی این امت است نویدهای جانبخش آیه را درباره آنان تحقق می بخشد". (14)
امام صادق علیه السلام نیز در روایتی دیگر می فرمایند: "تاویل و مصداق این آیه هنوز نیامده است هنگامی كه قائم قیام كند كسی كه او را درك می كند تاویل این آیه را می بیند: هر آینه دین محمد به هر جایی كه شب برسد (همه كره زمین) می رسد به صورتی كه هیچ مشركی بر روی زمین نخواهد بود. همان گونه كه خداوند فرمود: مرا پرستش كنید شریكی را برای من قرار ندهید". (15)
این اصول تربیت عبادی در اندیشه مهدویت می باشد که انسانها را به اوج از خود گذشتن و ایثار و در نهایت شهادت می رساند.

پی نوشت:

١-الشهود و الشهاده الحضور مع المشاهده اما بالبصر او بالبصیره (مفردات راغب ،ماده شهد )،مفردات قران ، حمید محمدی ،ص 155 
2-همان ،والشهاده خبر قاطع و اصل الشهاده الاخبار ما شاهده ..... 
3-همان ص 156،الشین ووالهاء والدال ......             
4-همان ،ص 156 و 157 
5-سوره فرقان آیه 73(لا یشهدون الزور )/مجمع البیان ج1 ص 57 و 416  
6-همان ج10 ص 585
7-مفردات قران ،حمید محمدی ، ص159
8-سوره توبه آیه 33،سوره صف آیه 9 
9-سوره انبیاء آیه 105 
10-سوره اعراف آیه 128 
11-مرتضی مطهری ،قیام و انقلاب مهدی ع ص 13و14 و50 و 51 
12- وَعَدَ الله اَلَّذینَ آمَنوا مِنكُم و عَمِلوا الصّالِحات لَیَستَخلِفَنَُهم فی الاَرض كم..سوره نور ایه 55  
13-[وَ رَضیتُ لكم الاِسلام دیناً]  
14-(اثباه الهداه باب 32 ح422) 
15-(بحارالانوار ج 51 ح41 ص 55)

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1395 
ساعت : 1:13 PM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 4
1
2
3
4

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه